اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
میخوام معجزه هدایت و اتفاقی حاضر که از دست خدا هدایت شدم بگم: من یه روز با مادرم قرار گذاشتیم بعد از اینکه از دانشگاه برگردم با هم بریم و خرید انجام بدیم اما موقع برگشت راه ارتباطی من که از طریق موبایل بود قطع شد و شارژ برقیش تمام شد
اما من استرس نگرفتم و نگران نشدم که مادرم رو چطور پیدا کنم و میدونستم خدا هدایتم میکنه روبروی ریل اتوبوس های تندرو ایستاده بودم از خدا نشانه خواستم نمیدونستم سمت راست برم یا چپ خدا بهم گفت پیرمردی میاد این پیرمرد هر طرف رفت تو هم به آن سمت برو پیرمرد اول اومد گفت این نیست و پیرمرد دوم اومد باز دلم راضی نشد به سمتش برم و بعد از اون پیرمردی اومد که دوچرخه سوار بود بعد اون دوچرخه سوار پیرمرد به سمت چپ رفت و داخل گارد ریل اتوبوس حرکت گفت و خدابهم گفت همینه تو باید به سمت چپ بری و منم رفتم چندقدمی رفتم و بعد دیدم مادرم روبرویم ایستاده و بعد بقل کردم مادرمُ و از خدا بابت هدایتش شکر کردم تاکید میکنم من ذره ای احساس نمی کردم که خدا هدایتم نکنه به میزانی که نزدیک میدونی و باورداری که خدا رفیقت و همراه اول هدایت میشی و زندگی برات راحت
6- از آداب دعا و پرستش این است که انسان خودرا مطرح نکند و خود را در حضور خداوند احساس کند. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ …»
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■گفت وگو با خدا
خدای خوب و مهربانم در جستجوی تو بودهام تمام لحظههای عمرم را و تو را در سکوت قلبم یافتم, در عمق تاریکی قبل از سپیده, در نسیم خوش صبحگاهی, در آواز پرندگان, در عطر خوش باران, در بارش بیصدای برف, در قدرتی که برای یافتن و شناخت خویشتن در قلبم نهادی, در شهامتی که برای بودن و ادامهدادن به من بخشیدی, در صدای نفسهای کسانی که دوستشان دارم، در پس هر اندوهی, در گذر از هر طوفانی, تو را همه جا حس کردم که چگونه عاشقانه و پرشکوه در لحظههایم حضور داری خدایا یاریم کن که لایق باشم در راهِ تو کمر به خدمت بندم و آنچه درونم نهادهای نوری باشد بر مسیر کسانی که با عشق تو و اراده تو یاریشان خواهم کرد.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سلام درود الله یکتا به شما استاد توحیدیم. و خانم شایسته مهربانم سلاااامم.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ (یادداشت های شخصی) :
1. توحید ناب و تسلیم مطلق:
* مفهوم محوری: توحید، بنیادینترین اصل در این فایل می باشد.، باور به توحید صرفاً یک باور ذهنی نیست، بلکه یک نگرش عملی است که باید در تمام زوایای زندگی جاری شود.
* تجلی عملی: این نگرش، خود را در تسلیم کامل در برابر اراده الهی، توکل بیقید و شرط به او، و فروتنی در برابر عظمت او نشان میدهد.
* پرهیز از شرک: هرگونه اتکا به غیر خداوند، چه به تواناییهای فردی، چه به اشخاص دیگر، و چه به ابزارهای مادی، مصداق شرک است و مانع دریافت هدایت الهی میشود.
2. تواضع و عبودیت در برابر خداوند:
* درک جایگاه: عارفه باید جایگاه واقعی خود را در هستی، به عنوان مخلوقی ضعیف و نیازمند، در برابر خالق قدرتمند و بینیاز، درک کنی.
* رهایی از غرور: غرور و خودبزرگبینی، حجابی است که مرا از درک حقایق و دریافت الهامات الهی محروم میکند.
* عبودیت عاشقانه: عبودیت خداوند، نه از سر ترس، بلکه از سر عشق و سپاسگزاری، باید سرلوحه زندگی من عارفه قرار گیرد.
3. اعتماد و توکل به هدایت الهی:
* هدایت دائمی: خداوند همواره در حال هدایت بندگان خود است، حتی در لحظاتی که من از آن غافلم.
* درخواست هدایت: عارفه باید در تمام امور، حتی امور به ظاهر ساده، از خداوند طلب هدایت کنی و به او توکل کنی.
* پذیرش حکمت الهی: حتی اگر نتایج ظاهری امور، مطابق میل من نباشد، باید به حکمت الهی اعتماد کرد و دانست که خداوند، بهترینها را برای منه عارفه رقم میزند.
4. دریافت نعمتها و برکات الهی:
* نتیجه ایمان: ایمان و توکل به خداوند، موجب جلب نعمتها و برکات الهی در زندگی من میشود.
* انواع نعمتها: این نعمتها، شامل نعمتهای مادی (مانند سلامتی، ثروت، و موفقیت) و نعمتهای معنوی (مانند آرامش، رضایت، و قرب الهی) میشود.
* شکرگزاری: عارفه من باید همواره شکرگزار نعمتهای الهی باشم و از آنها در راه رضای خدا استفاده کنم.
5. نقش ایمان در زندگی روزمره:
* آرامش در سختیها: ایمان به خداوند، به من عارفه قدرت میدهد تا در برابر سختیها و مشکلات زندگی، آرامش خود را حفظ کنم.
* امید در ناامیدیها: ایمان، چراغ امید را در دل منه عارفه روشن نگه میدارد و او را از یاس و ناامیدی نجات میدهد.
* انگیزه در عمل: ایمان، انگیزه لازم برای انجام به قانون و تلاش در راه درست (با استفاده از اهرم رنج لذت، دیدن تصور نتیجه دلخواه باعث میشه من همیشه در مسیر باشم.
6. مصادیق عملی باورهای توحیدی:
* در رانندگی: حتی اگر در رانندگی حرفه ای و ماهرهستی، باید در هنگام رانندگی، از خداوند طلب کمک، حفظ و هدایت کنی.
* حتی در بازیهای کامپیوتری: غرور و اتکا به تواناییهای فردی، میتواند منجر به شکست در بازیها شود.(من بلدم،پیش فرض های ذهنی که همیشه عمل کردی نتیجه مثبت بوده،همیشه متکی به پیش فرض های ذهنیت نباش همیشه هرلحظه از خدا هدایت بخواه)( ایاک نعبد و ایاک نستعین)
* در روابط اجتماعی: من باید در روابط خود با دیگران، از خداوند کمک بگرم و از او بخواهم که مرا در مسیر درست به سمت افراد درست هدایت کند.
* در مسائل مالی: من عارفه باید در امور مالی خود، به خداوند توکل کنم و از او طلب رزق و روزی کنم.
* تفکر در آیات الهی: من باید در آیات قرآن تفکر کنم و سعی کنم آنها را در زندگی خود عملی سازم.
* محاسبه نفس:من باید هر روز، اعمال و رفتار افکار خود را مورد ارزیابی قرار دهم و سعی کنم نقاط ضعف خود را اصلاح کنم.
* تقویت ایمان: من باید با انجام عمل به قوانین ، مانند توکل،کنترل ذهن،توجه به نکات مثبت،تکرار باورهای توحیدی و.. ایمان خود را تقویت کنم
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سپاسگزاری:
● خدارو شاکر سپاسگزارم به من فرصت داد تا بار دیگر پای آموزه های شما استاد توحیدیمبنشینم.
● از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این آگاهی هایی که به ما آموزش می دهید ممنون و سپاسگزارم
꧁꧂در پناه الله مهربان شاد ،سلامت، ثروتمند خوشبخت وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید. ꧁꧂
خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم تو بال پروازم باش در مدار خود ارزشمندی بیشتر ودر مدار ثروت و موفقیت و آگاهی بیشتر قرار بگیرم.آمین یا رب العالمین.
سلام استاد عزیزم واقعا امروز هدایت شدم ب این فایل و در واقع جوابی که چند هفته بود دنبالش میگشتم و امروز پیدا کردم.داستان از این قراره ک من اسکین تراپیست هستم و خب کارم روی پوست اشخاصه باید دقت کنم و مقدار متریال و نوعشون و همه ترتیب مراحل و تشخیص پوست خیلی مهمه تا شخص جواب بگیره یا پوستش دچار واکنش خاصی نشه.من دوساله کارم و شروع کردم و دقیقا از همون اول میگفتم خدایا سر هر کلاینتی میگفتم خدایا منو کمک کن بتونم موثر واقع بشم . من نمیدونم و تو میدونی..داستان چالش از اونجایی اتفاق افتاد ک ی کلاینت اومد طی یک ماه پیش و پوست خیلی خوبی ب ظاهر داشت .همونجا توی ذهنم گفتم این بیس پوست خوبی داره و من با کمترین کار بهترین جواب و میگیرم و ینی نباید ترسی داشته باشم چون 100درصد این کلاینت راضی بیرون میره و من راحت بهبوودی رو ایجاد میکنم در پوستش….. جونم براتون بگه من با اعتمادبنفس خدمات و انجام دادم و بعد چند روز حتی منتظر بودم ک پیام رضایت بذاره درحالی ک دیدم اومده سالن و کل سالن منفی شدن نسبت ب خدمات من و گفته بود ک پوستم ب شدت خشک شده و دارم میرم دکتر…..همونجا من اب سردی انگار ریختن روم…واقعا شوک شدم گفتم خدایا مگه ممکنه این ک بیس پوست خوبی داشت…؟من ک برای بدتر از این کلاینت کلی قوی تر حتی کار کرده بودم ولی همه راضی بودن چرا برای این طرف این اتفاق افتاده؟؟؟خلاصه دو هفته بود ینی الان دو هفته اس ک ی انرژی منفی وجودم و گرفته بود و توی این مدت سالن نرفتم و خودمو و تواناییهام و یجورای باخته بودم…همش دنبال سرچ و تحقیق بودم ک اقا دلیل این اتفاق چی بوده؟؟؟؟؟و من امروز فهمیدم این ی سیلی از سمت خدا ب من بود زمانیکه بالای سر کلاینت تو ذهنم گفتم این قطعا از کارم راضیه و یجوررایی ب خودم مغرور شدم و گفتم کارم بیسته …..وای خدایا این بهترین فایل و جوابی بود ک گرفتم از طریق شما…اینکه غرور من باعث شد خداوند منو بنشونه سر جام و بگه چرا فکر میکردی تا الان رضایت ها از سمت من نبوده؟در صورتی ک من از اول کارم مرتب اینو میگفتم ولی فقط همون جلسه این و یادم رفت و نگفتم و ب توانایی خودم اتکا کردم و سیلی خوردم خدایا مرسی ک جواب و از استادم گرفتم ممنونمم ک هدایتم کردی و بهم نشون دادی ایرادم کجا بوده….
چقدر این فایل رو به موقع اول خداوند وبعداستاد عزیزم برای من آماده کردند
من در تعطیلات نوروز روی احساس لیاقت کار کردم ویه پیشنهاد کاری عالی به همسرم داده شد وباهمون شرایطی که خودش دوست داشت ودرامدمون هم پنج برابر قبلا میشد بعد به خودم افتخار کردم که من دیگه همه قوانین رو میدونم به هر چی بخوام میرسم و خلاصه دیگه تبر هم گردن منو نمیزنه چند روز بعد زنگ زدن گفتن که کار به هم خورده ومن دوباره به همون فرد قبلی تبدیل شدم بعد اومدم توی سایت دیدم که این فایل زیبا آماده شده و اولین کاری که کردم احساسم رو جم وجور کردم زدم بر طبیعت وبا خدای خودم خلوت کردم و استغفار کردم وهر حرفی که میزدم قبلش میگفتم به لطف خدا …تا فراموش نکنم که همه ی کارهارو اون داره انجام میده وسعی کردم به زیبایی ها توجه کنم وخودم روسرگرم کردم و توی باغچه ریحون کاشتم ودیگه توی لحظه زندگی کردم وکلی با بچه ها بازی کردم وبعد از یک روز دوباره زنگ زدن که کارتون جور شد ومن لنگ این فایل بودم که دوباره به لطف خودش به وسیله استاد این درس بزرگ که اصله رو به من آموخت .خدایا شکرت…
همین چند روز پیش بود که من به خودم گفتم که دیگه مریض نمیشم چون من میدونم باید چیکار کنم من که ماه ها بود مریض نشده بودم فرداش مریض شدم و رفتم توی عقل کل وجوابمو پیدا نکردم و بعد از گوش کردن این موضوع فهمیدم که جریان چیه
چون مسائل این چنینی خیلی برام پیش میومد
مثلا غذاکه درست میکردم و خوشمزه میشد یا سریع غذا درست میکردم خیلی به خودم افتخار میکردم توی قلبم وبعد غذا می سوخت
ویا وقتی کاری رو مدریت میکردم وسریع پیش میرفت و مغرور میشدم ویادم میرفت که خدا این کار رو کرده همه چی خراب میشد
ویاد گرفتم که از هر چی خواستم تعریف کنم یا لذت ببرم اولش بگم یه لطف خدا… تا یادم نره که اونه که همه چیزه تازه این کامنت هم خودش نوشته
واقعاً جا دارد یک تشکر خیلی ویژه هم بکنم از بعضی دوستان من در این سایت که با کامنت هایشان نشان میدهند چقدر خوب مطلب را درک کردهاند و چه خاطرات جالبی از عمل به توحید می نویسند تا همه ما ایمان مان تقویت شود.
خدایا من هیچ چیز نمی دانم و بر هیچ چیز توانا نیستم، مگر آن که تو به من لطف کنی و مرا دانا و توانا کنی
خدایا من بی تو هیچم
من بعضی وقت ها که در مورد توحید با خودم حرف می زنم، میگم خدایا من ذره ای بسیار ناچیز هستم در اقیانوس بی عظمت و بی نهایت خلقت
بعد کمی که فکر میکنم، خودم شرم میکنم که بگویم من چیزی «هستم» حتی اگر بگویم بسیار ناچیزم.
یعنی برای خودم هیچ «هستی» در مقابل خدای مهربان قائل نیستم
به همین دلیل ترجیح میدهم بگویم خدایا من هیچی «نیستم» و همه چیز تویی
من چند سالی بیشتر نیست که پا بر این کره خاکی گذاشته ام ولی تو میلیاردها میلیارد سال و قرن است که خدایی میکنی و خواهی کرد
آن وقت که من تک سلولی بودم تو هوادار من بودی و الان هم تو همان خدایی و من همان بنده ناچیز ناتوان
خدایا در تک تک ثانیه های عمرم، در تک تک گفت و شوندهایم، در تک تک آنچه که به ذهن و فکرم خطور می کند و در تک تک دم و بازدم هایم، تمام امورم را صد در صد به تو واگذار میکنم و از تو میخواهم مرا به بهترین مسیرها و شیرین ترین رویدادها رهنمون باشی
یک مدتی بود که قشنگ احساس کردم از مسیر درست خارج شدم و خیلی سردرگم شدم و از مسیر تمریناتم خارج شده بودم و خیلی اتفاقی امروز وارد سایت شدم و این فایل رو دیدم
اصلا احساس میکنم خدا داشت از طریق استاد باهام حرف میزد
در مورد سوال استاد از تجربه های خودم بخوام بگم :
من مغازه ای دارم و سعی کردم مهارت فروش رو یاد بگیرم و تمریناتی مثل شکرگزاری و … برای افزایش فروشم انجام دادم و دقت که میکنم همیشه رو این موضوعات حساب باز میکردم
و نتیجه دلخواهم حاصل نمیشد
و امروز وقتی این فایل رو دیدم و از ته قلب درکش کردم و فقط از خدا کمک خواستم ولله فروش مغازم امروز انفجاری بود
سلام و درود خدمت شما دوستان عزیزم
میخوام معجزه هدایت و اتفاقی حاضر که از دست خدا هدایت شدم بگم: من یه روز با مادرم قرار گذاشتیم بعد از اینکه از دانشگاه برگردم با هم بریم و خرید انجام بدیم اما موقع برگشت راه ارتباطی من که از طریق موبایل بود قطع شد و شارژ برقیش تمام شد
اما من استرس نگرفتم و نگران نشدم که مادرم رو چطور پیدا کنم و میدونستم خدا هدایتم میکنه روبروی ریل اتوبوس های تندرو ایستاده بودم از خدا نشانه خواستم نمیدونستم سمت راست برم یا چپ خدا بهم گفت پیرمردی میاد این پیرمرد هر طرف رفت تو هم به آن سمت برو پیرمرد اول اومد گفت این نیست و پیرمرد دوم اومد باز دلم راضی نشد به سمتش برم و بعد از اون پیرمردی اومد که دوچرخه سوار بود بعد اون دوچرخه سوار پیرمرد به سمت چپ رفت و داخل گارد ریل اتوبوس حرکت گفت و خدابهم گفت همینه تو باید به سمت چپ بری و منم رفتم چندقدمی رفتم و بعد دیدم مادرم روبرویم ایستاده و بعد بقل کردم مادرمُ و از خدا بابت هدایتش شکر کردم تاکید میکنم من ذره ای احساس نمی کردم که خدا هدایتم نکنه به میزانی که نزدیک میدونی و باورداری که خدا رفیقت و همراه اول هدایت میشی و زندگی برات راحت
﷽
■ برگه ای از کتاب هدایت
■آیه5 سوره فاتحه :إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
● ترجمه آیه:[پروردگارا!] تنها تو را می پرستیم وتنها از تو یاری میجوییم و بس.
●پیام آیه:
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
4- «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنى نه جبر است و نه تفویض. چون مىگوییم:
«نَعْبُدُ» پس داراى اختیار هستیم و نه مجبور. وچون مىگوییم: «نَسْتَعِینُ» پس نیاز به او داریم و امور به ما تفویض نشده است.
5- شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دستیابى به توحید و یکتاپرستى است.
«رَبِّ الْعالَمِینَ، الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ، إِیَّاکَ نَعْبُدُ»
6- از آداب دعا و پرستش این است که انسان خودرا مطرح نکند و خود را در حضور خداوند احساس کند. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ …»
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■گفت وگو با خدا
خدای خوب و مهربانم در جستجوی تو بودهام تمام لحظههای عمرم را و تو را در سکوت قلبم یافتم, در عمق تاریکی قبل از سپیده, در نسیم خوش صبحگاهی, در آواز پرندگان, در عطر خوش باران, در بارش بیصدای برف, در قدرتی که برای یافتن و شناخت خویشتن در قلبم نهادی, در شهامتی که برای بودن و ادامهدادن به من بخشیدی, در صدای نفسهای کسانی که دوستشان دارم، در پس هر اندوهی, در گذر از هر طوفانی, تو را همه جا حس کردم که چگونه عاشقانه و پرشکوه در لحظههایم حضور داری خدایا یاریم کن که لایق باشم در راهِ تو کمر به خدمت بندم و آنچه درونم نهادهای نوری باشد بر مسیر کسانی که با عشق تو و اراده تو یاریشان خواهم کرد.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سلام درود الله یکتا به شما استاد توحیدیم. و خانم شایسته مهربانم سلاااامم.
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ (یادداشت های شخصی) :
1. توحید ناب و تسلیم مطلق:
* مفهوم محوری: توحید، بنیادینترین اصل در این فایل می باشد.، باور به توحید صرفاً یک باور ذهنی نیست، بلکه یک نگرش عملی است که باید در تمام زوایای زندگی جاری شود.
* تجلی عملی: این نگرش، خود را در تسلیم کامل در برابر اراده الهی، توکل بیقید و شرط به او، و فروتنی در برابر عظمت او نشان میدهد.
* پرهیز از شرک: هرگونه اتکا به غیر خداوند، چه به تواناییهای فردی، چه به اشخاص دیگر، و چه به ابزارهای مادی، مصداق شرک است و مانع دریافت هدایت الهی میشود.
2. تواضع و عبودیت در برابر خداوند:
* درک جایگاه: عارفه باید جایگاه واقعی خود را در هستی، به عنوان مخلوقی ضعیف و نیازمند، در برابر خالق قدرتمند و بینیاز، درک کنی.
* رهایی از غرور: غرور و خودبزرگبینی، حجابی است که مرا از درک حقایق و دریافت الهامات الهی محروم میکند.
* عبودیت عاشقانه: عبودیت خداوند، نه از سر ترس، بلکه از سر عشق و سپاسگزاری، باید سرلوحه زندگی من عارفه قرار گیرد.
3. اعتماد و توکل به هدایت الهی:
* هدایت دائمی: خداوند همواره در حال هدایت بندگان خود است، حتی در لحظاتی که من از آن غافلم.
* درخواست هدایت: عارفه باید در تمام امور، حتی امور به ظاهر ساده، از خداوند طلب هدایت کنی و به او توکل کنی.
* پذیرش حکمت الهی: حتی اگر نتایج ظاهری امور، مطابق میل من نباشد، باید به حکمت الهی اعتماد کرد و دانست که خداوند، بهترینها را برای منه عارفه رقم میزند.
4. دریافت نعمتها و برکات الهی:
* نتیجه ایمان: ایمان و توکل به خداوند، موجب جلب نعمتها و برکات الهی در زندگی من میشود.
* انواع نعمتها: این نعمتها، شامل نعمتهای مادی (مانند سلامتی، ثروت، و موفقیت) و نعمتهای معنوی (مانند آرامش، رضایت، و قرب الهی) میشود.
* شکرگزاری: عارفه من باید همواره شکرگزار نعمتهای الهی باشم و از آنها در راه رضای خدا استفاده کنم.
5. نقش ایمان در زندگی روزمره:
* آرامش در سختیها: ایمان به خداوند، به من عارفه قدرت میدهد تا در برابر سختیها و مشکلات زندگی، آرامش خود را حفظ کنم.
* امید در ناامیدیها: ایمان، چراغ امید را در دل منه عارفه روشن نگه میدارد و او را از یاس و ناامیدی نجات میدهد.
* انگیزه در عمل: ایمان، انگیزه لازم برای انجام به قانون و تلاش در راه درست (با استفاده از اهرم رنج لذت، دیدن تصور نتیجه دلخواه باعث میشه من همیشه در مسیر باشم.
6. مصادیق عملی باورهای توحیدی:
* در رانندگی: حتی اگر در رانندگی حرفه ای و ماهرهستی، باید در هنگام رانندگی، از خداوند طلب کمک، حفظ و هدایت کنی.
* حتی در بازیهای کامپیوتری: غرور و اتکا به تواناییهای فردی، میتواند منجر به شکست در بازیها شود.(من بلدم،پیش فرض های ذهنی که همیشه عمل کردی نتیجه مثبت بوده،همیشه متکی به پیش فرض های ذهنیت نباش همیشه هرلحظه از خدا هدایت بخواه)( ایاک نعبد و ایاک نستعین)
* در روابط اجتماعی: من باید در روابط خود با دیگران، از خداوند کمک بگرم و از او بخواهم که مرا در مسیر درست به سمت افراد درست هدایت کند.
* در مسائل مالی: من عارفه باید در امور مالی خود، به خداوند توکل کنم و از او طلب رزق و روزی کنم.
انک انت وهاب،باورهای ثروت ساز،پ تکرار کنم ،باور فراوانی رو هرآن تکرار کنم
7. دعوت به تفکر و خودسازی:
* تفکر در آیات الهی: من باید در آیات قرآن تفکر کنم و سعی کنم آنها را در زندگی خود عملی سازم.
* محاسبه نفس:من باید هر روز، اعمال و رفتار افکار خود را مورد ارزیابی قرار دهم و سعی کنم نقاط ضعف خود را اصلاح کنم.
* تقویت ایمان: من باید با انجام عمل به قوانین ، مانند توکل،کنترل ذهن،توجه به نکات مثبت،تکرار باورهای توحیدی و.. ایمان خود را تقویت کنم
─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━
■ سپاسگزاری:
● خدارو شاکر سپاسگزارم به من فرصت داد تا بار دیگر پای آموزه های شما استاد توحیدیمبنشینم.
● از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این آگاهی هایی که به ما آموزش می دهید ممنون و سپاسگزارم
꧁꧂در پناه الله مهربان شاد ،سلامت، ثروتمند خوشبخت وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید. ꧁꧂
خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم تو بال پروازم باش در مدار خود ارزشمندی بیشتر ودر مدار ثروت و موفقیت و آگاهی بیشتر قرار بگیرم.آمین یا رب العالمین.
سلام استاد عزیزم واقعا امروز هدایت شدم ب این فایل و در واقع جوابی که چند هفته بود دنبالش میگشتم و امروز پیدا کردم.داستان از این قراره ک من اسکین تراپیست هستم و خب کارم روی پوست اشخاصه باید دقت کنم و مقدار متریال و نوعشون و همه ترتیب مراحل و تشخیص پوست خیلی مهمه تا شخص جواب بگیره یا پوستش دچار واکنش خاصی نشه.من دوساله کارم و شروع کردم و دقیقا از همون اول میگفتم خدایا سر هر کلاینتی میگفتم خدایا منو کمک کن بتونم موثر واقع بشم . من نمیدونم و تو میدونی..داستان چالش از اونجایی اتفاق افتاد ک ی کلاینت اومد طی یک ماه پیش و پوست خیلی خوبی ب ظاهر داشت .همونجا توی ذهنم گفتم این بیس پوست خوبی داره و من با کمترین کار بهترین جواب و میگیرم و ینی نباید ترسی داشته باشم چون 100درصد این کلاینت راضی بیرون میره و من راحت بهبوودی رو ایجاد میکنم در پوستش….. جونم براتون بگه من با اعتمادبنفس خدمات و انجام دادم و بعد چند روز حتی منتظر بودم ک پیام رضایت بذاره درحالی ک دیدم اومده سالن و کل سالن منفی شدن نسبت ب خدمات من و گفته بود ک پوستم ب شدت خشک شده و دارم میرم دکتر…..همونجا من اب سردی انگار ریختن روم…واقعا شوک شدم گفتم خدایا مگه ممکنه این ک بیس پوست خوبی داشت…؟من ک برای بدتر از این کلاینت کلی قوی تر حتی کار کرده بودم ولی همه راضی بودن چرا برای این طرف این اتفاق افتاده؟؟؟خلاصه دو هفته بود ینی الان دو هفته اس ک ی انرژی منفی وجودم و گرفته بود و توی این مدت سالن نرفتم و خودمو و تواناییهام و یجورای باخته بودم…همش دنبال سرچ و تحقیق بودم ک اقا دلیل این اتفاق چی بوده؟؟؟؟؟و من امروز فهمیدم این ی سیلی از سمت خدا ب من بود زمانیکه بالای سر کلاینت تو ذهنم گفتم این قطعا از کارم راضیه و یجوررایی ب خودم مغرور شدم و گفتم کارم بیسته …..وای خدایا این بهترین فایل و جوابی بود ک گرفتم از طریق شما…اینکه غرور من باعث شد خداوند منو بنشونه سر جام و بگه چرا فکر میکردی تا الان رضایت ها از سمت من نبوده؟در صورتی ک من از اول کارم مرتب اینو میگفتم ولی فقط همون جلسه این و یادم رفت و نگفتم و ب توانایی خودم اتکا کردم و سیلی خوردم خدایا مرسی ک جواب و از استادم گرفتم ممنونمم ک هدایتم کردی و بهم نشون دادی ایرادم کجا بوده….
سلام استاد
بازم مثل همیشه درباره موضوعی صحبت شد که خودم هم درحال فکرکردن بهش بودم. سپاس
چند وقته منم کلمه نمیدونم رو در مقابل خدا بکار میبرم، واقعا ک خیلی آرامش بخشه. وقتی میسپارم به خودش
و حقیقتا منم فکر میکردم شاید نمیدونم گفتن کلمه منفی باشه
مرسی ک پاسخ بهم داده شد
کلمه نمیدونم خیلی حس ادمو خوب میکنه اینکه بسپاری بخدا
مثل این میمونه ک ساختن ی خونه لوکس و عالی رو سپردی ب دست یک معمار حرفه ای
از صفر تا صدشو… و دیگه استرس هیچی نداری و مشتاقانه و بیصبرانه منتظری تا خونه مورد علاقه ات اماده شه.
شاید نظرات و سلایقتم بهش بگی ولی در اخر میسپاری ب خودش چون اون حرفه ای هست تو کارش و ایده های بهتری داره
من همیشه به خودم میگم تو اولین باره داری تو این دنیا زندگی میکنی
و خداست ک میلیاردها سال هست و قدرتمنده ایده و نقشه های زیاد داره که بخواد جلو راهمون بزاره.
«این بنده چه داند که چه می باید جست
داننده تویی! هر آن چه دانی ان دِه»
استاد چند بار گفتن خودتون برید قرآن و مطالعه کنید من خیلی مقاومت داشتم…
ولی امسال برای اولین بار کل قرآن و صوتی (معنی شو) گوش دادم.
دربرابر خیلی از آیه ها یا سوره ها مقاومت داشتم ولی در کل خیلی بهم حس ارامش و امید داد و برخی از نکات خیلی عمیق در قلبم نشست.
خیلی خوشحالم که استاد قرآن و برامون شیرین کرده
و مثل گذشتگانمون قرآن یک کتاب خشک و تعصب گونه نیست برام.
خیلی خوشحالم که خودم دارم میرم دنبال خدا و کورکورانه دنبال اعتقادات والدینم نمیرم.
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم ومریم دوست داشتنی
چقدر این فایل رو به موقع اول خداوند وبعداستاد عزیزم برای من آماده کردند
من در تعطیلات نوروز روی احساس لیاقت کار کردم ویه پیشنهاد کاری عالی به همسرم داده شد وباهمون شرایطی که خودش دوست داشت ودرامدمون هم پنج برابر قبلا میشد بعد به خودم افتخار کردم که من دیگه همه قوانین رو میدونم به هر چی بخوام میرسم و خلاصه دیگه تبر هم گردن منو نمیزنه چند روز بعد زنگ زدن گفتن که کار به هم خورده ومن دوباره به همون فرد قبلی تبدیل شدم بعد اومدم توی سایت دیدم که این فایل زیبا آماده شده و اولین کاری که کردم احساسم رو جم وجور کردم زدم بر طبیعت وبا خدای خودم خلوت کردم و استغفار کردم وهر حرفی که میزدم قبلش میگفتم به لطف خدا …تا فراموش نکنم که همه ی کارهارو اون داره انجام میده وسعی کردم به زیبایی ها توجه کنم وخودم روسرگرم کردم و توی باغچه ریحون کاشتم ودیگه توی لحظه زندگی کردم وکلی با بچه ها بازی کردم وبعد از یک روز دوباره زنگ زدن که کارتون جور شد ومن لنگ این فایل بودم که دوباره به لطف خودش به وسیله استاد این درس بزرگ که اصله رو به من آموخت .خدایا شکرت…
همین چند روز پیش بود که من به خودم گفتم که دیگه مریض نمیشم چون من میدونم باید چیکار کنم من که ماه ها بود مریض نشده بودم فرداش مریض شدم و رفتم توی عقل کل وجوابمو پیدا نکردم و بعد از گوش کردن این موضوع فهمیدم که جریان چیه
چون مسائل این چنینی خیلی برام پیش میومد
مثلا غذاکه درست میکردم و خوشمزه میشد یا سریع غذا درست میکردم خیلی به خودم افتخار میکردم توی قلبم وبعد غذا می سوخت
ویا وقتی کاری رو مدریت میکردم وسریع پیش میرفت و مغرور میشدم ویادم میرفت که خدا این کار رو کرده همه چی خراب میشد
ویاد گرفتم که از هر چی خواستم تعریف کنم یا لذت ببرم اولش بگم یه لطف خدا… تا یادم نره که اونه که همه چیزه تازه این کامنت هم خودش نوشته
دوستتون دارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تویاری میخواهم
استاد عزیزم نمیدونم چراهر چقد این فایلو گوش میدم انگار باز باراولمه که میشنوم
خدایا شکرت که من تواین مسیر زیباهستم
خدایا شکرت که دارم عاشقت میشم
خدایا شکرت که هرروز دارم بهتر میشم
خدایاهرآنچه دارم ازآن توست
خدایا من هیچی نیستم
هرخیری به من میرسه ازتوئه
خدایامن برای همه چی امیدم به توئه
خدایا خیییلی دوست دارم
گرنگه دارمن آن است که من میدانم
شیشه رادر بغل سنگ نگه میدارد
سلام استاد عزیزم
بابت این فایل عالی بی نهایت از شما متشکرم
واقعاً جا دارد یک تشکر خیلی ویژه هم بکنم از بعضی دوستان من در این سایت که با کامنت هایشان نشان میدهند چقدر خوب مطلب را درک کردهاند و چه خاطرات جالبی از عمل به توحید می نویسند تا همه ما ایمان مان تقویت شود.
خدایا من هیچ چیز نمی دانم و بر هیچ چیز توانا نیستم، مگر آن که تو به من لطف کنی و مرا دانا و توانا کنی
خدایا من بی تو هیچم
من بعضی وقت ها که در مورد توحید با خودم حرف می زنم، میگم خدایا من ذره ای بسیار ناچیز هستم در اقیانوس بی عظمت و بی نهایت خلقت
بعد کمی که فکر میکنم، خودم شرم میکنم که بگویم من چیزی «هستم» حتی اگر بگویم بسیار ناچیزم.
یعنی برای خودم هیچ «هستی» در مقابل خدای مهربان قائل نیستم
به همین دلیل ترجیح میدهم بگویم خدایا من هیچی «نیستم» و همه چیز تویی
من چند سالی بیشتر نیست که پا بر این کره خاکی گذاشته ام ولی تو میلیاردها میلیارد سال و قرن است که خدایی میکنی و خواهی کرد
آن وقت که من تک سلولی بودم تو هوادار من بودی و الان هم تو همان خدایی و من همان بنده ناچیز ناتوان
خدایا در تک تک ثانیه های عمرم، در تک تک گفت و شوندهایم، در تک تک آنچه که به ذهن و فکرم خطور می کند و در تک تک دم و بازدم هایم، تمام امورم را صد در صد به تو واگذار میکنم و از تو میخواهم مرا به بهترین مسیرها و شیرین ترین رویدادها رهنمون باشی
سلام خدمت استاد عزیزم
یک مدتی بود که قشنگ احساس کردم از مسیر درست خارج شدم و خیلی سردرگم شدم و از مسیر تمریناتم خارج شده بودم و خیلی اتفاقی امروز وارد سایت شدم و این فایل رو دیدم
اصلا احساس میکنم خدا داشت از طریق استاد باهام حرف میزد
در مورد سوال استاد از تجربه های خودم بخوام بگم :
من مغازه ای دارم و سعی کردم مهارت فروش رو یاد بگیرم و تمریناتی مثل شکرگزاری و … برای افزایش فروشم انجام دادم و دقت که میکنم همیشه رو این موضوعات حساب باز میکردم
و نتیجه دلخواهم حاصل نمیشد
و امروز وقتی این فایل رو دیدم و از ته قلب درکش کردم و فقط از خدا کمک خواستم ولله فروش مغازم امروز انفجاری بود
اصلا امروز نه تبلیغی کردم نه کار خاصی
همه مشتری ها رو خدا به سمت من هدایت میکرد
به نام الله
خدایا شکرت
چقدر بوی خدایی گرفته استاد عزیزم با این فایل توحیدی که روی سایت قرار دادید
همه را خدایی کردید
نمی دونم خودتون چقدر حال و هوا تون عوض شده
مطمینم و قطع به یقین حال و هواتون خیلی این روزها عوض شده
اصلا سلسله برنامه ها و فایل های توحیدی خیلی حال خوب کنه
خدایا شکرت
خدایا نمی دونم چطوری شکر تو را به جا بیارم
الهی شکر
الهی شکر
الهی شکر
امروز در یه مهمونی بودم و قبلش خدا را در وجودم حس کردم و تجسم هم کردم و به مهمونی رفتم
اونقدر اون مهمونی همه بهم احترام گذاشتند
همه به پایم بلند شدند
اینها اعتبارش از کیه
اینها اعتبارش از کیه
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
این روزها دیگه معنی قرآن را که می خونم تند تند نمی مونم که فقط تموم شه و بروم دنبال کارهام
نه نه نه
بلکه با آرامش
به خودم میگم چرا عجله
چرا بدو بدو
آرام
کاری دیگه غیر از خداپرستی و یکتا پرستی ندارم
تا خدا را در وجودم پیدا نکنم
تا ندا را در وجودم احساس نکنم
چرا زنده ام
خدایا من بدون تو هیچم
خدایا من بدون تو پوچم
یاریم کن
کمکم کن
..……………….
به نام خداوند مهربان وبخشنده
سلام ودرود خدمت استاد عباسمنش عزیزم
نمیدونم استاد چراازشنیدن این فایل سیر نمیشم
هرروز گوش میدم،احساسمیکنم روحوجانم فقط تشنه ی اینه که این حرفاروبشنوه
فقط دلم میخواد هرلحظه وهرجا از خداوند بشنوم
احساس میکنم عاشق خداشدم
بعضی وقتا که میخوام سپاسگذاری کنم گریه م میگیره
اونقد نعمتهای خدا توزندگیم زیاد شده که نمیتونم بشمارمشون
خدایا شکرت که حالم خوبه
شکرت که هروقت روی توحساب کردم کاری کردی همه چی برام عالی پیش بره درحدی که خودمم باورم نشه من این کاروکردم
خدایا هر نعمتی توزندگیم هست ازلطف توهست
هرخیری بهم میرسه ازتوهست بقیه هیچکارن
هرلحظه به لطف خدا همه چی درزندگیم بهتر میشه
خدایاشکرت
عااااشقتم
من هرچی دارم توبه من دادی
من ازخودم هیچی ندارم
اعتراف میکنم که من درمقال توهیچی نیستم
من درمقابل توضعیف وناتوانم
همه چی روبه تومیسپرم
من نمیدونم
هیچی نمیدونم
همه چی باتو