اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
داستانهای حضرت موسی هر روقت میشنونم ناخودآگاه خودمو توی اون لحظه به آب انداختنش توسط مادرش تجسم میکنم ،وقتی بهش فکر میکنم و خودمو جای مادر حضرت موسی میزارم بی اختیار شروع میکنم به گریه کردن
خودمو و پسرمو میبینم و بزرکی و عظمت پرودگارمو توی ذهن مادر حضرت موسی اندازه میگیرم
یعنی مادر موسی چقدر اعتماد داشت به خدا که تونست جیگر گوشه خودشو بزاره روی آب و بسپارش به جریان رودخانه ..همین الان دارم اینو مینویسم بی اختیار اشکم جاری میشه
یعنی این زن چقدر بزرگ و توحیدی بود که همچین کاری کرد
منی که اینقدر پسرمو دوسدارم بارها پیش اومده که خواستم با شنیدن این حرفها ادا در بیارم و جاهای که همه میگفتن خطرناک نزار بچت اسن کارو بکنم بی خیالش شدم و سپردمش به خدا ،هیچ اتفاقی نمیافتاد براش ولی گوشه ذهنم انگار اعتمادی نداشتم به خدا و فقط اداشو در میاوردم که بقیه ازم تعریف کنن
بی نهایت مثال دارم برای این کار و هر دفعه هم یه جوری خودمو متقاعد میکردم که من به خدا اعتماد دارم ولی اینطور نبود
من خودم میدونم که مشکل من از اعتماد نداشتن به خداست ،اگه اعتمادم واقعی بود الان این وضع من نبود ،منم مثل حضرت موسی توی آغوش گرم مادرم توی قصر پادشاهی زندگی میکردم ..
مگه ما جای که هستیم حاصل باورهای ما نیست پس اگه تو شرایطی هستم که ازش راضی نیستم یعنی باور به خدا و قدرتش ندارم باور من به اندازه نتیجه ای هستش که گرفتم
یادم میاد ندای درونم از بچگی باهام حرف میزد راه از چاه بهم نشون میداد ،هیچ وقت توی برخورد با مشکلات نتونستم بپذیرم این مشکلات واقعیت زندگی منن،همیشه به خودم میگفتم این زندگی سختی که دارم تجربه میکنم براش به دنیا نیومدم ..بچه که بودم خیلی راحت روح من باهام ارتباط برقرار میکرد و همه چیز آسون بدست آوردنی جلوه میداد
ولی هر چی بزرگتر شدم هر چی از روح خودم فاصله گرفتم کارها سخت تر شد بیشتر درگیر ظلمات شدم و از اصل خودم دور شدم
اینقدر دور که صدای ندای درون من سالها بود نشنیدم و بجلش صدای ناتوانیها هر روز بلدتر میشد
هر چقدر فاصله من از خدا بیشتر میشد زندگیم پر پیچ خم تر میشد
تا جای که دیگه تسلیم شدم و به خدا گ4تم بالاتر از سیاهی رنگی نیست مگه پایان همه چیز مرگ نیست پس مرگت رو برای من بفرست
اونجا بود تازه فهمسدم چقدر زندگی رو دوسدارم چقدر این دنیا زیباست اونجا بود که خدا دستمو گرفت
الان دیگه آدم سابق نیستم یه آدم عصبانی ،زود جوش ،غمگین ،بلکه شدم یه آدم که هر روزشو با تپش قلبش حرف میزنه از هر تپشش لذت میبره سپاسگزار این زندگی زیباست که هدیه گرفته
عجیب همراه بودن با خدا زندگی برام جذاب کرده ،انگار همه چی شدنی ،انگار میخواهی و میشود ،انگار یه نمرود داری که آمادست برای تو اجابت کنه هر آنچه را که بخوای چون تو عزیز دوردانه او هستی
قتی که آدم تسلیم میشه خدا دستتو میگسره میبره توی قصر همونی که قصد جونتو کرده بود ..
داستان موسی عجیب حالمو خوب میکنه ،عجیب آرومم میکنه و عجیب همه ما شاگردان استاد توحیدی دست به قلم میکنه که هر چی درون خودشون دارن بریزن بیرون زلال بشن..
خدایا نمیدونم چطور سپاسگزارت باشم بابت ثانیه به ثانیه زندگیم ،بابت هر تپش قلبم،بابت خورشیدی که توی مدار خودش نه یک سانتی متر جابه جا میشه و نور زندگی به زمین زسبا با این عظمتش میتابونه ..
ابر و باد فلک همه در کارن که ببخشن این حیات به ما انسانهای وه جانشین خداوند روی زمینیم ..
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر استاد عباس منش و این سایت الهی ..استاد عزیزم ممتونم ازت که یه تصمیم گرفتی ندای قلبتو گوش بدی و ما بشیم رهروان حقیقت سایتون مستدام و عمرم با عزت برای شما و خانوم شایسته عزیز و تمام بچهای توحیدی این سایت
استاد جان سرتون سلامت ،عزت و جایگاهتون هر روز بهتر و بهتر و بالاتر و بالاتر
خدا را هزاران بار شکر برای وجود شما ، سایت شما و عزیزان این سایت
من فایل های توحیدی را خیلی دوست دارم ولی این فایل یک چیز دیگه أست با خوندن کامنت ها فقط گریه کردم ،
گریه از بزرگی و وجود خدا که لحظه لحظه هوای همه ما را داره ، که چرا از ش غافل بودم و هستم ، چرا باور نمی کنم هی مگیم چه جوری ، خدا را شکر جایی نشستم کسی گریه من را نمی بینه.
استاد جان با این فایل و جلسه ۴ کشف قوانین انگار یک معدن گنج پیدا کردم ، انگار تازه از یک خواب سنگین بلند شدم ، اینقدر خوشحال و سبکم که دیگه گفتم تمام ، همه کار می شه کرد ، یاد او صحبت شما افتادم که با درک قانون و پیدا کردن خدا گفتید فقط راه. می رفتید و گریه می کردید ، از خدا می خوام این حال دائمی باشه و تا ابد باشه ، از خدا می خوام کمک کن هر روز یک قدم بهش نزدیک و نزدیکتر بشم ، هر روز بهتر بشناسم ، بهتر باور ش کنم .
کاش یک میلیونیم مادر موسی الهامات را دریافت می کردم و عمل می کردم ، که چقدر موحد بود و الهام را دریافت کرد و عمل کرد و بچه را به اب انداخت ، من تا مدتها به این ها به شکل داستان نگاه می کردم ، قران را که باز می کردم دنبال داستانهای موسی و ابراهیم و یوسف و … بود . مگه میشه مادر با دست خودش بچه را بندازه تو اب ، مگه میشه پدری بعد بیست سال بیاد تا بره سر بچه اش را ببره ، استاد جان ، چه می کنی با ما با این فایل ها .
مادر موسی و ابراهیم و هاجر و اسماعیل و عباسمنش موحد ان واقعی هستند. من که اون ته تها هستم هنوز نمی تونم الهامات را دریافت کنم تا چه برسه درست عمل کنم .
“همین خدا به انسان مؤمن میگوید: «ای جانِ بهآرامشرسیده،
پیش صاحباختیارت برگرد: تو از او راضی هستی و او هم از تو راضی است.
واردِ جمع بندگان مخصوصم شو
و به بهشتم قدم بگذار.»(فجر ٢٧-٣٠)
خدایا از تو می خواهم قدرت و درک و فهمی به من بدی که هدایت تو را دریافت کنم به من اراده و همتی بدی تا عمل کنم من هیچ نمی دانم من قدرت و اختیار را به تو می دهم من با جی پی اس تو حرکت می کنم تو که هر لحظه به تمام عالم و کهکشان مسلطی و در هر لحظه بهترین مسیر را به من نشان می دهی من تسلیم توام .به من قدرت بده در این سیستم و بستر برنامه نویسی که فراهم کردی بهترین و ساده ترین و درست ترین کد ها را بنویسم و ان نقطه زیبا و امن که تمام صالحان را به ان هدایت کردی برسم .
هر روز در کامنت ارزشمند دوستان می خوانم که چه زیبا هدایت می کنی ، من را هم باید به بهترین شکر هدایت کنی از تو می خواهم و به تو اجازه می دهم که از مسیری خودت که بهترین أست من را به خواسته هایم برسانی ، من را از موحدین قرار بده که اگر چنین باشد در ارامش ابدی هستم .
دیگ حق هرگز نمی افتد ز جوش
رحمت ، هدایت تو هر لحظه جاری ، تو نزدیکی ، تو در درون من هستی ، تو خود من هستی ، خدایا شکر برای وجودت ، برای این راه و مسیر ، برای وجود استاد عزیز
فایل توحید عملی قسمت 9 خیلی خیلی تاثیر گذار وعالی بود شاید بگم دقیقا جواب سوال من بود.
خدا را شاکرم که اینقدر زود جوابم را داد .
چند هفته پیش سر مشکلاتی که پیش آمد فرزندم از من دور شد وخیلی ناراحت ومتاثر بودم و شک ودودلی از تصمیمی که گرفته بودم من را خیلی آزار می داد .
شب موقع خواب شکر گذاری کردم وصبح که از خواب بیدار شدم سراغ فایل های صوتی استاد رفتم واتفاقی این فایل را انتخاب کردم تا گوش بدم وقتی موضوع فایل را متوجه شدم که در مورد حضرت موسی ومادرش هست وچقدر زیبا در این شعر پروین اعتصامی توانسته قدرت لایزال خداوند را به ما بفهماند
شگفت زده شدم وشاید چندین بار این فایل را خواندم ورفتم شعر را هم از اینترنت پیدا کردم وان را هم چندین بار خواندم وچقدر ارام شدم وفهمیدم که خداوند به من نشانه ای فرستاد تا من متوجه بشم که فرزند من تا وقتی که خدا را دارد هیچ نیازی به من نخواهد داشت :
به که بر گردی به ما بسپاریش کی تو ازما دوست تر میداریش
خدایا شکرت که هستی وهوای همه ی بندهایت را داری ای کاش می تونستیم شکر گذار تمام نعمت های بی دریغ شما باشیم
سلام خدمت استاد عزیزم وسلام خدمت استاد شایسته و سلام خدمت اعضای خانواده عباس منش
خدا قوت
باز هم فایل توحیدی و زیباییهای عمیق درونی استاد
عزیز دل استاد زحمت رانندگی میکشه و استاد زحمت ضبط یه فایل فوق العاده رو میکشه وما هم لذتش رو میبریم و سپاسگزار استاد و عزیز دلشون هستیم و شکرگزار خداوندی هستیم که همچین استاد توحیدی به ما داده،بی نهایت سپاسگزارم
در طول جاده باران رحمت الهی همراه با باران نعمت الهی در حال باریدن بود و در آخر که شدت باران نعمت الهی زیادتر شد باران رحمت الهی بر ما بیشتر بارید و حسن ختام استاد این شد که هر کسی سرش پیش خدا پایین تره ،عظمتش پیش چشم مردم بالاتره و این حقیقتی است که ان العزه لله جمیعا
خب داستان توحید ما از زمان حضرت آدم ثبت شد و در کسری از ثانیه جناب شیطان با یک فت پا حضرت آدم رو از بهشت بیرون کرد و دوباره با لطف خدا وارد بهشت شد وبعد از اون هم خلیل الله توحید واقعی رو به ما آموخت.
و خداوند چنان نعمتی این بنده توحیدی داده که ما آثار نعمت خدا به حضرت ابراهیم رو در حج و در دین ما و ….داده و ایشان در آخرت هم از شایستگان است
این توحید پشت به پشت چرخید تا به پیامبر آخر رسید و دستور داده شد که دین دین ابراهیم حنیف است و بس
تمام داستانهایی که تو قرآن اومده و استاد در شعر پروین برامون باز کردن نشانه وجود پروردگاری است که با چشم سر نمی بینیم اما با قلبمان احساس میکنیم
بالاترین فرکانس و نزدیکترین فرکانس به خداوند شکرگزاری است که حاصل شکرگزاری احساس خوب وآرامش و برکت است
استاد عزیزم در حین صحبت کردن شما یکی از باگهایی که تو دوره دستیابی به رویاها متوجه نمیشدم و مقاومت داشتم برام بازتر شد،سیستمی بودن خدا رو بهتر متوجه شدم و اینکه همه چیز خداست و من هم خدام اما خداوند نعمتی به من داده که بتوانم بپذیرم یا نپذیرم و قدرتهای دیگر…..از خدای خودم شاکرم و از شما استاد عزیزم ممنونم
خداوند قادر مطلق است ،این خداوند است که با دستان غیبی اش ما را آفرید وخلق کرد و جان داد وروح داد و جسم کاملا خودکار داد و غذا داد وآب داد و بی نهایت نعمت داد.
خداوند همانی است که همسری از جنس خودمان برای آرامش به ما داد و فرزندانی دوست داشتنی به ما داد.
این خداوند است که با عشق ما رو آفرید و با عشق در دستان خودش ما رو میپروراند و ما را بزرگ میکند و باز ما را به بهشت میبرد
این خداوند است اکسیژن را غذای ریه ما کرد تا ما با آن نفس بکشیم و همین خدا برای ماهی سیستم دیگری آفرید آیا این نشانه نیست
این خداوند است که چهار فصل،ماه ،سال، طلوع و غروب،شب و روز روشنی و تاریکی و میلیاردها میلیارد نعمت برایمان بوجود آورد
این خداوند است که قوانین ثابتی برای ما بوجود آورد تا بتوانیم همه چیز را به تسخیر خود درآوریم
این خداوند است که بنا برخواسته استاد،این بنده توحیدی را بوجود آورد و ایشان را کمک کرد تا اشاعه توحید کنند
این خداوند است که بنا بر خواسته ما ،ما را وارد خانواده عباس منش کرد تا هر روز از چشمه توحید به قدر نیاز خود آبی برداریم و روح خودمون رو جلا دهیم
خواهرها و برادرهای من شما نعمتهایی هستید که به من داده شده اید تا با خواندن کامنتهای شما قلبم نورانی تر شود و هر روز توحیدی تر شوم
و این ها همه نعمتهایی است که خداوند به من و ما ارزانی داشته و به قول استاد شکرگزارترین آدم یک تریلیاردم یکی از نعمتهای خدا رو نمیتونه سپاس بگه و از خدا میخواهم هر روز منو شکرگزارتر کنه و شکر نعمت شکرگزاری رو هم بهم بده و جوری برام ردیف کنه که خودش راضی باشه…..
خداوند رو سپاسگذارم که قدرت و ارباب بودن خودش را این چنین به ما نشان میدهد.
مینویسم با نام خودش و از خودش راهنمایی و هدایت میطلبم تا هدایت بشم.
اول از همه و به قول استاد عزیزم از خداوند میخوام کمکم کنه تا سپاسگذارتر باشم چون در این عصری که همه چی عین باد درحال عبوره فقط سپاسگذارتر بودنه که میتونه کمکم کنه. سپاسگذار باشم و در آرامش.
آرامشی که در دل طوفانهای زندگی هم بتونم سکان هدایت زندگی و خودم رو در دستانم داشته باشم.
درودی هم عرض میکنم خدمت همسفرهای عزیزم در این مسیر جنگلی سبز و از خداوند هدایت میطلبم تا کمکم کنه چشمم و قلبم آگاهتر و بازتر باشه تا بتونم در زندگی انتخابی آگاهانه داشته باشم و با ثبات قدم به مسیرم ادامه بدم.
چقدر فایلهای توحید به وقت و در زمان مناسب روی سایت میان و چقدددر خوشبختیم که در مسیر این آگاهیها قرار داریم و چقددددر نرم و آسان این مدت تغییر کردیم و در کنار اینهمه تغییر هم خداوند لذت بودن در کنار عزیزانی مثل شما را نصیبمون کرد. خداوند رو هزاران بار شکر که مفاهیمی عمیق مثل توحید و مثل شکرگذاری رو بهتر و بهتر داریم میفهمیم و خداوند هدایت کرد تا اینهمه مدت در جهل و سردرگمی نمانیم. تا این همه مدت نتایج زندگیمان را دیگران ندانیم و تمام آنچه که هست و نیست را خودم آفرینندهاش بپذیرم و حالا در پی ساختن خودی بهتر باشم. در این مسیر سبز از خدای بزرگ و بیهمتا برکت میطلبم. هم برای شما و هم برای خودم.
از نوجوانی عاشق برخی اشعار و شاعران بودم و نام پروین اعتصامی همیشه برام آشنا بود و هر از گاهی در اشعارش سرکی میکشیدم…چقدر این روح بزرگ تونست خدای یکتا رو قشنگ وصف کنه و قوانین الهی را در زیباترین وصف و نثر بیانش کنه. خدا رو شکر که بزرگانی بودند تا همیشه چراغ هدایت بر ما روشن بماند. خدا رو شکر بخاطر استاد عزیز که اینطور شعر رو برای ما خواندند و خدا رو شکر که مریم جان رانندگی کرد تا ما بتونیم بر زیباییها بیشتر و بیشتر تمرکز کنیم. خداوند رو شکر که قدرت شناخت این نظام و سیستم بزرگ رو به ما عطا کرده تا بتونیم فکر کنیم و این قدرت و نظامی که اسمش رو خداوند گذاشتیم رو بهتر درکش کنیم.
چقدر عالی شده که مفاهیم خدا، قرآن، بهشت و جهنم برام رنگ دیگهای پیدا کردن و حالا در حال ساخت خدایی بهتر…قرآنی بهتر و بهشت و جهنمی بهتر در ذهنم هستم. قبلا اینطور نبود، همین الانشم خیلی با کلمه خدا راحت نشدم چرا…چون یه عمر یه خدایی که هیچکار نمیکنه رو تجربه کردم… گاهی تو نوشتههام مجبور بودم بنویسم ”جهان”
مثلا جهان من رو هدایت میکنه به جوابام. شرمندهام ولی انگار بهتر جواب میداد تا اینکه بگم خدا هدایت میکنه…
فکر کنم باگ آدمهای خیلی مذهبی این باشه ولی اگه توی قلبمون خدا همون جهان باشه و جهان همون خدا مشکل خاصی نیست. در اصل همه این سیستمی که به این دقت و ریزبینی در حال حرکت و گسترشه همون نیروی برتر کیهان هست که آسمان و زمین در سیطره و اختیار اوست…همان نیرویی که نفس به نفس همه ماها رو هدایت میکنه…همان نیرویی که با هر تپش قلب خون رو به تهتهانیترین عضلات پا میفرسته و از اون مویرگ مویرگهای خونی عبور میده…اصلا اگر سیستمی غیر از تپش و تپیدن بود نمیتونست اینقدر کاربردی کار کنه و از اووون باریکترین مویرگها عبورش بده.
خداوند رو سپاسگذارم بخاطر این حجم از آگاهاییهایی که نصیب ماها کرده و ما و من خودم درگیر اینیم که فردا چه میشود. خدایا قدرت لذت بردن از این لحضه رو به من عطا کن یا ربالعالمین
منو و همسرم سال 97 وارد شرکت بازاریابی شبکه ای شدیم و شب و روز کار کردیم زحمت کشیدم از همه چی مون زدیم تا بتونیم موفق بشیم و در نهایت هم شدیم توی یکی دوسال زندگی مون از این رو به رو شد ماشین خوب خونه خوب درآمد عالی اما یه چیزی داشت این بود که ما باید همه گوش به فرمان لیدر مون میبودیم هرچی اونا میگفتن باید بی برو برگشت قبول میکردیم به قولی توی ذهنمون ازشون خدا ساخته بودیم
نزدیک دوسال پیش همون شرکت یه ارز رو گفت بخرین و همون لیدر ها گفتن هر چی دارین رو بفروشین و بخرین و ما هم در اطاعت اونا هر چه داشتیم رو فروختیم ماشین مون و…
اما زمانی که ماشین مون رو میخواستیم بفروشیم نمیشد اصلا شرایط دست تو دست هم داده بودن که این ماشین فروش نره به عبارتی یه نشونه از خدا بود که ماشین فروش نره اما ما متوجه نبودیم
و اصرار و پافشاری میکردیم به فروشش
و به هدایت پروردگار توجه نکردیم
و همه زندگی مون رو گذاشتیم و همه چی مون رو از دست دادیم
چقدر خدا با نشونه هاش با ما میخواست صحبت کنه اما ما حساب کردیم روی بنده اش و از همون جا ضربه خوردیم
و چقدر یا اون جمله استاد افتادم
که هر وقت
غیر خدا حساب کردم ضربه خوردم و هر وقت
روی خدا حساب کردم همه چی بهم داد به چه اندازه به اندازه ای که باورش کردم
خداروشکر از موقعی که خدارو بهتر شناختم
حال دلم خوبه ،آرامش دارم
حتی رابط ام با همسر و پسرم عالی شده
خدارو هزاران بار سپاس میگم که منو تو این مسیر قرارداد و سپاسگزار استاد هستم که این آگاهی هارو بهمون میده
پادشاه هرآن چیز که چشمم قادر به دیدن و گوشم میشنوه
خدای توانا بخشنده مهربان و هدایتگر
سلام استادجان سلام مریم عزیزم
همین اول تشکر کنم از مریم جانم که رانندگی کرد تا استاد با این شعر پروین دلو جانمونو بشوره
چشمامونو بازکنه
اشک بشینه رو گونمون
و چقدر حالمونو زیرو رو بشه
چی بگم از این فایل توحیدی
دیشب از خدا خواستم کمکم کنه
گفتم من ادمم دلتنگ میشم یجاهایی ناامیدی میاد
تو ارامش و ایمان و سرازیر کن به قلب و جانم
صبح این فایلو دیدم وگوش دادم اصلا اشک بغض لبخند امید ارامش ،احساساتی بود که هم زمان تجربه کردم
واقعا احساس کردم و دیدم همه ارزوهام تو این دنیا هست
محقق شده
و فقط منتظر موعد و زمانش
استاد جان من شدیدا داستان حضرت موسی رو دوست دارم
بارها با خودم میگم زینب اگر صبر مادرش نبود ایمانش نبود توکلش نبود میرفت و میخواست با عقل خودش بچه رو نجات بده و همه چی بهم میخورد
پس صبر کن صبر
و همینطور که تو فایل تحمل شما چقدر است توضیح دادید
صبر توام با ایمان و توکل
صبر یعنی من میدونم در زمان مناسب به اون خواسته میرسم
رهرو ما اینک اندر منزل است
خواسته من الان شکل گرفته تایید خدارو گرفته محقق شده تو منزلگاه منتظر من پس من با سپاسگزاری با امید با ایمان به این عظمت خدا با حال خوب این روندو طی میکنم
صبر میکنم برای بهبود رابطه عاطفیم
و در کنارش البته عمل میکنم و اقدام میکنم به نشونه ها ایده ها و اقداماتی که باید انجام بدم
صبر میکنم و ایمان دارم به کسب درامد و میرم تو دل شروع کسب و کارم
و اقدام میکنم به ایده های خداوند
صبر میکنم برای تغییر شخصیت و رسیدن به شخصیت و باورهایی که مد نطرم تغییری که مدنظرم چون همه چیز زمان لازم داره و تکامل
و اقدام میکنم قدم برمیدارم پله پله جلو میرم
پردهٔ شک را برانداز از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان
ایمان ایمان ایمان
خدای من ،من ایمان دارم به مسیر و قانونت به وجودت من کارهام و سپردم به دست تو
و خواستم تو کارهای منو درست کنی و آسونم کنی برای آسونی ها
ما گرفتیم آنچه را انداختی
بله خدایا تو دیدی من دعا کردم درخواست کردم
دیدی ایده دادی نشونه دادی من اقدام عملی کردم رفتم تو دل ترسم رفتم تو دل باورهایی که ریشه داشتن
تو دیدی بها دادم بهایی که چقدر سنگین بود
قطعا دیدی تو گرفتیش
شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است
بله صددرصد الله من سیستم شما ثابت و قانون شما بی نقص و ثابت و این یعنی عدالت این یعنی پادشاه من یکی و الله من یکی و قانونش سرتاسر عدل ،قانونش جواب میده به حال خوبم ،به ایمانم به توکلم به صبرمن
نیست بازی کار حق، خود را مباز
آنچه بردیم از تو، باز آریم باز
شانس و اقبالی وجود نداره
هیچ چیز شانسی و اتفاقی نیست
همه چیز طبق مشیت خداوند ،طبق قانون خداوند
من اومدم تو مسیر خدایا
من ایمان دارم که بازی نیست
من میدونم همه چیز عالی میشه ،میدونم سرانجام کار دست تو وتو بهترین هارو برام رقم میزنی
رابطم رویایی میشه پر ارامش
حساب بانکیم پر پول زندگیم پر نعمت
سلامتیم بهتر از روز اول
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
بله من ایمان دارم هیچ چیزی بدون اذن شما کار نمیکنه
از نفس های ما ،قلب و مغز و جان ما گرفته تا زمین خانه عزیز پر برکتمون ،رودها دریاها اسمان اقیانوس سنگ و باران و…همه دست به سینه توهستند
همه گوش به فرمان تو هستند
همه برای تو کار میکنند
همه با عشقققق منتظر دستور تو هستند
من هم که دستمو دادم تو دستت
که تو منو ببری تو بهترین مسیر راحت ترین مسیر قشنگ ترین مسیر
مسیری که توش پر سرسبزی و ارامشو ثروت و سلامتی و نعمت
ناخدایان را کیاست اندکی است
ناخدای کشتی امکان یکی است
عاشق این بیتم
چقدر وقت هایی که منتظرم یکی یکاری کنه اما ناخدای کشتی امکان یکی است
هیچکس قدرتمند تراز خدا نیست
یدالله فوق ایدیهم
و چقدر ارامش بخش
ایمنی دیدند و ناایمن شدند
دوستی کردم، مرا دشمن شدند
اخ فقط میخوام استعفار کنم با این بیت
چه جاهایی برام درهایی و باز کردو بعد فراموش کردم
چه جاهایی دستمو گرفت
بهم عشق خوب دادو من با افکار منفی و بدبینی خرابش کردم و بعدش از خدا ناراحت شدم
بهم هوش و استعداد و شرایط داد برای درس خوندن
بهم ایده داد
بهم سلامتی داد
بهم خانواده داد
و من هی شکایت کردم
و هی با یه مشکل غر زدم
ما که دشمن را چنین میپروریم
دوستان را از نظر، چون میبریم
راجب این بیت یه چیزی بگم
من تا چندوقت پیش مشکل بزرگم نپذیرفتن اشتباهاتم و نپذیرفتن راه غلط زندگیم باورهای غلط نپدیرفتن این بود که زندگیم و خودم میسازم بعد فهمیدم باوری که جلوی اینو میگرفت این بود که بعدش کلی حس گناه داشتم و نمیتونستم تحمل کنم پس کلا قبول نمیکردم
ولی این بیت چقدر مهربانی و بخشندگی خدا رو میرسون
و چقدر حالم و خدب میکنه که خدا راه میزاره به همه لطف میکنه ،ببین با کسی که توبه کنه تعهد بده بپذیره و تغییر کنه چیکار میکنه با دوستش چیکار میکنه
سلام استاد جان، سلام به خانم شایسته مهربون و سلام به همه دوستای عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش، امیدوارم حال همگی عالی باشه.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که هدایت شدم به این فایل فوقالعاده و خدا رو شکر که دارم کامنت مینویسم.
چقدر این فایل پر بود از آگاهی، از اینکه همه جهان رو تحت کنترل خداوند بدونیم و چقدر هوشمندانه خانم پروین اعتصامی از ضمیر ما توی شعرش استفاده میکنه و چقدر این بانوی بزرگوار رو تحسین میکنم که عالی از قوانین اطلاع داشته. میگه ما به موج فرمان میدهیم. همه چیز تحت کنترل و سیطره ماست.
چقدر این داستان مادر موسی برای من درس داشت، که مادر حضرت موسی چه ایمانی نشون داده و خداوند به ایشون وحی میکنه که نترس و نگران نباش. چه منطقهای قویی برای مادر موسی میاره و دلش رو آروم و محکم میکنه، رهرو ما اینک اندر منزل است، تو بچه رو به آب انداختی، اما از دیدگاه خداوند کار انجام شده، نتیجه رو میدونه، خداوند میدونه که آب بچه رو میبره، بعد فرعون بچه رو از آب میگیره، میدونه که بچه از دایهها شیر نمیخوره، میدونه که خواهر موسی اونجا پیشنهاد میده و مادر به بچهاش میرسه و پازل تکمیل میشه.
چه نکتهای گفتید استاد، این کار خداست که بچه رو به مادرش برمیگردونه، توی قصر فرعون، هیچ تهدیدی دیگه وجود نداره و مادر موسی بخاطر اینکه بچه خودش رو شیر میده از فرعون پول میگیره. الله اکبر.
چقدر زیبا میگه قطرهای کز جویباری میرود از پی انجام کاری میرود، چقدر زیبا میگه این سیستم که کارش از روی شانس و تصادف و بازی نیست، ما داریم همه چیز رو کنترل میکنیم و میگه دریا، موج و باد که از خودشون اختیاری ندارن، دارن دستور ما رو اجرا میکنن.
خدا رو شکر به خاطر داستان کشتی و نمرود، چه داستان زیبایی، خدایی که اینقدر مهربونی کرد در حق نمرود، اون رو از چه حادثهای نجات داد، اینهمه میگه به کوه و دریا و خار و گل و باد دستور دادیم که با این بچه مهربان باشید، اونوقت بعد از این همه دوستی، اون بچه بزرگ شد و شد نمرودی که با خدا اعلام جنگ کرد و یه برجی ساخت که بره بالا و بگه من از همه بهترم. خدا این داستان رو تعریف میکنه و میفرماید ما که با نمرود اینطور بودیم، چطور ممکنه با موسی بدی کنیم، این کفره که بگی خدا موسی عمران رو فراموش کرده، این کفره که بگی خدا من رو فراموش کرده.
همهمون که توی زندگیمون نگاه کنیم میبینیم زمانهایی که به خدا میگفتیم خدایا این مسالهام رو حل کن قول میدم که فلان کار رو انجام بدم، قول میدم دیگه فلان کار رو انجام ندم. بعد که خدا کارمون رو انجام داده، چقدر راحت، چقدر راحت فراموش کردیم و بدتر از اون فکر کردیم که خودمون مساله رو حلش کردیم، مثال ماشین و جای پارک هم جالب بود، یاد قسمت اخراجیها افتادم، بایرام که صدای توپ و تفنگ رو میشنوه، میگه خدایا کجا پناه بگیرم، یا خدا، یکی میگه بیا بخواب، میگه خدایا نمیخواد پیدا کردم، چقدر این اتفاق برای خود من افتاده. مثال اینکه خدا توی قرآن میزنه میفرماید: کشتی روی آب داره میره، همه چیز گل و بلبله، افراد کشتی شادن، یه تندبادی میاد، شرایط طوفانی میشه، موجهای مهلک به کشتی اصابت میکنه، اون موقع خالص خدا رو میخونن، زمانیکه از اون حادثه نجاتشون میدیم، چنان رو برمیگردونن که انگار از ما کمک نخواسته بودن. آیا این درسته؟ اونوقت من زمانهایی فکر میکردم که خدایا چرا با من مشکل داری، چرا ثروتمند نمیمشم؟ چرا من؟
چقدر زیبا این درس برام مرور شد که به اندازهای که سرمون در مقابل خداوند پایین باشه، فروتنتر و خاشعتر باشیم و اعتبار تمام نعمتها و داشتههامون رو به خداوند بدیم، خداوند سرمون رو جلوی بندههاش و جلوی جهانش بلند میکنه.
خدایا شکرت که این همه بهمون نعمت دادی، نعمت سلامتی دادی، خدایا شکرت که من رو با این سایت و با این آگاهیها آشنا کردی، خدایا اعتبار هر چیزی که دارم به تو برمیگرده، تو خلقش کردی، تو زمانیکه میخوابم، قلب و مغز و تمام سیستم بدنم رو مدیریت میکنی، تویی که خون رو توی رگهام پمپاژ میکنی، تویی که رزق و روزی لحظهای بهم میدی، کمکم کن که نسبت به تو بیمعرفت و ناسپاس نشم. چقدر زیبا گفتید که سپاسگزارترین آدمها در طول تاریخ حتی نمیتونن یک تیلیاردیم نعمتهایی که خدا بهشون داده رو شکر کنن.
هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیآید مفرح ذات، پس در هر نفس دو نعمت موجود و بر هر نعمت شکری واجب.
از دست و زبان که برآید * کز عهده شکرش بدر آید
این همون درسی بود که توی فایل درسهایی از انیمیشن گربه چکمهپوش گرفتم استاد، اون فایل فوقالعاده بود، استاد در تمام مواردی که اون گربه جونهاش رو از دست داده بود، یه غروری اون رو گرفته بود که من حالیمه، من از همه بهترم، بقیه حالیشون نیست، بقیه اصلا آدم نیستن، من فقط آدمم، یا به قول قارون که میگفت این همه ثروت رو من با علم خودم بدست آوردم، یا این غرور و تکبر که فرعون میگفت من رب اعلای شما هستم، من تهشم بابا، چی فکر کردی؟ خداوند اصلا بخاطر غرور و تکبر، ابلیس رو از بهشت خارج کرد، ابلیسی که هم ردیف فرشتهها شده بود. ابلیس گفت من بهترم، آدم رو از گل و من رو از شراره آتش خلق کردی، من به آدم سجده نمیکنم. یا زمانیکه نوح با قومش صحبت میکنه، اون سران قوم تکبر میکنن، میگن ما بیام حرف تو رو گوش کنیم، میگفتن یه مشت افراد ضعیف دور تو رو گرفتن ای نوح، ما از پرستش بتهای پدرانمان دست برنمیداریم و دیدیم که آخر داستانشون به کجا کشید، این داستان رو نوشتم، این مثالها رو آوردم که درس بگیرم، عبرت بشه برام که در مقابل خداوند فروتن باشم، خودم رو کوچک ببینم، خداوند میفرماید:
ای مردم شما نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بینیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!
سوره فاطر – آیه 15
خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
باز هم خانم پروین اعتصامی، شاعر بزرگ کشورمون رو تحسین میکنم که گفتن این داستان هم از طرف خداست و اعتبارش به خدا بازمیگرده.
خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
چقدر بارون قشنگ و زیبایی میومد، چقدر داستان فوقالعاده و فایل زیبایی بود، واقعا لذت بردم، تحسین میکنم خانم شایسته عزیز رو که با رانندگیشون باعث شدن استاد درباره این مطالب صحبت کنه و ار روی این مطلب بخونه، استاد جان چقدر لباس قرمز رنگ زیبایی پوشیدید، خیلی بهتون میاد، مخصوصا توی این فورد فوقالعاده قرمز رنگ، چه ماشینهای فوقالعادهای از کنار ماشین استاد رد میشدن، استاد جان تحسینتون میکنم که با شدت گرفتن بارون، به یاد قدرت خداوند افتادید و این رو نشونههای خداوند دیدید، چه درسهای فوقالعادهای داشت این فایل. خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
امیدوارم همه شما دوستای گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام به استادان توحیدی استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و بچه های این سایت بی نظیر و توحیدی
سپاسگذارم استاد به خاطر این فایل فوق العاده و بی نظیر میخکوب این شعر و تفسیرهای قشنگتون از اون شدم و چندین بار اشکم در اومد هم از درک
بالای پروین اعتصامی و هم نکات کلیدی که بهش اشاره کردین.واقعا همه چیز توحید و ما اگه یه اپسیلون بتونیم بهش عمل کنیم و توکلمون فقط به خدا باشه همه چی بهمون میده. تو این روزها که همه دارن تو سر و کله خودشون میزنن و ادعای مسلمونی میکنن فایل و برنامه های شما واقعا تنها چیزیکه حالمون رو خوب نگه میداره سپاسگذارم ازتون که این فایل هارو که پر از آگاهیِ و واقعا ارزش میلیاردی داره رایگان در اختیار ما میزارید.
امید وارم خداوند به ما قدرتی بده که سپاسگذار بی نهایت نعمتهایی که بهمون داده باشیم و فقط به خودش ایمان داشته باشیم و قدرت رو فقط به خدا بدیم نه عوامل بیرونی. از خدا میخوام که این قدرت رو به ما بده که سرمون جلوش پائین باشه تا سرمون رو جلوی بقیه خودش ببره بالا تا خودش بهمون عزت و نعمت بده استاد اون لحظه که بارون شدت گرفت و گفتین که خداوند داره قدرتش رو نشون میده کل موهای بدنم سیخ شد کل بدنم سست شد یه لحظه واقعا خداوند همیشه داره قدرتش رو به ما نشون میده ولی ما فراموش میکنیم و نمیبینیم این همه نعمت و ثروت و فراوانیُ.
خدایا ما را به راه راست به راه کسانیکه به آنها نعمت دادی هدایت فرما.
ما چون خودمون فراموش کاریم فکر میکنیم خدا هم ما رو فراموش میکنه ولی اونیکه با نمرود چنین کاری میکنه و از اون شرایط نجات میده دیگه هوای ما بنده های فراموش کارشو حتما داره.
استاد عزیزم باز هم سپاسگزارم ازتون که هم خودتون دارید عالی زندگی میکنید و هم کمک میکنید ما قانون جهان رو درک کنیم و خوب زندگی کنیم
خدا رو شکر با قانون سلامتی هر روز دارید خوشگل تر و خوش اندام تر و خوشتیپ تر میشید خانم شایسته عزیز از شما هم سپاسگزارم که رانندگی کردین تا این فایل بی نظیر آماده بشه
سلام به استاد بینظیر و توحیدی من
داستانهای حضرت موسی هر روقت میشنونم ناخودآگاه خودمو توی اون لحظه به آب انداختنش توسط مادرش تجسم میکنم ،وقتی بهش فکر میکنم و خودمو جای مادر حضرت موسی میزارم بی اختیار شروع میکنم به گریه کردن
خودمو و پسرمو میبینم و بزرکی و عظمت پرودگارمو توی ذهن مادر حضرت موسی اندازه میگیرم
یعنی مادر موسی چقدر اعتماد داشت به خدا که تونست جیگر گوشه خودشو بزاره روی آب و بسپارش به جریان رودخانه ..همین الان دارم اینو مینویسم بی اختیار اشکم جاری میشه
یعنی این زن چقدر بزرگ و توحیدی بود که همچین کاری کرد
منی که اینقدر پسرمو دوسدارم بارها پیش اومده که خواستم با شنیدن این حرفها ادا در بیارم و جاهای که همه میگفتن خطرناک نزار بچت اسن کارو بکنم بی خیالش شدم و سپردمش به خدا ،هیچ اتفاقی نمیافتاد براش ولی گوشه ذهنم انگار اعتمادی نداشتم به خدا و فقط اداشو در میاوردم که بقیه ازم تعریف کنن
بی نهایت مثال دارم برای این کار و هر دفعه هم یه جوری خودمو متقاعد میکردم که من به خدا اعتماد دارم ولی اینطور نبود
من خودم میدونم که مشکل من از اعتماد نداشتن به خداست ،اگه اعتمادم واقعی بود الان این وضع من نبود ،منم مثل حضرت موسی توی آغوش گرم مادرم توی قصر پادشاهی زندگی میکردم ..
مگه ما جای که هستیم حاصل باورهای ما نیست پس اگه تو شرایطی هستم که ازش راضی نیستم یعنی باور به خدا و قدرتش ندارم باور من به اندازه نتیجه ای هستش که گرفتم
یادم میاد ندای درونم از بچگی باهام حرف میزد راه از چاه بهم نشون میداد ،هیچ وقت توی برخورد با مشکلات نتونستم بپذیرم این مشکلات واقعیت زندگی منن،همیشه به خودم میگفتم این زندگی سختی که دارم تجربه میکنم براش به دنیا نیومدم ..بچه که بودم خیلی راحت روح من باهام ارتباط برقرار میکرد و همه چیز آسون بدست آوردنی جلوه میداد
ولی هر چی بزرگتر شدم هر چی از روح خودم فاصله گرفتم کارها سخت تر شد بیشتر درگیر ظلمات شدم و از اصل خودم دور شدم
اینقدر دور که صدای ندای درون من سالها بود نشنیدم و بجلش صدای ناتوانیها هر روز بلدتر میشد
هر چقدر فاصله من از خدا بیشتر میشد زندگیم پر پیچ خم تر میشد
تا جای که دیگه تسلیم شدم و به خدا گ4تم بالاتر از سیاهی رنگی نیست مگه پایان همه چیز مرگ نیست پس مرگت رو برای من بفرست
اونجا بود تازه فهمسدم چقدر زندگی رو دوسدارم چقدر این دنیا زیباست اونجا بود که خدا دستمو گرفت
الان دیگه آدم سابق نیستم یه آدم عصبانی ،زود جوش ،غمگین ،بلکه شدم یه آدم که هر روزشو با تپش قلبش حرف میزنه از هر تپشش لذت میبره سپاسگزار این زندگی زیباست که هدیه گرفته
عجیب همراه بودن با خدا زندگی برام جذاب کرده ،انگار همه چی شدنی ،انگار میخواهی و میشود ،انگار یه نمرود داری که آمادست برای تو اجابت کنه هر آنچه را که بخوای چون تو عزیز دوردانه او هستی
قتی که آدم تسلیم میشه خدا دستتو میگسره میبره توی قصر همونی که قصد جونتو کرده بود ..
داستان موسی عجیب حالمو خوب میکنه ،عجیب آرومم میکنه و عجیب همه ما شاگردان استاد توحیدی دست به قلم میکنه که هر چی درون خودشون دارن بریزن بیرون زلال بشن..
خدایا نمیدونم چطور سپاسگزارت باشم بابت ثانیه به ثانیه زندگیم ،بابت هر تپش قلبم،بابت خورشیدی که توی مدار خودش نه یک سانتی متر جابه جا میشه و نور زندگی به زمین زسبا با این عظمتش میتابونه ..
ابر و باد فلک همه در کارن که ببخشن این حیات به ما انسانهای وه جانشین خداوند روی زمینیم ..
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر استاد عباس منش و این سایت الهی ..استاد عزیزم ممتونم ازت که یه تصمیم گرفتی ندای قلبتو گوش بدی و ما بشیم رهروان حقیقت سایتون مستدام و عمرم با عزت برای شما و خانوم شایسته عزیز و تمام بچهای توحیدی این سایت
سلام استاد جان ،مریم جان عزیز
استاد جان سرتون سلامت ،عزت و جایگاهتون هر روز بهتر و بهتر و بالاتر و بالاتر
خدا را هزاران بار شکر برای وجود شما ، سایت شما و عزیزان این سایت
من فایل های توحیدی را خیلی دوست دارم ولی این فایل یک چیز دیگه أست با خوندن کامنت ها فقط گریه کردم ،
گریه از بزرگی و وجود خدا که لحظه لحظه هوای همه ما را داره ، که چرا از ش غافل بودم و هستم ، چرا باور نمی کنم هی مگیم چه جوری ، خدا را شکر جایی نشستم کسی گریه من را نمی بینه.
استاد جان با این فایل و جلسه ۴ کشف قوانین انگار یک معدن گنج پیدا کردم ، انگار تازه از یک خواب سنگین بلند شدم ، اینقدر خوشحال و سبکم که دیگه گفتم تمام ، همه کار می شه کرد ، یاد او صحبت شما افتادم که با درک قانون و پیدا کردن خدا گفتید فقط راه. می رفتید و گریه می کردید ، از خدا می خوام این حال دائمی باشه و تا ابد باشه ، از خدا می خوام کمک کن هر روز یک قدم بهش نزدیک و نزدیکتر بشم ، هر روز بهتر بشناسم ، بهتر باور ش کنم .
کاش یک میلیونیم مادر موسی الهامات را دریافت می کردم و عمل می کردم ، که چقدر موحد بود و الهام را دریافت کرد و عمل کرد و بچه را به اب انداخت ، من تا مدتها به این ها به شکل داستان نگاه می کردم ، قران را که باز می کردم دنبال داستانهای موسی و ابراهیم و یوسف و … بود . مگه میشه مادر با دست خودش بچه را بندازه تو اب ، مگه میشه پدری بعد بیست سال بیاد تا بره سر بچه اش را ببره ، استاد جان ، چه می کنی با ما با این فایل ها .
مادر موسی و ابراهیم و هاجر و اسماعیل و عباسمنش موحد ان واقعی هستند. من که اون ته تها هستم هنوز نمی تونم الهامات را دریافت کنم تا چه برسه درست عمل کنم .
“همین خدا به انسان مؤمن میگوید: «ای جانِ بهآرامشرسیده،
پیش صاحباختیارت برگرد: تو از او راضی هستی و او هم از تو راضی است.
واردِ جمع بندگان مخصوصم شو
و به بهشتم قدم بگذار.»(فجر ٢٧-٣٠)
خدایا از تو می خواهم قدرت و درک و فهمی به من بدی که هدایت تو را دریافت کنم به من اراده و همتی بدی تا عمل کنم من هیچ نمی دانم من قدرت و اختیار را به تو می دهم من با جی پی اس تو حرکت می کنم تو که هر لحظه به تمام عالم و کهکشان مسلطی و در هر لحظه بهترین مسیر را به من نشان می دهی من تسلیم توام .به من قدرت بده در این سیستم و بستر برنامه نویسی که فراهم کردی بهترین و ساده ترین و درست ترین کد ها را بنویسم و ان نقطه زیبا و امن که تمام صالحان را به ان هدایت کردی برسم .
هر روز در کامنت ارزشمند دوستان می خوانم که چه زیبا هدایت می کنی ، من را هم باید به بهترین شکر هدایت کنی از تو می خواهم و به تو اجازه می دهم که از مسیری خودت که بهترین أست من را به خواسته هایم برسانی ، من را از موحدین قرار بده که اگر چنین باشد در ارامش ابدی هستم .
دیگ حق هرگز نمی افتد ز جوش
رحمت ، هدایت تو هر لحظه جاری ، تو نزدیکی ، تو در درون من هستی ، تو خود من هستی ، خدایا شکر برای وجودت ، برای این راه و مسیر ، برای وجود استاد عزیز
خدایا شکر شکر شکر
به نام خدای یکتای بی همتا
سلام و صبح بخیر
درود بر خانواده صمیمی ام
جقدر بر نعمتهایی که خداوند به من ارزانی داشته با این شعر زیبا آگاهتر شدم.
برای تمام نعماتی که به این خطه از کره زمین کرامت داشته
برای شاعرانی که با سخنانی وزین و شکیل تمامی قوانین جهان هستی را به بیانی زیبا گیرا و روشن برای ما بازگو کرده اند.
برای حافظ سعدی مولانای جان و پروین و……….
برای زبان فارسی که به دور از جنسیت
راه و رسم انسانیت را به چراغی روشن برافروخته
از خداوند خواسته ام ذهن و قلب و اندیشه و زبانم را به توحید گویا کند
قلبم را به شکر نعمات بیشماری که حتی درختان قلم شوند و دریاها جوهر از عهده نگارشش برنمی ایند آگاه کند و زبانم را گویا.
چقدر جاهایی که برای فرزندانم دویدم و بهترین ها را برایشان مهیا
انجا که از دستم برنمیامد با شک قلب سنگین بهت زده ام گفت
به تو میسپارمش از ناچاری از بی ایمانی
اینکه همه جا من من من من …………..
و کجا به بن بست می رسد این من
تا به تو برسد
یاد این ایه افتادم
و مکرو مکرالله
مکر خداوند بالاترین مکرهاست
ما گمان میکنیم خوب اندیشه میکنیم بهترین راه ها را میدانیم علم و دانشمان بسیار است
ولی او بالاتر است
هیچ کجا از او دور نبوده و نیستیم
و اینکه هرلحظه با هر رویدادی ما را میخواند که زنده شویم به او .
سپاسگزار خداوند و دستان یاریگرش
به نام خااق یکتای هستی
سلام به استاد ارجمند ودوستان هم فرکانسی خودم
فایل توحید عملی قسمت 9 خیلی خیلی تاثیر گذار وعالی بود شاید بگم دقیقا جواب سوال من بود.
خدا را شاکرم که اینقدر زود جوابم را داد .
چند هفته پیش سر مشکلاتی که پیش آمد فرزندم از من دور شد وخیلی ناراحت ومتاثر بودم و شک ودودلی از تصمیمی که گرفته بودم من را خیلی آزار می داد .
شب موقع خواب شکر گذاری کردم وصبح که از خواب بیدار شدم سراغ فایل های صوتی استاد رفتم واتفاقی این فایل را انتخاب کردم تا گوش بدم وقتی موضوع فایل را متوجه شدم که در مورد حضرت موسی ومادرش هست وچقدر زیبا در این شعر پروین اعتصامی توانسته قدرت لایزال خداوند را به ما بفهماند
شگفت زده شدم وشاید چندین بار این فایل را خواندم ورفتم شعر را هم از اینترنت پیدا کردم وان را هم چندین بار خواندم وچقدر ارام شدم وفهمیدم که خداوند به من نشانه ای فرستاد تا من متوجه بشم که فرزند من تا وقتی که خدا را دارد هیچ نیازی به من نخواهد داشت :
به که بر گردی به ما بسپاریش کی تو ازما دوست تر میداریش
خدایا شکرت که هستی وهوای همه ی بندهایت را داری ای کاش می تونستیم شکر گذار تمام نعمت های بی دریغ شما باشیم
در پناه حق
سلام خدمت استاد عزیزم وسلام خدمت استاد شایسته و سلام خدمت اعضای خانواده عباس منش
خدا قوت
باز هم فایل توحیدی و زیباییهای عمیق درونی استاد
عزیز دل استاد زحمت رانندگی میکشه و استاد زحمت ضبط یه فایل فوق العاده رو میکشه وما هم لذتش رو میبریم و سپاسگزار استاد و عزیز دلشون هستیم و شکرگزار خداوندی هستیم که همچین استاد توحیدی به ما داده،بی نهایت سپاسگزارم
در طول جاده باران رحمت الهی همراه با باران نعمت الهی در حال باریدن بود و در آخر که شدت باران نعمت الهی زیادتر شد باران رحمت الهی بر ما بیشتر بارید و حسن ختام استاد این شد که هر کسی سرش پیش خدا پایین تره ،عظمتش پیش چشم مردم بالاتره و این حقیقتی است که ان العزه لله جمیعا
خب داستان توحید ما از زمان حضرت آدم ثبت شد و در کسری از ثانیه جناب شیطان با یک فت پا حضرت آدم رو از بهشت بیرون کرد و دوباره با لطف خدا وارد بهشت شد وبعد از اون هم خلیل الله توحید واقعی رو به ما آموخت.
و خداوند چنان نعمتی این بنده توحیدی داده که ما آثار نعمت خدا به حضرت ابراهیم رو در حج و در دین ما و ….داده و ایشان در آخرت هم از شایستگان است
این توحید پشت به پشت چرخید تا به پیامبر آخر رسید و دستور داده شد که دین دین ابراهیم حنیف است و بس
تمام داستانهایی که تو قرآن اومده و استاد در شعر پروین برامون باز کردن نشانه وجود پروردگاری است که با چشم سر نمی بینیم اما با قلبمان احساس میکنیم
بالاترین فرکانس و نزدیکترین فرکانس به خداوند شکرگزاری است که حاصل شکرگزاری احساس خوب وآرامش و برکت است
استاد عزیزم در حین صحبت کردن شما یکی از باگهایی که تو دوره دستیابی به رویاها متوجه نمیشدم و مقاومت داشتم برام بازتر شد،سیستمی بودن خدا رو بهتر متوجه شدم و اینکه همه چیز خداست و من هم خدام اما خداوند نعمتی به من داده که بتوانم بپذیرم یا نپذیرم و قدرتهای دیگر…..از خدای خودم شاکرم و از شما استاد عزیزم ممنونم
خداوند قادر مطلق است ،این خداوند است که با دستان غیبی اش ما را آفرید وخلق کرد و جان داد وروح داد و جسم کاملا خودکار داد و غذا داد وآب داد و بی نهایت نعمت داد.
خداوند همانی است که همسری از جنس خودمان برای آرامش به ما داد و فرزندانی دوست داشتنی به ما داد.
این خداوند است که با عشق ما رو آفرید و با عشق در دستان خودش ما رو میپروراند و ما را بزرگ میکند و باز ما را به بهشت میبرد
این خداوند است اکسیژن را غذای ریه ما کرد تا ما با آن نفس بکشیم و همین خدا برای ماهی سیستم دیگری آفرید آیا این نشانه نیست
این خداوند است که چهار فصل،ماه ،سال، طلوع و غروب،شب و روز روشنی و تاریکی و میلیاردها میلیارد نعمت برایمان بوجود آورد
این خداوند است که قوانین ثابتی برای ما بوجود آورد تا بتوانیم همه چیز را به تسخیر خود درآوریم
این خداوند است که بنا برخواسته استاد،این بنده توحیدی را بوجود آورد و ایشان را کمک کرد تا اشاعه توحید کنند
این خداوند است که بنا بر خواسته ما ،ما را وارد خانواده عباس منش کرد تا هر روز از چشمه توحید به قدر نیاز خود آبی برداریم و روح خودمون رو جلا دهیم
خواهرها و برادرهای من شما نعمتهایی هستید که به من داده شده اید تا با خواندن کامنتهای شما قلبم نورانی تر شود و هر روز توحیدی تر شوم
و این ها همه نعمتهایی است که خداوند به من و ما ارزانی داشته و به قول استاد شکرگزارترین آدم یک تریلیاردم یکی از نعمتهای خدا رو نمیتونه سپاس بگه و از خدا میخواهم هر روز منو شکرگزارتر کنه و شکر نعمت شکرگزاری رو هم بهم بده و جوری برام ردیف کنه که خودش راضی باشه…..
الهی شکرت
سپاس استاد عزیزم،در پناه الله مهربان باشید
بنام خداوند وهاب من
سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
خداوند رو سپاسگذارم که قدرت و ارباب بودن خودش را این چنین به ما نشان میدهد.
مینویسم با نام خودش و از خودش راهنمایی و هدایت میطلبم تا هدایت بشم.
اول از همه و به قول استاد عزیزم از خداوند میخوام کمکم کنه تا سپاسگذارتر باشم چون در این عصری که همه چی عین باد درحال عبوره فقط سپاسگذارتر بودنه که میتونه کمکم کنه. سپاسگذار باشم و در آرامش.
آرامشی که در دل طوفانهای زندگی هم بتونم سکان هدایت زندگی و خودم رو در دستانم داشته باشم.
درودی هم عرض میکنم خدمت همسفرهای عزیزم در این مسیر جنگلی سبز و از خداوند هدایت میطلبم تا کمکم کنه چشمم و قلبم آگاهتر و بازتر باشه تا بتونم در زندگی انتخابی آگاهانه داشته باشم و با ثبات قدم به مسیرم ادامه بدم.
چقدر فایلهای توحید به وقت و در زمان مناسب روی سایت میان و چقدددر خوشبختیم که در مسیر این آگاهیها قرار داریم و چقددددر نرم و آسان این مدت تغییر کردیم و در کنار اینهمه تغییر هم خداوند لذت بودن در کنار عزیزانی مثل شما را نصیبمون کرد. خداوند رو هزاران بار شکر که مفاهیمی عمیق مثل توحید و مثل شکرگذاری رو بهتر و بهتر داریم میفهمیم و خداوند هدایت کرد تا اینهمه مدت در جهل و سردرگمی نمانیم. تا این همه مدت نتایج زندگیمان را دیگران ندانیم و تمام آنچه که هست و نیست را خودم آفرینندهاش بپذیرم و حالا در پی ساختن خودی بهتر باشم. در این مسیر سبز از خدای بزرگ و بیهمتا برکت میطلبم. هم برای شما و هم برای خودم.
از نوجوانی عاشق برخی اشعار و شاعران بودم و نام پروین اعتصامی همیشه برام آشنا بود و هر از گاهی در اشعارش سرکی میکشیدم…چقدر این روح بزرگ تونست خدای یکتا رو قشنگ وصف کنه و قوانین الهی را در زیباترین وصف و نثر بیانش کنه. خدا رو شکر که بزرگانی بودند تا همیشه چراغ هدایت بر ما روشن بماند. خدا رو شکر بخاطر استاد عزیز که اینطور شعر رو برای ما خواندند و خدا رو شکر که مریم جان رانندگی کرد تا ما بتونیم بر زیباییها بیشتر و بیشتر تمرکز کنیم. خداوند رو شکر که قدرت شناخت این نظام و سیستم بزرگ رو به ما عطا کرده تا بتونیم فکر کنیم و این قدرت و نظامی که اسمش رو خداوند گذاشتیم رو بهتر درکش کنیم.
چقدر عالی شده که مفاهیم خدا، قرآن، بهشت و جهنم برام رنگ دیگهای پیدا کردن و حالا در حال ساخت خدایی بهتر…قرآنی بهتر و بهشت و جهنمی بهتر در ذهنم هستم. قبلا اینطور نبود، همین الانشم خیلی با کلمه خدا راحت نشدم چرا…چون یه عمر یه خدایی که هیچکار نمیکنه رو تجربه کردم… گاهی تو نوشتههام مجبور بودم بنویسم ”جهان”
مثلا جهان من رو هدایت میکنه به جوابام. شرمندهام ولی انگار بهتر جواب میداد تا اینکه بگم خدا هدایت میکنه…
فکر کنم باگ آدمهای خیلی مذهبی این باشه ولی اگه توی قلبمون خدا همون جهان باشه و جهان همون خدا مشکل خاصی نیست. در اصل همه این سیستمی که به این دقت و ریزبینی در حال حرکت و گسترشه همون نیروی برتر کیهان هست که آسمان و زمین در سیطره و اختیار اوست…همان نیرویی که نفس به نفس همه ماها رو هدایت میکنه…همان نیرویی که با هر تپش قلب خون رو به تهتهانیترین عضلات پا میفرسته و از اون مویرگ مویرگهای خونی عبور میده…اصلا اگر سیستمی غیر از تپش و تپیدن بود نمیتونست اینقدر کاربردی کار کنه و از اووون باریکترین مویرگها عبورش بده.
خداوند رو سپاسگذارم بخاطر این حجم از آگاهاییهایی که نصیب ماها کرده و ما و من خودم درگیر اینیم که فردا چه میشود. خدایا قدرت لذت بردن از این لحضه رو به من عطا کن یا ربالعالمین
مچکرم از چشمای زیباتون که تا اینجا همراهی کردین.
سلام به همه دوستان هم فرکانسی
من اولین باره که کامنت میذارم
چقدر این فایل قشنگ بود
حالم رو دگرگون کرد
و منو یاد یه تجربه توی زندگی ام انداخت
منو و همسرم سال 97 وارد شرکت بازاریابی شبکه ای شدیم و شب و روز کار کردیم زحمت کشیدم از همه چی مون زدیم تا بتونیم موفق بشیم و در نهایت هم شدیم توی یکی دوسال زندگی مون از این رو به رو شد ماشین خوب خونه خوب درآمد عالی اما یه چیزی داشت این بود که ما باید همه گوش به فرمان لیدر مون میبودیم هرچی اونا میگفتن باید بی برو برگشت قبول میکردیم به قولی توی ذهنمون ازشون خدا ساخته بودیم
نزدیک دوسال پیش همون شرکت یه ارز رو گفت بخرین و همون لیدر ها گفتن هر چی دارین رو بفروشین و بخرین و ما هم در اطاعت اونا هر چه داشتیم رو فروختیم ماشین مون و…
اما زمانی که ماشین مون رو میخواستیم بفروشیم نمیشد اصلا شرایط دست تو دست هم داده بودن که این ماشین فروش نره به عبارتی یه نشونه از خدا بود که ماشین فروش نره اما ما متوجه نبودیم
و اصرار و پافشاری میکردیم به فروشش
و به هدایت پروردگار توجه نکردیم
و همه زندگی مون رو گذاشتیم و همه چی مون رو از دست دادیم
چقدر خدا با نشونه هاش با ما میخواست صحبت کنه اما ما حساب کردیم روی بنده اش و از همون جا ضربه خوردیم
و چقدر یا اون جمله استاد افتادم
که هر وقت
غیر خدا حساب کردم ضربه خوردم و هر وقت
روی خدا حساب کردم همه چی بهم داد به چه اندازه به اندازه ای که باورش کردم
خداروشکر از موقعی که خدارو بهتر شناختم
حال دلم خوبه ،آرامش دارم
حتی رابط ام با همسر و پسرم عالی شده
خدارو هزاران بار سپاس میگم که منو تو این مسیر قرارداد و سپاسگزار استاد هستم که این آگاهی هارو بهمون میده
و ممنون از همه دوستان که این کامنت رو خوندن
ببخشید اگه طولانی شد
به نام الله توانا
پادشاه هرآن چیز که چشمم قادر به دیدن و گوشم میشنوه
خدای توانا بخشنده مهربان و هدایتگر
سلام استادجان سلام مریم عزیزم
همین اول تشکر کنم از مریم جانم که رانندگی کرد تا استاد با این شعر پروین دلو جانمونو بشوره
چشمامونو بازکنه
اشک بشینه رو گونمون
و چقدر حالمونو زیرو رو بشه
چی بگم از این فایل توحیدی
دیشب از خدا خواستم کمکم کنه
گفتم من ادمم دلتنگ میشم یجاهایی ناامیدی میاد
تو ارامش و ایمان و سرازیر کن به قلب و جانم
صبح این فایلو دیدم وگوش دادم اصلا اشک بغض لبخند امید ارامش ،احساساتی بود که هم زمان تجربه کردم
واقعا احساس کردم و دیدم همه ارزوهام تو این دنیا هست
محقق شده
و فقط منتظر موعد و زمانش
استاد جان من شدیدا داستان حضرت موسی رو دوست دارم
بارها با خودم میگم زینب اگر صبر مادرش نبود ایمانش نبود توکلش نبود میرفت و میخواست با عقل خودش بچه رو نجات بده و همه چی بهم میخورد
پس صبر کن صبر
و همینطور که تو فایل تحمل شما چقدر است توضیح دادید
صبر توام با ایمان و توکل
صبر یعنی من میدونم در زمان مناسب به اون خواسته میرسم
رهرو ما اینک اندر منزل است
خواسته من الان شکل گرفته تایید خدارو گرفته محقق شده تو منزلگاه منتظر من پس من با سپاسگزاری با امید با ایمان به این عظمت خدا با حال خوب این روندو طی میکنم
صبر میکنم برای بهبود رابطه عاطفیم
و در کنارش البته عمل میکنم و اقدام میکنم به نشونه ها ایده ها و اقداماتی که باید انجام بدم
صبر میکنم و ایمان دارم به کسب درامد و میرم تو دل شروع کسب و کارم
و اقدام میکنم به ایده های خداوند
صبر میکنم برای تغییر شخصیت و رسیدن به شخصیت و باورهایی که مد نطرم تغییری که مدنظرم چون همه چیز زمان لازم داره و تکامل
و اقدام میکنم قدم برمیدارم پله پله جلو میرم
پردهٔ شک را برانداز از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان
ایمان ایمان ایمان
خدای من ،من ایمان دارم به مسیر و قانونت به وجودت من کارهام و سپردم به دست تو
و خواستم تو کارهای منو درست کنی و آسونم کنی برای آسونی ها
ما گرفتیم آنچه را انداختی
بله خدایا تو دیدی من دعا کردم درخواست کردم
دیدی ایده دادی نشونه دادی من اقدام عملی کردم رفتم تو دل ترسم رفتم تو دل باورهایی که ریشه داشتن
تو دیدی بها دادم بهایی که چقدر سنگین بود
قطعا دیدی تو گرفتیش
شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است
بله صددرصد الله من سیستم شما ثابت و قانون شما بی نقص و ثابت و این یعنی عدالت این یعنی پادشاه من یکی و الله من یکی و قانونش سرتاسر عدل ،قانونش جواب میده به حال خوبم ،به ایمانم به توکلم به صبرمن
نیست بازی کار حق، خود را مباز
آنچه بردیم از تو، باز آریم باز
شانس و اقبالی وجود نداره
هیچ چیز شانسی و اتفاقی نیست
همه چیز طبق مشیت خداوند ،طبق قانون خداوند
من اومدم تو مسیر خدایا
من ایمان دارم که بازی نیست
من میدونم همه چیز عالی میشه ،میدونم سرانجام کار دست تو وتو بهترین هارو برام رقم میزنی
رابطم رویایی میشه پر ارامش
حساب بانکیم پر پول زندگیم پر نعمت
سلامتیم بهتر از روز اول
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
بله من ایمان دارم هیچ چیزی بدون اذن شما کار نمیکنه
از نفس های ما ،قلب و مغز و جان ما گرفته تا زمین خانه عزیز پر برکتمون ،رودها دریاها اسمان اقیانوس سنگ و باران و…همه دست به سینه توهستند
همه گوش به فرمان تو هستند
همه برای تو کار میکنند
همه با عشقققق منتظر دستور تو هستند
من هم که دستمو دادم تو دستت
که تو منو ببری تو بهترین مسیر راحت ترین مسیر قشنگ ترین مسیر
مسیری که توش پر سرسبزی و ارامشو ثروت و سلامتی و نعمت
ناخدایان را کیاست اندکی است
ناخدای کشتی امکان یکی است
عاشق این بیتم
چقدر وقت هایی که منتظرم یکی یکاری کنه اما ناخدای کشتی امکان یکی است
هیچکس قدرتمند تراز خدا نیست
یدالله فوق ایدیهم
و چقدر ارامش بخش
ایمنی دیدند و ناایمن شدند
دوستی کردم، مرا دشمن شدند
اخ فقط میخوام استعفار کنم با این بیت
چه جاهایی برام درهایی و باز کردو بعد فراموش کردم
چه جاهایی دستمو گرفت
بهم عشق خوب دادو من با افکار منفی و بدبینی خرابش کردم و بعدش از خدا ناراحت شدم
بهم هوش و استعداد و شرایط داد برای درس خوندن
بهم ایده داد
بهم سلامتی داد
بهم خانواده داد
و من هی شکایت کردم
و هی با یه مشکل غر زدم
ما که دشمن را چنین میپروریم
دوستان را از نظر، چون میبریم
راجب این بیت یه چیزی بگم
من تا چندوقت پیش مشکل بزرگم نپذیرفتن اشتباهاتم و نپذیرفتن راه غلط زندگیم باورهای غلط نپدیرفتن این بود که زندگیم و خودم میسازم بعد فهمیدم باوری که جلوی اینو میگرفت این بود که بعدش کلی حس گناه داشتم و نمیتونستم تحمل کنم پس کلا قبول نمیکردم
ولی این بیت چقدر مهربانی و بخشندگی خدا رو میرسون
و چقدر حالم و خدب میکنه که خدا راه میزاره به همه لطف میکنه ،ببین با کسی که توبه کنه تعهد بده بپذیره و تغییر کنه چیکار میکنه با دوستش چیکار میکنه
استاد عزیزم
ازشما یک دنیا سپاسگزارم که دلمون رو باز میکنید
روحمون رو پاک میکنید
و میشنویم و ایمانمون صدبرابر میشه
مرسی از وجودتون
دوستتون دارم
به نام الله یکتا
سلام استاد جان، سلام به خانم شایسته مهربون و سلام به همه دوستای عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش، امیدوارم حال همگی عالی باشه.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که هدایت شدم به این فایل فوقالعاده و خدا رو شکر که دارم کامنت مینویسم.
چقدر این فایل پر بود از آگاهی، از اینکه همه جهان رو تحت کنترل خداوند بدونیم و چقدر هوشمندانه خانم پروین اعتصامی از ضمیر ما توی شعرش استفاده میکنه و چقدر این بانوی بزرگوار رو تحسین میکنم که عالی از قوانین اطلاع داشته. میگه ما به موج فرمان میدهیم. همه چیز تحت کنترل و سیطره ماست.
چقدر این داستان مادر موسی برای من درس داشت، که مادر حضرت موسی چه ایمانی نشون داده و خداوند به ایشون وحی میکنه که نترس و نگران نباش. چه منطقهای قویی برای مادر موسی میاره و دلش رو آروم و محکم میکنه، رهرو ما اینک اندر منزل است، تو بچه رو به آب انداختی، اما از دیدگاه خداوند کار انجام شده، نتیجه رو میدونه، خداوند میدونه که آب بچه رو میبره، بعد فرعون بچه رو از آب میگیره، میدونه که بچه از دایهها شیر نمیخوره، میدونه که خواهر موسی اونجا پیشنهاد میده و مادر به بچهاش میرسه و پازل تکمیل میشه.
چه نکتهای گفتید استاد، این کار خداست که بچه رو به مادرش برمیگردونه، توی قصر فرعون، هیچ تهدیدی دیگه وجود نداره و مادر موسی بخاطر اینکه بچه خودش رو شیر میده از فرعون پول میگیره. الله اکبر.
چقدر زیبا میگه قطرهای کز جویباری میرود از پی انجام کاری میرود، چقدر زیبا میگه این سیستم که کارش از روی شانس و تصادف و بازی نیست، ما داریم همه چیز رو کنترل میکنیم و میگه دریا، موج و باد که از خودشون اختیاری ندارن، دارن دستور ما رو اجرا میکنن.
خدا رو شکر به خاطر داستان کشتی و نمرود، چه داستان زیبایی، خدایی که اینقدر مهربونی کرد در حق نمرود، اون رو از چه حادثهای نجات داد، اینهمه میگه به کوه و دریا و خار و گل و باد دستور دادیم که با این بچه مهربان باشید، اونوقت بعد از این همه دوستی، اون بچه بزرگ شد و شد نمرودی که با خدا اعلام جنگ کرد و یه برجی ساخت که بره بالا و بگه من از همه بهترم. خدا این داستان رو تعریف میکنه و میفرماید ما که با نمرود اینطور بودیم، چطور ممکنه با موسی بدی کنیم، این کفره که بگی خدا موسی عمران رو فراموش کرده، این کفره که بگی خدا من رو فراموش کرده.
همهمون که توی زندگیمون نگاه کنیم میبینیم زمانهایی که به خدا میگفتیم خدایا این مسالهام رو حل کن قول میدم که فلان کار رو انجام بدم، قول میدم دیگه فلان کار رو انجام ندم. بعد که خدا کارمون رو انجام داده، چقدر راحت، چقدر راحت فراموش کردیم و بدتر از اون فکر کردیم که خودمون مساله رو حلش کردیم، مثال ماشین و جای پارک هم جالب بود، یاد قسمت اخراجیها افتادم، بایرام که صدای توپ و تفنگ رو میشنوه، میگه خدایا کجا پناه بگیرم، یا خدا، یکی میگه بیا بخواب، میگه خدایا نمیخواد پیدا کردم، چقدر این اتفاق برای خود من افتاده. مثال اینکه خدا توی قرآن میزنه میفرماید: کشتی روی آب داره میره، همه چیز گل و بلبله، افراد کشتی شادن، یه تندبادی میاد، شرایط طوفانی میشه، موجهای مهلک به کشتی اصابت میکنه، اون موقع خالص خدا رو میخونن، زمانیکه از اون حادثه نجاتشون میدیم، چنان رو برمیگردونن که انگار از ما کمک نخواسته بودن. آیا این درسته؟ اونوقت من زمانهایی فکر میکردم که خدایا چرا با من مشکل داری، چرا ثروتمند نمیمشم؟ چرا من؟
چقدر زیبا این درس برام مرور شد که به اندازهای که سرمون در مقابل خداوند پایین باشه، فروتنتر و خاشعتر باشیم و اعتبار تمام نعمتها و داشتههامون رو به خداوند بدیم، خداوند سرمون رو جلوی بندههاش و جلوی جهانش بلند میکنه.
خدایا شکرت که این همه بهمون نعمت دادی، نعمت سلامتی دادی، خدایا شکرت که من رو با این سایت و با این آگاهیها آشنا کردی، خدایا اعتبار هر چیزی که دارم به تو برمیگرده، تو خلقش کردی، تو زمانیکه میخوابم، قلب و مغز و تمام سیستم بدنم رو مدیریت میکنی، تویی که خون رو توی رگهام پمپاژ میکنی، تویی که رزق و روزی لحظهای بهم میدی، کمکم کن که نسبت به تو بیمعرفت و ناسپاس نشم. چقدر زیبا گفتید که سپاسگزارترین آدمها در طول تاریخ حتی نمیتونن یک تیلیاردیم نعمتهایی که خدا بهشون داده رو شکر کنن.
هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیآید مفرح ذات، پس در هر نفس دو نعمت موجود و بر هر نعمت شکری واجب.
از دست و زبان که برآید * کز عهده شکرش بدر آید
این همون درسی بود که توی فایل درسهایی از انیمیشن گربه چکمهپوش گرفتم استاد، اون فایل فوقالعاده بود، استاد در تمام مواردی که اون گربه جونهاش رو از دست داده بود، یه غروری اون رو گرفته بود که من حالیمه، من از همه بهترم، بقیه حالیشون نیست، بقیه اصلا آدم نیستن، من فقط آدمم، یا به قول قارون که میگفت این همه ثروت رو من با علم خودم بدست آوردم، یا این غرور و تکبر که فرعون میگفت من رب اعلای شما هستم، من تهشم بابا، چی فکر کردی؟ خداوند اصلا بخاطر غرور و تکبر، ابلیس رو از بهشت خارج کرد، ابلیسی که هم ردیف فرشتهها شده بود. ابلیس گفت من بهترم، آدم رو از گل و من رو از شراره آتش خلق کردی، من به آدم سجده نمیکنم. یا زمانیکه نوح با قومش صحبت میکنه، اون سران قوم تکبر میکنن، میگن ما بیام حرف تو رو گوش کنیم، میگفتن یه مشت افراد ضعیف دور تو رو گرفتن ای نوح، ما از پرستش بتهای پدرانمان دست برنمیداریم و دیدیم که آخر داستانشون به کجا کشید، این داستان رو نوشتم، این مثالها رو آوردم که درس بگیرم، عبرت بشه برام که در مقابل خداوند فروتن باشم، خودم رو کوچک ببینم، خداوند میفرماید:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ
ای مردم شما نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بینیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!
سوره فاطر – آیه 15
خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
باز هم خانم پروین اعتصامی، شاعر بزرگ کشورمون رو تحسین میکنم که گفتن این داستان هم از طرف خداست و اعتبارش به خدا بازمیگرده.
خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
چقدر بارون قشنگ و زیبایی میومد، چقدر داستان فوقالعاده و فایل زیبایی بود، واقعا لذت بردم، تحسین میکنم خانم شایسته عزیز رو که با رانندگیشون باعث شدن استاد درباره این مطالب صحبت کنه و ار روی این مطلب بخونه، استاد جان چقدر لباس قرمز رنگ زیبایی پوشیدید، خیلی بهتون میاد، مخصوصا توی این فورد فوقالعاده قرمز رنگ، چه ماشینهای فوقالعادهای از کنار ماشین استاد رد میشدن، استاد جان تحسینتون میکنم که با شدت گرفتن بارون، به یاد قدرت خداوند افتادید و این رو نشونههای خداوند دیدید، چه درسهای فوقالعادهای داشت این فایل. خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
امیدوارم همه شما دوستای گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام فرمانروای جهان هستی.
سلام به استادان توحیدی استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و بچه های این سایت بی نظیر و توحیدی
سپاسگذارم استاد به خاطر این فایل فوق العاده و بی نظیر میخکوب این شعر و تفسیرهای قشنگتون از اون شدم و چندین بار اشکم در اومد هم از درک
بالای پروین اعتصامی و هم نکات کلیدی که بهش اشاره کردین.واقعا همه چیز توحید و ما اگه یه اپسیلون بتونیم بهش عمل کنیم و توکلمون فقط به خدا باشه همه چی بهمون میده. تو این روزها که همه دارن تو سر و کله خودشون میزنن و ادعای مسلمونی میکنن فایل و برنامه های شما واقعا تنها چیزیکه حالمون رو خوب نگه میداره سپاسگذارم ازتون که این فایل هارو که پر از آگاهیِ و واقعا ارزش میلیاردی داره رایگان در اختیار ما میزارید.
امید وارم خداوند به ما قدرتی بده که سپاسگذار بی نهایت نعمتهایی که بهمون داده باشیم و فقط به خودش ایمان داشته باشیم و قدرت رو فقط به خدا بدیم نه عوامل بیرونی. از خدا میخوام که این قدرت رو به ما بده که سرمون جلوش پائین باشه تا سرمون رو جلوی بقیه خودش ببره بالا تا خودش بهمون عزت و نعمت بده استاد اون لحظه که بارون شدت گرفت و گفتین که خداوند داره قدرتش رو نشون میده کل موهای بدنم سیخ شد کل بدنم سست شد یه لحظه واقعا خداوند همیشه داره قدرتش رو به ما نشون میده ولی ما فراموش میکنیم و نمیبینیم این همه نعمت و ثروت و فراوانیُ.
خدایا ما را به راه راست به راه کسانیکه به آنها نعمت دادی هدایت فرما.
ما چون خودمون فراموش کاریم فکر میکنیم خدا هم ما رو فراموش میکنه ولی اونیکه با نمرود چنین کاری میکنه و از اون شرایط نجات میده دیگه هوای ما بنده های فراموش کارشو حتما داره.
استاد عزیزم باز هم سپاسگزارم ازتون که هم خودتون دارید عالی زندگی میکنید و هم کمک میکنید ما قانون جهان رو درک کنیم و خوب زندگی کنیم
خدا رو شکر با قانون سلامتی هر روز دارید خوشگل تر و خوش اندام تر و خوشتیپ تر میشید خانم شایسته عزیز از شما هم سپاسگزارم که رانندگی کردین تا این فایل بی نظیر آماده بشه