توحید عملی | قسمت 8 - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2104 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانواده گرامی عباسمنشی ام، در پاسخ به سوال مطرح شده یه نمونه از تجربیات جالب خودمو مطرح میکنم امید آنکه چراغ هدایت بشه برای کسانی که با چنین چالش هایی مواجه میشن و ببینند که نگاه توحیدی تا چه حد میتونه نتایج رو تغییر بده و نگاه شرک آلود چقدر انسان رو درمانده میکنه. . بنده مدام شغلمو تغییر میدادم و هربار با افرادی روبرو میشدم که ویژگی های تکراری و آزاردهنده ای داشتن و به لحاظ مالی هم مدام با تغییر شغل وضع مالی بدتر میشد که بهتر نمی شد و هر بار شغلمو ترک میکردم و به همین ترتیب مسائل و مشکلات همراه من بودن و فقط شکل عوض میکردن. تا اینکه وقتی با مباحث توحیدی استاد آشنا شدم شروع کردم به تغییر باورهام و گوش دادن فایل هایی در این حوزه. حدودا سال 97 بود که شرایط مالی من به شدت بد بود و شرایط شغلیم از اون هم بدتر. شغلی که با تکیه به تدبیر خودم و بررسی این که این تغییر شغل به افزایش درآمد و کیفیت زندگیم منجر میشه و شرک خفی داشتم به دست اومده بود و این مدل شرک رو در تمام تغییر شغل های قبلی تکرار کرده بودم و واقعا به مرحله تسلیم رسیدم که به قول حضرت موسی ع رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر. تا اینکه با وجود مستاجر بودن و داشتن فرزند و خرجی و مسائل مالی گفتم خدایا این بار به تو توکل میکنم و یاد داستاد کوهنوردی افتادم که سقوط میکنه و از طنابش آویزان میمونه و همه جا رو مه گرفته و به خدا میگه خدایا کمکم کن تا باورت کنم. اینجا دیگه هیچکس نمیتونه به دادم برسه خودتو بهم نشون بده. و ندا میاد که طنابت رو ببر و اون تعجب میکنه و میگه اگه ببرم سقوط میکنم و انجامش نمیده. و فرداش کوهنورد یخزده ای رو پیدا میکنن که یک متر با سخره زیر پاش فاصله داشته و روی هوا معلق مونده… خلاصه من بدون این که حتی با مافوق خودم هماهنگ کنم با اون شرایط زدم بیرون… بخیال قضاوت دیگران یا مسائل مالی و … بال پول قرضی سه ماه اموراتمو گذروندم و در اون مدت خانمم که از من خیلی موحد تر بود به من میگفت دنبال کار نرو فقط روی خودت کار کن تا مسئله برای همیشه حل شه و من فایل های آفرینش استاد رو که روی سایت نبود گوش میدادم (که بعدا که دوره روی سایت قرار گرفت حذفشون کردم). حتی یادمه فامیل به من فرمهایی دادن که پر کنم که یه مقام ارشد دولتی پارتیم بشه و من به اصرار اونها انجامش دادم اما ذره ای بهش فکر نکردم و فقط برای اینکه دست از سرم بردارن انجامش دادم و اون شخص با وجود قدرت و نفوذ نتونست هیچ کاری واسم انجام بده و من هم همین انتظار رو داشتم. تا اینکه بعد از سه ماه کسی از جایی که گمان نمیکردیم با من آشنا شد و بهم پیشنهاد کار داد… و حاالا جایی کار میکنم که به حمد الله مشکل مالی خاصی ندارم و با تمام افراد محل کار مثل خواهر و برادر هستیم. رئیسم یه خانمه که خیلی وقتها آبجی صداش میکنم و بین ما فقط مهر و عطوفت و دوستیه. مثل رویا میمونه و خداوند مرا در این سه ماه آسان کرد برای آسانی ها و این اتفاق حجتی شد که من و همسرم تا امروز داریم روی خودمون کار میکنیم و به لطف الله مهربان هر روز آرامش و عشقمون روز افزون بوده. و به لطف خودش من و همسرم هر روز روابطمون از روز اول بهتر و عاشقانه تر شده و برکاتمون روز افزون بوده. وَاذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    حمیدرضا حسنی گفته:
    مدت عضویت: 1285 روز

    درود بر استاد و وقت بخیر

    توحید….

    واژه ای که تا یکی دو سال پیش برای من فقط یه واژه مذهبی بود و اصلا حس خوبی بهش نداشتم تنها شناختی که ازش داشتم این بود که یکی از اصول دین هستش و همیشه با خودم میگفتم که اون دنیا ازم وقتی سوال کردن این یکی از اصول دینه….

    وای که خدارو چقدر شکر گذارم و چقدر از شما سپاسگزارم بابت اینکه هدایت شدم تا درک دقیق و درست از این واژه داشته باشم

    تو قسمت های قبلی از درس توحید به خیلی از ایرادات و باورهای غلط فکری خودم پی بردم و با کمک شما و صحبتهای شما اون باورها و تفکرات رو تغییر دادم ،هنوزم دارم روش کار میکنم…اما تو این قسمت به باورها و ترمزهای ذهنی بزرگی برخوردم و پی بردم که حمیدرضا حالا خیلی کار داری….

    اصلا فکر نمی‌کردم که نوع تفکر و نگاه به ژنتیک هم می‌تونه به نوعی شرک باشه…درست که فکر کردم و چند و چندین بار که گوش دادم درک کردم و مو به تنم سیخ شد که درسته وقتی که من قدرت رو از خودم که نِمود قدرت خداوند هستم میگیرم و به غیر از اراده خدا و خودم میدم به قول استاد به عامل بیرونی میسپارم اونجاست که اشکال و باور اینچنینی قدرت رو از من میگیره و اون اتفاق که نباید رخ میده….و واقعااا ترمز بزرگی رو توی اعماق ذهنم پیدا کردم ….

    و اینجا بود که فهمیدم که شرک فقط این نیست که بخوای جلوی رییست یا مسسولت یا هر کس دیگه سر خم کنی و از اون طلب کمک کنی ،اینکه حتی تو درون خودت هم می‌تونه شرک به خدا اتفاق بیفته، توی ذهنت ، ژنتیک زمانی قدرت پیدا می‌کنه که من اون رو میپذیرم ….

    و اینکه خیلی جاها شنیده بودم و خونده بودم که آره یه گروهی از سیاستمداران تو دنیا هستند که دنیا رو دارن کنترل میکنن….

    آره ،،،اره ،،هستن اما برای کسانی که اینو باور کردن

    اینو بگم که من با قطعیت نظرم و باورم این نبود ، اما تو این موضوع شاید پنجاه ،پنجاه بودم حالا یکی دیگه از ترمزهای ذهنی رو شناختم جالب اینکه و این دو تا موضوع که نوشتم چقدر ریز و نامحسوس استتار کرده بودن تو ذهنم به قول استاد که تو یکی از جلسات گفتن ،«شرک در دل مومن مثل حرکت مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل شب تاریک میمونه » اینجا واقعاا این جمله رو درک کردم و خیلی خوشحالم که دارم رشد میکنم و رو به جلو میرم و این لطف و اراده خداوند هستش و کمک و راهنمایی استاد عزیزمون و این دورهمی دوستان همراه که از نوشته ها و تجربیات همدیگه استفاده میکنیم

    خداروشکر از حضور پررنگ خداوند تو زندگیم

    خداروشکر از حضور شما همراهان عزیز

    مجددا سپاسگزارم از استاد عزیز و خانوم شایسته مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    شاهرخ گفته:
    مدت عضویت: 2693 روز

    سلام، عرض ادب و احترام خدمت همه بزرگواران و استاد محترم،

    سوال : زمانی که باور به تاثیر عوامل بیرونی مثل: ژنتیک، سیاست، قدرت یک فرد خاص و… داشتید، چه نتایجی در زندگیتان گرفتید؟

    قبل از جواب به این سوال میخوام یک مقدمه در مورد آگاهی های مباحث مهم قرآنی که در خانواده عزیز عباسمنش کسب کردم بپردازم و یک نکته بگم،

    بدون اغراق باید بگم که، بهترین،منطقی ترین،جالبترین و در عین حال عاقلانه ترین، توضیحی که در مورد “شرک” شنیدم تا الانی که 32 سال از عمرم میگذره همین توضیحی که استاد عباسمنش در مورد شرک در اکثر فایلهاشون ارئه کردن، هستش. در کشوری زندگی میکنیم که دین و مذهب بسیار زیاد در همه چیز و همه کس نفوذ کرده، آدمهایی که بسیار بسیار مذهبی هستن، روزه میگیرن،نماز میخونن، مسجد میرن، محرم را با شور و حرارات بسیار زیادی انجام میدن، سخنرانهای بسیار زیادی که از قرآن حرف میزنند، روحانیونی که تعدادشون اصلا هم کم نیست، ساعت ها در کل شبکه های تلویزیونی و رادیوی و تازگیا صفحات مجازی در مورد اصول و فروع دین به شدت و با قدرت هر چه تمام تر صحبت مکینند، درباره اینکه نماز نخونی دهنت قراره سرویس بشه و … و حتی در مدارس و سیستم آموزشی درس خوندیم که یه درس به نام “دین و زندگی” و یک درس به طور مجزا در مورد قران داشتیم و خلاصه همش اسلام و دین وشیعه، ولی انصافا میخوام بگم تو تمام این سخنرانی هایی که در مورد خدا شنیدم، تو تمام این کتابهای درسی که در مورد قران و دین و اسلام و پیامبر و خانوادش خوندم و شنیدم و غیره، این مبحث “شرک و توحید” را به این سبک و سیاق، بدین روشنی و واضح و آسون و راحت در فهم و اندیشه و راحت در کاربرد، نه شنیده بودن، نه خونده بودم.

    همیشه خونده بودم شرک یعنی پرستش هر چیزی غیر خدا، همه سخنرانان مذهبیم همین رو میگفتن و همجا هم همینو نوشته بود، با این تعریف من مشرک نبودم و خیلی راحت از موضوع شرک تو زندگی رد میشدم و همیشه به خودم میگفتم که، بابا من که بت نمیپرستم ،خب من مشرک نیستم، خیلی وقتم بود که فکر میکردم قران یه کتاب پوسیدست، چون تو عصر تکنولوژی دیگه کی میره بت بپرسته، سنگ بپرسته، تعظیم کنه بهش و یا قربانی کنی مگه ما قبیله مایاها هستیم و همیشه فکر میکردم شرک و کلا قران در قدیم گیره کرده و فایده وقت و انرژی نداره که روش بزاریم، ولی به محض اینکه از استاد عباسمنش تعرف شرک رو شندیم همون لحظه، در همون هزارمِ هزارمِ هزارمِ ثانیه بدون مقاومت قبول کردم که شرک یعنی قدرت دادن به هر چیزی بیرون از درون و خدا، در همون هزارم ثانیه هم پذیرفتمش هم حس کردم اره این خودشه این چیزیه که باید باشه، این همون چیزیه که به درد من میخوره، این تعریفیه که با دونستن اون خیلی بهتر میمتونم به صورت عملی از دانسته های قران استفاده کنم برای زندگی بهتر داشتن، این تعریفیه که با اون میتونم از قران، حداقل استفاده کنم، موضوع “حزن در قرآن”، “ظلم به خود”،”تفاوت رب و الله در قران”،”شئ و رود”،”صلاه در قران”،”به ما کانو یعملون،قدمت” در قران، چیزهایی هستش که من تو خانواده صمیمی عباسمنش که امدم فهمیدم و بهش آگاه شدم و دانستن این آگاهی ها خیلی در کیفیت زندگی هر آدمی فرق داره با ندانستن این آگاهی ها، دونستنش و عمل کردنش که گلستان میکنه همه چیزو،

    با دونستن این آگاهیی ها قران دیگه اون کتاب پوسیده برای من نیست و به نظرم جدیده،مدرنه انگار برای الانه، چون موضع شرک هیچ وقت قدیمی نمیشه یا حزن و …، در کل میخواستم بگم دونستن این آگاهی ها با ندونستنش چقدر در کیفیت زندگی هر ادمی فرق داره، میخواستم تشکر کنم از استاد عباسمنش وخانواده عزیزمون در این سایت.

    جواب به سوال از نظر من :

    واقعا این مبحث، به نظر شخص بنده خیلی مهمه، چون من واقعا همیشه عادت کردم در شرایط سخت، بلافاصله دنبال مقصر میگردم و عموما اول پدرمم را مقصر میدونم و بعد میرم سراغ دولت و دولت مردان و فرزندانشون، و کلی حرف و فکر و خودخوری بدون فایده انجام میدم(این عادتو تغییر دادم و الان انصافا اصلا اینجوری فکر نمیکنم یا بهتر بگم کمی بهتر شدم نسبت به گذشته خودم)، خلاصه اینکه دولت را مقصر دونستن، پدر و مادر را مقصر ناکامی دانستن برای من یکی که فایده نداشت و مطمنم برای هیچ کسی فایده نداره، چون کاریو درست نمیکنه.

    موافقم با این جمله که نباید به حرف دانشمندان توجهی کنی وقتی اون آگاهی باعث بشه درجا بزنی،بترسی، از پیشرفتت جلوگیری کنه.

    به شخصه هر وقت شرک تو ذهنم داشتم، یعنی فکر کیردم که زندگی من در گروه عملکرد سیاستهای اقتصادی دولته، یا عملکرد سیاستمدرا و ناتوانیشون باعث میشه منم در چا بزنم خب جز خودخور، جز نگرانی، جز ترس و دلهره در مورد ایندم و شرایط اقتصادیم چیزی برام نداشته و همیشه جلوی پیشرفتمو گرفته، دارم روش کار میکنم و میدونم که میتونم توحیدو بزارم جای شرک.

    با تشکر فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    محمد خدیوپور گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان

    اول از همه خدارو سپاسگزارم به خاطر هدیه لب تاپ که دیگه فایل ها رو با لب تاپ میبینم وکامنت میزارم

    امروز 2روز میشه که وقتی میام سایت ونشانه روزانه رو میزنم فایل های توحیدی میاد فایل هایی که با روح وروانم بازی میکند

    حدود 2ماهی میشه که از روتین هروز گوش دادن فایل های توحیدی دور شده بودم البته نه از سایت هروز میام سایت ولی فایل های دسته باورها رو گوش میدام واین دو روز خداوند بهم هشدار داد که برگرد به مسیر گوش دادن فایل های توحیدی که اصل واساس همین هست ومنم گفتم چشب تعهد میدم که از امروز دیگه سفت و سخت هروز 1فایل توحیدی رو مثل سابق گوش بدم وگفتم اینجا این تعهد رو بنویسم که حتما حتما اجراش کنم

    من در مورد این فایل یه تجربه باحال دارم

    من استاد حدود 8سال میشه که یه نوع شوره سخت روی قسمت پوست سرم دارم وچندین بار هم به دکتر جاهی مختلف مراجه کردم ولی درمان نشدم وخیل حتی تب سنتی هر راهی گه بگین رفتم وانجام دادم ولی نشد وهر بار که به دکتر مراجه میکردم دکتر میگفت ببین این یه نوع بیماری خواص هست درماتیت سبوره که درمان نداره و فقط میتونی با دارو به شکل موقت جلوی گسترش ورشدش بگیری والبته سرم خارش هم داشت که خیلی اذیتم میکرد وانرژی ووقتم هم میکرفت وکلا فکرم درگیر کرده بود خلاصه هربار که دکتر میرفتم واین میگفت من میگفتم نه مگه میشه العان علم خیلی پیشرفت کرده وحتی دارن بدترین بیماری ها مثل سرطان هم درمان میکنن ودکترا میگفتن ولی من توی ذهنم نمی پزیرفتم (البته ابنم بگم این ذهنیت وتاثیر ورودی ها وتاثیر باورها وچیزهای که میشنویم رو از شما استاد عزیزم یادگرفته بودم وقبول نمیکردم حرف دکتر ها )وهمیشه میگفتم خدایا خودت به بهترین دکتر ودرمان هدایتم بکن تا این که حدود 1سال پیش از توی اینترنت ویکی از دستان خداوند به سمت یه دکتری هدایت شدم که خیلی از افرادی که مشکل وبیمارری حتی بدتر از من هم داشتن درمان میکرده وبه لطف خداوند یگانه درمان شدم وارکر من فقط میپزیرفتم ایمان دارم که هیچ وقت به سمت درمان بیماریم هدایت نمیشدم

    اینا همش لطف خداست اینا همش به خاطر اون درسهایی هست که شما اسستاد عزیزم به ما می آموزی وبی نهایت از شما سپاسگزارم

    دعای هرشب من اینه

    خدایا شکرت به خاطر کتاب قرآن

    خدایا شکرت به خاطر استاد عباس منش واین سایت بینظیر

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    اکرم گودرزی گفته:
    مدت عضویت: 1099 روز

    سلام به استادعزیز وسلام به گروه زیبای عباسمنش بسیاربسیار این فایل آموزنده وتکان دهنده بود استاد خوبم درگذشته من به شدت باورداشتم که چشم زخم میتواندزندگی منو نابودکنه ویکی ازاقوام ما معروف بودبه بدچشم بودن وحسادت کردن من خیلی زیادازش میترسیدم سعی می کردم زیاد باهاش رفت وآمدنکنم یادم ی بار اومد خونمون نگاهی به کولرکرد وگفت چقدرخنکه خوش به حالتون من خیلی ترسیدن نمی دونستم چیکارکنم مرتب صلوات میفرستادم وبسیاراظطراب ودلشوره داشتم خدا خدا میکردم که بره بیرون ناگهان صداوحشتناکی توی ساختمان پیچید ودود غلیظی ازکولر بیرون اومد آتیش گرفت وسوخت ومن با همسرم دعوا کردم که چرا این فامیل میادخونه ما. باورکنید استاد چند باربه شدت به خاطرباورچشم زخم اتفاقهای خطرناک تجربه کردم سی ساله پیش همسرمن ی ماموریت رفت وبرای اولین بار200هزارتومن پول آورد بارها وبارها به من گفت بیا بااین پول زمین خونه یا طلا بخریم امامن به خاطرباورکمبود وباور به این که ما ضرر میکنیم ما توی معامله شانس نداریم این پول ازدستم درمیاد هیچ کاری نکردم وتمام پول نفهمیدم چطوری ازبین رفت و من حسرت خوردم همیشه میگفتم همسر من بی عرضه است نمیتونه پول نگه داری کنه به خاطراین باور زندگی من رشدنکرد استادخوبم ازوقتی دوره 12قدم رو شروع کردم اصلاقبول ندارم که یک انسان قدرت داشته باشه باچشم زدن به من صدمه وارد کنه من الان هم اون شخص که بدچشم بود می بینمش واصلا اتفاقی نمی افته الان به راحتی وبا احساس فراوانی پول خرج میکنم وبه راحتی پول وارده زندگیم میشه واقعا استادعزیز من یک انسان مشرک بودم البته هنوزهم دربعضی مواقع باورهای گذشته وارد میشن اما زود مچ خودمو میگیرم من درگذشته قدرت را به انسانها به شرایط داده بودم وخدارو کنارگذاشتم استاد عزیز صدهاهزارمثال دارم برای شرک که من داشتم اما توی این متن نمیتونم بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    سلام وقتتون بخیر..استاد عزیزم سپاسگزارم برای این فایل های عالی ک جدیدا به سایت اضافه شده…برای محتواهای ارزشمند از شما و خانم شایسته مهربانم تشکر میکنم..هنوز این فایل ندیدم اما وظیفه دونستم یه تشکر ویژه کنم برای این آگاهی های ک روز به روز کیفیتش بالاتر میره…سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1608 روز

    بنام الله یکتا

    سلام بر تمام شما عاشقان خدا

    توحید رمز موفقیت

    و من که زمان های زیادی ندانسته مشرک شدم و متوجه نبودم

    تا حالا از زبون شما تا این حد عمق فاجعه ی زندگی مجردی تو خونه پدرتون رو نشنیده بودم

    همیشه فکر میکردم فضای خونه پدری شما مثل خونه ما بوده،اما تازه فهمیدم شرایط خیلی بحرانی تر بوده

    و این باعث شد تلنگر بخورم که،فرشته وقتی استاد تونست از اونجا به اینجا رسیده تو هم میتونی

    مهم نیست جنسیتم چیه،کجا هستم،و چه شرایطی دارم….مهم اینه که من میخوام و میشه

    البته که از این جمله شما وحشت کردم که فرمودید خداوند شرک به خودش رو نمیبخشه…حالا چیکار کنم؟زمان هایی که ندانسته شرک ورزیدم و توبه کردم رو چه کنم؟

    استاد عزیزم چطور احساس گناه رو از خودم دور کنم وقتی شما فرمودید خداوند نمیبخشه

    من هنوز اول راهم و بعضی وقتها طبق عادت گذشته ندانسته قدرت رو دست شوهرم،مسئولان و بقیه میبینم

    خدایا منو ببخش و هدایتم کن به صراط مستقیم

    من بلند میشم و ادامه میدم،من میسازم هرآنچه را که میخوام

    استاد جانم به روز از نزدیک میبینمتون شک ندارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محمود سفلایی گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    درود بر شما خوبان ،خانواده صمیمی عباسمنش

    استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته گرامی

    به محض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چطور این نوع باورهای شرک آلود مثل (تاثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و… ) شما را به احساس ” ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت ” رسانده است؟

    و چطور به خاطر آن باورهای شرک آلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفته اید و به آن عوامل محدود کننده بیرونی داده اید؟

    در این خصوص سعی دارم به چند تجربه خودم اشاره کنم امید است مورد توجه و استفاده دیگران قرار گیرد.

    -موضوع ارتقا و موفقیت سازمانی:

    قبل از اینکه با قوانین آشنا شوم، همراه فکر می کردم، آنهایی که با سیاسیون ، نماینده، امام جمعه، مدیر عامل و … ارتباطی دارن و برایشان کاری انجام دادن، میتونن در سازمان ارتقا بگیرن و موفق باشند و از طرفی با توجه به صحبتهای استاد:

    “هر چیز را برای خودت باور کنی در زندگیت تجربه خواهی کرد”

    از آنجاییکه من ذاتا حس خوبی به این کارها نداشتم و ارتباطاتی هم با این افراد نداشتم ، از طرف دیگر چون باور داشتم که این افراد کاره هستن در نتیجه برایم کاری انجام نمی دادن و در ظاهر موفقیتی نداشتم ( اصطلاحا به نور چشمی هایشان کاری انجام می دادن!!)

    و از طرف دیگه همیشه تو دهنم این را مرور می کردم( باوری که شاید آگاهانه بهش توجه نمی کردم !!)که من:

    دنبال کاری هستم که، راحت، ساده بهمراه احساس خوب باشه و بیشتر وقت کنار خانواده و در گیری کاری نداشته باشم و به عبارتی در مدت زمان سرکار خودم آقای خودم باشم، کارهایم بنحوه احسنت انجام بشه، …و خلاصه حسم خوب باشه 🫠

    جالب وقتی با مفهوم باور بیشتر آشنا شدم و درکش کردم دیدم، این باور دوم (داشتن کار راحت و… هر چند نا آگاهانه) چون قویتر از باور اول (سیاسیون ..) بوده ، داشته برایم اتفاق می افتاده و من ازش خبر نداشتم، بگونه ایکه ارتقا هایی که دیگران حتی بدون خبر من داشتن برایم پیگیری می کردن و با نفوذ سیاسیون برایم اتفاق نیافتاده( دستان خدا که هر چند به ظاهر داشتن برای طرفداران خودشان کار میکردن و…در باطن داشتن به نفع من کار میکردن..) به صلاح من نبوده چون الان که دارم افراد دیگر در آن سمتها ها را میبینم ، متوجه میشم، کاری است که من اصلا دوستش ندارم و چقدر مشغله فکری داره و…و در واقع چیز دیگه ای ( خدا، سیستم..) داشته به فرکانسهای من پاسخ می داده و نتایجی را برایم رقم زده و تجربه هایی را در کارم خلق کرده که هر چند از دیدگاه و قضاوت افراد بیرونی و حتی خود من در ابتدای امر ، ناخوشایند بوده ولی چقدر برایم خوشایند است و…..

    – موضوع سلامتی خودم:

    10 سال بود از بیماری پا و کمر اذیت میشدم، و تمامی راههای درمان(پزشکی، سنتی، طب اسلامی، سوزنی و…) را پیش بهترین دکترا که پیشنهاد می‌شد، رفتم و…

    وجود باورم بر این بود که از ما سنی گذشته ، اینها دیگه طبیعیه، باید ساخت و سعی کنیم با همین شرایط باهاش بسازیم که‌کمتر اذیت بشویم …

    از آنجاییکه که در سایت عضو و با استاد و قوانین آشنا شده بودم، و همواره دوست داشتم یک روز مشکلم رفع بشه و بتونم کارهایم را براحتی انجام دهم( ورزش، پیاده روی، رانندگی…) ، هدایت شدن به دوره قانون سلامتی استاد و بعد از کمتر از 6 ماه، در بهترین شرایط و کمترین اذیت وزنم کنترل و تمام پارامترهایی تحت کنترل(قند، چربی و..) خدا را شکر با همت خودم، قدرتی که خداوند در وجودم گذاشته بود و ارشاد و راهنمایی های استاد گرانقدر که جا داره همینجا مجددا تشکر و قدردانی ویژه بکنم، الان بهبود کامل پیدا کردم و…..

    سپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    علی پیروزی گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    استاد دمت گرم که استاد تشخیص اصل از فرع هستی

    وقتی این فایل رو گوش دادم یه دکمه تو ذهنم روشن شد وقتی می خوام کاری رو شروع کنم و اونو شروع نمی کنم فکر می کنم ببینم ذهنم چی می گه ، ذهنم یه منطق میاره که تو این دلیل که وقت کافی نداری

    تو به دلیل این که سرمایه اولیه نداری کاری رو شروع نکن وقتی علت شروع نکردن رو نسبت می دی به یه عامل بیرونی شروع نمی کنی

    چقدر این فایل عالی بود برای من نشستم فکر کردم چرا که کار مورد علاقه ام رو انجام نمی دم فکرم گفت خوب تو ابزاری که داری مبتدی هست در جوابش می گم خوب با همین ابزار ساده کارت رو شروع کن ازش یخورده پول بساز ابزار بهتر بخر ، سرمایه اولیه ت رو آروم آروم جور کنم ، تو کارتو شروع کن برو جلو خدا هدایت می کنه

    این شعر که می گه بیرون زه تو تو نیست هر چه در عالم هست رو هزاران بار شنیده بودم ولی با این فایل استاد قشنگ نشست تو ذهنم

    بابا علی حواست به ذهنت باشه هر اتفاقی تو زندگیت می افته خودت خلقش کردی ، تو زندگی خودتو خلق می کنی همه چیز از درون توست

    یه تمرین جالب برای خودم با این فایل درست شد هرجا به یه تضاد برخوردم سریع تو یه فایل مخصوص بنویسم چرا و‌ جوابشو از درون خودم پیدا کنم و اون موضوع که دقیقان ذهن من می خواد ربطش بده به عامل بیرونی سریع برش گردونم به درون و جستجو کنم تو‌ ذهنم و بنویسمش و بهش فکر کنم و اون پاشنه آشیل رو کشف کنم و روش کار کنم

    راجب حال خوب و سلامتی و شادی باورتون نمی شه آدم های نزدیک به من می گن تو یه چیزی می زنی انقدر حالت خوبه تو چی می زنی که انقدر وزنت کم شده من حدود 4 کیلیوگرم وزن کم کردم و سطح شادی و حال خوبم خیلی خوبه

    آخر که یکی از دوستام خیلی اسرار کرد بهش گفتم ببین من صبح ها بیدار می شم 10 تا شکرگزاری می کنم خواسته های اون روزمو‌ می نویسم

    وقتی توحید رو جایگزین شرک کردم یه دفتر داشتم که گذاشته بودمش برای محکم کاری ولی دیدم این هیچ فایده ای برای من نداره دفتر اصلی م جای دیگه بود وقتی نشستم فکر کردم دیدم من بخاطر ترس اون دفترو نگه داشتم که اگه یه موقع برای دفتر اصلی مشکل پیش اومد اونجا باشه

    وقتی فایل های توحیدی استاد رو گوش می دادم از اول سریع اون دفتر گذاشتم کنار و تمرکزمو گذاشتم روی دفتر اصلی نتیجه این شد یباره درامدم ، آرامشم و حالم بهتر شد الان حدود 2 سال از اون موضوع می گزره و من با همون یه دفتر کار کارم راه افتاده تازه درامدم از اون موقع که دتا دفتر کار داشتم چند برابر بیشتر شده

    ببین خدا چطور هدایت می کنه چطور ثابت می کنه اگه به من اعتماد کنی ، منم اجابت می کنم درخواست تورو و باعث رشد من شد

    حالا فکر کنید چقدر در زمان ، هزینه ، پرسنل کاهش داشتم و این عالی بود

    مرسی استاد حتی فایل های رایگانت می تونه زندگی آدما رو تغییر بده

    از صمیم قلب سپاسگزارم خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    سیداحمد میرابوالقاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام و دورود فراوان بر استاد توحیدی و عزیز و گرامی

    استاد خوشتیپ و خوش استایل و هیکل ورزشی

    سلام بر دوستان هم سایتی و هم فرکانسی

    شرک نقطه مقابل توحید و یعنی قدرت دادن به عوامل بیرونی مثل قدرت دادن به یک آدم، شرایط، ژنتیک و …

    اینکه قدرت رو به عوامل بیرونی بدهیم و قدرت خلق زندگی خودمون رو از خودمون بگیریم و به یک شخص یا چیز دیگری بدهیم این چیزی است که سراسر زندگیم رو گرفته و من به دنبال تغییر این نگاه و باور هستم، من به عنوان مخلوق سوگلی خداوند قدرت خلق زندگی خودم رو دارم من میتونم زندگی خودم اونطور که دوست دارم تغییر بدهم وبه دلخواه خودم زندگی خودم رو بسازم

    ژنتیک، بیماری فشار خون، اولین حرفی که دکتر به من زد این بود که بیماری فشارخون درمان ندارد چون عامل اون وراثتی است، جالب اینجاست که من تا اون موقع نمیدونستم که مادربزرگ پدریم، پدرم، و برادرم فشار خون داشته و دارند، وقتی دکتر بهم گفت که ارثی است پرس و جو کردم و تازه فهمیدم که این بزرگواران فشار خون دارند و فشارخون من ارثی است، و خودمو تسلیم کردم تسلیم بیماری فشارخون و پذیرفتم که بیماری من ارثی است و باید با خوردن دارو بیماری رو کنترل کنم چقدر ساده و راحت و آسون و احمقانه با یک حرف از زبان پزشک قبول کردم و خودمو در واقع تسلیم عامل بیرونی کردم و قدرت رو از خدای خودم گرفتم و قدرت رو دادم به یک عامل ژنتیک به عامل وراثت و البته تا همین اواخر تیرماه هم همین نظر و باور رو داشتم ولی وقتی بیشتر با استاد و این سایت آشنا شدم و با توحید و توحیدی که قدرت دادن به خدا و قدرت ندادن به یک عامل بیرونی است آشنا شدم مصرف داروهای فشار خون رو کنار گذاشتم هر وقت که باور نامناسب و ورودی نامناسب به خودم میدم احساسم بد میشه و باطبع اون حالم بد میشه پس بهتره که احساسم رو خوب کنم و ورودی ها رو کنترل کنم تا حالم همیشه خوب و نرمال باشه به همین سادگی… و خدا رو شکر با این آموزشها دارم این باورهای شرک آمیز رو از خودم دور میکنم

    باور دیگه در مورد سیدها، خوب منم سیدم و بهمون گفتن سیدها چهارشنبه ها دیوانه میشیم!!! یعنی به قول استاد عصبانی و خطرناک و غیرقابل کنترل!!! من هنوزم تو همین باور هستم چون وقتی چهارشنبه میشه، حالم گرفته میشه و به خودم میگم امروز کاری انجام ندهم چون یک کاری مثلا اگه کار اداری یا بانکی باشه اون روز یعنی چهارشنبه عصبانی میشم و با کارمند بانک یا مثلا حین رانندگی عصبانی میشم پس بهتره امروز چهارشنبه کاری انجام ندهم!!!! عجب باور احمقانه ای !!! خدایا کمکم کن که قدرت عوامل بیرونی رو کم کنم و به قدرت خودم و قدرت خدای خودم که به من داده بیفزایم

    این باور رو هم فکر کنم همه تجربه کردن: غروب جمعه ها چقدر دلگیره یا غروب سیزده بدر چقدر دلگیره؛ یعنی باوری که تا ته تو استخوان هامون فرو رفته و چقدر راحت وقتی غروب جمعه میشد حالمون گرفته میشد و احساس بد به خودمون میدادیم البته خدا رو شکر من این باور رو شکستم و اصلا جایگزین کردم با این باور که جمعه ها بخصوص غروبش چقدر با عشق و با صفاست چقدر غروب جمعه ها خوش میگذره چقدر غروب سیزده بدر خوش میگذره و چقدر با تغییر نگاه و تغییر باور راحت و آسون حال دلمو تو اون روزها خوب میکنم بلکه بهتر از روزهای دیگه خدا روشکر میکنم این توانایی و قدرت رو خدا بهم داده و این تغییر باور رو که هر روز و هر ثاینه بهترین لحظه است با احساس خوب و ماندن در احساس خوب

    خدایا من هیچی نمیدونم خودت بهم بگو چکار کنم

    خدایا هدایت هر ثانیه ذهن و قلب و روح و گفتار و رفتارم رو به خودت سپردم خودت هدایتم کن

    خدایا ترسها و نگرانی ها رو از من بگیر و بجاش ایمان و قدرت بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: