یک الگوی مناسب برای مهمانی گرفتن - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

514 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیرا سعیدی گفته:
    مدت عضویت: 1986 روز

    سلام استاد جانم و مریم پر از مهر

    چگونه سپاسگزاری کنم ازین لحظه های زیبا که توی این فایل با شما همراه بودم چقدر من خوشبختم که این صحنه ها رو و شما رو میبینم و آنقدر تمرکزم رو میتونم روی چیزهای مثبت بزارم خدایا هزاران بار شکر چه مهمانی خوبی دقیقاً من هم مثل شما فکر میکنم در مورد مهمانی و خیلی مریم جون و شبیه خودم میبینم و خوشحالم ازین موضوع ولی تو ایران واقعاً سخته اینجوری عمل کردن چون ما خیلی هامون ترس از قضاوت و تایید نشدن داریم و چقدر خوبه که با آگاهی های جدید سعی در تغییر این باورها داریم و چه لذتی داره تغییر کردن و در واقع اون چیزی رو که همیشه بهش باور داشتی و عمل کنی و ترس هات و کنار بزاری ضمن اینکه به نظر من این سادگیی که شما ازش میگین خیلی متفاوته با چیزی که شاید تو ذهن خیلی ها هست چون دقیقاً همون جوری که خودتون هم گفتین مهمانی از لحاظ کیفی بسیار بالا بود و فقط آماده سازی اون زمان زیادی نبرده و این یعنی شما در عین حال که به سادگی و بدون اضطراب و با حال خوب کارهای مهمانی رو انجام میدین دارین ارزش به خود و ارزش به دیگران رو هم زندگی میکنید و طبق خلاقیت و سلیقه خودتون انرژی و زمان لازم رو برای زیباتر کردن چیزهای مختلف میزارین و نکته مهم و ارزشمندش اینجای کاره ، من واقعاً تحسینتون میکنم و لذت بردم و لحظه لحظه کیف کردم ممنونم ازتون بابت این زمانی که گذاشتین و این فایل رو برامون ضبط کردین خواهش میکنم بازم برامون فایل بزارین و ما رو هم در لحظه های زیبای پرادایس شریک کنید که یکی از دلخوشی های بزرگمون شده دیدن شما و پرادایس زیبا، پسر شش سالم کنارم میشینه و با عشق با هم شما رو میبینیم و کیف میکنیم و اون به من میگه مامان من مریم جون و میخوام ببینم اون به دیدنتون عادت کرده و از من سوال می‌کنه که آیا شما واقعی هستین و وجود دارین؟؟ و من با افتخار بهش میگم که همه چیز واقعی و راسته و پاکان از من میخواد که بیایم آمریکا تا بتونه از نزدیک شما رو ببینه و من این نوید رو بهش میدم که ما هم حتماً به سمتش هدایت میشیم اگر خواستمون باشه و خدارو شکر میکنم که پسرم با این آگاهی ها بزرگ میشه و زندگی رو خیلی گسترده تر از دنیای اطرافش میبینه و این رو مدیون شما هستم خونه ی زیباتون، وسایل قشنگ و سادتون، حس و حال و انرژی خوبتون صدای پرنده ها درختان زیبا و سبز مخملی ، دریاچه رویایی اون هوای ابری و دیدن اجابت خواسته ی شما و بارون رویایی پرادایس، دیدن حال خوب مهموناتون و لذت بردن از امکانات عالی خانه ی میزبان، شوق شما برای خوش گذروندن اونها چقدر لذت بخش بود استاد و مریم جان یک دنیا سپاسگزارم و از خداوند می خوام که خواسته من و خیلی های دیگه از بچه های سایت رو اجابت کنه و شما بیشتر و بیشتر برای ما فایل بزارین از زندگی در بهشت. پایدار باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سحرسادات سیاه منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2371 روز

    سلام خدای خوبم

    سلام استاد عزیزم و مریم جانم و تمام هم فرکانسی ها

    الله اکبر میگم به همزمانی قرار گرفتن این فایل در سایت و اولین میهمانی رسمی من ،

    چقدر زیبا استاد جان نکته های ظریف و مهمی را گفتن که خودم رو باهاش مقایسه کردم و دیدم چقدر باید تکامل ام رو سپری کنم که به این نگاه استاد جان و مریم عزیز برسم ،

    اول دلم میخواد یک نگاه از نحوه برگزاری مهمانی خودم بگم که حدود 2 روز زمان برد برای میهمانی حدود 16 نفر تدارک ببینیم تازه به همراه همسر عزیز و مادر عزیزم ، بماند که چقدر فکر کردن به این مهمانی و برگزاری اش در ذهنم سخت بود و اقدام و عمل اش هم داستانها داشت ،

    چقدر کلام ها و صحبت های استاد جان مهم و هزاران نکته دارن اول از احساس لیاقت و ارزشمندی خودم ، با اینکه خیلی جاها بهش توجه میکنم اما برای برگزاری مهمانی خودم رو اصلا ندیدم و چقدر فشار روی مادرم به عنوان شف اصلی بود ، اینکه من یک دختر کارمند و شاغل بودم و نباید توقع یک کدبانو که دوست داره از خودگذشتگی کنه تا به دیگران خوش بگذره ( باور غلط عوام و حتی خودم )

    انقدر فشار ذهنی روی خودم داشتم بعد از برگزاری مهمانی ساق پایم گرفت ( جالبه کوهنوردی های 7،8 ساعته رفتم اما عضلات ام نگرفت )

    درس های مهم مهمانی من : همانی که هستی باید باشی و باید بدانی تو مسیول شاد کردن و خوش گدروندن مهمانها نیستی ،

    و این جمله طلایی رو باید از این پس به خودم بگم چطور از این ساده تر و اسونتر ،

    نکته مهم اینکه با برگزاری مهمانی احساست خوبه یا نه ، اگر داری سخت میگیری سختش کردی و سخت میگذری و یادمون باشه هدفمون از مهمانی گرفتن لذت بردن نه طعم سختی چشیدن

    بازم میگم الله اکبر برای پخش این قسمت زندگی در بهشت و حس و احوال من بعد از اولین میهمانی رسمی زندگی ام ، شاید خواسته من بود که به دل استاد جان و مریم جان عزیز الهام شد که ضبط کنن این قسمت بسیار بسیار مهم و پر از درس های صل علی رو .

    یکی از اصل ترین هدفهامون برای زندکی رو زمین شادی بیشتر بوده و خدا رو شکر با وجود الگوی خوبی چون شما استاد جان و مریم جان خیلی زود پاسخ ها و نکته ها رو می بینیم .

    الهی صد هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    با یاد و نام خدای مهربانم گفته:
    مدت عضویت: 1702 روز

    سلام و هزاران سلام به شما استاد و خانم شایسته و همه دوستان عزیزم

    سپاسگزارم استاد عزیزم از مهمونی خیلی خوبتون ،که واقعا لذت یک مهمانی تمام عیار و کامل را من که نیومدم هم از پشت صفحه گوشی احساس کردم

    از خانم شایسته عزیزم به خاطر انتقال این تجربیات ارزشمند و این همه ساده سازی کارها سپاسگزارم

    از پرادایس زیبا و اون ویوی فوق العاده و اون هوای بی نظیر بارانی ،و برخورد باران زیبا روی دریاچه قشنگم خدایا سپاسگزارم که منو در مدار همچنین انسانهای بی نظیری قرار دادی

    از خوراکی های بی نظیرتون لذت بردم و کاملا خودمو تو مهمونی احساس کردم و موقعی که توی آب پریدم و لذت برخورد بدنم با آب

    چقد خوب استاد در مورد مهمانی خوب و ساده و لذت بخش و بی تکلف توضیح دادند

    و استاد تحسینتون میکنم که اینقدر مهمان پذیر هستین و خوب با مهمانانتون برخورد میکنید ،طوریکه مهمان احساس سنگینی و زیادی بودن پیشتون نمیکنه و سراسر خودتون و مهمانانتون لذت میبرید

    چقدر با زبان تصویر الگوسازی کردین که قرنها مراجع دینی ما نتونستند با حرف زدن انجام بدنچون فردی داره زندگیشو نمایش میده که سراسر عمل هست عمل و عمل و ایمان و ایمان و ایمان…

    از همه جالبتر اینکه چقدر به فکر سلامتی مهمانانتون هستید اینکه تا جای ممکن از غذاها و نوشیدنی های سالم استفاده میکنید

    استاد تحسینتون میکنم از اینکه توی کارهای خونه به مریم جون کمک میکنید و چقدر در رابطه شما عشق و احترام دیده میشه

    و مریم جون را تحسین میکنم به خاطر اینکه چقدر قشنگ و با سلیقه هم به کار خونه رسبدگی میکنه و کار و عشق خودشو همزمان چقدر قشنگ پیش میبره و اون لباس زیبای گل رز زرد تو لباستون چقدر بهتون میومد

    پارادتیس زیبا و بی نظیرم را تحسین میکنم ،کلبه چوبی قشنگم را تحسین میکنم ،خدایا شکررررت،خدایا شکرت از اینهمه نعمت و زیبایی و عشق و صفا و صمیمیت و احترام و آب و هوای خوب و سرسبزی و زیبایی و دوستان خوب و عالی، و همه چیزهای درجه یکی که اینجا دیدم و شنیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    هاجر شکری گفته:
    مدت عضویت: 1546 روز

    به نام خالق زندگی، به نام یگانه هستی

    سلام به استاد عزیز و مریم بانوی زیبا و همه عباس‌منشی‌های دوستداشتنی

    چقدر این فایل متناسب با حالم بود. چون چند روزیه از خدام مدار صلح و آرامش با درونم را میخوام. همین امروز صبح هم قبل رفتن به سرکار، تو دفترم نوشتم که خداجونم بشدت آگاهم که نیاز به آرامش دارم، خداجونم درهای صلح با خودم را بهم نشون بده، خداجونم بغلم کن تا از آغوش تو به آرامش برسم.

    واقعیتش اینه که هرکدوم از ما با مسائلی در روزمره‌مون مواجه میشیم که اگر قدرت فهمیدن آن مسئله را نداشته باشیم، یعنی نتونیم درک کنیم این مسئله ازکجا اومده؟ برای چی اومده؟ اومده که چی بهم بگه؟ حالا که اومده چطور حلش کنم؟ و… برامون به یه معضل بزرگ لاینحل ممکنه تبدیل بشه. مشکلی که هر لحظه به احتمال زیاد، بزرگ و بزرگتر میشه، ترسناک‌تر میشه و اگر بهش زیاد میدون بدی به یه غول سیاه هم ممکنه بدل شه که حتی از فکر کردن بهش، ناآروم و آشفته میشی.

    این رو به واقع میگم دوستان، برخی اوقات یه مسئله شاید به‌ظاهر کوچک، با طی این مسیر معیوب که توضیح دادم، همچین غالب ترسناکی میگیره و علتش هم فقط خودمونیم که بهش اجازه رفتن تو این غالب رو میدیم.

    این داستان اولش با یه جرقه شروع میشه ولی کم‌کم بیشتر و بیشتر میشه. میخوام یه مثال از جریان مشابه در سیستم بیولوژیک بدن خودمون بزنم. ما تو سلول‌های بدن راههای ارتباطی زیادی داریم. احتمالا یکی از موثرترین اونها signaling cascade یا آبشار پیام‌رسانی است. علت این نامگذاری دقیقا از طبیعت گرفته شده. بالای آبشار شاید در حد یه آب‌باریکه باشه اما وقتی آب به پایین سرازیر میشه، دامنه‌ی گسترده‌تر و وسیعتری را دربرمی‌گیره. زمانی که این آبشار در نقطه‌ای از بدن فعال بشه (به دلایل مختلف علی‌الخصوص ویروس‌ها) کل سلول‌های بدن، به سرعت و در طیف وسیعی واکنش میدن و اصطلاحا مشکل در کل بدن، به نوعی نمود پیدا میکنه.

    ببینیم که یه مشکل کوچک چه تبعاتی بزرگی میتونه به‌دنبال داشته باشه، فقط به دلیل اینکه همون ابتدای امر، نتونستیم کنترلش کنیم.

    این داستان را تعریف کردم که بگم خودم تو تله‌ی یه مسئله افتادم و روزهاست با کنترل نکردن، آرامش درونم را مرحله به مرحله بیشتر از دست دادم و اتفاقات ناخواسته پشت هم، بصورت تصاعدی به سمتم شلیک شد. این را هم بگم که قبل این مسئله من بشدت روی مدار آرامش و زیبایی‌ها بودم و از هر لحظه‌م درحال لذت بردن بودم.

    میخوام بگم که چقدر تعهد لحظه‌ای برای حفظ مدارم، باید برام مهم باشه.

    همانطور که در کلید این فایل نوشته: قدرت بهبودهای کوچک اما پیوسته، عکسش هم میتونه تو مسیر مخالفش وجود داره= قدرت بدبودهای کوچک که اگر پیوسته بشه، چندین مدار میتونه فرد را پایین بکشه.

    این فایل بهم یادآور شد که نحوه دید من به‌ مسائل، باعث میشه چقدر بتونم تو مدار آرامش بمونم. مهمانی دادن یه معضل شده برای خیلی‌هامون. اینکه با چه دیدی به اینکار نگاه کنیم و به چه ترتیبی این مسئله را حل کنیم، نتیجه آرامش‌بخش خواهیم گرفت یا بالعکس…

    در مورد موضوع این فایل، درسهایی که گرفتم را عرض کردم.

    درمورد راحت‌تر شدن مهمانی، نظر شخصی‌‌ام اینه هرچه با مهمانی که میخواد بیاد منزلم رفیقتر و عیاقتر باشم، مهمانی‌های راحت‌تری را خواهم داشت. من بشخصه کمی در مهمان داری بخودم سخت میگرفتم. چون درگیر رسم و رسوم و روابط سنتی بودم و کم و بیش هستم. اما تجربه زیادی هم داشتم که میزان راحتی مهمانی‌ها، به اشخاصی که منزلم میاند ربط داشته. از زمانی که این مسئله برام کاملا شفاف شد، و قبولش کردم، کم‌کم تعداد مهمانی‌های اجباری کم شد و الان تقریبا نزدیک به صفر شده.

    استادجان و مریم‌جان عزیزم، از حوصله‌ای که برای فیلم گرفتن بخرج میدید، از عشقی که برای تدوینش میکشید، از دید و فکرهای زیباتون برای راحتر کردن و لذت‌بخش‌تر کردن لحظاتتون که همه آنها را به من هم انتقال میدید و بابت هرچه در آن بهشت زیباست و به‌ما نشون میدین حتی حتی از عنکبوت‌ها، بینهایت بینهایت سپاسگزارتونم.

    تا ابد پراکنده عشق باشید. در پناه خالق عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1617 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم…

    بنام تنها خالق جهانم که تمام اسمانها و زمین…همه در سیطره اوست..و او هر لحظه پاسخگوی سوالاتم هست…

    خدایا سپاسگزارم که این نشانه باعث شد..تا روی ماه زندگیمو…روح الهیمو بیشتر درک کنم…

    امروز صبح بعد از انجام تمرینات از خداوند خاستم.که برای روند کاریم و زندگیم..یسری الهامات رو بیشتر درک کنم..

    همون کله صبح بهم گفت…

    رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود.

    روهرو انست که اهسته و پیوسته رود…

    اینقدر واضح بود..که مسواک در دهن…این الهامات رو در لبم جاری نمود…

    خدایا هزاران بار شکرت….

    و بعد از ساعاتی…..چه دریافتها و خلاقیتی توی بیزنسم پیش رفت…و چه الهامات واضح و شفافی…چه حال خوبی..خدایا صدهاااهها هزاراننهاااا بار شکرت.

    و عصر بعد از استراحت کردن از محل کارم خارج شدن…ساعت 4.5 بعد ازظهر…

    بصورت واضح بهم گفت…!!!

    نرگس …از جایی که فکرشم نمیکنی،” اینقدر بهت رزق و روزی میدم……

    یه حس ارامش نابی بهم داده ایی وعده اییی بود که خیالمو از اینده راحت کرد…

    و بدنم با گفتنش از قلبم..به لرزه افتاد….

    و توی نوشتهام ثبتش کردم..

    امروز صبح.قبل از این الهام ..یه شخصی رو فرستاد..گفت از جایی که فکرشم نمیکنی برات مشتری میفرستم.

    این شخص بدون اینکه…نیاز به فردی باشه که بیاد داخل حیاط..اومد کنار اتاق کارم..بهم گفت…ببخشید من خونه فلان شخص که فلان بیزنس رو داره میخام…

    و این نشانها مثل غلتک بسمتم میومد….

    الله اکبرر از دقت و همزمانی خداوند بزرگ…

    …….

    چون خیلی امروز نشانه و الهامات خداوند رو بصورت واضح بصورت رندوم شنیدمو درک کرد..گفتم توی سایت به یادگار بزارم…

    …….

    نکته ایی که این فایل امروز بیزنسمو ،”بهم امیداور کننده کرد…

    این جمله مریم عزیز و استاد عزیز بود…

    (خلاقیت و عشق به کارت ارزش میده..)…اون چیزی که از وجودمون میاد بیرون مهمه….

    امروز یه لحظه گفتم..بیام فلان تکنیک که اون شخص انجام میداد برای کارم استفاده کنم.از فلان تکنیک که فلان تشریفات رو داره…

    ذهنم داشت..برای مورد دیزایین کارم وعده بهترین کیفیت فلان نکته رو بهم میداد…

    این نشانه بهم گفت..اونچیزی که از درونت میاد بیرون و دوستش داری مهمه…..

    پس همه چیز اون خلاقیت درونیته…

    من یادمه اواخر فارغ التحصلیم…یه ایده از طرف خداوند بهم الهام شد..که بیام .انواع نمونه های ،”صدفهای حوزه خلیج فارس رو بیارم برای دکوراسیون اتاق خواب بزرگسال…

    استادم!!!…

    منیکه تو عمرم نقاشیم خوب نبود.با اون درک الهام در اون حوزه درسیم..تونستم..بهترین نقاشیها..دقیقا مثل شکل طبیعی خودش بکشم…

    انواع صدفها و حتی رنگ امیزیشونم ..درست و دقیق انجام بدم…

    من با نمره 19.75.درس فکر کنم 4 واحدی بود..چون هم پایان نامه بود و هم دفاعیه..

    و درس ما چون هنری بود…هم باید طراحی میکردیم بازم بصورت دستی و بصورت سیستمی و چاپ..و صدها تکنیک…

    من با خلاقیت…اینقدر این صدفها رو زیبا چیدمان با طراحیهای مختلف…انجام داده بودم..

    دو استادم تعجب کرده بودند…

    میگفتند اولین دانشجویی داشتیم که همچنین کاری به این زیبایی انجام داده..

    من این پکیچ خلاقیتی رو در درونم داشتم..ولی با الهاماتی که من هیچی از صدای خداوند نمیدونستم..فقط میگفتم یه ایده هست..تونستم چیزی رو بوجود بیارم..که میتونم به ضرس قاطع بگم.توی رشته من کسی نتونسته همچنین کاری رو انجام بده…

    منیکه هیچ سر رشته ایی توی تایپ و چیدمان یه پروژه سنگین نداشتم..فقط با عشق و خلاقیت…جیزی تحویل دادم که استادا دهنشون وا مونده بود…

    من با رنگ ساختمان…تمام رنگهای بی کیفیت رو پوشوندم..که استاد راهنمام بهش دست میزد و میخندید…

    یادش بخیر…

    میخام بخودم یاداوری کنم…که امروز با رفع این پاشنه…که نخام دچار چشم هم چشمی عوامل بیرون باشم..

    مهم اون خلاقیت منه..همون تکنیک گذشتمو برای این بیزنس الهیم بزارم..

    من الان بیزنسم به 5 نوع.رفته برای ورژنهای بالا..فقط نیاز به زمان داره…

    انشالله به لطف الله…ابنروزا از بس…الهامات دقیق درسته..حتی روش سوزن در دست گرفتن برای فلان تکنیک خداوند بهم میگه این فرم رو برو..الله اکبر…

    خدایا هزاران هزاران میلیاردها سال نوری بیین ستارگانت ازت متشکرم..سپاسگزارم..

    و نکته بعد…..

    صحبت استاد….به محض گفتن خاسته اش سریع اجابت میشه..

    بازم به لطف خدا..این سالی که گذشت…من یه هدیهای میلیون تومانی دریافت کردم..

    چیزیکه اصلا نمیدونستم چجور میخاد براورده بشه..

    از بی نهایت طریق به من داده شد..قربون خداوند بزرگم برم..که مدام وعده فزونی بهم میده..

    همیشه تو بدنم جریان داره..و اینقدر خودشو بهم نشون میده که فقط میگم ..خدایا ازت ممنونم که همیشه دستم تو دستتته..و بهم کمک میکنی…

    خوب برییم از زیبایی های این فایل پر ارزش بگیم..

    به لطف خداوند…

    بازم لطف خداوند..ما هم شرایط مهمانیمون..جوریه…خیلی تشریفاتی استاد نیستیم.همون چیزی که دارییم با عشق جلوی مهمانمون میزارییم…

    بهمین خاطر‌….راحتیم…..و هر موقع مهمونیم باشه که زیاد باشه.همه با هم کار میکنیم ظرف میشوریم.همون موقع چایی باشه یا میوه باشه. خیلی ساده برگزار میشه….

    کلا یه نوع غذا..اینم سریع و لذت بخش…و راحتیم..درسته یسری چیزا هست.مخصوصا کثیف کردن ظرفها…که بازم نیاز به کارکردن بیشتر داره.

    که اون نیاز داره به مستقل شدن خودم که بتونم همچنین ورژنی رو خودم تو زندگی شخصی خودم جاسازی کنم.

    من عاشق سادگی هستم!

    ….

    استادم کلا از موقعه ایی که من تو مدار شما اومدم.اون تجملات و چشم هم چشمی که میرفتم خونه یکی از دوستان بچگیم..و میدیدم چقدر ایشون بهای اینکار میده…

    همیشه میگفتم حالا این شخص بیاد خونمون من که نمیتونم همچنین شرایطی رو براش فراهم کنم.

    باید چکار کنم!؟؟؟؟

    همیشه معذب بودم از اینمه تشریفاتی که ایشون داشتن…

    استادم از موقعه ایی که من تعقییر کردم..این افراد تو زندگیم محو شدن…

    نه اون بنده خداها از من همچنین انتظاراتی داشتن.اتفاقا”خیلی با شرایط:من کنار میومدن…

    اونا متاهل بودن.و من مجرد…و بخاطر یسری شرایط با من کاملا متفاوت بودن..و این ذهنیت”همیشه برام آزار دهنده بود.میفتادم تو دام نجواهای شیطانی و خودتون ودوستانم که خوب متوجه این شرایطها شدین…

    یه روز این شخص بهم گفت چرا نمیای خونمون.واقعا ایشون لطفش:زیاد بود…ولی من داشتم به خودم اسیب میزدم…

    شب خواب دیدم…بازم بخاطر یسری شرایط شخصی…

    خداوند بهم گفت اگه رفتی!!!!اون درختی که نهال تازه هست رو”نابود میکنی..

    خودمو که اون درخت سبز بودم..تو اون جمع زندانی دیدم…

    و ناگفته نمونه افکار من با این اشخاص زمین تا اسمون متفاوت بود.بیشتر حس رفاقتی داشت..

    الان دیگه در استانه 4 ساله.من از این افراد و دوستان غیر هم فرکانسی جدا شدم…و برای اونا هم …بودن منن !!!براشون مهم نیست..

    و من به بهشت سادگی خودم رسیدم.اینقدر اینروزا رابطم با خداوند و با خودم زیاده..که هفته ها میگذره من پامو از در خونمون بیرون نزاشتم.اینقدر بهم خوش میگذره..

    ولی این مابیین دستان خداوند میان بهم حال میدن لذت میدن.و میرن.!!!!

    ….

    استاد عزیزم چی بگم از بهشت شما….برای تایید دیگران چه ضربه هایی خوردیم…

    که فقط دیده بشیم….

    و امروز من نوعی…فاطمه.و نرگس عامیانه….به جایی رسیدم..که هر روز شکوفا میشه..

    من قبل از عید الهامی خداوند از طریق دستانش بهم رسید.تا به امروز به اندازه دقیقا 50 سال رشد کردم .همین 1 ماه خورده ایی..

    نشانه ها همه ثبت شدن…تا مسیرمو بیشتر درک کنم..و همیشه ادامه بدم…

    من عاشق سادگی و اسانیم..مدام از خداوند توی بیزنسم میگم…یه تکنیکهای ساده دوختی رسیدم.که فقط دهنم وامونده..

    ..میگم خدایا من فقط راحتی و اسانی میخام..

    این سادگی و راحتی باعث شده.هدایت بشم به مواد بهداشتی راحت…

    من زیاده پوسته سر داشتم.بخاطر اون نوع از استفاده از شامپو م. بود…

    انشالله برای دوستان بهشتیمم خوب باشه…

    من قبل از اینکه” حمام برم…

    اب جوش میازرم به نقطعه جوش که رسید…گل بابونه.میریزم تا یکم جوش بخوره…با همون پرت…و ابش..میریزم توی یه سطل..با دو قطره شامپوی گیاهی کل سر و بدنمو میشورم و کیسه میکنم..

    بهمین سادگی..کل پوسته سرم خوب شد…

    برای پوست صورتم.اب جوش توی کتری به نقطعه بخار رسید..باهاش صورتمو بخور میدم و همون لحظه با چند قطره گلاب همراه اب جوش:صورتمو پاکسازی میکنم..

    همین کارهای ساده باعث شده هزینه وسایل بهداشتیم کم بشه..ولی ناگفته نمونه الهامات خداوند بود…

    یه روزم هدایت شدم.برای دندانهام…

    نمک طبیعی..کوبیده گل مخصوص گلاب..همون گل رز خوشبوی شهر کاشان .و میمند استان فارس…با هل کوبیده…یکم میخک…و دارچین و زنجبیل…با زغالم جدا کوبیدم ..بعد برس مسواکمو با هم مخلوط میکنم.

    همین باعث خوشبو شدن دندانم و هم صرفه جویی در خرج.کردم شده…

    دقیقا همه رو دارم انجام میدم هم لذت بخش هست و هم مفید….

    واقعا هر چقدر اسان باشیم خوشبختیم…اسانی باعث میشه .فلکسی باشی با محیطت.با خودت و با زندگیت..

    مخصوصا ما ایرانیها…خیلی سر همین موضوفات جنجالهای وصف ناشدنی دارییم.واقعا چقدر زندگی رو برای خودمون جهنم کرده…

    استادم همه بدبختی ما..بخاطر تایید دیگرانه.منم خیلی خودمو در گذشته به عذاب کشوندم.و میخام هنوز بیشتر بتونم بهش عمل کنم..

    مریم جان انشالله فردا صبح اولین تصمیم به تعویق افتادم این کلام شما باشه…

    که اونچیزی که خودم دوستدارم و خلاقیت خودمه و اونچیزی که دم دسته استفاده کنم.

    این نکته نشانه من برای اینروزای بیزنسمه.

    من امروز داشتم بفکر همین کتگوری پیش میرفتم که خداوند این نکته رو برام بولد کرد..

    خدایا هزاران بار شکرت….

    یه نکته زیبای دیگه توی دوره عزت نفس قدم اول استاد میگن!……چقدر میتونی عواطف و احساساتتو کنترل کنی..

    چقدر در زمان مناسب شرایط:احساسات متفاوت رو نشون میدی…

    یادم از صحبت مریم عزیز اومد..که میگه غذاهایی که ما انتخاب میکنیم برای مهمونیهامون بر حسب ذائقه اون اشخاص هست و بسیار مفید.وای خدای من….

    اینجا برام بولد شد..همون احترام گذاشتن به ذائقه اون اشخاص…شناخت خودشون و شناخت دیگران و بر حسب رفتارهای این اشخاص ،”رفتار کردم..

    هم شناخت خودمون و هم شناخت افراد

    حالا مریم جان عزیز..بر فرض افراد لبنانی حمص دوستدارن..

    خودشون گوشت کبابی میخورن….واقعا نمیتونی اینهمه شناخت قوی درونی رو سپاسگزار بود..که با تصویر به ما درس میدین!.

    خدایا شکرت…..چقدر این احترام میتونه به اون مهمونا خوش بگذرونه…

    و این ازادی مالی..بازم چقدر میتونه توی روند ساده سازی و اسانیها کمک کنه…

    الله اکبر الله اکبر ..

    ساده زیستی و ازادی مالی……و درست استفاده کردن.و درک خودشناسی خودت.و خودشناسی دیگران…

    الله اکبر..کبوتر با کبوتر باز با باز..الله اکبر

    من هر روز داره این خوشبختی بیشتر برام بولد میشه که من لایق بهترینها هستم..

    استادم چقدر دلم کشید..منم یه روز باشم توی مهمونیاتون.که اون لحظه فقط مثل پروانه دورتون بگردم….عزیز دلم.چی بگم از این ازادی در تمامی جنبه ها…

    ازادی پوششی که بزرگترین نجوای گذشتگانمونو داره بیشتر برام بولد میکنه!!.

    …..

    من یچیزی بگم…من همیشه یه تکه ایی از وجودم نسبت به این شرایط:مقاومتی نداشت..

    همیشه میدیدم افرادی که همیشه از نظر پوششی باز هستند و خوشحالن….از نظر فیزیک چشمی افرادی قابل اعتماد و خوش بیین و حال خوبن..

    و من همیشه این تفاوتها رو میدیدم..بقول خودمونی چشم پاکن..اصلا براشون مهم نیست..

    همیشه ذهنم اینو بگم..از موقعه ای بچگیما!!!!!!!

    و در نقطعه مقابلش…افراد مذهبی و بسیار گرفته اطرافم که نان استاپ کم و بیش هست…

    دیدم چقدر زندگیشون سخته بدبختن چقدر فضاشون بسته و دل گیر هست.چقدر تعامل اجتماعیشون پایینه..

    یه لحظه هم نمیتونستم باهاشون برخورد کنم..

    و لطف خدا…دوستانی داشتم همشون شاد و برقص و باحال..

    یادمه بچه که بودم.کلا روحیاتم بسمت سادگی و ازادی پوششی بود.عکس بچگیام گواه این اعمال هست…

    یه همسایه داشتیم ….منو این شخص خیلی با هم بودیم..این اشخاصم یه خانواده باز و بسیار راحت …و یه تصویر پوستر از خارج از کشور..که بعد فهمیدم برای امریکاست.ودقیقا .شهر اوریه از ایالت کلرادو بود..که استاد رفته بودن.چند شب پیش نشانه ام بود…

    من هر وقت میرفتم خونشون بهش میگفتم میشه بریم تو اونیکی اتاقه من نگاه این تصویر کنم

    تا اینکه اون تصویر الان نزدیک به 30 سال هست..امروز من باهاش هم مدار شدم…رسیدم…

    چقدر این حس ازادی بچگیم که واقعا نگاه الهیم بود تو زندگیم منو از خرافات دین و مذهب گرفته شیطانی نجات داد…

    و واقعا چشمانم و دیدم به افراد پاک شد…و باعث شد خیالم راحتر بشه…

    ولی به لطف خدا…تمام کشورها بخاطر این ازادی اینترنت ،”دارن!!! نجات پیدا میکنن..

    هنوزم هست..ولی حس میکنم افراد دارن اگاهتر میشن…

    خدایا هزاران بار شکرت.حالا ماها توان تعقییر هیچکسی را ندارییم.من برای خودم دارم توان میزارم…

    میخام بگم…من نجات یافتم و به خوشبختی رسیدم به ازادی درون رسیدم..به ارامش و حس حال خوب رسیدم..

    و امروز نتایجم گواه این اعمال و باورهاست…

    استاد عزیزم..مریم زیبای لیمویی زردم…منم به لطف خدا خلاقیتم نجاتم داد…

    و امروز خوشحالم که در سرزمین بهشتی شما زندگی میکنم.

    …….

    استاد نکته زیبای دیگه…اون ابتنی زیباتون و اون خنده خوشحالیتون…..قلبمو باز کرد.

    انشالله منم یه روز بیام پردایس زیباتونو ببینم..

    راسی خداوند در اخر فیلمبرداری اقا رامتین عزیزمون.یه هدیه بهت داد..

    نمیدونم متوجهش شدی یا نه..

    یه قطره مروارید اب بهشتیت..روی گوش:سمت چپت بود…

    عزیز من..این تصویرت میدونی منو بیاد چی اورد..

    یادته یه برنامه کودک بود قول جادو…مثل خودت بود…

    این غول جادو….همونه که میگین..خودتون خالق زندگیتون هستین..

    زندگیتون و اینهمه خوشبختی شاهد اعمال و ناظر همینه!

    مروارید بهشتین بر روی گوش:چپ بهشتیتون مبارک باشه…

    امروز یه روز از فرستادن این پیامم میگذره…

    میخام بگم….کارم…به نقطعه ایی رسیده که کارم بسیار زیباست…

    و هدایت شدم به خلاقیت عالی شرایط عالی ..

    و هدایت بعدی برای قدمهای بعدی الهی صدهاا هزاران شکرت بابت اینهمه اگاهی و احساس خوب و رفتن به مدارهای بالاتر و اسانیها

    د…وستتون دارم.!!!!

    .فاطمه…نرگس …از جنوب غرب ایران..به شما فلوریدا

    به امید زندگی آسان و راحت و ساده زیست.ازادی تفکر.خوشناسی خودت و دیگران..و آزادی زمانی مکانی و مالی…و لذت بردن…..

    دوستتدارم…

    بهشت زیباییم دوستتدارم.منم از خداوند میخام..برامون بارون بباره..به لطفش ابرم هست..بقول عامیانه..قُرتراق(همون رعد برق) داره خودشو بهم نشون میده…

    به امید درک بهتر و زندگی اسان و راحت برای اون کبوتر با کبوترها و باز و بازها.جغد و جغدها…وووووووو همزمانیهای دیگر…

    ولی ما ورژن خوبی هستیم و میمانیم و ادامه میدهیم و جهاد در راه خدا رو هیچ وقت از یاد نمیبرییم..انشالله….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1226 روز

    به به

    چه فایل خوشمزه ای

    چقدر عاشق زیتون هستم و چه ترکیبی گذاشتی کنارهم مریم بانو

    البته من اسنک بوقلمون نخوردم اما مطمینا خوشمزه و عالیه

    چه ظرفهای بامزه ای

    منم عاشق ظرفهای متنوع و به هر شکل هستم

    اصلا سری و ست دوست ندارم

    دلم میخاد هرکدوم ی طوری باشه

    .

    دلم میخاد اول درباره مهمونی بگم

    من و دوستام ی دوره های دوستانه برگزار میکنیم که شکل خاصی داره

    و این شکلش رو دوست داریم

    اینطوری که هر هفته صبونه و عصرونه میریم سراغ هم براحتی

    داستان چیه؟

    داستان ما اینه که هرکدوممون هر چیزی که درتوانمون باشه رو با خودمون میبریم خونه میزبان

    یکی نون، یکی پنیر، یکی اش، یکی چایی، یکی کیک

    هیچ اجباری در اون نیست که دقیقا کی چی بیاره

    فقط ازرقبل اعلام میکنیم تا کسی تکراری نیاره

    بعد هم همه رو میز میزاریم و تمام مهمونی رو میشینیم و میگیم و میخندیم و میخوریم و میرقصیم

    حتی گاهی تصمیم میگیریم مثلا دلمه برگ انگور درست کنیم

    همه زودتر جمع میشیم خونه رفیقی که درخت انگور دارن و یکی میره برگ میچینه یکی برنج میزاره یکی لپه یکی هم از همه صحنه ها فیلم یادگاری میگیره

    و بعد باهم دیگه میشوریم و میپزیم و میل میکنیم

    و خوب درنهایت ظرفها همه باهم میشوریم

    و خونه رو دسته گل میکنیم و بای بای

    .

    من عاشق دورهمی با دوستام هستم

    .

    و فک میکنم که ما خودمون فرهنگ مهمونی رو رایج میکنیم

    و اینطوری مهمونی با کیفیت و عالی میگذرونیم

    و خوب راحت و ساده و خودمونی هم هست

    و واقعااا لذت میبریم یعنی هدف واقعی مهمونی رو دنبال میکنیم

    .

    وکلا ادم سختگیری نیستم

    و خوب خداروشکر ازادی مالی میتونه کار رو راحت تر هم بکنه

    چیزی که در زندگی شما دیده میشه

    البته هستن افرادی که با ازادی مالی اهل تجملات هستن اما من سبک شمارو میپسندم یعنی ازادی مالی در کنار راحتی و سادگی

    این زیباست

    و چقدر شماهم کاررو اسون و راحت کردید با ازادی مالیتون خداروشکر

    چه نعمت بزرگیست ازادی و استقلال مالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    محبوبه استخری گفته:
    مدت عضویت: 2034 روز

    بنام خداوندی که اجابت میکنه خواستها رو سریع وآسان وراحت

    سلام ‌به شما استاد خوش استایل ومریم جان زیبا که پر از آرامشه

    استاد شما نه تنها یک الگوی مناسب در ساده گرفتن مهمانی هستید بلکه شما در تمام جنبه ها روابط زیبا وعاشقانه، سلامتی، خوش اندامی ، ثروت ،کنترل ذهن، احساس خوب داشتن درهرلحظه، لذت بردن اززندگی ،سپاسگزاری از ادمها وسایل از هرچیزی که در اطرافتون هست، عزت نفس،توحید ویکتا پرستی یک الگویی درجه یک ونامبر وان هستید برای همه بچه های سایت

    ما باشما عشق میکنیم استاد واز بودنتون نهایت سپاسگزاری رو داریم

    اول از همه بگم این ساده گرفتن کارها ساده گرفتن همه چیز باعث میشه که زندگی برای ما ساده آسان بشه هر چقدر سخت تربگیریم همه مسائل بیشتر تواین زندگی عذاب میکشیم و رنجمون بیشتره واز زندگی لذتی نمیبریم

    قبل ازاینکه باشما آشنا بشم این افکار میومد توذهن من که چجوری میشه این کارو راحتتر انجام بدم چون همیشه میدیدم که مامانم کارها رو برای خودش سخت انجام میده و چقدرم زجر میکشه و یکی از افکار دیگه ای من این بود که هدف چیه اصلا برای چی ما اومدیم که فقط بخوریم چون کلن خانواده ما شکمو هستن و بیشتر غذا مدنظرشون هستن تو‌مهمونی

    بقول شما که توصحبتهاتون فرمودید که هدف از دورهمی لذت بردنه من خندم گرفت یاد فامیل خودم افتادم گفتم استاد هدف فامیلای ما از دور هم بودن فقط شکمه وغذاست

    و‌چقدربقول شما وقتی که سخت میگیریم تو مهمونی مهمان معذب میشه ومیخواد زودتر بره یجورایی حسش بد میشه

    من این الگو رو بارها تو مادر خودم دیدم اونقد زحمت میکشه که تنوع بده به غذا و هرچی مهمونا دوست دارن ازشون میپرسه تا درست کنه مثل رستوران ولی وقتی مهمونا میان از خستگی نمیتونه بشینه و اونقد چهرش اخمو خستس که اولین نفر من میخوام فرار کنم

    ویا خونه فامیل که میریم مخصوصا شهرستان بنده خداها از یکماهه زودتر تدارک میبینن و اونقدر خسته میشن که کاملا ادم معذب میشه فقط میخواد ازاونجا فرار کنه

    کلن تو خانواده ما اصلا از بودن باهم لذت نمیبرن فقط فکر غذا هستن ناهار نخورده میگن شام چی بخوریم حالا شام میخورن میگن فردا ناهار چی درست کنیم

    دیگه از مسافرت نگم که دیگه اخرشه

    مثلا قرار میذارن دست جمعی برن شمال فقط غذا چی ببریم چی بخوریم کلن بزرگترا مثل عمه مامانم که فقط از اولش بنده خداها اشپزی میکنن اخرشم خودشون شاکی وبقیه هم ناراضی اونقد خسته میشن که فقط غر میزنن

    هیچ موقع نشده بگن حالا مثلا داریم میریم فلان جا بریم کجاها روببینیم چه جاهای دیدنی داره اولیت اول اخرشون غذاست اونم نه غذای ساده غذاهای ماشالله از صبح تا ظهر سرپا بمون تواشپزخونه

    ولی من دوست دارم مخصوصا مسافرت که میرم فقط برم توکوه جنگل بگردم یه نون پنیرم باشه البته گوشتم دوس دارما من راضیم نیومدیم بیرون که فقط بخوریم

    تو مهمونیا هم که خیلی دوست دارم این الگو شما رواجرا کنم ولی خیلی سخته تا حد کمی موفق بودم فعلا فقط تولیوان یک بار مصرف اونم به خیلیا برخورده که برام مهم نیست

    بقول شما خوب حرفی زدین مهم خودمم اول آخرش، مهم منم که راحت باشم

    واینکه ما میخوایم درکنار هم لذت ببریم چندتا چیز از هم یاد بگیریم نه اینکه دوتا تیکه ظرف ظروف بهم نشون بدیم مثلا پزشو بدیم خب که چی

    اخرش باید اون ظرفای سنگین اخرشب بشوری دست کولت بیفته والا اصلا ارزششو داره اینهمه سختی بکشیم

    مهمون اگه برای اون غذا اومده بقول شما بره رستوران

    اگه برای بودن درکنار ما ولذت بردن از ما اومده که خیلی هم خوش اومده

    مزخرفترین فرهنگارو ما داریم بقول مریم جان استاد قبول دارین ؟؟؟؟

    فقط میگیم بده زشته عیبه حالا چی میگن ،اصلا خودمون توذهنمون خودمون هی سرزنش میکنیم که طرف اومد غذا بد شد غذا کمه کاشکی فلان کرده بودم خلاصه که درگیریم با خودمون

    این مساله از پایه خرابه از اساس خلقت ادم وحوا شما الان آقای لری دوستتون همسن پدرای ماست دیگه چقد راحته چون اونا ازاول اینجوری بزرگ شدن این فرهنگ جا افتاده حالا مثلا پدرم بیاد خونه من چای تو لیوان یک بار مصرف میتونم براش بیارم عایا نه والا نمیشه اصلا پا میشه میره

    ای کاش اینقدر زندگی به خودمون واطرافیانمون سخت نمیگرفتیم

    انشالله که این موضوع هم کم کم جا بیفته و ارزشمون رو به وسایل و چند مدل غذا وچیزای دیگه گره نزنیم

    استاد جان ولی یه چیزی دیگه رو شما قبول دارین ؟؟؟؟که ثروت چقدر عالیه وقتی اینقدر ثروتمند باشی میتونی خونه بزرگ داشته باشی میتونی انتخاب کنی سادگی رو میتونی راحتتر زندگی کنی میتونی راحت بری فروشگاه همه چیزای اماده بخری بیاری فقط بچینی تو ظرف میتونی تنوع بدی… البته ثروت داشته باشی ولی بقول شما انتخاب کنی وبخوای که ساده هم بگیری همه چیزو

    استاد یک موردی که شمارو واقعا فوق العاده کرده این ویژگی سپاسگزار بودنتون هست چقدر این اخلاق شما رو دوست دارم برای هرچیز کوچیکی از مریم جان وبقیه تشکر میکنید اونم باچهره بشاش وانرژی خوبی که بطرف مقابلتون میدید طرفو کلن میبرید عرش که دفعه دیگه با حس بیشتر وبهتری اون کارو براتون انجام بده این ویژگی واقعا قابل تحسینه

    یکی دیگه از ویژگیهای خوب وعالی شما ذوق کردناتون چقدر شما باذوق شوق هستین برای همه جیز ذوق میکنید بقیه هم به ذوق میارید من دقت کردم وقتی دوستان میپریدن تو اب شما چقدر ذوق میکردین جیغ هورا ولی بقیه اصلا اینمدلی نبودن اینه که شمارو متفاوت تر از بقیه کرده اینه که شما بااختلاف از بقیه توهمه چیز بالاترین

    یه خصلت دیگه شمارو که خیلی دوست دارم اینکه همیشه دیدم توکارای خونه کمک میکنید اونم با ذوق با لذت مثلا مریم جان نمیخواد بگه استاد برو این کارو کن اونجا روتمیز کن این واقعا برای من خیلی جالب وتحسین برانگیزه و واقعا شمارو تحسین میکنم‌شما فوق العاده هستین

    از دوستان آقا رامین وعلی آقا هم تشکر میکنم بابت اینکه از شما فیلم گرفتن

    علی آقا اندام شما هم خیلی خوب وفوق العادست وصداتون هم خیلی قشنگ زیباست

    استاد جانم شما هم که دیگه اندام رویایی ساختین که هر وقت یه فایلی میذارید خیلی باید حواسم باشه تا مطالب اون فایل درک کنم چون خیلی حواسم پرت اندام شما میشه خیلی سخت میشه تمرکز (خنده) بیشتر فایل صوتی باید گوش بدم الان این ایده اومد

    مریم جان از شما هم سپاسگزارم که بهترین الگو هستید شما هم اندامتون پوستتون هرروز عالی تر میشه وچهرتون بشاش تر و زیبا تر

    استاد جان بابت این نکات دراین فایل واینکه دنبال جلب توجه وتایید نباشیم ما ارزشمندیم و لازم نیست کارو سخت کنیم و بخودمون سخت بگیریم برای جلب توجه

    واینکه وظیفه من نیست که مهمونم لذت ببره این وظیفه خودشه که احساسش خوب باشه لذت ببره همونجور که من وقتی میرم مهمونی این من هستم که باید لذت ببرم وحالمو خوب کنم

    واینکه بریم لیوان یکبار مصرف ظروفشو بگیریم انشالله آماده بشیم برای عشق حال در مهمانی و لذت بردن از کنار هم بودن اینجاشو خیلی دوست دارم .

    استاد جان بازم سپاسگزارم طولانی شدم کامنتم ولی خیلی حال داد استاد یه چیزی بگم من همیشه فکر میکردم وبخودم میگفتم من برم امریکا استاد اونقد خودشو میگیره فکر کن مثلا برم خونشون اصلا تحویل نمیگیره اینم فهمیدم که از عزت نفس پایینم بوده و اینکه وقتی بچه های سایت دیدم که کنار شما در منزل شما هستن چقدر برام باور پذیر شد که منم میتونم بیام امریکا چه ترمزی بود این فکر

    سپاس فراوان استاد عاشقتمونم

    به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2498 روز

    درود و سلام خدمت نسرین عزیزم ..

    اگه بگم چقدر نکته های دقیقی رو توضیح دادی باید دوباره کامنتتو باز نویسی کنم.. آنقدر زیبا و آنقدر نکته سنج بودی که انگار داشتم یک کتابی رو می خوندم و منو برد به تصویر سازی و تجسم سازی..

    نسرین جان آون متن انگلیسی رو چقدر زیبا نوشتی و ممنونم که ترجمه ی آن رو هم نوشتی خیلی خیلی تاثیر گذار بود .بعضی وقتها با تمرکز کردن روی خود فنجان ما لذتخوردن قهوه رو نمیچشیم .نصیحت من به شما اینه که قهوه را دریابین نه فنجان را .

    Throwing a party or the party خیلی ممنون نسرین جان که اینقدر وقت و زمان بخرج دادی و این اصطلاح رو سرچ کردی و همچنین زمان و وقت بخرج دادی و این کامنت زیبا و پرمحتوا ی زیبا رو نوشتی..

    راستش منم صبح زود شروع به نوشتن کردم و اینجا هم شور شور باران بود و یک کامنت فوق العاده احساسی رو نوشته بودم حدودا دو سه ساعتی طول کشیده بود ولی موقع send یهو پرید و تا مدتی دپرس بودم .. البته یک تضادی توی گوشیم ایجاد شده و باتریش ضعیف شده و یهو خاموش شد ولی بعدش با شارژ مجدد گوشیم اومدم کامنت ها رو خوندم و حالم بهتر شد خدا رو شکر که با کامنت زیبای تو اشک شوق ریختم ..

    ولی اینجا این تمیزی و نظم حاصل همفرکانس بودن و هم پایه بودن استاد و خانم شایسته اس و وقتی من این الگوها رو میبینم این خواسته در من هم شکل میگیره که خدایا من هم ی همدم و هم فرکانس اینجوری میخوام نسرین جان وقتی از همفرکانس بودن نوشتی و این خواسته در تو شکل گرفت انگار بغضم ترکید و اشک ریختم و بهترینع بهترین همدم و همفرکانس و همسفر زندگی رو برات آرزو کردم و برای تمام کسانی که چنین آرزویی دارند.. یعنی باید مثل الگوی استادان عزیزمون باشیم .. یعنی باید ..

    نسرین جان پاسخگویی ام خیلی طولانی شد فقط خواستم تحسینت کنم و تبریک برای این روح بزرگی که داری و این زیبابینی هات و این ریز بینی هات و آن قلم روان و شیواتو تحسین می کنم و همیشه کامنت های زیباتو دنبال می کنم

    ممنون و سپاس و بهترینع بهترین ها رو برای تو دوست عزیزم و برای همه مون آرزومندم

    روز و شبت بخیریت و خوشی و ایام بکامت شیرین و گوارا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سمانه سادات گفته:
    مدت عضویت: 1296 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استادهای خودم سلام به پرادایس سلام به همه دوستانم‌

    تو این چند روز خیلی دوست داشتم بیام کامنت بزارم ولی میگفتم منی که سالی یه بار دوبار برا تولد بچه ها مهمون دارم و میگیرم چی بنویسم که یه دفعه به ذهنم رسید که

    موضوع داستان: الگوی نامناسب برای مهمانی

    نقش اول داستان سمانه

    نقش دوم ذهنش

    نقش سوم همسر

    همراهان نقش مهمانها

    زمان داستان : قبل از آشنایی با استاد

    سمانه داستان در اصفهان زندگی می‌کنه که دو تا دختر داره سمانه جان یه خانم کمال گرایی بود که همیشه دوست داشت خودش را به آب و آتیش بزنه تا مهمونی و تولد از اینجور داستانها را به نحو احسنت برگزار کنه

    فارغ از اینکه سمانه جان چقدر خودش را اذیت میکرد فارغ از اینکه چه خرجهایی برای همسرش می‌تراشید و باعث مهمانی ها تو زندگیش کم رنگ و کمرنگتر بشه

    ذهن سمانه که اون را همراهی میکرد برا مهمانی می‌گفت خوب حالا بیا چند مدل ژله درست کن اون هم طبقه طبقه در جام تعداد جام 15 تا و بالای صدبار در یخچال باز بسته باز بسته بشه یه نوع دیگه ژله حدود یک ساعت براش زمان بزار

    بعد میریم سر غذا یا خدا چی بپزم تو باید یه چیزی بپزی که کسی نپخته باشه و چند نوع باشه

    تماس الو سلام مامان خوبی

    مامان ممنون تو خوبی

    مامان چی بپزم

    مامان نمی‌دونم هر چی راحتی مثلاً مامان جوجه حسینی خوبه اره مامان خوبه فقط به تعداد نفرات باشه ها میخوای کنارش هم بامحان یه خورشتی هم درست کن باشه مامان کاری نداری خداحافظ

    یا خدا سمانه کی به کارهام برسم تازه جاور و تمیز کاری و بچه داری میوه شستن و سالاد …… تا اینکه تمام کارها را با کمردرد و دولا دولا راه رفتن سمانه داستان انجام داد در این با غر زدن از همسر هم کمک میخواست و همسر هم با غر زدن و بگو یکی بیاد کمکت تو دست تنهایی سمانه خوب راشون دور مامان اذیت میشه تو ذهن سمانه خوب راست میگه چرا خانواده برات ارزش قائل نیستن میبینند تو بچه کوچیک داری باید بیان

    شب مهمان ها اومدن وسمانه داستان خسته و کوفته خوش آمد میگه

    تازه موقع پذیرای بشقاب بیار نسکافه چای

    موقع شام تازه سمانه طلبکار چرا کسی کمکش نیامده با همسرش که مشروب خورده و حال رو پایی نداره غر میزنه چون با کارهاش و رفتارش سمانه بهم میریزه فرکانس منفی ادامه دار تا سفره پهن بشه

    یخچال باز بشه سالاد انواع ژله نوشیدنی غذاها و کلی بشقاب و قاشق بیاد

    همه شروع کردن به غذا خوردن سمانه می‌ره میاد می‌ره میاد

    مهمان ها سمانه بیا دیگه خسته شدی خوب

    ذهن سمانه اره دیگه خسته شدی به خاطر اینا کمرت درد گفته تازه حرص همسر هم باید بخوری

    سمانه غذا چطوره؟ خیلی خوب شده دستت درد نکنه سمانه خوشحال

    سمانه ژله ها را خودت درست کردی ؟ بله چطور

    خیلی خوب شده حسابی زحمت کشیدی

    نه بابا کاری نکردم فقط یه هفته هست خودمو درگیر کردم

    همه رفتن سمانه و ذهنش

    تو بیکار بودی این کارها را بکنی بیان بخورن و بریزن و بپاشن و برن تازه باید فرداش هم کلی کار کنی

    لذت سمانه صفر

    زمان بودن درلحظه صفر

    خنده سمانه صفر

    تا اینکه سمانه همش میگفت مهمونی نمی‌خواد دیگه بگیرم همسرش هم از خداش بود چون مخارج بالا بود

    و سمانه داستان باعث شد به خاطر پز دادن به خاطر کمال طلبی مهمانی را از دست بده

    نتیجه گیری داستان

    سمانه یاد گرفت هیچ چیز را برای خودش بزرگ نکنه

    سمانه یاد گرفت به خودش سختی نده همه چیز را به راحتی انجام بده

    سمانه یاد گرفت دنبال تایید و تحسین نباشه مهم خودشه که از کاری که انجام میده با تمام وجود لذت ببره و خودش خودش رارتشویق کنه

    سمانه یاد گرفت در لحظه باشه و لذت ببره

    سمانه یاد گرفت نخواد کسی را راضی نگه داره

    سمانه یاد گرفت از استاد خودش که براش بهترین الگو هست که همه چی. را به راحتی ممکن انجام بده تا اول خودش لذت ببره بعد مهمان ها

    سپاس از همه دوستانی که داستان سمانه را میخونید

    خدا یا شکرت که هستی و من پیدات کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    مرضیه رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1234 روز

    سلام به همه

    سلام به خانم شایسته عزیزم و همچنین استاد بزرگوارم

    این فایل درستی خیلی قشنگی داره وراحتی مهمونی

    چقدر برامون لذت بخش وجالب بود از اول خرید هاتون طبق سلیقه مهمون ها که میدونستید چی دوست دارن برام جالب بود که چقدر هواستون بوده چی بخرین ودرست طبق سلیقه اونا باشه

    وبعد چیدن غذا ها وراحت کردن کار که موقع مهمونی زمان رو برای خودتون ومهمون بیشتر کردین تا بیشتر از دور هم بودن لذت ببرین

    این نکته هم برام جالب بود همه چی چیده وشسته رفته

    میوه ها و غذاها تو ظرفای خیلی ساده

    این مدل مهمونیا رو خیلی دوست دارم

    دوست دارم حتما امتحان کنم و دیگه حتی مهمونی گرفتن رو به این قشنگی وراحتی تجربه کنم

    شاید بارها خواستم مهمونی بگیرم وبه خاطر کلی تجملات که همش تعارف وتشریفات بودن خودم رو از دیدن دوستانم محروم کردم

    این که ظرف آماده از هر مدل گذاشتین باز جالب وراحت ولذت بخشه حتی قاشق چنگال

    اینکه خونه رو بهم نریختین به خاطر مهمونی وبه همین راحتی همه چی سر جاش بود وفقط لبتاب زیر میز گذاشتین واولویتتون یعنی کار هم انجام شد

    خیلی برام لذتبخش وجالب توجه شد

    زندگی واقعی این همون چیزیه که میشه همه چی رو باهم داشت

    چند وقته مهمونی نگرفتم به خاطر تجملات

    به خاطر وضعیت مالی و به خاطر تغییر نگرشمون

    وضعیت مالی خدارو شکر خیلی رو به رشد وبهبود هس

    خیلی دلتنگ یه مهمونی ساده وبی شیله پیله هستم

    نوع نگرشمون با بقیه فامیل فرق کرده وخیلی چیزا تغییر کرده

    وکلا تنها تر از قبل شدیم ولی خیلی خیلی حالمون خوبه شاید تو عمرم اینطور حال خوب رو تجربه نکرده بودم

    من و همسرم ودخترانم فقط میتونیم حرف همدیگه رو بفهمیم

    میتونم بیام توی سایت وحرفای استاد عزیزمون رو گوش بدم وعمیق به خودشناسی بپردازم

    خیلی شکرگزارتر از قبل هستم

    ودر حالی این ها رو میفهمم که قبلاً متوجه نبودم

    دریاچه وآب اطراف خونه شما چقدر شفافه وخیلی برام لذت بخش خصوصا که درختا توی آب پیداست

    سرسبزی درختا چقدر قشنگه نوع سبز بودنش با سرسبزی درختای کاشان فرق داره

    هوای مطبوع اونجا رو تجربه نکردم واین زیبایی رویایی که خانم شایسته عزیزم میگن رو میفهمم

    چون واقعا رویایی

    خیلی دوست دارم تجربه کنم واز نزدیک بیام پیشتون این یکی از خواسته هام هست که امکانپذیره

    خیلی دوست دارم از نزدیک ببینمتون دوستی با چنین شخصیتهایی رو از نزدیک تجربه کنم

    آنقدر مهمونی شما راحت بود که احساس کردم منم اونجا هستم چیه دوستی دیرینه باشما دارم

    از سبک لباس پوشیدن شما لذت میبرم خصوصا پیران زیبای خانم شایسته عزیزم پیراهن گل گلی

    چقدر بهتون میاد

    منم دوستان زیادی دارم منتها تازگی به خاطر نوع دید گاهی که در مذهب وتعصبات پیدا کردم دیگه خیلی شرایط رو نمی‌بینم که با همه شوند ارتباط صمیمی داشته باشم وانگار جهان خودش داره اونارو ازم دور می‌کنه

    منم یه آدم اجتماعی هستم وبرام سخت شده حقیقت که از دوستان قدیمم دور بشم ولی بالاخره دیگه باورام هم اجازه نمیدن که مثل اونا فکر کنم این تصمیم بزرگیه که گرفتم و خودم می‌دونم که مسیرم اینه ومسیر اونا یه سری تعصبات داره که دیگه نمیخوام بهشون باور داشته باشم وذهنم رو آزاد کردم از این مدل تعصبات

    یکم سخته وخیلی سخت بود

    چون کسایی مثل پدر و مادر وبقیه دوستان من اکثرا

    این مدلی بودن

    بیشتر تنها شدنم این طوری شده

    خوب خدا با منه خودش حواسش بهم هس

    جوری منو از تنهایی در میاره که حتی خودم فکرشو نمی کردم یعنی باورم نمی شد

    اتفاقاتی برام افتاد که شب وروز جای شکر داره

    ارتباطاتمون با کیفیت تر شده واحساس ودرکمون نسبت به هم واقعا باقبلمون خیلی فرق کرد

    چنان خدا برام مسائلمون رو حل می‌کنه که باورم نمیشه وفقط شکر میکنم

    از دیدن این فیلم چنان لذتی بردم که انگار منم میتونم با غریبه ها دوست بشم واصلا انگار سالهای ساله که میشناسمشون وحتی صلیقه غذایشون رو می‌دونم وبهم امید میده که فرقی ندارد که از چه قوم و قبیله ای هستن وچقدر میشه باهاشون احساس راحتی کرد

    ودر کنار هم یکی بودن روتجربه کرد به این زیبایی

    حتما وقتی از این اتفاقات بیفته وکنار چنین داستانی باشم فقط به انسان بودن ویکی بودن بیشتر اهمیت میدم

    البته راستی تابستون امسال یه مهمونایی از ایرانشهر برامون اومد که اونا اهل تسنن بودن

    خیلی باهم راحت بودیم من خانمش وبچه هاشون رو بغل کردم یکی یکی واحساس انسان بودن اون موقع خیلی برام زیباوشیرین بود

    ومن قبل یه جور دیگه بود با کلی تعصبات نا جور که با انسانیت نمی خورد وخدا رو شکر دیگه اونطور نیستم

    این یکی از دلایل دور شدن از یه عده ازآدمای قبل در زندگیم شد تونستم به آرامی بپذیرم که زندگی با صلح با انسانهای متفاوت دوست‌داشتنی چقدر لذت بخشی

    وامسال اونا رو با عشق پذیرایی کردم ولذت بردم

    بندگان خدا میگفتن چقدر آقاتون تغییر کرده

    واین منم بودم که در واقع تغییر کرده بودم و خیلی خوشحال و راضی مهمانداری کردم وباز تجربه های کسب کردم که بهتر هم میشه باشه

    این تغییر باعث شد دیگه مورد تایید بعضی اقوام دوستانم نباشم وچقدر چیز یاد گرفتم واز بودن کنار مهمونام لذت بردم

    و هر روز رشد استاد وهر روز وهر لحظه سپاسگزاری

    از خدا

    چقدر می‌تونه رابطه انسانها با هم خدا گونه تر بشه ولذت بخش تر

    ممنونم از فیلم زیبایی که برامون گرفتین وخیلی زیبا بیانش کردین ودرس بزرگ انسانیت رو به ما آموختین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1615 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم مرضیه دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم

      آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: