اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و کنسلش کردم و ذهنم میخاست وراجی کنه گفتم نه حتما حکمتی داره
و موندم تو خونه ک همسرم ب شامی عالی بیرون بر کبابی دعوتم کرد حسابی خوردم و از خدا تشکر کردم و راحت لذت بردم از بودن کنار همسرم
صبح بیدار شدم ذهنم میخاست شروع کنه ک اره بیرون رفتنت نشد وسیله ات رو نخریدی خاسته هات تیک نخورد گفتم نه من باید بیشتر ذهنمو کنترل کنم بخدا ب یک ساعت نکشید این اس ام اس واریزی اومد ب ذهنم قشنگ گف دهنتو گل بگیر و ساکت شو دیگه …
من همیشه به دنبال بهبود اوضاع مالیم بودم ولی نمی دونستم راهش چیه واز همه مهم تر اینو نیفهمیدم که یک سری چیزا هست که من نمی دونمشون وافراد ثروتمند هستند که می دونن وبه دنبال اونا بودم که خداوند هدایتم کرد به سمت سایت عباس منش وزندگیمو متحول کرد
وقتی برایداولین بار آگاهیی های دوره ثروت یک رو شنیدم فقط میگفتم به خوودم که عععع اینه اینه اینا هموناایه که من نمی دونستم
بیشترین چیزی که روی من تاثیر گذاشت باور به فرآوانی نعمت ها وفرصت ها بود و باور به توانایی های خودم
چون هیچ باور درستی که نداشتم هیچ کلی باور به کمبود داشتم واصلا توانایی های خودمو نمی دیدم اصلا نمی دونستم اینقدر توانایی در وجودمه و وقتی روی این باورها یهدکوچولو کار کردم خداوند شجاعم کرد تا اقدام بکنم وحرکت بکنم سمت خوتسته هام وبعدش کلی از دستان خداوند اومد ایده اومد راه کار اومد که فکرشو هم نمی کردم ودر مثیر ثروت قرار گرفتم واوضاع مالیم کلی تغیر کرد بااینه هنوز کلی خواسته دارم ولی می دونم وسپاسگزارم برای شرایط العانم چون کلی تغیر کرده زندگیم وهمشو از خدای خودم دارم وآگآهیی هایی که استاد عزیزم بهم داد
که نه فقط توی مبحث ثروت من زندگیم روان شده روابطم بهتر شده سلامتیم بهتر شده شخضیتم قویی تر شده اعتماد به نفس وعزت نفسم توی وجودم داده خودشو نشون میده وکیفیت بهتریو دارم از خودم تجربه می کنم
وبزرگترین تحول من توی مبحث ثروت باور به فراوانی بوده چون توی هر کجا که نگاه میکنم که ضربه میزنه بهم فقط باور کمبوده که بهم فشار میاره واین باور کمبود بعضی وقتا توی لایه های خیلی زیرین ذهنم پیداش میکنم که داره دستو بالمو میبنده و وقتی میداشون میکنم ویه کوچولو روش کار میکنم کلی تغیر مثبت میبینم توی زندگیم
سلام استاد وقتتون بخیر و خداقوت نمیدونم این کامنت رو میخونید یانه فقط خواستم باهاتون حرف بزنم همین
من 2ساله دارم تلاش میکنم برای تاسیس آموزشگاه طراحی لباس بخاطرش از یه شهر به شهر دیگه ای اومدم بخاطرش کلی کار کردم پول در اوردم جاهای مختلف کار کردم بخاطر کلی تحول در شخصیتم ایجاد کردم کلی چالش ها باهاش مواجه شدم که بیشتر این چالش ها برمیگشت به عزت نفسه من چون از لحاظ شخصیتی مشکل داشتم و کسی که قراره کار افرینی کنه قطعا باید یک مدیر قوی سرسخت جسور محکم کنترل بر احساسات و نفس خویش داشته باشه و من از این لحاظ ها امادگیشو نداشتم من دوره رواشناسی ثروت 1 رو تهیه کردم دوره احساس لیاقت رو به تازگی تهیه کردم 2ماهه که توی این 2 ماه فقط تا جلسه 2 گوش کردم چون برام مهمه که هر جلسه رو خوب بفهمم تا اینکه برم جلسه ی بعدی الان که بعد دوسال با قانون تکاملی که در رواشناسی ثروت توضیح دادین از اکادمی طراحی لباس شد اموزشگاه خیاطی از خونه ای که قرار بود داخلش اموزشگاه رو تاسیس کنم رسید به جایی در پاساژی توی شهر که بسیار از لحاظ قیمتی مناسبه شروع کردم از صفره صفر دارم شروع میکنم و خوشحالم و مجوز اموزشگاهمو که همه ی ادما توی 5 ماه الی6ماه با کلی سختی میگیرن من در 3هفته مجوز اموزشگاهمو مثل اب خوردن گرفتم همینکه داشتم رنگ میکردم اموزشگاه رو جنگ شد و خیلی خیلی ناراحتم خیلی دارم سعی میکنم که ناراحت نشم اما ناراحت میشم چون صحبت از دلار و یا خرابی ساختمان و فلان و اینا نیست صحبت از جنگه جنگ و این خیلی منو ناراحت کرده همش به خودم میگم پس چی میشه اون همه ارزو
من تازه داشتم استارت میزدم من میخوام به ارزوهام برسم پس کو اون ارزوها یعنی دیگ قرار نیست ارزویی داشته باشم؟یعنی تمام؟استاد من از سال99که توی این مسیر اومدم هیچ اخباری رو دنبال نکردم اما از وقتی جنگ شده نمیتونم واقعا میشه ازتون بخوام باهامون حرف بزنید؟راهنمایی کنید؟من دلم میخواد زندگی رو زندگی کنم نه با حسرت زندگی کنم همین
میدونم که کاری از هیچکس ساخته نیست اما یه جور عجیبی ناامید شدم و این ناامیدی بعداز سالها اومده سراغم و من کسی بودم با تمام چالش هایی که برام پیش اومد ادامه دادم حتی بااینکه ناامید شدم اما بازم دارم به رنگ زدن و تموم کردن مغازه ادامه میدم اما نمیدونم واقعا چی میشه واقعا موندم نمیدونم دیگ چی بگم دوست دارم باهام حرف بزنید و راهنماییم کنید و همچنین دوستان
امیدوارم حالتون خوب شده باشه،دوست عزیز حتی اگه خواهر های استاد هم ازش کمک بخان،ایشون میگن برید سایت و فایل ها رو دوباره گوش بدید،تا متوجه قانون بشید،خود استاد هم نمیاد به هیچ احدی اختصاصی مشاوره بده چون تمام مشاوره هاش داخل سایت،شما در بخش کنترل ذهن شروع کنید به فایل گوش کردن،تا اینجا امدید این همه تکامل تون رو رعایت کردید،پس لطفا ادامه بدید و کنترل ذهن کنید.
همیشه وقتی قرآن میخوندم جاهایی میدیدم که نوشته هر کس باتقواتر نزد خداوند عزیز تر است و همیشه از خودم سوال میکردم که چگونه یعنی چی با تقواتر از معلمان اساتید میپرسیدم که این یعنی چه چون خیلی دلم میخواست اون با تقوا باشم و الان خیلی خوشحالم که با تقوا اون کسی هست که ثروتمندتر هست اون کسی که به خدا نزدیکتر هست اون کسی که سپاسگزارتر هست اون کسی هست که نعمتها و فرصت ها رو بیشتر میبینه اون کسی که به فراوانی جهان بیشتر باور داره و سپاسگزاری میکنه اون کسی هست که اون کسی هست که آرامش بیشتری داره توکل بیشتری داره و همه این دیدگاهها منجر به ثروت و نعمت بیشتر میشه خدایا شکرت برای این اگاهی ها این دریافت ها پس من این باور رو در خودم میسازم که من هر چه ثروت مند تر شوم نزد خدا محبوب تر میشوم این باور باعث میشود که من خودم رو متعهد بدانم که ثروتمند شوم و خودم رو متعهد بدانم که ثزوت بسازم روی باورهای ثروتم تا موقعی که زنده هستم کار کنم و ادامه بدم و البته من قبلاً آدم های ثروتمند پیر رو میدیدم که دارن برای ثروت تلاش میکنند با وجود یک سری بیماری ها با خودم میگفتم ای بابا این اینقدر ثروت میخواد چیکار کنه چقدر این حریص هست ولی اینطور نبود من با ذهنیت فقیر خودم این قضاوت رو میکردم خدا رحمتشون کنه
به هر حال الان دیگه خیالم راحت هست من تصمیم رو گرفتم که من تا لحظه ای که زنده هستم باید پول بسازم و البته با لذت از زندگیم با احساس خوب بدون حرص طمع و هر چیز دیگه من با آرامش و سپاسگزاری به امید حق باورهای رو درست میکنم و ثروتمندتر میشوم خدایا شکرت
سلام استاد جان چقدر خوشحالم از دیدن شما چه فضای زیبایی چه مکان روحانی خدایاشکرت واقعا سپاسگزارم استاد عزیز من بعداز خریدن دوره روانشناسی ثروت به وضوح میبینم راه رسیدن ب خدا ثروتمندشدن آبت ثروت بسیارمعنویست و خداوند دوست داره که انسانها ثروتمند باشند چون وقتی ثروت داری میتونی به گسترش جهان کمک کنی میتونی جهان رابه جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنی پس آدم بهتری میشوی من با استفاده ازآموزها شمامرتب به خودم یادآوری میکنم که تنها راه رسیدن به معنویت به خدا به سلامتی بهم جهت شدن با خدا این است که ثروتمند بشم قبلا می گفتم پول و ثروت انسان را از خدا دور میکنه وبه خاطر همین باور هرچی تلاش میکردم فایده نداشت جالبه نمیدونم چرا همه کسانی که میگن ثروت معنوی نیست دارند و اگر ثروتمند بشیم آدم بدی میشیم پس چرا اینقدر تقلا میکنند ودنبال کارهای سخت میروند برای بدست آوردن پول اگه خوب نیست چرا دست به هرکاری میزنید تا آن را بدست بیاورید درگذشته این فکر من بود که چرا چیزی که خوب نیست خدایی نیست و کثیف است مردم تمام عمر به دنبالش هستن استاد جان به لطف خدا وآموزهای شما من در سن 55 سالگی صاحب درآمد شدم من خیاط هستم البته خیلی درآمدم زیاد نیست امااعتمادبه نفسم تغیرکرده چقدر ثروت باعزت نفس همخوانی داره به خودم میگم هیچ چیز بهترازثروت نمیتونه منو به خدا نزدیک کنه واقعا سپاسگزارم اگر شما ثروتمند نبودی من هیچوقت شما را باور نمی کردم خداروشکر بابت این مسیر زیبا
سلام رفقای بهشتی ام که عطر خوبشون فضای سایت رو دربرگرفته.
استاد یه حدیثی از دوران کودکی به ما گفته بودن که اگر کسی خودش سیر باشه و همسایه اش گرسنه،مسلمان نیست!
و من از همون بچگی به این فکر میکردم که چطوری میشه فهمید همسایه گرسنه هست یا نه.
خلاصه استاد یکی از خانم های فامیلمون چندساله با 3تا بچه از همسرش جدا شده.
بچه ها هم پیش خودش هستند.
بعد از جدایی توی شیراز خونه خرید،پارس صفر خرید.
کل هزینه تحصیل بچه ها و هزینه شهریه دانشگاه ازاد پسرشو میده.
اون یکی پسرشو میفرسته کلاس زبان،خودش و بچه هاش همیشه بهترین لباسها رو میپوشن.
مسافرت های خوب میرن.
برای پسر بزرگش هم یه ماشین خرید فکر میکنم پرایدبار.
برای خودش چندتا النگو و انگشتر خرید درصورتیکه هیچ مهریه ای از همسرش نگرفت و موقع جدایی،وضع مالی خیلی بدی داشت.
خلاصه بنده خدا این خانم خیلی حرف پشت سرشه و همه اقوام براشون سواله که چطوری تنهایی اینقدر پیشرفت کرده؟؟؟
جندباری که با خواهرم در موردش صحبت کردیم،خواهرم میگه حتما با یه مرد پولدار ازدواج کرده!
بعضی وقتها هم میگه حتما کار خلاف میکنه!
خلاصه استاد من خیلی سعی میکنم که در مورد این خانم نظر ندم و قضاوت نابه جا نکنم.
ولی ته ذهنم واقعا نمیتونه بپذیره که چطوری این خانم تونست اینقدررر سریع صاحب خونه و ماشین صفر بشه؟؟؟
البته استاد باورم نمیشه همین الان که دارم مینویسم،یه کم سیمان های مغزم شل شد نسبت به این خانم.
وقتی من باورم اینه که یک خانم نمیتونه اینقدر زود موفق بشه و بتونه به خواسته هاش برسه پس لاجرم نباید از لحاظ مالی پیشرفت کنم.
اتفاقا برادر همین خانم هم چند وقت پیش،پدر و مادرشو با هواپیما فرستاد کربلا و کل هزینه سفرشون رو متقبل شد.
وقتی مادرم داستان رو برای خواهرم تعریف کرد،خواهرم در جواب گفت این که هنر نیست.خدا کنه درامدش از راه حلال باشه!!!
یعنی اینکه یه نفر بیاد 50 میلیون پول بده پدر مادرش برن کربلا،خیلی عجیبه!
و 50 تومن پول خیلی زیادیه و ممکنه از راه حرام باشه!!!!
وای بر باورهای محدود کننده ما!
خلاصه استاد اینایی که خواهرم میگه ته ذهن خودم هم هستا ولی تفاوتمون اینه که اون به زبون میاره ولی من جلو دهنم رو میگیرم و به زور و فشار توی ذهنم سعی در سرکوب این افکار سمی دارم.
استاد ما 8 تا خواهر برادرا بچه که بودیم،وقتی وضع مالی نامناسب پدر و مادرمون رو میدیدیم،به خودمون میگفتیم باید الان خوب خوب درس بخونیم،تا بزرگ شدیم یه کاره ای بشیم،کارمندی بشیم،حقوقی داشته باشیم بتونیم به پدر مادرمون کمک کنیم.
یعنی باور اینکه میخوایم پولدار بشیم تا به پدرمادرمون کمک کنیم،از بچگی توی وجودمون شکل گرفته.
و جالبه هممون،حتی پدر مادرم فکر میکردیم فقط و فقط و فقط از طریق سخت درس خوندن و کارمند شدن میتونیم پول در بیاریم.
الان هم که از 8تا بچه 5 تا از خواهر برادرهام کارمند شدن و از دولت حقوق میگیرن!
پدرم هم که دبیر بازنشسته هستن.
یعنی از یه خانواده 10 نفره،6 نفر کارمند.
استاد این باور اینقدر فراگیره که حتی پسر 6 ساله ام به من میگه مامان میخوام بزرگ شدم پولدار بشم برای تو ماشین شاسی بلند بخرم.
استاد تا قبل از اشنایی با مباحث ثروت شما،من وقتی داشتم ثروتمند بودن خودم رو تجسم میکردم،میدیدم که دارم با ثروتم چندتا مغازه کنارهم میخرم و میدم برادرهام کار کنن تا از این وضعیت بی پولی در بیان!!!
یا اینکه توی تجسماتم برای پدر و مادرم خونه میخریدم!
یعنی باور اینکه خدایا به من ثروت بده تا به بقیه کمک کنم،به تجسماتمم رسیده بود.
خلاصه استاد همه حرفهاتون حقه.
همیشه برام سوال بود که چرا همکارم تونست با درامد همین شغلی که من هم دارم در زمان مدت کوتاهی ماشین 207 صفر بخره؟
تونست تنهایی شیراز خونه اجاره کنه.
الان هم 15 میلیون در ماه فقط اجاره واحد اپارتمانشه.
تونست کلللل وسایل خونه از بهترین مارک بخره.
خودش گفت یک میلیارد و نیم وسایل خونه خریدم.
الان هم تصمیم به خرید خونه داره.
و فکر کنم نزدیک به 2 میلیارد هم پس انداز داره.
مشتریهاش با کیفیت تر از مشتریهای منن و حق الزحمه های خیلی خیلی بیشتری نسبت به من دریافت میکنه.
تازه بهم گفت هر ماه هم نزدیک به 15 میلیون به خانواده اش کمک میکنه.
همیشه هم موفقیت دوستم رو ربط میدادم به عوامل بیرونی.
میگفتم خب این دوستم مجرده،بچه و همسر نداره.
به راحتی میتونه روی شغلش تمرکز کنه.
میتونه تایم بیشتری بیرون از خونه باشه.
هم صبح میره بیرون از خونه و هم عصر.
هیچکس به رفت و امدش گیر نمیده.
اینجوری موفقیت دوستم و عدم پیشرفت خودم رو توجیه میکردم و همچنان هم میکنم.و نتیجه هم که کااااااملا مشخصه.
ولی منم باید شروع کنم.
اگر دوستم و همکارم تونسته دقیقا،دقیقا،دقیقا با همین شغلی که منم دارم اینقدر پیشرفت کنه،پس منم میتونم.
اما اگر الان در حال حاضر من حتی 1 هزارم دوستم هم نتیجه نگرفتم ،یعنی یه ایرادی در وجود منه.
ولی خبر خوش و امیدوار کننده این هست که باورها قابل تغییر هستن.
منم میتونم با تغییر باورهام موفقیت هایی حتی بیشتر از دوست و همکارم کسب کنم.
واقعا خود کامنت نوشتن هم قدمیه برای شروع فرایند تغییر باورها.
وقتی مینویسی، یکی یکی باورهای محدود کننده از اعماق ذهن بیرون میان.و خودت و افکارتو بهتر و بیشتر میشناسی.
و حتی یه کم سیمان باورهای محدود کننده شل میشن.
خدایا شکرت به خاطر حضورم در این محفل توحیدی.
خدایا شکرت به خاطر اینکه دانشجوی استاد عباسمنش هستم.خدایا شکرت به خاطر وجود نازنین همه هم خانواده ای های عزیزم در این سایت بهشتی.
من اولش گفتم نه من اینجوری نیستم ولی وقتی عمیق فکر کردم دیدم آره احساس گناه دارم. همیشه تو دوران مدرسه این افکار داشتم که جلوی بقیه دوستانم خوراکی نخورم نکنه بقیه نداشته باشند بخورند و حسرت بخورن و تو دلشون حالتی باشه که من متوجه نیستم برای همین یا به تعداد کل بچه های کلاس خوراکی میگرفتم یا باهمه تقسیم میکردم و تعارف میکردم به همه.
اینکه نمی رفتم رستوران مغازه بیرون که نکنه بقیه ندارن بخورن ببینن حسرت بخورن.
ویژگی بعدی که داشتم بخشیدن وسایل خودم به دیگران بودن از دست بند تا ساعت تا لباس و خودکار وسایل دیگه هرکس میگفت چقدر یک وسیله ات زیباست تعارف میکردم مال خودت انقدر اصرار تا طرف قبول کنه انگار به احساس آرامش می رسیدم می بخشیدم وسایلمو از گردنبند نقره تا لباس تا کیف تا هرچی که هرکس میگفت قشنگ انقدر اصرار میکردم تا می دادم به طرف .
ویژگی بعدی اینکه اصلا پس انداز بلد نیستم اصلا انگار با پول جمع کردن مشکل دارم .اینکه به صورت مخفی یک کارت داشته باشم که توش پولی نگه دارم میگم خساست اخلاق بدی هست .مثلا تو کارتم 1 میلیون هست اون به بقیه میگم و به صورت خودمختار وقتی اطرافیان میگن نداریم میزنم تو کارتشون انگار به آرامش می رسم وقتی هیچی تو کارتم نیست هیچ وقت موجود کارت من بالای 6 میلیون نبوده .چون هرموقع پول میاد تو کارتم یا خرید های اشتباه انجام می دهم یا می بخشم به دیگران یا میگم چیزی لازم ندارید یا به صورت خودکار می روم وسیله میگیرم برای خانه .
مثلا جای اینکه مثل خیلی از همسن سالام پول جمع کنم طلا بخرم همش احساس گناه دارم وقتی پول دستم هست .
این احساس گناه خودش به شکل زیر نشان می دهد :
1_وقتی پول تو کارتم هست سریع به دیگران می گم و می خواهم ببخشم بهشون انگار پول تو کیف ام هست خوابم نمیره انگار رنج می کشم داخل کیفم مثلا 100 هزار تومان باشه سریع اون از کیفم در میارم می دهم به یکی اونجوری آرام میشم میگم خوب خداروشکر من هیچی ندارم انگار پول داشتن گناه می دانم یا یه کار ناپسند یا اینکه در مخالفت با وجدان اخلاقی اصلا سیاست زنانه ندارم.
2_پس انداز صفر میگم در لحظه باید زندگی کرد .
3_اینکه میگم طلا داشته باشم که چی بزار بدهم همسرم بفروشه یا همش هر طلایی داشتم ازبچگی دادم یکی فروخته خورده چون تو ذهنم طلا داشتن مساوی یک آدم ابینس اسکورج طور هست یعنی میگم اونایی که سرتا پاشون طلا میگیرن خیلی دمده هستن.خسیس هستن.از نخوردن به اینجا رسیدن.اینا یک مسافرت خوبی نرفتن فقط جمع کردن مثل مورچه ها .عقده دیده شدن دارن
می خواهند باهاش پز بدهند دل بقیه بشکنن .می خواهند بگن مثلا ما خیلی داریم.
دهاتی بازی که 20 تا النگو بندازی تو هر دستت.
انگار اونایی که فقط به فکر طلا هستن آدم های خودپسند و خودشیفته و فقط به فکر خودشان هستن.
انگار هرکس پولدار تر تو ذهن من طلا میخره میخواهد باهاش دل بقیه بشکنه یا باهاش کلاس بزاره خود برتری منیت داشته باشه بگه خوب من طلا دارم تو چی داری. یا مثلا میگن فلانی دیدی طلا داره ولی تو عمرش یک کتاب نخونده یک صفحه مطالعه علمی نداشته
یا دیدی میگن مثلا دندان هاش خراب ولی سرتا پاش طلا میگیره مثل انسان های اولیه .
یا مثلا میگن طرف هرچی ندیده بدیده تر النگوهای دستش بیشتر.
یا مثلا چون بعضی شهرها خیلی طلا میخرن یا تو عروسی هاشون خیلی طلا می دهند این صحبت هست که بابا مگه اینجا شهرستان انقدر به خودت زیور آلات وصل کردی .
بعدش دیگه به واسطه این دزدی هایی که میشه یا این گرانی ها ترس اینکه طلا داشته باشی دزد بیاد خفتت کنه یا گردبندت بزنن دستت قطع کنن یا بلایی سر خودت بچه ات میاد
اینکه طلا داشته باشم بعدش بخوام بندازم باهاش فخر بفروشم .
آیه 37 سوره اسرا و در زمین با تکبر و سرمستی راه نرو که تو هرگز با قدم هایت نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز در بلند قامتی به کوها نمی رسی.
چون کسانی دیدم که مثلا پول دار بودن طلا داشتن
باهاش فخر فروشی کردن مثلا آمدن کلاس گذاشتن برای من یا مثلا خودشان گرفتن دید از بالا داشتن به بقیه یا النگوهای دستشون در معرض نمایش میزاشتن دستشون تکون میدادم بگن ما الان النگو داریم .
یا مثلا شده بود زن عموهای من وقتی طلا می خریدن می آمدن برای مادر من فخر فروشی میکردن یا کلاس میزاشتن .
یا مثلا تو عروسی ها انگار هرچی بیشتر طلا بریزن سر گردنشون آدم مفتخر تری هستن .
یا اینکه مثلا میگم آدم باید شعور داشته باشه فرهنگ داشته باشه تحصیل کرده باشه طلا میخواد چیکار طلا دارن ولی فرهنگشون در حد گاو می باشد.
یا مثلا اینکه طرف به واسطه طلاهایی که داره میگه دخترم به هرکی نمی دهم فخر فروشی میکنه وقتی حتی یه پسر با ایمان میره خواستگاریش
میگن تو در شان ما نیستی تو در حد ما نیستی تو بدرد ما نمیخوری پولت چیه خانه ات چیه .
برای همین باعث شده ناخودآگاه از طلا خریدن طلا داشتن بدم میاد.
یا اینکه همیشه تو اینستاگرام یا تو فضای مجازی یا تو صحبت های عامیانه دخترایی که مثلا خانواده هاشون طلا میخواستن یا دختره ملاکش برای ازدواج طلا میخواست کوبیدن که دختره شرف نداره وجدان نداره پولکی هست خودش به پول می فروشه
بسیار دیدم آدم هایی که میگن آه دختر پولکی هست
اینا پول پرستن که تو ازدواج دنبال پول طلا هستن.
یا اینکه هرکس که طلا زیاد میندازه تو فضای مجازی یا حضوری میگن چقدر فخر فروشی میکنه چقدر ندیده بدیده
معلوم نیست حق کی خورده اینجوری شده به فکر مردم نیست.
تو این وضعیت که مردم تو فلاکت بدبختی هستن نان ندارند بخورن تو با زندگیت طلاهات فخر میفروشی.
یا همسرم میگه همیشه خانم های نامناسب تو زمان قدیم طلا آویزون گردنشون میکردن. یا اوج بی کلاسی این حجم طلا
طلا بفروشی بری سفر بفروشی زندگی کنی تو لحظه آمد مردی بمونه برای کی برای وارث بخوره ببخشید مدفوع کنه تو روحت.
مگه ننه بابای من چی گذاشتن برام .
طلا بفروشی بری مسافرت خارج عشق حال
آمدیم که عشق حال کنیم. یا اینکه تو ذهنم این من طلا دوست ندارم یا طلا ظریف خوبه یا اینکه بگم من خاصم برخلاف بقیه دخترها پولکی نیستم میگم طلا نمیخوام یا بفروشیم بزنیم به زخم های زندگیمون
مثلا فداکاری.
یا مثلا اینکه میگم حس خفگی میده طلا داشتن
4_اینکه اگر پس انداز مخفی داشته باشم یا اگر پولی باشه تو کارتم ندهم به همسرم حتما دوستش ندارم وقتی شوهرم تو کارتش پول نباشه چرا باید من پول داشته باشم اون مرد خانه خرج میکنه بزار تو کارت اون پول باشه .می روه بیرون غرورش خورد میشه تو کارتش نباشه حالا من زنم چیزی نمیشه نباشه تو کارتم
5_چون هیچ وقت پول تو جیبی پدرم یکجا نمیداد هرچی می خواستیم باید از خودش درخواست می کردیم و اون برامون فراهم میکرد یا مثلا همیشه تو کارتم پولی نبود خیلی زیاد و مایحتاج پدر ومادرم فراهم میکردن این هنوزم در ذهن من هست .
6_وقتی می رفتم سرکار حقوقم بین همه تقسیم میکردم بدون هیچ آینده نگری.مثلا میگفتم مادربزرگم نداره مادرم چی خاله چی و….می زدم تو کارتشون ایثار گری دیگه.بعد خودم پولم تمام میشد قرض میکردم از پدرم.یا تو فشار قرار می گرفتم
مثلا یه مبلغ زیاد برو وسیله بگیر یا خوراکی بخر برای خودم یا همکارم یا کادو بگیر خوراکی بخر اسباب بازی بگیر برای خودشیرینی الکی برای دختر همکارم.
یا مثلا وقتی مددجویان و دیگران دستشون جلوم دراز میکردن هرمبلغی داشتم شده خودم نداشتم قرض مبکردم می دادم بهشون.مثلا طرف میگفت خدا خیرت بده پول برقش می ریختم .یا مثلا می رفتم خوراکی و لیوان جایزه می خریدم برای بچه هاشون این ها کارهای خوبی هست اما وقتی خودت به اون ثبات مالی برسی نه وقتی خودت نداری میخوای منفی بشی
اینکار به صورت افراطی میکنم
هرموقع کسی می بینم می بخشم بهش پول از کودکان سر چهار راه گرفته تا معلولین تا هرکسی معتاد و….
حالا دلیل بخشیدن پولم و صدقه دادن :
1_اینکه همیشه گفتن صدقه 70 نوع بلا رو رفع میکنه صدقه معامله با خداست .مثلا تو اگر مشکلی داری بدبختی داری میای پول می دهی به نیازمندان نذری می دهی خداوند هم حاجت روات میکنه .خداوند یه انسان تو دین مذهب ما که یه کاری کنی براش 10 تا کار میکنه برات .
اینکه مثلا بیا نذر کن فلان عید شد شربت بده شیرینی بده شیر بده
برو امام زاده پول بده طلا بده .
اینجوری هم خودت حاجت روا میشی هم یه کادو هدیه دادی به نیازمندان.
یا اینکه مثلا هزاران صلوات بفرست یا ذکر بگو یا مناجات بخون یا گریه زاری کن تا خداوند دلش به رحم بیاد .
فلان آیه قرآن مثلا سوره شوری 1001 مرتبه بخون تا خدا برات کاری کنه آخه چرا مثلا خدا باید من آنقدر ذکر بگم تا کاری کنه برام .
یا مثلا فلان شهید سیب دوست داشته میخوای حاجت روا بشی باید چندین کیلو سیب بخری پخش کنی تا حاجت روا بشی.
یا مثلا اینکه میخوای حاجت روا بشی خداوند باید بهش قرض بدهی قرض نیکو.
2_از کودکی تک تک معلمان و افراد اطرافم می گفتن خدا خیر بده فلانی رو چقدر آدم خوبی دست به خیر داره اصلا به فکر خودش نیست هرچی داره می دهد به مردم.یا اینجوری با کمک به بقیه اون هارو شاد میکنه سرحال میکنه قلب یه کودک از خوشحالی می لرزه .از بچگی تو مدارس به ما یه صندوق صدقه می دادن می گفتن پولتون بریزید داخلش بدهید به ما تا ما هم به کودکانی که ندارند تو مدرسه کمک کنیم خدا اینجوری شمارو بیشتر دوست داره .خدارو خوش میاد اینجوری حس عذاب وجدان می دادن که شما که لباس نو دارید ولی دوستتون نداره اون دلش می شکنه گناه داره .
یا اینکه مثلا جشنواره عاطفه ها بیاید لباس بیارید برای بقیه پول بیارید برای بقیه.
اینکه در تک تک صحبت های ما ایرانی ها این هست که آدم خوب مناسب کسی که قلب بزرگی داره هرچی داره می بخشد و می دهد تا خدا براش جبران کنه.
3_اینکه با اینکار هم بلا از خودم دور میکنم هم چشم زخم رو هم اینکه اون دنیا خدا بهم خیر می دهد میگه مثلا فلان تاریخ پول دادی به فلانی بهشت خریدی برای خودت.مثلا اینکه ما میایم این دنیا با بخشیدن پول به دیگران
برای خودمان خانه می خریم تو آخرت این دنیا که فانی هست مال دنیا به دنیا میمونه چرا به فکر بهشت ماندگار نباشی.
4_خدا کسانی که کمک می کنن به نیازمندان خیلی دوست داره .
• و آیاتی مثل سوره بقره، آیه 261:
“مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ” (داستان کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند دانهاى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند براى هر کس بخواهد (این پاداش را) چند برابر مى کند، و خداوند گشایشگر داناست).
• سوره بقره، آیه 262:
“الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ” (کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، سپس منت و آزاری به دنبال انفاق خود نمیآورند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند).
• سوره بقره، آیه 270:
“مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَهٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ” (و هر آنچه انفاق کنید یا نذری کنید، خداوند آن را میداند و ستمگران یاورانی ندارند).
• سوره آل عمران، آیه 92:
“لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ” (هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمیرسید تا از آنچه دوست دارید (در راه خدا) انفاق کنید و آنچه انفاق میکنید، خداوند از آن آگاه است).
• سوره حدید، آیه 18:
“إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ” (مردان و زنانی که انفاق میکنند و به خدا قرض نیکویی میدهند، برای آنها دو چندان میشود و پاداش پر ارزشی دارند
پس من باید کمک کنم به دیگران یا داستان هایی که راجب قارون می گفتن که خدا ثروتش یه جا گرفت ازش
یا داستان های زیادی که فلان کشاورز خسیس بود مزرعه اش آتش گرفت بچه اش مرد .
یا داستان هایی که حماسه سرایی کردن از پهلوانان و عارفانی مثل پوریای ولی که هرچی داشت بخشید به دیگران یا مثلا حاتم طایی یا کسانی که در تاریخ ماندگار شدن چون هرچی داشتن بخشیدن به دیگران یا خودشان فدای دیگران کردن مثل تختی مثلا تختی خودش نمی خورد ولی میداد به دیگران
یا مثلا الان رسول خادم خودش وقف کرده برای مردم میگن آدم خوبی هست.
انگار تو فرهنگ ما آدم خوب کسی که خودش فدای مردممیکنه هیچی نداره هرچی داره نداره می بخشه
تو ذهن من این هست که اگر میخوام آدم خوب باشم بهشت برم خدا دوستم داشته باشه باید خودم فدای بقیه کنم و هرچی دارم ندارم ببخشم.
5_اینکه ذهنیت این دارم کاش خدا بهم پول بده منم ببخش به بقیه دست خدا بشم.مثلا میگفتم کاش پول داشنم خیریه می زدم آسایشگاه می زدم .کمک دانشجوها می کردم کتابخانه می زدم .انگار ذاتا پول داشتن چیز کثیفی هست که باید بخشیده بشه زکات خمسش داده بشه تا اون پول تمیز بشه.همیشه میگفتم کاش داشتم می دادم به دختران فقیر
چون خودم نتوانستم آنچنان مرفع باشم پس بزار کمک کنم به بقیه .
من پول برای خودم و لذت تفریح خودم نمی خواهم پول می خواهم تا بدهم به بقیه .
6_اینکه کاش خدا بهم بده منم بدهم به پدر و مادر خاله دایی عمو عمه و…….گناه من یک نفر داشته باشم عشق حال کنم ولی خواهرم تو نداری باشه تو فقر باشه من حال کنم برم شمال جنوب عشق حال ولی خواهرم بمونه تو فروشگاه کار کنه.
پس خوب نیست منم نمیخوام لذت ببرم .
7_اینکه آدم های مرفع بی درد آدم های ظالمی هستن فقط به فکر خودشان هستن .انگار نه انگار مردم عادی هم آدم هستن ظالم ها برای خودشان خانه خریدن اونم نه یکی نه دوتا 10تا 10 اون موقع یکی مثل من یه خانه هم نداره.کاش میشد آدم های ثروتمند نابود بشن که خانه های میلیاردی میلیاردی دارن تو دختر بازی پسر بازی پارتی عشق حال مسافرت های خارجی
این همه آدم هم هستن که تو فقر نداری تو جنوب کشور دارن میمرن.ثروت مند ها کثیف ظالم هستن پی عشق حال خانم بازی درینک زدن با بچه های بی عرضشون که فقط حق افراد باهوش میخورن.
با پول باباشون کلاس میزارن .
اون موقع یک فرد شایسته مثل من حتی نتوانست به هیچ جا برسه چون آدم های ثروتمند بودن با پول پدرشون رفتن دانشگاه های خاص شهریه دادن .
اصلا خوشم نمیاد تو ناهشیارم از ثروتمندان اونا آدم های طماع حریص دزد مال مردم خور هستن که با ثروتشان پا میزارن روی حق افراد بدبخت که ناشایست بی عرضه هستن که فقط به فکر خودشان هستن .
واقعا تو ناهشیارم خیلی از ثروتمندان بدم میاد تازه متوجه شدم .میگم مثلا من چرا نباید تو رفاه آسایش باشم بعد اونا انقدر داشته باشن .
منم پول نمیخوام چون پول داشته باشم مثل اونا میشم یه آدم کثیف که فقط به فکر خودمم وجدان و احساسات ندارم و فقط در بند دنیا هستم
8_اینکه چرا من باید خانه بخرم چندتا خانه داشته باشم در حالی که این همه آدم کارتون خواب هست.چرا من باید خیلی پول دار باشم درحالی که بقیه نان ندارن بخورن من نهایت یه خانه یه ماشین بسته. بزار به بقیه هم برسه .من اگر هرچی هست بردارم پس بقیه چی میشن بقیه مگه آدم نیستن .کلی خانه خالی داشته باشم بقیه بدبخت باشن.
9_خداوند عاشق فقرا طرفدار مظلومان مساکین هست و از افراد پولدار بدش میاد.
خدا، دعای بندههایی که خیلی دوسشون داره رو اجابت نمیکنه تا اونا هم بیشتر صداش کنن و خدا میخواد صداشون رو بشنوه و اینا (که فکر میکنم منظورش از صدا کردن، گریه و ناله بود) ولی دعای اون آدمایی که خوشش نمیاد رو سریع برآورده میکنه و میگه بذار من این چیزی که میخواد رو بهش بدم تا زودتر دهنش بسته شه و صداشو نشنوم!
انگار مثلا خدا رابین هود هست .
درادامه جملاتم یک
1_یک عمر مادرم میگفت خداروشکر که پول نداریم ولی سالمیم فلانی پول داره ولی همش تو بیمارستان
پول نداری که نداری همین که سالمی خداروشکر برو بیمارستان سوختگی یا بیمارستان سرطانی ها بچه های کوچیک ببین چقدر خوبه که سالمی .
انگار هرکی پول داره بدبختی های دیگه داره .
مثالش
1_هرکه بامش بیش برفش بیشتر یعنی پول دارها دغدغه هاشونمپول دارنه و بیشتر هزار جور دغدغه دارند.
2_چه فایده طرف پول دار ولی شاد نیست مالش مال حرامه با مال مردم رسیده به جایی گنجپیدا کرده دزدی کرده
مثلا میگن یا تو فیلم ها نشان می دهند مردی که پول دار هست مییره زن جوان میگیره بعد زنش ول میکنه میره با بعدی یعنی مردها اگر پول دار بشن خیانت میکنن تو فیلم ترکی سیب ممنوعه مرد نقش اول فیلم که خیلی پول دار بود 10 تا زن عوض کرد و هر دقیقه به یکی خیانت میکرد.
5_مردهایی که پول دارند چه فایده اصلا وفاداری بویی نبردن بویی از انسانیت نبردن بویی از شرافت نبردن.چون پول دارن هر دقیقه بخوان میزنن زیر زندگیشون میرن با یکی دیگه .چون رفاه مالی دارند زن بچه در رفاه مالی میزارن و می روند با خیال راحت سراغ دخترهای دیگهچون دخترام دنبال پولن سریع باهاشون رفیق میشن.
مرد نباید شلوارش دوتا بشه چون اون رفاه مالی داشته باشه دیگه چون دغدغه نداره شروع میکنه مخ دخترها زدن خانم بازی کردن.
مرد هرچی پول دار تر خیانت کار تر .همش هم تو فیلم های ایرانی نشان دادن که مثلا شریفی نیا پول داره و داره خیانت میکنه .
مثلا طرف دکتر ویلا داره
زن می بره ویلاش .
انگار اینکه دوتا خانه داشته باشیم چندتا ماشین فکر میکنم شوهرم میره یکی می بره تو اون خانه ها منم نمی فهمم که.
8_یا عمیقا باور دارم که ادم های پولدار شباااانه روزی کار میکنن و هیچ تایم ازادی ندارند
سطح دغدغه ام بیشتر میشه
9_اگر پولدار باشی فردا جنازه ات خاک نشده پول ارث میخوان.بی پولا که دعوا نمیشه سر جنازشون بچه هاشون با معرفت تر هستن برعکس پول دارها بچه هاش احساس ندارند جنازه ننه بابای وسط هست موهای هم می کشن باهم دعوا میکنن. یاپول دارها بی احساس هستن مادر پدر میزارن سالمندان
بچه های پایین شهر بامعرفت تر هستن تو رفاقت تو دوستی تو همه چی ولی پول دارها افاده ایی هستن .
10_درسته پولدارن ولی بلد نیستن چطور حالش ببرن ما که بلدیم نداریم
11_من همسرم درسته پول نداریم ولی عاشق همیم تو چند متر جاهم باهم زندگی می کنیم ولی طرف تو پنت هوس ولی بهمخیانت میکنن بنیاد خانوادشون از همپاشیده ولی شوهر من شده با عشق یه کیک میخره برام .
12_زن هایی که شوهرشون با عابر بانک اشتباه میگیرن خیلی بی ارزش هستن و انگار کالا هستن خودشان با پول مبادله میکنن.انسان باید مراممعرفت داشته باشه انسان باید انسان باشه
13_الان که جنگ شده نگاه دنیا چقدر بی ارزشه این همه ماشین خانه زندگی موند زیر بمب خانه زندگی می خوایم چیکار همین که سالمیم بسته
میخوام در مورد یه نفر از همشهری هام که خیلی آدم ثروتمند و سرشناس و مذهبی هست صحبت کنم .
این بنده خدا تو چند مرحله از زندگیش مشکلاتی براش پیش اومد که واقعاً ویران کننده بودن مثلاً یکیشون اتهام قتل اون هم دو نفر، که بنده خدا پاش به زندان هم باز شد و ضررهای میلیاردی پشت سرش.
این مسئله برا من و خیلی های دیگه سوال بود که چرا این مشکلات برا ایشون پیش میاد .
یه روز خیلی اتفاقی داخل مغازهای بودم که ایشون هم اومدن داخل. و در جواب یه نفر که ازش سوالی پرسید حرفها یی رو گفتن که تمام جملات استاد رو که در روانشناسی ثروت یک در مورد باورهای یک سری افراد مذهبی در مورد ثروت گوش داده بودم جلو چشمم می آورد.
ایشون حرفهاشو با یه شعری درباره فقر و لباسهای کهنه حضرت علی شروع کرد و بعدش هم با چشمان پر از اشک گفت که همیشه از خدا خواستم و میخوام که منو به صفر برسونه و …… اون لحظه اولین چیزی که به ذهنم رسید شکر گذاری از خدا بود بابت این آگاهی ها و مسیر زیبا و اینکه چقدر هدایتی با این مثال عینی این قانون رو به من آموزش داد . که باورهای بنیادین ما اتفاقات رو برامون رقم میزنن
اون موقع بود که ذهن من رابطه بین باورها و مشکلات اون فرد رو پیدا کرد . و اگه حرفهای استاد رو در مورد باورهای ثروت ساز نمی شنیدم خدا می دونه حرفهای این بنده خدا چقدر باورهای فقر آلود رو در من تقویت میکرد
تا چند روز جملات طلای استاد یادم میومد که:
اگه ذهن فقیر داشته باشی مهم نیست چقدر پول داشته باشی همون ذهن فقیر اون مقدار ثروت رو هم از بین میبرد.
پس مهم داشتن پول نیست مهم ذهن ثروتمنده که ما رو در مسیر فراوانی و نعمت و ثروت قرارمیده.
دوستان خدا رحمانه ،رحیمه ،ستار العیوبه ،رزاقه ، وهابه ، غنیه و همه صفات خوب مخصوص خداست و از اونجایی که نقطه کمال هست پس ما نمیتوانیم با داشتن باور فقر که جزیی از نقطه کمال نیست به سمت ثروت و غنی بودن بریم.
و اگه خدا فقر رو دوست داشت حداقل یکبار در قرآن می فرمود : الله فقیر
خدا همیشه وعده فزونی میده و شیطان وعده فقر و فحشا میده.
ما همون انداز ه خدا رو باور کردیم که ازش نعمت و ثروت خواستیم و دریافت کردیم و شکر گذار بودیم.
دوستان از حدود هشت ماه پیش که بسته روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردم و رو باورهام کار کردم نعمت ها و ثروت رو دارم درک میکنم. و خلاصه ای از نتایج رو میگم
تو کسب کارم آرامش بیشتری به واسطه ی خریدهای نقدی دارم .
خریدهای راحتر و بدون غرغر به واسطه ایجاد باور فراوانی دارم
پیش نهادهای کاری بیشتر ی دارم ،در حد دوسه برابر قبل
یکسری هدیه ها ، مشتری و شرایطی که قبلاً نبوده والان هست مثلاً آخریشون همین دو روز پیش یه نفر حدودا 14 میلیون تو یه روز بهم سود رسوند و این برا من نشانه های خوبی هست که قوانین دارن کار میکنن
.در آمد ماهیانه ام دو یا سه برابر شده
مطمئنا ما به همون اندازه تغییر میکنیم که رو قوانین کار کردیم و اگه نتایج خوب نیست دلیل بر کار نکردن قوانین نیست دلیل باورهای ماست و هنوز متعهد به انجام تمرینات نیستیم . قوانین ثابت هستند و ما متغیریم .و از خدا بابت درک این نکته سپاسگذارم
بسم الله الرحمن الرحیم
روز سی وچهارم
3هفته هست دارم کامنتهای این فایل رو میخونم و روزانه کامنت میذارم
امروز صبح از خواب بیدار شدم بامن دوست عزیزی تماس گرفت ک قرار بود کادو تولدم برام پول بزنه بهم گفته بود 1میلیون و 500 میخام برات بزنم
و الان نگاه کردم دیدم 1میلیون و 800 برام اس ام اس بانکی اومد چقد خوشحال شدم
ک خاستم وسیله بخرم گفتم حالا ک اینطور عالی داره پول میات ادامه میدم عجله نمیکنم چون میخام بهترینشو بخرم چون من لایق بهترینها هستم
خدا خدای همه هست و قطعا از خزانه اش بهم میده ک من ب اهدافم برسم
خدایا سپاسگذارم دیشب خاستم برم جایی اسنپ گیرم نیومد بخاطر شلوغی شهر
و کنسلش کردم و ذهنم میخاست وراجی کنه گفتم نه حتما حکمتی داره
و موندم تو خونه ک همسرم ب شامی عالی بیرون بر کبابی دعوتم کرد حسابی خوردم و از خدا تشکر کردم و راحت لذت بردم از بودن کنار همسرم
صبح بیدار شدم ذهنم میخاست شروع کنه ک اره بیرون رفتنت نشد وسیله ات رو نخریدی خاسته هات تیک نخورد گفتم نه من باید بیشتر ذهنمو کنترل کنم بخدا ب یک ساعت نکشید این اس ام اس واریزی اومد ب ذهنم قشنگ گف دهنتو گل بگیر و ساکت شو دیگه …
خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
من همیشه به دنبال بهبود اوضاع مالیم بودم ولی نمی دونستم راهش چیه واز همه مهم تر اینو نیفهمیدم که یک سری چیزا هست که من نمی دونمشون وافراد ثروتمند هستند که می دونن وبه دنبال اونا بودم که خداوند هدایتم کرد به سمت سایت عباس منش وزندگیمو متحول کرد
وقتی برایداولین بار آگاهیی های دوره ثروت یک رو شنیدم فقط میگفتم به خوودم که عععع اینه اینه اینا هموناایه که من نمی دونستم
بیشترین چیزی که روی من تاثیر گذاشت باور به فرآوانی نعمت ها وفرصت ها بود و باور به توانایی های خودم
چون هیچ باور درستی که نداشتم هیچ کلی باور به کمبود داشتم واصلا توانایی های خودمو نمی دیدم اصلا نمی دونستم اینقدر توانایی در وجودمه و وقتی روی این باورها یهدکوچولو کار کردم خداوند شجاعم کرد تا اقدام بکنم وحرکت بکنم سمت خوتسته هام وبعدش کلی از دستان خداوند اومد ایده اومد راه کار اومد که فکرشو هم نمی کردم ودر مثیر ثروت قرار گرفتم واوضاع مالیم کلی تغیر کرد بااینه هنوز کلی خواسته دارم ولی می دونم وسپاسگزارم برای شرایط العانم چون کلی تغیر کرده زندگیم وهمشو از خدای خودم دارم وآگآهیی هایی که استاد عزیزم بهم داد
که نه فقط توی مبحث ثروت من زندگیم روان شده روابطم بهتر شده سلامتیم بهتر شده شخضیتم قویی تر شده اعتماد به نفس وعزت نفسم توی وجودم داده خودشو نشون میده وکیفیت بهتریو دارم از خودم تجربه می کنم
وبزرگترین تحول من توی مبحث ثروت باور به فراوانی بوده چون توی هر کجا که نگاه میکنم که ضربه میزنه بهم فقط باور کمبوده که بهم فشار میاره واین باور کمبود بعضی وقتا توی لایه های خیلی زیرین ذهنم پیداش میکنم که داره دستو بالمو میبنده و وقتی میداشون میکنم ویه کوچولو روش کار میکنم کلی تغیر مثبت میبینم توی زندگیم
وتا ابد کار دارم روی بهبود باور به فرآوانیم
سلام استاد وقتتون بخیر و خداقوت نمیدونم این کامنت رو میخونید یانه فقط خواستم باهاتون حرف بزنم همین
من 2ساله دارم تلاش میکنم برای تاسیس آموزشگاه طراحی لباس بخاطرش از یه شهر به شهر دیگه ای اومدم بخاطرش کلی کار کردم پول در اوردم جاهای مختلف کار کردم بخاطر کلی تحول در شخصیتم ایجاد کردم کلی چالش ها باهاش مواجه شدم که بیشتر این چالش ها برمیگشت به عزت نفسه من چون از لحاظ شخصیتی مشکل داشتم و کسی که قراره کار افرینی کنه قطعا باید یک مدیر قوی سرسخت جسور محکم کنترل بر احساسات و نفس خویش داشته باشه و من از این لحاظ ها امادگیشو نداشتم من دوره رواشناسی ثروت 1 رو تهیه کردم دوره احساس لیاقت رو به تازگی تهیه کردم 2ماهه که توی این 2 ماه فقط تا جلسه 2 گوش کردم چون برام مهمه که هر جلسه رو خوب بفهمم تا اینکه برم جلسه ی بعدی الان که بعد دوسال با قانون تکاملی که در رواشناسی ثروت توضیح دادین از اکادمی طراحی لباس شد اموزشگاه خیاطی از خونه ای که قرار بود داخلش اموزشگاه رو تاسیس کنم رسید به جایی در پاساژی توی شهر که بسیار از لحاظ قیمتی مناسبه شروع کردم از صفره صفر دارم شروع میکنم و خوشحالم و مجوز اموزشگاهمو که همه ی ادما توی 5 ماه الی6ماه با کلی سختی میگیرن من در 3هفته مجوز اموزشگاهمو مثل اب خوردن گرفتم همینکه داشتم رنگ میکردم اموزشگاه رو جنگ شد و خیلی خیلی ناراحتم خیلی دارم سعی میکنم که ناراحت نشم اما ناراحت میشم چون صحبت از دلار و یا خرابی ساختمان و فلان و اینا نیست صحبت از جنگه جنگ و این خیلی منو ناراحت کرده همش به خودم میگم پس چی میشه اون همه ارزو
من تازه داشتم استارت میزدم من میخوام به ارزوهام برسم پس کو اون ارزوها یعنی دیگ قرار نیست ارزویی داشته باشم؟یعنی تمام؟استاد من از سال99که توی این مسیر اومدم هیچ اخباری رو دنبال نکردم اما از وقتی جنگ شده نمیتونم واقعا میشه ازتون بخوام باهامون حرف بزنید؟راهنمایی کنید؟من دلم میخواد زندگی رو زندگی کنم نه با حسرت زندگی کنم همین
میدونم که کاری از هیچکس ساخته نیست اما یه جور عجیبی ناامید شدم و این ناامیدی بعداز سالها اومده سراغم و من کسی بودم با تمام چالش هایی که برام پیش اومد ادامه دادم حتی بااینکه ناامید شدم اما بازم دارم به رنگ زدن و تموم کردن مغازه ادامه میدم اما نمیدونم واقعا چی میشه واقعا موندم نمیدونم دیگ چی بگم دوست دارم باهام حرف بزنید و راهنماییم کنید و همچنین دوستان
سلام به شما
امیدوارم حالتون خوب شده باشه،دوست عزیز حتی اگه خواهر های استاد هم ازش کمک بخان،ایشون میگن برید سایت و فایل ها رو دوباره گوش بدید،تا متوجه قانون بشید،خود استاد هم نمیاد به هیچ احدی اختصاصی مشاوره بده چون تمام مشاوره هاش داخل سایت،شما در بخش کنترل ذهن شروع کنید به فایل گوش کردن،تا اینجا امدید این همه تکامل تون رو رعایت کردید،پس لطفا ادامه بدید و کنترل ذهن کنید.
موفق باشید.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام بر دوستان
همیشه وقتی قرآن میخوندم جاهایی میدیدم که نوشته هر کس باتقواتر نزد خداوند عزیز تر است و همیشه از خودم سوال میکردم که چگونه یعنی چی با تقواتر از معلمان اساتید میپرسیدم که این یعنی چه چون خیلی دلم میخواست اون با تقوا باشم و الان خیلی خوشحالم که با تقوا اون کسی هست که ثروتمندتر هست اون کسی که به خدا نزدیکتر هست اون کسی که سپاسگزارتر هست اون کسی هست که نعمتها و فرصت ها رو بیشتر میبینه اون کسی که به فراوانی جهان بیشتر باور داره و سپاسگزاری میکنه اون کسی هست که اون کسی هست که آرامش بیشتری داره توکل بیشتری داره و همه این دیدگاهها منجر به ثروت و نعمت بیشتر میشه خدایا شکرت برای این اگاهی ها این دریافت ها پس من این باور رو در خودم میسازم که من هر چه ثروت مند تر شوم نزد خدا محبوب تر میشوم این باور باعث میشود که من خودم رو متعهد بدانم که ثروتمند شوم و خودم رو متعهد بدانم که ثزوت بسازم روی باورهای ثروتم تا موقعی که زنده هستم کار کنم و ادامه بدم و البته من قبلاً آدم های ثروتمند پیر رو میدیدم که دارن برای ثروت تلاش میکنند با وجود یک سری بیماری ها با خودم میگفتم ای بابا این اینقدر ثروت میخواد چیکار کنه چقدر این حریص هست ولی اینطور نبود من با ذهنیت فقیر خودم این قضاوت رو میکردم خدا رحمتشون کنه
به هر حال الان دیگه خیالم راحت هست من تصمیم رو گرفتم که من تا لحظه ای که زنده هستم باید پول بسازم و البته با لذت از زندگیم با احساس خوب بدون حرص طمع و هر چیز دیگه من با آرامش و سپاسگزاری به امید حق باورهای رو درست میکنم و ثروتمندتر میشوم خدایا شکرت
ای
سلام استاد جان چقدر خوشحالم از دیدن شما چه فضای زیبایی چه مکان روحانی خدایاشکرت واقعا سپاسگزارم استاد عزیز من بعداز خریدن دوره روانشناسی ثروت به وضوح میبینم راه رسیدن ب خدا ثروتمندشدن آبت ثروت بسیارمعنویست و خداوند دوست داره که انسانها ثروتمند باشند چون وقتی ثروت داری میتونی به گسترش جهان کمک کنی میتونی جهان رابه جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنی پس آدم بهتری میشوی من با استفاده ازآموزها شمامرتب به خودم یادآوری میکنم که تنها راه رسیدن به معنویت به خدا به سلامتی بهم جهت شدن با خدا این است که ثروتمند بشم قبلا می گفتم پول و ثروت انسان را از خدا دور میکنه وبه خاطر همین باور هرچی تلاش میکردم فایده نداشت جالبه نمیدونم چرا همه کسانی که میگن ثروت معنوی نیست دارند و اگر ثروتمند بشیم آدم بدی میشیم پس چرا اینقدر تقلا میکنند ودنبال کارهای سخت میروند برای بدست آوردن پول اگه خوب نیست چرا دست به هرکاری میزنید تا آن را بدست بیاورید درگذشته این فکر من بود که چرا چیزی که خوب نیست خدایی نیست و کثیف است مردم تمام عمر به دنبالش هستن استاد جان به لطف خدا وآموزهای شما من در سن 55 سالگی صاحب درآمد شدم من خیاط هستم البته خیلی درآمدم زیاد نیست امااعتمادبه نفسم تغیرکرده چقدر ثروت باعزت نفس همخوانی داره به خودم میگم هیچ چیز بهترازثروت نمیتونه منو به خدا نزدیک کنه واقعا سپاسگزارم اگر شما ثروتمند نبودی من هیچوقت شما را باور نمی کردم خداروشکر بابت این مسیر زیبا
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
من خودم خیلی ادم مذهبی بودم و به غلط خیلی از این باورهایی که گفتید را داشتم
تا جایی که دیگه اینقدر زندگی سخت شد که به همین باورها شک کردم
من حتی اینکه تو نعمتی را ، ثروتی را خواسته باشی منفور میدونستم
و در واقع هیچ وقت نخواستم از خداوند
بعد از ده سال زندگی
تازه به خودم اجازه دادم که بنویسم و خواسته داشته باشم
و در عرض یک سال به همه اون ها رسیدم
بهترین ماشین
و خونه
و شرایط مالی
واقعا به این نتیجه رسیدم که اگه خواسته ای را داشته باشی و باور داشته باشی که خداوند اجابت میکنه
قطعا دریافت میکنی
و این باور ها هزاران لایه داره
و من میدونم که الان به یک لایه دیگه ای رسیدم و گیر کردم
و این فایل را یک نشونه دیدم
که دوباره با همون مسیر تغییر باور ها ادامه بدم
خواسته های جدید
باورهای جدید
نعمت های بیشتر
یکی از بدی های رابطه های سمی اینه که باز این باورها خیلی ریز ریز دوباره زنده میشن
بدون اینکه متوجه بشی به قول استاد توی سریال ها
یا گفتگوها و معاشرت ها ذهن با همون باورهای منفی دوباره پر میشه
من توی دوره اول خیلی از افراد دور و برم را فیلتر کرده بودم که الان دیگه رعایت نمیکنم
و فرق من و استاد توی همینه
استاد رفتار دیگران را تحلیل میکنه
من از رفتار دیگران تاثیر میگیرم
باید از این به بعد سعی کنم که منم نمودهای قانون را توی زندگی اطرافیان ببینم
تا بتونم خیلی منطقی تر به قانون نگاه کنم
و ازش استفاده کنم
واقعا فکر میکنم تا اخر عمر جا داره روی باورهای محدود کننده در حوزه ثروت کار کنیم
وَآتَاکُمْ مِنْ کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ۚ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ
و هر چه خواستید، به شما عطا فرمود و اگر نعمتهاى الهى را شماره کنید،
هرگز به حساب نیایند. در عین حال، این انسان ستمگر و ناسپاس است ( ابراهیم – 34)
وَأَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ” (و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن) . (سوره ضحی آیه 11)
«وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ (سوره اعراف آیه 10)
ما شما را در زمین قدرت و جایگاه دادیم و روزهایی برای شما در آن قرار دادیم
چقدر آرامش بخشه وقتی آیات قرآن رو با قلبی باز می خونی و میبینی که چقدر
خداوند بزرگ ، عاشق بخشیدن نعمت و برکت و ثروته!
خداوند نه تنها ثروت رو برای ما حلال کرده بلکه یکی از نعمت هاش هست
که باید ازش صحبت کنیم و قدردانش باشیم و مسیر زندگی مون رو با ثروت روشن تر کنیم
خدایی که رزاق است ، واسع است ، غنی است و دوست داره که بندگانش
نیز در این صفات جلوه ای از نور خداوندی باشند.
آیا خدایی که خودش رو “خیر الرزاقین” معرفی می کنه اصلا مگه میتونه از ثروت بیزار باشه؟
یا همین خدا مگه می تونه بنده خودش رو که به ثروت و نعمت و رزق دست پیدا کرده ، طردش کنه؟؟؟
نه! هرگز
اتفاقا خداوند بندگانش رو که با ثروتشان باعث گسترش جهان میشوند
و نور و خوبی و خدمت بیشتر رو می آفرینند ، بیشتر هم دوست داره…
خدایا شکرت برای رزق پاکی که هر روز ، به هزاران شکل به زندگی ام وارد می کنی.
خدایا شکرت برای آگاهی که در دل من نشاندی تا درک کنم که تو و ثروت ، جدا از هم نیستید
خدایا شکرت که به من کمک کردی که باورهای مخرب و محدود کننده ام رو ببینم و پیدا کنم
و با آن ها روبرو بشم و مسیرم را تغییر دهم.
خدایا شکرت که تو منبع ثروتی و ثروت رو به زندگی مون جاری می کنی
خدایا شکرت برای این مسیر نورانی ، برای استادی که روشنگر دل و ذهن ماست
من هم مثل خیلی های دیگه ، در محیطی رشد کردم که ثروت با دزدی ، رانت ، ظلم
و بی عدالتی گره خورده بود و ذهن من هم بارها شنیده بود که :
“پولدار شدن یعنی دور شدن از خدا ”
” باید ساده زندگی کرد تا انسان خوبی بود”
” پیامبر و امام علی ساده زندگی میکردند غذاشون فقط نان و چند دانه خرما بوده”
و من هم تا قبل از اینکه با آموزش های استاد آشنا بشم وقتی شخص ثروتمندی میدیدم
یا ماشین گرون قیمتی میدیدم میگفتم :
معلوم نیست این پولها رو از کجا آورده ، دزدی کرده یا آقا زاده است یا مثلا بهش به ارث رسیده
خدا رو شکر بعد از آشنایی با استاد و کسب این آگاهی ها این باورها از ذهنم خارج شد
و دیگه وقتی یه ثروتمند میبینم در اکثر مواقع سعی میکنم آگاهانه تحسینش کنم
ولی راستش هنوز گاهی رد پای این افکار در وجودم هست و وقتی یه شخص موفق
و یا بسیار بسیار ثروتمند رو میبنم در عمق وجودم حسادت میکنم
و یا دلم میگیره و حس میکنم اینا چی کار کردن که تونستن ، چرا من نتونستم
میگم این چه فرکانس هایی داره که من ندارم ؟
و احساس حسادت و اندوه و قربانی شدن دارم
دقیقا حس ها و باورهایی که باعث میشه ثروت از من دور بشه
و الان که بیشتر فکر میکنم انگار گاهی از ثروتمند شدن می ترسم
چون ذهنم میگه : نکنه من لیاقت این همه ثروت رو نداشته باشم
وقتی پول های زیادی تو حسابم میاد گاهی یه نگرانی دارم نکنه چون من هنوز
خیلی رو باورهام کار نکردم و لیاقت ندارم پولم زود تموم بشه یا خدا این پول رو ازم بگیره
که اینها به باور کمبود هم برمیگرده……..
و چیز دیگه ای که خیلی زیاد تو ذهنمه اینه که : اگه پولدار باشم چشم میخورم
پس باید از همه مخفی کنم و اگه الان شرایط مالی ام هم خوبه ولی فکر میکنم
نباید کسی بفهمه و صحبتش هم که میشه الکی میگم شرایطم اصلا خوب نیست
ترس دارم از عنوان کردن اینکه بگم: خدا رو شکر همه چی عالیه
مخصوصا در مقابل کارمندانم همیشه میگم پول نداریم و شرایط شرکت خوب نیست!
این یعنی هنوز اون باورهای ریشه ای فقر آفرین ته ذهنم جا خوش کردن !
یه جمله استاد مثل نوری از آسمان افتاد وسط این تاریکی ذهنم:
ثروت مثل یک ذره بین عمل می کنه
اگر انسان خوبی باشی ، ثروت خوبی ات را بزرگ می کند
و اگر انسان بدی باشی ، ثروت بدی ات رو بیشتر میکنه
در واقع ثروت به خودی خود کاری نمیکنه فقط آن چیزی را که ما هستیم بیشتر و بیشتر می کنه!
چقدر این جمله زیبا بود……. چقدر منصفانه……. چقدر خداگونه…….
یعنی خدا ثروت رو وسیله ای کرده برای بیشتر دیده شدن حقیقت درون ما !
نه ابزار مجازات ، بلکه تجلی چیزی که درون ماست!
حضرت سلیمان پادشاهی عظیمی داشت و در اوج ثروت اهل عدالت و ایمان بود
حضرت یوسف که خزانه دار مصر بود و در اوج ثروت ، خدا رو فراموش نکرد
حضرت محمد هم که همسر پولدار داشت و تجارت می کرد و هیچ گاه فقر رو توصیه نکرد
پس چطور می شود که من بنده ای فقیر باشم ، در حالیکه خدای من غنی مطلق است؟
چطور میشود از خدا بخواهم که در زندگی ام جاری شود ولی ثروت را رد کنم؟
چطور میشود که من به دنبال نور باشم اما یکی از روشن ترین تجلیات نور یعنی ثروت را نخواهم؟
استاد عزیزم از شما خیلی سپاسگزارم که مثل چراغی بودید در زندگی من
و مسیر تاریک ذهن و زندگی من رو روشن و نورانی کردید
از شما بی نهایت سپاسگزارم که شجاعانه با باورهایی روبرو شدید که نسل هاست در ذهن ما لانه کرده اند
از شما بی نهایت ممنونم که بهمون یاد دادید که نعمت و ثروت یک هدیه از طرف خداست
نه دامی برای دور شدن از او.
و حالا احساس می کنم که خدا از دل همین آگاهی در حال باز کردن درهایی تازه
از رزق و برکت و آرامش و نور به سمت من است
الحمدلله رب العالمین
با دلی آرام ، چشمی روشن و قلبی امیدوار برای تمام روزهایی که پیش روست آماده ام
برای رسیدن به ثروتی پاک ، معنوی ، عمیق و پربرکت
که نشانه ای باشد از حضور خداوند در زندگی ام
خد ایا شکرت بابت این آگاهی ،
شکرت بابت ثروت هایی که در راهند!
و شکرت بابت باوری که در حال تولد دوباره است!
سلام استاد نازنینم.
سلام استاد شایسته جانم.
سلام رفقای بهشتی ام که عطر خوبشون فضای سایت رو دربرگرفته.
استاد یه حدیثی از دوران کودکی به ما گفته بودن که اگر کسی خودش سیر باشه و همسایه اش گرسنه،مسلمان نیست!
و من از همون بچگی به این فکر میکردم که چطوری میشه فهمید همسایه گرسنه هست یا نه.
خلاصه استاد یکی از خانم های فامیلمون چندساله با 3تا بچه از همسرش جدا شده.
بچه ها هم پیش خودش هستند.
بعد از جدایی توی شیراز خونه خرید،پارس صفر خرید.
کل هزینه تحصیل بچه ها و هزینه شهریه دانشگاه ازاد پسرشو میده.
اون یکی پسرشو میفرسته کلاس زبان،خودش و بچه هاش همیشه بهترین لباسها رو میپوشن.
مسافرت های خوب میرن.
برای پسر بزرگش هم یه ماشین خرید فکر میکنم پرایدبار.
برای خودش چندتا النگو و انگشتر خرید درصورتیکه هیچ مهریه ای از همسرش نگرفت و موقع جدایی،وضع مالی خیلی بدی داشت.
خلاصه بنده خدا این خانم خیلی حرف پشت سرشه و همه اقوام براشون سواله که چطوری تنهایی اینقدر پیشرفت کرده؟؟؟
جندباری که با خواهرم در موردش صحبت کردیم،خواهرم میگه حتما با یه مرد پولدار ازدواج کرده!
بعضی وقتها هم میگه حتما کار خلاف میکنه!
خلاصه استاد من خیلی سعی میکنم که در مورد این خانم نظر ندم و قضاوت نابه جا نکنم.
ولی ته ذهنم واقعا نمیتونه بپذیره که چطوری این خانم تونست اینقدررر سریع صاحب خونه و ماشین صفر بشه؟؟؟
البته استاد باورم نمیشه همین الان که دارم مینویسم،یه کم سیمان های مغزم شل شد نسبت به این خانم.
وقتی من باورم اینه که یک خانم نمیتونه اینقدر زود موفق بشه و بتونه به خواسته هاش برسه پس لاجرم نباید از لحاظ مالی پیشرفت کنم.
اتفاقا برادر همین خانم هم چند وقت پیش،پدر و مادرشو با هواپیما فرستاد کربلا و کل هزینه سفرشون رو متقبل شد.
وقتی مادرم داستان رو برای خواهرم تعریف کرد،خواهرم در جواب گفت این که هنر نیست.خدا کنه درامدش از راه حلال باشه!!!
یعنی اینکه یه نفر بیاد 50 میلیون پول بده پدر مادرش برن کربلا،خیلی عجیبه!
و 50 تومن پول خیلی زیادیه و ممکنه از راه حرام باشه!!!!
وای بر باورهای محدود کننده ما!
خلاصه استاد اینایی که خواهرم میگه ته ذهن خودم هم هستا ولی تفاوتمون اینه که اون به زبون میاره ولی من جلو دهنم رو میگیرم و به زور و فشار توی ذهنم سعی در سرکوب این افکار سمی دارم.
استاد ما 8 تا خواهر برادرا بچه که بودیم،وقتی وضع مالی نامناسب پدر و مادرمون رو میدیدیم،به خودمون میگفتیم باید الان خوب خوب درس بخونیم،تا بزرگ شدیم یه کاره ای بشیم،کارمندی بشیم،حقوقی داشته باشیم بتونیم به پدر مادرمون کمک کنیم.
یعنی باور اینکه میخوایم پولدار بشیم تا به پدرمادرمون کمک کنیم،از بچگی توی وجودمون شکل گرفته.
و جالبه هممون،حتی پدر مادرم فکر میکردیم فقط و فقط و فقط از طریق سخت درس خوندن و کارمند شدن میتونیم پول در بیاریم.
الان هم که از 8تا بچه 5 تا از خواهر برادرهام کارمند شدن و از دولت حقوق میگیرن!
پدرم هم که دبیر بازنشسته هستن.
یعنی از یه خانواده 10 نفره،6 نفر کارمند.
استاد این باور اینقدر فراگیره که حتی پسر 6 ساله ام به من میگه مامان میخوام بزرگ شدم پولدار بشم برای تو ماشین شاسی بلند بخرم.
استاد تا قبل از اشنایی با مباحث ثروت شما،من وقتی داشتم ثروتمند بودن خودم رو تجسم میکردم،میدیدم که دارم با ثروتم چندتا مغازه کنارهم میخرم و میدم برادرهام کار کنن تا از این وضعیت بی پولی در بیان!!!
یا اینکه توی تجسماتم برای پدر و مادرم خونه میخریدم!
یعنی باور اینکه خدایا به من ثروت بده تا به بقیه کمک کنم،به تجسماتمم رسیده بود.
خلاصه استاد همه حرفهاتون حقه.
همیشه برام سوال بود که چرا همکارم تونست با درامد همین شغلی که من هم دارم در زمان مدت کوتاهی ماشین 207 صفر بخره؟
تونست تنهایی شیراز خونه اجاره کنه.
الان هم 15 میلیون در ماه فقط اجاره واحد اپارتمانشه.
تونست کلللل وسایل خونه از بهترین مارک بخره.
خودش گفت یک میلیارد و نیم وسایل خونه خریدم.
الان هم تصمیم به خرید خونه داره.
و فکر کنم نزدیک به 2 میلیارد هم پس انداز داره.
مشتریهاش با کیفیت تر از مشتریهای منن و حق الزحمه های خیلی خیلی بیشتری نسبت به من دریافت میکنه.
تازه بهم گفت هر ماه هم نزدیک به 15 میلیون به خانواده اش کمک میکنه.
همیشه هم موفقیت دوستم رو ربط میدادم به عوامل بیرونی.
میگفتم خب این دوستم مجرده،بچه و همسر نداره.
به راحتی میتونه روی شغلش تمرکز کنه.
میتونه تایم بیشتری بیرون از خونه باشه.
هم صبح میره بیرون از خونه و هم عصر.
هیچکس به رفت و امدش گیر نمیده.
اینجوری موفقیت دوستم و عدم پیشرفت خودم رو توجیه میکردم و همچنان هم میکنم.و نتیجه هم که کااااااملا مشخصه.
ولی منم باید شروع کنم.
اگر دوستم و همکارم تونسته دقیقا،دقیقا،دقیقا با همین شغلی که منم دارم اینقدر پیشرفت کنه،پس منم میتونم.
اما اگر الان در حال حاضر من حتی 1 هزارم دوستم هم نتیجه نگرفتم ،یعنی یه ایرادی در وجود منه.
ولی خبر خوش و امیدوار کننده این هست که باورها قابل تغییر هستن.
منم میتونم با تغییر باورهام موفقیت هایی حتی بیشتر از دوست و همکارم کسب کنم.
واقعا خود کامنت نوشتن هم قدمیه برای شروع فرایند تغییر باورها.
وقتی مینویسی، یکی یکی باورهای محدود کننده از اعماق ذهن بیرون میان.و خودت و افکارتو بهتر و بیشتر میشناسی.
و حتی یه کم سیمان باورهای محدود کننده شل میشن.
خدایا شکرت به خاطر حضورم در این محفل توحیدی.
خدایا شکرت به خاطر اینکه دانشجوی استاد عباسمنش هستم.خدایا شکرت به خاطر وجود نازنین همه هم خانواده ای های عزیزم در این سایت بهشتی.
به نام سیستم هدایتگر بشر
سلام
من اولش گفتم نه من اینجوری نیستم ولی وقتی عمیق فکر کردم دیدم آره احساس گناه دارم. همیشه تو دوران مدرسه این افکار داشتم که جلوی بقیه دوستانم خوراکی نخورم نکنه بقیه نداشته باشند بخورند و حسرت بخورن و تو دلشون حالتی باشه که من متوجه نیستم برای همین یا به تعداد کل بچه های کلاس خوراکی میگرفتم یا باهمه تقسیم میکردم و تعارف میکردم به همه.
اینکه نمی رفتم رستوران مغازه بیرون که نکنه بقیه ندارن بخورن ببینن حسرت بخورن.
نمی رفتم مسافرت عکس نمی گیرم نکنه دل بقیه بشکنه شو آف باشه
ویژگی بعدی که داشتم بخشیدن وسایل خودم به دیگران بودن از دست بند تا ساعت تا لباس و خودکار وسایل دیگه هرکس میگفت چقدر یک وسیله ات زیباست تعارف میکردم مال خودت انقدر اصرار تا طرف قبول کنه انگار به احساس آرامش می رسیدم می بخشیدم وسایلمو از گردنبند نقره تا لباس تا کیف تا هرچی که هرکس میگفت قشنگ انقدر اصرار میکردم تا می دادم به طرف .
ویژگی بعدی اینکه اصلا پس انداز بلد نیستم اصلا انگار با پول جمع کردن مشکل دارم .اینکه به صورت مخفی یک کارت داشته باشم که توش پولی نگه دارم میگم خساست اخلاق بدی هست .مثلا تو کارتم 1 میلیون هست اون به بقیه میگم و به صورت خودمختار وقتی اطرافیان میگن نداریم میزنم تو کارتشون انگار به آرامش می رسم وقتی هیچی تو کارتم نیست هیچ وقت موجود کارت من بالای 6 میلیون نبوده .چون هرموقع پول میاد تو کارتم یا خرید های اشتباه انجام می دهم یا می بخشم به دیگران یا میگم چیزی لازم ندارید یا به صورت خودکار می روم وسیله میگیرم برای خانه .
مثلا جای اینکه مثل خیلی از همسن سالام پول جمع کنم طلا بخرم همش احساس گناه دارم وقتی پول دستم هست .
این احساس گناه خودش به شکل زیر نشان می دهد :
1_وقتی پول تو کارتم هست سریع به دیگران می گم و می خواهم ببخشم بهشون انگار پول تو کیف ام هست خوابم نمیره انگار رنج می کشم داخل کیفم مثلا 100 هزار تومان باشه سریع اون از کیفم در میارم می دهم به یکی اونجوری آرام میشم میگم خوب خداروشکر من هیچی ندارم انگار پول داشتن گناه می دانم یا یه کار ناپسند یا اینکه در مخالفت با وجدان اخلاقی اصلا سیاست زنانه ندارم.
2_پس انداز صفر میگم در لحظه باید زندگی کرد .
3_اینکه میگم طلا داشته باشم که چی بزار بدهم همسرم بفروشه یا همش هر طلایی داشتم ازبچگی دادم یکی فروخته خورده چون تو ذهنم طلا داشتن مساوی یک آدم ابینس اسکورج طور هست یعنی میگم اونایی که سرتا پاشون طلا میگیرن خیلی دمده هستن.خسیس هستن.از نخوردن به اینجا رسیدن.اینا یک مسافرت خوبی نرفتن فقط جمع کردن مثل مورچه ها .عقده دیده شدن دارن
می خواهند باهاش پز بدهند دل بقیه بشکنن .می خواهند بگن مثلا ما خیلی داریم.
دهاتی بازی که 20 تا النگو بندازی تو هر دستت.
انگار اونایی که فقط به فکر طلا هستن آدم های خودپسند و خودشیفته و فقط به فکر خودشان هستن.
انگار هرکس پولدار تر تو ذهن من طلا میخره میخواهد باهاش دل بقیه بشکنه یا باهاش کلاس بزاره خود برتری منیت داشته باشه بگه خوب من طلا دارم تو چی داری. یا مثلا میگن فلانی دیدی طلا داره ولی تو عمرش یک کتاب نخونده یک صفحه مطالعه علمی نداشته
یا دیدی میگن مثلا دندان هاش خراب ولی سرتا پاش طلا میگیره مثل انسان های اولیه .
یا مثلا میگن طرف هرچی ندیده بدیده تر النگوهای دستش بیشتر.
یا مثلا چون بعضی شهرها خیلی طلا میخرن یا تو عروسی هاشون خیلی طلا می دهند این صحبت هست که بابا مگه اینجا شهرستان انقدر به خودت زیور آلات وصل کردی .
بعدش دیگه به واسطه این دزدی هایی که میشه یا این گرانی ها ترس اینکه طلا داشته باشی دزد بیاد خفتت کنه یا گردبندت بزنن دستت قطع کنن یا بلایی سر خودت بچه ات میاد
اینکه طلا داشته باشم بعدش بخوام بندازم باهاش فخر بفروشم .
آیه 37 سوره اسرا و در زمین با تکبر و سرمستی راه نرو که تو هرگز با قدم هایت نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز در بلند قامتی به کوها نمی رسی.
چون کسانی دیدم که مثلا پول دار بودن طلا داشتن
باهاش فخر فروشی کردن مثلا آمدن کلاس گذاشتن برای من یا مثلا خودشان گرفتن دید از بالا داشتن به بقیه یا النگوهای دستشون در معرض نمایش میزاشتن دستشون تکون میدادم بگن ما الان النگو داریم .
یا مثلا شده بود زن عموهای من وقتی طلا می خریدن می آمدن برای مادر من فخر فروشی میکردن یا کلاس میزاشتن .
یا مثلا تو عروسی ها انگار هرچی بیشتر طلا بریزن سر گردنشون آدم مفتخر تری هستن .
یا اینکه مثلا میگم آدم باید شعور داشته باشه فرهنگ داشته باشه تحصیل کرده باشه طلا میخواد چیکار طلا دارن ولی فرهنگشون در حد گاو می باشد.
یا مثلا اینکه طرف به واسطه طلاهایی که داره میگه دخترم به هرکی نمی دهم فخر فروشی میکنه وقتی حتی یه پسر با ایمان میره خواستگاریش
میگن تو در شان ما نیستی تو در حد ما نیستی تو بدرد ما نمیخوری پولت چیه خانه ات چیه .
برای همین باعث شده ناخودآگاه از طلا خریدن طلا داشتن بدم میاد.
یا اینکه همیشه تو اینستاگرام یا تو فضای مجازی یا تو صحبت های عامیانه دخترایی که مثلا خانواده هاشون طلا میخواستن یا دختره ملاکش برای ازدواج طلا میخواست کوبیدن که دختره شرف نداره وجدان نداره پولکی هست خودش به پول می فروشه
بسیار دیدم آدم هایی که میگن آه دختر پولکی هست
اینا پول پرستن که تو ازدواج دنبال پول طلا هستن.
یا اینکه هرکس که طلا زیاد میندازه تو فضای مجازی یا حضوری میگن چقدر فخر فروشی میکنه چقدر ندیده بدیده
معلوم نیست حق کی خورده اینجوری شده به فکر مردم نیست.
تو این وضعیت که مردم تو فلاکت بدبختی هستن نان ندارند بخورن تو با زندگیت طلاهات فخر میفروشی.
یا همسرم میگه همیشه خانم های نامناسب تو زمان قدیم طلا آویزون گردنشون میکردن. یا اوج بی کلاسی این حجم طلا
طلا بفروشی بری سفر بفروشی زندگی کنی تو لحظه آمد مردی بمونه برای کی برای وارث بخوره ببخشید مدفوع کنه تو روحت.
مگه ننه بابای من چی گذاشتن برام .
طلا بفروشی بری مسافرت خارج عشق حال
آمدیم که عشق حال کنیم. یا اینکه تو ذهنم این من طلا دوست ندارم یا طلا ظریف خوبه یا اینکه بگم من خاصم برخلاف بقیه دخترها پولکی نیستم میگم طلا نمیخوام یا بفروشیم بزنیم به زخم های زندگیمون
مثلا فداکاری.
یا مثلا اینکه میگم حس خفگی میده طلا داشتن
4_اینکه اگر پس انداز مخفی داشته باشم یا اگر پولی باشه تو کارتم ندهم به همسرم حتما دوستش ندارم وقتی شوهرم تو کارتش پول نباشه چرا باید من پول داشته باشم اون مرد خانه خرج میکنه بزار تو کارت اون پول باشه .می روه بیرون غرورش خورد میشه تو کارتش نباشه حالا من زنم چیزی نمیشه نباشه تو کارتم
5_چون هیچ وقت پول تو جیبی پدرم یکجا نمیداد هرچی می خواستیم باید از خودش درخواست می کردیم و اون برامون فراهم میکرد یا مثلا همیشه تو کارتم پولی نبود خیلی زیاد و مایحتاج پدر ومادرم فراهم میکردن این هنوزم در ذهن من هست .
6_وقتی می رفتم سرکار حقوقم بین همه تقسیم میکردم بدون هیچ آینده نگری.مثلا میگفتم مادربزرگم نداره مادرم چی خاله چی و….می زدم تو کارتشون ایثار گری دیگه.بعد خودم پولم تمام میشد قرض میکردم از پدرم.یا تو فشار قرار می گرفتم
مثلا یه مبلغ زیاد برو وسیله بگیر یا خوراکی بخر برای خودم یا همکارم یا کادو بگیر خوراکی بخر اسباب بازی بگیر برای خودشیرینی الکی برای دختر همکارم.
یا مثلا وقتی مددجویان و دیگران دستشون جلوم دراز میکردن هرمبلغی داشتم شده خودم نداشتم قرض مبکردم می دادم بهشون.مثلا طرف میگفت خدا خیرت بده پول برقش می ریختم .یا مثلا می رفتم خوراکی و لیوان جایزه می خریدم برای بچه هاشون این ها کارهای خوبی هست اما وقتی خودت به اون ثبات مالی برسی نه وقتی خودت نداری میخوای منفی بشی
اینکار به صورت افراطی میکنم
هرموقع کسی می بینم می بخشم بهش پول از کودکان سر چهار راه گرفته تا معلولین تا هرکسی معتاد و….
حالا دلیل بخشیدن پولم و صدقه دادن :
1_اینکه همیشه گفتن صدقه 70 نوع بلا رو رفع میکنه صدقه معامله با خداست .مثلا تو اگر مشکلی داری بدبختی داری میای پول می دهی به نیازمندان نذری می دهی خداوند هم حاجت روات میکنه .خداوند یه انسان تو دین مذهب ما که یه کاری کنی براش 10 تا کار میکنه برات .
هرموقع مشکل داری تا کاری براش نکنی کاری برات نمی کنه .
اینکه مثلا بیا نذر کن فلان عید شد شربت بده شیرینی بده شیر بده
برو امام زاده پول بده طلا بده .
اینجوری هم خودت حاجت روا میشی هم یه کادو هدیه دادی به نیازمندان.
یا اینکه مثلا هزاران صلوات بفرست یا ذکر بگو یا مناجات بخون یا گریه زاری کن تا خداوند دلش به رحم بیاد .
فلان آیه قرآن مثلا سوره شوری 1001 مرتبه بخون تا خدا برات کاری کنه آخه چرا مثلا خدا باید من آنقدر ذکر بگم تا کاری کنه برام .
یا مثلا فلان شهید سیب دوست داشته میخوای حاجت روا بشی باید چندین کیلو سیب بخری پخش کنی تا حاجت روا بشی.
یا مثلا اینکه میخوای حاجت روا بشی خداوند باید بهش قرض بدهی قرض نیکو.
2_از کودکی تک تک معلمان و افراد اطرافم می گفتن خدا خیر بده فلانی رو چقدر آدم خوبی دست به خیر داره اصلا به فکر خودش نیست هرچی داره می دهد به مردم.یا اینجوری با کمک به بقیه اون هارو شاد میکنه سرحال میکنه قلب یه کودک از خوشحالی می لرزه .از بچگی تو مدارس به ما یه صندوق صدقه می دادن می گفتن پولتون بریزید داخلش بدهید به ما تا ما هم به کودکانی که ندارند تو مدرسه کمک کنیم خدا اینجوری شمارو بیشتر دوست داره .خدارو خوش میاد اینجوری حس عذاب وجدان می دادن که شما که لباس نو دارید ولی دوستتون نداره اون دلش می شکنه گناه داره .
یا اینکه مثلا جشنواره عاطفه ها بیاید لباس بیارید برای بقیه پول بیارید برای بقیه.
اینکه در تک تک صحبت های ما ایرانی ها این هست که آدم خوب مناسب کسی که قلب بزرگی داره هرچی داره می بخشد و می دهد تا خدا براش جبران کنه.
3_اینکه با اینکار هم بلا از خودم دور میکنم هم چشم زخم رو هم اینکه اون دنیا خدا بهم خیر می دهد میگه مثلا فلان تاریخ پول دادی به فلانی بهشت خریدی برای خودت.مثلا اینکه ما میایم این دنیا با بخشیدن پول به دیگران
برای خودمان خانه می خریم تو آخرت این دنیا که فانی هست مال دنیا به دنیا میمونه چرا به فکر بهشت ماندگار نباشی.
4_خدا کسانی که کمک می کنن به نیازمندان خیلی دوست داره .
• و آیاتی مثل سوره بقره، آیه 261:
“مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ” (داستان کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند دانهاى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند براى هر کس بخواهد (این پاداش را) چند برابر مى کند، و خداوند گشایشگر داناست).
• سوره بقره، آیه 262:
“الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ” (کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، سپس منت و آزاری به دنبال انفاق خود نمیآورند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند).
• سوره بقره، آیه 270:
“مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَهٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ” (و هر آنچه انفاق کنید یا نذری کنید، خداوند آن را میداند و ستمگران یاورانی ندارند).
• سوره آل عمران، آیه 92:
“لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ” (هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمیرسید تا از آنچه دوست دارید (در راه خدا) انفاق کنید و آنچه انفاق میکنید، خداوند از آن آگاه است).
• سوره حدید، آیه 18:
“إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ” (مردان و زنانی که انفاق میکنند و به خدا قرض نیکویی میدهند، برای آنها دو چندان میشود و پاداش پر ارزشی دارند
پس من باید کمک کنم به دیگران یا داستان هایی که راجب قارون می گفتن که خدا ثروتش یه جا گرفت ازش
یا داستان های زیادی که فلان کشاورز خسیس بود مزرعه اش آتش گرفت بچه اش مرد .
یا داستان هایی که حماسه سرایی کردن از پهلوانان و عارفانی مثل پوریای ولی که هرچی داشت بخشید به دیگران یا مثلا حاتم طایی یا کسانی که در تاریخ ماندگار شدن چون هرچی داشتن بخشیدن به دیگران یا خودشان فدای دیگران کردن مثل تختی مثلا تختی خودش نمی خورد ولی میداد به دیگران
یا مثلا الان رسول خادم خودش وقف کرده برای مردم میگن آدم خوبی هست.
انگار تو فرهنگ ما آدم خوب کسی که خودش فدای مردممیکنه هیچی نداره هرچی داره نداره می بخشه
تو ذهن من این هست که اگر میخوام آدم خوب باشم بهشت برم خدا دوستم داشته باشه باید خودم فدای بقیه کنم و هرچی دارم ندارم ببخشم.
5_اینکه ذهنیت این دارم کاش خدا بهم پول بده منم ببخش به بقیه دست خدا بشم.مثلا میگفتم کاش پول داشنم خیریه می زدم آسایشگاه می زدم .کمک دانشجوها می کردم کتابخانه می زدم .انگار ذاتا پول داشتن چیز کثیفی هست که باید بخشیده بشه زکات خمسش داده بشه تا اون پول تمیز بشه.همیشه میگفتم کاش داشتم می دادم به دختران فقیر
چون خودم نتوانستم آنچنان مرفع باشم پس بزار کمک کنم به بقیه .
من پول برای خودم و لذت تفریح خودم نمی خواهم پول می خواهم تا بدهم به بقیه .
6_اینکه کاش خدا بهم بده منم بدهم به پدر و مادر خاله دایی عمو عمه و…….گناه من یک نفر داشته باشم عشق حال کنم ولی خواهرم تو نداری باشه تو فقر باشه من حال کنم برم شمال جنوب عشق حال ولی خواهرم بمونه تو فروشگاه کار کنه.
پس خوب نیست منم نمیخوام لذت ببرم .
7_اینکه آدم های مرفع بی درد آدم های ظالمی هستن فقط به فکر خودشان هستن .انگار نه انگار مردم عادی هم آدم هستن ظالم ها برای خودشان خانه خریدن اونم نه یکی نه دوتا 10تا 10 اون موقع یکی مثل من یه خانه هم نداره.کاش میشد آدم های ثروتمند نابود بشن که خانه های میلیاردی میلیاردی دارن تو دختر بازی پسر بازی پارتی عشق حال مسافرت های خارجی
این همه آدم هم هستن که تو فقر نداری تو جنوب کشور دارن میمرن.ثروت مند ها کثیف ظالم هستن پی عشق حال خانم بازی درینک زدن با بچه های بی عرضشون که فقط حق افراد باهوش میخورن.
با پول باباشون کلاس میزارن .
اون موقع یک فرد شایسته مثل من حتی نتوانست به هیچ جا برسه چون آدم های ثروتمند بودن با پول پدرشون رفتن دانشگاه های خاص شهریه دادن .
اصلا خوشم نمیاد تو ناهشیارم از ثروتمندان اونا آدم های طماع حریص دزد مال مردم خور هستن که با ثروتشان پا میزارن روی حق افراد بدبخت که ناشایست بی عرضه هستن که فقط به فکر خودشان هستن .
واقعا تو ناهشیارم خیلی از ثروتمندان بدم میاد تازه متوجه شدم .میگم مثلا من چرا نباید تو رفاه آسایش باشم بعد اونا انقدر داشته باشن .
منم پول نمیخوام چون پول داشته باشم مثل اونا میشم یه آدم کثیف که فقط به فکر خودمم وجدان و احساسات ندارم و فقط در بند دنیا هستم
8_اینکه چرا من باید خانه بخرم چندتا خانه داشته باشم در حالی که این همه آدم کارتون خواب هست.چرا من باید خیلی پول دار باشم درحالی که بقیه نان ندارن بخورن من نهایت یه خانه یه ماشین بسته. بزار به بقیه هم برسه .من اگر هرچی هست بردارم پس بقیه چی میشن بقیه مگه آدم نیستن .کلی خانه خالی داشته باشم بقیه بدبخت باشن.
9_خداوند عاشق فقرا طرفدار مظلومان مساکین هست و از افراد پولدار بدش میاد.
خدا، دعای بندههایی که خیلی دوسشون داره رو اجابت نمیکنه تا اونا هم بیشتر صداش کنن و خدا میخواد صداشون رو بشنوه و اینا (که فکر میکنم منظورش از صدا کردن، گریه و ناله بود) ولی دعای اون آدمایی که خوشش نمیاد رو سریع برآورده میکنه و میگه بذار من این چیزی که میخواد رو بهش بدم تا زودتر دهنش بسته شه و صداشو نشنوم!
انگار مثلا خدا رابین هود هست .
درادامه جملاتم یک
1_یک عمر مادرم میگفت خداروشکر که پول نداریم ولی سالمیم فلانی پول داره ولی همش تو بیمارستان
پول نداری که نداری همین که سالمی خداروشکر برو بیمارستان سوختگی یا بیمارستان سرطانی ها بچه های کوچیک ببین چقدر خوبه که سالمی .
انگار هرکی پول داره بدبختی های دیگه داره .
مثالش
1_هرکه بامش بیش برفش بیشتر یعنی پول دارها دغدغه هاشونمپول دارنه و بیشتر هزار جور دغدغه دارند.
2_چه فایده طرف پول دار ولی شاد نیست مالش مال حرامه با مال مردم رسیده به جایی گنجپیدا کرده دزدی کرده
3_طرف پول دار ولی بچش سالم نیست همش چشم میخوره
4_فلانی پول داره ولی شوهرش زنش خراب هستن بچه هاش نادرستن.
مثلا میگن یا تو فیلم ها نشان می دهند مردی که پول دار هست مییره زن جوان میگیره بعد زنش ول میکنه میره با بعدی یعنی مردها اگر پول دار بشن خیانت میکنن تو فیلم ترکی سیب ممنوعه مرد نقش اول فیلم که خیلی پول دار بود 10 تا زن عوض کرد و هر دقیقه به یکی خیانت میکرد.
5_مردهایی که پول دارند چه فایده اصلا وفاداری بویی نبردن بویی از انسانیت نبردن بویی از شرافت نبردن.چون پول دارن هر دقیقه بخوان میزنن زیر زندگیشون میرن با یکی دیگه .چون رفاه مالی دارند زن بچه در رفاه مالی میزارن و می روند با خیال راحت سراغ دخترهای دیگهچون دخترام دنبال پولن سریع باهاشون رفیق میشن.
مرد نباید شلوارش دوتا بشه چون اون رفاه مالی داشته باشه دیگه چون دغدغه نداره شروع میکنه مخ دخترها زدن خانم بازی کردن.
مرد هرچی پول دار تر خیانت کار تر .همش هم تو فیلم های ایرانی نشان دادن که مثلا شریفی نیا پول داره و داره خیانت میکنه .
مثلا طرف دکتر ویلا داره
زن می بره ویلاش .
انگار اینکه دوتا خانه داشته باشیم چندتا ماشین فکر میکنم شوهرم میره یکی می بره تو اون خانه ها منم نمی فهمم که.
6_طرف پول داره ولی شعور صفر مرام معرفت صفر انسانیتش صفر
7_فکر میکنم اگه پولدار بشم خودمو میگیرم
افاده ای میشم
8_یا عمیقا باور دارم که ادم های پولدار شباااانه روزی کار میکنن و هیچ تایم ازادی ندارند
سطح دغدغه ام بیشتر میشه
9_اگر پولدار باشی فردا جنازه ات خاک نشده پول ارث میخوان.بی پولا که دعوا نمیشه سر جنازشون بچه هاشون با معرفت تر هستن برعکس پول دارها بچه هاش احساس ندارند جنازه ننه بابای وسط هست موهای هم می کشن باهم دعوا میکنن. یاپول دارها بی احساس هستن مادر پدر میزارن سالمندان
بچه های پایین شهر بامعرفت تر هستن تو رفاقت تو دوستی تو همه چی ولی پول دارها افاده ایی هستن .
10_درسته پولدارن ولی بلد نیستن چطور حالش ببرن ما که بلدیم نداریم
11_من همسرم درسته پول نداریم ولی عاشق همیم تو چند متر جاهم باهم زندگی می کنیم ولی طرف تو پنت هوس ولی بهمخیانت میکنن بنیاد خانوادشون از همپاشیده ولی شوهر من شده با عشق یه کیک میخره برام .
12_زن هایی که شوهرشون با عابر بانک اشتباه میگیرن خیلی بی ارزش هستن و انگار کالا هستن خودشان با پول مبادله میکنن.انسان باید مراممعرفت داشته باشه انسان باید انسان باشه
13_الان که جنگ شده نگاه دنیا چقدر بی ارزشه این همه ماشین خانه زندگی موند زیر بمب خانه زندگی می خوایم چیکار همین که سالمیم بسته
شاهان همه رفتن کاخ ها به جا مانده
به نام خدا
سلام خدمت استاد و خانم شایسته و تمامی دوستان.
میخوام در مورد یه نفر از همشهری هام که خیلی آدم ثروتمند و سرشناس و مذهبی هست صحبت کنم .
این بنده خدا تو چند مرحله از زندگیش مشکلاتی براش پیش اومد که واقعاً ویران کننده بودن مثلاً یکیشون اتهام قتل اون هم دو نفر، که بنده خدا پاش به زندان هم باز شد و ضررهای میلیاردی پشت سرش.
این مسئله برا من و خیلی های دیگه سوال بود که چرا این مشکلات برا ایشون پیش میاد .
یه روز خیلی اتفاقی داخل مغازهای بودم که ایشون هم اومدن داخل. و در جواب یه نفر که ازش سوالی پرسید حرفها یی رو گفتن که تمام جملات استاد رو که در روانشناسی ثروت یک در مورد باورهای یک سری افراد مذهبی در مورد ثروت گوش داده بودم جلو چشمم می آورد.
ایشون حرفهاشو با یه شعری درباره فقر و لباسهای کهنه حضرت علی شروع کرد و بعدش هم با چشمان پر از اشک گفت که همیشه از خدا خواستم و میخوام که منو به صفر برسونه و …… اون لحظه اولین چیزی که به ذهنم رسید شکر گذاری از خدا بود بابت این آگاهی ها و مسیر زیبا و اینکه چقدر هدایتی با این مثال عینی این قانون رو به من آموزش داد . که باورهای بنیادین ما اتفاقات رو برامون رقم میزنن
اون موقع بود که ذهن من رابطه بین باورها و مشکلات اون فرد رو پیدا کرد . و اگه حرفهای استاد رو در مورد باورهای ثروت ساز نمی شنیدم خدا می دونه حرفهای این بنده خدا چقدر باورهای فقر آلود رو در من تقویت میکرد
تا چند روز جملات طلای استاد یادم میومد که:
اگه ذهن فقیر داشته باشی مهم نیست چقدر پول داشته باشی همون ذهن فقیر اون مقدار ثروت رو هم از بین میبرد.
پس مهم داشتن پول نیست مهم ذهن ثروتمنده که ما رو در مسیر فراوانی و نعمت و ثروت قرارمیده.
دوستان خدا رحمانه ،رحیمه ،ستار العیوبه ،رزاقه ، وهابه ، غنیه و همه صفات خوب مخصوص خداست و از اونجایی که نقطه کمال هست پس ما نمیتوانیم با داشتن باور فقر که جزیی از نقطه کمال نیست به سمت ثروت و غنی بودن بریم.
و اگه خدا فقر رو دوست داشت حداقل یکبار در قرآن می فرمود : الله فقیر
خدا همیشه وعده فزونی میده و شیطان وعده فقر و فحشا میده.
ما همون انداز ه خدا رو باور کردیم که ازش نعمت و ثروت خواستیم و دریافت کردیم و شکر گذار بودیم.
دوستان از حدود هشت ماه پیش که بسته روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردم و رو باورهام کار کردم نعمت ها و ثروت رو دارم درک میکنم. و خلاصه ای از نتایج رو میگم
تو کسب کارم آرامش بیشتری به واسطه ی خریدهای نقدی دارم .
خریدهای راحتر و بدون غرغر به واسطه ایجاد باور فراوانی دارم
پیش نهادهای کاری بیشتر ی دارم ،در حد دوسه برابر قبل
یکسری هدیه ها ، مشتری و شرایطی که قبلاً نبوده والان هست مثلاً آخریشون همین دو روز پیش یه نفر حدودا 14 میلیون تو یه روز بهم سود رسوند و این برا من نشانه های خوبی هست که قوانین دارن کار میکنن
.در آمد ماهیانه ام دو یا سه برابر شده
مطمئنا ما به همون اندازه تغییر میکنیم که رو قوانین کار کردیم و اگه نتایج خوب نیست دلیل بر کار نکردن قوانین نیست دلیل باورهای ماست و هنوز متعهد به انجام تمرینات نیستیم . قوانین ثابت هستند و ما متغیریم .و از خدا بابت درک این نکته سپاسگذارم
در پناه پروردگار باشید.