اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
پروردگار خوب من ، ازت ممنونم ، که هدایتم کردی ، هدایتم میکنی به شنیدن توحید ، به شنیدن از تو
استاد عزیزم سلام
قدردان حضورتون هستم برای این سلسله مباحث توحیدی ، 12 روز گذشته و من دارم دلیل تاریکی هام رو متوجه میشم .
جلسه های پیش ریشه نرسیدن هام رو پیدا کردم و رسیدم به ترس ، دیروز ریشه ترس هام رو پیدا کردم و رسیدم به باور واقعی نداشتن به قدرت محض بودن پروردگار .
از دیروز حس میکنم خیلی چیز ها تو ذهنم تغییر کرده ، انگار آگاهی به این که من باور واقعی به قدرت پروردگار نداشتم ، حتی همین آگاهی کلی حسم رو تغییر داده .
حس میکنم یک منبع قدرت پیدا کردم ، که وجود داره ولی از من فاصله داره ، کافیه من بهش نزدیک شم .
همین که فهمیدم یک منبع قدرت هست که فراتر از ذهن منه ، کلی بهم قدرت داده .
انگار بهتر میتونم ذهنم رو خاموش کنم .
انگار این قدرت دور مثل گرمای شعله های آتیش تو دل یه یخ بندون ،داره انرژی ش رو به صورت من میتابونه .
همین که میتونم به ذهنم بگم ، تو هنوز خیلی خامی ، چیز های خیلی بزرگ تر و جدی تری وجود داره که تو توانایی درکش رو نداری ، برای من مث برد می مونه .
چقدر خوشحالم که تک تک چیز هایی که مینویسم واقعیه ، از روی تقلا نیست ، حسی که میگم بهش رسیدم واقعا داره کار میکنه و من چقدر دنبال این حس و شور زندگی بودم .
حس میکنم یه پله ی ده هزار تایی رو به ورمه و من هنوز روی پله اول هم نیستم ولی همین که پله میبینم رو به روم انگاری دنیا رو بهم دادن.
دنیایی که توش سیر میکردم و توهم اینو داشتم پروردگار قدرت محضه ( هر چند هنوز هم فقط تکرار میکنم ، و به باور قلبی نرسیدم ، ولی اینکه فهمیدم قبلا به این موضوع آگاهی نداشتم باعث تفاوتم شده ) یه دنیای مث حباب بود .
امروز چند تا موضوع پیش اومد که ذهنم رفت همون تفکر قبلی رو اپلای کنه ، کمتر از یک ثانیه بعدش گفتم ، یادت رفته تو اون دنیا دیگه نیستم ؟
یادت رفته قدرت محض یک نفر دیگه ست ؟
من کاره ای نیستم .
و جریان فکر م قطع شد، باورتون میشه ؟
اگه این خوش بختی نیست ، پس تعریف خوش بختی چیه ؟
امروز ظهر تا قبل نوشتن این کامنت تو ذهنم میومد برو سوره نمل رو بخون ، هنوزم نمیدونم چرا ،
و عصایت را بیفکن پس چون آن را همچون مارى دید که مى جنبد پشت گردانید و به عقب بازنگشت اى موسى مترس که فرستادگان پیش من نمى ترسند (10)
به طرز عجیبی حس کردم این آیه نشونه ایه برای این روز های من ،
نترس که فرستادگان ، پیش من نمیترسند
عاشق اون بخشی شدم که میگه پیش من
کی یه نفر میگهه وقتی پیش من هستی ، نترس؟
وقتی خودش رو قدرتمند بدونه و بدونه تو اون فضایی که تحت اختیارشه هیچ خطری فرد مقابل رو تهدید نمیکنه .
وقتی آسمان ها و زمین برای خودشه ، وقتی قدرت محضه ، وقتی رب جهانیانه ، وقتی میگه پیش من نترس ،
چرا بترسم؟؟
به جاش بیام معنی کنم پیش من یعنی چی ؟ یعنی کی میتونم پیشش باشم ؟
وقتی در مسیرش باشم؟
وقتی با نگاه اون به جهان نگاه کنم ؟
وقتی تو احساس خوب باشم؟
با نگاه امروز من ، معنی پیش من این هاست .
و من با تموم وجودم میخوام پیشش باشم و دارم این روز ها سعی میکنم .
این روزا میام رو نقطه ی صفر و یه وقتایی رو نقطه ی منفی ، ولی اهرم رنج و لذت ذهنم بهم هشدار میده ، از حس تجربه ی تاریکی ها میترسم و هر طوری شده دست خودم رو میگیرم و بر میگردم .
اگر خدا برای تو خیری بخواهد،هیچکس نمیتواند مانع لطفتش شود
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم
سلام به همه دوستای توحیدی ام
خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم
الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم
روز دوازدهم توکل در عمل
خداروشکر به لطف خدای مهربون امروز با احساس خوبی از خواب بیدار شدم ، ولی وقتی که کارهای شخصی م انجام میدادم نجواها شروع شد ، حس اینکه دیگه تموم شد، دیگه میخای چکار کنی، تو عزت نفس نداری، تو کجا و اونا کجا، مقایسه و مقایسه..
سریع چای دم کردم و اومدم اتاقم، نور زیبای آفتاب ملایم پاییز به اتاقم افتاده بود، از پشت پرده قهوهای یه نور زیبا و ملایم بهم میداد که دوسش داشتم، میز تحریرم گذاشتم جلوم و دفتر سپاسگزاری بازش کردم شروع کردم به نوشتن
الهی شکرت برای زنده بودم و فرصت دوباره برای رشد و بندگی ام
الهی شکر به خاطر نور زیبای خورشید درخشان
الهی شکرت برای سلامتی جسم و روح و ذهنم
الهی شکرت برای انسان های خوب زندگی ام
و….
خداروشکر حسم بهتر شد و به فایل آرامش قسمت 7 که دیشب فایل نشانه ام بود گوش کردم
و تا سه روز قراره به همه چی عشق بورزم
و این سوال از خودم بپرسم امروز چه خدمتی می تونم بکنم …
و خداروشکر کمی کارهام انجام دادم و یک کامنت عالی و پر از آگاهی برای فایل تمرکز روی نکات مثبت قسمت 7 نوشتم
به لطف خدا امروز نوبت گوش دادن و نوشتن این توحید عملی 2 بود
جلسه ای که من نمونه بارز مثالش هستم
و واای از این شرک و بی ایمانی که چقدر چوبش خوردم
اقرار میکنم من مشرک بودم و الانم کامل موحد نیستم. از این بابت از خدای متعال معذرت میخوام، خدایا منو ببخش زمانی بود که فردی دچار مسئله ای شده بود و اومد ازم کمک خواست و منم بهش کمک کردم در طول چند ماه حالش خوب و سر حال شد و خیلی ازم تشکر میکرد و می گفت تو باعث شدی به خدا نزدیک بشم تو باعث شدی آروم بشم و تووو .. ولی من بارها هم بهش میگفتم که هرچی گفتم از طرف خدا بوده نه من، ولی جاهایی به خودم مغرور میشدم آره من باعث حال خوب این آدمم و تا جایی ادامه داشت که دلیل حال خودم دادم به اینکه اون حالش خوب باشه، و همینطور احساس لیاقت خودمو دادم به اینکه
اگه بتونم حالش خوب کنم من براش ارزشمندم والا نه … و این شرک های مخفی همچنان ادامه داشت تا جاییکه گفتم اگه نباشه حالم خوب نیست، اگه بره چی ، اگه اکه …
و شرک و شرک و شرک، و همین آدم که روزی بهم گفت مریم اومدم که ببینی هر کاری کردم بهت سرم اومد و در ادامه تو باعث حال خوبمی و از اینجور حرفا ، بعد مدتی برگشت به همون حال و روز خودش،…
بی تفاوتی ، بی محلی، تحقیر و … ادامه داشت ، تا جاییکه خدا گفت هنوزم میخای ادامه بدی وایستا خودتو ببین کجا بودی به کجا رسیدی ،
بازم با تمام شرک و گمراهی ام خدا دستم گرفت، و دیگه نخواستم باهاش صحبت کنم و اون فرد رفت و من موندم و عدم احساس لیاقت و عزت نفس و آتشی که به جونم افتاد که باید خاموش می شد
خدایا من به خودم ظلم کردم، خدایا من تند رفتم ، خدایا من اشتباه کردم، خدایا من مشرک بودم، ازم بگذر از تقصراتم بگذر
خدایا تویی که همه چیز در دستان توست، خدایا تو بارها منو از گمراهی و تاریکی نجاتم دادی ، خدایا ازت متشکرم
خدایا بازم از تاریکی به نور خودت هدایتم کن، خدایا اینبار عشق ، آرامش و شادی و ثروت و سلامتی و زیبایی و جوانی و سرزندگی و انرژی از خودت میخام که پایدار و روز افزون باشه ، کسی که منو به خاطر احساس لیاقت و ارزشمندی خودم دویم داشته باشه ، همین مه من هستم براش بی نهایت ارژشمند باشه و منو به خاطر لطف خدا و ارزش وجودیم دوسم داشته باشه و منم به خاطر لطف خدا دوسش داشته باشم، خدایا هدایتم کن خدایا ازت معذرت میخوام ،لطفا منو ببخش، هر خیری که از تو بهم برسه من به اون فقیرم ای خدای آسمانها و زمین
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾
سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7)
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾
سپس پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن الهام کرد (8)
خدایا شکرت که امروز این فایل و این آگاهی را روزی من کردی؛
درک موضوع توحید یک کمی پیچیده شاید باشه و برای اینکه بخوایم در زندگی کاربردی کنیم و همیشه زندگی توحید ی داشته باشیم، حتما باید درک کامل از توحید در ذهن داشته باشیم.
حالا چه کاری بکنیم که موضوع توحید را اصلا فراموش نکنیم ، اینطور نباشه وقتی این فایل را دیدیم تاثیر لحظه ای بگذاره و پس از مدتی کلا فراموش بشه ”
من درک موضوع توحید را ربط می می دهم به فرنکاس.
چون من خالق زندگی خودم هستم و با ارسال فرنکاس کیفیت و اتفاقات خوب یا بد زندگی را خودم خلق می کنم، حتی خداوند هم برای من تعیین نمی کنه که لحظه بعد من چطور باید باشه ، میزان سلامتی من ، وضعیت اقتصادی و مالی من ، احساس من ، دست خداوند نیست بلکه با نوع فرنکاس من انتخاب میشه ، و خداوند این توانایی را به من داده و جهان هستی بدون کم و کاست بصورت سیستمی داره این کار را برام انجام می ده .
پس با موضوع فرنکاس، توحید را بهتر بشناسیم
و هر لحظه این سوال را بپرسیم ، الان دارم چه فرنکاسی به جهان هستی ارسال می کنم.
و این را فهمیدم که من با این وجود هیچی نیستم هیچی نمیدانم جزاینکه همه از اوست
من او هستم من بقول علی آقا ملکی با هیچ کس شدن هست که همه کس میتواتم بشوم همه این دنیا در منه و من در همه دنیا با خدا جاری هستم
خدایاشکررررت شکرررررر که مرا از جنس خودت باارزش و شایسته آفریدی
شکررررر خدایاشکررررر که مرا لایق بهترینها قرار دادی
در قسمت دوم از سلسله مباحث توحیدی به لطف خدا حضور پیدا کردم پیام خدارو گرفتم هم از طریق فایل به زبان استاد بزرگوار هم از طریق کامنتای بی نظیر دوستان باعشق
در قسمت اول تا یازدهم این سریال توحیدی استاد از عشقی حرف میزند که اگه درکش کنیم او برای ما به هر شکلی در میاد بال پرواز میشود برای اوج گرفتن ما من این عشق بی قید و شرط را میخواهم این عشقی که شاه کلید تمام چالش های زندگیم هستم
خدایا امروز خیلی هوای نوشتن داشتم دلم در پرواز نوشتن پر میکشید تا اینکه الان وقت نوشتن پیدا شد
خدایا شکرررر که بهم فرصت و اجازه دادی تا بیام اینجا برای تو بنویسم شکرررر که کمکم میکنی تا از دلم برای تو بنویسم
توحید یعنی الان در چالشی گیر کردم شکایتی از من شده و دقیقا من پشت رودخانه نیل مثل موسی کلیم الله گیر کردم نه راه پیش دارم نه راه پس تنها چیزی که میتونه راهی بین این دو راه که دور از هر عقل و منطق هست باز کنه ایمان منه ایمان به توحید ایمان به تنها قدرت دنیا الان وقتشه که قدرت خدا رو با شاکی ام که فامیل منه یا با دادگاه و قاضی و وکبل تقسیم نکنم و چاکرم مخلصم غیر اورا نکنم پاچه خواری شاکی و نکنم که بیاد رضایت بده و ازین حرفا الان دقیقا وقتشه که مثل موسی قلبنو به ایمانم بسپارم و دل به دریا بزنم و چشمم و ببندم قدم بردارم این پیام خداست در این سلسله مباحث عالی و ناب استاد این پیامی است که قدرت دست هیچکس نیست جز خدا و تنها کسی که میتونه همه جیو به نفع من تموم میکنه خداست پس من باید الان ایمانو نشون بدم و از هیچی نترسم از جریمه نقدی نترسم مگه نمیکم خطایی مرتکب نشدم مگه نمیگم گناهی نکردم مگه نمبگم خدا از همه چیم آگاهه پس حتما میدونه که من اینقد جریمه رو نمیتونم بدم و اصلا هم حق نیست پس چرا باید نکران باشم اصلااااا نکران نیستم اینو جذب کردم نباید جذب میکردم حاالا که جذبش کردم بهترین زمانه برای اوج گرفتن قانون دوم اینه که تو دلم تو ذهنم شاکی نشم که چرا اینا اینقد نامردی کردن منی که اینقد بهشون خوبی کردم دستمزدم این نبود دیگه نباد از زمین و زمان شاکی بشم و همه رو مقصر بدونم اتفاقا باید خوشحال باشم و همه را تحسین کنم که باعث شدن من تو این چالش قرار بگیرم تا ایمانمو محک بزنم قدم بزرگیه که با ایمان اگه بتونم کم نیارم و بردارم خیلییییی جلو خواهم رفت و رشد و پیشرفت عالی خواهم داشت باید ازاین فرصت صدرصد به نفع خودم کمک بگیرم باید ایمانمو نشون بدم و هرگز جز خدا از هیچکی کمک نخوام بایداز استادم از تک تک پیامبرانم که در سخت تر ازین شرایطم قرار گرفتن چطور با نشان دادن ایمانشون راه میانبری براشون باز شد تونستن بسلامت از آن چالش سخت عبور کنن چالش من سختتر از اینا نیست ازاون ور درسته که منم ایمانم قویتر از ایمان اون عزیزان نیست ولی هر کسی به اندازه ایمانش در آزمون شرکت میکنه من باید از اون عزیزان یاد بگیرم که در شرایط حساس اینچنینی بایددددد سر ایمانم باشم بایددددد توحید و در آغوش بگیرم و به هیچ عنوان ازش دور نشم خدایا این روزها بیشتر از همیشه به هر خیری از جانب تو به من برسه را سخت سخت سختتتتتت فقیرم بهم کمک کن تا بتوانم بر ایمانم ثابت قدم بمانم تا ترا یاری دهم که مرا یاری رسانی یعنی بهت اجازه بدم که کمکم کنی یعنی با اامیدی و بی ایمانی شرک نورزم که منو از فضل و رحمت تو دور کنه و کارم خراب بشه و بهم ظلم بشه ظلمی که خودم خواستم که خودم بر خودم تحمیل کردم خدایا کمک کن تا قدرت ترا به هیچکس ندم بقول استاد همه اینا اومدن تا به من کمک کنن تا من اوج بگیرم اینا همه بال پرواز من هستن پس نباید از دستشون ناراحت بشم اتفاقا وقتی برای پرواز کردنم برای اوج گرفتنم کمکم میکنند چرا باید ازشون ناراحت بشم اتفاقا باید ازشون تشکر کنمو ببخشمشون و راضی باشم از لطفی که ناخواسته در حق من کردن زمانی کارشون برام لطفی بزرگ میشه که من توحید را نشان دهم ایمانم و نشان دهم خدایااااااا شکرر ررت شکررررررر
چقد من عاشق این مباحث توحیدی هستم منم سیر نمیشم منم اگه شب تا صبح پشت گوش دادن این حرفا بشینم سیر نمیشم توحید تنها چیزی هست که هر لحظه باعث گشنه تر شدن و تشنه تر شدنم میشه هیچ وقت سیر نمیشم از توحید شنیدن و از توحید گفتن خدایا چقد با توحید همه چی آسون میشه و خبر نداشتیم خدایا فکر کنم ما شب و روز تمام آنچه که تا امروز آموختیم و بزاریم کنار بیایم فقط این 11قسمت از مباحث توحیدی و گوش بدیم برامون برای موفقیت هرروزه مون بس باشه چون تمام مبحث استاد در تمام فایل های دانلودی و دوره همه از این چیز مهم هست توحیدی بودن و توحیدی موندن و همه چیو به خدا سپردن و خودمون به نادانی بزنیم یعنی نخواهیم چیزی بدونیم جز توحید توحید توحید که این توحید برای ما نان میشود خورشت خوشمزه میشود لباس میشود عشق میشود آرامش شادی حال خوب میشود امنیت آسایش حیال میشود شجاعت و جرات میشود نیرومتدی و توانمندی میشود ماشین آچنانی خانه های مجلل ملاک های سود آور ویلاهای لاکچری در بهترین مکان دور بهترین آدما روابط رویایی و الهی با کل کاینات میشود اینجاست که خدا میگه در خداوندی خدا چه چیزی پیدا نمیشود که تو بدنبال غیر خدایی
خدایاااااااا شکرررررت که بهم فهموندی هر کاری بخوام برای گرفتن تایید از مردم انجام دهم اون کار بهیج عنوان به نتیجه نخواهد نشست هرکاری که میخوام اتجام بدم باید نیت کنم از دل که برای رضای خشنودی خدا انجام میدهم قربت الی الله
خدایاشکرررررر که فهمیدم که هیچکس نمیتونه باعث خوشبختی و بدبختی من بشه جز خودم خدایاشکرررت که توحید شفای درونم میشود توحید موفقیت مالی ام میشود توحید برایم آزادی مالی و آزادی زمانی و مکانی میسازد چه کسی بهتر و داناتر و تواناتر از خدا کی میتونه قدرت خدارو داشته باشه مثل خدا از همه چی ما و این جهان آگاه باشه که بتونه از بهترین و آسانترین و عزتمندانه ترین راه مارو به خواسته هامون برسونه هیچکسسسس نیست هیجکسسس نمیتونه جز او توانای دانا باشه خدایاشکررررت که فهمیدم قدرت دست توست نه مردم عزت آبرو شخصیت امنیت ثروت همه چی نزد توست نه مردم همه محتاج تو هستن وقتی به تو وصل باشیم جانی ترین انسان یا حیوان در برابر ما مثل موم میشود نرم و آرام وقتی با خدا باشبم وقنی توحیدی باشیم دیگه نه دردی میتونه مارو پیدا کنه نه رنجی نه غمی نه ناراحتی نه ترسی نه نگرانی نه آدم شروری نه حیوان وحشی نه مشتری بی کیفیت هیچکی نمیتونه به ما برسه اصلا با توحید در جهانی زندکی میکنیم که توش بدی وجود نداره اصلاااا بدی معنی نداره در جهان توحیدی هرچی میبینیم زیبای هست و زیبایی دقیقا همه چی شامل این آیه میشود الخیر فی ما وقع و چقدددد زیباست وقنی همچین نگاهی به زندکیت و اتفاقات این دنیات داشته باشی وااااای خدایا چقد این شرک و بدنبال تایید گرفتن از مردم بودن و از دیگران توقع داشتن و غر زدن و گله گزاری کردن و قربون صدقه غیرخدا رفتن برایم درد و رنج و بی احترامی و بی عزتی و اعصاب خوردکنی و بی لیاقتی و بی پولی و سرافکندگی و حسرت و حرص و حسادت فراوان فراوان برام داشت که باعث پژمردگی من شد خدایا هرچی به دیگری قدرت دادم خودم را پست تر دیدم و هر جا توحیدی عمل کردم چقد احساس بزرگی و حس خوب بودن و باارزش بودن بهم دست داد خداجونم خیلی چک و لگد خوردم باز آدم نشدم خودت کمکم کن امشب اومدم اینجا تا برای تو بنویسم و اعتراف کنم که هرچی خوردم و دارم میخورم همه بخاطر شرک و دوری از توحیده خدایا بهم کمک کن تا بهترین نعمت دنیا را درآغوش بگیرم توحید را خدایا میخواهم افکارم گفتارم کردارم هرروز توحیدی تر باشه چیکار کنم؟؟؟؟؟؟
تو بهم بگو من هیجی نمیدونم و نمیخواهم بدونم میخوام تو برام بدونی تو برام ببینی تو برام بشنوی تو برام فکر کنی و در من حرف بزنی و زندگی کنی خدایاااااا شکرررررت میکنم که به فریاد دلم میرسی شکرررررر که بدادم رسیدی شکرررر که خواستی منم توحیدی عمل کنم خداجونم شکررررر
شکرررر که تونستم در این قسمتم حرف بزنم بنویسم خواستمو بگم خداجونم خودت بهم گفتی بگم بنویسم انجام وظیفه کردم لطفا دستمو بگیر تا بیشتر به حرفت گوش بدم انشالله داستان این شکایت منم بزودی به نفع من تموم میشه و میام اینجا دوباره از راه میانبری که ایمانم باز کرد مینویسم و میکم خدایاشکررررر خدایا خودت میدونی چقد بهت ایمان دارم و دلم میخواد چقد بهت ایمان داشته باشم خودتو کرمت یاذالجلال والاکرام یا وهاب یاوهاب یاوهاب یا عزیز و یا کریم گفتن و شنیدم؛
با درود و وقت بخیر خدمت آقا مجید بختیار پورعمرانی گرامی
کامنت شما رو خواندم امیدوارم دستم قلم خداوند باشه و نشانه ای در این پیام من دریافت کنید وقتی کامنت شما رو خواندم یهویی بهم الهام شد که بیام برای شما چیزی بنویسم هر چند اصلا نمیدونم چی باید بنویسم ولی از خدا خواستم که منو در این نوشتن هدایت کنه و شما هم با خواندن این پیام من به احساس خوب برسید و همین الان معجزه ای در زندگی تون اتفاق بیفته که ایمان تون بیشتر و قویتر و عمیقتر بشه الهی آمین
آقای بختیارپور عزیز من هم بارها بارها تضادهایی رو تجربه کردم که فکر میکردم اصلا حل شدنی نیست و یا به آخر خط رسیدم یا دیگه تمام امید و انگیزه ام رو از دست داده بودم ولی خداوند هیچوقت بندگان خوشبو فراموش نمیکنه و دستان فرشتگان نجات شو برام فرستاد و از جایی که فکرشو نمیکردم این اتفاق خوشگله و اون معجزه ی خوشکلشو برام فرستاد و غافگیرم کرد و از لطف و فضل و کرم خداوند دریایی برام باز شد که اصلا فکرشو نمیکردم و بخاطر همین معجزات دلچسب خداوند هیچ غیرممکنی غیر ممکن نیست
واقعا تضادها دوستان ما هستند آمدن که خواسته های ما رو شفاف و واضح کنند .. و بهمون یاد میدن که مسیرمون رو تغییر بدیم .. تضادها تابلوی راهنمای ما هستند و میخوام بهمون بگن که فصل جدیدی از خواسته ها و آرزوها مون شروع شده
امید دارم وقتی این پیام من بدست شما میرسه درها و دروازه های براتون باز شده باشه که خودتون بیاید همینجا برامون بنویسید که همه ی کارها و همه ی برنامه های خداوند پلنی بی نقصی بود که فراتر از حد تصور و درک تجربه هاتون بوده الهی آمین
شما لایق بهترین افراد خوب و عالی و باکیفیت هستید که دستی از بی نهایت دستان خداوند هستند
امروز اول صبح اومدم کامنت بخونم که هدایت شدم به کامت شما
و کامنتتون نوری تو قلبم روشن کرد
داشتم دنبال نور امید بیشتری میگشتم که قلبم با کامنت شما اونو حس کرد
مرسی که نوشتین
واقعا همینه همیشه خدا شاهکار میکنه
به یاد میارم وقتی فشار کار و مشتری هام زیاد شده بود و از خدا هدایت خواستم و خودش یه نیروی بینظیر واسم فرستاد از جایی که فکرش هم نمیکردم
به یاد میارم دوباره فشار کار باعث شد درخواست نیرو کنم ازش و هزاران برابر بهتر از قبل اومد چون خواستم واسه دومین دفعه به لطف و عشق تجربه اول بیشتر شده بود من واضح تر فهمیدم چیو میخوام و خدا هم یه نیرویی با ویژگی خیلی بهتر فرستاد
و این بار هم تسلیم و هیجان زده واسه نیروی جدید تر که چقدر معجزه ها در راهه
بنام خداوندی که با خوش خبری های بی نظیرش سوپرایزم میکنم
درود و هزاران درود خدمت زهرا خانم قنبری عزیز و نازنینم
زهرا جونم چقدر پیام زیبایت رو در مکان و زمان درست و مناسب دریافت کردم
فکرشو بکن صبح زود از خواب شیرین و عمیق و باکیفیتم با سرحالی بیدار شدم توی همون رختخواب فوری اومدم توی سایت !!!!
چشممم خورد به اون نقطه ی آبی رنگ چراغ جادویی پیام رسان سایت !!!
واقعا چقدر لذت بردم از اینکه اول صبح چنین پیام های زیبایی رو دریافت کردم..!!! پیام زیباتون رو با لبخندی عمیق و قلبی شاد خوندم مرسی مرسی زهرا جان که وقت ارزشمندتو برای نوشتن این پیام زیبا گذاشتی واقعا برام خیلی ارزشمنده ممنونم عزیزم
امروز سه تا پیام زیبا داشتم .. واقعا چقدر لذت بخشع که اول صبحی خداوند نشانه ها و هدایت ها را از طریق سه تا پیام برات ارسال کنه تا خواسته ها و آرزوهایت را در قالب این سه تا پیام دریافت کنی !!!
باورت میشه مدتیع از خداوند نیروی کمکی میخواستم و تو امروز در پیامت جواب این خواسته ام را دادی و یک مومنتوم برام ساخته شد فقط باید محکم بهش بچسبم و ادامه بدم !!!
اینکه گفتی به یاد میارم وقتی فشار کار و مشتری هام زیاد شده بود و از خدا هدایت خواستم و خودش یه نیروی بینظیر واسم فرستاد از جایی که فکرش هم نمیکردم
منم فشار زیادی رو دارم ولی میدونم خودش نیروی بی نظیرش رو خیلی قشنگ برام میفرسته و درست میکنه
واقعا انگار خداوند نشانه اش رو برام فرستاد و بهم گفت صدای درخواست رو شنیدم و گفت تو لایق نعمت و نیروی کمکی هستی و در جای دیگه گفتی خواستم واسه دومین دفعه به لطف و عشق تجربه اول بیشتر شده بود
زهرا جان ممنون و سپاسگذارم که به اون قلب مهربانت الهام شد که برام چنین پیامی رو بنویسی و دست و قلم خداوند برام شدی
ممنون و سپاسگذارم
خدایاا شکرت
شکر و سپاس برای وجودت
شکر و سپاس برای حضورت در این سایت الهی
شکر و سپاس برای قلب مهربانت
و ممنونم برای دعای قشنگت که گفتی !!!
خیلی زیاد حالتون عالی باشه مرسی مرسی عزیزم
خدایاااا شکرت که روی طول موج دریافت نشانه ها و تحسین ها و هدایت های الهی تو هستم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال زیبایی ها و نکات مثبت بیشتری هستم
میدانم من فقط باید با نتایجم صحبت کنم تا بتوانم با صدای بلند اسم خداوند را فریاد بزنم
پس خدایاا خودت کمکم کن و فرشتگان و نیروهای امدادی خودت را برام بفرست
زهرا جان بهترینع بهترین ها رو در تمام جنبه های زندگی رو در کنار عزیزانت آرزومندم
بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
با اینک چیزه زیادی نمدونم ولی نمدونم چرا یه حسی گفد ک بنویسم براتون،،امیدوارم این کامنت من حرف خدا باشع براتون ،،با اینک احساس میکنم خدتون بیشتر ازمن ب خدا وصلین ،،،منیکع تا ب این اندازه خدارو نمیشناخدم ولی توروزای سخدم کارایی برام کرده ک ستودنیست،،،تو بدترین شرایط هم با اینک ترسیدم با اینک جا زدم با اینک از غیر خدا کمک خاسدم ولی ی چیزی تو ذهنم مدام نوشده میشد اینک ب مو میرسه ولی پاره نمیشه،،در واقع تضادهایی ک بارها و بارها تو زندگی بهش برخوردم نشانه ای داشدن ک من اونموقع درکشون نمیکردم چون هیچ آگاهی نداشدم بعضی تضادها هر چند اگرم ب نفع ما تموم نشع باز یه پیغام و یه حکمتی توشه ک سر شار از خیر و منفعت میشع برامون ،،،ترسو استرس و نگرانی ریشه شرکه،،،آرامشو خیال راحت نشانه توحید ،،،منی ک بغیر خدا ترس داشدم بغیر خدا وابسته بودم بغیر خدا عتبار و آبرومو دسدش میدیدم ولی چون تح دلم میدونسدم خدا هوامو داره باز کمکم کرد حال بنگر تمام اعتبار و عزتمونو دسد خدا بدیم چه ها میکند برایمان،،،باور کنین من هم از تضاد هایی ک فک میکردم ب ضررم شده و قابل تغییر نیسد ب اینجا هدایت شدم ک فعمیدم اون شخصی ک فک میکرد متوتخربب کرده در واقع ب نفع من قدم برداشده ،،(فِانّ الله مع العُسرُ یُسرا،،قطعن در دل هر سختی آسانی هسد)،،،درون مشکلاتی ک فک میکنیدب ضررتان هسد یک نفع و خیری هسدبخدا تجربش کردم،، خدایا هر لحظه و هر ثانیمون رو هدایت کن ما ب لطف کرمت نیازمندیم یا رب،،امیدوارم منم دسدی از دسدای خدا باشم
سلام به استاد عباسمنش گرامی و تمام دوستان هم سفر و خانم شایسته عزیز و خانم فرهادی گل
۳۴ امین روز سفرمون به خیر
چه احساسی به آدم دست میده وقتی درباره توحید عملی صحبت میشه .توحید عملی یعنی طرز نگاهت رو به موضوعاتی که قبلا باعث ترس و نگرانیت میشد الان حسی بهت امید میده و میگه باهم حلش میکنیم من باهاتم توحید عملی یعنی حتی روی خودتم حساب نکن فقط روی خدا حساب کن،توحید عملی یعنی جزء اون تعداد افراد اندک باش که خدا اون انرژی که همه جهان تسبیح گوی اون هستند رو جدای از هر دین و مسلک باورش داری، توحید عملی یعنی از دیگران درخواست کن ولی توی ذهنت این باشه که ممکنه خدا از این دستش بهت بده یا از بینهایت دستان دیگه اش پس نگران نیستی که اگه این آدم کارم رو انجام نده زندگیم اینور اونور میشه.توحید عملی یعنی اینقدر این انرژی رو باور کنی که خواسته هاتو خیلی بدیهی ببینی و چقدر با سادگی هر چه تمام بهشون میرسی و میشینی و باور در مورد اون خواسته رو میسازی و اون شکل میگیره،باید شکل بگیره راه دیگه ای نداره.توحید عملی یعنی من تو ما همه و همه یکی هستیم پس خودتو لایق بهترین ها بدون خودتو مقدس بدون خودتو با ارزش بدون ما قطره ای از دریاییم ما خود دریاییم پس دیگه جای حرفی نمیمونه که خودمونو جدا از خدا بدونیم.توحید عملی یعنی تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد.استاد منم مثل شما وقتی در مورد خدا و توحید حرف میزنم،مینویسم،به یاد میارم، تمام وجودمو چنان عشقی پر میکنه که فقط میخوام بگم خدایا شکرت
سلام به دوستان عزیز و استاد عباسمنش بزرگوار و خانوم شایسته
میخواستم منم تجربمو از این داستان به اشتراک بگذارم خدمت این جمع توحیدی
قضیه برمیگرده به سال 97 که وقتی فوق دیپلم گرفتم میخواستم برم خدمت سربازی، یه همکلاسی داشتم که خیلی صمیمی بودیم وقتی بهش گفتم که میخوام برم ،گفت که حسن منتظر بمون منم تموم کنم با هم بریم عوضش پسر داییم تو سپاه کادره کمک میکنه بیوفتیم شهر خودمون(من با دوستم ورودی یه ماه بودیم ولی چون اون مشروط شده بود یه ترم از من عقب افتاده بود) خلاصه منم حرف این بنده خدا رو گوش کردم گفتم به به میوفتیم
شهر خودمون تبریز قشنگ با هم میریم عشق و حال میکنیم، به معنای واقعی رو حرف دوستم حساب باز کردم،
آقا گذشت سه ماه چهار ماه پنج ماه و …. دیدم خبری نیس از اون ورم یکساله تموم میشد و اگر اقدام نمیکردم سه الی شش ماه اضاف میخوردم همون اول کاری،
که یک ماه مونده بود که وقتم تموم شه.یه روز با هم بودیم گفتم داداش چه خبر اون پسر دایی حل نکرده گفت چرا تو ماموریته میاد بهش میگم،بعد دو هفته هم گذشت یه بار دیگه با جدیت گفتم آقا چیشد پسسسسس؟
گفت حسن والا نمیدونم چی شده ولی طول میکشه از ماموریت برگشتن!!!!!
من یعنی اون لحظه چنان حالم بد شد که اصلا صورتم سرخ شد و گشتیم اون روز دیگه هیچی نگفتم بهش، تو راه اومدنی تنها بودم یه صدایی آرام گفت تقصیر خودته چرا رو حرف دوستت حساب کردی ،
من الان فهمیدم این قضیه رو که نباید اون موقع حساب میکردم رو غیر خدا
فرداش رفتم آماده رو ارسال کردم گفتم هر کجا باشه میرم خدا شاهده آموزشیم افتاد 02 تهران و یگانم شاید باور نکنید افتاد شهر خودمو وون وای چقدر خوشحال شدم من از این قضیه
و الان که فکر میکنم میبینم من اولش اشتباه کردم ولی دیدم بعدش ورق برگشت،این اتفاق مثل روز برام روشن شد
ببخشید طولانی شد ، دومین بارمه کامنت میزارم،خیلی سخته کامنت گذاشتن ولی خدا روشکر تونستم تجربمو بگم خدمتتون
مرسی از استاد عباسمنش عزیز که واقعا تاثیر گذاره تجربه هاشون و خانوم شایسته عزیز
ازاینکه خداوند ازطریق این سایت میتونه به ما کمک کنه خدا رو شکر میکنم .
و اعتراف میکنم به اینکه بارها و بارها ازدست خیلی افراد و نزدیکانم ناراحت و خشمگین می شدم .و حالا که خوب فکرمیکنم میبینم ریشه خشم و عصبانیتم ، ناراحتیم و احساس تنهایی حتی ، فقط انتظارات بودن ، توقعاتی که به خاطر بزرگ بودن اون اشخاص تو ذهنم و مهم بودنشون برام ایجاد شده بود .این همه غم ، اندوه ، رنجش ، دلخوری و احساس بد ومنفی فقط به خاطر احساس ارزشمند بودن اطرافیان برام بوده که حالا میفهمم به خاطر اینکه من روی اون اشخاص حساب میکردم .
من خدارو کم رنگتردیدم ، باید تو اون لحظه به خودم میگفتم اشکالی نداره هررفتاراشتباهی هرچقدر بزرگ ، فقط به خود اون آدم آسیب میزنه نه به من .من خدایی دارم که فقط اون برای من کافیه .
خدایی که همیشه همراه منه .چرا غم ؟چرا عصبانیت؟چرا توقع ؟؟؟خداوند ازبی نهایت دست دیگه به من به بهترین شکل و حتی معجزه وار کمک خواهد کرد.
امیدوارم از صمیم قلبم ، این دیدگاه برای من پایداربمونه و همه شما دوستان عزیز هم توحید عملی رو درتک اک لحظاتتون به معنای واقعی جاری کنین .هیچ چیزوهیچ شخص و یا هیچ گروهی قدرت نداشته باشه خم به ابروی شما بیاره، با قدرت ایمان به خدای یگانه ، محکم و استوار ، شاد و سلامت و سعادتمند باشید.
فیلم رو هنوز دانلود نکردم ولی شیفته متن شدم. موضوع توحید عملی. بسیار زیبا نگاشته شده.
و عمل کردن به این توحید ایمانی راسخ و محکم رو میطلبه که آرزو می کنم خداوند این نور ایمان رو هرروز در دل ما روشن تر و پرنور تر بسازد.
و این جمله واقعا زیبا بود : ” اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.”
یاد میاد یک زمانی قرار بود برای یکی از سازمانها پروژه ای رو انجام بدم که این پروژه واقعا میتونست تحولی در کارم و درآمدم ایجاد کنه و فردی که قرار بود این کارها رو برای من هماهنگ کنه هم کاملا اکی بود و پیشرفت کار به جاهای خیلی خوبی رسیده بود. اما یک روز که با اون سازمان تماس گرفتم به من گفتند که اون فرد مورد نظر دیگه رئیس قسمت نیست و برکنار شده و شخص دیگری رو به جای اون منسوب کردند. در یک لحظه تمام اون چیزی که در ذهنم ساخته بودم فرو ریخت و تصور کردم که هر کاری کردم از بین رفته. در یک آن نا امیدی وجودم رو فرا گرفت و هر لحظه ایمانم کمرنگ تر و کمرنگ تر میشد.
یه صدایی از ته قلبم میگفت که اگر مشتری میخوای خدا برات مشتری میشه اگه پروژه خوبی میخوای خدا برات پروژه میشه و هرچیزی که میخوای خدا برات همون میشه، اصلا نیازی نیست به کسی وابسته باشی. هر چند که این ندا بسیار زیبا و خوشایند بود برام و آرامشی بهم میداد اما در انبوهی از های و هوی های ناامید کننده ذهنم گم میشد.
و این رو بهتون بگم در اون زمان سایت رو باز کردم و دیدم که استاد یک فایل تصویری رو از خودشون گذاشتند که نشون میداد چندین سال پیش در خانه ای سیمانی در بندر عباس با اون امکانات محدود داشت زندگیشو میکرد و با تمام این محدودیت ها چقدر هم خوشحال و دل زنده بودند و حتی اون فامیلهایی هم که اومده بودند اونجا شوخی هایی هم میکردند که مثلا هتل هما و …. از این چیزها.
و بعد انگار دیدم باز شد و به خودم گفتم چطور فردی که چنین امکانات محدودی داشته در این شرایط، رشد میکنه و حرکت میکنه و این همه موفقیت کسب میکنه که یکیش استقلال مالی به معنای واقعی هست!!!! انگار اون نجوای نا امید کننده در ذهنم خاموش شد. به خودم گفتم هیچ چیز نمیتونه باشه مگر اینکه خداوند این کار رو براش انجام داده باشه.
یک لحظه به خودم اومدم و متوجه شدم که چطور داشتم از خداوند دور میشدم چطور داشتم از لطفش نا امید میشدم. و این صحنه ها رو که دیدم واقعا برام تلنگری بود. طلب مغفرت کردم از خداوندم و گفتم خداوندی که بینهایت نعمت رو برای ما خلق کرده و همیشه هدایتش برقرار هست مطمئنا در هر چیزی برام خیریتی قرار داده. بهش گفتم هرچی میخواد بشه بشه من کارم رو به خودش سپردم خودش هم میدونه چطور کارها رو درست راست کنه.
فردای او روز خیلی راحت و خوشحال به اون سازمان رفتم و انگار که یک نفر همه چیز رو از قبل هماهنگ کرده باشه. برام وقتی مهیا شد که با فرد جدید تونستم ملاقات کنم. و جالبه که یک نفر دیگه اومد توی اون جلسه و رزومه کاری من رو براش بازگو کرد و چقدرهم از کارم ، حسن نیتم و حسن انجام کارهای قبلیم صحبت کرد. شاید خودم به اون خوبی نمیتونستم بیان کنم.
و دیدم که این فرد جدید چقدر انسان مصمم ، جدی و چقدر علاقه مند تر به رشد و توسعه هست و خیلی راحت به توافق رسیدیم و خواستند که کار رو هر چه زودتر آماده کنم.
موقع برگشتن انگار تمام سلولهای بدنم سرشار از سپاسگذاری بودند.
و به خودم گفتم که کافیه که همین مواردی که برام پیش میاد رو بیاد بیارم تا هر لحظه ایمانم قوی تر بشه و بیشتر به خداوندی که حاکم مطلق تمام کیهان هست بیشتر اعتماد کنیم و بیشتر کارها رو به خودش بسپاریم.
همینطور به این نکته توجه کردم که من با دیدن موفقیت استاد و رشد و حرکتی که داشته انگیزه گرفتم و روند حرکتم سریع تر شد مثل میلیون ها نمونه موفق دیگه ای که وجود داره و میتونیم بهش توجه کنیم و بعد به این نتیجه رسیدم که بهتره برای رسیدن به خواسته هام با ایمان و احساس خوب بیشتری حرکت کنم ، به این شکل هم خودم و خانوادم زندگی بهتر و قشنگ تری داریم و هم اینکه با الگو شدن برای افراد دیگه بیشتر به اونها هم کمک میشه. البته برای کسانی که خودشون بخوان و به قدرت خداوند اعتماد کنند.
واقعا خوشحالم که این آگاهی مثل یک اشعه نوری در زندگی من تابید و امیدوارم که این نور هر روز روشن تر و وسیع تر بشه.
همچنین برای تمام کسانی که میخوان خوب زندگی کنند. و واقعا تصمیم گرفتم که موفقیت دیگران رو طوری ببینم که انگار من این موفقیت رو کسب کردم انگار که موفقیت خودم هست و آزاد و رها زندگی کنم.
بهترینها رو در دنیا و آخرت برای همتون آرزو می کنم. :)
?=تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا نتیجه باورهای خودمان است(توحید)
?=خداوند جهان را ب این گونه طراحی کزده ک هر انسانی خالق زندگی خود باشد و خداوند به رنگ و شکل باورهای ما درمی آید
?=قدرت دادن ب هرکس و هرچیز جزخداوند شرک محسوب میشود
،روی هرکس حساب کنی دچار شرک شده ای حتی اگر ان شخص مادرت باشد .همسرت باشد .فرزندت باشد ،اصلا عزیز ترین شخص زندگیت هم باشد هیچ قدرتی در زندگی تو ندارند ، و نع میتوانند کاری برایت انجام دهند و نع میتواند تاثیری در زندگی ات بگذارند ،مگر اینکه خود قدرت خداوند را دو دستی ب ان ها دهی و سند ناخواسته های بیشتر و بدبختی بیشتر را امضا کنی!
?=تمام قدرت از آن خداوند است
ما باید تنها روی خداوند حساب کنیم و،به خداوند تکیه کنیم ،از دیگران بخاطر خدمات و خوبی اشان تشکر کنیم ،اما آن خوبی ها رو ازخداوندبدونیم
تنها ب او بعنوان منبع تمام قدرت ها تکیه کنیم ،
?=(تنها ب کسی تکیه کن ک ب کسی تکیه نکرده باشه واون کسی نیس جزخداوند)
?=بروی هرکس غیر خداوند حساب کنی ازهمان شخص ضربه میخوری
چون هیچکس جز خدای مهربانمان تکیه کاه نیست
?=اوست ک تمام قدرت را دراختیار دارد
وقتی قدرت را ب خداوند ک منبع تمام زیبای ها و نعمات و . . است دهی ،زندکی ات پرمیشود از قشنگی ها و نعماتی ک تنها الله میتواند آن ها اینگونع بی منت ب تو و زندگیت نازل کند
?=وقتی قدرت را ب غیر او دهی آن وقت درجواب شرک تو زندگی ات باناخواسته بیشتری پرمیشود
?=ب هرکه غیر او دل ببندی ، ازهمان کس دل کنده ات میکند
?=به هرکه غیر او امید ببندی ازهمان چیز و همان کس نا امیدت میکند
به نام پروردگار مهربان
اجرای توحید در عمل 12
پروردگار خوب من ، ازت ممنونم ، که هدایتم کردی ، هدایتم میکنی به شنیدن توحید ، به شنیدن از تو
استاد عزیزم سلام
قدردان حضورتون هستم برای این سلسله مباحث توحیدی ، 12 روز گذشته و من دارم دلیل تاریکی هام رو متوجه میشم .
جلسه های پیش ریشه نرسیدن هام رو پیدا کردم و رسیدم به ترس ، دیروز ریشه ترس هام رو پیدا کردم و رسیدم به باور واقعی نداشتن به قدرت محض بودن پروردگار .
از دیروز حس میکنم خیلی چیز ها تو ذهنم تغییر کرده ، انگار آگاهی به این که من باور واقعی به قدرت پروردگار نداشتم ، حتی همین آگاهی کلی حسم رو تغییر داده .
حس میکنم یک منبع قدرت پیدا کردم ، که وجود داره ولی از من فاصله داره ، کافیه من بهش نزدیک شم .
همین که فهمیدم یک منبع قدرت هست که فراتر از ذهن منه ، کلی بهم قدرت داده .
انگار بهتر میتونم ذهنم رو خاموش کنم .
انگار این قدرت دور مثل گرمای شعله های آتیش تو دل یه یخ بندون ،داره انرژی ش رو به صورت من میتابونه .
همین که میتونم به ذهنم بگم ، تو هنوز خیلی خامی ، چیز های خیلی بزرگ تر و جدی تری وجود داره که تو توانایی درکش رو نداری ، برای من مث برد می مونه .
چقدر خوشحالم که تک تک چیز هایی که مینویسم واقعیه ، از روی تقلا نیست ، حسی که میگم بهش رسیدم واقعا داره کار میکنه و من چقدر دنبال این حس و شور زندگی بودم .
حس میکنم یه پله ی ده هزار تایی رو به ورمه و من هنوز روی پله اول هم نیستم ولی همین که پله میبینم رو به روم انگاری دنیا رو بهم دادن.
دنیایی که توش سیر میکردم و توهم اینو داشتم پروردگار قدرت محضه ( هر چند هنوز هم فقط تکرار میکنم ، و به باور قلبی نرسیدم ، ولی اینکه فهمیدم قبلا به این موضوع آگاهی نداشتم باعث تفاوتم شده ) یه دنیای مث حباب بود .
امروز چند تا موضوع پیش اومد که ذهنم رفت همون تفکر قبلی رو اپلای کنه ، کمتر از یک ثانیه بعدش گفتم ، یادت رفته تو اون دنیا دیگه نیستم ؟
یادت رفته قدرت محض یک نفر دیگه ست ؟
من کاره ای نیستم .
و جریان فکر م قطع شد، باورتون میشه ؟
اگه این خوش بختی نیست ، پس تعریف خوش بختی چیه ؟
امروز ظهر تا قبل نوشتن این کامنت تو ذهنم میومد برو سوره نمل رو بخون ، هنوزم نمیدونم چرا ،
ده آیه اول رو خوندم و رسیدم به این آیه :
وَأَلْقِ عَصَاکَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّی لَا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿10﴾
و عصایت را بیفکن پس چون آن را همچون مارى دید که مى جنبد پشت گردانید و به عقب بازنگشت اى موسى مترس که فرستادگان پیش من نمى ترسند (10)
به طرز عجیبی حس کردم این آیه نشونه ایه برای این روز های من ،
نترس که فرستادگان ، پیش من نمیترسند
عاشق اون بخشی شدم که میگه پیش من
کی یه نفر میگهه وقتی پیش من هستی ، نترس؟
وقتی خودش رو قدرتمند بدونه و بدونه تو اون فضایی که تحت اختیارشه هیچ خطری فرد مقابل رو تهدید نمیکنه .
وقتی آسمان ها و زمین برای خودشه ، وقتی قدرت محضه ، وقتی رب جهانیانه ، وقتی میگه پیش من نترس ،
چرا بترسم؟؟
به جاش بیام معنی کنم پیش من یعنی چی ؟ یعنی کی میتونم پیشش باشم ؟
وقتی در مسیرش باشم؟
وقتی با نگاه اون به جهان نگاه کنم ؟
وقتی تو احساس خوب باشم؟
با نگاه امروز من ، معنی پیش من این هاست .
و من با تموم وجودم میخوام پیشش باشم و دارم این روز ها سعی میکنم .
این روزا میام رو نقطه ی صفر و یه وقتایی رو نقطه ی منفی ، ولی اهرم رنج و لذت ذهنم بهم هشدار میده ، از حس تجربه ی تاریکی ها میترسم و هر طوری شده دست خودم رو میگیرم و بر میگردم .
پروردگار خوب من به قلب من نور بتابون
به من نور بتابون
از منبع بی نهایتت به من نور بتابون
روز شمار روز 34
30شهریور1404
(2:29دقیقه است که وارد 30 شدیم)
سلام خدمت استاد عزیز مریم جان و دوستان همفرکانس
واقعا این جلسه بیییی نظیر بود، بی نظیر
این صحبت ها رو توی ویس های دیگه هم شنیده بودم حتی همین ویس رو قبلا گوش داده بودم
اما شکرر برداشتی که امشب داشتم واقعا معجزه است
خداروشکر حالم خوبه و میزان تایم های که توی حس بد میمونم خییییلی کم شده
با آدمهای عالی به عنوان صاحبکار آشنا شدم که بییی نهایت متشخص هستن
و شکر که دارم تکاملم رو در مورد کار و شغل طی میکنم
تلاش میکنم آموزه هارو توی طول روز پیاده کنم و مراقب فکر و احساس و کانون توجه و ،،،خودم باشم
امروز دوستی بهم پیام داد و یک سری صحبت ها کردم که نیتم دفاع از حقم بود
و شکر خدای بی همتا چند دقیقه پیش به این فایل برخوردم و گوش دادم و برام مثل تلنگر بود تمام صحبت هام رو پاک کردم و از خدا طلب بخشش کردم
خدایا شکرت که بفهم فهموندی ادمها دستان تو هستن
شکرت که بهم فهموندی دلیل بعضی اتفاق های که تجربه کردم شرک بوده
شکرت که بهم فهموندی بخاطر کار روی فرکانسم دارم احترام و عزت و خوش اخلاقی میبینم
خدایا شکرتتتتتتت و منو بیخش که دانسته و ندانسته شرک ورزیدممم
خدایاشکرتتت برای اطلاعات فوووق العاده نابی که بهم عطا میکنی
خدایا من از هررررر خیری که از تو بهم برسه فقیرم
سپاس استاد جان ،بابت این آموزه های عالیتون
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
«وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ»
اگر خدا برای تو خیری بخواهد،هیچکس نمیتواند مانع لطفتش شود
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم
سلام به همه دوستای توحیدی ام
خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم
الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم
روز دوازدهم توکل در عمل
خداروشکر به لطف خدای مهربون امروز با احساس خوبی از خواب بیدار شدم ، ولی وقتی که کارهای شخصی م انجام میدادم نجواها شروع شد ، حس اینکه دیگه تموم شد، دیگه میخای چکار کنی، تو عزت نفس نداری، تو کجا و اونا کجا، مقایسه و مقایسه..
سریع چای دم کردم و اومدم اتاقم، نور زیبای آفتاب ملایم پاییز به اتاقم افتاده بود، از پشت پرده قهوهای یه نور زیبا و ملایم بهم میداد که دوسش داشتم، میز تحریرم گذاشتم جلوم و دفتر سپاسگزاری بازش کردم شروع کردم به نوشتن
الهی شکرت برای زنده بودم و فرصت دوباره برای رشد و بندگی ام
الهی شکر به خاطر نور زیبای خورشید درخشان
الهی شکرت برای سلامتی جسم و روح و ذهنم
الهی شکرت برای انسان های خوب زندگی ام
و….
خداروشکر حسم بهتر شد و به فایل آرامش قسمت 7 که دیشب فایل نشانه ام بود گوش کردم
و تا سه روز قراره به همه چی عشق بورزم
و این سوال از خودم بپرسم امروز چه خدمتی می تونم بکنم …
و خداروشکر کمی کارهام انجام دادم و یک کامنت عالی و پر از آگاهی برای فایل تمرکز روی نکات مثبت قسمت 7 نوشتم
به لطف خدا امروز نوبت گوش دادن و نوشتن این توحید عملی 2 بود
جلسه ای که من نمونه بارز مثالش هستم
و واای از این شرک و بی ایمانی که چقدر چوبش خوردم
اقرار میکنم من مشرک بودم و الانم کامل موحد نیستم. از این بابت از خدای متعال معذرت میخوام، خدایا منو ببخش زمانی بود که فردی دچار مسئله ای شده بود و اومد ازم کمک خواست و منم بهش کمک کردم در طول چند ماه حالش خوب و سر حال شد و خیلی ازم تشکر میکرد و می گفت تو باعث شدی به خدا نزدیک بشم تو باعث شدی آروم بشم و تووو .. ولی من بارها هم بهش میگفتم که هرچی گفتم از طرف خدا بوده نه من، ولی جاهایی به خودم مغرور میشدم آره من باعث حال خوب این آدمم و تا جایی ادامه داشت که دلیل حال خودم دادم به اینکه اون حالش خوب باشه، و همینطور احساس لیاقت خودمو دادم به اینکه
اگه بتونم حالش خوب کنم من براش ارزشمندم والا نه … و این شرک های مخفی همچنان ادامه داشت تا جاییکه گفتم اگه نباشه حالم خوب نیست، اگه بره چی ، اگه اکه …
و شرک و شرک و شرک، و همین آدم که روزی بهم گفت مریم اومدم که ببینی هر کاری کردم بهت سرم اومد و در ادامه تو باعث حال خوبمی و از اینجور حرفا ، بعد مدتی برگشت به همون حال و روز خودش،…
بی تفاوتی ، بی محلی، تحقیر و … ادامه داشت ، تا جاییکه خدا گفت هنوزم میخای ادامه بدی وایستا خودتو ببین کجا بودی به کجا رسیدی ،
بازم با تمام شرک و گمراهی ام خدا دستم گرفت، و دیگه نخواستم باهاش صحبت کنم و اون فرد رفت و من موندم و عدم احساس لیاقت و عزت نفس و آتشی که به جونم افتاد که باید خاموش می شد
خدایا من به خودم ظلم کردم، خدایا من تند رفتم ، خدایا من اشتباه کردم، خدایا من مشرک بودم، ازم بگذر از تقصراتم بگذر
خدایا تویی که همه چیز در دستان توست، خدایا تو بارها منو از گمراهی و تاریکی نجاتم دادی ، خدایا ازت متشکرم
خدایا بازم از تاریکی به نور خودت هدایتم کن، خدایا اینبار عشق ، آرامش و شادی و ثروت و سلامتی و زیبایی و جوانی و سرزندگی و انرژی از خودت میخام که پایدار و روز افزون باشه ، کسی که منو به خاطر احساس لیاقت و ارزشمندی خودم دویم داشته باشه ، همین مه من هستم براش بی نهایت ارژشمند باشه و منو به خاطر لطف خدا و ارزش وجودیم دوسم داشته باشه و منم به خاطر لطف خدا دوسش داشته باشم، خدایا هدایتم کن خدایا ازت معذرت میخوام ،لطفا منو ببخش، هر خیری که از تو بهم برسه من به اون فقیرم ای خدای آسمانها و زمین
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾
سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد (7)
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾
سپس پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن الهام کرد (8)
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿9﴾
که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد (9)
وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿10﴾
و هر که آلوده اش ساخت قطعا درباخت
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
نشانه امروزم
خدایا شکرت که امروز این فایل و این آگاهی را روزی من کردی؛
درک موضوع توحید یک کمی پیچیده شاید باشه و برای اینکه بخوایم در زندگی کاربردی کنیم و همیشه زندگی توحید ی داشته باشیم، حتما باید درک کامل از توحید در ذهن داشته باشیم.
حالا چه کاری بکنیم که موضوع توحید را اصلا فراموش نکنیم ، اینطور نباشه وقتی این فایل را دیدیم تاثیر لحظه ای بگذاره و پس از مدتی کلا فراموش بشه ”
من درک موضوع توحید را ربط می می دهم به فرنکاس.
چون من خالق زندگی خودم هستم و با ارسال فرنکاس کیفیت و اتفاقات خوب یا بد زندگی را خودم خلق می کنم، حتی خداوند هم برای من تعیین نمی کنه که لحظه بعد من چطور باید باشه ، میزان سلامتی من ، وضعیت اقتصادی و مالی من ، احساس من ، دست خداوند نیست بلکه با نوع فرنکاس من انتخاب میشه ، و خداوند این توانایی را به من داده و جهان هستی بدون کم و کاست بصورت سیستمی داره این کار را برام انجام می ده .
پس با موضوع فرنکاس، توحید را بهتر بشناسیم
و هر لحظه این سوال را بپرسیم ، الان دارم چه فرنکاسی به جهان هستی ارسال می کنم.
بازی فقط همینه ،
سلااااام و سپاااااس
خدایی را که هرچه دارم و ندارم ازاوست
خدایی که هرچی هستم همه اوست
خدایی که هر چه میدانم هم همه از علم اوست
و این را فهمیدم که من با این وجود هیچی نیستم هیچی نمیدانم جزاینکه همه از اوست
من او هستم من بقول علی آقا ملکی با هیچ کس شدن هست که همه کس میتواتم بشوم همه این دنیا در منه و من در همه دنیا با خدا جاری هستم
خدایاشکررررت شکرررررر که مرا از جنس خودت باارزش و شایسته آفریدی
شکررررر خدایاشکررررر که مرا لایق بهترینها قرار دادی
در قسمت دوم از سلسله مباحث توحیدی به لطف خدا حضور پیدا کردم پیام خدارو گرفتم هم از طریق فایل به زبان استاد بزرگوار هم از طریق کامنتای بی نظیر دوستان باعشق
در قسمت اول تا یازدهم این سریال توحیدی استاد از عشقی حرف میزند که اگه درکش کنیم او برای ما به هر شکلی در میاد بال پرواز میشود برای اوج گرفتن ما من این عشق بی قید و شرط را میخواهم این عشقی که شاه کلید تمام چالش های زندگیم هستم
خدایا امروز خیلی هوای نوشتن داشتم دلم در پرواز نوشتن پر میکشید تا اینکه الان وقت نوشتن پیدا شد
خدایا شکرررر که بهم فرصت و اجازه دادی تا بیام اینجا برای تو بنویسم شکرررر که کمکم میکنی تا از دلم برای تو بنویسم
توحید یعنی الان در چالشی گیر کردم شکایتی از من شده و دقیقا من پشت رودخانه نیل مثل موسی کلیم الله گیر کردم نه راه پیش دارم نه راه پس تنها چیزی که میتونه راهی بین این دو راه که دور از هر عقل و منطق هست باز کنه ایمان منه ایمان به توحید ایمان به تنها قدرت دنیا الان وقتشه که قدرت خدا رو با شاکی ام که فامیل منه یا با دادگاه و قاضی و وکبل تقسیم نکنم و چاکرم مخلصم غیر اورا نکنم پاچه خواری شاکی و نکنم که بیاد رضایت بده و ازین حرفا الان دقیقا وقتشه که مثل موسی قلبنو به ایمانم بسپارم و دل به دریا بزنم و چشمم و ببندم قدم بردارم این پیام خداست در این سلسله مباحث عالی و ناب استاد این پیامی است که قدرت دست هیچکس نیست جز خدا و تنها کسی که میتونه همه جیو به نفع من تموم میکنه خداست پس من باید الان ایمانو نشون بدم و از هیچی نترسم از جریمه نقدی نترسم مگه نمیکم خطایی مرتکب نشدم مگه نمیگم گناهی نکردم مگه نمبگم خدا از همه چیم آگاهه پس حتما میدونه که من اینقد جریمه رو نمیتونم بدم و اصلا هم حق نیست پس چرا باید نکران باشم اصلااااا نکران نیستم اینو جذب کردم نباید جذب میکردم حاالا که جذبش کردم بهترین زمانه برای اوج گرفتن قانون دوم اینه که تو دلم تو ذهنم شاکی نشم که چرا اینا اینقد نامردی کردن منی که اینقد بهشون خوبی کردم دستمزدم این نبود دیگه نباد از زمین و زمان شاکی بشم و همه رو مقصر بدونم اتفاقا باید خوشحال باشم و همه را تحسین کنم که باعث شدن من تو این چالش قرار بگیرم تا ایمانمو محک بزنم قدم بزرگیه که با ایمان اگه بتونم کم نیارم و بردارم خیلییییی جلو خواهم رفت و رشد و پیشرفت عالی خواهم داشت باید ازاین فرصت صدرصد به نفع خودم کمک بگیرم باید ایمانمو نشون بدم و هرگز جز خدا از هیچکی کمک نخوام بایداز استادم از تک تک پیامبرانم که در سخت تر ازین شرایطم قرار گرفتن چطور با نشان دادن ایمانشون راه میانبری براشون باز شد تونستن بسلامت از آن چالش سخت عبور کنن چالش من سختتر از اینا نیست ازاون ور درسته که منم ایمانم قویتر از ایمان اون عزیزان نیست ولی هر کسی به اندازه ایمانش در آزمون شرکت میکنه من باید از اون عزیزان یاد بگیرم که در شرایط حساس اینچنینی بایددددد سر ایمانم باشم بایددددد توحید و در آغوش بگیرم و به هیچ عنوان ازش دور نشم خدایا این روزها بیشتر از همیشه به هر خیری از جانب تو به من برسه را سخت سخت سختتتتتت فقیرم بهم کمک کن تا بتوانم بر ایمانم ثابت قدم بمانم تا ترا یاری دهم که مرا یاری رسانی یعنی بهت اجازه بدم که کمکم کنی یعنی با اامیدی و بی ایمانی شرک نورزم که منو از فضل و رحمت تو دور کنه و کارم خراب بشه و بهم ظلم بشه ظلمی که خودم خواستم که خودم بر خودم تحمیل کردم خدایا کمک کن تا قدرت ترا به هیچکس ندم بقول استاد همه اینا اومدن تا به من کمک کنن تا من اوج بگیرم اینا همه بال پرواز من هستن پس نباید از دستشون ناراحت بشم اتفاقا وقتی برای پرواز کردنم برای اوج گرفتنم کمکم میکنند چرا باید ازشون ناراحت بشم اتفاقا باید ازشون تشکر کنمو ببخشمشون و راضی باشم از لطفی که ناخواسته در حق من کردن زمانی کارشون برام لطفی بزرگ میشه که من توحید را نشان دهم ایمانم و نشان دهم خدایااااااا شکرر ررت شکررررررر
چقد من عاشق این مباحث توحیدی هستم منم سیر نمیشم منم اگه شب تا صبح پشت گوش دادن این حرفا بشینم سیر نمیشم توحید تنها چیزی هست که هر لحظه باعث گشنه تر شدن و تشنه تر شدنم میشه هیچ وقت سیر نمیشم از توحید شنیدن و از توحید گفتن خدایا چقد با توحید همه چی آسون میشه و خبر نداشتیم خدایا فکر کنم ما شب و روز تمام آنچه که تا امروز آموختیم و بزاریم کنار بیایم فقط این 11قسمت از مباحث توحیدی و گوش بدیم برامون برای موفقیت هرروزه مون بس باشه چون تمام مبحث استاد در تمام فایل های دانلودی و دوره همه از این چیز مهم هست توحیدی بودن و توحیدی موندن و همه چیو به خدا سپردن و خودمون به نادانی بزنیم یعنی نخواهیم چیزی بدونیم جز توحید توحید توحید که این توحید برای ما نان میشود خورشت خوشمزه میشود لباس میشود عشق میشود آرامش شادی حال خوب میشود امنیت آسایش حیال میشود شجاعت و جرات میشود نیرومتدی و توانمندی میشود ماشین آچنانی خانه های مجلل ملاک های سود آور ویلاهای لاکچری در بهترین مکان دور بهترین آدما روابط رویایی و الهی با کل کاینات میشود اینجاست که خدا میگه در خداوندی خدا چه چیزی پیدا نمیشود که تو بدنبال غیر خدایی
خدایاااااااا شکرررررت که بهم فهموندی هر کاری بخوام برای گرفتن تایید از مردم انجام دهم اون کار بهیج عنوان به نتیجه نخواهد نشست هرکاری که میخوام اتجام بدم باید نیت کنم از دل که برای رضای خشنودی خدا انجام میدهم قربت الی الله
خدایاشکرررررر که فهمیدم که هیچکس نمیتونه باعث خوشبختی و بدبختی من بشه جز خودم خدایاشکرررت که توحید شفای درونم میشود توحید موفقیت مالی ام میشود توحید برایم آزادی مالی و آزادی زمانی و مکانی میسازد چه کسی بهتر و داناتر و تواناتر از خدا کی میتونه قدرت خدارو داشته باشه مثل خدا از همه چی ما و این جهان آگاه باشه که بتونه از بهترین و آسانترین و عزتمندانه ترین راه مارو به خواسته هامون برسونه هیچکسسسس نیست هیجکسسس نمیتونه جز او توانای دانا باشه خدایاشکررررت که فهمیدم قدرت دست توست نه مردم عزت آبرو شخصیت امنیت ثروت همه چی نزد توست نه مردم همه محتاج تو هستن وقتی به تو وصل باشیم جانی ترین انسان یا حیوان در برابر ما مثل موم میشود نرم و آرام وقتی با خدا باشبم وقنی توحیدی باشیم دیگه نه دردی میتونه مارو پیدا کنه نه رنجی نه غمی نه ناراحتی نه ترسی نه نگرانی نه آدم شروری نه حیوان وحشی نه مشتری بی کیفیت هیچکی نمیتونه به ما برسه اصلا با توحید در جهانی زندکی میکنیم که توش بدی وجود نداره اصلاااا بدی معنی نداره در جهان توحیدی هرچی میبینیم زیبای هست و زیبایی دقیقا همه چی شامل این آیه میشود الخیر فی ما وقع و چقدددد زیباست وقنی همچین نگاهی به زندکیت و اتفاقات این دنیات داشته باشی وااااای خدایا چقد این شرک و بدنبال تایید گرفتن از مردم بودن و از دیگران توقع داشتن و غر زدن و گله گزاری کردن و قربون صدقه غیرخدا رفتن برایم درد و رنج و بی احترامی و بی عزتی و اعصاب خوردکنی و بی لیاقتی و بی پولی و سرافکندگی و حسرت و حرص و حسادت فراوان فراوان برام داشت که باعث پژمردگی من شد خدایا هرچی به دیگری قدرت دادم خودم را پست تر دیدم و هر جا توحیدی عمل کردم چقد احساس بزرگی و حس خوب بودن و باارزش بودن بهم دست داد خداجونم خیلی چک و لگد خوردم باز آدم نشدم خودت کمکم کن امشب اومدم اینجا تا برای تو بنویسم و اعتراف کنم که هرچی خوردم و دارم میخورم همه بخاطر شرک و دوری از توحیده خدایا بهم کمک کن تا بهترین نعمت دنیا را درآغوش بگیرم توحید را خدایا میخواهم افکارم گفتارم کردارم هرروز توحیدی تر باشه چیکار کنم؟؟؟؟؟؟
تو بهم بگو من هیجی نمیدونم و نمیخواهم بدونم میخوام تو برام بدونی تو برام ببینی تو برام بشنوی تو برام فکر کنی و در من حرف بزنی و زندگی کنی خدایاااااا شکرررررت میکنم که به فریاد دلم میرسی شکرررررر که بدادم رسیدی شکرررر که خواستی منم توحیدی عمل کنم خداجونم شکررررر
شکرررر که تونستم در این قسمتم حرف بزنم بنویسم خواستمو بگم خداجونم خودت بهم گفتی بگم بنویسم انجام وظیفه کردم لطفا دستمو بگیر تا بیشتر به حرفت گوش بدم انشالله داستان این شکایت منم بزودی به نفع من تموم میشه و میام اینجا دوباره از راه میانبری که ایمانم باز کرد مینویسم و میکم خدایاشکررررر خدایا خودت میدونی چقد بهت ایمان دارم و دلم میخواد چقد بهت ایمان داشته باشم خودتو کرمت یاذالجلال والاکرام یا وهاب یاوهاب یاوهاب یا عزیز و یا کریم گفتن و شنیدم؛
که با کریمان کارها دشوار نیست.
الحمدالله رب العالمین کما هو اهله
بدرووووود همه باعشقیا
بنام خداوندی که با معجزه
هایش سوپرایزم میکند
انا عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ
بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست
با درود و وقت بخیر خدمت آقا مجید بختیار پورعمرانی گرامی
کامنت شما رو خواندم امیدوارم دستم قلم خداوند باشه و نشانه ای در این پیام من دریافت کنید وقتی کامنت شما رو خواندم یهویی بهم الهام شد که بیام برای شما چیزی بنویسم هر چند اصلا نمیدونم چی باید بنویسم ولی از خدا خواستم که منو در این نوشتن هدایت کنه و شما هم با خواندن این پیام من به احساس خوب برسید و همین الان معجزه ای در زندگی تون اتفاق بیفته که ایمان تون بیشتر و قویتر و عمیقتر بشه الهی آمین
آقای بختیارپور عزیز من هم بارها بارها تضادهایی رو تجربه کردم که فکر میکردم اصلا حل شدنی نیست و یا به آخر خط رسیدم یا دیگه تمام امید و انگیزه ام رو از دست داده بودم ولی خداوند هیچوقت بندگان خوشبو فراموش نمیکنه و دستان فرشتگان نجات شو برام فرستاد و از جایی که فکرشو نمیکردم این اتفاق خوشگله و اون معجزه ی خوشکلشو برام فرستاد و غافگیرم کرد و از لطف و فضل و کرم خداوند دریایی برام باز شد که اصلا فکرشو نمیکردم و بخاطر همین معجزات دلچسب خداوند هیچ غیرممکنی غیر ممکن نیست
واقعا تضادها دوستان ما هستند آمدن که خواسته های ما رو شفاف و واضح کنند .. و بهمون یاد میدن که مسیرمون رو تغییر بدیم .. تضادها تابلوی راهنمای ما هستند و میخوام بهمون بگن که فصل جدیدی از خواسته ها و آرزوها مون شروع شده
امید دارم وقتی این پیام من بدست شما میرسه درها و دروازه های براتون باز شده باشه که خودتون بیاید همینجا برامون بنویسید که همه ی کارها و همه ی برنامه های خداوند پلنی بی نقصی بود که فراتر از حد تصور و درک تجربه هاتون بوده الهی آمین
شما لایق بهترین افراد خوب و عالی و باکیفیت هستید که دستی از بی نهایت دستان خداوند هستند
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
سلام به شما رویا جان
امروز اول صبح اومدم کامنت بخونم که هدایت شدم به کامت شما
و کامنتتون نوری تو قلبم روشن کرد
داشتم دنبال نور امید بیشتری میگشتم که قلبم با کامنت شما اونو حس کرد
مرسی که نوشتین
واقعا همینه همیشه خدا شاهکار میکنه
به یاد میارم وقتی فشار کار و مشتری هام زیاد شده بود و از خدا هدایت خواستم و خودش یه نیروی بینظیر واسم فرستاد از جایی که فکرش هم نمیکردم
به یاد میارم دوباره فشار کار باعث شد درخواست نیرو کنم ازش و هزاران برابر بهتر از قبل اومد چون خواستم واسه دومین دفعه به لطف و عشق تجربه اول بیشتر شده بود من واضح تر فهمیدم چیو میخوام و خدا هم یه نیرویی با ویژگی خیلی بهتر فرستاد
و این بار هم تسلیم و هیجان زده واسه نیروی جدید تر که چقدر معجزه ها در راهه
کافیه با ایمان ادامه بدم
خیلی زیاد حالتون عالی باشه
بنام خداوندی که با خوش خبری های بی نظیرش سوپرایزم میکنم
درود و هزاران درود خدمت زهرا خانم قنبری عزیز و نازنینم
زهرا جونم چقدر پیام زیبایت رو در مکان و زمان درست و مناسب دریافت کردم
فکرشو بکن صبح زود از خواب شیرین و عمیق و باکیفیتم با سرحالی بیدار شدم توی همون رختخواب فوری اومدم توی سایت !!!!
چشممم خورد به اون نقطه ی آبی رنگ چراغ جادویی پیام رسان سایت !!!
واقعا چقدر لذت بردم از اینکه اول صبح چنین پیام های زیبایی رو دریافت کردم..!!! پیام زیباتون رو با لبخندی عمیق و قلبی شاد خوندم مرسی مرسی زهرا جان که وقت ارزشمندتو برای نوشتن این پیام زیبا گذاشتی واقعا برام خیلی ارزشمنده ممنونم عزیزم
امروز سه تا پیام زیبا داشتم .. واقعا چقدر لذت بخشع که اول صبحی خداوند نشانه ها و هدایت ها را از طریق سه تا پیام برات ارسال کنه تا خواسته ها و آرزوهایت را در قالب این سه تا پیام دریافت کنی !!!
باورت میشه مدتیع از خداوند نیروی کمکی میخواستم و تو امروز در پیامت جواب این خواسته ام را دادی و یک مومنتوم برام ساخته شد فقط باید محکم بهش بچسبم و ادامه بدم !!!
اینکه گفتی به یاد میارم وقتی فشار کار و مشتری هام زیاد شده بود و از خدا هدایت خواستم و خودش یه نیروی بینظیر واسم فرستاد از جایی که فکرش هم نمیکردم
منم فشار زیادی رو دارم ولی میدونم خودش نیروی بی نظیرش رو خیلی قشنگ برام میفرسته و درست میکنه
واقعا انگار خداوند نشانه اش رو برام فرستاد و بهم گفت صدای درخواست رو شنیدم و گفت تو لایق نعمت و نیروی کمکی هستی و در جای دیگه گفتی خواستم واسه دومین دفعه به لطف و عشق تجربه اول بیشتر شده بود
زهرا جان ممنون و سپاسگذارم که به اون قلب مهربانت الهام شد که برام چنین پیامی رو بنویسی و دست و قلم خداوند برام شدی
ممنون و سپاسگذارم
خدایاا شکرت
شکر و سپاس برای وجودت
شکر و سپاس برای حضورت در این سایت الهی
شکر و سپاس برای قلب مهربانت
و ممنونم برای دعای قشنگت که گفتی !!!
خیلی زیاد حالتون عالی باشه مرسی مرسی عزیزم
خدایاااا شکرت که روی طول موج دریافت نشانه ها و تحسین ها و هدایت های الهی تو هستم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال زیبایی ها و نکات مثبت بیشتری هستم
میدانم من فقط باید با نتایجم صحبت کنم تا بتوانم با صدای بلند اسم خداوند را فریاد بزنم
پس خدایاا خودت کمکم کن و فرشتگان و نیروهای امدادی خودت را برام بفرست
زهرا جان بهترینع بهترین ها رو در تمام جنبه های زندگی رو در کنار عزیزانت آرزومندم
بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت شما برادر گرامی
با اینک چیزه زیادی نمدونم ولی نمدونم چرا یه حسی گفد ک بنویسم براتون،،امیدوارم این کامنت من حرف خدا باشع براتون ،،با اینک احساس میکنم خدتون بیشتر ازمن ب خدا وصلین ،،،منیکع تا ب این اندازه خدارو نمیشناخدم ولی توروزای سخدم کارایی برام کرده ک ستودنیست،،،تو بدترین شرایط هم با اینک ترسیدم با اینک جا زدم با اینک از غیر خدا کمک خاسدم ولی ی چیزی تو ذهنم مدام نوشده میشد اینک ب مو میرسه ولی پاره نمیشه،،در واقع تضادهایی ک بارها و بارها تو زندگی بهش برخوردم نشانه ای داشدن ک من اونموقع درکشون نمیکردم چون هیچ آگاهی نداشدم بعضی تضادها هر چند اگرم ب نفع ما تموم نشع باز یه پیغام و یه حکمتی توشه ک سر شار از خیر و منفعت میشع برامون ،،،ترسو استرس و نگرانی ریشه شرکه،،،آرامشو خیال راحت نشانه توحید ،،،منی ک بغیر خدا ترس داشدم بغیر خدا وابسته بودم بغیر خدا عتبار و آبرومو دسدش میدیدم ولی چون تح دلم میدونسدم خدا هوامو داره باز کمکم کرد حال بنگر تمام اعتبار و عزتمونو دسد خدا بدیم چه ها میکند برایمان،،،باور کنین من هم از تضاد هایی ک فک میکردم ب ضررم شده و قابل تغییر نیسد ب اینجا هدایت شدم ک فعمیدم اون شخصی ک فک میکرد متوتخربب کرده در واقع ب نفع من قدم برداشده ،،(فِانّ الله مع العُسرُ یُسرا،،قطعن در دل هر سختی آسانی هسد)،،،درون مشکلاتی ک فک میکنیدب ضررتان هسد یک نفع و خیری هسدبخدا تجربش کردم،، خدایا هر لحظه و هر ثانیمون رو هدایت کن ما ب لطف کرمت نیازمندیم یا رب،،امیدوارم منم دسدی از دسدای خدا باشم
سلام به استاد عباسمنش گرامی و تمام دوستان هم سفر و خانم شایسته عزیز و خانم فرهادی گل
۳۴ امین روز سفرمون به خیر
چه احساسی به آدم دست میده وقتی درباره توحید عملی صحبت میشه .توحید عملی یعنی طرز نگاهت رو به موضوعاتی که قبلا باعث ترس و نگرانیت میشد الان حسی بهت امید میده و میگه باهم حلش میکنیم من باهاتم توحید عملی یعنی حتی روی خودتم حساب نکن فقط روی خدا حساب کن،توحید عملی یعنی جزء اون تعداد افراد اندک باش که خدا اون انرژی که همه جهان تسبیح گوی اون هستند رو جدای از هر دین و مسلک باورش داری، توحید عملی یعنی از دیگران درخواست کن ولی توی ذهنت این باشه که ممکنه خدا از این دستش بهت بده یا از بینهایت دستان دیگه اش پس نگران نیستی که اگه این آدم کارم رو انجام نده زندگیم اینور اونور میشه.توحید عملی یعنی اینقدر این انرژی رو باور کنی که خواسته هاتو خیلی بدیهی ببینی و چقدر با سادگی هر چه تمام بهشون میرسی و میشینی و باور در مورد اون خواسته رو میسازی و اون شکل میگیره،باید شکل بگیره راه دیگه ای نداره.توحید عملی یعنی من تو ما همه و همه یکی هستیم پس خودتو لایق بهترین ها بدون خودتو مقدس بدون خودتو با ارزش بدون ما قطره ای از دریاییم ما خود دریاییم پس دیگه جای حرفی نمیمونه که خودمونو جدا از خدا بدونیم.توحید عملی یعنی تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد.استاد منم مثل شما وقتی در مورد خدا و توحید حرف میزنم،مینویسم،به یاد میارم، تمام وجودمو چنان عشقی پر میکنه که فقط میخوام بگم خدایا شکرت
دوستتون دارم
تقدیم با عشق_ایمان گلستانی
سلام به دوستان عزیز و استاد عباسمنش بزرگوار و خانوم شایسته
میخواستم منم تجربمو از این داستان به اشتراک بگذارم خدمت این جمع توحیدی
قضیه برمیگرده به سال 97 که وقتی فوق دیپلم گرفتم میخواستم برم خدمت سربازی، یه همکلاسی داشتم که خیلی صمیمی بودیم وقتی بهش گفتم که میخوام برم ،گفت که حسن منتظر بمون منم تموم کنم با هم بریم عوضش پسر داییم تو سپاه کادره کمک میکنه بیوفتیم شهر خودمون(من با دوستم ورودی یه ماه بودیم ولی چون اون مشروط شده بود یه ترم از من عقب افتاده بود) خلاصه منم حرف این بنده خدا رو گوش کردم گفتم به به میوفتیم
شهر خودمون تبریز قشنگ با هم میریم عشق و حال میکنیم، به معنای واقعی رو حرف دوستم حساب باز کردم،
آقا گذشت سه ماه چهار ماه پنج ماه و …. دیدم خبری نیس از اون ورم یکساله تموم میشد و اگر اقدام نمیکردم سه الی شش ماه اضاف میخوردم همون اول کاری،
که یک ماه مونده بود که وقتم تموم شه.یه روز با هم بودیم گفتم داداش چه خبر اون پسر دایی حل نکرده گفت چرا تو ماموریته میاد بهش میگم،بعد دو هفته هم گذشت یه بار دیگه با جدیت گفتم آقا چیشد پسسسسس؟
گفت حسن والا نمیدونم چی شده ولی طول میکشه از ماموریت برگشتن!!!!!
من یعنی اون لحظه چنان حالم بد شد که اصلا صورتم سرخ شد و گشتیم اون روز دیگه هیچی نگفتم بهش، تو راه اومدنی تنها بودم یه صدایی آرام گفت تقصیر خودته چرا رو حرف دوستت حساب کردی ،
من الان فهمیدم این قضیه رو که نباید اون موقع حساب میکردم رو غیر خدا
فرداش رفتم آماده رو ارسال کردم گفتم هر کجا باشه میرم خدا شاهده آموزشیم افتاد 02 تهران و یگانم شاید باور نکنید افتاد شهر خودمو وون وای چقدر خوشحال شدم من از این قضیه
و الان که فکر میکنم میبینم من اولش اشتباه کردم ولی دیدم بعدش ورق برگشت،این اتفاق مثل روز برام روشن شد
ببخشید طولانی شد ، دومین بارمه کامنت میزارم،خیلی سخته کامنت گذاشتن ولی خدا روشکر تونستم تجربمو بگم خدمتتون
مرسی از استاد عباسمنش عزیز که واقعا تاثیر گذاره تجربه هاشون و خانوم شایسته عزیز
در پناه الله یکتا
با سلام
دوستان عزیز و محترم
ازاینکه خداوند ازطریق این سایت میتونه به ما کمک کنه خدا رو شکر میکنم .
و اعتراف میکنم به اینکه بارها و بارها ازدست خیلی افراد و نزدیکانم ناراحت و خشمگین می شدم .و حالا که خوب فکرمیکنم میبینم ریشه خشم و عصبانیتم ، ناراحتیم و احساس تنهایی حتی ، فقط انتظارات بودن ، توقعاتی که به خاطر بزرگ بودن اون اشخاص تو ذهنم و مهم بودنشون برام ایجاد شده بود .این همه غم ، اندوه ، رنجش ، دلخوری و احساس بد ومنفی فقط به خاطر احساس ارزشمند بودن اطرافیان برام بوده که حالا میفهمم به خاطر اینکه من روی اون اشخاص حساب میکردم .
من خدارو کم رنگتردیدم ، باید تو اون لحظه به خودم میگفتم اشکالی نداره هررفتاراشتباهی هرچقدر بزرگ ، فقط به خود اون آدم آسیب میزنه نه به من .من خدایی دارم که فقط اون برای من کافیه .
خدایی که همیشه همراه منه .چرا غم ؟چرا عصبانیت؟چرا توقع ؟؟؟خداوند ازبی نهایت دست دیگه به من به بهترین شکل و حتی معجزه وار کمک خواهد کرد.
امیدوارم از صمیم قلبم ، این دیدگاه برای من پایداربمونه و همه شما دوستان عزیز هم توحید عملی رو درتک اک لحظاتتون به معنای واقعی جاری کنین .هیچ چیزوهیچ شخص و یا هیچ گروهی قدرت نداشته باشه خم به ابروی شما بیاره، با قدرت ایمان به خدای یگانه ، محکم و استوار ، شاد و سلامت و سعادتمند باشید.
سلام به استاد عزیزم
فیلم رو هنوز دانلود نکردم ولی شیفته متن شدم. موضوع توحید عملی. بسیار زیبا نگاشته شده.
و عمل کردن به این توحید ایمانی راسخ و محکم رو میطلبه که آرزو می کنم خداوند این نور ایمان رو هرروز در دل ما روشن تر و پرنور تر بسازد.
و این جمله واقعا زیبا بود : ” اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.”
یاد میاد یک زمانی قرار بود برای یکی از سازمانها پروژه ای رو انجام بدم که این پروژه واقعا میتونست تحولی در کارم و درآمدم ایجاد کنه و فردی که قرار بود این کارها رو برای من هماهنگ کنه هم کاملا اکی بود و پیشرفت کار به جاهای خیلی خوبی رسیده بود. اما یک روز که با اون سازمان تماس گرفتم به من گفتند که اون فرد مورد نظر دیگه رئیس قسمت نیست و برکنار شده و شخص دیگری رو به جای اون منسوب کردند. در یک لحظه تمام اون چیزی که در ذهنم ساخته بودم فرو ریخت و تصور کردم که هر کاری کردم از بین رفته. در یک آن نا امیدی وجودم رو فرا گرفت و هر لحظه ایمانم کمرنگ تر و کمرنگ تر میشد.
یه صدایی از ته قلبم میگفت که اگر مشتری میخوای خدا برات مشتری میشه اگه پروژه خوبی میخوای خدا برات پروژه میشه و هرچیزی که میخوای خدا برات همون میشه، اصلا نیازی نیست به کسی وابسته باشی. هر چند که این ندا بسیار زیبا و خوشایند بود برام و آرامشی بهم میداد اما در انبوهی از های و هوی های ناامید کننده ذهنم گم میشد.
و این رو بهتون بگم در اون زمان سایت رو باز کردم و دیدم که استاد یک فایل تصویری رو از خودشون گذاشتند که نشون میداد چندین سال پیش در خانه ای سیمانی در بندر عباس با اون امکانات محدود داشت زندگیشو میکرد و با تمام این محدودیت ها چقدر هم خوشحال و دل زنده بودند و حتی اون فامیلهایی هم که اومده بودند اونجا شوخی هایی هم میکردند که مثلا هتل هما و …. از این چیزها.
و بعد انگار دیدم باز شد و به خودم گفتم چطور فردی که چنین امکانات محدودی داشته در این شرایط، رشد میکنه و حرکت میکنه و این همه موفقیت کسب میکنه که یکیش استقلال مالی به معنای واقعی هست!!!! انگار اون نجوای نا امید کننده در ذهنم خاموش شد. به خودم گفتم هیچ چیز نمیتونه باشه مگر اینکه خداوند این کار رو براش انجام داده باشه.
یک لحظه به خودم اومدم و متوجه شدم که چطور داشتم از خداوند دور میشدم چطور داشتم از لطفش نا امید میشدم. و این صحنه ها رو که دیدم واقعا برام تلنگری بود. طلب مغفرت کردم از خداوندم و گفتم خداوندی که بینهایت نعمت رو برای ما خلق کرده و همیشه هدایتش برقرار هست مطمئنا در هر چیزی برام خیریتی قرار داده. بهش گفتم هرچی میخواد بشه بشه من کارم رو به خودش سپردم خودش هم میدونه چطور کارها رو درست راست کنه.
فردای او روز خیلی راحت و خوشحال به اون سازمان رفتم و انگار که یک نفر همه چیز رو از قبل هماهنگ کرده باشه. برام وقتی مهیا شد که با فرد جدید تونستم ملاقات کنم. و جالبه که یک نفر دیگه اومد توی اون جلسه و رزومه کاری من رو براش بازگو کرد و چقدرهم از کارم ، حسن نیتم و حسن انجام کارهای قبلیم صحبت کرد. شاید خودم به اون خوبی نمیتونستم بیان کنم.
و دیدم که این فرد جدید چقدر انسان مصمم ، جدی و چقدر علاقه مند تر به رشد و توسعه هست و خیلی راحت به توافق رسیدیم و خواستند که کار رو هر چه زودتر آماده کنم.
موقع برگشتن انگار تمام سلولهای بدنم سرشار از سپاسگذاری بودند.
و به خودم گفتم که کافیه که همین مواردی که برام پیش میاد رو بیاد بیارم تا هر لحظه ایمانم قوی تر بشه و بیشتر به خداوندی که حاکم مطلق تمام کیهان هست بیشتر اعتماد کنیم و بیشتر کارها رو به خودش بسپاریم.
همینطور به این نکته توجه کردم که من با دیدن موفقیت استاد و رشد و حرکتی که داشته انگیزه گرفتم و روند حرکتم سریع تر شد مثل میلیون ها نمونه موفق دیگه ای که وجود داره و میتونیم بهش توجه کنیم و بعد به این نتیجه رسیدم که بهتره برای رسیدن به خواسته هام با ایمان و احساس خوب بیشتری حرکت کنم ، به این شکل هم خودم و خانوادم زندگی بهتر و قشنگ تری داریم و هم اینکه با الگو شدن برای افراد دیگه بیشتر به اونها هم کمک میشه. البته برای کسانی که خودشون بخوان و به قدرت خداوند اعتماد کنند.
واقعا خوشحالم که این آگاهی مثل یک اشعه نوری در زندگی من تابید و امیدوارم که این نور هر روز روشن تر و وسیع تر بشه.
همچنین برای تمام کسانی که میخوان خوب زندگی کنند. و واقعا تصمیم گرفتم که موفقیت دیگران رو طوری ببینم که انگار من این موفقیت رو کسب کردم انگار که موفقیت خودم هست و آزاد و رها زندگی کنم.
بهترینها رو در دنیا و آخرت برای همتون آرزو می کنم. :)
بنام خداوند جهانیان
سلام
?روز سی و چهارم سفرنامه ،توحید عملی2?
?=تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا نتیجه باورهای خودمان است(توحید)
?=خداوند جهان را ب این گونه طراحی کزده ک هر انسانی خالق زندگی خود باشد و خداوند به رنگ و شکل باورهای ما درمی آید
?=قدرت دادن ب هرکس و هرچیز جزخداوند شرک محسوب میشود
،روی هرکس حساب کنی دچار شرک شده ای حتی اگر ان شخص مادرت باشد .همسرت باشد .فرزندت باشد ،اصلا عزیز ترین شخص زندگیت هم باشد هیچ قدرتی در زندگی تو ندارند ، و نع میتوانند کاری برایت انجام دهند و نع میتواند تاثیری در زندگی ات بگذارند ،مگر اینکه خود قدرت خداوند را دو دستی ب ان ها دهی و سند ناخواسته های بیشتر و بدبختی بیشتر را امضا کنی!
?=تمام قدرت از آن خداوند است
ما باید تنها روی خداوند حساب کنیم و،به خداوند تکیه کنیم ،از دیگران بخاطر خدمات و خوبی اشان تشکر کنیم ،اما آن خوبی ها رو ازخداوندبدونیم
تنها ب او بعنوان منبع تمام قدرت ها تکیه کنیم ،
?=(تنها ب کسی تکیه کن ک ب کسی تکیه نکرده باشه واون کسی نیس جزخداوند)
?=بروی هرکس غیر خداوند حساب کنی ازهمان شخص ضربه میخوری
چون هیچکس جز خدای مهربانمان تکیه کاه نیست
?=اوست ک تمام قدرت را دراختیار دارد
وقتی قدرت را ب خداوند ک منبع تمام زیبای ها و نعمات و . . است دهی ،زندکی ات پرمیشود از قشنگی ها و نعماتی ک تنها الله میتواند آن ها اینگونع بی منت ب تو و زندگیت نازل کند
?=وقتی قدرت را ب غیر او دهی آن وقت درجواب شرک تو زندگی ات باناخواسته بیشتری پرمیشود
?=ب هرکه غیر او دل ببندی ، ازهمان کس دل کنده ات میکند
?=به هرکه غیر او امید ببندی ازهمان چیز و همان کس نا امیدت میکند
?=به هرکه غیر او تکیه کنی ، با سر زمین میخوری
. . .
?=تنها امیدی ک نا امیدی ندارد خداست
تنها تکیه گاهی ک باثبات است خداست
تنها کسی ک امید دل بستن دارد خداست
خدا خدا خدا . . .
?=همانکه هرچه برویش حساب کنی ، بیشترت نعمت دهد ،عزت دهد خیر دهد
?=همان خدایی ک نع منتی دهد برای داده اش و نع ترسی بر خلف وعده اش
?=خداوند سیستمی است ک هیچوقت قوانین و برنامه اش را زیرپا نمیگذارد یا حس دلسوزی و خشم ندارد
پاسخ ایمان و توحید خیر است و نیکی
و پاسخ شرک ، ناخواسته و ب معنای واقعی کلمه بدبختی بیشتر
خدایا شکرت