توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)

1138 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1389 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ (153)

    اى کسانى که ایمان آورده اید! (در برابر حوادث سخت زندگى،) از صبر و نماز کمک بگیرید، همانا خداوند با صابران است.

    شرک:

    مثل راه رفتن مورچه روی تخته سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان هست.

    تجربه شخصی خودم از شرک:

    من زمانی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم برگشتم به روستای پدری، بایستی آماده می شدم برای سربازی، تا اینکه پدرم گفت من یک نفر را می شناسم که در آموزش و پرورش روستا نفوذ داره و خودش هم آدم ثروتمند ی هست بهش می گم من را سرباز معلم کنه در همین روستا ، در عوض ما بریم باغ این شخص را درخت بکاریم، من و پدرم به این شخص با نفوذ توکل کردیم و در واقع از قدرت الله غافل شدیم و شرک ورزیدیم .

    نتیجه چی شد:

    بین ما و آن شخص دعوا و بی احترامی شد ، کار سربازی من که انجام نشد، من از روستای ای قوچان ، سربازی را افتادم دورترین نقطه ایران یعنی شهر هویزه خوزستان و در بد ترین شرایط خدمت کردم 14 روز فرار کردم کارم به روانپزشک در تهران کشید و کلی بدبختی و آوارگی کشیدم.

    آین به خاطر شرک من بود یعنی خدا در حق من ظلم نکرد بلکه خودم به خودم ظلم کردم.

    الان وقتی استاد از توحید عملی صحبت می کنه من چون قبلا به تضاد سختی خوردم با تمام وجودم درک می کنم و ایمان می آوردم.

    و هزاران بار خدا را سپاسگذارم بخاطر این آگاهی های توحیدی.

    علیرضا یکتای مقدم

    مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    میلاد محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3218 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز و دوستان خوبم در این سایت فوق العاده

    از خداوند بی نهایت مهربانم و استاد بی نظیرم سپاسگزارم به خاطر این فایل فوق العاده عاااالی وهدایت کننده و اگاهی دهنده

    ایا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟؟؟

    تمام چیزی که ما برای رسیدن به خواسته هامون نیاز داریم همین باوره که (رب تنها قدرت مطلقه) و امید و توکلمون باید به این انرژی باشه و ما هستیم که این انرژیرو شکل میدیم و خداروشکر میکنم که این قدرت رو به همه ما داده که هر جور که میخوایم زندگیمونو رقم بزنیم

    در پایان باز هم از استاد عزیزم ممنونم که انقدر زیبا و با احساس و خالصانه برامون فایل ضبط میکنه

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    صادق دهکردی گفته:
    مدت عضویت: 2926 روز

    بنام خدای مهربانی ها. سلام خدمت استاد با احساسم. واقعا همین است. من هم مثال های بینهایت از این داستانها را دارم که جای ذکر نیست. ولی تو این یک ماه که با شما آشنا شدم و توحید را سعی کردم در زندگی ام عملی کنم. تمام ترسهایم تبدیل به آرامش شده. و الان که همه قدرت را در دست او میبینم. یه جورایی همه دارن به من کمک میکنن. در حالی قبلا مشرک واقعی بودم. قبلا از همه می ترسیدم. مخصوصا از کارفرمایان. الان کارفرمای من خیلی به من احترام میگذاره. و خیلی های دیگه. انگار ورق برگشته. خدایا هزار بار شکر که بعد از یک عمر شرک، دست با برکتت به نام عباس منش را بر سر راهم قرار دادی. دستی که در هزار کتاب دینی و مذهبی که تو کتابخانه ام دارم و همه را مطالعه کردم ندیدم. و همچنین دستهای دیگرت که مطمئن هستم هر روز بر سر راهم قرار میدهی. خدایا شرکت. خدایا سپاس بیکران.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمد زرین گفته:
    مدت عضویت: 3211 روز

    با سلام.

    قبل از آشنایی با استاد آدم منفی بین و دل مرده ای بودم. عقاید بسیار شرک آلودی داشتم.و با این طرز نگاه و عقاید و باورهای منفی خیلی بلا ها سرم اومد.واقعا دنیا با این وسعت و عظمت شده بود مثل زندان واسم.

    ( مکن کاری که پا بر سنگت آیو

    جهان با این فراخی تنگت آیو )

    که من این کار رو کرده بدوم و به هزار غم گرفتار شده بودم. و به قول استاد رسیدم به جایی که احساس کردم دارم زیر چرخ روزگار له میشم. زمانی که با استاد آشنا شدم.متوجه شدم بت پرستم و هزاران و شاید میلیون ها شرک و فرعون و نمرود و قابیل ها در درون من وجود دارند.متوجه شدم غرق در گناهم و نفس من به یک اژدهای هزار سر تبدیل شده که داره دنیا و آخرتم را میبلعد و من هم تا الان ازش غافل بوده ام و به عبارتی در خواب غفلت بسر میبرم. با راهنمایی های استاد و حرف هایی که درباره آیات خدا درباره غم و اندوه میزد(فقط با عمل به آیه لا تحزنوا و لا تحنوا در مدت یک ماه خیلی حالم بهتر شد)  باعث شد که برم سراغ قرآن البته اینبار با نگاهی که استاد به آیات داشتند. با خواندن قرآن متذکرتر شدم که اگر نفسم را کنترل نکنم  از زیان کاران در دنیا و آخرت خواهم بود .با آموزه های استاد رستم وار به جنگ اهریمنان و دیو های درونم رفتم و با لطف خدا و آموزه های ارزشمند استاد توانستم اژدهای هزار سر نفسم را کنترل و بسیاری از شرک ها و دیو های درونم را گردن بزنم.و همزمان با جهاد بر علیه بدی های درونم شروع به تربیت کردنش هم کردم.بعد از مدتی با تمرین و تکرار و بکار گرفتن آموزه ها و روش های استاد یواش یواش متوجه شدم که حالم داره بهتر میشه و دارم تغییر میکنم و به قول شاعر ” دیو چو بیرون رود فرشته درآید”.

    و الان هم به لطف خدا از چاه ظلمانی که خودم واسه خودم درست کرده بودم بیرون آمده ام.قبل از تغییر هم درون خودم جهنم بود و هم جهان را جای بدی میدیدم به قول عطار:

     

    یک یک نفست زمان تو خواهد بود

    یک یک قدمت مکان تو خواهد بود

    هر چیز که در فکرتِ تو میآید

    آن چیز همه جهان تو خواهد بود

      با تغییر افکارم و با تغییر نگاه و تمرکزم فهمیدم که فقط درون سر من جهان زشت بوده و بیرون واقعا زیبا بوده و خواهد بود.همینطور که الان زیبا هستش و من هم عاشق تمام زیبایی هایش هستم.

    واقعا اگه لطف خدا نبود و مرا با استاد آشنا نمی کرد.شاید الان از دست رفته بودم.

    از استاد عزیزم بابت تمام زحمات و تلاش های بی منتی که در جهت خودشناسی و آگاهی و فهم ما از خدا و قوانین ثابت جهانیش میکشند تشکر میکنم.

    مزد چنین کاریو واقعا فقط خدا میتونه بده.ان شاالله که همیشه در صحت و سلامتی زندگی کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ناصر احمدیان یزدی گفته:
    مدت عضویت: 3139 روز

    سلام

    سلام به استاد نازینم آقای عباسمنش

    و سلام به خانواده بزرگی که خداوند به طور شگفت انگیزی داره هممون رو با قوانینش راهنمایی و هدایت و در نهایت به مقاصدمون میرسونه…

    من عضو جدیدی از این خانواده هستم. حدود یک ساله

    راستش داره اشکم در میاد، وقتی یاد گذشته خودم میوفتم و حالا با این حجم عظیم از شگفتی های خداوند در زندگیم، خدایا هزاران بار شکرت

    و استاد از شما هم بسیار متشکرم که این آگاهی که خداوند به شما داده رو با نهایت سخاوت با ما شریک میشید…

    من عمومأ از خودم تعریف نمیکنم، اما وقتی میبینم دوستان عزیزم با نهایت لذت از پیشرفتها و موفقیتها صحبت میکنن، ذوق میکنم…

    من 26 سالمه، حدوده 16 ساله که کار میکنم، حدود 6 ساله متاهلم…

    خب من هم مثل دیگران راه های فراوانی رو برای کسب ثروت امتحان کردم، اما همیشه عاشق کار با چوب بودم و در تمام این سالها تلاش میکردم دستی هم در کاره چوب داشته باشم تا این که 4 سال قبل تصمیم قاطع گرفتم که یا از گرسنگی خواهم مرد یا در صنعت چوب رشد خواهم کرد، و برای اولین بار بود که یک تصمیم قاطع گرفته بودم و تمام تمرکزم رو گذاشتم روی این کار…

    2 ساله اول به شدت سخت گذشت، اما انگار باید میگذشت تا خداوند قدم های بعدی رو به من نشون بده، استاد و دوستان، من خبر نداشتم، اما در مسیری شگفت انگیز قرار داشتم و دارم…

    نا گفته نمونه که من عاشق تولید هستم و دیوانه وار این کار رو دوست دارم…

    خلاصه کم کم در حوضه کاری خودم داشتم به نتایج جالبی میرسیدم تا اینکه انگار وقتش رسیده بود کارم روی قلتک بیوفته…

    به طوره کاملأ اتفاقی، البته از دیده ما، با یک فرده غریبه برخورد داشتم که ایشون هم بدونه هیچ چشم داشتی من رو به یکی از فروشگاه های موفق شهر معرفی کردن که این فروشگاه تشنه کار من بود و من خبر نداشتم…

    البته در ابتدا کار به کندی و سختی پیش میرفت چوو اون مجموعه بسیار سختگیر و حساس بودن، اما به لطف خدا ما تونستیم رضایتشون رو جلب کنیم و همکاری ما شروع شد…و حالا من یکساله که با استاد عباسمنش اشنا شدم و اوایل فقط فایل های رایگان رو پیگیر بودم تا این که کم کم از کتاب ها و محصولات کوچیک شروع کردم و بعد دوره عالیه راهنمای عملی دستیابی به رویاها و الان هم روانشناسی ثروت1٫٫٫

    دوستان من به خودیه خود در مسیر هدایت الهی بودم اما باورهام اجازه پیشرفت سریع رو نمیدادن و از وقتی که شروع به تمرینات و گوش دادن به فایلها کردم به وضوح مدارهای من در تمام جنبه ها ارتقاع پیدا کرد، خدایا هزاران بار شکرت…

    و حالا من، از یک کارگاه 30 متری در یک کارگاه 150 متری در حوضه بسته بندی چوبی برای محصولات فاخر فعالیت میکنم، عاشق کارم هستم به طوری که حاضرم روز آخر عمرم هم در کارگاهم باشم! درآمدم نسبت به ساله گذشته 5 برابر شده که برای خودم هم تعجب برانگیز بود، و حالا کارگاهم بعد از یک سال به لطف خدا داره به 500 متر ارتقاع پیدا میکنه، چون برامون کوچیکه…

    بین من و همسرم چنان عشقی هست که احساس میکنم بین کمتر زوجهایی باشه، با اینکه ایشون در زندگی با من بسیار سختی کشیده و بسیار صبور، عاقل و به شدت همراه با منه…

    حالا دیگه نیازی به بازاریابیه گسترده ای ندارم چون تمام کسانی که من رو میشناسند دستانی از طرف خدا هستندو من رو به مشتریان عالی و ثروتمندی معرفی میکنن…

    و حالا من در مسیری هستم که این شهر برای کاره من ارزش زیادی قاعلن و شکی نیست که این شرایط سرچشمه از اعتماد به خداوند میگیره…

    و به نظر من و البته حتمأ شما، بزرگترین ثروتی که به من داده شد، آرامشه عجیبی هست که تا بحال تجربه نکرده بودم…

    تعجب میکنم که چطور من تمام این سالها رو با مشقت گذروندم، درصورتی که خداوند منتظر بود تا من خودم رو بهش بسپارم و آرام باشم، تا خودش با دستانه بیشمارش تمام رویا های من رو محقق کنه…

    دوستان من همیشه تو ذهنم این بود که، آیا میشه کمپانی داشت که به وسعت یک شهر برای تو کار کنن و چنین سفره بزرگی پهن کرد؟؟؟

    ودر فایل فروشگاه وال مارت ایمان پیدا کردم که، اره، میشه…

    خدایا بخاطره هداهت عظیمت، آرامش، عشق، بدن سالم، ذهن پر از ایدهای ثروت ساز و آشنایی با سید و تمام این عزیزان، هزاران هزار بار شکرت…

    امیدوارم خودتون رو باور کنید و به خداوند اعتماد کنید

    غرق در شادی و آرمش و ثروت و در پناه رب العالمین باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نسترن حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2860 روز

    بخوان ما را

    منم پروردگارت

    خالقت از ذره ای ناچیز

    صدایم کن مرا، آموزگار قادر خود را

    قلم را ، علم را،  من هدیه ات کردم 

    بخوان ما را

    منم معشوق زیبایت 

    منم نزدیک تر از تو به تو 

    اینک صدایم کن

    رها کن غیر مارا ، سوی ما بازا

    منم پروردگار پاک بی همتا 

    منم زیبا ، که زیبا بنده ام را دوست می دارم

    تو بگشا گوش دل ، پروردگارت با تو می گوید

    تو را در بیکران دنیای تنهایان 

    رهایت من نخواهم کرد

    بساط روزی خود را به من بسپار 

    رها کن غصه ی یک لقمه نان و آب فردا را

    تو راه بندگی طی کن

    عزیزا ، من خدایی خوب می دانم

    تو دعوت کن مرا بر خود

    به اشکی ، یا خدایی ،  میهمانم کن

    که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم

    طلب کن خالق خود را

    بجو ما را

    تو خواهی یافت

    که عاشق می شوی بر ما

    و عاشق می شوم بر تو

    که وصل عاشق و معشوق هم

    آهسته می گویم خدایی عالمی دارد

    قسم بر عاشقان پاک با ایمان

    قسم بر اسب های خسته در میدان

    تو را در بهترین اوقات آوردم

    قسم بر عصر روشن

    تکیه کن بر من

    قسم بر روز ، هنگامی که عالم را بگیرد نور

    قسم بر اختران روشن  ، اما دور

    رهایت من نخواهم کرد

    بخوان ما را 

    که می گوید که تو خواندن نمی دانی؟

    تو بگشا لب 

    تو غیر از ما خدای دیگری داری؟

    رها کن غیر مارا

    آشتی کن با خدای خود

    تو غیر از ما چه می جویی؟

    تو با هرکس به جز با ما چه می گویی؟

    وتو بی من چه داری ؟ هیچ ! 

    بگو با ما چه کم داری عزیزم؟ هیچ !!

    هزاران کهکشان و کوه و دریا را

    و خورشید و جهان و نور و هستی را 

    برای جلوه ی خود آفریدم من 

    ولی وقتی تو را من آفریدم

    بر خودم احسنت می گفتم

    تویی زیبا تر از خورشید زیبایم

    تویی والا ترین مهمان دنیایم

    که دنیا بی تو ، چیزی چون تو را کم داشت

    تو ای محبوب تر مهمان دنیایم

    نمی خوانی چرا ما را؟؟

    مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟

    هزاران توبه ات را گرچه بشکستی

    ببینم ،  من تورا از درگهم راندم؟

    اگر در روزگار سختی ات خواندی مرا

    اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نمی کردی

    به رویت بنده ی من هیچ آوردم؟

    که می ترساندت از من؟

    رها کن آن خدای دور

    آن نامهربان معبود 

    آن مخلوق  خود را

    این منم ، پروردگار مهربانت ، خالقت

    اینک صدایم کن مرا ، با  قطره ی اشکی

    به پیش آور دو دست خالی خود را

    با زبان بسته ات کاری ندارم 

    لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

    غریب این زمین خاکیم !

    آیا عزیزم ، حاجتی داری؟

    تو ای از ما

    کنون برگشته ای اما

    کلام آشتی را تو نمی دانی ؟

    ببینم چشمهای خیست آیا گفته ای دارند؟

    بخوان ما را

    بگردان قبله ات را سوی ما

    اینک وضویی کن 

    خجالت می کشی از من؟

    بگو , جز من کس دیگر نمی فهمد

    به نجوایی صدایم کن

    بدان آغوش من باز است

    برای درک آغوشم 

    شروع کن

    یک قدم با تو

    تمام گام های مانده اش با من

                          

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مرضیه پری پور گفته:
    مدت عضویت: 2793 روز

    به نام هدایتگر وهاب

    سلام به همه همسفران عزیزم

    سپاسگزار خداوندی هستم که مرا به بهترین مسیر هدایت کرد مسیر کسانی که به آنها نعمت داده است.

    سی و چهارمین برگ سفرنامه من:

    «توحید عملی ۲»

    ?????????????????

    توحید یعنی پذیرش ۱۰۰٪ وحدانیت خداوند.

    اینکه با تمام وجود ایمان داشته باشیم که تنها حاکم و صاحب اختیار جهان خداست. و هیچ نیرو و توانی غیر از او نیست، تمام جهان پاره ای از اوست.

    باید به یاد داشته​ باشیم که خداوند بخواهد کسی را عزیز کند، یعنی وقتی فرد در خود احساس ارزشمندی را ایجاد کرد و با ایجاد باورهای قدرتمند کننده برای رسیدن به خواسته اش تلاش کرد ، طبق قانون به آن خواسته می رسد، و او برای همه عزیز می شود ، قلب ها برایش نرم می‌شود و مسیر برایش هموار می شود و اگر​تمام مردم جهان جمع شوند و بخواهد آن فرد را به پایین بکشند نمی توانند. پس ترسیدن و بیم داشتن از فرد، قدرت ، و یا گروه خاصی نشانه شرک است.

    و اگر کسی با توجه به باورهایش فرکانس هایی را ارسال کند که نتیجه اش زلت و خاری باشد، اگر تمام مردم جهان جمع شوند نمی توانند آنرا عزیز کنند. پس امید بستن به هر کس یا هر چیزی غیر از خدا شرک است.

    شرک اینقدر توی تمام لایه های ذهنی ما ریشه دوانده که از بین بردن آن جهاد اکبر است، با کار کردن روی خودمان و باور هامان با ایجاد اتصال دائمی و بدون واسطه با خداوند می توانیم با حسی عالی و قدم به قدم توحیدی شویم. با این کار که هر روز یکم بیشتر از قبل اعمال مان بر پایه توحید و یکتاپرستی باشه.

    ??????????????

    در پناه خدا شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زهرا دشتی گفته:
    مدت عضویت: 1027 روز

    فقط میتونم بگم الله اکبررررر

    الله اکبر به قدرت و عظمت خداوندم

    الله اکبر به قوانین و حکمتش

    الله اکبر به یگانگی و بزرگیش

    من هدایت شدم به فایل دوم توحید عملی و بسییییار جالب‌تر اینکه

    روز قبلش تا قسمت 3 رو خودم رفتم از دانلودی ها دیدم یعنی از قسمت 7 شروع کردم تا 3 و به شدت علاقه مند شدم به بحث توحید

    و خودم هم جدایی از مطالب استاد عزیز شروع به مطالعه و یه کوچولو تحقیق راجب توحید معنی و انواع توحید این مسائل مربوطه کردم

    بزرگی و یگانگی خداوندم هرچه بیشتر پی میبرم مبهوت تر و شگفت زده تر میشم.

    و خیلی خیلی جالب رفتم قسمت اینکه مرا به نشانه هدایت کن و ازبین صدها فایل هدایت شدم به قسمتی ک باید آن را می‌دیدم و آن قسمت 2 توحید بود واقعا وقتی زدم و این فایل برام بالا اومد مور مور شدم و چند لحظه ای تو یه حالت هنگ و مکثی بودم به اینکه خدایا من زبانم قاصره از قدرت و بزرگی تو

    خودت داری هدایتم میکنی به مسیر رشد و تعالی بیشتر از طریق یادگیری توحید

    از ته قلبم میخوام به آموز ها اجرا کنم ک هیچی مهم تر و بالاتر و بهتر از توحید عملی نیافتم ….

    یگانگی خداوند در تماام ابعاد زندگی باور داشتن میدونیییییی یعنی چی

    اینو به خودم گفتم

    گفتم یعنی تو برنده ای اگه بفهمی و عمل کنی

    یعنی قدرتمند ترین نیروی جهان با تووووووو

    الله اکبررررر

    سپاسگزارم خدای خوبم سپاسگزارم

    از استاد بی نظیرم با کلام فوق العاده موثر و مثبتشون هم سپاسگزارم از خداوند برای شما ک نوری در مسیر رشد و آگاهی دادن این مطالب به این مهمی و پر باری هستید خیلی سپاسگزارم.

    خدایا شکرت

    میدونم ک همراهی کنارمی عاشقمی

    خدایا تو عاشق منی در حالی ک من هیچی ندارم بهت بدم

    درصورتی ک عشق من به تو کل این دنیا اون دنیا با همه زیبایی و نعمتاش به خدمت من درمیاری ….

    خدایا من از عاشقی تو همه چی گیرم میاد از آرامش آسایش خوشبختی در دو دنیا

    اما خدای خوبم تو که عاشق منی و منی ک هییییییییییییچی برای ارائه به تو ندارم چون امه چی منو خودت دادی تازه تو عاشق تر از منی طوری ک اگه به قول خودت بفهمم از شدت اینکه برام قابل هضم نیس جووون میدم .

    واقعا اشکم در میاد و یه حالت خاصی میشم این مسائل میگم.

    فقط میتونم زبانی بگم شکرت و تا میتونم تو عملم

    ایمان به خود خود خودت ثابت کنم

    خدایا عاشقتم

    استاد عزیز سپاسگزارم

    سایت عباسمنش سپاسگزارم از تو

    دوستان عزیز از شما خوش فرکانس ترین آدما هم سپاسگزارم .

    بیاید همگی تلاشمون کنیم برای نزدیکی به رب العالمین

    و تنها قدرت دانستن او‌

    خدایا شکرتتتتتتتتتتتت.

    قل هو الله احد

    الله صمد

    لم یلد و لم یولد

    ولم یکن له کفوا احد.

    خدایا عاااااااااااااااااااااااااشقتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    فاطمه ش گفته:
    مدت عضویت: 1732 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز سی و چهارم از تحول زندگی من

    توحید، قشنگ ترین چیزی که از وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم، دارم تجربش میکنم.

    چرا؛ ثروتی که به دست میاد هم قشنگه

    روابطی که داره بهتر میشه هم قشنگه

    سلامتی ای که داره بهبود پیدا میکنه هم قشنگه

    فرصت هایی هم که دارن وارد زندگیم میشن قشنگن

    ولی همه ی اینا وقتی قشنگه که میدونی خدا اینارو داره برات میچینه

    اینجوری بگم، یکی دو سال پیش بعد اینکه روی خودم یه مدت کار کردم و خیلی چیزا بهتر شد، نجوا های ذهنی اومد سراغم و یجورایی به پوچی رسیدم. گفتم حالا همه اینا بشه که چی؟ اصلا این همه ثروت و نعمت به دست بیاد؛ خب بعدش چی؟

    من به این دنیا اومدم که فقط اینارو تجربه کنم و بعد بمیرم؟

    اونجا بود که فهمیدم، نه اینجوری نیست. من اومدم به این دنیا تا بندگی کنم، عشق به خداوند رو تجربه کنم، عشق خداوند به خودم رو درک کنم، ایمان داشتن رو تجربه کنم، و خداوند رو بهتر درک کنم. و همه اینا همون توحیده؛ که نتیجه توحید میشه روابط زیبا، ثروت بی انتها، سلامتی و…

    یعنی در واقع همه این نعمت ها وقتی قشنگه، یا بهتره بگم اصلا وقتی در زندگیمون نمایان میشه که ما توحید رو در وجودمون ساخته باشیم.

    اولش که متن خانم شایسته رو خوندم که گفته بودن: توحید یعنی باور کردن اینکه همه اتفافات زندگی ما بلا استثنا نتیجه باور های خودمان است، حقیقتا نفهمیدم اصلا چه ربطی داره.

    ولی بعد با خوندن توضیحات و یکم فکر کردن دیدم آره… آره همینه!

    من اگر این قانون رو باور داشته باشم، دیگه دنبال جلب توجه و رضایت دیگران برای فروش محصولم و خلق ثروت نیستم؛ چون میدونم راهش درونیه و به عوامل بیرون بستگی نداره و من فقط باید روی خودم و رابطم با خدای خودم کار کنم، و این یعنی توحید.

    من اگر به قانون باور داشته باشم، دیگه نمیترسم از اتفاقات ترسناک و ناراحت کننده مسیر زندگیم و نا امید نمیشم. چون باور دارم که همه چیز در دست من و خدای من هست و خدا برای من جز خیر نمیخواد. و این یعنی توحید

    و چه زیباست زندگی ای که بر اساس این نگرش بنا شده باشه.

    و چقدر از خدای خودم میخوام تا من مشرک رو ببخشه و کمکم کنه در مسیر توحید استوار و ثابت قدم باشم.

    چه عزتی بالاتر از بندگی تو ای خدای من

    خدایا هر موقع از مسیر ایمان به تو خارج شدم، به قول استاد گوشم رو بپیچون ولی نزار ازت فاصله بگیرم، منو برگردون به راه هدایتت؛

    خدایا ازت سپاسگزاریم بابت این مسیر زیبا

    استاد عزیز، خانم شایسته مهربان؛ یک دنیا ازتون بابت هموار سازی مسیر هدایت هزاران نفر ممنونیم.

    با آرزوی بهترین ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: