توحید عملی | قسمت 8 - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سجاد ن گفته:
    مدت عضویت: 4023 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و کلیه دوستان عزیز

    فایل توحید عملی واقعا یک فایل ارزشمند و مفیدی هست که خودش به تنهایی یک دوره فوق‌العاده هست پر از نکات مثبت از خداوند متعال بی نهایت سپاسگزارم و خواهم بود تا ابد بخاطر این آگاهی ها و این جمع و این استاد و حس و حال خوبم روز همگی خوش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    زهرا مرادی حوری گفته:
    مدت عضویت: 843 روز

    سلام خدمت استاد عزیزممم، استاد عباسمنش خودم..نمیدونم چجوری ارادت خودمو بهتون نشون بدم. خیلی دوستتون دارم خیلی تحسینتون میکنم..خیلی عاشقانه وارد سایت معنوی شما میشم و خیلی عاشقانه مشتاق یادگیری ام

    این فایل بی نظیر رو دیدم. میخوام از تجربه ام در عمل به توحید عملی بگم زمانی که ازین مطالب چیزی نمی‌دونستم

    من 3 سال پیش یجایی کار میکردم که اصلا از محیط کار خوشم نمیومد رفتار کارفرمام بد بود و دچار غذاب زیادی میشدم و در یک کلام لذت از زندگیم رفته بود. چرا ازون شغل نمیومدم بیرون؟ چون باور داشتم روزی من دست کارفرمام هست و من اگه ازینجا بیام بیرون گشنه و تشنه میمونم و نمیتونم زندگی کنم. همین باور شرک باعث شد به مدت یکسال عذاب و رنج کار تو اون محیط سمی رو تحمل کنم و هرروزم بدتر از دیروز بشه، لذت نمیبردم از زندگیم، شبها کابوس میدیدم، افسرده و کسل و ناامید شده بودم و حس میکردم دیگه نمیتونم زندگیم رو تغییر بدم. نمی‌دونستم دلیل اینهمه عذاب و سختی زندگیم بخاطر قدرت دادن به غیر خدا بود، نمی‌دونستم روزی دست خداست قدرت دست خداست و کل یکسال در رنج بودم…

    بعد از گذشت یکسال دیگه طاقت من طاق شد و نتونستم اونهمه عذاب رو تحمل کنم، باخودم گفتم؛ زهرا تا کی؟ زندگی یعنی همین؟ پس لذت بردن چی میشه؟ اگه زندگی اینه من این زندگی رو نمیخوام اگه پول دراوردن یعنی این من این پول دراوردن رو نمیخوام و میخوام برگردم به قبل از این کار. تصمیم سختی بود ولی انگار ایمان اوردم که قدرت دست کارفرمام نیستتتت. قدرت دست پروردگارم هست. اوست قدرت مطلق…و من بعد خروج از اون کار روی آرامش رو دیدم تو زندگیم و زندگیم لذتبخش تر و زیباتر شد. احساس خوب پیدا کردم. چون قدرت رو از غیر خدا گرفتم و به خدواند دادم.

    یه تجربه دیگه از قدرت دادن به اینستاگرام…

    خیلی شنیدیم که میگن اگه کسب و کارت رو ببری اینستا میترکونی، فروشت بیشتر میشه و اگه نری اینستا دیگه رشد درامد رو تجربه نمیکنی!

    من با این باور یه پیج برا کسب و کارم ساختم و هرروزم شده بود اینستا، همش خودم رو غرق در کلیپ های سرگرم کننده میکردم، استوری های سرگرم کننده میذاشتم که ویو بخوره و هزار جور ازین کارا…..یهو به خودم اومدم دیدم من غرق در حال بد شدم، باورهای محدودکنندم بیشتر شدن، امنیت و ارامش از زندگیم رفته و درامدم هم باز همونه و همینطور لذت و شادی و حال خوب از زندگیم رفته بود (قبلا ارامشم رو داشتم درامدمم خوب بود. ولی با اینستا ارامش از زندگیم رفت)…نمیتونستم از این شرایط بیام بیرون چون میترسیدم منبع درامدم قطع بشه و بدون روزی بمونم…قدرت رو داده بودم به اینستاگرام، فکر میکردم روزی من دست اینستاگرامه نه خداوند!!!!

    ….بالاخره مرور کردم تجربه های قبلم رو(تجربه کارفرما) و ایمان اوردم میتونم بدون اینستاگرام، بدون دیدن کلیپ های طنز و سرگرم کننده، بدون دیدن مطالب چرت و بدون گذاشتن مطالب سرگرم کننده چرت بی ارزش، هم پول دربیارم. قدرت دست خدا، روزی دست خداست نه اینستاگراممم!!!!!!!!!

    من هر موقع دچار شرک شدم زندگیم پراز عذاب و سختی شده که نمیتونستم تغییرش بدم و ازش بیام بیرون و هر لحظه هم این شرایط بدو بدتر میشد حالم بدتر میشد و لذت و حال خوب از زندگیم میرفت بیرون…

    هروقت شرک رو گذاشتم کنار و قدرت رو دست خدا دادم زندگیم راحتتر شده، لذت بردم از زندگیم، پول راحتتر وارد زندگیم شده و آرامش و حال خوبم هم هرروز بیشتر و بیشتر شده….

    خدایا شکرت بخاطر وجود استاد عباسمنش

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی

    خدایا شکرت بخاطر وجود توحید در زندگیم

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1164 روز

      چه جالب بود مثال هایی که زدین

      من به لطف الله هفته قبل اینستاگرامم رو کلا پاک کردم، با وجود اینکه پیج کاری چند ساله ای روش داشتم….

      به این نتیجه رسیده بودم که اینستا احساس کمبود شدیدی به من میده و احساس بد مقایسه کردن رو ،اما نمیدونستم که این میتونه شرک باشه و چقدر ریزبینانه به این موضوع اشاره کردی، من میدونستم که میتونم بدون اینستا هم پول بسازم اما نمیدونستم که این من نیستم که پول میسازم، این شهرت و مدت کاری من نیست که پول میسازه و مشتری میاره ، اون رب العالمین است که تنها قدرت جهان است و من در برابرش هیچم

      پناه میبرم به الله از شرک و از ناسپاسی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زهرا مرادی حوری گفته:
        مدت عضویت: 843 روز

        سپاسگزارم از نظر شما. چقدر خوشحالم نظر و کامنت الهامی من تونسته کمک کرده باشه به شما.

        چند مورد اشاره کردین که من متوجه شرک در اونها نبودم. شهرت و مدت کاری

        مثلا میتونم بگم مدت کاری من در اینستاگرام برام ثروت نمیسازه. اگه اینطوری فکر کنم مشرک شدم.

        معروفیت من برام مشتری و پول نیاورده بلکه این خدواند است که بهم پول و ثروت میرسونه. برام مشتری میاره.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    سمیه کمالی گفته:
    مدت عضویت: 2773 روز

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته گل

    سپاسگزارم از اینکه وقت میگذارید و هر آنچه که بهتون گفته میشه برای ما فایل میکنید که ما هم بتونیم به آگاهی ها پی ببریم و عملکرد هامون را به سمت توحید بیشتر بهتر کنیم.

    این فایل یه نکته خیلی مهی که داشت این بود که اگر میخوای منطق یک باوری را در ذهنت به وجود بیاری باید بنویسی:

    چرا باید این کار را بکنم .چرا نباید این کار را بکنم

    دقیقا اهرم رنج لذت هست . چرا باید ثروت مند بشم .

    اگر ثروت مند نشم چی میشه ؟

    چرا باید روابطم رو تغییر بدم رفتارهام را درست کنم .

    چی میشه اگر روابطم را تغییر ندم رفتارهام را درست نکنم .

    چرا باید باورهای غلطم را کشف کنم تغییر بدم .

    چی میشه اگر توی باورهای غلط بمونم .

    یه باور خیلی شرک آلود که یکی از خواهرهام بهم گفت اینکه چون ما نوه های فلانی هستیم خاستگار خوب برایت نمیاد .

    پدر بزرگ ما کار میکرده روی زمین مردم به اسمش یه نوکر اضاف کردن در زمان قدیم

    این درحالی که عموی پدر ما این کار رو هم نمیکرده نان از درخانه همسایه ها میگرفته حتی اینقدر بد بخت بوده‌ که در زمان پیری یه زنی امده باهاش ازدواج کرده که خونه داشته از خودش که این مرد تو‌کوچه نخوابه

    جالب اینجاست که نوه هاش الان همه پول دار و موفق هستند و دخترهاشون رو شوهر های خوب دادن

    و منی که پدر بزرگم روی زمین کار میکرده خونه و زندگی داشته و یک عالم ملک داشته که عموی ما بالا کشیده و الان پسرهای عموی های من از اون زمین ها که (یک جریپ حتی به اون همه زمین اضافه هم نکردن ) به ثروت رسیدن دخترهاشون را شوهر دادن .

    بعدحالا بابای من مگه پسر همون مرد نیست پس چرا باید بیاد یه مرد ثروت مند که نصف زمین های شهر راداشته دخترش رو بده به پدر من

    حالا چطور خاستگارهای خواهر های من از افراد به نام شهر ما بودن شوهر خواهر های من چرا ثروتمند و به نام هستند

    چرا پدر من در زمانی که همه دختر هاشون رو شوهر میدادن تا پنجم ابتدای بیشتر نمیگذاشتن بخونند دختر هاش را گذاشته تحصیل کنند خواهر های من همه تحصیل کردن دانشگاه دولتی رفتن چرا برادر من باید یک مسئول اجرای باشه توی بهترین منطقه شهر .‌ مگه ما نوه های فلانی نیستیم پس چرا نتایج اعضای خانواده من فرق داره با همدیگه .

    همش برای اینکه ما چه حرفی را می پذیریم

    هر نتیجه ای به خود همون فرد بستگی داره من و خواهرهام از یک پدر و مادریم چرا اون دانشگاه دولتی قبول شد با بهترین نمرات من دانشگاه پیام نور رفتم بانمرات متوسط

    هر موفقیتی که هر کسی به دست میاره بستگی داره به اینکه چی را پذیرفته و باور کرده . چی را شنیدیم . قبول کردیم .

    آگاهانه باید تغییر بدیم با خیلی ها نباید حرف زد باید ورودی هات را کنترل کنی مهمه

    این کامنت را با جزئیات بیشتر برای خودم نوشتم و فکر کنم باید هزار بار از روش بخونم .

    سپاسگزارم استاد از این فایل خوبتون

    در پناه الله مهربان پیروز و سر بلند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 2448 روز

    استاد سلام

    میخواستم‌ بگم که شما خیلی گلی.

    تب اول اینکه یان باور عوامل بیرونی خیدی زیرپوستی به دیل یکسری ویوردی ها و اتفاقت اطراف واقعا داشت وارد میشد و اتفاقا الان که شده20سالم و خب از 17سالگی شروع کردم با شما، و خب به قول عرشیایی که باهاش یک مصاحبه کردین گ، هرپی سن آ م بیشار میشه این ذهنه منطقی تره و خب نیازه که بیشتر روش کارکنیم.

    الان هم حس میکنم اما خب واقعا بازم تو یکسری موارد آسانتر شده و تونستم‌ که باورهای مناسب رو تو ذهنم قویترکنم و البته همچنانم‌جای کارددره.

    خب واقعا توی مسئله اینکه زندگی‌دست خودم هست تا قبل خرید دوره کشف قوانین اگر درست یادم باشه، پذیرفته بودپ و به یخال خودم خوب میرفتم جلو،اما تازه اونجا و تو این فایلهای رایگان ایخرمتوجه شدم که جقدر میتونم کارکنم و حای کارهست برای بهبود دائمی.

    چقدر با این فایل متوجه شدم که به قول شما مثل کشتی که رنگش میزنن و همیشه درحال رنگ خوردنه،نیاز دارم که روی توحیدم کارکنم و باوبد دائمی رو آرزو دارم و میخوام که بتونم انجامش بدم، چقدر به من آرامش میده و حسمو خوب میکنه کاز ندیگ‌دست خودمه.

    راستی دوره ای که اسم بردم واقعا فوق العادتس،فقط یک جلسشو تا الان گوش دادم اما خیلی ارزش داره و از همین حلسه اول برکت هاش مشخص شده.

    شاد و سلامت و پیروز باشید و البکه تا یدم‌نرفته حر فآترمو بزنم.

    اینکه جقدر تناسب اندام خوبی ساختین و تبریک میگم بهتون، چقدر حال بهتری دارین و چه مردایس رو زیبا کردید، دلمون یکذره شده بود براش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1866 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه عزیزانم

    خدایا شکرت بابت این زیباییها این نعمتهای زیبا و ناب بابت این اسمان آبی با ابرهای سفید پنبه ای که دلت میخواد با دستات بگیریشون و باهاشون بازی کنی شکرت بابت رنگهای متنوع سبز که زینت این زمین شدن و این تنوع رنگها و ترکیب رنگهای متفاوت سبز درختان و آبی آسمان و ابرهای سفید چقدر چشم رو نوازش میده و دیدن این زیبایی‌ها روح انسان رو جلا میده . خدایا شکرت بابت دیدن این همه زیبایی شکر به خاطر چشمانم که میبینم شکرت به خاطر گوشی که دارم تا بتونم زیبایی‌های گوشه گوشه این جهان رو ببینم به راحتی و در مدار دریافتشون قرار بگیرم و زندگی خودم رو هر روز بهشتیتر و زیباتر بسازم خدای من شکرت بابت تمیزی این آب زیبایی صدای اب و طبیعت زیبا خدایا شکرت

    استاد همین اول صحبتتون که گفتین دوستتون گفته شاد بودن ژنتیکی هست به خودم گفتم اگر به فرض محال اینطور باشه پس عدالت خداوند کجاست؟ چرا خداوند به فرض من رو ناشاد آفریده و دیگری رو شاد؟ و کسی که ژنتیکی ناشاد هست چطور میتونه از زندگی لذت ببره؟ چیزی که اصل پا گذاشتن ما به دنیاست، و این گفته اصلا برای من منطقی و واقعی نبود. و اما…

    شرک قدرت دادن به عوامل بیرونی که اگر این رو یادم باشه خیلی میتونم واقعی تر و زیبا تر زندگی کنم و به نظر من برای همین که زیباتر زندگی کنیم خداوند شرک رو نمیبخشه چون با شرک نمیشه زیبا و شاد و قدرتمند زندگی کرد. چون با خودم میگم من که توانایی ندارم و چیزی دست من نیست پس نمیتونم خوب زندگی کنم .

    من نباید اجازه بدم تا ذهنم با این شنیده ها برنامه ریزی بشه من باورم بر این هست که خداوند جهانی و زمینی رو آفرید و منو روی زمین قرار داد با تمام احتیاجاتم و گفت برو زندگی برای خودت بساز و لذت ببر و تجربخ کن . وخودش من رو هدایت میکنه برای زیباتر و شادتر زندگی کردن.

    من باید سعی کنم چیزهایی رو باور کنم که به من کمک کنه برای زیباتر و لذت‌بخش‌تر زندگی کردن هر صحبتی و هر چیزی که باعث میشه من نگران شم وناراحت شم یعنی درست نیست و واقعی نیست چون اصل و اساس من بر پایه‌ی شادی و آرامش آفریده شده و بارها در قرآن خداوند گفته نگران نباش چون همه چیز خودشه و خودش حمایت و هدایتم میکنه دیگه چرا نگرانی؟؟؟

    استاد همینطور که گفتید ذهن ما همیشه دنبال مقصر گشتن هست تا خودمون رو راحت کنیم و زیبا گفتید استاد که بگم(من که تلاشم رو کردم ولی نشد) به خاطر اینکه خودم رو آروم کنم که من که مقصر نبودم .و اینجاست که من میشم به اصطلاح مظلومی که ناتوان بوده .اینجا یاد آیه ای از قرآن افتادم که به فرشته‌ها میگن (ما مستضعف بودیم و در جواب میشنون که مگر زمین خدا بزرگ نبود میرفتی جای دیگه )و این یعنی مستضعف و ناتوان و مظلومی وجود نداره من میتونم شاد و زیبا عالی و ناب زندگی کنی دنبال بهانه نباشم.

    من باید حواسم باشه چی می‌شنوم و چی باورم میکنم که این باور کردن من باعث تجربه کردن همون باور و پذیرفتنش میشه و با همین باورها من زندگی عالی و زیبا و یا نازیبا برای خودم می‌سازم.

    من باید ببینم چی به من کمک میکنه تا زیباتر زندگی کنم و همون رو باور کنم چون من به خاطر همین وارد این کره خاکی شدم و خداوند هم من رو هدایت میکنه به زیباتر زندگی کردن

    [(چیزهایی که من تجربه میکنم آیینه تمام نمای باورهای منه)]

    یکی از باورهای بارز من و تعقیرش این بود که:

    من همیشه آرزوی به استقلال مالی رسیدن رو داشتم همیشه دوست داشتم کار کنم و برای خودم درامد داشته باشم و برای خودم خرج کنم و یکی از باورها و شرکی که در وجودم بود این بود که همسرم اجازه این کارو نمیده و واقعا همسرم مخالف بود به‌شدت و کلی به مردهایی که همسرانشون کار می‌کردن بدو بیرا میگفت و این از باوری بود که من داشتم من بعد از وارد شدن به این سایت و این مباحث فهمیدم این باور منه و شرکه که من قدرت رو از خداوند گرفتم و به همسرم دادم.من تصمیم گرفتم کار کنم و با همسرم مطرح کردم خیلی مصمم و محکم اول همسرم گفت نه ولی این نه مثل همیشه نبود و من گفتم چرا من میخوام اینکارو بکنم و شروع کردم این رو بگم که باور کنید بدون هیچچچچچ بحثی بدون هیچچچ تنشی با همسرم شروع کردم و همسرم آروم قبول کرد.و توی این سیزده سال زندگی مشترکی که باهم داشتیم من میتونستم شروع کنم اما باورم این بود که همسرم نمیزاره و وقتی باور کردم همسرم کاره ای نیست و وقتی من میخوام می‌شود شد راحت و عالی

    ‏و واقعا من خیلی وقتها با باورهای محدود کننده خودم رو محدود کردم در صورتی که آزادی عمل داشتم اما باور من ،من رو محدود میکنه

    ‏به امید زیباتر و ثروتمندتر و خوشبخت و شادتر زندگی کردن برای همه مون

    ‏خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای

    ‏آمین یا رب العالمین

    ‏ در پناه خدای مهربانم باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    محمد رازی گفته:
    مدت عضویت: 2214 روز

    سلام به استاد عزیز و دوست گرامی که در ژنتیک به دنبال شادی میگرده

    با دو دلیل علمی و منطقی تحققققیقات بی پایه و اساس رو میشه تشخیص داد:

    1+ از میان 100کودک زیر یک سال نمونه گیری ژنتیک بشه و به این دانشمندان تحویل بدن تا مشخص کنند کدام افراد در آینده شاد و کدام افراد غمگین خواهند بود.؟؟

    2+

    100 نمونه ژنتیک از میان بزرگسالان که 50 نفر شاد و 50 نفر ناشاد هستند گرفته میشه و به این دااانشمندان تحویل می‌دهیم.(تحقیق کوتاه مدت)

    قاعدتاً باید از روی نمونه، افراد شاد رو تشخیص بدهند

    آیا میتوانند با تشخیص درستشان نظریه خودساخته خود را اثبات کنند؟ زیرا مدعی بوده اند ژن شادی و خوشبختی را کشششف کرده اند….

    میتوانید این دو سوال را به انگلیسی ترجمه کنید و برایشان ارسال بفرمایید

    احتمالا دو جواب خواهید گرفت:

    1_ آنقدر رفرنسی که این داستان ها را بافته بی صحاب بوده که جوابی دریافت نمی کنید

    2_ در پاسخ خواهند نوشت ؛ داداش هنوز دَرسمون به اونجا نرسیده (: اینجا رو آقا معلم به ما نگفته…

    و ضمنا مدیر مجله خواهد نوشت؛ ما یه چیزی تو بلاگ نوشتیم که چهار نفر از صفحه ما بازدید کرده باشن

    اگر ن منبعش به اندازه منبع آب پراید هم قابل استناد نیست…

    «در هرررررر زمینه ای که پای ژنتیک را پیش میکشند، میتوانید آن دو سوال بالا را مطرح کنید»

    اما در انتظار پاسخ ننشینید…

    زیرا دو سال منتظر پاسخ همان سوال ها در خصوص ژنتیک و لکنت زبان بوده ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    آتنا گفته:
    مدت عضویت: 1959 روز

    به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

    تنها تورا میخوانم و تنها از تو یاری میجویم

    استاد سپاسگذار شما هستم بابت فایل ارزشمندی که روی سایت قرار دادید و سواسگذار خداوندی که انقدر زیبا و ساده با من حرف میزنه و من رو هدایت میکنه همونجوری که با سلیمان و ابراهیم و موسی و محمد صحبت کرد و هدایتشون کرد.

    اول از همه بگم که لحجتون به شکل زیبایی تغییر کرده و مشخصه که هر روز دارید در زبان انگلیسی توانمند تر و ماهر تر میشید

    تصاویر زیبایی که از پرادایس برای ما منتشر میکنید دیوانه کنندست

    من جلوی پنجره ی اتاقم رو کامل درخت گرفته و هر روز صبح با صدای پرنده ها از خواب بیدار میشم و هربار که این صحنه رو میبینم وجودم پر از احساس خوب و سپاسگذاری از این زیبایی میشه و وقتی پرادایس رو میبینم با خودم میگم چه احساسی داره اینکه هر روز با این منظره و این ویو مواجه بشی وقتی از خواب بیدار میشی. بینظیره استاد بینظیره.

    سپاسگذار خداوند هستم به خاطر این فضای زیبا که به شما داده شده و به خاطر روند تساعدی رشد و پیشرفت شما و مریم عزیز که الگویی هایی برای من هستید که اگه شما با اون شرایط به همچین جایگاهی رسیدید پس من هم میتونم برسم

    من هم به اندازه ی شما و هر انسانی که به موفقیت و ثروت رسیده ارزشمند هستم به اندازه ی پیامبران خداوند ارزشمند و لایق هستم تنها تفاوت در باورهاست.

    استاد این مشکلیه که من دارم و دارم برای برطرف کردنش چند روزه تمرکزی تلاش میکنم و توی این راه به انجام کارهای فوق العاده ای هدایت شدم.

    من پارسال توی شرایطی که همه ی دوستان میگفتن بازار خرابه و مشتری نیست و گوشیامون زنگ نمیخوره و معامله انجام نمیشه گوشی من شبانه روز زنگ میخورد و 80 درصد مشتریا ای که خداوند به سمت من هدایت میکرد به معامله و نوشتن قرارداد ختم میشد.

    بعد از روی نا اگاهی و مشورت گرفتن از افراد به جای خداوند اومدم برای قانع کردن مشتری بازار های دلار و طلا و ماشین رو شروع کردم رصد کردن که بتونم مشتری رو با اون ها قانع کنم از اون موقع که شروع به این کار کردم کم کم باور اینکه بازار بعضی اوقات خوبه بعضی اوقات افتضاح رفت توی ذهن من. الان که دارم این کامنت رو مینویسم یادم اومد از کجا شروع شد این ماجرا. از قوانینی که بقیه گذاشته بودن تطلاعات کسب کردم. اطلاعات کاملا مضر و اشتباه. باورهای من کم کم تضعیف شد و توی دو ماه گذشته به اوج خودش رسید که منی که هیچ ماهی بدون معامله نبودم ماه گذشته و این ماه هیچ معامله ای ننوشتم و یک معاملم هم به خاطر همین باورهای اشتباه بهم خورد.

    چند روزه دوره ی قانون افرینش رو شروع کردم به شدت داره به من کمک میکنه و من رو توی مسیر نگه میداره. تصمیم گرفتم صدای خودم رو ریکورد کنم و باورهای درست رو با مثال هایی که اطرافم اتفاق افتاده و شاهدشون بودم و مثال هایی از خودم بگم و هر روز گوش کنم.

    امروز بعد از اینکه یک فایل راجب به اینکه خداوند به من نزدیکه و هدایتم میکنه ریکورد کردم گفتم من بهت ایمان دارم میرم تو سایت و هدایتم کن به فایلی که باید گوش بدم توی ذهن خودم این بود که نشانه ی امروز من رو ببینم اومدم توسایت و فایل های جدید که بالای صفحه میاد لود نمیشد واسم. اومدم پایین بزنم روی نشانه ی امروز من یه حسی گفت برو اول ببین فایل جدید چی اومده رو سایت نگاه کردم دیدم بله توحید عملی ، دوباره همون حسه گفت نشونت همینه ، همینو باید ببینی و دقیقا همون چیزی بود که بهش نیاز داشتم

    بعد از دیدن فایل با خودم هی میگفتم من خدایی رو میپرستم که خالق و فرمانروای همه چیزه. از همه چیز آگاهه نهان و آشکار آسمان ها و زمین رو میدونه ، بر هرکاری قادر و تواناست. اون به من نزدیکه و صدای من رو میشنوه و به من پاسخ میده و من رو اجابت میکنه. لحظه ای غافل نمیشه لحظه ای خوابش نمیبره. رحمت و هدایت خودشو بر من واجب کرده.

    این جهان یه بازیه. اونم یه بازیه یه نفره ، من هستم و خدای من که در همه چیز جاریه و همه چیز تحت امر و فرمان اوست. اون واسه من همه کاری میکنه… همه کاری

    شکرت که قوانین جهانت رو به من یاد دادی.

    شکرت که از هدایت یافتگانم

    شکرت که من رو از تاریکی بیرون کشیدی و به سمت نور هدایت کردی.

    شکرت که از زبان استاد انقدر ساده و روان با من صحبت میکنی و به من اموزش میدی.

    من هر موقع که قدرت رو از انسان ها و شرایط و موقعیت ها گرفتم و به خداوند دادم همه چیز همونجوری پیش رفت که میخواستم

    هر موقع خداوند رو باور کردم نتایج من از این رو به اون رو شد

    میخوام روی این قدرت حساب کنم میخوام روی خداوند حساب کنم

    شیطان ذهنم همیشه دنبال بهانه میگرده. دنبال عوامل بیرونی میگرده و اگه بهش اجازه بدم نتیجه میشه اتفاقی که توی دو ماه گذشته واسه من افتاد.

    من خالق زندگی خودم هستم. من خالق شرایط و اتفاقات زندگی خودم هستم

    اگه مشتری نداشتم اگه معامله نبستم به خاطر باور اشتباهی بود که گذاشتم توی ذهنم شکل بگیره و باعث بشه توی مداری قرار بگیرم که این اتفاقات واسه من رقم بخوره

    اگه باورهامو درست کنم و خودم رو توی مدار های بالاتر قرار بدم مثل قبل همیشه برای من مشتری هست. همیشه برای من معامله هست

    استاد جدیدا میرم دفتر هندزفری میزارم توی گوشم و با کسی صحبت نمیکنم که باورهای اشتباه رو به خورد مغزم بدن. از کسی سوال نمیپرسم جز خدای خودم و میگم جواب سوالمو یه جوری بهم میده اخه کی اگاه تر و حکیم تر از اون

    شکرت بابت مسیری که دارم توش حرکت میکنم و از احساسم و لذتی که دارم میبرم میدونم درسته.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    آیدا گفته:
    مدت عضویت: 2055 روز

    خدا جانم شکرت

    استاد عزیزم سلام

    دیروز که داشتم کامنت های اخیر میخوندم به کامنت علی جان خوشدل که رسیدم گفتن توحید عملی شش خیلی گوش کردن و خیلی نتیجه دیدن همونجا سریع رفتم فایل توحید عملی شش رو گوش کردم چقدر فوق العاده بود کامنتاشو میخوندم که دیدم آقا رضا عطار روشن عزیز چه متن و چه مثال قشنگی نوشته بودن از توحید عملی که تو زندگیشون داشتن که البته کامنت مربوط به سال 97 بود و ایشون گفتن که توحید عملی پنج چقدر تاثیر گذار بوده براشون و امروز داشتم اون فایل گوش میکردم که ….

    خدای من چقدر میتونه هدایت درست باشه که الان ببینم استاد توحید عملی هشت رو سایت قرار دادن

    قوربونت برم خدا که چقدر قشنگ از طریق دستان فوق العاده ات منو هدایت میکنی برای اینکه بدونم اشکال کارم کجاست و درستش کنم

    چند روزی بود که با پدر و مادرم بحث داشتم و بهشون میگفتم که شما همیشه تو شغل من دخالت کردین

    من پدرم مدیر یکی از شرکت های دولتی هست و از شروع کارم پدرم منو گذاشت سرکار و همیشه هر جایی هر مشکلی پیش میومد من میرفتم میگفتم و پدرم سریع مسئله رو حل میکرد و اگه از بخشی راضی نبودم منو جا به جا میکرد خیلی راحت و بدون دردسر

    الان داشتم سر این موضوع اعتراض میکردم که ای کاش پدرم منو این شرکت نذاشته بود که من خودم برای شغل خودم تصمیم میگرفتم و چقدر شرک تو کار من همیشه بوده از اولش تا الان که این موضوع انداختم گردن پدر مادرم ،

    و البته که خیلی دوستام همیشه بهم میگفتن کاش ما جای تو بودیم پدرمون مدیر همچین شرکتی بود و ما راحت هر بخشی که میخواستیم میرفتیم

    خدایا چقدر همه ی ما شرک داریم چقدر همه ی ما قدرت از تو میگیریم و به بنده های تو میدیم چقدر عامل خارجی رو دلیل اصلی نتایج زندگیمون میدونیم

    و اما این جمله که

    چه طوریه که ما ایمان پیدا میکنیم فردی میتونه کارمون راه بندازه مسئلمونو حل کنه ولی خدای ما که خالق همه ی این دنیاست نمیتونه و ما هیچوقت با ایمان کارهامونو به اون نمیسپاریم و همیشه چشم داریم ببینیم بنده هاش چیکار میکنن برامون !!!

    چند وقتیه این موضوع فهمیدم در مورد کارم در مورد این شرکی که خیلی وقته دارم نمیدونستم باید چیکار کنم بهم الهام شد مدت یک ماه از کارت فاصله بگیر تا قدم بعدی بهت گفته بشه تصمیم عجیبی بود ولی خب با شک و تردیدم اقدام کردم برای انجام این ایده که از هفته ی دیگه شروع میشه امیدوارم بتونم این شرکی که تو کارم دارم حل کنم خودم با باورهای درست خودم با ایمان عملی که میخوام نشون بدم

    بگم بابا منم تغییر کردم منم میخوام نتایج عالی تو زندگیم بگیرم منم میخوام فقط روی خدا حساب کنم

    توی دریم بُردم جمله ای از استاد نوشتم که هر روز میخونم که یادم بیاد همه ی نتایج زندگیم فقط و فقط از خودم نشات میگیره و اونم این جمله

    چیزی به نام واقعیت وجود ندارد آنچه من باور میکنم می‌شود واقعیت من

    وقت این جمله رو تو دوره فوق العاده عشق و مودت شنیدم اصلا نمیدونم چی بگم همش با خودم میگفتم چه

    جمله اییییییییی چقدر درست اخه واقعا همینه هااااا

    واقعا چیزی که ما باور میکنیم تو زندگیم میبینیم

    دوستی داشتم همیشه میگفت هیچ پسر خوبی دیگه وجود نداره و به معنای واقعی من میدیدم که هر پسری سر راه زندگیش قرار میگرفت ناجالب بود و بعد میومد بهم میگفت دیدی گفتم اصلا پسرای خوب دیگه نیستن ولی اون باورش بود که اون نتیجه رو بهش نشون میداد

    و به قول استاد واقعا چرا بیایم چیزایی که به نفع ما نیستن بخوایم باور کنیم چرا چیزی که حالمون بد میکنه چیزی که کنترلش از دست ما خارج باور کنیم

    مگه ما خودمونو دوست نداریم

    مگه برای خودمون ارزش قائل نیستیم

    مگه نمیخوایم زندگیمونو اونجوری که دوست داریم خلق کنیم

    پس چرا کمبود باور کنیم

    چرا مریضی و ژنتیک باور کنیم

    چرا تاثیر عوامل خارجی مثل پدر و مادر باور کنیم

    همه ی این حرفارو دارم به خودم میزنم به همین آیدایی که چند وقته با اینکه خیلی اگاهیارو داره ولی اونطور که باید بهشون عمل نمیکنه و میشینه به بقیه قدرت میده وابسته میشه نگران میشه

    اگه از شغلش دربیاد که پدرش اونجا نباشه چیکار کنه یا

    اگه اون ادم دیگه تو زندگیش نباشه چی میشه

    ولی اگه توحید واقعی باشه باید بدونم که اگه روی پای خودم باشم با حساب کردن روی خدام به همه چی میرسم و اینکه هیچکس و هیچ چیز نمیتونه تاثیری تو زندگی من بزاره

    خدایا خیلی قشنگ منو هدایت میکنی و من عاشقت هستم کنارم باش مثل همیشه تا بتونم از پس ذهنم و این نجواها بربیام و زندگیمو اونطوری که دوست دارم خلق کنم

    استاد عزیزم مریم جانم خیلی دوستتون دارم و چقدر که شما الگوهای فوق العاده ای هستین و

    همیشه ی همیشه تا آخر عمرم ممنون شما هستم بابت این آگاهی های ناب و بی نظیری که به ما آموزش دادین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 2471 روز

    به نام پروردگار زیبایی ها

    سلام استاد عزیزم

    چقدر شرک میتونه متنوع باشه و ریز

    پنهان تو هزاران باور و افکار

    ولی خب یه کد داره که شما خیلی خوب بهمون گفتید

    اینکه اون باور چه کمکی به من میکنه؟

    زینب جان اون باور دست و پات و میبنده که تو خالق زندگیت نیستی؟

    پس بدو بدو بزارش کنار

    چون خداوند قانون گذار این دنیای سیستمی و قانونمند چون الله یکتا تو کتاب قانونش گفته من قدرت اول و اخرم و من اراده دادم به شما که خودتون رو در روی زمین تجربه کنید

    که خالق باشید

    که از من درخواست کنید باایمان با توکل و من به شما با عشق ده برابر ،صدبرابر بهترشو بدم

    حالااگر فکر کنی باور کنی خدای قادر مطلق بیادو فرق بزار به وسیله هرچیزی از جمله ژن ،ژنتیک و..هرچیز

    اولا زینب عداااالتش میره زیر سوال

    دوما قانونش میره زیر سوال

    وسوما خداییش

    چون قدرت و دو دستی تقدیم ژن ،تقدیم نداشتن پدرو مادر عالی،خانواده ثروتمند یا حتی مادرو پدر سخت گیر و با برنامه نداشتن ،یا هرچیییی میکنیم

    و میگیم نمیشه که دیگه اگر اونجور بود میشد و الان نمیشه

    قدرررت خداست

    قدرت برای خداست

    قدرت از آن خداست

    قدرت یعنی خدا

    قدرت به دست خداست

    قدرت مطلق خداست

    و چقدر قشنگ گفتی استاد

    و من به خودم میگم حرفتونو که زینب عزیزم

    فکر میکنی سرنوشت تو پر از سختی و ناملایمت؟ پس هست

    فکر میکنی سختتتت باید به خواسته هات برسی؟پس سخت میرسی

    فکر میکنی ادما شرایط موقعیت ها ژن بیماری پول قدرت بقیه در زندگی تو تاثیر گذار ؟

    پس درست فکر میکنی

    یاااا

    فکر میکنی تو قدرت خلق زندگی دلخواهتو داری؟

    پس درست فکر میکنی

    فکر میکنی تو لایق احترام عزت و عشق هستی؟

    پس واقعا هستی عزیزم

    این جهان کوه است و فعل ما ندا

    حواست باشه زینب چه افکاری دارن ریزو با دلایل الکی و بی منطقققق پاورچین پاورچین وارد ذهنت میشن و میشن باورت و در نهایت میشن تو

    استاد جان اکثرا تو فامیل ما مخصوصا پدری اضافه وزن دارن و یا دارن سعی میکنن اکثر اوقات رژیم بگیرن این بادرو داشتن ک ما آبم بخوریم چاق میشیم اما من همیشه بطور ناخوداگاه نمیتونستم بپذیرم با همون ذهن بچگانم میگفتم بابا اینا دارن قد ده نفر میخورن خب معلومه چاق میشن

    و نتیجش اینه تا به امروز اضافه وزن نداشتم که هیچ اندامم فوق العادس

    یا مثلا مادرو پدر من تحصیلات کمی دارن

    میدیدم تو مدرسه بچه هایی که خانواده های تحصیل کرده دارن و کمکشون میکنن یا حتی باعث شده باور کنن باهوشن

    و یسری ها میومدن که دیپلم بگیرن تو همون ابتدایی و راهنمایی

    ولی من میگفتم من باهوشم

    یادم یجا شنیدم تو بچگی مغز ادما مثل هم هرچی استفاده کنی بیشتر کارمیکنه و جوون تر میشه و.. منم میگفتم اگر کاری نکردم ازاون دختره ک مامانش درس خوندس بالاتر بشه نمرم

    و بهترین رتبه و دانشگاه و رفتم

    در مقابل

    تو روابط یجورایی فامیلامون اکثرا خانوما راضی نیستن و من از بچگی اینارو دیدم

    و پذیرفته بودم ک ماها شانس نداریم اصلا اخلاق و روحیاتمون اینجور اصلا فرهنگ اینجا یجور بر علیه خانوم

    دخترا اخرسر با کسی ازدواج میکنن ک دوسش ندارن و به زور خانواده میدتشون به کس دیگه

    وای یعنی قدرت و دادم به یسری عوامل بیرونی ،خانواده و جبرو …

    استادجان بااین باور رابطه عاطفی که چقدر دوسش دارم پراز تلاطم شد پراز آشوب که واقعا بیشتر نشخوارفکریم و ترسم از همین بود

    یا میگفتم ببین پسر بودم خیلی موقعیت داشتم

    حتی تو خونمون بهم بیشتراهمیت میدادن زن چیه زن بودن جیه جه ارزشی داره و سعی کردم هرجور بلدم یه موقعیت اجتماعی برا خودم بسازم

    فقط برااینکه پذیرفته بشم ولی دلم اروم نبود

    چیشد؟

    حس بد نسبت به برادرایی که دوسشون دارم داشتم

    تو رابطه عاطفیمم فکر میکردم خب من زنم اینقدر جایگاه خاصی ندارم و ارزش ندارم

    اینایی ک میگم پنهان بودا

    یعنی تازه میفهمم علت دعواهام تنش هام ناراحتی هام به نتیجه نرسیدن خواسته هام ایناست

    و اینا یعنی قدرت دادن به عوامل بیرونی به اشکال و با باورهای مختلف

    استادجان سپاسگزارم بابت فایل فوق العاده

    مرسی که هستید و به ما کمک میکنید بااین فایل های هدیه فوق العادتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سید محمود موسوی مهر گفته:
      مدت عضویت: 1277 روز

      سلام

      دوست هم فرکانسی من

      واقعا لذت بردم از کامت زیباتون

      چقدر دقیق توضیح دادین

      ممنونم از توضیحاتتون

      من هم مانند استاد که مثال زدن سیدها اخلاقی تند دارن و زود جوش میارن وعصبانی میشن این باور در وجود من بود چون خود هم سید هستم هر وقت جایی تند برخورد میکردم میگفتم ما سیدها اخلاقمون همینجوریه زود جوش میاریم چون خیللی این باور و از بزگسالانمون شنیده بودم و شده بود باور ذهنیه خودم

      یا مثلا پادرد داشتم باورم این بود چون مادرم و دایی و خاله هام پادرد دارن پس من هم طبیعی که پادرد داشته باشم چون باورم این بود که ما ژنیتیکی پادرد داریم

      یا مثلا ریزش مو چون باور کرده بویم چون پدر ما موهاش ریخته پس ما هم باید طبیعتا کچل بشیم

      و آلان که فایل استاد و گوش میدادم متوجه شدم چقد این باورهای مخرب در وجود ما نهادینه شده

      وما ندانسته قدرت رو از خداوند گرفته وبه باورهای مخرب خودمون دادیم

      خدارو هزاران بار شکر میکنم که با فایل استاد عزیز و کامنتهای شما همفرکانسی عزیز این باورهای شرک آلود را پیدا کردم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خوب خودم

    دیدن این مناظر زیبا واقعا لذت بخش هستند

    همه اینها در ذهن من قدرت خدای مهربان و پروردگار بزرگ را نشان می دهد

    خدایی که این همه مناظر زیبا را آفریده است

    آیا او نمی تواند خواسته های من را محقق کند

    خواسته های که در نظر من خیلی بزرگ هستند ولی برای آفریننده کوه و دریاها هیچ نیست

    تمام صحبت های استاد در این باب همگی بخشی از توحید و خداشناسی است

    هر چه بیشتر من روی خودم و خدای خودم شناخت بهتر و بیشتری داشته باشم بی شک من خوشبخت تر خواهم بود

    درس زیبایی را استاد در این فایل به من آموزش دادند

    قدرت دادن به دیگران در ذهن خودم

    این نوعی شرک است

    چرا که هر زمان من قدرت را در دست دیگران ببینم برای من جز رنج و درد و سختی و عذاب هیچ چیز دیگری وجود نخواهد داشت

    یاد بگیرم که هیچ چیز در زندگی من نقش ندارد مگر و مگر باورهای من

    باید روی باورهای خودم کار کنم به نوعی که بدانم این من خودم هستم که با افکار و باورهای خودم خالق زندگی خودم هستم

    مراقب باشم چه می بینم و چه می شنوم

    همه اینها برای من درس هایی را دارد که هر چه بیشتر روی آنها توجه کنم من آسوده تر خواهم بود

    هر وقت از دیگران انتظار داشتم کار به درازها می کشید و همیشه کلی دردسر و خواهش و التماس باید می کردم تا کار من انجام بشود

    وای که وقتی از او کمک می خواستم به بهترین شکل ممکن

    به بهترین حال ممکن

    کار من رواج پیدا می کرد و آنهم براحتی و آسانی که خودم باورم نمی شد که اینقدر به آسانی کار من انجام شد

    بله خدای من برترین قدرتی است که او دست به کار شود هیچ کس نمی تواند مانع او بشود

    باور

    هر جوری که ببینم

    هر جوری که بشنوم

    همان را باور می کنم

    این می شود باور

    وقتی که ببینم در کشور من قطعی و گرسنگی و فساد و تورم زیاد است در همین راستا هم همین اتفاقات برای من رخ می دهد و آنقدر می بینم که برایم دیگر مثل روز روشن می شود که در کشور تورم و فساد و رشوه است

    حال برعکس آن

    اگر این باور را داشته باشم که در کشور خودم براحتی می توانم به پول و کسب درآمد برسم

    می توانم از پس همه مسائل بربیایم

    باور به این داشته باشم که خدای مهربان همیشه درکنار من است و مراقب من است

    این باور برای من محقق می شود و در همین راستا هم بیشتر و بیشتر برای من در زندگی من رخ می دهد

    پس می توانم

    پس می شود

    پس بیایم از حالا به خودم قول بدهم و سعی کنم که جور دیگر فکر کنم

    جور دیگر ببینم

    از نتایج متفاوت آن هم لذت ببرم

    این همان است که من را جز پنج درصد متفاوت افراد جامعه می کند

    سپاس از استاد عزیز بخاطر این همه آگاهی

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: