غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 92 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2718 روز

    سلااااااااام به استاد گلم

    این فایل تا الان فقط تا دقیقه ی۳گوش دادم انقدر بهم اگاهیای خوب و عالی داده که خودش یه دنیا ارزش داره

    تازگیاام یه جوری شدم که تا یه مطلبیو کااامل نفهممش درکش نکنم و با تمام وجودم حسش کنم نمیره سراغ مطلب بعدی

    حتی همین ۳دقیقه ام هم گوش دادمش هم نوشتمش هم یه بارم از رو نوشتم برا خودم خوندم تا کامل ملکه ی ذهنم شه که البته میدونم بازم بایددد کلییی گوش بدمش و مهم تر از اون بهش عمل کنم بتونم غذای با کیفیتی و وارد ذهن و روحم کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2718 روز

    خب از دقیقه ی 3تادقیقه ی6ام گوش دادم و مکتوبش کردم این قسمتم درست مثل سه دقیقه ی اول پر از نکات مهم و با ارزش بود که به ما این اگاهی رو میداد که باید درست مثل وقتی که میخوایم غذایی رو برای ورودی معدمون انتخاب کنیم باید به همون اندازه با همون وسواس و دقت برای ورودی ذهنمون هم وقت بزاریم(که البته به نظر من باید بیشتر وقت و به ذهنمون اختصاص بدیم چون این ورودی های ذهنه که روحمون و میسازه ،و این روح کامل و پاک که میتونه یه جسم سالم شکل بده حتی میگن ذهن فروانروای جسم برا همینم هست که این موضوع خیلی مهم تر از ورودی های معدمونه چون ما حتی میتونیم ساده ترین و معمولی ترین غذاهارو به جسممون بدیم ولی با باور اینکه همین غذا تمام نیازهای بدن منو براورده میکنه که در نتیجه هم واقعا براورده میکنه چون جسم اینو خواسته)

    یه نکته دیگه ام این بود غذاهای بد و فاسد خیلی سریع تاثیرشون رو جسم ما میزارن ولی ورودی های مخرب و نامناسب طی هفته ها و ماه ها تاثیرشون دیده میشه

    شاید این نکته به خاطر این باشه که خدا به ما بینهایت فرصت داده تا اگاهانه زندگیمون خلق کنیم حتی وقتی مسیر و اشتباه میریم همون لحظه مجازات نمیشیم این یعنی هنوزم وقت داریم تا با تغییر فرکانسمون به مسیر اصلی زندگیمون وارد بشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2718 روز

    خب میرسیم به دقیقه ی 6تا9

    به نظرم همین سه دقیقه میتونه یک دنیاااااا کمکمون کنه که راحت تر به هر هدفی که داریم برسیم،چون خود من قبل از رسیدن به اگاهی این فایل همیشه به نبود اون موضوعی که میخواستم فکر میکردم نه به بودنش

    به خاطر همینم بود که هی مسیرم طولانی و طولانی تر میشد چون طرز نگاهم اشتباه بود یعنی داشتم غذای نامناسبی به ذهنم میدادم و ذهنمم طفلک نمیدونست اون غذا خوب یا بد اون فقط وظیفش و انجام میداد منو به اون مسیر که جاده خاکی ای بیش نبود میکشوند

    کلا قانون جذب و میشه تو همین یه جمله خلاصه کرد که(اون چه که داری بهش توجه میکنی همون چیزیه که در زندگیت رخ میده)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    خدافظ گفته:
    مدت عضویت: 4251 روز

    به نام خدای یگانه

    سلام

    ردپایی دیگر از سفرنامه‌ی عشق

    اول می‌خواستم بگم که این هم از همون ویدئوهای مخصوص حسین عزیز بود که خیلی باهاش حال کردم. مخصوص از این نظر که اگه دقت کرده باشید حسین عزیز در بعضی از ویدئوها خونش به جوش میاد و یه لحظه‌هایی تند میشه. من عاشق اون لحظاتم. عاشق اون عصبانی شدن‌ها و خون به جوش اومدناش. خخخخخخخ. خیلی با حاله. اونجاش که توی حال تندی میگه غذا رو که میزارم دهنم لزجه. یا میگه سوسک و گند و کثافتتتتتت. خیلی عالیه. کاش همیشه توی همه‌ی ویدئوهاش یه لحظه‌هایی تند میشد چون خیلی تاثیرگذار میشه.

    خدا شکرت.

    در مورد تمرین امروز سفرنامه راستش من درست نمیدونم اهرم رنج و لذت چیه. ولی اگه منظور اینه که هر ورودی رنج‌آوری که قراره به ذهنمون وارد بشه رو تبدیل به لذت کنیم، آره من روشهایی دارم مثلا با اون ورودی بده یه شوخی میسازم و میخندم یا فورا تبدیل به یه آهنگش میکنم و شروع به خوندن میکنم. خخخخخخخخخ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    Marzie گفته:
    مدت عضویت: 2700 روز

    سپاس و ستایش بی کران پروردگاری را که همه لحظه های من است.

    خدایی که چون شروع کردم که خواسته های بزرگترم را برایش عنوان کنم،

    او «همه» را برای خواستن در ذهن و قلبم انداخت.

    و من «خودش» را خواستم چرا که او همه است.

    خواستن خودش برای من به معنی «همه» بود.

    همه زیبایی ها،همه فراوانی ها،همه ثروتها،همه زیبایی ها،همه قدرت ها و همه سعادت ها و در یک کلام همه خوبیها.

    و ایمان داشتم هنوز بیان خواسته ام تمام نشده،همه آنخواسته نصیبم شده است.

    من ایمان داشتم که از الان تمام خوبیها برای من است و فقط درک بیشتر و بیشتر حس کردنش باید تمرین از این به بعدم میشد.

    سپس برایم خواسته بزرگتری مطرح شد.

    درک بیشتر و بیشتر با سرعت بی نهایت برای کسب این اگاهی:

    که همه خوبیها برای من است و آن یعنی خدای بی پایان.

    ایمان دارم این هم برایم حاصل شده است.

    اکنون کنترل ورودیهای ذهنم برای داشتن همیشگی و حس همیشگی این آگاهی،

    برای من آسان شده است چرا که تمام این کنترل را هم به خودش سپرده ام.

    و اکنون ایمان دارم هر آنچه وارد زندگی ام میشود،هر آنچه میشنوم،هر انچه میبینم،هر آنچه میخورم،هر آنچه لمس میکنم،همه و همه فقط خوبیست ،

    انرژیست که نهایتش خداست حتی اگر موجود زنده نباشد و اشیایی به ظاهر بی جان باشد.

    هر کجا نگاه میکنم،هر چه میشنوم،هر چه در قلبم احساس میکنم،هر آنچه بیان میکنم،هر آنچه مینویسم ،هر آنچه می خوانم،هر کاری که میکنم،هر خواسته ای که برایم در ذهن و قلبم ایجاد میشود ،همه و همه ذات مقدس خودش است.

    اکنون خیلی واضحتر از همیشه به قدرت بی انتهای وجودم که متصل به قدرت نا محدود خالق عالم هستی و گل سرسبد گیتیست،اشراف دارم .

    و این اتصال و جنس این قدرت و انرژی را بهتر از هر زمانی درک میکنم.

    و هماهنگی وجودم را با همه هستی به خوبی با ذره ذره وجودم و تک تک سلول هایم حس میکنم.

    براستی همه اینها «همه خوبی» است که خودم خواسته ام

    و همه خوبی جز او نیست که نهایت همه خواسته هاست.

    اکنون دیگر برایم روال عادی زندگیست که همه اتفاقاتم هر انچه می شود،

    همان است که با دل وجان میخواهمش.

    سپاس بی انتها خدواندی را که منتهای عشق است و چه‌ آسان و بی حساب عشق می ورزد.

    و اکنون تمام لحظه های من پر است از عشق ورزی.

    عشق ورزی بی انتهای دوطرفه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محمد میاحی گفته:
    مدت عضویت: 2884 روز

    بسم الله الرحمن اارحیم

    روز هفتم سفرنامه

    رنج

    ١)وقتی باور کنی که اگر احساست بد بشه به اندازه اون احساس بد , دیر تر به خواسته ات می رسی

    ۲)وقتی باور کنی با احساس بدت از مسیر خدا دور میشی (الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولاهم یحزنون سوره یونس صفحه ۱۱۶)

    ۳)وقتی بدونی که در هر لحظه ودر بدترین شرایط این انتخاب رو داری که حالت خوب باشه یا بد

    ۴)وقتی باور کنی با احساس بد , احتمال رسیدن به خواسته ات 0% میشه

    ۵)وقتی باور کنی اگر احساست بد بشه نتنها خدا دلش نمی سوزه بلکه اتفاقات بدتر برات میفرسته

    ۶)وقتی بدونى ورودی هایت احساساتت را می سازند

    بازهم در احساس بد میمونی؟

    ورودی هایت را کنترل نمی کنی؟

    لذت

    ۱)وقتی باور کنی اگر حالت خوب باشه آدم خوش شانسی میشی

    ۲)وقتی باور کنی اگر حالت خوب باشه در مسیر خدا و در مسیر رسیدن به خواسته ات هستی

    ۳)وقتی باور کنی هیچ اتفاق بدی نمیتونه برات اتفاق بیوفته وهر اتفاقی به نفعت هست

    ۴)وقتی باور کنی که هر چقدر آدم بدی بشی بازهم قدرتمند ترین نیرو درکنار تو هست وپشتت گرم میمونه

    ۵)وقتی بدونی انتخاب با توست که حالت خوب باشه یا بد( ورودی هات )

    ۶)وقتی بدونی خودتی که در حال خلق زندگی ات هستید و چیزهایی که در اخبار و رسانه ها میگن هیچ تاثیری در زندگی ات نداره

    ۷)وقتی باور کنی خدا همیشه دوست داره خوشحال باشی

    ۸)وقتی باور کنی ورودی هایت احساساتت را می سازند

    خوشحالی را انتخاب نمی کنی؟

    ورودی هایت را کنترل نمی کنی؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطمه خانم گل گلی گفته:
    مدت عضویت: 2716 روز

    به نام یکتای بی همتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان عزیزم

    اهرم رنج و لذت را برای کنترل ورودی های ذهنم با استفاده از زندگی افرادی که از نزدیک میشناسم و همینطور زندگی گذشته خودم ساختم.

    اهرم رنج برای ورودی های دیداری و شنیداری

    افراد زیادی رو در اطرافم میشناسم که اکثر وقت خودشون رو صرف دیدن تلویزیون و سریال های منفی اون میکنند. به خبرهای منفی گوش میدن به آهنگ های منفی. چیزی که در زندگی این افراد مشاهده میکنم بیماری، رفتن به بیمارستان، بدهی و فرار از طلبکارها،دزدیده شدن وسایل، شکست عشقی، نداشتن عزت نفس، نداشتن آرمش، مدام عصبی بودن و بی انگیزه بودن، نداشتن درآمد مناسب، هم فرکانس بودن با افراد نامناسب و بی هدف، دست و پا زدن در فقر، عدم ارتباط مناسب با دیگران و در زندگی سقوط به پله های پایین تر و پایین تر. همه این ها در اثر دیدن و شنیدن ورودی های نا مناسب به زندگی هر شخصی می تواند وارد شود.

    اهرم رنج برای گفتگوهای نامناسب درونی با خود و یاد آوری خاطرات غم انگیز و داشتن ترس و دلهره

    به وجود آمدن احساس عدم لیاقت، شکسته شدن عزت نفس و اعتماد به نفس، طرد شدن، تنها شدن، رخ دادن اتفاقات بد و نادلخواه، رخ دادن شرایطی که مدام در دلهره باشی، خوب پیش نرفتن کارها، در زمان حال زندگی نکردن، عدم لذت بردن از زندگی و …

    اهرم لذت در صورت کنترل کردن ورودی ها

    احساس شادابی و نشاط، هماهنگی و صلح با خود و در پی آن داشتن آرامش در زندگی، رخ دادن اتفاق های عالی در زندگی، عشق دادن و دریافت عشق از تمام هستی، هم فرکانس شدن با موقعیت های عالی، درآمد عالی، شغل عالی، روابط عالی، همسر عالی، در رفاه و آسایش بودن، سلامتی جسمی و روحی، فقط نیازمند خدا بودن، در امنیت بودن، آمادگی برای دریافت معجزات، داشتن عزت نفس بالا، رخ دادن اتفاق های خوب و مثبت پشت سرهم، پر انرژی بودن و ….

    هرشخصی با کنترل ورودی های ذهن خود می تواند تمام این لذت ها را کسب کند زیرا قوانین جهان هستی ثابت و بدون تغییر هستند.

    با آرزوی موفقیت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهربانو س.ی گفته:
    مدت عضویت: 2732 روز

    سفرنامه روز 7:

    نکات مهمی که از این فایل دریافت کردم رو مینویسم:

    1.توجهات غذای روح انسان است. ورودی هایی که از طریق توجهاتم (فکر کردن، تجسم کردن، به یاد آوردن، دیدن، گوش کردن، صحبت کردن) به روحم وارد میکنم، مانند غذایی ست که وارد جسمم میکنم. من باید وسواسی که در مورد انتخاب و خوردن غذا دارم، خیلی بیشترشو در مورد توجهاتم داشته باشم چون توجهات من کل زندگی من و اتفاقات و شرایط زندگی من رو رقم میزنه. یعنی باید همونطور که غذای فاسد و سمی رو وارد جسمم نمیکنم، ورودی های منفی رو هم وارد روحم نکنم.

    2.علت اینکه انسان ها متوجه رابطه غذای جسم و روح نیستند اینه که: وقتی ما غذای فاسد و سمی وارد جسممون میکنیم همون لحظه تاثیرش رو میبینیم و سریع مریض میشیم. ولی وقتی غذای فاسد و سمی (ورودی های منفی) رو وارد روحمون میکنیم همون لحظه تاثیرش رو نمیبینیم و در واقع یک فاصله زمانی بین ورودی های منفی و اتفاقات منفی زندگی وجود داره. به این صورت که اول نشانه های اون ورودی منفی رو میبینیم و بعد از مدتی آثار عینی اون رو در زندگیمون میبینیم . به همین علت انسان ها این رابطه رو درک نمیکنن و علت اتفاقات منفی زندگی رو متوجه نمیشوند.

    —————————-

    تمرین روز7 سفرنامه:

    من برای ساخت اهرم رنج و لذت، ورودی های منفی برای روحم رو مثل یه شیشه سم کشنده تصور میکنم. تصور میکنم وقتی ورودی های منفی به روحم وارد میکنم، دارم به دست خودم از اون سم میخورم. (دقیقا شیشه سم رو که روش عکس یک اسکلته مرموز و ترسناک و یه مایع کدر بدرنگ داخلشه رو تصور میکنم). با این روش دیگه جرئت نمیکنم ورودی منفی رو وارد ذهنم کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سعید اصغرزاده گفته:
    مدت عضویت: 2605 روز

    سلام

    من هر روز یک سفرنامه رو طی می کنم و دوست دارم تک تک سفرنامه ها را درک کنم و بعد برم سراغ سفرنامه بعدی امروز که نوبت سفرنامه ششم بود (غذای روح چگونه تامین می شود) قبل اینکه فایل رو باز کنم رفتم دم یخچال تا یک لیوان آب خنک بخورم وقتی داشتم لیوان رو به سمت دهنم می بردم یکدفعه و ناخدآگاه گفتم “لعنت بر یزید” تا الان به این جمله توجه نکرده بودم فهمیدم که من با این جمله یک نوع کینه و احساس منفی روی خودم ایجاد میکنم من اگر میخوام به یاد امام حسین باشم میتونم با گفتن جمله “سلام بر حسین” احساس خودمو بگم.

    قبلا من احساس می کردم که بله این آگاهی ها رو درک کردم و چون درک کردم تمرکز بر نکات منفی هم نمی تونه بر من اثر بذاره چند مدتی بود به آهنگهای منفی گوش میدادم و یکروز تصمیم جدی گرفتم گوش ندم چون کم کم فکرم رو مشغول میکردن و حتی ناخودآگاه ذهنم به کلمه به کلمشون فکر میکرد از اونجا بود که تمام اونارو پاک کردم.

    هدف از گفتن دو تا تجربه بالا این بود که خیلی باید حواسمون به کانون تمرکزمون باشه عین این میمونه که بگیم ما غذای ناسالم بخوریم ولی اشکالی نداره و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و جالبه با این باور غذای ناسالم رو بزور به خورد مغزمون می دهیم.

    من خیلی درباره باورهای اشتباه پدرومادرم با آنها بحث میکنم و فقط در جواب آیاتی رو بهشون معرفی میکنم که استاد معرفی کردن یا خودم برداشتی از اونها داشتم و جالب اینجاست که حتی نمی خوان قران رو باز کنن ببینن خدا چی گفته به قرانی که این قدر ایمان دارند ولی توی خوندنش و استنباط از آن این حد از مقاوت را هم دارند امروز و الان با این فایل تصمیم گرفتم حتی دیگه این کار را هم انجام ندم و به باورهای غلط بقیه فکر نکنم و افسوس نخورم بنظر من اینکار برام یک ترمز بود که به لطف خدا شناختمش و دارم سعی میکنم از بین ببرم همیشه در شناخت ترمز هام سعیم این بوده که با تمام توانم تعهدی در خودم ایجاد کنم که دیگه پامو روی اون ترمزه نذارم و اگر گذاشتم همه ی بدبختی ها و فلاکت ها بسرعت وارد زندگیم میشه و همه ی هدفها خواسته ها پر پر میشن اینم از اهرم رنج و لذت من

    آرزوی بهترین ها رو واستون دارم

    این فایل هم مثل تمام فایل های دیگه عالی بود دوست دارم استاد.

    سفرنامه هفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    نوشین السادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2589 روز

    تعهد من برای نوشتن نکات مهم و خلاصه سفرنامه

    روزه هفتم سفرنامه

    همونطور که همه میدونیم ما باافکارمون،باورهامون زندگیمون رو میسازیم.پس چرا زمانی که این حقیقت رو میفهمیم همچنان مثل گذشته رفتار میکنیم؟میتونه دلایل مختلفی داشته باشه،که مهم ترین اون عادت کردن به فکر کردن به همان شیوه قدیمی است،اما اگر هرروز کمی مثبت اندیش تر بشویم وبکوشیم که ورودی های ذهنمان را کنترل کنیم، آنگاه میتوانیم کم کم عادت منفی فکر کردن رو از خود دور کرده و خود را در محاصره افکار مثبت قرار بدهیم که خود این کار افراد،موقعیت ها و شرایط و اتفاقات مثبت بیشتری را وارد زندگیمان میکند و حکم یک گاز را دارد که مارو در طول مسیر عرروز با سرعت بیشتری به جلو می برد.

    خب حالا چطور عادت منفی نگری رو از خود دور کنیم، اولین اقدام حذف تلویزیون است و بجای آن کتاب در حیطه هایی که دوست داریم و باعث موفقیت در کار و زندگیمان میشود را بخوانیم،توجه به نکات مثبت راه دیگر است، چرا که به هرچیزی که توجه میکنیم همان را بع زندگی خود دعوت می کنیم،شکر گزاری از بهترین راه هاست چرا که نه تنها افکار ما را به سمت خواسته ها و داشته هایمان سوق میدهد بلکه احساس ما را هم خوب میکند و به مبدا، خداوند نزدیک تر میشویم و با جریان مثبت کائنات همسو میشویم و این یعنی در مسیر درست قرار گرفتن،مورد بعدی اینکه پای درد و دل هیچ کس نشینیم،اگر جایی بحثی درمورد مسائلی است که مخالف خواسته های ماست و از کمبود ها،ترس و نگرانی و… صحبت میکند آنجا را ترک کنیم.سعی کنیم تا جایی که می توانیم در مورد خواسته هامون صحبت کنیم،مورد بعدی تجسم است،همیشه باید به موقعیت هایی فکر کنیم که ما به خواسته هامون رسیدیم و باحس و حال خوب در حال شکرگزاری نعمت ها هستیم،خلاصه از طریق مختلف بلید کانون توجه خودمان را به سمت خواسته ها و نکات مثبت ونعمتهایی که خداوند در زندگی به ما داده است سوق دهیم و به شدت مراقب ورودی های ذهنمان بلشیم چرا که غذای روح ما را تشکیل میدهند،پس همیشه سعی کنیم بهترین خوراک را به ذهن خود وارد کنیم تا روحمان در آرامش و همسو با جریان مثبت کائنات باشد.

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: