اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
که اینقدر توحیدی خالصن *سلام بر دوستان عزیز توحیدی و حال خوب کن ،که نه!!! هم مدار
میخوام خداروشکر کنم برای این لحظه ای که توش هستم نفس میکشم و دست رد زدم به ذهنی که وعده فقر و بدبختی میده و دیگه صدای فراوانی و خوشبختی و سعادت و گسترش لحظه به لحظه دنیا از سمت خدا برام تکرار میشه
اومدم یه تشکر ویژه کنم از خودم که دارم ذهنم رو تربیت میکنم و باید همیشه و تا ابد مثل نفس کشیدن اینکار انجام بدم ،که شکارچی نکات مثبت شده و حالش اکثر مواقع عالیه و حواسش به قوانین هست به تضاد هست که چقدر جالب هر شخصی میتونه هرجور که دلش بخواد فکر کنه و باور کنه و تصمیم بگیره و دقیقست نتایج این تفکر فقط و فقط توی زندگی خودش اثر داره و من مسئول درستکاری و نجات هیچکدام نیستم !!!!من فقط و فقط توانایی تغییر خودمو دارم حتی توانیی تغییر نگاه همسر و فرزندمم نداره چقدر این باور و نوع نگاه حس رهایی میده انگار تو زندگیت تو این دنیا داخل یک تونل شیشه ایه بلنده که از داخلش میتونی زندگی و نتایج هزاران نفر رو ببینی اما هیچ دسترسی به تغییر و رفتن به این تونل های شیشه ای دیگران رو نداری این نوع نگاهی هست که خداجونم بهم الهام کرد و چقدر ناتوانی من در تغییر زندگی و تغییر نوع نگاه بقیه یادآور میشه و حالم رو خوب میکنه
خداجونم ممنونم که به همه درخواست های من پاسخ میدی و اجابت میکنی درخواست هر درخواست کننده ای رو به شرط ایمان به پاسخ گوییت
خداجونم میدونم خیلیی خیلی کار دارم که خودمو بیشتر ارزشمند بدونم و برای خودم ارزش قائل بشم و اعتماد به خودم کارکنم اما همینکه تو زمینه اعتماد به تو دارم خوب پیش میرم حالم عالیه
اینکه این دنیا یه میز سلف سرویسه پر از فراوانی برکت و خیییر که هرکسی خودش اجازه داره سهمش برداره و با برداشتن سهمش سهم هیچ کسی کم نمیشه بلکه هزاران برابر به سهم بقیه اضافه میشه!!! ذهنم میگه چطوری؟!!!!مگه ندیدی بارها و بارها با موفق شدن بقیه امکان پذیر بودن اون موفقیت عادی تر شده *
مگه ندیدی وقتی یکی تونسته از فقر مطلق برسه به ثروت خیلی زیااد منم دلم خواسته که ثروت بیاد تو زندگیم رفاهم بیشتر بشه!!!
پس هرچی بقیه موفق تر و ثروتمند تر بشن به ثروتمندی من بیشتر کمک میشه چون میگم ببین،دیدی شد پس منم میتونم تازه کار من راحت تر میشه چون نفر اول نیستم که تازه بخوام این مسیر ازمون و خطا کنم از تجربه اونا میتونم استفاده کنمالهی شکررر شکر شکر خدایا سپاسگزارم برای
سلامتی و نعمت و ثروت استاد عزیزم
برای ثروت و خونه قشنگ خالم برای ثروت داس رحمت عزیزم
برای ثروت و ماشین پدرم
سپاسگزارم برای ثروت افراد بسیار ثروتمند که یادآور مسیر طبیعی رفاه و آسایش در زندگی میشن خدایا متشکرم و سپاسگزارم
نا گفته نماند طی 3ماه گذشته خداوند همه درخواست های منو پاسخ داده مثل خرید خونه شخصی خودم
خرید ماشین شخصی خودم دقیقا حتی با شیشه های دودی و رنگ سفیدش و دوگانه کارخونه بودنش که نوشته بودم
دلم یک پلاک طرح شبدر میخواست که نوشتم و 2میلیون کم داشتم که دقیقا طی 16 سال کارمندی مادرم هیچ سالی عیدغدیر واریز ی نداشت دانشگاه و امسال دقیقا یک روز مونده به خریدم درست مبلغ 2میلیون عیدی به مناسبت اعیاد ریختن و من تونستم درخواستم رو اجرایی کنم خدایا شکرت
حتی تو دل جشن تو خیابون بودیم با همسر و دخترم که موجب زده بودن و قبل اینکه وارد مسیر جشن بشیم با صدای بلند به همسرم گفتم ؛علی ،من دلم یک شربت شیرین و خنک با تخم شربتی از خدامیخواد که بهم بده !!و بهم برسه و مطمئنم میرسه و بعد گفتم،حالا تو بهم بگو چی میخوای ازش؟!!
اونم یه لبخند زد و گفتم شربت
خلاصه یه نیم ساعتی تو جشن بودیم و جالبه چون دیر رسیده بودیم اغلب موکب ها جمع شده بود یجا به راحتی آش خوردیم و دیگه داشتیم برمیگشتیم سمت ماشیمن و اصلا هیچ موکب نوشیدنی شیرینی نبود !!!
ولی من خوشحال و مطمئنم بودم که خدا درخواست منو جواب میده و کلا فراموش کرده بودم که شربت نخوردم
دیگه نزدیک ماشین بودیم بخدا قسم که ته یه کوچه خلوته خلوت یهو یه خانمی با یه لیوان شربت بدون اینکه ما چیزی بگیم از کنارمون رد شد و گفت ببین دخترم تویه این کوچه یه شربت شیرین عالیی میدن حتما برو بگیر و منو همسرم با حیرت بهم نگاه کردیم و یه لحظه من رفتم تو اوج شادی که ببین دختررر!!!! خدا خودش یکیو برات فرستاد که شخصا با مسیر هدایت کنه و بگه از کجا بری(چون جایی که شربت میدادن اصلا دید نداشت باید تا یه قسمتی میرفتی بعد میدیدی) خدایا شکرت و چقدر این خواسته بظاهر کوچک بازهم باور های منو تقویت و قوی تر کرد خدایا متشکرممممم
سپاسگزارم از خداوند که مرا در این مسیر قرار داد و با شما آشنا شدم
استاد من قبلا وقتی تازه وارد سایت شده بودم دفترهامو دارم،همین صحبت ها رو میکردم که خدایا تو به من پول بده من مدرسه بیمارستان یتیم خانه و….هرچیزی که کمک به بقیه میشه را نوشتم و میگفتم اینجوری خدا میگه اااا چه کارای خوبی مخاد بکنه و بعد وقتی من این کارارو بکنم دیگه پول دارم صددرصد برا خودمم ماشین و خانه و…هم میخرم خودمم خوب زندگی میکنم،تا اینکه رفته رفته فایل راهنمای عملی با برادرم خریدیم و بعدش کشف قوانین و تضادها و کسب و کار و راهنمای عملی و گوش دادن (بدون تمرکز)ولی به اندازه ای که گوش دادم ذهنم آزادتر شد از کاری که ده سال داشتم و به زور بخاطر حرف مردم نگه داشته بودم را رها کردم و کم کم هدایت شدم الان که هر روز فایلها را چندین بار حداقل گوش ندم یکی دو ساعت گوش میدم،نتیجه گرفتم از تمام جهات و اون افکار هم کمتر شده،قبلا میگفتم خدارو شکر که ندارم اگه من پول داشتم از فلانی متنفرم اصلا میکشتمش خدا صلاح میدونه که به من پول نمیده و همین که فیلمها سریالها را میدیدم و بیشتر باورم شده بود که ثروتمندان ظالم هستند یا الگوهای میدیدم که پولدار بودن ولی مشکل داشتن مریض بودن و مشکلات خانوادگی داشتن،میگفتم خدارو شکر پول ندارم ولی سالمم خانواده خوبی دارم آرامش دارم و….ولی همیشه ته دلم دنبال راه حل بودم و اینارو کامل نمیپذیرفتم و دوست داشتم پولدار باشم و یه خواسته های توی ذهنم بود بهشون فکر میکردم حالم خوب میشد آرام میشدم و به لطف خدا توسط یکی از دوستانم که دستی از دستان خدا بود با این سایت آشنا شدم و الان خیلی خوب شدم،خودمم تقریبا میفهمم چجوریه ذهنم آلارم داره دیگه فکرامو کنترل میکنم ورودیهای خوب میدم
این کامنتو در مکانی مینویسم که همه دارن در مورد حمله اسرائیل حرف میزنن ولی من برای چندمین بار این فایلو دیدم و کامنت نوشتم،خدارو شکر سپاسگزارم
خدایا شکرت که من لیاقت دارم در خانه مورد علاقه ام زندگی کنم و ماشین مورد علاقه ام را رانندگی کنم
و شغل مورد علاقه ام را دارم خدایا شکرت
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمه نانی نانی
این نکته رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی آنی
پایان تمرین ستاره قطبی همیشه این شعر زیبا از حضرت مولانا را مینویسم و خیلی حس خوبی بهم میده
پریروز از درمانگاه سرخیابون قیمت ویزیت پزشک متخصص پوست رو پرسیدم.
گفت 240 هزار تومن.
خلاصه من دیروز به نیت ویزیت 240 هزارتومنی رفتم درمانگاه.
اونجا که خواستم نوبت بگیرم،مسوول پذیرش درمانگاه گفت با نامه ارجاع پزشک خانواده هزینه ویزیت متخصص فقط 40 هزارتومنه.
خدااای من!
منم برای گرفتن نامه ارجاع اول نوبت پزشک خانواده گرفتم 30 هزار تومن.40 تومن هم شد هزینه متخصص.
یعنی به جای 240 هزار تومن،70 تومن پرداختم.
یعنی 170 تومن سود کردم!
خدایا شکرت برای رزق دیروزم.
این یعنی مسیرم درسته.
این یعنی اسون شدن برای اسانیها.
این یعنی هم جهت شدن با جریان خداوند.
مورد بعدی اینکه دیشب پسرم گفت برام لنز دوربین گوشی بخر.
خلاصه رفتیم موبایل فروشی و یه لنز خریدیم.
من اصلا قیمت رو نپرسیدم.
خود فروشنده گفت قیمتش 80 تومنه من به شما میدم 70!!!
یعنی بدون درخواست من خودش گفت بهت تخفیف میدم.
جالبترش اینجا بود که من به نیت اینکه قیمت لنز 120 هزار تومنه خرید کردم.
چون قبلا از همین مغازه لنز خریده بودم 120 هزار تومن.
ولی ایندفعه گفت 70 تومن.
اینجا هم 50 هزار تومن سود کردم.
خدایا شکررررررت.
امروز هم که خواهرم با مادرم سرزده اومدن خونمون و من کلی ذوق کردم.
خواهرم یک بسته بیسکوئیت کنجدی با 4 تا کاسه شله زرد واسمون اورده بود.
استاد من از اون کسانی هستم که قبل از اشنایی با شما نه تنها فکر میکردم که اگه همسرم پولدار بشه بهم خیانت میکنه،بلکه خدا رو هم شکر میکردم که همسرم پولدار نیست و نمیتونه بهم خیانت کنه.(استیکر دست رو پیشونی)
دیدگاهم این بود که کسی که تو خرج همسر خودش مونده دیگه نمیتونه برای کس دیگه خرج کنه!!!
تا این حد داغون بودم.
اما خدا رو شکر بعد از اشنایی با شما این باور سمی خیلی ضعیف شده.
اولش قصد نداشتم کامنت بنویسم ، با خودم میگفتم خوب من که مشکل خاصی با ثروت و ثروتمند شدن ندارم ، یکی دوتا مورد جزئی هست که کفتن هم نداره، ولی امروز عصر که داشتم کامنتهای فایل رو میخوندم، ریزتر شدم به قضیه و متوجه شدم چقدر ذهنم داغونه در مورد ثروت و ثروتمندشدن.
– اول اینکه فهمیدم: اره من همیشه در پس ذهنم این بوده که اکه ثروتمند باشم ممکنه خودمو گم کنم، و بخاطر این تغییر اطرافیان و دوستانم رو برنجونم و از دستشون بدم و تمها بمونم
– داغونتر از اون اینه که فکرمیکنم اکه ثروتمند بشم، اقدام به طلاق میکنم و بچم آسیب میبینه . اخه دختر این چه ربطی داره؟! پونصد درصد اعصاب خوردی های خودت و همسرت بخاطر شرایط نا مساعد مالیه. خوب اگه رفاه مالی داشته باشی دقیقا میخوای سر چی حرص بخوری و یا احساست بد بشه. اگه ثروتمندباشم. ارامشم بیشتره، وام خونه رو تسویه میکنیم و فشار مالی ای که قراره سی سال روی زندگیمون باشه برداشته میشه. اسم دخترم رو به جای مدرسه ی دولتی، در بهترین مدارس خصوصی می نویسیم. ماشینتی بهتری سوار میشیم ، با ارامش و لذت ببیشتری چیزهایی که لازم داریم برای خودمون و خونه میخریم. به جای اینکه وقتمون برای خرید خوراکی ها دو سه روز هدر بره: انلاین و براساس نیاز همون روز خرید میکنم و زحمت جابجایی و بسته بندیش هم خیلی کمتره تند تند سفر می ریم و دلتنگی مون برای عزیزانمون هم کمتر میشه. واقعا مشکلت چیه نگارم؟
– آخرنگم براتون که از باور عدم لیاقت و خواستن ثروت برای کمک به ملت: تاچند سال پیش چقدر با جزییات میتونستم توی ذهنم شلتری (پناهگاه) رو تجسم کنم که خودم موسسش بودم برای بی خانمان ها، معتادارو ترک میدادیم، براسون حمام و اناق جدا و کلی امکانات فراهم بود، و میتونستند ورزش کنند، کار پیدا کنند و کم کم برکردند به زندکی عادی. به دوستم که با دوتا پسربچه جداشده و کمکی نداره، کمک مالی میکردم، خونه ی رایگان در اختیار هرکدوم از مستاجرهای فامیل میگذاشتم و این لیست ادامه داشت.
– ترس بعدیم این بود و هنوزم یکم هست که اگر ثروتمند بشیم. میشیم بانک پدر و مادر همسرم و مدام میخوان به عناوین مختلف ازمون پول بگیرند. یا هی بگن پاشو بیا ایران، اینجا سرمایه کزاری کن و تا ابد ایران بمون.
– قبلنا با حسادتی سدید به ثروتمندها نکاه میکردم اما از وقتی قبوب کردم که هرکی هرکجا هست حقشه و لایق اون جایگاهه، درصد بسیار زیادی از این حس بد برطرف شده و جاش رو داده به اینکه: خدایا به اونا دادیز دمت گرم، منم میخوام به منم بده.(البته که بعد نجواها شروع میشه که اخه برای چی به تو ثروت فراوون بده: کار خاصی داری؟ متخصصی؟ تحصیلات عالی داری، مخترعی؟ چی هستی؟ اخه به چه عنوان بهت درامد عالی بده. از تپ بهتراش لنگ یک لقمه نون هستند، اخه تو این سن و سال و با بچه و دست تنها چی فکر کردی با خودت!
– حقیقتش ترسی در مورد خیانت همسرم ندارم پ خیالم ازون بابت راحته، فقط این که بخاطر وضع مالی اختلاف پیش بیاد و راهمون جدا بشه دغدغه م هست هنوز که در ابتدای مانم بهش اشاره کردم.
– ایران که بودم، دلار خدود صد هزار تومن بود، همینجوری خرید میکردم چون قیمت ها بنظرم بسیار کم بود . ولی خداشاهده ایلا لذت نمیبردم ازین تمکن مالی ای که به واسطه ی قیمت دلار بدست اورده بودم اون مدت. انقدر سیر شده بودم مه ولع خرید نداشتم دیگه، به جای شاکر بودن، کلافه شده بودم از این حجم هدیه و تخفیفاتی که به زندگیم سرازیر می شد هرروز. و انقدر حسم خوب نشد در این مورد که دو هفته ی اخر سفرمون پولامون تموم شد و خیلی محتاط خرج می کردیم. در ضمن پقتی خواهر و برادرام و اقوان همسرم رو میدیدم که چطپر با سیلی صورتشونو سرخ می کنند، خجالت میکشیدم خرج کنم و چیزهایی که دوست داشتم رو بیشتر بخرم. یا هدیه بدم. احساس گناه میکردم که الان به فلانی این عیدی رو دادم ،طرف غرورش جریحه دار ممکنه شده باشه چون درامدش خوب نیست. راستش خودم در حیرتم از این هجم باورهای داغونم درمورد ثروت. حالا راهکار میخوام که دقیقا چه جوری قدم به قدم جلو برم و این هارو با باورهای درست جایگزین کنم تا بیشتر اسیب نزدم به خودم
“خداوند آنان را وارد باغهایی میکند که از زیر آنها نهرها جاری است. در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت مییابند و لباسشان در آنجا از حریر (ابریشم) است.”
به سلام و خسته نباشید به استاد عزیز و خانم شایسته و همه ای خانواده عباسمنش عزیز
اومدم اینبار با نتایج حرفم بزنم درمورد این فایل ارزشمند و گرانبها که فقط با سه هفته کار کرد کردن اونم نه به صورت مستمر چنان دگرگونی در زندگیم ایجاد شد که فقط دارم تدارک میبینم بیشترین انرژی ممکن بزارم برای این فایل معجزه که استاد اپلود کردن ارزشش از الماس و هرچیزی بالاتر هستش
من قبل این فایل پول قسط وام نداشتم بدم و شرایط اینقدر بد بود که تنگی نفس میگرفتم از شدت بی پولی و چه گریه های نکردم که خدا فقط بهم توجه کنه تااین فایل شنیدم گفتم به خودم محمد وقتشه خودتو تغییر بدی این همون هستش پاشنه اشیل ثروت و تو دو صفحه از باورهات نوشتی که همشون به شدت خراب بودن
استاد تا تصمیم گرفتم بعد از گوش دادن فایل اول خودمو تغییر بدم شرایط ونشونه ها داشت بهتر میشد ومن فقط سه هفته روی این باور کار کردم میخوام از نتایج بگم
اول اینکه ارزشمندی ادم میره بالا که من ارزشمندیم صفر بود بااین فایل بهتر شدم کمی
وقتی ارزشمندی من رفت بالا بااین فایل 27ساله تو زندگیم یه بار بارم تولد گرفته شد اونم بزور و من تو همین هفته برام تولد گرفته شد اونم اصلا گفتم که دیدی محمد بااین فایل فقط چه اتفاقات افتاده و این نتیجه تغییر باور هستش
ومنی که سه هفته پیش به خاطر موجودی کارتم حالم بد بود و پول قسط ندارم بدم 10برابر پول قسط اومد تو کارتم. تو کار خودم که مربی دوس داشتم بشم و همه بهم میگفتن نمیشه بابا سخته الان مربی 3تا شخص شدم و قطعا هرچقدر روی خودم کارکنم بیشتر نتایج سبز میشه
و تو همین بیزینسم پیشنهاد کاری به عنوان مدیر اجرایی در بهترین منطقه شهرم داده شد که هنوز مرحله نهایی نرسیده
استاد گفتی تو این فایل وقتی همین که بارها و بارها این فایل بشنوین شرایط افراد ایده های میان تو زندگیتون شرایط مالیتون دگرگون میکنن من که سه هفته پیش هیچی نداشتم الان شرایط،مالیم کمی بهتر شده و پیشنهادهای کاری بهم دادن و من سه هفته پیش پول اینکه یه همبرگر بخورم نداشتم
و من فقط کمی کار کردم روی باورهام و جهاد اکبر راه بندازم قراره چه درهای باز بشه برام
خدایا شکرت که من و تمام بچها رو هدایت کردی به ثروتت و خیر و برکتت و مادرها خودمون با باورهامون قفل کردیم و قطعا سری بعد با نتایج بهتر و بهتر اینجا کامنت میزارم میگم چه اتفاقات معجزه اسایی دیگری افتاده خدایا شکرت
خدا خیلی خیلی خیلی دوسستت داره بخاطر این حرکت عالی تو و لاجرم پاداش ت رو بهت میده اینکه تو ی سه هفته با یه فایل رسیدی ب عمق مفهوم این فایل که هر چی پول بیشتری دربیارم ب خدا نزدیکتر میشم
احساس ارزشمندی تو پناه خداوند مهربان
و درامدزایی و معرفی خدای درونت ب سه تا شاگرد
من مطمانم که تو چند ماه اینده سود یک میلیاردی رو میزنی تو گوشش
منتظرم که دوباره کاننتهای پر از انرژی خداییت رو بخونم و نتایجت رو بیینم
همیشه موفق باشی
اگرممکنه کامل از کسب وکارت زمینه ی کسب کارت و نحوه معرفیت ب اون شاگردها ت و تاریخ دقیق بگو ممنون میشم
سلام دوست عزیز مرسی از انرژی خوبت امیدوارم عالی باشی و همچنین الان که دارم کامنت میزارم دانشجویی جدیدی دارم و باز هم لطف خدا دانشجویی جدیدی به من هدایت شد و باز هم کم کم خواستهام داره تیک میخورن با کمترین زمان درامد مناسب
من تریدر هستم و توزمینه ترید از خدا خواستم که دانشجوهایی داشته باشم که در زمینه روانشناسی بااونها کار بکنم چون هم به من کمکمیکنه هم به طرف مقابل واینکه همه بهم گفتن کی پول میده برای این حرفها دیوونه ای تو خلاصه من ادامه دادم که نه تبلیغ داشتم نه چیزی اصلا به صورت اسایی سه تا دانشجو اومدن بدون اینکه هوو بشناسیم و واریز کردن و الان داریم عالی کار میکنیم
من بدون کار خاصی اینها اومدن سمتن
همش برمیگرده با باور من که تغییرش دادم و ارام ارارم اتفاقات دیدم
ببینید عدد مهم نیس شما دنبال عدد نباشید به اندازه باوذت و تغییرتون شرایط تغییر میکنه من تقریبا 15برابر وام بانکیم پول به حسابم واریز شد فقط با این فایل کار کردن اگاهانه چون خودمپاشنه اشیلم بود خیلی و اینکه عرچقدر کار کنم پول وثروت بیشتر میشه
مرسی ممنون تشکر از لطفتون واقعا من حسم عالیه و فوق العاده هستش راستشو بخواید بعد اون کامنت یه ایده پولساز دیگه برای من اومد که واقعا باتمرین دارم لذت میبرم ازش و دارم نتایج عالی توکارم مسبینم
و اینکه هدیه غیر منتظره به من داده شد و اینکه جاهایی دعوت شدم که علاقه داشتم چ شاممورد علاقه دعوت شدم و بررگترین چیز این هستش که توکارم ایده خوب برام اومده که دارم لذت میبرم تو تمرینش نتیجه میگیرم
اینا قبلا تو زندگیم نبود هیچکدوم فقط با کار کردن روی باورهام نتایج تغییر کرد خیلی
باور کنید همهچی باور هست و واقعا کار کنید به خدا قسم شرایط خیلی زود تغییر میکنه منم دوس دارم نتایج عالیتون ببینم و لذت ببرم
مثلا چیزی خریدم، باید اه و ناله کنم، که طرف فکر نکنه که پول زیادی دارم و راحت خرید میکنم
کلا تو ناخوداگاهم که نشون بدم با سختی صاحب چیزی شدیم
نگار عزیز چقدر خوب این موضوع رو بیان کردید!
نیاز داشتم الان این مبحث برای خودم یادآوری کنم:
منی که همیشه سعی میکنم دروغ نگم و درغگو نباشم، یه جایی دیدم، بله من به زبان دروغ نمی گم، ولی دروغ رو بعضی جاها اجرا می کنم! ظاهرسازی میکنم!
در آیه 284 سوره بقره داریم:
آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداست. و هر آنچه در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه میکند.
تصمیم دارم، صادق و بی ریا باشم؟ صادق بودن فقط در زبان نیست، در عمل است!
هر آنچه در وجودم دارم، در مقابل دیگران آشکار کنم یا پنهان کنم، مهم نیست! خداوند به درون من آگاهه، و بر اساس وجودم محاسبه می کنه!
خدایا چقدر این شفاف سازی خوبه!
برای جاری شدن عشق و ثروت و آزادی و رضایت بیشتر در زندگیم، به عامل بیرونی ربط نداره، راضی کردن دیگران نیست، طبق میل دیگران رفتار کردن نیست، همرنگ اشتباه جماعت شدن نیست! خدا نعمت هاشو طبق آنچه درونم هستم محاسبه میکنه! حالا هی بیرون خودمو بکشم که ظاهرسازی کنم تا یک فرد باب میل دیگران و مورد تایید دیگران باشم!
هرچی زحمت میکشم اخرش این فکر و دارم واسه همین طرف مقابلم هم چک و چانه میزنه خودش کمتر برام پول میزنه و بعدشم میگه اینجای کارتم ایراد داشت ها من چیزی نگفتم
و چقد بابت این موضوع اذیت شدم
کلا تو ناخوداگاهم که نشون بدم با سختی صاحب چیزی شدیم
یا مثلا برای حق الزحمه کارم
با کلی دو دوتا چارتا ب طرف قیمت میدم
و ی چیزی تو ذهنمه که
بی انصافی نباشه
زیاد نگفته باشم
اگر زیاد گفته باشم حلال نیست و برکت نداره و از دستممیره
یا باوری مثل اینکه فلانی وضعش خوب شد خدارو بنده نیست
مثلا چاپش کردم رویه کاغذ و لمینت کردم گذاشتم رو میزم که
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
خداوند دوست دارد که من ثروتمند شوم
یا مثلا اون ده دقیقه ای که تو جلسه 16 ثروت1 درباره این باور حرف زدین رو روزی صدبار گوش میدادم…و سعی میکنم بدم..
یه فایل جداگانه واس این باورم درست کردم
هم با صدای شما هم با صدای خودم
فضای قرانی که چندین سال توش بودم ب اضافه حرفایی که شنیدم و رو هر ثروتمندی گذاشتم گفتن دزده و فلان کاره است و بهمان کاره ست منجر به مقاومت ذهنی شدیدی درباره ثروت در درون من شد..
دفترم رو اگه باز کنم روزی پیدا میشه که 3ـ4 بار اون جلسه ثروت رو واو به واو هرکلمه از دهن استاد دراومده رو نوشتم تا نرم بشه ترمز ها…
و به اندازه ای که ضعیف تر شده این باور نعمت های خداوند رو دریافت کردم…
از آنجایی که گفتید که این باور پاشنه آشیل شما هم هست اومدم یک روشی برای تغییر این باور که خودم انجامش دادم رو اینجا بنویسم شاید به درد شما هم خورد
من آهنگ شماره 6 آهنگ های تجسمی استاد رو به شدت دوست دارم و همیشه با اون کلیپ خواسته هام رو درست میکنم
جوری که حتی اگر خود آهنگ رو ب تنهایی بشنوم همه اون دریم بردم میاد جلوی چشمم
اوایل که این فایل رو نگاه میکردم ذوق آنچنانی بهم دست نمیداد تا رسیدم به فایل های فراوانی بسته روانشناسی ثروت
اونجا متوجه این باور شدم که ذهنم ثروت و معنویت رو جدا از هم میبینه
برای همین اومدم و این متن رو روی کل اون کلیپ دریم بردم نوشتم
که راه بهشت از ثروتمند شدن میگذرد
از اونجایی که من از کودکی در فضای قرآنی بودم و بهشت برام جای نیکویی بود که همیشه دوست داشتم بهش برسم اینقدر این متن در من غوغا بپا کرد که یک جهش مالی برام رخ داد و واقعا ثروت ورود پیدا کرد به زندگیم
امیدوارم که این ایده به شما هم کمک کنه و یک جامپ بزرگ داشته باشید
بنده تازه از خواب بیدار شدم و توی دلم گفتم خدایا امروز میخام آرامش رو تجربه کنم و اومدم سایت تا با حس خوب روزم رو شروع کنم و کامنت شما نشانه ای شد که من امروز این جمله رو تکرار کنم
من توی شهر مذهبی بزرگ شدم واز لحاظ مالی خانوادمون هم اوضاع خوبی نداشتند بچگی اقامه گوی مسجد بودم
همش توی مساجدوحسینیه ها بودم ولی نمیدونم این باور ثروت بد وگناه هست پاشنه اشیلم هست یانه، اصلاچطوربفهمم این باور رو دارم یانه اخه هرموقع وارد مناطق لوکس وپولدار ها میشم انگار احساس بیجایی دارم وهرموقع وارد محله های خودمون میشم احساس راحتی وسادگی دارم بهنظرتون این از باور عدم لیاقته یابددونستن ثروت
به نظرم که بهتره یک جا در سکوت بنشینید و یک سری سوالات را از خودتون بپرسید و اون جواب هایی ک اولین دفعه دهنتون میده و فلبداهه هست رو یادداشت کنید
سوالهایی که در ارتباط با این موضوعی که گفتید باشه تا به اون جواب برسید
مثلاً اینکه به نظرتون آدمهای مذهبی ثروتمند میشن یا خیر
اگر ثروتمند میشن از راه درستی بهش رسیدن یا نه
یا اینکه مثلاً اگر افراد مذهبی ثروتمند هستند و کارهای خیرخواهانه انجام میدهند این کارها از روی ریا هست یا نه واقعیه
به نظرتون آدمهایی که مذهبی نیستند و ثروتمندند اونها هم میتونن ب بهشت برن
به نظرتون زندگی ثروتمندا چه جوریه پر از خیانته پر از جنایته یا نه زندگی فوق العاده عالی شاد و خوشبختی دارند
به نظرم با طرح سوالهایی مثل این و شبیه به این کم کم توی ذهن شما جا میافته که اصلاً ثروت از دیدگاه شما خوبه یا نه و پیدا میکنید که ارتباطش با مذهب چه جوریه
خوشحالم استاد که فایل جدید آمد و دوباره چهره زیبای شما رو میبینیم و از آگاهی ها بهره مند میشیم
من دقیقا تک تک این صحبتها رو در زندگی خودم تجربه کردم
من هم قبلا دعا میکردم که خدایا به من ثروت بده که به دیگران خدمت کنم و برای خدا لیست میکردم که بهم ثروت بده تا فلان کار وفلان کار رو انجام بدم مثلا برای اعضای خانواده و افراد فقیر یا یتیم و ….
و افکار اشتباه دیگه
و تا وقتی این باورها رو داشتم همیشه در حد بخور و نمیر درآمد داشتم و روزگار رو با سختی میگذراندم چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ معنوی و واقعا زندگیم سراسر شرک بود چون میترسیدم از همه از ریس از افرادی که قدرت داشتند از بی پولی از تنها ماندن و …..
تا اینکه کم کم با شما و این سایت الهی آشنا شدم و وقتی این مباحث رو برای اولین بار در فایلهای دانلودی از شما شنیدم بسیار مقاومت داشتم که بپذیرم! چون یک عمر خلاف اینو شنیده بودم و سالها خودم هم طبق همون گفته ها رفتار میکردم
یاده بارها و بارها اون فایل رو گوش کردم فایلی که بررسی میکرد چه باور هایی پشت این دعا هست که خدایا تو به من ثروت بده تا به نیازمندان کمک کنم ( یادمه اون فایلی بود که استاد جلوی آروی ایستاده بودین و لباس سفید به تن داشتین و این مبحث رو در غالب سوال مطرح کردین)
خلاصه من شروع کردم روی خودم کار کردن و اوضاع کم کم تغییر کرد
اون احساس گناه به خاطر استفاده نعمتها از کمتر شد
و مثال سلف سرویس رستوران و انواع غذاها و … موضوع رو قشنگ برام جا انداخت
و استفاده از فایلهای دانلودی و دوره های مختلف قانون رو برام باز میکرد خصوصا دوره ثروت یک که عالی بود!
الان به لطف خدا شرایطم از هر لحاظ که فکرش رو بکنید تغییر کرده
اون موقع مستاجر بودم و حقوقم اینقدر ناچیز بود که فقط هزینه خورد و خوراک و لباس بود و چیزی آخرش باقی نمی موند
با اینکه اون موقع کارمند بودم و الان هم کارمند هستم
اما الان به لطف خداوند تو خونه خودم زندگی میکنم
ماشین شخصی خودم رو دارم
مقدار مناسبی پس انداز دارم
وسایل کامل زندگی رو نو خریدم
آرامش و آسایش دارم
کارم به مراتب راحتر و کمتر شده
انسانهای اطرافم و کیفیت ارتباط هام چه دوست یا همکار 180 درجه تغییر کرده؛
طبق آموزه های ثروت 1 و 3 هیچ قسط و بدهی ندارم ( تمام اقساط رو زودتر از موعد تسویه کردم) و من تنها فرد در شرکت هستم که درخواست وام یا شرکت قرعه کشی نمیکنم ) هرچند همه همکارانم معتقد هستند که اشتباه میکنم اما به قول استاد در دوره ” ثروت یک” ما باید به خودمون افتخار کنیم که متفاوت از بقیه رفتار میکنیم!
هم زمان با کارمندی کسب و کار شخصی خودم رو راه انداختم و دارم آروم آروم تکامل م رو طی میکنم تا برای همیشه با کارمندی خداحافظی کنم؛
هزینه هام به شدت کمتر شده خصوصا هزینه های درمان و هزینه های غیرمترقبه!
درخواست های دیگران از من کمتر شده!
چون نه پول اجاره میدم و نه هزینه خاصی دارم راحت میتونم پس انداز کنم
مسافرتهای راحتی میرم با کیفیت بالا حداقل 3 بار در سال.
قبلا خیلی کم مسافرت میرفتم و با سختی و محدودیت های زیاد!
و مسله مهتر آرامش منه که از هر مساله ای برام باارزشتره و آرامش الانم بینهایت با قبل متفاوته!
و اما توحید و توحید و توحید@@@
من بعد از اینکه با کار کردن روی خودم آرامشم بیشتر شد و چرخ زندگیم روانتر؛ کم کم حداقل های زندگی مثل درآمد مناسب و خانه و ماشین و … آمد انگار آماده شدم برای بحث توحید!
انگار وقتی دغدغه های مالی کم شد و نگران هزینه های روزمره و مسائل مالی نبودم با مسائل توحیدی آشنا شدم و باید از اونها رها میشدم تا با توحید آشنا بشم؛
واقعا نمیشه وقتی نگران حداقل های زندگی و خرج آب و نونت هستی به مفاهیم والاتر مثل توحید فکر کرد!
قبلا مباحث و فایل های توحیدی رو میشنیدم اما درک نمیکردم و ازش گذر میکردم چون آماده اش نبودم
الان خدارو هزار مرتبه شکر دارم بطور اساسی باورهای توحیدی رو خودم اصلاح میکنم خصوصا باشروع دوره بینظیر هم جهت با جریان خداوند!
الان دارم میفهمم که هنوز که هنوزه شرک زیادی در وجودم هست که تا حالا متوجهش نبودم ضربه هاش رو میخوردم اما متوجه اش نبودم؛
همون حدیث معروف که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه!
الان بیشتر مراقب افکار و اعمالم هستم که از چه باوری میاد و درس هایی رو که میگیرم رو بارها و بارها برای خودم تکرار میکنم تا در وجودم نهادینه بشه
و چقدر با توحید زندگی کردن لذتبخشه! من هنوز خیلی خیلی جای کار دارم اما کمی طعم زندگی با توحید رو چشیدم اینکه نگررررررررران هیچ چیز نباشی
اینکه بدونی هر وقت نگرانی یعنی ایمان نداری یعنی یه باور محدوده کننده ای داری یعنی قدرت خدا رو تو ذهنت محدود کردی!
چقدر لذتبخشه که بدونی خدا هرلحظه همراته؛ میشنوه و آماده هدایت کردن منه!
اینه با خدا عهد ببندی که در هر شرایطی به قوانین الهی عمل کنی
اینکه نگران نباشی دیگران تاییدت کنند یا نه چون خداوند منو تایید کرده و اون منو ارزشمند و لایق خلق کرده! پس دیگه لیاقت من ربطی به هیچ عامل بیرونی نداره!
زندگی با توحید یعنی خدا هر لحظه با هدایت هاش و معجزه هاش تو رو شگفت زده کنه و تو با اشک شوق فقط بهش لبخند بزنی و سپاسگذاری کنی
اینکه در هر لحظه خدا رو در کنار خودت حس کنی و بدونی انرژی اونه که داره کارها رو انجام میده همون خدایی که داره راحت و آسان میلیارد ها کهکشان رو با نظم دقیق و ریاضی وار مدیریت میکنه همون انرژی همون خدا! داره تمام امور زندگی منو مدیریت میکنه اون وقت هست که رهاتر زندگی میکنی و به چیزی ! به کسی! به موقعیتی نمی چسبی؛ میسپری به خودش!
خیلی شیرینه! خیلی لذتبخشه داشتن توحید در زندگی
خدایا من فقط به اندازه یه ذره کوچیک دارم توحید رو درک میکنم که اینقدر زندگی ام متفاوت شده کمکم کن بیشتر درک کنم کمکم کن ثابت قدم باشم کمکم کن از تو دور نشوم کمکم کن حواسم پرت حاشیه ها نشه
سپاسگزارم بابت آگاهی هایی که با ما به اشتراک گذاشتید.
یه سوالی ازتون داشتم اگه بتونید بهم پاسخ بدید ازتون سپاسگزارم. شما فقط با درآمد کارمندی تونستید به خونه و ماشین و… برسید یادرآمددیگه ای هم داشتید. یااز جای دیگه ای هم بهتون کمک میشد. یا ارثی چیزی یا هر چیز دیگه.
آخه منم کارگر هستم و مستاجرتوی این چند سال که با استاد آشنا شدم خیلی تغیرات توی زندگیم ایجاد شده و به خیلی از خواسته هام رسیدم و میرسم اما در مورد خونه هیچ جوره انگار ذهنم قبول نمیکنه که با حقوق کارگری میشه خونه دار شد آخه الگوهای توی سایتم که به موفقیت رسیدن اکثرا شغل آزاد بودند الان که کامنت شمارو خوندم گفتم از شما بپرسم که برای ذهنم منطقی کنم وشما بشی الگو برای من که میشود. سپاس گزارم از شما شاد و موفق باشید
در مورد سوالی که پرسیدن نه؛ از هیچ جای دیگه ای بهم کمک نمیشد؛ ارثی هم بهم نرسید من حتی از پدر خودمم هیچ پولی نخواستم؛
خونه نقلی دارم و ماشین من هم ایرانیه که از سایپا خریدم
اما همین ها باعث شد که دغدغه هام کم بشه و بیشتر روی خودم کار کنم
به نظر من مساله مهم عمل به قوانین الهی هست و تعهد داشتن نسبت بهش؛
گفتین ذهنتون قبول نمیکنه که با کارگری بتونید خونه دار بشین؛
چرا فکر میکنید این شرایط دائمی هست؟
چرا فکر میکنید تا ابد باید کارگر باشین؟
یا ….
پیشنهاد میکنم جدی تر روی ایجاد باورهاتون کار کنید
دوره ثروت یک برای شروع فوق العاده است
به قول استاد اول باید باور ساخته و تقویت بشه که منجر به عمل بشه!
من اوایل عضویت در سایت خیلی زمان میزاشتم و فایل گوش میدادم کامنت میخوندم و …
اما زیاد به خودم نمی گرفتم؛ آنچنان جدی و متعهد نبودم
اما از وقتی که قول دادم به خودم که در تک تک لحظات به قانون عمل کنم و جدی تر روی خودم کار کنم
که البته این هم مثل هر مورد دیگری تکامل میخواد!
زندگی من خیلی متفاوت شده واقعا به راحتی آب خوردن زودتر از موعد قسط ماشین و خونه رو خیلی زودتر از موعد تسویه صفر کردم
وقتی باور ایجاد بشه وقتی تعهد باشه واقعا همه چیز خودبه خود و راحت پیش میاد!
من عاشق این کلمه خود به خود استاد هستم! واقعا همینطوره
به راحتی 80- 90 درصد دوره های استاد رو با عشق خریدم چون نتیجه اش رو دیدم واقعا هزینه نیست بهترین لذتبخش ترین و پرثمرترین سرمایه گذاری عمرم بوده! چون باعث میشه شخصیت من درست و قوی ساخته بشه پول و خونه و ماشین که نتیجه جزئی اونه خود به خود خودش هی بهتر و بهتر میشه
باسلام خدمت خانم عبدلی عزیز ازتون سپاسگزارم که وقت ارزشمندتان رو برای من گزاشتن و به سوالم پاسخ دادید خیلی پاسخی رو که بهم دادید رو خوندم بله حق با شماست من باید جدیتر رو ساخت با رهام کار کنم همونطور که فرمودید منم بعد از چند سال هنوز انگار به خودم نمیبینم و فقط به صورت یه چیز حال خوب کن از دوره ها استفاده میکنم در طول روز وقتی که دارم به کارام میرسم به فایلها هم گوش میکنم درسته که با همین مدل گوش دادن هم کلی نتیجه گرفتم ولی اگه میخام نتایج عالی و ماندگار بگیرم باید با تمرکز بیشتر رو خودم کار کنم تا شخصیتم عوض بشه دیگه بقیه چیزها تو مسیر تغیر شخصیت به صورت بنیادین اوکی میشه انشاالاه به زودی براتون بنویسم که منم به آسانی صاحب خونه شدم
من وقتی هدایت شدم به این فایل همین که عنوان فایل را دیدم (رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گفتم این فایل مال منه. حالا میخوام تجربه خودم را درمورد مباحثی که استاد در این فایل ارزشمند مطرح کردند، بیان کنم.
استاد من تا جلسه 21 دوره ثروت 1 پیش رفتم و بعد احساس کردم نیاز دارم به دوره شیوه حل مسائل زندگی. دوره ای که 2 سال پیش خریده بودم و روش کار کرده بودم و بارها معجزه اش را دیده بودم. بعد از مرور مجدد آگاهیهای دوره شیوه حل مسائل، تصمیم گرفتم از ابتدا به صورت جدیتر روی باورهای ثروتم کار کنم. یعنی به این نتیجه رسیدم که مسئله من عدم استقلال مالی و مکانی هست و برای محقق کردن این خواسته باید روی آگاهیهای خالص دوره ثروت 1 کار کنم. الان دقیقا 21 روز هست که دوره ثروت 1 را مجددا شروع کردم. ولی اینبار با دو شرط؛
1. حتما باید از هر جلسه نکته برداری کنم و دریافتی که از هر جلسه دارم را بنویسم حتی شده یک پاراگراف.
2. حتما باید یک تمرین در راستای درک بهتر آگاهی های اون جلسه انجام بدم. تا زمانی که تمرین را انجام ندم، حق ندارم برم جلسه بعد.
الان که هدایت شدم به این فایل فوقالعاده، دیدم نکاتی که استاد میگن دقیقاً بخشی از آگاهیهای جلسه 1 و 2 دوره ثروت 1 هست و الان میخوام اون تمرینی که بعد از گوش دادن چندین باره این دو جلسه، برای خودم ساختم را اینجا ثبت کنم؛
استاد توی جلسه دوم درمورد این صحبت میکنن که چرا اصلاً خوبه که ما ثروتمند باشیم؟ و اینجا این باور محدودکننده را مطرح میکنن که توی ذهن خیلی از افراد، ثروتمند شدن مترادف هست با رنج، غرور، ظلم، خودخواهی، دور شدن از خدا و فقر مساوی است با شرافت و انسانیت و مهربانی و نزدیکی به خدا و معنویت. دفعه اولی که اینها را شنیدم به خودم گفتم من که این باور ندارم. اما اینبار گفتم بیا امتحان کنیم، ببینم منم این باور دارم یا نه. برای اینکه اینو بفهمم از خودم پرسیدم؛
• مرضیه ثروت و ثروتمند بودن تو ذهن تو چه معنایی داره؟
• وقتی به ثروت فکر میکنی چه تصویری توی ذهنت تداعی میشه؟
• چشماتو ببند و تجسم کن ثروتی را که میخوای تجربه کنی، اونجا چه احساسی داری؟ کیا را اونجا میبینی؟ داری چیکار میکنی؟ موقع این تجسم چه گفتگوهایی توی ذهنت مرور میشه؟
• به یاد خودت بیار واکنشهای خودت را وقتی با نمادهای ثروت در طی فعالیتهای روزانه ات مواجه میشی یا وقتی با آدمهای ثروتمند مواجه میشی. توی این موقعیتها چی میگی درمورد اون آدمها؟ چطوری قضاوتشون میکنی؟ چه پیشفرضهایی درموردشون داری؟ چقدر باهاشون راحتی؟ چقدر نسبت بهشون گارد و مقاومت داری؟
خلاصه سوالهایی از این دست را گذاشتم جلوم و شروع کردم به نوشتن. وقتی نوشتم به اینها رسیدم؛
• اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که آدمهای ثروتمند، آدمهای کثیفی هستند. کسانی که ثروتمند میشن خودشون را گم میکنن، میرن دنبال کارهای کثیف و ناپسند. دنبال روابط غیرمتعهدانه و نامشروع، دنبال مواد، الکل، بی بند و بار میشن، به خانواده شون خیانت میکنن، خانواده شون را فراموش میکنن و غرق میشن توی کارهایی که اونها را از روابط رضایت بخش و سالم و البته از خدا و معنویت دور میکنه.
• دومین چیز این بود که اگر آدمی پول نداشته باشه و بعد پول بدست بیاره یا پولی بسازه تبدیل میشه به یک آدم تازه به دوران رسیده که حالا میخواد عقدههای هزارساله اش را جبران کنه. بقیه را تحقیر میکنه یا به دید حقارت به دیگران نگاه میکنه. آدمهای ثروتمند ی مشت آدمهای فخرفروشی هستند که فقط میخوان اموال و دارایی شون را به رخ بقیه بکشن و اگر ثروتشون را ازشون بگیری هیچی نیستن و توخالی و پوچ ان. یعنی ناخودآگاه این باور دارم که آدمهای ثروتمند خودشون لیاقت و توانایی خلق ثروت را نداشتن و هر کسی به ثروت رسیده از ی طریقی پول بهش رسیده مثلاً ارث، خانواده، شانس و… . یعنی ناخودآگاه ثروتمندا را آدمهای بی عرضه ای میدونم که توانایی خلق ثروت را ندارن. درحالی که من بارها از استاد شنیده بودم که حلالترین، پایدارترین و پاکترین ثروتها متعلق به کسانی است که از طریق حل یک مسئله به ثروت رسیدن و هر چقدر شما مسئله مهمتری را حل کنی و مسئله آدمهای بیشتری را حل کنی، به ثروت بیشتری میرسی. اما اینو فقط شنیده بودم، درکی ازش نداشتم و باورهام کاملاً متضاد بود با این طرز تفکر.
برای از بین بردن این باورهای سمی چیکار کردم؟
به خودم گفتم مگه قانون اصلی قانون ارتعاش نیست؟ مگه این جهان بر پایه انرژی و فرکانس نیست؟ خب اگر پولی به صورت پایدار و پاک وارد زندگی یک نفری میشه، حتما اون آدم در اون مدار بوده و حتماً انرژی اش با انرژی ثروت یکی بوده که داره اینو تجربه میکنه. و البته که اون فرد لیاقت اش را داشته. چرا لیاقت اش را داشته؟ چون ما داریم از ثروت پایدار صحبت میکنیم، ثروتی که حاصل حل مسئله هست و به یاد خودم آوردم آدمهایی که با حل مسائل به ثروت رسیدن. حتی به خودم گفتم توی حل مسئله قرار نیست شق القمر کنی یا ایده خاص و عجیبی را به جهان عرضه کنی. فقط کافیه فرآیندها را سادهتر، ارزانتر، بهتر و راحتتر کنی. به خودم گفتم خلیل رفعتی را به یاد خودت بیار که با درست کردن آبمیوه، ثروت میلیون دلاری ساخته. بنابراین هر آدمی هر حدی از ثروت را که تجربه میکنه، طبق قانون فرکانس حتماً لیاقت و شایستگی اش را داشته. حتی در راستای تثبیت این باور یک آقایی را برای خودم مثال زدم که به شدت ثروتمندِ، چندین بیزینس موفق داره، بسیار آدم سالمی، ورزشکارِ، توی سن 68 سالگی به اندازه یک جوان بیست ساله سالمه و ساعتها میتونه ورزش کنه، بدن بسیار قدرتمند و عضلانی داره، کیلومترها میتونه پیاده روی کنه، روابط دوستانه و خانوادگی نزدیک و همراه با عشق و دوستی داره. چقدر از ثروتاش درست استفاده میکنه، چقدر سفرهای تفریحی و بیزینسی میره، چقدر با خودش در صلحِ، میتونه ساعتها مدیتیشن کنه، با خودش خلوت کنه، با خودش وقت بگذرونه و خلاصه زندگی اش در تمام ابعاد زیباست و خواستنیه و سرشار از نعمت و ثروت و فراوانیه. پس میشود، پس امکانپذیر است. میشه هم ثروتمند بود هم فعال و پویا و خلاق بود هم ورزشکار و سالم بود هم روابط خوبی داشته هم با خودت در صلح باشی هم با جهان و هم رابطه خیلی خوبی با خدای خودت داشته باشی.
با مرور این الگو به خودم یادآوری کردم؛ همه آدمهای ثروتمند فوق العاده شریف و با صداقت و با اخلاق و سالم و در صلح و متعهد و توانا هستند.
بعد از خودم پرسیدم؛ چرا اصلاً من ثروت را از معنویت جدا میکنم؟ ثروت یعنی نعمت. مگر باور نداری که همه این جهان را خدا آفریده و خداوندِ یکتا، فرمانروای این جهان هست. بنابراین هر آنچه از نعمت و ثروت و پول و فراوانی و عشق و شادی و حال خوب و سلامتی و رضایت و روابط عالی در این جهان هست همه شون از سمت خداست. خود خدا میگه هر چی خوبی بهتون میرسه از سمت منه و هر بدی بهتون میرسه از سمت خودتونه (آیه 79 سوره نساء). در واقع خداوند سرمنشاء هر خیر و نیکی که در این جهان هست. خداوند پاکی مطلقِ، خدا دانای مطلقِ، خدا فرمانروای مطلقِ، خدا حاکم مطلقِ، خدا صداقت مطلقِ، خدا صلحِ مطلقِ، خدا خالق مطلقِ، خدا ارزش مطلقِ، خدا شرافت مطلقِ. خدا منبع رزقِ، منبع فضلِ، منبع علمِ، منبع آگاهیِ، منبعِ نعمتِ، منبع ایده هاست، منبعِ خلقِ. پس قاعدتاً خدایی که منبعِ مطلقِ ثروته نمیتونه با ثروت منافاتی داشته باشه. نه تنها منافات و تضادی نداره، بلکه کاملاً قرینِ. همونه. اصلا جدا نیست. مگه ماده اس که جدا باشه. عین ماهیت و موجویت اش یکیِ. پس این باور را برای خودم ساختم؛
خداوند عینِ ثروت و فراوانی و نعمتِ و ثروت و فروانی و نعمت عین خداست. چون اینها با هم قرین هستند و یکی هستند پس هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر میشوم. خدایی تر میشوم. من با هر قدمی که برای ثروتمند شدن برمیدارم به خدا تعهدم را برای نزدیکی بهش، ثابت میکنم. بهش نشون میدم که من دارم در راستای اتصال به منبع و نزدیکی به خودش و قدم برداشتن در راهش، اقدام میکنم.
اینجا میخوام دو نکته را هم اضافه کنم؛
اول اینکه تو روزهایی که داشتم این باورهای اشتباه را کشف میکردم، آهنگ تیتراژ یک سریال تلویزیونی توی مغزم پِلی میشد؛ میشه خدا را حس کرد تو لحظه های ساده/ تو اضطراب عشق و گناه بی اراده. اسم سریال میوه ممنوعه بود و توی ماه رمضون پخش میشد. داستان یک پیرمرد ثروتمند و باخدا و خانواده دوست که با ورود یک دختری توی زندگی اش، همه اعتبار و ثروت و معنویتی که سالها ساخته را از دست میده. اینو گفتم که بگم مغز و ذهن ما در این حد هوشمندِ و در این حد توی ذهن ارتباط ها دقیق و ظریف برقرار میشه.
دوم اینکه درمورد این باور که من ثروت را میخوام برای کمک و خدمت به مردم، استاد ی فایلی دارن با عنوان؛ حذف ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت. این فایل هم آگاهیهای نابی میده درمورد این باور که من درمورد ثروتمند شدن احساس گناه دارم و اون را کثیف میدونم و با بخشش میخوام ثروتم را پاک کنم.
لذت بردم از خوندن کامنت قشنگت که موشکافانه و دقیق ذهن را بررسی کردی و راه کار ارائه دادی
تحسینتون می کنم برای درک و اشراف خوبی که به این مسئله پیدا کردید
این مسئله معنویت در تقابل ثروت مشکل همه ماست
منم مثل بقیه اولش،که این صحبت ها را از استاد شنیدم ،گفتم نه! من که این باور ها را ندارم بعد هر چی جلوتر رفتن هرچی بیشتر گوش دادم هرچی خودم را کنکاش کردم دیدم اتفاقا دارم ! خیلی هم قوی دارم
حتی روز قبلی که استاد این فایل را بگذارن سر همین دو راهی مونده بودم و از خدا خواستم بهم جواب بده کدوم راه درسته چون یک عمر ،آدم هایی که تو ذهنمون، تو زندگیمون مظهر خدا بودن تارک دنیا بودن .
و این برداشت اشتباه را تو ذهنم جا گذاشتن .
بعد خوندن کامنت دوستان یک سوال دیگر برام ایجاد شده بود که چطور تو ذهنم پول دار شدن را مساوی با وظیفه الهی و شرعی خودم کنم
پول نداشتن را عذاب دنیا و آخرت کنم و پول دار شدن را پاداش دنیا و آخرت
که با این جمله شما مواجه شدم
(خداوند عینِ ثروت و فراوانی و نعمتِ و ثروت و فروانی و نعمت عین خداست. چون اینها با هم قرین هستند و یکی هستند پس هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر میشوم. خدایی تر میشوم. من با هر قدمی که برای ثروتمند شدن برمیدارم به خدا تعهدم را برای نزدیکی بهش، ثابت میکنم. بهش نشون میدم که من دارم در راستای اتصال به منبع و نزدیکی به خودش و قدم برداشتن در راهش، اقدام میکنم.)
به قول استاد ثروت لازمه توحیدی شدن است.
دوست دارم کامنت تون را بارها بخونم
سوالها و تجسمات را با خودم انجام بدهم ، ممنون که تمرینات و آگاهی هاتون را به اشتراک گذاشتید.
هر روزتون توحیدی تر متصل تر و با ایمان تر نسبت به روز قبل
سلام بر استاد عزیزممم
که اینقدر توحیدی خالصن *سلام بر دوستان عزیز توحیدی و حال خوب کن ،که نه!!! هم مدار
میخوام خداروشکر کنم برای این لحظه ای که توش هستم نفس میکشم و دست رد زدم به ذهنی که وعده فقر و بدبختی میده و دیگه صدای فراوانی و خوشبختی و سعادت و گسترش لحظه به لحظه دنیا از سمت خدا برام تکرار میشه
اومدم یه تشکر ویژه کنم از خودم که دارم ذهنم رو تربیت میکنم و باید همیشه و تا ابد مثل نفس کشیدن اینکار انجام بدم ،که شکارچی نکات مثبت شده و حالش اکثر مواقع عالیه و حواسش به قوانین هست به تضاد هست که چقدر جالب هر شخصی میتونه هرجور که دلش بخواد فکر کنه و باور کنه و تصمیم بگیره و دقیقست نتایج این تفکر فقط و فقط توی زندگی خودش اثر داره و من مسئول درستکاری و نجات هیچکدام نیستم !!!!من فقط و فقط توانایی تغییر خودمو دارم حتی توانیی تغییر نگاه همسر و فرزندمم نداره چقدر این باور و نوع نگاه حس رهایی میده انگار تو زندگیت تو این دنیا داخل یک تونل شیشه ایه بلنده که از داخلش میتونی زندگی و نتایج هزاران نفر رو ببینی اما هیچ دسترسی به تغییر و رفتن به این تونل های شیشه ای دیگران رو نداری این نوع نگاهی هست که خداجونم بهم الهام کرد و چقدر ناتوانی من در تغییر زندگی و تغییر نوع نگاه بقیه یادآور میشه و حالم رو خوب میکنه
خداجونم ممنونم که به همه درخواست های من پاسخ میدی و اجابت میکنی درخواست هر درخواست کننده ای رو به شرط ایمان به پاسخ گوییت
خداجونم میدونم خیلیی خیلی کار دارم که خودمو بیشتر ارزشمند بدونم و برای خودم ارزش قائل بشم و اعتماد به خودم کارکنم اما همینکه تو زمینه اعتماد به تو دارم خوب پیش میرم حالم عالیه
اینکه این دنیا یه میز سلف سرویسه پر از فراوانی برکت و خیییر که هرکسی خودش اجازه داره سهمش برداره و با برداشتن سهمش سهم هیچ کسی کم نمیشه بلکه هزاران برابر به سهم بقیه اضافه میشه!!! ذهنم میگه چطوری؟!!!!مگه ندیدی بارها و بارها با موفق شدن بقیه امکان پذیر بودن اون موفقیت عادی تر شده *
مگه ندیدی وقتی یکی تونسته از فقر مطلق برسه به ثروت خیلی زیااد منم دلم خواسته که ثروت بیاد تو زندگیم رفاهم بیشتر بشه!!!
پس هرچی بقیه موفق تر و ثروتمند تر بشن به ثروتمندی من بیشتر کمک میشه چون میگم ببین،دیدی شد پس منم میتونم تازه کار من راحت تر میشه چون نفر اول نیستم که تازه بخوام این مسیر ازمون و خطا کنم از تجربه اونا میتونم استفاده کنمالهی شکررر شکر شکر خدایا سپاسگزارم برای
سلامتی و نعمت و ثروت استاد عزیزم
برای ثروت و خونه قشنگ خالم برای ثروت داس رحمت عزیزم
برای ثروت و ماشین پدرم
سپاسگزارم برای ثروت افراد بسیار ثروتمند که یادآور مسیر طبیعی رفاه و آسایش در زندگی میشن خدایا متشکرم و سپاسگزارم
نا گفته نماند طی 3ماه گذشته خداوند همه درخواست های منو پاسخ داده مثل خرید خونه شخصی خودم
خرید ماشین شخصی خودم دقیقا حتی با شیشه های دودی و رنگ سفیدش و دوگانه کارخونه بودنش که نوشته بودم
دلم یک پلاک طرح شبدر میخواست که نوشتم و 2میلیون کم داشتم که دقیقا طی 16 سال کارمندی مادرم هیچ سالی عیدغدیر واریز ی نداشت دانشگاه و امسال دقیقا یک روز مونده به خریدم درست مبلغ 2میلیون عیدی به مناسبت اعیاد ریختن و من تونستم درخواستم رو اجرایی کنم خدایا شکرت
حتی تو دل جشن تو خیابون بودیم با همسر و دخترم که موجب زده بودن و قبل اینکه وارد مسیر جشن بشیم با صدای بلند به همسرم گفتم ؛علی ،من دلم یک شربت شیرین و خنک با تخم شربتی از خدامیخواد که بهم بده !!و بهم برسه و مطمئنم میرسه و بعد گفتم،حالا تو بهم بگو چی میخوای ازش؟!!
اونم یه لبخند زد و گفتم شربت
خلاصه یه نیم ساعتی تو جشن بودیم و جالبه چون دیر رسیده بودیم اغلب موکب ها جمع شده بود یجا به راحتی آش خوردیم و دیگه داشتیم برمیگشتیم سمت ماشیمن و اصلا هیچ موکب نوشیدنی شیرینی نبود !!!
ولی من خوشحال و مطمئنم بودم که خدا درخواست منو جواب میده و کلا فراموش کرده بودم که شربت نخوردم
دیگه نزدیک ماشین بودیم بخدا قسم که ته یه کوچه خلوته خلوت یهو یه خانمی با یه لیوان شربت بدون اینکه ما چیزی بگیم از کنارمون رد شد و گفت ببین دخترم تویه این کوچه یه شربت شیرین عالیی میدن حتما برو بگیر و منو همسرم با حیرت بهم نگاه کردیم و یه لحظه من رفتم تو اوج شادی که ببین دختررر!!!! خدا خودش یکیو برات فرستاد که شخصا با مسیر هدایت کنه و بگه از کجا بری(چون جایی که شربت میدادن اصلا دید نداشت باید تا یه قسمتی میرفتی بعد میدیدی) خدایا شکرت و چقدر این خواسته بظاهر کوچک بازهم باور های منو تقویت و قوی تر کرد خدایا متشکرممممم
ح
به نام خداوند یکتا
درود استاد عزیزم
سپاسگزارم از خداوند که مرا در این مسیر قرار داد و با شما آشنا شدم
استاد من قبلا وقتی تازه وارد سایت شده بودم دفترهامو دارم،همین صحبت ها رو میکردم که خدایا تو به من پول بده من مدرسه بیمارستان یتیم خانه و….هرچیزی که کمک به بقیه میشه را نوشتم و میگفتم اینجوری خدا میگه اااا چه کارای خوبی مخاد بکنه و بعد وقتی من این کارارو بکنم دیگه پول دارم صددرصد برا خودمم ماشین و خانه و…هم میخرم خودمم خوب زندگی میکنم،تا اینکه رفته رفته فایل راهنمای عملی با برادرم خریدیم و بعدش کشف قوانین و تضادها و کسب و کار و راهنمای عملی و گوش دادن (بدون تمرکز)ولی به اندازه ای که گوش دادم ذهنم آزادتر شد از کاری که ده سال داشتم و به زور بخاطر حرف مردم نگه داشته بودم را رها کردم و کم کم هدایت شدم الان که هر روز فایلها را چندین بار حداقل گوش ندم یکی دو ساعت گوش میدم،نتیجه گرفتم از تمام جهات و اون افکار هم کمتر شده،قبلا میگفتم خدارو شکر که ندارم اگه من پول داشتم از فلانی متنفرم اصلا میکشتمش خدا صلاح میدونه که به من پول نمیده و همین که فیلمها سریالها را میدیدم و بیشتر باورم شده بود که ثروتمندان ظالم هستند یا الگوهای میدیدم که پولدار بودن ولی مشکل داشتن مریض بودن و مشکلات خانوادگی داشتن،میگفتم خدارو شکر پول ندارم ولی سالمم خانواده خوبی دارم آرامش دارم و….ولی همیشه ته دلم دنبال راه حل بودم و اینارو کامل نمیپذیرفتم و دوست داشتم پولدار باشم و یه خواسته های توی ذهنم بود بهشون فکر میکردم حالم خوب میشد آرام میشدم و به لطف خدا توسط یکی از دوستانم که دستی از دستان خدا بود با این سایت آشنا شدم و الان خیلی خوب شدم،خودمم تقریبا میفهمم چجوریه ذهنم آلارم داره دیگه فکرامو کنترل میکنم ورودیهای خوب میدم
این کامنتو در مکانی مینویسم که همه دارن در مورد حمله اسرائیل حرف میزنن ولی من برای چندمین بار این فایلو دیدم و کامنت نوشتم،خدارو شکر سپاسگزارم
خدایا شکرت که من لیاقت دارم در خانه مورد علاقه ام زندگی کنم و ماشین مورد علاقه ام را رانندگی کنم
و شغل مورد علاقه ام را دارم خدایا شکرت
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمه نانی نانی
این نکته رمز اگر بدانی دانی
هرچیز که در جستن آنی آنی
پایان تمرین ستاره قطبی همیشه این شعر زیبا از حضرت مولانا را مینویسم و خیلی حس خوبی بهم میده
بدرود
ردپا
سلام بر استاد گرانقدرم.
سلام بر استاد شایسته مهربانم.
سلاااام بر همگی دوستانم.
پریروز از درمانگاه سرخیابون قیمت ویزیت پزشک متخصص پوست رو پرسیدم.
گفت 240 هزار تومن.
خلاصه من دیروز به نیت ویزیت 240 هزارتومنی رفتم درمانگاه.
اونجا که خواستم نوبت بگیرم،مسوول پذیرش درمانگاه گفت با نامه ارجاع پزشک خانواده هزینه ویزیت متخصص فقط 40 هزارتومنه.
خدااای من!
منم برای گرفتن نامه ارجاع اول نوبت پزشک خانواده گرفتم 30 هزار تومن.40 تومن هم شد هزینه متخصص.
یعنی به جای 240 هزار تومن،70 تومن پرداختم.
یعنی 170 تومن سود کردم!
خدایا شکرت برای رزق دیروزم.
این یعنی مسیرم درسته.
این یعنی اسون شدن برای اسانیها.
این یعنی هم جهت شدن با جریان خداوند.
مورد بعدی اینکه دیشب پسرم گفت برام لنز دوربین گوشی بخر.
خلاصه رفتیم موبایل فروشی و یه لنز خریدیم.
من اصلا قیمت رو نپرسیدم.
خود فروشنده گفت قیمتش 80 تومنه من به شما میدم 70!!!
یعنی بدون درخواست من خودش گفت بهت تخفیف میدم.
جالبترش اینجا بود که من به نیت اینکه قیمت لنز 120 هزار تومنه خرید کردم.
چون قبلا از همین مغازه لنز خریده بودم 120 هزار تومن.
ولی ایندفعه گفت 70 تومن.
اینجا هم 50 هزار تومن سود کردم.
خدایا شکررررررت.
امروز هم که خواهرم با مادرم سرزده اومدن خونمون و من کلی ذوق کردم.
خواهرم یک بسته بیسکوئیت کنجدی با 4 تا کاسه شله زرد واسمون اورده بود.
استاد من از اون کسانی هستم که قبل از اشنایی با شما نه تنها فکر میکردم که اگه همسرم پولدار بشه بهم خیانت میکنه،بلکه خدا رو هم شکر میکردم که همسرم پولدار نیست و نمیتونه بهم خیانت کنه.(استیکر دست رو پیشونی)
دیدگاهم این بود که کسی که تو خرج همسر خودش مونده دیگه نمیتونه برای کس دیگه خرج کنه!!!
تا این حد داغون بودم.
اما خدا رو شکر بعد از اشنایی با شما این باور سمی خیلی ضعیف شده.
یعنی الان دیگه میتونم بگم این دیدگاه رو ندارم.
فعلا همینجا کامنتم رو به اتمام میرسونم.
همگیتون رو در پناه خدا میسپارم.
سلام به همگی
اولش قصد نداشتم کامنت بنویسم ، با خودم میگفتم خوب من که مشکل خاصی با ثروت و ثروتمند شدن ندارم ، یکی دوتا مورد جزئی هست که کفتن هم نداره، ولی امروز عصر که داشتم کامنتهای فایل رو میخوندم، ریزتر شدم به قضیه و متوجه شدم چقدر ذهنم داغونه در مورد ثروت و ثروتمندشدن.
– اول اینکه فهمیدم: اره من همیشه در پس ذهنم این بوده که اکه ثروتمند باشم ممکنه خودمو گم کنم، و بخاطر این تغییر اطرافیان و دوستانم رو برنجونم و از دستشون بدم و تمها بمونم
– داغونتر از اون اینه که فکرمیکنم اکه ثروتمند بشم، اقدام به طلاق میکنم و بچم آسیب میبینه . اخه دختر این چه ربطی داره؟! پونصد درصد اعصاب خوردی های خودت و همسرت بخاطر شرایط نا مساعد مالیه. خوب اگه رفاه مالی داشته باشی دقیقا میخوای سر چی حرص بخوری و یا احساست بد بشه. اگه ثروتمندباشم. ارامشم بیشتره، وام خونه رو تسویه میکنیم و فشار مالی ای که قراره سی سال روی زندگیمون باشه برداشته میشه. اسم دخترم رو به جای مدرسه ی دولتی، در بهترین مدارس خصوصی می نویسیم. ماشینتی بهتری سوار میشیم ، با ارامش و لذت ببیشتری چیزهایی که لازم داریم برای خودمون و خونه میخریم. به جای اینکه وقتمون برای خرید خوراکی ها دو سه روز هدر بره: انلاین و براساس نیاز همون روز خرید میکنم و زحمت جابجایی و بسته بندیش هم خیلی کمتره تند تند سفر می ریم و دلتنگی مون برای عزیزانمون هم کمتر میشه. واقعا مشکلت چیه نگارم؟
– آخرنگم براتون که از باور عدم لیاقت و خواستن ثروت برای کمک به ملت: تاچند سال پیش چقدر با جزییات میتونستم توی ذهنم شلتری (پناهگاه) رو تجسم کنم که خودم موسسش بودم برای بی خانمان ها، معتادارو ترک میدادیم، براسون حمام و اناق جدا و کلی امکانات فراهم بود، و میتونستند ورزش کنند، کار پیدا کنند و کم کم برکردند به زندکی عادی. به دوستم که با دوتا پسربچه جداشده و کمکی نداره، کمک مالی میکردم، خونه ی رایگان در اختیار هرکدوم از مستاجرهای فامیل میگذاشتم و این لیست ادامه داشت.
– ترس بعدیم این بود و هنوزم یکم هست که اگر ثروتمند بشیم. میشیم بانک پدر و مادر همسرم و مدام میخوان به عناوین مختلف ازمون پول بگیرند. یا هی بگن پاشو بیا ایران، اینجا سرمایه کزاری کن و تا ابد ایران بمون.
– قبلنا با حسادتی سدید به ثروتمندها نکاه میکردم اما از وقتی قبوب کردم که هرکی هرکجا هست حقشه و لایق اون جایگاهه، درصد بسیار زیادی از این حس بد برطرف شده و جاش رو داده به اینکه: خدایا به اونا دادیز دمت گرم، منم میخوام به منم بده.(البته که بعد نجواها شروع میشه که اخه برای چی به تو ثروت فراوون بده: کار خاصی داری؟ متخصصی؟ تحصیلات عالی داری، مخترعی؟ چی هستی؟ اخه به چه عنوان بهت درامد عالی بده. از تپ بهتراش لنگ یک لقمه نون هستند، اخه تو این سن و سال و با بچه و دست تنها چی فکر کردی با خودت!
– حقیقتش ترسی در مورد خیانت همسرم ندارم پ خیالم ازون بابت راحته، فقط این که بخاطر وضع مالی اختلاف پیش بیاد و راهمون جدا بشه دغدغه م هست هنوز که در ابتدای مانم بهش اشاره کردم.
– ایران که بودم، دلار خدود صد هزار تومن بود، همینجوری خرید میکردم چون قیمت ها بنظرم بسیار کم بود . ولی خداشاهده ایلا لذت نمیبردم ازین تمکن مالی ای که به واسطه ی قیمت دلار بدست اورده بودم اون مدت. انقدر سیر شده بودم مه ولع خرید نداشتم دیگه، به جای شاکر بودن، کلافه شده بودم از این حجم هدیه و تخفیفاتی که به زندگیم سرازیر می شد هرروز. و انقدر حسم خوب نشد در این مورد که دو هفته ی اخر سفرمون پولامون تموم شد و خیلی محتاط خرج می کردیم. در ضمن پقتی خواهر و برادرام و اقوان همسرم رو میدیدم که چطپر با سیلی صورتشونو سرخ می کنند، خجالت میکشیدم خرج کنم و چیزهایی که دوست داشتم رو بیشتر بخرم. یا هدیه بدم. احساس گناه میکردم که الان به فلانی این عیدی رو دادم ،طرف غرورش جریحه دار ممکنه شده باشه چون درامدش خوب نیست. راستش خودم در حیرتم از این هجم باورهای داغونم درمورد ثروت. حالا راهکار میخوام که دقیقا چه جوری قدم به قدم جلو برم و این هارو با باورهای درست جایگزین کنم تا بیشتر اسیب نزدم به خودم
هر که مقربتر است، جام طلا بیشترش میدهند.
آیا پول و ثروت، معنوی و مقدس است؟
آیا ثروت ما را به خداوند نزدیک میکند یا دور؟
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز، بانو شایسته دوستداشتنی و همهی دانشجویان نور و آگاهی در مسیر توحید
استاد جان، وقتی این حرفها را در این فایل شنیدم، چیزی درونم تکان خورد…
یاد باوری افتادم که سالها در من ریشه داشت.
باوری که میگفت: یا پول و ثروت، یا خدا و معنویت…؟
تا سالها سعی میکردم به خودم بقبولانم که اگر ثروت ندارم، مهم نیست؛ چون خدا را دارم.
در ذهنم معنویت یعنی نماز، روزه، رفتار خوب با مردم.
چون مسجدی بودم، همیشه نماز را اول وقت و در مسجد میخواندم.
اما در دلم ترسی پنهان بود…
ترسی که میگفت: اگر ثروتمند شوم، مردم میگویند از خدا دور شدهام.
و این ترس باعث شد سالها ناخودآگاه از پول فرار کنم.
تا اینکه یکجا دیگر بریدم…
از زندگی بخور و نمیر ، از حس ناتوانی…
و گفتم:
«دیگه نمیخوام اینطور زندگی کنم. من میخوام پولدار بشم.»
اما اینبار رفتم به مسیری که در آن خدا نبود.
نماز را کنار گذاشتم، روزه را هم…
به خیال خودم راه پول را پیدا کرده بودم.
اما نشد…
هرچه بیشتر تلاش کردم، کمتر نتیجه گرفتم.
وضع مالیام هر روز بدتر شد، ناامیدی بیشتر، دلم خالیتر و افسرده تر …
تا اینکه در تمرین ستاره قطبی به خدا گفتم:
«خدایا کمکم کن…
بهم یاد بده میشه هم تو رو داشت، هم ثروت رو.
بهم منطق و باور درست بده، نه فقط شعار.»
و خدا پاسخ داد…
منو هدایت کرد به آیهای از قرآن:
> “یُدخِلُهُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهارُ یُحَلَّونَ فیها مِن أَساوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤلُؤًا وَ لِباسُهُم فیها حَریرٌ.”
“خداوند آنان را وارد باغهایی میکند که از زیر آنها نهرها جاری است. در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت مییابند و لباسشان در آنجا از حریر (ابریشم) است.”
(سوره حج، آیه 23)
همین آیه کافی بود تا دلم بلرزد…
و با خودم بگویم:
هر که مقربتر است، جام طلا بیشترش میدهند.
و وقتی بیشتر گشتم، دیدم تنها این آیه نیست:
> “یُحلَّونَ فیها مِن أَساوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلبَسونَ ثِیابًا خُضرًا مِن سُندُسٍ وَإِستَبرَقٍ…”
“در آنجا با دستبندهایی از طلا زینت مییابند و لباسهایی سبز از حریر نازک و ضخیم بر تن دارند…”
(سوره کهف، آیه 31)
> “عالیَهُم ثِیابُ سُندُسٍ خُضرٌ وَإِستَبرَقٌ وَحُلُّوا أَساوِرَ مِن فِضَّهٍ…”
“بر تن آنان لباسهایی سبز از حریر نازک و ضخیم است و با دستبندهایی از نقره زینت یافتهاند…”
(سوره انسان، آیه 21)
> “یُطافُ عَلَیهِم بِصِحافٍ مِن ذَهَبٍ وَأَکوابٍ…”
“ظرفهایی از طلا و جامهایی (برای نوشیدن) به گرد آنان میگردانند…”
(سوره زخرف، آیه 71)
> “لَیسَ عَلَیکُم جُناحٌ أَن تَبتَغوا فَضلًا مِن رَبِّکُم…”
“گناهی بر شما نیست که از پروردگارتان، فضل و روزی بطلبید (و دنبال کسب درآمد باشید).”
(سوره بقره، آیه 198)
و تازه فهمیدم:
اگر ثروت چیز بدی بود، خدا آن را به عنوان پاداش به بندگان بهشتیاش نمیداد.
اگر طلا، نقره، لباس فاخر و رفاه چیزهای ناپسندی بودند، در بهشت وجود نداشتند و خداوند به نزدیک ترین بندگانش نمی داد.
الان دارم کمکم باورهایم را میسازم…
باوری عمیق که میگوید:
پول، وقتی از مسیر خدا بیاید، مقدسترین ابزار بندگی است.
ثروت، وقتی در دستان انسانی مؤمن باشد، نور خدا را در زمین میتاباند.
و من، هنوز در مسیرم…
اما حالا میدانم:
پول مقدس است، اگر از مسیر خدا بیاید.
و با دلی روشن میگویم:
خدایا، کمکم کن هم تو را داشته باشم، هم ثروت را
به سلام و خسته نباشید به استاد عزیز و خانم شایسته و همه ای خانواده عباسمنش عزیز
اومدم اینبار با نتایج حرفم بزنم درمورد این فایل ارزشمند و گرانبها که فقط با سه هفته کار کرد کردن اونم نه به صورت مستمر چنان دگرگونی در زندگیم ایجاد شد که فقط دارم تدارک میبینم بیشترین انرژی ممکن بزارم برای این فایل معجزه که استاد اپلود کردن ارزشش از الماس و هرچیزی بالاتر هستش
من قبل این فایل پول قسط وام نداشتم بدم و شرایط اینقدر بد بود که تنگی نفس میگرفتم از شدت بی پولی و چه گریه های نکردم که خدا فقط بهم توجه کنه تااین فایل شنیدم گفتم به خودم محمد وقتشه خودتو تغییر بدی این همون هستش پاشنه اشیل ثروت و تو دو صفحه از باورهات نوشتی که همشون به شدت خراب بودن
استاد تا تصمیم گرفتم بعد از گوش دادن فایل اول خودمو تغییر بدم شرایط ونشونه ها داشت بهتر میشد ومن فقط سه هفته روی این باور کار کردم میخوام از نتایج بگم
اول اینکه ارزشمندی ادم میره بالا که من ارزشمندیم صفر بود بااین فایل بهتر شدم کمی
وقتی ارزشمندی من رفت بالا بااین فایل 27ساله تو زندگیم یه بار بارم تولد گرفته شد اونم بزور و من تو همین هفته برام تولد گرفته شد اونم اصلا گفتم که دیدی محمد بااین فایل فقط چه اتفاقات افتاده و این نتیجه تغییر باور هستش
ومنی که سه هفته پیش به خاطر موجودی کارتم حالم بد بود و پول قسط ندارم بدم 10برابر پول قسط اومد تو کارتم. تو کار خودم که مربی دوس داشتم بشم و همه بهم میگفتن نمیشه بابا سخته الان مربی 3تا شخص شدم و قطعا هرچقدر روی خودم کارکنم بیشتر نتایج سبز میشه
و تو همین بیزینسم پیشنهاد کاری به عنوان مدیر اجرایی در بهترین منطقه شهرم داده شد که هنوز مرحله نهایی نرسیده
استاد گفتی تو این فایل وقتی همین که بارها و بارها این فایل بشنوین شرایط افراد ایده های میان تو زندگیتون شرایط مالیتون دگرگون میکنن من که سه هفته پیش هیچی نداشتم الان شرایط،مالیم کمی بهتر شده و پیشنهادهای کاری بهم دادن و من سه هفته پیش پول اینکه یه همبرگر بخورم نداشتم
و من فقط کمی کار کردم روی باورهام و جهاد اکبر راه بندازم قراره چه درهای باز بشه برام
خدایا شکرت که من و تمام بچها رو هدایت کردی به ثروتت و خیر و برکتت و مادرها خودمون با باورهامون قفل کردیم و قطعا سری بعد با نتایج بهتر و بهتر اینجا کامنت میزارم میگم چه اتفاقات معجزه اسایی دیگری افتاده خدایا شکرت
سلام محمد عزیز
تبریک میگم به این همه عزمجزمت
خدا خیلی خیلی خیلی دوسستت داره بخاطر این حرکت عالی تو و لاجرم پاداش ت رو بهت میده اینکه تو ی سه هفته با یه فایل رسیدی ب عمق مفهوم این فایل که هر چی پول بیشتری دربیارم ب خدا نزدیکتر میشم
احساس ارزشمندی تو پناه خداوند مهربان
و درامدزایی و معرفی خدای درونت ب سه تا شاگرد
من مطمانم که تو چند ماه اینده سود یک میلیاردی رو میزنی تو گوشش
منتظرم که دوباره کاننتهای پر از انرژی خداییت رو بخونم و نتایجت رو بیینم
همیشه موفق باشی
اگرممکنه کامل از کسب وکارت زمینه ی کسب کارت و نحوه معرفیت ب اون شاگردها ت و تاریخ دقیق بگو ممنون میشم
سلام دوست عزیز مرسی از انرژی خوبت امیدوارم عالی باشی و همچنین الان که دارم کامنت میزارم دانشجویی جدیدی دارم و باز هم لطف خدا دانشجویی جدیدی به من هدایت شد و باز هم کم کم خواستهام داره تیک میخورن با کمترین زمان درامد مناسب
من تریدر هستم و توزمینه ترید از خدا خواستم که دانشجوهایی داشته باشم که در زمینه روانشناسی بااونها کار بکنم چون هم به من کمکمیکنه هم به طرف مقابل واینکه همه بهم گفتن کی پول میده برای این حرفها دیوونه ای تو خلاصه من ادامه دادم که نه تبلیغ داشتم نه چیزی اصلا به صورت اسایی سه تا دانشجو اومدن بدون اینکه هوو بشناسیم و واریز کردن و الان داریم عالی کار میکنیم
من بدون کار خاصی اینها اومدن سمتن
همش برمیگرده با باور من که تغییرش دادم و ارام ارارم اتفاقات دیدم
اگر امکانش هست عدد هم بگو
تو چه مدتی
چ مقداری عدد مالی و پول
وارد حسابت شده
اینجوری ذهن من و بچه های سایت ی الگو واقعی پیدا می کنه که شرایط مالیش مثل خودمونه
و تونسته تغییر خوب و مناسب کنه
در زمان کوتاه
ببینید عدد مهم نیس شما دنبال عدد نباشید به اندازه باوذت و تغییرتون شرایط تغییر میکنه من تقریبا 15برابر وام بانکیم پول به حسابم واریز شد فقط با این فایل کار کردن اگاهانه چون خودمپاشنه اشیلم بود خیلی و اینکه عرچقدر کار کنم پول وثروت بیشتر میشه
وای خیلی خوشحالم
من عدد هارو که می بینم ذهنم خبلی راحت تر می گیره رسیدن ب ثروت و راحت بودن رسیدن ب ثروت رو بخاطر همین عدد رو می پرسم دوست خوبم
وقتی می خونم که عدد درامدی بچه های سایت تو چند ماه رقم بالایی شده ناخوداگاه ی انرژی هل دهنده ب مغزم وارد میشه هیجان اینکه امکان پذیر هست
مممنونم بابت جواب های انرژی بخشت
بازم نتایج بزار برامون
سلام خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم بابت جوابت عزیزی
نتایجت مداوم و پایدار میشه حتما با حک شدن این باور قرب الهی با ثروتمند شدن مطمانا
خیلی خوشحال شدم از این اتفاقات پی درپیت ی لحظه اشک لذت ریخت از چشمام محمد عزیز
بازم منتظر نتایجت هستم
نمیدونم چرا ولی کامنت تو رو ک خوندم جنس احساسش خیلی متفاوت بود برام لذتش میزنه ب ته اعماق مغزم
حس ارزشمندیش خیلی قویه
مرسی ممنون تشکر از لطفتون واقعا من حسم عالیه و فوق العاده هستش راستشو بخواید بعد اون کامنت یه ایده پولساز دیگه برای من اومد که واقعا باتمرین دارم لذت میبرم ازش و دارم نتایج عالی توکارم مسبینم
و اینکه هدیه غیر منتظره به من داده شد و اینکه جاهایی دعوت شدم که علاقه داشتم چ شاممورد علاقه دعوت شدم و بررگترین چیز این هستش که توکارم ایده خوب برام اومده که دارم لذت میبرم تو تمرینش نتیجه میگیرم
اینا قبلا تو زندگیم نبود هیچکدوم فقط با کار کردن روی باورهام نتایج تغییر کرد خیلی
باور کنید همهچی باور هست و واقعا کار کنید به خدا قسم شرایط خیلی زود تغییر میکنه منم دوس دارم نتایج عالیتون ببینم و لذت ببرم
بنام خدا
بخش سوم
درمورد مغایرت ثروت و معنویت
متوجه شدم این باور رو دارم که اکر مثلا چیزی خریدم
باید اه و ناله کنم
ک طرف فکر نکنه که پول زیادی دارم و راحت خرید میکنم
کلا تو ناخوداگاهم که نشون بدم با سختی صاحب چیزی شدیم
یا مثلا برای حق الزحمه کارم
با کلی دو دوتا چارتا ب طرف قیمت میدم
و ی چیزی تو ذهنمه که
بی انصافی نباشه
زیاد نگفته باشم
اگر زیاد گفته باشم حلال نیست و برکت نداره و از دستممیره
یا باوری مثل اینکه فلانی وضعش خوب شد خدارو بنده نیست
یا تو ذهنم اومد که اگر من ماشین خارجی بخرم باید توضیح بدمکه از کجا پولش روجور کردم
یعنی انتها نداره
یا وضعم خوب بشه همه میخوان ازم پول قرض کنن
مثلا پدرشوهرم که همیشه تعریف ادمهای بدبخت و فقیری رومیکرد که
اینقدررر با ایمانن
کمک مالی بهشون کردم
اینقدررر دعام کردن
و من تو دلم میگفتم اکر با ایمانن چرا بدبخت و بی پولن
یا ورودی های ذهنی از تلویزیون
ادمهای پولدار ادمهای کثیف و حروم خوری هستن
قاچاق چی هستن
و ادمهای با ایمان خدا پرستن
چیزی ندارن
ولی کسی نمیفهمه
و مسجد میرن و دعا میکنن
و خدا براشون میرسونه
اینطوری معنویت تو ذهن ما زیبا جلوه دادن
در حالیکه میبینم پول چقدر خوبه
اگر من ب اندازه کافی پول داشته باشم
بچه هام رو بهترینکلاسها میفرستم
من کار خونه رودوست ندارم
میتونم کسی رو بیارم که خونم رو برام تمیز کنه
برای گرفتن مدرک دوره مربی گری نقاشی
راحت بلیط میگرفتممیرفتم تهران و برمیگشتم
خونه امرو تجهیز میکردم
ماشینمرو تعویض میکردم
مسافرت میرفتم
و ….
کلی اتفاق عالی دیگه
که ی سر دیگه اش ب خیر وگسترش جهان کمک میکنه با پولی که من خرج میکنم
و این خود معنوی بودن پول هست
مثلا چیزی خریدم، باید اه و ناله کنم، که طرف فکر نکنه که پول زیادی دارم و راحت خرید میکنم
کلا تو ناخوداگاهم که نشون بدم با سختی صاحب چیزی شدیم
نگار عزیز چقدر خوب این موضوع رو بیان کردید!
نیاز داشتم الان این مبحث برای خودم یادآوری کنم:
منی که همیشه سعی میکنم دروغ نگم و درغگو نباشم، یه جایی دیدم، بله من به زبان دروغ نمی گم، ولی دروغ رو بعضی جاها اجرا می کنم! ظاهرسازی میکنم!
در آیه 284 سوره بقره داریم:
آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ خداست. و هر آنچه در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه میکند.
تصمیم دارم، صادق و بی ریا باشم؟ صادق بودن فقط در زبان نیست، در عمل است!
هر آنچه در وجودم دارم، در مقابل دیگران آشکار کنم یا پنهان کنم، مهم نیست! خداوند به درون من آگاهه، و بر اساس وجودم محاسبه می کنه!
خدایا چقدر این شفاف سازی خوبه!
برای جاری شدن عشق و ثروت و آزادی و رضایت بیشتر در زندگیم، به عامل بیرونی ربط نداره، راضی کردن دیگران نیست، طبق میل دیگران رفتار کردن نیست، همرنگ اشتباه جماعت شدن نیست! خدا نعمت هاشو طبق آنچه درونم هستم محاسبه میکنه! حالا هی بیرون خودمو بکشم که ظاهرسازی کنم تا یک فرد باب میل دیگران و مورد تایید دیگران باشم!
سلام نگار جان
انگار اینو واسه من نوشتی
دقیقا منم همینطورم تو کسب وکارم
هرچی زحمت میکشم اخرش این فکر و دارم واسه همین طرف مقابلم هم چک و چانه میزنه خودش کمتر برام پول میزنه و بعدشم میگه اینجای کارتم ایراد داشت ها من چیزی نگفتم
و چقد بابت این موضوع اذیت شدم
کلا تو ناخوداگاهم که نشون بدم با سختی صاحب چیزی شدیم
یا مثلا برای حق الزحمه کارم
با کلی دو دوتا چارتا ب طرف قیمت میدم
و ی چیزی تو ذهنمه که
بی انصافی نباشه
زیاد نگفته باشم
اگر زیاد گفته باشم حلال نیست و برکت نداره و از دستممیره
یا باوری مثل اینکه فلانی وضعش خوب شد خدارو بنده نیست
از خدا میخام کمکم کنه
واقعا نمیدونم چطور فقط،میخام هدایتم کنه باور کنم ک ثروت ب خودش نزذیکم میکنه
چقد این باورها مثل سیمان چسبیدن ک اینقد داریم با چشم میبینم ک تمام بدبختی و گریه ها و ناله ها واسه فقر هستش اما نمیپذیریم ثروت معنویه
خدایا بهم کمک کن ک من با باورهام ب خودم ستم کردم
منو هدایت کن ک اگه هدایتم نکنی از گمراهان خواهم بود
خدایا من سخت بتو محتاجم
خدایا من ب هر خیری ازسمتت بهم برسه فقیرم …
بسمالله الذی یرزق من یشاء بغیر حساب…
فک کنم اولین کامنت باشم:)
سلام استاد بزرگوارم
دست گذاشتین روی پاشنه آشیل سنگین من…
کاری نمونده که برای تغییر این باور نکرده باشم،،
مثلا چاپش کردم رویه کاغذ و لمینت کردم گذاشتم رو میزم که
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
خداوند دوست دارد که من ثروتمند شوم
یا مثلا اون ده دقیقه ای که تو جلسه 16 ثروت1 درباره این باور حرف زدین رو روزی صدبار گوش میدادم…و سعی میکنم بدم..
یه فایل جداگانه واس این باورم درست کردم
هم با صدای شما هم با صدای خودم
فضای قرانی که چندین سال توش بودم ب اضافه حرفایی که شنیدم و رو هر ثروتمندی گذاشتم گفتن دزده و فلان کاره است و بهمان کاره ست منجر به مقاومت ذهنی شدیدی درباره ثروت در درون من شد..
دفترم رو اگه باز کنم روزی پیدا میشه که 3ـ4 بار اون جلسه ثروت رو واو به واو هرکلمه از دهن استاد دراومده رو نوشتم تا نرم بشه ترمز ها…
و به اندازه ای که ضعیف تر شده این باور نعمت های خداوند رو دریافت کردم…
بازم باید روش کار کنم
ارزششو داره،،، جریان ثروت و نعمت در راه است…
یا حق
سلام خدمت شما دوست عزیز
از آنجایی که گفتید که این باور پاشنه آشیل شما هم هست اومدم یک روشی برای تغییر این باور که خودم انجامش دادم رو اینجا بنویسم شاید به درد شما هم خورد
من آهنگ شماره 6 آهنگ های تجسمی استاد رو به شدت دوست دارم و همیشه با اون کلیپ خواسته هام رو درست میکنم
جوری که حتی اگر خود آهنگ رو ب تنهایی بشنوم همه اون دریم بردم میاد جلوی چشمم
اوایل که این فایل رو نگاه میکردم ذوق آنچنانی بهم دست نمیداد تا رسیدم به فایل های فراوانی بسته روانشناسی ثروت
اونجا متوجه این باور شدم که ذهنم ثروت و معنویت رو جدا از هم میبینه
برای همین اومدم و این متن رو روی کل اون کلیپ دریم بردم نوشتم
که راه بهشت از ثروتمند شدن میگذرد
از اونجایی که من از کودکی در فضای قرآنی بودم و بهشت برام جای نیکویی بود که همیشه دوست داشتم بهش برسم اینقدر این متن در من غوغا بپا کرد که یک جهش مالی برام رخ داد و واقعا ثروت ورود پیدا کرد به زندگیم
امیدوارم که این ایده به شما هم کمک کنه و یک جامپ بزرگ داشته باشید
سلام ربابه جان زیبا و دوست داشتنی
از جوابی که به کامنت آقای امیررضا دادید من هم استفاده کردم .
وقتی این جمله را با خودم گفتم انگار یک سنگینی از روی من برداشته شد انگار یجور خاصی بود .بینهایت ازتون سپاسگزارم که بیان کردید.
توی دفترم که تمرینات ثروت یک را مینویسم با چندین خودکار با رنگهای مختلف این جمله را نوشتم و حتما تمرین را مثل شما انجام میدم .
راه بهشــــــــــــــت از ثــروتمنـــــــــــــــد شدن میگـــــــــــذرد
راه بهشــــــــــــــت از ثروتمنــــــــــــــــــد شدن میگـــــــــــذرد
راه بهشــــــــــــــت از ثروتمنــــــــــــــــــد شدن میگــــــــــــذرد
فکر کنم اونقدر باید این جمله را با خودم تکرار کنم و بنویسم که بشه جزیی از وجودم.
بابت این ایده ناب ازتون سپاسگزارم و همچنین از آقای شاپوری سپاسگزارم که با بیان این ترمز باعث شدند شما جواب بدید.
خدایا متشکرم خدایا متشکرم بخاطر جوابی که از طریق دستانت برایم فرستادی.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام به شما دوست خوب و نازنینم
خدارو هزاران مرتبه سپاس که این جمله اینقدر براتون روان بوده که ذهنتون اون رو میپذیره
واقعا این جمله برای خودم غوغا میکنه حتی وقتی بیانش میکنم قلبم شکفته میشه
الهی شکر که براتون تاثیر گذار بوده
امیدوارم هر لحظه از زمین و آسمان براتون شادی و سلامتی و ثروت و خوشبختی بیاره
سلام و عرض ادب دوست بزرگوار و همفرکانسی
سپاس فراوان بابت راهنمایی ارزشمندتون
چه جمله قشنگ و هماهنگی…
و چقدر هم منطقیه خب….
مگه ثروتمند نیازی داره به دزدی؟
مگه ثروتمند نیازی داره به ربا؟
مگه ثروتمند نیاز داره واسه 2 قرون 2 زار سر خم کنه جلوی بقیه؟!
راه بهشت واقعا از ثروتمند شدن میگذرد….
مرسی از لطفتون و پیشنهادتون
حتما اجراییش میکنم
سلام خدمت شما دوست عزیز و همفرکانسی
بسیار بسیار سپاسگزارم از این راه حل عالی و این جمله بی نهایت زیبا
«راه بهشت از ثروتمند شدن میگذره»
این جمله رو باید بارها با خودم تکرار کنم و بنویسم
ای جمله یک نشانه بود از هزاران نشانه زیبای خدا برای من
خدایا شکرت
سلام ربابه عزیزم
امیدوارم حال دلت عالی باشه
امشب از صفحه اول شروع کرده بودم به خوندن کامنت
و تصمیم گرفتم تا پایان همین صفحه بخونم و دیگه از سایت بیام بیرون
چه جالب که حسن ختام کامنت خوندن این جمله زیبا ی شما بود
راه بهشت از ثروتمند شدن می گذرد
و من از این جمله ی زیبا لذت بردم
و می خوام این جمله رو ورد زبانم کنم انشالله
ممنونم ازت دوست عزیز
امیدوارم جریانی از ثروت و نعمت وارد زندگیت بشه همراه با آرامش و سلامتی
خدا نگهدارت
سلام به شما دوست گرامی
چقدر اسمتون زیبا هست
سپاسگزارم از اینکه لطف دارید
واقعا موافقم این جمله غوغا میکنه
بنده تازه از خواب بیدار شدم و توی دلم گفتم خدایا امروز میخام آرامش رو تجربه کنم و اومدم سایت تا با حس خوب روزم رو شروع کنم و کامنت شما نشانه ای شد که من امروز این جمله رو تکرار کنم
سپاسگزارم از شما
همیشه موفق و سربلند و ثروتمند باشید
سلام به خانوم قاسمی عزیز
سوالی داشتم
من توی شهر مذهبی بزرگ شدم واز لحاظ مالی خانوادمون هم اوضاع خوبی نداشتند بچگی اقامه گوی مسجد بودم
همش توی مساجدوحسینیه ها بودم ولی نمیدونم این باور ثروت بد وگناه هست پاشنه اشیلم هست یانه، اصلاچطوربفهمم این باور رو دارم یانه اخه هرموقع وارد مناطق لوکس وپولدار ها میشم انگار احساس بیجایی دارم وهرموقع وارد محله های خودمون میشم احساس راحتی وسادگی دارم بهنظرتون این از باور عدم لیاقته یابددونستن ثروت
ممنون
سلام خدمت شما دوست گرامی
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
به نظرم که بهتره یک جا در سکوت بنشینید و یک سری سوالات را از خودتون بپرسید و اون جواب هایی ک اولین دفعه دهنتون میده و فلبداهه هست رو یادداشت کنید
سوالهایی که در ارتباط با این موضوعی که گفتید باشه تا به اون جواب برسید
مثلاً اینکه به نظرتون آدمهای مذهبی ثروتمند میشن یا خیر
اگر ثروتمند میشن از راه درستی بهش رسیدن یا نه
یا اینکه مثلاً اگر افراد مذهبی ثروتمند هستند و کارهای خیرخواهانه انجام میدهند این کارها از روی ریا هست یا نه واقعیه
به نظرتون آدمهایی که مذهبی نیستند و ثروتمندند اونها هم میتونن ب بهشت برن
به نظرتون زندگی ثروتمندا چه جوریه پر از خیانته پر از جنایته یا نه زندگی فوق العاده عالی شاد و خوشبختی دارند
به نظرم با طرح سوالهایی مثل این و شبیه به این کم کم توی ذهن شما جا میافته که اصلاً ثروت از دیدگاه شما خوبه یا نه و پیدا میکنید که ارتباطش با مذهب چه جوریه
امیدوارم که همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشید
سلام خدمت استاد عزیز؛
و سلام به دوستان نازنینم؛
خوشحالم استاد که فایل جدید آمد و دوباره چهره زیبای شما رو میبینیم و از آگاهی ها بهره مند میشیم
من دقیقا تک تک این صحبتها رو در زندگی خودم تجربه کردم
من هم قبلا دعا میکردم که خدایا به من ثروت بده که به دیگران خدمت کنم و برای خدا لیست میکردم که بهم ثروت بده تا فلان کار وفلان کار رو انجام بدم مثلا برای اعضای خانواده و افراد فقیر یا یتیم و ….
و افکار اشتباه دیگه
و تا وقتی این باورها رو داشتم همیشه در حد بخور و نمیر درآمد داشتم و روزگار رو با سختی میگذراندم چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ معنوی و واقعا زندگیم سراسر شرک بود چون میترسیدم از همه از ریس از افرادی که قدرت داشتند از بی پولی از تنها ماندن و …..
تا اینکه کم کم با شما و این سایت الهی آشنا شدم و وقتی این مباحث رو برای اولین بار در فایلهای دانلودی از شما شنیدم بسیار مقاومت داشتم که بپذیرم! چون یک عمر خلاف اینو شنیده بودم و سالها خودم هم طبق همون گفته ها رفتار میکردم
یاده بارها و بارها اون فایل رو گوش کردم فایلی که بررسی میکرد چه باور هایی پشت این دعا هست که خدایا تو به من ثروت بده تا به نیازمندان کمک کنم ( یادمه اون فایلی بود که استاد جلوی آروی ایستاده بودین و لباس سفید به تن داشتین و این مبحث رو در غالب سوال مطرح کردین)
خلاصه من شروع کردم روی خودم کار کردن و اوضاع کم کم تغییر کرد
اون احساس گناه به خاطر استفاده نعمتها از کمتر شد
و مثال سلف سرویس رستوران و انواع غذاها و … موضوع رو قشنگ برام جا انداخت
و استفاده از فایلهای دانلودی و دوره های مختلف قانون رو برام باز میکرد خصوصا دوره ثروت یک که عالی بود!
الان به لطف خدا شرایطم از هر لحاظ که فکرش رو بکنید تغییر کرده
اون موقع مستاجر بودم و حقوقم اینقدر ناچیز بود که فقط هزینه خورد و خوراک و لباس بود و چیزی آخرش باقی نمی موند
با اینکه اون موقع کارمند بودم و الان هم کارمند هستم
اما الان به لطف خداوند تو خونه خودم زندگی میکنم
ماشین شخصی خودم رو دارم
مقدار مناسبی پس انداز دارم
وسایل کامل زندگی رو نو خریدم
آرامش و آسایش دارم
کارم به مراتب راحتر و کمتر شده
انسانهای اطرافم و کیفیت ارتباط هام چه دوست یا همکار 180 درجه تغییر کرده؛
طبق آموزه های ثروت 1 و 3 هیچ قسط و بدهی ندارم ( تمام اقساط رو زودتر از موعد تسویه کردم) و من تنها فرد در شرکت هستم که درخواست وام یا شرکت قرعه کشی نمیکنم ) هرچند همه همکارانم معتقد هستند که اشتباه میکنم اما به قول استاد در دوره ” ثروت یک” ما باید به خودمون افتخار کنیم که متفاوت از بقیه رفتار میکنیم!
هم زمان با کارمندی کسب و کار شخصی خودم رو راه انداختم و دارم آروم آروم تکامل م رو طی میکنم تا برای همیشه با کارمندی خداحافظی کنم؛
هزینه هام به شدت کمتر شده خصوصا هزینه های درمان و هزینه های غیرمترقبه!
درخواست های دیگران از من کمتر شده!
چون نه پول اجاره میدم و نه هزینه خاصی دارم راحت میتونم پس انداز کنم
مسافرتهای راحتی میرم با کیفیت بالا حداقل 3 بار در سال.
قبلا خیلی کم مسافرت میرفتم و با سختی و محدودیت های زیاد!
و مسله مهتر آرامش منه که از هر مساله ای برام باارزشتره و آرامش الانم بینهایت با قبل متفاوته!
و اما توحید و توحید و توحید@@@
من بعد از اینکه با کار کردن روی خودم آرامشم بیشتر شد و چرخ زندگیم روانتر؛ کم کم حداقل های زندگی مثل درآمد مناسب و خانه و ماشین و … آمد انگار آماده شدم برای بحث توحید!
انگار وقتی دغدغه های مالی کم شد و نگران هزینه های روزمره و مسائل مالی نبودم با مسائل توحیدی آشنا شدم و باید از اونها رها میشدم تا با توحید آشنا بشم؛
واقعا نمیشه وقتی نگران حداقل های زندگی و خرج آب و نونت هستی به مفاهیم والاتر مثل توحید فکر کرد!
قبلا مباحث و فایل های توحیدی رو میشنیدم اما درک نمیکردم و ازش گذر میکردم چون آماده اش نبودم
الان خدارو هزار مرتبه شکر دارم بطور اساسی باورهای توحیدی رو خودم اصلاح میکنم خصوصا باشروع دوره بینظیر هم جهت با جریان خداوند!
الان دارم میفهمم که هنوز که هنوزه شرک زیادی در وجودم هست که تا حالا متوجهش نبودم ضربه هاش رو میخوردم اما متوجه اش نبودم؛
همون حدیث معروف که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه!
الان بیشتر مراقب افکار و اعمالم هستم که از چه باوری میاد و درس هایی رو که میگیرم رو بارها و بارها برای خودم تکرار میکنم تا در وجودم نهادینه بشه
و چقدر با توحید زندگی کردن لذتبخشه! من هنوز خیلی خیلی جای کار دارم اما کمی طعم زندگی با توحید رو چشیدم اینکه نگررررررررران هیچ چیز نباشی
اینکه بدونی هر وقت نگرانی یعنی ایمان نداری یعنی یه باور محدوده کننده ای داری یعنی قدرت خدا رو تو ذهنت محدود کردی!
چقدر لذتبخشه که بدونی خدا هرلحظه همراته؛ میشنوه و آماده هدایت کردن منه!
اینه با خدا عهد ببندی که در هر شرایطی به قوانین الهی عمل کنی
اینکه نگران نباشی دیگران تاییدت کنند یا نه چون خداوند منو تایید کرده و اون منو ارزشمند و لایق خلق کرده! پس دیگه لیاقت من ربطی به هیچ عامل بیرونی نداره!
زندگی با توحید یعنی خدا هر لحظه با هدایت هاش و معجزه هاش تو رو شگفت زده کنه و تو با اشک شوق فقط بهش لبخند بزنی و سپاسگذاری کنی
اینکه در هر لحظه خدا رو در کنار خودت حس کنی و بدونی انرژی اونه که داره کارها رو انجام میده همون خدایی که داره راحت و آسان میلیارد ها کهکشان رو با نظم دقیق و ریاضی وار مدیریت میکنه همون انرژی همون خدا! داره تمام امور زندگی منو مدیریت میکنه اون وقت هست که رهاتر زندگی میکنی و به چیزی ! به کسی! به موقعیتی نمی چسبی؛ میسپری به خودش!
خیلی شیرینه! خیلی لذتبخشه داشتن توحید در زندگی
خدایا من فقط به اندازه یه ذره کوچیک دارم توحید رو درک میکنم که اینقدر زندگی ام متفاوت شده کمکم کن بیشتر درک کنم کمکم کن ثابت قدم باشم کمکم کن از تو دور نشوم کمکم کن حواسم پرت حاشیه ها نشه
این راه همچنان ادامه دارد …..
باسلام خدمت خانم عبدلی توحیدی
سپاسگزارم بابت آگاهی هایی که با ما به اشتراک گذاشتید.
یه سوالی ازتون داشتم اگه بتونید بهم پاسخ بدید ازتون سپاسگزارم. شما فقط با درآمد کارمندی تونستید به خونه و ماشین و… برسید یادرآمددیگه ای هم داشتید. یااز جای دیگه ای هم بهتون کمک میشد. یا ارثی چیزی یا هر چیز دیگه.
آخه منم کارگر هستم و مستاجرتوی این چند سال که با استاد آشنا شدم خیلی تغیرات توی زندگیم ایجاد شده و به خیلی از خواسته هام رسیدم و میرسم اما در مورد خونه هیچ جوره انگار ذهنم قبول نمیکنه که با حقوق کارگری میشه خونه دار شد آخه الگوهای توی سایتم که به موفقیت رسیدن اکثرا شغل آزاد بودند الان که کامنت شمارو خوندم گفتم از شما بپرسم که برای ذهنم منطقی کنم وشما بشی الگو برای من که میشود. سپاس گزارم از شما شاد و موفق باشید
دوست عزیز آقای امیری سلام؛
در مورد سوالی که پرسیدن نه؛ از هیچ جای دیگه ای بهم کمک نمیشد؛ ارثی هم بهم نرسید من حتی از پدر خودمم هیچ پولی نخواستم؛
خونه نقلی دارم و ماشین من هم ایرانیه که از سایپا خریدم
اما همین ها باعث شد که دغدغه هام کم بشه و بیشتر روی خودم کار کنم
به نظر من مساله مهم عمل به قوانین الهی هست و تعهد داشتن نسبت بهش؛
گفتین ذهنتون قبول نمیکنه که با کارگری بتونید خونه دار بشین؛
چرا فکر میکنید این شرایط دائمی هست؟
چرا فکر میکنید تا ابد باید کارگر باشین؟
یا ….
پیشنهاد میکنم جدی تر روی ایجاد باورهاتون کار کنید
دوره ثروت یک برای شروع فوق العاده است
به قول استاد اول باید باور ساخته و تقویت بشه که منجر به عمل بشه!
من اوایل عضویت در سایت خیلی زمان میزاشتم و فایل گوش میدادم کامنت میخوندم و …
اما زیاد به خودم نمی گرفتم؛ آنچنان جدی و متعهد نبودم
اما از وقتی که قول دادم به خودم که در تک تک لحظات به قانون عمل کنم و جدی تر روی خودم کار کنم
که البته این هم مثل هر مورد دیگری تکامل میخواد!
زندگی من خیلی متفاوت شده واقعا به راحتی آب خوردن زودتر از موعد قسط ماشین و خونه رو خیلی زودتر از موعد تسویه صفر کردم
وقتی باور ایجاد بشه وقتی تعهد باشه واقعا همه چیز خودبه خود و راحت پیش میاد!
من عاشق این کلمه خود به خود استاد هستم! واقعا همینطوره
به راحتی 80- 90 درصد دوره های استاد رو با عشق خریدم چون نتیجه اش رو دیدم واقعا هزینه نیست بهترین لذتبخش ترین و پرثمرترین سرمایه گذاری عمرم بوده! چون باعث میشه شخصیت من درست و قوی ساخته بشه پول و خونه و ماشین که نتیجه جزئی اونه خود به خود خودش هی بهتر و بهتر میشه
آرزوی سلامتی و موفقیت براتون دارم دوست عزیز
باسلام خدمت خانم عبدلی عزیز ازتون سپاسگزارم که وقت ارزشمندتان رو برای من گزاشتن و به سوالم پاسخ دادید خیلی پاسخی رو که بهم دادید رو خوندم بله حق با شماست من باید جدیتر رو ساخت با رهام کار کنم همونطور که فرمودید منم بعد از چند سال هنوز انگار به خودم نمیبینم و فقط به صورت یه چیز حال خوب کن از دوره ها استفاده میکنم در طول روز وقتی که دارم به کارام میرسم به فایلها هم گوش میکنم درسته که با همین مدل گوش دادن هم کلی نتیجه گرفتم ولی اگه میخام نتایج عالی و ماندگار بگیرم باید با تمرکز بیشتر رو خودم کار کنم تا شخصیتم عوض بشه دیگه بقیه چیزها تو مسیر تغیر شخصیت به صورت بنیادین اوکی میشه انشاالاه به زودی براتون بنویسم که منم به آسانی صاحب خونه شدم
بازم سپاسگزارم از شما شاد و موفق و پیروز باشید
سلام مریم عزیزم
ممنونم بابت کامنتی که گذاشتید و درکی که از توحید داشتید رو برای من هم به اشتراک گذاشتید جملات توحیدی شما به قلبم نشست و کلی نور به قلبم وارد شد
نور به قلب و زندگی و کسب و کارتون بباره
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و مریم خانوم شایسته
من وقتی هدایت شدم به این فایل همین که عنوان فایل را دیدم (رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گفتم این فایل مال منه. حالا میخوام تجربه خودم را درمورد مباحثی که استاد در این فایل ارزشمند مطرح کردند، بیان کنم.
استاد من تا جلسه 21 دوره ثروت 1 پیش رفتم و بعد احساس کردم نیاز دارم به دوره شیوه حل مسائل زندگی. دوره ای که 2 سال پیش خریده بودم و روش کار کرده بودم و بارها معجزه اش را دیده بودم. بعد از مرور مجدد آگاهیهای دوره شیوه حل مسائل، تصمیم گرفتم از ابتدا به صورت جدیتر روی باورهای ثروتم کار کنم. یعنی به این نتیجه رسیدم که مسئله من عدم استقلال مالی و مکانی هست و برای محقق کردن این خواسته باید روی آگاهیهای خالص دوره ثروت 1 کار کنم. الان دقیقا 21 روز هست که دوره ثروت 1 را مجددا شروع کردم. ولی اینبار با دو شرط؛
1. حتما باید از هر جلسه نکته برداری کنم و دریافتی که از هر جلسه دارم را بنویسم حتی شده یک پاراگراف.
2. حتما باید یک تمرین در راستای درک بهتر آگاهی های اون جلسه انجام بدم. تا زمانی که تمرین را انجام ندم، حق ندارم برم جلسه بعد.
الان که هدایت شدم به این فایل فوقالعاده، دیدم نکاتی که استاد میگن دقیقاً بخشی از آگاهیهای جلسه 1 و 2 دوره ثروت 1 هست و الان میخوام اون تمرینی که بعد از گوش دادن چندین باره این دو جلسه، برای خودم ساختم را اینجا ثبت کنم؛
استاد توی جلسه دوم درمورد این صحبت میکنن که چرا اصلاً خوبه که ما ثروتمند باشیم؟ و اینجا این باور محدودکننده را مطرح میکنن که توی ذهن خیلی از افراد، ثروتمند شدن مترادف هست با رنج، غرور، ظلم، خودخواهی، دور شدن از خدا و فقر مساوی است با شرافت و انسانیت و مهربانی و نزدیکی به خدا و معنویت. دفعه اولی که اینها را شنیدم به خودم گفتم من که این باور ندارم. اما اینبار گفتم بیا امتحان کنیم، ببینم منم این باور دارم یا نه. برای اینکه اینو بفهمم از خودم پرسیدم؛
• مرضیه ثروت و ثروتمند بودن تو ذهن تو چه معنایی داره؟
• وقتی به ثروت فکر میکنی چه تصویری توی ذهنت تداعی میشه؟
• چشماتو ببند و تجسم کن ثروتی را که میخوای تجربه کنی، اونجا چه احساسی داری؟ کیا را اونجا میبینی؟ داری چیکار میکنی؟ موقع این تجسم چه گفتگوهایی توی ذهنت مرور میشه؟
• به یاد خودت بیار واکنشهای خودت را وقتی با نمادهای ثروت در طی فعالیتهای روزانه ات مواجه میشی یا وقتی با آدمهای ثروتمند مواجه میشی. توی این موقعیتها چی میگی درمورد اون آدمها؟ چطوری قضاوتشون میکنی؟ چه پیشفرضهایی درموردشون داری؟ چقدر باهاشون راحتی؟ چقدر نسبت بهشون گارد و مقاومت داری؟
خلاصه سوالهایی از این دست را گذاشتم جلوم و شروع کردم به نوشتن. وقتی نوشتم به اینها رسیدم؛
• اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که آدمهای ثروتمند، آدمهای کثیفی هستند. کسانی که ثروتمند میشن خودشون را گم میکنن، میرن دنبال کارهای کثیف و ناپسند. دنبال روابط غیرمتعهدانه و نامشروع، دنبال مواد، الکل، بی بند و بار میشن، به خانواده شون خیانت میکنن، خانواده شون را فراموش میکنن و غرق میشن توی کارهایی که اونها را از روابط رضایت بخش و سالم و البته از خدا و معنویت دور میکنه.
• دومین چیز این بود که اگر آدمی پول نداشته باشه و بعد پول بدست بیاره یا پولی بسازه تبدیل میشه به یک آدم تازه به دوران رسیده که حالا میخواد عقدههای هزارساله اش را جبران کنه. بقیه را تحقیر میکنه یا به دید حقارت به دیگران نگاه میکنه. آدمهای ثروتمند ی مشت آدمهای فخرفروشی هستند که فقط میخوان اموال و دارایی شون را به رخ بقیه بکشن و اگر ثروتشون را ازشون بگیری هیچی نیستن و توخالی و پوچ ان. یعنی ناخودآگاه این باور دارم که آدمهای ثروتمند خودشون لیاقت و توانایی خلق ثروت را نداشتن و هر کسی به ثروت رسیده از ی طریقی پول بهش رسیده مثلاً ارث، خانواده، شانس و… . یعنی ناخودآگاه ثروتمندا را آدمهای بی عرضه ای میدونم که توانایی خلق ثروت را ندارن. درحالی که من بارها از استاد شنیده بودم که حلالترین، پایدارترین و پاکترین ثروتها متعلق به کسانی است که از طریق حل یک مسئله به ثروت رسیدن و هر چقدر شما مسئله مهمتری را حل کنی و مسئله آدمهای بیشتری را حل کنی، به ثروت بیشتری میرسی. اما اینو فقط شنیده بودم، درکی ازش نداشتم و باورهام کاملاً متضاد بود با این طرز تفکر.
برای از بین بردن این باورهای سمی چیکار کردم؟
به خودم گفتم مگه قانون اصلی قانون ارتعاش نیست؟ مگه این جهان بر پایه انرژی و فرکانس نیست؟ خب اگر پولی به صورت پایدار و پاک وارد زندگی یک نفری میشه، حتما اون آدم در اون مدار بوده و حتماً انرژی اش با انرژی ثروت یکی بوده که داره اینو تجربه میکنه. و البته که اون فرد لیاقت اش را داشته. چرا لیاقت اش را داشته؟ چون ما داریم از ثروت پایدار صحبت میکنیم، ثروتی که حاصل حل مسئله هست و به یاد خودم آوردم آدمهایی که با حل مسائل به ثروت رسیدن. حتی به خودم گفتم توی حل مسئله قرار نیست شق القمر کنی یا ایده خاص و عجیبی را به جهان عرضه کنی. فقط کافیه فرآیندها را سادهتر، ارزانتر، بهتر و راحتتر کنی. به خودم گفتم خلیل رفعتی را به یاد خودت بیار که با درست کردن آبمیوه، ثروت میلیون دلاری ساخته. بنابراین هر آدمی هر حدی از ثروت را که تجربه میکنه، طبق قانون فرکانس حتماً لیاقت و شایستگی اش را داشته. حتی در راستای تثبیت این باور یک آقایی را برای خودم مثال زدم که به شدت ثروتمندِ، چندین بیزینس موفق داره، بسیار آدم سالمی، ورزشکارِ، توی سن 68 سالگی به اندازه یک جوان بیست ساله سالمه و ساعتها میتونه ورزش کنه، بدن بسیار قدرتمند و عضلانی داره، کیلومترها میتونه پیاده روی کنه، روابط دوستانه و خانوادگی نزدیک و همراه با عشق و دوستی داره. چقدر از ثروتاش درست استفاده میکنه، چقدر سفرهای تفریحی و بیزینسی میره، چقدر با خودش در صلحِ، میتونه ساعتها مدیتیشن کنه، با خودش خلوت کنه، با خودش وقت بگذرونه و خلاصه زندگی اش در تمام ابعاد زیباست و خواستنیه و سرشار از نعمت و ثروت و فراوانیه. پس میشود، پس امکانپذیر است. میشه هم ثروتمند بود هم فعال و پویا و خلاق بود هم ورزشکار و سالم بود هم روابط خوبی داشته هم با خودت در صلح باشی هم با جهان و هم رابطه خیلی خوبی با خدای خودت داشته باشی.
با مرور این الگو به خودم یادآوری کردم؛ همه آدمهای ثروتمند فوق العاده شریف و با صداقت و با اخلاق و سالم و در صلح و متعهد و توانا هستند.
بعد از خودم پرسیدم؛ چرا اصلاً من ثروت را از معنویت جدا میکنم؟ ثروت یعنی نعمت. مگر باور نداری که همه این جهان را خدا آفریده و خداوندِ یکتا، فرمانروای این جهان هست. بنابراین هر آنچه از نعمت و ثروت و پول و فراوانی و عشق و شادی و حال خوب و سلامتی و رضایت و روابط عالی در این جهان هست همه شون از سمت خداست. خود خدا میگه هر چی خوبی بهتون میرسه از سمت منه و هر بدی بهتون میرسه از سمت خودتونه (آیه 79 سوره نساء). در واقع خداوند سرمنشاء هر خیر و نیکی که در این جهان هست. خداوند پاکی مطلقِ، خدا دانای مطلقِ، خدا فرمانروای مطلقِ، خدا حاکم مطلقِ، خدا صداقت مطلقِ، خدا صلحِ مطلقِ، خدا خالق مطلقِ، خدا ارزش مطلقِ، خدا شرافت مطلقِ. خدا منبع رزقِ، منبع فضلِ، منبع علمِ، منبع آگاهیِ، منبعِ نعمتِ، منبع ایده هاست، منبعِ خلقِ. پس قاعدتاً خدایی که منبعِ مطلقِ ثروته نمیتونه با ثروت منافاتی داشته باشه. نه تنها منافات و تضادی نداره، بلکه کاملاً قرینِ. همونه. اصلا جدا نیست. مگه ماده اس که جدا باشه. عین ماهیت و موجویت اش یکیِ. پس این باور را برای خودم ساختم؛
خداوند عینِ ثروت و فراوانی و نعمتِ و ثروت و فروانی و نعمت عین خداست. چون اینها با هم قرین هستند و یکی هستند پس هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر میشوم. خدایی تر میشوم. من با هر قدمی که برای ثروتمند شدن برمیدارم به خدا تعهدم را برای نزدیکی بهش، ثابت میکنم. بهش نشون میدم که من دارم در راستای اتصال به منبع و نزدیکی به خودش و قدم برداشتن در راهش، اقدام میکنم.
اینجا میخوام دو نکته را هم اضافه کنم؛
اول اینکه تو روزهایی که داشتم این باورهای اشتباه را کشف میکردم، آهنگ تیتراژ یک سریال تلویزیونی توی مغزم پِلی میشد؛ میشه خدا را حس کرد تو لحظه های ساده/ تو اضطراب عشق و گناه بی اراده. اسم سریال میوه ممنوعه بود و توی ماه رمضون پخش میشد. داستان یک پیرمرد ثروتمند و باخدا و خانواده دوست که با ورود یک دختری توی زندگی اش، همه اعتبار و ثروت و معنویتی که سالها ساخته را از دست میده. اینو گفتم که بگم مغز و ذهن ما در این حد هوشمندِ و در این حد توی ذهن ارتباط ها دقیق و ظریف برقرار میشه.
دوم اینکه درمورد این باور که من ثروت را میخوام برای کمک و خدمت به مردم، استاد ی فایلی دارن با عنوان؛ حذف ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت. این فایل هم آگاهیهای نابی میده درمورد این باور که من درمورد ثروتمند شدن احساس گناه دارم و اون را کثیف میدونم و با بخشش میخوام ثروتم را پاک کنم.
سلام دوست خوبم
مرضیه جان
لذت بردم از خوندن کامنت قشنگت که موشکافانه و دقیق ذهن را بررسی کردی و راه کار ارائه دادی
تحسینتون می کنم برای درک و اشراف خوبی که به این مسئله پیدا کردید
این مسئله معنویت در تقابل ثروت مشکل همه ماست
منم مثل بقیه اولش،که این صحبت ها را از استاد شنیدم ،گفتم نه! من که این باور ها را ندارم بعد هر چی جلوتر رفتن هرچی بیشتر گوش دادم هرچی خودم را کنکاش کردم دیدم اتفاقا دارم ! خیلی هم قوی دارم
حتی روز قبلی که استاد این فایل را بگذارن سر همین دو راهی مونده بودم و از خدا خواستم بهم جواب بده کدوم راه درسته چون یک عمر ،آدم هایی که تو ذهنمون، تو زندگیمون مظهر خدا بودن تارک دنیا بودن .
و این برداشت اشتباه را تو ذهنم جا گذاشتن .
بعد خوندن کامنت دوستان یک سوال دیگر برام ایجاد شده بود که چطور تو ذهنم پول دار شدن را مساوی با وظیفه الهی و شرعی خودم کنم
پول نداشتن را عذاب دنیا و آخرت کنم و پول دار شدن را پاداش دنیا و آخرت
که با این جمله شما مواجه شدم
(خداوند عینِ ثروت و فراوانی و نعمتِ و ثروت و فروانی و نعمت عین خداست. چون اینها با هم قرین هستند و یکی هستند پس هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر میشوم. خدایی تر میشوم. من با هر قدمی که برای ثروتمند شدن برمیدارم به خدا تعهدم را برای نزدیکی بهش، ثابت میکنم. بهش نشون میدم که من دارم در راستای اتصال به منبع و نزدیکی به خودش و قدم برداشتن در راهش، اقدام میکنم.)
به قول استاد ثروت لازمه توحیدی شدن است.
دوست دارم کامنت تون را بارها بخونم
سوالها و تجسمات را با خودم انجام بدهم ، ممنون که تمرینات و آگاهی هاتون را به اشتراک گذاشتید.
هر روزتون توحیدی تر متصل تر و با ایمان تر نسبت به روز قبل
در آغوش نور رب العالمین
دوست مهربانم