توحید عملی | قسمت 9 - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1087 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 954 روز

    سلام سلام سلام به روی ماه تک تک دوستان عزیزم ،،

    استاد استاد استاد عزیزم من دیوانه ی این شعرم خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که شما از زبان شما هم شنیدم و هدایت شدم به این کلیپ زیبا این شعر پروین اعتصامی عزیز که انشاالله روح بزرگش با حضرت محمد (ص) و اولیای خداوند باشه با پوست و استخوانم لمسش میکنم و هر بار که میخونمش و گوشش میدم چهار ستون بدنم به لرزه در میاد ،، چی از این قشنگ تر که من جای حضرت موسی هستم و خداوند اینطور تو آغوش گرمش منو محافظت میکنه آخ آخ این دعای حضرت علی علیه السلام که میفرماید منو تو گهواره امن و مطمئن خودت محفوظ نگاه داشتی تا به برکت و سعادت خودت رساندی ،،، دیوانه کننده اس مهربانی پروردگا به بزرگی خودش قسم که نمیتونیم با ذهن خودمون درکش کنیم این کریم بودن و این بزرگی رو این همه این همه این همه بخشندگی و مهربانی و الله اکبر ،، خدایا صد هزار مرتبه شکرت که منو تو آغوش گرم و امن و پر برکت خودت محفوظ نگاه داشتی تا روز وصال به خودت ای یگانه رب من ای رب العالمین ،، خداجونم منو ببخش اگر ندیدمت اگر نشناختمت توی مشکلاتم اگر ترسیدم اگر کفر ورزیدم اگر شرک ورزیدم خداجونم تو که این همه مهربونی تو که این همه خطا از من دیدی و به روم نیاوردی باز دستمو گرفتی بلندم کردی خداجونم ای مهربانترین مهربانان ای صاحب تمام صفات نیک ای سرچشمه تموم زیبایی ها و خوبی ها صد هزار مرتبه شکرت شکرت شکرت خدااااجونم برای این دریا این اقیانوس بی کران رحمتت این جهان هستی فوق العاده و شگفت انگیزت که به تسخیر من درآوردی تا تجربه کنم تا انتخاب کنم بهم قدرت دادی اجازه دادی دعا کنم لذت ببرم در تمام هستی ات گردش کنم لمس کنم، ببویم ،بچشم، ببینم ، ای صاحب تمام زندگی من ای مدیر و مدبر تک تک لحظات هستی و زندگی من صد هزار مرتبه شکرت که تو همیشه خدای من بودی و هستی و خواهی بود ای عشق مطلق ، ای قدرت مطلق ، ای روشنایی محض ای نور مطلق ،، خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای حضورت توی تک تک لحظات و نفس های زندگیم ،، خداجونم شکرت برای این همه زیبایی و فراوانی و حااااال فوق العاده ای که عطا کردی ثروت فراوان و سلامتی بی نظیر برای دوره مقدس قانون سلامتی برای تک تک نعمت های هر روز و هر لحظه ات شکر شکر شکرت ای کریم ای سخاوتمندی محض،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    سجاد صالحی گفته:
    مدت عضویت: 2007 روز

    باسلام وتشکر ازخداوند به خاطر این فایل

    تشکر از استاد عباس منش وخانم شایسته وتمام کسانی که کامنت مینویسند

    وقتی اسم فایل توحید عملی رو میبینم سر ذوق میام مو به تنم سیخ میشه کیف میکنم عاشق این فایل هام چون شرک نابودم کرد وایمان چیزهایی به من داد که قابل شمارش نیست اونم از زبون مردی که خودش عمل میکنه اصلا اینجا بحث حرف قشنگ نیست «توحید عملی » وقتی تو فایل ،قلبی که خداوند بازکرد،خانم شایسته به استاد میگه من فکر میکردم که خدا این سوره رو برای شما داره میگه وشمارو انتخاب کرده که قلبت رو بازکنه ،اینجا تحید عملی خودش رو نشون میده که جوگیر نشی ،اینجا کنترل ذهن معلوم میشه ،اینجا اون پر بودن براثر عمل به توحید خودش رونشون میده ،که استاد گفت نهههه،من دراین مورد خیلی مقاومت دارم خدا انتخاب نمیکنه، خدا به همه کمک میکنه ،هر کسی درخواست بکنه خداوند قلبش رو باز میکنه،و این یعنی رفتار توحیدی من اشکم در اومد، خداروشکر همه کار ها که دست خودشه،به مادر موسی میگه بچه رو بنداز توی آب،به زن فرعون میگه بچه رو بگیر ،به فرعون میگه بزرگش کن،به موسی میگه برو بافرعون حرف بزن،به مردم میگه به موسی ایمان بیارید،به پروین میگه شعر موسی وفرعون رو بگو،به عباس منش میگه شعر پروین رو بخون و درموردش صحبت کن ،بعد بارون میفرسته اونم به صورت نشونه که قدرتش رو نشون بده،به مردم میگه برید سایت فایل استاد رو ببینید ،به من میگه کامنت بنویس،همه کاره خودشه ،همه چیز خودشه ،تورا خواهر میشود،تورا مادر،گمگشته را راه میشود و…من یه داستانی شنیدم شبی موسی باخدا درحال صحبت بود موسی به خدا میگه منو در جدال فردا بافرعون پیروز کن وخدا حمایتش میکنه،فردا موسی درمقابل فرعون مغلوب میشه میاد با خدا صحبت میکنه میگه چرا امروز کمکم نکردی در برابر فرعون ومن شکست خوردم،خدا میگه دیشب تو درخواست کردی ورفتی خوابیدی ولی فرعون تاصبح میگفت خدایا کمک کن فردا در مقابل موسی پیروز شوم،خدا خدای همه است،ما بادید انسانی خودمون رو ازش جدا میکنیم واحساس لیاقت از خودمون میگیریم انا علینا للهدی،اون همه رو هدایت میکنه هم فرعون هم موسی،بدون قضاوت، تو چی میخای،مار مولک گفت به اندازه ی تمام ادم ها راه هست برای رسیدن به خدا،خدا خدای ادم های خلافکار هم هست،رفیق بامرام همه چیزش رو پای رفاقت میگذاره،وخدا عند مرامه عند رفاقته،ولی بعضا ما تک خوری میکنیم.

    شرک در پس ذهن من فعالیت میکنه،ذهنم میگفت ،خدا به استاد اینهمه نعمت داده به خاطر اینه که استاد پیام خدا رو میگه وخدا هم در عوض بهش همه چیز داده، واین شرکه ،خدا به همه به هرکسی که بخواهد نعمت میدهد فراوانی میدهد،هرکسی که طبق قانون عمل کند دریافت میکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    الهه پوراحمدی گفته:
    مدت عضویت: 1722 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی

    از هر دو شما بزرگوار بینهایت سپاسگزارم برای تهیه این فیلم فوق العاده .

    و از خداااای خودم خیلی خیلی سپاسگزارم که من رو به این فایل هدایت کرد.

    استاد با شنیدن حرفاتون دوباره یادم اومد که :

    باید پرده شک رو از میان بردارم . ایمان داشته باشم و مطمئن باشم که اتفاقات میفته و خدا اینجا کنارمه.

    خدا سعی میکنه قلب من رو محکم کنه . خداوند عادله و عدل خداوند که بی نقصه ، باعث میشه همه چیز سر جای خودش قرار بگیره. کار حق بر اساس قوانین و هیچ شانسی در کار نیست. یعنی این منم که با قوانین خداوند خلق میکنم. این منم که باید به برنامه ای که خداوند برام داره اعتماد کنم . مثل مادر موسی که به برنامه خداوند اعتماد کرد و خدا هم حرام کرد سینه افراد دیگر بجز مادرش رو.

    استاد الان که صحبتهاتون رو شنیدم دوباره فهمیدم خدا چه برنامه بینظیر و دقیقی رو برای مادر موسی چیده بوده ولی از همون لحظه اول مادر موسی هیچی نمیدیده و برنامه رو نمیدونسته (همون مثال هلیکوپتر و جنگل که از بالا میبینه) اماااا به خدا اعتماد کرد با اینکه هیچی از آینده نمیدونه.

    یادم اومد که ا گر خدا بخواد موج دریا به اذن و حکم خداوند از گهواره امن تر میشه اما کی ؟؟؟؟ وقتی که من به خدایم اعتماد کنم. ما فقط باید مطمئن باشیم که دستمون تو دست خداونده.

    یادم اومد که خداوند چقدر بخشنده است چقدر ستارالعیوبه. یادم اومد که خدا چقدر تو زندگی مون و زندگی من به صخره های زندگیم فرمان داده که هوای من رو داشته باشن. چقدر خدا به سنگهای زندگیم گفته برام نرم بشن. چقدر به رنجهای زندگیم گفته مواظب صبرش باش که اندک است و کودک است ( دوباره یادم اومد که من مثل یک بچه سه چهار ساله ام که روی شونه های خداوند سوارم)

    یادم اومد که چقدر جهان به بخت من گفته جهان داریش ده. چقدر تاریکی هارو برای من روشن کرده چقدرررر با من دوستی کرده. چقدررر خوبی کرده و اما من با نمرود درونم منم منم کردم و یا قدرت رو به دیگران دادم.

    وای که چقدر خدا از بدو تولد جهان من رو طبق برنامه و با سلامتی پیش برده. چقددرررر باید شکرگزار خداوند باشم برای تک تک اعضا بدنم که بطرز معجزه اسایی داره کار میکنه و من از زندگیم لذت میبرم.

    (خدای من، من چطوری شکرگزاری کنم برای نعمتهام)

    یادم اومد که اگر من سپاسگزار واقعی باشم خوشبخت خوشبختم. یادم اومد که همه نعمتهام همه از لطف خداونده و خداوند تمام درخواستهای مارو پاسخ میده. یادم اومد که خدا باید هر لحظه کمکم کنه که در محضر خداوند، در دوک عناد، رشته ها را نرشتم.

    یادم اومد که همه رو خدا نکنم و بدونم قدرت فقط دست خداونده. همه رو بت نکنم. قدرت زندگیم دست من و خدامه.

    خدایا من هم همان موسی کودک هستم که در تمام لحظات زندگیم به این حمایت و قدرتت احتیاج دارم . من نمی تونم برنامه ات رو ببینم اما فقططططط مثل مادر موسی به الهاماتم توجه میکنم و همه شو بدون ترس پیاده میکنم. البته هنوز خیلی نیاز به تکامل دارم اما همین الان هم از گذشته خیلی بهترم.

    خدای من به خودم قول میدم که در مقابل تو کاملا فروتن باشم، تا خودت بمن برکت، جلال و جبروت بدی و سرم رو در مقابل هر چیزی غیر خودت، بالا نگه داری.

    خدای من شکرررررت

    خدای من ازت برای استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم که هر روز دستی هستند از دستان خودت.

    استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم بینهایت ازتون ممنونم .

    دوست تون دارم . خودم و خدای خودمم دوست دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      زهرا ایزدی گفته:
      مدت عضویت: 943 روز

      به نام قدرتمندترین فرمانروای جهان

      سلام الهه جان امیدوارم هرجا هستید حالتون عالی باشه

      بسیار متشکرم بابت کامنت عالیتون که باعث شد از این طریق خداوند به من نشونه بده که ببین اعتماد کن به من

      چیزی که یادم رفته بود رو بهم یادآوری کرد که تو زهرا الان که فکرت درگیر موضوعی شده یعنی یادت رفته که به من اعتماد نداری !

      به من سپردی ها از من درخواست کردی ها ولی هنوز اون اعتماد رو به من نداری هنوز نگرانی !

      من هم گاهی یادم می‌ره که خدایی هست نیرویی هست که فقط قدرت دست اونه همه چیز تحت سلطه اونه

      همه چیز از آسمان ها و زمین گرفته تحت فرمان اونه

      و نگران میشم و قدرت رو از خدا میگیرم و میدم ب بنده اش

      «دوباره یادم اومد که من مثل یک بچه سه چهار ساله ام که روی شونه های خداوند سوارم »

      چقدر زیبا توصیف کردید

      ما خودمون رو در مقابل خداوند مثل یک بچه ببینیم که اصلا هیچ قدرتی نداریم و رو شونه های خدا نشستیم و اون ما رو می‌بره و به خواسته هامون می‌رسونه به جایی که میخواییم می‌رسونه ما رو به مقصد می‌بره !

      اما شرطی داره ، باید اون اعتماد اون توکل اون ایمانه باشه که رو شونه های خدا بشینیم و فقط بسپاریم بش که خودش زندگیمون رو بچینه

      مثل یه بچه ایی که میخواد بپره بغل پدرش اما می‌ترسه که یه موقع پدرش نتونه بگیردتش اما پدرش میگه نترس من میگیرمت هواتو دارم مواظبتم و بچه اعتماد می‌کنه و میپره و میبینع عه الکی می‌ترسیدم ها الکی اعتماد نکردم ها

      خدا رو هم باید اینجوری ببینیم

      مثل مادر موسی که اول شک داشته ولی تونسته ذهنشو کنترل کنه و بپره بغل خدا و بهش اعتماد کنه چون اون ایمان و توکل رو داشته و نتیجه اعتمادش هم دید

      البته هرکسی خداوند رو یجوری میببنه

      به قول استاد عزیز ، خداوند در قرآن میگه که من اجابت میکنم درخواست درخواست کننده رو اما به شرط ایمان به شرط پاکی دل

      خدایاشکرت

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    درود بر استاد عزیز و خانم شایسته

    درود بر دوستان هم فرکانس سایت عالی عباسمنش

    تو ١٢ قدم با موضوع هدایت کاملاً اشنا شدم و در زندگی کامل درکش کردم و هدایت رو بارها بارها دیدم. این شعر خانم پروین انقدر عالی بود و استاد بسیار زیبا توضیح دادند و مثال زدند که باعث شد من از زمانی که این فایل رو روی سایت دیدم تا امروز مدام این شعر رو میخونم و لذت میبرم . امروز بصورت کاملاً هدایتی به یک شعر زیبای دیگه از خانم پروین اعتصامی برخوردم به نام ( خوان کرم) میخواستم بگم دوستانی که علاقه دارند این شعر رو هم بارها بخونن یا استاد این شعر رو هم برامون توضیح بده اگر مقدور بود.

    با سپاس فراوان از استاد عزیز و دوستان همفرکانس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      زری گفته:
      مدت عضویت: 1057 روز

      سالام آقا رضای عزیز دوست من

      واقعااااا ازتون ممنونم به خاطر شعری که در این کامنت معرفی کردید

      خوان کرم

      خوندم و کلی احساس خوب بهم داد

      فوق العاده بود

      واقعا شاعری مثل پروین اعتصامی چه درک بالایی داشته که چنین زیبا شعر میگفته با اینهمه آگاهی و مشرف بودن به قانون

      دو روزه همش یه حسی بهم میگه بیام براتون کامنت بزارم و تشکر کنم چون واقعا خوندن این شعر خیلی احساس خوبی بهم داد

      ممنونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1584 روز

    وقتِ طلوع خورشید خداست

    خنده قشنگ بچه‌های کوچیک و معصوم خداست

    گلهای سره خیابون با رنگای قشنگ خداست

    ابرهای زیبای آسمان پاییزی خداست

    پرده قشنگ خونمون با طرح های زیبا زیباست

    ستاره های زیبای شب خداست

    ماهی ک نصفست خداست

    کوچه های زیبای شهرمون خداست

    اکسیژنی ک نفس میکشم خداست

    پاهایی که روزها کیلومترها راه میرن خداست

    قلبی که سالمه و در هر ثانیه میتپه خداست

    من خدارو توی بازی های کودکانه دوتا بچه بچه میبینم

    من خدارو توی روابط عاشقانه یک دختر و پسر میبینم

    من خدارو در مردمی ک صبح ها با عشق با لبخند روزشون رو شروع میکنن میبینم

    من خدارو در محبتهای ریز پدر و مادرم میبینم

    من خدارو در آیینه وقتی به خودم نگاه کردم دیدم

    چشمای من لبخند من آرامش من خنده های من

    همه و همه بوی خدا می‌دهند

    با یافتن خدا سلامتیم بیشتر شده

    با یافتن خدا قلبم آرام شده وجودم دیگه از نبود کسی نمیرنجه

    دیگه وابسته نیست دیگه حسرت نمیخوره دیگه نگران آینده نیست

    با خدا ثروت وارد زندگیم شد

    آزادی وارد زندگیم شد

    چشمانم بینا شد گوشهایم شنوا شد و محیط برام زیبا شد

    همه چی با خدا زیبا شد و هرچقدر بیشتر فهمیدمش و بیشتر درکش کردم ساکتر و لطیفتر شدم در مقابل بزرگی و کرمتش

    .

    سلام استاد عزیزم و بچها

    امروز هوا ابری بود و حسم عالیییی

    دلم خاست این نوشته رو بنویسم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1281 روز

    به وقته عاشقی

    خداجون شکرت چقددد با این شعر حال کردم برام اشنا بود

    ممنون خداجونی که راحت بنده هاتو با عشق به خواسته هاشون میرسونی

    خدایی ممنون میخام مثل مادر موسی هر لحظه حواست بهم هس و باورهای خیلی خوب رو و جادوییو به وقتش بهم میدی و چقد ارامش خوبی بهش دادی

    اینک دررر منزل است

    چقد رویایی وقتی خواسته ای داری میای پیش تو با احساس ارامش خیلی خوب شادی این خواسته اتفاق افتاده

    شاید نتیجه اون لحظه نبینی

    من با تو نگران هیچ چیزی نیستم

    من باتو میدونم به راحتی با عشق به همه خواسته هام به سادگی میرسم

    میدونم اروم اروم کلی بهم ثروت میدی

    میدونم اروم اروم کلی سلامتی شادی عشق بهم میدی مهم ترین قدم احساس شادی خیلی خفن بهم کمک میکننی شکرت من گوشم به فرمانته دستم دسته تو پام پای تو تسلیم حق و زیبای تسلیم حقم و لحظه به لحظه منو دریاب به سمت نور بیشتر

    میدونم بت ها نمیتونن برای من هیچ کار کنن همش دسته خودته منو به خواستهام نیرسم شکرت

    وارهاندیم آن غریق بی نوا

    تا رهید از مرگ، شد صید هوی

    آخر، آن نور تجلی دود شد

    آن یتیم بی گنه، نمرود شد

    خدایی من میخام بازگردم برای‌همیشه

    خداییی من میدونم تو چقد مهربون و گناه هارو میبخشی میخام همیشه همیشه تو راه نور بیشتر بیشتر باشم تو راه به سوی تو باشم

    از خودتم میخام درمن جاری بشی همینجور که به خواسته های دیگه منو رسوندی به خواسته های بزرگتررمم برسونی باعشق بیشتر خیلی راحترررر

    خوشحالم که تو این حس و حال جادویی

    و به شما و خودم افرین میگم که تو مسیر پر نعمت و شادی و سلامتیو ثروت هستیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    سکینه دهقان گفته:
    مدت عضویت: 1223 روز

    سلام به گرداننده کل هستی سلام به ا ستادفوق العاده و خانم شایسته عزیزخدا خدا را شکر که روز به روز باور های توحیدی من پر رنگ تر میشود وایمان من به الله بیشتر وقتی این فایل را گوش کردم اشک از چشمان م سرازیر شد که خدا می فرماید سخره بر تو نرم امواج اروم ومثل گهواره تو را به مقصد میرسانم واین خدای که صندوق جوبی را به مقصد میرسونه ایا به تمام بندگانش یک نگاه دارد فقط باور می خواهد به قول استاد قطره اب توی جویبار بی مقصد نیست به لطف خدا مهربان اونقدر باورهای توحیدی من قوی شده که من دوماهی در بستر بیماری بودم دیکس کمرم زده بیرون فقط به خدا میگفتم تو صدهزار مرتبه شکرت یک چیزی دراین نهفته است و الان به‌این باور رسیدم ومن برای کوچکتر ین چیز هم دفترم در دستم هست وسپاس گذاری می کنم وروز به درهای نعت وفرا وانی بر من بیشتر می‌شود وواقعا از ته دل خدا را سپاس می گویم واین فایل را بارها گوش کردم وخدا را شکر هم سلامتی وشادی وحال خوبی دارم وبارها وبارها اشک شوق ریختم به خاطر باور دارم هیچ بیماری ارثی نیست وبعد از ده سال از 150 روز است داروهام کنا ر گذاشتم وهمیشه با خودم میگفتم مادر ما شکمش بزرگ بوده ماهم به او رفتیم ولی این باور اشتباه از لطف شما یاد گرفتم که هیچ چیز ژنتیک نیست وشکم خود را کوچک کردم در پناه خدا ی مهربا ن شاد سلامت باشید استادعزیزم عاشقتم به خدا میسپارمت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    حامد نظافت گفته:
    مدت عضویت: 3472 روز

    سلام استاد ،واقعا سپاسگزارم بابت این فایل آگاهی بخش ،واقعا در شرایطی بودم که نیاز داشتم به ارتباط بیشتر با خداوند ،شعری بسیار زیبا رو به مه یاد آور شدی استاد که حاوی پیام حفاظت خداوند در هر لحظه از ماست ، خدایی که ما رو هدایت میکنه به آنچه میخواهیم و ما چقدر فراموش کاریم ، جالبه که وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم موقع رنجها و احساس بد کلا خدایا رو از یاد بردم و زمانی که به اوج اون احساس رسیدم تازه یادم اومده خدایی هم هست و باید ازش کمک بخوام ،در حالیکه میتونستم قبل از رسیدن به اون نقطه ازش یاری بخوام و اینها همه درسن واسم تا یادم باشه که سعی کنم هر لحظه به یادش باشم چه در رنج و چه در خوشی تا هدایتگر همیشگیم باشه ،خدایا ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که مورد غصبشان قرار دادی ونه گمراهان هدایت فرما .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3136 روز

    به نام تنها رب فرمانروای هستی

    سلام به استادان عزیزم و خانواده گرامی

    زمانی بود که من تو یه شرکت در شهرمون کار میکردم و بخاطر داشتن شرک زیاد در وجودم فکر میکردم اگه من از اینجا بیرون بشم جای دیگه کار برام نیست و همین باعث میشد هرروز نشانه ها و نتایج شرک داشتنمو ببینم و دریافت کنم

    اما همچنان این خداوند عظمت ها عاشقانه میگه بنده ی عزیز بااینکه داری برخلاف سیستم عمل میکنی و ضربه هم میبینی اما من دوست دارم تو براساس سیستم جهان عمل کنی و از زندگی لذت ببری

    و من بعداز مدتی به این نتیجه رسیدم که خداوند بزرگتراز این حرفهاست و از اون شرکت انصراف دادم و زدم بیرون همه باهام مخالفت کردن که تو ضرر میکنی گفتم من کاری که دلم بگه انجام میدم نه دیگران و رفتم تو مغازه های مختلف و باآدمهای مختلف کار و تجربه های مختلف کردم

    تو ارتباطات هم همینطور یسری آدمها رو ناخودآگاه برا خودم بت کرده بودم که اینها خیلی خاص و از من ارزشمندترن و همین باعث میشد که من هرروز هم از خودم هم از خدا و هم اون آدمها ازم دور بشند چونکه برا خودم بولد کرده بودم اما از وقتی که یه ذره متفاوت فکر کردم اوضاع هم یه عالمه متفاوت تغییر کرد

    سالها دلم مهاجرت به تهران و کشورهای مختلف میخواست اما باورهام میگفت سخته نمیتونم ،نمیشه و چندتا نکته شرک دیگه تا اینکه چند ماه قبل گفتم خدایا من که نمیدونم چگونه بلکه فقط اینو به خودم میگم این خدا میتونه راهشو برام پیدا کنه پس من به زودی میتونم برم تهران حتی ایمانم به این حرفم اونقدر نبود اما خداوند بخاطر همون یه ذره تکیه کردن بهش منو هدایت کرد و الان چند ماهه که تهران هستم و راضی هستم شکرخدا

    قبلا اگر کسی از اقوام یا دوستان نزدیک فوت میکرد خیلی غصه میخوردم و حالم بد میشد اما الان چندروزه که بهترین دوستم از دنیا رفته اما چونکه من همیشه دارم تکیه بر خداوند رو کار میکنم داشته باشم احساس شادی درونم زیاده و حالم بد نیست چونکه میگم خدا همیشه و همه جا هست کافیه ازش حضور قلب و عشق بخواهیم

    و اون عشق و شعف درون هم ظاهر خواهد شد

    در واقع همه ما آدمها هرروز درحال ترکیب شرک و توحید هستیم اما نتایج خوب اینه که بسمت توحید بیشتر باشه

    من تا زمانی که میگفتم خدایا فلان فرد قسمت زندگی من نشد پس دیگه مثل اون هم کسی گیر نمیاد و همینم میشد همیشه عذاب میکشیدم و نتایج افکارهامو دریافت میکردم و انگار سیستم جهان هم رو مخی هایی که مربوط به اون میشد رو بهم نشون میداد اما از وقتی گفتم خدایا من میخوام اینجور فکر کنم که افراد خوب و مناسب من فراوان وجود داره حتی از اون هم بهتر باعث شد زاویه واکنش جهان هستی هم نسبت به من تغییر کنه و همون آدم یا بقیه رو که قبلا بولد کرده بودم عاشقانه منو دوست داشته باشند و بهم افتخار کنند چرا؟ چونکه من کمی انتخاب توحید کردم بجای شرک

    ولی الان که نگاه میکنم بااینکه ما چقدر سرسوزنی ایمان و توحید نشون میدیم خداوند هزاران قدم برامون برمیداره پس معلوم میشه ما اصلا ایمان بالایی نداریم

    روح پروین اعتصامی در کمال آرامش و با عشق مهشور شود، واقعا چقدر هماهنگی و عشق در وجود این آدم بوده که اینگونه واژه ها و شعرهایی از عشق و ایمان و اعتقاد به عظمت و عشق الهی سرایده است

    وقتی خداوند به مادر موسی وحی میکند که بچه را بنداز به دریا پس دیگه باید بی چون و چرا گوش داد و اعتماد کرد

    اما منطق ذهن دقیقا داره برعکس میگه این چه کاریه و انجام نده اشتباهه بلکه فقط یه هماهنگی و باور قلبی میتونه همچین عملکردی داشته باشه

    من خودم از وقتی که خداوند یه الهام درونی بهم کرد در رابطه با فرد مورد علاقه و مناسب آینده ام به همین دلیل هم اصلا عجله نکردم و خودم اسیر حرفهای دیگران و اطرافیان نکردم به خودم گفتم خداوند به من گفته پس خودشم به موقع فرد مناسب در زمان و مکان مناسب رو میاره به زندگی من و به همین دلیل هم رهاش کردم و کاملا تکیه ام بر خداوند مهربانه خودش میدونه چکار کنه اما درصورتی که ظاهر اوضاع و منطق ذهنی تا الان یه چیز دیگه میگه و من از میان این همه هیاهو تنها تکیه ام بر اون الهام درونی ست که خود اون امواج هدایت میبره منو به ساحل مناسب میرسونه

    خدای عزیزم واقعا اینو کاملا پذیرفته ام که «شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه بر روی تخته سنگ بزرگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه» اما من همیشه عشق و ایمان و ملکوتی زندگی کردن رو میخواهم و همیشه خواهان تسلیم بودنم خیلی اوقات من تسلیم نیستم و خودمم میدونم کارم و راهم اشتباهه اما از تو میخواهم که تسلیم بودنو به من یاد بدی خودت امتحان میگیری پس خودتم میتوتی بهم درس بدی،،چندروزه که یه آموزش جدید استاد زمینه تخصصیم داره بهم آموزش میده به نام رهایی عضلات اما من هربار که میخوام انجام بدم ناخودآگاه با انقباض عضلاتی روبرو میشم اما به استاد میگم استاد من هنوز موفق نشدم ولی شما بهم بگو چکار کنم تا بتونم انجام بدم

    پس این خداوندی که اتفاقات و امتحانات میگیره خودشم درس های و نعمتهاش رو برامون آماده کرده من عاشق این خدام از همچین برنامه ها و کارکرد عشقی که داره

    آرزوی عشق و توحید میکنم برا همتون بهترین هدایت ها در زندگیتون نمایان و گسترده شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    حمید گفته:
    مدت عضویت: 965 روز

    به نام خدای مهربان و هدایت گر

    سلام به استاد عزیز

    چقدر لذت بردم از گوش دادن به این فایل و چقدر چیزای ارزشمندی یاد گرفتم

    مادر موسی ایمان و توکل خودش رو نشون داد و خداوند قدم به قدم هدایتش کرد و کارها انجام شد که موسی به خواست خدا شیر نخورد و به این طریق مادر رو به بچه میرسونه در بهنرین حالت و شرایط ممکن

    چقدر همه چی منظمه و درست پیش میره وقتی که خدا میخواد کاری انجام بشه و اتفاقی بیفته.

    چیزی که خیلی برام جالبه این بود که ابتدای این مسیر و استارت این مسیر هدایت از کجا شروع شد. از جایی شروع میشه که مادر موسی قدم اول رو برداشت و توحید ایمان و توکل خودش رو به خدا نشون میده و بعد خدا هم به وعده ای که الهام کرده بود بهش عمل کرد و بقیه قدم هارو خدا به بهترین شکل ممکن انجام داد.

    چقدر درس بزرگی برای ما داره این موضوع

    اگر این توکل و ایمان رو نشون نمیداد و شک و تردید به دلش راه میداد خدا میدونه که چه اتفاقات تلخی در انتظار موسی بود.

    از خدا میخوام که این جنس ایمان و توحید رو در وجودم پررنگ کنه و کمکم کنه که هیچوقت شرک نورزم و شک و تردید که نجواهای شیطانی هست رو به دلم راه ندم.

    چیزی که بارها در گوشه کنار زندگی استاد عزیزم هم به وضوح میشه دید و درک کرد. مثل اون زمانی که با امید زیاد به خدای مهربان و توکل بهش از اون شرایط خوب که قم داشتن رها میکنن و میان بندرعباس و بعد که دوباره در بندرعباس یه زندگی خوب رو برای خودشون ساختن باز هم هرچه داشتن بخشیدن و رها کردن و اومدن تهران و ….

    خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که بهمون دادی

    خدایا شکرت برای هدایتم به سایت استاد عباسمنش

    خدایا شکرت برای تمام روزهای خوبی که با امید و توکل به خودت در انتظارمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: