علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    87MB
    11 دقیقه
  • فایل صوتی علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    10MB
    11 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 889 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    خدام روبی نهایت سپاسگزارم بابت اینکه هستم وحضوردارم وبازیک اصل مهم رودراین فایل “نشانه امروزمن” میبینم ولذت میبرم/استادعزیزم سپاسگزارم/

    حقیقتا اگربنده تجربه خودم رودراین زمینه ی”بسیاربسیارمهم(احساس لیاقت )بگم خیلی هم برای خودم درس داره وهم برای دوستانی که درارتعاشش هستندواین پیام رومیخوانند:من در”زمان نوجوانی وجوانی تاسن21سالگی قبل اززندگی اولم خیلی خیلی احساس لیاقت میکردم اما به دلیل غرق شدن درباورهای اشتباه زندگیه مزدوجی قبلیم وهمچنین ندانستن قانون خداونددرجهان تاسال1395بسیارخودم روبی لیاقت میدونستم وبه حدی ضعیف شده بودم که حتی جرات یک کارکوچیک روهم نداشتم تااینکه ازاونجایی که ازبچگی احساس کنجکاوی زیادی داشتم ودارم خیلی خیلی مطالعه کردم ازقرآن گرفته تاکتابهای خوب دردنیا وفیلمهای انگیزشی وبعداز5سال مطالعه پی درپی که چرامن اینقدرترسو وبی لیاقت شدم “فهمیدم دلایل اصلی بی لیاقتی ما انسانها چیه وچراخودمون روبی لیاقت میدونیم؟؟؟بچه ها ذهن که بنده نامش روگذاشتم”اسب چموش “اگرشما با افکاردرست کنترلش روبه دست نگیریدجوری شماروزمین خواهدزدکه هرگزنتونیدبلندبشید”حالا چطوری بایدذهن روکنترل کرد؟؟؟من اینطوری ذهنم روکنترل میکنم:1.صبحها قبل ازبیدارشدن ازجایگاه خوابم با الهیه درونیم سلام واحوالپرسی بسیاربسیارعاشقانه ای دارم وبعدمیام چندتاسوره قرآن ازعصروشمس وآیه 186بقره معنیش روگوش میدم وبعدشروع تصویرسازی وتجسم به نفس کشیدن وبعدخواسته هام از5دقیقه تا15دقیقه انجام میدم وهمین کارباعث شده بنده بافرشته درونیم ارتباط کاملا صمیمانه بگیرم وطبق روال هرروزم بقیه کارهای روزمره گیم روانجام میدم وفقط درزمان حال زندگی میکنم وتمام تمرکزم رودرلحظه حال میزارم وذهن چون کارش حواس پرتی “مدام ماهستش” تامیخوادحواسم روببره جای دیگه “من 3تانفس عمیق میکشم ودوباره درلحظه حضورپیدامیکنم وتمام تمرکزم رودرهمان زمان میزارم ودراین 3ماه نتایجی گرفتم که بی نهایت باارزش هست که اگربخوام یکی ازنتایجهای باارزشم روبگم همیم کتاب صوتی قانون سلامتستان هستش که این کتاب شامل تمام قوانین جهان هستی هست اونم مثالهاش “همش ازتجربیات زندگانی خودم هست وفقط میگه خودت باش واززندگی خودت مثال بزن وامروزهم فصل سیزدهم رواجراکردیم خداروشکر”که تیترش این بود:{6شش قانون واضح خداوندوکائنات}که بسیاربسیارمهم است و استادعباس منش عزیزاین پیامهاهابه صورت موشکهای آگاهی بهم گفته میشه ومن هم فقط لبخوانی میگمشون بدون هیچ نوشته ای وازاونجاکه من ازنویسندگی ازبچگی لذت نمیبردم وهمیشه دوست داشتم بابیانم چیزی روبگم خدام میگه که همان فرشته ام بنام:آمین عبوس میگه ومن لبخوانی میکنم”وخیلی دوست داشتم این تجربه باارزشم روبعدازشنیدن کلام عرفانی استاد”دراین فایل بگم هم برای یادآوری ذهن خودم وهم برای دوستانی که درفرکانسش هستندومیبینند”عاشقتونمممممم/به امیددیدارفیزیکی وحس لمثی”درآغوش گرفتن “تک تک شما دوستان الهی م”بوس بوس”شماخالق زندگیتون هستید/یاحق/

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    امشب رفتم پیاده روی خدا را صد هزار مرتبه شکر

    خونه ها را می دیدم و تحسین می کردم بعد نجوا اومد

    که تو نمی تونی؟؟!!!

    برای تو نیست… برای همه هست

    اتفاقا دیشب هم با یه گروه سمی بودم که بهم می گفتن شما نمی تونی خدا برای شماها منظورشون من و شوهرم بود نمی خواهد

    بعد کلام خداوند بالا اومد که کفش های که پایت هست شد کفش های چند میلیونی الان پات هست داری باهاش راه میری

    از اون زیر زمین اومدی بیرون این هم شد

    مانتو چند میلیونی شد الان داری

    همسر مهربانت را الان داری که خیلی ها حسرت این همسر را با این رفتار و کردار می خورند

    پس بدون که این خواسته هم میشه و برای خدا کاری ندارد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    فرشته رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    بنام خدای مهربان سلام فراوان ب استاد عزیزم و مریم جان ودیگر دوستان گرامی تبریک میگم ب دوستانی ک این محصول عالی رو خرید کردن من از کامنت دوستان و گفته های استاد عزیز شاید بتوانم رو خودم کار کنم وب آرامش بیشتری برسم وخودم لایق بدونم برای زندگی بهتر استاد ک میدونست همه ی ما ک در این خانواده بزرگ هستیم نیاز شدید ب این محصول داریم کاش ی مقدار ملاحظه ما راهم میکرد حداقل هفته ای گرون نمیکرد یکی از خواسته های من داشتن این محصول از نان شب هم برام ضروریه خدا میدونه کی نسیب ما بش ممنون از همه دوستان عزیزم ک کامنت میزارید از کامنتهای شما وخوندنش منم تمرینهارو انجام میدم حداقل ب ی آرمش ولیاقت درونی برسم ب امید دیدار وتشکر از استاد فوق ثروتمندومریم خانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مینا گفته:
    مدت عضویت: 2172 روز

    عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم.

    یادم باشد من زیبا هستم و اگر یک خط بخیه در صورتم هست،مهم نیست؛مهم این است که چشم و ابرویی زیبا دارم. خدایا بابت زیبایی‌های که به من عطا کردی شکر و بابت ناشکری‌ها،پوزش.

    یادم باشد تلاش‌های تحصیلی من ثمر داده است و مدارج خوبی را طی کرده‌ام و اگر کاستی‌هایی بوده و هست،مهم نیست.

    یادم باشد من در کار بهترین خود را ارائه داده‌ام و اگر جایی مشکلی پیش آمده،طبیعی است و مهم نیست.

    یادم باشد من لایق رابطه خوبم هستم و اگر مسائل کوچکی پیش می‌آید،مهم نیست.

    یادم باشد باید پیوسته روی احساس لیاقت خود کار کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    باران ناصر گفته:
    مدت عضویت: 1618 روز

    سلام خدمت استاد عزیز خانم شایسته دوست داشتنی و همه دوستان‌

    مشکلی که من از کودکی دارم و هنوز هم نتونستم حلش کنم موضوع کم حرفی منه نمی دونم خوبه یا بد خصلته یا اکتسابی ولی در هر حال من توی جمع تا حد زیادی گاها قادر به ابراز وجود و صحبت کردن از خودم و یا هر موضوعی نیستم.

    نمی دونم ریشه اش بر میگرده به کجا ولی از کودکی یادمه وقتی مورد توجه قرار نمی گرفتم با خودم میگفتم من بعدا لیلقتهاپو به این آدمها ثابت می کنم که این موضوع هم باعث کمال گری در من شده . خوب خیلی میشد که تو جمع نادیده گرفته بشم و این موضوع عذابم میداد و یا اینکه این باور که عطر آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید هم خیلی در من تاثیر گذاشته بود و باعث شده نتونم از خودم و تواناییهام صحبت کنم و بگم دیگران باید از من تعریف کنند نه خودم باید مثل عطر گرانبها باشم انقدر لیاقت کسب کنم تا آدمها کور شن و به من بی توجهی نکنند ‌

    یه تفکر کاملا اشتباه ولی ریشه دار در من

    نمی دونم چی باعث شده بود من از کودکی خودمو یه آدم کم حرف ، خجالتی و قربانی حس کنم شاید نصایح بزرگان از اعمال خوب و بد. در هر صورت من این مسله را دارم و دوست دارم حلش کنم

    چون من یه دختر دارم برای تربیت درست اون اول باید بتونم خودمو اصلاح کنم و دردهای خودمو درمان کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    هما ی سعادت گفته:
    مدت عضویت: 2043 روز

    به نام خدایی که قلب منو برای نعمت هایش بزرگ می کند و منو برای تمام نعمت هایش لایق و شایسته می دادند و من لایق اینم که نعمت ها به آسانی در مسیر من قرار بدهد …

    سلام به استاد عباس منش و سلام به مریم خانم شایسته و سلام به دوستان عزیز …

    سپاسگزار شما هستم که در مورد مهم ترین مسائل صحبت می کنید و باعث تفکر و تعقل می شوید …

    چقدر درباره ی موضوع مهمی صحبت کردید …

    دوست داشتم بیام و دوباره کامنت بگذارم و این مسئله رو برای خودم باز کنم …

    اینکه ما به جای توجه به زیبایی هامون به آنجا که نتوانستیم کامل باشیم و بی نقص باشیم نگاه می کنیم (آنجا که خداوند دلیلی برای ما قرار داد تا بخواهیم حرکت کنیم و گسترش قرار بدهیم )و به جای توجه به اینکه ما می تونیم بازم گسترده تر بشیم . از آن به عنوان نقص خود می بینیم ، و خودمان رو سرزنش می کنیم …

    و احساس می کنیم با احساس سرزنش و احساسات منفی می ووانیم خودمونو گسترش بدهیم! در حالی که ما رو دور می کند و از مدار در معرض قرار گیری اتفاق ها یی که برایش تلاش می کنیم …

    در حالی که باید به خوبی هامون نگاه کنیم . به اینکه چقدر ارزشمندیم . و وقتی تضادی به وجود آمد . ایمانمانمو قوی کنیم یا خدا خودش جواب رو در مسیر فرار می دهد و یا با الهامی که به قلبمون می کند . باز هم یک در الهی برای مت باز می کند و خدا رو واقعا سپاس …

    گاهی برای اینکه بفهمیم چقدر با ارزشی بهتره به جای توجه به پوسته هایی که به ما جسبیده . به جای توجه به جسممون ، به ظاهر و یا ویژگی هایی که احساس می کنیم بخشی از ما رو تشکیل داده . به منبع وجودی خودمون و به همان انرژی تشکیل دهنده ی خودمون توجه کنیم . و بگیم این روح دقیقا ما هستیم و نه جسم و نه هیچ چیزی دیگر و این روح دمیده شده در من از هیچ روح دمیده شده در کسی دیگر پست تد و یا بهتر نیست و من به همان سطح انرژی دسترسی دارم که همان آدم هایی که به من نخبه معرفی شدند . دارند …

    و حالا آنها در مسیر زندگی خودشان و من در مسیر خودم ..‌

    و من به اندازه ی آنها می تونم بزرگ و وسیع بشم … (استادم سپاس گزار شما هستم که در این راه معلممشدید و باعث شدید این طور فکر کنم و چقدر زیبا هست اینطور فکر کردن)

    و نکته دیگر اینکه مم لایق همه ی چیز های خوبی هستم که می بینم به آسانی در زندگی افراد در هرجای دنیا جریان دارد . مسُله ی مهمی که خیلی وقت ها می بینم سد راه منه این هست که گاهی به لایق بودنمان شک می کنیم و یا لایق بودنمان رو به دلیلی و علتی وصل می کنیم . مثلا من بنده ی خوبی هستم و یا نیستم .( و خیلی زمان ها به دلیل های واهی خودمونو بد می دونیم مثل نمازمو اینطوری خوندم و یا فلان کاری رو در حق اون آدم کردم و …در حالی که اصلا ملاک خوب و بد بودن ما نیست) و یا به اندازه کافی حتما باید تلاش کنیم . و یا محصولی که آماده کردم در مقایسه یا فلان محصول خوب نیست . د اینطور روح ارزشمندمون رو کوچک می کنیم . به این اعتقاد برسیم . در هر جایگاهی که هستم فوق العاده ام . توانمندیم و قدرت انجام خواسته هامونو و رسیدن به آنچه می خواهیم رو داریم …

    نکته ی دیگر درباره لیاقت داشتن و احساس خود ارزشمندی ما این هست که فکر می کنیم برای داشتن نعمتی نباید اینی که الِن هستیم باشیم . باید یک شکل دیگر باشیم و یا صفتی عوض بشود و یا هرچیزی … باید به این موضوع برسیم تا زمانی که این روح خداوندی در وجود ما هست که هیچ زمانی هم از ما جدا نمی شود . ما لایق نعمت های خداوندیم …

    و یا اینکه باید حتما در رابطه ی عاشقانه باشیم . ثروتمند باشیم . و یا زیبا و جوان باشیم که احساس ارزشمندی کنیم … و این اتفاقا ما رو دور می کند از احساس ارزشمندی …

    چرا که هیچ اتفاق بیرونی ای باعث پر شدن ما نمی شود و تا زمانی که از لحاظ درونی پر نشویم . چیزی رو در دنیای بیرون نمی بینیم … باید به این باور برسیم که من همین طوری که هستم چه قدر زیبا هستم . زیبایی ام رو ببینم … و اینکه نباید حتما از نظر مادی و ظاهری مثلا پر بشوم تا محبوب بشوم . وقتی از درون احساس ثروتمندی دارم . اون منو غنی می کند و زیبا می کند . و من همین طور که هستم محبوبم …

    (صلح رسیدن با خود واقعی ام می تواند کلید واقعی برای خود ارزشی من باشد …)

    نکته ی دیگری که دوست دارم درباره اش بنویسم احساسات من هست … ما گاهی به دلیل احساسات خودمونو سرکوب می کنیم . مثلا اگر احساس حسادت کنیم و یا هر حس منفی ای …

    چرا که به ما یاد دادند این احساسات رو نباید داشته باشیم . در حالی که در ذات طبیعی ما هست . و در وجود ما آفریده شده و وقتی عصبانی هستیم احساس بدی نسبت به خودمان داریم و این ها باعث بدتر شدن حالمون می شود . در حالی که باید به این باور برسیم در هر حالی با ارزشم . بی نهایت خوبم ، اگر گاهی یک اتفاقی برای من افتر این هیچ دلیلی برای اینکه از خدا دور شدم نیست … اینا تضاد هایی هست که نشان می دهد . من واقعا چی می خواهم … و درک کردن احساساتم …

    راستش داشتم یک فیلم آمریکایی می دیدم و چیزی که برایم جالب بود که اونها راحت درباره احساساتشون صحبت می کنند و یک اتفاق طبیعی هست . در حالی که ما مرتب خودمونو و احساساتمون سرکوب می کنیم و حتی من زمانی که با این گروه زیبای عباس منش شروع کردم واقعا در زمانی که کمی احساسم منفی می شد نمی توانستم با خودم خوب رفتار کنم . و کم کم یاد گرفتم … من باید بیشتر از هرکسی خودم رو درک کنم . و درک کردن خودم باعث حال بهترم می شود و گوش کردن به احساسات منفی ام چقدر بهم کمک می کند که دقیقا چی می خواهم مثلا احساس حسادت من از من پیشرفت می خواهد … خسیس بودن من برای من احساس ثروتمندی می خواهد و وقتی به خودم این اطمینان رو بدهم که من در مسیر بهشتی ام . من ثروتمندی اونطوری این احساسات من در من به صلح می رسند …

    نکته ی دیگر درباره احساس ارزشمندی من اینکه لازم نیست که انسان خاصی برای فردی. یا افرادی باشم …( مثلا مادر خوب و همسر خوب …) در جامعه ای من در مدارش هستم ‌. مرتب لایق بودن رو به این گره می زنم که من چقدر مادر خوبی ام و یا به عنوان همسر خوب …

    در حالی که من در همه حال خوبم … من زاده نشدم برای اینکه برای کسی دیگر خوب باشم . اگر در مسیر فرزندم و یا همسرم قرار گرفتم این هست که هم مدار بودیم …هر لحظه امکان جدایی ما هست …

    من برای خودم زاده شدم برای تجربه ی دنیا …

    برای گسترش پیدا کردن خودم …

    برای کشف شگفتی های جهانم …

    و چقدر ل ت بخشه وقتی احساس کنی که خداوند ازت چیزهای زیادی نمی خواهد . او مرتب می گوید خیالت راحت تو زندگی کن … تو حالت با خودت خوب باشه … همه چیز با من با وقتش بهت الهام می کنم … من خودم خدایی می کنم برای فرزندت و تو توجه و تمرکزت رو بزار برای خود ت …

    تو در لحظه ی حال زندگی کن و نه نگران آینده باش و نه از گذشته بترس …هچ مسئله ای نیست که من ِخدای تو ، منی که درقلب تو در جریان هستم . نگرانش باشد …ممنونم از خدای خوبم …

    من لایق این هستم که برای خودم زندگی کنم . و این ایمانو داشته باشم که خداوند من خیراحافظین هست …

    و او هدایت گر من هست…

    نکته ی دیگر درباره ی همان مسئله ی هدایته …

    گاهی عجیب می دانیم که با عندازه پیغمبران الهی و افراد موفق و و هر آدم روحانی که در نظر داریم .لایق اتفاق های خوبیم …. لایق هدایت های بی نظیری… لایق اتفاق هایی که به نظر معجزه هست . و یا باز شدت درهایی که برای باز شدن تلاش می کنیم . اونم به آسانی …

    باید با تومان هزار هزار بار تکرار کنیم … من به اندازه ی پیغمبری که در کوه حرا می نشست و با چشمانش به آسمان ها خیره می شود و با قلبش خدا رو دروجودش یافت و قلبش به روی الهی ترین کلمات باز شد لایفم ….(من همام روح خدایی رو دارم …) من مانند حضرت مریم که خداوند قلبش را برای میوه های بهشتی باز کرد . لایقم …

    به اندازه ی حضرت ابراهیم … و حضرت یوسفی که به زیبا ترین شکل ها به سوی عزیز مصر بودن هدایت شد . و این اتفاق خیلی راحت تر می تواند باشد ….و من لایق اینم که هر لحظه متکامل تر بشم …

    خدا رو شکر برای نعمت های الهی…

    خدایی که منو اشرف مخلوقات آفرید … خدایی که به من قدرت آفرینندگی بخشید … خدایی که به من قدرت معجزه بخشید … و خودم رو منبع انرژی قرار داد. قلبم رو برای هدایت گشود …

    سپاس گزار خدایی که منو به آسانی به آسانی ها هدایت کرد …

    سپاس گزار از شما …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    Shirin Gh گفته:
    مدت عضویت: 2389 روز

    سلام استاد عزیز خدا قوت

    وای یه مثالی زدید شما عین همین برای من اتفاق افتاد من جشن تولدی از اقوام نرفتم در صورتی که جشن تولد فقط متعلق به یه فرد نبود تولد کس دیگه ای هم بود که مربوط به منم میشد و من نرفتم و چون اون فرد فامیل منو دعوت نکرد منم گفتم چون خونه اون هستش نرفتم و بعدش پشیمون شدم چون در واقع من اول خوشی خودمو کنسل کردم درصورتی که همیشه تو مهمونیا بهم خوش گذشته بود و دوم اینکه دو نفر رو بهم ربط دادم که بی دلیل بود و الان که این فایل شمارو گوش دادم بیشتر متوجه شدم که از اساس ایراد داشت کار من و فهمیدم الان که اصل قضیه رو باید دریابیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    نجمه منفرد گفته:
    مدت عضویت: 383 روز

    سلام به استاد عزیزم و تمامی دوستان

    به لطف الله با ورودم به دوره هم‌جهت با جریان خداوند نعمت و ثروت به راحتی وارد زندگیم شد و تونستم دوره ارزشمند احساس لیاقت رو‌هم در کنار بقیه ی دوره های ارزشمند استاد عزیزم تهیه کنم

    و انقدررر این بخث احساس خوب مساوی اتفاقات خوب مهمه و درونیه که اگر درکش کنیم دوست داریم در هر لحظه در هر لحظه برای داشتن این احساس خوب در این آگاهی ها غرق بشیم

    دوره احساس لیاقت رو‌من تا الان موفق شدم تا جلسه نهم که احساس گناه هست بنویسم و درون خودمو کنکاش کنم تا مواردی که مانع رشدم هستن رو بشناسم

    اوایل که با دوره اومدم جلو متوجه شدم چقدر درون من مواردی رو داشته که من ازش بی اطلاع بودم و طبق قانون ناآگاهانه داشتم فرکانس های بی ارزشی به جهان ارسال میکردم

    و ی چند وقتی بود که از مواجه شدن با این درونیات خودم حسابی پکر شدم

    طوریکه می خواستم برم جلسه ی بعدی میگفتم بسم الله الرحمن الرحیم استاد تو این جلسه چی می خوان بگن؟!!!

    و این داستان بودددد تا جلسه ی نهم که الان به این درک رسیدم که اگر این آگاهی ها رو درک نمی کردم یا وارد این دوره نمی شدم قرار بود چند سال دیگه چه بلاهایی سرم بیاد؟

    چه بی احترامی ها چه گریه ها چه حسرت ها و خدا می دونه

    پس خدا چقدررر دوستم داشته که بهم فرصتی داد تا وارد این دوره بشم و از اقیانوس آگاهی های بیکرانش استفاده کنم

    البته که با واقعیات درونی خودم رو به رو شدن کار سختی بود برام اما نتایجی که بعد از درک این آگاهی ها برام اتفاق افتاد ارزش هزاران برابری داشت

    و استاد هر بار هر بار که هر فایلی از شما رو‌گوش دادم هزاران بار ازتون سپاسگزاری کردم

    که نجاتگرم شدین

    از خدا می خوام کمکم کنه

    در این مییر ثابت قدم باشم

    درک کنم و عمل کنم به آگاهی ها

    و وارد ترس هام بشم که‌همان طور که در جلسه ی نهم دوره احساس لیاقت گفتین خداوند همه جیز رو‌می بخشه جز شرک و شرک از ترس و بی ایمانی میاد

    می خوام توحیدی عمل کنم

    و در هر چیزی فقط خودشو ببینم

    ازتون سپاسگزارم استاد بابت آیتم نشانه ی امروز من

    فوق العاده است این آیتم

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و دهم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که می‌خواستیم به عروسی بریم خیلی آن تایم و راحت حاضر شدم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم ماشینمو ببرم باغ تالار که خارج از شهرمونه بردم صحیح و سالم رفتیم و برگشتیم مادرشوهر خواهرم و خواهرم و‌مادرم رو برداشتم و در زمان مناسب رسیدیم به لطف خدای مهربون و جای پارک هم به راحتی خداوند برام رزرو کرده بود خدایا شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم خیلی شاد و پرانرژی و درصلح با خود و دیگران بودم و خیلی هم عالی رقصیدم و روابط خوبی رو تجربه کردم

    خدایا شکرت بابت میوه و شیرینی و آب هویج بستنی و دو نوع غذای خوشمزه با سالاد و نوشابه خوشمزه خوردم و لذت بردم (طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم )

    خدایا شکرت بابت اینکه هزینه خیلی زیادی برای عروسی صرف کرده بودند و این نمود واضح فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه قبل از اینکه برم عروسی هدایتم کردی رفتم سرویس کا  روغن ریخت برای ماشینم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم دنبال عروس برم که رفتم و خیلی خوش گذشت

    خدایا شکرت که بابت لوسترهای تالار و گل آرایی و تلویزیون بزرگ و تالار بسیار خوشگل و فراوانی میوه ها و … سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت که دو تا مشتری زنگ زد یکیش 30 بسته و یکیش 6 بسته پودر زعفران سفارش داد

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2

    استاد میگه

    مهم ترین احساسی که میتونیم در خودمون ایجاد کنیم و بیشترین تاثیر رو در احساس خوب داره احساس لیاقت و ارزشمندیه

    چون جهان به اندازه ای که ما خودمون برا خودمون ارزش قائل هستیم برای ما ارزش قائله

    افراد حتی ثروت ، به اندازه ای که ما خودمون رو لایق آدمای خوب بدونیم به اندازه ای که خودمون رو لایق ثروت و احترام و خوشبختی بدونیم به همون اندازه خوشبختی و ثروت و آدمای خوبی وارد زندگیمون میشه

    جهان داره پاسخ میده به افکار ما

    یکی از نشانه های احساس عدم لیاقت اینه که افراد استعدادها و توانایی ها و دستاوردهاشون رو خیلی ارزشمند نمیدونن ولی بالعکس ناتواناییاشون شکست هاشون و ایرادهاشون رو بسیار بسیار پررنگ بهش توجه می‌کنند

    اگه یه توانایی کسب کرده خیلی راحت به شانس ربطش میده و بهش توجهی نمیکنه

    ولی کافیه یکبار اشتباه بکنه کافیه یه نقصی رو تو خودش پیدا کنه بهش توجه میکنه مثلا ممکنه صورت زیبایی داشته باشه ولی یه کوچولو تو صورتش ایراد باشه اون ویژگی های خوب رو نادیده میگیره و هر بار توجه میکنه به اون مشکلی که داره

    (من صورت زیبایی دارم ولی توجه میکنم به یه دونه جوشی که زده ام و هنوز نرفته )

    مثلا ممکنه 19 بگیره تو درسش به جای اینکه تمرکز کنه به اون 19 تا نمره ای که گرفته تمرکز میکنه به اون یه نمره ای که نگرفته و هی میگه چرا من دقت نکردم و چرا نتونستم و…

    (یادمه تو مدرسه تو درس فارسی 19 گرفتم کلی گریه کردم انقدر که تمرکزم به اون یه نمره ای بود که نگرفته بودم)

    افرادی هستند که خیلی خوب رفتن کنفرانس دادند ولی یه توپوق زبانی اتقاق افتاده عوض اینکه تمرکز کنه به اینکه خیلی عالی انجام داده تمرکز میکنه به یه دونه اشتباه و میگن چقدر بد شد

    (منم وقتی رقص اجرا میکنم خیلی خوب اجرا میکنم و وقتی اشتباهی میرم تمرکزم رو اون اشتباهه هست)

    یا مثلا طرف رفته مهمونی و همه چی عالی بوده و هزار تا اتفاق قشنگ افتاده ولی یک نفر باهاش تند صحبت کرده یا به هر دلیلی تجربه ناخوشایندی رو براش به وجود آورده بعد این فرد تمرکزش به اون یه دونه هست

    (خیلی واسم اتفاق افتاده که رفتم مهمونی همه چی خوب بوده مثلا دختر خالم یه حرف ناخوشایندی زده یا زنداییم تو جشن خواهرم یه حرفی زد گریه کردم و… و همش تمرکزم روی اون برخورد نامناسبه بوده )

    مثلا100 نفر تو اون مهمونی باهاش خوب برخورد کرده یک نفر برخورد خوبی نکرده و تمرکزش فقط به اون یه دونه هست

    این یعنی اینکه طرف احساس لیاقت نداره

    یا مثلا فردی رفته مهمونی و همه گفتن چقدر قشنگ شدی و چه لباس‌ زیبایی پوشیدی همه تعریف کردند ولی یه نفر از کفشش ایرادی گرفته یا یه تیکه ای پرونده یا یه حرفی زده و گفته که این لباست به این کفشت نمیخوره بعد این آدم تمرکزش فقط به اون یه دونه نظر نامناسبه و بقیه اون تعریف ها رو بهش توجهی نمیکنه

    (دقیقا من بهم میریزم تو این جور مواقع که از عدم احساس لیاقتمه

    مثلا یکی سلام نده و احترام نذاره بهم میریزم

    یا یه تیکه ای بپرونه بهم میریزم)

    یا موقعی که یه تمرینی انجام میدیم مثلا پیانو مینوازیم بجای اینکه خودمونو تحسین کنیم بخاطر پیشرفتی که ایجاد شده تو مهارتمون روی اون یه دونه آهنگی که هنوز نمیتونیم خوب بنوازیم تمرکز میکنیم

    (تو اجرای رقص خیلی برام اتفاق افتاده که تمرکزم روی اون بخش رقصیه که نمیتونم انجام بدم )

    عوض اینکه تمرکز کنیم به اون آهنگی که خوب نواختیم بارها و بارها خودمونو سرزنش کردیم که چه فایده این آهنگ رو نمیتونم بنوازم

    وقتی ما تمرکز میکنیم بر روی کمبود تمرکز میکنیم به اون تیکه هایی که خوب انجام ندادیم جهان از اون اشتباهات و کمبودها بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون میکنه

    چون زندگی شما به واسطه کانون توجهتون ایجاد میشه

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سکینه دهقان گفته:
    مدت عضویت: 1170 روز

    سلام به استاد گرامی خانم مریم شایسته وای چقدر قشنگ بود بار ها گوش کردم وتازه فهمیدم که احساس لیاقت چی هستخدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت این فایل اینفدر زیبای های داره که حالم راخوب میشه دیروز رفتم برای خودم تاب خریدم وبه خودم احساس لیاقت دادم استاد گرامی وخانم مریم دوستتون دارم انشالله همیشه سالم وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: