اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این جمله ی عباسمنشی را میگویم که اغاز کننده ی درسی باشد که امروز از این ویدیو گرفته ام
“تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا نتیجه ی باورها و فرکانسهای خودمان است نه هیچ عاملی از بیرون ما”
به طور حیرت انگیزی حواسمان به تغذیه مان است اینکه چه چیزی را به معده ی دلبرمان میدهیم که مبادا حالش بد شود اما اکثر ما بیخبریم که حال بد معده و عدم سلامتی نشات گرفته از یک مغز بیمار با باورهای فاسد و ناخودآگاه مسموم است که دنبال بیماری و عدم سلامتیست
تلویزیون سریال فیلم سنما رفتن هایی هایی که نتیجه اش ساختن باورهای محدودکننده و مخربی در ذهنمان است
یا معاشرت با فامیل دوستان و افرادی که جز صحبت درباره ی ناخواسته هایشان بدبختی هایشان و قضاوت و تهمت به دیگران کاری ندارند
عادتهایی چون گوش دادن به موسیقی هایی که احساس بدی در ما ایجاد میکنند و خاطره ی بدی را هرروز به یاد ما میاورند که باعث میشود در چرخه ی باطلی از رندگی گیر کنیم و خودمان اهدافمان و خواسته هایمان را فراموش کنیم
یا سرک کشیدن های ناتمام در شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام و تلگرام و فعالیت در گروه های خاله زنکی که از افراد مشهور تا خواهر شوهر و همسایه بغلی را مورد سرزنش و قشاوت و سرکوب قرار میدهند یا عده ای را دزد و قاچاقچی و صاحب کسب و کارهایی با اهداف نامشخص میدانند
یا نگاه حسرت باری که به موفقیت ها دستاوردها و زیبایی که دیگران در اختیار دارند میکنیم
یا دروغ گفتن و عدم صداقت برای بهتر جلوه دادن خودمون و اعمال خودمان و توجیه کردن کردارمان
این لیست ،لیست ستم کردن به خودمان در اصل روح مقدسمان است که اگر بخواهم ادامه دهم این لیست تمام نشدنیست ولی این را به خوبی بدانیم با انجام هر یک از اینها روح را فرسنگ ها از جسممان فاصله میدهیم و از خود واقعی دور میشویم
و نهایتا لیاقت داشتن خواسته ها و اهدافمان را از دست میدهیم
چون مراقب نبودیم آنچه که باید را نبینیم
چون مراقب نبودیم آنچه باید را نشنویم
چون مراقب نبودیم روی آنچه که باید تمرکز نکنیم
چون اونجور که باید عاشق خودمان نبودیم و خودمان را دوست نداشته ایم که بدانیم روح و زمان ما به قدری با ارزشند که باید صرف خلق ارزش محصول یا خلق چیزهای مورد علاقه مان یا صرف انجام کارهای مورد علاقه مان شود
…
من خودم را دوست دارم و یقین دارم دوست داشتنی هستم تو نیز خودت را دوست بدار و یقین بدان که با ارزش هستی آنوقت به طور ناخودآگاه دیگر افکار گفتار اعمال و کرداری نخواهی داشت که علیه روح تو باشد
خودت رابه واسطه ی دوست داشتن خودت مراقب کن نکات مثبت و وجهی را ببین که تورا غرق سپاسگزاری و احساس خوب میکند
اول از خودم بگم درباره ورودی های ذهن که تا چند وقت پیش همش تو اینستا میچرخیدم توی پیج های سیاسی، اخبار سوریه و عراق رو دنبال میکردم و تحلیل هم میکردم! سایت فارسی برا یکی از گروه های به اصطلاح ترور بود که مرتب دنبال میکردم، کانال خبر فوری تو تلگرام عضو بودم که مبادا یه خبر از زیر دستم در بره! شبکه خبر رو هر موقع وقت داشتم نگاه میکردم و از اخبار زیرنویسش هم نمیگذشتم! از تلویزیون به جز اخبار سریال هایی که شبها پخش میشد رو هم دنبال میکردم. با دیگران بحث سیاسی میکردم و احساس میکردم کلامم پر تر از اونها هست چون با مطالعه بهشون رسیده بودم و… تا اینکه یادم نیست که چی شد که سایت داعش و اخبار جنگ رو گذاشتم کنار، از کانال خبر تلگرام لفت دادم، از اخبار سیاسی که بعضا مخالف بودن اعراض کردم، اینستاگرام رو پاک کردم و تلویزیون رو کامل حذف کردم بعضی از این کارا نتیجه خوندن کتاب راز بود که خانم راندابرن گفته بودن خودشون تلویزیون رو گذاشتن کنار بعضی هم بعد از آشنایی با این سایت که دقیق یادم نمیاد کدومشون ولی بعد از شنیدن این فایل، تلگرام رو هم پاک کردم(البته گروه خاصی عضو نبودم فقط مربوط به کارم و موبایل ولی همین ها ازم وقت میگرفت) از گروه های واتساپ لفت دادم به جز خانوادگی و کاری(البته دو سه تا بیشتر نبودن بقیه رو خیلی وقت پیش لفت داده بودم) و دقیقا دارم از این فایل به عنوان ایستگاه بازرسی افکار استفاده میکنم چون من کنترل بیشتری نسبت به افکار دارم تا دیده ها و شنیده ها. چون دیده ها و شنیده ها رو مثلا توی یک مراسم نمیتونم 100 درصدش رو از بین ببرم حتی اگه حواسم رو هم پرت کنم باز مقداری ورودی دارم ولی تلاش میکنم همین ها هم به صفر برسه.
اما موضوع مهمی که میخوام درباره ش بنویسم و شاید خیلیا مخالفش باشن بحث اینه که الان جوون های ما و حتی کل جهان تمرکز زیادی روی بحث فوتبال و تیم های مورد علاقه شون دارن، به شخصه نه از فوتبال و تیم ها سر در میارم و نه دنبال میکنم و به جاش میتونم فایل گوش بدم و قرآن بخونم. من مخالف شور و هیجان نیستم ولی وقتی میبینم دوستام موقع تماشای فوتبال دست به اعمال دیوانه وار میزنن، فحش میدن عصبی میشن و… حیرت میکنم و بدتر از اون زمانی که با طرفدارای تیم رقیب کل کل میکنن یا بحث میکنن بعضا دعوا میکنن و….! آخه به ما چه!! که فلان تیم فلان بازی چه کرد فلان مربی چه کرد،اینا همش تمرکز بر نکات منفی و ایجاد احساس بد و اجازه دادن به ناخواسته ها برای ورود به زندگیمون هست، خیلی هوشیار باشید. اگه هم به تیمی علاقه دارید با آرامش بازیش رو نگاه کنید برنده شد خوشحال بشید و بگید نتیجه تمرین و نتیجه باوراشونه و اگر هم باخت بسیار آرام باشید و بگید اینم نتیجه تمرین و باورشونه و با قانون نگاه مساله کنید. اگر مقابل یه تیم خیلی قوی کم میارن نتیجه اینه که خوشون رو باور ندارن و تمرین کافی انجام ندادن و ….چرا تو ورزشگاه به هم فحش بدیم و کتک کاری کنیم چرا به جای همه این کارا نشینیم و به پیشرفت خودمون فکر کنیم و در راستاش حرکت کنیم، اینو گفتم چون درصد بالایی از جوونا و نوجوونای ما درگیر این مساله هستن و نمیدونم توی سایت چقدرشون باشن و میدونم اونایی که قانون رو بلدن کمتر سمت این حرکات میرن ولی بعضا به خاطر علاقه شون به فوتبال قانون رو یادشون میره و باز هم ادامه میدن به بحث های الکی که بارسا چی کرد و رئال چی نکرد و….
جواب سوال خانم شایسته درباره اهرم رنج و لذت: من زیاد با این اهرم کار نکردم ولی دارم سعی میکنم افکارم رو مانیتور مدیریت کنم یعنی اگر فکر به ذهنم رسید قبل از اینه بسطش بدم توی ذهنم ببینم نتیجه فکر احساس بد هست یا خوب، تازه شروع کردم وادامه میدم تا جایی که افسار ذهنم رو دست بگیرم.
هفتمین روز سفر بسییییار آموزنده بود.برام خیلی جالب بود که چطور این همه به بدنم اهمیت میدادم اما به غذای روحم توجه نمی کردم.از امروز به خودم قول میدم که با تمام توانم اینکار رو انجام بدم و نتایج درخشانش رو در سلامت روحم ببینم.
بیش از 8 ماه میشه که کارهای بیهوده مثل خوندن جک و خبرو … و نگاه کرن تلویزیون رو کنار گذاشتم اون موقع در هر کتاب موفقیتی که میخوندم اشاره میکرد که این ها رو بزار کنار و خیلی خوشحال و خوشبختم که از زبان استاد عزیزم نیز این مطالب رو به نحو احسن و زیباتر و شیواتر شنیدم و انشاالله که بیشتروبهتر بتونم ورودیها و غذای ذهن خلاق و ثروتمندم رو تامین کنم.
پیروز و سلامت و در پناه خدای متعال،بخشنده و بخشایشگر مهربان باشید
من هر شب که این سفر نامه رو قبل خواب گوش میکنم یک درس جدید یاد میگرم من هر لحظه از روزم رو بیشتر رو چیزهای که میخوام میزارم وخداروشکر نتایج خیلی به سرعت به سراغم میاد
خدا رو شکر که دوباره یک فایل پر محتوا از استاد رو گوش کردم
واقعا دلیل تمام رفتارهای انسان حاصل باورهایی است که در اثر ورودی ها به ذهن رخ میدهد.
قرآن هم میگه فلینظر الانسان الی طعامه
پس همان طور که ما به ورود خوراکیها به معده خود دقت میکنیم باید ورودیهای ذهن خود را هم کنترل کنیم.
خدا رو شکر خودم دیگه از وقتی با استاد آشنا شدم و صحبت های ایشون رو گوش میدم دیگه تلویزیون نگاه نمیکنم،از گروه های واتساپ و تلگرام بیرون اومدم و سعی میکنم بیشتر فایل های استاد رو گوش بدم،قرآن رو مطالعه کنم،کتاب های خوب بخونم تا انشالله خدا خودش منو به بهترین مسیر هدایت کنه
من برای این که همیشه توجه ام رو روی نکات مثبت بگذارم و توجه ام به موضوعاتی باشد که به من احساس خوبی میدهد و همواره زیبایی های خداوند را ببینم و ان ها رو تحسین کنم.از اهرم رنج لذت استفاده می کنم واین گونه سعی می کنم طبق قانون عمل کرده و از مسیر درست خارج نشوم.
اهرم رنج و لذت:
رنج توجه کردن به نکات منفی،به اتفاقات بد،به گوش دادن اخبار منفی،دیدن سریال ها وفیلم های نامناسب،گشتن با ادم های منفی نگر و افراد با عزت نفس پایین،گوش دادن اهنگ منفی،احساس گناه داشتن و ..
من اگر به مواردی که ذکر کردم توجه کنم وکانون توجه ام موارد ذکرشده باشد از درو دیوار برایم بدبختی می بارد من ایمان دارم که اگر به چیزهای منفی به چیزهایی که احساس خوبی به من نمی دهد به ناخواسته هایم توجه کنم از درو دیوار باریم بدبختی می باره این قدر این موضوع برام روشنه که به محض این که احساسم بد می شه یک چیزی تو ذهنم شروع می کنه به الارم دادن اگربا تغییر دیدگاهم نتونم به احساس خوب برسم بدبختیه که از همه جا وارد زندگیم می شه.این تغییردیدگاه باید از درون باشه نه با تغییردادن شرایط بیرونی.
لذت توجه به نکات مثبت هر چیزی،توجه کردن به خواسته ها،توجه کردن به زیبایی ها،تحسین کردن افراد،داشتن دوستان مثبت،لذت بردن از لحظه ها،احساس سپاسگزاری،حرف زدن درمورد خواسته ها،گوش دادن اهنگ های مثبت و ..
اگر من به مواردی که ذکر شد توجه کنم به چیزهایی که به من احساس خوبی میدهد به خواسته هایم توجه کنم وشکرگزار داشته هایم باشم اتفاقاتی عالی را تو زندگی ام تجربه می کنم که بهشت رو می تونم تو همین دنیا توجه کنم از درو دیوار ثروت وسلامتی و حال خوبه که وارد زندگیم می شه اون موقست که می تونم روز به روز خوشبختتر بشم و خداوند رو هر لحظه توزندگیم احساس کنم و او رو هدایتگرم تو کل زندگی بدونم این قدر اتفاقای خوب واسم می یفته که میگم خداجون چرا تاحالا من اون جوری زندگی می کردم.
واقعا که این فاصله ای که میان ما وخواسته هامون وجود داره باید با احساس خوب واحساس شکرگزاری و توجه کردن به خواسته مون و ارسال فرکانسمون به سمت خواسته مون چر بشه چون اگر غبر ازاین بود که اگه یک لحظه حواسمون نبود وبه نا خواسته ای توجه می کردیم و سریع اتفاق می افتاد که دیگر هیچی رو هم بند نبود و مدام اتفاقات بد رو تجربه می کردیم واین هم از همون الطاف خداونده که جهانش رو این گونه افریده وقانون تکامل رو به کارگرفته.البته رابطه میان احساس بد و اتفاقات بد رو زودتر میشه از حال جسمانی فرد فهمید و جسم زودتر این فرکانس رو دریافت می کنه واین هم یک الارمه که خداوند به ما بگه تومسیر درستیم یا نه.همون طور که وقتی یک غذای نامناسب می خوریم زود جسممان واکنش میدهد.
این ها برداشت من از مواردی بود که استاد گفتند.
فعلا تا بعد شما رو بخداوند می سپارم.در پناه خداوند شاد وثروتمند و سلامت باشید
چند روز پیش اتفاقی برایم رخ داد که بانشانه امروزم متوجه درک مسئله اونروز شدم..چندروزپیش غذایی رو خوردم که مطابق میل من نبود؛ولی خیلی تلاش کردم همان اندازه کمی که خوردم از معده ام خارج کنم اما کم سعی کردم مسائل بیهوده ذهنم راخارج کنم!ولی امروز به این درک رسیدم که غذای ذهنم رو بیشتر اهمیت بدم تا غذای بدنم..
این روزها آنقدر غرق در زیبایی های سفر پربرکت و شگفتی های کشف قوانین زندگی شده ام که فقط کامنت های جمع بندی های خود را در سایت به اشتراک می گذارم…
اما آن بخش دل ربای دفتر خاطرات من شدیدا من را به سمت خود فرا می خواند…
و البته روزهاست در حال فکر کردن به تمرین مریم جان در روز هفتم سفر هستم :
ایده ی من در اهرم رنج و لذت ورودی های ذهن و ”غذای روح” چیست؟
…
هرچند خود با لینک ذکر شده در مقدمه ی فایل “غذای روح ” هدایت شدم به سرزمین افسانه ای قوانین زندگی و الان حکم آلیس را دارم در دنیایی از عجایب و شگفتی…
اما هم زمان به همه ی این ها درحال فکر کردنم.
داشتم تمرین استاد در مقدمه ی “کشف قوانین زندگی” را می نوشتم که رسیدم به شرح وضعیت روابط ام و نوشته بودم که در حال حاضر بهترین دوستانم و بهترین رابطه ام بعد از رابطه ی با خود و خدا و همسر نازنینم،
اعضای خانواده ی عباس منشی ام هستند، چرا که آنهایند که نیاز مرا به دوست رفع نموده اند:
دوستی که آگاه باشد ب قوانین
دوستی که در حال رشد و طی تکامل خود باشد
دوستی که ایمان قوی داشته باشد
و دوستی که مرا شریک تمام این آگاهی ها و تکامل و ایمان ش نماید
تا من نیز چون او رشد یابم…
دوستی که زبانم را بفهمد و بتوانم با او از ذوق ها و شادی ها و معجزات و تکامل ام بگویم…
و اینها همه ویژگی های دوستان من در این جمع نازنین است
ویژگی های توست
که عاشقانه هر صبح شریک دعاهای خالصم می کنم ات و دنیایی از انرژی های پاک را به سمتت روانه می کنم. هرکجا که باشی .
…
و آن وقت بود که هدایت شدم به اینجا.
این صفحه که حکم ِ درِ رو به سرزمین ِِ افسانه ای “کشف قوانین زندگی” است که پر از بازشوهایی رو به سرزمین های شگفتی دیگر !
خدا را شکر ?
و شروع کردم به نوشتن بی آنکه بدانم چه می خواهم بنویسم…
…
دوستتان دارم
و هربار که اینجا چیزی می نویسم برایم عجیب است اما غرق در حس بی نظیری شبیه پرواز می شوم، گرچه چرایش را نمی دانم اما خدا را شکر می کنم برای این حس ناب…
می دانم آنکه باید دریافت ش کند اینها دریافت خواهد کرد.
به نام یگانه خالق هستی
#سومین روز از سفر اختصاصی نگین برای درخشش
این جمله ی عباسمنشی را میگویم که اغاز کننده ی درسی باشد که امروز از این ویدیو گرفته ام
“تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا نتیجه ی باورها و فرکانسهای خودمان است نه هیچ عاملی از بیرون ما”
به طور حیرت انگیزی حواسمان به تغذیه مان است اینکه چه چیزی را به معده ی دلبرمان میدهیم که مبادا حالش بد شود اما اکثر ما بیخبریم که حال بد معده و عدم سلامتی نشات گرفته از یک مغز بیمار با باورهای فاسد و ناخودآگاه مسموم است که دنبال بیماری و عدم سلامتیست
تلویزیون سریال فیلم سنما رفتن هایی هایی که نتیجه اش ساختن باورهای محدودکننده و مخربی در ذهنمان است
یا معاشرت با فامیل دوستان و افرادی که جز صحبت درباره ی ناخواسته هایشان بدبختی هایشان و قضاوت و تهمت به دیگران کاری ندارند
عادتهایی چون گوش دادن به موسیقی هایی که احساس بدی در ما ایجاد میکنند و خاطره ی بدی را هرروز به یاد ما میاورند که باعث میشود در چرخه ی باطلی از رندگی گیر کنیم و خودمان اهدافمان و خواسته هایمان را فراموش کنیم
یا سرک کشیدن های ناتمام در شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام و تلگرام و فعالیت در گروه های خاله زنکی که از افراد مشهور تا خواهر شوهر و همسایه بغلی را مورد سرزنش و قشاوت و سرکوب قرار میدهند یا عده ای را دزد و قاچاقچی و صاحب کسب و کارهایی با اهداف نامشخص میدانند
یا نگاه حسرت باری که به موفقیت ها دستاوردها و زیبایی که دیگران در اختیار دارند میکنیم
یا دروغ گفتن و عدم صداقت برای بهتر جلوه دادن خودمون و اعمال خودمان و توجیه کردن کردارمان
این لیست ،لیست ستم کردن به خودمان در اصل روح مقدسمان است که اگر بخواهم ادامه دهم این لیست تمام نشدنیست ولی این را به خوبی بدانیم با انجام هر یک از اینها روح را فرسنگ ها از جسممان فاصله میدهیم و از خود واقعی دور میشویم
و نهایتا لیاقت داشتن خواسته ها و اهدافمان را از دست میدهیم
چون مراقب نبودیم آنچه که باید را نبینیم
چون مراقب نبودیم آنچه باید را نشنویم
چون مراقب نبودیم روی آنچه که باید تمرکز نکنیم
چون اونجور که باید عاشق خودمان نبودیم و خودمان را دوست نداشته ایم که بدانیم روح و زمان ما به قدری با ارزشند که باید صرف خلق ارزش محصول یا خلق چیزهای مورد علاقه مان یا صرف انجام کارهای مورد علاقه مان شود
…
من خودم را دوست دارم و یقین دارم دوست داشتنی هستم تو نیز خودت را دوست بدار و یقین بدان که با ارزش هستی آنوقت به طور ناخودآگاه دیگر افکار گفتار اعمال و کرداری نخواهی داشت که علیه روح تو باشد
خودت رابه واسطه ی دوست داشتن خودت مراقب کن نکات مثبت و وجهی را ببین که تورا غرق سپاسگزاری و احساس خوب میکند
سپس نتیجه احساس خوب=اتفاق خوب را ببین
متعهد باش و انجامش بده
مراقب کردن از ورودی هاتو انجامش بده
جاهای خوب رفتنو انجامش بده
افکار خوب پروروندنو انجامش بده
گفتار انرژی بخش و الهی رو انجامش بده
اعمال خوب و نیک رو انجامش بده
تو میتونی انجامش بدی
در پناه حق
با سلام
هفتمین برگ سفرنامه 5 تیر 98
اول از خودم بگم درباره ورودی های ذهن که تا چند وقت پیش همش تو اینستا میچرخیدم توی پیج های سیاسی، اخبار سوریه و عراق رو دنبال میکردم و تحلیل هم میکردم! سایت فارسی برا یکی از گروه های به اصطلاح ترور بود که مرتب دنبال میکردم، کانال خبر فوری تو تلگرام عضو بودم که مبادا یه خبر از زیر دستم در بره! شبکه خبر رو هر موقع وقت داشتم نگاه میکردم و از اخبار زیرنویسش هم نمیگذشتم! از تلویزیون به جز اخبار سریال هایی که شبها پخش میشد رو هم دنبال میکردم. با دیگران بحث سیاسی میکردم و احساس میکردم کلامم پر تر از اونها هست چون با مطالعه بهشون رسیده بودم و… تا اینکه یادم نیست که چی شد که سایت داعش و اخبار جنگ رو گذاشتم کنار، از کانال خبر تلگرام لفت دادم، از اخبار سیاسی که بعضا مخالف بودن اعراض کردم، اینستاگرام رو پاک کردم و تلویزیون رو کامل حذف کردم بعضی از این کارا نتیجه خوندن کتاب راز بود که خانم راندابرن گفته بودن خودشون تلویزیون رو گذاشتن کنار بعضی هم بعد از آشنایی با این سایت که دقیق یادم نمیاد کدومشون ولی بعد از شنیدن این فایل، تلگرام رو هم پاک کردم(البته گروه خاصی عضو نبودم فقط مربوط به کارم و موبایل ولی همین ها ازم وقت میگرفت) از گروه های واتساپ لفت دادم به جز خانوادگی و کاری(البته دو سه تا بیشتر نبودن بقیه رو خیلی وقت پیش لفت داده بودم) و دقیقا دارم از این فایل به عنوان ایستگاه بازرسی افکار استفاده میکنم چون من کنترل بیشتری نسبت به افکار دارم تا دیده ها و شنیده ها. چون دیده ها و شنیده ها رو مثلا توی یک مراسم نمیتونم 100 درصدش رو از بین ببرم حتی اگه حواسم رو هم پرت کنم باز مقداری ورودی دارم ولی تلاش میکنم همین ها هم به صفر برسه.
اما موضوع مهمی که میخوام درباره ش بنویسم و شاید خیلیا مخالفش باشن بحث اینه که الان جوون های ما و حتی کل جهان تمرکز زیادی روی بحث فوتبال و تیم های مورد علاقه شون دارن، به شخصه نه از فوتبال و تیم ها سر در میارم و نه دنبال میکنم و به جاش میتونم فایل گوش بدم و قرآن بخونم. من مخالف شور و هیجان نیستم ولی وقتی میبینم دوستام موقع تماشای فوتبال دست به اعمال دیوانه وار میزنن، فحش میدن عصبی میشن و… حیرت میکنم و بدتر از اون زمانی که با طرفدارای تیم رقیب کل کل میکنن یا بحث میکنن بعضا دعوا میکنن و….! آخه به ما چه!! که فلان تیم فلان بازی چه کرد فلان مربی چه کرد،اینا همش تمرکز بر نکات منفی و ایجاد احساس بد و اجازه دادن به ناخواسته ها برای ورود به زندگیمون هست، خیلی هوشیار باشید. اگه هم به تیمی علاقه دارید با آرامش بازیش رو نگاه کنید برنده شد خوشحال بشید و بگید نتیجه تمرین و نتیجه باوراشونه و اگر هم باخت بسیار آرام باشید و بگید اینم نتیجه تمرین و باورشونه و با قانون نگاه مساله کنید. اگر مقابل یه تیم خیلی قوی کم میارن نتیجه اینه که خوشون رو باور ندارن و تمرین کافی انجام ندادن و ….چرا تو ورزشگاه به هم فحش بدیم و کتک کاری کنیم چرا به جای همه این کارا نشینیم و به پیشرفت خودمون فکر کنیم و در راستاش حرکت کنیم، اینو گفتم چون درصد بالایی از جوونا و نوجوونای ما درگیر این مساله هستن و نمیدونم توی سایت چقدرشون باشن و میدونم اونایی که قانون رو بلدن کمتر سمت این حرکات میرن ولی بعضا به خاطر علاقه شون به فوتبال قانون رو یادشون میره و باز هم ادامه میدن به بحث های الکی که بارسا چی کرد و رئال چی نکرد و….
جواب سوال خانم شایسته درباره اهرم رنج و لذت: من زیاد با این اهرم کار نکردم ولی دارم سعی میکنم افکارم رو مانیتور مدیریت کنم یعنی اگر فکر به ذهنم رسید قبل از اینه بسطش بدم توی ذهنم ببینم نتیجه فکر احساس بد هست یا خوب، تازه شروع کردم وادامه میدم تا جایی که افسار ذهنم رو دست بگیرم.
در پناه الله یکتا..
به نام خداوند جان
سلام بر همسفران عزیز
هفتمین روز سفر بسییییار آموزنده بود.برام خیلی جالب بود که چطور این همه به بدنم اهمیت میدادم اما به غذای روحم توجه نمی کردم.از امروز به خودم قول میدم که با تمام توانم اینکار رو انجام بدم و نتایج درخشانش رو در سلامت روحم ببینم.
خدای مهربونم سپاس که منو از خواب غفلت بیدار کردی
سلام به استاد بزگوار و تیم مهربون و پرتلاشتون
و دوستان گلم که در مدار هم قرار داریم
بیش از 8 ماه میشه که کارهای بیهوده مثل خوندن جک و خبرو … و نگاه کرن تلویزیون رو کنار گذاشتم اون موقع در هر کتاب موفقیتی که میخوندم اشاره میکرد که این ها رو بزار کنار و خیلی خوشحال و خوشبختم که از زبان استاد عزیزم نیز این مطالب رو به نحو احسن و زیباتر و شیواتر شنیدم و انشاالله که بیشتروبهتر بتونم ورودیها و غذای ذهن خلاق و ثروتمندم رو تامین کنم.
پیروز و سلامت و در پناه خدای متعال،بخشنده و بخشایشگر مهربان باشید
سلام خدمت دوستان عزیز
خیلی فایل خوبی بود از استاد
من هر شب که این سفر نامه رو قبل خواب گوش میکنم یک درس جدید یاد میگرم من هر لحظه از روزم رو بیشتر رو چیزهای که میخوام میزارم وخداروشکر نتایج خیلی به سرعت به سراغم میاد
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان
خدا رو شکر که دوباره یک فایل پر محتوا از استاد رو گوش کردم
واقعا دلیل تمام رفتارهای انسان حاصل باورهایی است که در اثر ورودی ها به ذهن رخ میدهد.
قرآن هم میگه فلینظر الانسان الی طعامه
پس همان طور که ما به ورود خوراکیها به معده خود دقت میکنیم باید ورودیهای ذهن خود را هم کنترل کنیم.
خدا رو شکر خودم دیگه از وقتی با استاد آشنا شدم و صحبت های ایشون رو گوش میدم دیگه تلویزیون نگاه نمیکنم،از گروه های واتساپ و تلگرام بیرون اومدم و سعی میکنم بیشتر فایل های استاد رو گوش بدم،قرآن رو مطالعه کنم،کتاب های خوب بخونم تا انشالله خدا خودش منو به بهترین مسیر هدایت کنه
در پناه خدای مهربون شاد،سلامت و ثروتمند باشید
سلام به همه دوستان عزیز و همراهان گلم در سفرنامه
من برای این که همیشه توجه ام رو روی نکات مثبت بگذارم و توجه ام به موضوعاتی باشد که به من احساس خوبی میدهد و همواره زیبایی های خداوند را ببینم و ان ها رو تحسین کنم.از اهرم رنج لذت استفاده می کنم واین گونه سعی می کنم طبق قانون عمل کرده و از مسیر درست خارج نشوم.
اهرم رنج و لذت:
رنج توجه کردن به نکات منفی،به اتفاقات بد،به گوش دادن اخبار منفی،دیدن سریال ها وفیلم های نامناسب،گشتن با ادم های منفی نگر و افراد با عزت نفس پایین،گوش دادن اهنگ منفی،احساس گناه داشتن و ..
من اگر به مواردی که ذکر کردم توجه کنم وکانون توجه ام موارد ذکرشده باشد از درو دیوار برایم بدبختی می بارد من ایمان دارم که اگر به چیزهای منفی به چیزهایی که احساس خوبی به من نمی دهد به ناخواسته هایم توجه کنم از درو دیوار باریم بدبختی می باره این قدر این موضوع برام روشنه که به محض این که احساسم بد می شه یک چیزی تو ذهنم شروع می کنه به الارم دادن اگربا تغییر دیدگاهم نتونم به احساس خوب برسم بدبختیه که از همه جا وارد زندگیم می شه.این تغییردیدگاه باید از درون باشه نه با تغییردادن شرایط بیرونی.
لذت توجه به نکات مثبت هر چیزی،توجه کردن به خواسته ها،توجه کردن به زیبایی ها،تحسین کردن افراد،داشتن دوستان مثبت،لذت بردن از لحظه ها،احساس سپاسگزاری،حرف زدن درمورد خواسته ها،گوش دادن اهنگ های مثبت و ..
اگر من به مواردی که ذکر شد توجه کنم به چیزهایی که به من احساس خوبی میدهد به خواسته هایم توجه کنم وشکرگزار داشته هایم باشم اتفاقاتی عالی را تو زندگی ام تجربه می کنم که بهشت رو می تونم تو همین دنیا توجه کنم از درو دیوار ثروت وسلامتی و حال خوبه که وارد زندگیم می شه اون موقست که می تونم روز به روز خوشبختتر بشم و خداوند رو هر لحظه توزندگیم احساس کنم و او رو هدایتگرم تو کل زندگی بدونم این قدر اتفاقای خوب واسم می یفته که میگم خداجون چرا تاحالا من اون جوری زندگی می کردم.
واقعا که این فاصله ای که میان ما وخواسته هامون وجود داره باید با احساس خوب واحساس شکرگزاری و توجه کردن به خواسته مون و ارسال فرکانسمون به سمت خواسته مون چر بشه چون اگر غبر ازاین بود که اگه یک لحظه حواسمون نبود وبه نا خواسته ای توجه می کردیم و سریع اتفاق می افتاد که دیگر هیچی رو هم بند نبود و مدام اتفاقات بد رو تجربه می کردیم واین هم از همون الطاف خداونده که جهانش رو این گونه افریده وقانون تکامل رو به کارگرفته.البته رابطه میان احساس بد و اتفاقات بد رو زودتر میشه از حال جسمانی فرد فهمید و جسم زودتر این فرکانس رو دریافت می کنه واین هم یک الارمه که خداوند به ما بگه تومسیر درستیم یا نه.همون طور که وقتی یک غذای نامناسب می خوریم زود جسممان واکنش میدهد.
این ها برداشت من از مواردی بود که استاد گفتند.
فعلا تا بعد شما رو بخداوند می سپارم.در پناه خداوند شاد وثروتمند و سلامت باشید
عاشق شما رضا معینی فر
صبح عالی متعالی خدمت استاد عزیزم
چند روز پیش اتفاقی برایم رخ داد که بانشانه امروزم متوجه درک مسئله اونروز شدم..چندروزپیش غذایی رو خوردم که مطابق میل من نبود؛ولی خیلی تلاش کردم همان اندازه کمی که خوردم از معده ام خارج کنم اما کم سعی کردم مسائل بیهوده ذهنم راخارج کنم!ولی امروز به این درک رسیدم که غذای ذهنم رو بیشتر اهمیت بدم تا غذای بدنم..
مچکرم که هستید و بما آرامش میدهید
کنترل ورودی های ذهن کاری است که باید تا زمانی که غذا می خورم انجام دهم.
هر ورودی که به من احساس بدی می دهد حکم همان غذای گندیده و سمی را دارد.
و هر ورودی که احساس خوبی به من می دهد مانند همان غذای سالم و لذیذ است.
تلویزیون را که باید کلا حذف کرد.
و همچنین اطرفیان را با دقت انتخاب کرد.
سلام به دوستانِ جانم!
این روزها آنقدر غرق در زیبایی های سفر پربرکت و شگفتی های کشف قوانین زندگی شده ام که فقط کامنت های جمع بندی های خود را در سایت به اشتراک می گذارم…
اما آن بخش دل ربای دفتر خاطرات من شدیدا من را به سمت خود فرا می خواند…
و البته روزهاست در حال فکر کردن به تمرین مریم جان در روز هفتم سفر هستم :
ایده ی من در اهرم رنج و لذت ورودی های ذهن و ”غذای روح” چیست؟
…
هرچند خود با لینک ذکر شده در مقدمه ی فایل “غذای روح ” هدایت شدم به سرزمین افسانه ای قوانین زندگی و الان حکم آلیس را دارم در دنیایی از عجایب و شگفتی…
اما هم زمان به همه ی این ها درحال فکر کردنم.
داشتم تمرین استاد در مقدمه ی “کشف قوانین زندگی” را می نوشتم که رسیدم به شرح وضعیت روابط ام و نوشته بودم که در حال حاضر بهترین دوستانم و بهترین رابطه ام بعد از رابطه ی با خود و خدا و همسر نازنینم،
اعضای خانواده ی عباس منشی ام هستند، چرا که آنهایند که نیاز مرا به دوست رفع نموده اند:
دوستی که آگاه باشد ب قوانین
دوستی که در حال رشد و طی تکامل خود باشد
دوستی که ایمان قوی داشته باشد
و دوستی که مرا شریک تمام این آگاهی ها و تکامل و ایمان ش نماید
تا من نیز چون او رشد یابم…
دوستی که زبانم را بفهمد و بتوانم با او از ذوق ها و شادی ها و معجزات و تکامل ام بگویم…
و اینها همه ویژگی های دوستان من در این جمع نازنین است
ویژگی های توست
که عاشقانه هر صبح شریک دعاهای خالصم می کنم ات و دنیایی از انرژی های پاک را به سمتت روانه می کنم. هرکجا که باشی .
…
و آن وقت بود که هدایت شدم به اینجا.
این صفحه که حکم ِ درِ رو به سرزمین ِِ افسانه ای “کشف قوانین زندگی” است که پر از بازشوهایی رو به سرزمین های شگفتی دیگر !
خدا را شکر ?
و شروع کردم به نوشتن بی آنکه بدانم چه می خواهم بنویسم…
…
دوستتان دارم
و هربار که اینجا چیزی می نویسم برایم عجیب است اما غرق در حس بی نظیری شبیه پرواز می شوم، گرچه چرایش را نمی دانم اما خدا را شکر می کنم برای این حس ناب…
می دانم آنکه باید دریافت ش کند اینها دریافت خواهد کرد.
سپاسگزارم برای دوستی ناب مان?