رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نيلوفر گفته:
    مدت عضویت: 725 روز

    سلام به دوستان هم‌فرکانسی من عشق و نور و فراوانی به هممون ️

    در مورد سوال اول استاد باید بگم منم از کودکی با این باورها بزرگ‌ شدم که آدم‌های ثروتمند با ظلم و کلاهبرداری به جایی رسیده‌اند و کسانی که شغلی دارند پس حتما با پارتی بازی با آن رسیده‌اند و ترفیع گرفته‌اند‌. هرچند هیچ‌وقت فکر زیادی در موردش نکردم اما با این حال توی ناخودآگاه آدم این باورها جای می‌گیره اما خداروشکر این باورها زیاد قوی نبودند و قبل از محکم شدن این باورها با شما استاد عزیز آشنا شدم و تونستم بفهمم ثروت چقدر عالیه و بعد از شکرگزاری کردن در موردش چقدر راحت‌تر و بدون درخواست از پدرم (دانشجو بودم) برام پول واریز می‌کردن و چقدر پربرکت بودش تمام این ثروت‌ها! راستش متوجه شدم چقدر از اول زندگی‌م، زندگی راحتی داشتم و هروقت چیزی می‌خواستم برایم آماده می‌شد و هیچ‌وقت نگرانی‌ای بابت ثروت نداشتم تا قبل از دانشجو شدن و فکر کنم این هم باز نکته‌ی مثبتی از زندگی زیبای من باشه. هرچند بعد از دانشجو شدن سال اول کمی سخت بود اما بعد از آشنا شدن با استاد و معجزه‌ی شکرگزاری چقدر تونستم حال خوبی داشته باشم هرچند که هنوز کلی اشکال دارم و نیاز دارم که اونها رو اصلاح بکنم. خداروشکر باورهای مخالف ثروت کمی داشتم تا به الان اما تا به حال به نعمت وجود ثروت هم فکر نکرده بودم توی زندگی‌م برای همین تا به حال از داشتن پول در زندگی‌م عذاب وجدان نداشتم چون فکر نمی‌کردم آن‌قدری زیاد باشد که بابتش عذاب وجدان داشته باشم هرچند بابت شادی زیاد و نداشتن مشکلات و تروما یا حداقل داشتنش مقدار خیلی کمتر از دیگران کمی عذاب وجدان داشتم تا وقتی که با قانون آشنا شدم و فهمیدم کاملا بدیهی بوده این داستان..‌. احتمالا هم اگر ثروتمندتر از دیگران و دوستانم بودم قطعا این‌گونه فکر می‌کردم.

    و بله استاد چقدر در باورهای ما این ساخته شده که انسان فقیر با ایمان‌تر و معنوی‌تر و نزدیک‌تر به خداست مخصوصا با باورهای فامیل ها و خانواده. باور یکی از فامیل‌های من این است که خداوند برآوره کردن خواسته‌های بنده‌هایی که خیلی دوست می‌دارد را به تعویق می‌اندازد تا بیشتر صدایشان بزند می‌گوید اگر حالم خوب باشد که به خداوند صحبتی ندارم؟ پس شکرگزاری کجا می‌رود آخر خاله‌جان؟! خاله‌ی من باورش این هست که خداوند خواسته‌ی افراد ظالم‌ را بیشتر اجابت می‌کند چون نمی‌خواهد صدایشان را موقع درخواست کردن از خداوند بشنود. همیشه هم زمانی که می‌خواهند اشاره کنند آدمی انسان‌ خوبی است می‌گویند که فلانی خیلی بدبخته خیلی خوبه ! و من نتایج این باورها رو چقدر توی زندگیشون می‌بینم چقدر که خودشون رو پایین‌ آوردن و هیچ عزت نفسی ندارن و به خودشون می‌گن کارگر دیگران! و بله چقدر وقتی آدم فقیرتره از خدا دورتره… نه فقط چون نماز نمی‌خونند عبادت نمی‌کنند و خدا رو صدا نمی‌زنند بلکه چون همش در فکر بدبختی هستند در فکر حرص و هیچ حرف خوبی که بشنوم شکرگزارش هستند رو از زبانشون نمی‌شنوم… واقعا البته آدم خوبی هستند اما متأسفانه خیلی از قانون به دورن… و واقعا هم اوضاع مالی خوبی ندارند. معمولیست.

    هرچند یک پسرعمو دارم که وقتی مادرش در مورد تجربیات و زندگی او صحبت می‌کرد می‌گفتش که چقدر دنبال پول بود و دلش می‌خواست ثروتمند باشه و واقعا هم چه نتایج عالی ‌ای رو به دست آوردند چقدر تلاش کردند و حالا نتایجش رو دیدند و کلی زندگی راحتی دارند و حتی خونه‌ی پدر و مادرش رو درست کردند با چه نمای زیبا و خوشگلی! برای خانواده و خودش بسیار خرج می‌کند و چند خونه در ایران دارند و سفر های دبی. و بله چقدررررر این آدم نزدیک‌تر شدن به خداوند!!! واقعا می‌گم چقدر مادرش بهمون می‌گه معنوی‌تر شدن و زیارت و دعا و غیره می‌رند. ثروت آدم‌ها رو معنوی‌تر از قبل می‌کنه حتی زیبا نیست؟

    باز هم ممنونم از استاد بابت فایل های هدیه سپاسگزارم از خداوند برای قرار دادن من در کنار دوستان هم‌فرکانسی

    سعادتمند باشید در دنیا و آخرت خدانگهدار ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    مجید گفته:
    مدت عضویت: 2858 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم مریم شایسته خیلی ازتون سپاسگزارم در مورد این فایل من دو بار گوش دادم این فایلا خیلی عالیه خیلی به من انرژی داد و کامنتارم خوندم الان که دارم این کامنتا می‌نویسم بچه‌های من الان به من میگن که تو چند سال سایت عباس منش کار می‌کنی پس کو اوضاع مالید پس چرا اوضاع مالید خوب نشده چرا همیشه پول نداری و شرایط خیلی سختیا دارم می‌دونم مشکلم از کجاست اون تعهد را ندارم می‌دونی استاد دخترم اعتماد به نفس خریده خودم اومدم 12 قدمو خریدم و ثروت 1 خریدم اما از هیچ کدوم هنوز هیچ برداشتی نکردم می‌دونی استاد چه دخترم چه خودم چه خانمم الان چند ساله داریم کار می‌کنیم هیچکی دممون مشکل مالیمون حل نشده می‌دونم علت کجاست و شاید باورایی در وجود منه و دخترم و همسرم هست که اجازه نمیده که ما ثروتمند بشیم وهیچی پس انداز نمی‌مونه و می‌دونم تمام برمی‌گرده به ذهنیت من اون آرامشه رو ندار ذهنم بچه‌هام خیلی رو مخ من که تو اگه پول داشتی خونتو عوض می‌کردی اگه پول داشتی ماشین عوض می‌کردی تو خرج مخارج ما رم زورکی در میاری و ایناست که آرامش ازمن گرفته و می‌دونم ذهن من داره یه چیزی بیرون از من داره مقصر می‌کنه در صورتی که اینا پذیرفتم که همه چی درون من اتفاق می‌افته و من مشکلی که دارم و می‌دونم که اون نیروی برتر اون نیروی رو هنوز درون خودم پیداش نکردم حالا می‌دونم با تجسم به پوله می‌رسم به خونه می‌رسم به ماشین می‌رسم باید وقت بذارم باید شبانه روز برای خودم وقت بذارم تعهد بدم اما هنوز موفق نشدم و اینست که با ید درد بکشم چرا که دارم می‌بینم بچه‌ها من تو خونه چه خودم چه خانومم چه دخترم داریم کار می‌کنیم ولی چون هیچ کدوم نتیجه نگرفتیم بچه‌ها میگن که همش چرت و پرت فقط باید کار کنی که پول در بیاری تا تا آدم کار نکنه پولی جایی نیست و پول درآوردن خیلی سخته اگه یه مقداری هم در میاد باید حسابی مواظبش باشی که خرج نکنی و اینست که برام مشکل درست شده با اینکه چند ساله تو سایت هستم از خدا می‌خوام کمکم کند که مشکلاتم حل بشه که بتونم از لحاظ مالی ثروتمند بشم تا بتونم الگوی خوبی برای بچه‌هام باشم و اطرافیانم و بتونم این وظیفه الهیو به آخر برسونم تشکر می‌کنم از خودتون و گروه سایت عباس منش همین اطلاعاتی هم که به دستم رسیده همین چند سالی هم که کار کردم واقعاً سپاسگزارم و از خدا تشکر می‌کنم می‌دونی استاد ا توجه به این اتفاقاتی که افتاد و موج منفی و بی‌پولی و بیکاری جمعیت ایران را در بر گرفت به قول خود شما تو همین شرایط خیلیی‌ها ثروتمند می‌شوند ایده‌های ثروت بهشون می‌رسد و ما هم با همین مردم داریم زندگی می‌کنیم و همه جا صحبتش بی‌پولی بیکاری فراوونه خیلی ذهنمونو کنترل می‌کنیم با اینکه در سایت داریم کار می‌کنیم فعالیت می‌کنیم و از طرفی ذهنم میگه پس چرا استاد حرف صحبتی از خواهراش نمی زند که ثروتمند شدند چرا من و خونواده‌ام هیچ کدوم ثروتمند نشدیم که حداقل بین ما سه نفر یکی الگو باشد می‌دونم که مشکل از ذهن منه که ثروتمند نشدم مشکل از باورهای منه مشکل از ایمان منه که به ثروت نرسیدم و باید یک جهاد اکبری باشه تا بتونم به ثروت برسم به قول استاد هممون دوست داریم ثروتمند بشیم اما ظاهری استاد من نه اینکه بیکارم کار می‌کنم پولم در میارم درآمدمم خیلی رفته بالا ولی اون پیشرفته رو ندارم اون پس انداز رو ندارم که به 100 میلیون برسد مشکلی هم که تو ذهنیتم ایجاد می‌کنه استاد ذهن من میگه برو اعتماد به نفسو گوش بده دو روز دوباره برو قدما رو گوش بده دوباره میگه مشکل مالی داری برو ثروتو گوش بده همینطور فریبم میده نمی‌دونم از کجا شروع کنم که یکیشو تموم کنم و اینجوری تشدد فکری گرفتم استاد اگر که ‌می تونید منو راهنمایی کنید یا از بچه‌های گروه سایت عباس منش منو راهنمایی کنند با کمال تشکر در پناه الله سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      صحرا گفته:
      مدت عضویت: 1737 روز

      سلام آقا مجید

      شما ترس داری و ترس یعنی نبود ایمان

      وقتی ایمان درونت باشه شما با هر حرف و واکنشی بهم نمیریزید

      وقتی ایمان درونت باشه هیچوقت نمیگین شاید باورهایی در وجود منه که اجازه نمیده ثروتمند بشیم

      به میزانی که ما میپذیریم که من یه خالقم و هر لحظه با فرکانس و باورهام دارم روز بعد هفته بعد ماه بعد و سال بعد خلق میکنم به همون میزان پذیرش، ایمان درونمون ایجاد میشه که نشانش آرامشه

      اینکه ما اینقدر آشفته ایم

      مثه برگی در بادیم

      و با هر حرف و واکنشی پر از ترس میشیم

      پر از احساس عجز میشیم

      پر میشیم از احساس تنهایی

      انگار که تو این دنیا گیر افتادیم

      و هیچ راه نجاتی نیست

      دلیلش فقط نبود ایمانه

      اگه میخوایم بدونیم ایمان داریم یا نه

      ببینیم چقدر کنترل احساس برامون مهمه

      آیا من کنترل احساسم برام مهمه؟؟

      آیا من مهمترین وظیفم رو مراقبت از احساسم میدونم ؟؟

      آیا من ایمان دارم این احساس منه داره اتفافات رقم میزنه یا هنوز درگیر عوامل بیرونیم ؟؟؟

      آیا رو کنترل احساسم حساس هستم ؟؟؟

      آیا مطمئنم اگه تو حال بد بمونم این حال بد اتفاقات همجنس خودشو وارد زندگیم میکنه ؟؟؟

      آیا به این احساس خوبی که درونم جریان داره امید دارم ؟؟؟

      آیا من به قدرت احساس خوب باور دارم وقتی که هنوز هیچ خبری از خواسته هام تو دنیای بیرون نیست ؟؟؟

      آیا من به قدرت احساس خوب فارغ از هر حرف و اتفاقی در دنیای بیرون باور دارم ؟؟؟

      آیا رسیدم به نقطه ای که از احساس بد ادامه دارم بترسم ؟؟

      چون احساس های موقت قدرت خلق نداره به قولی زور نداره

      احساس پایداره که اتفاقات رقم میزنه

      ما لازم نیست اینقدر تقلا کنیم حتی تو مسیر قانون خیلیامون داریم تقلا میکنیم

      این فایل گوش بده

      اون فایل گوش بده

      این دوره رو بخر

      اون دوره رو بخر

      نیاز نیست اینقدر خودمونو اذیت کنیم اینقدر خوره اطلاعات نداشته باشیم

      خیلیامون شدیم یه دانا غمگین

      یه دانا که پر از اطلاعات عالی و درجه یکه ولی تو عمل صفریم

      فقط کافیه اصل درک کنیم که اصل چیزی نیست جز احساس

      کل دوره های استاد روی این اصله که شما بیای احساستو در اون مورد تغییر بدی

      حالا ثروت باشه یا روابط ….

      اینکه بیای یه سری اطلاعات جدید دریافت کنی که نتیجه این ورودی ها بشه احساس خوب

      مثلا احساس کمبود به واسطه روانشناسی ثروت ها بشه احساس فراوانی

      اصلا اینکه میگیم باورها قدرتمند بشن نتایج بزرگتر میشن بخاطر قدرت گرفتن احساسه

      اینکه اینقدر میگیم ورودی ،فرکانس ،باور همش برای تغییر احساسه

      چون اصل و اساس احساس ماست

      آره فقط کافیه بپذیریم همه چی احساسه و از جایی که هستیم

      تو هر وضعیت مالی

      تو هر وضعیت روابط و سلامتی

      شروع کنیم به مراقبت از احساسمون

      یعنی ما یه وظیفه داریم اونم اینه که از احساسمون مراقبت کنیم

      و اون احساس خوب خیلی ضعیف رو همواره قویتر کنیم

      با کنترل ورودی ها

      با نگاه متفاوت به اتفاقات

      اینقدر نخوایم اون ور داستان بفهیم نگیم خب من احساسمو کنترل کنم این اتفاقه این مسئله چجوری میخواد حل بشه از کجا از چه راهی و…..

      ایمان بیاریم که احساس خوب درها رو باز میکنه (احساس خوب پایدار)

      و این احساس خوب مولدش ورودی ها هستن

      پس اگر میخوام این احساس خوب پایدار حفظ کنم لازمه مدام این ورودی ها کنترل بشه

      چون ورودی ها قط بشه احساسم ضعیف میشه

      دانستن چجوری و از کجا

      هیچکدوم از اینا وظیفه ما نیست

      .فقط از این احساس خوب که مثه یه جوانه خیلی ظریف و زیباست مراقبت کنیم مثه یه نوزاد ازش مراقبت کنیم

      احساس ما مثه بچه ست

      همونقدر پدر و مادر مراقب بچه هاشون هستن هزار برابر اون مراقب احساسمون باشیم

      چون دنیا و آخرت ما گره خورده به این احساس

      اجازه ندیم هر کسی از راه رسید احساسمونو آلوده کنه

      اجازه ندیم ورودی های منفی این احساس خوب مسموم کنه

      وقتی شروع میکنی به قوی کردن احساس ولی از اینطرفم اجازه میدی هر ورودی وارد ذهنت بشه انگار داری همزمان واکسن میزنی و ویروس هم باهاش تزریق میکنی

      احساس جنسش از انرژیه

      و قانون جهان هستی میگه انرژی های مشابه همو جذب میکنن

      کسی که احساسش الوده به کمبوده فراوانی با این جنس احساس غریبه ست

      فراوانی نمیتونه با کمبود مچ بشه

      احساس خوب مثه یه قلاب ماهیگیریه که میفته تو کائنات و اتفاقات هم جنس خودشو صید میکنه و احساس بدم همینطور

      اینقدر تو قرآن تاکید داره که تقوا پیشه کنید برای همینه

      چقدر با آیه ها گفته کسانی که از صلات خود مراقبت میکنند

      کسانیکه دائما در صلات اند

      همش بخاطر کنترل احساسه

      چون جهان هستی اقیانوسی از انرژیه و ما با انرژی وجودمون که همون احساسه داریم از این اقیانوس بیکران صید میکنیم

      فقط شروع کنیم به مراقبت و رشد دادن احساسمون

      درسته در دل تضادها احساس خوب داشتن سخته

      ولی ما باید از درون با بیرون برخورد کنیم

      هرچقدر منتظر بمونیم اون بیرون یه معجزه ای بشه حالم خوب بشه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون هیچووقت بیرون نمیتونه درون تغییر بده اگرم اینطور باشه موقته

      ما باید با احساس خوب درونیمون احساس خوبی که مولدش ورودی های خوبه رو دنیای بیرون تاثیر بذاریم

      و اگر میگیم من چند ساله دارم رو باورهام کار میکنم چرا هیچی نمیشه

      آیا من اینهمه سال کار کردم جنس احساسم بصورت پایدار عوض شده ؟؟

      آیا واقعا احساس فراوانی تو وجودم حس میکنم ؟؟؟

      آیا در کل واقعا باور دارم همه چی احساسه ؟؟؟

      امکان نداره احساسمون تغییر کنه جنس اتفاقات تغییر نکنه

      پس بچسبیم به قدرت احساس و مراقبت هر لحظه ای ازش

      اگر ورودی منفی اومد اشکال نداره دوباره از اول شروع کنیم

      بخاطر اون ورودی بد بهم نریزیم و صد بار دیگه خودمون بهش توجه نکنیم

      یعنی بخاطر توجه ،توجه نکنیم بگذریم

      چون من پیش میامد یه جایی ورودی بد میشندیم بعد با خودم میگفتم فلانی اومد گند زد به کنترل ذهنم

      صدبار تو ذهنم بهش توجه میکردم

      حتی وقتی میایم کنترل ذهن سفت و سخت کنیم اول جهان مقاومت میکنه

      انگار افراد بیشتری میبینیم که ورودی های سمی بیشتری به خوردمون میدن

      ولی این کنترل ذهن ادامه بدیم کم کم جهان هم همراهی میکنه

      دلیلشم اینه 97٪قدرت دست ناخودآگاست 3٪ دست خودآگاه

      یعنی ما در روز سه درصد بیداریم 97٪ خوابیم

      یعنی چه ؟؟؟؟

      یعنی وقتی یه ورودی خیلی تکرار میشه اولش نیاز به تلاش آگاهانه داره ولی از یه جایی به بعد دیگه نیاز به تلاش اگاهانه نیست چون وارد ناخودآگاه میشه

      و وقتی وارد ناخودآگاه بشه ناخودآگاه به خودآگاه میگه تو دیگه کاری نداشته باش بسپارش به من مثال خیلی واضحش همون رانندگی

      اول ادم خیلی سختشه دست و پاش هماهنگ نیست ماشین خاموش میشه ولی هرچقدر که بیشتر تکرار میکنی وارد ناخودآگاهت میشه و الان شما رانندگی میکنی دیگه فک نمیکنی اصلا خودکار همه چی پیش میره چون ناخودآگاه پشت فرمانه

      یعنی ما در تمام جوانب زندگی خوابیم اون برنامه های داخل ناخودآگاه داره وضعیت مالی و روابط و سلامتی …ما رو پیش میبره

      برنامه هایی که در ناخودآگاه هستن اتفاقات زندگی ما در تمام جوانب ایجاد میکنه

      و تا زمانیکه این برنامه ها تغییر نکنه اتفاق جدیدی نمیفته

      این برنامه ها زمانی غیرفعال میشن که ما خودآگاه ورودی بدیم به ذهن

      هروقت خودآگاه و آگاهانه ورودی به ذهن میدیم ناخودآگاه خاموش میشه

      (انگار که هر وقت آگاهانه شروع میکنیم به توجه از خواب بیدار میشیم و افسار از دست ناخودآگاه میگیریم )

      ولی یه بار دوبار بیدار شدن قدرتی نداره ما باید همواره تلاش کنیم بیدار بشیم

      به محض اینکه کنترل ورودی آگاهانه قطع میشه دوباره ناخودآگاه فعال میشه

      پس هرچقدر من بتونم این ضمیر خودآگاه بیشتر فعال کنم کم کم ناخودآگاه هم شبیه خوداگاه فک میکنه اوایل مقاومت میکنه

      چون وظیفه ضمیر ناخودآگاه حفاظت از ماست و بر اساس چیزی که براش امن و آشنا تعریف شده حتی اگه بد باشه از ما مراقبت میکنه

      مثلا وقتی باور کمبود که اینقدرم ضربه زنندست تو ناخودآگاه ماست این باوره براش خیلی آشناست

      تا فراوانی که اصلا براش تکرار نشده

      وقتی اگاهانه شروع میکنیم به توجه به فراوانی ها ناخودآگاه احساس ناراحتی میکنه احساس خطر چون داره چیزی دریافت میکنه که براش جدید و نآشناست

      دلیل اون مقاومتی که گفتم همینه

      من خودم وقتی رو باور فراوانی کار کردم

      میرفتم بیرون مدام توجه میکردم به فراوانی ها

      میگفتم خب من چی میبینم ؟؟

      فراوانی ماشین

      فراوانی مغازه

      فراوانی کوچه

      فراوانی تیر برق

      فراوانی سیم برق

      فراوانی لباس

      فراوانی کفش

      فراوانی اسفالت

      فراوانی خیابان

      فراوانی میوه و……

      مدام و مدام اینکارو تکرار میکردم

      همینطوری آگاهانه ادامه میدادم

      یهو حواسم پرت میشد

      بعد مثلا نیم ساعت یادم میومد عه من داشتم به فراوانی ها توجه میکردم چی شد یهو یادم رفت

      باز از اول

      دوباره آگاهانه خودم ورودی به ذهنم میدادم

      دوباره یادم میرفت بعضی وقتا ذهنم میگفت بابا خودتو گرفتی تو میخوای اینجوری زندگیت عوض بشه

      ولی باز ادامه دادم

      یه روز تو همون خیابان هایی که من چرخ میزدم دوتا خانم اومدن سمتم بهم پیشنهاد کار دادن

      من یه دوره اموزش خوشنویسی داشتم که اصلا پیگیرش نبودم نه پیج داشتم نه هیچی فقط یه سری افراد میدونستن من این دوره رو دارم

      دیدم کلی آدم پیام میدن برا خوشنویسی

      ولی چون فرکانسام قدرت نگرفته بود هیچکدوم به سرانجام نمیرسید

      با یه خانم خارجی آشنا شدم تو فضای مجازی

      پیشنهاد کار دلاری بهم داد و من پول با تتر به حسابم میومد اینم موقت بود

      چون ذهن خودم زد خرابش کرد

      باور عدم لیاقت اینقدر تو ذهن من نجوا میکرد که هم خودِ کاره رو از دست دادم هم اون پولی که به حسابم اومد

      بچسبیم به پرورش احساس

      احساس همه چیه

      احساس خوب درهای رحمت خداوند باز میکنه

      وقتی داریم رو احساس کار میکنیم نباید بگیم چی شد پس چرا هیچی نمیشه این سوال خودش یعنی کلا داریم مسیر رو غلط میریم

      فقط این مراقبت و قوی کردن احساس ادامه بدیم

      این احساس ها که جنسش از انرژیه جمع میشه فشرده میشه تبدیل میشه به ماده

      امیدوارم براتون مفید و راهگشا باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
      • -
        زینب حاجتی گفته:
        مدت عضویت: 1275 روز

        به نام خدای وهاب

        سلام به استاد و همگی عزیزان

        سلام به صحرای عزیز

        وای دختر تو چقدر خوب موضوع رو گرفتی!!!

        کلمه به کلمه کامنتت رو باید از طلا نوشت!!

        دقیقا زدی به هدف!!

        من بارها پیش اومده تا یکم احساسم خوب بوده وخودم حس کردم قلبم باز شده و یه ذره وصل شدک به الله

        بی بروبرگرد مشتری های اسونی اومدن ومن یه فروش آسون کردم!!

        ولی چه کنم که این سیم اتصالم به الله دیربه دیر وصل میشه!!!

        دقیقا موضوع اصلی احساس ماست !!!

        وشما به خوبی اون رو بسط دادین وشرح ماجرا کردین!

        کامنتتون رو که خودم اینقدر به دلم نشست( بااینکه جواب به یه دوست عزیز بود ولی بسیار کامل بود)،اینقدر برام مفید بود که گفتم حتما باید ازتون تشکر کنم,

        اینقدر غرق درک گفته هاتون شدم که یادم رفت دارم کامنت کی رو میخونم،

        برگشتم به اول کامنت دیدم بله کامنت صحرای عزیزه!!

        هرکس بتونه این کامنت رو موبه مو انجام بده درهایی به روش باز میشه که حس می‌کنه وسط بهشته!!!

        به هرحال بازم ازتون بابت این کامنت پر محتوا و سراسر آگاهی سپاسگزارم!

        امیدوارم خودتون هم بتونید اجرایش کنید و درهای خیر و برکت خداوند رو به روی خودتون باز کنید!!

        هرچی آرزوی خوبه مال تو!

        بازم برامون بنویس که عالی می‌نویسی!!

        در پناه خداوند موفق و موید باشین

        دوست عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          صحرا گفته:
          مدت عضویت: 1737 روز

          سلام زینب عزیز

          ممنونم از لطفت

          خوشحالم که برات مفید بوده

          آره همه چی حس ماست

          ما حتی با چشم سرمون انتخاب نمیکنیم با حسمون انتخاب میکنیم

          چقدر رفتیم تو یه خونه همه چی عالی بوده ولی گفتیم حسش دلنشین نیست دلباز نیست

          از دید چشم ظاهر همه چی خوب بوده ولی حس ما اوکی نبود

          همه چی حسه

          و اینقدر یه عده نسبت به قانون جذب گارد دارن دلیلش اینه میگن ما به فلان چیز فک کردیم هیچی نشد چون داستان داستان حسه

          نه فکر

          وقتی قلبت نرم میشه وقتی قلبت گرم میشه وقتی قلبت میلرزه اون لحظست که فکرت حامل بر حست میشه و به جهان ارسال میشه

          منم کامنتاتو میخونم و لذت میبرم

          دوباره کامنت بنویس که شمام عالی مینویسی با منطق های قشنگت

          برات بهترین حس ها رو آرزو میکنم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
      مدت عضویت: 1009 روز

      سلام خدمت شما صحراخانم وقت تون بخیر در پاسخ به این درگیری ذهنی دوست عزیزمان شما چقدر زیبا و پر معنا که من دقیقا اصل موضوع که احساس خوب می‌باشد را گرفتم آفرین با راهنمایی های بسیار زیباتون …افرین خداوند را صد هزار مرتبه دوستان هم فرکانسی هستن این آگاهی های ناب را رایگان شیر میکنن بین افراد که دنبال راحل اساسی وریشه ای هستن خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        صحرا گفته:
        مدت عضویت: 1737 روز

        سلام آقا مهدی عزیز

        وقت شمام بخیر

        ممنونم از لطفتون

        خداروشکر که هدایت شدید به این صفحه و به دلتون نشست

        همه چی حسه هر تمرینی هر کلامی هر فکری احساس رو برانگیخته نکنه تاثیر چندانی نداره

        بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم بهترین خدمت به خودمون سرمایه گزاری رو احساسه

        ثروت میخوام ؟ بیام اول احساس فراوانی در خودم پرورش بدم این احساس به یه مرحله ای برسه قدرت بگیره درها رو باز میکنه

        آدما ،شرایط ،فرصت ها ، ایده ها و…. رو میاره

        این احساس باید مثه یه بذر ازش مراقبت کنیم و همش رشدش بدیم که قوی و قویتر بشه

        چون احساس ضعیف قدرتی نداره

        نباید اجازه بدیم این احساس با دنیای بیرون قاطی بشه

        هر اتفاقی افتاد دارم میبینم ولی سعی کنم حسم درگیر اون اتفاق نشه که نیاز به تمرین داره در عمل راحت نیست

        بازم ممنونم و

        براتون بهترین ها رو آرزومندم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 924 روز

    به نام خالق ثروتمندم

    سلام مجدد خدمت استاد عزیزم و دوستان

    روز قبل که اون کامنت قبلی رو نوشتم و خداوند هدایتم کرد به نوشتن

    و در ادامه چندتا کامنت خوندم

    اما فایل تصویری رو ندیدم و خوابیدم

    خواب دیدم

    فکر کنم از جنوب غربی کشور سوار اتوبوس شدم که برم شهر خودم

    و به لطافت و نرمی و راحتی

    و خیلی زود اتوبوس رسید به ترمینال

    این‌قدر از این نرمی و حس خوب و سبکی هیجان داشتم

    که راننده بپرسم از کدوم مسیر اومده

    و حسم گفت برم از راننده بپرسم از کدوم مسیر اومدی؟

    و یادم نیست چی جواب داد و مهم نبود چی گفت

    فقط لبخندش و اشتیاق و سبکی خودم یادمه

    وقتی پیاده شدم، تو قم بودم

    و جایی رو نمی‌شناختم

    و می‌خواستم برم ترمینال که با اتوبوس برم شهر خودم

    یه دکه دیدم

    حسم گفت بپرس

    رفتم، یه خانومه تو باجه بود

    و پرسیدم ترمینال کدوم سمته

    و گفت با اتوبوس رفتن حرامه

    و به اطراف نگاه کردم

    اما فهمیدم انگار اون شهر اتوبوس مسافربری نداشت

    و از خودم پرسیدم یعنی این شهر هیچ اتوبوسی نداره؟

    و گشتم و شب شد

    و نتونستم ماشینی پیدا کنم

    و صبح تو گوشم بود که خانومه چرا گفت با اتوبوس رفتن حرامه

    و اون شهر اتوبوس نداشت

    و الان که استاد از حرام بودن گفتن، همش تو ذهنم مچ شد

    یه چیزی از ذهنم متوجه شدم که تعجب کردم

    وقتی می‌خوای یه کاری رو انجام بدی

    و ذهنت باور خلافشو داره

    هر کاری می‌کنه که تو رو منصرف کنه

    و از پاشنه‌های آشیلت که می‌شناسه

    و می‌دونه که اینا مثل زنجیرت هستن و نگهت داشتن، استفاده می‌کنه

    مثلاً در مورد ثروت به من احساس گناه می‌ده

    ترس می‌ده

    فکر سختی و مسئولیت میاره و ..

    و تموم این آشیل‌ها رو میاره که نتونی حرکت کنی

    مثل اینکه تو ذهنت ترس از ارتفاع داری

    و می‌خوای بری رو پل هوایی

    و ذهن برات سرگیجه میاره

    ترس میاره

    و انواع اقسام فکر از گذشته و آینده احتمالی میاره

    که این کار رو نکنی

    و حالت غش و دل‌ضعفه می‌ده که کوتاه بیای

    و این سیستم مغزه

    یه موردی که به ذهنم رسید این بود که

    پول واسه از ما بهترونه

    اما دیدم نه

    من همچین فکری ندارم

    و بیشتر فکر کردم

    درسته

    من این جمله رو این‌جوری تو ذهنم نداشتم

    اما بارها به خودم گفتم:

    این بچه‌پولدارا عشق و حال می‌کنن

    بهترین عشق و حال با ماشینای خارجی و مسافرت و دوست دختر و دورهمی و اینا

    ولی ما چی؟

    و دقیقاً همون جمله‌ست که:

    ثروت واسه از ما بهترونه و این دید را داشتم

    گاهی باید به قضیه از زاویه دیگه نگاه کرد

    ممکنه تفسیرش تو ذهن ما جور دیگه باشه

    و مورد بعدی:

    در مورد ثروتمندان این فکر رو بررسی کردم

    و الگوش رو دیدم

    که این مغازه‌های لاکچری خیلی گران‌فروشن

    یا ثروتمندان مغرورن

    و با اینکه خیلی مثال نقض دیدم ازش که اشتباهه

    و چقدر صاحب کارام گل بودن

    اما اون باور اشتباه و مسخره زورش بیشتره

    و اینو هم یکمی بهتر درک کردم:

    اولا:این بخاطر اینه که من چون خودم مثل اونا احساس ارزشمندی و شخصیت قوی ندارم

    اونا رو درک نمی‌کنم

    و این فکر بد رو در موردشون دارم

    و دوماً: انگار که هرکی ثروتمنده و بیزنس داره

    باید به کارگرا برسه و پول بریزه سرشون و باهاشون کار کنه

    و حقوق کارگراش رو زیاد کنه

    در صورتی که این فکر اشتباهه

    و توی کار کارگری به این خیلی برخوردم

    که انتظار داشتن صاحب‌کار بهشون برسه

    و حتی مطمئن هستم که حتا پول به پاشون بریزه، بازم ناراضین

    و من خیلی صاحب‌کارای خوبی داشتم

    اما خیلی این بدبینی دیگران رو فکرم اثر داشت

    مورد بعدی که آشیل من هست: بحث احساس گناه

    که انگار ثروت مند بشم من حق بقیه رو خوردم

    و اونا دلشون میسوزه و حسرت میگیرن

    و نمونه‌ش رو بگم:

    تو نوجوانی خیلی وضع خوبی داشتم

    بهماشین و خونه مثل اب خوردن رسیدم

    ولی اینقدر احساس گناه داشتم از اینکه

    من تو این وضعیت خوبم و بقیه ندارن

    که فقیر شدم

    و حتی دوچرخه هم از خودم ندارم

    و نمی‌تونم پول بسازم

    ————-

    مورد اخر ممکنه من

    چون درونم خیلی اشفتگی داره

    رو میاریم به این مدیتشن کردن(مهم دلیله و منظورم بیشتر خودمم) و میخوام

    مشکلات زندگی رو اینجوری حل کنم و اشغالها رو بدم زیر مبل

    یعنی من مشکل دارم و نمیتونم حلش کنم و میام

    مدیتشن کنم که دقایقی حالم خوب بشه . یا الکل بخورم . یا هرتوجیهی

    یا خودم رو با استاد مقایسه کنم که استاد از ثروت گذر کردن و

    به خواسته روحشون نزدیک تر شدن و منم طبق باور اشتباهم بگم ثروت بده و میخوام مثل

    الان استاد ارامش داشته باشم و برداشت نادرست بکنم از حرفشون

    نهایتا این مشکل مثل دُم با من هست تا وقتی حل نشه

    این نظر منه.

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    مائده سازگار گفته:
    مدت عضویت: 968 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی زیبا و دوستان عزیزم

    میخوام راجب یک نتیجه ی خیییلی جالب درمورد معنوی بودن پول بنویسم

    و اتفاقاتی ک باعث شده بودن برام یک عنصر منفور باشه!!

    من یکسال و نیم هست که دوره ی ثروت 1 رو تهیه کردم و بااااااارها و باررررهاااااا روش کار کردم

    از یجایی به بعد حس کردم که دارم فقط گوش میدم از کجا فهمیدم ؟ازنتایجم

    همه چیز خییییلی عالی تغییر مثبت کرده بود

    و من رشد مالی +50 برابر داشتم

    ولی یچیزایی سرجاش نبود

    یجیزایی با اگاهی های دوره منافات داشت

    و اونجا بود ک یکم فاصله گرفتم و تلاش کردم دوباره اصلاح مسیر کنم

    و گفتم ایندفعه باید از اساس کار کنم

    و یکی دوماهی درگیر بازیابیه خودم شدم

    مهاجرت کردم

    هرانچه ک نویز منفی میداد رو باجسارت حذف کردم

    شغلی ک برام رشد مالی داشت وخودم توش رییس بودم ولی روانم رو مخدوش کرده بود و ارامش رو ازم‌گرفته بود رو واگذار کردم

    بارمو بستمو از ناحیه ی اسیب کامل خارج شدم

    مهاجرت کردم به شهر مورد علاقم و همچنان دوباره و دوباره کار کردم رو خودم

    هرچقدرررر جلو میرفتم و تلاش فیزیکی و ذهنی میکردم یسری چیزا درست نمیشد منم اصصصصلا نمیتونستم بفهمم جریان از چه قراره وکجای کار میلنگه

    گاهی ناامیدمیشدم ک شاید قانون واسه من جواب نمیده

    اما سریع باز ب مسیر برمیگشتم

    یکی دوماه پیش به یه حالت سکون و ثبوتی رسیدم که خیلی دوسش داشتم

    ارامش مطلق

    براخودم میخوابیدم و استراحت میکردم و همه ی روز از همه چیز لذت میبردم و دگ هیچی گوش نکردم

    دگ فقط رها کردم

    رهای رها

    و گفتم ولش کن دگ دست و پا نزن مائده

    استاد میگه حال خوب اتفاق خوب

    تو حالت عمیقا خوبه

    خب پس تلاشات جواب داده و الان وقت رهاییه

    ذهنمو کاااامل باز کردم

    و بعد از یک دوره استراحت مطلق اروم اروم فایل گوش کردن رو شروع کردم

    اینبار این درخواست رو ب خدا دادم ک من دگ نمیخوام بجنگم دگ نمیخوام اشفته باشم

    من میخوام تو بم بگی مشکلم از کجاس

    ترمز اصلیه ثروتمو بم بگو

    بم نشونش بده

    بذار من رو همون کار کنم

    و اینو تو حرم امام رضا خواستم(اونجا حالم رویاییه)

    و جوابی ک گرفتم این بود:

    تو تکاملت رو در دریافت اگاهی های ثروت درست طی نکردی

    و اونجا بود که چراغ تو سرم روشن شد

    جواب این بود ک من باید فایل های رایگان رو خییییلی بهتر کار کنم

    جوابم اونجاست

    ومنم باجدیت رفت سمتشون

    من هنوز دبیرستان رو پاس نکرده خواستم بپرم تو دانشگاه

    این شد ک ذهنم واسش اماده نبود

    یعنی تا وقتی اصولی و اساسی پیش نریم هررررچقدر هم رو محصولات کار کنیم فایده نداره

    من هم گفتم چشم

    و تمرکز کردم رو فایل های رایگان دوره ثروت 1

    و از تعجب شاخ دراوردم

    من پیداش کردم!!!!

    بااینکه هزاران بار از استاد شنیده بودمش

    ولی چون تکاملم رو درست طی نکرده بودم درکش نمیکردم

    ترمز اصلی من همین بود که:

    من از ثروت بدم میومد!!!

    من ثروت رو یک کار غیرخدایی میدونستم

    و فقر رو یک چیز شریف و درست و پاک و طبیعی

    و من هرررگززز به این توجه نمیکردم

    چون برام خنده دار بود

    اخه مگه میشه ادم از ثروت بدش بیاد

    ولی واقعیت من اینه ک از ثروت متنفرم

    چرا؟؟؟

    هرچی فکر میکنم بیشتر یادم میاد

    ◦ بابای من تو بچگی میرفت و میومد میگفت منم اگر بخوام پولدار بشم میتونم اما نمیخوام قاچاقچیه مواد مخدر بشم

    ◦ مامانم سره نماز همیشه میگفت مااگر فقیریم چون خدا توقران گفته بهشت مال مستضعفانه و اگر ماتو این دنیا هیچی نداریم تو اخرت خدا برامون کنار گذاشته

    ◦ یه مردی بود تو خانواده ی پدرم که همههههههه ازش متنفر بودن و نسبت بش غیض داشتن ،چرا؟چون پولدار بود کارخونه و انبار و اینا داشت

    ◦ تمام ثروتمندای فامیل و دوست و اشنای زمان کودکیه من شراب خوار بودن بی خدا بودن نمازو اماما رو مسخره میکردن منم تو یک خانواده ی مذهبی بودم و این شد ک ثروت برام با ضدخدایی بودن یکی شد

    ◦ خانواده ی مادرم بشدت اهل تبعیض بودن و پای ادمای پولدار رو بوس میکردن و ما ازنظرشون فقیر بودیم و همیشه طرد شده بودیم و این شد که من پول رو اون عامل طردشدگی میدونستم و میگفتم نفرین ب پول اگر بود ما هم الان عزیز بودیم

    ◦ تو تمااااام عروسیا و تولدا این مابودیم ک باید مینشستیم تو خونه چون پول ارایشگاه نداشتیم و این رو با یه حالتی ب ما میگفتن ک اخی الهی بمیریم و از اینحرفا و فقر برای من میشد یه عاملی برای ترحم ک در اوضاع بی پولی خیلیم خوب و دلچسب بود

    ◦ یکی از فامیلای مامانم ی پسری بود ک عاشق یکی بود ولی بخاطر پول رفت بایه دختری ازدواج کرد ک پدرش یه اژانس هواپیماییه بزرگ داشت و تنها وارثش دخترش بود و اون عشقش رو بخاطر پول رها کرد و رفت بااون دختر ثروتمند ازدواج کرد و همه ی طایفه ازش متنفر شدن و من این برام اینجوری جاافتاد ک پول عامل خیانته عامل جداییه و چقدررر کثافت و چندشه اگر پای پول وسط نبود الان اینا بهم رسیده بودن همه راجبش میگفتن ک پول خرابش کرد.پس پول عامل خرابی بود

    ◦ یچیز دیگه چندروزه یادم اومده و مثل خوره افتاده به جونم

    من دبیرستانی بودم ک با مفهوم تخته ی ارزوها اشنا شدم

    وتو قسمت پول و مادیات کلی دلار چسبوندم

    و چندین سال بش نگاه میکردم و تصورش میکردم

    بعدش یه گردنبند نماد دلار خریدم و چندین ساله ک گردنمه

    بعدش عکسای دلار ومیچسبوندم به همه جا

    گارد گوشیمو دلار میخریدم

    دلار دلار دلار

    الان حتی دفتر ثروتمو‌ با دلار های مختلف جلد کردم

    و چپ و راست میرم ب دلار نگاه میکنم

    خببببببببببب؟

    کو‌ دلار؟!

    دریغ از یه گوشه ی پاره ی دلار

    من 12ساله که دارم با تمام تمرکز و شدت و حدت رو دلار تمرکز میکنم اما همیشه شرایط مالیم در حد بقا و گاهی ضعیف تر از بقا بوده

    چرا؟؟؟؟؟؟؟

    چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    یهو چند روز پیش جوابش بم الهام شد

    وای خدای من

    جوابش اقای علی اکبر رائفی پوره

    دوسنداشتم اسمشو اینجا بنویسم ولی میبینم ک مشکلی ندارم با نوشتن اسمش

    من دوم دبیرستان بودم که هرروز تو اتاق دیجیتال مدرسه تو نمازخونه ووو فیلما های سخنرانیه این فرد رو پلی میکردن

    ومن بعنوان یه دختر نوجوان میشنیدم و باورمیکردم وقورتشون میدادم

    و انقدر تکرارش میکردن ک اصلا راه دررویی نداشتم

    و کاملا هم قبول کرده بودم

    چون با دلایل و استدلال های کاااااملا منطقی و اثبات شده حرف میزد

    و برای اولین بار با مفهوم فراماسونری و شیطان پرستی اشنا شدم

    با شکل و قیافه های وحشتناک

    با اعداد و نماد های شیطانی

    و جلسات متعدد و طولانی رو اختصاص داده بود به رمزگشاییه علائم و نماد های شیطان پرستی و فراماسونری روی «اسکناس دلار»!!!!!

    واااای مغزم هنگ کرده

    الان تازه دارم متوجه میشم که چرا تو اینهمه سال باوجود تمرکز روزوشبم روی دلار حتی یدونه اسکناس یه دلاری رو نتونستم به خودم جذب کنم

    من یجورایی خودمو با دلار ونماد های‌پول و دلار اشباع کرده بودم

    ولی همیشه همیششششششه در مضیقه ی‌مالی‌بودم

    و الانم از نظر مادی درتلاش برای زنده بودنم ن زندگی کردن

    میبینید؟!!!!!

    من از نظر متافیزیکی همهههه کار برای جذب پول و ثروت کردم اما«تازمانیکه ته ذهنم باورم این بود که پول و دلار به دلیلی ک یک ادمی ک‌تونوجونی خییییلی باورش کرده بودم میگفت دلار یک چیز شیطانیه» من در ناخوداگاهم از پول و دلار متنفرر شده بودم

    بقول استاد اگر درست فکر کنیم میبینیم ک خیلیم طبیعی و منطقیه ک مااز لحاظ ما رشد نکردیم

    بخاطر همین دلایل واضح و روشن

    ذهنی که ساااااالها شنیده و بهش تاکید شده که دلار به این دلایل شیطانیه

    چون نماد تک چشم داره یا چمیدونم عدد 666 داره ونمیدونم چه چرندیات دیگه ای

    چجوری میخوات بپذیره ک من دلار رو دوسدارم

    و دلار رو به همه جای زندگیم چسبوندم

    دوسدارم ک‌دوسدارم وقتی باورم اینه ک دلار یک ابزار شیطانیه چجووووووری میخوام به سمت ایده های ثروتساز هدایت بشم؟؟؟؟!!!!

    من هرگز اینو یادم نبود

    و چقدرررر درعجبم از اونهمه جهالت

    اون فرد(رائفی پور) برای تمام افرادی ک عکسشون روی دلار حک شده‌با دلیل وبرهان قاااطع ساعت ها سخنرانی میکرد که اینا مسخ شده های شیطان بودن و دقیقا تو ساعت و دقیقه و لوکیشن های خاص و مشخص ک رئیس فراماسونرها تعیین کرده ترور شدن!!!!چون اینا بردگان شیطان بودن

    ونکته ی جالب توجه اینه ک روی همین اسکناسی که این ادم ادعا میکرده شیطانیه یک جمله ی مقدس هم حک شده«in god we trust»

    یعنی این جمله ی به این واضحی و بزرگی و مشخصی رو ندیده و هییییچ اشاره ای ام بش نکرده

    این جمله روی تمام اسکانس های دلار هست

    میبینید ذهن ما توسط چه چرت و پرتایی یک عمر پر شده!؟؟؟؟؟

    من اون زمان یادمه کلی فایل ازش دانلود کرده بودم و مدام تو خونه پلی میکردم

    چقدررر شنیدم

    چقدر دنبال دلیل و سند واسه اون حرفا گشتم

    خب طبیعیه ک الان اینهمه از پول درناخوداگاهم بیزار باشم

    و کاملا برام منطقی شده ک چرا هیچ دلاری نتونستم جذب کنم

    به غیر از دلار ایشون راجب برند های معروف مثل کوکاکولا،بنز،بی ام دبلیو،پپسی ووو هم کلی از همین حرفا زد با ادله ی روشن وواضح با منطق!!!!همون چیزی ک زبان ذهنه

    ومن اینطوری در ناخوداگاهم از ماشینای شیک و برندسازی و الگوهای ثروتمند هم متنفر شدم

    بهمین خاطر به سمت ایده های کارافرینی هدایت نشدم تاحالا

    یا مثلا این ادم میگفت زن ها وقتی وارد جامعه میشن و کار میکنن نقش مردونه میگیرن و اینکار انقدر پیش خدا نکوهیده هست که خدا درباره ی زن فلانی ک با مردا دعوا کرده نمیدونم چیکار کرده بجای «ات» از «ون» استفاده کرده و این یعنی طردشدگی!!!!!

    دقیق و درست و‌کامل این حرفش یادم نیست ولی محتواش همین بود

    خب میبینید

    من این حرفارو باور کردم چون خیلی قبولش داشتم چون همه ی ایران یزمانی قبولش داشتن و تبلیغش میکردن

    و این ها شده باور های من ک دارن کار میکنن

    ک من ک دارم بعنوان یک دختر بیرون کار میکنم ته ذهنم خودم رو نالایق میبینم چون فلانی گفته پیش خدا بیرون کارکردن یک کار مردونه است و پیش خدا قابل قبول نیست

    الان من در ناخوداگاهم خودم رو لایق نمیبینم واسه همین هرچی کار میکنم همون اش و همون کاسس

    خدااااا میدونه چقدررر باورهای این مدلی تو ذهن من هست ک من هنوز به هیچکدوم از خواسته های مالیم نرسیدم

    خییییلی خدارو شکرررر میکنم بخاطر شنیدن این فایل

    انقدر فایل های رایگان شامل و کامل هستن ک هرچی گوش میکنم سیرنمیشم

    بازم برام تازگی داره

    خیلی ازتون ممنونم استاد مهربونم

    من اگر یک عمر هم میگذشت هررررگز به این نتیجه نمیرسیدم ک «ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست»

    و بااینکه ده ها بار هم از خودتون شنیدم تازه بعد از یکسال و 9ماه دارم یواش یواش باش انس میگیرم

    مرسی ازتون️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      Fakhri گفته:
      مدت عضویت: 1513 روز

      سلام دوست خوبم

      خداروشکر که خداوند هدایتت کرد و تونستی بفهمی اینهمه ترمز ته ذهنت در باره ی ثروت رو

      خیلس زیبا و عالی و توامند شدی تو پیدا کردن ته مغزت و پیداکردن این چرندیات

      من یادمه همیشه از این اقاهه اصلا خوشم نمیومد

      چرت و پرتاشم گوش نمیدادم چون هم می ترسیدم از حرفاش هم اینکه خندم میگرفت

      یادمه یکی از اپازیسیونها اومد کلا بررسی کرد و گفت این اقا دیوانست

      و من خیلی کیف کردم از صحبتهای ایشون

      متاسفانه این باورهای مخرب وجود داره استاد راست میگن واقعا خوب متوجه شدن که اصل پاشنه اشیل ترمز ثروت تو ذهن همه ی ما همین اموزه ی اشتباه مذهبیه

      اصلا دلیل اینکه این اقا هه هم ذهنش اینجوری چرت و پرت رو پدیرفته همین باور هست که اهل بیت فقیر بودن و فقر رو با نزدیکی ب خدا یکی میدونه

      چقدر ب قول استاد این باور سخته و قدرتمنده

      همه ی این باورهات رو بنویس هر روز و تمام اونهارو بسوزون خیلی ذهن سبک میشه این تمرینو از استاد عرشیانفر یاد گرفتم

      ب دو نفر از دوستامم که از موضوعی ناراحت بودن گفتم ناراحتیشونو نوشتن و سوزوندن یکیشون همونجا داخل یه کافه بودیم سوزوندش یهو صورتش باز شد گفت خیلی سبک شدم البته خیلی فکرش درگیر شده بود اون یکی دوستمم چندین شب نوشت و سوزوندش ،الان اون اولی که انقدر فکرش درگیر بود که خوابهای آشفته هم میدید و دقیقا اونروز کل خوابشو نوشت وسوزوند کلا مشکلش حل شده مربوط بود ب کارش و ارتقا هم پیداکرده شما هم امتحان کن

      و اینکه ب درگاه خدا سجده کن و ذکر یونسیه رو بگو بگو خدایا تو بهترین یاری کننده ای و غفور و رحیمی

      یعنی بهترین سیستم پاک کننده ای منم مثل یونس نبی که اعتراف کرد و پدیرفت که این باور ها درون منه اینجام اعتراف کنم و می پدیرم این باورها در منه و تو وعده استجابت دادی کمکن کن از ذهنم پاک کنم و بتورهای توحیدی که تو دوستشون داری رو تو ذهنم سوار کنم اینم خودت انجام بده واقعا بدون کمک خدا نمیشه ما توانمون خیلی کمه در تغییر باور های ذهنیمون

      یا الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 938 روز

      سلام دوس خوبم مائده عزیز

      چقدر از کامنتت لذت بردم

      چقدر جزئیات خوبی رو بیان کردی

      راستش من هم مثل تو یک سال و نیم هست که روی باورهای ثروت ساز کار می کنم ولی هنوز نتیجه نگرفتم و حتی یک درصد هم خداروشکر باور ندارم که مسیر غلطه

      میدونم که چیز اشتباه درون ذهن من هست که دیروز یک چیزی متوجه شدم اونم انه که تمرکزی کار نکنیم موفقیت مالی سراغ مون نمیاد

      و موضوع بعدی اینکه این فایل وقتی اولین بار روی سایت قرار گرفت خرداد ماه من شب قبلش به خدا گفتم: خدایا نمیدونم چرا جواب نمیگیرم خودت بهم بگو اشکال کار کجاست ؟

      و این فایل اومد و من فهمیدم پاشنه اشیل باورهای مخربم کجاست و اینکه یادمه این فایل دانلود کردم چون اخر شب بود نتونستم گوش کنم فردا صبح به عشق این فایل از خواب زودتر بلند شدم و حتی یادمه توی قلبم احساس یه شادی ،شیرینی یا عشق (نمیدونم اسمش رو چی بگم)بهم دست داده بود که میخوام این فایل گوش کنم .

      من بارها وقتی افراد پولدار رو دیدم عمیقا احساس کردم ازشون بدم میاد

      از خاله ام که یکم وضعش خوبه متنفرم و چه رفتارهای بدی که با من نداشت .

      خلاصه بگم توضیح دوستمون خانم فخری عزیز هم عالی بود که بنویسیم و بسوزانیم شاید ذهنمون سبک بشه

      به امید موفقیت های روز افزون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        Fakhri گفته:
        مدت عضویت: 1513 روز

        سلام دوست عزیزم

        من این باورهای درست رو از این فایل استاد استخراج کردم

        اینکه

        من با ثروت و داشتن روزانه درامد های میلیاردی و خرج کردن آن بسیار راحت هستم و ب آن نمیچسبم چون هر چه قدر خرج کنم ده برابر آن همان لحظه از طرف قانون الهی ب حسابم بر میگرده این باور از مکالمه میرداماد دستم اومد

        من هر روز بیشتر از چندین میلیارد پول دربیاورم و سود خالص درامد داشته باشم ب الله یکتا موحدتر میشوم مومنتر میشوم و میتوانم خداوند و تمام صفات وهاب بودن و بخشنده بی حساب بودنش را با یقین کامل درک کنم

        من هر روز پولهای میلیاردی داشته باشم و درامد های عالی و سود خالص کنم به کسی جز خدا باج نمیدهم و به بهشت جاودانه خواهم رفت

        من ثروت و داشتن پولهای میلیاردی را برای لذت بردن خودم و برای خودم میخواهم چون لایق داشتن مادیات نعمتهای بهشتی هستم و برای کمک ب خودم اگر دلم خواست انفاق و بخشش میکنم

        من با داشتن هر روزه درامدها و پولهای چندین میلیاردی و سود خالص مالی در نزد خداوند محبوبتر و عزیزترم و خداوند رو از خودم راضی و خشنود میکنم

        انعمت علیهم یعنی ثروتمندان

        مغضوب علیهم و گمراهان راه فقیران است

        دیشب ایات بهشت رو نگاه میکردم

        دیدم خداوند خودشم میگه کسانیکه ایمان اوردند وارد بهشت جاودان میشوند و بهشت دوقصر طلا و ووقصر از نقره خالص هست هم جزو احادیث بود

        سریع ب مغزم گفتم دیدی خداوند هم تو قرآن میگه مومن یعنی کسیکه ثروت بینهایت و بیکران داره متقی و پرهیزکاران اهل بهشتن

        پس ثروت تقوی میاره متقین کسانی هستند که ثروت بیکران دارند

        این باورهای قرانی روی ذهنم احساس میکنم خیلی اثر داره

        دو سه روزه چند تا نشانه دیدم

        میدونم میرسه ب زودی

        راستی امروز تو سجده اون بخش که من هر روز ک پولهای میلیاردی و درامد های میلیاردی داشته باشم ب الله نزدیک میشم درکش میکنم وهاب بودنش رو یقین میکنم قلبا مومن میشوم و شرک نمیورزم رو تکرار میکردم

        امروز مشتری زنگ زد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمود کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1253 روز

    به نام خدا

    استاد العانکه دارم کامنت میزارم دقیقا یک روز قبل یعنی درواقع دیشب این فایلو دیدم وفکر کردم وبرام خیلی منطقی شد رابطه پول وخداوند ثروت وشرک نورزیدن اصلا یک حالی بودم استاد

    وهمین امروز دیدم وتجربه کردم ورود ثروت رو به زندگیم

    پول اومد به حسابم

    چقدر احساس ثروته دوست داشته شدن کردم که آدمها عشق میدن بهم

    دیدم اتفاقات امروزم چقدر رنگو بوی فرآوانی میده

    دیدم چقدر کارهای زندگیم آسان دارن پیش میره

    امروز با عشق وبدون ترس از دست دادن پول ونبودنش رفتم برای خودم خرج کردم

    چقدر ثروتمند بودن خوبه استااد چقدر معنویه

    وقتی ثروتمند باشی به کسی باج نمیدی!!!!

    وقتی ثروتمند باشی گردنتو جلو هیچ کس خم نمی کنی که یه کاری برات انجام بدن

    بلکه سرت بالااست وشجاعی وپشتت گرمه

    گرمه به کی؟؟

    گرمه به همونی که صاحب زمینو آسمانها وهرانچه بین اونه

    آره پشتت به خود خودش گرمه

    چقدر قشنگ خدا خودش گفته که اونایی که شما روشون دارین حساب نیکنین اوونا صاحب پوسته نازک روی هسته خرماهم نیستنااا

    استاد واقعا تازه دارم باور میکنم قدرت خدارو

    تازه دارم میفهمم معنای توحید رو

    اینکه قدرت فقط دست خداست

    ومن می تونم با ایمان به یگانگیش وعمل به قوانینش همون اجابت کردن از طرف بنده زندگیمو خلق بکنم

    من می تونم زندگیم رو اونجور که می خوام خلق بکنم

    خدایا شکرت

    استاد اصلا توی حالو هوایم از دیشب

    همش قوانین میان جلوی چشمم ونشانه هاشونو توی اتفاقات زندگیم میبینم که چقدر همه چیز توحیده

    چقدر همه چیز توحیده

    باور داشتن فقط به خداست

    وبقیه چیزا اصلا خود به خود درست میشن زیبا میشن آرام میشن آسان میشن

    واقعا چرخ زندگی روان میشه

    خداوند رو سپاسگزارم برای بودنم در این مکان بهشتی و اینکه امشب اومدم کامنت گذاشتم تا بعدا بیامو کامنتمو بخونم ولذت ببرم وبازم به خودم بگم همه چیز فقط توحیده همه چیز توحیده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2112 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی

    خدایا ازت سپاسگزارم که همواره منو به مسیر درست ، مسیری پر از فراوانی و نعمت هدایت میکنی . خدایا خیییلییی خوشحال و سپاسگزارم ازینکه به تو تکیه کردم و تکیه میکنم و با تمام وجودم سعی میکنم فقطط روی تو حساب کنم و خیلی هم موفق بودم خدایا شکرت شکرت شکرت.

    به خودم افتخار میکنم که 34 روزه که به تعهد خودم پایبند بودم و الان توی این مسیر زیبام اصلا یجورایی عادت کردم که هرروزمو توی سایت بگذرونم برای خودمم خیلی جالبه و ازین موضوع خیلی خوشحالم.

    بریم سراغ تمرین:

    الف) همه ی دور و اطرافیانم همیشه این باور رو داشتن که مثلا فلانی که وضعش خوبه اهل زد و بند با بالادستی هاس، یا یکی که درآمدش خوبه افتاده تو کار خلاف و چون این باور رو داشتیم دقیقا همین افرادم میدیدیم که فقط با خلاف پولدار شدن یا با افراد سمت بالا ساخت و پاخت کردن و دارن پیشرفت میکنن که بعدا لو رفتن و ازین حرفا خلاصه همون چیزیو که باور داشتیمو میدیدیم.

    و این باعث شده که مثلا اگر ببینیم یکی چند تا ماشین لوکس خارجی داره با خودمون بگیم اخه مگه میشه؟؟؟ از کجا آورده؟؟؟ حتما خلاف کاره

    حتما حق مردمو خورده یا با پول مردم گنده شده.

    یا مثلا بابای من از وقتی که یادمه پول و در برابر سلامتی قرار داده بود و باورش این بود که خدا تا وقتی سالم و جوون بودیم بهمون پول نداد که لذتشو ببریم وقتی بهمون پول و داده که سلامتی رو ازمون گرفته از همون بچگی هم با حرفش مخالف بودم اما خب نمیتونستم بحث کنم.

    اما الانم باور مامان بابام اینه که خدا وقتی پول و بهت میده آرامش رو ازت میگیره و واقعا الان ازشون گرفته شده.

    یا خاله من خیلی خوب پول در میاره اما توی حرفاش میگه پول خوب نیست چرک کفه دسته من که پول و برای خودم نمیخوام کمک میکنم به فلانیا و من اصلا از پول خوشم نمیاد و ازین حرفا

    وهمونقدر که خوب پول در میاره به همون اندازه هم نمیفهمه پولاش چی میشن و ماهانه حدود300 میلیون درآمد داره وسط ماه از همه بیشتر لنگ پوله.

    دکترای شهر ما یعنی اونایی که میشناسیم یا یکسری مدیران رده بالا که میشناسیمشون و درآمد بسیار بالایی دارن همه شون خیانتکارن و لو رفتن یا اونایی که وضع مالیشون خوبه دوتا زن میگیرن و هردو زنشون باهم زندگی میکنن توی یک خونه خب من که اینارو میبینم اونم اینقدر زیاد حتما باور دارم به این که پولدار که بشن خیانت میکنن

    و الان که دارم فکر میکنم وقتی من این نمونه آدم هارو دیدم یعنی باور داشتم به این موضوعات که جهانم سر راهم قرار داده .

    پس در یک کلام منم نسبت به پول و درستکار بودم افراد ثروتمند شکاکم الان شاید دلیلشو بدونم چون اونقدر باور های محدودکننده ای دارم و هیچ ایده ای برای چگونه به ثروت رسیدن اونا ندارم تنها چیزی که میمونه اینکه از راه نادرست به این ثروت رسیدن مثل فیلما.

    من خیلی عاشق خرید کردنم توی همهی چیز سلیقه خیلی خوبیم دارم دوست دارم همه چیز قشنگ باشه شبک باشه حالا چه لباسام چه کیف و کفشم چه دکوراسیون خونه و خیلی وقت میذارم برای اینجور چیزا و بابا و مامانم همیشه بهم میگفتن تو خیلی میخوای فخر بفروشی و میخوای بقیه رو حرص بدی تو خیلی مغروری و ازین حرفا

    همون وقتم من اینو قبول نکردم ازشون چون من واقعا توی خونه هم که بودم به لباسام اهمیت میدادم و باور نکردم این حرفشونو که مثلا من میخوام با پولم مغرور شمو بقیه رو حرص بدم من فقط دوست داشتم تجربه کنم و زندگی کنم همین.

    قطعا باید روی باور های محدود کننده ام کار کنم خدایا ازت سپاسگزارم که منو به این فایل و این آگاهی ها هدایت کردی و مسیر رو بهم نشون میدی.

    من دو ساعت بعد ازینکه این فایل رو گوش دادم خوابیدم و بعد که بیدار شدم رفتم سراغ حساب و کناب های ماهانه ام و باورم نمیشد که با صاف کردن بدهی هایی که داشتم هنوز چه مبلغ بسیار زیادی واسم میمونه و واقعا احساس ثروتمندی کردم و نشونه هاشو کامل دارم میبینم خدایاشکرت خدایا سپاسگزارم ازت بابت تجربه کردن این احساسات فوق العاده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 938 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی

    استاد توی قسمتی از فایل میگه

    ایا این صحبت هارو با خودتون داری که

    پول که اصلا مهم نیست

    مهم خانواده است ،مهم پاکی ،مهم صلح، مهم انسانیت.

    ●من دو تا خاله دارم و مامان خودم

    بین بابای من و دو تا شوهر خاله هام

    شوهر خاله کوچیکم به نسبت وضعش بهتر بود ،فروشگاه لباس داشت

    (خدابیامرز از دنیا رفته )

    این شوهر خاله ام ،خیلی خیلی خیلی با خانواده اش رابطه خوبی داشت ،بسیار مرد مهربان ،حمایت گر ،خوش‌اخلاق خانواده دوست خانواده دوست خانواده دوست

    یعنی ادم به این حد خانواده دوستی یک مرد توی زندگی ام ندیدم

    یعنی ادمی که ثروتمند بود بسیار خانواده دوست بود

    اونیکی شوهر خاله ام بسیار فقیره

    و خیلی زیاد رابطه اش با خانواده اش بده و بسیار بد رفتاره

    و بابای خودم هم رفتار هاش در حوزه پول خوب نبوده و دعواها و ناراحتی ها بیشترشون سر پوله

    اگر پدرم پول دار باشه احتمالا رفتارش با خانواده اش بهتره

    پس پول مهم چون خانواده مهمه

    پول مهمه چون خانواده دوستی

    چون پاکی

    چون صلح و ارامش با خودش به همراه داره .

    پول مهمه چون خانوااده مهمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته

    چقدر فایل عالی و عالی هست که رابطه معنویت و ثروت مند بودن رو توضیح میدید

    توی قرآن نوشته بود هر چقدر خواستید از نعمت ها استفاده کنید. ثروت هم یک نعمت خداوند هست

    توی نا خود آگاه ما هست که آدم های پول دار یا خلاف کار هستن یا دزد.

    ی فردی هست تو فامیل های ما که از آموزش های شما بسیار بسیار ثروتمند شده که خداروشکر از همه لحاظ بی نیاز است حداقل ثروت

    اون وقت ی شب داشتیم صحبت میکردیم با ی فردی. گفتم ببین فلانی ماشالله چقدر پولدار شده. آدم فقیری بود. الان بنز داره کارخونه داره.

    بعد اون طرف به من گقت. واقعا باور کردی که اون از راه حلال و درست بدست آورده. بابا او کیلو کیلو جنس جابه جا میکنه. بعد فقط من ی جمله بهش گفتم. اونم این بود که راه نادرست شاید سریع ثروتمند بشی ولی زیاد پایدار نمیمونه. و دیگه ادامه ندادم. چون اگه ادامه میدادم باور های جدید من له میشدن زیر پا

    استاد جان خیلی دوست دارم حرف نیست طلا هست میگی. همین حرف ها خودش چقدر با ارزش و ثروت هست

    من این رو در خودم دارم. و ریشه بسیار قوی و قوی رو دارم که باید ریشه کن بشه. ولی به لطف خداوند و آموزش های شما بهتر شدم

    من این رو پیدا کردم که اگر کسی ی خورده ضعیف هست تو لحاظ مالی. و ی روز توی کسب کارم که ی خورده پیشرفت میکنم و در آمدم میره بالا تر اون به خاطر گوش دادن دائم به فایل ها هست. یعد اون طرف مقابل که مثلا رفیق یا همسایه فروش نکرده. اون وقت ی احساس بدی به من دست میده که تا این حد که نکنه من مقصر که اون امروز فروش نداشته. تا این حد. بعد میام با خوم هی تکرار میکنم کامران هر کسی نتیجه افکار و فرکانس خودشو میگیره. پس تو نتیجه لیاقت خودتو داری دریافت میکنی

    معنویت و خداوند در یک راستا هستن. و خداوند بیشتر از من میخواد که من ثروتمند بشم

    و این که من ثروت بده تا به دیگران کمک کنم رو داشتم. ولی کم رنگش کردم. که بازم تو فایل های رایگان شما گفتید که یعنی ما میخوایم جای خدا رو بگیریم و بگیم به من نعمت بده ثروت بده من که لیاقت رو ندارم حداقل ی مقدارش کمک کنم. ن ولی من انسانی با لیاقتی هستم و لایق دریافت تمام نعمت های خداوند هستم. و زمانی که من ثروت مند بشم و از اون سیر بشم میتونم کمک کنم. میتونم راحت باشم. میتونم عشق کنم. میتونم به اطرافیانم کمک کنم

    خدایا سپاسگزارم بابت نعمت و ثروت فراوان

    چقدر این فایل آگاهی داشت و این فایل برای من درس داشت

    ثروتمند بودن معنوی ترین کار جهان است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    ثریا آرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1787 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عباس منش بزرگوار و دوستان توحیدی و ثروتمندم

    همین که تو این سایت هستین یعنی همتون ثروتمند هستید

    استاد من واقعا هر دو مرحله از زندگی را تجربه کردم

    هم فقر مطلق و بی پولی تمام

    هم پولداری و لذت پول داشتن (البته هنوز تا مرحله ی بی نیازی راه زیاد دارم )

    استاد زمانی که بی پول بودم و هیچی هیچی هیچی نداشتیم

    طوری که بعضی مواقع پول نداشتم برای پسرم یه بادکنک بخرم

    و با اینکه نماز میخوندم و قرآن میخوندم ولی فقط از رو وظیفه

    انقدر حالم بد بود

    انقدر حسرت تو دلم داشتم

    انقدر غمگین بودم و وقتی یکی می‌گفت که فلان چیز خریدم هزار بار تو دلم حسرت می‌خوردم و میگفتم خوش به حالش حتما خیلی پول داشته

    آرزوی چه چیزها که داشتم

    و همش هم تو ذهنم این بود که من اگه پولدار بشم از خدا دور میشم و خدا ازم بدش میاد

    چقدر باور زشتی بوده وقتی الان بهش فکر میکنم

    اما اون موقع این قشنگترین باورم بود

    استاد پسرم می‌بردم مهد کودک شهریش ماهی 30 هزار تومان بود

    3 ساعت من اونجا مینشستم و همونجا باشگاه هم بود که شهریه ی یک ماهش 25 هزار تومان بود

    من پول نداشتم برم باشگاه

    خیلی ناراحت بودم و احساسم بد بود

    ولی میگفتم اشکال نداره همین که خدا را دارم کافیه

    تا اینکه یواش یواش با مباحث اینکه میشه با عبارت تاکیدی پول جذب کنی آشنا شدم

    به دوستم گفتم مگه همچین چیزی هم هست گفت آره

    البته من نمیدونستم باور چیه و چطوری درست میشه

    من از ایشون چنتا عبارت تاکیدی گرفتم هر روز صبح میخوندم دیدم آره خیلی خوبه پول گیرم میاد

    تقریباً هر روز یه پولی به سمتم میاد

    بازم نمی‌تونستم باور کنم میگفتم خوبه همین که پول نون خریدن دارم برام کافیه

    من عضو سایت نبودم ولی میزدم تو گوگل عبارت تاکیدی ثروت برام کلی چیز میومد بعدها فهمیدم که سایت استاد بوده

    یه روز کامنت یکی از بچه ها را من خوندم اون عبارت تاکیدی را 3 ماه مداوم گفتم

    چقدر معجزه ها شد همون تایم

    و بعد 3 ماه مغازه ای که با تمام امکاناتش بدون اینکه من اصلا فکرش را بکنم و بخواد هزار تومان بدیم خدا بهمون هدیه کرد

    و من بعد یه مدت گفتم شاید این کاملا طبیعی هست گذاشتم کنار عبارت تأکیدی خوندن و تمام کارهایی که میکردم چون دیگه می‌دیدم هر روز در آمد داریم

    همین که گفتن عبارت تأکیدی گذاشتم کنار

    من به بدهکاری و باز به بی پولی بی نهایت رسیدم

    اونم خودم

    چون شوهرم درآمد داشت ولی به من اصلا پول نمی‌داد و من باورم این بود که من خودم باید پول داشته باشم از شوهرم پول نمی‌خوام

    در هر حال از همه راه در پول به روی من بسته شد

    و بعد اینکه کلی سرم خورد به سنگ

    عضو سایت شدم تا کنون که 3 سال میگذره به اندازه ی تکاملم پیش رفتم تا اینکه اکنون به لطف خدا به نتایج خوبی رسیدم

    و الان که پول تو حسابم هست حالم بهتره

    ایمانم به خدا بیشتره

    آرامشم عمیق‌تر

    خوشحالیم هر لحظه زیادتر

    و از وقتی باور ساختم که من هر چه ثروتمندتر باشم خوشبخترم و نزد خدا عزیزترم

    خیلی خیلی حالم بهتر و پول بیشتر به سمتم میاد

    و از اینکه از هیچ به همه چی رسیدم فقط دلیلش اینه که

    1.ادامه دادم هر راهی که میدونستم باید انجام بدم

    2.باور اینکه خدا عاشق این هست که من پولدار و ثروتمند باشم

    هر روز هم میگم تا رسیدن به مرحله ی آخر تا روزی که زنده هستم باید این راه را با امید و انگیزه ادامه بدم

    آخه چون من یکبار راکد شدم با این عنوان که دیگه نمیخواد کاری کنم گفتم شاید طبیعی هست و چوبش را خوردم

    ولی دیگه از خدا می‌خوام یاریم کنه که هر روز این مسیر را ثابت قدم پیش برم

    تا روزی که زنده هستم

    چون من با گوشت واستخوانم چشیدم هر وقت رو خودم کار میکنم نتایج هم سرازیر میشه

    وقتی هم کار نمیکنم راکد میشم همه چی عادی و به سمت عقب گرد می‌ره

    استاد ازتون ممنونم که هستین

    سپاسگزارم که تا خدا هست و خدایی می‌کنه من پادشاهی میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    محمدجلال ناصری گفته:
    مدت عضویت: 1096 روز

    عرض سلام و دورد به استاد عزیز و دوست داشتنی و سلام به خانواده عزیزم. من این باور ها را داشتم و الان ام دارم که ثروتمند شوم برای مردم کمک کنم این باور را فکر میکردم درسته .اما چون به مادرم قبل از مرگ قول دادم به همان خاطر در وجودم شکل گرفته است و از وقتی این فایل امده چندین بار گوش کردم و یک تعداد باور اشتباه ام را پیدا کردم از لطف الله. واقعا خدا ره شکر که بزرگترین پاشنه آشیلم را پیدا کردم که مانع وردی ثروت در زندگیم میشد . از وقتی این فایل گوش کردم سه چهار بار دیروز ریسم معاش را گفت از مه بعدی بالا میکنم . خدا ره صد هزار مرتبه شکر که به این فایل هدایت شدم . استاد عزیزم عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: