رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1545 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    باور محدود کننده در ذهن افراد مذهبی:

    +ثروت باعث دور شدن از خداوند می شود

    -فرد ثروتمند هرگز به بهشت نمی رود

    -ثروت به هیچ وجه اهمیت ندارد مهم صلح خانواده و پاکی است

    +ثروتمندان افراد نادرستی هستند

    باورهای نادرست در زمینه ی ثروت باعث می شود:

    علی رغم تلاش برای موفقیت مالی از آن دورتر شویم

    نتایج ناپایدار و نوسانی در زمینه ی ثروت کسب کنیم

    -در فیلم ها کتاب ها و سریالها افراد فقیر افراد بسیار خوب و ثروتمندان حریص طمعکار ریاکار و نامناسبند

    دلیل داشتن باورهای نامناسب در زمینه ی ثروت:

    توجیه ذهن برای عدم ثروتمند شدن است

    اگر به رغم تلاش برای کسب ثروت به آن دست نیافته ایم ذهن ما دائما به دنبال توجیهات منطقی است

    نگاه کلی افراد مذهبی:

    پول را در مقابل معنویت قرار می دهد

    در واقعیت:

    -باورها و افکار ما زندگی مان را خلق می کند

    -با داشتن باورهای نامناسب در زمینه ی ثروت هرگز ثروتمند نمی شویم

    -ثروت را در تضاد با معنویت دانستن مهم ترین باوری است که باید بر روی آن کار کنیم

    -اگر بتوانیم ارتباط قوی بین ثروت و معنویت بیابیم افراد شرایط موقعیت ها ایده ها برای داشتن ثروت بیشتر به سمت ما هدایت می شوند

    مقایسه ی دین یهود با مسیح و اسلام در زمینه ی ثروت:

    یهودیان:

    -ثروت را برکتی از جانب خداوند می دانند

    -هیچ مشکلی با ثروتمند شدن ندارند

    -به خاطر ثروتشان سپاسگزار خداوندند

    -ثروت را برکت و لطف از جانب خداوند می دانند

    -کسب درآمد را معنوی و الهی می دانند

    مسیحیان و مسلمانان:

    -ارتباط نامناسب بین ثروت و دور شدن از خداوند در ذهن خود ایجاد می کنند

    -ارتباط مناسب بین فقر و نزدیک شدن به خداوند در ذهن خود ایجاد می کنند

    -از داشتن نعمت و ثروت الهی احساس گناه دارند

    -ضرب المثل های بی نهایت در نکوهش ثروتمند شدن ساخته اند

    -ثروت را مانند کیکی در نظر گرفته که باید بین تمام افراد به یک اندازه تقسیم شود

    -اگر ثروتمند باشند احساس می کنند در حق دیگران ظلم و ستم کرده اند

    -احساس گناه و خود تخریبی باعث می شود شرایط ناپایدار و نوسانی را در شرایط مالی خود تجربه کنند

    در واقعیت:

    -ثروت مانند ذره بین است

    -ثروت تنها خصوصیات شخصیتی ما را پررنگ تر می کند

    -تمام پیامبران بسیار ثروتمند بودند

    -هرگز آیه ای در قرآن در نکوهش ثروت و ثروتمندان بیان نشده است

    -به میزانی که به ثروت وابسته نباشیم آن را کسب می کنیم

    -متصل کردن ثروت به عدم معنویت باعث دور شدن ما از آن می شود

    -باورها و افکار ما نه صحبت ها و گفتارمان نتایج اصلی را برایمان رقم می زند

    -باورهای متضاد با خواسته هرگز باعث تحقق آنها نمی شوند

    -باورهای ما فرکانس اصلی را به جهان هستی ارسال می کند

    -تنها با تغییر باورها افراد شرایط موقعیت ها ایده ها به سمت ما هدایت می شوند

    اگر هدف ما از ثروتمند شدن کمک به دیگران باشد:

    -باور به عدم معنویت ثروت داشته که با بخشش به دیگران قصد داریم آن را پاکسازی کنیم

    -چنین نگاهی ناشی از داشتن باورهای نامناسب در زمینه ی ثروت

    -ناشی از احساس بی لیاقتی و عدم ارزشمندی است

    در واقعیت:

    -برای گذر از هر چیز باید آن را به دست آوریم

    -برای گذر از ثروت باید آن را به دست آوریم

    -آمار دزدی کلاهبرداری در مناطق فقیر نشین به مراتب بیشتر از ثروتمند نشین است

    -احتمال اشتباه سوء استفاده مشرک شدن در افراد فقیر بسیار بیشتر است

    -ثروت باعث نزدیکی ما به خداوند می شود

    -با داشتن ثروت به هیچ عامل بیرونی دیگر باج نمی دهیم

    -ثروت را تنها از جانب خداوند می دانیم

    -با درگیر مسائل مالی نبودن بسیار صبورتر آرام تر موحدتر و متوکل تر هستیم

    -با داشتن ثروت به راحتی می توانیم آن را به دیگران ببخشیم

    -تنها با داشتن ثروت می توانیم آن را ببخشیم

    -با داشتن ثروت در مسیر خداوند قرار می گیریم

    -باور داریم با داشتن ثروت توحیدی تر عمل کرده و به خداوند شرک نمی ورزیم

    با ارتباط بین معنویت و ثروت:

    -جریان بی نهایت از نعمت های الهی را دریافت می کنیم

    -زندگی ما بسیار ساده تر خواهد شد و با خود در هماهنگی و صلح بیشتر قرار می گیریم

    -هر آن چیزی را که اراده کنیم خواهیم داشت

    -قوی تر شده توحیدی تر عمل می کنیم و ثروت را تنها از جانب خداوند می دانیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    مهیا بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته ی عزیزم و دوستان خوبم

    ما دوتا فروشگاه کالای خواب داریم یه مدتی بود فروشمون کم شده بود جالب صبح بعد از شنیدن فایل امروزتون ما خدارو شکر فروش خیلی خوبی داشتیم نزدیک به 100میلیون تومان وایده ای که به ذهن همسرم رسیده بود طرح تعویض تشک نو با کهنه که شامل یک روند ساده بود و خیلی استقبال شد البته این و بگم من هر روز روی خودم کار میکنم مخصوصا در مورد ثروت و فراوانی و کانون توجهم خدارو شکر شرایت مالی هر روز بهتر میشه

    با تشکر از شما استاد بی نظیرم خانم شایسته ی عزیز ودوستان همراهم میخاستم تجربه ی خودم براتون بگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  3. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1612 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    یه چند روزی میشه که دارم روی این فایل و موضوع معنوی بودن ثروت کار میکنم

    آقا من وقتی پول توی حسابم هست اصن یه انسان فوق العاده از لحاظ عزت نفس از لحاظ بخشندگی از لحاظ سر به زیر بودن و اصن انقدری آدم خوبی میشم که نگو انقدر سپاسگزار تر میشم که سر به سجده میگذارم و اصن ذهنم از پول رد میشه و به پیشرفت به موفقیت به خیر رسوندن به جهان اطرافم و خداوند فکر میکنم و اینا همش از برکات پول داخل حسابم هست

    این چند وقته که دارم روی این موضوع کار میکنم امروز پدرم زنگ زد و گفت فلان کارت پیش تو هست گفتم اره گفت هرچقدر میخوایی برو باهاش خرید کن و بهش گفتم منظورت از هرچقدر چقدره گفت هرچی که نیاز داری رو تهیه کن و اونجا بود که گفتم ببین جهان چقدر تغییر پیدا میکنه وقتی من تغییر میکنم واقعا

    من بچه که بودم یادمه یه ادم ثروتمند توی محلمون بود که همه میگفتن این چقدر انسان نا مناسبی هست و کلی صفات میدادن بهش از روی حسادت منم روی اون بچگی باور کرده بودن و یادمه یه روز یه نفرو دیدم که خیلی وضع مالی نامناسبی داشت و چهرش خیلییی شبیه به اون ادم ثروتمند بود و من فکر کرد این ادم همون ادم و توی همون عالم بچگی گفتم دیدی اخرش این ادم بدبخت شد و جزای اون پولایی که دراورده بود رو دید و این باور رو داشتم که یه ادم با ظلم و ستم به بقیه این پولارو در اورده و آخرشم همه ادمای ثروتمند بد بخت میشن و میرن جهنم

    اینارو آلان متوجه میشما اون موقع ناخداگاه بود

    ولی الان که توی منطقه یک تهرانم میبینم آقا اینجا خیلییییییییییی حس و حالش با پایین شهر فرق داره

    آدماش خیابوناش امنیتش و حس و حالش خیلی زیبا و خوبه و خیلی ادما درستی داره

    یا من یه روزی از طریق یک سری از دوستان با یه خانواده ای آشنا شدم که خیلی از لحاظ مالی وضعیتشون خوب بود و دیدم آقا چقدر آدمای خاکی و خودمونی هستن طرف میلیارد پول خورد جیبش بود ولی به خدا توی همون برخورد اول دیدم آقاااااا این ادم چقدر با خودش راحته چقدر مهربونه چقدر قوی هست و به خدا نه لباس خاصی نه تیپای عجیب غریب یه ادم ساده ساده ساده

    و من یه روز رفتم ویلاشون شمال و اقا چه پذیرایی چه جمع صمیمی و چقدر خوش گذشت و تازه فرداش هم ناهار منو دعوت کردن و چقدر بخشنده بودن چقدر رها بودن از حساب کتاب

    چقدر خوبه پول واقعا

    چقدر خدایی هست جنسش

    چقدر لذت بخش تر میکنه

    و چقدر مهمه که من ثروتمند بشم

    و معنویت در درون ثروت جایی داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2107 روز

    وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ

    و کسانی که از پرستیدن طاغوت [یعنی هر آنچه غیر خدا که عبودیت و پرستش آن باعث طغیان است] دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.

    سلام استاد عزیزم

    می‌خوام درکمو از شرایط فعلی کشورم بگم

    مردم ما با یه جمله انقلاب کردن، مبارزه با طاغوت

    اما در درک ماهوی اون دچار اشتباه شدن

    ما طاغوت رو شخص دیدیم، ما طاغوت رو محمدرضا پهلوی دیدیم!!

    درحالی که طاغوت شخص نیست

    طاغوت هر چیزیه که ما به جز خدا روی اون حساب کنیم

    و بعد از رفتن محمدرضا، طاغوت شد دولت، شد آمریکا، مجلس و …

    چهل و هفت سال گذشت

    و مردم ما تلخی های این نگاه به طاغوت رو چشیدن

    رصد مداوم مذاکرات، برجام، قیمت دلار، قیمت طلا و …

    و رنج پشت رنج

    دیگه خبری از اون جوشش ها و حرکات انقلابی نبود

    خبری از اون گروه های خودجوش مردمی نبود که با توکل بر خداوند جلوی تعرض به کشور رو در 8 سال جنگ گرفتن

    خبری از اون انسانهای موحد که تربیت یافته مکتب توحید بودن نبود، اونهایی که در خونه دولابی ها، حق شناس ها و … درس تربیت نفس میخوندن، اونهایی که در زیر نور کم شمع، در زیر نور چراغ های قدیم، زیر کرسی، شاهنامه و حافظ و مولانا میخوندن

    ما فراموش کردیم برای چی انقلاب کردیم

    سالها به قضاوت افراد، محمدرضاها، خاتمی ها، خامنه ای ها، ترامپ ها و … گذشت

    و ما به همه نگاه کردیم جز خودمون

    و شرایط کشور سخت و سخت تر شد

    نه بخاطر فلان مسئول، نه بخاطر فلان دولت، بخاطر نگاه شرک آلود مون

    و در اون گیر و دار، انگشت شمار کسانی که روی خودشون متمرکز شدن، برخلاف جامعه نتایج متفاوتی گرفتن، تا امروز..

    اما امروز، شرایطی بر کشور حاکم شده که میتونه برای اکثریت جامعه عذاب باشه یا فرصت..

    اینکه مردم ما باطل بودن این نگاه رو درک کنن و شرایط حاکم بر جامعه تغییر کنه

    یا باز به دستان ترامپ، برجام، دولت و … نگاه کنن

    که نتیجه مشخصه

    هر چند که انگشت شمار انسانهای توحیدی، نتایج خودشون رو خواهند دید، ولی اکثریت جامعه، اگر از این رنج متنبه بشن

    این یعنی کشور میتونه به واسطه این اتفاقات به ظاهر تلخ، به انسجام و یکپارچگی و بالندگی و تمرکز بر نیروی داخلی برسه، و نگاه به بیرون و پرستش طاغوت رو کنار بزاره،ان شاالله

    ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ

    در خشکی و دریا به سبب آنچه که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی نمودار شده است تا [خدا] برخی از آنچه را (از باورها) کسب کرده اند به آنان بچشاند، باشد که [از آن نگاه اشتباه] برگردند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 942 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    بی نهایت خداراسپاسگزارم که به من فرصتی دوباره دادتاشمااستادعزیزم وتمام عزیزان سایت راببینم البته باقلب وروحم///

    سلام وادب واحترام

    استادواقعا ازتون سپاسگزارم بابت این فایل باارزش “منم الان حدودیکسال هست یک باغی درروستاهای گیلان شهرستان سیاهکل ازارث پدربزرگم که یک انسان بی نظیربود ودرسهای بزرگی رودرآن زمانهاازشون گرفتم ودرحال حاضر ایشون ازاین دنیای فانی به دنیای ابدی رفته اندوروح همه عزیزان شادباشه {ان شاالله}واین باغ رو البته جنگل آمازون بود/خخخ/مایعنی منوعشقم وفرزندانم طبق قانون تکامل “کم کم درستش کردیم والان به باغ بهشتی تبدیل شده وهمه افرادازشهرهای مختلف برای دیدوبازدیدازاونجالذت میبرند “همیشه افرادی اومدن وبهمون گفتندشما چطورباغتون روبدون برق وآب ودوربین ونگهبان آبادش کردیدواینهاچجوریهاست وبنده همیشه مثال استادمیرداماد یادم میاد وبهشون میگم من فقط برای همین امروزازاینجالذت میبرم وزمانی که نیستم باهاش خداحافظی میکنم ورهاش میکنم وبه خداوندمتعال میسپارم”خدایی که خودش این باغ روبهم داده خودش مراقبش هست وجالب اینجاست همه ی افرادمیگن این حرف شمادرست هست اما…..خلاصه میخواستم بگم بله دوستان اکثرماآدمها افسارمال واموالمون به قلبمون وصل هست واین باعث شده که لذت نبریم ازداشته هامون وخداروشاکرم که الان حدود3سال هست که تمام اموالم روبنام عشقم زدم وخودم رها وآزادیک زندگی پورازلذت وشادی حال خوب رودارم میگذزونم وهرلحظه هم حال درونیم بهتروبهترمیشه خواستم دراین فایل زیبا هم ازاستادتشکرکنم وهم بگم که استادهمه چی درلحظه است وما ازیک ثانیه بعدخبرنداریم پس درمسیرلذت ببریم وکاری به گذشته وآینده نداشته باشیم وبازخداروشکرمیکنم خودم رودراین دیدگاه قوی وقویترمیکنم واینم بگم استاددرزمانی که جنگ پیش اومد” بنده بیشترروخودم تمرکزکردم ودرحال حاضراززمانی که پامیشم تازمانی که میخوابم شایدباوردوستان نشه “فقط یک درصدمنم که حرکت میکنم و99درصدخداکارهاموپیش میبره واین بهترین ولذت بخش ترین ثروت من هست استاد..

    دوستون دارم ودرپناه خداوندبخشنده ومهربان :شاد”سالم”خوشبخت”سعادتمندوثروتمنددردنیاواخرت باشید”روزخوش وبه امیددیدار///

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    Zahra Ghaffari گفته:
    مدت عضویت: 593 روز

    سلاممممممم به همه:)

    چند روز پیش کامنت یکی از دوستان عزیز رو خوندم که دو تا از آشناهاش رو با هم مقایسه کرده بود(دقیق یادم نمیاد جزئیاتش رو چون یادم رفته) و من خیلی لذت بردم از اون نوشته ها و درکم نسبت به این فایل بیشتر شد و ایده این اومد که من هم مثل ایشون کامنتی بذارم و دو تا از فامیل هام رو باهم مقایسه کنم…

    من کلا دو تا عمه دارم که یکیش ثروتمنده و تو شهر زندگی میکنه و یکیش فقیره و تو روستای کم امکانات زندگی میکنه… میخوام زندگی و شرایط هر دو رو باتوجه به تاثیر ثروت در ابعاد دیگر زندگیشون مقایسه کنم تا بفهمم که ثروت منفی و بد نیست بلکه خوب و مفیده و کیفیت همه چی رو بهتر میکنه!

    عمه بزرگترم که تو روستا زندگی میکنه و شرایط مالی خوبی ندارن از لحاظ سلامتی داغونه و همیشه درگیر دوا و درمون و دکتر و بیمارستانه، بیماری های مختلفی داره و مدام همه جاش درد میکنه، اما عمه کوچکترم که وضع مالی نسبتا خوبی دارن سالمِ سالمه و کم پیش میاد که مریض بشه و من تا حالا ندیدم که دکتر بره یا قرص و دارو بخوره…

    از لحاظ روابط، عمه فقیرم با همه مشکل داره، با همه دعوا و جرو بحث میکنه و فک کنم کسی تو روستا نباشه که حداقل یه بار با عمم دعوا و مشاجره نداشته باشه! حتی با خواهر و برادرای خودش هم اختلاف داره (البته به جز بابای من که نمیدونم چرا خیلی دوسش داره). رابطش با عروس هاش هم افتضاحه و اصلا با هم جور نمیشن.

    ولی اون یکی عمم که ثروتمنده روابط و ارتباطاتش با همه عالیه! رابطه عاطفی خیلی خوبی با همسرش داره، عروس هاشو خیلی دوست داره و اوناهم عمم رو دوست دارن، یادم نمیاد که اختلاف یا جروبحثی با کسی داشته باشه و خلاصه کل فامیل اونو به مهربونی و خوشرویی و با اخلاقی میشناسن و اعتبار و احترام زیادی داره.

    حالا تاثیر ثروت یا فقر عمه هام روی زندگی بچه هاشون رو مقایسه میکنم، بچه های عمه فقیرم زندگی آنچنان خوبی ندارن، همه شون از لحاظ مالی در وضعیت بدی هستند و برای به دست آوردن پول به این در و اون در میزنن، اعتماد به نفس و رابطه عاطفی هم دختراش و هم پسراش تعریف کردنی نیست و همچنین بچه هاش هم مثل خودش آوازه و اعتبار خوبی تو فک و فامیل ندارن…

    برعکس بچه های عمه ثروتمندم همشون بدون استثنا پولدار و بی نیازن، همشون رابطه شون با همسرشون خوبه و در کل زندگی خیلی بهتری نسبت به بچه های اون یکی عمم دارن!

    عمه فقیرم خیلی پیر شده و پوستش بسیار چروک و خشن شده به خاطر کمبود ها و سختی های زیادی که تو روستا تجربه کرده اما عمه ثروتمندم کاملا شاداب و سرزنده و زیبا هست و پوستش روشن و جوان مونده و انگار نه انگار که یه خانم مسنه. عمه ثروتمندم اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی داره خوب غذا میخوره، خوب به خودش میرسه، خوب زندگی میکنه و کل دستاش و گردنش پر از طلا و جواهره. ولی عمه فقیرم همیشه درحال غر زدن و فحش دادن و گله و شکایت کردنه، بیچاره یدونه طلا و جواهر هم نداره و زندگی دشوار و طاقت فرسایی تو روستا داره!

    الان میتونم بهتر درک کنم که ثروت چقدر و چقدر تو زندگی مهم و ارزشمنده و میتونه کل زندگی رو در تمام جنبه ها بهبود و ارتقا ببخشه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2031 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ب استاد عزیزم

    چقد شما انسان بزرگواری هستین اینقد سخاوتمندانه تجارب ارزشمند و نابش رو با ما ب اشتراک میزارن خیییلی ازتون ممنونم استاد جانم ک این ویژگی شما حس میکنم بخاطر همین باور فراوانی وثروت هست

    اینکه خداوند منبع ثروت هست و با این کار ارزشمندتون باعث گسترش جهان میشید ک مهم ترین هدف آفرینش هست

    الهی صدهزار مرتبه شکرت رب العالمین

    من خییلی باورهای محدود کننده اس دارم درمورد ثروت

    چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر از خدا دور شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟ دقیقا من این باور رو دارم ک انسان بدی میشم

    خدا رو بنده نمیشم

    وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن شما، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟

    من احساس میکنم سهم بقیه رو ب من دادن و این درست نیست اون مثال کیک ک استاد زدن دقیقا ب همون شکله تو ذهن من.

    چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟واقعا چقد حس مخفی هست اینو بارها تجربه کردم

    ،مثال میزنم ،پدر من کلا برای هیچ کدوم از خواهرهام گوشی اندروید لمسی نخرید هر کدوم یاخودش برا خودش خرید یا موقعی ک ازدواج کردن گوشی ک میخواستن خریدن،منم همین باور و داشتم ک باید ازدواج کنم بعد میتونم ب خواسته ام برسم

    ولی وقتی باورم و تغییر دادم ک من لایق داشتن گوشی خوب هستم و مدلش و انتخاب کردم

    خود پدرم داوطلبانه تقریبا نصف پول گوشی و ریخت بحسابم و بقیه پولم دو تا داداشم بهم دادن

    بعد این فکر ب طور خیلی پنهان تو ذهنم میچرخید ک پدر برای هیچ کدوم از خواهرام گوشی نخرید این درست نیست عدالت نیست ک پول ب من داد ولی برای اونا هزینه نکرد

    حس کردم حق اونا رو خوردم و پدر و ب زحمت انداختم

    چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

    فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؟

    من ی باوری ک توی این مورد دارم اینه ک کسی ک پولدار میشه دیگه بقیه براش مهم نیستن

    ب تعهداتش عمل نمیکنه

    ب آدم ها دیگه احترام نمیزاره

    قبلا مجبور بوده ک خودشو خوب نشون بده تا آدم ها ب سمتش بیان و بهش کمک کنن ولی الان دیگه نیازی ب آدم ها نداره

    و ثروتمندا رو آدم های مغرور و بدقول وبی ایمان میدونم ک بقیه رو مسخره میکنن بخاطر بی پولی و فقری ک درگیرشدن

    یا این گفت‌وگو که: پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؟

    من دقیقا این فکروباور محدود کننده رو دارم خدای من

    چند وقت پیش داشتم با یکی از خاستگارام حرف میزدم تقریبا عین همین جمله رو بهش میگفتم یا خداااا

    چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟دقیقا این ترس و هم دارم هرچند حس میکنم ی ذره کمتر شده ولی هنوز هستش

    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟ی باوری ک خیییلی مخفی و پنهان هست تو وجودم اینه ک ،چون ثروت باعث میشه همه چی داشته باشی

    باعث میشه دیگه تلاش نکنی و هدفی نداشته باشی و کلا تو رو ذهنت و منحرف میکنه از مسیر درست

    یادمه چندین سال پیش ک خییلی ذهن محدود تری داشتم،خواهرم بعداز سالها خونه خرید، ماشین داشت و موتور و همسرش هم سرکار میرفت

    تو ذهنم خونه داشتن غول آخر بود ،فکر میکردم الان ک خواهرم همه امکانات رو داره و همسرش دیگه برای چی دارن تلاش میکنن چ هدفی دارن !!!!

    دیگه رسیدن ب ته زندگی خخخخخ

    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟دانشجو ک بودم ی روز تو کتابخونه فصل امتحانات با دوستم داشتیم درس میخوندیم

    دیدم دوستم ی سیمکارت از تو گردنبند چربی ک تو گردنش بود درآورد انداخت تو گوشی و سیم کارت دیگه رو کنار گذاشت

    داشتم با تعجب نگاش میکردم گفت

    ی خاستگار دارم دوست داداشمه

    خیییلی پولداره ،پدرم راضی نیست ک ازدواج کنم باهاش

    گفتم چرااا؟؟؟

    گفت خاله ام قبلا با ی مرد پولدار ازدواج کرده بود بعد یک ماه غیبش زد

    بعد از یک سال متوجه شدیم رفته دوبی اونجا زن گرفته

    الان بابام بخاطر همین میترسه ک من با ی مرد پولدار ازدواج کنم میکه نمیشه رو آدم های پولدار حساب کرد

    هرکاری ک بخوان انجام میدن

    منم ته ته ذهنم همچین باوری دارم

    در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟دقیقا پول و ثروت و نقطه مقابل درستی معنویت و خداوند میدونم

    داداشم تو ی شرکتی کار میکرد ک ویزا صادر میکنن دوساله اونجا وقت و انرژی گذاشت

    تا تقریبا یک ماه پیش متوجه شد ک مدیر اون بخشی ک توش کار میکنه توی این دوسال پولی ک با بستن هرقراردادی ک باید بهش می‌داده رو نداده برای خودش برداشته

    و تقریبا یکسال ماهی 5 میلیون از قرارداد بهش می‌داده، از قرار داد های 500 میلیونی

    تو محیطی ک ب راحتی میشه پول ساخت

    و ثروت در کردش هست

    همچین اتفاقی افتاده بود

    داداشم متوجه شده بود ک مدیر بخششون دزدی میکرده و از مدارکی ک دیده بود عکس گرفته بود و داده بود ب رئیس شرکت

    از طریق منشی چون بهش اجازه ندادن رئیس و ببینه

    رئیس متوجه جریان شده بود ولی هیچ عکس العملی نشون نداده بود

    داداشمم کلا اومد بیرون از اون شرکت و خداروشکر بعد 10،15 روز ی جا دیگه مشغول شده،

    البته ک هرکس نتیحه فرکانس خودش و میگیره و خداوند عادله جهان عادله

    واینکه هراتفاقی بیفته ب نفع ماست

    مادر و پدرم ک خییلی ناراحت شدن برای این جریان

    مامانم میگفت ب داداشم ک کلا بیخیال این جریان و پولات بشو اونا پولداران هربلایی میتونن سرت بیارن

    دست همه شون تو یک کاسه اس

    همین اتفاقات باعث شکل گیری باور میشه

    در صورتی ک کسی ک باور ب فراوانی و ثروت داره دست ب دزدی نمیزنه

    چشمش دنبال پول بقیه نیست

    کسی ک از راه درست پول بسازه و شرافتمندانه ب جایگاهی ک الان داره رسیده خداوند بهش برکت میده ب زندگی و پولش

    باعث گسترش جهان میشه

    استاد میگه کسایی ک از راه نادرست ب ثروت میرسن عاقبتشون و همه دیدن ک آخر سر چ بلاهایی سرشون میاد.

    این جهان قانون داره و براساس اون داره اداره میشه برای جهان فرقی نداره تو پیامبر خدا باشی یا فرد معمولی

    قانون قانونه

    احساس خوب اتفاقات خوب و رقم میزنه

    اگه تو مسیر درست باشی ب همون مسیر بیشتر هدایت میشی

    واکه تو مسیر گمراهی و نادرست باشی بیشتر غرق میشی توش

    خداوند ب شجاعان پاداش میده ب کسایی ک بهش توکل میکنن

    کسایی ک بهش ایمان دارن

    کسایی ک کنترل ذهن میکنن تقوا پیشه میکنن پاداششون بینهایت هست

    من لایق نعمتهای خداوند هیتم

    من لایق ثروت و نعمت هستم

    خداوند بیشتر از من میخواد ک موفق و ثروتمند بشم

    ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست

    بیزینس داشتن ی کار معنوی و ارزشمند هست

    هرچقدر من ثروتمند بشم نزد خداوند ارزشمند تر هستم

    الهی صدهزار مرتبه شکر بخاطر این آگاهی های ارزشمند ک بهم رزق دادی

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    عاشقتووونممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  8. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    رابطه خداوند و ثروت در ذهن

    به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام دینامو خودم خلق کنم

    با درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم و دوستان همیشگیم

    استاد عزیزم ممنون و سپاسگذارم برای این تحقیقات ثروت و این فایل جدید

    نکات مهم…

    استاد جان اتفاقا امروز من هم چنین تصمیمی گرفتم چون به کامنت آقای خاص در سریال سفر بد دور آمریکا 246 هدایت شدم و ایشون دقیقا در مورد همین موضوع نوشته بودند و این گفته ی شما خواسته ی منم هست اینکه گفتید…

    برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم

    و اینکه گفتید به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام

    ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند منطق من هم الگویی مثل شماست منم می‌خوام باورهای محدود کننده ام را شناسایی کنم که البته روی این فال های الگوهای تکرار شونده خیلی کار کردم و هر دفعه با یک تضادی این الگوهای تکرار شونده خودشو بیشتر بمن شناسانده میشوند..و سعی میکنم باورهای قدرتمند کننده ای برایشان بسازم و امروز این باور را در کلام شما پیدا کردم

    اینکه من باور دارم …

    برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم

    البته نه تنها پرونده ی مسایل مالی ام رو ریشه ای حل کنم بلکه در تمام جنبه های زندگیم باید بطور ریشه ای و بنیادی باورهای محدود کننده ام را تغییر بدم.

    باورهای اشتباه مذهبی که من با این آگاهی ها خیلی وقته که این باور رو تغییر دادم..اینکه

    ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

    نکته بعدی..

    استاد بر طبق تحقیقات شون

    دلایل این اتفاق و شیوه درمان این الگوی فکری محدودکننده و فقرآور، مفصلاً توضیح داده‌ شده

    سوال

    چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر از خدا دور شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم

    و یا اینکه ..

    پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؟

    استاد جان .. اتفاقا وقتی پول و ثروت و نعمت وارد خانه و زندگیمون میشه تداوم و شادی و خوشحالی و رفاه و آسایش و آرامش بیشتری در زندگیمون در جریانه .. میتونیم سفر بریم و تفریح کنیم .. و خواسته هامون رو داشته باشیم

    مثلا یکی از اختلافاتی که در زندگی منو بچه هام همیشه مورد بحث هست همین ورشکستگی های پولی و مالی او از دست دادن تمام اموال و زندگی گذشته مون هست .. یعنی آنقدر در ذهن و روح و روان دخترم تاثیر گذاشته که اصلا نمیتونه فراموش کنه و همین موضوع باعث خشم و کینه و ترس و نگرانی و استرس در وجودش شده … البته چون من با این آگاهی ها آشنا شدم و مدام روی خودم کار کردم فهمیدم که آن افکار گذشته ام باعث آن اتفاقات شده بود .. ولی تمام آن اتفاقات باعث شد که به مسیر خودشناسی و خودسازی و خداشناسی و این مسیر توحیدی درست و مناسب هدایت بشوم .. افکار مخرب مذهبی گذشته ام رو کلا از بین بردم و اصلا هیچ اعتقادی به فقر و فقارت ندارم چون فهمیدم تمام این مسایل از طریق مذهب بخوردمون داده شده و سعی میکنم ذهنمو برای پول و ثروت و نعمت های خداوند تربیت کنم و تا الان هم خدا رو شکر موفق شدم . چون اولین چیزی که با این آگاهی ها بدست آوردم احساس آرامش هست .‌

    اتفاقا فقر و فقارت . انسانیت،و و شرف آدمو از بین می‌بره و من دقیقا توی زندگیم بمعنای واقعی حسش کردم چون بچه هام اصلا و به هیچ عنوان طاقت آون سختی ها رو نداشتن و نتیجه اش شد بی حرمتی کردن و پرخاشگر . و اصلا از خانواده گریزان شدن

    در فقر فقارت هیچ پاکی نیست… نه در ذهن و نه در اعمال و رفتار و گفتار هیچ نکات مثبتی یافت نمیشه و میشه گفت هیچ چیزه پاکی رو پیدا نمیکنی، همش غمگین و نالان و بی انگیزه هستی ..هیچ شور و شوقی و هیجانی در زندگی وجود ندارد ..

    کانون گرم خانواده و یاتعهد به همسر و خانواده به همسر و خانواده

    وقتی سفره ای پهن نباشه . و یا سقف ایمنی بالای سرت نباشه و یا رختخواب گرم و نرمی برای آرامش و آسایش نباشه و یا پولی در بساط نباشه که مایحتاج زندگی تو تامین کنی اصلا چطوری خانواده ای رو میشه دور هم نگه داشت؟؟؟ چطوری میشه خندید؟؟؟

    چطوری میشه عشق و مهر و محبت رو شادی و خوشحالی رو پایدار و ترویج کنی؟؟؟

    من که کاملا درونش غرق شده بودم و کاملا تمام استخوان هایم در آن منجلاب خورد شد و شکست و صداشو کاملا شنیدم.. اصلا خندیدن یادم رفته بود .. اگر کسی می‌خندید و شاد بود تعجب میکردم..

    سوال بعدی

    پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها

    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟. من برای اولین بار در کانال تلگرامی در سال 97 توسط گروه بازنشستگان بانک رفاه همکاران خواهرم با سه فایل چگونه در یکسال درآمد خود را سه برابر کنید و فایل های توحیدی فقط روی خدا حساب باز کنید و حُزن در قرآن آشنا شدم .. و این مهمترین و عالیترین فرصتی برای من ایجاد شد تا بتونم خودمو و افکارمو تغییر بدم و روی باورهام کار کنم و ذهنمو در مورد پول و ثروت تغییر بدم و اینکه کنترل ذهن و توجه به نکات مثبت و زیبایی ها داشته باشم و فهمیدم که با شادی و خوشحالی و احساس خوب به خواسته هام برسم البته در حال حاضر خیلی خیلی از آن آشوب های زندگیم فاصله گرفتم ولی هنوز به امید خدا در مسیر رشد و پیشرفت و آگاهی هستم و به هیچ عنوان حاضر نیستم این فرصت گرانبها رو از دست بدم و مطمعن شدم که تنها راه رهایی از فقر و فقارت و دوری از تمام مسایل و تضادها و چالش های زندگیم همین شیوه ی جدید زندگیم هست ..

    چه درهایی برای شما باز شد؟ وقتی با این آگاهی ها آشنا شدم درهایی از امید و انگیزه و شور و شوق در وجودم ایجاد شد و به احساس خوب و آرامش رسیدم .. یعنی نعمت هایی در زندگیم جاری شد که اصلا فکرشو نمی‌کردم بتونم در آن شرایط داشته باشم . البته داستان زندگیمو توی پروفایلم نوشتم و خدا رو شکر به لطف خدای مهربان و به لطف آموزه های استادم نعمت شکرگذار بودن رو یاد گرفتم و این بالاترین دستاوردی بود که درهای امید و آرزو و نعمت و خیر و برکت ها رو در زندگیم گشوده شد خدارو شکر

    چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟ کلا افراد و آدمهای زندگیم بطور کلی تغییر کردند و یک عده رو خودم حذف کردم و یک عده ی دیگر را جهان هستی برام حذف کرد و بنا به شرایطم افرادی وارد زندگیم شدند که فرشتگانی از طرف خداوند بودند که آمدند و به من خدمت کردن و بعدش رفتند و آدمهای جدیدتری وارد زندگیم شدن .. دخترم که قهر رفته بود برگشت پیشم و با کمک همدیگر یک خانه و آشیانه ای بالای سرمون ساختیم .. هر چند اختلافاتی در روابطمون هست ولی باور دارم که من قادر به تغییر دیگران نیستم حتی نزدیکترین فرد بخودمون .. برای همینه که من فقط دارم روی خودم کار میکنم .

    و چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟

    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟

    چقدر انسان بهتری شدید؟ از نظر خودم خیلی خیلی تغییر کردم که بیشتر خدای واقعی رو شناختم و آن خدایان دورغی گذشته ام رو حذف کردم

    اینکه آدم صبور و آرامی شدم . بحدی آرام شدم که دخترم برای این صبوریم خیلی اذییت میشه !!! همش میگه . خوشبحالت چقدر بی‌خیالی!!! اینقدر راحتی . همه چی برات درست میشه!!! البته اینا رو با خشم و کینه و حسد بهم میگه !!! فکر کنم تلاش های فیزیکی فقط براش مهمه در صورتی که تلاش های ذهنی من صد برابر قبل شده .

    یعنی اینقدر همه چی برام براحتی آماده میشه که باعث خشم اون میشه .. چون فکر میکنه من باید بیل و کلنگ بزنم تا چرخ زندگیمون بچرخه!! در صورتی که همیشه پول و درآمدن بموقع وارد زندگیم میشه البته شکرگذار خداوندم هستم ولی هنوز رضایت کافی ندارم و مطمعنم که این مسعلع هم برام خیلی زود حل میشه!

    وقتی من به این آگاهی ها هدایت شدم با توجه به قانون تکامل آرام آرام یاد گرفتم که همه چی باید خودش خود بخود درست بشه نیازی به تقلا و سرسختی و فشار فیزیکی نیست .. برای هر مسعلع ای و تضادی هم این جمله رو بکار میبرم الخیر و فی ماوقع میگم هر چی پیش آید خوش آید !!! چون فهمیدم تضادها تابلوهای راهنمای ما هستند ..

    البته نکات زیادی را در زندگیم شناختم که مثل یک معجزه تغییر کرد ولی یک نمونه اش رو اینجا می‌نویسم..

    مثلا همون چند سال پیش که باید خونه مون رو عوض میکردیم . همون شهریور سال 1401 . مهسا امینی.. سالی که استاد جان شما میخواستید بیاید ایران ولی اون تضاد اینترنت بوجود آمد و شما از آمدن به ایران منصرف شده بودید….. در اون زمان تمام اینترنت ها قطع شده بود . ما هم باید خانه پیدا میکردیم . از طرف دیگه مالک خونه بما فشار می‌آورد که خونه رو سه ماه زودتر از موعد مقرر بهش تحویل بدیم . از طرف دیگه مدیریت مجتمع تغییر کرده بود و کلی توی اون ساختمان درگیری و دادگاه کشی بوجود اومده بود… ولی از آنجایی که من در آن شرایط بهم ریختگی توانستم با فایل های شما همان مصاحبه با دوستان ذهنمو کنترل کنم خیلی کارها بنفع من تغییر کرد .. در همان وضعیتی که تمام اسباب اثاثیه هام توی کارتن پیچیده بودم و اصلا جایی برای خوابیدن نداشتیم و کلی مشغله .. من لپ تابم و گذاشتم جلوم و تمام تمرکزمو گذاشتم روی فایل های مصاحبه با دوستان رو گوش دادم . ذهنمو کنترل کردم . مدام خواسته ام رو نوشتم و تجسم سازی کردم . مدیتیشن انجام میدادم . خلاصه ظرف چند روز انگار ورق برگشت … اینترنت که نبود . نمیدونستم چطوری خانه پیدا کنیم ؟! .. و یا حتی املاکی ها بسته بود . اینترنت نداشتیم که با اسنپ بریم دنبال خونه . صاحب خونه هم یکریز زنگ میزد که چه وقت خونه رو خالی میکنیم .. خلاصه پولم کم داشتم برای پول پیش خانه .. میخواستم فرشاموربفروشم ولی کسی بقیمت مناسب خریداری نبود .. حالا شما فکرشو بکنید من در چه وضعیت فوری ماژوری بودم!!!! فقط به خداوند توکل کردم و این فایل ها رو گوش دادم و به خواسته ام توجه کردم . خانه ی درخواستی مو نوشتم و از تمام نعمت هام تشکر و قدردانی کردم همین و همین …

    یهویی یکی از دوستان که در بازار چرم کار میکرد مبلغ مورد نظرمو ریخت توی حسابم . گفت هر وقت فرشات رو سر فرصت فروختی پولمو بده فعلا بهش احتیاجی ندارم!!!

    خب مورد بعدی این شد که

    یهویی دوستم که مدیر آن مجتمع بود کمکتون کرد با ماشینش ما رو برد دنبال خونه ولی هر موردی پیش میومد فوری اجاره می‌رفت . ولی خیلی کمکتون کرد ..

    بعدش تا اومدم نامید بشم دوباره فایل گوش میدادم و ذهنمو کنترل میکردم . دخترم هم همینطوری بطور شبانه روز گوشی دستش بود تا اگر یک لحظه اینترنت وصل شد بتونه خونه پیدا کنه .. خلاصه بعد از دو سه روز یهویی صبح زود بلند شد گفت شب قبل فقط یکی دو ساعت اینترنت وصل شد و یک خونه ی خوب پیدا کرده که مالکش هم یکساعت پیش خانه ی نو ساز رو توی سایت دیوار گذاشته .. بعدش اومد عکس خانه رو نشونم داد .. . و بعدش با املاکی قرار گذاشتیم و رفتیم خونه رو دیدم دقیقا همون خونه ای بود که نوشته بود.. (همین جایی که الان هستم) خانه ای نوساز شیک . بزرگتر از خانه ی قبلی 105 متر .. کمدهای بزرگ و شیک . کابینت های بزرگ هایگلس شیک سفید و طوسی همرنگ یخچال فریزرم . با گاز رومیزی پنج شعله … جاکفشی و کمد پشت درب ورودی داخلی … اتاق خوابم بدون هیچ مشرفیتی به همسایگان .. روبروی طلوع خورشید با یک بالکن بزرگ دیوارهای سرامیک آجری نما . آسانسور کولر . وپکیچ . نور پردازی شده . خلاصه نوی نوی نووووووو… با یک مالک خانم خوب و عالی و البته خیلی قانونمند و با نزاکت.. دیگه چی میخواستم!!!!؟

    الان که دارم اینا رو می‌نویسم خیلی ذوق زده شدم . با به یاد آوردن این خاطرات قشنگ یادم رفت که دارم می‌نویسم و کامنتم طولانی شد … ولی خیلی خوشحالم . البته امسال نمی‌دونم برای تمدید چی میشه ولی هرچی بشه می‌دونم الخیر و فی ماوقع هست . .. یعنی چندین مثال دیگر دارم که دیگه جای نوشتن نیست چون طولانی میشه و از خداوند ممنون و سپاسگذارم

    استاد جان واقعا ممنون و سپاسگذارم که خداوند شما رو بما داد . خدایااا شکرت بخاطر حضورتون در این جهان هستی

    خدایاآ شکرت برای این سایت پایدار مون

    خدایاااا شکرت بخاطر شما و خانم شایسته ی عزیزم .. خدایااا هزاران هزار بار شکر

    خدای قدرتمند من ، من در برابر علم و آگاهی تو هیچم ،همه چیز رو و همه ی کارها و تصمیمات و برنامه هایم را به خودت میسپارم ،آسانم کن برای آسانی ها .

    خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم و می‌خوام در مدار آزادی پولی و مالی و آزادی زمانی و آزادی مکانی و روابط درست و مناسب خوب و عالی باکیفیتی باشم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و پول و ثروت و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 938 روز

      رویا خانم زیبا و مهربان سلام

      خیلی وقته کامنتاتون رو میخونم

      از ته قلبم تحسینتون می کنم به خاطر این همه تعهد به تغییر ،هزاران افرین به شما دوست همفرکانسی عزیز

      انشالله تغییرات زندگیتون هر روز بیشتر و بیشتر به سمت مدارهای بالاتر باشد

      خیلی لذت بردم از کامنتتون

      خیلی نکته برداری کردم

      ویژگی های خونه ای که نوشته بودید رو خیلی پسندیدم

      براتون بهترین هارو ارزو می کنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        رویا مهاجرسلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2499 روز

        بنام خداوندی که با معجزه هایش سوپرایزم میکند

        سلام بر خدایی که خدایی کردن کار او است و بندگی کار من

        با درود و وقت بخیر خدمت نفیسه خانم شایسته ی نازنینم

        چقدر صبح دل انگیزی امروز داشتم

        همینکه چشمامو باز کردم و اومدم توی سایت اون نقطه ی آبی رنگ خوشگله رو دیدم .. نه یکی .. نه دوتا… بلکه سه تا پیام خوش خبری برای سه تا خواسته ام بر من آشکار شد ..

        پیام زیباتون رو با لبخندی عمیق و قلبی شاد خوندم

        یک نشونه برای خونه از پیام تو دوست عزیزم دریافت کردم

        دومین پیام از دوست دیگرم در مورد نیروهای امدادی و کمک رسان برام بود

        سومین پیام خوش خبری دیگرم در مورد تضاد سلامتی ام بود !!!

        خداوند از طریق این سه پیام بهم گفت باید بیشتر به این داشته هام و آرزوهایم توجه کنم و سپاسگذار تر باشم تا تغییرات بهتری را دریافت کنم و داشته باشم !!!

        چقدر ذوق کردم

        چقدر خوشحال شدم

        چقدر خداوند قشنگ از طریق شما عزیزان بینظرم با من صحبت کرد

        خدایااا هزاران هزار بار شکر گذارم خدایاااا شکرت

        نفیسه جان خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم که بسمت کامنت های طولانی من هدایت شدید!!!!

        و سبب خیر و برکت برای من شدید که دوباره کامنت خودم رو بخونم و بخودم یادآوری کنم که باید بیشتر ادامه بدم واقعا ممنون و سپاسگذارم

        خدایاااا شکرت چنین دوستان فوق العاده خوبی در این سایت دارم

        سپاس و شکر حضورتون در این مسیر توحیدی

        شکر و سپاس که زحمت کشیدی و اومدی و برام نوشتی و بهم انگیزه ی بیشتری دادی تا با قوت قلب و تعهد بیشتری به روند این تعهدم ادامه بدم !!!

        شکر و سپاس که نقطه ی آبی رنگ چراغ جادویی پیام رسان سایت رو برام روشن کردی که بی گمان این تحسین ها و این احساس و دعاهای قشنگت بسمت خودت کمانه می‌زنه و مومنتوم مثبت بیشتری را تجربه می‌کنی

        مرسی مرسی !!!! نفیسه ی عزیزم

        ممنونم که ویژگی های خونه ای که نوشته بودم را پسندیدی !!!

        و الان از خداوند بیشتر از همیشه سپاسگذارش هستم

        خدایااآاا شکرت

        نفیسه ی نازنینم برات بهترینع بهترین ها را در تمام جنبه های زندگیت در کنار عزیزانت را آرزومند

        امید دارم هر روز بیشتر از هر روزی در مدار و مومنتوم سلامتی و تندرستی کامل و شادی و شادمانی و خیر و خوشی و آرامش و پول و ثروت و نعمت های پر برکت الهی باشی

        بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی

        ما به خداوند اعتماد داریم

        IN GOD WE TRUST

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مرتضی صناعی گفته:
    مدت عضویت: 3745 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گل

    چقدر این فایل زیبا بود.

    چقدددر طبیعت سرسبز و آرامشبخشی داشت. واقعا فضای زیبایی رو تدارک دیده بودن. یاد جنگل ها و حال و هوای شمال ایران افتادم

    وهمینطور فضای صمیمی و خوبی که بین ادما بود که آرامش بخش بود.

    واقعا صحبتای شما استاد چقدددر بجا و درست بود.چقدر حس خوب و آرامش بخشی داشت بحث ثروت و خداوند.

    من بشخصه فعلا در این برهه زندگیم شرایط مالی مناسبی ندارم. از طرفی هم درشهر مذهبی بزرگ شدم و بیس سال از زندگیم و با باورای مذهبی که به خورد ذهنم داده شده بود ، گذروندم. طبیعتا توی ذهن و باورهای ریشه ای من ترمز ها و موانعی وجود داره که پیشرفتی بزرگی از لحاظ مالی برام اتفاق نیفتاده.و قطعا رابطه خدا و ثروت هم جزو همین ترمز ها احتمالا هست.

    من خودم حس میکنم توی اعماق باورهام درمورد ثروتمند شدنم ، و وقتی بهش فکر میکنم ، این هست که یجورایی دلم نمیاد که من اینقد پول زیاد داشته باشم ، بقیه نزدیکان و آشنایان نسبت به من اینقدر شرایط نامناسب تری داشته باشند. نمیگم این درسته و الانم اینجوری فک میکنم. اما احتمال میدم این باور در اعماق وجودم ریشه داره. بدم ریشه داره.

    یا وقتی یه پول زیاد تری از فروش محصولی یا مشتری یا هر طریق دیگه از کار وارد حسابم میشه یجوری اولش، برای اینکه ذهنم فک میکنه این پوله ممکنه اشتباه خرج بشه یا ارزشش بیاد پایین یا هرچی ، فورا این گفت و گو ها و حالت استرس میاد که خب کجا خرجش کنیم، چی بخریم ،چیکارکنیم سریع با این پول. انگار بودنش یه چیز اضافیه.

    وقتی یکی از دوستام که شرایط اسکان مناسبی فعلا نداره میاد خونم ، بجورایی اگه ذهنم و کنترل نکنم ، یه احساس گناه و احساس اینکه عدالت نیست تو اینقد شرایط آروم و خونه بهتری از این دوستت داری. راحت نباش الان یکم باهاش همدرد باش. خلاصه یه حالت عجیبی که میدونم از باورای مذهبی و گذشتگانم وبخصوص رفتار مادرم درزمان کودکی میاد و نشئت گرفته.

    اینکه یکی از دوستان یا آشنایان رو ببینم وضع مالیش خوب شده و ماشین و خونه و شرایط خوبی داره، ذهنم کمتر میگه شاید دزدی کرده یا راه خلاف بوده.اما این صحبتا میاد توی ذهنم و گاها در کلامم ، بعد اینکه یکم مرور میکنم شرایط کاری و زندگیش و که : بله دیگه اگه فلانقدر درس بخونی ، دکتر بشی میشه پولدار شد. رشته هنری من که پولی ازش درنمیاد. یا مثلا : معلومه به این شیوه نادرست داره محصولاتشو میفروشه و تو پاچه ملت میکنه و پولدارم میشه…. و یجورایی انگار ارتباط اون پولدار شدنه ، به نوع کار و فروش نامناسب داشتن.

    درکل بخاطر اینکه خودم شرایط مالی خوبی ندارم ، اکثر اوقات بخاطر مسائل مالی که بهش برخورد میکنم ، فوررا اینو به خودم میگم که : ببین چقد پول خوبه.ببین اگه ثروت میداشتی چققققدر فلان آرامش بیشتر بود، فلان اهداف راحت انجام میشد .فلان ارتباطات بهتر پیش میرفت .

    یعنی یجورایی چون این شرایط مالی داره اذیتم میکنه در زبان جدیدا دارم میگم که کاش پول داشتم. ببین چقدر معنویه ثروت. امااااا مسئله اصلی اینه که خدامیدونه توی باورام چقدر ترمز دارم. چقدددر کار و هنرهای خودم و بی ارزش و ثروت نساز میدونم.و چون ذهنم نمیتونه منطق نوع پول ساختن ثروتمندا از کارشون رو درک کنه ، مشکوک میشه و دلایل بی خودی میاره که ثروتمندا مشکوک میزنن.

    اما در کل بخام بگم ، چون کل خانواده من و فضایی که داخلش بزرگ شدم ، شرایط خیلی معمولی از لحاظ مالی داشتند و با این شرایط ، آرامش زیادی داشتند و درصلح و خوبی و خوشی همه زندگی کردیم ، و ارتباط معنوی خوبی نسبتا داشتیم ، احتمال خیلی خیلی قوی میدم که در تضاد بدونم ثروت زیاد رو با آرامش ومعنویت و خداوند. چون یادمه همیشه مادرم یا خواهرام این و میگفتن که ببین فلان پسر خاله هام یا داماد فلانی که رفت فلان کشور و اینقد پولدار شد و یا (مثلا) دکتر شد و وضعش خوب شد ، چقققدر درگیرهس همیشه.اصلا آرامش نداره اختیار زندگیش و نداره.چقدددر استرس داره چقدر دوره از نزدیکانش و دوستاش یا مثلا ببین فلانی اینققققد پولدار شده ولی چه فایده که مریضی قند داره. و….. کلی بدگویی دیگه از پولدارایی اطراف ما هستن و میشناسیم از نزدیک اون هارو .

    خیلی خیلی امیدورام به آینده که ایشالا درزمان مناسبش تمرکز بزارم روی دوره های ثروت و تغییر بدم شرایط مالی و. فعلا روی دوره احساس لیاقت کارمیکنم و بااینکه اول دوره هستم اما تغییرات رو دارم حس میکنم.

    به امید شادی سلامتی و ثروت بی نهایت برای همه عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    Ghasem گفته:
    مدت عضویت: 2463 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم، خیلی از شما سپاسگزارم بابت آگاهی های ناب و بینظیر این فایل. استاد جان متاسفانه جریان صوفی گری (به معنای زهد و ترک دنیا برای رسیدن به خدا) به شدت طی نسل های گذشته قدرت گرفته و بخشی از عقاید مان شده که ما آنرا در فرهنگ، رسانه و خط فکری خودمان به شدت می‌بینیم. جریانی که فقر،آدم‌های فقیر را بزرگ و ارزشمند جلوه می‌کند و در مقابل ثروتمندی را گناهی نابخشودنی و دوری از خداوند می‌داند. درصورتی که وقتی شرح احوالات همان به اصطلاح علمای ربانی را در کتبی در قالب زندگی نامه شان بخوانیم، می‌بینیم که چقدر کفر به خداوند میورزیدند و مشرک بودند و چقدر باورهای محدود در مورد قوانین و خداوند و سیستمی بودن داشتن بدون ذره ای شناخت درست ازخدا،قزان،فرکانس و قوانین جهان هستی(چونکه به عنوان سعادت را در شفاعت و توسل می‌دانند و راه رسیدن به خدا را راه سختی و بلا و درد و رنج میدانند). خیلی ممنونم از شما و از دوستانی که تجربیات و ذهنیت و باور هایی محدود کننده خود را در بخش کامنت ها به اشتراک گذاشتند و این باعث شد متوجه بشم که من نیز چه ترمز های مخفی درون ذهنم در بحث معنویت مالی دارم. در پایان استاد جان ازتون درخواست دارم، یک سلسله فایل هایی از این موضوع بر روی سایت قرار بدید در زمینه معنویت مالی و همینطور معنویت افراد ثروتمند. چرا که از کودکی همانطور که ثروت را مذمت میکردند، افراد ثروتمند را نیز مذمت می‌کردند و آنان در فیلم‌ها و سریالها، افرادی عیاش،ظالم و زورگو،بی رحم، گناه کار ، پَست و بی ذات،مغرور و متکبر، به دور از خداوند، تحقیر کننده دیگران نشان دهند به گونه ای که اینطور باور کردیم وقتی شما با آنان سلام کنی، آنان کم توجهی میکنند و کباده دارند. حتی اگر بخواهی از این خانواده فردی را خواستگاری کنی، به شدت تو را مسخره و تحقیر میکنند. این الگویی بود که در کودکی به شدت در فیلم و سریال‌های ایرانی دیده بودم.

    در صورتی که الان دارم روی این ترمز کار میکنم، و الگوی یک آدم ثروتمند شما را در ذهنم قرار دادم، می‌بینیم که چه طور متواضع هستید، می‌بینم وقتی با انسانی در سفر به دور آمریکا یا زندگی در بهشت برخورد میکنید(از متصدی و کارکنان فروشگاه ها و رستوران ها تا افراد غریبه در در نشنال پارک ها یا افراد هَندی من در پردایس)، چقدر متواضع و بی آلایش هستید بدون ذره ای تکبر و غرور در لحن کلامتان. میبینم که چه طور ساده زیست تر شوید و به قول خودتان از ثروت گذر کردید و اصلا جمع حساب و ارزش دارایی هایتان را ندارید و برایتان مهم نیست. چقدر به خداوند تزدیک تر شده اید و تمام موفقیت هایتان را ازاو میدانید،نه از خودتان. چقدر راحت و بدون ذره ای غرور به آدم‌های اطرافتان عشق میورزید و تحسین میکنید و با آنان گفت و گو میکنید و هم نشینی با اینکه شاید در بحث امکانات مالی از شما پائین تر باشند. اگر انا لطفی برای شما بکنند، شما سریع ان لطف را با هدیه ای ارزشمند جبران میکنید که نشان از صداقت و درست کرداری شما و ادمهای ثروتمند میدهد و در این چند سالی وه افتخار پیدا کردم که با شما و سایت تان اشنا شوم، چه در لایو ها و کلاب هاوس یا فایل های اموزشی هرگز ندیدم که شما کِبر بورزید و دیگران کوچک بشمارید.دیدن این سبک زندگی شما باعث شده تا آن ترمز مخرب درون ذهنم در مورد افراد ثروتمند، به شدت کم رنگ تر شود. خیلی خوشحالم استاد از حضورتون در زندگی ام.

    شاد و پیروز باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: