غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی نودهی گفته:
    مدت عضویت: 1613 روز

    سلام بر استاد عزیز و سپاسگزارم خداوند متعال هستم که هر لحظه ظرف وجودم را بزرگتر و بزرگتر میکند تا آگاهی های بیشتری دریافت کنم و به واسطه این آگاهی ها اتفاقات و شرایط فوق العاده برام رخ بده

    درست همانطور که به جسم اهمیت میدهم باید ذهن را در اولویت اول قراربدیم .

    وجلوی ورودی های منفی ذهن را بگیرم. و هر چیزی رو نبینیم و نشنویم .و توجه مون در هر لحظه به اتفاقات مثبت اطرافمون باشه

    و باور های تقویت کننده ای برای خودمون ایجاد کنیم

    ممنون از استاد عباسمنش عزیز ️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1234 روز

    به نام خدای مهربانم خدای هدایتگرم خدای رزاق ووهابم خدایی که از خوده من بیشتر دوست داره من ثروتمند بشم خدایا من عاشقتم سپاسگزارتم ای زیباترین حامی من هدایتگر من

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    امروز این فایل نشانه من بود و چقدر هم بجا بود

    سپاس ای خدای من

    خدایا میدونم داری با این فایل با من صحبت میکنی و هدایتت را روی چشمانم می‌گذارم

    همانطور که به غذای جسممون اهمیت میدیم و اگر غذای ناسالم بخوریم سریع جسم آلارم میده و می‌فهمیم که از چی بوده و سعی میکنیم و هواسمون هست که دیگه اون غذا رو نخوریم و کنترل میکنیم خودمون رو

    چقدر خوبه الان که آگاه شدیم بیایم آگاهانه به غذای ذهن و روحمون هم اهمیت بدیم و

    علتش اینکه مثل غذای جسم به روح و ذهنمون اهمیت نمیدیم اینکه چون ذهن و روحمون دیرتر آلارم نشون میدن و متوجه نمیشیم که این چیزی که می‌شنویم و می‌بینیم ناسالمه و

    ورودیه اشتباهه برای همین هر چیزی رو می‌بینیم و می‌شنویم و رد میشیم ازش

    اگر بدونیم و بپذیریم که تمام اتفاقات و شرایط رو ما با افکار و باورهامون خلق میکنیم دیگه صد در صد هواسمون رو روی ورودی ذهن میذاریم و اعراض میکنیم از هر چیز یا کسی نامناسب

    جهان توجه و فرکانس ما رو می‌گیرد و به شکل اتفاقات و شرایط وارد زندگیمون میکند پس دسته خودته همه چیز

    بیایم برای کنترل ذهن و کنترل کانون توجه و فرستادن فرکانس درست وقت و زمان صرف کنیم

    چون ارزششو داره و بهترین‌ها رو برای خودمون بسازیم

    و هر چه در روز بتوانیم در احساسه خوب و بیشتری بمانیم اتفاقات خوبی رخ می‌دهد و باز اون اتفاقات به ما احساسه بهتری می‌دهد و این روند اگر به همین صورت تکرار و ادامه دار باشد

    اتفاقات بوم بوم از راه میرسند و مثل یه گلوله برفیه بزرگ میشود

    خدابا ممنونم که هدایتم کردی و به من گفتی و نشانه امروزم دادی که کبری عزیز سعی کن احساستو در هر شرایطی خوب نگه داری و ورودیهاتو کنترل کن به ذهن و روحت غذای مناسب بده منم سمته خودمو برات انجام میدم

    الهی شکرت می‌گویم سپاسگزارتم صد هزاران مرتبه

    استاد ممنونتم در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1614 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست

    خدای مهربانم هر لحظه یاریم بده که حواسم به ذهنم و ارسال فرکانسهایم باشه

    همانطور که چیزی اگر آلوده باشه نمی‌خورم و خیلی وسواس خرج میدهم پس چگونه هست که اخبار منفی را گوش میدهم و درد دل دیگران را گوش میدهم و در مورد معضلات و گرانی صحبت میکنیم و دیگران ناراحتمون کنند هزار بار این فکر رو در ذهنمون نیشخوار میکنم وبه خودمون میگیم چرا جوابش ندادیم و حالش و بگیرم و…و هزار فکر و افکار دیگر و حال خودمون را بد میکنم وقتی دارم به این موضوعات توجه میکنم فرکانس از همین جنس ارسال میکنم و اتفاقات از همین جنس ناراحت وارد زندگی میکنم خوب من وقتی در انتخاب غذا وسواس خرج میدهم واگر بد باشه همون لحظه حالت تهوع میگیرم و نتیجه اش را همون لحظه میبینم ولی در مورد افکار همون لحظه نتیجه نمی بینیم و نتیجه چند روز بعد و هفته ی بعد وارد زندگیمون میشه و این باعث میشه وسواس خرج ندهیم

    تمام اتفاقات بدون استثنا به خاطر اون چیزهایی هست که بهش توجه میکنیم و فکر میکنیم در زندگیمون رخ می‌دهد

    اگر میخواهیم پیشرفت کنیم تمام وجودمان را برای این مسیر بگذاریم

    الآنم فکرم اینه که به علت موضوع خانوادگی و تفاوت گذاشتن پدر و مادر بین فرزندان حس بدی بهم میده دارم سعی میکنم که این فکر در ذهن من نچرخه و همه ی این موضوعات وقتی عالی هستند که من در عمل به کار ببرم الآنم وظیفه من این هست که ذهنم را ارام کنم و هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست آرام باشم و خودم را آرام کنم و مهم من و افکارم هستند و حال خوب را برای خودم بسازم و به خودم اهمیت دهم هیچی با ارزش تر از خودم و افکار و فرکانس خودم در زندگی نیست که زندگی عالی را برای خودم خلق کنم

    خداوندا زندگی ام را پر از شادی و عشق و مهربانی و توحیدی قرار بده

    خداوندا یاریم بده خودم را در مومنتوم مثبت نگه دارم

    در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    اراس حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    بسم الله رحمان رحیم. روز شمار تحول من روز هفتم. با سلام. امروز صب تا الان تصمیم گرفتم در مورد غذای روحم وسواس باشم .نمیگم صد در صد درست عمل کردم ولی تلاش کردم . خدایا شکرت خیلی حس خوبی دارم . استاد عزیزم از شما خیلی سپاسگزارم شما استاد عمل هستین .وقتی تصمیم میگیرم به آگاهی که درک کردم عمل کنم.مثلا اگه خواستم در مورد کسی حرف بزنم به خودم میگم. تعهدی که برای تغییر دادی فراموش نکن در مورد حرفهایی که میزنی،افکارت،نگاهت وسواس داشته باش همون طوری که هر روز به فکر اینی که نهار چی درست کنی یعنی به فکر غذای جسم هستی پس غذای روح چی ؟ خدایا یاریم کن تا باجهادی اکبر این مسیرو ادامه بدم .در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1820 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم بانوی شایسته

    سلام به خانواده بهشتیم

    ردپای هفتم

    چقدر قشنگ و زیبا توضیح دادن و چقدر واضح و مشخص شباهت ورودی جسم و ذهن را گفتن واقعا ما خیلی غافلیم از اصلیترین ورودی زندگیمون که باعث میشه کلا مسیر بین خوشبختی و بدبختی برامون مشخص بشه

    من که خودم خیلی به نسبت قبل کنترل میکنم ورودی هامو و خدارا شکر نتایج خوبی دارم میگیرم و چندین ماه که تنها هستم و حتی به خانوادم هم سر نزدم و فقط با یک دوستم تلفنی صحبت میکنم که از شاگردان استاد و خواهرم هم که شاگرد استاد فقط در مورد قوانین صحبت می‌کنیم و خدارا شکر از لحاظ آرامش خیلی حالم خوبه و از لحاظ سلامتی هم عالی هستم و دارم روی ثروت کار میکنم که انشالله به زودی نتایج بزرگی را به دست میارم و البته باطی کردن تکامل و خدا می‌دونه که چه میشود .

    اهرم رنج ولذت برای کنترل ورودی ذهن

    _اگر ورودی های ذهنم را کنترل نکنم چه رنجی به وجود میاد ؟؟؟

    افکار بد ،اتفاقات بد ،غمگین شدن،بی پولی ،ترس ،بدبختی،افسردگی،جن زدگی ،گول خوردن از شیطان ،نجواهای ذهن،بد ریخت شدن،بیماری ،فقر ،ضعیف و بدون اعتماد به نفس شدن

    _اگر ورودی های ذهنم را کنترل کنم چی میشه و چه لذتی به وجود میاد ؟؟؟

    افکار خوب ،شجاعتر میشم ،همیشه شاد و خوشحالم ،از جایی که گمان نمیکنم واسم پول وثروت میاد ،مسافرت های خوبی میرم ،توحیدی تر میشم ،سالم و تندرست هستم ،خوب زندگی میکنم و کمک میکنم تا جهان هم جای بهتری برای زندگی کردن دیگران شود ،اعتماد به نفس و عزت نفسم بیشتر میشه ،هرجوری بخوام زندگی میکنم ،کلی لذت میبرم از زندگیم

    چه کار هایی را برای این اهرم میتونم انجام بدم ؟؟؟

    از اخبار و رسانه های ناجالب دور باشم ،افرادی که بیخود و بی جهت زندگی میکنند را حذف کنم ،نکات مثبت تاکیدی واسه خودم درست کنم ،روی باورهای قدرتمند کننده کار کنم

    انشالله که شاد وسلامت و تندرست و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مرضیه ملکی گفته:
    مدت عضویت: 2250 روز

    سلام به استادعزیزم که با اومدن آگاهی هاشون داخل زندگیم غوغا به پا کردن

    استاد جانم امشب بعدازدیدن این فایل یه حسی بهم گفت بیام بنویسم،میدونم که میخونید وبه عنوان تشکر از دراختیار قراردادن آگاهی ها ازم قبول میکنید

    استادجانم نمیدونم دقیق چندوقته که باهاتون هستم ولی عمرمفیدش دوساله بقیش فقط بودم وگوش میدادم (مثل اینکه اعتیاد بهش پیداکرده بودم)که حالم با صحبت هاتون خوب بشه و چون ازدلتون میومد بردلم می نشست

    استاد عزیزم الان دوساله صدای شما شبانه روز درگوشم هست،فایل هارو زیررو میکنم و نکته برداری میکنم. نمیدونید با من مرضیه ی چندسال پیش چه کردین.من دیگه ربطی به آدم چندسال پیش ندارم

    من باشما زنده شدم

    استاد جونم خواستم ازهمین جا به تمام دوستان گلم بگم تا وقتی صحبت های استاد واین قانون روبشنویم ولی هرجایی بریم هرچیزی بشنویم هرچیزی ببینیم گفته ها و تمرین هامون تاثیر چندانی نداره

    استاد من با کنترل ورودی ها هزاران کیلومتر جلو رفتم بدون تلاش فیزیکی

    استاد من عقیدم اینه به قول خودتون هر هدفی بهایی داره و ما اگر خوشبختی سعادت سلامتی موفقیت روابط عالی و کلا زندگی دربهشت رومیخوایم باید بهاش رو پرداخت کنیم وبنظرمن این بها میتونه کنترل ورودی باشه

    دوستان عزیزم به نظرمن ارزشش روداره که روی خیلی چیزا خط قرمز کشید بخاطره اون هدفی که میخوای واون هم خوشبختیه

    .ورودی های سمی ،میشه ؛دوستامون باشن میشه سریال وفیلم واینستا باشه

    میشه دورهمی فامیل سمی باشه که تمام حرفشون از نشدن ها و مریضی هاس

    میشه بودن در شبکه های مجازی باشه

    استاد شاید اوایل خیلی سخت بود ولی انجامش دادم چون هدف داشتم ودارم وباحرف های پوچ بقیه که چیزی جز عقب انداختن من، برام نداشت هدفم روبه تعویق ننداختم

    دوستان گلم من تجربه خیلی زیاد دارم ازورودی ها(که چندین روز یا چندین ساعت منومیریخت بهم)

    دیدن پروفایل اشخاص هم میشه ورودی(میشه ساعت ها احساس توروبدکنه وبریزدت به هم)

    میشه ورودی دیدن مادربزرگت باشه که میدونی همش تا کسی رومیبینه میخواد حرف دیگران روبزنه وحرف بیماری بزنه وکلا الگوشون این هست)

    میشه ورودی گوش دادن به آهنگ هایی باشه که تو رو دراعماق گذشته ها فرو ببره و متوجه نشی ازکجا ریختی بهم وچی شد

    میشه ورودی رفتن توجمع دوستانی باشه که چون خودشون هیچ هدفی ندارن غیرمستقیم جلوی تو ازبیکاربودن و مزایای بیکاربودن توی خونه برات بگن (وتوسرخورده بشی و بگی نکنه کارم اشتباهه که هدف دارم)

    میشه ورودی حتی پیام های تبلیغاتی ازرادیو باشه

    (که یه ریز دارن میگن قسط و وام)

    اینهارو گفتم که بگم مانباید به بهانه ی چندساعت خوشی وخنده ویا رودروایسی ویا …..بهای هدف رو پرداخت نکنیم (بهای هدف=کنترل ورودی)

    دوستان عزیز نمیشه ما روزها وساعت ها و زمان باارزش خودمون رو صرف باورسازی کنیم ورفع ترمز ها و ازاونطرف بریم چیزی روببینیم ویا بشنویم که با ثانیه ای کلامشون ودیدنشون همه ی اون زحمت های ذهنی ما رو نابودکنند.من همیشه به خودم میگم راحت نساختم که بزارم با یه ورودی نابود بشه وبرگردم سر نقطه ی اول.(میگم مرضیه اگر میخوای برگردی به دوسال قبلت پس کارهای قبل رو تکرارکن)(یه جورایی خودم روتهدیدمیکنم )

    شاید بعضی ها بگن میریم توی اون جمع و ازقبل فرکانسی میفرستیم که آدم های مناسب جذب کنیم ولی من عقیدم اینه که اون باور قوی توی من هنوز یک نهال کوچک هست وریشم اونقدر محکم نشده که ریسک کنم وباهرکسی هم صحبت بشم وهرچیزی ببینم وعقیده ی اشتباه من این باشه که من باورهامو ساختم و چیزی تکونم نمیده.

    استادم عزیزدلم فکرمیکنم از اینکه کنترل کردم ورودی هارو شاگردخوبی بودم و انشاالله به یاری خدا بهترهم بشوم.استاد به عشق هدفم ورسالتم که خداروشکرمیکنم که متوجه شدم، چندسالیه درتنهایی خودم عشق میکنم و با آگاهی های شما روز هارومیگذرونم درکلی شادی

    دوستان وقتایی بود که توی دورهمی ها بودم تا لنگ ظهر خواب بودم وتوی گمراهی بودم وبه نظر خودم خیلی خوش بودم و لذت میبردم ولی خیالم باطل بود والان که تنهایم با خودم در صلح تر هستم و باخودم عشق میکنم

    استادعزیزم بارها ازتون ممنونم ازتون سپاسگزارم که هستین ومنو به خودم وبه خدای خوبم نزدیک ترم کردین

    درپناه خداوند یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      خدیجه غلام زاده گفته:
      مدت عضویت: 2239 روز

      سلام به دوست عزیزم مرضیه

      این موقع شب به کامنت شما هدایت شدم اومدم کامنت ابراهیم رو بخونم چون برام ایمیل شده بود اونو خوندم و امتیاز دادم. بعد صفحه رو بستم ولی حسی گفت دوباره برگرد و کامنت بعدی رو بخون انگار یک کلمه از کامنتون برام بلد شد. وقتی خودم خیلی خیلی لذت بردم. تک تک کلماتت، فکر و عملکرد و کشفیات این روزای منه. واقعا هر انچه که نوشتی رو صد در صد قبول دارم و سال هاست من توی سایت عضوم و فقط میشنیدم. ولی حدود 50روزه متعهدانه بیشتر ورودی ها رو بستم (تلوزیون قطعه، خونه مامانم و مادر شوهرم به ندرت، تمام فضای مجازی حذفه،تماس تلفنی ممنوع مگر واجبات و بسیار کوتاه) همون طور که شما گفتید و چه زیبا و ریز بینانه بیان کردید و کیف کردم از نوع نگاه تان. این جمله ((دیدن پروفایل اشخاص هم میشه ورودی(میشه ساعت ها احساس توروبدکنه وبریزدت به هم))

      فک میکردم من اخر کنترل ورودی ام این اواخر چون تماس تلفنی ام نمیگیرم با اینکه هر روز با خواهر یا مامانم زنگ میزدم. ولی فهمیدم هنوزم میشه بیشتر کنترل کرد. افرین برشما. دقیقا باید بها پرداخت برای رسیدن به خواسته ها. نشانه امروزمم در مورد کنترل ورودی ها بود و الانم کامنت زیبای شما دوست عزیز. انگار این نشانه ها بهم میگه ادامه بده ادامه بده استمرار استمرار. قدم اول برا موفقیت همین کنترل ورودیه. اینکه باور رو به نهال کوچک و اسیب پذیر توصیف کردید رو هم بسیار دوست داشتم و واقعا همینه چه خوب درک کردید و به اشتراک گذاشتید. بسیار ممنونم از شما. کامنتتون مهر تاییدی بود بر انچه فکر میکردم و پی برده بودم. انگار حس میکنم مسیر موفقیت در سایت یکیه و باید رد پا ها رو دنبال کنیم.

      بهترین ارزوها رو براتون دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    Rojina گفته:
    مدت عضویت: 2115 روز

    سلام به دوستای عزیزم

    این فایل کاملا همخوانی داره با محتوای ج 2 ثروت یک.

    خدایا شکرت برای این هماهنگی

    این نشون میده من در مسیر درستم

    دقیقا درسته

    خیلی مهمه که چه ورودی به ذهنم میدم

    امروز خدارو صد هزار مرتبه شکر خیلی روز خوبی بود برام.

    از وقتی که من شروع کردم آگاهانه تمرکز مردن به زیبایی های زندگیم، واقعا زندگیم زیباتر شده، واقعا احساس میکنم دارم درونا رشد میکنم. کارهام بسیار بسیار راحت انجام میشه به لطف خداوند یکتا.

    حالا من چه کار کردم؟

    اولا سعی کردم ورودی های ذهنم رو کنترل کنم. چیزی که دقیقا موضوع این فایله، تجربه من میگه ورودی ها جان مایه و اصل زندگیه. ورودی های ما، ما رو می‌سازن.

    یعنی هر حرفی رو سعی می‌کنم نشنوم. و مهم تر از اون چیزایی که دلم میخواد اتفاق بیفته در زندگیم رو به مقدار زیاد و پشت سر هم بشنوم، راجبشون فکر کنم و کاری کنم مغزم باهاش درگیر بشه.

    یکی از روش های اصلی ام بازی شکارچی نکات مثبته.

    حدودا یک ماهه که دارم این بازی رو با خودم انجام میدم. هر اتفاق خوبی که می‌افته، یا حتی اتفاق هم نه، بابت داشته هام، غذام، صبحانه ام، ناهارم، و جزئی ترین چیز ها رو ثبت میکنم و سعی میکنم باهاشون به احساس یکم بهتر برسم.

    از وقتی دارم این کارو میکنم، خیلی چیزا برام تغییر کرده. که مهمترینش احساس خودمه. قشنگ دارم می‌بینم که چطور تکاملی و پله پله زمانی که من انرژی می‌ذارم برای تمرکز روی نکات مثبت، فایل گوش دادن، توجه به خواسته، نوشتن و کنترل ذهن کردن و رشد دادن خودم کیفیت و سرعت رشدم بهتر و بیشتر می‌شه.

    یه مثالش رو بگم

    یکی از خواسته های من این بود که دوباره توی تابستون رستوران گردی رو شروع کنم، تجارب جدید کسب کنم و لذت ببرم. وقتی که این خواسته در من ایجاد شد، همون روزای اول هدایت شدم به یه سفر فوق العاده و اقامت توی یه هتل بی‌نظیر و همه جوره باکیفیت با یک ویوی رویایی که توی کل شمال کشور نظیر نداره. با غذاهایی یکی از یکی زیباتر، خوش طعم تر و باکیفیت تر. و من هر روز راجب این نعمات و جنبه های مختلفشون می‌نوشتم، با خودم مرور می‌کردم، دونه به دونه غذاهایی که می‌خوردم رو بابتشون سپاسگزاری می‌کردم و توی نوت گوشیم می‌نوشتم که توی ذهنم ساده تر باشه.

    از سفر که برگشتم. مهمونی ها و بیرون رفتن ها شروع شد. همون لحظه خوشحال بودم، سپاسگزاری می‌کردم ولی نمی‌دونستم که این نتایج در نتیجه چه تمرکز و اقدامی به وجود اومده. تا اینکه چند روز پیش گالری گوشیم رو باز کردم و عکسای ماه گذشته رو اسکرول کردم. و با ماه قبلش مقایسه کردم.

    باورم نشد…

    عکسای این ماه پر از رنگ و شور و حال بود:)

    همه اش عکس از رستوران هایی بود که رفتم و لذت بردم و سعی کردم بابت تک تکشون سپاسگزار باشن و راجبشون بنویسم. حتی وقتی حسش نبود، حتی وقتی اون لحظه حوصله نداشتم یا توی فرکانس خوبی نبودم.

    اما نوشتم…

    نوشتم و الان دارم نتیجه اش رو می‌بینم.

    دارم می‌بینم لذتی رو از یک تجربه یکسان می‌برم که خیلی موقع ها دیگران نمی‌برن.

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت که من رو هدایت کردی به این بازی زیبا که مقاومت هام رو می‌شکنه و کرور کرور زیبایی، آسانی، هدایت تو، دستان تو و اتفاقات و احساس خوب وارد زندگیم می‌کنه.

    و من این نتیجه رو می‌بینم و تصدیق می‌کنم.

    پس همین مسیر رو هم ادامه می‌دم. چون دارم می‌بینم این نتایج و این زنده شدن من از کجا شروع شد که به جاهای خوب و بهتر و بهتر داره من رو می‌رسونه.

    خدایا شکرت:)

    برای خودم و هر که در این مسیر زیباست بهترین ها رو آرزو می‌کنم…

    شاد و سلامت باشید

    روز هفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1908 روز

    به نام خداوندبخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    داشتم توی یه فایل دیگه کامنت دوستان عزیزم رو میخوندم، که نوشته بود این کامنت بمونه اینجا به یادگار که یه روزی برگردم وببینم که تواین مسیر چه تغییراتی کردم در حالی که میخوام بهای رسیدن به اهدافم رو پرداخت کنم!!!!

    یه دفعه پیش خودم گفتم مینا تواولین کامنتی که توی این سایت گذاشتی چه بود یادته؟

    برو ببین چی نوشته بودی ودیدگاهت چی بود انموقعه….

    رفتم دیدم 12 اسنفد 1400 ، بعداینکه ماهها توسایت بودم تازه اولین دیدگاهم رو در پاسخ به دیدگاه یکی از دوستانم نوشته بودم…

    الله اکبر….انگار اون دیدگاهم چکاپ فرکانسی قدم اول بود، خیلی دقیقا و واضح شرایطم رو عنوان کرده بودم!!!!!!

    برام خیلی جالب بود که اونجا دعایی داشتم ودرخواستی از خداوند که امروز وهر روز وهر لحظه ،هنوزم همین درخواست رو از خداوند دارم…

    کپیش کردم اینجا بنویسمش

    ((من همش به خدای خودم میگم خداجون من فقط اومدم توصراط مستقیم تو منو جزء پاکان ونیکان وسپاسگزارانت قرار بده خودت روابط وشرایط مالی وزندگی منو سروسامان بده به روشی نیکو….))

    الله اکبر وخدارو هزاران بارشکر که واقعا وبراستیکه، من از وقتی تمرکزم رو گذاشتم رو خودم وسعی کردم غذای پاکیزه به روح وروانم بدم، کل زندگیم به طرز قشنگی به سمت پاکی و درستی و سعادت رفته و من شکر الله دیگه هیچوقت اون شرایط بد عاطفی ومالی و کاری و اون موقعییت ها رو، واون دلنگرانی ها واسترس ها وترسها در کل اون شرک ورزیدنها و بی خدا بودن ها رو حتی 5 درصد هم تجربه نکردم تواین دوسال….

    این نشونه ی خوبی هست برای من، که ثابت میکنه در مسیر صراط مستقیم هستم، در مسیری که خیر وخوشی و رضایت قلبی خودم ورضای خداوند رو برام در بر داره…

    اوایل سعی میکردم که در معرض اخبار ، آدمهای منفی و شرایط بد خودم رو قرار ندم، ولی از یه جایی به بعد دیگه جهان کاری کرد تا من در شرایط وموقعییت هایی قرار بگیرم که 99 درصدش، بدون تلاش من خیر وخوشی و آرامش وشادی وزیبایی وسلامتی وبرکت هست….

    خدارو هزاران بار شکر، که تونستم از ظلم کردن به خودم دست بردارم…

    بزرگترین ظلمی که من به خودم میکردم دوست نداشتن خودم بود، چون از درون خالی بودم وبه خودم نمی تونستم عشق بدم، دنبال عشق وتوجه در بیرون خودم میگشتم واین دنبال عشق و تایید در بیرون از خود گشتن، آدمو آواره وبیچاره میکنه….

    من اول سعی کردم خدا وقوانینش رو درک کنم وبشناسم وبا اون دیدی که شما استادعزیزم به خدا وقوانین جهان هستی نگاه میکنید به خدا وجهان وقوانینش نگاه کنم بعدش که به ثبات خوبی در این درک وشناخت رسیدم، وفهمیدم که خداوند چقدر دوستم داره وچقدر عاشق منه، هرطور که هستم منو بنده ی خودش میدونه وهیچوقت تنهام نمیذاره واز عشق ودوستداشتن من دست برنمیداره، منم کم کم عاشق خودم شدم…

    واز وقتی دوستداشتن خودم رو شروع کردم وبه زیباکردن درونم پرداختم و مراقبت کردم از تغذیه روح وروانم، تونستم طعم شیرین آرامش وامنیت وشادی درونی رو به معنای واقعی تجربه کنم واین صلح وآرامش درونی باخودش برام بهترینهارو به همراه آورد تا از هر نظر الان زندگیم در هر جنبه ای خوب باشه ورضایت بخش….

    استاد عزیزم بی نهایت ازتون ممنونم که همیشه در حال انتقال آگاهیهای زندگی سازتون در طول این سالها به ما بودید اونم رایگان وبه صورت هدیه در قالب هزاران فایل که ارزش میلیاردی دارن واقعا واصلا نمیشه روشون قیمت گذاشت…

    انشالله همیشه وهر لحظه در پناه امن خداوند باشید در کنار مریم عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    Ani گفته:
    مدت عضویت: 470 روز

    سلام .خدا قوت.از صبح تا الان که شب هست فکر کنم پنجاه بار این فایلو پلی کردم از بس اگاهی داره وبا توضیحات استا دعزیز که انقدر واضح و راحت با مثال بیان میکنخدارو شکر که به این فایل هدایت شدم.

    من با توجه به اینکه خیلی تمرین انجام نمیدم ولی همه چیز برام عالی بوده ممنون استاد عزیز که واقعا حرفی که از دل براید بردل مینشیند.

    زمانیکه توی این فایل شما گفتید با کسی بحث نکنید.همیشه سر موضوعات بیخود با همسرم بحث میکردم فکر میکردم اگر چیزی نگم یعنی کم اوردم ولی از زمانیکه با سایت شما اشنا شدم و فالیلهای رایگان رو گوش دادم و دوره دوازده قدرو بهاشو پرداخت کردم و گوش و هدایت شدن به این فایل .تازه فهمیدم چه کلاهی سرم رفته تا الان که اینقدر بیخود هم اترژی خودم رو ازبین برم و هم زندخودم رو خراب کردم با بحث های بی مورد و همینجا متعهد مشم که دیگه با کسی بحث نکنم در هیچ موردی.

    خدایا شکرت که منو هدایت کردی

    دوست دارم یه چیزرو بگم که خیلی امتحان کردم.هر وقت چیزی رو گم میکنم بخدا میگم خدا جون فلان چیز رو پهم نشون بده در کسری از ثانیه آن وسیله رو پیدا میکنم

    خدایا شکرررررررررررررررررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: