اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان برای من در جواب این سؤال که اگر ثروتمند بشم آیا وااااقعا احساس گناهی دارم در لایه های زیرین ذهنم؟!
به این شکله؛ نه اینکه پول با خودا رابطه ی بدی داره
نه اینکه پول بده نه اینکه خودا دوست نداره پول دار بشم نه
بلکه احساس گناهم به این شکل که چون من انسان بد و خطا کاری هستم پس لایق پول نیستم و خودا حق و اجازه ی این و نداره که پول بهم بده
وقتی رفتم و مغزم و شکافتم وااااقعا در این رابطه دیدم که وااااااقعا چقدرررررر من بابت کارهایی که کردم احساس گناه میکردم و میکنم هنوز به قدری که حتی به خود خودا میگم و دستور میدم که نه تو حق نداری من رو پول ار کنی نه من حق پول دارشدن رو ندارم
من لایق پول نیستم
چرا؟!
به این دلیل که فلان گناه رو انجام دادم به این دلیل که فلان کارو کردم
و واااااقعا یادمه که این احساس گناه چقدررررررر دمار از روزگار من دراورده و من و عقب انداخته
وااااقعا ناراحت شدم و ناراحتم میکنه که چرا و به چه جرمی من به عنوان یک انسان دوست دارم انقدر و به این شکل خودم رو مجازات کنم حتی بجای خودا
در جایی که حتی خود خودا گذشته از من ولی من حاضر به گذشتن از خودم نیستم و وااااااقعا این رو دیدم که چقدررررر این ریشه ((حاسبوا قبل ان تُحاسبو))در وجود من رخنه و ریشه کرده
چقدرررررر ترس از اینکه من این دنیا خودم رو مجازات نکنم اون دنیا پدرم درمیاد باعث میشه که خودم رو محروم کنم از همه ی این نعمت ها و زیبایی ها چرا؟؛ فقط به این دلیل که این مدل احساس گناه رو دارم که ای وای مثلا من فلان کارو کردم پس مستحق بخشش و دریافت نعمت ها نیستم
و استدلالم چیه؟!اینکه تو نباید داشته باشی فلانی و فلانی این کارو نکردن الان بیچاره ها هیچی ندارن بعد تو با این همه گناه میخوای انقدر هم خودا بهت لطف کنه و عشق بده و برسونه چقدر تو پرویی
ویادمه که مثلا وقتی خواستم بیماری دیدن فیلم های پورن و بیماری خودارضایی رو در وجود خودم حل کنم انقدررررررررر سر همین احساس گناهش من ضجه زدم و زور زدم و تقلا کردم تا تونستم خودم رو به این نتیجه برسونم که بابا بخوداوندی خودش قسم که خودا اصلا کاریت نداره تو داری اینکار و میکنی و این فقط تویی که داری با دادن احساس گناه به خودت و مجازات کردن خودت بدلیل همون باورها((که این دنیا عذاب بدم خودم رو تا اون دنیا کسی کاریم نداشته باشه و یا اینکه خودا عقابم نکنه))فقط خودت رو مجازات میکنی وگرنه اگر به خودا باشه میگه از همین لحظه که تو تصمیم گرفتی دیگه اون کارو انجام ندی یعنی تو دیگه پاکی و خوبی و نیاز به هیچ مجازاتی نداری
و جالبه که وااااااقعا وقتی به این درک رسیدم که حالا تو دوره های خودم به وضوح توضیحش دادم
تا یک ماه من از خوشحالی روی پاهام بند نبودم که وااااااای خودا اصلا کاری به کارم نداره خودا من و بخشیده وااااای خودایا شکرت و وااااقعا وقتی این موضوع رو درک کردم چقدررررررر از بار احساس گناه من کم شد و رسید به صفر و الان راحت راحت شدم
و میخواستم بگم الان باگی که توی ذهن منه دقیقا استاد عزیز باز هم همینه که من علاقه دارم که خودم رو بابت کارهایی که کردم مجازات کنم و به خودم احساس گناه بدم که بله تو چون بدی و فلان کارو کردی پس حق دریافت نعمت هارو نداری
چون اگر حقش و داشته باشی اون دنیا از دماغت میکشن بیرون پس بشین خودت خودت رو عقاب و حساب کن مجازات کن قبل اینکه خودا و ملائکه اش اون دنیا ازت بگیرن
و این فقط بدلیل باورهای مذهبی و اعتقاداتی که به ما داده شد و ماشنیدیم و قبول کردیم
و خوشحالم که شما هستید عشق من استاد عزیزم که این چیزها و یاد بگیرم و با خودم تکرار کنم که این سدهارو خودم گذاشتم و اگر به خودا باشه گفته به همه میدم و این رحمت عامه من
ام شالله که همه امون موفق و مؤید و سربلند باشیم عشق جانان من استاد عزیزم
خواستم در مورد ترمزهای مخفی ذهن بگم این ترمزها معمولاً ناخودآگاه عمل میکنن و برای همین هم “مخفی” هستن. اولین قدم برای غلبه بر اونها، شناسایی و آگاه شدن از وجودشونه
ترمزهای مخفی ذهن در مورد ثروت، در واقع همون باورها و الگوهای فکری ناخودآگاه ما هستن که ممکنه جلوی رسیدن ما به آزادی مالی و ثروت رو بگیرن. این باورها اغلب از دوران کودکی، تجربه ها، محیط اطراف و حتی جامعه به ما منتقل میشن.
مثل این…..
“پول چرک کف دسته” یا “پول آدم رو بد میکنه”: این باور باعث میشه که ناخودآگاه از پول دوری کنیم یا احساس گناه داشته باشیم وقتی پولدار میشیم.
“باید خیلی سخت کار کنی تا پول دربیاری”: این ترمز باعث میشه فکر کنیم که ثروت فقط با رنج و سختی زیاد به دست میاد و لذت بردن از کار یا راههای آسونتر رو نادیده بگیریم.
“من به اندازه کافی خوب نیستم” یا “لیاقت پولدار شدن رو ندارم”: این باورهای خودارزشی پایین، جلوی پذیرش فرصتها و حتی دریافت پول رو میگیرن.
ترس از موفقیت: بعضیها ناخودآگاه از موفقیت و دیده شدن میترسن، چون فکر میکنن مسئولیتهاشون زیاد میشه یا باید انتظارات بالایی رو برآورده کنن.
ترس از شکست: این ترس باعث میشه از هر اقدامی که ریسک مالی داره دوری کنیم، حتی اگه پتانسیل رشد بالایی داشته باشه.
“پولدارا آدمهای بدی هستن” یا “استثمارگرن”: این قضاوتها باعث میشن که ناخودآگاه از گروه “پولدارها” فاصله بگیریم و بهشون نپیوندیم.
باور به کمبود: اینکه فکر کنیم پول کمه و باید برای هر ریالش بجنگیم، یا اینکه پولدار شدن یکی یعنی فقیر شدن دیگری. این باور جلوی خلاقیت و دیدن فرصتها رو میگیره.
مقایسه با دیگران: وقتی خودمون رو با بقیه مقایسه میکنیم و احساس میکنیم عقبتریم، این باعث ناامیدی و توقف تلاش میشه.
خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایت شدم به فایل زیبا تاثیر گزار این کامنت رو در حالی،می نویسم وقتی از خداوند خواستم خدایا در چه مسیری می توانم در مسیر خیر تو قدم بردرم که هدایت شدم به فایل طبق نشانه های خداوند این نشانه رو از خداوند دریافت کردم که تنها با ثروتمند شدن هست که می توان در مسیر خیر خداوند قدم برداشت واین راه های قبلن فکر کردم می تونه مرا به خداوند متصل کنه هیچکدومشون نتونست این کار رو برای من بکنه وقتی به ذهنم خودم نگاه میکنم با تلاش های زیادی که برای ثروتمند شدن کردم کلی باورهای مخرب در ذهنم نسبت به ثروت وثروتمندان از گذشته داشتم ودارم وقتی از خداوند با دل جون درخواست کردم خدایا من می خواهم تمام تجربیات گذشته تمام تصمیات گذشته تمام باورهای مخرب گذشته از ذهنم پاک کنم وگوش بدم به هدایت تو وعمل کنم به مسیری هدایت شدم که اصلن فکرشو هم نمی کردم به مسیر ثروتمند شدن همیشه فکر می کردم با کمک کردن به ادم ضعیف ودلسوزی با اونا دیگه خداوند مرا می بخشه واز گناهان من در میگذره به خاطر همین عمری تمام توجه رو انداختم سر ادم های ضعیف و کمک کردن به اونها وپیدا کردن راهی برای برطرف کردن خطاهای گذشته ومتوجه شدم چقدر از روی ترس واجبار من بخشیدم وبه این خاطر با این شکل بخشیدن هیچ کمکی به من نشد همون باورها واحساحسات گذشته رو تجربه وتکرار می کردم وتکرار این تجربیان باعث می شود به تکرار زندگی گذشته یعنی عمری هست که در این مسیر در حال رفت برگشت هستم واز این طرف کلی باورهای خراب در مورد ثروتمند شدن که اگه من ثروت بشم بچه هام خراب میشن همسرم خراب میشه خودم فساد کشیده می شوم ویا ادم طمعه خواری می شوم واز چشم های ادم می اوفتم یا اگر از من پولی بخواد من نتونم بدم ادمی بدی می شوم وباورهای که در گذشته در مورد یک سری ادم ها ثروتنمد توی فامیل داشتم که همه از بدیشون صحبت می کردن چرا با این پول کمکی به کسی نمیکن چون فکر می کردم ثرومند بشود دیگه باید این تعهد بده که دیگران کمک کنه این نوع باورها باعث بدبین شدن من نسبت به ادم ها ثروتمند شده بود ویاد کلی باور مخرب در سر من هست که دیگران فرهنگ مذهب شنیده بودم که ترمزهای شده بودن برای ثروتمند شدن من واز اون ور کلی اروزی که برای هدایه که دوست داشتم از اعماق وجودم ببخشم وحس،خودم رو خوب کنم باید داشته باشم وببخشم که احساحس کمبود نکنم وخدایا شکرت هیچ کسی بهتر استاد نیست که انقدر باور مالی درست رو ذهنش،ساخته واین همه نتیجه مالی درست رو گرفته واینقدر اعتماد بنفس داره ثروت باعث میشه اون زندگی دلخواه رو بسازی،توی ذهنت تو رابطه تاثیر میگزاره ثروت توی روح روان انسان تاثیر میگزاره ثروت هست که باعث ارامش،روح می شود باعثبه وجود اومدن معنویت وشکل گرفتن خدای حقیقی،در ذهنت می شود وخدایا شکرت خدای حقیقی،یعنی ثرومند شدن ثروت هست که باعث دیدن زیبا ها خیلی تاثیر گزاری حس شادی،ثروت باعث شکور بودن تو می شود که موضوع اصلی،من شاکر بودن در مورد خداوند هست همین اصل باعث می شود من هیچ وقت از خداوند خودم جدا نشوم ومسیر درستی وراستی رو بهتر پیدا کنم همیشه چیزی،که داشتم به خاطر حس دلسوزی که داشتم همیشه اون دیگران قایم می کردم که نکنه احساحس اونا بد بشود والان دارم متوجه می شوم چه اشتباهی کردم وکه خواسته با دیدن به وجودمیاد فکر می کردم اگر این کار کنم ادم خوبی هستم پیش خداوند وهمیشه فکر می کردم تجملات خوب نیست وچون من گفته بودن پیامبران ادم ضعیف وفقیری بودن به این خاطر همش تصور این بود ادم فقیر ادم با ایمان تر هستند وخداوند دلش بیشتر سمت ادم فقیر هست بد متوجه شدم اصلن اینطور میگه میشه کسی خداوند رو داشته باشه بعد فقیر وضعیف هم باشه اتفاقن فقر نتیجه بی ایمانی انسان هست به همین خاطر ایمان دارم به وعده ای خداوند بهم داده به خاطر خودم ولیاقت خودم برای ثروتمند شدن چون همش عمری که اشتباه فکر میکنم در مورد ثروت فکر میکنم وهمیشه ثروت رو یا برای کمک به دیگران می خواستم یا برای خانواداه ام وهیچ یا برای رقابت وثبات کردن خودم ولی،الان متوجه شدم که ثروت رو فقط برای خودم خدام می خوام خدای درونم در مسیر رشد یکتا پرستیم برای عشق برای حال خوب برای خرید چیزی که دوست شون داشتم لذت بردن از بهترینها
این فایل برای من یکی از کلیدیترین و تأثیرگذارترین آموزشهایی بود که تاکنون شنیدهام؛ چون مستقیماً سراغ یکی از عمیقترین، پنهانترین و ریشهدارترین باورهای ذهنی ما در جوامع مذهبی میرود: اینکه ثروت و خداوند را نمیتوان در کنار هم داشت، یا اینکه انسان خوب و معنوی باید فقیر باشد.
واقعاً تکاندهنده بود وقتی متوجه شدم چطور این باور سالها در ذهنم لانه کرده بود، بدون اینکه خودم متوجه باشم. حتی زمانی که به ظاهر روی توسعه فردی، جذب ثروت و هدفگذاری مالی کار میکردم، هنوز در لایههای عمیق ذهنم این حس وجود داشت که «زیاد پول داشتن» شاید با «خداپسند بودن» در تضاده.
حتی گاهی ناخودآگاه وقتی نعمتی وارد زندگیم میشد، یک حس مبهم از گناه یا بیعدالتی به سراغم میآمد؛ انگار کسی دیگر باید این نعمت را میداشت، نه من! یا نکند اگر پول بیشتری داشته باشم، دچار غرور، بیرحمی یا انحراف بشوم…
با گوش دادن دقیق به این فایل، و مرور تجربیات استاد در تحقیقات بینالمللیشان درباره ارتباط میان ثروت و معنویت در جوامع مختلف، متوجه شدم این ذهنیت فقرآفرین، نه یک حقیقت الهی، بلکه یک تلقین فرهنگی و ذهنیست که از کودکی در ما نهادینه شده است؛ تلقینی که ما را از یکی از بزرگترین ابعاد خلاقیت خداوند – یعنی وفور نعمت و ثروت – محروم میکند.
یکی از عمیقترین نکاتی که استاد در این فایل مطرح کردند، این است که ذهن برای تغییر باور، نیاز به منطق قویتر از منطق قبلی دارد؛ یعنی اگر بخواهیم این باور که «ثروت و خداوند جدا هستند» را اصلاح کنیم، باید شواهد، آگاهیها و دلایلی داشته باشیم که از آن باور محدودکننده قویتر باشند، و ذهن ما را به شک وادار کنند.
این دقیقاً کاری است که استاد با دورههای روانشناسی ثروت انجام دادهاند: فراهمکردن منطقهای قدرتمند، آیات، تجربههای علمی و زیسته، تا ذهنمان آماده پذیرش باور جدید شود.
من به شخصه با شرکت در دورههای روانشناسی ثروت، و مخصوصاً با تمرکز بر اصلاح این باور، اتفاقات بسیار خاصی را در زندگیام تجربه کردم:
درهایی باز شد که حتی در تخیلم نبود
ایدههایی به ذهنم رسید که واقعاً نجاتبخش بودند
آدمهایی وارد زندگیم شدند که فرصتهای بزرگ را برایم به ارمغان آوردند
مهمتر از همه، رابطهام با خداوند عمیقتر، آرامتر و عاشقانهتر شد؛ چون دیگر ثروتمند بودن را خلاف خواست خدا نمیدانم، بلکه آن را نشانهای از همجهت شدن با جریان او میبینم.
حالا میفهمم چرا استاد میگویند که بدون اصلاح این باور، هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع مالی به نتیجه پایدار نمیرسد. چون ذهن ناخودآگاه همیشه فرمان اصلی را صادر میکند. تا وقتی در اعماق ذهنمان باور داشته باشیم که ثروت با خداوند یا انسانیت در تضاد است، همه تلاشهایمان مثل ساختن خانه روی شن روان خواهد بود.
به همه دوستان پیشنهاد میکنم که:
این فایل را با آرامش و تمرکز گوش دهید
حتماً نکتهبرداری کنید
با صداقت با خودتان روبهرو شوید که آیا شما هم در لایههای ذهنتان چنین باوری دارید یا نه؟
و در نهایت، تصمیم بگیرید که میخواهید این باور را تغییر دهید یا نه
اگر بخواهید، راهش هست. دورههای روانشناسی ثروت واقعاً ابزار لازم را برای این تغییر فراهم میکنند.
و در پایان میخواهم بنویسم:
«ثروت نه تنها با خداوند در تضاد نیست، بلکه یکی از جلوههای قدرت، فضل و عشق او به بندگانش است. و هرکس بخواهد، میتواند آن را دریافت کند؛ به شرطی که باورش را اجازه دهد.»
خدا رو شکرمیکنم که یک روز دیگه فرصت کار کردن روی این فایل رو بهمداد.
الان داشتم کامنت بچه ها رو میخوندم
و داشتم هم فکرمیکردم که همه باورهای محدود کننده در مورد ثروت در ذهن ما هست
فقطباید بشینیم روی ذهنمان کار کنیم تا ببینیم کدوم باور مخرب بیشترین ضربه رو میزنه یا ترمز قوی تری هستش.
در حین خوندن کامنت ها.ی لحظه ی حسی گفت.
در وجود من و درذهن من یک ترمز قوی هست اونم اینکه از ثروتمندا بدم میاد .
گارد دارم .اون ها رو آدم های بدی میدونم.ندونسته و نشناخته طرف رو قضاوت میکنم و مستقیم ربطش میدم به ثروت کار هاش رو.
حالا یاد یک خاطره ای افتادم از خودم اونم سال 84 بود تقریبا من برای کار به پیشنهاد برادرم رفتم تهران کار کردن.
و هرچه گذشت دیدم هی حالم خرابتر میشه.
با دیدن آدم های پولدار .ماشین های آخرین مدل….احساس پوچی میکردم و توی ذهنم هم شروع میکردم به قضاوت اشتباه کردن.
یادم نزدیک محل کارم یک مهد کودک بود و هر روز یک نفری با شاسی بلند خارجی بچه اش که معلول بود رو میاورد می ذاشت مهد و بعد میومد میبرد خونه.و منم را هم کارممی گفتم. ببین پول چیکارش کرده.خدا بهش پول داده ولی بچه اش معلول کرده که زجر بکشه.
خدا میدونه این چقدر گناه کرده مال مردم رو خورده که این طور شده.
و یا اینکه می گفتیم پول که همه چی نیست سلامتی مهمه.الان بری به این بنده خدا بگی حاضره کل ثروتش رو بده ولی بچه اش خوب بشه.پس همین که سلامتین خدا رو شکر .
چقدر این نوع دیدگاه من رو از ثروت دور کرده و بهم ضربه زده. گناه کردم که قضاوت کردم انسان های پولدار رو .خدایا کمکمون کن مسیرمون رو پیدا کنیم
به نام خدای مهربانم خدایی که قوانینه قشنگشو گذاشته در این جهان پهناور هر کسی
خودش باید انتخاب کنه تغییر و رشد میکنه با جهان یا حذف میشه
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
از قدیم تو ذهن ما جا داده بودن یا خدا رو باید بخوای یا خرما رو
هر دو با هم نمیشه ما هم طبق اون باورهای اشتباه اونا رو باز به فرزندانمون انتقال دادیم
و خدا رو شکر بچه ها مسیر درست رو فهمیدن و اینا لطف خداوند به من و خانواده ام بوده هست و خواهد بود الهی شکرت
باور کرده بودیم انسانهای ثروتمند بدجنس و خلاف کار هستن اما الان فهمیدیم اینطور نبوده اصلا
چقدر فرق بین آگاهی و جهل هست
دیدگاهها کلا زمین تا آسمون فرق داره با هم
رفتار و کردار و گفتار فرق داره
دختر خانم من جدیدا ازدواج کرده تو اقوام دامادمون زن و شوهری جوان هستن ثروتمند و مهربان و خوشگل جالب اینکه خودشون تلاش کردن و پا روی ترسهاشون گذاشتن والان به این حد از ثروت رسیدن
و برای دخترم که خونه اونا مهمونی رفته بود همه رو از اول تا آخر تعریف کرده بود و وقتی ما شنیدیم و چنان انگیزه ای دخترم گرفته بود که ذوق و شوق و ایمان وافری پیدا کرده بود
با خودمون گفتیم ببین هر چند قوانین رو نمیدونسته اما طبق قوانین حرکت کرده و ایمان و جسارت و شجاعت داشته و خداوند هم هدابتش کرده و بیشتر خانمه به ثروت زیاد رسیده و میلیاردی در آمد ماهانه دارد و من تحسینش کردم
و الان کرور کرور میبخشه از اون ثروتش و خودش گفته هر اندازه من میبخشم بدون توقع از هیچ کسی خداوند هزاران برابر همون روز برام واریز میکنه بی قید و شرط میبخشه
این فایل رو دیدم و میخوام که نکاتی که در فایل گفته شده رو بنویسم
برای ثروت باور های محدود کننده زیادی وجود دارد
از جمله اینکه:
ثروت یک بار منفی زیادی دارد که افراد را در مقابل خدا قرار می دهد.
افرادی که ثروتمند هستند حتما یک دزدی یا یک کلاهبرداری زیادی انجام داده اند که ثروتمند شده اند یا یک بی عدالتی انجام داده که به این ثروت رسیده اند
افراد مذهبی فارق از هر دین و مذهبی مانند مسلمان و مسیحی این باور را دارند که ثروت فرد را از خدا دور می کند و می گویند که احتمال رد شدن یک شتر از یک سوزن بیشتر از رفتن یک فرد به بهشت است.
باور محدود کننده دیگر درباره ثروت که ثروت خیلی مهم نیست و مهم پاکی فرد و تعهد و اخلاق و چنین مواردی هست و پول اصلا مهم نیست و پول را در مقابل معنویت قرار می دهند و افراد ثروتمند انسان های درستی نیستند.
افرادی که در مکان های مذهبی زندگی می کنند فقر بیشتری را تجربه می کنند و ما با دیدن این افراد در فیلم ها و اطرافمان به شدت تحت تأثیر قرار می گیریم و این الگو و باور محدود کننده را در زندگی مان اجرا می کنیم. چنین افرادی اگر هم رشد مالی داشته باشند باز هم سقوط میکنند. رو به جلو حرکت می کنند و با یک سرمایه گذاری اشتباه یا یک هدف گذاری نادرست، افت می کنند که نشان دهنده یک باور محدود کننده هست که مانع رشد می شود و در بین افراد مذهبی، این موضوع خیلی دیده میشود و علت آن هم دیدن افراد در فیلم ها و سریال هایی است که افراد ثروتمند انسان های خیلی بد و انسان های درستکار بسیار فقیر هستند را به تصویر می کشد و این افکار جمع شده و یک باور قدرتمند فقر در ذهن ایجاد کرده است.
افرادی که چنین تفکراتی دارند برای این هست که چون به پول و ثروت نرسیدهاند با چنین افکاری خودشان را قانع می کنند و چون ذهن به دنبال آرام کردن خودش هست، پس چنین تفکری را برای آرام کردن ذهن و قانع کردن خودش در ذهن پرورش می دهدو به دنبال راهی برای توجیه خودش باشد و می گوید پول من را از مسیر خدا دور میکند و با این فکر به آرامش رسیده اند. این افراد پول و خدا را در مقابل یکدیگر قرار داده اند.
این افکار باعث می شود. فرد محکم به زمین بخورد و شرایط مالی را خراب کند.
اولین باوری که مانع حرکت و پیشرفت می شود همین باور هست و اگر این باور اصلاح شود شرایط و اوضاع مالی به شدت بهبود پیدا خواهد کرد و نعمت ها وارد زندگی خواهد شد.
افرادی که ثروتمند هستند وقتی با افرادی که اوضاع مالی ضعیفی دارند روبرو می شوند احساس گناه می کنند و فکر میکنند که دنیا مثل کیکی هست که باید به مقدار برابر به همه پول و ثروت برسد. این افکار باعث می شود که فرد وقتی که مجدد اوضاع مالی بدی دارد به آرامش برسد که من در مسیر درست حرکت کرده ام و از بار احساس گناه خود کم میکند.
ثروت مانند ذره بین هست. به این معنا که ثروت به خودی خود کار خاصی انجام نمی دهد بلکه صفات شخصیتی فزد را بزرگ تر میکند. مثلا اگر فردی بخشنده باشی با ثروت بخشنده تر خواهی شد، اگر ظالم باشی، ظالم تر خواهی شد. اگر خسیس تر باشی با ثروت خسیس تر خواهی شد.
در کتاب تورات پیامبرانی مانند حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب و حضرت یوسف و همچنین حضرت سلیمان که البته در قرآن بیشتر به حضرت سلیمان و حضرت یوسف اشاره کرده که بسیار ثروتمند بوده اند.حتی در مذهب شیعه حضرت علی ثروتمند ترین فرد عرب بوده است.
مشکل ما این هست که ثروت را در مقابل خدا قرار می دهیم با اینکه می دانیم این باور اشتباه هست اما باز هم فرکانس این افکار را ارسال می کنیم
مهم نیست که شما شب تا صبح جمله من ثروتمند هستم را تکرار کنید مهم این هست که باور ثروت را داشته باشید
یک باور محدود کننده دیگر این هست که من ثروتمند بشوم که به دیگران کمک کنم یا خدایا به من ثروت بده تا به یتیمان کمک کنم، مدرسه بسازم و …… این باور را می رساند که پول کثیف هست و من می خواهم که با کمک کردن و خیر رسانی به دیگران این پول را برای بیرون خرج کنم و این پول کثیف را پاک کنم. در صورتی که کمک کردن بد نیست اما چنین تفکری که ثروت را برای دیگران بخواهم و این پول باید از زندگی من خارج شود و پاک شود.
برای گذر از چیزی باید به آن رسید و بعد عبور کرد
اگر می خواهی از پول بگذری باید آن را به دست آوری. برای گذر از هر موضوعی باید اول آن را به دست آوری بعد از آن گذر کنی.
نگاه به من ثروت بده تا به دیگران خدمت کنم می گوید که ثروت برای من بد است و خوب نیست و ثروت از زندگی ما می رود و ثروت چیز پاکی نیست و من با این کار این را پاک میکنم.
آمار جرم و جنایت در مناطق فقیر نشین خیلی بیشتر از مکان های ثروتمند است.
احتمال مشرک شدن در فقر بیشتر از ثروت است. من اگر بدانم که این ثروت از طرف خدا است بیشتر سپاسگزار خواهم بود و توحیدی تر خواهم شد
ما در دعای خود می گوییم ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه
یا اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت الیهم
یعنی خدایا ما را به راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن
ثروت ابزاری هست که به کسی غیر از خدا باج ندهم و ثروت باعث می شود که خیلی موحد تر و متوکل تر باشم
برای انفاق هم باید ثروت داشته باشیم تا بتوانیم ببخشیم.
یادمه من سال پیش که فایل چگونه درآمد خود رو در یکسال 3 برابر کنیم دیدم رفتم و تاهد دادم که درآمدم رو سه برابر کنم و اون موقع هییییییچ ایده ای نداشتم که چطور و از کجا ولی الان که گذشته من توی حدود 10 ماه 10 برابر شده و البته که الان داشتن این عدد برام طبیعی هست و راحتم باهاش ولی اون موقع باورم نمیشد که درامدم توی کمتر از یکسال 10 برابر بشه و اون تاهد موجب شد خدا منو قدم به قدم هدایت کنه
یکی از قدم ها که نشونه امروز من هم بود همین فایل بود که من دیدمش رابطه بین ثروت و خداوند هست
اول اصن فکر نمیکردم توی این مورد مشکل داشته باشم ولی بعد که یکم ریز شدم دیدم اره من مشکل دارم با معنویت و ثروت کنار هم تا این که اومدم روی این فایل کار کردم و موجب شد یه پولی وارد زندگیم بشه که روانشناسی ثروت رو بخرم
و بعد ادامه دادم تا جایی که درآمدم 10 برابر شده الان
اگه بخوام به خودم یه مورد اساسی رو بگم به خودم میگم درگیر چگونگی نباش چون حتی نمیتونی بهش فکر کنی
یه موردی که داشتم میخوندم در مورد همین معنویت ثروت موضوع مهریه حضرت زهرا باغ فدک بود که با استاندارد های امروز اگه یه دختری یه همیچین مهریه ای بگیره میگن دختره پول پرسته و بخاطر پول با طرفه و شوگر زده و از این داستانا
ولی یه باغ 50 در 50 کیلومتر
و حدود 100 هزار درهم قیمت داره در قرن هفتم که محاسبه میشه به پول الان حدود ده ها میلیون دلار قیمت داشته باشه یعنی بیش از چند ده هزار میلیارد تومن
و خیلی مهریه سنگینی بوده
آدم برای موفق شدن نیاز به خداوند داره وگرنه برای فقر و بدبختی نیازی به خداوند نیست برای موفق شدن باید توکل کرد برای ثروت داشتن باید با ایمان حرکت کرد وگرنه برای بدبختی هیچ نیازی به خداوند نیست
طی تجریباتم دیدم اقا خیلی ثروت معنویه خیلی ادمای ثروتمند ادمای بهتری هستن خیلی محیط های ثروتمند سالم ترن اخلاقیات توش بیشتر رعایت میشه احترام ها بیشتر حفظ میشه بخشنده ترن
سلام اقای حوارزاده چه کامنت امید بخشی نوشتی ممنونم ازت
راستش من توی شهر مذهبی کاشان بزرگ شدم واز لحاظ مالی هم همیشه خانوادم توی شرایط سخت بوده
این چندروزه از مناطق ثروتمند نشین ومناطق لوکس که ردمیشم
یاتوی یوتیوب مثلا فیلم هایی که از خیابان هایی مثل فرشته وکلا مکان های لوکس رومیبینم یک حسی دارم که میگه زودتر برو اینجا مال تونیست نمیدونم این به عدم لیاقت ربط داره یا معنوی نبودن پول البته انگار ترکیب دوتاشه خواستم ببینم شماهم قبل از این که روی این باور کارکنین همچین حس هایی روداشتین که بعد روی این باور کارکردین؟
وسوال دومم اینه که تمرکزتون رولیزری گذاشتین فقط روی این باور که درامدتون افزایش پیداکرد یاباور های دیگه هم بود؟اخه استاد هم میگن اولین باوری که تغییر دادن همینه ودرامدشون چندبرابر شد
اگه اینقدر این باور تاثیر گزارهست تمرکز کنم روش تاتغییرش بدم تازه من که توی شهر مذهبی بزرگ شدم همش توی هیئت ها وحسینیه ها بودم
این فایلاز طلایی ترین فایلهایی بود که دیدم و یه فایله دیگم مرتبط با این که ..حذف ترمز های مخفی زهن درباره ثروت
که توصیه میکنم ببینید من اینم از کامنتای دوستان پیدا کردم برام بحث باز تر کرد
نشونه های این چند روزه واین دوفایل جادویی سه وعده عالی کباب زدیم توی این دوه سه روز به طور ویژه عزیز دلم وسط فایل میخاستم برم بیرون خودش اسوده زنگ زد رفتیم وکلی ثروت فراوانی دیدیم وتحسین کردیم و سه وعده کباب مهمون شدیم یه جا که مهمونی خونه دوستی بسیار ثروتمند با اتیش بازی این حرفها بسیار خوشگزش
خلاصه این از رنگ لعاب ثروتی الهی که وارد زندگیم کرد
ودیگه انقد از نشونه هاش به وجد اومدم توی گوشیم به عنوان فایله طلایی گزاشتم تا مرورش کنم برای خودم
احساس میکنم تازه داره کم کم اگاهیا به قلبم میشنن ونشونه های کوچیک کوچیک میسازن اعتمادم به راهم بیشتر شده.
راستش من سه ساله توی سایتموباید بگم توی این مدت سفرهایی واقعا جادویی برکت از خرید های خوراکی خونه به زندگیم میباره خداروشکر
سلام استاد جانم سلام عشق و عزیز دل من
استاد جان برای من در جواب این سؤال که اگر ثروتمند بشم آیا وااااقعا احساس گناهی دارم در لایه های زیرین ذهنم؟!
به این شکله؛ نه اینکه پول با خودا رابطه ی بدی داره
نه اینکه پول بده نه اینکه خودا دوست نداره پول دار بشم نه
بلکه احساس گناهم به این شکل که چون من انسان بد و خطا کاری هستم پس لایق پول نیستم و خودا حق و اجازه ی این و نداره که پول بهم بده
وقتی رفتم و مغزم و شکافتم وااااقعا در این رابطه دیدم که وااااااقعا چقدرررررر من بابت کارهایی که کردم احساس گناه میکردم و میکنم هنوز به قدری که حتی به خود خودا میگم و دستور میدم که نه تو حق نداری من رو پول ار کنی نه من حق پول دارشدن رو ندارم
من لایق پول نیستم
چرا؟!
به این دلیل که فلان گناه رو انجام دادم به این دلیل که فلان کارو کردم
و واااااقعا یادمه که این احساس گناه چقدررررررر دمار از روزگار من دراورده و من و عقب انداخته
وااااقعا ناراحت شدم و ناراحتم میکنه که چرا و به چه جرمی من به عنوان یک انسان دوست دارم انقدر و به این شکل خودم رو مجازات کنم حتی بجای خودا
در جایی که حتی خود خودا گذشته از من ولی من حاضر به گذشتن از خودم نیستم و وااااااقعا این رو دیدم که چقدررررر این ریشه ((حاسبوا قبل ان تُحاسبو))در وجود من رخنه و ریشه کرده
چقدرررررر ترس از اینکه من این دنیا خودم رو مجازات نکنم اون دنیا پدرم درمیاد باعث میشه که خودم رو محروم کنم از همه ی این نعمت ها و زیبایی ها چرا؟؛ فقط به این دلیل که این مدل احساس گناه رو دارم که ای وای مثلا من فلان کارو کردم پس مستحق بخشش و دریافت نعمت ها نیستم
و استدلالم چیه؟!اینکه تو نباید داشته باشی فلانی و فلانی این کارو نکردن الان بیچاره ها هیچی ندارن بعد تو با این همه گناه میخوای انقدر هم خودا بهت لطف کنه و عشق بده و برسونه چقدر تو پرویی
ویادمه که مثلا وقتی خواستم بیماری دیدن فیلم های پورن و بیماری خودارضایی رو در وجود خودم حل کنم انقدررررررررر سر همین احساس گناهش من ضجه زدم و زور زدم و تقلا کردم تا تونستم خودم رو به این نتیجه برسونم که بابا بخوداوندی خودش قسم که خودا اصلا کاریت نداره تو داری اینکار و میکنی و این فقط تویی که داری با دادن احساس گناه به خودت و مجازات کردن خودت بدلیل همون باورها((که این دنیا عذاب بدم خودم رو تا اون دنیا کسی کاریم نداشته باشه و یا اینکه خودا عقابم نکنه))فقط خودت رو مجازات میکنی وگرنه اگر به خودا باشه میگه از همین لحظه که تو تصمیم گرفتی دیگه اون کارو انجام ندی یعنی تو دیگه پاکی و خوبی و نیاز به هیچ مجازاتی نداری
و جالبه که وااااااقعا وقتی به این درک رسیدم که حالا تو دوره های خودم به وضوح توضیحش دادم
تا یک ماه من از خوشحالی روی پاهام بند نبودم که وااااااای خودا اصلا کاری به کارم نداره خودا من و بخشیده وااااای خودایا شکرت و وااااقعا وقتی این موضوع رو درک کردم چقدررررررر از بار احساس گناه من کم شد و رسید به صفر و الان راحت راحت شدم
و میخواستم بگم الان باگی که توی ذهن منه دقیقا استاد عزیز باز هم همینه که من علاقه دارم که خودم رو بابت کارهایی که کردم مجازات کنم و به خودم احساس گناه بدم که بله تو چون بدی و فلان کارو کردی پس حق دریافت نعمت هارو نداری
چون اگر حقش و داشته باشی اون دنیا از دماغت میکشن بیرون پس بشین خودت خودت رو عقاب و حساب کن مجازات کن قبل اینکه خودا و ملائکه اش اون دنیا ازت بگیرن
و این فقط بدلیل باورهای مذهبی و اعتقاداتی که به ما داده شد و ماشنیدیم و قبول کردیم
و خوشحالم که شما هستید عشق من استاد عزیزم که این چیزها و یاد بگیرم و با خودم تکرار کنم که این سدهارو خودم گذاشتم و اگر به خودا باشه گفته به همه میدم و این رحمت عامه من
ام شالله که همه امون موفق و مؤید و سربلند باشیم عشق جانان من استاد عزیزم
زنده و پاینده باشید
سلام
خواستم در مورد ترمزهای مخفی ذهن بگم این ترمزها معمولاً ناخودآگاه عمل میکنن و برای همین هم “مخفی” هستن. اولین قدم برای غلبه بر اونها، شناسایی و آگاه شدن از وجودشونه
ترمزهای مخفی ذهن در مورد ثروت، در واقع همون باورها و الگوهای فکری ناخودآگاه ما هستن که ممکنه جلوی رسیدن ما به آزادی مالی و ثروت رو بگیرن. این باورها اغلب از دوران کودکی، تجربه ها، محیط اطراف و حتی جامعه به ما منتقل میشن.
مثل این…..
“پول چرک کف دسته” یا “پول آدم رو بد میکنه”: این باور باعث میشه که ناخودآگاه از پول دوری کنیم یا احساس گناه داشته باشیم وقتی پولدار میشیم.
“باید خیلی سخت کار کنی تا پول دربیاری”: این ترمز باعث میشه فکر کنیم که ثروت فقط با رنج و سختی زیاد به دست میاد و لذت بردن از کار یا راههای آسونتر رو نادیده بگیریم.
“من به اندازه کافی خوب نیستم” یا “لیاقت پولدار شدن رو ندارم”: این باورهای خودارزشی پایین، جلوی پذیرش فرصتها و حتی دریافت پول رو میگیرن.
ترس از موفقیت: بعضیها ناخودآگاه از موفقیت و دیده شدن میترسن، چون فکر میکنن مسئولیتهاشون زیاد میشه یا باید انتظارات بالایی رو برآورده کنن.
ترس از شکست: این ترس باعث میشه از هر اقدامی که ریسک مالی داره دوری کنیم، حتی اگه پتانسیل رشد بالایی داشته باشه.
“پولدارا آدمهای بدی هستن” یا “استثمارگرن”: این قضاوتها باعث میشن که ناخودآگاه از گروه “پولدارها” فاصله بگیریم و بهشون نپیوندیم.
باور به کمبود: اینکه فکر کنیم پول کمه و باید برای هر ریالش بجنگیم، یا اینکه پولدار شدن یکی یعنی فقیر شدن دیگری. این باور جلوی خلاقیت و دیدن فرصتها رو میگیره.
مقایسه با دیگران: وقتی خودمون رو با بقیه مقایسه میکنیم و احساس میکنیم عقبتریم، این باعث ناامیدی و توقف تلاش میشه.
خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایت شدم به فایل زیبا تاثیر گزار این کامنت رو در حالی،می نویسم وقتی از خداوند خواستم خدایا در چه مسیری می توانم در مسیر خیر تو قدم بردرم که هدایت شدم به فایل طبق نشانه های خداوند این نشانه رو از خداوند دریافت کردم که تنها با ثروتمند شدن هست که می توان در مسیر خیر خداوند قدم برداشت واین راه های قبلن فکر کردم می تونه مرا به خداوند متصل کنه هیچکدومشون نتونست این کار رو برای من بکنه وقتی به ذهنم خودم نگاه میکنم با تلاش های زیادی که برای ثروتمند شدن کردم کلی باورهای مخرب در ذهنم نسبت به ثروت وثروتمندان از گذشته داشتم ودارم وقتی از خداوند با دل جون درخواست کردم خدایا من می خواهم تمام تجربیات گذشته تمام تصمیات گذشته تمام باورهای مخرب گذشته از ذهنم پاک کنم وگوش بدم به هدایت تو وعمل کنم به مسیری هدایت شدم که اصلن فکرشو هم نمی کردم به مسیر ثروتمند شدن همیشه فکر می کردم با کمک کردن به ادم ضعیف ودلسوزی با اونا دیگه خداوند مرا می بخشه واز گناهان من در میگذره به خاطر همین عمری تمام توجه رو انداختم سر ادم های ضعیف و کمک کردن به اونها وپیدا کردن راهی برای برطرف کردن خطاهای گذشته ومتوجه شدم چقدر از روی ترس واجبار من بخشیدم وبه این خاطر با این شکل بخشیدن هیچ کمکی به من نشد همون باورها واحساحسات گذشته رو تجربه وتکرار می کردم وتکرار این تجربیان باعث می شود به تکرار زندگی گذشته یعنی عمری هست که در این مسیر در حال رفت برگشت هستم واز این طرف کلی باورهای خراب در مورد ثروتمند شدن که اگه من ثروت بشم بچه هام خراب میشن همسرم خراب میشه خودم فساد کشیده می شوم ویا ادم طمعه خواری می شوم واز چشم های ادم می اوفتم یا اگر از من پولی بخواد من نتونم بدم ادمی بدی می شوم وباورهای که در گذشته در مورد یک سری ادم ها ثروتنمد توی فامیل داشتم که همه از بدیشون صحبت می کردن چرا با این پول کمکی به کسی نمیکن چون فکر می کردم ثرومند بشود دیگه باید این تعهد بده که دیگران کمک کنه این نوع باورها باعث بدبین شدن من نسبت به ادم ها ثروتمند شده بود ویاد کلی باور مخرب در سر من هست که دیگران فرهنگ مذهب شنیده بودم که ترمزهای شده بودن برای ثروتمند شدن من واز اون ور کلی اروزی که برای هدایه که دوست داشتم از اعماق وجودم ببخشم وحس،خودم رو خوب کنم باید داشته باشم وببخشم که احساحس کمبود نکنم وخدایا شکرت هیچ کسی بهتر استاد نیست که انقدر باور مالی درست رو ذهنش،ساخته واین همه نتیجه مالی درست رو گرفته واینقدر اعتماد بنفس داره ثروت باعث میشه اون زندگی دلخواه رو بسازی،توی ذهنت تو رابطه تاثیر میگزاره ثروت توی روح روان انسان تاثیر میگزاره ثروت هست که باعث ارامش،روح می شود باعثبه وجود اومدن معنویت وشکل گرفتن خدای حقیقی،در ذهنت می شود وخدایا شکرت خدای حقیقی،یعنی ثرومند شدن ثروت هست که باعث دیدن زیبا ها خیلی تاثیر گزاری حس شادی،ثروت باعث شکور بودن تو می شود که موضوع اصلی،من شاکر بودن در مورد خداوند هست همین اصل باعث می شود من هیچ وقت از خداوند خودم جدا نشوم ومسیر درستی وراستی رو بهتر پیدا کنم همیشه چیزی،که داشتم به خاطر حس دلسوزی که داشتم همیشه اون دیگران قایم می کردم که نکنه احساحس اونا بد بشود والان دارم متوجه می شوم چه اشتباهی کردم وکه خواسته با دیدن به وجودمیاد فکر می کردم اگر این کار کنم ادم خوبی هستم پیش خداوند وهمیشه فکر می کردم تجملات خوب نیست وچون من گفته بودن پیامبران ادم ضعیف وفقیری بودن به این خاطر همش تصور این بود ادم فقیر ادم با ایمان تر هستند وخداوند دلش بیشتر سمت ادم فقیر هست بد متوجه شدم اصلن اینطور میگه میشه کسی خداوند رو داشته باشه بعد فقیر وضعیف هم باشه اتفاقن فقر نتیجه بی ایمانی انسان هست به همین خاطر ایمان دارم به وعده ای خداوند بهم داده به خاطر خودم ولیاقت خودم برای ثروتمند شدن چون همش عمری که اشتباه فکر میکنم در مورد ثروت فکر میکنم وهمیشه ثروت رو یا برای کمک به دیگران می خواستم یا برای خانواداه ام وهیچ یا برای رقابت وثبات کردن خودم ولی،الان متوجه شدم که ثروت رو فقط برای خودم خدام می خوام خدای درونم در مسیر رشد یکتا پرستیم برای عشق برای حال خوب برای خرید چیزی که دوست شون داشتم لذت بردن از بهترینها
سلام و سپاس به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
این فایل برای من یکی از کلیدیترین و تأثیرگذارترین آموزشهایی بود که تاکنون شنیدهام؛ چون مستقیماً سراغ یکی از عمیقترین، پنهانترین و ریشهدارترین باورهای ذهنی ما در جوامع مذهبی میرود: اینکه ثروت و خداوند را نمیتوان در کنار هم داشت، یا اینکه انسان خوب و معنوی باید فقیر باشد.
واقعاً تکاندهنده بود وقتی متوجه شدم چطور این باور سالها در ذهنم لانه کرده بود، بدون اینکه خودم متوجه باشم. حتی زمانی که به ظاهر روی توسعه فردی، جذب ثروت و هدفگذاری مالی کار میکردم، هنوز در لایههای عمیق ذهنم این حس وجود داشت که «زیاد پول داشتن» شاید با «خداپسند بودن» در تضاده.
حتی گاهی ناخودآگاه وقتی نعمتی وارد زندگیم میشد، یک حس مبهم از گناه یا بیعدالتی به سراغم میآمد؛ انگار کسی دیگر باید این نعمت را میداشت، نه من! یا نکند اگر پول بیشتری داشته باشم، دچار غرور، بیرحمی یا انحراف بشوم…
با گوش دادن دقیق به این فایل، و مرور تجربیات استاد در تحقیقات بینالمللیشان درباره ارتباط میان ثروت و معنویت در جوامع مختلف، متوجه شدم این ذهنیت فقرآفرین، نه یک حقیقت الهی، بلکه یک تلقین فرهنگی و ذهنیست که از کودکی در ما نهادینه شده است؛ تلقینی که ما را از یکی از بزرگترین ابعاد خلاقیت خداوند – یعنی وفور نعمت و ثروت – محروم میکند.
یکی از عمیقترین نکاتی که استاد در این فایل مطرح کردند، این است که ذهن برای تغییر باور، نیاز به منطق قویتر از منطق قبلی دارد؛ یعنی اگر بخواهیم این باور که «ثروت و خداوند جدا هستند» را اصلاح کنیم، باید شواهد، آگاهیها و دلایلی داشته باشیم که از آن باور محدودکننده قویتر باشند، و ذهن ما را به شک وادار کنند.
این دقیقاً کاری است که استاد با دورههای روانشناسی ثروت انجام دادهاند: فراهمکردن منطقهای قدرتمند، آیات، تجربههای علمی و زیسته، تا ذهنمان آماده پذیرش باور جدید شود.
من به شخصه با شرکت در دورههای روانشناسی ثروت، و مخصوصاً با تمرکز بر اصلاح این باور، اتفاقات بسیار خاصی را در زندگیام تجربه کردم:
درهایی باز شد که حتی در تخیلم نبود
ایدههایی به ذهنم رسید که واقعاً نجاتبخش بودند
آدمهایی وارد زندگیم شدند که فرصتهای بزرگ را برایم به ارمغان آوردند
مهمتر از همه، رابطهام با خداوند عمیقتر، آرامتر و عاشقانهتر شد؛ چون دیگر ثروتمند بودن را خلاف خواست خدا نمیدانم، بلکه آن را نشانهای از همجهت شدن با جریان او میبینم.
حالا میفهمم چرا استاد میگویند که بدون اصلاح این باور، هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع مالی به نتیجه پایدار نمیرسد. چون ذهن ناخودآگاه همیشه فرمان اصلی را صادر میکند. تا وقتی در اعماق ذهنمان باور داشته باشیم که ثروت با خداوند یا انسانیت در تضاد است، همه تلاشهایمان مثل ساختن خانه روی شن روان خواهد بود.
به همه دوستان پیشنهاد میکنم که:
این فایل را با آرامش و تمرکز گوش دهید
حتماً نکتهبرداری کنید
با صداقت با خودتان روبهرو شوید که آیا شما هم در لایههای ذهنتان چنین باوری دارید یا نه؟
و در نهایت، تصمیم بگیرید که میخواهید این باور را تغییر دهید یا نه
اگر بخواهید، راهش هست. دورههای روانشناسی ثروت واقعاً ابزار لازم را برای این تغییر فراهم میکنند.
و در پایان میخواهم بنویسم:
«ثروت نه تنها با خداوند در تضاد نیست، بلکه یکی از جلوههای قدرت، فضل و عشق او به بندگانش است. و هرکس بخواهد، میتواند آن را دریافت کند؛ به شرطی که باورش را اجازه دهد.»
با سپاس از این آگاهی ارزشمند
در پناه الله یکتا شاد باشید .
به نام خداوند رزاق.
سلام به همگی
خدا رو شکرمیکنم که یک روز دیگه فرصت کار کردن روی این فایل رو بهمداد.
الان داشتم کامنت بچه ها رو میخوندم
و داشتم هم فکرمیکردم که همه باورهای محدود کننده در مورد ثروت در ذهن ما هست
فقطباید بشینیم روی ذهنمان کار کنیم تا ببینیم کدوم باور مخرب بیشترین ضربه رو میزنه یا ترمز قوی تری هستش.
در حین خوندن کامنت ها.ی لحظه ی حسی گفت.
در وجود من و درذهن من یک ترمز قوی هست اونم اینکه از ثروتمندا بدم میاد .
گارد دارم .اون ها رو آدم های بدی میدونم.ندونسته و نشناخته طرف رو قضاوت میکنم و مستقیم ربطش میدم به ثروت کار هاش رو.
حالا یاد یک خاطره ای افتادم از خودم اونم سال 84 بود تقریبا من برای کار به پیشنهاد برادرم رفتم تهران کار کردن.
و هرچه گذشت دیدم هی حالم خرابتر میشه.
با دیدن آدم های پولدار .ماشین های آخرین مدل….احساس پوچی میکردم و توی ذهنم هم شروع میکردم به قضاوت اشتباه کردن.
یادم نزدیک محل کارم یک مهد کودک بود و هر روز یک نفری با شاسی بلند خارجی بچه اش که معلول بود رو میاورد می ذاشت مهد و بعد میومد میبرد خونه.و منم را هم کارممی گفتم. ببین پول چیکارش کرده.خدا بهش پول داده ولی بچه اش معلول کرده که زجر بکشه.
خدا میدونه این چقدر گناه کرده مال مردم رو خورده که این طور شده.
و یا اینکه می گفتیم پول که همه چی نیست سلامتی مهمه.الان بری به این بنده خدا بگی حاضره کل ثروتش رو بده ولی بچه اش خوب بشه.پس همین که سلامتین خدا رو شکر .
چقدر این نوع دیدگاه من رو از ثروت دور کرده و بهم ضربه زده. گناه کردم که قضاوت کردم انسان های پولدار رو .خدایا کمکمون کن مسیرمون رو پیدا کنیم
سلام محمدرضا جان
منم خیلی اینو توی خانواده ام شنیدم مخصوصا خواهرم همیشه میگه پول مهم نیس سلامتی مهمه
حالا جالبیش اینه همیشه مریضه چون همیشه نگرانه و استرس داره
و نگرانیاشم دقیقا بخاطر پوله
یادمه من و برادرم کوچیکتر بودیم همش میگفتیم چرا ما فلان چیز رو نداریم
خواهرم هی میگفت خداروشکر کنید ناقص نیستید
درسته ادم باید همیشه شکرگذار نعمت هاش باشه
اما این باور در ما بود همین که سلامت هستیم کافیه
خیلی ها هم هستن فقیرن بچشون معلوله
حداقل اون اقای پولدار تونسته برای بچه اش بهترین امکانات رو فراهم کنه
اگه فقیر بود که حتی بچشو نمیتونست بفرسته مدرسه
به نام خدای مهربانم خدایی که قوانینه قشنگشو گذاشته در این جهان پهناور هر کسی
خودش باید انتخاب کنه تغییر و رشد میکنه با جهان یا حذف میشه
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
از قدیم تو ذهن ما جا داده بودن یا خدا رو باید بخوای یا خرما رو
هر دو با هم نمیشه ما هم طبق اون باورهای اشتباه اونا رو باز به فرزندانمون انتقال دادیم
و خدا رو شکر بچه ها مسیر درست رو فهمیدن و اینا لطف خداوند به من و خانواده ام بوده هست و خواهد بود الهی شکرت
باور کرده بودیم انسانهای ثروتمند بدجنس و خلاف کار هستن اما الان فهمیدیم اینطور نبوده اصلا
چقدر فرق بین آگاهی و جهل هست
دیدگاهها کلا زمین تا آسمون فرق داره با هم
رفتار و کردار و گفتار فرق داره
دختر خانم من جدیدا ازدواج کرده تو اقوام دامادمون زن و شوهری جوان هستن ثروتمند و مهربان و خوشگل جالب اینکه خودشون تلاش کردن و پا روی ترسهاشون گذاشتن والان به این حد از ثروت رسیدن
و برای دخترم که خونه اونا مهمونی رفته بود همه رو از اول تا آخر تعریف کرده بود و وقتی ما شنیدیم و چنان انگیزه ای دخترم گرفته بود که ذوق و شوق و ایمان وافری پیدا کرده بود
با خودمون گفتیم ببین هر چند قوانین رو نمیدونسته اما طبق قوانین حرکت کرده و ایمان و جسارت و شجاعت داشته و خداوند هم هدابتش کرده و بیشتر خانمه به ثروت زیاد رسیده و میلیاردی در آمد ماهانه دارد و من تحسینش کردم
و الان کرور کرور میبخشه از اون ثروتش و خودش گفته هر اندازه من میبخشم بدون توقع از هیچ کسی خداوند هزاران برابر همون روز برام واریز میکنه بی قید و شرط میبخشه
به قول استاد وقتی پر پیشی میگذری
وقتی ثروتمند میشی متواضع تر هستی
و این بهترین الگوی ما بود که ذهن رو منطقی کنیم
من ثروتمند هستم
من فوق العاده هستم
من ارزشمندم
من لیاقت دارم
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار
این فایل رو دیدم و میخوام که نکاتی که در فایل گفته شده رو بنویسم
برای ثروت باور های محدود کننده زیادی وجود دارد
از جمله اینکه:
ثروت یک بار منفی زیادی دارد که افراد را در مقابل خدا قرار می دهد.
افرادی که ثروتمند هستند حتما یک دزدی یا یک کلاهبرداری زیادی انجام داده اند که ثروتمند شده اند یا یک بی عدالتی انجام داده که به این ثروت رسیده اند
افراد مذهبی فارق از هر دین و مذهبی مانند مسلمان و مسیحی این باور را دارند که ثروت فرد را از خدا دور می کند و می گویند که احتمال رد شدن یک شتر از یک سوزن بیشتر از رفتن یک فرد به بهشت است.
باور محدود کننده دیگر درباره ثروت که ثروت خیلی مهم نیست و مهم پاکی فرد و تعهد و اخلاق و چنین مواردی هست و پول اصلا مهم نیست و پول را در مقابل معنویت قرار می دهند و افراد ثروتمند انسان های درستی نیستند.
افرادی که در مکان های مذهبی زندگی می کنند فقر بیشتری را تجربه می کنند و ما با دیدن این افراد در فیلم ها و اطرافمان به شدت تحت تأثیر قرار می گیریم و این الگو و باور محدود کننده را در زندگی مان اجرا می کنیم. چنین افرادی اگر هم رشد مالی داشته باشند باز هم سقوط میکنند. رو به جلو حرکت می کنند و با یک سرمایه گذاری اشتباه یا یک هدف گذاری نادرست، افت می کنند که نشان دهنده یک باور محدود کننده هست که مانع رشد می شود و در بین افراد مذهبی، این موضوع خیلی دیده میشود و علت آن هم دیدن افراد در فیلم ها و سریال هایی است که افراد ثروتمند انسان های خیلی بد و انسان های درستکار بسیار فقیر هستند را به تصویر می کشد و این افکار جمع شده و یک باور قدرتمند فقر در ذهن ایجاد کرده است.
افرادی که چنین تفکراتی دارند برای این هست که چون به پول و ثروت نرسیدهاند با چنین افکاری خودشان را قانع می کنند و چون ذهن به دنبال آرام کردن خودش هست، پس چنین تفکری را برای آرام کردن ذهن و قانع کردن خودش در ذهن پرورش می دهدو به دنبال راهی برای توجیه خودش باشد و می گوید پول من را از مسیر خدا دور میکند و با این فکر به آرامش رسیده اند. این افراد پول و خدا را در مقابل یکدیگر قرار داده اند.
این افکار باعث می شود. فرد محکم به زمین بخورد و شرایط مالی را خراب کند.
اولین باوری که مانع حرکت و پیشرفت می شود همین باور هست و اگر این باور اصلاح شود شرایط و اوضاع مالی به شدت بهبود پیدا خواهد کرد و نعمت ها وارد زندگی خواهد شد.
افرادی که ثروتمند هستند وقتی با افرادی که اوضاع مالی ضعیفی دارند روبرو می شوند احساس گناه می کنند و فکر میکنند که دنیا مثل کیکی هست که باید به مقدار برابر به همه پول و ثروت برسد. این افکار باعث می شود که فرد وقتی که مجدد اوضاع مالی بدی دارد به آرامش برسد که من در مسیر درست حرکت کرده ام و از بار احساس گناه خود کم میکند.
ثروت مانند ذره بین هست. به این معنا که ثروت به خودی خود کار خاصی انجام نمی دهد بلکه صفات شخصیتی فزد را بزرگ تر میکند. مثلا اگر فردی بخشنده باشی با ثروت بخشنده تر خواهی شد، اگر ظالم باشی، ظالم تر خواهی شد. اگر خسیس تر باشی با ثروت خسیس تر خواهی شد.
در کتاب تورات پیامبرانی مانند حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب و حضرت یوسف و همچنین حضرت سلیمان که البته در قرآن بیشتر به حضرت سلیمان و حضرت یوسف اشاره کرده که بسیار ثروتمند بوده اند.حتی در مذهب شیعه حضرت علی ثروتمند ترین فرد عرب بوده است.
مشکل ما این هست که ثروت را در مقابل خدا قرار می دهیم با اینکه می دانیم این باور اشتباه هست اما باز هم فرکانس این افکار را ارسال می کنیم
مهم نیست که شما شب تا صبح جمله من ثروتمند هستم را تکرار کنید مهم این هست که باور ثروت را داشته باشید
یک باور محدود کننده دیگر این هست که من ثروتمند بشوم که به دیگران کمک کنم یا خدایا به من ثروت بده تا به یتیمان کمک کنم، مدرسه بسازم و …… این باور را می رساند که پول کثیف هست و من می خواهم که با کمک کردن و خیر رسانی به دیگران این پول را برای بیرون خرج کنم و این پول کثیف را پاک کنم. در صورتی که کمک کردن بد نیست اما چنین تفکری که ثروت را برای دیگران بخواهم و این پول باید از زندگی من خارج شود و پاک شود.
برای گذر از چیزی باید به آن رسید و بعد عبور کرد
اگر می خواهی از پول بگذری باید آن را به دست آوری. برای گذر از هر موضوعی باید اول آن را به دست آوری بعد از آن گذر کنی.
نگاه به من ثروت بده تا به دیگران خدمت کنم می گوید که ثروت برای من بد است و خوب نیست و ثروت از زندگی ما می رود و ثروت چیز پاکی نیست و من با این کار این را پاک میکنم.
آمار جرم و جنایت در مناطق فقیر نشین خیلی بیشتر از مکان های ثروتمند است.
احتمال مشرک شدن در فقر بیشتر از ثروت است. من اگر بدانم که این ثروت از طرف خدا است بیشتر سپاسگزار خواهم بود و توحیدی تر خواهم شد
ما در دعای خود می گوییم ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه
یا اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت الیهم
یعنی خدایا ما را به راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن
ثروت ابزاری هست که به کسی غیر از خدا باج ندهم و ثروت باعث می شود که خیلی موحد تر و متوکل تر باشم
برای انفاق هم باید ثروت داشته باشیم تا بتوانیم ببخشیم.
ما می توانیم یک ثروتمند با خدا باشیم یا بی خدا
و می توانیم یک فقیر با خدا یا بی خدا باشیم
باید ثروت را به توحید ربط داد و توحیدی تر شد
هرچه ثروت بیشتر شود زندگی ساده تر خواهد شد
شرایط مالی بهتر و بهتر و زندگی ساده تر و ساده تر
ثروت از طرف خداست.
در پناه خدا باشید
به نام خدای سمیع
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم بانو
سلام به همه دوستای نازنینم
دیشب یه اتفاق جالب افتاد دوس داشتم توی کامنت های این فایل ثبتش کنم که همیشه یادم بمونه!!!
من فروشگاه دارم، فروشگاه کتونی که کمی دور از مرکز خرید شهره!
ولی تو خیابون پررفت وامد شهرم
که خیلی ها بهم میگن جای فروشگاهت خوب نیس ورشد نمیکنی!
منم با توجه به قانونی که یاد گرفتم میدونم جای مغازه مهم نیس و….
الان صب شنبه روز تاسوعای1404هست
تاسوعا عاشورا که تو ایران تعطیله!
دیروز هم که جمعه بود
پس یعنی سه روز تعطیلی پشت سرهم وتعطیلی کاسبی
خب من همیشه روزای جمعه عصر فروشگاه رو باز میکنم!
دیشب آخر تایم که خواستم کرکره فروشگاه رو بدم پایین
راضی نبودم تو دلم گفتم خدایا من که دارم تعطیل میکنم ولی من فروش میخام، مشتری میخام،
چطوری؟من نمیدونم تو بلدی حتی برا فروشگاه تعطیل بفروشی!
یا پولی همین امشب بیاد به حسابم!!
خب من تعطیل کردم اومدم تو اتاقم بدون اینکه لباس های بیرونم رو عوض کنم،یه چایی ریختم داشتم میخوردم
و داشتم به این فک میکردم که امشب فروش خوب نبود!
فردا وپس فردا هم که تاسوعا عاشوراست
وهمه جا تعطیله و فروشگاه منم تعطیله و فروشی در کار نیس
یعنی سه روز پشت سرهم هییییییچ!!!!!
در همین حین,یه شماره افتاد روگوشیم،
جواب دادم
یه مشتری آقا بود گفت دم فروشگاهم، خرید دارم
ولی شما تعطیل کردین،
بهش گفتم همین الان تعطیل کردم!
گفت میدونم خونه و فروشگاه کنار هم هستن
خواهش میکنم بیا فروشگاه رو باز کن من خرید کنم
اومدم بهش بگم انشالا روزی دیگه تشریف بیارین،
یاد گفتگوی چند دقیقه پیشم با خدا افتادم!!!
به خودم گفتم دختر مگه تو از خدا برای فروشگاه بسته مشتری نخاستی؟؟؟
مگه همین چند دقیقه پیش به خدا نگفتی من نمیدونم تو باید برام همین امشب بفروشی؟؟
خب الان همین مشتری هم کار خداست
خدا فرستادش که تو رو به خواستت برسونه !!
اینجا بود که چشمام برقی زد ودلم برا خدا غنج رفت
و به مشتری گفتم یه لحظه صبر کن الان میام
بلند شدم کلیدهای فروشگاه رو برداشتم لبخند زنان به خدا دویدم سمت فروشگاه !!
خونمون و فروشگام دیوار به دیوار هم هستن کمتر سی ثانیه من از اتاقم میرسم محل کار رو خخخخخخ
خب دیدم مشتری یه خانم و آقای جوان هستن
کرکره رو دادم بالا،
لامپها رو روشن کردم،
به مشتری ها خوشامد گفتم و…
خانم واقا رفتن سمت ویترین،
در کمتر از یک چشم بر هم زدن آقا گفت سایز 38 این مدل رو برامون بیار!
وخودش هم یه مدل مردونه گرفت دستش!
منم بهشون گفتم همین مدل 38 سایزمردونه هم داره،
میتونید به صورت ست بردارید(ست زن و شوهری)
که آقا گف خب پس سایز 42ش رو هم برای من بیار!
سایز 42 رو هم دادم دست مشتری آقا!!
یه لنگش رو پوشید و زود درش اورد،
خانمش هم همینطور، یه لنگ رو تست کرد!
بلند شدن اومدن سمت من وگفتن این دوجفت ست رو برمیداریم!
در کمتر از دو دقیقه انتخاب کردن,
مدل های مختلف رو پا نزدن!!
نیم ساعت کتونی به پا تو فروشگاه قدم نزدن
کلی باهم صحبت نکردن!!!
اتاق فکر تشکیل ندادن که آیا بخرن یا نه!!
حتی قیمت نپرسیدن!!!
مشتری که خدا سفارشی بفرسته همینقدر آسونه!!!
خدایااااا عاشقتم
الحق هم که انتخابشون عالی بود، جدیدترین رنگ و مدل نایک V2K خارجی رو برداشته بودن!!
هیچی دیگه من خریدشون رو آماده کردم گذاشتم تو بگ های اختصاصی فروشگاهم ودادن دستشون
وبراشون کلی آرزوی خوب کردم به رسم آرزوهایی که بدرقه راه همه مشتری ها عزیزم میکنم!!
و بهشون میگم:
که انشالاخریدشون مبارک باشه،
به دل خوش استفاده کنید،
انشالا کارتتون همیشه پر خیرو برکت باشه و….
بدون اینکه صحبت تخفیف یا چیزی کنن کارتشون رو دادن ومن کارت کشیدم و رفتن!!!
دوسه جمله هم با من حرف نزدن!!!
همینقدر آسون وراحت خدا چندین میلیون برام فروخت!!
چقدر خوبه که همیشه کارها رو بسپاریم به خدا و خودمون عقب وایسیم!!!
اینجا بود که یادم افتاد خدا چقدر راحت میتونه خواسته های ما رو برآورده کنه
اگر ذهن ما ترمز و مقاومتی نداشته باشه!!!
همزمان با اونا چند مشتری دیگه هم وارد مغازه شدن هرچند خرید نکردن ولی من کلی خوشحال شدم!!
وقتی مشتری ها رفتن ساعت از 11شب گذاشته بود من تعطیل کردم وبرگشتم خونه
ولی
خیلی خیلی خوشحال بودم وبه قول معروف تو دلم عروسی بود
نه برای اینکه فروش کرده بودم ، هرچند از فروش هم خیلی خوشحال بودم!
ولی دلیل اصلی خوشحالی من این بودکه :
خدای عزیزم جواب خواسته ای که از دل من رد شده بود را داده بود و برای فروشگاه تعطیل مشتری آورده بود!!!
برای این خوشحال بودم که
به ذهنم ثابت شد خدا صدای منو میشنوه
بهم ثابت شد همه کاره خداست
و خدا برای اینکه به من روزی برسونه نیاز نداره فروشگاهم وسط مرکز خرید شهر باشه!
بهم ثابت شد خواسته های من برای خدا چیزی نیستن!!!
بهم ثابت شدمن فقط با احساس خوب وباورهای درست خواسته هامو از خدا بخام و رها باشم
وبه چگونگی رخ دادنشون کاری نداشته باشم، خدا میدونه از چه راهی براوردشون کنه!!
خوشحال بودم چون یکبار دیگه قانون بهم ثابت شد!
دیگه با این اتفاق قشنگ، دیشب من رو ابرا بودم چون نشون داد
راهم درسته،
مسیرم درسته،
قانون همینه وچیزی غیر از این نیس!!!
من فقط باید با ایمان بیشتر با توکل بیشتر با اراده بیشتر تو مسیر درست بمونم تا نتایج دلخواه خلق بشن!!!
لازم نیس از این شاخه به اون شاخه بپرم!
لازم نیس به صحبت های افرادی که قانون رو نمیدونن
و میخان منو در مورد راههای پیشرفت کسب وکارم نصیحت کنن گوش کنم!!
لازم نیس برای رشد کارم دنبال روش های عجیب غریب بگردم!!!
لازمه فقط رو خودم کار کنم،
رو دو مبحث باور فراوانی و احساس لیاقتم کار کنم!
که خودمو لایق و شایسته دریافت ثروت بدونم!
خودمو لایق دریافت پول های اسون وراحت بدونم!
خودم وفروشگاهم رو لایق مشتری های زیاد بدونم!
لازمه فقط باور کنم:
فراوانی نعمت های جهان رو !!!
اینکه مشتری بی نهایته!
ثروت انتهایی نداره و بی نهاینه!!!
فرصت ها روز به روز بیشتر وبیشتر میشن
هیچ کمبودی در این جهان وجود نداره!!
باورکنم برای ثروتمند شدن عوامل بیرونی هیچ تاثیری ندارن!
فقط وفقط باورهای مالی من مهمه!
اینکه تو ذهن من ثروت و ثروتمندا چه جایگاهی دارن؟؟؟!!
آیا ثروت رو نعمت و برکتی از سمت خدا میدونم یا نه؟؟؟
آیا با ثروت وثروتمندا راحتم یا نه میگم ثروت کثیفه وثروتمندا آدمهای نادرستی هستن؟؟؟
و بی نهایت باور درست دیگه رو در مورد ثروت دارم یا نه؟؟؟؟
لازمه باورهای محدود کننده ذهنم رو بشناسم وبرای برداشتنشون قدم بردارم
و هیچ قدرتی به
عوامل و شرایط بیرونی
از جمله (سن، جنسیت، محل کاسبی، محل زندگی، شانس،قیمت دلار، حکومت، جنگ، امریکا،تبلیغ، ارث، سابقه مالی خانوادگیم،و سایر عوامل) ندم
اگر خیلی باورهای درستی درمورد ثروت ندارم باید رو باورهای ثروت سازم کار کنم همین
به دنبال انجام دادن یه کار خفن در دنیای بیرون نباشم برای ثروتمند شدن!!
فقط رو باورهای ثروت ساز کار کنم و تکامل رو طی کنم
فقط باور باور باور مهمه
باید باورهای ثروت سازم رو تقویت کنم
همین!!!
تمااام
خدایا درهای خیر و برکت وثروتت رو برای من وسایر دوستای نازنینم در این سایت بهشتی باز کن
چون ما لایق بهترین ها هستیم
«خدایا به امید تو»
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
استاد میخوام از نتایح مالی واضح بگم
یادمه من سال پیش که فایل چگونه درآمد خود رو در یکسال 3 برابر کنیم دیدم رفتم و تاهد دادم که درآمدم رو سه برابر کنم و اون موقع هییییییچ ایده ای نداشتم که چطور و از کجا ولی الان که گذشته من توی حدود 10 ماه 10 برابر شده و البته که الان داشتن این عدد برام طبیعی هست و راحتم باهاش ولی اون موقع باورم نمیشد که درامدم توی کمتر از یکسال 10 برابر بشه و اون تاهد موجب شد خدا منو قدم به قدم هدایت کنه
یکی از قدم ها که نشونه امروز من هم بود همین فایل بود که من دیدمش رابطه بین ثروت و خداوند هست
اول اصن فکر نمیکردم توی این مورد مشکل داشته باشم ولی بعد که یکم ریز شدم دیدم اره من مشکل دارم با معنویت و ثروت کنار هم تا این که اومدم روی این فایل کار کردم و موجب شد یه پولی وارد زندگیم بشه که روانشناسی ثروت رو بخرم
و بعد ادامه دادم تا جایی که درآمدم 10 برابر شده الان
اگه بخوام به خودم یه مورد اساسی رو بگم به خودم میگم درگیر چگونگی نباش چون حتی نمیتونی بهش فکر کنی
یه موردی که داشتم میخوندم در مورد همین معنویت ثروت موضوع مهریه حضرت زهرا باغ فدک بود که با استاندارد های امروز اگه یه دختری یه همیچین مهریه ای بگیره میگن دختره پول پرسته و بخاطر پول با طرفه و شوگر زده و از این داستانا
ولی یه باغ 50 در 50 کیلومتر
و حدود 100 هزار درهم قیمت داره در قرن هفتم که محاسبه میشه به پول الان حدود ده ها میلیون دلار قیمت داشته باشه یعنی بیش از چند ده هزار میلیارد تومن
و خیلی مهریه سنگینی بوده
آدم برای موفق شدن نیاز به خداوند داره وگرنه برای فقر و بدبختی نیازی به خداوند نیست برای موفق شدن باید توکل کرد برای ثروت داشتن باید با ایمان حرکت کرد وگرنه برای بدبختی هیچ نیازی به خداوند نیست
طی تجریباتم دیدم اقا خیلی ثروت معنویه خیلی ادمای ثروتمند ادمای بهتری هستن خیلی محیط های ثروتمند سالم ترن اخلاقیات توش بیشتر رعایت میشه احترام ها بیشتر حفظ میشه بخشنده ترن
سلام اقای حوارزاده چه کامنت امید بخشی نوشتی ممنونم ازت
راستش من توی شهر مذهبی کاشان بزرگ شدم واز لحاظ مالی هم همیشه خانوادم توی شرایط سخت بوده
این چندروزه از مناطق ثروتمند نشین ومناطق لوکس که ردمیشم
یاتوی یوتیوب مثلا فیلم هایی که از خیابان هایی مثل فرشته وکلا مکان های لوکس رومیبینم یک حسی دارم که میگه زودتر برو اینجا مال تونیست نمیدونم این به عدم لیاقت ربط داره یا معنوی نبودن پول البته انگار ترکیب دوتاشه خواستم ببینم شماهم قبل از این که روی این باور کارکنین همچین حس هایی روداشتین که بعد روی این باور کارکردین؟
وسوال دومم اینه که تمرکزتون رولیزری گذاشتین فقط روی این باور که درامدتون افزایش پیداکرد یاباور های دیگه هم بود؟اخه استاد هم میگن اولین باوری که تغییر دادن همینه ودرامدشون چندبرابر شد
اگه اینقدر این باور تاثیر گزارهست تمرکز کنم روش تاتغییرش بدم تازه من که توی شهر مذهبی بزرگ شدم همش توی هیئت ها وحسینیه ها بودم
احتمال زیاداین باور رودارم
باز ممنون میشم راهنماییم کنید
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برایاین فایل طلایی
این فایلاز طلایی ترین فایلهایی بود که دیدم و یه فایله دیگم مرتبط با این که ..حذف ترمز های مخفی زهن درباره ثروت
که توصیه میکنم ببینید من اینم از کامنتای دوستان پیدا کردم برام بحث باز تر کرد
نشونه های این چند روزه واین دوفایل جادویی سه وعده عالی کباب زدیم توی این دوه سه روز به طور ویژه عزیز دلم وسط فایل میخاستم برم بیرون خودش اسوده زنگ زد رفتیم وکلی ثروت فراوانی دیدیم وتحسین کردیم و سه وعده کباب مهمون شدیم یه جا که مهمونی خونه دوستی بسیار ثروتمند با اتیش بازی این حرفها بسیار خوشگزش
خلاصه این از رنگ لعاب ثروتی الهی که وارد زندگیم کرد
ودیگه انقد از نشونه هاش به وجد اومدم توی گوشیم به عنوان فایله طلایی گزاشتم تا مرورش کنم برای خودم
احساس میکنم تازه داره کم کم اگاهیا به قلبم میشنن ونشونه های کوچیک کوچیک میسازن اعتمادم به راهم بیشتر شده.
راستش من سه ساله توی سایتموباید بگم توی این مدت سفرهایی واقعا جادویی برکت از خرید های خوراکی خونه به زندگیم میباره خداروشکر
عزتو احترامم
جراتم بین ادما خیلی بیشتر شده راحت ترم رک ترم
وعزت مهربانی احترام ویژه تری روم هس
خداروشکر برای یه کامنته دیگه
دلتون شاد پر روزی وصل باشید بهش