علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    87MB
    11 دقیقه
  • فایل صوتی علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    10MB
    11 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمیدرضا گفته:
    مدت عضویت: 899 روز

    درود وادب به پیامبر زمانم، مهربانو شایسته عزیز ودوستان هم فرکانسی سپاسگزار خداوند و پیامبر زمانم هستم که منو امشب به مهمترین توجه ونیاز بشر که عزت نفس ولیاقت باشه هدایت کرد.خیلی عالی وهوشمندانه استاد عزیز اشاره کردین ومانند دیگر فایلها ومحصولات اشاره به داشته ها ونجات مثبت خودمون کردین متاسفانه پیشینه همه مان با توجه به فرهنگ،خونواده، مدرسه ،دوستان ودر کل ورودی هامون در این مورد مهم مساله مهم داریم وباطبع به قول خودتون جهاد اکبر وتعیر نوع نگرش وزمان میخواد البته با بذر قوی باور

    وخود من متاسفانه این نقیصه رو دارم وخدارو سپاس که متوجه و تا حدودی سعی در شناخت ومهمتر پاکسازی وعملگرا باشم هرچند نجواها ،اطرافیان وعدم تمرکز به خواسته ها به علت تمرکز نا اگاهانه به مسائل زندگی پر هاشیه در ایران این امر رو دشوار کرده. امید که به لطف خداوند،اموزه های بی‌نظیر شما والبته همت خودم بتونم روز به روز، ارزش ولیاقتهای خودمو بشناسم سپاسگزارم️ سلامت، شاد، پیروز، موفق، ثروتمند وسعادتمند در درجهان باشید بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 700 روز

    به نام قادر مطلق

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته

    از چندین سال قبل که تدریس می کردم

    همیشه روی احساس لیاقت دانش آموزانم خیلی کار می کردم

    همیشه سعی میکردم به اونا بفهمونم که چقدر

    با شخصیت دادن به خودشون میتونن زندگی بهتری داشته باشن

    خودشون رو دست کم نگیرن و به خودشون بها بدن

    خودشون رو زیبا ببینن

    تو کارای گروهی این خوب میشد بفهمی ، کی خودشو کنار می‌کشه احساس عدم لیاقت داره

    و

    با همون به طوری که خودش نمی فهمید

    روش کار می کردم و سعی بر بهبود شخصیتش رو داشتم

    تو این بین چقدر چیز ازشون یاد می گرفتم

    اونا بی دلیل شاد هستن و همیشه سرشان به کاری مشغول

    وقتی چیزی رو بخوان تا به دست نیارن ، ول کن نیستن

    به هیچ چیز هم دل نمی لندن

    وقتی با هم دعوت می کنم سریع آشتی می کنم و

    کینه به دل نمی‌گیرن

    همیشه با هاشون احساس بچگی می کردم و

    از بودن باهاشون خوش بودم

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    رضا حمزه گفته:
    مدت عضویت: 669 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان گلم

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    علائم عدم احساس لیاقت که استاد در این فایل گفتند

    رو دارم من همیشه روی نقاط ضعف و اشتباهاتم

    تمرکز میکنم اصلا به توانایی هام و موفقیت هام فکر

    نمی کنم اگر کلی اتفاقات خوب برام بیفته و یک اتفاق

    نامناسب بیفته ذهنم فقط درگیر همون یک اتفاق

    نامناسب میشه یا اگر مثلاً در مهمانی همه بهم احترام

    میزارند یک نفر باهام تند رفتار کنه یا بی محلی کنه

    ذهنم فقط به این یک نفر که باهام تند حرف زد توجه

    می‌کنه به افرادی که باهام خوش رفتاری کردند توجه

    نمیکنه یا اگر اشتباهی بکنم ذهنم به شدت درگیر میشه

    و خودم رو سرزنش میکنم و هی به این اشتباه فکر

    میکنم یا اگر کاری رو 60 درصد خوب انجام میدم و 40

    درصد خوب انجام نمیدم ذهنم فقط به این 40 درصد

    که خوب عمل نکردم توجه میکنه انشاالله با کردن روی

    این آگاهی های ارزشمند خودمو بهبود ببخشم و رشد

    کنم در تمام جنبه های زندگیم

    2025,12,25

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 576 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم

    میدونم که این مساله خیلیاس که احساس لیاقت کم دارن

    و باید همیشه روش کار کنیم

    من به این زیبایی از وقتی رو صورتم جوش زدم مدام گیر دادم به همین موضوع و مدام میگم چرا انقد جوش دارم چقد پوستم خراب شده

    هر روز دارم روی خودم عیب هایی میذارم

    اینهمه خوبی و مهربونی و صداقت و خوش اخلاقی دارم اما همیشه برچسب هایی که دیگران بهم میزنن رو تو ذهنم مرور میکنم

    و خودمم مدام میگم من مغرورم من بداخلاقم من بساز نیستم من فلان کارو بلد نیستم من زبونم خوش نیس من تندخو و زودجوشم

    و لین گفتگوهای ذهنی این برچسب ها نه تنها کمکی بهم نمیکنه بلکه مدام بدتر میشم خشمی در درونم شکوفا میشه مه اگه بیرون بیاد دنیایی رو به هم میریزم

    و اتفاقات بد به دنبال این احساس بد برام از درو دیوار میاد

    اما اگر که اینارو بخودم نگم پس چطور باید بهبود بدم خودمو چطور بایدرو اون اخلاقم کار کنم

    بارها بخودم میگم چرا بمن میگن مغرور من اصلا غرور ندارم

    اما نمیدونم چطور به این خودشناسی و اصلاح برسم

    ایا اینا حرف های درونی منه که به خودم برمیگرده؟وقتی از بچگی بمن ایراد گذاشتن ایا اینها باورهای من بوده؟اگه این باور خودمه چطور میشه عوضش کنم ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      معصومه گفته:
      مدت عضویت: 1290 روز

      سلام پریا جان

      امروز یه مسأله ای داشتم که راه حلش رو نمیدونستم اومدم تو سایت و زدم روی نشانه روزم و به این فایل بینظیر هدایت شدم

      وقتی به کامنت شما رسیدم احساس کردم منم تجربه ام رو بگم شاید به هممون کمک کنه

      منم سالهای زیادی با گفتگوهای درونی محدود کننده درگیر بودم و هنوزم درگیرم ولی از وقتی با آموزشهای بینظیر استاد آشنا شدم اوضاع بهتر شده ولی این نکته که گفتی نمیدونی این افکار و گفتگوها باورهای خودته یا جامعه بهت داده دقیقا سوال منم بود

      تا اینکه مدتی پیش کتاب« زندگی خود را دوباره بیافریند» را خواندم و کمک کرد تا کمی با خودم به صلح برسم ،متوجه شدم کارها و افکاری که دارم بخاطر عوامل زیادی پیش میاد که در بعضی موارد تقصری ندارم و در بعضی موارد باید آگاهانه اصلاح کنم ولی به این نتیجه رسیدم که با خودم بیشتر مهربان باشم تا احساسم خوب بشه و در نتیجه اتفاقات خوب رخ بده طبق قانون بدون تغییر خدا

      و نکته ی دیگه ای که به من کمک کرده با خودم و دیگران راحتتر برخورد کنم،کمتر قضاوت کنم و توکلم قوی تر بشه ،فهمیدن این موضوع بود که ارزشهای آدما باعث تفاوت در فکر و عملشون میشه

      باورها و ارزشها با هم دارن ما را مدیریت میکنن اگه ما آگاه نباشیم

      منم سالها به خودم برچسب ،نچسب بودن و مغرور بودن میزدنم و خودم را با خواهرم که از من راحتتر با بقیه ارتباط میگیره مقایسه میکردم تا اینکه متوجه شدم در ارتباط با آدما چیزهایی برای من ارزشه که برای خواهرم نیست برای همین ما متفاوت عمل میکنیم ،

      راحتی و آزادی زمانی و مکانی برای من ارزشمنده برای همین دوست دارم طبق راحتی خودم با بقیه و در زمان دلخواهم ارتباط برقرار کنم و این دلیل غرور من نیست چون وقتی با کسی ارتباط میگیرم اتفاقا خیلی خوشبرخورد و خنده رو هستم و سعی میکنم محترمانه و صمیمانه ارتباط برقرار کنم منتها این شرایط در مقایسه با دیگران کمتر اتفاق میفته و این انتخاب منه

      الان که دارم اینا را میگم متوجه میشم چه سالهایی را به خودم سخت گرفتم و هزاران بار خودم را سرزنش کردم که من مغرورم،من نمیتونم دوستان زیادی داشته باشم،من عرضه دوست پیدا کردن را ندارم,بقیه دوست ندارن با من دوست بشن و…….

      در صورتی که این ویژگی رفتاری من اگر چه به ظاهر یا نظر بقیه غرور یا هر چیز دیگه ای محسوب میشه ولی در نظر من ،من دارم طوری که راحتم زندگی میکنم و وظیفه ای ندارم که کاری کنم که بقیه خوششون بیاد

      از همین از استاد عزیزم تشکر میکنم که با آموزشهای بینظیرتون باعث شدین در مدار بهتر ی از رشد و آکاهی قرار بگیرم و بازم باید به خودم یادآوری کنم که همینطور ادامه بدم ،دوره احساس لیاقت پایه ای ترین دوره س ولی درک مطالب دوره هم تکامل میخواد

      روز و روزگارتون خوش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        پریا گفته:
        مدت عضویت: 576 روز

        سلام به استاد و دوست عزیزم

        ازت ممنونم که جوابمو دادی و باعث شدی دوباره پیاممو بخونم

        خیلی شبیه من بود این خصلتتون و دقیقا بهم گفتین که چرا من رابطه باهرکسی ندارم

        اره منم خودمو باخواهرم مقایسه میکردم که چقد دوست داره

        اما من ندارم

        درصورتیکه اون خیلی قانون و قواعدی برای بودن با افراد نداره اما من توی همه چیز مقررات دارم و حریم شخصی م استراحتم راحتیم برام مهمتره

        در واقع من یه ملاک هایی دارم توی زندگی که ترجیح میدم تنها باشم تا اطرافم پراز ادم هایی باشه که کمکی بهم نمیکنن و فقط باعث تحلیل انرژیم میشن

        اما در عوض باهمه هستم و توی جمع در کنار همه لذت میبرم و بسیار شوخ طبع گرم و صمیمی ام

        تو دنیای ما جوری شده که اگه کسی برا خودش ارزش قایل بشه میگن مغروره اگه کسی حریم شخصی داشته باشه یا قدرتمند تصمیم بگیره و حرکت کنه و توحیدی باشه و فقط از خدا کمک بخوادمیگن مغروره

        پس گفته دیگران مهم نیست

        منم که باید خودمو باور داشته باشم منم که باید خودمودوست داشته باشم همونجوری که هستم همونجوری که خدا منو دوست داره مثل یک مادر که بچه ش اگه بدترین و زشت ترینم باشه باز دوستش داره

        بی قیدو شرط

        مرسی ازت که بیادم اوردی من کی ام و چی میخوام دوست خوبم بهترین ها نصیب قلب پاکت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مرضیه نظاری گفته:
    مدت عضویت: 844 روز

    سلام و عرض ادب.استاد بزرگوار خواستم به این وسیله از شما تشکر کنم.بصورتی اتفاقی صحبتهای شما رو شنیدم همزمان با اساتید بزرگوار دیگه ای هم آشنا شدم. زندگیم کاملا متحول شده.در حال حاضر از اساتید عرفان بهره مند میشم و در جریانی معجزه آسا در مسیر عرفان و رشد و تعالی معنوی قرار گرفتم.اینکه وجود بی نهایت پروردگار چیست و ماهیت جهان هستی و آنچه در آن است و قوانین حاکم بر آن چگونه عمل مینماید.حال توضیحات ارزشمند شما اعجاز دیگری است که در جریان زندگی بنده ایجاد شده است. بدینوسیله از زحمات دلسوزانه و ارزشی شما بی نهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ماریان مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 3021 روز

    سلام استاد بسیار عزیزم و مریم جان دوس داشتنی

    من میخوام بدونم ک فرق دوره عزت نفس با دوره احساس لیاقت چیه؟

    آیا کسی ک دوره عزت نفس رو خریداری کرده، نمیتونه ب احساس لیاقت بپردازه، و 100 درصد احساس لیاقت رو در خودش پرورش بده و موفق بشه، خیلی ممنون میشم فرق این دو تا رو با هم بگین، ک چه فردایی دارند؟؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سارا گفته:
      مدت عضویت: 2169 روز

      سلام دوست عزیز

      من هر دوتا دوره رو دارم احساس لیاقت داشته باشی اعتماد به نفس میاد. ولی اعتماد بنفس رو با درامد بالا زیبایی رابطه عاطفی خوب کسب میکنی با نداشتن اینا یا افول کردن این موارد اعتماد بنفس هم پایین میاد . ولی وقتی احساس لیاقت رو درونی کنی با از بین رفتن زیبایی پول مقام شهرت و رابطه خوب تو همچنان ارزشمندی و تغییری تو حس و حالت ایجاد نمیشه.

      تو دوره احساس لیاقت استاد فرق اعتماد به نفس و احساس لیاقت رو کامل توضیح میدن.

      بنظر من بینظیرترین دوره استاد همین احساس لیاقته.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 591 روز

    سلام به استاد و مریم عزیز و همه ی دوستانم در این سایت خدا رو شکر بابت بودنم در جمع شما

    نشانه امروزم در مورد افکار غالب بود و بعد هدایت شدم به این فایل .وقتی افکارم رو رصد میکنم میبینم غالبا بر روی نداشته هام متمرکزم هیچ وقت تو زندگیم احساس رضایت نداشتم ذهنی که اینجور تربیت شده مدام مقایسه می‌کنه و همیشه دیگرانی که از من بهترن الان فقط این آگاهی رو از طریق استادی بزرگوار دریافت کردم از خدا میخواهم کنم کند این دوره رو بخرم تا با تمریناتش از عهده ی کنترل ذهنم توی همچین لحظاتی بربیام

    الهی بهترین ها سهممون باشه از زندگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -فرکانس احساس لیاقت و ارزشمندی مهم ترین احساس خوبی است که می توانیم به جهان ارسال کنیم

    -به اندازه ای که برای خود ارزش قائلیم جهان برای ما ارزش قائل است

    -به اندازه ای که برای خود ارزش قائلیم نعمت های بیشتری دریافت می کنیم

    -از نشانه های احساس بی لیاقتی و عدم ارزشمندی نا دیده گرفتن توانایی ها و دستاوردهایمان و تمرکز بر ناتوانایی ها و نقاط ضعفمان است

    -به هر چیزی توجه کنیم از جنس همان را دریافت می کنیم

    -با تمرکز بر نقاط ضعف و ناتوانایی هایمان از جنس همان را بیشتر دریافت می کنیم

    -هرگز فکر نکنیم با تمرکز بر نازیبایی ها می توانیم آنها را حذف کنیم

    -تمرکز خود را بر نقاط مثبت و توانمندی هایمان قرار داده به خاطر آنها سپاسگزار خداوند باشیم

    -استعدادها و توانمندی های ما بی نهایت بیشتر از نقاط ضعف و ناتوانایی هایمان است

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -غالب ترین فرکانسی که هر بار به جهان ارسال می کنیم احساس ارزشمندی یا عدم احساس ارزشمندی است

    -اگر بتوانیم احساس لیاقت و ارزشمندی بی قید و شرط را در وجود خود ایجاد کنیم برای دریافت آسانی ها آسان می شویم

    -به اندازه ای که برای خود ارزش قائلیم جهان برای ما ارزش قائل است

    -به اندازه ای که برای خود ارزش قائلیم مشمول دریافت نعمت های بیشتر می شویم

    از نشانه های احساس عدم ارزشمندی:

    نادیده گرفتن نقاط مثبت و تمرکز بر نکات منفی است

    در واقعیت:

    -با تمرکز بر هر چیز از جنس همان را بیشتر و بیشتر جذب می کنیم

    -اگر تمرکز ما بر نکات منفی کمبودها و ناتوانایی هایمان است از جنس همان را بیشر جذب می کنیم

    -استعداد و توانایی های ما به مراتب بیشتر از نقاط ضعف و ناتوانای هایمان است

    -تمرکز خود را بر تقویت نکات مثبت و نادیده گرفتن نکات منفی قرار دهیم

    -با تمرکز بر نکات مثبت توانمندی ها استعدادها و سپاسگزاری به خاطر آنها از جنس همان را بیشتر جذب می کنیم

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -تمرکز ما تا پیش از دوره ی احساس لیاقت بر نقاط منفی ناتوانای ها کارهایی که نتوانسته ایم انجام دهیم اهدافی که هنوز به آنها دست نیافته ایم و به صورت کلی بر کمبودها بود اکنون باز هم در این مورد چندان تغییری نکرده اما نسبت به گذشته بیشتر می توانیم خود را دوست داشته باشیم بر اشتباهات و نقاط ضعفمان تکیه نکنیم و به دنبال پرورش استعدادها و توانایی های خود باشیم

    توانایی های خود را با دیگران مقایسه نکرده آنها را بی ارزش و به درد نخور ندانیم دیگران را که استعداد و توانایی بیشتری از ما دارند را بت نکنیم و فکر نکنیم هرگز به جایگاه مد نظرمان دست نمیابیم

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    – هر روز روی احساس لیاقت و ارزشمندی خود کار کرده استعداد و توانایی های خود را نادیده نگرفته خود را با دیگران مقایسه نکنیم هر بار بیشتر سعی کنیم بر ترس های خود غلبه کرده و پا از محدوده ی امن خود فراتر گذاشته مهارت های مورد نیاز یا مورد علاقیمان را یاقته و آنها را تقویت کنیم به خاطر استعداد و توانمندی های خود سپاسگزار خداوند باشیم با تکرار عبارات تاکیدی احساس ارزشمندی خود را هر بار به یاد خود بیاوریم قانون تکامل را رعایت کرده برای خود اهداف تحقق یافتنی با زمان بندی معقول انتخاب کرده و به انها دست یابیم توانمندی ها و استعدادهای خود را یادداشت کنیم با انجام این اقدامات احساس لیاقت ما هر بار افزایش میابد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1050 روز

    خدایاااا سلام

    پادشاه عالمیان سلااام صبحت بخیر ‍

    ساعت پنج صبحه و من با یه حال خوب بیدار شدم، همین بیدار شدنم یه نعمته.

    شکرررت برای نفس کشیدنم، برای چشم‌هام که باز میشن و دنیاتو می‌بینن.

    شکرررت برای این صبح قشنگ، برای صبحونه‌ای که قراره بخورم،

    برای چایی که بخاره از لیوانش بلند میشه، برای نون تازه، برای پنیر، برای هر چی که سر سفره‌مه.

    شکرت خدایا برای مشتری‌های پایه، برای اونایی که پول نقد میدن و کارو راه می‌ندازن

    شکرت برای مریض‌هام که بهم اعتماد دارن،

    برای ورودی‌های مالی امروز، برای سفارش‌هایی که می‌رسن و با دل خوش انجامشون میدم.

    شکررررت برای سلامتی خودم، خونوادم، همه‌ی کسایی که دوستشون دارم.

    شکرت برای ذهن فعالم، برای دست‌هام که کار می‌کنن،

    برای پاهام که راه میرن، برای قلبم که تند تند میزنه و هنوزم عاشق زندگیه ️

    شکرت حتی برای گل‌های توی خونه‌م، که بهم لبخند می‌زنن،

    برای جاکفشی که هر روز مرتب می‌چینمش، برای یخچالی که پره و ازم پذیرایی می‌کنه،

    برای ظروف، برای قاشق و چنگال، برای هر چی که دارم و شاید بعضیا نداشته باشن.

    شکرت برای سقف بالا سرم، برای تختی که روش خوابیدم،

    برای گوشی‌م که الان باهاش دارم اینا رو می‌نویسم،

    برای نوری که از پنجره میاد، برای هر ثانیه‌ای که دارم زندگی می‌کنم.

    خدایا شکرررررت

    امروزو با عشق و انرژی شروع می‌کنم، می‌دونم خیر و برکتت همراهمه.

    با تو همه چی رو می‌تونم

    سوره انفال، آیه 53:

    ذَٰلِکَ بِأَنَّ ٱللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ

    این [واقعیت] به این دلیله که خداوند نعمتی رو که به یه قوم داده، تغییر نمی‌ده،

    مگر اینکه خودشون حال دلشون و درونشون رو عوض کنن.

    یعنی خدا وقتی بهم چیزی می‌ده، تا خودم خرابش نکنم ازم نمی‌گیره.

    پس وقتی شکر می‌کنم، یعنی دارم حال درونم رو خوب نگه می‌دارم

    یعنی دارم درِ نعمتو قفل نمی‌کنم… دارم می‌گم:

    خدایاا من قدر می‌دونم، تو هم بیشترش کن

    خدایااا ازت میخوام امروز هیچ افول کننده ای توی زندگی من قدرت نداشته باشه

    حالا انسان باشه یا ماه و خورشید

    چشم زخم

    قمر در عقرب

    هیییچ کسی

    هیییچ موجودی

    هیچ جنبنده ای

    هیچ عامل بیرونی

    قدرت از آن توست و لاغیرررر

    فلله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

    پیش به سوی یکشنبه ای پر از توووحید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مریم محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1506 روز

    به نام خدای مهربون.

    سلام.

    آره استاد این نشانه‌ها دقیقا من بودم.

    این‌همه استعداد تو وجود من هست اما در گذشته اصلا بابتشون سپاسگزار نبودم و انگار اصلا نمی‌دیدمشون‌. اما اگر اشتباهی می‌کردم به شدت بزرگش می‌کردم مدتها ذهنم درگیرش میشد و دست به خود تخریبی می‌زدم.

    در مورد زیبایی، چهره‌ی من انقدر زیبا بود و هست که هر کس می‌دید منو، ناخودآگاه تحسین می‌کرد، اما من همش ذهنم درگیر این بود که دماغم بزرگه، قدم کوتاهه، گوشه‌ی پیشونیم خال هست و واقعا فک کردن به اینا روحمو خراش می‌داد.

    در مورد نمره که دقیقا همینطور بودم حتما باید 20 میشدم وگرنه به شدت خودمو می‌خوردم.

    مامانم هم همیشه بهم می‌گفت این همه درس می‌خونی آخرشم 20 نمیشی، همش بخاطر اینه که من ازت راضی نیستم ( احساس گناه).

    در مورد مهمونی و برخورد نامناسب افراد، قبلا که انقدر احساس بی‌لیاقتی داشتم که اگر کسی توجهی به حضور من داشت خیلی اتفاق شاقی بود دیگه اینکه بخوام نوع توجه رو تعیین کنم خیلی زیاد از حد بود برام.

    اما اخیرا که احساس لیاقتم یه مقدار بهتر شده آره وقتی کسی برخورد نامناسبی داشت باهام، اول یکی دو روز درگیرش بودم، الان رسیده به چند دقیقه.

    در مورد ایراد گرفتن بقیه از من که باید بگم قبلا به شدت اینجوری بود. اگه فقط یه نفر از من ایراد می‌گرفت به شدت بهم می‌ریختم و خیلی ذهنم درگیر میشد.

    همین 4 روز پیش یه مهمونی رفته بودم که یه نفر یه ایراد ریز از من گرفت من الان بعد از 4 روز هنوز بعضی وقتا ذهنم بهش فک می‌کنه و حتی حس می‌کنم از اون آدم بدم میاد چون ازم انتقاد کرده.

    راجع به یادگیری مهارت‌ها، باید بگم همه‌ی مهارتهایی که می‌خواستم یاد بگیرم بعد از

    آشناییم با شما بود که اونا رو هم خداروشکر خوب یاد گرفتم و خیلی هم خوب می‌تونستم خودمو تحسین کنم. حالا به احتمال زیاد مواردی هم بوده که مهارتمو نادیده گرفتم اما فعلا چیز بولدی تو ذهنم نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: