توحید عملی | قسمت 5 - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1245 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 835 روز

    سلام استادم امیدوارم حال دلتون عالی باشه

    سلام خانم شایسته امیدوارم در سلامت کامل باشید

    سلام دوستان عزیزم و خوانوادم پر مهرم امیدوارم دلتون شاد شاد باشه

    راستش استاد یه موضوعی رو تو درونم پیدا کردم اینکه من هر موقع میبینم که شرایط داره عالی پیش می‌ره میگم چطور شد نکنه من تغییر کردم نباید شرایط عالی پیش بره و یه جورایی احساس بی لیاقتی میکنم اینکه شرایطم خوب باشه

    مثلاً استاد صاحب کار من وقتی بهم عشق میورزید من تعجب میکردم و میگفتم چی شده که این آدم آنقدر منو دوست داره و اخلاقش باهام خوبه بعدش به خودم میگم این اول رابطه هست بزار تو رو بشناسه و یه خورده رابطه تو با اون بگذره دیگه عشق بهت نمیورزه اینجور فکرا رو دارم یا به خودم میگم این ادمه شاید خوانوادم یا یکی از این مردم اومدن بهش گفتن که با تو خوب برخورد کنه و چون تو گذشته سختی داشتی باهات اینجور باشه

    من این فایل توحیدی قسمت پنج رو خیلی دوست دارم هر موقع هم گوش میکنم به خودم میگم گوش کن مصطفی اینا رو بکن آویزه گوشت استاد داره به تو میگها

    راستش استاد با اینکه الان دوماه هست که میشه یک سال دارم از فایلها و دورهاتون عذت نفس و بخش اول قانون آفرینش و فایلهای رایگان استفاده میکنم هنوز من نفهمیدم معنی توکل و اینکه به کسی بغیر از خداوند تکیه نکنیم یعنی چه هنوز نفهمیدم و درک نکردم که بابا من چجوری باورامو تغییر بدم آخه منی که استاد از صبح تا شب دارم فایلاتونو گوش میدم چرا آخه هنوز درک نکردم بازی چیه

    نمیکنم اصلا تغیری نکردما تغییر کردم ولی اونجوری که بایستی به دلم باشه نیس

    مثلاً من یه موقعهایی از گذشتم صحبت میکنم از مشکلاتم صحبت میکنم خدا نکنه استاد مریض بشم اون وقته که آخ و نالم شروع میشه

    تو بعضی رفتارام تغییر کردم ولی بعضی جاها نه

    من استاد فقط به فایلاتون گوش میکنم نه جمله تاکیدی میگم نه اصلا حوصلشو دارم نمی‌دونم چرا یعنی من اگر بخوام بشینم دفتر بردارم و خودکار و باورای غلطمو پیدا کنم و باورای درست و جایگزینشون کنم و با صدای خودم ضبطشون کنم و با خودم تکرار کنم و الگو برداری کنم و برای خودم منتقیشون کنم اینکارا استاد نمیکنم با اینکه هر روز به خودم میگم مصطفی بشین باوراتو درست کن ولی درک نمیکنم حتی جمله ای که به خودم میگم نمی‌دونم والا شاید من هنوز آمادگی نداشته باشم فایلای نتایج دوستان رو گوش میکنم لذت میبرم ولی به خودم میگم کاشکی منم می‌تونستم تغییر کنم و مثل بچها نتایج عالی بگیرم

    استاد من میدونی از اینکه خودکار به دستم بگیرم و بنویسم متنفرم متنفر یعنی زیاد خوشم نمیاد

    من شکرگذاریهام هم توی تلگرام یه کانالی درست کردم اونجا می‌نویسم

    دوست ندارم تو دفتر بردارم نکته برداری کنم و رو باوران کار کنم یه جورایی ترس هم دارم

    چک و لگد دارم میخورم ولی نمی‌دونم چرا من نمیفهمم حرفهای شما رو که بابا بردار تغییر کن پسر خوب تغییر کن

    استاد میدونی من از بچگیم مادرم خیلی اسرار میکرد که برم سر کار من دوست نداشتم اون منو کتک می‌زد که نه تو باید بری سر کار کاری بشی آخه استاد من میخواستم بازی کنم نمی‌خواستم برم سر کار به خودم میگفتم بزار من بزرگ بشم سر کار نمی‌رم و بازی میکنم و اینا حالا هم استاد اصلا حرف کار رفتن نمیتونم به خودم بزنم اصلا حالم از اینکه برم یه جایی وایسم کار کنم به هم میخوره حالا هم که بخواطر کمرم و اینکه رگ سیاتیکم گرفته و وزنم سنگینه شغلم که کبابی و اینا توش فعالیت میکردم چند سال پیش دیگه گذاشتم کنار و اصلا یه جورایی حالم هم به هم میخوره از این شغل استاد بابام همیشه میگه مصطفای ما اگر یه کسی بهش بگه تو بیا اینجا بشین و هیچ کاری نکن ما فقط به تو پول می‌دیم نمیره سر کار اصلا اسم کار پیش این نیار

    انگیزه ای استاد برا اینکه صبح برم یه جایی وایسم کارکنم ندارم

    من استاد میدونی فقط برا چی انگیزه دارم فقط برا کبوتر و قناری و پرندها و حیوونا من فقط با اونا حال میکنم استاد من عشقم کفاره و مرغ و خروس و گوسفند و اینا

    من با اینا حال میکنم

    آخه استاد من چند روز پیش دوتا کبوترای طوقی کرمانشاهیمو گذاشتم توی دیوار از جوجهای خودم هستن اونا هنوز فروش نرفته به خودم میگم اگر بتونم از کبوتران پول بسازم دیگه حتی فکر اینکه برم جای دیگه کار کنم هم نمیکنم چون من دوست ندارم کار دیگه ای

    استاد حاضرم برا کبوترام هر کاری رو بکنم براشون بهترین دون رو میخرم بهشون رسیدگی میکنم حال میکنم باهاشون خیلی هم دوست دارم باورامو در مورد اینکه می‌خوام شغلم باشه تغییر بدم ولی استاد واقعا نمی‌دونم چرا نمیشینم دفتر بردارم و خودکار بنویسم و درست کنم خودمو حالا تو حوزه کبوتر هم پول هست آخه من می‌دونم کسایی هم هستن تو همین شهر خودمون دارن پول میسازن از حیوونا

    من استاد عاشق حیوونام تو خونه خودم هم گنجه درست کردم همون جایی که کبوترام نگه میدارم توش جفت کن درست کردم صبح ها میرم دونشون میدم باهاشون صحبت میکنم

    راستش استاد یه بنده خدایی همون صاحب کارم که پیشش کار میکردم بهش گفتم کبوتر نوک قناری سراغ نداری سهم کارخونمو میدم میخرم ازش گفت بزار من خودم میخرم تو نگه دار من با خودم فکر کردم گفتم شریکی فایده نداره استاد میگه شریک نشو و این میخواد بعدنا تو این کار منو شریک کنه و از اینا زنگش زدم گفتم فعلا دست نگهدار یعنی من نیستم آخه استاد حالا اگر کبوتراش نگه میداشتم هر اتفاقی می‌افتاد اون منو مقصر میدونست مال خودم باشه بهتره تا مردم

    خداوند استاد یه جاهایی توی زندگیم وقتی به خداوند امیدوار بودم بخدا استاد کارم راه افتاده

    یه چیزی بگم من

    استاد امروز نون تازه نداشتم برا ناهار و من میگفتم خدایا چیکار کنم نون تازه می‌خوام و یه خورده هم پروام نبود برم بخرم بخدا استاد ساعت دوازدهو نیم بود که به کی از دوستام زنگ در خونمو زد و پنج تا نون تازه داغ داغ داد بهم اونم استاد با عذت و احترام گفتم خدایا تو چقدر کارت درسته و بعدشم گفتم خدایا من می‌دونم این مهم نیس تو مهمی که درخواست منو اجابت کردی

    اونم نون مجانی هدیه از طرف خداوند

    خلاصه جان خالی نشستیمو نون پنیر و انگور ناهار خوردم

    استاد هر موقع خدا رو دیدم خدا پشتم همه جا در اومد هر موقع هم ندیدم ضربه خوردم از آدما

    خیلی دوست دارم استادم امیدوارم منم یه روز تغییر کنم و بشم مثل شما توحیدی و یک انسان خودساخته

    این کامنتم یادگاری بمونه برام و رد پا بمونه برام به امید روزی که بیام بخونم بگم ببین من این بودم این شدما

    اینم می‌نویسم برا خودم مصطفی الان تو حسابم ده تومن هم ندارم ارزومه یه شب برم رستوران آرزومه یه روز دعوت باشم با عذت و احترام خونه فامیلا رفیق ندارم و بلد هم نیستم چطور رفیق پیدا کنم و ارتباط برقرار کنم کار هم ندارم و تازه دارم تو حوزه کبوتر با کبوترای خودم جوجه ازشون میگیرم و سیگار میکشم و چایی میخورم و در خونه میشینمو با خودم تا میتونم می‌سازم حتی ارزومه یه پفک برا خودم بگیرم چون قرض دارم و پول کافی برای خرج خونه داشته باشم نمیخرم حتی ناهار ظهر هم میرم خونه بابا و اینا و شام خونه خودم هر شب تخم مرغ میخورم مصطفی جان هر جا هستی بدون خدا تو رو به اونجا رسونده و می‌خوام پول بسازم از عشقم مصطفی جان اگر تغییر کردی و شرایط عالی داری اینو بدون فقط خدا رو ببین نه دوروبریاتو و با استاد عباس منش باش هر جا رسیدی

    سپاسگذارم از چشمهایی که کامنتمو خوند امیدوارم براتون درس داشته باشه عزیزانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 548 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات و خالق آفرین من ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که تنها تنها تنها تورا میپرستم و تنها از وجود نازنین تو یاری میجویم ،،

    چقدر این جمله استاد عزیزم انرژی داره احساس میکنم با شنیدنش هر بار بال در میارم و تو آسمون پر میکشم ؛

    هیچکس هیچکس هیچکس هیچ قدرتی تو زندگی من نداره هیچکس هیچکس هیچکس

    وقتی من به خداوند به انرژی مقدس خالق وصلم خدای من تموم کارارو انجام میده باباااااا

    مردم کیلو چندن !!!

    خدایا ای مهربان ترین مهربانان من به هر خبری که از جانب تو بهم برسه محتاجم ای الله

    ای رب العالمین ،،

    خدای من من خودم رو به دستان مبارک تو میسپارم از نفس خودم از وسوسه های شیطان رجیم منو از شرک و کفر حفظ کن قربونت برم ،،

    تو دستمون بگیر تو برامون کارارو انجام بده که تو شاهکااااااررررر انجام میدی برامون ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که لحظه به لحظه هر دم و بازدم منو نفس کشیدی و می‌کشی و انرژی مقدس اوست که در بند بند وجود هستی ات و البته من حیات منرا جریان میدهی ،،

    خدای ما خدای مهربونی هاست

    خدای ما خدای عشق ،،

    خدای مهربان تر از مادر ،،

    خدای محفوظ کننده بنده هاشه ،،

    خدای رحمان ،،

    خدای رحیم ،،

    روزی دهنده تک تک مخلوقات خودش ،،

    یا رب العالمین شکر شکر شکر

    خدایا چراغ هدایت تو تو لحظه به لحظه زندگیمون روشن و پایدار بدار تا به آغوش خودت ،،

    خدای مهربونم خودت کمکم کن همیشه حضورت و لمس کنم و ببینم و آگاه باشم که این دستان مبارک و مهربان توست که گره های زندگانی ام را می‌شکافد و این امید و نور دل ودیده توست که مرا استوار باقی نگاه میدارد ،،

    خوشحالم از اینکه دارم حست میکنم دارم لمس میکنم رسیدن به تک تک خواسته هامو چرا که اونارو عین قبلی ها دونه به دونه بهم عطا میکنی ،،

    شکرت خدا جونم شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 732 روز

    سلام

    از استاد سپاسگذارم برای تولید این محتوای تاثیر گذار

    و از خانم شایسته برای این متن زیبای توضیحات

    من زدم روی نشانه ای امروزم این فایل اومد

    این روز ها دارم روی دوره ثروت 1 و احساس ارزشمندی ام کار میکنم

    این فایل رو که گوش دادم گفتم حتما یه جای کارم توی دعا ها و درخواست هام شرک بوده که خدا هدایتم کرده به این فایل

    خوب که فکر کردم یادم اومد چند روزه از خدا درخواست ماشین نوو گوشی آیفون میکنم و همش به این فکرم که توی قرعه کشی برنده بشم البته به خدا میگم از هرجایی که صلاح میدونی بده ولی ته فکرم برنده شدن تو قرعه کشی هست.الان فهمیدم که داشتم علنن شرک میورزیدم و خودم هم متوجه نبودم البته اینو فعلا فهمیدم شاید موارد دیگه ای هم باشه که اگر متوجه شدم باشما دوستان ارزشمند در میان میزرام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 955 روز

      سلام دوست عزیز

      کامنت شمارو خوندم ب شرک خودم پی بردم

      روانشناسی ثروت و عزت نفس رو کار میکنم

      و چندروزه ته ذهنم کاشکی مدیر اموزشگاه از من خوشش بیات و بهم پیشنهاد کار بده

      یا ثبت نام ماشین اسمم دربیات و ماشینو بفروشم برم ابزار واسه کارم حرفه ای بخرم

      چندروزه نشانه ها میگه رو باورای توحیدیت کارکن

      گفتم حتما یجای کارم میلنگه

      دیگه همه ی ماتجربه کردیم زمانیکه رو هیچکس حساب نکردیم معجزات رخ داده

      و زمانهایی ک توی این افکار بودیم

      از خاسته هامون دور شدیم حتی حالمون گرفته شده

      اما خدا مارو دوباره متوجه اشتباهمون کرده و ب مسیر خداوند برگشتیم و از خدا طلب امرزش کردیم

      خداونده ک منو اشنا کرد با مدیر اموزشگاه

      الانم خداونده ک منو میفرسته سرکار نه اون مدیر چون رزق اون مدیر و همه ادمهای روی کره زمین رو خدا میده

      باز داره بهم میگه ماسک نزن و خود خودت باش

      حتی درمورد حرف زدن با دیگران برات مهم نباشه چ فکری درموردت دارن کار خودتو بکن چون رزقت دست منه سلامتیت دست منه همه چی رو من بهت دادم و بازهم میدم

      براتون ارزوی موفقیت و ارامش روزافزون دارم دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمد صادق خرمی گفته:
        مدت عضویت: 732 روز

        درود به شما دوست عزیز ممنون از دیدگاه خوبتون این کامنت هایی که مینویسیم همگی مرور قانون هست و این که به ذهنمون ثابت میشه که قانون درسته و داره درست عمل میکنه

        من خودم بارها بعد ازاین که روی یک آگاهی خیلی تمرکز کردم و بحساب خودم دیگه فکر کردم که کاملا فهمیدمش و درکش کردم توسط یک مورد مشابه امتحان شدم یعنی خدا یا همون سیستم توی شرایطش قرارم داده که بهم ثابت شه که واقعا درکش کردم یا فقط حرف میزنم

        به قول استاد ایمان در عمل رو جهان ازم امتحان گرفته

        بازم جای شکر داره که هر جایی پامون رو کج میزاریم اگر روی مشکل تمرکز نکنیم و رها کنیم خدا توسط بینهایت طریق هدایتمون میکنه

        موفق و پیروز و سربلند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    گلشیفته گفته:
    مدت عضویت: 1263 روز

    سلام و نور.‌‌.

    این فایل زیبا نشانه ی من بود.‌‌.

    عجب و عجب

    فایل رو کامل گوش نکردم وسطش استاپ کردم تا بتونم کامنت بذارم

    من چندوقتی هس دوست دارم مقطع کاری مو عوض کنم برم یه فیلد دیگه

    یکی از اشنایان قبلی جدیدا یه سمت عالی گرفته تو سازمانی که من مشغولم

    چند وقت پیش که برای تبریک زنگ زده بودم نمیدونم چی شد گفتم میخوام مقطع مو عوض کنم ولی خیلی سخته منطقه مخالفه بهم گفت من کارتو درست میکنم فثط انتقالی بگیر بیا منطقه ی من..‌

    وقرار شد برم برای صحبت و ‌.‌‌.‌

    و من دل بسته بودم به غیر خدا برای کارم

    وخدا بازم بهم با این نشانه یاداوری کرد فقط من

    من دیگه اونجا نمیرم انتقالی ام پرنمیکنم

    کارمو سپردم به خودش

    خدایا دوووست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 506 روز

    سلام به استاد عزیزم و همسر نازنینشون

    و همه ی دوستان در خانواده صمیمی عباس منش

    این فایل رو چندمین بار بود که گوش میکردم، اولین بار که گوش کردم متعجب بودم از اینکه چیز به این وضوحی رو چطور خودمون متوجه نمیشیم، اینکه همیشه از فالوورها و دنبال کننده ها تشکر میکنیم ولی از خالقشون نه، یعنی اصلا تو فضایی مثل فضای مجازی خوشحالی صاحبان پیج ها به تعداد آدمها بستگی داره، من خودم قبل تر پیج کاری داشتم ولی اصلا پیشرفت نکردم هر آموزشی رو خریدم، هر راهی رو امتحان کردم، غافل از اینکه مشکل جای دیگست و من جای اشتباه دنبال عزت و رزق بودم، خوشحالم که متوجه این موضوع شدم.

    حتی از کامنت بچه ها متوجه شدم که مهم بودن حرف و قضاوت دیگران درباره خودم و زندگیم هم شرک به خداوند هست(چیزی که حتی برای پدر و مادرم هم مهم بود) و فقط باید رضایت خداوند الویت زندگیم باشه.

    در قسمت توضیحات این فایل یک جمله خیلی برام جالب بود و روزی رسان بودن خداوند رو برام منطقی کرد اونم این بود:

    (همانگونه که بدون ذره ای تلاش، سلامتی را از طریق تنظیم عملکرد هزاران عضو در بدنت جاری ساخته، به همین شکل نیز از طریق هزاران دستش برای کسب و کارت مشتری می شود، به تو عشق می ورزد، برایت آرامش، سلامتی و ثروت می شود.)

    خوشحالم که در مسیر آگاهی قرار گرفتم و شکرگزار پروردگار بلند مرتبه و قادرم و دست خوبشون استاد عزیزم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    آمنه و زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1130 روز

    امروز 26 /5/1404

    این فایل خیییلی زیباست قبلا یادمه انقدر گوش کرده بودم که حفظ شدم دوباره گوش کردم میگفتی تو خدا رو باور داشته باش …. من امروز تمام کسب و کارمو به خدا سپردم باورهامو نوشتم و حسم عالی شد سبک شدم و خیالمم راحته که همه چیز عالی پیش میره

    وقتی باورهامو نوشتم با سنگ هام خداحافظی کردم و رهاشون کردم برسه دست صاحب جدیدشون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      شهیده گفته:
      مدت عضویت: 1239 روز

      درود به شما چقدر دوست داشتم و چقدر بهش احتیاج داشتم این جمله رو من امروز تمااام کسب و کارم رو به خدا سپردم

      گاهی یادم میره که کسب و کارم رو به خدا سپردم و نگران میشم

      خدا شکرت که منو به این پیام هدایت کردی و از این طریق دوباره یاد آوری کردی که باید آرام باشم و توکل کنم و تسلیم باشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1544 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    -شرک در وجود ما بسیار مخفی است

    -تنها عامل خوشبختی داشتن باورهای توحیدی است

    -با داشتن باورهای توحیدی به تمام خواسته های خود دست یافته و با داشتن باورهای شرک امیز از تحقق اهداف خود دور می شویم

    -به سمت توحید حرکت کرده و باورهای شرک امیز را در وجود خود بیابیم

    -اگر به جای خداوند بر افراد یا عوامل بیرونی حساب کنیم از مسیر خوشبختی دور می شویم

    -به دنبال دریافت تایید و تحسین دیگران بودن شرک محسوب می شود

    -پیامبر می فرمایید:

    شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه در دل تاریکی شب بر سنگ سیاه پنهان است

    -هر آن چیزی که اکنون در زندگی ماست تنها متعلق به خداوند نه مردم است

    -خداوند نعمت های بی انتها به ما عطا کرده و اعتبار همه چیز تنها از آن خداوند است

    -موفقیت های ما تنها به دلیل حساب کردن بر خداوند نه مردم است

    -به راحتی مشرک شده قدرت را از خداوند گرفته به مردم یا سایر عوامل بیرونی می دهیم

    -دلیل خوشبختی و سعادت واقعی ما در دنیا و آخرت تنها قدرت دادن به خداوند نه افراد یا سایر عوامل بیرونی است

    -با قدرت دادن به دیگران خود را برده ی افراد و عوامل بیرونی می کنیم در صورتی که خداوند روزی رسان بی حساب است

    -خداوند تنها منبع قدرت در جهان است

    -خداوند می فرمایید:

    کیست که خداوند بخواهد او را بالا ببرد و دیگران بتوانند او را پایین بکشند و کیست که خداوند بخواهد او را پایین بیاورد و دیگران بتوانند او را بالا ببرند

    -در ذهن خود قدرت را تنها به خداوند دهیم

    -وقتی به شیوه ای رفتار می کنیم که رضایت دیگران را جلب کنیم دنباله رو و عروسک خیمه شب بازی افراد هستیم

    -انیشتین توحیدی ترین الگویی است که می توانیم از او الگو برداری کنیم

    -عدم تلاش برای رضایت افراد و مهم نبودن حرف آنها نشان دهنده ی داشتن باورهای توحیدی است

    -تحسین ها و توهین های افراد برای ما مهم نباشد

    -رزق و روزی تنها در دستان خداوند نه هیچ فرد دیگر است

    -قدرت تنها از ان خداوند است

    -تفاوت بین رب و الله را به درستی درک کنیم

    -رب به معنای تنها قدرت مطلق و فرمانرواست

    -هزاران الهه می تواند وجود داشته باشد به همین دلیل الهه با ال تعریف شده است

    -تنها قدرت نیرو منبع و انرژی حاکم بر جهان خداوند است

    -هر آن چیزی که داریم از آن خداوند و برای اوست

    -با متصل شدن به خداوند تمام افراد عاشق ما می شوند

    -با توکل ایمان باور به خداوند همه ی افراد ما را دوست دارند

    -با ایمان و توکل به خداوند همه ی کارها برای ما انجام می شود

    -با توکل و ایمان به خداوند،خداوند همه ی کارها را برای ما انجام داده همان گونه که تنفس و ضربان قلب ما را تنظیم می کند

    -چرا باید پاسخگوی اعمال خود به مردم باشیم

    -به جای به دنبال فالور و طرفدار بودن به خداوند در ذهن خود قدرت دهیم

    -گنج ها و ثروت های بی انتها در دستان خداوند است با به دنبال جلب رضایت دیگران بودن خود را از آنها محروم می کنیم

    -با رفتن به مسیر توحید از زندگی خود در تمام ابعاد رضایت کافی داریم

    -شرک عامل بدبختی ماست

    -خداوند تنها منبع سلامتی سعادت خوشبختی نعمت ثروت روابط خوب است

    -خداوند افراد را به دور ما جمع می کند

    -انیشتین اقدام خاصی انجام نداده اما همیشه در بین مردم محبوب و مشهور بود

    -تنها عامل شهرت و محبوبیت داشتن باورهای توحیدی و قدرت دادن تنها به خداوند است

    -تنها بر قدرت خداوند حساب کنیم همه ی اتفاقات به نفع ما رخ می دهد

    -کار درست را فارغ از خوشایند یا عدم خوشایند دیگران انجام دهیم

    -نخواهیم خود را به دیگران ثابت کنیم

    -با داشتن باورهای توحیدی خداوند در زمان مناسب افراد مناسب را به سمت ما هدایت می کند

    -هر زمان قدرت را به غیر خداوند دهیم از مسیر ثروت و موفقیت دور می شویم

    -هیچ فردی قدرتی در زندگی ما ندارد

    -با اتصال به خداوند به قدرت بی انتها که جهان را مدیریت می کند متصلیم

    -دیگران هیچ قدرتی در مقابل خداوند که گرداننده ی جهان است ندارند

    -تنها خداوند را باور کنیم همه ی نعمت ها به ما داده خواهد شد

    -باورهای توحیدی افراد موفق را بیابیم تا درک کنیم تنها عامل موفقیت داشتن باورهای توحیدی و قدرت دادن تنها به خداوند است

    -توکل به رب تنها عامل موفقیت و خوشبختی نه هیچ عامل بیرونی مثل استعداد سکونت در شهر یا کشور خاص پارتی و شانس است

    -خداوند تمام کارها را به اندازه ی ایمان و باور ما برایمان انجام می دهد

    -در مسیر توحید حرکت کرده خداوند همه ی خواسته های ما را اجابت می کند

    -توکل به خداوند و قدرت دادن به او به معنای بی احترامی به دیگران نیست

    -از دیگران سپاسگزاری کرده اما اعتبار تمام کارها را تنها به خداوند دهیم

    -افراد دستان خداوند هستند از آنها سپاسگزاری کرده اما آنها را در ذهن خود بزرگ نکرده و به آنها قدرت ندهیم

    -خداوند از بی نهایت طریق به ما کمک می کند

    -به دستان خداوند قدرت نداده و به انها وابسته نباشیم

    -خداوند از طریق دیگران به ما عشق می ورزد

    -وابسته شدن به دیگران به ما ضربه می زند

    -قدرت مطلق تنها از آن خداست

    -با توکل به خداوند به تمام خواسته های خود دست یافته و با شرک ورزیدن به او همه ی نعمت های خود را از دست می دهیم

    -همه ی افراد را به عنوان نعمت های خداوند دوست داشته باشیم اما اعتبار را تنها به خداوند دهیم

    -هر خیری از خداوند و هر شری از باورها و افکار نامناسب ماست

    -تنها جریان حاکم بر جهان خیر است

    -خداوند منبع نور است اگر نور الهی را دریافت نمی کنیم مشکل در باورها و افکار مخرب ماست

    -تصمیمات جدی در زندگی خود بگیریم

    -با نهایت احترام به دیگران خداوند را تنها منبع قدرت در زندگی خود بدانیم

    -تنها خداوند را بپرستیم و تنها از او یاری بجوییم

    -از خداوند درخواست کنیم ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده نه گمراهان و مورد غضب واقع شدگان هدایت کند

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    حدیث گفته:
    مدت عضویت: 795 روز

    سلام.به خانواده واقعی ام وسلامی گرم با فرکانس سریع به استاد عزیزم

    الهی شکر خدایا سپاسگزارم..به خاطر مهربان بودنت که چقدر بی منت و مهربانانه وآسان هدایتم می‌کنی

    من هر روز این فصل رو چک میکنم وسریع فایلی که استاد جدید بزاره همون لحظه قبل از برنامه های سایت میبینم .ببینید زمان بندی خدا چقد دقیق وجذابه واینکه چقد به من حواسش هست .گفتم من هر روز فایلهای جدیدی که میاد سریع میبینم امروز با همون سرتیتر این ویدیو که موضوع ویدیو رو نوشته بود من درس خودمو گرفتم.من

    همیشه وهرروز چند بار دعا ورازونیازوسپاس گزاری از خدایم انجام میدهم.همین دیشب یک چالش برایم پیش آمد در مورد رابطه من و شوهرم بودومن ناراحت شدم البته ظاهری نشون ندادم ولی درون مرا درگیر کردوصبح با ناراحتی بیدار شدم.و اینم بگم که همیشه اول صبح در هر حالت ودرهر جایی بلافاصله بعداز دست صورت شستن سپاسگزاری و ستایش خداوندروبجا میارم وتمام باورهایی که فقط در مورد بزرگ بودن .برترین نیرو ،رحمن ورحیم بودن و…خداوند رو تکرارو اونا رو برای خودم قویتر میکنم

    بعد از اون همش فکرم درگیر این چالش بود که چرا اینطوری شد چرا این رابطه خوب نمیشه طبق عادت همیشگی بعد از جمع و جور ومرتب کردن خونه میشینم پای فایلهای استاد وقدم هایی که برام برنامه ریزی شده .دیدم استاد فایل جدیدی گذاشته.گفتم علاوه بر قدم های خودم همیشه این فایلهای جدید رو هم میبینم…دیدم نوشته بود موضوع ویدیومهمترین رابطهسریع همه چی برام روشن شد….ای خدا سپاسگزارم

    همین دیروز من بعد از اون همه دعا یه لحظه گفتم که خدایا اگه رابطه من و همسرم خوب بشه دیگه تمام زندگیم خوب میشه،دیگه من آرامش میاد تو زندگیم ،پول میاد،موفق میشیم وکلی فکر شرک آلود من جواب خودمو گرفتم جواب تمام اون سوالات..خدا به من گفت که مهمترین رابطه ،رابطه بین من واوست(رابطه من و خدا) اگر من توحیدی تر بشم من با خدا باشم.خدا هم برایم بهترین رابطه بهترین موفقیت و بالاترین آرامش می‌شود

    من هنوز ویدیو رو باز نکردم وجواب و هدایت خودمو گرفتم .دوستان عزیز،چون دنبال هدایت و پیداکردن این چالش بودم از خدا خواستم که منو هدایت کنه.چون از استاد یادم گرفتم که در چالش ها پیدا کنم که چه درسی برام داره وبا نگاه مثبت وبا آرامش به دنبال راه حل وایده باشم .با این نگاه مطمئنا همیشه هدایت میشویم.

    من دیروز فکرهای شرک آلود داشتم والان متوجه اشتباهم شدم..خدایا شکرت که بهم کمک می‌کنی قویتر.بهتر.وتوحیدی تر بشم اگه این چالش به وجود نمیومد من متوجه اشتباهم نمی‌شدم.سعی میکنم که بیشتر حواسم رو جمع کنم که در روابط،کسب وکارودرهر لحظه تمام خیرها ،خوبی ها و فراوانی ها را از خدا بدانم وشرک نورزم…و اینکه چقد هدایت خدا بازمان بندی ودقیق و جذابه

    ممنون ازنیروی بزرگ و دقیق خدای مهربانم و استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سید حمزه ولی نیاکان گفته:
    مدت عضویت: 2613 روز

    به نام خدای بزرگ و مهربان

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم، خانوم شایسته مهربان

    من ساکن ساوه هستم، برای دوران خدمت، خیلی دوست داشتم که در تهران خدمت کنم

    ما آشنایی داشتیم که در واقع پارتی ما در کل خانواده بود و انسان بانفوذی بود با کلی منصب و عنوان، هر کس هم هر جا کارش گیر میخورد به ایشون مراجعه میکرد و یا ازش راهنمایی میخواست

    پدرم بهم گفت میخوای با فلانی صحبت کنم تهران بیفتی

    با اطمینان گفتم نه بابا جان، نمیخواد بگی دلم نمیخواد واسه این موضوع به این آقا رو بزنی

    خلاصه موعد رفتن به سربازی شد و برای مدت آموزشی راهی پادگانی در اراک شدم که مصادف شد، با زمستان سخت دی ماه در اراک و واقعا بهم سخت گذشت، چون هم غذای مناسب نداشتیم و هم به خاطر سرما خوردگی و مریضی کلا داشتم از بین میرفتم

    تا اینکه آموزشی تموم شد و رسید به دو روز قبل از اعلام تقسیم سربازا

    یه گروهبان داشتیم که وقتی تو صف غذا بودیم ناگهان با یه حالت خیلی جدی و نگران اومد سمتم گفت نیاکان میدونی کجا افتادی؟؟؟ راستش ترس برم داشت که نکنه جای خیلی پرت و دوری افتادم، با دلهره پرسیدم کجا؟؟؟؟

    یه نیگاه به من کرد و گفت عقیدتی سیاسی ناجا، چون اسمش یه مقدار برام عجیب غریب بود یه کم ترسیدم

    گفتم خب کجا میشه؟؟ یعنی جاش خوب نیست؟؟؟

    گفت جاش عالیه پسر تو بهترین منطقه های تهرانه برو حال کن واسه خودت

    تا گفت تهران واقعا خوشحال شدم

    چون خیلی از اقوام اونجا بودن، و من از زیبایی ها و امکانات شهر تهران میتونستم لذت ببرم

    بچه هایی که تو صف بودن با یه حالت حسرت بهم گفتن خوش به حالت نیاکان عجب جایی افتادی

    خودم هیچ تصور خاصی نداشتم که چه جور جایی ممکنه باشه

    وقتی روز اول رسیدم پادگان، سربازارو دیدم

    با صورتهای گل انداخته و سفید که کلی سرحال و شاداب بودن

    خودمو باهاشون مقایسه کردم که تو دوران اموزشی

    آفتاب سوخته و نحیف شده بودم

    به خودم گفتم خدایا یعنی منم اینجا این طور

    سرحال و تپل مپل میشم؟؟؟

    آب شیرین و سبک منطقه 3،غذاهای خوشمزه پادگان و هوای اون منطقه با مناظر قشنگش با تفریح و گردش و ورزش تو پادگان با من کاری کرد که وقتی بعد از چند ماه رفتم خونه

    تو نگاه اول خیلی از بچه محل ها و خانواده منو نشناختن

    ولی هیچی مثل نگاه خوشحال مادرم که منو سرحال و سفید و تپل میدید، برام لذت بخش نبود.

    خلاصه باقیمونده ی خدمت، در تهران عزیز

    به کوه نوردی، سینما، گردش تو بهترین پارکها و موزه ها، کتاب خوندن، نمایشگاه بین المللی، فوتبال، جشنواره های سینمایی و کلی تفریح دیگه گذشت

    چون منطقه 3 بودیم راحت به تجریش و پارک ملت و نمایشگاه بین المللی

    کلی جاهای قشنگ تهران دسترسی داشتیم و اون موقع ها که تازه مترو دو یا سه خطش تکمیل شده بود، برام حکم رویا رو داشت و کلی باهاش اینور و اونور میرفتیم

    خلاصه من خدمتم در تهران رو از خدا خواستم نه از غیر خدا و اونم دمش گرم به بهترین شکل بهم جواب داد.

    ممنون از شما خدا پشت و پناهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    علیرضا مسعودی پور گفته:
    مدت عضویت: 3882 روز

    سلام

    خدمت استاد عزیز و همه دوستان و همراهان

    امروز جمعه صبح که از خواب بیدار شدم بمناسبت در گذشت استاد بهرام شفیع(مجری برنامه ورزش و مردم) شبکه یک گوشه هایی از اجراهایش را پخش کرد که یک جمله اش برام جالب بود و آن این بود که : من هر چه دارم از صدا و سیما هست.

    من هم تاییدش کردم که براستی اگر مجری برنامه ورزش و مردم نبود شاید چنین معروف نبود و توی ذهن خودم به موقعیت های افراد دیگر تعمیم و تاییدش کردم

    بعد از کمی گوشی موبایل خود را نگاه کردم و متوجه شدم شما استاد عزیز فایل جدیدی ارائه بر روی سایت قرار داده اید و الان که می نویسم در حال دانلود شدن است و اما چندین بار توضیحات شما را خوانده ام و ای وای چقدر اشتباه تشخیص دادم و بعد از این همه آگاهی باز تشخیص شرک چقدر حساس و سخت می باشد و همانند راه رفتن مورچه سیاه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاه می باشد

    باز هم خداوند را سپاسگزارم از این آگاهیهای بسیار مهم و انشااله بکارگیری توحید به معنای واقعی کلمه در تمام ابعاد زندگی مان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: