اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه دوستان و استاد عزیز ودوست داشتنی و خانم شایسته عزیز
سپاسگذار خداوندم که من و هدایت کرد به این سایت تا هر روز و هر روز درسهای قشنگتری بگیرم برای زندگی بهتر وراحتر
استاد عزیز از اینکه انقدر همه چیز رو راحت و با زبان تصاویر نشون میدی تا درک بهتری از قانون داشته باشیم از شما سپاسگذارم
چقدر زیبا خدا هدایت میکنه .چون چند روز با همسرم درگیر مهمونی اخر هفته هستیم که دوستامون میخوان به منزل ما بیان و اینکه چی درست کنیم چند نوع غذا درست کنیم کدوم بهتر کدوم غذارو قبلا درست کردیم کدومو درست نکردیم و خیلی درگیریای دیگه که ما موقع مهمونی دادن باهاش مواجه میشیم ولی صبح که از خواب بیدار شدم و طبق معمول سایت و نگاه کردم دیدم خدا چقدر زیبا داره از طریق استاد مارو هدایت میکنه و سریع همسرم و از خواب بیدار کردم و نشستیم این فایل و دیدیم و انقدر حالمون عالی شد از دیدن فایل و اتفاقهای زیباش و پارادایس زیبا و لذت بردن دوستان و استاد از شنا کردن در دریاچه و از همه مهمتر رهایی از اون همه درگیری ذهنی که برای خودمون درست کرده بودیم و درس گرفتیم که همه چیز به خاطر لذت بردن و قرار نیست ما رنج بکشیم از یه دورهمی و کلی تصمیم ساده و راههای ساده برای بهترین مهمونی و دورهمی و ایمان دارم که قرار کلیم بهمون خوشبگذره
سپاسگذار خداوندم برای این هدایت و این استاد عالی که به این زیبایی ازش یاد میگیرم خداروشکر
خدایا اکثر بچه های فامیل رفتن یا شهری دیگه یا کشوری دیگه فقط من موندم از اون جمع، چرا؟ چون همه لذت میبردن و فقط من بودم که میگفتم اه باز مهمونی باز دورهمی! و بااز هم برام هست و همون اتفاقا و دور همی ها بیشتر هم شده چون خانواده همسرم هم هستن که خییلی بیشتر از خانواده خودمن! من باید لذت ببرم. دیشب مهمونی خونه بابام خوش گذشت، هفته ی پیش خونه عمه همسرم خوش گذشت من همش نگران این بودم که باید دعوتشون کنم و برام سخت بود ولی خب نگین سختش نکن برای خودت تو قبلا هم مهمونی دادی از الان چند تا غذا رو مشخص کن که درست کنی و دیگه ذهنت رو مشغولش نکن، سختش نکن خوش میگذره تازه ممکنه یجوری بشه که نخوای دعوت کنی، پس برو مهمونی با لذت هم برو، نگین تو تمااام عمرت از مهمونی رفتن غر زدی خب همشش هم سرت میومد یبار برعکس عمل کن بیا و از مهمونی رفتن لذت ببر، مططمئن باش یا انقدر بهت خوش میگذره که بیشتر میخوای یا کلا میری و آدمای بهتر میان تو زندگیت که از بودن کنارشون لذت ببری و نیازی به کنترل ذهن نداشته باشی، یادت باشه هر موقع غر نزنی و لذت ببری این اتفاق میافته!
در مورد شهر هم بگم که همه ی بچه های فامیل میگفتن ما شهرمون رودوست داریم و میخواهیم اینجا زندگی کنیم اما من دوست داشتم تو شهر بزرگ باشم واسه همین تلاش کردم و 6 سال دوران دانشجوییم رو شهرای بزرگ بودم اما چی شد؟! ترسیدم بمونم و کار کنم (حس میکردم کار نیست و نمیتونم پول دربیارم … که اینم دارم روش کار میکنم تا ترمزهام رو پیدا و رفع کنم) خلاصه برگشتم و همه ی اونایی که میگفتن ما شهرمون رو دوست داریم رفتن! من با کسی ازدواج کردم که شغلش ثابته و ده ساله همینجا هستم! (الان میدونم که باید از خدا بخوام که برم شهری دیگه نه از شغل همسرم) ولی خب فعلا تصمیم گرفتم از همینجا لذت ببرم و دوستایی پیدا کردم که در کنارشون میشه با سادگی لذت برد، بچه هامون همسنن و خانه بازی ، پارک، تئاتر، سینما میریم و خیلی هم خوش میگذره، تازه به این نتیجه رسیدم که شهر من از همه جا خوش آب و هوا تره، هواش پاک و تمیزه، منطقه ی شهری و طبیعت خیلی نزدیک همن و من به راحتی و در زمان کم میتونم از هردوش لذت ببرم.
بر خودم واجب دیدم که این کامنت رو به رسم سپاس بنویسم
من دیشب با خانمم به صورت اتفاقی مرا به سوی نشانه ها هدایت کن این فایل زیبا رو دیدیم و بسیار لذت بردیم جالبه که ما دقیقا شب قبل مهمان داشتیم و همیشه ما مورد انتقاد هستیم که مهمانی رو ساده می گیریم و وقتی بخصوص خانمم برخی اوقات حس بدی داشت از مهمانی
اما دقیقا تمام سوالاتش در این فایل جواب داده شد و انقدر احساسات جالب و زیبایی رو بعد از این فایل درخصوص مهمانی داشت که خیلی زیبا بود
خواستم تشکر کنم و بگم ممنون از اینکه حتی راجع به این موضوعات نیز فایل درست میکنید ممنون
من مجردم و مهمونی نمیگیرم ولی همیشه از اینکه مادرم تو مهمونی گرفتن خودشو عذاب میده تعجب میکنم و برام جالبه تو دورهمیهایی که قبلا میرفتم بعضیا بودن بسادگی برگزار میکردن و اصلا هم مهم نبود که بقیه اون غذا رو دوست دارن یا نه . فقط یه نوع غذا درست میکردن ولی مادر من چند نوع غذا و سالاد و کلی تنقلات و خدانکنه تو مهمونی یه چیزی یادش میرفت بیاره و تا سالها اونو یاداوری میکرد که چقدر بد شد . و ازش میپرسم چرا اینقد خودتو عذاب میدی میگفت من مهمونی کردنو دوست دارم میخوام به بقیه خوش بگذره . ولی به خودش چی ؟ به ما چی ؟ خوش میگذشت ؟ من با اینکه بیشتر کارهارو مادرم انجام میداد بازم هروقت مهمونی میخواست بگیره دلم میخواست فرار کنم و خونه نباشم مخصوصا اون مهمونی با آدمهایی پر میشد که من اصلا دوست نداشتم و بهم خوش هم نمیگذشت .
خوشحالم که انقدر دارم آگاه میشم که تو زندگیم اجرا کنم .
متاسفانه خیلیامون یاد گرفتیم که خودمونو فدای دیگران کنیم هزار بار عذر خواهی کنیم هزار بار بگم ببخشید خیلی خوب پذیرایی نشدید. ببخشید اگه خوش نگذشت .
ولی چقدر محکم استاد گفتن وظیفه مهمون هست که بهش خوش بگذره .
اگر دوست ندارن از مدار ما خارج میشن .
ما وظیفه ای نداریم ما ارزشمندیم . ما مهم هستیم و باید آسون بگیریم .
خب من از یه طرف کسانی رو میدیدم که درسته خودشون اذیت نمیکردن ولی یجورایی هم به مهمان بی احترامی بود که غذایی که اکثرا دوست ندارن رو درست میکردن یا انقدر دیر غذا میدادن که اصلا هم گشنه میشدن .
ولی اینجا چقدر عالی گفتین که درسته شما قانون سلامتی رو رعایت میکنید ولی اونجوری هم نیست زور کنید بگید همینی که هست . نه شما غذاهای دیگه ولی خب از نظر کیفیتی هم خیلی بالاتر از معمول در اختیار مهمان میزارید .
و خودتون هم اذیت نمیکنید .
من که تو خانواده ای بزرگ شدم که اولویت همیشه دیگران هستن .
الان میینم یکی از ایراداتم اینه که خیلی عذرخواهی میکنم از دیگران الکی هیچکاری نکردم میگم ببخشید .
مثلاا یه نمونه ش امروز بود . کلاس ورزشی که میرم تعداد 2تا 3نفر هستیم و چند بار شده که من ینفر بودم و همش گفتم ااا ببخشید من ینفر هستم میگفتین نمیومدم . یا ساعت دیگه بیام (در حالیکه سختمه بخواام ساعتمو عوض کنم و همین ساعت و تایم خودم بصورت منظم میخوام برم ولی الکی برای اینکه ینفر دیگه راحت باشه بخودم میخوام سخت بگیرم )
و امروز هم تو واتس اپ مربیم پیام داده بود که ساعت بعدی رو برم چون تایم خودم کسی نیست و منم فیلترشکنم وصل نمیشد .
و صبح نگاه کردم و وقتی هم رسیدم گفتم ببخشید من واتس اپم وصل نمیشد . دوباره دارم لباس عوض میکنم میگم ببخشید الان شما باید فقط برا یه نفر وقت بزاریدا سختتون هست .
یا دوباره آخرش دوباره کلاسم تموم شد دوباره گفتم ببخشید دیگه من یه نفر بودم ولی اینجوری منم سختمه اگه بخوام تایمم رو عوض کنم چون زود بیدار میشم و دلم میخواد اولین کار هم ورزشم باشه .
خلاصه نشمردم امروز چند بار معذرت خواهی کردم و روزای دیگه هم که تنها بودم اونارو حساب کنم فکر کنم 50باری ببخشید گفتم .
و این درحالی هست که خود مربیم با جون و دل مایه میزاره چه من ینفر بشم و چه چند نفر باشیم و اصلا از طرف اون حرفی زده نشده که کنسل کنه .
ولی انقدر خودمم گفتم که دیگه دیروز پیام داده بودتایم دیگه بیام .
و این یکی از پاشنه اشیل من هست که باید درستش کنم چون داره خودارزشی و لیاقت رو از من میگیره .
جوی که میگم حالا چه عیبی داره هی معذرتخواهی میکنم ولی قرار نیست به من که سخت بگذره من که گفتم نمیتونم تایمم رو عوض کنم .
ولی میدونم تکرار این حرفها در ناخوداگاهم میره و منو برای خودم بی ارزش و نالایق جلوه میده .
دیروز هم تو یه مهمونی بودم و از اونجایی که اصلا دوست ندارم تو مهمونیها کار کنم نشستم و کار خاصی نکردم . و بقیه رو میدیدم که چقدر راحتن اصلا سخت نمیگیرن هی بهم دیگه تعارف کنن هرکی غذای خودشو میکشه . منم همین کارو کدم و به کسی هم تعارف نکردم چون همه چی در اختیار همه هست .
یا یجا من رو مبل نشستم و یه مهمان دیگه رو زمین من بهشون گفتم بیاید بالا بشینید و گفتن نه الان زمین راحتن و منم اصرار نکردم و به خودمم عذاب وجدان ندادم .
اتفاقا چون یه مهمونی بود که کسی رو نمیشناختم و از اونجایی که حاظر شدن تو جمعهایی که نمیشناسم فوق العاده برام سخته (عزت نفس پایین)
به خودم گفتم حتما باید بری و این یه تمرین عزت نفس هست و چقدررر عالی بودم . خیلی راحت با همه صحبت میکردم خجالت نمیکشیدم . تو جمع احساس تنهایی نمیکردم . شوخی میکردم حتی کارمومعرفی کردم و کارتمم به دوتا از مهمانها دادم . پیجمو به یکیشون نشون دادم .
مهمانها متفاوت از کسانی بودن که همیشه در ارتباط بودم باهاشون و بخودم گفتم چقدر عالیه که با آدمهای دیگه آشنا بشم چقدر متفاوت و اینا چقدرشاد هستن آهنگ میزاشتن میرقصیدن و کلی خوشم اومد و اینم بخاطر درخواستی که اول سال به خدا دادم برای آشنا شدن با آدمهای جدید ، فرکنس بالا ، مثبت و شاد هست .
یه چیز دیگه که خیلی برام جالب بود اینکه یکی از مهمانها یه چالش خیلی بزرگی تو زندگیش داشت و اینکه چقدر خودشو دوست داشته و ارزش قائل بوده که بجای اینکه خودشو فدا کنه و افسردگی بگیره همش در سفر و گردش با دوست بوده و از نظرم این قوی بودن و یاد گرفتن یه تکه عالی از هر آدمی باعث میشه تو زندگیم الگو داشته باشم و بگم فلانی چقدر خوب تو اون موضوع عمل کرد .
یا یه حرف خوبی که شنیدم در مورد موفقیت یکی از خانمها بود که ینفر گفت خدا باید برای آدم بخواد و بهترین پاسخی که شنیدم از کسی دیگه گفت تو هم باید بخوای وقتی تو بخوای خدا هم میخواد .
و واقعا تحسینش کردم برای جوابش .
و خودمو میبینم که منم خواستم تغییر کنم منم خواستم از اون شخصیتی که هرروز جلوی آینه قرار میگرفت و میگفت این زندگی رو نمیخواد این شخصیت رو نمیخواد و زمانی که اون حرفارو زدم و خواستم تغییر کنم بهتر بشم ، موفق بشم و از الگوی رفتاری خانواده و از چرخه معیوب بیرون بیام . خدا هم برام خواست و من رو با سایت بهشی که زیر نظر دوتا از بنده های خوب خدا اداره میشه هدایت کرد .
و من خواستم و کمی بهتر شدم و هرروز تمام تلاشمو میکنم که کمی بهتر بشم و اگر هنوز هم ایرادامو اینجا مینویسم برای اینکه بخونم و بگم یادت باشه باید درستش کنی تا درست نشه نتیجه دلخواه نمییاد .
باز هم ممنون از فایل های زیبایتان که همش پر است از زیبایی و درس.
وقتی می فرمایید هفته ای یک یا دو بار مهمانی دارین, به خودم میگم مگه میشه … چجوری آدم فرصت میکنه … اون هم 30 نفر.
خلاصه که استاد من خیلی هنر کنم 5 شنبه ها مهمان داشته باشم، اون هم نهایتا 1 بار در ماه .. این هفته هی به خودم میگفتم فلان دوستم رو پنجشنبه این هفته، بگم یا نه … میگفتم نه بابا به کارهای خودم برسم … بعدا حالا میگم … ولی با فایل شما تصمیم گرفتم تلاشم رو به داشتن مهمان در همین پنجشنبه بکنم و از سادگی کار شما درس بگیرم.
به امید خدا …
اتفاقا استاد، ما برای اولین بار نزدیک 50 نفر تو تعطیلات عید نوروز امسال، در شهر همسرم رودبار مهمان داشتیم و همسرم دوست داشت براشون شامی رودباری غذای محلی رودبار رو درست کنه … من هم همش غر که ای بابا حالا چرا این غذای سخت و … انصافا اکثر کارها رو خودش انجام داد و خیلی کمک کرد ولی من هم کنارش درگیر بودم و ما خلاصه چند روز درگیر کارهای مهمانی بودیم. تقریبا غذای سختی رو انتخاب کرده بود که هر کسی دیگه حوصله این کار ها رو نداره .. من تنها کار مفیدی که کمک کرد که یکم کار مهمانی سبک باشه کردم، این بود که برای ظروف ماست و زیتون پرورده و لیوان نوشابه، یک بار مصرف گرفتم. آخه اونجا رسم هست که حتما برای هر به نفر یه ظرف ماست یا زیتون و یا سال بزارم سر سفره. خلاصه آخرش که من که اصلا از مهمان هام چیزی نفهمیدم و دایم در حال گذاشتن و پذیرایی و … بودم. آخه عید هم بود و یکسری پذیرایی های جانبی بعد از ناهار هم داشت. آخرش هم که همه خداحافظی کردن و رفتند. در صورتی که این مهمانی میتونست خیلی خیلی راحت تر از این حرف ها باشد تا به ما هم خیلی خوش بگذرد و له نباشیم بعد از مهمانی….
باز در مورد یک مهمانی دوستان که چند مدتی پیش بود، من تصمیم گرفتم یکسری فینگر فود از بیرون سفارش بدم که خیلی خودم رو درگیر غذا پختن نکنم …. ولی به خاطر اطرافیان هی گفتن که نه بابا چرا هزینه زیاد بکنی … خودت بپز و هزینه کمتر. و من هم گوش دادم و هم همون مقدار هزینه را کردم و خیلی هم خسته شدم از آشپزی ….
حالا با این فیلم شما میخوام رو خودم کار کنم که مهمانی هایم رو خیلی سبک تر از اون چیزی که انجام می دادم انجام بدم و بیشتر مهمان داشته باشم.
استاد یه ایده که برای راحت تر کردن مهمانی ها است، الان همین سینی هایی که مریم جون زحمت کشیدن و زیبا چیدن و دیزاین کردن، بصورت آماده که خانم ها در خانه که شغلشون این است، در خانه سفارش میگیرن و براتون سر ساعت میارن. البته اگر آدم خودش فرصت کنه که خیلی بهتر است، ولی برای زمانیکه حتی فرصت خرید و چیدن در ظرف را هم نداری، این ایده خیلی خیلی خوبه …
ولی باز هم میگم استاد، من که کلی چیز یاد گرفتم برای مهمانی دادن …
چقدر دیدن این فایل زیبا واگاهی دهنده بود.من خودم تو مهمونی ها فقط یک نوع غذا می زارم با سالاد وماست.این ساده بودن را تو ی این قضیه خوب اجرا میکنم.چقدر رابطه ی شما دوعزیز قابل ستودنی هست واقعا فایلها رو خیلی لذت بخش کرده چندین بار به هم خداقوت گفتین چقدر تشکر کردین چقدر همکاری بود در انجام کارها.چقدر هر دوتاتون جوان وخوش چهره شدید.
خانم شایسته عزیز خیلی عالی وسریع کارچیدمان وتزیین انجام دادین و چقدر اون سلفون جالب وراحت بود.چرا ما خانمهای ایرانی اینقدر دنبال ظرفهای ست پذیرایی هستیم .از خانم شایسته یاد گرفتم که در این قضیه سخت نگیرم.چقدر آشپزخونه برق میزنه اخه چقدر شما خوبین وباسلیقه وتمیز کار .
یه نکته عالی:وظیفه ما نیست که به مهمون خوش بگذره وظیفه خودشه.واینکه خودمون را با انواع غذاها برای مهمون بخواهیم به دردسر بندازیم ناشی از کمبود عزت نفسمون هست.طبق دوره عزت نفس در هر شرایطی اول راحتی خودمون وبعد هم راحتی خودمون.
متا سفانه توی ایران بیشتر دورهمی ها به غیبت وفاز منفی میگذره وواقعا باید ایده برای سرگرم کردنشون به بازی ولذت بردن داشت.
فایل خیلی عالی و هیجان برانگیزی بود بخصوص برای خانوما بیشتر
خیلی منتظر بودم میز چیده شده رو هم تصویرشو ببینم
کاش میشد یه دوربین حول و حوش میزها کاشت که یه تصویر کلی از لحظه ناهار رو دید و اینجوری شما هم دیگه زحمت تصویر برداشتن نمیکشیدین،
مهمونی شیک سلف سرویس که واقعا رسیدن به این سبکش همیشه یکی از آرزوهام بوده.
و چندباری توی ذهنم تصورشو کردم شاید بیشتر قبل از زمانایی که مهمونی داشتیم.
و دقیقا دست گذاشتین روی یکی از خصوصیاتِ من
که البته با گذشت زمان خیییییلی بهتر و ساده گیر تر شدم
ولی بازم قبل از مهمونی کلی وقت میذارم
و همین دقیقا همونجوری که گفتین شده یکی از دلایل کمتر مهمونی دادنه
این در جایی هست که دیدم افراد موفق و ثروتمند اکثرا اهل مهمونی دادن و مهمونی رفتن هستند
و مهمان حبیب خداست و روزی رو با خودش میاره و باعث رزق و برکت میشه
یادمه بچه که بودیم مهمونیا بی تکلف تر بود
هنوزم برای خانواده م تقریبا همونجوره و به اندازه ی من سخت نمیگیرن
پس اینکه من همیشه سعی میکردم سفره های پر رنگ و لعاب و غذاهای جدید بذارم همه برمیگره به کمبود عزت نفس
که یعنی ارزش خودمو توی سفره ای که میانداختم میدیدم نه اینکه خودم همینطوری ، فارغ از سفره ای که میندازم با ارزش باشم.
چقدر همه چیز ، هرچند چراغ خاموش ، به عزت نفس یه ربطی پیدا میکنه
مرسی از این نکته که یادمون دادین.
استاد، من وقتی به دادن چنین مهمونیای باحالی فکر میکنم ، بیشتر به این نکته فکر میکنم که کسی که ثروت داره ، کسی که نتیجه دستشه و مردم بخاطر دستیابی های مادیش، تاییدش میکنن ، اون شخص میتونه جریان سازی کنه.
البته همین حرفم تا حدزیادی به نقصان عزت نفس برمیگرده ، خودم میدونم
ولی وقتی ثروتمند باشی و مثلا همینجوری برای آماده سازی مهمونی وقت خاصی نذاری ، این به پای سبک عالی و درست زندگیت نوشته میشه ، اما همین کارو کسی که نتیجه دستش نیست انجام بده تعابیر دیگه ای ازش میشه ، مثل عزت و احترام مهمان رو بجا نیاوردن یا کلاس الکی گذاشتن و غیرو
قطعا که هرچی عزت نفس بالاتر بره و سبک شخصی پر رنگ تر بشه ، باور اینکه حرف مردم بی ارزشه و در هر حالتی اونا حرفی برای گفتن دارن ، پر رنگ تر خواهد شد.
مرسی استاد از همون اول که نتیجه ی مادی خاصی نداشتین به زیور عزت نفس و ارزشمندی خودتون آراسته بودین و با مهمون راحت بودین جوری که روشون میشد خونه تون بمونن ، و مرسی الان که به لطف الله ، عالم براتون به یه سلف سرویس بزرگ تبدیل ماهیت داده ، بازم برا مهموناتون با سخاوت خوراکیای عالی تهیه میکنین و قشنگ پذیرایی میکنین.
اتفاقا وقتی میزبان هی به آدم تعارف نکنه و همه چیز دم دست باشه آدم با آرامش بیشتری از همه چی میخوره و لذت میبره ، البته بازم درصورت داشتن عزت نفس که باز نگه فلانی داره نگاه میکنه ، از این نخورم ، یا کم بخورم، یا کلاس بذارم و این حرفا
استاد من خودم ماه رمضان افطاری در جمع اساتیدی دعوت بودم و خب من ماه رمضان اکثرا یه وعده میخوردم ، همون افطار و عادت داشتم حسابی بخورم خب ، قبل افطار به خودم گفتم ،من گرسنمه و میخوام تا آخر غذامو بخورم و اصلا برای تمرین عزت نفس هم شده نگاه نمیکنم کی روبروم یا کنارم نشسته ، من تا آخر غذامو خواهم خورد ؛)
و واقعا نمیدونم اونا کلاس گذاشتن یا واقعا غذاشون قد گنجشک بود!!! من کار خودمو کردم و دقیقا تا آخر غذامو خوردم و اصلنم گاه و بیگاه نگاه های بقیه رو اصلا جدی نگرفتم.
استاد سلفونتونم خیلی بزرگ و حرفه ای بود لذت بردم ، ثروتمند شدن پر شکوه است
اون میوه هاتونم کاش معرفی میکردین ، مثل شاتوت و رز بری و اون قرمزا شبیه توت فرنگی بوودن ولی البته که توت فرنگی نبودن چون تو خالی بودن
این جالب بود که من بجز اون نونی که کنار اون غذای لبنانی گذاشتین دیگه هیچ نون دیگه ای ندیدم
ظرفای چوبیتونم همه خوشگل بودن ، منم ظرف چوبی دوست دارم حس خوبی بهم میده
پرادایز زیبا هم فوق العادس ، انشاءالله خدا به خودش و ساکنان فوق العادش برکت و سعادتمندی دنیا و آخرتو عطا کنه
اقا امروز قبل اینکه برم سراغ کارهای روزانه گفتم یه سر بزنم سایت ،یه ویدئو ببینم،فول انرژی بشم و شروع کنم.
همینم شد .فایل جدید از بهشت زیبا
الهی شکرت که چقدر ذوق میکنم وقتی سایت رو باز میکنم و فایلی جدید رو میبینم.انقدر بابتش سپاسگزاری و خوشحالی میکنم که فقط خدا میدونه.
استاد و مریم عزیز ازتون خیلی ممنونم برای ضبط این ویدئوی زیبا و پربار.
مثل همیشه چقدر درس و نکته های ارزشمند میشه ازش اموخت.
چند روز پیش تصمیم گرفته بودم تا فامیل رو دعوت کنم .دورهمی خانواده ما خیلی کمه.دقیقا به خاطر همون باگ هایی که خودمون ترمز میکنیم برای دریافت لذت های بیشتر.
یعنی همون چشم و هم چشمی،به نظر دیگران بی نقص بودن در مهمانی ها،و زحمت های عدیده ،بی شمار و به نظر من بیخودی که باعث میشه چقدر از این دورهمی ها و لذت ها رو از دست بدیم.
خیلی ها حتی با هم صحبت نمیکنن و قطع رابطه میکنن فقط به خاطر همین مسائل.البته در خانواده خودم هم،همین مشکلات زیاد دیده میشه.
من از اونجا که دورهم بودن و لذت بردن خیلی بهم کمک میکنه تا توجه کنم به زیبایی های بیشتر و سپاسگزارتر بودن،تصمیم گرفتم طی یک مهمانی بسیار ساده همه فامیل رو که سالهای زیادی میشه بصورت کامل دور هم جمع نشدیم رو دعوت کنم.
تو ذهنم اینطکر تصمیم گرفته بودم که فقط یک نوع غذا درست کنم و همه چیز در حد امکان ساده برگزار بشه.
و بعد از اون میخواستم یه زمانی رو اختصاص بدم برای توضیح دادن و صحبت کردن در مورد ساده برگزاری کردن دورهمی ها .ازشون بخوام که اونها هم همین کار رو انجام بدن،و اصلا لازم نیست به خاطر ترس از حرف دیگران یا حس کمال طلبی بخوان به مجلل ترین شکل ممکن پذیرایی فکر کنن.
که همین مسائل هست که بعضا باعث دوری میشه.
خواستم یه نطق کوتاه در پیرامون همین ترمز ها و طرز افکار بازدارنده براشون انجام بدم.که یخ همه همون اول کار ریخته بشه.
خلاصه در همین افکار و تصمیمات ،امروز این فایل بسیار ارزشمند رو دیدم و تاییدی شد برای برگزاری مهمانی ساده اما در عین حال لذت بخش.
خودم که فکر میکردم اوم ساده زیستی هستم،با دیدن این تصاویر چقدر راه های بهتر و آسانتری یاد گرفتم.
مثلا من فکر میکردم استفاده از ظروف یکبار مصرف حس بی احترامی به مهمان القا میکنه،یا حاکی از تنبلی من میشه.اما دیدم اصلا اینطور نیست.
یاد گرفتم به جای تهیه و تدارک برای شیرینی و شکلات ،میشه از تنقلات بسیار سالم در عین حال بسیار لذیذ هم بهره برد.
درسته هزینه این نوع پذیرایی خیلی بیشتر از هزینه تنقلات مرسوم مهمانی های ایرانی میشه،اما بهای سلامتی و سادگی هر چقدر هم باشه باید پرداخت کرد.
چیزهای ارزشمند،بهای بالاتری دارند،پس با عشق و احترام اولا به خودمون ،ثانیا به مهمان عزیزمون پرداخت شون میکنم با لذت
ایده بعدی همین کلمن یخ هست.من خودم برای مهمانی ها،کلمن اب یخ میزارم که همه راحت باشن،اما ایده کلمن یخ برای نوشیدنیهای دگر چقدر برای من جالب،آسان و کاربردی هست.
از این به بعد کلمن یخ نوشیدنیهای گاز دار هم اضافه شد .
یه نکته جالب هم تو فیلم دیدم که تو همه ی مهمانی های ایرانی به وفور دیده میشه،و اون نکته اینه که نمیدونم چرا آشپزخانه ها از همه جای خونه بیشتر حال میده برای حرف زدن و خندیدن و دور هم جمع شدن هر چقدر هم که کوچک باشه،اما متراکم ترین جای خونه اس تو مهمانی ها
یه ایده جالبی که ما هم بیشتر اوقات اجرا میکنیم همین بازیهای گروهیه،که علاوه بر لذت و شادی و رضایت چقدر از هم می آموزیم.مثلا برای ما بازیهای فکری
حتی تو همون بزن برقص ها هم برای خودم شناخت بیشتر و بهتر از خودم.میفهمم که چقدر توانایی دارم برای خودم بودن تو جمع.برای تمام حرکات و رقصی که درسته حرفه ای نیست اما برای لذت بردن و رها بودن انجامشون میدم و کاری ندارم که بقیه چی فکر میکنن و میگن.همون لذت و رضایت خودم در لحظه بسیار ارزشمند و فوق العاده اس.
من انسان ساده ای هستم.پوشش ساده ای دارم.ارایش ندارم،خونه ای راحت،خلوت و دوست داشتنی دارم.و حال میکنم از سبک زندگیم.هر عزیزی که میاد اولین نکته ای که بیان میکنه اینه:
چه خونه ی ساده و پر انرژی داری.
البته شده بعضی ها هم ایراد بگیرن که این چه خونه ایه؟چرا انقدر خلوته؟چرا نسبت به بزرگی خونه پر از اسباب و وسایل نیست؟چرا خونه ات مسجده (به قول معروف)از فلانی یاد بگیر چقدر با سلیقه و زرنگه.همه چی تو خونه اش گذاشته و پر کرده.
منهم با خنده میگم من با خلوتی و ارامشی که هست حال میکنم و دیگه هیچی نمیگم و بحثی نمیکنم.
انشاالله منهم بتونم با سبک و سیاق خودم مهمونی ساده و لذت بخشم رو برگزار کنم و الگویی باشم برای برگزاری دورهمی ها به سبکی ساده،آسان ،راحت و لذت بخش
استاد درسته که از یه زمانی کمتر از زندگی در بهشت محتوا تولید میکنین،اما نمیدونین چقدر با ذوق و ولع همه ی ویدئوهای صوتی و تصویری تون رو تماشا میکنم و خدا میدونه چه درسهای بزرگی ازشون میگیرم.
خیلی خیلی خیلی بابت تهیه این ویدئو از شما دو عزیز سپاسگزارم.و زیبایی های بیشتر براتون ارزومندم.
از همه ی دوستان ارزشمندم در این سایت واقعا نمونه هم ممنون و سپاسگزارم.
واقعا لذت بردم از این همه افکار ناب و ایدههای جالبی که شما و مریم جان دارید واقعا عالیه که وقتی مهمون داریم به خودمون سخت نگیریم و راحت باشیم من هم چند سال پیش از این طرز فکر که حتما باید چند جور غذا و دسر و پیش غذا سر سفره باشه یا اینکه لوازم پذیرایی لوکس یا یک دست داشته باشم رنج میبردم یعنی چند وقت صبر میکردم که یه سرویس پذیرایی جدید تهیه کنم تا مهمون دعوت کنم یا دوسه روز جلوتر شروع میکردم به آماده کردن دسر و پیش غذا به طوری که هر کس چند ساعت قبل مهمونی میومد خونم فکر میکرد توی آشپزخونه بمب ترکیده واقعا اوضاعم وخیم بود چه ذهن مریضی داشتم قشنگ یادمه رفتم سفره بخرم گرون ترین سفره مغازه رو انتخاب کردم واقعا الان تعجب میکنم سفره چه اهمیتی داره در کیفیت پذیرایی یا وقتی مهمونا میومدن من انقدر خسته بودم که اصلا حوصله مهمون رو نداشتم و میگفتم فقط زود برن که من دراز بکشم و استراحت کنم تازه بعد رفتن مهمون ها من دو روز توی خونه کار داشتم برای شستن و جابه جا کردن ظرفها وای که یاد اون روزها میافتم ستون فقراتم درد میگیره ولی امروز من مریم دو سال پیش نیستم به طوری که همه میگن چقدر راحت مهمونی میگیری واقعا هیچ استرسی نداری خیلی راحت با مهمون برخورد میکنم حتی شده من عصر زنگ میزنم برای شام مهمون دعوت میکنم اونم 20،30 نفر و خیلی راحت غذایی که برام درست کردنش راحت باشه و از سفره و ظروف یک بار مصرف استفاده میکنم و خیلی شیک و مجلسی همه چیز جمع میشه خدایا شکرت بابت این رشد شخصیتی فوق العاده خدایا شکرت بابت این همه نعمت و فراوانی و خدایا شکرت بابت استاد همه فن حریفی که در زندگیم پیدا کردم
سلام به همه دوستان و استاد عزیز ودوست داشتنی و خانم شایسته عزیز
سپاسگذار خداوندم که من و هدایت کرد به این سایت تا هر روز و هر روز درسهای قشنگتری بگیرم برای زندگی بهتر وراحتر
استاد عزیز از اینکه انقدر همه چیز رو راحت و با زبان تصاویر نشون میدی تا درک بهتری از قانون داشته باشیم از شما سپاسگذارم
چقدر زیبا خدا هدایت میکنه .چون چند روز با همسرم درگیر مهمونی اخر هفته هستیم که دوستامون میخوان به منزل ما بیان و اینکه چی درست کنیم چند نوع غذا درست کنیم کدوم بهتر کدوم غذارو قبلا درست کردیم کدومو درست نکردیم و خیلی درگیریای دیگه که ما موقع مهمونی دادن باهاش مواجه میشیم ولی صبح که از خواب بیدار شدم و طبق معمول سایت و نگاه کردم دیدم خدا چقدر زیبا داره از طریق استاد مارو هدایت میکنه و سریع همسرم و از خواب بیدار کردم و نشستیم این فایل و دیدیم و انقدر حالمون عالی شد از دیدن فایل و اتفاقهای زیباش و پارادایس زیبا و لذت بردن دوستان و استاد از شنا کردن در دریاچه و از همه مهمتر رهایی از اون همه درگیری ذهنی که برای خودمون درست کرده بودیم و درس گرفتیم که همه چیز به خاطر لذت بردن و قرار نیست ما رنج بکشیم از یه دورهمی و کلی تصمیم ساده و راههای ساده برای بهترین مهمونی و دورهمی و ایمان دارم که قرار کلیم بهمون خوشبگذره
سپاسگذار خداوندم برای این هدایت و این استاد عالی که به این زیبایی ازش یاد میگیرم خداروشکر
سلام به همگی بخصوص استاد عزیز و مریم خانم عششق
خدایا اکثر بچه های فامیل رفتن یا شهری دیگه یا کشوری دیگه فقط من موندم از اون جمع، چرا؟ چون همه لذت میبردن و فقط من بودم که میگفتم اه باز مهمونی باز دورهمی! و بااز هم برام هست و همون اتفاقا و دور همی ها بیشتر هم شده چون خانواده همسرم هم هستن که خییلی بیشتر از خانواده خودمن! من باید لذت ببرم. دیشب مهمونی خونه بابام خوش گذشت، هفته ی پیش خونه عمه همسرم خوش گذشت من همش نگران این بودم که باید دعوتشون کنم و برام سخت بود ولی خب نگین سختش نکن برای خودت تو قبلا هم مهمونی دادی از الان چند تا غذا رو مشخص کن که درست کنی و دیگه ذهنت رو مشغولش نکن، سختش نکن خوش میگذره تازه ممکنه یجوری بشه که نخوای دعوت کنی، پس برو مهمونی با لذت هم برو، نگین تو تمااام عمرت از مهمونی رفتن غر زدی خب همشش هم سرت میومد یبار برعکس عمل کن بیا و از مهمونی رفتن لذت ببر، مططمئن باش یا انقدر بهت خوش میگذره که بیشتر میخوای یا کلا میری و آدمای بهتر میان تو زندگیت که از بودن کنارشون لذت ببری و نیازی به کنترل ذهن نداشته باشی، یادت باشه هر موقع غر نزنی و لذت ببری این اتفاق میافته!
در مورد شهر هم بگم که همه ی بچه های فامیل میگفتن ما شهرمون رودوست داریم و میخواهیم اینجا زندگی کنیم اما من دوست داشتم تو شهر بزرگ باشم واسه همین تلاش کردم و 6 سال دوران دانشجوییم رو شهرای بزرگ بودم اما چی شد؟! ترسیدم بمونم و کار کنم (حس میکردم کار نیست و نمیتونم پول دربیارم … که اینم دارم روش کار میکنم تا ترمزهام رو پیدا و رفع کنم) خلاصه برگشتم و همه ی اونایی که میگفتن ما شهرمون رو دوست داریم رفتن! من با کسی ازدواج کردم که شغلش ثابته و ده ساله همینجا هستم! (الان میدونم که باید از خدا بخوام که برم شهری دیگه نه از شغل همسرم) ولی خب فعلا تصمیم گرفتم از همینجا لذت ببرم و دوستایی پیدا کردم که در کنارشون میشه با سادگی لذت برد، بچه هامون همسنن و خانه بازی ، پارک، تئاتر، سینما میریم و خیلی هم خوش میگذره، تازه به این نتیجه رسیدم که شهر من از همه جا خوش آب و هوا تره، هواش پاک و تمیزه، منطقه ی شهری و طبیعت خیلی نزدیک همن و من به راحتی و در زمان کم میتونم از هردوش لذت ببرم.
با درود فراوان خدمت استاد عزیز
بر خودم واجب دیدم که این کامنت رو به رسم سپاس بنویسم
من دیشب با خانمم به صورت اتفاقی مرا به سوی نشانه ها هدایت کن این فایل زیبا رو دیدیم و بسیار لذت بردیم جالبه که ما دقیقا شب قبل مهمان داشتیم و همیشه ما مورد انتقاد هستیم که مهمانی رو ساده می گیریم و وقتی بخصوص خانمم برخی اوقات حس بدی داشت از مهمانی
اما دقیقا تمام سوالاتش در این فایل جواب داده شد و انقدر احساسات جالب و زیبایی رو بعد از این فایل درخصوص مهمانی داشت که خیلی زیبا بود
خواستم تشکر کنم و بگم ممنون از اینکه حتی راجع به این موضوعات نیز فایل درست میکنید ممنون
سلام به استاد عزیز و مریم جان
من مجردم و مهمونی نمیگیرم ولی همیشه از اینکه مادرم تو مهمونی گرفتن خودشو عذاب میده تعجب میکنم و برام جالبه تو دورهمیهایی که قبلا میرفتم بعضیا بودن بسادگی برگزار میکردن و اصلا هم مهم نبود که بقیه اون غذا رو دوست دارن یا نه . فقط یه نوع غذا درست میکردن ولی مادر من چند نوع غذا و سالاد و کلی تنقلات و خدانکنه تو مهمونی یه چیزی یادش میرفت بیاره و تا سالها اونو یاداوری میکرد که چقدر بد شد . و ازش میپرسم چرا اینقد خودتو عذاب میدی میگفت من مهمونی کردنو دوست دارم میخوام به بقیه خوش بگذره . ولی به خودش چی ؟ به ما چی ؟ خوش میگذشت ؟ من با اینکه بیشتر کارهارو مادرم انجام میداد بازم هروقت مهمونی میخواست بگیره دلم میخواست فرار کنم و خونه نباشم مخصوصا اون مهمونی با آدمهایی پر میشد که من اصلا دوست نداشتم و بهم خوش هم نمیگذشت .
خوشحالم که انقدر دارم آگاه میشم که تو زندگیم اجرا کنم .
متاسفانه خیلیامون یاد گرفتیم که خودمونو فدای دیگران کنیم هزار بار عذر خواهی کنیم هزار بار بگم ببخشید خیلی خوب پذیرایی نشدید. ببخشید اگه خوش نگذشت .
ولی چقدر محکم استاد گفتن وظیفه مهمون هست که بهش خوش بگذره .
اگر دوست ندارن از مدار ما خارج میشن .
ما وظیفه ای نداریم ما ارزشمندیم . ما مهم هستیم و باید آسون بگیریم .
خب من از یه طرف کسانی رو میدیدم که درسته خودشون اذیت نمیکردن ولی یجورایی هم به مهمان بی احترامی بود که غذایی که اکثرا دوست ندارن رو درست میکردن یا انقدر دیر غذا میدادن که اصلا هم گشنه میشدن .
ولی اینجا چقدر عالی گفتین که درسته شما قانون سلامتی رو رعایت میکنید ولی اونجوری هم نیست زور کنید بگید همینی که هست . نه شما غذاهای دیگه ولی خب از نظر کیفیتی هم خیلی بالاتر از معمول در اختیار مهمان میزارید .
و خودتون هم اذیت نمیکنید .
من که تو خانواده ای بزرگ شدم که اولویت همیشه دیگران هستن .
الان میینم یکی از ایراداتم اینه که خیلی عذرخواهی میکنم از دیگران الکی هیچکاری نکردم میگم ببخشید .
مثلاا یه نمونه ش امروز بود . کلاس ورزشی که میرم تعداد 2تا 3نفر هستیم و چند بار شده که من ینفر بودم و همش گفتم ااا ببخشید من ینفر هستم میگفتین نمیومدم . یا ساعت دیگه بیام (در حالیکه سختمه بخواام ساعتمو عوض کنم و همین ساعت و تایم خودم بصورت منظم میخوام برم ولی الکی برای اینکه ینفر دیگه راحت باشه بخودم میخوام سخت بگیرم )
و امروز هم تو واتس اپ مربیم پیام داده بود که ساعت بعدی رو برم چون تایم خودم کسی نیست و منم فیلترشکنم وصل نمیشد .
و صبح نگاه کردم و وقتی هم رسیدم گفتم ببخشید من واتس اپم وصل نمیشد . دوباره دارم لباس عوض میکنم میگم ببخشید الان شما باید فقط برا یه نفر وقت بزاریدا سختتون هست .
یا دوباره آخرش دوباره کلاسم تموم شد دوباره گفتم ببخشید دیگه من یه نفر بودم ولی اینجوری منم سختمه اگه بخوام تایمم رو عوض کنم چون زود بیدار میشم و دلم میخواد اولین کار هم ورزشم باشه .
خلاصه نشمردم امروز چند بار معذرت خواهی کردم و روزای دیگه هم که تنها بودم اونارو حساب کنم فکر کنم 50باری ببخشید گفتم .
و این درحالی هست که خود مربیم با جون و دل مایه میزاره چه من ینفر بشم و چه چند نفر باشیم و اصلا از طرف اون حرفی زده نشده که کنسل کنه .
ولی انقدر خودمم گفتم که دیگه دیروز پیام داده بودتایم دیگه بیام .
و این یکی از پاشنه اشیل من هست که باید درستش کنم چون داره خودارزشی و لیاقت رو از من میگیره .
جوی که میگم حالا چه عیبی داره هی معذرتخواهی میکنم ولی قرار نیست به من که سخت بگذره من که گفتم نمیتونم تایمم رو عوض کنم .
ولی میدونم تکرار این حرفها در ناخوداگاهم میره و منو برای خودم بی ارزش و نالایق جلوه میده .
دیروز هم تو یه مهمونی بودم و از اونجایی که اصلا دوست ندارم تو مهمونیها کار کنم نشستم و کار خاصی نکردم . و بقیه رو میدیدم که چقدر راحتن اصلا سخت نمیگیرن هی بهم دیگه تعارف کنن هرکی غذای خودشو میکشه . منم همین کارو کدم و به کسی هم تعارف نکردم چون همه چی در اختیار همه هست .
یا یجا من رو مبل نشستم و یه مهمان دیگه رو زمین من بهشون گفتم بیاید بالا بشینید و گفتن نه الان زمین راحتن و منم اصرار نکردم و به خودمم عذاب وجدان ندادم .
اتفاقا چون یه مهمونی بود که کسی رو نمیشناختم و از اونجایی که حاظر شدن تو جمعهایی که نمیشناسم فوق العاده برام سخته (عزت نفس پایین)
به خودم گفتم حتما باید بری و این یه تمرین عزت نفس هست و چقدررر عالی بودم . خیلی راحت با همه صحبت میکردم خجالت نمیکشیدم . تو جمع احساس تنهایی نمیکردم . شوخی میکردم حتی کارمومعرفی کردم و کارتمم به دوتا از مهمانها دادم . پیجمو به یکیشون نشون دادم .
مهمانها متفاوت از کسانی بودن که همیشه در ارتباط بودم باهاشون و بخودم گفتم چقدر عالیه که با آدمهای دیگه آشنا بشم چقدر متفاوت و اینا چقدرشاد هستن آهنگ میزاشتن میرقصیدن و کلی خوشم اومد و اینم بخاطر درخواستی که اول سال به خدا دادم برای آشنا شدن با آدمهای جدید ، فرکنس بالا ، مثبت و شاد هست .
یه چیز دیگه که خیلی برام جالب بود اینکه یکی از مهمانها یه چالش خیلی بزرگی تو زندگیش داشت و اینکه چقدر خودشو دوست داشته و ارزش قائل بوده که بجای اینکه خودشو فدا کنه و افسردگی بگیره همش در سفر و گردش با دوست بوده و از نظرم این قوی بودن و یاد گرفتن یه تکه عالی از هر آدمی باعث میشه تو زندگیم الگو داشته باشم و بگم فلانی چقدر خوب تو اون موضوع عمل کرد .
یا یه حرف خوبی که شنیدم در مورد موفقیت یکی از خانمها بود که ینفر گفت خدا باید برای آدم بخواد و بهترین پاسخی که شنیدم از کسی دیگه گفت تو هم باید بخوای وقتی تو بخوای خدا هم میخواد .
و واقعا تحسینش کردم برای جوابش .
و خودمو میبینم که منم خواستم تغییر کنم منم خواستم از اون شخصیتی که هرروز جلوی آینه قرار میگرفت و میگفت این زندگی رو نمیخواد این شخصیت رو نمیخواد و زمانی که اون حرفارو زدم و خواستم تغییر کنم بهتر بشم ، موفق بشم و از الگوی رفتاری خانواده و از چرخه معیوب بیرون بیام . خدا هم برام خواست و من رو با سایت بهشی که زیر نظر دوتا از بنده های خوب خدا اداره میشه هدایت کرد .
و من خواستم و کمی بهتر شدم و هرروز تمام تلاشمو میکنم که کمی بهتر بشم و اگر هنوز هم ایرادامو اینجا مینویسم برای اینکه بخونم و بگم یادت باشه باید درستش کنی تا درست نشه نتیجه دلخواه نمییاد .
استاد عزیزم سلام. خدا قوت
باز هم ممنون از فایل های زیبایتان که همش پر است از زیبایی و درس.
وقتی می فرمایید هفته ای یک یا دو بار مهمانی دارین, به خودم میگم مگه میشه … چجوری آدم فرصت میکنه … اون هم 30 نفر.
خلاصه که استاد من خیلی هنر کنم 5 شنبه ها مهمان داشته باشم، اون هم نهایتا 1 بار در ماه .. این هفته هی به خودم میگفتم فلان دوستم رو پنجشنبه این هفته، بگم یا نه … میگفتم نه بابا به کارهای خودم برسم … بعدا حالا میگم … ولی با فایل شما تصمیم گرفتم تلاشم رو به داشتن مهمان در همین پنجشنبه بکنم و از سادگی کار شما درس بگیرم.
به امید خدا …
اتفاقا استاد، ما برای اولین بار نزدیک 50 نفر تو تعطیلات عید نوروز امسال، در شهر همسرم رودبار مهمان داشتیم و همسرم دوست داشت براشون شامی رودباری غذای محلی رودبار رو درست کنه … من هم همش غر که ای بابا حالا چرا این غذای سخت و … انصافا اکثر کارها رو خودش انجام داد و خیلی کمک کرد ولی من هم کنارش درگیر بودم و ما خلاصه چند روز درگیر کارهای مهمانی بودیم. تقریبا غذای سختی رو انتخاب کرده بود که هر کسی دیگه حوصله این کار ها رو نداره .. من تنها کار مفیدی که کمک کرد که یکم کار مهمانی سبک باشه کردم، این بود که برای ظروف ماست و زیتون پرورده و لیوان نوشابه، یک بار مصرف گرفتم. آخه اونجا رسم هست که حتما برای هر به نفر یه ظرف ماست یا زیتون و یا سال بزارم سر سفره. خلاصه آخرش که من که اصلا از مهمان هام چیزی نفهمیدم و دایم در حال گذاشتن و پذیرایی و … بودم. آخه عید هم بود و یکسری پذیرایی های جانبی بعد از ناهار هم داشت. آخرش هم که همه خداحافظی کردن و رفتند. در صورتی که این مهمانی میتونست خیلی خیلی راحت تر از این حرف ها باشد تا به ما هم خیلی خوش بگذرد و له نباشیم بعد از مهمانی….
باز در مورد یک مهمانی دوستان که چند مدتی پیش بود، من تصمیم گرفتم یکسری فینگر فود از بیرون سفارش بدم که خیلی خودم رو درگیر غذا پختن نکنم …. ولی به خاطر اطرافیان هی گفتن که نه بابا چرا هزینه زیاد بکنی … خودت بپز و هزینه کمتر. و من هم گوش دادم و هم همون مقدار هزینه را کردم و خیلی هم خسته شدم از آشپزی ….
حالا با این فیلم شما میخوام رو خودم کار کنم که مهمانی هایم رو خیلی سبک تر از اون چیزی که انجام می دادم انجام بدم و بیشتر مهمان داشته باشم.
استاد یه ایده که برای راحت تر کردن مهمانی ها است، الان همین سینی هایی که مریم جون زحمت کشیدن و زیبا چیدن و دیزاین کردن، بصورت آماده که خانم ها در خانه که شغلشون این است، در خانه سفارش میگیرن و براتون سر ساعت میارن. البته اگر آدم خودش فرصت کنه که خیلی بهتر است، ولی برای زمانیکه حتی فرصت خرید و چیدن در ظرف را هم نداری، این ایده خیلی خیلی خوبه …
ولی باز هم میگم استاد، من که کلی چیز یاد گرفتم برای مهمانی دادن …
ممنون استاد
در پناه خدای خوبی ها
شیما
سلام بر استاد وهمه همراهان گرامی.
چقدر دیدن این فایل زیبا واگاهی دهنده بود.من خودم تو مهمونی ها فقط یک نوع غذا می زارم با سالاد وماست.این ساده بودن را تو ی این قضیه خوب اجرا میکنم.چقدر رابطه ی شما دوعزیز قابل ستودنی هست واقعا فایلها رو خیلی لذت بخش کرده چندین بار به هم خداقوت گفتین چقدر تشکر کردین چقدر همکاری بود در انجام کارها.چقدر هر دوتاتون جوان وخوش چهره شدید.
خانم شایسته عزیز خیلی عالی وسریع کارچیدمان وتزیین انجام دادین و چقدر اون سلفون جالب وراحت بود.چرا ما خانمهای ایرانی اینقدر دنبال ظرفهای ست پذیرایی هستیم .از خانم شایسته یاد گرفتم که در این قضیه سخت نگیرم.چقدر آشپزخونه برق میزنه اخه چقدر شما خوبین وباسلیقه وتمیز کار .
یه نکته عالی:وظیفه ما نیست که به مهمون خوش بگذره وظیفه خودشه.واینکه خودمون را با انواع غذاها برای مهمون بخواهیم به دردسر بندازیم ناشی از کمبود عزت نفسمون هست.طبق دوره عزت نفس در هر شرایطی اول راحتی خودمون وبعد هم راحتی خودمون.
متا سفانه توی ایران بیشتر دورهمی ها به غیبت وفاز منفی میگذره وواقعا باید ایده برای سرگرم کردنشون به بازی ولذت بردن داشت.
بنام خدا
سلام به میزبانای فوق العاده
فایل خیلی عالی و هیجان برانگیزی بود بخصوص برای خانوما بیشتر
خیلی منتظر بودم میز چیده شده رو هم تصویرشو ببینم
کاش میشد یه دوربین حول و حوش میزها کاشت که یه تصویر کلی از لحظه ناهار رو دید و اینجوری شما هم دیگه زحمت تصویر برداشتن نمیکشیدین،
مهمونی شیک سلف سرویس که واقعا رسیدن به این سبکش همیشه یکی از آرزوهام بوده.
و چندباری توی ذهنم تصورشو کردم شاید بیشتر قبل از زمانایی که مهمونی داشتیم.
و دقیقا دست گذاشتین روی یکی از خصوصیاتِ من
که البته با گذشت زمان خیییییلی بهتر و ساده گیر تر شدم
ولی بازم قبل از مهمونی کلی وقت میذارم
و همین دقیقا همونجوری که گفتین شده یکی از دلایل کمتر مهمونی دادنه
این در جایی هست که دیدم افراد موفق و ثروتمند اکثرا اهل مهمونی دادن و مهمونی رفتن هستند
و مهمان حبیب خداست و روزی رو با خودش میاره و باعث رزق و برکت میشه
یادمه بچه که بودیم مهمونیا بی تکلف تر بود
هنوزم برای خانواده م تقریبا همونجوره و به اندازه ی من سخت نمیگیرن
پس اینکه من همیشه سعی میکردم سفره های پر رنگ و لعاب و غذاهای جدید بذارم همه برمیگره به کمبود عزت نفس
که یعنی ارزش خودمو توی سفره ای که میانداختم میدیدم نه اینکه خودم همینطوری ، فارغ از سفره ای که میندازم با ارزش باشم.
چقدر همه چیز ، هرچند چراغ خاموش ، به عزت نفس یه ربطی پیدا میکنه
مرسی از این نکته که یادمون دادین.
استاد، من وقتی به دادن چنین مهمونیای باحالی فکر میکنم ، بیشتر به این نکته فکر میکنم که کسی که ثروت داره ، کسی که نتیجه دستشه و مردم بخاطر دستیابی های مادیش، تاییدش میکنن ، اون شخص میتونه جریان سازی کنه.
البته همین حرفم تا حدزیادی به نقصان عزت نفس برمیگرده ، خودم میدونم
ولی وقتی ثروتمند باشی و مثلا همینجوری برای آماده سازی مهمونی وقت خاصی نذاری ، این به پای سبک عالی و درست زندگیت نوشته میشه ، اما همین کارو کسی که نتیجه دستش نیست انجام بده تعابیر دیگه ای ازش میشه ، مثل عزت و احترام مهمان رو بجا نیاوردن یا کلاس الکی گذاشتن و غیرو
قطعا که هرچی عزت نفس بالاتر بره و سبک شخصی پر رنگ تر بشه ، باور اینکه حرف مردم بی ارزشه و در هر حالتی اونا حرفی برای گفتن دارن ، پر رنگ تر خواهد شد.
مرسی استاد از همون اول که نتیجه ی مادی خاصی نداشتین به زیور عزت نفس و ارزشمندی خودتون آراسته بودین و با مهمون راحت بودین جوری که روشون میشد خونه تون بمونن ، و مرسی الان که به لطف الله ، عالم براتون به یه سلف سرویس بزرگ تبدیل ماهیت داده ، بازم برا مهموناتون با سخاوت خوراکیای عالی تهیه میکنین و قشنگ پذیرایی میکنین.
اتفاقا وقتی میزبان هی به آدم تعارف نکنه و همه چیز دم دست باشه آدم با آرامش بیشتری از همه چی میخوره و لذت میبره ، البته بازم درصورت داشتن عزت نفس که باز نگه فلانی داره نگاه میکنه ، از این نخورم ، یا کم بخورم، یا کلاس بذارم و این حرفا
استاد من خودم ماه رمضان افطاری در جمع اساتیدی دعوت بودم و خب من ماه رمضان اکثرا یه وعده میخوردم ، همون افطار و عادت داشتم حسابی بخورم خب ، قبل افطار به خودم گفتم ،من گرسنمه و میخوام تا آخر غذامو بخورم و اصلا برای تمرین عزت نفس هم شده نگاه نمیکنم کی روبروم یا کنارم نشسته ، من تا آخر غذامو خواهم خورد ؛)
و واقعا نمیدونم اونا کلاس گذاشتن یا واقعا غذاشون قد گنجشک بود!!! من کار خودمو کردم و دقیقا تا آخر غذامو خوردم و اصلنم گاه و بیگاه نگاه های بقیه رو اصلا جدی نگرفتم.
استاد سلفونتونم خیلی بزرگ و حرفه ای بود لذت بردم ، ثروتمند شدن پر شکوه است
اون میوه هاتونم کاش معرفی میکردین ، مثل شاتوت و رز بری و اون قرمزا شبیه توت فرنگی بوودن ولی البته که توت فرنگی نبودن چون تو خالی بودن
این جالب بود که من بجز اون نونی که کنار اون غذای لبنانی گذاشتین دیگه هیچ نون دیگه ای ندیدم
ظرفای چوبیتونم همه خوشگل بودن ، منم ظرف چوبی دوست دارم حس خوبی بهم میده
پرادایز زیبا هم فوق العادس ، انشاءالله خدا به خودش و ساکنان فوق العادش برکت و سعادتمندی دنیا و آخرتو عطا کنه
سلام و عشق به دوستان عزیز این خانواده بزرگ و الهی
به استاد عزیزم و مریم جان
اقا امروز قبل اینکه برم سراغ کارهای روزانه گفتم یه سر بزنم سایت ،یه ویدئو ببینم،فول انرژی بشم و شروع کنم.
همینم شد .فایل جدید از بهشت زیبا
الهی شکرت که چقدر ذوق میکنم وقتی سایت رو باز میکنم و فایلی جدید رو میبینم.انقدر بابتش سپاسگزاری و خوشحالی میکنم که فقط خدا میدونه.
استاد و مریم عزیز ازتون خیلی ممنونم برای ضبط این ویدئوی زیبا و پربار.
مثل همیشه چقدر درس و نکته های ارزشمند میشه ازش اموخت.
چند روز پیش تصمیم گرفته بودم تا فامیل رو دعوت کنم .دورهمی خانواده ما خیلی کمه.دقیقا به خاطر همون باگ هایی که خودمون ترمز میکنیم برای دریافت لذت های بیشتر.
یعنی همون چشم و هم چشمی،به نظر دیگران بی نقص بودن در مهمانی ها،و زحمت های عدیده ،بی شمار و به نظر من بیخودی که باعث میشه چقدر از این دورهمی ها و لذت ها رو از دست بدیم.
خیلی ها حتی با هم صحبت نمیکنن و قطع رابطه میکنن فقط به خاطر همین مسائل.البته در خانواده خودم هم،همین مشکلات زیاد دیده میشه.
من از اونجا که دورهم بودن و لذت بردن خیلی بهم کمک میکنه تا توجه کنم به زیبایی های بیشتر و سپاسگزارتر بودن،تصمیم گرفتم طی یک مهمانی بسیار ساده همه فامیل رو که سالهای زیادی میشه بصورت کامل دور هم جمع نشدیم رو دعوت کنم.
تو ذهنم اینطکر تصمیم گرفته بودم که فقط یک نوع غذا درست کنم و همه چیز در حد امکان ساده برگزار بشه.
و بعد از اون میخواستم یه زمانی رو اختصاص بدم برای توضیح دادن و صحبت کردن در مورد ساده برگزاری کردن دورهمی ها .ازشون بخوام که اونها هم همین کار رو انجام بدن،و اصلا لازم نیست به خاطر ترس از حرف دیگران یا حس کمال طلبی بخوان به مجلل ترین شکل ممکن پذیرایی فکر کنن.
که همین مسائل هست که بعضا باعث دوری میشه.
خواستم یه نطق کوتاه در پیرامون همین ترمز ها و طرز افکار بازدارنده براشون انجام بدم.که یخ همه همون اول کار ریخته بشه.
خلاصه در همین افکار و تصمیمات ،امروز این فایل بسیار ارزشمند رو دیدم و تاییدی شد برای برگزاری مهمانی ساده اما در عین حال لذت بخش.
خودم که فکر میکردم اوم ساده زیستی هستم،با دیدن این تصاویر چقدر راه های بهتر و آسانتری یاد گرفتم.
مثلا من فکر میکردم استفاده از ظروف یکبار مصرف حس بی احترامی به مهمان القا میکنه،یا حاکی از تنبلی من میشه.اما دیدم اصلا اینطور نیست.
یاد گرفتم به جای تهیه و تدارک برای شیرینی و شکلات ،میشه از تنقلات بسیار سالم در عین حال بسیار لذیذ هم بهره برد.
درسته هزینه این نوع پذیرایی خیلی بیشتر از هزینه تنقلات مرسوم مهمانی های ایرانی میشه،اما بهای سلامتی و سادگی هر چقدر هم باشه باید پرداخت کرد.
چیزهای ارزشمند،بهای بالاتری دارند،پس با عشق و احترام اولا به خودمون ،ثانیا به مهمان عزیزمون پرداخت شون میکنم با لذت
ایده بعدی همین کلمن یخ هست.من خودم برای مهمانی ها،کلمن اب یخ میزارم که همه راحت باشن،اما ایده کلمن یخ برای نوشیدنیهای دگر چقدر برای من جالب،آسان و کاربردی هست.
از این به بعد کلمن یخ نوشیدنیهای گاز دار هم اضافه شد .
یه نکته جالب هم تو فیلم دیدم که تو همه ی مهمانی های ایرانی به وفور دیده میشه،و اون نکته اینه که نمیدونم چرا آشپزخانه ها از همه جای خونه بیشتر حال میده برای حرف زدن و خندیدن و دور هم جمع شدن هر چقدر هم که کوچک باشه،اما متراکم ترین جای خونه اس تو مهمانی ها
یه ایده جالبی که ما هم بیشتر اوقات اجرا میکنیم همین بازیهای گروهیه،که علاوه بر لذت و شادی و رضایت چقدر از هم می آموزیم.مثلا برای ما بازیهای فکری
حتی تو همون بزن برقص ها هم برای خودم شناخت بیشتر و بهتر از خودم.میفهمم که چقدر توانایی دارم برای خودم بودن تو جمع.برای تمام حرکات و رقصی که درسته حرفه ای نیست اما برای لذت بردن و رها بودن انجامشون میدم و کاری ندارم که بقیه چی فکر میکنن و میگن.همون لذت و رضایت خودم در لحظه بسیار ارزشمند و فوق العاده اس.
من انسان ساده ای هستم.پوشش ساده ای دارم.ارایش ندارم،خونه ای راحت،خلوت و دوست داشتنی دارم.و حال میکنم از سبک زندگیم.هر عزیزی که میاد اولین نکته ای که بیان میکنه اینه:
چه خونه ی ساده و پر انرژی داری.
البته شده بعضی ها هم ایراد بگیرن که این چه خونه ایه؟چرا انقدر خلوته؟چرا نسبت به بزرگی خونه پر از اسباب و وسایل نیست؟چرا خونه ات مسجده (به قول معروف)از فلانی یاد بگیر چقدر با سلیقه و زرنگه.همه چی تو خونه اش گذاشته و پر کرده.
منهم با خنده میگم من با خلوتی و ارامشی که هست حال میکنم و دیگه هیچی نمیگم و بحثی نمیکنم.
انشاالله منهم بتونم با سبک و سیاق خودم مهمونی ساده و لذت بخشم رو برگزار کنم و الگویی باشم برای برگزاری دورهمی ها به سبکی ساده،آسان ،راحت و لذت بخش
استاد درسته که از یه زمانی کمتر از زندگی در بهشت محتوا تولید میکنین،اما نمیدونین چقدر با ذوق و ولع همه ی ویدئوهای صوتی و تصویری تون رو تماشا میکنم و خدا میدونه چه درسهای بزرگی ازشون میگیرم.
خیلی خیلی خیلی بابت تهیه این ویدئو از شما دو عزیز سپاسگزارم.و زیبایی های بیشتر براتون ارزومندم.
از همه ی دوستان ارزشمندم در این سایت واقعا نمونه هم ممنون و سپاسگزارم.
برای تک تکتون عشق و نعمت آرزومندم.
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان
واقعا لذت بردم از این همه افکار ناب و ایدههای جالبی که شما و مریم جان دارید واقعا عالیه که وقتی مهمون داریم به خودمون سخت نگیریم و راحت باشیم من هم چند سال پیش از این طرز فکر که حتما باید چند جور غذا و دسر و پیش غذا سر سفره باشه یا اینکه لوازم پذیرایی لوکس یا یک دست داشته باشم رنج میبردم یعنی چند وقت صبر میکردم که یه سرویس پذیرایی جدید تهیه کنم تا مهمون دعوت کنم یا دوسه روز جلوتر شروع میکردم به آماده کردن دسر و پیش غذا به طوری که هر کس چند ساعت قبل مهمونی میومد خونم فکر میکرد توی آشپزخونه بمب ترکیده واقعا اوضاعم وخیم بود چه ذهن مریضی داشتم قشنگ یادمه رفتم سفره بخرم گرون ترین سفره مغازه رو انتخاب کردم واقعا الان تعجب میکنم سفره چه اهمیتی داره در کیفیت پذیرایی یا وقتی مهمونا میومدن من انقدر خسته بودم که اصلا حوصله مهمون رو نداشتم و میگفتم فقط زود برن که من دراز بکشم و استراحت کنم تازه بعد رفتن مهمون ها من دو روز توی خونه کار داشتم برای شستن و جابه جا کردن ظرفها وای که یاد اون روزها میافتم ستون فقراتم درد میگیره ولی امروز من مریم دو سال پیش نیستم به طوری که همه میگن چقدر راحت مهمونی میگیری واقعا هیچ استرسی نداری خیلی راحت با مهمون برخورد میکنم حتی شده من عصر زنگ میزنم برای شام مهمون دعوت میکنم اونم 20،30 نفر و خیلی راحت غذایی که برام درست کردنش راحت باشه و از سفره و ظروف یک بار مصرف استفاده میکنم و خیلی شیک و مجلسی همه چیز جمع میشه خدایا شکرت بابت این رشد شخصیتی فوق العاده خدایا شکرت بابت این همه نعمت و فراوانی و خدایا شکرت بابت استاد همه فن حریفی که در زندگیم پیدا کردم
بنام خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم مریم جان وهمه اعضای خانواده صمیمی ام
تحسین می کنم این سبک زندگیتون رو که هم واسه خودتون راحت و لذت بخشه هم واسه کسی که میاد پیشتون
پریشب رفته بودم عروسی و وقتی اومدم بیرون همه داشتن از این صحبت می کردن که چند مدل غذا بود چرا این بود چرا اون نبود ! تازه 7 مدل هم غذا بود
وقتی می خواستم برم عروسی همش تو دلم این بود که قراره چه رقص هایی ببینم چقد خوش بگذره بهم
ولی وقتی رفتم دیدم خیلی از افراد رو میز نشستن ولی دارن با هم حرف میزنن یا با گوشی !! و غذا خوردن رفتن ….
تو این مهمونی با اینکه 30 نفر بود ولی همه چیزش متفاوت بود
دلیلش این بود که تمرکز روی لذت و خوش گذشتن بود
حالا با خوردن غذای خوشمزه و سالم
با تفریح
با دور هم نشستن و حرف زدن و …
ازون عنکبوت هم یاد گرفتم به محض اینکه یه چیزی خراب شد متوقف نشم دوباره از نو بسازم
دوباره از نو بسازم
نشینم به گذشته فکر کنم
قدم به قدم از نو بسازم