اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی خیلی برایم این فایل جالب بود انگار خدا بود که داشت با من سخن میگفت. چه باران قشنگ و بی نظیری که هم حس ترس دارد و هم حس آرامش.من هستم که چگونه آن را درک میکنم. این باران برای من مثل معجزه ایست که میگوید گوش کن این درسی از حقیقت است.
هر آنچه می گویید از خدا حقیقت محض است. هروقت که قرآن را می خواندم خیلی برایم سوال بود چرا میگوید ما مگر یک پادشاه از خودراضی است که خودش را اینچنین بنماید و اگر چنین است و می خواهد بزرگی خود را ثابت کند در جاهایی که تاکیدش برای پرستش خودش است چرا میگوید من! کاش این را بهتر بفهمم که چگونه است؟ همسرم میگوید ما یعنی همه دستورات کدنویسی یک کامپیوتر و خدا آن دکمه اینتر است که وقتی اینتر را میزنی آن دستور ارزشمند می شود و دستور را اجرا میکند. آیا دقیقا فرق من و ما در همین است؟
وقتی این فایل را گوش می دادم یاد این خاطره افتادم: یک بسته پستی داشتم که قرار بود دو روز دیگر به دستم برسد آن روز در هوای گرم تو خیابان بودم که پستچی را دیدم در آن گرمی هوا خیلی رنجور به نظر می آمد. همان لحظه بهم الهام شد پستچی که آمد برای تحویل بسته حتمن یک شربت خنک در یخچال داشته باش و به او تعارف کن.
دو روز بعد پستچی آمد و من فراموش کردم شربت درست کنم آب خنک را به همسرم دادم و گفتم به پستچی تعارف کن گفت فکر نکنم لازم باشد! در فاصله ای او رفت بسته را تحویل بگیرد من شربت درست کردم یک شربت خنک نسترن. همسرم برگشت و گفت برای پستچی شربت بیاور و من شربت را سریع به او دادم.
وقتی همسرم برگشت داخل خانه به من گفت خدا به تو خیر بدهد به پستچی گفتم آب خنک بیاورم به من گفت اره خیلی ممنون از صبح حالم اصلا خوب نبوده ولی باید کارم را انجام می دادم و حتی سعی نکرده بود برای خودش آب میوه ای بخرد! با این شربت جانی گرفت و بسیار تشکر کرد و رفت.
این داستان من را به فکر فرو برد که آیا خدا قبل از اینکه این بنده درخواست شربتی خنک بدهد به من الهام کرده بود برایش محیا کنم؟ چگونه است قبل از اینکه کسی چیزی بخواهد برایش محیا شده است؟!
دوستم هم تعریف میکرد ظرف سرداری داشتم ترک خورد در راه سفر و کنار ساحل رهایش کردم نیم ساعتی بعد زن و شوهری محلی سوار بر موتور آمدند صدف جمع کنند برای خوردن. اما مرد شاکی بوده است به زن که چرا ظرفی نیاورده. و همان لحظه ظرف من نظرشان را جلب میکند و برمیدارند و صدفها را جمع میکنند و با خوشحالی می روند.
چگونه هنوز این زن و شوهر حرکت نکرده اند ظرفی مناسب برایشان آماده میشود؟!
چرا درخواستی دارم و هربار تکرارش میکنم و به آن نمی رسم؟ چرا برای درخواست ثروت برای یک فرد فقیر و یا سلامتی برای یک فرد مریض اینقدر آسان نیست و پاسخ درخواستمان از قبل برایمان محیا نشده است؟
سلام پر از عشق پر از سپاسگزاری به استاد عزیزم و بانو شایسته
سلام خانواده عزیزم
استاد داری چی کار میکنی با ما؟
من چرا دارم بی اختیار اشک میریزم
چقد چند وقته همه چی عالیه احساس کمبود ندارم
چرا دارم دنبال دکلمه این شعر پروین میگردم بذارمش تو پلی لیستم؟
هر وقت خدا رو ول کردم و “من” اومد وسط چقد همه چی بهم ریخت و آشفته شد.
چطور بعضی وقتا یادم میره بابا در مورد همه مسائل اگه بخوای هدایتت میکنه ها… تو هیچ کاره ای تو فقط باید بنده ای باشه که انقدر اطمینان داره به ندای الله قدم به قدم عمل میکنه.
تو فقط باید به پاس سپاسگزاری از وجود این سیستم زیبا به زیبایی های بیشتر توجه کنی، ورودی هات رو کنترل کنی و بقیه اش با اون بالاییه ها
هر تجربه ای که تبدیل به نقطه قوت من شده رو وقتی به یاد میارم یادمه رها بودم، همه چیو سپرده بودم به خدا و منو میبرد.
بخدا من اندازه یه شاخه گل به خدا بها پرداخت میکردم خدا یه دسته گل به من میداد.
چطور میتونم هنوز در بعضی موارد بترسم بی ایمان باشم.
من خدارو دیدم دیگه تا آخره عمرم نمیتونم منکر این سیستم بشم، دست منو گرفته بار ها و بار ها
احساس میکنم خیلی کم میشناسمش، احساس میکنم این سه چهار سال اخیر فقط مقدمه ای بوده برای حس و حال این یک ماه اخیر انگار من زمینی بودم که داشت آماده میشد و شخم زده میشد تا آماده کاشت بشه، چقدر خدای من قشنگه این روزا، چقد عاشق این زندگیم، تازه بهتر از اینم هست من باید خواستن رو بیشتر یاد بگیرم و توکلم قوی تر بشه
هر بار به ندای الله گوش کردم بی نظیر شده نتیجه اش، همین اول هفته من توی مسابقه شرکت کردم در زمینه شغلم، اول که میخواستم شرکت کنم “من” داشت میگفت بابا تو هنوز نو پایی تو مگه تونستی نتیجه ای تو کارت خلق کنی که حالا بری رقابت هم کنی با حرفه ای ها، “خدا” گفت برو درس داره، باور داره توش برو میخوام بهت چیزای جدید یاد بدم گفتم چشم، الان که روز سوم مسابقه اس من فهمیدم بابا من چقد عالیم تو این کار خودم قبول نداشتم، خدایاشکرت یه پله دیگه باورام تقویت شد.
دل و جرئت پیدا کردم از اینکه ازت بیشتر بخوام خدای خوبم.
تازه دارم معنی تعهد رو میچشم، وقتی یه قدم رو برمیدارم و به محض تموم شدنه اعمال اون قدم دوباره بهم میگی حالا دوباره خلوت کن تا بهت بگم برای حرکت بعدی چیکار کنیم.
بعضی احساسات رو آدم میترسه در جمع های معمولی بیان کنه ولی اینجا خداروشکر راحتیم برای گفتن احساساتمون
” رهروی ما اینک اندر منزل است ” احساس میکنم تمام اهدافم تیک خورده اند و انجام شدن من فقط دارم لذت میبرم، اصلا نمیتونم با کلمات بگم که چقدر این زندگی رو دوست دارم، همین دیشب با دوستم رفتیم یه دوری بزنیم داشتیم راجع به قوانین حرف میزدیم گفتم علی احساس میکنم همه چی انجام شده من تو مسیر فقط دارم لذت میبرم عجب همزمانی داشت با این فایل الله اکبر
به اندازه ای که سرم در برابر خداوند پایین هست و سپاسگزار نعمتهای بییییییی نهایت خداوند هستم خدا به همون اندازه منو سربلند میکنه
توحید توحید توحید همه چیییییزه
اااااستاااااد عععععجب فااااایلی
کلی اشک منو در آورد
تحسین میکنم درک و فهم پروین رو که اینقدر زیبااااو قشنگ قوانین الهی رو درک کرده و من از زبان استاد عزیزم این مفاهیم ناااااب رو دارم میشنوم و ذره ذره سلول های بدنم پر میشه از درک لطف خداوند به این بنده ناتوان در مقابل حتتتی یه پشه
چققققققدر شعر عمیق و فوووق العاده ای بود
از اینکه چقدر راحت ترس و غم و شک و تردید در ذهن واسه آدم بزززززررررگ و عظیم میشه و خدایی که قدرتش و قوانین دقیق و فوووق العاده عاااادلانش باااالاتر از همه این ترس ها و غم ها شک و تردید هاست
چقدر من بنده ناسپاسی هستم که باااا اینکه از بدو تولد همه چییییی برای من عااااالی پیش رفته ولی بازم اسیر ذهن و ترسهای واهی اون میشم
چقدر من ذهنی در من هست که باید ازش دور بشم و به نور الهی در قلبم زنده بشم و منم منم نکنم که من هررررررچی داااااارم حتی حضورم در این سایت و مسیر آگاهی و در آمدن از جهل من ذهنی همممممش لطف جان جانان بوده و بسسسسسس
اینکه به خودم یااااد آوری کنم که در مسیر هدایت الله هر آنچه درک کردم قدم بردارم و شک نکنم به مسیری که هدایتگر اون جهاااااان رو داره مدیریت میکنه و جهان و قوانین کیهان سرگرم کارند تا من هر لحظه در مسیر خوشبختی باااااشم و من هنوووووز درگیر این ذهن و نجواهای اووون هستم
داستان موسی و مادرش و آنچه براش رقم میخوره بااااید درسی باشه واسه ایمان هر لحظه من که در پناه خرد الهی رب عااااالم هستم همونی که همیشه حواسش به من هست و نه خوابش میبره نه فراموشکاره
خدای منننننن خودت توان و قدرت عالی به من و قدم های من بده که در این مسیر تووووحیدی ثااااابت قدم بمونم و مثل استاد عزیزم هر لحظه رو به جلو حرکت کنم و یه لحظه هم به سمت پایین نیام چون جهان ایستا نیست اگه بالا نرم حتما دارم سقوط میکنم
خدایا شکررررررت برای درک این آگاهی ها و این شعر به جا در مسیر زندگی من
استااااد ممنون و سپاسگزار برای بودن و موندن در این مسیر توحیدی که مسیر آگاهی شده واسه میلیون ها نفر
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم انشالله که همیشه حالتون خوب و عالی ترین باشه
به نظرم علاوه بر کل سایت بخش نشانه های روزانه دقیقا میزنه به هدف
به هدفی که تو رو بیدار و هوشیار میکنه و یک تلنگر میزنه به تو که بلند شو و مسیر خودت رو پیدا کن
برای من دقیق این اتفاق افتاد چند روزی بود که قلبم سنگینی میکرد و انرژی مثبتم کم شده بود تا اینکه این فایل رو امروز نگاه کردم و یکبار دیگه بیدارم کرد که پسر تو نگران چی هستی وقتی خودت رو سپردی به ما اگر واقعا به ما ایمان داری و کل وجودت رو سپردی به ما دیگه خیالت راحت باشه و فقط کاری که از دستت میاد انجام بده و برو جلو
همان طور که حضرت موسی رو از رود نیل نجات دادیم و مادر خودش رو دایه اش کردیم و اون رو به عرش رسوندیم به همان اندازه که تو ایمان داشته باشی تو رو به عرش میبریم فقط کافی هست با ایمان کارت رو انجام بدی
همان طور که حضرت یوسف رو از چاه از فرش به عرش رسوندیم و همه رو کردیم دستی از دستان خدا تا حضرت موسی بشود عزیز مصر مطما باش تو هم به جایی که لایقش باشی میرسی
همان طور که حضرت یونس رو در شکم نهنگ اون مسیر زیبا رو براش رقم زدیم تو هم میتوانی به خواسته و اهدافت برسی
همان طور که آتش رو بر ابراهیم گلستان کردیم و….
تو هم بنده خوب ما هستی فقط کافی هست با ما باشی و به ما ایمان داشته باشی و توکل زیاد کنی
بعد ببین چکارا که برای تو نمیکنیم
من چند روزی بود که حالم زیاد مساعد نبود و احساس سنگینی روی قلبم میکردم و امروز علاوه بر اینکه این فایل رو دیدم و کل مسیر رو به خدا سپردم دیشبم یک فایل دیگر روی صفحه اصلی سایت اومد که موضوعش توجه و تمرکز به خواسته ها و ناخواسته بود که امروز که داشتم فکر میکردم دیدیم نگرانی چند روز من علاوه بر اینکه خدا رو کمتر میدیم تو زندگیم توجه به نگرانی خودش نگرانی بیشتر تولید میکرد
و دفتر شکرگزاریم رو برداشتم و شروع کردم به شکر گزاری خواسته هام و حالم بهتر و بهتر شد
از اونجایی که شخص خود من آدم انرژیکی هستم وقتی احساسم خوب نیست واقعا استپ میکنم و وقتی هم خدا کمک میکنه و هدایتم میکنه به سمت روشنایی و نور سعی میکنم زودتر خودم رو پیدا کنم و با تلاش بیشتر خودم رو برسونم به حالت قبلی و ادامه مسیر روشنایی و نور
یادم میاد استاد توی بعضی از فایل گفتید که حق داری وایسی و استراحت کنی ولی دوباره بلند شو و شروع کن
و من بازم به یاری خود خداوند و سیستم قانونمندش شروع میکنم و مطمینا خدا هم کمک زیادی میکنه و من رو هدایت میکنه تا با قدرت بیشتر و بهتری دوباره شروع کنم و انجام بدم راه رو
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم
یادمه یه حدیث بود یه شعربود نمیدونم که خیلی ساله پیش شنیدمش
و یجورایی این حرف برام اینطور بود که خب حالا یه چیزی میگن ،نمیدونم باورمیکردم ولی درعین حال نمیفهمیدمش
محتواش شامل این بود:
«که خدا خیلی به من محبت داره که اجازه میده من شکرشو بگم »
و الان با تکتک سلولهای بدنم میفهمم اینو
که چه نعمتیه که بتونی شکر خدارو بگی چقد میخوادت که اجازه میده باهاش حرف بزنی ،نمیدونم چی میشه گاهی انقد حس و حالم باهاش خوبه گریه میکنم انقد گریه میکنم و فقط تو گریه هام میگم اجازه بده من هرشب این حجم از حس خوبو تجربه کنم
میدونم که اون بایداجازه بده
یکی از شیرین ترین حسای زندگیمه زمانیکه ازش تشکر میکنم واشک میریزم
انگار زلالی قلبمو حس میکنم
اینکه داره پاکش میکنه اینکه هرثانیه باهامه
این مواقع تازه میفهمم مولانا تو شعراش چیمیگه….
یادمه مدرسه بودیم هرشعری که راجع به عشق و…صحبت میشد دبیرادبیات میگفت منظور عشق به خداونده
و همه بچه ها پیش هم میگفتن ای بابا منظورش عشق آدمیه الکی میپیچونه
و تا سالیان سال نظرمن همین بود
انقدر برام عشق به خداوند دور بود
بااینکه من تقریبا غالب عمرم بعنوان یه ادم باخدا و….شناخته میشدم ولی درکم از عشق به خدا چبزی حدود صفربوده….
امیدوارم ازش درخوااااست میکنم این لیاقتو بهم بده بتونم عاشقش باشم بتونم شکر بگم بتونم گریه شوق کنم براش
که از زیباترین حسای جهانمه….
امروز یه مورد جسمی برام پیش اومد و داشتم بهش فکر میکردم که یعنی ویتامین باید بخورم یعنی بدنم به چی نیازداره؟
و به این فکر کردم که بیماری ها و همه چیز از روح ادم میاد اگه روح ادم سالم باشه جسمش سالمه
و اونوقت بود که دوباره از خداوند درخواست کردم برای حلش
فکر کن یکیهست که تو هرررررساعتی هرموقعیتی هرررطوری میتونی راحت ازش بخوای و میدونی که نمیتونم و نمیدونم و بلدنیستم و هیچ حرف منفی برات نمیاره و فقط انجامش میده
فکر کن
این نعمت دراختیار ماااست
کاش یادبگیریم یکم بار زندگیو برداریم از رو دوشمون و رو شونه خدا سوارشیم و زندگی کنیم
اون میگه باااابا من سوارت میکنم بعد ما واسه راه رفتن از مورچه ها کمک میگیریم…..
وقتی آدم شرایط مختلف رو تجربه میکنه و بعد مقایسه میکنه، تازه تفاوتها رو احساس و درک میکنه.
میخام از تجربه خودم در تکیه به آدما و بعد تکیه به خدای مهربون بگم، امیدوارم مفید واقع بشه.
من خودم قبلا بیشتر دنبال راضی کردن آدما بودم از دوست بگیر، همکار تا همسر و فرزند، اونقدر خودم رو به زحمت مینداختم که روح و روانم بهم میخورد،مریضتر میشدم داغون تر میشدم و بی ارزشتر .
وقتی دلم میگرفت میرفتم دنبال آدما تا پیش شون درد دل بکنم تا خالی بشم تا به آرامش برسم ولی مضطربتر و ناآرام تر میشدم.
وقتی پول نداشتم میرفتم پیش آدما، پول قرض میکردم یا بهتره بگم گدایی میکردم، میرفتم دنبال آدما تا بهم چک تضمین بدن تا بتونم وام بگیرم و من خورد میشدم ، وقتی از بانک زنگ میزدن و تهدید میکردن که چون قسط هام عقب افتاده از ضامن ها کسر میکنیم و اون لحظه من تحقیر میشدم و میترسیدم که آبروم بره،
وقتی روابطم خراب بود و نمیدونستم باید چیکار کنم و از این و اون مشورت میگرفتم ولی باز رابطه خرابتر میشد.
وقتی بدنم قاطی کرده بود و هی دنبال طب سنتی و ایرانی و کلاسیک و انواع دمنوش ها و از این جور چیزا بودم ولی باز خوب نمیشدم.
وقتی گناه میکردم و از خودم و خدا خجالت میکشیدم و جایگاهم رو جهنم میدونستم و آرامش نداشتم.
اما
حالا چی….
وقتی استاد عباسمنش عزیزم ، این استاد توحیدیم، منو با خدای قشنگ و زیبا و مهربون و عاشق آشنا کرد
ورق برگشت
الان ناصر، فقط دنبال اینه که خواسته ها و قوانین خدا رو بشناسه و اجرا کنه و فقط و فقط خدا رو راضی بکنه و الان خدا هم خیلی خیلی داره منو راضی میکنه
الان ناصر، وقتی میخاد آرامش پیدا بکنه با خدای نازنینش حرف میزنه و ازش هدایت میخاد و آرامش بی نظیری رو در هر لحظه از زندگیش تجربه میکنه
الان ناصر، فقط خدا رو منبع رزق روزی میدونه و هر روز از اون طلب گشایش روزی میکنه و صد البته که تا حالا عالی کمکم کرده و خودش حسابمو شارژ میکنه با عزت و احترام
الان ناصر، عاشقانه عزیزانه سو دوست داره و اونا رو واسطه عشق خداوند میدونه و ازشون در هر لحظه لذت میبره وسعی نمیکنه عوضشون بکنه
الان ناصر ، به لطف خدای مهربون دیگه هیچ دارویی نمیخوره هیچ مطبی نمیره، بدنش خیلی سالم تر شده،بدنش خود به خود داره عضله میسازه ، خواب آرام و عمیق داره ، انرژییش داره زیادتر میشه.
چقدر با شنیدن این فایل بینظیر و هدایتی لذت بردم واشک از چشمانم سرازیر شد بینهایت با گوش دادن این شعر زیبا دلم باز شد ونور خداوند رودر وجودم احساس کردم
لذت بردم از ماشین زیبای استاد لذت بردم از منظره هایی که در مسیر دیدم
اونقدر از شعر ومسیر غرق شدم که خودم رو در اون مکان حس میکردم
چقدر از هماهنگی لحظات حیرت زده شدم درست همون لحظه که فایل رو میدیدم در شهر ما هم مقدار هوا ابری وکمی باران بارید تا بتوانم درک بهتری از قدرت خداوند پیدا کنم
من با گوش دادن این فایل زیبا وشعری که پر از هدایت های بزرگ وبینظیر بود
در تمام لحظات دیدن فایل خداوند رو شکر میکردم ولبخند میزدم وخوشحال هستم که دارم این آگاهی ها رودرک میکنم
من لحظه به لحظه ای که استاد این طور با شوق وعشق خدا رو شکر میکنن یاد میگیرم ومیفهم چه طور وچگونه باید شکر گزاری کنم
گاهی با خودم فکر میکنم که استاد با این که به تمام خواسته های خودش رسیدن وشاید خواسته ای ندارن ولی باز هم شکر گزاری از زبانشون هست وگاهی هم خیلی عمیقتر وبهتر شکر گزاری میکنن
شاید گاهی من ودوستان با خودم بگیم خب شکر گزاری کافی هست ولی اینطور نیست ما لحظه به لحظه مثل ثانیه های نفس کشیدن باید شکر گزاری کنیم چون هر لحظه به یاد خداوند هستیم واز بزرگی ولطف خداوند فراموش نکنیم
.استاد بااین فایلتون چ کردید باما واقعا این فایل توحیدی و شعر پروین اعتصامی روح آدم جلا میده این فایل بارها بارها گوش دادم وهرچقدر گوش بدیم بازکمه ..استاد بعد ازگوش دادن این فایل قشنگ چنان چشام بارونی شد واقعا حالم دلم خدایی شد ب خودم اومدم ک چقدر نعمتها داریم ولی ما غافل از شکر آن یادمون میره چی بودیم چی هستیم ازکجااومدیم اونقدر غرق افکار منفی زندگی روزمره هستیم ک الهامات خدا همه چی یادمون میره انگار ن انگار از وجود خداییم و خلاصه اینکه اگ خودمون ب خدابسپاریم همه چی درست پیش میره باخدا باش پادشاهی کن بی خداباش هرچ خواهی کن . واقعا یادآوری ایجور مباحث توحیدی برای انسان هرروز لازمه زندگیه ..استادعزیزم بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت این فایل قشنگتون واقعا حال دلم خدایی کردید ! تحسینت میکنم استاد جانم ..بهشت و نعمتهاش گوارای وجودتون ..
خدایا با تمام قلبم ازت سپاس گذارم که انقدر خوشبختم که از دیدن این جاده سر سبز زیبا اونقدر لذت میبردم و مشغول شکرگذاری بودم و گفتم خدایا عاشقتم خدایا شکرت .
و گفتم مرسی برای گوشام که میشنون و همون لحظه یکی از زیباترین نعمت های زندگیم و یکی از زیباترین لحظات زندگیم اتفاق افتاد به قول دوست عزیزم باران خوش صدا بعد گفتم خدایا شکرت الهی 100هزار یار شکر برای گوشام که میتونه صدای رویایی بارون بشنوه و غرق شه تو لذت و زیبایی و آرامش.
اون لحظه که استاد عزیزم و لبخند زد و گفت چه بارونی تا اخر ویدیو لبخند رو لبم بود برای این بارون زیبا.خدایا شکرت برای این هدیه گرون قیمت و لذت بخشی که به من هدیه دادی سپاس گذارم ازت
خدایا عاشقتم خدایا سپاس گذارم ازت برای چشمام و مغزم که سالمه و من این رنگ سبز جاده رو دیدم و انقدر لذت بردم
خدایا سپاس گذارم خدایا شکرت
خدایا عاشقتم خدایا من از سپاس گذاران قرار بده که بزرگترین خوشبختی دنیاست سپاس گذاری
خدایا شکرت که تو این سایتی هستم که انقدر آدماش بی نظیر و تحسین بر انگیزن و افتخار میکنم کنارشونم.خدایا شکرت سپاس گذارم ازت خدایا مرسی.
خدایا سپاس گذارم ازت خدایا شکرت خدایا سپاس
سپاس و سپاس.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخام خدایا من به سمت نعمت ها هدایت کن.نعمت شاکر بودن نعمت آرامش نعمت شادی خدایا نعمت ثروت !
سلامممم به استاد توحیدی و آگاهی بخش زندگی میلونها نفر سلام به مریم بانوی مستقل و زیبا
سلام به دوستان سرزمین توحیدی
خدایاشکرت برای این فایل بینظیر خدایا شکرت برای استاد بینظیر
این فایل ها که بلافاصله بارون میزنه به نظرم مهر تایید خالق هدایتگرمونه خیلی خیلی ارزشمندن باید هزاران بار گوش کرد و تامل کرد گوش کرد و عمل کرد
خیلی زیبا بود ..هر وقت داستان موسی و مادرش رو میشنوم واقعااا برام تحسین برانگیز اون شدت از اعتماد و ایمان به رب چون خودم مادرم و واقعاااا غبطه میخورم به مادر موسی
خدایا شدت ایمان و اعتماد میتونه مادر رو دراون شرایط رها کنه
خدایا کمکم کن بتونم در ایمانم ثابت قدم تر باشم کمکم کن توان بندگی تو رو داشته باشم کمکم کن توانایی سپاسگزار بودن رو داشته باشم
استاد عزیزم مدتیه داره با تک تک فایلهاتون غوغایی به پا میشه فقط از خداوند حمایتگر میخوام کمکمون کنه برای درک و عمل این فایلهای بینظیر که فقط با کمک خداوند امکان پذیر و بس
سلام
خدارا سپاسگزارم برای هدایت به سمت استاد عزیزم
خیلی خیلی برایم این فایل جالب بود انگار خدا بود که داشت با من سخن میگفت. چه باران قشنگ و بی نظیری که هم حس ترس دارد و هم حس آرامش.من هستم که چگونه آن را درک میکنم. این باران برای من مثل معجزه ایست که میگوید گوش کن این درسی از حقیقت است.
هر آنچه می گویید از خدا حقیقت محض است. هروقت که قرآن را می خواندم خیلی برایم سوال بود چرا میگوید ما مگر یک پادشاه از خودراضی است که خودش را اینچنین بنماید و اگر چنین است و می خواهد بزرگی خود را ثابت کند در جاهایی که تاکیدش برای پرستش خودش است چرا میگوید من! کاش این را بهتر بفهمم که چگونه است؟ همسرم میگوید ما یعنی همه دستورات کدنویسی یک کامپیوتر و خدا آن دکمه اینتر است که وقتی اینتر را میزنی آن دستور ارزشمند می شود و دستور را اجرا میکند. آیا دقیقا فرق من و ما در همین است؟
وقتی این فایل را گوش می دادم یاد این خاطره افتادم: یک بسته پستی داشتم که قرار بود دو روز دیگر به دستم برسد آن روز در هوای گرم تو خیابان بودم که پستچی را دیدم در آن گرمی هوا خیلی رنجور به نظر می آمد. همان لحظه بهم الهام شد پستچی که آمد برای تحویل بسته حتمن یک شربت خنک در یخچال داشته باش و به او تعارف کن.
دو روز بعد پستچی آمد و من فراموش کردم شربت درست کنم آب خنک را به همسرم دادم و گفتم به پستچی تعارف کن گفت فکر نکنم لازم باشد! در فاصله ای او رفت بسته را تحویل بگیرد من شربت درست کردم یک شربت خنک نسترن. همسرم برگشت و گفت برای پستچی شربت بیاور و من شربت را سریع به او دادم.
وقتی همسرم برگشت داخل خانه به من گفت خدا به تو خیر بدهد به پستچی گفتم آب خنک بیاورم به من گفت اره خیلی ممنون از صبح حالم اصلا خوب نبوده ولی باید کارم را انجام می دادم و حتی سعی نکرده بود برای خودش آب میوه ای بخرد! با این شربت جانی گرفت و بسیار تشکر کرد و رفت.
این داستان من را به فکر فرو برد که آیا خدا قبل از اینکه این بنده درخواست شربتی خنک بدهد به من الهام کرده بود برایش محیا کنم؟ چگونه است قبل از اینکه کسی چیزی بخواهد برایش محیا شده است؟!
دوستم هم تعریف میکرد ظرف سرداری داشتم ترک خورد در راه سفر و کنار ساحل رهایش کردم نیم ساعتی بعد زن و شوهری محلی سوار بر موتور آمدند صدف جمع کنند برای خوردن. اما مرد شاکی بوده است به زن که چرا ظرفی نیاورده. و همان لحظه ظرف من نظرشان را جلب میکند و برمیدارند و صدفها را جمع میکنند و با خوشحالی می روند.
چگونه هنوز این زن و شوهر حرکت نکرده اند ظرفی مناسب برایشان آماده میشود؟!
چرا درخواستی دارم و هربار تکرارش میکنم و به آن نمی رسم؟ چرا برای درخواست ثروت برای یک فرد فقیر و یا سلامتی برای یک فرد مریض اینقدر آسان نیست و پاسخ درخواستمان از قبل برایمان محیا نشده است؟
سلام و درود
چقدر از داستان پست چی
الهام قبل از آمدنش عالی بود
گاهی حسی داریم و کاری انجام میدهیم
درواقع اون برنامه ای برای انجام شدن و کاری راه افتادن است
داستان ظرف و ساحل و جمع کردن صدف
خدایی داریم که اینقدر قشنگ راه رو باز میکنه و اجازه میده بهترین ها رقم بخوره
بدستان خدا اعتماد کنیم
و بدانیم
آنچه میخواهیم تو جهان هست فقط،ما باید تو مسیر باشیم و دریافت کنیم
شاد و موفق و ثروتمند باشید
به نام خداوند یکتا
سلام پر از عشق پر از سپاسگزاری به استاد عزیزم و بانو شایسته
سلام خانواده عزیزم
استاد داری چی کار میکنی با ما؟
من چرا دارم بی اختیار اشک میریزم
چقد چند وقته همه چی عالیه احساس کمبود ندارم
چرا دارم دنبال دکلمه این شعر پروین میگردم بذارمش تو پلی لیستم؟
هر وقت خدا رو ول کردم و “من” اومد وسط چقد همه چی بهم ریخت و آشفته شد.
چطور بعضی وقتا یادم میره بابا در مورد همه مسائل اگه بخوای هدایتت میکنه ها… تو هیچ کاره ای تو فقط باید بنده ای باشه که انقدر اطمینان داره به ندای الله قدم به قدم عمل میکنه.
تو فقط باید به پاس سپاسگزاری از وجود این سیستم زیبا به زیبایی های بیشتر توجه کنی، ورودی هات رو کنترل کنی و بقیه اش با اون بالاییه ها
هر تجربه ای که تبدیل به نقطه قوت من شده رو وقتی به یاد میارم یادمه رها بودم، همه چیو سپرده بودم به خدا و منو میبرد.
بخدا من اندازه یه شاخه گل به خدا بها پرداخت میکردم خدا یه دسته گل به من میداد.
چطور میتونم هنوز در بعضی موارد بترسم بی ایمان باشم.
من خدارو دیدم دیگه تا آخره عمرم نمیتونم منکر این سیستم بشم، دست منو گرفته بار ها و بار ها
احساس میکنم خیلی کم میشناسمش، احساس میکنم این سه چهار سال اخیر فقط مقدمه ای بوده برای حس و حال این یک ماه اخیر انگار من زمینی بودم که داشت آماده میشد و شخم زده میشد تا آماده کاشت بشه، چقدر خدای من قشنگه این روزا، چقد عاشق این زندگیم، تازه بهتر از اینم هست من باید خواستن رو بیشتر یاد بگیرم و توکلم قوی تر بشه
هر بار به ندای الله گوش کردم بی نظیر شده نتیجه اش، همین اول هفته من توی مسابقه شرکت کردم در زمینه شغلم، اول که میخواستم شرکت کنم “من” داشت میگفت بابا تو هنوز نو پایی تو مگه تونستی نتیجه ای تو کارت خلق کنی که حالا بری رقابت هم کنی با حرفه ای ها، “خدا” گفت برو درس داره، باور داره توش برو میخوام بهت چیزای جدید یاد بدم گفتم چشم، الان که روز سوم مسابقه اس من فهمیدم بابا من چقد عالیم تو این کار خودم قبول نداشتم، خدایاشکرت یه پله دیگه باورام تقویت شد.
دل و جرئت پیدا کردم از اینکه ازت بیشتر بخوام خدای خوبم.
تازه دارم معنی تعهد رو میچشم، وقتی یه قدم رو برمیدارم و به محض تموم شدنه اعمال اون قدم دوباره بهم میگی حالا دوباره خلوت کن تا بهت بگم برای حرکت بعدی چیکار کنیم.
بعضی احساسات رو آدم میترسه در جمع های معمولی بیان کنه ولی اینجا خداروشکر راحتیم برای گفتن احساساتمون
” رهروی ما اینک اندر منزل است ” احساس میکنم تمام اهدافم تیک خورده اند و انجام شدن من فقط دارم لذت میبرم، اصلا نمیتونم با کلمات بگم که چقدر این زندگی رو دوست دارم، همین دیشب با دوستم رفتیم یه دوری بزنیم داشتیم راجع به قوانین حرف میزدیم گفتم علی احساس میکنم همه چی انجام شده من تو مسیر فقط دارم لذت میبرم عجب همزمانی داشت با این فایل الله اکبر
برگشتم به خدا به اصل و چقدر راحته همه چی با خدا
اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ ﴿19﴾
شوری – 19
خدا را به بندگان لطف و محبت بسیار است، هر که را بخواهد روزی میدهد و او توانای مطلق و مقتدر و غالب است
عاشقتونم استاد چقدرررررررر این فایل عالی بود خداروشکر که با شما آشنا شدم دستتونو میبوسم استاد عزیز ممنونم از خدای خوبم که من شاگرد بنده بی نظیرش هستم
عاشقتونم بچه ها کامنتاتون هر روز منو یاد خدا میندازه و زندگی واقعی همینه و غیر از این نیست
آرزوی بهترینا
به اندازه ای که سرم در برابر خداوند پایین هست و سپاسگزار نعمتهای بییییییی نهایت خداوند هستم خدا به همون اندازه منو سربلند میکنه
توحید توحید توحید همه چیییییزه
اااااستاااااد عععععجب فااااایلی
کلی اشک منو در آورد
تحسین میکنم درک و فهم پروین رو که اینقدر زیبااااو قشنگ قوانین الهی رو درک کرده و من از زبان استاد عزیزم این مفاهیم ناااااب رو دارم میشنوم و ذره ذره سلول های بدنم پر میشه از درک لطف خداوند به این بنده ناتوان در مقابل حتتتی یه پشه
چققققققدر شعر عمیق و فوووق العاده ای بود
از اینکه چقدر راحت ترس و غم و شک و تردید در ذهن واسه آدم بزززززررررگ و عظیم میشه و خدایی که قدرتش و قوانین دقیق و فوووق العاده عاااادلانش باااالاتر از همه این ترس ها و غم ها شک و تردید هاست
چقدر من بنده ناسپاسی هستم که باااا اینکه از بدو تولد همه چییییی برای من عااااالی پیش رفته ولی بازم اسیر ذهن و ترسهای واهی اون میشم
چقدر من ذهنی در من هست که باید ازش دور بشم و به نور الهی در قلبم زنده بشم و منم منم نکنم که من هررررررچی داااااارم حتی حضورم در این سایت و مسیر آگاهی و در آمدن از جهل من ذهنی همممممش لطف جان جانان بوده و بسسسسسس
اینکه به خودم یااااد آوری کنم که در مسیر هدایت الله هر آنچه درک کردم قدم بردارم و شک نکنم به مسیری که هدایتگر اون جهاااااان رو داره مدیریت میکنه و جهان و قوانین کیهان سرگرم کارند تا من هر لحظه در مسیر خوشبختی باااااشم و من هنوووووز درگیر این ذهن و نجواهای اووون هستم
داستان موسی و مادرش و آنچه براش رقم میخوره بااااید درسی باشه واسه ایمان هر لحظه من که در پناه خرد الهی رب عااااالم هستم همونی که همیشه حواسش به من هست و نه خوابش میبره نه فراموشکاره
خدای منننننن خودت توان و قدرت عالی به من و قدم های من بده که در این مسیر تووووحیدی ثااااابت قدم بمونم و مثل استاد عزیزم هر لحظه رو به جلو حرکت کنم و یه لحظه هم به سمت پایین نیام چون جهان ایستا نیست اگه بالا نرم حتما دارم سقوط میکنم
خدایا شکررررررت برای درک این آگاهی ها و این شعر به جا در مسیر زندگی من
استااااد ممنون و سپاسگزار برای بودن و موندن در این مسیر توحیدی که مسیر آگاهی شده واسه میلیون ها نفر
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم انشالله که همیشه حالتون خوب و عالی ترین باشه
به نظرم علاوه بر کل سایت بخش نشانه های روزانه دقیقا میزنه به هدف
به هدفی که تو رو بیدار و هوشیار میکنه و یک تلنگر میزنه به تو که بلند شو و مسیر خودت رو پیدا کن
برای من دقیق این اتفاق افتاد چند روزی بود که قلبم سنگینی میکرد و انرژی مثبتم کم شده بود تا اینکه این فایل رو امروز نگاه کردم و یکبار دیگه بیدارم کرد که پسر تو نگران چی هستی وقتی خودت رو سپردی به ما اگر واقعا به ما ایمان داری و کل وجودت رو سپردی به ما دیگه خیالت راحت باشه و فقط کاری که از دستت میاد انجام بده و برو جلو
همان طور که حضرت موسی رو از رود نیل نجات دادیم و مادر خودش رو دایه اش کردیم و اون رو به عرش رسوندیم به همان اندازه که تو ایمان داشته باشی تو رو به عرش میبریم فقط کافی هست با ایمان کارت رو انجام بدی
همان طور که حضرت یوسف رو از چاه از فرش به عرش رسوندیم و همه رو کردیم دستی از دستان خدا تا حضرت موسی بشود عزیز مصر مطما باش تو هم به جایی که لایقش باشی میرسی
همان طور که حضرت یونس رو در شکم نهنگ اون مسیر زیبا رو براش رقم زدیم تو هم میتوانی به خواسته و اهدافت برسی
همان طور که آتش رو بر ابراهیم گلستان کردیم و….
تو هم بنده خوب ما هستی فقط کافی هست با ما باشی و به ما ایمان داشته باشی و توکل زیاد کنی
بعد ببین چکارا که برای تو نمیکنیم
من چند روزی بود که حالم زیاد مساعد نبود و احساس سنگینی روی قلبم میکردم و امروز علاوه بر اینکه این فایل رو دیدم و کل مسیر رو به خدا سپردم دیشبم یک فایل دیگر روی صفحه اصلی سایت اومد که موضوعش توجه و تمرکز به خواسته ها و ناخواسته بود که امروز که داشتم فکر میکردم دیدیم نگرانی چند روز من علاوه بر اینکه خدا رو کمتر میدیم تو زندگیم توجه به نگرانی خودش نگرانی بیشتر تولید میکرد
و دفتر شکرگزاریم رو برداشتم و شروع کردم به شکر گزاری خواسته هام و حالم بهتر و بهتر شد
از اونجایی که شخص خود من آدم انرژیکی هستم وقتی احساسم خوب نیست واقعا استپ میکنم و وقتی هم خدا کمک میکنه و هدایتم میکنه به سمت روشنایی و نور سعی میکنم زودتر خودم رو پیدا کنم و با تلاش بیشتر خودم رو برسونم به حالت قبلی و ادامه مسیر روشنایی و نور
یادم میاد استاد توی بعضی از فایل گفتید که حق داری وایسی و استراحت کنی ولی دوباره بلند شو و شروع کن
و من بازم به یاری خود خداوند و سیستم قانونمندش شروع میکنم و مطمینا خدا هم کمک زیادی میکنه و من رو هدایت میکنه تا با قدرت بیشتر و بهتری دوباره شروع کنم و انجام بدم راه رو
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم
سلام سلام و سلام
یادمه یه حدیث بود یه شعربود نمیدونم که خیلی ساله پیش شنیدمش
و یجورایی این حرف برام اینطور بود که خب حالا یه چیزی میگن ،نمیدونم باورمیکردم ولی درعین حال نمیفهمیدمش
محتواش شامل این بود:
«که خدا خیلی به من محبت داره که اجازه میده من شکرشو بگم »
و الان با تکتک سلولهای بدنم میفهمم اینو
که چه نعمتیه که بتونی شکر خدارو بگی چقد میخوادت که اجازه میده باهاش حرف بزنی ،نمیدونم چی میشه گاهی انقد حس و حالم باهاش خوبه گریه میکنم انقد گریه میکنم و فقط تو گریه هام میگم اجازه بده من هرشب این حجم از حس خوبو تجربه کنم
میدونم که اون بایداجازه بده
یکی از شیرین ترین حسای زندگیمه زمانیکه ازش تشکر میکنم واشک میریزم
انگار زلالی قلبمو حس میکنم
اینکه داره پاکش میکنه اینکه هرثانیه باهامه
این مواقع تازه میفهمم مولانا تو شعراش چیمیگه….
یادمه مدرسه بودیم هرشعری که راجع به عشق و…صحبت میشد دبیرادبیات میگفت منظور عشق به خداونده
و همه بچه ها پیش هم میگفتن ای بابا منظورش عشق آدمیه الکی میپیچونه
و تا سالیان سال نظرمن همین بود
انقدر برام عشق به خداوند دور بود
بااینکه من تقریبا غالب عمرم بعنوان یه ادم باخدا و….شناخته میشدم ولی درکم از عشق به خدا چبزی حدود صفربوده….
امیدوارم ازش درخوااااست میکنم این لیاقتو بهم بده بتونم عاشقش باشم بتونم شکر بگم بتونم گریه شوق کنم براش
که از زیباترین حسای جهانمه….
امروز یه مورد جسمی برام پیش اومد و داشتم بهش فکر میکردم که یعنی ویتامین باید بخورم یعنی بدنم به چی نیازداره؟
و به این فکر کردم که بیماری ها و همه چیز از روح ادم میاد اگه روح ادم سالم باشه جسمش سالمه
و اونوقت بود که دوباره از خداوند درخواست کردم برای حلش
فکر کن یکیهست که تو هرررررساعتی هرموقعیتی هرررطوری میتونی راحت ازش بخوای و میدونی که نمیتونم و نمیدونم و بلدنیستم و هیچ حرف منفی برات نمیاره و فقط انجامش میده
فکر کن
این نعمت دراختیار ماااست
کاش یادبگیریم یکم بار زندگیو برداریم از رو دوشمون و رو شونه خدا سوارشیم و زندگی کنیم
اون میگه باااابا من سوارت میکنم بعد ما واسه راه رفتن از مورچه ها کمک میگیریم…..
امشب شب سی و سه چله من
باسلام و درود
سپاس از استاد گلم و خانم شایسته پرتلاش و تیم حرفه ای شون.
خدایا شکرت، دوست دارم ، عاشقتم، خیلی گلی، عزیزمی خدا جونم.
وقتی آدم شرایط مختلف رو تجربه میکنه و بعد مقایسه میکنه، تازه تفاوتها رو احساس و درک میکنه.
میخام از تجربه خودم در تکیه به آدما و بعد تکیه به خدای مهربون بگم، امیدوارم مفید واقع بشه.
من خودم قبلا بیشتر دنبال راضی کردن آدما بودم از دوست بگیر، همکار تا همسر و فرزند، اونقدر خودم رو به زحمت مینداختم که روح و روانم بهم میخورد،مریضتر میشدم داغون تر میشدم و بی ارزشتر .
وقتی دلم میگرفت میرفتم دنبال آدما تا پیش شون درد دل بکنم تا خالی بشم تا به آرامش برسم ولی مضطربتر و ناآرام تر میشدم.
وقتی پول نداشتم میرفتم پیش آدما، پول قرض میکردم یا بهتره بگم گدایی میکردم، میرفتم دنبال آدما تا بهم چک تضمین بدن تا بتونم وام بگیرم و من خورد میشدم ، وقتی از بانک زنگ میزدن و تهدید میکردن که چون قسط هام عقب افتاده از ضامن ها کسر میکنیم و اون لحظه من تحقیر میشدم و میترسیدم که آبروم بره،
وقتی روابطم خراب بود و نمیدونستم باید چیکار کنم و از این و اون مشورت میگرفتم ولی باز رابطه خرابتر میشد.
وقتی بدنم قاطی کرده بود و هی دنبال طب سنتی و ایرانی و کلاسیک و انواع دمنوش ها و از این جور چیزا بودم ولی باز خوب نمیشدم.
وقتی گناه میکردم و از خودم و خدا خجالت میکشیدم و جایگاهم رو جهنم میدونستم و آرامش نداشتم.
اما
حالا چی….
وقتی استاد عباسمنش عزیزم ، این استاد توحیدیم، منو با خدای قشنگ و زیبا و مهربون و عاشق آشنا کرد
ورق برگشت
الان ناصر، فقط دنبال اینه که خواسته ها و قوانین خدا رو بشناسه و اجرا کنه و فقط و فقط خدا رو راضی بکنه و الان خدا هم خیلی خیلی داره منو راضی میکنه
الان ناصر، وقتی میخاد آرامش پیدا بکنه با خدای نازنینش حرف میزنه و ازش هدایت میخاد و آرامش بی نظیری رو در هر لحظه از زندگیش تجربه میکنه
الان ناصر، فقط خدا رو منبع رزق روزی میدونه و هر روز از اون طلب گشایش روزی میکنه و صد البته که تا حالا عالی کمکم کرده و خودش حسابمو شارژ میکنه با عزت و احترام
الان ناصر، عاشقانه عزیزانه سو دوست داره و اونا رو واسطه عشق خداوند میدونه و ازشون در هر لحظه لذت میبره وسعی نمیکنه عوضشون بکنه
الان ناصر ، به لطف خدای مهربون دیگه هیچ دارویی نمیخوره هیچ مطبی نمیره، بدنش خیلی سالم تر شده،بدنش خود به خود داره عضله میسازه ، خواب آرام و عمیق داره ، انرژییش داره زیادتر میشه.
ببین خدا با آدم چیکار میکنه
به قول ملاصدرا ،
* مگر از زندگی چه می خواهید
که در خدایی خدا یافت نمی شود؟
خداوند همه چیز می شود همه کس را*
آآآآآآآآآه خدایا شکرت
چقدر سبکم
چقدر آرامم
چقدر امیدوارم
چقدر شادم
چقدر ثروتمندم
چقدر سالمم
چون تو را دارم.
یاحق
با سلامی پر عشق ونور خداوند در دلم
درود خدمت استاد عزیز ومریم بانو
چقدر با شنیدن این فایل بینظیر و هدایتی لذت بردم واشک از چشمانم سرازیر شد بینهایت با گوش دادن این شعر زیبا دلم باز شد ونور خداوند رودر وجودم احساس کردم
لذت بردم از ماشین زیبای استاد لذت بردم از منظره هایی که در مسیر دیدم
اونقدر از شعر ومسیر غرق شدم که خودم رو در اون مکان حس میکردم
چقدر از هماهنگی لحظات حیرت زده شدم درست همون لحظه که فایل رو میدیدم در شهر ما هم مقدار هوا ابری وکمی باران بارید تا بتوانم درک بهتری از قدرت خداوند پیدا کنم
من با گوش دادن این فایل زیبا وشعری که پر از هدایت های بزرگ وبینظیر بود
در تمام لحظات دیدن فایل خداوند رو شکر میکردم ولبخند میزدم وخوشحال هستم که دارم این آگاهی ها رودرک میکنم
من لحظه به لحظه ای که استاد این طور با شوق وعشق خدا رو شکر میکنن یاد میگیرم ومیفهم چه طور وچگونه باید شکر گزاری کنم
گاهی با خودم فکر میکنم که استاد با این که به تمام خواسته های خودش رسیدن وشاید خواسته ای ندارن ولی باز هم شکر گزاری از زبانشون هست وگاهی هم خیلی عمیقتر وبهتر شکر گزاری میکنن
شاید گاهی من ودوستان با خودم بگیم خب شکر گزاری کافی هست ولی اینطور نیست ما لحظه به لحظه مثل ثانیه های نفس کشیدن باید شکر گزاری کنیم چون هر لحظه به یاد خداوند هستیم واز بزرگی ولطف خداوند فراموش نکنیم
با تشکر فراوان از استاد عزیز ومریم بانو با عشق
ب نام خدای مهرباااان!
سلام ب استاد عزیزم ومریم جانم ..
.استاد بااین فایلتون چ کردید باما واقعا این فایل توحیدی و شعر پروین اعتصامی روح آدم جلا میده این فایل بارها بارها گوش دادم وهرچقدر گوش بدیم بازکمه ..استاد بعد ازگوش دادن این فایل قشنگ چنان چشام بارونی شد واقعا حالم دلم خدایی شد ب خودم اومدم ک چقدر نعمتها داریم ولی ما غافل از شکر آن یادمون میره چی بودیم چی هستیم ازکجااومدیم اونقدر غرق افکار منفی زندگی روزمره هستیم ک الهامات خدا همه چی یادمون میره انگار ن انگار از وجود خداییم و خلاصه اینکه اگ خودمون ب خدابسپاریم همه چی درست پیش میره باخدا باش پادشاهی کن بی خداباش هرچ خواهی کن . واقعا یادآوری ایجور مباحث توحیدی برای انسان هرروز لازمه زندگیه ..استادعزیزم بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت این فایل قشنگتون واقعا حال دلم خدایی کردید ! تحسینت میکنم استاد جانم ..بهشت و نعمتهاش گوارای وجودتون ..
به نام خدای هدایتگر
به نام خدای از من به من نزدیک تر
به نام خدایی که من به سمت خاسته هام هدایت میکنه
خدایا با تمام قلبم ازت سپاس گذارم که انقدر خوشبختم که از دیدن این جاده سر سبز زیبا اونقدر لذت میبردم و مشغول شکرگذاری بودم و گفتم خدایا عاشقتم خدایا شکرت .
و گفتم مرسی برای گوشام که میشنون و همون لحظه یکی از زیباترین نعمت های زندگیم و یکی از زیباترین لحظات زندگیم اتفاق افتاد به قول دوست عزیزم باران خوش صدا بعد گفتم خدایا شکرت الهی 100هزار یار شکر برای گوشام که میتونه صدای رویایی بارون بشنوه و غرق شه تو لذت و زیبایی و آرامش.
اون لحظه که استاد عزیزم و لبخند زد و گفت چه بارونی تا اخر ویدیو لبخند رو لبم بود برای این بارون زیبا.خدایا شکرت برای این هدیه گرون قیمت و لذت بخشی که به من هدیه دادی سپاس گذارم ازت
خدایا عاشقتم خدایا سپاس گذارم ازت برای چشمام و مغزم که سالمه و من این رنگ سبز جاده رو دیدم و انقدر لذت بردم
خدایا سپاس گذارم خدایا شکرت
خدایا عاشقتم خدایا من از سپاس گذاران قرار بده که بزرگترین خوشبختی دنیاست سپاس گذاری
خدایا شکرت که تو این سایتی هستم که انقدر آدماش بی نظیر و تحسین بر انگیزن و افتخار میکنم کنارشونم.خدایا شکرت سپاس گذارم ازت خدایا مرسی.
خدایا سپاس گذارم ازت خدایا شکرت خدایا سپاس
سپاس و سپاس.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخام خدایا من به سمت نعمت ها هدایت کن.نعمت شاکر بودن نعمت آرامش نعمت شادی خدایا نعمت ثروت !
سپاس خدایا سپاس گذارم ازت
به نام او که همه چیز تحت کنترل اوست
سلامممم به استاد توحیدی و آگاهی بخش زندگی میلونها نفر سلام به مریم بانوی مستقل و زیبا
سلام به دوستان سرزمین توحیدی
خدایاشکرت برای این فایل بینظیر خدایا شکرت برای استاد بینظیر
این فایل ها که بلافاصله بارون میزنه به نظرم مهر تایید خالق هدایتگرمونه خیلی خیلی ارزشمندن باید هزاران بار گوش کرد و تامل کرد گوش کرد و عمل کرد
خیلی زیبا بود ..هر وقت داستان موسی و مادرش رو میشنوم واقعااا برام تحسین برانگیز اون شدت از اعتماد و ایمان به رب چون خودم مادرم و واقعاااا غبطه میخورم به مادر موسی
خدایا شدت ایمان و اعتماد میتونه مادر رو دراون شرایط رها کنه
خدایا کمکم کن بتونم در ایمانم ثابت قدم تر باشم کمکم کن توان بندگی تو رو داشته باشم کمکم کن توانایی سپاسگزار بودن رو داشته باشم
استاد عزیزم مدتیه داره با تک تک فایلهاتون غوغایی به پا میشه فقط از خداوند حمایتگر میخوام کمکمون کنه برای درک و عمل این فایلهای بینظیر که فقط با کمک خداوند امکان پذیر و بس
در پناه الله
که همه چیز تحت کنترل اوست و بس