«موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن - صفحه 60


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    548MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی «موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن
    42MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1392 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید زندیه گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته و همه دوستان گرامی

    استاد من این متن رو در درجه اول خطاب به شما مینویسم ولی حس میکنم برای دوستان عزیزم هم جالب باشه خوندنش

    عاشقتونم وقتی اینقدر وااااااضح و روشن حرف میزنید جوری که آدم گل از گلش میشکفه، اینجور وقتا فقط گوش میدم و خودم رو و قالب شخصیتم رو با شما جایگزین میکنم یجورایی همزاد پنداری میکنم و میبینم به وضوح که چه اتفاقات مشابهی رو با شما عزیزدل تجربه کردم

    وقعا اینکه میگین من برام مهم نبود دور و برم چی میگذره فقط رو هدفم تمرکز داشتم رو من به عینه با همین شرایط مشابه منتها تو حوزه کاری خودم تجربه کردم

    من بهار سال ۹۵ بود که دانشجوی ترم ۴ کارشناسی ارشد مکانیک بیوسیستم که مرتبط هست با ماشین آلات کشاورزی، بودم.

    درگیر پایان نامه و ساخت یسری تجهیزات با امکانات در حد صفر تو کارگاه دانشگاه بودم ولی این رو از ته قلبم میگم داشتم عشق میکردم از کاری که همه ازش فراری بودن ببخشید این جمله رو میگم ولی همه هم اتاقیا و دوستان نزدیک و بعضی از همکلاسیا میگفتن تو عقل نداری ببخشید مغز …. خوردی که با این امکانات ناچیز رفتی پروژه ساخت و تولید برداشتی تو ترم دهم کارت تموم نمیشه ولی من تو دلم بهشون میخندیدم.

    استاد نه تنها پشیمون نشدم بلکه تمام تلاشم رو کردم که خانمم که اونموقع نامزد بودیم و همکلاس، ایشونم پروژه ساخت و تولید بردارن و گفتم نگران نباش تو فقط برو جلو خودم هواتو دارم. اولین نفری که شروع به ساخت دستگاهش کرد من بودم و رفتم تو دل کار و هشتاد درصد کار که ساخت تجهیزات مانیکی بود رو تو دو هفته انجام دادم و موند چند تا قطعه الکترونیکی و چند تا آزمایش، بلافاصله دست به کار انجام پروژه خانمم شدم و ده روزه اونم دادم تحویلش که بره سراغ آزمایشات و تست و بقیه کاراش که دیگه به عهده خودش بود. استادم که این دو تا حرکت رو دید کف کرد و پروژه نیمه کاره ای که سه تا دانشجو قبل من روش کار کرده بودن و به نتیجه نرسونده بودن رو یجورایی انداخت گردنم و با رودرواسی و کمی هندونه زیر بغل زدن و اجبار اینکه آبروی گروهه و از این حرفا کاری کرد که کمکش کنم و با اکراه اونم یه ماهه انجام دادم.

    بازم همه میگفتن تو دیوانه ای، بخدا استاد تا ۸ شب کارگاه و کتاب خونه بودم بعدش میرفتم مسافرکشی تا ده شب بعد میرفتم خوابگاه و ۸ صب دوباره کارگاه بودم یا کتابخونه، هیچ ورودی مالی هم جز اون پول مسافرکشی نداشتم اما شور و شوقی که داشتم من رو تو مسیرم به جلو هل میداد.

    استاد این مقدمه موفقیتم بود تو همون تابستون کار پیدا کردم تو اولین تجربه کاریم شدم کارشناس فنی یه شرکت کوچیک که یه قرارداد پیمانی بستم تا طرف ۴ ماه دو تا دستگاه براشون بسازم. دستگاه اولم رو تو ۱۴ روز و دستگاه دوم رو تو ده روز ساختم جوری که به یه نمایشگاهی که تو اون تایم برگزار میشد رسید و کارفرما داشت از خوشحالی بال در میاورد این همونجاییه که شمام تو صحبت هاتون فرمودین جایی میشه احساس کرد که تو مسیر موفقیت رو خوب رفتی که وقتی برگردی به عقب به اولین کرهات هم افتخار کنی و منم به اولین تجربه کاریم افتخار میکنم جوری بود که قابلیت بردن به یه نمایشگاه معتبر رو داشت.

    تو همون نمایشگاه من با یه برند معتبر کشوری آشنا شدم و چون تعهدم رو به شرکت قبلی ادا کرده بودم با این برند معروف قرارداد همکاری بستم و یک سال هم اونجا بودم و سال بعد تو همون نمایشگاه با یه برند موفق دیگه آشنا شدم و پیشنهاد کاری بهم شد که تمایل پیدا کردم با اونها کارم رو ادامه بدم.

    چهار سال هم توی شرکت سوم کار کردم و تمام چیزایی که رویاش به ذهنم رسیده بود رو تونستم بسازم آزاد بودم و کلا سیستم کاری خاص خودم رو اونجا جا انداخته بودم یه آدم اتش به اختیار که همه جور اختیاراتی داشت و تو شرایطی که اکثر افراد اونجا ساز ناکوک میزدن من یه شرایط نسبتا بهتر و عالیتری داشتم. الانم که دارم این متن رو تایپ میکنم چند ماهیه که به پیشنهاد یکی از دوستان به یه شرکت قدر تو بحث حفاری و معدن اومدم و شرایط عالی رو دارم و همه جوره دارم ساپورت میشم.

    استاد حال الان این سعید زندیه با حال اون سعید زندیه که بهار و تابستون ۹۵ داشت تو کارگاه دانشگاه کار میکرد یکیه.

    فقط ایکاش اونموقع من با شمام آشنا میبودم هر چند پیگیر مباحث موفقیت بودم و منم از طرفدارای مجله موفقیت و کتابای انگیزشی و فایلای جسته گریخته ی اینترنتی بودم اما الان حس و حال و تمرکز بالاتری دارم.

    در کل با این فایل که نشانه امروز من بود خیلی ارتباط برقرار کردم و عاشقتونم.

    موفق باشید و سربلند

    ممنون از حس خوبتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    وحیده‌حمیدی گفته:
    مدت عضویت: 1931 روز

    سلام و عرض ادب به سرکار خانم مریم شایسته و استاد عباس منش عزیز

    در روز (سی ام سفرنامه): از خداوند سپاسگزام به خاطر این فایل با ارزش که مرا به جستو جو کردن در مورد افراد ثروتمند بیشتر از قبل تحریک میکند و اینکه بتوانم باور های درست و مشترک انهارا در ذهنم بسازم و از ثروث بی نهایت خداوند لذت ببرم.

    با تشکر از استاد عباس منش و دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1599 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته‌ی عزیز

    استاد دقیقا چند روز قبل داشتم به این موضوع فکر میکردم.

    اینکه به نتیجه اینقدر نچسبم و فقط از مسیر رسیدن به خواسته‌هام لذت ببرم.

    اینکه یه سریا هرروز دارن تلاش میکنن و در حوزه‌ی خودشون هرروز موفقتر میشن، با اینکه انگار ب کلی موفقیت رسیدن و از خیلی از آدما موفقترن ولی همچنان انگار ک عطش خیلی زیادی ب پیشرفت دارن، و باز هم موفقیت‌های بیشتری کسب میکنن.

    اینا همونایی هستن که از مسیرشون لذت میبرن. به فکر مقصد نیستند، بلکه از لحظه به لحظه‌ای که دارن در مسیر هدف و عشقشون حرکت میکنن لذت میبرن، ذره ذره پیشرفتی که در کارشون میکنن رو میبینن، تحسین میکنند و لذت میبرند،

    موفقیت یک مسیره نه ی مقصد، رشد و بهبود دائمیه، اگر داری از ی لحاظ نسبت ب دیروزت رشد میکنی، تو در مسیر موفقیتی، در همون لحظه تو موفقی،

    وقتی کمی با‌اعتماد به نفس‌تر شدی، کمی با انگیزه‌تر، کمی باایمان‌تر، کمی شجاع‌تر، کمی ماهرتر در کارت شدی،

    “تو موفقی”

    تو باید همه‌ی اینارو ببینی و هرروز به خودت یادآوری کنی چون اگر میخوای موفق باشی جز این راه دیگه‌ای نیست، وقتی موفقیت‌ها و پیشرفت‌های هرچند کوچیکتو میبینی کم‌کم طبق قانون موفقیت‌های بیشتری رو کسب میکنی، چون کانون توجهتو متمرکز کردی رو موفقیت.

    کسی که همه‌ش چسبیده به هدفش و منتظر نتیجه‌ی نهاییه طبق قانون حتی نمیتونه به هدفش برسه، چون همه‌ش داره فرکانس کمبود رو ارسال میکنه که نتیجه‌ای جز کمبود و ناکامی هم براش نداره.

    پس فقط از مسیر لذت ببر، وقتی در مسیر درستی، نگرانی و انتظار معنی نداره، کم‌کم تکاملتو طی میکنی و در زمان مناسبش به هدفت میرسی، چون نتیجه‌ی یک مسیر درست ثروت ،موفقیت و نعمته.

    برای این فایل بی‌نظیر سپاسگزارم و براتون بهترین‌ها رو آرزومندم💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    سارا شکری گفته:
    مدت عضویت: 1515 روز

    به نام خدای مهربان

    صاحبان کسب و کارهای موفق چه باورهایی دارند که باعث موفقیتشون شده؟

    اول از همه بگم من عامل بدبختی ،

    من عامل خوشبختی خودم هستم و هیچگونه عامل بیرونی از قبیل خانواده،همسر،دولت، دلار دوستان،مدرسه و هیچ چیز دیگر دخالتی در خوشبخت بودن با بدبخت شدن من ندارن

    من خالق صددرصد اتفاقات زندگی خودم و نه زندگی دیگران هستم.

    من غول چراغ جادوی زندگی خودم هستم.

    خداوندم رو سپاسگزارم که بهمن فرصت داده تا باورهایی مطابق با خواسته هام رو برای تجربه زندگی رویایی خودم بسازم و خلقش کنم

    صاحبان کسب و کارهای موفق چه باورهایی دارند؟

    به نظر من آدم های موفق حالا توی هر زمینه که باشند باورهای مثبت قدرتمند کننده ای ساختن برای خودشون حالا چه آگاهانه و چه ناخودآگاه که موجب موفقیتشون شده

    آدم های موفق کارشون عشقشونه

    آدم های موفق سعی میکنن به ندای قلبشون گوش بدم توی کارشون

    آدم های موفق همیشه امید دارن که موفق میشن

    آدم های موفق همیشه توکل میکنن به خداوند و اگه یه راهی جواب نداد،راهای بعدی دیگه رو امتحان میکنم

    آدم های موفق حالشون رو توی هر شرایطی که باشد سعی میکنن همیشه خوب کنن و روی نکات مثبت زندگی و کارشون تمرکز کنم

    آدم های موفق سپاسگزارتر ،باایمان تر،موحدتر و آرامتر از بقیه هستن

    آدم های موفق ،انسانهای بسیار شریف و بزرگی هستن که با رسیدن به موفقیت ،مسیر رو برای دیگران هموارتر میکنن تا بقیه هم باور کنن که میشه به موفقیت رسید و جهان رو گسترش بدیم و جای زیباتری برای زندگی کنیم

    آخرین کامنت من در فصل اول سفرنامه

    در پناه الله یکتا شاد،سالم ،خوشبخت،ثروتمند در دنیا و آخرت باشید و به تمام آرزوهاتون برسید❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1711 روز

    به نام خداوند بخشاینده و مهربان

    روز 92ام از روزشمار زیبای تحولم

    استاد عزیزم چقدر صحبتهاتون زیبا و تاثیرگذار بود. انگار خطاب به من بود که از مسیر لذت ببر. چقدر آروم شدم. الان که دارم به مسیری که تا اینجا اومدم فکر میکنم خودم رو تحسین میکنم در صورتیکه قبل شنیدن حرفهای شما این حس رو نداشتم. وقتی برمیگردم به گذشته میبینم چندماه قبل اصلا فکرشم نمیکردم بتونم در یک مصاحبه ی کاری به زبان انگلیسی صحبت کنم و این تجربه واقعا باعث غرورم میشه. میدونم که روزبروز دارم در زبان انگلیسی بهتر میشم. یااینکه هشت ماه قبل شبها نمیتونستم بخوابم ولی الان اینقدر آرامم که براحتی خوابم میبره. هر دوماه که پیش دکترم میرم داروم رو کمتر میکنه و مطمئنم معجزه اتفاق می افته و بدنم روزبروز خودش رو بهبود میده و بزودی به حدی از سلامتی میرسم که دیگه نیازی به دارو ندارم و هر عضو بدنم وظیفه ش رو به درستی انجام میده و این فوق العاده ست. چهار ماه قبل اصلا نمیتونستم روی زمین بشینم و پاهام درد میگرفت ولی الان پیاده روی های طولانی میرم دوچرخه سواری میکنم و انعطاف پاهام طبیعی شده و براحتی روی زمین میشینم. وای که چقدر از نظر سلامتی من نتیجه گرفتم.یکسال قبل کلی جلسات فیزیوتراپی و تب سوزنی رفتم برای دستهام و گردنم. الان دستهام بسیار بهتر از قبله و گردنم هم خوب شده. یه زمانی یعنی دو سال پیش به خاطر کنارگذاشتن زندگی طبق قوانین الهی و غرق شدن در غم و غصه کلی بیماری گرفتم و دوباره برگشتم با کمک دوستام و با ورود به سایت شما دوباره به زندگی برگشتم و هر روز تلاش کردم تا بهتر بشم و هر روز با خودم تکرار کردم “خداوند روزهای رفته را باز می گرداند” و واقعا هم اینطور شد . من الان بسیار جوانتر و زیباتر از قبلا به نظر میرسم و این واقعا حس خوبی بهم میده و خوشحالم میکنه.وقتی در عروسی برادرم همه و همه از زیبایی من میگفتن تا حدی که عروس میگفت واسه ی من اسپند دود کنند و این درحالی بود که سالها قبل که بسیار جوانتر بودم همچین برخوردهایی نمیدیدم. این تجربه ها بسیار برام لذت بخشن و استاد این شما بودید که با صحبتهای نابتون در من اینقدر اثر گذاشتید که روزبروز تمرکز کنم بر بهبود خودم و چشمهامو باز کردید و آگاهم کردید که از هر پیشرفتم لذت ببرم و در چشم خودم بزرگش کنم و اینکه موفقیت یک مسیره نه مقصد. بی نهایت سپاس🍀🍀🍀🍀🍀🍀💖💖💖💖💖💖💖💖💖🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سارا شکری گفته:
    مدت عضویت: 1515 روز

    به نام خدا

    روز سی ام سفرنامه پربرکت

    سپاسگزار خداوندم هستم که تا اینجا با شما دوستان عزیزم به فایل های استاد گوش دادم و در حد فهم و درک خودمان ،سعی کردم باورهای قدرتمند کننده تری بسازم و جایگزین باورهای محدودکننده قبلیام کنم

    خداوندم رو سپاسگزارم که نجواهای درونم رو تا حدود زیادی شناختم و فهمیدم اونایی که بهم احساس خوبی میده از طرف ربم هستش و نجواهایی که حسمو بد می‌کنه از طرف شیطان

    خداوندم رو سپاسگزارم که فعلا می‌خوام فایل های رایگان رو گوش بدم و تا در مکان و زمان درستش دوره عزت نفس رو هم بگیرم و ازش استفاده کنم

    تنها دلیل موفقیت افراد باورهای درست و قدرتمند کننده ای هستش که برای خودشون درست کردن و بهشون عمل کردن و ایمان داشتند به خداوند که همیشه حامی و کمک کننده شون هستش

    خدا رو شکر میکنم که توی این سی روز سفرنامه که البته برای من بیشتر از سی روز طول کشید چون گاها شده روی یک فایل بیشتر از یک روز وقت گذاشتم

    تغییرات مثبت رو توی خودم احساس میکنم

    آرام تر و متوکل تر از قبل شدم

    آرامش بیشتری دارم

    رابطه خانوادگی عالی تری رو ایجاد کردم

    نسبت به قبل از لحاظ مالی هم پیشرفت کردم

    سپاسگزارم از تمام کسانی که عاشقانانه برای این سایت زحمت میکشند

    آرزوی بهترین ها را دارم برای همتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    فاطمه اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    ردپای تحول 30-1: آگاهی های جلسه سی ام.

    سلام و صد سلام ب خدای مهربونم امیدوارم که ب زودی بتونم ترمز هام رو پیدا کنم و باورهای خوب و ثروت آفرینی بسازم

    . تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا نتیجه باورهای خودمان است این جهان ما را در مداری همجنس با فرکانس‌های غالبمان قرار می دهد ما در شهرهای متفاوت زندگی نمی‌کنیم ما در مدار های متفاوت زندگی می‌کنیم و در آن مدارها با افراد اتفاقات ایده‌ها راهکارها فرصت‌ها و شغل های همجنس با باورهای غالب مان احاطه شده ایم

    . باورهای خوبی که می سازم

    ،،پول درآوردن راحت ترین کار دنیاست

    ،،بی نهایت پول بین مردم جریان دارد و من وارد این مدار می‌شوم

    ،،ثروت ساختن فقط نیازمند داشتن باورهای خوب است نه توانایی و استعداد خاص

    ،،شغل من بی‌نهایت پتانسیل ثروتمند شدن را دارد

    ،، ثروت آدم را به خدا نزدیک میکند و انسان خداگونه تر می کند

    . رابطه مستقیمی بین راهکارها و واکنش‌های تو برای تحقق خواسته و باورهایت وجود دارد چون باورهای تو اول در رفتار ایده ها و عملکردت خودش را نشان می‌دهد و سپس به شکل اتفاق و تجربه وارد زندگیت میشود ترمزها را از همین طریق پیدا کن

    .من تلاش می‌کنم جهادی اکبر برای شخم زدن ذهنم راه بیاندازم چون تا زمانی که ذهن من برای فقر برنامه ریزی شده باشد هیچ تلاشی قادر به ورود ثروت به زندگیم نیست چون خروج این باورها ثروت نیست برای تغییر شرایط مالی آن با تغییر برنامه ریزی شروع می‌کنم با تغییر ورودی های ذهن شروع به ساخت باورهای قدرتمند کننده می‌کنم که ذهنم را برای ثروت برنامه‌ریزی کند

    .موفقیت و ثروت مند شدن قوانین دارد که باید آنها را بیاموزم عامل ثروتمند شدن افراد ربطی به شغلشان ندارد بلکه دلیل این موفقیت‌ها در باورهای است که در وجودشان ایجاد کردند و اندازه که این اصول را باور و آنها را جزئی از نگرش ذهن تان میکنید موفقیت مالی کسب می کنید تنها چیزی که در استاد عباس منش تغییر کرده فقط باورهای او است که باورها با خواسته و علایقش هم جهت است

    . تفاوت نفر اول هر کسب و کار با دیگران فقط در باورهای ثروت آفرینی است که دارد ثروت واقعا از ما انسان های بهتری می‌سازد چون با ثروتمند شدن بخشنده تر سبک تر آرام تر و مهربان تر می شویم

    .اگر خدا و قوانینش راباورکنم سیستم جهان را باور کنم هر چه می‌خواهم در هر بعدی به دست می‌آورم فقط باید روی خودم و باورهایم زمان بذارم تا ایده های بعدی هم بهم گفته بشه باید روی باورهام کار کنم.

    .ویژگی مشترک تمامی افراد موفق و ثروتمند باورهای خوب و عالی است که دارند

    .. بین تحقق خواسته‌ها و تغییر باورها فاصله زمانی ‌وجود دارد هرچقدر شوق و اشتیاق م برای یادگیری و تغییر بیشتر باشد این فاصله کمتر میشه اگر با خدا هماهنگ بشم هر چی بخوام بهم میده

    . من باید تکاملم رو طی کنم از فایل های رایگان استفاده کنم باور خوب بسازم پیشرفت مالی داشته باشم و به مدار بالاتر برم تا در نهایت بتوانم برای محصولات هزینه کنم

    .من باید امروز بیام و ۵ خواسته مهم خودم رو یادداشت کنم و پیش خودم ترمزها رو پیدا کنم در مقابل گازها را بنویسم و ویس باورهای خوب را گوش بدم تا این ۵ خواسته م محقق بشه

    زندگی پر از عشق و برکت و سلامتی و ثروت و سعادت مندی در دنیا و آخرت و یکتاپرستی براتون آرزومندم 🥰🥰🥰🥰🥰😍💪🏻👏🏻😍🤩😍😍😍🤩🤩🤩🤩🤩🤩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 2025 روز

    سلام به استاد عزیزم مریم جان شایسته و تمام خانواده عزیزم که در این مسیر با من همراه و همسفر هستن خداوند را هزاران بار سپاسگزارم که توانستم فصل اول سفر نامه را به پایان برسانم خیییلی خوشحال ام و همچنان این روند ادامه دارد خدایا شکرت ❤️☝️🥰

    هر روز من باید به خودم این کلمه زیبا را یاد آوری کنم که زندگی من به اساس باور های من استوار است و هر چقدر روی باور های خود کار کنم و افراد موفق و ثروتمند را تحسین کنم به همون اندازه ثروت و نعمت وارد زندگی من می شود. و من به فراوانی باور دارم در دنیا بی نهایت شغل های فوق العاده است در جهان بی نهایت پول و نعمت است و خداوند هر آنچه ما بخواهیم را برایمان فراهم کرده است کافیست فقط ما توکل به خداوند کنیم نه به بنده های خداوند و دیگران را وسیله یا دستان خداوند بدانیم که خداوند آنرا برایمان فراهم کرده است.

    خدایا شکرت 💚🥰

    این رد پای من از آخرین فایل فصل اول خدایا شکرت

    هر جای دنیا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند در دنیا و آخرت باشید 😘❤️☝️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    آلا گفته:
    مدت عضویت: 2599 روز

    من امروز خیلی عجیب و البته کمی این حرفهارو درک کردم….

    من سراپا اشتیاقم… از ذوق خوابم نمیبره و همش میگم خدایا کمکم کن خوب شکرگزاری کنم. من غرق لذت مسیرم شدم.

    من علاقه مو به هنر همزمان با مهاجرتم شروع کردم و تازه به خلق محصولات خوب رسیدم. شروع کردم به پرزنت کردن خودم و گروه هایی و پیدا کردم که بهم پیشنهاد دادن برم خودمو پرزنت کنم. به یه زبان جدید… و من اینقدر بعد این جلسات حس لیاقت پیدا کردم که فقط میخوام برم هررزو خودمو جاهای محتلف پرزنت کنم از بس زیبا بود از بس لذت بخش بود اینقدر که به اشتباهات حرف زدن و زبانم توجه نمیکنم و میگم این ارتباط مقدسه و بعد هرجلسه با خودم تکرار کردم خدایا من سهم خودمو انجام دادم و ایمان، ایمان همه چیزه!

    خیلی خوشحالم ازین جرات و اینکه جای الانم آرزوی همیشگی من بود…

    برای منی که پاشنه آشیل دارم عمیق برای چسبیدن به خواسته اینکه چرا نتایج مالی کمه! این حس عجیب دلچسب و آرامش بخشه و میخوام اینقدر تکرارش کنم که نهادینه شه تو وجودم.

    سپاسگزارم هزاران بار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    شهرزاد ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 2097 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عزیزم، مریم جانم و همه همسفران

    روز نود و دوم سفرنامه

    استاد یک فایلی از زمانی که جلسات ۲۱ روزه در سال ۱۳۸۷ در تهران برگزار میکردند روی سایت گذاشتن که البته مال ابتدای شروع به کارشون بود. دوستان دچار کج فهمی های شدن که استاد لطف کردند در این فایل به اصلاح اون سو برداشتها پرداختند. من آنچه فهمیدم رو مکتوب میکنم تا خودم به درک بهتری برسم.

    من (استاد) خیلی دلم میخواست بدونم در ابتدا چه میگفتم و حرفهام نسبت به الان چه تغیری کرده بود. متوجه شدم که از همون ابتدا شالوده اصلی حرفهام یکی بوده و به مرور که درکم بهتر شد جزییات بیشتری اضافه کردم. من به اولین کارم افتخار کردم برخلاف خیلیها که نمیخوان با گذشتشون روبرو بشن. بعضی دوستان نوشته بودن استاد چقدر خوب که با اینکه نتیجه نگرفته بودین ادامه دادین تا به نتیجه رسیدین. من همچین نگاهی نداشتم که آدم بی نتیجه ای هستم. این به من نشون میده که بچه ها روند موفقیت رو درک نمیکنن و فکر میکنن موفقیت رسیدن به یک نقطه خاص هست. به این حرفهایی که میخوام بگم فکر کنین.

    من با رزومه برگزاری کلاس در دانشگاه بندرعباس اومدم تهران. (که برای همون هم آموزش ندیدم و خودم یاد گرفتم) من در حالی وارد تهران شدم که هیچ شناختی از این شهر نداشتم با اینکه اینجا متولد شدم. بعد از شش یا هفت ماه سمینار برگزار کردم. اون هم نه یک سمینار یک جلسه ای یکی دو ساعته. یک دوره ۲۱ جلسه ای. که قبل از اون هم یک جلسه معارفه گذاشتم و به افراد گفتم که قراره چی آموزش بدم. و اونها با شناخت انتخاب کردن که وارد این دوره بشن. بنظر شما این موفقیت نیست و من اون موقع خودم رو آدم موفقی نمیدونستم؟ این‌که آدم‌ها رو تحت تاثیر قرار بدی و کمک کنی زندگیشون بهتر بشه به نظر شما موفقیت نیست؟

    اگر شما این اعتماد بنفس رو موفقیت نمیدونین در مسیر اشتباهی هستین و موفقیت در ذهن شما رسیدن به یک عدد خاص هست یا ماشین و خونه فلان و بهمان. اما موفقیت در ذهن من بهبود خودم نسبت به گذشتم بود.

    میدونین چند نفر آدم ثروتمند هست که آرزوشونه کسی پای حرفاشون بشینه؟ در حالی که اونهایی که پای حرفهای من نشسته بودند همگی آدمهای تحصیلکرده ای بودند که با شناخت و آگاهی اونجا اومده بودند. کسانی که میگین استاد از کجا به کجا رسیدی درک نکردن که اون جا کجا بود. کارهایی که من کردم رو خودم انجام دادم بدون هیچ الگویی و بعد از من خیلیها از من الگو گرفتن و این برای من دستاورد بود و موفقیت. برای من شجاعتم، ایمانم به خودم و خدای خودم و حرکتم برای رسیدن به خواسته هام موفقیت بود. من احساس غرور میکنم که با وجود شرایط مالی نه چندان خوبم به افراد میگفتم اگر تمرینات رو نمیخواین انجام بدین پولتون رو پس بگیرین و از دوره خارج بشین. هدف من اشاعه توحید بود و اینکه کمک کنم زندگی افراد بهتر بشه. همونطور که زندگی خودم بهتر شده به بود و به روابط عالی، سلامتی و آرامش رسیده بودم. اینها ارزشمند نیست؟ خواسته مالی زمانی در من شکل گرفت که اونموقع هم افرادی مثل شما بودند که بگن این خدایی که ازش میگی چرا پول به تو نمیده؟ این انگیزه شد که من بخوام به ثروت برسم که بگم این خدا و قوانینش که به من سلامتی، آرامش و روابط عالی داده ثروت هم میده. (به گفته زیبای خودتون از زبان ملاصدرا در فایل توحید عملی شماره ۳ که خدا برای تو خواهر میشود، برادر میشود، شام در سفره شامت میشود به شرط ایمان به شرط پاکی دل).

    من در نهایت متوجه شدم تا زمانی که آدمها خودشون نخوان من نمیتونم زندگیشون رو تغییر بدم.

    من متعجبم که این پول با ذهن شما چه کرده. شمایی که میگی استاد لباسهاتون فلان و بهمان بوده. اون لباس از لباس الان من گرونتر بود، من که الان لباس خاصی نمیپوشم. شمایی که از اون فایل پر از درس و نکته فقط بی پولی و بی لباسی من رو دیدی راه زیادی تا درک موفقیت و موفق شدن داری.

    امیدوارم بعد از این صحبتها معیارتون برای موفقیت تغییر کرده باشه. معیارتون شجاعت بیشتر، عملگرایی بیشتر ، قدرتمند شدن و هر روز بهتر از دیروز شدن باشه. شمایی که در مسیر موفقیت قدم برمیداری خوبه بدونی که موفقیت رسیدن به یک چیز خاص یا نقطه خاص نیست. اگر اینطور بود رونالدو اولین توپ طلا رو که میگرفت میرفت که میرفت. یا زین الدین زیدان با این همه درخشش و دست‌آورد این همه شور و شوق نداشت که مربی بشه. این شور و شوقی که در وجود این جور آدمها و خودم هست رو من خوشبختی میدونم نه رسیدن به یک نقطه یا عدد بانکی خاص. اصلا فکر کردین پول از کجا میاد؟ پول نتیجه همین شور و شوق، همین انگیزه، همین باور، همین ایمان و حرکت هست‌.

    در انتها تحسین میکنم مریم جان رو که اینقدر همیشه مشتاق شنیدن و عمل کردن به حرفهای استاد عزیزم بوده که یادش مونده بود که استاد در اولین کلاس بندرعباس چی گفته بودن و اینکه برگه رو کنار گذاشته بودن و اجازه داده بودن که آنچه میخوان بگن از وجودشون بجوشه.

    ممنون استاد عزیزم 🙏🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: