توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نرگس نوشادي گفته:
    مدت عضویت: 2632 روز

    به نام یگانه الله هدایتگرم

    سلام به بهترین معلم دنیا استاد عباسمنش عزیز

    سلام به عزیز دلشون

    و سلام به اعضای خانواده الهی ام که از خوندن کامنت هاشون درهایی از ثروت و نعمت و ارامش و اسایش و سعادت به رویم باز شده

    خدایا هزاران مرتبه شکرت برای هدایتم به این مسیر زیبا

    درس اول : حدیث زیبای پیامبر اسلام که وقتی شنیدم مو به تنم سیخ شد .شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل سیاهی شبه ❤️الله اکبر چقد این شرک مخفیه و چقد پیدا کردنش کار دشواریه

    درس دوم : وقتی که ما خداوند رو به عنوان تنها منبع رزق و علم و … فراموش میکنیم و آدم ها رو در ذهنمون بزرگ میکنیم عاقبت سختی در انتظاره یاد بگیریم روی آدمها حساب نکنیم تشکر کنیم برای کمکی که میکنند برای اینکه دستی از دستان خداوند بودند ، اما فقط روی خدا حساب کنیم خدایی که میدونیم هر لحظه هوامونو داره خدایی که جهانیان تسبیح گوی او هست

    درس سوم : وقتی روی ادم ها حساب میکنی ینی که شرک داری

    روی هر چیزی غیر خدا حساب کنیم ینی شرک داریم

    درس چهارم : درخواست کردن از دیگران برای کمک به ما با شرک ورزیدن متفاوته

    خداوند در قران میگه ما به کلام شما کار نداریم به قلب شما کار داریم هر کسی خودش در قلبش میدونه که در درونش چی میگذره و داره روی کی حساب باز میکنه

    درس پنجم : مثال سرمربی استقلال بسیار مثال جالبی بود و مفهوم شرکت رو به درستی آموزش داد البته همه میدونیم که این یه مثاله و هممون از این شرک ها داریم من همسر خودمو میبینم که یه شرکت داره که در ارتباط با ادارات دولتی کار میکنه و خودم می بینم که چطور شرک داره متاسفانه😔یک پروژه رو به لحاظ رشته تحصیلیم براش کار کردم و پرزنت کردم در بخش های مختلف اون اداره و منکه با مفهوم شرک اینجا اشنا شدم سراسر شرک میدیدم رفتار همه نسبت به هم رو و حالم داشت بهم میخورد از اون کار به همسرم در کمال احترام گفتم من برای هیچ پروژه معماری دیگری نخواهم امد و ترجیح میدم برای خودم کار کنم تا اینکه تو این ادارات دولتی خم و راست بشم جلوی رئیس روسا

    خدایا شکرت که منو آشنا کردی با این قوانین

    درس ششم : اگر کسی توکلش به خدا باشه خداوند راه هایی رو باز میکنه ، قلب هایی رو نرم میکنه که هیچ نیرویی جز اون نمیتونه انجام بده

    درس هفتم : افکار و باورهای ماست که داره کار میکنه

    هر وقت تکیه به الله میکنی همه چی بر وفق مراده

    درس هشتم : هیچوقت روی آدم ها حساب نکن چون اونها سر بزنگاه ها پشتت رو خالی میکنن

    درس نهم : نگاه توحیدی باید در وجودت زبانه بکشه باید قدرت خدا رو باور کنی

    درس دهم : با خدا باش پادشاهی کن

    بی خدا باش هر چه خواهی کن

    درس یازدهم : روی مردم حساب نکنید روی خودتونم حساب نکنید روی خدای خودتون حساب کنید

    روی پدر و مادر و همسر و دوست حساب نکنید روی خدای اونها حساب کنید

    درس دوازدهم : خدا میتونه ما رو از فرش به عرش برسونه

    اگر بیشتر باور کنیم خدا رو بیشتر و بیشتر می دهد

    خدایا شکرت برای این ١٢ تا درسی که امروز سر کلاس توحید از استاد توحیدی ام یاد گرفتم

    خدایا شکرت

    خدایا تنها تو رو می پرستم و تنها از تو یاری میجویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زهراء گفته:
      مدت عضویت: 3670 روز

      سلام نرگس عزیز

      چقدر خوب که گفتی جسارت و شهامت اینو داشتی که محیطی که پر از شرک بود رو ترک کردی.خیلی این تحسین برانگیزه و یک مثال از توحید عملی

      چقدر هم خوب که نکات رو نوشتی و باعث میشه اینطور اگاهی ها بهتر ملکه ذهنمون بشه

      عکس پروفایلت به همراه همسرت چه دلنشین و عاشقانه است.چقدر زیبا هستید.

      در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        نرگس نوشادي گفته:
        مدت عضویت: 2632 روز

        من عاشق شما هستم زهرا جان

        سپاس از محبتت عزیزم

        سپاس از کامنتت جان دلم

        من خوب درک کردم هر جا عمل کردم به آگاهی ها برد کردم و هر جا فقط لب و دهن بودم و حرف زدم هیچ نتیجه ای ندیدم و افتادم توی تله ی مقایسه

        خوشحالم که درک بهتری پیدا کردم این روزها و در حال آنالیز خودمم دائما و هر جا جاده خاکی میرم ترمزو میکشم و برمی گردم

        عاشق استاد عباسمنشم

        خدا حفظت کنه استاد

        زهرا جانم ممنونم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      لیلا فلاح گفته:
      مدت عضویت: 1044 روز

      مرسی دوست خوبمو هم فرکانسیم چقدر خلاصه مفید درس نت برداری کردی و تو کامت ها گذاشتی و خیلی لذت بردم از اینکه کامت ها را میخونم و کلی درس ازشون یاد میگرم و نوش روحم میکنم خداوند سپاسگزارم که با کلام شما دوستان عزیز و استاد گرامی بامن صحبت میکنه و چقدر لذت بخشه این باورهای توحیدی چون به قول دوستمون ذات انسان ها توحیدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        نرگس نوشادي گفته:
        مدت عضویت: 2632 روز

        عزیز دلمممم ممنونم که به من بازخورد دادی

        استاد عباسمنش یه دونه ست تو کل دنیا

        من با همین آموزشها زندگیمو کن فیکون کردم

        باورم نمیشه همون آدم 5 سال پیشم

        کاش از امثال استاد بازم تکرار بشه تو دنیا

        خداروشکر میکنم که دوست داشتی کامنتو

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    ندا ام گفته:
    مدت عضویت: 2176 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدالله رب العالمین

    شرک

    شرک

    شرک

    شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل شب پنهان است…شرک…شرک

    چقدر زیاد توی این موضوع تلنگر میخورم

    وقتی من روی دیگری حساب میکنم یعنی شرک می ورزم

    وقتی احساس میکنم شخص دیگری میتواند مشکل من را حل کند و فقط او میتواند ….شرک می ورزم

    خودم میدونم وقتی از یکی درخواست میکنم واقعا توکلم به اون هست یا به خدا….خودم فقط میدونم

    وقتی توکل به رب باشد اگر از هرجایی جواب رد بشنوی ناراحت نمیشوی و معتقدی از یک دست دیگر خدا کمک میکند

    اینکه به این فایل هدایت شدم ؛ دوره آفرینش خیلی منو به سمت قرآن گرایش داده و خیلی دارم سعی میکنم بیشتر و بیشتر مطالعه کنم و البته بگم انقدر درگیر دوره آفرینش و قرآن شدم خیلی توی سایت کم کار شدم و کامنت مدتیه نگذاشتم ولی از استاد و سایت دور نشدم

    جمعه هدایت شدم که قرآن رو بخونم و از خدا خواستم خودش بهم مسیر رو نشون بده و باهام حرف بزنه

    خیلی عالی و فوق العاده سوره حج برای من باز شد و خیلی زیاد به فکر برد منو

    آخرین آیه :

    ای کسانی که ایمان آوردید در آنچه مربوط به خداست -چنانچه درخورِتلاش برای اوست- تلاش کنید.او شما را برگزیده و در دینتان که همان آیین پدرتان ابراهیم است برشما هیچ دشواری و تنگنایی قرار نداده است خدا شما را پیش از نزول قرآن و در این قرآن اهل تسلیم نامیده و اسلام شما را پذیرفته است تا هم پیامبر برشما گواه باشد و هم شما بر اعمال مردم گواه باشید.پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و در همه حال به خدا تمسک جویید و او را اطاعت کنید که او سرپرست شماست او خوب سرپرست و نیکو یاوری است

    سوره حج و آخرین آیه دیوانه کرد منو …هی خوندم و هی دیوانه تر شدم

    هدایت شدم به این فایل بینظیر و چقدر درهای بیشتر و درک بیشتری گرفتم…استاد بینظیرترینی….من نمیدونم کجا برم بگردم دنبال جوابهام…که هر فایلتون هزار هزار جوابه…از دوره آفرینش پرت میشم به فایلهاتون…از فایلها به قرآن…از قرآن به سایت…خدا چکار میکنه با من ….الله اکبر

    زندگیم مدتیه گره خورده با قرآن و دوره آفرینش ..

    و چقدررر زیاد حالم خوبه

    و چقدر زیبا جواب سوالهامو میگیرم

    خدایا شکرت…خدایا شکرت…خدایا شکرت…خدایا از هر خیری که برسد من محتاجم

    چقدر زیاد نیاز به فکر کردن دارم و چقدر زیاد باید بفهمم و چقدر خدا رو نمیشناختم و هنوزم نشناختم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم…

    توکل فقط به رب

    تنها فرمانروا کائنات

    سپاس بی حد و اندازه یگانه استاد 😍🤩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    طالب سلیمان گفته:
    مدت عضویت: 3134 روز

    سلاااااااااااام ودرود بی پایان بر بهترین استاد تاریخ معاصر بشریت

    باور بفرمایید از صمیم قلب دوستتون داریم و هر روز و هرشبمان به شما گره خورده به خودم میبالم و افتخار میکنم که فرکانسم به لطف خداوند با شما هم سو و هم جهت است

    تنها کسی که پاسخگوی سوالات و معماهای افرینش و قوانیت هستی میباشد استاد عزیز و بزرگوار به شما تبریک وهزاران افرین میگویم خیلی خیلی خوشم اومد ولذت بردم از اینکه توی یکی از فایل هاتون فرمودین که من فکر خدا را خوندم این بزرگترین کمک به ما انسانهای دوستدار و هم فرکانس شما است

    چون با دانستن قوانین افرینش و اشراف به اونها انتخابات و ارزوهای ما میتواند غلبه بر ضمیر خوداگاه داشته باشد و به واقعیت تبدیل شود درود بی پایان و جاودانه بر شما ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سمانه موحد گفته:
    مدت عضویت: 4252 روز

    سلام به همه دوستان خودم

    من دیروز این فایل رو توی دفتر کارم گوش کردم، اما خیلی بهش توجه نداشتم. دیشب وقتی یه سر اومدم توی تلگرامم، نظر ناهید خانم رو توی کانال استاد خوندم و خیلی فکر کردم و دیدم اصلن این فایل همونی هستش که من گوش کرده بودم و اصلن متوجه این حرفا نشده بودم، امروز دوباره تصمیم گرفتم مجددا فایل رو زمانی که دفتر کاملا خلوت هستش گوش بدم. تازه فهمیدم که استاد داره چی می گه

    روی این موضوع زیاد فکر کردم که ایا توی زندگیم به خدا تکیه کردم یا غیر خدا!

    از وقتی که یادم میاد، حتی دوران قبل از آشنایی من با سایت و مسائل مربوط به ون، همیشه توی خلوتم به خدا یه حرف می زدم، اینم این بود که ” خداجون من که غیر از تو کسی و ندارم، تو خدایی و من بنده خطاکار تو، در حقم خدایی کن” فکر کنم این همون توحید عملی هستش چون واقعا به هیچ کسی امید نبستم و خدا تقریبا تمام چیزایی که می خواستم بهم پله پله داد.

    قصدم از این حرفا این بود که از تجربیاتم بگم

    1٫ رتبه من توی کنکور دوره کارشناسی بالاتر از 50هزار بود و من واقعا هنوز نمی دونم چطور تونستم توی رشته ای که اونموقع دوست داشتم توی شهر خودم قبول بشم در صورتی که بالاترین رتبه بین همکلاسیام حداکثر 20 هزار بود

    2٫ سال دوم دانشگاه بودم که بابام یه تصادفی خیلی سخت کرد و منجر به فوت طرف مقابل شد و اوضاع مالی بجایی رسید که دیگه بابام نتونست هزینه دانشگاه منو بده و فقط یه جمله بهم زد: اگه می خوای درستو بخونی و شهریه تو بدی، خودت برو سرکار، من از پسش بر نمیام. (ماشین ما بیمه نداشت و 1 فوتی و 2 نقص عضو در تصادف ایجاد شد) من هم دنبال کار توی کاریابی های شهر رفتم، همه می گفتن که بدرد نمی خوره کاریابی و ضرر داره چون باید نصف حقوق ماه اولتم بهش بدی، درکل ناامید نشدم، چون عاشق درس خوندن بودم و از بچگی عاشق این بودم که یه روزی معلم بشم و تنها بازی بچگیم معلم بازی بود :) در کمال ناباوری باهام تماس گرفتن و گفتن بیا برای مصاحبه! چون من مکان خیلی برام مهم بود و کار دولتی می خواستم. جایی که بهم معرفی شده بود نیمه دولتی بود. 6 نفر معرفی شدن و بابام با اصرار من باهام اومد و همونجا بهم گفتن که از فردا برای یه هفته ازمایشی بیا سرکار . بعدها رئیسم بهم گفت یکی از مهم ترین دلیلی که انتخاب شدی این بود که با پدرت اومدی و ما دنبال همچین شخصی بودیم. سخن کوتاه کنم که الان بیشتر از 8 سال هستش که در همون جا مشغول هستم و واقعا راضی هستم. البته اینم بگم که کارشناسی مو گرفتم. ارشد هم همینطور و الان توی همون دانشگاه شهرم که کارشناسی می خوندم دارم درس هم می دم.

    3٫ برای ازدواجم تنها از خدا خواستم که کمکم کنه و بعد از تجسم کردن و ارزو کردن و توکل بخدا تونستم به بهترین شکل با بهترین شخص برای من، ازدواج کنم

    با همه این اوصاف بعد از گوش کردن با دقت به فایل توحید عملی، از خدا خواستم که اگه در جایی از زندگیم به غیر از خودش تکیه کردم بهم نشون بده تا بتونم خیلی بهتر به خواسته هام برسم

    از همه دوستان تشکر میکنم که وقت شون رو به من دادن

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    میلاد احمدی گفته:
    مدت عضویت: 3198 روز

    سلام به استاد عباسمنش و تمام هم فرکانسی های عزیزم

    سال 94 در گوگل یه کلمه کاملا بی ارتباط با موضوع این سایت سرچ کردم و کاملا اتفاقی تیتری با عنوان چگونه ثروت خود را در عرض یک سال سه برابر کنیم نظرم رو جلب کرد ، بازش کردم و فایل اول استاد رو گوش دادم… با وجود اینکه حرفای استاد با تفکرات من در مورد ثروت و دنیا متفاوت بود اما احساس میکردم این حرفا خیلی به من نزدیکه و میتونم درکشون کنم ، تصمیم گرفتم به تمرینات و صحبت های استاد عمل کنم حتی اون زمانی که گفتن یه تعهد نامه بنویس و امضا کن همون لحظه فیلم رو نگه داشتم و اینکارو انجام دادم. اون فایلهارو صوتی کردم و کپی کردم روی فلشم و همیشه توی ماشین گوشش میدادم ، اون موقع کار من یه کار فصلی بود و نهایتا من تا 3 ماه بعدش کارم رو از دست میدادم ، از همون روزها که این فایل هارو گوش میدادم شروع کردم به خلاصه کردن و صوتی کردن کتابهایی که میخوندم و به لیست کتابهای صوتیم اضافه میکردم و تا الان حدود 40 کتاب صوتی با صدای خودم توی آرشیوم دارم.

    خلاصه اینکه از همون روز ها اتفاقات خوب افتاد و تمام فایلهای رایگان استاد رو گوش دادم و شروع کردم به تغییر باورهام. بعد از بیکار شدنم روز هایی رو گذروندم که وحشتناک بودن من حتی هزار تومن هم تو جیبم نداشتم شبها با گریه میخوابیدم و از سرنوشت نفرت انگیزم پیش خدا شکایت میکردم.

    توی دانشگاه دوستام رو میدیم که به لطف خانواده هاشون چقدر تو وضعیت مالی عالی قرار دارن و هر وقت هر چیزی که دلشون میخواست رو میخریدن ولی من حتی شهریه دانشگامم با بیچارگی جور میکردم. در همین حین فایلهای استاد رو گوش میدادم و اون افکار مثبت و حرفای استاد داشت کار خودش رو انجام میداد ؛ داشت شخصیت من رو تغییر میداد 4 ماه بعد از اینکه بیکار شدم در یک جای خیلی بهتر استخدام شدم با شرایط استثنایی ، جایی که واسه هر کسی که در تخصص من فعالیت میکنه آرزو بود ، گرچه حقوق خیلی بالایی نداشت ولی شرایط و محیط بی نظیر بود و باعث رشد و پیشرفتم میشد.

    عید سال 95 من پرایدم رو فروختم و یه 206 به صورت اقساط خریدم ، سالها بود که 206 توی تابلوی آرزو های من بود و بلخره خریدمش ، ماهی یک میلیون قسط ماشینم رو اصلا نفهمیدم چجوری پرداخت کردم انگار خودش جور میشد ، چند ماه گذشت و من همچنان تو شرایط مناسبی بودم…

    کم کم استاد رو فراموش کردم ، دیگه به سایت سر نمیزدم حتی از کانال هم لفت دادم ، دیگه روی باور هام کار نکردم و افرادی رو میدیدم که همیشه نق میزدن از شرایط مینالیدن و حتی خدارو منکر میشدن ، با کسایی آشنا شدم که با فلسفه و دلایل عجیب غریب خدارو زیر سوال میبردن.. من هم داشتم تو دنیای آلوده اونا غرق میشدم هر روز شرایطم بدتر و بدتر میشد دوباره داشتم برمیگشتم به حالت قبل… هزینه های زندگیم افزایش پیدا کرد ،خرجای ماشینم زیاد شد و از همه جا مشکل و مشکل… ولی بازم سعی میکردم همه چیز رو مدیریت کنم اما باور هام مشکل داشت.

    اردیبهشت 96 تاریخ تکرار شد و من حتی یک هزاری تو جیبم نداشتم!! نمیدونستم چیکار کنم به هر کاری فکر میکردم که انجامش بدم که پول دربیارم ولی نمیتونستم عملیش کنم.

    توی راه محل کارم تا خونه یه مسیر خلوت و محیط باز و خاکی هست که وقتی وسطش قرار میگیری شبیه به کویر میشه و آسمون رو خیلی زیبا میبینی . یک شب وقتی داشتم پیاده از سرکار برمیگشتم خونه ، وقتی به اون وسط رسیدم به آسمون نگاه کردم و بی اراده روی زمین دراز کشیدم و زل زدم به آسمون و شروع کردم با خدا صحبت کردن ، از خدا خواستم بهم کمک کنه ، ازش خواستم راه درست رو بهم نشون بده اشک ریختم ، فریاد زدم ، التماسش کردم…

    تو همون حالت یاد صحبت های استاد افتادم و یادم افتاد خدا قبلا راهو نشونم داده ولی من راهو گم کردم ، همون شب وقتی رفتم خونه شروع کردم به گوش کردن فایل های استاد ، دوباره برگشتم به روز های قبل و شبانه روز روی باور هام کار کردن ؛ تمام فایل های رایگان استاد رو که تو این مدت ندیده بودم رو گرفتم و خدا میدونه چقدر روی من تاثیر گذاشت الان با گذشت 4 ماه از اون شب، من تغییراتی رو داشتم که به مراتب از گذشته بیشتر بوده و حتی تونستم دو قسمت از قانون آفرینش رو بخرم ، با چیز هایی تو این سایت آشنا شدم که هیچوقت ندیده بودمشون ، من هیچوقت نظرات رو نمیخوندم هیچوقت نظر نمیدادم هیچوقت ایمیل نزده بودم ؛ با چیزهایی آشنا شدم که هیچوقت بهشون توجه نمیکردم.

    ببخشید صحبت هام خیلی زیاد شد..

    خداروشکر میکنم که باز هم راه درست رو نشونم داد ، خداروشکر میکنم برای داشتن استاد عزیزم و شما همفرکانسی های مهربانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    زهرا سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2600 روز

    سلام وقت بخیر من هیچ چیزی از قانون جذب نمی دونستم تا ۲سال پیش که با قانون جذب آشنا شدم خدا را شکر می کنم همیشه دنبال این را ها بودم که خدا را ببینم چون خدا دوست من کنار من یار من عشق من است در زندگی همیشه کنارم دارم باش حرف می زنم جوابم میده با خدا بودن لذت بخش است من با خدا مانده هیچ نمی خواستم فقط می گفتم فقط تو اما خدا من را دعوت کرد به یک سفر لذت بخش من از همه ی شما خوبان خدا متشکرم موفق باشید ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    بهنام چالاکی گفته:
    مدت عضویت: 2881 روز

    درودر فراوان به استاد عزیزم که بهترین منتور زندگیمه.

    سلام به تمام عاشقان توحیدی.

    بعد از خوندن توضیحات خانوم شایسته گرامی و عزیز و دیدن فایل زیبای استاد عزیزم خیلی چیزها اومدم توی فکرم که نوشتنش خیلی بهم کمک کرد و خواستم که باهاتون در اشتراک بزارم.

    ????????

    اول باید یادآوری کنیم که:

    تمام ما انسان هستیم و سعی میکنیم که رفتار های درستی در خودمون ایجاد کنیم.

    همه ی ما دوست داریم تا زندگی دلخواهی داشته باشیم و به خواسته هامون برسیم.

    مهم ترین عاملی که از نظر من باعث میشه بتونیم توی مسیر بمونیم و کیفیت باور های خودمونو بیشتر کنیم، اینه که قبل از همه چیز بپذیریم که تمام ما در حال طی کردن مسیر تکاملی هستیم و این احتمال وجود داره که در این مسیری که دوست داریم توحیدی باشیم و به این وسیله زندگی خودمون رو سرشار از تمام خوبی ها کنیم، موجب شرک بشیم و ندانسته رفتار هایی داشته باشیم که بخاطر شرک خفیفی بوده که در وجود ما نهفته و باعث شده از نعمت ها دور بشیم.

    شاید این موضوع مربوط به عزت نفس باشه اما خب از اونجا که همه چیز یک چیزه، حس میکنم که یادآوری این موضوع به خودم و کسانی که نظر منو میخونن میتونه خیلی کمک کنه تا دست از سرزنش خودمون برداریم و نزاریم احساس کمبود لیاقت مانع بهتر شدن ما بشه و این ارتباط مقدس بین ما و خداوند رو آلوده کنه.

    به همون اندازه ای که ما باور های توحیدی داشته باشیم، به همون اندازه ای که در این مسیر قدم بر میداریم و سعی بر توحیدی شدن و بیشتر کردن هماهنگی بین ذهنمون و روح داریم، میتونیم نعمت های بیشتری رو با آگاهانه قدم برداشتن در این مسیر، به زندگی خودمون دعوت کنیم. واقعا موضوع توحید ارتباط خیلی مستقیمی داره با عزت نفس که به معنی عزیز دانستن خودمونه. وقتی که ما تمرکز و توجه رو به کمبود های درونیمون بدیم، خودمون رو بخاطر احساس گناهی که از ندانسته انجام دادن خیلی کار ها سرزنش کنیم، واقعا خیلی سخت میشه بین خودمون و خدای خودمون ارتباط برقرار کنیم چون احساس میکنیم که ما لایق این ارتباط نیستیم و وقتی احساس لیاقت نباشه، خب قطعا خیلی برای بهبود زندگیمون دست به کار میشیم و در واقع انگیزمون رو از دست میدیم.

    واقعا نمیدونم چقدر طبق تجربه ی خودم میتونم از اهمیت توحید و احساس لیاقت برای داشتن ارتباطی نزدیک تر از هر چیزی به خداوند بگم و چقدر میتونم تاکید کنم که اصلا نیازی به سرزنش کردن خودمون نیست. این کاملا درست و پذیرفتیه که ما باید قبول کنیم که تمام اتفاقات زندگی ما به واسطه ی فرکانس هایی که منشائ اون از باور هامون میاد، شکل میگیره اما این پذیرفتنی نیست که ما باید خودمون رو برای اشتباهات و باور هایی که ندانسته در ما شکل گرفته و سرزنش کنیم و با این کار ناخودآگاه احساس رضایت و لیاقت رو از خودمون بگیریم.

    دوم اینکه:

    در فایل فقط روی خدا حساب کن استاد، قسمتی از آیه قرآن رو ایشون میگن که گفته شده:

    «اگر ما کسیو توی ذهنمون بهش قدرت بدیم به واسطه ی ثروت یا نفوذش، با سرعت هر چه تمام تر خودمون رو از خوشبختی و ثروت دور میکنیم و هم در این دنیا و هم در اون دنیا از عذاب سختی برخوردار هستیم، این یک قانونه، این یک وعده ی الهیه».

    وقتی که این یادم اومدم و به تجربه های زندگیم نیگاه کردم و همینطور حرف های استاد رو میشنوم، متوجه میشم که وقتی که ما توحید داریم و فقط روی خدا حساب میکنیم، همه چیز خودش برای ما جور میشه، همه چیز خودش درست میشه، همه چیز خوب پیش میره، همه چیز عالی میشه و این دقیقا یک قانونه. یعنی وقتی که ما دیدگاه توحیدی داریم و فقط خداوند رو منبع و منشا نعمت ها میدنیم، این دیدگاه و باور خیلی فرکانس های قدرتمندی ارسال میکنه که نتیجش خیلی خیلی بزرگتر و بهتر از چیزیه که ما فرکشو میکنیم.

    یعنی دقیقا انگار قانونه که وقتی ما روی خداوند حساب میکنیم، واقعا پیروزی ها برای ما اتفاق میفته. نعمت ها وارد زندگی ما میشه، دل ها آرام میشه، قلب ها برای ما نرم میشه…

    یک جور سیستمیه که زمان میبره بتونیم واقعا درکش کنیم اما واقعا قانون ها پشتش نهفته که هر زمانی که ما روی خداوند حساب کنیم، بهترین ها برای ما اتفاق میفته و همه چیز برای ما شکل میگیره و هر زمان به غیر خداوند حساب کنیم، از همون ضربه میخوریم.

    بار ها و بار ها باید فایل های استاد رو بشنویم و مثل وحی منزل بپذیریم چون تمام این حرف ها و سفارش ها، راهنمایی های خود خداوندِ که از دستانش برای هدایت ما و بهبود زندگی ما فرستاده شده.

    در پناه تنها رب، در آرامش و شادی صاحب بهترین ها باشید.

    ????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    حبیب الله مرام نارویی گفته:
    مدت عضویت: 3314 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم میدونم که حالتون عالیه مثل من

    در مورد این فایل وقتی شنیدمش واقعا فوق العاده بود همه اون کارهایی که کردم تو گذشته از جلو چشام رد می شد که چقد گدایی محبت از همسرم داشتم چقد عصبانی می شدم که اینقد من دارم درست باهاش رفتار میکنم اینقد من دارم ابراز محبت می کنم هر چیزی خواسته براش خریدم اما دریق از محبت دریق از دریافت یه ذره عشق خدایا یه لحظه خندم گرفت که چقد ذلیل شده بودم یادمه برا خونه میوه می گرفتم خودم نمی خوردم همش به خانومم می گفتم تو بخور جالب اینکه اونم به اندازش می خورد ولی من می گفتم تو چرا نمی خوری آخرشم میوه ها خراب می شد ولی من همه چیو برا اون می خواستم وهرروز عصبانی تر داغون تر می شدم چقد باهاش دعوا کردم سرش داد زدم که چرا بهم محبت نمی کنی شرک تا چه اندازه ولی من با عصبانیت به خدا اعتراض کردم ولی اون الله با مهربونی جوابمو داد :

    یک شبی مجنون نمازش را شکست

    بی وضو در کوچه لیلا نشست

    عشق آن شب مست مستش کرده بود

    فارغ از جام الستش کرده بود

    سجده ای زد بر لب درگاه او

    پُر ز لیلا شد دل پر آه او

    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

    بر صلیب عشق دارم کرده ای

    جام لیلا را به دستم داده ای

    وندر این بازی شکستم داده ای

    نیشتر عشقش به جانم می زنی

    دردم از لیلاست آنم می زنی

    خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

    من که مجنونم تو مجنونم نکن

    مرد این بازیچه دیگر نیستم

    این تو و لیلای تو… من نیستم

    گفت ای دیوانه لیلایت منم

    در رگ پنهان و پیدایت منم

    سالها با جور لیلا ساختی

    من کنارت بودم و نشناختی

    عشق لیلا در دلت انداختم

    صد قمار عشق یکجا باختم

    کردمت آواره صحرا نشد

    گفتم عاقل می شوی اما نشد

    سوختم در حسرت یک یا ربت

    غیر لیلا بر نیامد از لبت

    روز و شب او را صدا کردی ولی

    دیدم امشب با منی گفتم بلی

    مطمئن بودم به من سر می زنی

    در حریم خانه ام در می زنی

    حال این لیلا که خوارت کرده بود

    درس عشقش بی قرارت کرده بود

    مرد راهش باش تا شاهت کنم

    صد چو لیلا کشته در راهت کنم

    خدایا سپاس گذارم بعد از اینکه فایل توحید عملی رو گوش کردم این شعرو خونم چقد گریه کردم والان اینقد محبت از همسرم دریافت می کنم فقط لذت می برم و می گم خدایا شکرت بدون اینکه کار خاصی بکنم چون لازم نبوده کار خاصی بکنم چون عشق از طرف خداست و باید با اون عش بازی کنی.

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی

    خدایا خیلی شرک کردیم خیلی ناسپاسی کردیم ولی تو بخشیدی ولی باز ناسپاسی کردیم خدایا ببخش و از گناهان ما درگذر که تویی رحمان که تویی رحیم که تویی قادر که تویی که تویی که تویی که تویی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    غزل بانو گفته:
    مدت عضویت: 3316 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سفرنامه روز سی و چهارم – توحید عملی قسمت 2

    این فایل یکی از بهترین فایل های استاده. تقریبا هر چند روز یک بار میکسی که از این فایل تو گوشیم دارم گوش میدم. چند وقت پیش که داشتم فکر میکردم دیدم ریشه تمامی باورها به باور توحیدی میرسه. یعنی وقتی میخوای باور لیاقت، باور راحت پول دراوردن و اسون بودن کارها، باور فراوانی پول و ثروت و نعمت و مشتری یا باور معنوی بودن ثروت و در کل هر باوری رو بسازی، اخرش به باور توحیدی میرسی و میبینی که اصل کار همون ایمان و باور قوی به قدرت خداست. اگر اون ایمان محکم و ریشه ای باشه واقعا ساختن باورهای دیگه کاری نداره. این باور میشه یک پایه محکم که بتونی روی این پایه هرچی خواستی بسازی و بالا بری.

    مثلا وقتی میخوای باور لیاقت بسازی وقتی بدونی خداوند تنها منبع قدرت در این جهان هست و توام از همین منبع نیرو تجلی پیدا کردی، به ارزش خودت پی میبری و خودت رو بطور ذاتی ارزشمند باور میکنی. وقتی میخوای باور راحت پول دراوردن بسازی باید به این یقین برسی که همه چیز تحت کنترل و فرمان خداوند یکتا و یگانه است خدایی که بر همه چیز قدرت داره و همه کارارو در جهان به اسونی انجام میده بدون هیچ سختی و پیچیدگی پس این خدا زندگی تورو هم میتونه خیلی راحت جلو ببره و همه خواسته هاتو به اسونی فراهم کنه. باور فراوانی هم که خانم شایسته خیلی زیبا ارتباطش رو با ایمان و باور توحیدی در یکی از برگ های سفرنامه توضیح داد که واقعا از خوندنش لذت بردم.

    واقعا اگر این ایمان نباشه ساختن هیچ باوری فایده نداره. امروز داشتم با عزیزدلم درمورد افراد موفق و ثروتمند حرف میزدم موضوع حرف به اینجا رسید که انها باورشون چقدر قویه. من گفتم من اصن فکر نمیکنم انها خیلی دقیق درمورد باور فراوانی یا سایر باورهای قدرتمندکننده اطلاع داشته باشن چیزی درمورد این باورها نمیدونن ایشون هم تایید کرد گفت اره این افراد مهم ترین عامل موفقیتشون باور به خودشونه که در واقع همون باور توحیدی و ایمان خالص و عدم تکیه کردن به دیگران میشه. واقعا همین باور اصل و ریشه تمام موفقیت هاست.

    خدایا کمکمون بتونیم مثل حضرت ابراهیم ایمانی خالص و توحیدی داشته باشیم که همراه با عمل صالح باشه. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    Ramezani گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    بنام خدا، تنها قدرت در کیهان

    سلام استاد عزیز

    چقدر این جمله پیامبر زیباست در عین حال تکان دهنده؛

    شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است.

    استاد ترس میاد سراعم وقتی این جمله رو میشنوم،نه از خدا!

    از اعمالم که چقدر باید مواظب بود که شرک نورزید!

    همه ما شرک و توحید داریم در وجودمون ولی تلاش باید بکنیم که قسمت توحیدی رو بیشتر کنیم.منم استاد خیلی تلاش میکنم که زندگیم رو روی پایه توحید بسازم.

    وقتی آدم توکلش بخدا باشه نیازی به تائید دیگران نداره.

    وقتی ما خدا رو به عنوان :

    تنها منبع خیر

    تنها منبع برکت

    تنها منبع رزق

    تنها منبع علم

    فراموش میکنیم و آدمها رو توی ذهنمون بزرگ می کنیم،سقوط میکنیم.

    برای همین است که جامعه بشری،بشر امروز همه در سراشیبی سقوط است!

    استاد هر شب با فایلهای آرامش در پرتو آگاهی میخوابم بهترین لالایی که در تمام عمرم شنیدم نمی دونید چه آرانشی در من ایجاد میکنه!

    چقدر راحت می خوابم ،صبح هم که بیدار میشم چه حال دلم خوبه.چه حس و حال عجیب ،عجیب خیلی عجیب اما آرامش بخش دارم.

    ممنونم ازتون بابت این آگاهی ها.

    وقتی روی هر چیزی به غیر خدا حساب کنیم یعنی شرک می ورزیم.

    توحید وشرک یه چیز کاملا درونیه.

    ما خودمون میدونیم درونمون داریم روی اون فرد حساب می کنیم یا خدای اون فرد؟

    کسی که بخدا توکل داره اگه جواب رد بشنوه بهم نمی ریزه،چن روی خدا داره حساب میکنه.

    اگه جونتون در خطره بخدا فحش بدین ،ما به کلام شما کاری نداریم،ما به قلب شما کار داریم.

    این یه مثال روشنه از تغیر آدمها وقتی که روشون حساب می کنی!

    در تمام موارد که شما روی گروهی یا فردی حساب می کنید،روی هر چیزی به عیر خدا حساب می کنید ،از همون چیز ضربه می خورید.

    این در سیه که من از بچگی یاد گرفتم.

    اگه تکیه کنی بخدا،خدا شاهده ،خدا راههایی رو برات باز میکنه،قلب هایی رو برات نرم می کنه،ارتباطایی رو برات ایجاد میکنه،پیرو زیهایی رو برات بوجود میاره که هیچکس نمی تونه برات بکنه.

    وقتی یاد میارم که فقط روی اون حساب کردم چطور ورق برگشت!بمن کمک میکنه که ایمانم قویتر بشه.

    وقتی یاد میارم که روی دیگران حساب کردم وچطور پشتم رو خالی کردن!!!بمن کمک میکنه ایمانم قویتر بشه.

    استاد چقدر این جملاتتون رو دوست داشتم ،چقدر آرامش بهم داد👏

    استاد یه مصاحبه ازیه خانوم بازیگر سرشناس کشورمون دیدم ،حرفی که زد منو یاد این فایل انداخت وصحبت های شما:

    ایشون میگفتن اگه مردم ایران از من راضی باشن،خدا هم از من راضیه!!!!!

    اگه مردم از من راضی نباشن ،خدا هم از من راضی نیس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    خیلی خوشحالم که منم آگاه شدم و در خیلی موارد میتونم باورهای افراد رو ببینم.

    استاد با تمام وجودم درک وحس کردم این مثالی که در مورد دعوا کردن در بچگی تون زدین.

    منم خییییییییلی ازین تجارب دارم،خیلی زیاد!!!!!

    تجربه هایکه روی دیگران حساب کردم ،وپشتم رو بدجوری خالی کردن،بدجور!!!!!!

    چه در گوشی هایکه نخوردم بخاطر شرکی که داشتم و روی دیگران حساب کردم!!!!

    استاد من قبلا فکر میکردم روی عریبه هانباید زیاد حساب کنی ولی خانواده فرق داره!!!!

    اما نمیدونستم که هیچ فرقی نداره شرک ،شرکه!!!

    منم خییییلی دفاع کردم ،از آدمهای نزدیک زندگیم ،از خانوادم،،،،،،،

    بحث کردم ،دعوا کردم و،،،،،

    ولی هیچ وقت،هیچ کس بخاطر من یکبار در زندگیم اینکار رو نکرده!!!!!!!!

    اما من استاد خییییلی دیر فهمیدم که باید روی یه کس دیگه ای حساب کرد!!!!

    تقریبا پارسال که باشما اشنا شدم ،اولین فایلهایکه دیدم توحیدی بودن،از همون اول که وارد سایت شدم گرایش عجیبی به مباحث توحیدی پیدا کردم و هر روز داره بیشترم میشه.

    اره استاد من یکساله که فهمیدم باید روی خدا حساب کنم ولا غیر.

    راصی ام از روند تکاملی ام ،تقریبا خوب عمل کردم درین مورد.

    هر کسی هر کاری برام میکنه،همون موقع توی دهنم میکم این دست خدا بود ها،و اعتبار اون کار رو به خدا میدم نه اون فرد.

    اعتراف میکنم از وقتی اینجوری عمل میکنم وابستگی هام،رنجش هام،توقع هام،ناراحتی هام از نزدیکانم خیلی کمتر شده .

    خیلی خوشحالم ازین بابت چن نتیجه ای که برام آورده آرامشه🙂

    خدا رو شکر که هر چند دیر اما بالاخره فهمیدم که نباید روی کسی حساب کنم.

    کسی که توکل کردن به اون شما رو به پادشاهی جهان میرسونه💖

    خدا رو هزاران مرتبه شکر که روزی امروزم این آگاهی های ناب بود که از طرف خدا واز زبان دست پر توانش استاد بسیار عزیز بمن رسید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: