توحید عملی | قسمت ۱۱ - صفحه 74 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سحر زیبا گفته:
    مدت عضویت: 1171 روز

    امروز ازاون روزای پررررازاگاهی بودپررازحس عالی ومن ب وضوح اونچیزی ک خاست خداست رودیدم اون دستم گرفت ومنوبرداونجاییک بایدقدم تواون رااه بزارم چقققدر ساده..

    این نتیجه ی ورخاستم بود نتیجه تسلیم شدن دربرابرخداییک باتمام بزرگییش …نمیتونم دروصفش جمله ای بکارببرم برای هزارمین باربهم ثابت شدهمه چیی توحیده

    خدایاامنوثابت قدم کن تواین مسیر

    خدایاامنواسون کن برای اسونیهاا

    من تسلیم توام من نمیدونم وتومیدونی من نمیفهمم وتومیفمی خداییک علمت برتمام جهااان محیطه توبازهم بمن بگو

    خدای من هنوزمتحیییرم ازپاسخت تومیخای من روب کجاببری تومیخای باشروع این مسیررچی بهم یادبدی خدایااتوتواضع روبهم یادبده خشوع رو منوببرسرکلاس توحید بازم بهم یادبده ک دربرابرتوهیچم پوووچم من کسی نیستم دربرابرتوو

    عاشقتم عااااشقتم

    توبهم‌بگوو باشهه من چیزی ازخودم برای ارائه ندارم هرانچه هست تویی هرنعمتی ک دارم ازطرف توعه برای توعهه تمام جهان ازان توست ومن تنهاوتنهااا امیدم تویی من فقط ترودارم توبرای منی ومن تمام داراییم تویی،،تویی ک نمیبینمت وفقط میتونم حست کنم

    خدای عزیزمن چقدر توبودی ومن غرق دنیاا وحااشیه هاا..

    خیلی دوستدارمم وامیده ک همیشه ازتوبخام همه چیزوو وتوبشی تنهاهمدمم تنهارفیق تنهاکسیک باهاش ارامش پیدامیکنم

    منوب حال خودم نزار ک گم میشم

    خیلی فااایل پرارزشی بودوباخودم‌گفتم روزی یک فایل توحیدتوبرنامم بایدبشهه وامروز این فایلوبرای دومین بارگوش کردم انقققد حالم دگرگون شدک خدامیدونه برای دفعات بیشتربخام گوش کنم چ اگاهیهایی میخام دریافت کنم ومسئله ی بدی چن روزییه دنبال یک نشانه ایم برای ادامه ی مسیروخداامروز قشنگ بهم گفت ینی اگر کسی میومد بصورت فیزیکی ولفظی میگف انقدرواضح نبود

    خداروهزاران مرتبه شکرمیکنم ومتشکرم ازشمااستادعزیز ک دستی ازدستان خداوندشدید

    خداروهزاران مرتبه شکرمیکنم ک توواین مسیرمم

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ازاده گفته:
    مدت عضویت: 2334 روز

    سلام

    دیروز بین خواهر و مادرم با یکی اعضای فامیل بحثی پیش آمده بود بعد که این فرد با خواهرم پشت تلفن کلی بحث کردند من تعجب کرده بودم که خدای من خواهرم که برای عروسی این فرد یکی دو هفته رفت و همه جهازیشو تو خونش چید. یا مادرم که حتی منو با این فرد هم مقایسه میکرد که ببین فلانی چند وقت پیش همه کارهای مادرشو انجام داده بوده است. یا سر ازدواج همین فرد کلی من با اون مقایسه کرده بود.

    استاد شب قبلشم خواب دیدم که خودمم دارم توی ذهنم خودمو با بقیه افراد فامیل مقایسه میکنم.

    داشتم به خدا میگفتم یک سال دیگه گذشت یه نوروز دیگه امد اما چرا من هنوز خواستمو ندارم. خدایا هدایتم کن.

    خدا بهم میگه چشمات رو از نعمت هایی که به بقیه دادیم بردار. تو ازگذشته و فرکانس ها و ارتعاشات اونا خبر نداری. هر کسی هر جایی که هست جای درستشه.

    من حواسم به تو هم هست بهم اعتماد کن اونقدری نعمت بهت میبخشم که راضی بشی.

    خدایا چطور چشمامو از زندگی بقیه برمیدارم؟

    این باعث نمیشه پیشرفت نکنم؟ اخه دیگران هستند که با موفقیت شون به من انگیزه دادند.

    خدا میگه بهم اعتماد کنم اون زمان من تو رو به راه و مسیری که خاص خودته و لذت میبری میبرم. دیگران راهنمای بهتری هستند یا من؟

    به خدا میگم اخه تو کم میدی؟ من اینگار به ایده های بقیه بیشتر از ایده های خدای درونم اعتماد دارم. من اینگار راه بقیه بهتر از هر راه دیگه ای میدونم.

    خدایا الان فهمیدم من باید اعتمادم به تو ببشتر از اعتمادم از به هر کس دیگری باشد.

    الان فهمیدم که تو خوب منو بهتراز هر کس دیگه ای میدونی. تو بهترین برای من بهتر از هر کس دیگه ای تشخیص میدی.

    تو ممکنه از طریق بقیه بهم ایده و الهام بدی.

    من اگه بتو اعتماد کنم ذات تو اینقدر وفاداره ذات تو اینقدر نسبت به من مهربانه. ذات تو اینقدر بخشنده هست و ثروت های جهان داره

    . همه عزت ها پیش اونه که غیر ممکنه من جایی بمونم. اخرش پیروزی با منه.

    خدا وهاب سلیمان خدا منم هست. خدای روزی رسان مریم خدای منم هست. خدای عزت ثروت و احترام دهنده یوسف خدای منم هست.

    خدای شفا دهنده سارا و بچه دار کننده یحیی خدای منم هست.

    خدا ابراهیم که زن و بچشو توی صحرا رها کرد و گفت اطرافشون شهر کن و ادمها دورشون بیار خدای منم هست.

    من باید به خدا اعتماد کنم. من باید بدونم قدرت تغییر هیچ کس ندارم. من نباید کسی موعظه کنم. ادمها همه خدا دارند من باید روی خودم تمرکز کنم

    من باید بدونم عزیزانم خدا دارند خدا هدایتشون میکنه. اون راه درست بهتر من برای عزیزانم میدونه اون هدایتشون میکنه

    خدایا کمکم کن قضاوت نکنم صحبت کنم صحبت های دیگران گوش کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2709 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خلاصه‌ای از آن‌چه که در این فایل آموختم:

    • وقتی در زمینه‌ای، اندکی پیشروی میکنم، نباید از اهمیت و دقت اولیه کم کنم و همواره به اندازه همان روزهای اول انرژی و زمان و اهمیت قائل باشم.

    • وقتی خیلی به خودم مطمئن باشم کمتر احتیاط میکنم، به همین دلیل ممکن است ضربه بخورم.

    • وقتی در زمینه‌ای کمی حرفه‌ای میشوم، همچنان باید خشوع خود را در برابر پروردگار حفظ کنم، مثل روزهای اول که کاملا خود را تسلیم می‌دانستم.

    • وقتی برای اولین بار کاری را انجام میدهم خیلی مواضع‌تر هستم در برابر پروردگار؛ خدایا کمکم کن، خدایا راه رو بهم نشون بده و …

    اما بعد از مدتی، وقتی حرفه‌ای می‌شوم، انگار غرور و تکبر جای آن را میگیرد و معتقد می‌شوم که خودم بلدم.

    • مرتب به خودم یادآور شوم که: خدایا اگه تو نباشی من هیچی بلد نیستم.

    و این دیدگاه رو در تمام جنبه‌های زندگی داشته باشم.

    • اینکه چقدر هدایت خدا را دریافت کنم برمیگردد به اینکه: یک) چقدر باور دارم خدا هدایتم می‌کند و خودم را لایق این دریافت می‌دانم. دو) بپذیرم که خودم چیزی نمی‌دانم و علم من در مقابل آگاهی خداوند هیچ است.

    • وقتی خودم ادعا دارم، غیر مستقیم این پیام رو به خدا میفرستم که خدایا من بهت نیازی ندارم.

    • یادم بیاد اولین‌بارهای زندگیم رو که چقدر به خدا محتاج بودم و ازش میخواستم هوامو داشته باشه.

    • متکبرها در قرآن: شیطان، فرعون، قارون و … که میگفتند من خودم چیزی هستم.

    • ما همواره داریم هدایت رو دریافت می‌کنیم، هر لحظه و درمورد هر موضوعی. فقط باید در فرکانس دریافت قرار داشته باشیم.

    • هدایت با قلب دریافت میشود.

    • این خشوع فقط در برابر خداوند است. به میزانی که این تواضع در مقابل خدا بیشتر باشد، در مقابل غیرخدا سرمان بلند است.

    • هرقدر که بیشتر به خدا بگم نمیدونم، بیشتر دریافت میکنم چون دستم رو تو دست خدا گذاشتم و روی شانه‌های خدا نشستم.

    • قفل‌شدن و گیرکردن در برخی شرایط، نشانه‌ای از این است که خدا را هدایتگر نمیدانم.

    • بجای اینکه به دانش قبلی خودم تکیه کنم، بگم خدایا اون قبلی‌ها رو هم تو بهم گفتی، تو راهنماییم کن.

    • همه‌ی معتادان به این مسأله دچار هستند که معتقدند هروقت بخواهند می‌توانند دیگر مواد مصرف نکنند، یعنی معتقدند که خودشان بلدند و اگر بخواهد می‌توانند.

    • اگه من خیییلی باهوش باشم دستم رو می‌ذارم تو دست خدا و میگم من هیچی نمی‌دونم تو می‌دونی تو هدایتم کن.

    • خدایا من بدون تو هیچی نیستم، هرچی دارم از آن توست، هر ایده‌ای دارم تو بهم میدی، خودت هدایتم کن، فقط تو رو میپرستم و از تو یاری می‌خوام.

    • وقتی یکسری جواب میگیرم، انگار به اون جوابا بیشتر از خداوند اعتماد دارم.

    • راحت پیش رفتن‌ زندگی در جنبه‌های مختلف ناشی از این است که خدا را همه‌کاره بدانم و خودم را در دستانش رها کنم.

    • من کار خودم رو درست انجام بدم، خدا که همیشه کارش رو درست انجام میده.

    • حتی الهامات ممکن است از طریق آدمها به ما گفته شود.

    • تسلیم بودن در برابر خدا به معنی اعتماد به نفس پایین نیست، بلکه به معنای درک جایگاه من و جایگاه خداوند است.

    • تمام قدرت جهان در اختیار خداوند است.

    • بحث ربوبیت الله، به دلیل قدرت خداوند، اینجا اهمیت خیلی زیادی میگیرد.

    • توحید اینه که من و بقیه هیچی نیستیم و فقط خداست که رحمان و رزاق و غفور و … هست و من فقط باید به اون توکل کنم.

    • این ویژگی هدایت‌خواهی مثل یک عضله است که هرچه بیشتر تمرین کنیم بهتر و قوی‌تر می‌شود.

    • رابطه هر فرد با خدا، فرد به فرد متغیر است و برای همه یکسان نیست. هرکس به شیوه خودش.

    • این دیدگاه که برای رسیدن به خوشبختی باید اول کلی سختی کشید و بدبختی را تجربه کرد، دیدگاه بسیار خطرناکی است چون از یک جایی به بعد که نتایج متوقف می‌شود، منتظر سختی میمانم و فکر میکنم برای لایق خوشبختی بودن، باید زجر کشید.

    • حتی اگر جواب را می‌دانم باید از خدا کمک بخواهم.

    • بحث، بحث گفتن یک جمله نیست، بلکه بحث داشتن این نگرش است که خداوند را راهنمایی بهتر از خودم بدانم.

    • هرچقدر بیشتر هدایت بخواهم، صدای خداوند را واضح‌تر می‌شنوم.

    پی‌نوشت:

    سه‌ روز متوالی دارم این فایل رو گوش میدم اما امروز موفق شدم به اتمام برسونمش و نکاتش رو یادداشت کنم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر.

    خوشحالم که فایل‌های شماره‌دار با موضوع توحید عملی رو امروز به پایان بردم. ان‌شاءالله قصد دارم به یاری خداوند روی همین فایل‌ها تمرکز بیشتری داشته باشم و همچنان در این مسیر زیبای توحید بمونم.

    و اما تمرین:

    الف) درباره چه تجربیاتی فکر کردی خودت می دانی، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدی، خود را بی نیاز از هدایت های خدا دیدی و سراغ ایده های خودت یا راهکارهای دیگران رفتی اما به طرز غیر قابل انتظاری، نتیجه خوب از آب در نیامد یا دچار خطا و اشتباه شدی؟

    در عوض کجاها با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردی، سپس به ایده هایی هدایت شدی که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟

    پاسخ:

    فکر میکنم تو بحث هدف گذاری دچار این چالش و اشتباه بودم که فکر میکردم چون خودم خیلی در این زمینه تبحر دارم و تمام اصول هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی برای هدف رو می‌دونم دیگه تموم. میرم میترکونم و یکی یکی تیک میزنم هدفامو و خلاص.

    ولی خب کار به جایی رسید که انقدر ناتوان شده بودم در این زمینه که اصلا فرصت فکر کردن به اهدافم برام محقق نمیشد چه برسه به تعیین کردن و برنامه ریزی و اینا.

    اما بعد از مدتی که بیخیال شدم و گفتم بذار خودش اتفاق بیفته و من ازش دست کشیدم احساس آرامش بهتری رو تجربه کردم و الان در مسیری هستم که خود خدا بهم میگه از کدوم طرف برم و چکار کنم. خیلی لذت‌بخشه، اینکه خداوند با نشونه‌ها از طریق این جهان باهات حرف بزنه. خدایا شکرت.

    بخش دوم سوال هم اینطور باید جواب بدم که من خیلی سردرگم بودن تو‌ زندگیم، از خداوند خواستم من رو به ورژن بهتری از خودم تبدیل کنه، راه رو بهم نشون بده، من رو با خودش اشنا کنه و درست زندگی کردن رو بهم یاد بده و خیلی زیبا این اتفاق افتاد و همچنان هم در مسیرش هستم به لطف الله.

    ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی می چرخد و کارها به خوبی پیش می رود، آیا می توانی ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش “تواضح در برابر خداوند” حتی با وجود حرفه ای بودن، تشخیص دهی و برعکس؟

    بله. وقت‌هایی که کارها رو به خداوند سپرده باشم انگار با خیال راحت‌تر و آسوده‌تری گام‌های خودم رو برمیدارم. انگار می‌دونم که در نهایت همه‌چیز خیر هست و این دیدگاه بهم کمک می‌کنه در برابر سختی‌ها و چالش‌هایی که پیش میاد دیدگاه روشنفکرانه‌تری‌ داشته باشم و راحت‌تر با مسایل کنار بیام، این دیدگاه باعث شده تو هر اتفاقی حتی به ظاهر بد، به دنبال جنبه خیر و درس و نکته‌ای باشم که خداوند از طریق این چالش میخواد بهم یاد بده و دنبال این میگردم که یادگرفتن این درس‌ها و نکات چه کمکی به من می‌کنه و باعث میشه چه احساساتی رو تجربه کنم.

    خداروشکر.

    اما برعکس، وقت‌هایی که خودم تصمیم میگیرم همه‌چیز رو پیش ببرم و کارها رو هندل کنم تنها احساسی که تجربه میکنم اضطراب هست.

    ترس از نرسیدن، کامل نبودن، درست پیش نرفتن کارها، اشتباه کردن در کوچکترین بخش از مسیر و …

    واقعا از این به بعد ترجیح میدم بقول استاد تنبل باشم و همه‌چیز رو بسپرم دست خود خدا.

    امیدوارم که در این مسیر به حد اعلی خودم برسم ان‌شاءالله.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمدصادق روشن زاده گفته:
    مدت عضویت: 499 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از ان اوست

    سلام به استاد گرامی و تمام دوستان عباس منشی

    استاد من یک تجربه ای در رابطه با غرور دارم که گفتم با شما در این سایت الهی و توحیدی به اشتراک بگزارم

    من یادمه اوایل کلاس پنجم یا ششم به خودم تعهد دادم که امسال مثل سال های قبل درس نمیخونم و با جدیت بیشتری پیگیر میشوم و واقعا خیلی خوب بودم تو هر آزمونی نمره بالا بود ولی بعد گذشت یه مدتی مخصوصا بعد از گذشت آزمون های دی که اونجا نمره بالا بود کم کم داشت یه غروری من میگرفت با اینکه خیلی سعی کردم به خودم بگم نه محمدصادق مغرور نشو هنوز سال تموم نشده ولی نتونستم مقاومت کنم شاید بخاطر این بود که این اگاهی ها نداشتم و همینطوری که نتایج درخشان میگرفتم هی به این باور می‌رسیدم که من میدونم بلدم…

    ولی با گذر زمان هی من افت کردم جوری که سر بزنگاه در خرداد که باید اونجا عملکرد اصلی خودم نشون بدم افت پشت افت

    من با شنیدن این فایل و با مرور اون خاطره ها به این درک و دریافت رسیدم که هرثانیه باید روی خودم کار کنم و از همه مهم تر حواسم باشه که غرور من نگیره و تنها به خداوند توکل کنم

    خب استاد بریم سراغ تمرین این فایل توحیدی

    پاسخ الف: استاد در رابطه با اینکه کما روی خودم حساب کردم و چوبش خوردم گفتن و واقعا اون اواخر سال به حدی رسیدم بودم که حتی کتاب کمتر میخوندم و میگفتم منکه خوندم قبلا دیگه ول کن

    ولی در رابطه با تجربه ای که روی خدا حساب باز کردم و نتیجه گرفتم بگم که چندهفته قبل خواستم یه گردنبندی بندازم دور گردنم بعد زنجیرش کوچیک بود و من همیشه میدادم بقیه تا برام ببندن و تازه وقتی میدادم به بقیه با کلی زحمت و دردسر مینداختن ولی چندهفته پیش تصمیم گرفتم برم جلو اینه و تنها از خداوند طلب هدایت کنم و جالب اینجاست که اصلا نمیدیدم و با اینکه به جلوی آینه رفته بودم ولی باز به درستی نمیدیدم ولی وقتی قفل و زنجیر تا یه حدی به هم نزدیک کردم یه حسی بهم گفت ول کن و وقتی که من ول کردم بهم دیگه قفل شد و بسته شد و من متحیر شدم که چرا از خداوند زودتر طلب هدایت نکردم

    حتی به تازگی هدایت شدم کتابی با موضوع و داستانی توحیدی بنویسم و زمانی که به من گفته شد خیلی جالب بود شنبه اول هفته بود دقیقا بعد از شکرگزاری روزانه از خداوند طلب هدایت کردم که چکار کنم چون تا اون موقع مشغول کاراموزی در شرکتی بودم در بخش مقاله و محتوا نویسی و دقیقا یادمه وقتی طلب هدایت کردم چشام بستم و به مبل تکیه دادم یه صدای درونی به من گفت یه کتاب بنویس با این موضوع و بی درنگ انجام دادم به کارفرما استعفای خودم تقدیم کردم و از همان روز شروع به نوشتن کردم و واقعا دلی نوشتم و وقتی خودم میخونم عشق میکنم و امید دارم این کتاب نتیجه در تمام جنبه ها مخصوصا مالی برام به ارمغان میاره تا پولی که از این راه به دست میارم باهاس دوره زیبای روانشناسی ثروت میخرم چرا که خداوند ایده به من داد و خداوند روزی من را می‌دهد

    پاسخ ب: استاد در این رابطه خب من قبلا همچین تجربه هایی داشتم ولی اون موقع همچین درکی نداشتم ولی الان که حدود4ماه هست در این مسیر توحیدی و صراط المستقیم ثابت قدم هستم واقعا متوجه هدایت های رب میشوم

    از زمان هایی که حالم بد بود بهم گفت تنها اب بخور و وقتی که خوردم حالن عالی عالی شد تا زمان های که یهو سردرد شدیدی گرفتم و به خداوند گفتم من تسلیمم خودت خوبم کن و خداوند در کمتر از چند دقیقه حالم حتی از قبل بهتر کرد و کلی تجربه دیگر که الان با دریافت این آگاهی ها بهش پی میبرم و سپاس گزار خداوند هستم که من را در مدار دریافت این آگاهی ها قرار داده است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سیف الرحمن مایار گفته:
    مدت عضویت: 1051 روز

    سلام علیکم و رحمت الله وبرکاته

    خانواده خوب و مهربان

    امروز از الله یگانه از درون با احساس خوب معذرت خواستم و تسلیم شدم به خاطری گذشتم چقدر احساس آرامش امشب تجربه میکنم خداوند بزرگ را سپاس گزارم چون تو زنده گی میخواستم همیشه حواسم بالای احساس غرور داشته باشم در لحظه آن را کنترول کنیم و احساس گناه از خودم دوره شود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1155 روز

    سلام سلام و سلام بر استادعزیزم و تک تک دوستان خوبم

    استاد چقد این تواضعتونو‌دوست دارم

    اوج این‌تواضعو زمانی دیدم که واسه رانندگی گفتید چون معمولا افرادمخصوصا اقایون تو رانندگی ادعاشون میشه

    و وقتی دیدم چقد متواضعانه دراین مورد گفتید یه لحظه حس‌خوبی بهم دست داد که دارم صحبتای استادی مثل شما رو گوش میدم

    داشتم فکر میکردم به اینکه فاطمه باید حواست باشه زمانیکه به تمام رویاهات رسیدی تواضعت نسبت به خداوند رو‌ از دست ندی

    یادت نره کی‌اوردت بالا

    اعتماد به خداوند بالاترین نوع ایمانه

    و واقعا که ارامش عزت نفس حس خوب همه اتفاقات دست خداونده….

    کسی که راهشو پیداکرده باشه

    همه چیو میذاره گردن خدا و خودش به ارامش میرسه

    خدایا تو‌هدایتم کن

    تو راه درستو نشونم بده

    تو منو ببر جلو

    بنظرم یه ادم خییییلی باید باهوش باشه که بتونه بجای جون کندن و دست و‌پا زدن از خداوند برای نشون دادن مسیر هرچیزی درخواست کنه….

    عاشقتم خداجوووونمممم….

    امشب شب 22چله من….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    امیر تقوایی گفته:
    مدت عضویت: 1382 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی

    واقعاً شما رو تحسین می‌کنم استاد به‌خاطر این فایل

    و اینکه سخاوتمندانه این فایل رو رایگان قرار دادید

    و کاش دستور و قانونی در سایت وجود داشت

    که

    افراد به صورت دوره‌ای در هر شش ماه یا در هر سه ماه یا حداقل هر سال موظف بودند به یک دور گوش دادن و کار روی دوره‌های توحید عملی

    قسمت‌های توحید عملی که الحق و الانصاف بسیار مهم و بسیار عالی بیان شده

    و واقعاً شما رو تحسین می‌کنم به‌خاطر دریافت چنین آگاهی‌هایی

    و کمال تشکر و سپاسگزاری رو ازتون دارم به‌خاطر گذاشتن سخاوتمندانه و آزاد و رایگان چنین آموزش‌ها و فایل‌هایی در این سطح از آگاهی

    مدتی است که بعد از حدود فکر کنم یک سالی میشه مجدد دارم فایل‌های تولید عملی رو مرور می‌کنم و همانطور که خودتان هم بارها گفتید آگاهی‌هایی را از توی اون پیدا می‌کنم که قسم می‌خورم تا با حال این فایل رو نشنیدم

    و به دوستان توصیه می‌کنم که حداقل هر سال یک بار یا هر 6 ماه یک بار این فایل‌ها را دوره بکنند و به نظر من مهم‌ترین مهم‌ترین مهم‌ترین فایل‌های سایت عباس منش دات کام فایل‌های تولید عملی و توکل هستند

    فقط یکی از مشکلاتی که این نوع فایل‌ها داره اینه که به علت جذابیت بالا و سطح بسیار بالا و مطالب بسیار عمیق و بسیار زیادی که در بر فرض مثال یک فایل یک ساعتی گنجانده شده این شما رو هی وسوسه که ببینم دیگه چی میگه مطلب بعدی چیه چقدر جذاب دیگه چی دیگه چی دیگه چی

    در صورتی که شاید 10 دقیقه از یک فایل یاز باشه ماه‌ها روی اون کار بکنی و جا داشته باشه که از اون 10 دقیقه یک ماه مطلب برداشت بکنی ین واقعاً فوق العاده و بی‌نظیره

    این فایل‌ها از توانایی یک فرد و یک انسان خارجه و قطعاً دست خداوند پشت این فایل‌ها هست و ین فایل‌ها با صدای استاد عباس منش انتشار پیدا کرده اما قطعاً یک داستان دیگه پشت این فایل‌ها وجود داره

    و اون هم داستان هدایت

    باید اعتراف بکنم که تا حالا هیچ جا نشنیدم که یک فردی سخنان خودش رو و فایل‌های خودش رو بشنوه و مطلب‌های جدید از سخنان خودش دریافت بکنه این واقعا منحصر به فرد و استاد و تحصیل می‌کنم به خاطر این توانایی و این درجه و این مداری که کسب کردند

    من پای سخنان اساتید بسیار زیادی انسان‌های بزرگ و عارف‌های بسیار بزرگی نشستم اما هیچ کدام این ویژگی رو نداشتند

    یا من حداقل متوجه این ویژگی در آنها نشدم

    در دقیقه 41 در مورد آیه و اذا سلک عبادی حبت می‌کنن

    ولعمان از دست این آیه که آگاهی هاش و اطلاعاتش تمومی نداره به نظرم در مورد کلمه غریب خداوند خواسته بگه من آنلاینم اشراف اطلاعاتی دارم میدونم همه چیزو تو رو میدونم شاید رو میدونم میدونم باید حرکت بعدی چی باشه و میتونم راهنماییت بکنم اگر بهم ازم سوال بکنی و ازم بپرسی و به جوابم اطمینان پیدا بکنی و جوابمو انجام بدی به حرف من بکنی اگر سرپرستی منو قبول بکنی فرمانو بدی به دست من همه چی عالی میشه و به خواسته هات میرسی من هم خواسته های تورو میدونم هم شرایطو میدونم هم راه های درستو میدونم کافیه به من اعتماد کنی ایمان داشته باشی اطاعت جیبو باشی به من ایمان داشته باشی عمل بکنی به چیزی که میگم به بهترین راه بهترین زمان بهترین مکان راحت ترین مسیر رو برات درست میکنم همه اینها فکر کنم در یک کلمه غریب باشه و این کلمه غریب خیلی خیلی مطالب میتونه به فرد بگه

    و کاش می‌شد یک دوره‌ای گذاشت به اسم توحید عملی 11 و به مبلغ 10 میلیون تومان و توش همین یک فایل بود

    توحید عملی 11

    تمام

    شاید مطالبی که از این یک فایل کسب می‌شه واقعاً به اندازه یک دوره باشه

    و اینکه یه پیشنهادیم برای بخش ایت میگه اگر امکان بود که افراد می‌تونستن متوجه بشن که یک فایلو کی دوباره نگاه کردم و چند بار نگاه کردم و اصلاً نگاه کردن یا نه به تعداد زیاد فایل‌ها در سایت فرد مثلاً در زندگی در بهشت یا در پاییز سفر به دور آمریکا غیر از فایل‌ها رو نمی‌دونه تا حالا نگاه کرده یا نه باید یه بار دانلود بکنه دو مرتبه ببینه که آیونا رو دیده یا نه

    خداوند یارو نگهدار شما در تمام مراحل زندگی و پس از زندگی باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 938 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    خداراشاکرم که همه چیم دردستان اوست///

    من درسال1391یک پراید”مدل1382خریدم باهمسرسابقم”البته بماندکه الان هم باهمسرجدیدم هم پرایدمدل1382دارم “همسرمون عوض شداماماشینمون عوض نشد”هان/خخخخخخ/خداراشکربچه ها همیشه خداروشاکرم وبی نهایت به تکامل اعتقاددارم ///خلاصه میخواستم اینوبگم درسته پرایدمدل پایین بود”بماندطرف مدل پرایدبالاداره بااسترس رانندگی میکنه اماخداروشکرمن باهمان پرایدقبلیم فقط3بارتامشهدرفته بودم وشایدبالای هزاربارشمال وتهران وقزوین واصفهان وکاشان “ازقم رفته ام “حالا بپرسیدچقدربااطمینان “بله دوستان گلم “من فقط وفقط به خدام اعتماددارم یادم هست تازه ماشین روخریده بودم ومیخو استم بیارم ماشین روشمال “پسرعمه ام تعمیرش کنه که ماشین تو60کیلومتریه جاده قم به تهران کامل خاموش شد”حالا ماموندیم وزن وبچه تواتوبان “بدون ابزاروکسی “شروع کردم باخداصحبت کردن خدایا آبروی منوپیش زن وبچم نبرمن فقط50هزارتومان پول دارم منوببرواوکیش کن بخداقصم”بخداقصم جوری برام اوکیش کردکه تاخوده شمال بادنده 5رفتم/وازاون به اینورتاسال1398که اون ماشین روداشتم وچون قانونش روفهمیده بودم مثل بنزبرام کارمیکردکه سرموقعش داستانهاشوکه همش هدایت خدابوده روبراتون به امیدخداتعریف میکنم /خلاصه اومدیم ماشین روبفروشیم یارومیگفت این نه لاستیک داره “راست میگفت سیمهاش معلوم بود/خخخ/نه موتورسالم وو…گفت چطوری ازخانه تانمایشگاه اومدی ومن باخنده گفتم تازه ازمشهداومدم آقاطرف رودیدی فکرکنم یک سکته خفیف زد/خخخ/باورش نمیشد”منم گفتم هرجورراحتی “بماندکه کسی دیگه ماشین روخرید”امامیخواستم بگم بچه ها باخداباش پادشاهی کن بی خداهرچه خواهی کن (من الان درسته ماشینم پرایدهست ولی قصم میخورم اندازه یک کامیون ویک شاستی بلندمیلیاردی برام کارکرده وباارزش هست برام)که اونم کسایی حرف منودرک خواهندکردکه بامن یک مدت باشندوببینندخدام چطوراین ماشین روبرام هدایت میکنه “دوست داشتم این داستانم روبعدازصحبتهای استادباخواهرمحترمشان مطرح کنم/یاحق//

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    الهام وابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1824 روز

    سلام استاد عزیزم

    وااااای خدای من یکی از ترمزها وترسهام برای خرید ماشین همین رانندگی کردن هستش. ویکی از اهداف امسالم اینکه ماشین بخرم..ولی هربار این ترمز که ذهنم به من میگه آخه تو راننده هستی ماشین میخوای؟؟؟؟؟

    و برای کنترل ذهنم اومد سایت و فایل جدیدتون دیدم اه استاد فایل جدید گذاشته وسریع دانلود کردم وگوش دادم و واقعا از این هدایت خدا اشکم درآومد ‌.

    چه خدای بینظیری دارم..هرلحظه هدایتم میکنه ودوستم داره.اگه نعمتی تو زندگیم هست همه از برکت خداس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    حسین کرمی گفته:
    مدت عضویت: 2709 روز

    من اگه بخوام از یکی از تجربه هام که مغرور شدم بگم، توی ورزش هست. حدود دو سال پیش وقتی میدیدم سطحم خیلی بالاتر از دیگر ورزشکارانی هست که میبینم، به خودم مغرور شدم. فکر کردم این قدرت اراده خودمه که منو به اینجا رسونده. اما بعد زانو درد گرفتم و این درد تا یک سال ادامه داشت. البته درد شدیدی نبود و همچنان به ورزش ادامه میدادم اما اینکه مدتش طولانی بود و خوب نمیشد برام عذاب آور بود. شکر خدا بعد یک سال خوب شد. اون درد اومده بود تا چیزهایی رو به من بفهمونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: