این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/08/عکس-سایت-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-21 12:20:202020-08-22 21:46:45«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به دوستان واستادعزیزم که خیلی چیزهاازش اموختم.
من درخانواده ای به شدت مذهبی وکم درامدبه دنیاامدم.بااعتمادبه نفس پایین وبسیارضربه پذیروقربانی.
خوشبختانه شاغلم وشغل خوبی دارم .۱۸ساله ازدواج کردم ولی از ازدواجم چندان راضی نیستم.شوهرم بسیارمنفی گراست واصلااستادوسخنانش روقبول نداره.
من ۸ماه پیش درپی یک بحران عاطفی وحشتناک ازخودم وزندگیم ناامیدشدم ومتوجه شدم که بسیارناقصم وبرای حل مشکلات زندگیم کتابهای زیادی روخوندم وبه سایتهای مختلف موفقیت رهنمودشدم .یکی بهم گفت استادعباسمنش محصولاتش گرونه وبه دردنمیخوره.ولی من کنجکاوشدم واسمشوسرچ کردم ویکی ازفایلهای رایگانشوگوش دادم به دلم خیلی چسبید.همون کسی بودکه به سوالهای زیادمن میتونست جواب بده.
خون تازه ای به رگهام دمیده شد.هرروزبه عشق اموزشهای جدیدازخواب بلندمیشدم.و۶ماه پی درپی تمام فایلهای رایگان استادروگوش دادم.اونم چندین بار.موفقیتهای من تواین مدت:
🎲ازوقتی فهمیدم خودم خالق زندگیم هستم وعوامل بیرونی هیچ نقشی ندارنداعتمادبه نفسم زیادشده.خیلی شادم انرژی زیادی دارم وارامشی وصف ناپذیر.من قبلاگاهی به خودکشی فکرمیکردم ولی الان خیلی شارژم.وارامشی عجیب دارم.البته گاهی به خاطرامواج منفی شوهرم حالم بدمیشه که باسپاسگزاری دوباره حالموخوب میکنم.
🎲بااینکه شغل خوبی دارم ولی حقوقم به خاطرپرداخت وامهای شوهرم همیشه بیشتراز۵۰۰۰۰۰تومان نبود.ولی تواین مدت همین مقدارپول یه دفعه ای ۴برابرشد.
البته من کاراینترنتی دیگه ای هم باتوکل به خداراه انداختم که منتظرفروش محصولم هستم.ازمن بعیدبودهمچین همتی داشتن.
اینکاروخدابه دلم انداخت ومن باامیدبه خودش شروع کردم.
درضمن من الان ۱۴میلیون پس اندازهم دارم.
🎲من چندین ساله راننده هستم ولی هیچ وقت جرات رانندگی دربیرون شهررونداشتم.ولی دریک تصمیم عجیب وباکنارگذاشتن ترسم بارانندگی خودم وبه تنهایی باپسرم به شمال مسافرت کردیم.شوهرم هیچ وقت مسافرت شمال نمیره چون بیماری فوبیاداره.خیلی بهمون خوش گذشت وهیچ اتفاق ناخواسته ای پیش نیومد.خدایاشکرت.
امکان نداشت من تنهایی به سفربرم.
🎲پسرم امسال کنکورداره ومن ارزومه درکنکورتوبهترین رشته قبول بشه من هرروزبه خاطروجودپسرم وقبول شدنش ازخداسپاس گزاری میکنم وبه عینه دارم میبینم که پسرم انگیزه زیادی برای درس خوندن گرفته وهدف گذاری کرده که توبهترین رشته قبول بشه.
ارتباطاتم باشوهرم بهترشده ولی بازدلخواه من نیست.متاسفانه فازبسیارمنفی داره وحرفهای استادرونمی پذیره.درکارش همیشه شکست میخوره وتمام ثروتی روکه به دست میاره به یکباره ازدست میده.
من سعی میکنم باشکرگزاری وتوجه به نکات مثبتش ارتباطموباهاش بهترکنم.
🎲قبلااصلاحقوقم دست خودم نبودوتااعتراض میکردم شوهرم میگفت من خرج خودتون میکنم.ولی الان ۶ماهه دست خودمه وهیچ اعتراضی هم نداره.من خیلی روی بحث لیاقت واعتمادبه نفسم کارکردم.
ودراخراستادعزیز ازتون ممنونم.من ازشماخیلی چیزایادگرفتم.وبرگشت به زندگیمواول ازخدا وبعدمدیون شماهستم.مچکرم🙂
خیلی از نتایجتون لذت بردم بهتون آفرین وتحسین می گویم و میدانم که سال بعد که نوشتتون را بخوانم ماشاله این قدر موفق شده اید که در صفحات طولانی از موفقیتهایتان می نویسید بسیار عالی بود و وقتی شروع به خواندن کامنتتون کردم خیلی راغب شدم تا آخرش را کلمه به کلمه بخونم .
من از کودکی بسیار گوشه گیر و منزوی بودم. مادرم زمانیکه 8 سالم بود به رحمت خدا رفت و پدرم بعد از چند ماه ازدواج کردند چون ما 6تا بچه قد و نیم قد بودیم و مسلما سخت بود تا همه این مشکلات رو تنهایی پشت سر بگذاره. نمی دونم گفتن از سختی ها و مشکلات گذشته درسته یا نه. حتی برای بیان شرح زندگی خودم اما من تصمیم دارم نگم
من دختر گوشه گیر و به قول خودم تنهایی بودم و ارتباطات اجتماعی زیادی با بقیه برقرار نمی کردم. دوستان بسیار کمی داشتم چون فکر میکردم بهشون نیازی ندارم و خودم تنهایی وضعیت بهتری دارم. اما همیشه دلم می خواست وضع زندگیم بهتر بشه، احساس می کردم یه جای کار اشتباهه. به همه بی اعتماد بودم و فکر میکردم میخوان ازم سوء استفاده کنن. حتی از خانواده م هم ترس داشتم. میتونم بگم زندگی من سرشار از تضاد بود. سرشار از تضاد و نخواستن و تمرکز کردن روی ناخواسته ها.
دوست داشتم پدرم از وضعیتی که داریم گله و شکایت نکنه و من فکر میکردم باید بزرگ بشم تا کمبودها رو من جبران کنم. نوجوان بودم که به کتابهای موفقیت علاقه داشتم و اولین کتابی که خوندم از ژوزف مورفی به نام قدرت فکر بود. اما نمی فهمیدم باید چیکار کنم. دلم می خواست بهتر باشم، دلم می خواست رشد کنم جوری که بالابالاها برم اما همیشه به خاطر احساس عدم لیاقت فکر میکردم حتی آرزو کردنش هم برای من گناهه.مگه من کیم و چیم؟ یه بچه بدبخت منفی غیراجتماعی
بعد از دوران فوق دیپلم رفتم سرکار و سخت کار کردم چون فکر میکردم فقط سخت کارکردنه که می تونه برای من کار رو دست و پا کنه و بتونم این موقیعت خودمو در اداره برای خودم تثبیت کنم و اداره باهام قرارداد ببنده. سخت کار کردم. دوشیفت کار میکردم، به حقوق پایین قانع بودم و می گفتم برای خیلیم زیاده البته که کارم خیلی خوب بود و توی اداره به بهترین کارمند معروف بودم و حتی یادمه زمانی که کارمندهای بدتر از من مدعی استخدام رسمی بودن من حتی خودمو لایق قراردادی شدن نمیدونستم و می گفتم من اونقدری که باید کار نمیکنم برای حلال شدن پولم باید خییییلی کار کنم. درحالیکه من علنا به جای سه نفر کار میکردم. وضع روحیم روز به روز بدتر و من پرخاشگر تر میشدم و اصلا خوب نبودم. منزوی و بداخلاق و غرغرو
سعی میکردم بهتر باشم و فقط رویابازی رو خیلی خوب بلد بودم و شبها قبل خواب رویابازی می کردم که زندگیم بهتر میشه اما آخرش باورم نمیشد که بشه
تا اینکه مهر سال 93با استاد عباسمنش با بسته قانون آفرینش آشنا شدم و با کلی کلنجار رفتن با خودم خریدمش. من و خواهرم که همه زندگی و آرزومه که موفق بشه با هم پا به پای هم پیش رفتیم و درسها رو گوش دادیم و می تونم بگم درون ما اتفاقاتی افتاد. اخلاقم بهتر شده بود، کمتر غر میزدم و بیشتر فکر میکردم. تمام بسته ها استاد و کتابها رو خریداری کردم و دارمشون اما عجیبه که هنوز خودمو لایق خوندن بسته ثروت1و2نمی دونم و هنوزم در موردش مقاومت دارم البته که بهترم
یادمه برای نوشتن107آرزو من همون لحظه141آرزو نوشتم چون توی رویاهام دیده بودمشون و توی ذهنم آرزو کرده بودمشون اما عدم لیاقتم جلوی ادامه فکر کردن رو ازم می گرفت
خواهرم با استفاده از قانون برای ادامه تحقیقاتش تقاضای بورس کرد و رفت آلمان تا درس بخونه. منم با سفری که به آلمان داشتم و دنیا رو جور دیگه ای پیدا کردم تحولی عظیم در زندگیم به وجود اومد. انگار خدا میخواست بهم بگه ببین میشه زندگی آروم و سرشار از عشقی داشته باشی، ببین تو لایقشی و می تونی بهتر از اینجاهایی که می بینی زندگی کنی، آرومتر از اینها و من عوض شدم و من تصمیم گرفتم زندگیم رو عوض کنم. زندگی خودمو و خانواده مو و نسل آینده مو.
برگشتم ایران و بعد از مدتی کاری بهم پیشنهاد شد در زمینه مدیریت فروش و منم برای اولین بار در زندگیم به این فکر کردم که می تونم درآمد خودمو و کار خودمو داشته باشم چون فکر میکردم کارمندی اونقدری که من براش وقت و انرژی گذاشتم و میذارم برای من آرامش و ثروت ایجاد نمیکنه. من از کارم توی اداره راضی نبودم و قبول کردم که باید ریسک کنم وگرنه زندگی چندسال من مساوی و حتی بدتر از الان میشه
به توانایی هام ایمان پیدا کردم، خودمو لایق میدونم و جالبه بدونین همیشه توی رویاهام نفر اولم، کسب و کارم اولینه و من بهترینم
فکر میکنم بیشترین شکرگذاری من تا الان از خداوند توی عمرم از استاد عباسمنش باشه چون بهم یاد داد باید و باید و باید احساس لیاقت، احساس عدم گناه و شایستگی کنم که بتونم به بهترینها برسم. حالا انسانهای منفی و مشکلساز زندگیم رو از دور و برم حذف کردم، دارم روی کار جدیدم که فعلا بصورت پاره وقت کار میکنم وقت میذارم و ایده هام رو دنبال میکنم و باورتون نمیشه توی این چندماهی که روش تمرکز کردم چه نشانه هایی دریافت کردم. حتی ایده جدید دیگه ای برای راه اندازی یک سایت به ذهنم رسیده که دارم روش کار میکنم. و البته به این فکر کردم باید یکیش رو انتخاب کنم تا با تمرکز درش موفق بشم.بسته های تخصصی رو از سایت های مختلف خریداری می کنم و دنبالشون می کنم و فکر و ذکرم سایتیه که میخوام بزنم و نشانه ای از ثروت دریافت کردم، برای دل خودم کاری کردم و از طرف سایت هدیه ای دریافت کردم. این هدیه برای من نشانه و مقدس ترین چیزی که این روزاها برای تقویت ایمانم دارم و میدونم در مسیر درستی هستم چون از استاد خودم، از کسی که چشم منو به زندگی باز کرد هدیه گرفتم و این برای من ارزشمنده.
من آرامش این روزهامو، آرامش و احساس فوق العاده ای که زمان صحبت استاد از ایمان به خدا و قرآن دریافت کردم رو با چیزی عوض نمیکنم. حتی یک بار زمان خوندن فصل پنجم رویاهایی که رویا نیستند، در مورد ایمان به خدا میخ کوب شده بودم و بدنم بی حس شده بود. کتاب رو خوندم و بعد جلوی آینه وایستادم و گفتم خدایا حست میکنم، خدایا مرسی که اینقد بزرگی که میشه باخیال راحت بهت تکیه کرد و مرسی که منو درآغوشت گرفتی و گریه کردم. گریه کردم و گریه کردم و واقعا احساس کردم دیگه روی زمین نیستم و یک موجود فقط زمینی نیستم. من کس دیگه ای ام
و حالا هرروز شکرگزاری میکنم، تمرین می نویستم، و تعهد نوشتم تا زندگیم رو در سه سال آینده به معنای واقعی متحول کنم. اگه لازم باشه من شبها نمیخوابم تا روی خودم کارکنم و از سکوت شب استفاده میکنم تا فقط صدای خودمو خدارو بشنوم. من به معنای واقعی خودمو به چالش کشیدم و میخوام خود 31سال زندگی کرده م رو متحول کنم
خدایا سپاس که اونقدر بزرگی که میشه با خیال راحت بهت تکیه کرد.
در پناه الله یکتا شاد پیروز ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
بسیار جالب بود متن شما واقعا به نکته های آموزنده ای اشاره کرده بودید مثل احساس لیاقت داشتن و تجسم کردن که واقعا کارساز هستن . یک نکته هم که احساس حضور خداونده که خودش تو کتاب قرآن فرموده که من از رگ گردن به شما نزدیکترم . ومن پس از سالها فکر کردن به این موضوع با لطف استاد عباس منش و آشنایی با قرآن معنی اون رو درک کردم. یعنی که در تمام کهکشانها و زمین جاری هست و به هر کدوم از ما کمک می کنه به خواسته هامون برسیم. در پناه خدا شاد و موفق باشید.
دوست عزیز سلام. در احساس عدم لیاقت با شما هم حس بودم و مطلب شما برام جالب و زیبا بود بسیار از مطالب شما دوستان و شما دوست عزیز میآموزم خداوند رو سپاس که استاد عزیزمون رو داریم
آسیه جان زیبا بود ….احساس شایستگی معجزه میکنه …منم از وقتی این احساس رو در خودم به وجود اوردم اعتماد به نفسم و زندگیم خیلی بهتر شده ….امیدوارم همیشه شاد و ثروتمند باشید…
سلام عالی بود من هم کتاب رویاهای که رویا نیستند را خریده ام و فقط یکبار خوانده ام و حتی الان یادم نیست چه نوشته بود الان میخوام برم پروفایلم و مجددا دانلود کنم و مجددا بخوانم و مثل شما حاضرم شبها نخوابم و روی خودم کار کنم تا از سکوت شب استفاده کنم
داشتن الگوهای خوب و موفق در زندگی هرکس بسیار مهم و بسیار اساسی است
ذهن منطقی من با دیدن این الگوها به این نتیجه می رسد که می شود و او هم توانایی این را دارد که می تواند به این جایگاه برسد
من می توانم در همه جنبه های زندگی خودم بی نهایت الگو داشته باشم
آنهم الگوهایی که موفق شده اند و همه آنها به بهترین و بالاترین درجات علمی و زندگی و کسب و کار و ثروت رسیده اند
نکته زیبا است که من هر بار زندگی نامه الگوهای موفق را بخوانم و ایده های آنها را ببینم برای ذهن من این منطقی می شود که می تواند و او هم می تواند موفق بشود و به موفقیت برسد
باید به این باور برسم که می شود
و این باور راه و قدم بزرگی است برای من که راه رسیدن به موفقیت برای من را هموار تر و آسان تر می کند
وای چقدر عالی و حس خوبی است که من به این ایمان برسم که صد در صد به موفقیت می رسم
نکته
وقتی من به یک موفقیت و یک دستاورد در زندگی خودم می رسم مدام آن موفقیت و آن دستاورد را برای ذهن خودم یادآوری کنم و به خودم بگویم وقتی که من توانستم به این دستاورد برسم پس می توانم به دیگر دستاورد و دیگر موفقیت برسم
درود بر استاد عزیز
من سعید صادق زاده تقریبا یک سال است که با سایت شما استاد عزیز آشنا شدم
اوایل که با سایت آشنا شدم آنچنان متعهدانه در این سایت وقت نمی گذراندم و هر از گاهی به سایت می آمدم و فایل را می دیدم و می رفتم
ولی بعد از دو ماه دیگر تلاش و فعالیت من در این سایت خیلی خیلی بیشتر شد
وقتی که من با سایت استاد آشنا شدم
کارگر بودم
حقوق بگیر بودم
کلی بدهی داشتم قسط بانک و قسط های خانگی
دست به هر کاری که می زدم یا انجام نمی شد یا بخاطر ترس ها و محدودیت هایی که داشتم نیمه راه آن را رها می کردم
اعتماد به نفس پایینی داشتم
خودم و ارزشمندی ها و توانایی های خودم را نمی دیدم
معنی هدایت و الهامات خداوندی را نمی دانستم
از دستهای هدایتگر خدای مهربان غافل بودم
از معجزات ذهن و باور خودم غافل بودم
همه اینها برای من رنج آور و درد آور بود
نشخوارهای ذهنی که امان من را بریده بود
خلاصه آنقدر فشار رویم بود که دیگر در حال انفجار بودم
تا بالاخره از درون و با تمام تلاشم خواستم که تغییر کنم جهان هستی من را وادار به تغییر کرد
شروع به دیدن فایل های دانلودی کردم روزشمار تحول زندگی من ، باورهای ثروت ساز ، توانایی کنترل ذهن و سریال ها و و و
همه اینها سبب شد که بتوانم کم کم در عقل کل هم فعالیت کنم و با جواب دادن به سوالات دوستان یک اعتماد به نفسی عالی در من شکل گرفت
به دوره قانون سلامتی هدایت شدم چون بخاطر اینکه از خودم دور شده بودم توانایی کنترل کردن اراده و نفس خودم را از دست داده بودم و به همین خاطر دچار پرخوری و یک چاقی مفرط بد شده بودم
با دوره قانون سلامتی و نتایج عالی که گرفتم به خودم امیدوار شدم و یک حس عالی در من شکل گرفت که می توانم همچنان روی خودم کار کنم
در یک روز که در محل کارم بخاطر استعفا و جر و بحثی که داشتم کمی حالم گرفته شده بود به سایت استاد آمدم و روزشمار تحول زندگی من دوره عالی دستیابی به رویاها بود
این دوره را تهیه کردم و یک موج عظیم از تغییر و تحول در زندگی من جاری شد
از همه عالی تر این دوره را شاید تا بحال بیش از ده بار گوش داده ام
خلاصه الان که دارم این متن را کامنت می کنم
من کسی شده ام که نتایج عالی گرفته ام
به توانایی ها و دستاوردهای خودم ایمان پیدا کرده ام
به حال خوب خودم واقف شده ام
یک ارامش خوب و پایدار در درون من شکل گرفته است
حقوقم با کمک فایل های دانلودی و مخصوصا فایل های سه قسمتی چگونه در آمد خودتان را در یک سال سه برابر کنید به سه برابر تبدیل شده است
خودم برای خودم کار مورد علاقه خودم را مشغول به کار شده ام
و تمام قسط ها و وام های خودم را تسویه کرده ام
از همه مهمتر اینکه آخرین بدهی خودم را هم که رقم آن زیاد است هم با کمک فایل آقا رضای عزیز در نتایج دوستان از آموزه های استاد در حال بازپرداخت هستم آنهم بصورت خرد خرد
و خدارا شاکرم که با هدایت شدن به این دوره عالی
معنی و مفهوم هدایت شدن و الهامات خداوند را درک کردم
به دستهای خدای مهربان ایمان و اعتماد پیدا کردم
اکنون که می دانم که خدای مهربان از اینکه من شاد و خوشحال باشم و سالم و سرحال باشم و ثروتمند و پول دار باشم او هم حال می کند و کیف می کند
اینها همگی بخشی از نتایج عالی بود که من از این سایت استاد و فایل های رایگان و دوره های استاد عزیز من کسب کردم
خیلی خیلی خوشحالم از نتایجت و تحسین میکنم ایمانت رو ،چقدر عالی کار کردید و مسلما نتایج هم از کار کردن وتغییر بدست میاد،این رو نوشتم که به شما دوست عزیز بگم که مطالبت رو پیگیری و استفاده میکنم و سپاسگزاری میکنم از شما
من خیلی شمارو دوست دارم و هروقت تو عقل کل اسم شمارو میبینم حتما دیدگاهتون رو درمورد مساعل مختلف میخونم و اینکه شما چندین بار درعقل کل جواب سوال های من رو دادید و ازتون سپاسگزارم
از خاندن نتایج شما کلی انرژی گرفتم و ایمانم و انگیزع ام بیشتر شد .
خداوند رو سپاسگزارم که هدایتم میکنه به سمت بهترین ها
ما لایق بهترین ها هستیم
انشالله روزی به قدری نتایجم بزرگ بشه که بیام و از نتایج عالیم بنویسم.
بارها کامنت شمارو خونده بودم امااا اولین کامنتی هست که از نتایجتون خوندم،خیلیییییییی بهتون تبریک میگم و باید بگمممممم اولین الگوی من در زمینه گوش دادن به فایل های دانلودی ،شما بودی و اینکه نتایجت با همین فایل های دانلودی چنان زیاد شده و حتی حقوقت هم سه برابر شدههههه،من قبلا گوش میدادم باور های ثروت سازو ولی بخدا وقتی که نتایج شمارو دیدم ،گفتمممم ببین مهساااا،ببین اعضای خانوادت با همین فایلا کلی نتیجه گرفتن پس ازشون به سادگی رد نشووووو،
دوست خوبم ،ممنون که نتایجتووو به این خوبی و با عشق نوشتی ،چنان نوری در قلبم با کامنت روشن شد ،کهههه دیگه بی چون و چرا ذهنم قبول کرد ،که میشود.
داشتم کامنت های دوستان موفق رو میخوندم که هدایت شدم به کامنت موفقیت آمیز و رشد و پیشرفت های شما.… خدا رو شکر که در
مدار محصول قانون سلامتی و درآمد سه برابر هدایت شدید و الان به کار مورد علاقه ی خودتون مشغول هستید و از اینکه تمام بدهی هاتون رو تسویه کردید و به امید خدا در زمانی کوتاه دیگر بدهی هاتون تسویه میشه تحسین تون کردم و از اینکه حضورتون همیشه در عقل کل پر رنگ هست هم تحسین تون می کنم به امید خدا همیشه در مدار موفقیت های بیشتر و بیشتری هدایت شوید
خدارو شکر بهترین نعمت دنیا نصیب شما و همه ی بچه های خوب این سایت شده و از اینکه اینجا بهترین پناهگاه همه مون هست خدارو شکر گذارم
اینجا تنها جایی است که می تونیم موفقیت هامون رو جشن بگیریم خدایا شکرت
بهترینع بهترین موفقیت ها رو برای شما آقا سعید و برای همه مون آرزو مندم
روز و شبتون بخیریت و خوبی خوشی و ایام بکامتون شیرین و گوار
سلاااام استاد جان گفتن دستاوردهاتون رو بنویسید و بخونید که ببینید تونستید و انجامش دادی و بازهم میتونید میخوام بنویسم
من از همون اول دختر درسخونی بودم و جز شاگردان ممتاز مدرسه ها بودم
من دبیرستان وارد مدرسه نمونه شدم
سال کنکورم خیلی کنترل ذهنم سخت شده بود و کلا از مسیر خارج شده بودم در اصل هیچ آشنایی نداشتم با قانون و همه این موارد خلاصه سال اول که قبول نشدم
سال دوم من یه معلم شیمی که داشتم رو خیلی تحسین میکردم این خانوم خیلی فوق العاده بود و تا دکترا و فوق دکترا پیش رفته بود و بورسیه شده بود بره کانادا این خانوم دانشگاه آزاد هم درس میخوند که خیلیا میگن مدرک غیر دولتی فایده نداره ، البته که مدرک هرجایی بدون مهارت بی فایده اس
همینجا توی پرانتز بگم که مدرک و تحصیلات هیچ ربطی به میزان درآمد و ثروت شما نداره
سال دوم با قانون آشنا شدم کتاب شکرگزاری راندا برن بارها خوندم و تمریناشو انجام دادم و با باور و ایمان قوی
من سال دوم شیمی قبول شدم یک ترم و نیم رفتم که پندمیک شد و همه جا غیرحضوری شد من این بین با یه مجموعه پیج و کانال زدیم و من شدم ادمینش و از همین راه کلی درآمد کسب کردم رشته و درسم چی بود ؟ شیمی درآمدم چی بود؟ از ادمینی
همین حین من همزمان با کلاسهام دوره های عکاسی و فتوشاپ رو گذروندم و برای همین پیج هم ادیت میزدم
دوره های تولید محتوا شرکت کردم و کلی مهارتم رشد کرد خودم یه پیج زدم و یه ماه کلی فالور گرفتم با اون پیج که همکاری میکردمم کلی رشد کرد و رسید به جایی که ما همزمان چهار پنج تا کلاس رو با بالای 30 40 نفر دانشجو هندل میکردیم
و کلاسهای 60 70 نفری هم داشتیم توی اون دوران و به صورت مجازی این خیلی تعداد و مبلغ درآمد هم خیلی قابل توجه بود
و در ادامه به مدت 4 سال با این مجموعه همکاری داشتم در همین حین از فتوشاپ که یاد گرفتم و عکاسی هم کسب درآمد کردم
تااااا رسیدم به جایی که دیدم بابا من کجا شیمی کجا من عشقم هنره ، طراحیه ، خلق کردنه اول تصمیم گرفتم برم تغییر رشته بدم برم گرافیک دیدم نمیشه گفتم خب میرم گردشگری چون تو ذهنم بود دانشگاه دولتیه و حیفه و اینها
بعد یکی از دوستام گفت توکه به فتوشاپ و طراحی علاقه داری پس بیا برو دانشگاه تدوین بخون
آقا من رفتم پرسوجو افتادم دنبال اینکه تدوین چیه چیکار میکنن و اینها رفتم دانشگاه رشته تدوین نداشت اما رشته سینما رو داشت که میتونستم کلی درش پیشرفت کنم
خلاصه اینکه وارد این مسیر شدم و از اون دانشگاه دولتی اولی انصراف دادم
دوره تدوین گذروندم تا ترم دانشگاه شروع بشه و امسال دوتا درآمد از تدوین تیک زدم من الان توی مسیر علاقمم و فقط باید باورهای قدرتمند کننده ثروت بسازم تا بتونم درآمدم رو رشد بدم
اما ازدستاوردهام من یه مدت توی سایت بودم اما ایمیل قبلیم به مشکل خورد و دیگه هرکاری میکردم نمیتونستم با ایمیل های دیگه ایی وارد سایت بشم که نگو اون زمان هنوز توی مدارش نبودم و فقط جسته گریخته گوش میدادم
یه روز گفتم بذار یه ایمیل جدید بسازم و با اون بیام خلاصه ساختم و وارد شدم دیدم عه درست شد تونستم وارد سایت بشم
شروع کردم فایلهارو گوش دادن
رسیدم به این نتیجه که من روی باور لیاقت و فراوانی باید به صورت ویژه کار کنم
ویس با صدای خودم ضبط کردم و دارم گوشش میدم و ویسهای بخش باورهای ثروت ساز رو هم گوش میدم تا باورهام ساخته بشه
در مورد باور فراوانی نمونه های فراوانی رو نوشتم و هر روز با خودم تکرار میکنم
به یه تغییر نگرش رسیدم اینکه وقتی باورت تغییر میکنه احساست هم در اون موضوع تغییر میکنه و به جای اینکه آشغال هارو بریزی زیر مبل باورت رو عوض کن
و تغییر نگرش بعدی اینکه من مسئول خوب کردن احساس بقیه مسئول روحیه دادن به بقیه یا صلح و صفا دادن به بقیه نیستم من مسئول احساسات خودمم و فقط میتونم زندگی خودم رو بسازم و تغییر بدم
با فایلهای چگونه درآمد خود را در عرض یکسال سه برابر کنیم جذب پول داشتم
و کاری پیدا کردم و الان مشغول به کار هستم
حس میکنم مانند تشنه ایی که به اب رسیده و عطش زیادی به آشامیدن داره من روحم تشنه این فایلها و آموزش هاست و هر روز میام کامنت میخونم و مینویسم کلی فایل گوش میدم و لذت میبرم نکاتش رو مینویسم
خریددوره دوازده قدم رو هدیه تولدم قرار دادم و میدونم در بهترین زمانش میخرمش و میتونم خیلی با لول بالا کیفیت زندگیم رو افزایش بدم
از دیگر دستاوردهام اینه که پروژه موفقیت آمیز زیاد دارم
4 سال ادمین مجموعه بودن
4 سال تولید محتوا و ایده پردازی و خلاقیت
طراحی و ادیت با فتوشاپ در انواع پروژه ها
عکاسی از مدل و محصولات موفقیت آمیز و عالی
چندتا پروژه تدوین زدم که مشتری ها خیلی راضی بودن
یه ویدئو ادیت زدم و توی کانال یوتیوبم گذاشتم و یک کا و چهارصدتا ویو گرفت
با سه نفر جهت تدوین پروژه هاشون مذاکره کردم که یکیشون موفقیت آمیز بود و دونفر دیگر هم قراره تایید کنن و میدونم که الخیر و فی ما وقع
هرچی که خیره برای من اتفاق میفته
یه مدت جایی کارکردم و حقوق خوبی دریافت کردم
جذب شغل جدیدم
پژوهش دوتا مستند رو انجام دادم که پخش شدن و اسم من در تیتراژ هر دو آمده بود
هر ترم معدل الف دانشگاه هستم و 24 واحدی درس برمیدارم
گوشی خودم رو عوض کردم
پول عمل لیزیک چشمم رو خودم پرداخت کردم
برای خودم فرش خریدم
تخت خواب جدید و آینه قدی و رگال لباس خریدم
تعداد زیادی شال و لباس برای خودم خریدم
روی اعتماد به نفس و عزت نفسم کار کردم و تونستم مربی کوچ باشم و ازش به درآمد برسم
ادیت موسیقی انجام دادم و خیلی خیلی ازش بخ درآمد رسیدم
کلی کتاب خوندم و برای کارم کتاب خریدم
سیستمم رو خودم ارتقاء دادم و الان راحت تر میتونم باهاش کار کنم
سفر رفتم و تمام و کمال هزینه اش رو خودم دادم و خیلی راحت با پرواز هوایی برگشتم
دعوت شدن به شام و ناهار و مهمونی همیشه هست
همه به من خیلی اهمیت میدن و توجه میکنن
من به زهرای دوست داشتنی و جذاب و خوش قلب معروفم
من اعتماد به نفس خیلی خوبی دارم
من برنامه ریزی و خلاقیت خوبی دارم
من میتونم به همه ی کارهام برسم
واقعاً اولش انقدر ذهنم مقاومت میکرد که بنویسم الان نمیدونم چطوری تمومش کنم یه جمله مینویسم هنوز تموم نشده ذهنم جمله بعدی رو میاره و میگه بنویس ذهنم باهام همراه شده خداروشکر سپاسگزارم ازتون برای این فرصت عالی که میتونیم به بهترین نحو ازش استفاده کنیم
سلام عرض می کنم خدمت شما دوست عزیز و هم فرکانسی خودم زهرا خانم
بهتون واقعاً تبریک میگم
دست مریزاد نمی دونم چند سالتونه ولی فکر نمی کنم از من بزرگزتر باشید
من متولد هفتاد و چهارم ، 11 اسفند
چقدر از دست آورد هایی که داشتید لذت بردم و چقدر تحسینتون کردم
چقدرررر تحسینتون کردم
ماشاالله دست مریزاد
واقعاً آفرین به این حد از عزت نفس
وقتی دیدم آخر دیدگاهتون نوشته بودین که… اولش انقدر ذهنم مقاومت میکرد که بنویسم الان نمیدونم چطوری تمومش کنم یه جمله مینویسم هنوز تموم نشده ذهنم جمله بعدی رو میاره و میگه بنویس ذهنم باهام همراه شده ده برابر بیشتر تحسینتون کردم
چون مقاومت شدید هم داشتید ، نجواها هم بودن ولی نوشتید
دیگه واقعاً شجاعتتون تحسین برانگیزه
آفرین
حالا یه چیزی بگم؟!
میدونی چرا اینقدر خوشحالم و شگفت زده شدم؟
میدونی چرا سنم رو گفتم؟!
چون وجوه مشترک زیادی بین دست آوردهای شما و نتایج خودم دیدم /:
آره درسته در مورد شما میگم دستاورد چون شما برای خودت فوقالعاده ارزش قاعل هستی
چون به شدت باخودت در صلح هستی عاشق خودتی خودت قهرمان زندگی خودت هستی
بابا دست مریزاد دختر
من تازه چند وقته که با بازگو کردن موفقیت هام و ویس ضبط کردن ها و گوش دادن هایش دارم احساس خود ارزشی خودم رو در درون خودم پیداش می کنم
تازه دارم کم کم ، کم کم گوهر ارزشمند خودم رو پیدا می کنم
تازه دارم می فهم که من چقدرررررررر ارزشمندم
تازه دارم می فهمم که خودم قهرمان زندگی خودم هستم
به تازگی دارم یه سری حرف های جدید از همکارهام می شنوم
آدم هایی که خودشون در ذهن من آدم ها ارزشمند و عمل گرایی هستند …
در موقعیت های مختلف... در جمع یا در مکالمه 2 نفرمون بیان می کنند که آقای تجلی من ازت خیلی چیزها یاد گرفتم
آقای تجلی تو قلب خیلی خیلی مهربون و بزرگی داری که اینطور عاشقانه به من کمک کردی من تازه اومده بودم تو این کسب و کار و تو دستمو گرفتی و راهم انداختی
آدم دل گنده ای هستی دمت گرم
آقای تجلی من به بودن کنار سما افتخار می کنم
باعث افتخارمه که شما بیای داخل مجموعهی ما داخل دفتر کاری ما کار بکنی
و….
آره … من این چند وقت اخیر دارم از این چیزها زیاد می شنوم
و الان هم که خدا رو شکر هدایت شدم بیام دیدگاه شما دوست عزیز و ارزشمندم رو بخوانم
تا ببینم همین دست آورد های ارزشمندی که شما داری، من هم دارم….
من هم کلی جاها بوده که پول های خوب ساختم
مهره اصلی یک مجموعه بودم و کل اون مجموعه روی من و توانایی هام حساب باز می کرده
کلی جاها بوده که بخاطر صداقت و درستی و شرافتم بهم اعتماد شده و عدد های بسیار بسیار بزرگی بهم امانت سپرده شده
من هم قهرمان زندگی خودم هستم
من هم اینننننن همه دست آورد دارم
زهرا خانم دیدگاهت من رو منقلب کرد
الام ساعت 3:16 دقیقهی شبه (الان داره اذان صبح از بلندگوی مسجد پخش میشه)
من اومده بودم بیرون برای هواخوری و سپاسگزاری
فردا صبح هم باید برم بانک و چندین جای دیگه کار دارم ولی وقتی اومدم توی سایت و هدایت شدم این دیدگاه شما رو خواندم
اونقدرررر منقلب شدم و تحت تأثیر قرار گرفتم که نتوانستم ننویسم
خیلیی دوستتون دارم
همتون رو دوست دارم چون وقتی میام توی سایت و این دیدگاه های ارزشمند رو می خوانم علاوه بر اینکه کلییییی آگاهی ارزشمند رو درک می کنم و کلی مدارم تغییر می کنه
احساس غرور هم می کنم
یک غرور خیلی خوب و لذت بخش…
به خودم میگم ببین محمد تو خاصی
زهرا خانم به شما هم می گم…
شما خیلی خاصی
ما ها خوشبخت ترین آدم های روی این کرهی خاکی هستیم
چون الان در بهترین دانشگاه موفقیت در حال تحصیل و پاس کردن ترم ها هستیم
بقیه ی آدم ها کجان؟
تو در و دیوار!! شبکه های اجتماعی و تلویزیون و ماهواره و….
واقعا سپاسگزارم از کامنتی که گذاشتید و کلی لذت بردم بیشتر از ده بار از زمانی که دیدم کامنت رو خوندمش و هر بار انقدر حس خوبی گرفتم و انرژیم بالا رفته که خدارو صد هزار مرتبه شکر خدایا شکرت
اینکه چند سالمه شاید این همزمانی خیلی جالب باشه که حدفاصل دوتا سنم یه نفر سنمرو ازم بپرسه :) لحظات پایانی 22 هستم و فردا 20 تیر وارد بیست و سه سالگیم میشم
خدارو سپاسگزارم که این دویست و چند روزی که وارد سایت شدم پر از برکت بوده برام و دوست دارم در ادامه هم زندگی و عمری پر از شادی برکت ثروت سلامتی مطلق و عشق و عشق داشته باشم خدایا سپاسگزارم
دوست عزیزم بسیار سپاسگزارم که ویژگی های مثبتم رو از کامنتم بهم گفتی واقعاً سپاسگزارم و چقدر لذت بردم یه بار داداشم از استاد عباس منش نوشته بود که من از آقای عباس منش خوشم می آید اون بسیار پر انرژی و هیجان داره و همش خدارو شکر میکنه
این نوشته داداش هشت ساله ی منه که فقط چند قسمت از سریال زندگی در بهشت روهمراه خواهرخوبش که من باشم دیده
و من چند بار پیش خودم چند بار توی کامنت ها و با دوستم بهار که صحبت میکردم گفتم خدای من استادچه ارتعاشی داده که یه بچه از این سر دنیا عاشقشه و میگه از عباس منش خوشم میاد
یا چقدر روابطش خوبه که اینجوری میشه چقدر اینو توی ذهنم تکرار کردم و با خودم هی مرورش کردم به زبان ساده تر توجه و ورودیم روی این ویژگی مثبت از استاد بوده و الان خودم جذبش کردم
شده که دوستان بهم کامنت بدن و کلی از کامنتم و آگاهیی هایی که خدا گفته و من نوشتم تشکر کردن
اما کامنت شما جواب اون ارتعاش تحسین استاد بود که یه نفر که اصلا منو ندیده صدامو نشنیده میاد از نوشته های من کلی ویژگی خوب از منو میگه تحسینم میکنه
خدایا سپاسگزارم ازت برای قانون منظم جهانت که با کنترل ورودی وتوجه خروجی همون رومیدی خدایا سپاسگزارم ازت
دوست خوبم ممنونم ازت
در مورد ویژگی شجاعت ، من وقتی از دانشگاه انصراف دادم خودم که گذشته بودم ازش
استاد میگن باید به چیزی برسی تا بتونی ازش بگذری من دقیقاً اینودرک کردم من اگه دانشگاه دولتی قبول نشده بودم نمیتونستم ازش بگذرم و انصراف بدم البته گفتم که همون انصراف هم تکاملی بود هرچی تجربه ام میرفت بالاتر نزدیک و نزدیکتر
و خیلیا منو شجاع خطاب میکنن برای این حرکت و حتی سایر کارهای که دیگران میترسیدن از انجامش ولی من انجامش دادم و چیزی که اونها فکر میکردن نشده
استاد میگه خدا پاداش میده به شجاعان من انصراف دادم و خدا بهم گفت بیا دختر جون اینم علاقت بدو برو تو مسیرش خدایا شکرت
یه حرکت شجاعانه ی دیگه هم امروز انجام دادم اینکه من چندتا کار رو رد کردم برای اینکه مسیرشون از منزل دور بود دور که میگم نهایت یه ربع بیست دقیقه منتهی ذهنم چون مقاومت میکرد رد شدن و من امروز رفتم برای مصاحبه کاری که نزدیک به خروجی شهره مسیرش تا خونمون یک ربع راهه ولی من با همه نجواهای ذهنم بلند شدم و رفتم و قرار شد جلسه بذاریم
این کارم رو گفتن کارفرمای اصلی یعنی رییس شرکت خارجه
و این نشونه ی خوبیه واسه مهاجرت واسه همه توجه هاتم به خارج به مهاجرت و خدایا شکرت انقدراونجا فراوانی دیدم دوتا شرکت برای این مهندس هست یکی شرکت وسایل خونه یکی لوازم خودرو و چقدر این آدم ثروتمنده و تحسینش میکنم آفرین
خواستم این جذب خوبمو باهاتون در میون بذارم
گفته بودم دوره دوازده قدم رو واسه هدیه تولدم میخوام نگم براتون که خیلی زودتر از تولدم قدم یک و 8 روز مونده بود به تخفیف چهل درصدی قدمدوم رو خریدم و الان تا جلسه سوم گوش دادم فقط گوش دادم یادداشت برداری و عملگرایی هم کم کم انجامش میدم
ولی میخوام عمل کنم به گفته های استاد ، استاد جان انقدر با صداقت حرف میزنین که تا عمق وجودم میره میشینه حرفاتون دوستتون دارم استاد عزیزم
یه چیز جالب بگم بهتون من همیشه از زمان بچگی شایدم از دبستان و راهنمایی خیلی وقت پیش همیشه که بقیه ازم تعریف میکردن میگفتم چون من خاصم چون من خاص بودم از همون بچگی :)
اون موقع هیچی از قانون نمیدونستم الانم به اندازه ایی که میدونم عمل میکنم و به اندازه ایی که عمل میکنم نتیجه میگیرم
و الان شما همینو گفتین
سپاسگزارم از تحسین ها ، از احساس ارزشمندی ، از حس خوب و انرژی خوب و خالصی که بهم انتقال دادید
و کجا آدم میتونه دوست های این چنین خوب و هم فرکانس داشته باشه که بتونه انقدر صادقانه باهم صحبت کنند و از هم یاد بگیرند و در کنار هم بالا برند
شما خیلی تحسین برانگیز هستید و خوشحال میشم دستاوردهای شمارو هم بخونم تا ایمان و باورم قوی تر بشه و انرژی بگیرم و تحسینتون کنم
در مورد احساس لیاقت که پاشنه آشیل من بود و بقول استاد جان همیشه باید روی آشیلها کار کنیم من با دوستم بهار صحبت کردم و کلی حرفهای عالی زدیم از اون ویسها یه جمله ازش به یادگار میگم که گفت زهرا تو اقیانوسِ ارزشی
و من با خودم توی ذهنم میگم واااو اقیانوسِ ارزش ، اقیانوس تموم میشه؟ نه اقیانوس کم میشه ؟ نه اقیانوس…؟ نه نه نه جواب همه ی این سوالها نه هست پس من ارزشمندم
بهار میگفت زهرا ما ارزشمندیم لازم نیست کاری کنیم تا ارزشمند بشیم ما وقتی آفریده شدیم وقتی اومدیم توی این دنیا ارزشمندیم فقط یادمون رفته این تمرینات رو انجام میدیم که یادمون بیاد ما ارزشمندیم و چقدر این جملات قشنگ بود و به جانم نشست و الانم که میگم کلی حسم روخوب میکنه
یه فایل هم استاد دارن که میگن ما بدون هیچ دلیلی لایقیم
اسم فایل رو یادم نمیاد ولی اون فایل هم بینظیره و خدارو هزار بار شکر که توی این مسیرم
خدایا کمکم کن هر روز بیشتر از دیروز عملگرا به قانون باشم کلمه رمز : تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
همین الان بهم الهام شد این جمله روپایین همه کامنت هام بنویسم انقدر تکرارش کنم تا بره بشینه جایی که لایقشه وسط قلب وسط تک تک سلولهای وجودم و تا عمق جانم باورش کنم خدایا شکرت سپاسگزارم و دوستت دارم خدا جون
درود به شما دوست عزیز و هم مدارم خانم محمود آبادی عزیز
الهی صد هزار مرتبه شکر
خیلی خوشحالم که توانستم خوشحالتون کنم و بهتون حس خوب و ارزشمندی بدهم
خیلی خوبه که یه همچین محل کار خوبی رو جذب کردین
خیلی حرفای جالبی تو این دیدگاه نوشته بودین
موضوع مدیر کسب و کار که ازشون الگو برداری می کنید برای رفتن به خارج از کشور
موضوع اقیانوس ارزش که به شدت من رو در فکر فرو برد
برادر کوچیکتون که ابراز علاقه به استاد داشته
واقعاً موضوعات جالبی رو برای من شرح دادین و من واقعاً سپاسگزارم
تولد 23 سالگیتون مبارک:) البته با چند روز تاخیر دیگه!
ببخشید که سنتون رو اشتباه گفتم (ایموجی خنده با اشک)
من از همون کودکی هم در تشخیص سن آدم ها شم خوبی نداشتم :) تازه حالا خوب شدم ، خدا رو شکر وگرنه ممکن بود بالا 30 سال هم بگم :)
روز تولد شما دقیقاً با خواهر زادهی عزیزم ستایش یکیه
دو تا خواهر زاده دارم یکیشون 4 سالشه اون یکی 12 سالشه
خانم محمود آبادی من دست آوردهای خیلی خیلی خوبی در این مسیر داشتم از وقتی که با استاد آشنا شدم
ولی بنا به دلایلی فعلا دیدگاهی نمی نویسم
ان شا الله در آینده وقتی هدایت بشم و بهم گفته بشه بنویس میام می نویسم
فعلاً این روزها تو سایت هستم دیدگاه های دوستان عزیزم رو می خوانم تحسینشون می کنم و گاها بهشون پاسخ می دهم
این قسمت دیدگاهتون که گفتید پایین همه دیدگاه دیگه می خواهید جمله رمز رو بنویسید خیلی برایم جذاب بود به همین دلیل دیگه دارم پایین تمام دیدگاه های خودم می نویسیم
این هم یه درس بود، سپاسگزارم
به دستان قدرتمند فرمانروای یکتای جهان هستی خداوند مهربان می سپارمتون
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خداروشکر میکنم برای قلب هایی که برام نرم و پر از عشق کرد ️
دوست خوبم ممنونم ازت برای عملگرا بودنت که باعث شد من وارد این مسیر بشم
و شروع کنم جدی کار کردن روی خودم قدم برداشتن و پا توی مرحله عملی کردن گذاشتن
دوست خوبم عزت نفست رو تحسین میکنم که انقدر رشد کردی و راحت صحبت میکنی
و بهت افتخار میکنم که با نتایجت دارم میبینم که چقدر روی این موضوع کار کردی و رشد داشتی
تحسینت میکنم و تو بهم یادآوری کردی که زهرا تو اقیانوس ارزشی
گفتی یه اپسیلون از خدا ببین چقدر ارزشمنده و ما که کل روحمون وجودمون از خداست
هر بار که اون ویس رو گوش میدم اشک شوق میریزم و چقدر سپاسگزار فرمانروای جهانم قدرت برتر که مارو توی مسیر هم قرار داد و خداروشکر که دوست خوب و همفرکانسی مثل تو دارم
سفر باهات تفریح باهات رو بارها و بارها توی ذهنم دیدمش
خدارو هزاران مرتبه شکر و سپاس میگویم به خاطر همه نعمتهای بی منتی که به من ارزانی داشته.
من در 23 سال زندگی مشترکم همیشه پول رو راحت خرج میکردم و پس انداز کردن رو بلد نبودم. البته اینو بگم ما زندگیمون رو از صفر شروع کردیم همسرم میگفت من تو مجردی میخواستم با پس اندازن یه پیکان بگیرم پدرم گفت برو با این پول زن بگیر خخخخ. و وقتی ما ازدواج کردیم پولی که تو مراسم جمع شد پدر همسرم برداشت و ما اول زندگی برای پول پیش خونه قرض کردیم. و یادمه همیشه همسرم بدهکار بود چون حقوقش احتیاجاتمون رو برطرف نمیکرد. من تو خونه ارایشگری و خیاطی میکردم
همیشه ارزو داشتم طعم پولداری رو بچشم. مادرم همیشه پنهانی کمکم میکرد و میگفت بساز با زندگیت.دیگران از شما بدترن و آدم ها ی بدبخت رو برام مثال میزد. ولی من در وجودم نمیپذیرفتم و درک میکردم که اون آدم ها مشکل از خودشونه. و به همسرم میگفتم ببین آدمهای بیخیال و صبور پولدارن و راحت پول بدس میارن. ولی اون میگفت اونایی که راحت پول بدست میارن خلافکارن. من تو زندگیم خیلی جاها ندانسته به قانون خوب عمل کردم. مثلاً اگر با همسرم دعوا میکردم. وقتی میرفت سر کار من پا میشدم برای خودم آهنگ میزاشتم. غذای دلخواهم رو میپختم و یا کاری که علاقه داشتم انجام میدادم و احساس بدم رو به خوب تغییر میدادم.
منی که پول نمیتونستم پس انداز کنم به لطف خدای مهربونم تو این یکسالی که با این سایت آشنا شدم تونستم 20 میلیون پس انداز کنم. و ایمان دارم که تا سال دیگه 3 برابرش میکنم. من باورهای ثروتمندی رو در خودم ساختم و میدونم که اگر به لطف خدای مهربون دوره روانشناسی رو هم تهیه کنم جزوه میلیادر ها میشم چون این توان رو در خودم میبینم. من در این چند ماهی که تو فروشگاه لوازم خانگی برادرم جار میکنم. به جایی رسیدم که برادرم مسئولیت 80 درصد فروشگاه رو به من سپرده. من تو انبار هم کار میکنم و هم در فروشگاه. گاهی وقتا احساس میکنم که فروشگاه مال خودمه مثلا به خریدار میگم این جنس رو ندارم، براتون تهیه میکنم خخخخ.
آره دوستان رو خود باوری خودتون کار کنید. وقتی اعتماد به نفست بالا باشه میتونی جهان رو فتح کنی.
من وسایلی هم دوختم و تو فروشگاهمون برای فروش گذاشتم. تو خونه خیاطی میکنم اگر کسی هم بخواد براش میدوزم، ارایشگری هم میکنم.، نقاشی سیاه قلم هم سفارش میکشم. و از این کارها لذت میبرم. صبح ها زود بیدار میشم. به همه کارام میرسم و شبها با آرامش به خواب میرم. الان دیگه زندگی برام لذت بخشه. چرا که هر روزم رو با انگیزه شروع میکنم. و میدونم روزی خواهد ادم که من سرپرستی چند بچه رو به عهده میگیرم. من جزء خیرین مدرسه ساز میشم. من درراه رسیدن به این آرزو ها دست به هر کاری میزنم و باورهای عالی میسازم. و خداوند هم مرا بیاری خواهد کرد. خدایا دوستت دارم بی نهااااااااااایت
سلام ب همه ی عزیزان سایت و خانوم شایسته و استاد عزیزم
من سمیرا نظری هستم ک در آخرهای سال ۹۵ در وضعیت خیلی خیلی بد با استاد آشنا شدم اونم چی واقعا ب طور خیلی معجزه آسا من اصلا از موفقیت و این مباحث تا قبل از آشنایی با استاد هیچ شناختی نداشتم واقعا هیچی نمیدونستم صبح تا شب من توی یوتوب چرخ میزدم وقتی ک از همه جا بریده بودم انقدر اشک ریختم ک خدایا چرا من چرا انقدر عذاب باید بکشم داشتم با خدا ی جنگ حسابی میکردم ک چرا این بدبختی ها برای من میشه وقتی آروم شدم درست چند ساعت بعد رفتم تو یوتوب ک چشمم خورد ب یکی از فایل های استاد ک در رابطه با تند خوانی بود نمیدونم ک چطوری شد ک زدم روی فایل و شروع ب دیدن کردن همانا و جذب استاد شندم همانا انقدر مجذوب حرف های استاد شده بودم ک العان ک فکر میکنم نمیدونم چی می فهمیدم چون اصلا سر در نمیاوردم فقط ی نیرویی منو پرت میکرد جلو فقط گوش میکردم مثل کسایی ک چند سال هیچ غذایی نخوردن یه دفعه ب غذا می رسند نمیدونند تو چشم شون کنند یا تو گوش شون همون جور تشنه گشنه فقط گوش میکردم تا ۳ ماه بعد ک استاد دوره روانشناسی ثروت و گزاشت رو سایت و واقعا بازم خدا برام معجزه کرد و روانشناسی ثروت و خریدم و حسابی با تمام قدرت روی این دوره کار کردم کلمه ب کلمه این دوره رو نوشتم با جون و دل بعد دوره جهان بینی توحیدی رو آنلاین با بچه ها کار کردم بازم با تمام وجودم و با قدرت روی دوره ها کار کردم توی این چند سال تقریبا چند بار از مسیر درست خارج شدم ولی بازم خدا معجزه کرد تو زندگی م و با قدرت بیشتر منو برگشتوند تو مسیر درست
العان ک ب مسیر تکاملی خودم نگاه میکنم میفهمم ک چقدر تغییر کردم من ک اومدم تو سایت نمیدونستم باور یعنی چی نمیدونستم وقتی استاد میگه ب نکات مثبت توجه کنید اصلا نمیدونستم مثبت چی هست فقط تا دلتون بخواد منفی انقدر با شیطون رفیق بودم ک نگو لحظه ب لحظه احساسات منو بد میکرد یه بار میگفت مریض میشی مریضی بد میگیری ی بار میگفت بچه هات العان ی اتفاقی براشون می افته وووو خیلی چیزهای دیگه از هر طریقی تو ذهن نجوا میکرد و منم باورش میکردم حتی از خودم نفرت داشتم ی آدم فوقالعاده بی اعتماد به نفس از نوع ی ک تو خانواده بسیار پرخاشگر و تهاجمی ولی بیرون از خانواده مثل ی موش ضعیف خودم از همه کم ارزش تر میدونستم ب همسرم توهین میکردم حتی فحش های بد میدادم اصلا کنترل کردن من خیلی سخت بود با هیچ کس نمیساختم داغون بودم از نظر سلامتی ی باور ک داشتم این بود ک وقتی اعصاب م خورد میشه شونه درد میگیرم زانو درد میگیرم و فکر میکردم مریصی ارثی چون مامان م دیسک داشت منم برای خودم ساخته بودم ک دیسک کمر دارم وهر روز کلی درد های مسخره و جور واجور داشتم از نظر معنویت ک کلا خدا رو جلاد میدونستم چون قرآن و از اول تا آخر چند بار با معنی خونده بودم ولی نمی فهمیدم ک چون با باور اینکه خدا ما رو واسه بدبختی آفریده بیکار بوده ما رو آفریده ک ب بدبختی هامون بخنده با این باورهای چرت و پرت قرآن و میخوندم فقط جهنم تو ذهنم بلد میشد ک این چه خدایی ک فقط میخواد عذاب بده و این باعث میشد بیشتر از خدا بترسم و بیشتر احساس گناه کنم همش از روی ترس خدا رو صدا میکردم از روی عجز و ناله از نظر ارتباط ک گفتم حتی با خودم هم ارتباطم خوب نبود چه برسه ب اینکه با دیگران ارتباط داشته باشم حتی ی دونه دوست هم تو زندگی م نداشتم از نظر ثروت زیر صفر واقعا زیر صفر مدام دستمون جلوی دیگران دراز بود مدام بدهکار بهره رو بهره ماشین پیکان مدل پایین می خریدم برامون ۶ برابر پول واقعی ش در میومد بعد دوباره باید ماشین و میدادیم میرفت ولی قسط هاش همچنان بود دیگه ببینید ک چقدر ما داغون بودیم دست ب طلا میزدیم خاک میشد و واقعا هم نمی فهمیدم چرا فقط با خدا میجنگیدم این چکاب قبل از آشنایی م با استاد بود
وقتی شروع کردم روی باورهام کار کردن تا همین العان کلا زندگیم از این رو ب اون رو شده اصلا قابل مقایسه نیستم با قبلا خودم من و همسرم تو فامیل معروف بودیم از دعوا و فحش و فحش کاری یعنی مثل خودمون رو تا حالا هیچ جا ندیده بودم ولی العان چهار سال ک مهاجرت کردیم و از این چهار سال سه سالش با استاد آشنا شدم برای همه حتی خانواده خودم تعجبی ک ما چطور توانستیم با هم زندگی کنیم در کمال آرامش ک حتی به غیر از اون یک سال اول هیچ کسی ی بار نشنیده ک ما دعوا کردیم اتفاقا چند وقت پیش با مامانم تلفنی صبحت میکردم میگفت یادته چقدر جنگ و دعوا داشتید چقدر خوب شد ک العان انقدر تغییر کردید البته مامانم با قانون آشناست و از فایل های استاد استفاده میکنه ولی برای بقیه فامیل خیلی تعجبی ک ما چطور تونستیم با هم زندگی کنیم توی این مدت و این نتیجه ها برای من معجزست آرامشی ک تو زندگی م هست واقعا با هیچی نمیشه عوض کرد حالا حالا خیلی کار داره ک بخوام بهتر از اینی ک هست بشم ولی از ۱۰۰ درصد واقعا ۶۰ درصد عالی عالی ک خیلی راضی هستم از نظر معنویت ک عاشق شدم حسابی عاشق خدایی ک از قبل بود ولی من نمی شناختم ش عاشقش شدم هر چی میخوام می سپارم ب خودش و خودش از بینهایت طریق جواب مو میده یه خاطره تعریف کنم قبلا یکی از فامیل های دورمون یه چیزی تعریف میکرد ک من اون موقع باور کردم و می گفتم خوش به حالش میگفت من ی همزاد نمیدونم همچین چیزی دارم ک همه کار برام میکنه میگه این کار و کن اون کار و کن خلاصه هر کاری ک می گفتم برام انجام میداد خیلی با هیجان ک اره من ی کسی یا چیزی رو دارم ک همه کار برام میکنه فقط کافیه بهش بگم چی میخوام برام انجام میده اون موقع ها من سنم خیلی کم بود تو دلم می گفتم خوش بحالش خیلی دلم خواست یه همچین چیزی داشته باشم تا دیشب ک یه دفعه یادم افتاد و گفتم خدای من نمیدونم اون راست میگفت یا دروغ ولی من دلم خواست ک منم ی چیزی داشتم ک هر چی میخوام و بهم بده و العان خدا رو شکر خدا رو دارم و خدا چقدر راحت العان هر چی ک میخوام و بهم میده فقط کافیه ک باورم در مورد اون چیز درست باشه و ایمانم قوی میگم و خدا بهم میده و جالب یه موقع ها چون بلند میخوام از خدا مثلا داریم پیاده روی میکنیم یه دفعه ب خدا میگم خدایا العان دوست دارم سایه باشه تا ما برسیم خونه و درست بعد چند دقیقه ب طرز عجیبی ابر جلوی خورشید و میگیره سایه میشه وقتی این اتفاق ها می افته همسرم میگه تو جادوگری چند بار واقعا شک شده بود ولی من کافیه ک از خدا بخوام و اون خدا عشق م سریع به من میده منو از زیر زیر صفر رسوند ب بالای صفر این خودش نتیجه ست این خودش معجزه ست این همون خدای خشن قبل هست خدایا شکرت العان ک این خدا رو پیدا کردم یعنی تمام دنیا برای منه وقتی ب دور و بری هام نگاه میکنم اصلا فکر میکنم من توی ی دنیای دیگه هستم اصلا اینا رو نمیفهمم من صواد انچنانی ندارم ده کلاس بیشتر نخوندم همیشه فکر میکردم باید خیلی درس بخونی تا بتونی با کلاس حرف بزنی علم و اگاهی داشته باشی و چون من نخونده بودم خودم و خیلی پایین میدونستم ولی العان انقدر اگاهی دارم خوب معلومه وقتی ب اگاهی کل وصل هستی معلومه ک علم همه چی رو بهت میده بهت باور میده بهت کلاس میده بهت قدرت میده بهت ارزش میده و خداروشکر همه این چیزها رو بهم داده راحت میتونم ارتباط برقرار کنم با هر کسی از ریس گرفته تا ی خدمتکار میتونم ارتباط برقرار کنم خودم و کوچیک نمیبینم بلکه خودم و با ارزش میدونم همه این ها رو خدا بهم داده رابطم با خدا عالی قبلا از خدا هم روم نمیشد درخواست کنم ولی العان راحت با هم عشق و حال میکنیم درخواست ک چیزی نیست این ها نتیجه ست نتیجه هایی ک میلیون ها بار ارزش داره از نظر سلامتی ک نگم براتون حالم عالی عالی همه اون درد های وقت و بی وقت ها از تنم رفته بیرون دیگه مریضی رو ارثی نمیدونم و خداروشکر خداروشکر بدن خیلی خیلی سالمی دارم و از بدنم از همین چیزی ک هستم لذت میبرم چون خدا برام سلامتی هم شد
از نظر ثروت هنوز ک هنوز نتونستم خودم ثروت بسازم یعنی انقدر باورهای ثروت م داغون بود ک تازه دارم تکامل و طی میکنم و خداروشکر چند وقت پیش به من الهام شد ک شروع کنم روانشناسی ثروت ۳ رو حسابی کار کردن و العان چند هفته هست ک دارم عالی روی باورهای ثروتم کار میکنم خدایی موندم من اون موقع ک آنلاین اومد این دوره و من کلمه ب کلمه نوشتم هر قسمت و من چه فهمیده بودم فکر کنم هیچی فقط گوش میکردم بدون درک هیچ درکی نداشتم فقط گوش میکردم ولی العان ک دارم روی دوره کار میکنم الهی شکر الهی شکر از این قانون قشنگ انقدر باورهای عالی درک میکنم انقدر قشنگ میفهمم ک خدا داند وقتی دوره رو تموم کنم چه شود چه ایدهایی چه ثروت هایی ک بسازم فقط خدا داند نشونه ها نشون میده دارم وارد مدار ثروت میشم ک وقتی برم تو مدار ثروت میدونم ثروت میاد پشت سر هم فقط باید با ایمان ادامه بدم و ب الهامات هم عمل کنم ک بازم الهی شکر کافیه خدا بهم ی چیزی رو الهام کنه اصلا ردخور نداره ک نخوام انجام بده سریع سریع تا میفهمم الهام از طرف خداست انجام میدم بازم این خودش ی موهبت از طرف خداست ک من انقدر عالی ب الهامات م عمل میکنم خودم ک خیلی حال میکنم انقدر تو عمل ب الهامات م سریع هستم و یه چیز خیلی مهم ک یادم رفت بگم من چند سال بود ک سیگار مصرف میکردم وقتی خدا بهم الهام کرد ک نکشم همون موقع برای همیشه سیگار مو ترک کردم این ی نشونه از اینکه چقدر سریع ب الهامات م عمل میکنم فقط کافیه خدا لب تر کنه و من انجام بدم اینا همه نتیجه های آشنایی من با استاد و کار کردن م با دورهای استاد هست ک زندگی منو از نابودی ب آبادی رسوند حالا مونده نتیجه ها فعلا تو راه رشد هستم تو راه تکامل بزار باورهای ثروتم درست بشه طبق گفته استاد گیاه و خیلی وقته کاشتم سه سال پیش منتظرم ک جوانه ها از زمین بیاد بیرون چه شود ی دوستی از گیاه بامبو نوشته بود تو سایت خیلی جالب بود میگفت وقتی بامبو رو میکارند پنج سال طول می کشه ک این گیاه سر از خاک بیرون بیاره ولی وقتی هم بیاد بیرون چند متر رشد میکنه العان من هم باورها رو کاشتم وقتی بیاد از خاک بیرون چه نتیجه هایی رو ببرم خدایا شکرت الهی صدهزار مرتبه شکرت ک توی این سایت هستم میخواستم یه نتیجه عالی از ثروت هم گرفتم بیام این جا بنویسم ولی وقتی از نشونه سایت استفاده کردم هدایت شدم ب این فایل و بهم الهام شد بنویسم منم نوشتم نوشتنی ها خیلی اگر بخوام مو ب مو معجزه های زندگی مو بنویسم واقعا باید کتاب ها نوشت ولی ی مختصری رو نوشتم برای دوستانی ک تازه وارد سایت میشند تا ایمان شون قوی بشه ک یه آدم ک انقدر داقون میاد توی ی سایتی بدون کار فیزیکی و فقط با فایل گوش کردن و البته ثابت قدم بودن ب این همه معجزه می رسه بچه ها قانون جواب میده فقط با ایمان ادامه بدید قانون جواب میده خدا همیشه آنلاین و همواره پاسخ هاش خیره
استاد امیدوارم ک عمر طولانی داشته باشید و این راه رو با قدرت هر چه تمام تر ادامه بدید و ما هم بدنبال تون جا پای قدم هاتون بزاریم و ادامه بدیم
واقعا خوندن نظرات بچه ها فقط داره باورهای من رو قویتر میکنه فقط داره ایمانم رو بیشتر میکنه فقط داره منو در مدار اتفاقات خوب بیشتر قرار میده که باعث بشه در برابر نجواهای ذهنم این سلاح های قدرتمند رو داشته باشم .
تحسینت میکنم سمیرا جان آفرین به تو انسان توحیدی و ارزشمند خیلی لذت بردم از رابطه عاشقانه آت با خدای حقیقی .
شکر خدای من برای دنبال کردن وشناخت خدای واقعی مون .
برات بهترین ها رو آرزو دارم چون لایق بهترین ها هستی عزیز م .?????????
سلاااااام استاد عزیز، خانم شایسته و دوستان مثبت اندیش
میخوام بدون حاشیه، برم سر اصل مطلب:
-سالها بود که موضوع درآمد تو زندگی من تبدیل به یک معضل شده بود؛ البته تو ذهنم!کاملا قفل شده بود. من قبلا درآمدهای پراکنده با فاصله ی زمانی زیاد داشتم. یک کاری رو در مدت کوتاهی انجام میدادم و پول کمی ازش به دست میاوردم و تمام. به همین خاطر بعد از دیدن ویدیوی سه برابر کردن درآمد، نمیدونستم باید چطور توصیه های استاد رو عملی کنم چون عملا درآمد پایداری نداشتم که بخوام سه برابرش کنم. عزت نفسم هم در این زمینه داغون بود.تقریبا باور کردن همه ی اعداد برای من سخت بود! به هر حال تصمیم گرفتم رقمی رو برای خودم به عنوان «اولین درآمد در مدت یک ماه» در نظر بگیرم که اون رقم نه خیلی کم باشه و نه خیلی زیاد که اصلا نتونم باورش کنم. پس رقمی رو تعیین کردم و به روشهای مختلف اون عدد رو برای خودم باورپذیر کردم و بیشتر از هر چیز، روی عزت نفس و کنترل ورودی های ذهن تمرکز کردم. امشب ساعت ۱۱ و سی دقیقه متوجه شدم که به اون رقم در مدت فقط ۱۲ روز رسیدم :) اون هم به راحتی. فرصتی برای من پیش اومده که در عین یاد گرفتن کار جدیدم، دارم پول هم میسازم. خدارو شکر. وقت حذف کردن این رقم از دریم بورد رسیده :) تو چند ماه گذشته بارها صحنه ی رسیدن به این خواسته رو تجسم کرده بودم و امشب به صورت سه بعدی و واقعی اتفاق افتاد :)
-یک چیز مهمی رو سالها بود میخواستم اینترنتی از یک وبسایت امریکایی بخرم که این خواسته ی من به مدت ۹ سال و نیم قفل شده بود و حتی زمانی که دو سال پیش روشی مطمئن برای خریدش پیدا شد، یه ترمز درونم نذاشت حتی فکر خریدنش لحظه ای به ذهنم برسه!!!! همش منتظر بودم فلان اتفاق بیفته تا من اونو بخرم. وقتی روی عزت نفسم کار کردم فهمیدم مشکل از عزت نفسه. مشکل از احساس لیاقت بود. بالاخره چند ماه پیش خریدمش. اینکه چی بود مهم نیست. مهم اینه که قفلش با عزت نفس و گیر ندادن به «چگونگی رسیدن به خواسته» باز شد. راستی! اینم باید از دریم بودم حذف کنم :) خدارو شکر
-توی دریم بودم عکس یه ساعت گذاشته بودم که لا به لای اعدادش یه ساعت کوچولوی دیگه اضافه شده و در واقع یک طراحی فانتزی و مفهومی و یک کار هنریه. معنیش هم به زبان خودمون میشه همون برکت پیدا کردن زمان یا کش اومدن زمان. کنار ساعت نوشتم که زمان برای من کش میاد. از همون روزها به صورت خود به خودی انواع و اقسام اتفاقات افتاد تا بعضی کارهام سریعتر انجام بشن یا ایده و روشهایی به من داده شد تا زمان بیشتری رو برای انجام دادن کارهای با کیفیت داشته باشم و کارهای اضافه حذف بشن یا به شکل سریعتری انجام بشن. این مورد فعلا از دریم بود حذف نمیشه چون هنوز جای کار داره اما تا همین الان هم خیلییییی خووووووب بوده. خدارو شکر
-قبلا حواشی زندگی روزمره ام زیاد بود. راستش نمیتونم جزئیات رو بگم چون خصوصیه.این مورد باعث میشد به صورت ناخودآگاه و اتوماتیک تمرکزم روی چیزهای بیهوده باشه و وقتم هدر بره. باعث میشد کمتر در لحظه ی حال زندگی کنم. در واقع به قول استاد انرژیم نشتی پیدا کرده بود. همیشه فکر میکردم حذف کردن این مورد از زندگیم غیر ممکنه! حالا ماه هاست که حذف شده. تلنگر اولیه رو وقتی خوردم که استاد تو یکی از ویدیوهاشون گفتن: ببین کجا داری انرژیت رو مصرف میکنی…ببین کجا نشتی انرژی داری. اونو از بین ببر.
از بین بردمش و این خودش به تنهایی برای من یک نتیجه ست به همین خاطر نوشتمش. از اون موقع خدا میدونه چقدر ریتم زندگیم تند تر و کیفیتش بیشتر شده. تحقق پیدا کردن خواسته هایی که تو این کامنت گفتم، همش بعد از حذف کردن اون حواشی از زندگیمه.خدا رو شکر
-تازگیها ایده های کوچک بیشتری برای زیباتر کردن و کاربردیتر کردن محیط اطرافم، به خصوص اتاقم به ذهنم میرسه. من حس میکنم یک قفل ذهنی برداشته شده و من خلاقتر شدم. یک چیزهای جدیدی به ذهنم میرسه.
-یکی از مهمترین نتایج کار کردن روی باورهام اینه که نسبت به قبل آرامش بیشتری دارم. یک چیزهایی قبلا خیلی ناراحتم میکرد و الان فقط به خاطر بیشتر درک کردن قانون(دونستن با درک کردن فرق داره) اون چیزها برام ناراحت کننده نیستن. رهاتر شدم…کمتر درگیر مسائل حاشیه ای میشم…این نعمت بزرگیه. خدارو شکر
-راستش من روی موضوع روابط کمتر کار کردم اما حتی در این زمینه هم داره اتفاقات خوبی میفته. از کسانی هدیه(بی مناسبت) و تبریک دریافت میکنم که اگه هزار سال فکر میکردم، نمیتونستم حدس بزنم اون اشخاص چنین کاری بکنن. چرا؟ چون کلا دو سه بار دیده بودمشون. در حد سلام و علیک. نه شماره ای ازم دارن نه ارتباط حضوری خاصی….از طریق یکی از اعضای خانواده ام هدیه و تبریک برام میفرستن :) اینا نشونه های خوبیه
افراد ناهماهنگ(از نظر جهانبینی و فرکانس و …) یا خود به خود حذف شدن یا حضورشون کمرنگتر شد. به جاش دوستان بهتر حضور پررنگتر و مهربونتری تو زندگی من دارن. این مورد هنوز جای کار داره و از دریم بود حذف نمیشه اما واقعا خوشحالم که دوره ی عزت نفس به صورت اتوماتیک روی همه ی جنبه های زندگی، حتی اونهایی که تمرکز کمتری روش داشتم اثر مثبت گذاشته. خدارو شکر
استاد عزیزم خیلی خیلی ممنونم. شما بهترین معلم من تو زندگیم بودید و هستید.
راستی. یه مورد خارج از موضوع بگم که جالبه. تو یک ویدیویی که اگه اشتباه نکنم موضوعش توحید عملی بود، گفتین که افرادی هستن پشت سرتون حرفهایی میزنن و میخوان بهتون ضربه بزنن اما در واقع، با این کارها باعث میشن مردم بیشتری جذب شما بشن چون شما فقط روی خدا حساب میکنید.
راستش مدتیه که دورادور حرفهای اون افراد به گوشم میرسه. علیه شما حرف میزنن اما هر بار کاملا واضح و مشخصه که اونها دارن راجع به شما دروغ میگن و نه تنها منو نسبت به آموزشهای شما بدبین نکردن، بلکه به صورت ناخواسته باعث میشن من بیشتر آموزشهای شما رو جدی بگیرم چون دارم با چشمای خودم میبینم که حرفی که توی اون ویدیو زدید، عین واقعیته چون خودم تجربه اش کردم.
آفرین،واقعا تحسینت میکنم،همیشه پیشرفت کن،پیشرفت کردن قشنگ ترین چیزیه که میشه ازش نام برد.چه احساس خوبی داره وقتی میبینی چرخ زندگیت روون تر داره میچرخه و خیلی کیفیتش بهتر شده،کیفیت همه چی،اتفاقات،هدایت ها،در زمان مناسب و مکان مناسب بودن،واقعا خیلی احساس خوبی داره،این که احساس میکنی از قانون درک بیشتری داری و بیشتر باورش داری و هماهنگ با اون عمل میکنی و این احساس آرامش بعدش که همه چی دست منه و خدا هم هدایتگرم.خدایا شکرت💞🌹
بهت تبریک میگم دوست ارزشمندم برای نتایجی که توی زندگیت خلق کردی.خوندن کامنت شما احساسِ خیلی خوبی بهم داد.تحسین میکنم این ایمان فعال شما رو که نتایجش هم مشخصه.خدا رو صدهزار مرتبه شکر.🙏🙏
خوندن کامنتای زیبایی مثل کامنت شما ایمان و باور آدم رو به کارکردِ دقیق و زیبای قوانین جهان بیشتر میکنه برای همینه که استاد تاکید دارن که کامنتای بچه ها رو بخونیم.⭐
.
.
.
انشالله هرجا که هستین حالِ دلتون عالی و لبتون خندون باشه.👑😊
من همیشه به همسرم گفتم که پول درآوردن خیلی راحته و پول خیلی زیاده و هر کسی که بخواد میتونه به راحتی کار پیدا کنه ولی همسرم خیلی باورای مالی ضعیفی داشت و تا وقتی که آدم خودش نخواد تغییر کنه هیچکس نمیتونه اونو عوض کنه
بعد از یک سال از ازدواجمون من باردار شدم ولی به دوماه نرسید که سقط شدومن ازاین بابت خیلی ناراحت نشدم چون میدونستم که خداهمیشه بهتریناروبرای من میخوادوالان هم میخوادبهترین فرزندروبهم بده این رو ازهمسری که بهم داده بود متوجه شدم چون واقعا خیلی ازاخلاق های بدمن روتحمل کرد
وهمیشه میگفت که یکم اعصاب خودت روکنترل کن حال خودت روخوب کن خیلی بهم کمک میکرد ولی تاوقتی که خودم نخواستم هیچی درست نمیشد
بچه دومم روبارداربودم خیلی حالم بهتربود خیلی خداروشکرمیکردم ازیه طرفم چون خواهربرادرام معلول بودن خیلی میترسیدم ولی چون خداروباورداشتم ومیدونستم که خیلی دوسم داره همیشه روی خواسته هام تمرکزمیکردم بااین که باقوانین آشنانبودم ولی میدونستم خداپیشمه وازش میخواستم که بهم یه فرزند سالم وباهوش بده وهمیشه نمازوقرآن میخوندم ودعامیکردم وفرزندم روباتمام جزئیاتش ازخدامیخواستم اون دوران خیلی حال خوبی داشتم خیلی آرامش داشتم خیلی رابطه خوبی باخداوهمسرم وبقیه داشتم واقعا عالی بود
وماصاحب یه دختر خوشگل ونازشدیم
که خداروبابتش روزی صدهزارمرتبه شکرمیکنم ولی این زیاددوام نداشت بعداز زایمان دوباره همون فرشته اول برگشت بازم عصبی میشدم بعضی وقتاهم باعث میشد که کودک ۴،۵ماهه روکتک بزنم همین جوری گذشت چندباری هم رفتم پیش روان شناس ولی فایده نداشت برای چندرورخوب بود ولی نه بیشتر
بعدهمسر با استاد آشنا شده بودند و همش می اومد به من می گفت که بیاد توی این سایت روی خودت کار کن و خودتو تغییر بده و من همش مسخره می کردم گفتم دیوونه شدی تا اینکه خودم داشتم میدیدم که همسرم چه آرامشی داره چقدخوشحاله شاده سرحاله مرتبا نمازمیخوندوخداروشکرمیکردمنودخترم مریض میشدیم سرمامیخوردیم ولی اون اصلا انگارنه انگاربعدخودم رفتم بهش گفتم میخوام فایهاروگوش بدم ناگفته نمونه من اون موقع سرکارمیرفتم وخیلی حالم بهترشده بود ولی ازوقتی که فایلا روگوش میکردم خیلی بهترشده بودم سرکارروزی حداقل ۵ ۶ ساعت فایل گوش میدادم باهمسرم صحبت میکردیم خلاصه افتادیم تواین خط خخخخخ
وامانتایج:
رابطه ی فوق العاده خوبی با همسرم ودخترم دارم
یه شغل خوب توی یه محیط خوب
درآمدم ازماهی ۷۰۰،۸۰۰هزارتومن رسیده به ۲۰۰۰۰۰۰ تومان
آآآآآآآآآرررررررررررااااااااااااااااااااااااامشی که دارم
سلامتی که دارم باورتون نمیشه وقتی که احساس میکن سرم میخواددردبگیره همون لحظه میگم خدایی که به من این جسم روداده سلامتیش روهم میده خداروشکرکه اینقدسالم وسلامتم ودرهمون لحظه خوب خوب میشم
خونم ازمحل کارم خیلی دوربود وخیلی اذیت میشدم واسه رفت وآمدبعدفرکانسشوفرستادم که من یه خونه میخوام نزدیک محل کارم باتمام جزئیات والان خونم تامحل کارم کمترازیه دقیقه فاصله دارم یعنی سات ۸ازخونه میرم بیرون تامیرسم سرکارمیبینم که هنوزساعت۸خخخخخ خیلی ازخداممنونم
میخواستم گواهینامه بگیرم ثبت نام کردم وبه خودم قول دادم همه روهمون اولین امتحان قبول شم وهمسرم میگفت اگه خونه روجابجاکنیم چطوری میخوای ازاونجابیای آموزشگاه ببین اگه میشه انتقالش بده گفتم نمیخوادمن تااون موقع قبول میشم ولی اون باورش نمیشد البته این باوراون بود
ومن تونستم قبل ازجابجایی وبااولین امتحان قبول شم خداروشکررررررررررررر
الانم هدفم اینه که درآمدم روسه برابرکنم که به لطف الله مطمئنم میشه ومیخوام یه ماشین تیباسفیدرنگ بخرم بعدشم یه خونه خوب وقشنگ که توی دفترم نوشتم باتمام جزئیات
واینم بگم که عاشق بازیگری ام وباپشتکاری که ازخودم سراغ دارم حتما موفق میشم ولی هنوزهیچ کاری براش نکردم
ودرآخرازخدابابت تمام نعمتهایی که بهم داده مخصوصا استادعزیزم که عاشقانه دوستش دارم بسیاربسیارسپاسگذارم
استاددوست دارم ببینمتون ودعوتتون کنم خونم براتون یه قورمه سبزی خوش مزه درست کنم که انگشتاتونم باهاش بخورین اخه من دستپختم فوق العاده عالیه
ازهمه دوستای عزیزم ممنونم که وقت گذاشتین ببخیشیدکه خیلی طولانی شد
همتون روبه عشق واقعی خودم میسپارم وازش میخوام که تمام زیبایی های جهان روتقدیمتون کنه
سلام و درود به روی ماهت استاد و مریم جون و همه ی دوستان هم فرکانسیم
میرم سر اصل مطلب (زندگینامه ام فقط تضاد پشت تضاد و باعث افتخاره میگم کامل تا کسی که این زندگی نامه رو بخونه صد بار شکر کنه که از من بدتر نبوده ) ازتون میخوام با دقت نکات رو بهونید هم برداشت کنید علامت گذاشتم که رد پای قوانین و تضاد ها هستش از موضوعات :
من علی وزیری وصال هستم
۲۸ ساله از بندرعباس
اهل همدان
در خانواده ای در سطح متوسط و سخت کوش ( باوز زجر وزحمت در پول در آوردن)
داستان از این جا شروع میشه که من روزیکه بلوغم رو چشیدم حس عاشقی داشتم و هیچی آشنایتی با این دنیایی استدلالی نداشتم دنیایی عجیب و غریب
توی مدرسه توی مقطع دبستان مورد تحقیر در مورد اشتباهات اتفاقی شدم (ضربه به عزت نفس)
خیلی پسر مودبی بودم اما خیلی شیطون اما با کتک و ترسوندنم منو آروم مبکردن ( ترس و باور های غلط)
این باعث شد که خیلی ضعیف بشم و بی زبونتر و خودم رو عاجز بدونم ،
توی مقطع راهنمایی خیلی اذیتم میکردند ولی بی زبون بودم و دچار نا هنجاری هایی شده بودم و این باعث شده بود که خودم رو گم کنم ،عزتم رو گم کنم
توی مقطع دبیرستان کمی به خودم اومده بودم اما اون به خودم اومدن ها بدردم نمیخورد و خیلی به احساس گناه و نیاز رسیده بودم ، سیستم جنسیم هم فعال شده بود و به هیچ راه حلی نداشتم اونجا هم ترس از کتک و دعوا باعث شده بود که لال بمونم و خودمو وقف بدم
خیلی برام سخت و ناهنجاری ها نابودم میکرد و احساس آرامش رو توی جنس مخالف دیده بودم ،( تضاد توحید) فکر میکردم باید به اون جنس برسم تا آرامشم حفظ بشه ولی از طرفی میترسیدم از دردسر هاش و اتفاق های نا هنجاریش (تضاد توحید)
من دچار افسردگی سگ سیاه شده بودم اما خودم نمیفهمیدم خیلی داستان طولانی میشه چون واقعا ناهنجاری و زجر من زیاد بود و از تمام ابعاد باور های غلط برام ساخته شده لود
من توی بچگی چنان به خودم باور داشتم که شب خواب میبینم دارم پرواز میکنم صبح که بیدار میدم میپریدم ! در این حد رها اما فیلتر و بار خیلی سنگینی کمرم رو خم کرد
سال های ۷۵ تا ۷۸ فیلم های ترسناک و بازی های کامپیوتری ترس ناک دیگه شده بود خوراکم
داشتم با خودم چیکار میکردم!!!!؟!!!!
بکی از سیکل ( ریتم زندگی و روزمرگی) های بدی وارد عادتم شده بود ( تمرین کار یا درسی و وسط کار رها میکردم ) از این شاخه به اون شاخه و سردرگمی
من توی عاشقی ها ضربه خوردم ،اولین ضربه نقش غش کردن و با صورت زمین خوردن ( عزت نفس صفر) و نابودی بدن و دچار بیماری تشنجی ( احساس مظلومت و دلسوزی ) چنان خودمو عاجز اون دختر کردم که خودمو براش فنا کردم یجچر نزدیک به خود کشی
خدا فریاد میزد من کر و کور و لال بودم
از سال ۸۸ تا ۸۹ و ۹۰ یکسال هر یک ماه یکبار تشنج وحشتناک و شدت بیماری ( اولین نشانه از مسیر غلط بدن و بیماری هستش) و قرص و بستری تا اونجا ها که تا تهران منو آوردن ولی بی فایده بود ( مسیر غلط و واکنش بدن)
آره هیچ نمیفهمیدم و سخت در عالم مبهم تاریک گم شده بودم از طرفی افسردگی چنان منو فرا گرفت که بالشتم از شدت گریه خیس میشد
در خانواده ای با مذهب و دین بدنیا اومده بودم البته نه اونقدر زیاد ولی ریشه دار بود و هست
خدا فریاد میزد من کر و کور و لال بودم
سال ۹۱ بخاطر اینکه دنبال کار بودم از طرف همکلاسیم بهم پیشنهاد کار توی اصفهان شد در شرکت سپاهان رفتم اصفهان تنها اما همچی دروغ بود ( شرکت های هرمی و حیله ی آلبرتو پونزی) که هیچی نمیدونستم و فکر میکردم میتونم با این یک راه ثروتمند و پول دار شم و سه ماه توی خونه با چند نفر مثل خودم تو بدترین حالت زندگی و حبس کشیدم و شکر خدا کسی نتونستم گول بزنم) و یک روز اونجا نماز میخوندم و چشمامو که بستم یک دشت سرسبز رو دیدم که یک لشکر سفید ایستاده و انگار خدا اومده بود نجاتم بده وقتی بیدار شدم و به خالت خودم اومدم ، نمیدونستم چجوری از اون گروه نجات پیدا کردم و به خانواده ی نگران گریانم برگشتم بندرعباس
خدا فریاد میزد من کر و کور و لال بودم
💎 ممنونم که تا الان مطالعه کردید بی شک این زندگینامه کمکتون خواهد کرد چون نور داره خودشو نشونمبده
⭕تمام ترس های اساسیم:
نماز نخوندن = بد دونستن خدا
ترس از پلیس و عوامل ترسناک بیرون از خودم
ترس از رابطه با جنس مخالف
ترس از کمبود ها
ترس از دعوا و آدم ها
ترس از دست دادن عزیزانم
ترس از تاریکی
ترس از بی پولی
⭕ باور های غلط ذهنیم که نابودم کردند
بی ارزگی
سهم نابودی
مقصر بودن پدر و مادرم ( شرک)
خدا جلاد و ستمگر هم هست ( توحید)
دیگزان و عوامل بیرونی قدرت دارن ( شرک)
سال ۹۵ تا ۹۷ ازدواج کردم و باز پول و زندگیم و همچیمو از دست دادم و دختر و پدر و مادرش خانواده ای درومدن که تمام پول و وسایلی که با وام ازدواج خریدیم بردن و با دختر دعوا و مرافه و باعث ضرب و شت و دیه و دادگاه و باز افسردگی و هزار کوفت دیگه که همشونو بخشیدم و طلاق دادم و باز روز از نو روزی ازنو
بگذریم خیلی نابودی ها برای خودم ساختم و علی وزیری وصال نابود شده بود لابلای این اتفاقات هول ناک موفقیت هایی بود که هیچ به چشم نیومد:
💎 فبولی کنکور و دانشگاه
💎 مدرک فنی حرفه ای شبکه
💎 خود آموزی نرم افزار فتوشاپ
💎 تجربه کار با شرکت ها و دفتر داری و طراحی
سیکل عجیبی که یک مدت کوتاهی بصورت ناخودآگاهی به خدادنزدیک میشدم و باز در طولانی مدت به دام نجواها میرفتم
از سال ۹۳ 🌟قبل ازدواج ناموفقم پس از نجات از شرکت هرمی در اصفهان ،، پس از تحت نظر دکتر و روانشناس
تصمیم گرفتم برای خودم کاری کنم شروع کردم به مطالعه کتاب های موفقیت و روانشناسی
از منزل تا کتابخونه با دو کیف یک کیف لپ تابم و کیف دیگه کتاب و دفترای تحقیقاتیم پیاده طی میکردم و جالب اینجا بود که خیلی با طبیعت لنس گرفته بودم برای من هبچی مهم جز خوندن این کتابها و اون حس قشنگ نبود نمیدونستم دارم چیکار میکنم هدفم نجات خودم بود
من به جایی رسیدم که بطور هدایتی البته نا خودآگاهی دینم ( دینس که تو گوشمون کردن) رو تغییر دادم و همچیرو زیر سوال بردم حتی قرآن رو همچی رو حتی به خدا هم شک کردم!
هیچی از قانون این چیزا سر در نمیاوردم و اصلا قبول نداشتم چون با همچیم نابود شده بود اونقدر حس کتاب نداشتم اما آرام آرام حس کتاب های انگیزشی و فلسفی قرار گرفتم و علاقه مند شدم به مطالعه
در لابلای این فعالیت ها خب هیچی تغییر نکرده بود ( تغییر باور ها هنوز بنیادی نشده بود) به درمان و دکتر سفر برای پزشک مغز و اعصاب میبردن منو و بهم توی راه یک کتابی با عنوان ( چهار اثر از فلورانس اسکاول شین) هدیه گرفتم اما هیچ علاقه ای به این کتاب ها نداشتم و باز لج بازی تو وجودم ریشه کرده بود
اما هدایت خدا پر رنگتر شده بود تا اینکه پس از مقاومت ها و غور زدن هاکتاب رو از روی بی تفاوتی باز کردم و اولین صفحه رو که خوندم مورد تحت تاثیرش قرار گرفتم
( بازی زندگی و راه این بازی ) و یجوری سیستمی بودن جهان رو خیلی مبهم از ۱۰۰٪ / ۲٪ برداشت کردم هنوز تو مدار کاملش نبودم اما وقتی شروع به خوندن این کتاب کردم تجلی و تحول شروع شد
درسته حتی اشتباهات و اتفاقات ناگوار برام پیش اومد ( ازدواج ناموفق و ضرب و شت) اما باز این وضعیت رو زیر سوال نبردم ، حتی مدارم باز افت کرد ولی باز انگار این راه من یود که بیام کتابخونه توی کتابخونه چنان به این کتاب عمیق نگاه کردم که با انجام و عمل بهش و کنجکاویم از نتیجه گرفتن از عبارت های تاکیدیش منو حیرت زده کزد
اولین باوری که در زهن من روشن ساخت اینه که ما با انجام تمریناتی میتونیم اتفاق یا مسیر دلخواهمون رو خودمون رقم بزنیم و جهان ( و قانون جذب رو) خوب چشیدم و نتبجه گرفتم
چنان به اوج رسیدم که لحظه ای به ذهن برتر و یگانگی بر خوردم که باعث شد توی کتابخونه اشک شوغ بریزم واقعا برام عجیب بود چون تاحالا همچین عشقی رو نچشیده بودم
روزی که واقعا دیگه کتابخونه منو فرد مهمی انتخاب کرده بود برای نقد کتاب ها و علاقه ی شدیدم به این کار داشتم تصمیم گرفتم کلاس موفقیت برگزار کنم برای کودکان
اما
رئیس کتابخونه خانم میر حسینی گفت: آقای وزیری کسی اینجا نمیاد دوره و میدونم نمیشه
من فقط این رو باور داشتم خودم خلق میکنم فرصت هارو ( قوانین هستی)
روی برگه اعلامه چاپ کردم و فقط روی شیشه درب(داخلی) زدم و هیچ کسی به کلاس نمیومد اما من تکرار میکردم از تکنیک هایی که باهاش آشنا بودم
هنوز هیچ چیز از استاد و سایت و قوانین نمیدونستم
اونقدر زیبا این تکنیک ها ( عزت نفس ، باور توحیدی ، قانون جذب و…) که بصورت سیر تکاملی نفرات کلاس های موفقیت به ۱۲ نفر رسید برای من یه حس خوب بود و عادی حتی از ( نشانه) هم چیزی نمیفهمیدم حتی شکرگزاری هم بلد نبودم اما رد پای قانون خودشو نشون داده بود
چنان زیبا به پیش رفتم در یک روز که کلاس به پایان رسید و با بچه ها خداحافظی کردم در کنار باجه کتابخانه یک بلیط بود!
بلیط آموزش تند خوانی توسط استاد سید حسین عباس منش
از باجه دار پرسیدم این چیه گفتند که رایگان برای ما آوردند ( باز چیزی از نشانه نمیدونستم) بلیط رو برداشتم ذهنم میگفت خوب که چی! اما هدایت درونیم میگفت برو به مراسم و شرکت کن
تا این که در سال ۹۳ تاریخ دقیق رو خضور ذهن ندارم رفتم و وارد سالن تالار شهید آوینی در بندرعباس شدم و پس از تشوبقات و مقدمات مردی با کت و شلوار نقره ای خیلی زیبا روی استیج اومد ( دیدن استاد عزیزم از نزدیک) و معرفی DVD وآموزش های تند خوانی خیلی برام عجیب بود حتی در پرسش کتاب دستم رو بالا گرفته بودم ، گفتند چه کتابی خوندین که زندگیتون تغییر کرد من کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد و گفتنو مرتسم به پایان رسید و معرفی DVD ها رو دیدم ،
اما ایشون رو رها کردم و دیگه رفتم در تکاپوی زندگی خودم با همون باور ها شاید کمی نا خود آگاه بعضی باور ها درست شده بود اما هیچی از قوانین نمیدونستم
🌟 تا اینکه در لابلای زندگیم ویدیو های ایشون وارد زندگیم شد و حرف هاشون بوی همون حس قشنگ کتابخونه و ذهن برتر رو میداد
خیلی عاشقش شدم تا اینکه فایل هاشو گوش میدادم
و خس خوبی بهم دست میداد اما باز مدارم پایین بود و درکی از قوانین نداشتم
🌟وارد سایت شدم و در سایت ثبت نام کردم
🌟 ۸ سال هستش که تلویزیون و اخبار و .. رو کنار گذاشتم
🌟سیر تکامل منو به اینجا رسوند که چطور با این همه تضاد منو پخت و از درون منو ساخت و باز چنان منو به این تکاپو رسونده که الان ۸ ماهه که شکر گذاری رو بصورت یکسره با تعهد انجام میدم و نتیجه گرفتم و باز به سیر تکاملی الان یک ماه و خوردی هستش که روی باور های ثروت و پول ، توحید و عزت نفسم کار میکنم و نشونه هارو تحسین میکنم
🌟 از سال ۹۸ تا الان فقط استاد و سایتش البته به ترتیب زمان جدیتر نسبت به فایل ها
🌟 فقط تمرکز روی گفته های استاد و استفاده از قانون اصل ( اجرای اصل خارپشت)
🌟 انگار وارد جنگلی شدم که خودم یکبار اتفاقی واردش شدم اما الان با استاد عزیزم خیلی واضع تر و اصولی تر با فایل های دانلودی میفهمم اصلا چی هستش و این مدار و مسیر اسمش چیه و تازه اول راهمه و خدارو صد هزار بار شکر میکنم
🌟 عزت نفسم چمدین برابر شده ( احساس لیاقت)
🌟نگرشم نسبت به جنس مخالف عوض شده ( درک عمیق، عشق و مودت ، رابطه ی عالی)
🌟نگرشم در مورد خدا تغبیر کرد ( خدا انرژیه و سیستمه) آرامش عمیق
🌟تمام زندگی ما واکنش جهان به باور های ماست
🌟نگرشم نسبت به خودم و باورهام تغییر کرد و همه ی عوامل بظاهر مقصر رو بخشیدم و فهمیدم که این خچدم بودم که زندگیمو رقم میزدم و میزنم ( تشخیص اصل از فرع)
🌟واقعا خدارو شکر میکنم از سیکل عادت بدم بیرون دارم میام و رسالتم رو پیدا کردم و روی باور ها کار میکنم و عاشق کارمم و خدارو شکر
🌟کمکم و سیر تکامل دارم هر روز بهتر از دیروز به این به تک تک نشانه های زیبای زندگیم ( پیدا کردن کارت هدیه تو خیابون= کار روی پول و ثروت ) تحسین میکنم (عمل به الهامات و جدی گرفتن نشانه ها)
🌟باور به قانون تکامل که تمام زندگی من منو ساخت برای ثروتمند شدن و چشیدن زندگی در اوج ثروت (قانون تکامل)
🌟 الان میفهمم که فقط با تمرکز عمیق روی خودمون کار کنیم حتی با فایل های دانلودی که ارزشمند و گرون قیمت اند زندگی ها تغییر کرده
🌟 برای هرلحظه از زندگیم شکر گزاری میکنم حتی
عزیز دل میییییشود آری میشود ، زندگیمون دست خودمونه ( همچی دست خودمونه)
🌟چند ساله که حالم عالیه و دفترچه بیمه ندارم
🌟حتی سرما خوردم یک شبه خوب شدم
🌟رابطه ام عاااالی شده هدایا شکرت
🌟تمام افراد ناله گر و.. از زندگیم حذف شدن و ۸۰۰ نفر رو از گوشیم حذف کردم
🌟باورشدیدم به باور توحیدی که واقعا همچی از خداست حتی تبلیغ و دیده شدن در کسب و کار
🌟الان دارم گلدوزی رو یاد میگیرم و کسب و کارمو از صفر راه انداختم و براش تازه پیج زدم و باور دارم این قدم اول راه ثروتمند شدنه
💎💎تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدنه 💎💎
🌟الان چنان روحیه عالی دارم و عزت نفسم خوب شده که با شلوار راحتی توی خونه به بزرگترین پاساژ بندرعباس میرم و برام مهم نیست دیگران چی میگن ، با جنس مخالف و موافق با لبخند صحبت میکنم و چنان با آرامش تو خیابون قدم بر مسدارم که انگار در بهشتم
🌟آدمارو توی ذهنم کوچیک کردم ( بی احترامی نه) توحید داشتن به خدا که تمها قدرت عالم رب هستش
و واقعا هم همین پاسخشه
🌟تمرکز روی انجام تمرینات و فقط تکرار و تکرار
💎عزیزان میشود باور کنید میشود استاد عباس منش دستی از دستان درخشان خدا شد و بهم اینو فهموند که بشر خدا قوانینی وضع کرده و زندگی ساده تر و آسون تر اونیه که فکرشو میکنی و تنها راه رشیدن به خدا ثروتمند شدنه
❤️تو دوست خوبم لایق بهترین هایی خدا برای تک تک ما ثروت و نعمت بیانتها داده این ناییم که باید با باور هامون خلقش کنیم آره ما خالقزندگی خودمون هستیم
💎نگران هیچی نباشید ، خدا خودش هدایتتون میکنه ، فقط رها و در زمان حال لذت ببریم و آرام آرام به الهامات عمل کنید
🌟خدارو صد هزار بار شکر میکنم که این زندگی زیبارو دارم میسازم و شخصیتم رو باز سازی کردم و عاااااشق خودمم
🌟دوستتون دارم با تمام وجود من میام و باز از ثروت و موفقیت هام مینویسم
دوست عزیز تلاش شما را تحسین میکنم منم از همت و پشتکار شما روحیه گرفتم، و تصمیم دارم بیشتر تلاش کنم و روی باورهام کار کنم شما با این همه مشکلات که اگر با زندگی خودم مقایسه کنم با ۵ درصد مشکلاتت روبه رو نشدم اما خوب پیشرفت کردید مطمعنم با این همه نتایجی که در این مدت کم گرفته اید سال بعد با این پشتکاری که دارید به کجاها خواهید رسید آرزوی موفقیت برای شما دارم
سلام میلاد جان عاشقتم ممنونم از تحسینت ، تحسینت میکنم واقعا برای من فیلتر سنگینی بود اما ما شایسته ی زندگیه ایده عال خودمونیم ، باور دارم جشن میگیری از شدت پاسخ و پاداش جهان به فرکانس های مثبت و خوبت نسبت به زندگی
سپاسگزارم، تحسینتون میکنم ، ممنونم از برداشت خوبتون و شکر که زندگی نامه ام تا به الان احساس خوب به شما داده ، الهی صد هزار بار شکر تحسین میکنم حال خوبتون رو
سلام به استاد عزیز وبچه های سایت که دارن کامنت من و میخونند
من سید حسن محمدی هستم
متولد 1367 من مشهد به دنیا اومدم در یک خانواده بسیار مذهبی بزرگ شدم که فقط باور های اشتباه را از اون خانواده درس گرفتم
من تا دوره راهنمایی درس خوندم
زیاد علاقه ای به درس نداشتم دوست داشتم از زمان کودکی فقط کار کنم وپول در بیاورم
من از سن 7سالگی کار میکردم البته پاره وقت
در سن 13سالگی برای مغازه پدرم ویزیتوری میکردم
پدرم مغازه رنگ و ابزار داشت
من ویزیتور مواد رنگ بودم وکلی فروش داشت کسب و کار پدرم وکلی من روزها پیاده تمام شهر مشهد رو میرفتم مغازه های رنگ فروشی وصورت میگرفتم که افراد بزرگ بازار تعجب کرده بودند
میومدم از کارخونه ها جای پدرم که این پسرت خیلی عالی داره بازار کار میکنه
پدرم ورشکست شد وتمام اون زحمت ها از بین رفت
من تا قبل خدمت سربازی فقط کار کردم با پدرم که بدهکاری های مغازه را بدهیم
2سال از خدمتم گذشت رفتم سربازی
و90روز اضافه خدمت خوردم
من خدمت را تمام کردم ودر آخر خدمت هیچ نگران نبودم که قرار است چه اتفاقی بیفته
برعکس همه دوستان در خدمت مبگفتن بعد خدمت باید چکار کنم من اینجوری نبودم
چون قبلاً کلی کارهای بزرگ کرده بودم قبل خدمت نقاشی ساختمان میکردم با پدرم
که من سرپرست 17کارگر بودم وخیلی عالی یک پروژه بزرگ را مدیریت میکردم وتمام کار را طی 2سال تحویل دادم وتمام بدهکاری پدرم را دادیم
من تا بعد ازدواج که کردم کلی در افکار منفی بودم
خودم 2بار طی این که خدمت را تمام کردم ورشکست کردم
تا این که به خدا گفتم بس من دیگه نمیخام اینقدر زجر بکشم
گفتم خدایا من تسلیم تو هستم
وبعد یک ماشین تاکسی ون خریدم با ون خوب کار میکردم ولی باز ذهن خراب من نگذاشت در اون کار هم باشم کرنا شد وبیکار شدم
در طی این بیکاری پسر عمه من اومد پیش من که منو به قول نتورکی ها پرزنت کنه من وارد نتورک شدم
از فایل های آزمندیان بهم دادن گوش کنم
فایل های عرشیان فر گوش کردم وبعد فایل های استاد عباسمنش را گوش میکردم وکلی انگیزه در نتورک گرفتم
ولی همش باد هوا بود دروغ بود کل حرف های که نتورکی ها میزدند
همشون اوضاع خرابی داشتند ولی به ظاهر خودشون رو موفق نشون میدادند
من از تلگرام چند تا از فایل های استاد را گوش کردم یک حسی که به من میگفت باید با این فایل ها پیش بروی
من در نتورک کل دارایی ام را از دست دادم شدم بیکار و یعنی اونقدر بی پول شده بودم که مجبور شدم ون تاکسی را بفروشم وبدهم به بدهکاری هام وتمام پول تاکسی تمام شد
رفتم کارگری
من بعد خدمت یک مدتی داربست کار کرده بودم
با برادرم اونجا شرکت تأسیس کردیم موفق بودیم ولی ورشکست شدم بعد ون خریدم
خلاصه من رفتم کارگری پیش یک بنده خدایی کارگری داربست
من استاد کار داربست بودم
من یک سالی کارگری میکردم و فایل های استاد رو هم از طریق تلگرام که اون گروه فیک بود من اونجا بودم چون سایت استاد را نمیدونستم هست
در اونجا دوره روانشناسی ثروت 123 را خریدم به مبلغ هر 300هزار تومان
از یکی از دوستانم که از باجناقش فایل های استاد را میخرید شنیده بودم که خیلی بیشتر از اون حرف ها که من خرید کرده بودم فایل های استاد را به دوستم گفتم به باجناقش بگه که من خرید کردم 3 دوره استاد را به 300هزار تومان این گفته تخفیف خورده به دوستم پیشنهاد هم دادم ولی اون گفت که سوال کرده از باجناقش که چجوریه گفته بود که نه اون فیک هست کلاه برداری هست
من به یک شماره که در از استاد بود در ایران زنگ زدم گفتم نه اون کلاهبرداری هست اگه میخوای باید عضو سایت بشی وپول اون رو کامل پرداخت کنی استاد راضی نیست
من هنوز جلسات اول دوره روانشناسی ثروت بودم
من گذاشتم کل اون دوره فیک را کنار واز طریق دوستم که از باجناقش گرفت عضو سایت شدم
از فایل های رایگان استاد استفاده کردم
کلی در اونجا حالم خیلی خوب شده بود
من از کارگری که میکردم لذت میبردم
وهیچ کم کاری نمیکردم روزی 350 هزار میگرفتم وکار میکردم سال 1400 من اون موقع از خدا هدایت خواستم که هدایتم بکنه بعد یک ایده بهم داد که لوله اجاره کنم برای خودم کار کنم
به یکی از دوستام به نام مرتضی بیشنهاد دادم که لوله داربست بهره بده به من اجاره من کار کنم و اجاره لوله ها رو بدم
من اون موقع مزد کارگریم شده بود روزی 400هزار تومان واون ماه اول که لوله اجاره کردم من 18,میلیون کار کردم با لوله های اجاره ای که ماشین نیسان هم نداشتم انبار نداشتم اون بنده خدا که براش کارگری میکردم یک گوشه انبارشو بهم داد تا لوله ها رو بزارم داخل انبار اون وحتی خودش با نیسانش لوله های من و که اجاره ای بود جابجا میکرد ومن اون موقع هم کارگری میکردم وهم گه گاهی کار های کوچک کوچک میبستم ماه اول بدون کارگری که برای اون دوستم میکردم من 18میلیون درآمد کسب کردم یعنی از ماهی تغریبا 10میلیون کارگری رسیدم با ماهی 18میلیون با لوله اجاره ای درآمد بدون پول کارگری که مزد میگرفتم و اجاره اون لوله های دوستم برجی 4500 بود من اجاره لوله هارو میدادم وکار هم میکردم
واین شد که در اون موقع یک حسی بهم گفت بیا دوره دوازده قدم را بخر
دوره دوازده قدم را قدم اول را خریدم کلی درآمدم رفت بالا ماهی 30میلیون رسید با لوله اجاره ای واین که یک مقدار لوله هم برای خودم خریده بودم
بعد یک ایده در مسیر که فکر کنم قدم 3یا 4بودم که دوستم مرتضی که لوله هاشو اجاره کرده بودم داد که گفت میخواد لوله اضافه کنه با هم قرار داد نوشتیم که برجی 12میلیون اجاره بدم و200میلیون لوله اضافه کرد و به من داد من در کنار اون لوله ها خودم هم روز به روز لوله اضافه میکردم بعد یک جایی یک حسی بهم گفت باید از دایره امن بیای بیرون به دوستم گفتم بابت جابجایی لوله ها باید اجاره ماشین بدم باید اجاره انبار رو نصف کنیم با هم بهش گفتم دوستم قبول نکرد ولی من اسرار کردم که باید برای این که من داخل انبار اون هستم اجاره بگیره
ویک مدت اجاره نیسان اجاره انبار اجاره لوله اجاره خونه همه باهم بود
من اصلا نگران نبودم چون درآمدم رسیده بود به ماهی 50میلیون تومان وایمان داشتم بیشتر از این هم میشه رسیده بودم قدم 5 واز خدا هدایت خواستم گفتم بس من باید نیسان بخرم هنوز دو روز نگذشت که یک خونه داشتم که با برادر بزرگم شریک بودیم به فروش رفت من از پول اون خونه نیسان خریدم و انبار را جدا کردم
من به قدم 6 رسیدم درآمدم رسید به ماه 120میلیون و من لوله اضافه میکردم واین که سال لوله دوستم رسید اجاره الان شده از برج 5 به ماهی 15میلیون من قدم 7رسیدم درآمدم رسید 190میلیون کلی خوشحال بودم وله خودم میگفتم من دیگه قانون را یاد گرفتم من خلق میکنم ولی در قدم 7گیر کرده بودم مطالب استاد برام سنگین بود هی گوش میکردم قدم 7 باز نمیتونستم برم قدم 8 اون ماه درآمدم رسید به 170میلیون ذهنم قبول نکرد من گفتم یک جایی داره لنگ میزنه یک ماه دیگه گذشت هنوز قدم 7 درآمدم اومد 160میلیون باز هم نفهمیدم چرا کم شد درآمدم
من هنوز قدم 7بودم
گفتم با خودم که برم سراغ دفترم که نت برداری کردم
دفترم رو خانومم انداخته بود بیرون چون پر شده بود من کلی ناراحت شدم با خانومم دعوا کردم که چرا دفترم را بیرون انداخته
من یک جرقه زد که حسن عجله نکن باید برگردی قدم اول مگر درآمدت نیومده پایین از ماه 190میلیون به 160میلیون که اون ماه هنوز در تصمیم گیری بودم درآمدم شد 140میلیون من گفتم باید از قدم اول شروع کنی برگشتم قدم اول وقدم اول رسیدم قدم دوم که یک حسی گفت بهم باید دوره عزت نفس را بخری عزت نفست مشکل داره کلی مسیر برام راحت شده بود تا قدم 5پیش رفتم از اول عزت نفس هم در کنارش میرفتم تا عزت نفس تمام شد یک الهامی بهم شد که باید قدم 8را بخری من اون ماه هدف گذاری نکرده بودم برای ماهم چون قبلش بهم ریخته بودم من اون ماه که همین برج 9بود من درآمدم به 112 میلیون تغریبا رسیده بود ولی ما امید نشدم
واین که جلسه 2قدم 8 بهم الهام شد که دوره شیوه حل مسائل و دوره کشف قوانین بخرم دوره ها رو پیش رفتم جلسات اول آن را فقط از خدا هدایت میخواستم که بهم این حس رسید که دوره قانون آفرینش را بخرم و خلاصه که کلی پیشرفت کلی احساس خوب دارم
البته تا گفته نماند من به قدم 5که رسیده بودم در سری دوم 100 میلیون هم لوله برای خودم خریده بودم
واین که من تا به حال کلی دست آورد بدست آوردم و همه این دوره های که خریدم تا به حال درست خود اون چیزهایی بود که ذهن من نیاز داشت یعنی پیش نیاز پیشرفت من بودند وهستند
باورتون نمیشه
من الان طی این 2سال که با استاد هستم فقط 2بار مریض شدم البته که اون هم سرما خوردگی کوچک بوده که قبلاً بیشتر بود مریضی هم
واین رو بگم قبلا من خیلی کمر درد میشدم ولی طی این 2سال حتی یک بار هم کمر درد نشدم
کلی احساسم خوب شده رابطه با همسرم با فرزندانم با اطرافیانم وحتی کارگرانم کلی من تغییر کردم
کلی ذهن ثروتمندی پیدا کردم
هر روز دارم خودم زندگی خودم را خلق میکنم
امروز از خدا خواستم برای یک هتل داربست ببندم با قیمت خوب
هنوز به ظهر نکشیده بود که تماس گرفتند دور حرم یک هتل هست داربست میخواد نیایین ببندین
من رفتم بازدید باورتون نمیشه من قیمت 2برابر دادم برای اون داربست
وقرار شد خبر بده
وسر شب خبر داد که فردا بریم داربست هتل را ببندیم
این هست که من هر چه را بخواهم خلق میکنم
من خلاق زندگی خودم هستم این هست نتیجه همراهی با فایل ها ومحصولات استاد
من حتی در مخیلاتم هیچ فکر این نمیکردم که درآمدم به 190میلیون برسه که من این را تجربه کردم واین که ایمان دارم به بهترین ها هم به زودی زود میرسم ایمان 100درصد دارم که مسیر بهم گفته میشه
ممنونم از این فایل استاد که برام ایمانی شد که قویتر بشه
واقعاااا شگفت زده شدم اقای سید حسن چقد شما ایمانتون و اراده تون توی قانون قوی بوده و واقعا ممنون که نوشتید ایمان من رو قوییی کردید با پیام شما من الان انگیزههه گرفتم برای ادامه به قانون و تغییر باورهایم واقعا تحسینتون میکنم و ارزوی خوشبختییی اینکه هرروز به اگاهیتون افزوده بشه دارم ایشالله در اخرت و این دنیا سربلند باشید
بسیار عالی بود.امیدوارم یه روز فایل تصویریتون را توی سایت ببینیم.ولی من نفهمیدم بالاخره اشتباهتون یا باور محدود کننده و ترمزتون را کشف کردید چی بوده که درآمدتون را کم و کمتر میکرد؟ و یه سوال دیگه اینکه به نظرتون کدوم دوره بیشترین کمک را بهتون کرد تا باورهای قدرتمند بسازید؟
این که من این تجربیات را طی مدتهای کوتاهی بدست آوردم خیلی باور انگیز هست برام چرا که چون با فایل های استاد من رشد کردم
وچرا چگونه درآمدم کم شد را این گونه بگم
همانطور که من قدم به قدم به صورت تکاملی درآمدم زیاد شد را باور داشتم و هیچ عجله ای نمیکردم برای درآمدهای زیاد
من درجایی که فهمیدم درآمدم زیادشده خیلی ذوق کردم
واین اتفاق ذهن مرا قفل کرده بود که من کار بلد شدم ودیگه کل قانون دستم اومده ومن خیلی راحتتر از اینها چشم بسته درآمدکسب میکنم
اینجوری بگم فنجونم پر شده بود
کلی ایرادهای خراب در من ایجاد شده بود که از اطرافیانم درون من داشت نهادینه میشد
که باید خودت بالای سر کارت باشی چون کارگران تا خودت نباشی خوب کار نمیکنند
ومن با خودم میگفتم من که قانون را بلدم و هیچ چیز منو از پای در نمی آورد
چون این من هستم این همه دست آورد را بدست آوردم
ومن دارم طبق قانون عمل میکنم
این را من ریشه یابی کردم
درست زمانی که درآمدم کم شد
ریشه همه اینها این بود که قانون را تا جایی من یاد گرفته بودم که ذهنم پذیرای آن بود ولی یک جاهایی عزت نفس من مشکل داشت یک جاهایی خوب قوانین را رعایت نمیکردم چون دنبال تایید دیگران بودم
همش از کارم و از خودم برای دیگران تعریف میکردم چون دوست داشتم همه منو تحسین کنند واین بر میگشت به عزت نفس من
در اونجایی که گفتم فنجونم پر است
بر میگرده به همون که من نمیتونستم از قدم 7برم قدم 8 چون من اندازه اون دوره نشده بودم واین که مشکلی در عزت نفس من بود که اگر همان گونه پیش میرفتم با مخ میخوردم زمین که اصلا خودم نفهمم
چرا که داشت به همان صورت تکاملی که درآمدم زیاد شده
وبه صورت تکاملی داشت درآمدم کم میشد
این که خانومم دفترم را بیرون انداخته بود هم هدایت خدا بود
چون بهم بگه باید برگردی اول دوره دوازده قدم
چون اون دفتری که من نت برداری کرده بودم را از دست داده بودم من که گاهی میخوندم خلاصه دوره ها رو از اون طریق و یاد آور میشد برای من
من یک مدتی رنگم در سایت کمتر شده بود وداشت کم کم قانون را فراموش میکردم
من تا میخواستم برگردم دفترم را مرور کنم درست زمانی بود که درآمدم کم شده بود
ومن این را این گونه تفسیر کردم برای خودم که
حسن مقصر خودتی اول ،واین که خانومت دفتر تو انداخته بیرون حکمت هست
چون باید برگردی اول دوره
این یعنی این که تو قانون را فراموش کردی
واین شد تا برگشتم قدم اول کلی چراغ ها برای ذهنم روشن شد
ومن فهمیدم که فقط افکارم داره زندگی من را خلق میکند
واین که در جایی که من داشتم اشتباه عمل میکردم واین که توجه میکردم به این که فلان کارگرم داره کم کار میکنه چرا اون داره اون کارو میکنه چرا اون، اون کارو میکنه خلاصه داشتم به همه گیر میدادم
واین بود که ترمز ذهن من گیر دادن به دیگران بود ترمز ذهن من نگرانی بود نگران این که درآمدم کم شده
من بجای این که صورت مسئله را حل کنم داشتم یک سری از مسائل را میکردم زیر مبل واصلا توجه نمیکردم که باید اونها را حل کنم نه این که بگم من دیگه قانون را بلدم واین را نباید توجه کنم
من اگر از کارگرم ناراضی بودم باید بیرونش میکردم
واین که من دلسوزی میکردم ومیگفتم گناه داره این زن و بچه داره سه تا بچه داره به همه میگفتم این جلال اعصاب منو بهم میریزه
ولی من فقط بخاطر بچه هاش نگهش داشتم پیش خودم والا مینداختمش بیرون
این بود که من داشتم شرک انجام میدادم
وایمانم ضعیف بود به خدا
ومن درست زمانی نتایج برام تغییر کرد که خودم را رها کردم از اون اعصاب خوردی ها ،
باورت نمیشه اون جلال کارگرم که روان و اعصاب منو با کاراش بهم می ریخت
تا من قانون را درست رعایت کردم وخودم را تسلیم خدا کردم
قانون جلال را از من دور کرد
جلال دیگه جای من کار نمیکنه
واین با رعایت کردن قانون است ،
من این نعمت راحتی را بدست آوردم
یعنی ترمز من توجه به نکات منفی بود که ذهن من قبول نمیکرد
من داشتم حرس میخوندم
ولی حالا خودم را رها کردم
من دل را به دریا دادم و دیگه تلاش ندارم فیزیکی
من ذهنی دارم فعالیت میکنم
من با افکارم الان دارم خلق میکنم
من فقط از خدا هدایت میگیرم
دوره دوازده قدم
بزرگترین دوره هست من وقتی این و فهمیدم که وارد دوره های دیگه شدم
دوره دوازده قدم یک پکج کامل از قانون قرآنی هست من اگه دوره ای خریدم بهم الهام شده
نه این که الکی بگم
بهم قلبی گفته که باید دوره ای را خریداری کنی
خداوند این حس را بهم داده تا به حال
این که هر روز با 5 دوره ای که دارم الهامی هدایت میشم به فایل های دوره هایی که همان روز پیش نیاز ذهن من هست تازه یک معجزه را امروز دریافت کردم
که باید یک فایل زیبا را از استاد ببینم
فایل سریال زندگی در بهشت قسمت 152
توجه به نکات مثبت بود این یک نشانه بود که باید توجه کنم به نکات مثبت واین سوال شما هم یاد آوری شد که من قوانین را فراموش نکنم واین که رها باشم
واین که چه دوره هایی خوب هست را من نمیدونم
همه دوره های استاد عالی هستند
من دوره هایی را خریداری کردم که پیش نیاز ذهن من بوده
به اندازه ظرف ذهن من، دوره ای به من الهام شده اون هم از طرف خدا بود نه این که هوس کنم دوره ای را بخرم
من همانگونه که تسلیم خدا شدم خداوند از طریق این بنده صالحش استاد عباسمنش مطالب قوانینش را برای من فرستاد
استاد دستانی از دستان خداوند هست
اول از خدا ممنونم بعد از استاد که این قوانین را داره یادم میدهد
سپاس از خدا که باز هم منو در آغوش گرفت ومن را امشب نوازش کرد که بیام مطالب شما را بخونم جواب ذهنم را بدهم چون این ها نیاز ذهن من بود که باید یاد آور میشد قوانین را برای من
واز خدا سپاس گذارم هر ثانیه از طریق دستانش من را به بهترین لحظات هدایت میکند
واز شما مهناز عزیز که این یاد آوری را برای من شدی که قوانین دوباره در ذهنم چرخ بزنه
دمت گرم دوست و همراه سایت خانواده عباس منش
انشاالله همیشه در حال پیشرفت باشی واز نتایجتون برامون بنویسین وما از مطالب شما هم الگو برداری کنیم
سلام به داداش حسن که اینقدر زیبا از خدا و قوانین و مسیر خودش میگوید …
واقعا ابن مسیر که سراسر دستان و وجود خدا درونش هست تحسین برانگیزه ….
داستانتون بی نظیر بود و حتی بهترین داستان موفقیتی بود که تا حالا خونده بودم …
وقتی این پاسخ رو در جواب دوست عزیزمون دادید تازه فهمیدم چرا من از بعد از اون 500هزار تومنی که ساختم دیگه پولی نساختم …
دقیقا جوابش
این قسمت از کامنت شما بود؛
.
.
.
من درجایی که فهمیدم درآمدم زیادشده خیلی ذوق کردم
واین اتفاق ذهن مرا قفل کرده بود که من کار بلد شدم ودیگه کل قانون دستم اومده ومن خیلی راحتتر از اینها چشم بسته درآمدکسب میکنم
اینجوری بگم فنجونم پر شده بود….
.
.
.
من در واقع دوست داشتم پول بسازم تا بتونم قدم اول دوره ی 12 قدم رو بخرم …
ولی همین نگرش باعث ایستادن من شد …
هنوزم در تقلای جور کردن این هزینه ی قدم اول هستم و الان بعد از 5 ماه هیچی به هیچ …حتی اون 500 هزارتومنی هم که خودم دراورده بودم خرج شد …
که حتی به خودم میگفتم من اگه توی این 5 ماه ماهی 300 تومن پس انداز میکردم الان میتونستم دوره رو بخرم …ولی توی سیکل عجله افتادم و این منو میکشوند پایین …
اما جالب اینجاست که این دو هفته که دیگه به خودم گفتم باید روی خودم کار کنم به صورت عجیبی هی پول میاد توی کیف پولم …از پولایی که مامانم بهم میده برای رفت امد تا پدرم بهم میده تا پولایی که مامانم به کارتم میریزه و….
و جوری شده که الان حدودا 500 تومن توی کیفم دارم …
گرچه دوست دارم این دوره رو با پولایی که خودم ساختم بخرم ولی بعد به خودم یاداوری میکنم که تو قراره خواستت رو به خدا بگی همین …
و خواسته ی تو اینکه اون دوره رو بخری تا هدفمند تر و تکاملی تر حرکت کنی …
دیگه توی مسئله ی به چه روشی یا چه جوری دخالت نکن …اونو بسپار به خدا …
خیییلی خیلی ممنون که انقد با جزییات نوشتید و پاشنه اشیلتون رو شرح دادید بنظرم این مساله استپ کردن شما مشکل خیییلیاس و اغلب تا یه جایی براساس ظرفیتشون براساس باورهاشون میرن جلو و یه جایی استپ میکنن
دقیقا همینه من هم وقتی در عرض دوماه از درامد صفر رسیدم به درامد 10میلیون مغزم هنگ کرد گفتم مگه میشه چطور
اخه من احساس میکنم انقدی کار نکردم
خخخ چرا چون احساس لیاقتم به پول کم بود چون باورم این بود باید تقلا کرد باید کلی سختی بکشی تا به پول برسی
دقیقا من هم هدلیت شده به شیوه حل مسایل و عزت نفس اما شرایط خریدشو نداشتم برای همین از طریق کتاب و کارکردن رو خودم دارم سعی میکنم باورهامو بهتر کنم تا بزودی در مسیر خرید اون کلاسها هم قرار بگیرم
الان تصمیم گرفتم از اول شروع کنم چون درامدم رسید به یک میلیون و تصمیم گرفتم قدم هامو کوچیک کنم اما به محض نزدیک شدن به هدفم و قبل از رسیدن کامل به هدفم هدفگذاری بعدی رو بنویسم مثلا قبلا میگفتم تا اخر این ماه انقد درامدم باید باشه و من دیگه حساب نمیکردم تا اخر ماه میدیدم خیلی بیشتر درامد دارم اما الان به محضی که به هدفم نزدیک میشم حتی اگه دوهفته شده باشه و به هدفم نزدیک سده باشم باز هدف جدید تعیین میکنم و میگم تا یک ماه دیگه اما ماه بعدم اگه زودتر به هدفم رسیدم باز زودتر هدفگذاری میکنم اینجوری برام قابل باورتر میشه درامدم و البته قانون میگه هیچوقت بدون هدف نباید بمونیم من قبلا به محضی که به هدفم میرسیدم و نمیدونستم شروع میشد حالم بد میشد مریض میشدم ناخواسته ها میومد فرکانسم منفی میشد اما الان اکثر اوقات خوبم
کامنت شما باورهای منو قوی تر مرد که راهم درسته خداروشکر برای این سایت زیبا
چقدر لذت بردم از داستان هدایت شدنتون و مسیری که طی کردین اینجاست که قانون فرکانس آدم ها رو کنار هم قرار میده همین دیروز بود که تو کامنت دوره عزت نفس با هم صحبت کردیم امروز من به طور اتفاقی تو این کامنت با شما ملاقات میکنم اول فکر کردم شاید سید جان دیگ باش ولی وقتی در مورد بچه ها و هدایت دوره ها گفتید مطمئن شدم دوست هم فرکانسی هستید .
واقعا عالی بهتون افتخار میکنم
منم مثل شما از سن 6 سالگی با راه های مختلف درآمد داشتم تا بعد ازدواج که راکد شدم و از خودم دور شدم و احساس پوچی میکردم تا اینکه تقریبا از 2سالو نیم پیش با استاد عرشیانفر آشنا شدم و بعدش استاد جانم .
پیشرفت هام بخاطر کار کردن روی دوره ها و گوش دادن به حرف استاد ها و خوندن کتاب های زیاد بود .
من اون موقع که داشتم از این مینوشتم که درآمدم پایین اومده
درآمد 190میلیونی را وقتی کسب کردم هیچ فکر نمیکردم که باز هم بتونم درآمدی بالاتر بسازم
ولی الان به لطف الله و باورهای درستی که تا به الان ساختم درآمدم در ماه قبل رسیده به 289میلیون
هیچ الان حس عجولانه ای ندارم که باید چکار کنم که درآمدم را افزایش بدهم
چون الان فهمیدم خودم مسئول زندگی خودم هستم اگر به 289میلیون رسیده پس بیشتر از این هم میشه
فقط باید بیشتر روی باورهام کار کنم
الان من در شرایطی هستم که خودم را رها کردم و به صورت جهاد اکبر دارم عمل میکنم و تسلیم تسلیم خدا هستم هر چه پیش میاد خودم را تخریب نمیکنم بیشتر تحسین میکنم
چون هر اتفاقی می افتد بیشتر خودم را در رشد میدانم حتی اگر آن اتفاق منفی باش
و درسی جدید برای خودم هست
من چند روز پیش یک عجله کردم و سیلی محکمی خوردم ولی خیلی خوشحال بودم که زود بهم سیلی زد
چون نباید عجولانه عمل میکردم
چون اگر من به خدا سپردم خودش بهتر منو هدایت میکند
واین که دوستی مثل شما عزیزان دارم در سایت و با من احساساتشان را به اشتراک میزارن
همه هدایت های الله است
وخدا داره بهم یاد آوری میکند قوانین را
داشتم کامنت دوستمون فاطمه حسینی را در ادامه کامنت ها میخوندم که باید ترمز ها را برطرف کنیم
و اگر من دارم پیشرفت میکنم پس بهتر هم میتونم پیشرفت کنم
من این ماه جدید بهتر دارم زندگی میکنم
هر روز بهتر از روز قبل
رویای عزیز از شما هم ممنونم که برام کامنتی از جنس پیشرفت نوشتی
این پیشرفت ها را برای ذهنم دارم مرور میکنم و تمام کانون توجه ام داره به فراوانی پیش میرود
برادر عزیز امروز هدایت شدم اول صبح به کامنت شما مدت ها در کسب و کار خودم هست رشدی حاصل نشده ولی چند تا نکته در این کامنت ها شما وجود داشت که من رو به فکر فرو برد،
اینکه دوره 12 رو خریدم و یک بار کامل گوش کردم و در بار دوم در قدم نهم گیر کردم،
اینکه من در کارم در خلوت خودم خیلی حرص بد کار کردن دیگران رو میخورم و غر میزنم که به قول استاد میگه حتی مسائل منفی خودتون رو پیش خدا نگویید
من مسئولیت انجام کارها دیگران قبول میکنم ولی بعدش میگم کاش انجام نمیدادم و خیلی مواقع در لحظه زندگی نمیکنم
خیلی به اشتباهات گذشته بر میگردم
و
یک جمله زیبا از شما شنیدم رها نبودم درگیر نان شب بودم درگیر پورسانت این ماه بودم در کارم در صورتی که من در زندگی چیزها دیگه دارم که فراموش کردم به آنها توجه کنم من توانایی ها زیادی دارم و مهترین چیزی که دارم اراده فولادی هست
من کسی هستم که بعد از سال ها سیگار کشیدن رو بالای 2 ساله کنار گذاشتم من وزن خودم رو با دوره سلامتی استاد کم کردم و اندام عالی به دست آوردم من روابط عالی دارم با کسی آرامش به من میدهد و…
فقط
در زمینه در آمد و پول در آوردن در کسب و کارم مسئله دارم و اون هم با کامنت شما و نکته مهمی که فرمودین
باید رها باشم و هر اتفاقی میوفته در هر مسیری از زندگی ام آرام باشم خدا همه مسائل رو حل میکنه و آدم ها درست و موقعیت ها عالی رو وارد زندگی من خواهد کرد
الان یک حسی به من در زمان نوشتن کامنت بهم الهام شد و اون اینکه
در آمدم خیلی زود با کنترل خودم بصورت تصاعدی بالا خواهد رفت.
سلام به حمید رضا عزیزم .خیلی سپاس از شما دوست گرامی و دوست داشتنی که برام کامنتی گذاشتین
خیلی از خدا سپاس گذارم که منو در مسیر رشد و موفقیت قرار داد
همه راه های موفقیت یک شبه ایجاد نمیشود این درکی بود که من تا به الان بدست آوردم
وقتی اوضاع جوری هست که هنوز راضی نیستیم یعنی داریم به ناخواسته توجه میکنیم
ببین قدم هفتم تمام حرف استاد این بود که کانون توجه داره اتفاقات رو رقم میزند
اینقدر قدم هفت و دوست دارم که نمیدونم هر موقع قدم هفتم رو که گوش میکنم باز هم متحول میشوم کلی بهم درس داده
قدم هفتم
البته که تمام قدم ها عالی بوده برام ولی قدم هفتم آرامش بیشتری بهم داده
دوست من تمام توجه داره اتفاقات رو در زندگی مان رقم میزند
تمام کانون توجه داره اتفاقات رو رقم میزند .من چند وقتی بود فقط توجه داشتم به واریزی هایی که برام انجام میشد باورت نمیشه هر روز بلا استثناع برام پول واریز میشد از یک میلیون بگیر تا 50الی 70میلیون
چرا که همه توجه من به فراوانی پول بود اگر یک هزار. تومانی پول تو حسابم بود هر لحظه توجه میکردم و شکر گذاری میکردم
و هر چه را در ستاره قطبی درخواست میکردم و مینوشتم برام اتفاق میافتاد و همین کانون توجه را دارم در تمام جنبه ها استفاده میکنم
روابط زیبا
کارهای عالی
مشتری های فراوان
پول فراوان
درآمد های باور نکردنی
افراد بینظیر که برام کار هام رو انجام میدهند
همسرم
فرزندانم
پدرم
مادرم
اینو بگم اینقدر قانون خوب کار میکنه که مادر من اصلا از کانون توجه و قوانین هیچ خبر نداره
اون روز داشت برام صحبت میکرد چیزهایی میگفت که فقط افراد موفق در قوانین صحبت میکنند جوری متحول شدم که فقط خشکم زد
مادرم که افکار قدیم داره و نمیشد هیچ جور باورش رو عوض کنی ولی طبق قوانین جلوی من داشت هدایت خداوند را دریافت میکرد
و اونجا حضور خدا رو در وجود بنده اش میدیدم خیلی تحسین کردم و شکر گذاری کردم و گفتم ببین همه قابل هدایت شدن هستند حتی من یک لحظه من از قوانین براشون نگفتم چون همیشه میگم من مسئول زندگی خودم هستم ولی وقتی من در مدار. بهترین ها هستم بهترین ها وارد زندگی من میشود
و ایمان دارم که همین فرکانس بهترین ها و مدار موفقیت منو به اوج بهترین نتیجه ها میرساند و الان اینجا رد پا میگذارم که
بهشت را در همین خونه اجاره ای
در انبار اجاره ای
با مقداری لوازم شرکتم که اجاره ای است
با یک دستگاه نیسان که در شرکتم فعالیت میکند
با درآمد تغریبا 300میلیون
و در محله نسبتا معمولی
و سلامتی عالی
هستم
و همه اینها برای من عین بهش هست هیچ کم و کاستی در زندگی ام نمیبینم و هر چه را خداوند بهم هدیه می دهد را سپاس گذارم و خودم را در آغوش خداوند رها کردم تا اون هدایتگر. من باشد
حمید جان برات آرزو موفقیت دارم منتظر بهترین نتایجت هستم
به نام خدای وهاب
سلام به دوستان واستادعزیزم که خیلی چیزهاازش اموختم.
من درخانواده ای به شدت مذهبی وکم درامدبه دنیاامدم.بااعتمادبه نفس پایین وبسیارضربه پذیروقربانی.
خوشبختانه شاغلم وشغل خوبی دارم .۱۸ساله ازدواج کردم ولی از ازدواجم چندان راضی نیستم.شوهرم بسیارمنفی گراست واصلااستادوسخنانش روقبول نداره.
من ۸ماه پیش درپی یک بحران عاطفی وحشتناک ازخودم وزندگیم ناامیدشدم ومتوجه شدم که بسیارناقصم وبرای حل مشکلات زندگیم کتابهای زیادی روخوندم وبه سایتهای مختلف موفقیت رهنمودشدم .یکی بهم گفت استادعباسمنش محصولاتش گرونه وبه دردنمیخوره.ولی من کنجکاوشدم واسمشوسرچ کردم ویکی ازفایلهای رایگانشوگوش دادم به دلم خیلی چسبید.همون کسی بودکه به سوالهای زیادمن میتونست جواب بده.
خون تازه ای به رگهام دمیده شد.هرروزبه عشق اموزشهای جدیدازخواب بلندمیشدم.و۶ماه پی درپی تمام فایلهای رایگان استادروگوش دادم.اونم چندین بار.موفقیتهای من تواین مدت:
🎲ازوقتی فهمیدم خودم خالق زندگیم هستم وعوامل بیرونی هیچ نقشی ندارنداعتمادبه نفسم زیادشده.خیلی شادم انرژی زیادی دارم وارامشی وصف ناپذیر.من قبلاگاهی به خودکشی فکرمیکردم ولی الان خیلی شارژم.وارامشی عجیب دارم.البته گاهی به خاطرامواج منفی شوهرم حالم بدمیشه که باسپاسگزاری دوباره حالموخوب میکنم.
🎲بااینکه شغل خوبی دارم ولی حقوقم به خاطرپرداخت وامهای شوهرم همیشه بیشتراز۵۰۰۰۰۰تومان نبود.ولی تواین مدت همین مقدارپول یه دفعه ای ۴برابرشد.
البته من کاراینترنتی دیگه ای هم باتوکل به خداراه انداختم که منتظرفروش محصولم هستم.ازمن بعیدبودهمچین همتی داشتن.
اینکاروخدابه دلم انداخت ومن باامیدبه خودش شروع کردم.
درضمن من الان ۱۴میلیون پس اندازهم دارم.
🎲من چندین ساله راننده هستم ولی هیچ وقت جرات رانندگی دربیرون شهررونداشتم.ولی دریک تصمیم عجیب وباکنارگذاشتن ترسم بارانندگی خودم وبه تنهایی باپسرم به شمال مسافرت کردیم.شوهرم هیچ وقت مسافرت شمال نمیره چون بیماری فوبیاداره.خیلی بهمون خوش گذشت وهیچ اتفاق ناخواسته ای پیش نیومد.خدایاشکرت.
امکان نداشت من تنهایی به سفربرم.
🎲پسرم امسال کنکورداره ومن ارزومه درکنکورتوبهترین رشته قبول بشه من هرروزبه خاطروجودپسرم وقبول شدنش ازخداسپاس گزاری میکنم وبه عینه دارم میبینم که پسرم انگیزه زیادی برای درس خوندن گرفته وهدف گذاری کرده که توبهترین رشته قبول بشه.
وبرای موفقیت داره تلاش میکنه.قبلاانقدرباانگیزه وشارژنبود.خدایاشکرت.
🎲زندگیم ازهمه نظربهترشده .
ارتباطاتم باشوهرم بهترشده ولی بازدلخواه من نیست.متاسفانه فازبسیارمنفی داره وحرفهای استادرونمی پذیره.درکارش همیشه شکست میخوره وتمام ثروتی روکه به دست میاره به یکباره ازدست میده.
من سعی میکنم باشکرگزاری وتوجه به نکات مثبتش ارتباطموباهاش بهترکنم.
🎲قبلااصلاحقوقم دست خودم نبودوتااعتراض میکردم شوهرم میگفت من خرج خودتون میکنم.ولی الان ۶ماهه دست خودمه وهیچ اعتراضی هم نداره.من خیلی روی بحث لیاقت واعتمادبه نفسم کارکردم.
ودراخراستادعزیز ازتون ممنونم.من ازشماخیلی چیزایادگرفتم.وبرگشت به زندگیمواول ازخدا وبعدمدیون شماهستم.مچکرم🙂
من برای اینده ام خیلی برنامه هادارم.
بازهم ازموفقیت هام مینویسم.
هدف بعدی من داشتن ماشین شاسی بلنده.
حتمابهش میرسم.🙂به امیداینده ای درخشان
سلام
خیلی از نتایجتون لذت بردم بهتون آفرین وتحسین می گویم و میدانم که سال بعد که نوشتتون را بخوانم ماشاله این قدر موفق شده اید که در صفحات طولانی از موفقیتهایتان می نویسید بسیار عالی بود و وقتی شروع به خواندن کامنتتون کردم خیلی راغب شدم تا آخرش را کلمه به کلمه بخونم .
خیلی خوشحالم دوستان موفقی چون شما دارم.
موفقیت ادامه دارد…….
سلام دوست عزیز
منم نوشته هاودیدگاه هاتون روپیگیری می کنم ولذت میبرم.
به امیدموفقیت های بیشتر دراینده
سلام
چقدر زیبا نوشتین تحسینتون میکنم
چقدر خوبه داشتن پس انداز چقدر خوبه تنهایی مسافرت رفتن
چقدر خوبه هدف بعدیتون شاسی بلنده و گفتی حتما بهش میرسم و با این باور یعنی دست خدا بازه از جایی که بهذهنت نمیرسه برات فراهمش کنه
خدایا شکرت بابت این نتایج فوقالعاده این ایمان این حرکت و این امیدی که در شما به وجود امده
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز
من از کودکی بسیار گوشه گیر و منزوی بودم. مادرم زمانیکه 8 سالم بود به رحمت خدا رفت و پدرم بعد از چند ماه ازدواج کردند چون ما 6تا بچه قد و نیم قد بودیم و مسلما سخت بود تا همه این مشکلات رو تنهایی پشت سر بگذاره. نمی دونم گفتن از سختی ها و مشکلات گذشته درسته یا نه. حتی برای بیان شرح زندگی خودم اما من تصمیم دارم نگم
من دختر گوشه گیر و به قول خودم تنهایی بودم و ارتباطات اجتماعی زیادی با بقیه برقرار نمی کردم. دوستان بسیار کمی داشتم چون فکر میکردم بهشون نیازی ندارم و خودم تنهایی وضعیت بهتری دارم. اما همیشه دلم می خواست وضع زندگیم بهتر بشه، احساس می کردم یه جای کار اشتباهه. به همه بی اعتماد بودم و فکر میکردم میخوان ازم سوء استفاده کنن. حتی از خانواده م هم ترس داشتم. میتونم بگم زندگی من سرشار از تضاد بود. سرشار از تضاد و نخواستن و تمرکز کردن روی ناخواسته ها.
دوست داشتم پدرم از وضعیتی که داریم گله و شکایت نکنه و من فکر میکردم باید بزرگ بشم تا کمبودها رو من جبران کنم. نوجوان بودم که به کتابهای موفقیت علاقه داشتم و اولین کتابی که خوندم از ژوزف مورفی به نام قدرت فکر بود. اما نمی فهمیدم باید چیکار کنم. دلم می خواست بهتر باشم، دلم می خواست رشد کنم جوری که بالابالاها برم اما همیشه به خاطر احساس عدم لیاقت فکر میکردم حتی آرزو کردنش هم برای من گناهه.مگه من کیم و چیم؟ یه بچه بدبخت منفی غیراجتماعی
بعد از دوران فوق دیپلم رفتم سرکار و سخت کار کردم چون فکر میکردم فقط سخت کارکردنه که می تونه برای من کار رو دست و پا کنه و بتونم این موقیعت خودمو در اداره برای خودم تثبیت کنم و اداره باهام قرارداد ببنده. سخت کار کردم. دوشیفت کار میکردم، به حقوق پایین قانع بودم و می گفتم برای خیلیم زیاده البته که کارم خیلی خوب بود و توی اداره به بهترین کارمند معروف بودم و حتی یادمه زمانی که کارمندهای بدتر از من مدعی استخدام رسمی بودن من حتی خودمو لایق قراردادی شدن نمیدونستم و می گفتم من اونقدری که باید کار نمیکنم برای حلال شدن پولم باید خییییلی کار کنم. درحالیکه من علنا به جای سه نفر کار میکردم. وضع روحیم روز به روز بدتر و من پرخاشگر تر میشدم و اصلا خوب نبودم. منزوی و بداخلاق و غرغرو
سعی میکردم بهتر باشم و فقط رویابازی رو خیلی خوب بلد بودم و شبها قبل خواب رویابازی می کردم که زندگیم بهتر میشه اما آخرش باورم نمیشد که بشه
تا اینکه مهر سال 93با استاد عباسمنش با بسته قانون آفرینش آشنا شدم و با کلی کلنجار رفتن با خودم خریدمش. من و خواهرم که همه زندگی و آرزومه که موفق بشه با هم پا به پای هم پیش رفتیم و درسها رو گوش دادیم و می تونم بگم درون ما اتفاقاتی افتاد. اخلاقم بهتر شده بود، کمتر غر میزدم و بیشتر فکر میکردم. تمام بسته ها استاد و کتابها رو خریداری کردم و دارمشون اما عجیبه که هنوز خودمو لایق خوندن بسته ثروت1و2نمی دونم و هنوزم در موردش مقاومت دارم البته که بهترم
یادمه برای نوشتن107آرزو من همون لحظه141آرزو نوشتم چون توی رویاهام دیده بودمشون و توی ذهنم آرزو کرده بودمشون اما عدم لیاقتم جلوی ادامه فکر کردن رو ازم می گرفت
خواهرم با استفاده از قانون برای ادامه تحقیقاتش تقاضای بورس کرد و رفت آلمان تا درس بخونه. منم با سفری که به آلمان داشتم و دنیا رو جور دیگه ای پیدا کردم تحولی عظیم در زندگیم به وجود اومد. انگار خدا میخواست بهم بگه ببین میشه زندگی آروم و سرشار از عشقی داشته باشی، ببین تو لایقشی و می تونی بهتر از اینجاهایی که می بینی زندگی کنی، آرومتر از اینها و من عوض شدم و من تصمیم گرفتم زندگیم رو عوض کنم. زندگی خودمو و خانواده مو و نسل آینده مو.
برگشتم ایران و بعد از مدتی کاری بهم پیشنهاد شد در زمینه مدیریت فروش و منم برای اولین بار در زندگیم به این فکر کردم که می تونم درآمد خودمو و کار خودمو داشته باشم چون فکر میکردم کارمندی اونقدری که من براش وقت و انرژی گذاشتم و میذارم برای من آرامش و ثروت ایجاد نمیکنه. من از کارم توی اداره راضی نبودم و قبول کردم که باید ریسک کنم وگرنه زندگی چندسال من مساوی و حتی بدتر از الان میشه
به توانایی هام ایمان پیدا کردم، خودمو لایق میدونم و جالبه بدونین همیشه توی رویاهام نفر اولم، کسب و کارم اولینه و من بهترینم
فکر میکنم بیشترین شکرگذاری من تا الان از خداوند توی عمرم از استاد عباسمنش باشه چون بهم یاد داد باید و باید و باید احساس لیاقت، احساس عدم گناه و شایستگی کنم که بتونم به بهترینها برسم. حالا انسانهای منفی و مشکلساز زندگیم رو از دور و برم حذف کردم، دارم روی کار جدیدم که فعلا بصورت پاره وقت کار میکنم وقت میذارم و ایده هام رو دنبال میکنم و باورتون نمیشه توی این چندماهی که روش تمرکز کردم چه نشانه هایی دریافت کردم. حتی ایده جدید دیگه ای برای راه اندازی یک سایت به ذهنم رسیده که دارم روش کار میکنم. و البته به این فکر کردم باید یکیش رو انتخاب کنم تا با تمرکز درش موفق بشم.بسته های تخصصی رو از سایت های مختلف خریداری می کنم و دنبالشون می کنم و فکر و ذکرم سایتیه که میخوام بزنم و نشانه ای از ثروت دریافت کردم، برای دل خودم کاری کردم و از طرف سایت هدیه ای دریافت کردم. این هدیه برای من نشانه و مقدس ترین چیزی که این روزاها برای تقویت ایمانم دارم و میدونم در مسیر درستی هستم چون از استاد خودم، از کسی که چشم منو به زندگی باز کرد هدیه گرفتم و این برای من ارزشمنده.
من آرامش این روزهامو، آرامش و احساس فوق العاده ای که زمان صحبت استاد از ایمان به خدا و قرآن دریافت کردم رو با چیزی عوض نمیکنم. حتی یک بار زمان خوندن فصل پنجم رویاهایی که رویا نیستند، در مورد ایمان به خدا میخ کوب شده بودم و بدنم بی حس شده بود. کتاب رو خوندم و بعد جلوی آینه وایستادم و گفتم خدایا حست میکنم، خدایا مرسی که اینقد بزرگی که میشه باخیال راحت بهت تکیه کرد و مرسی که منو درآغوشت گرفتی و گریه کردم. گریه کردم و گریه کردم و واقعا احساس کردم دیگه روی زمین نیستم و یک موجود فقط زمینی نیستم. من کس دیگه ای ام
و حالا هرروز شکرگزاری میکنم، تمرین می نویستم، و تعهد نوشتم تا زندگیم رو در سه سال آینده به معنای واقعی متحول کنم. اگه لازم باشه من شبها نمیخوابم تا روی خودم کارکنم و از سکوت شب استفاده میکنم تا فقط صدای خودمو خدارو بشنوم. من به معنای واقعی خودمو به چالش کشیدم و میخوام خود 31سال زندگی کرده م رو متحول کنم
خدایا سپاس که اونقدر بزرگی که میشه با خیال راحت بهت تکیه کرد.
در پناه الله یکتا شاد پیروز ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
آسیه جان شما لایق بهترین ها هستید حتما بسته روانشناسی ثروت را بخرید که از بزرگترین نعمتهای خداوند است
بسیار جالب بود متن شما واقعا به نکته های آموزنده ای اشاره کرده بودید مثل احساس لیاقت داشتن و تجسم کردن که واقعا کارساز هستن . یک نکته هم که احساس حضور خداونده که خودش تو کتاب قرآن فرموده که من از رگ گردن به شما نزدیکترم . ومن پس از سالها فکر کردن به این موضوع با لطف استاد عباس منش و آشنایی با قرآن معنی اون رو درک کردم. یعنی که در تمام کهکشانها و زمین جاری هست و به هر کدوم از ما کمک می کنه به خواسته هامون برسیم. در پناه خدا شاد و موفق باشید.
آسیه جان از اشتراگ تجربیاتت بسیار سپاسگزارم و برات آرزوی بهترینهارو دارم
دوست خوبم آسیه علی پور سلام و سپاس
سرگذشت شما را که خواندم اشک در چشمانم حلقه زد و یاد کتابی به نام «پله پله تا ملاقات خدا افتادم»
هدایت خدا چقدر زیبا است و شما به زیبایی تمام آن را دریافت کردید.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
اسیه عزیز بهت تبریک میگممممم تو لایق بهترین ها هستی و مطمئناااا بهشون می رسی
سلام دوست عزیزم
خیلی ممنون از داستان زیباتون و خیلی ممنون برای اینکه سعی نکردین با بازگو کردن بیان مشکلات گذشته تون …
منتظر موفقیتهای بزرگترتون هستم.
این همه اراده و هدف ستودنیه تبریک و درود بر شما خانم علی پور.
دوست عزیز سلام. در احساس عدم لیاقت با شما هم حس بودم و مطلب شما برام جالب و زیبا بود بسیار از مطالب شما دوستان و شما دوست عزیز میآموزم خداوند رو سپاس که استاد عزیزمون رو داریم
آسیه جان زیبا بود ….احساس شایستگی معجزه میکنه …منم از وقتی این احساس رو در خودم به وجود اوردم اعتماد به نفسم و زندگیم خیلی بهتر شده ….امیدوارم همیشه شاد و ثروتمند باشید…
سلام عزیزم از اینکه میبینم هنوز فعالانه ادامه میدی خوشحالم . هدایت شدم به پیامتون . خیلی خوب بود و امید بخش موفق باشی و شاد
سلام عالی بود من هم کتاب رویاهای که رویا نیستند را خریده ام و فقط یکبار خوانده ام و حتی الان یادم نیست چه نوشته بود الان میخوام برم پروفایلم و مجددا دانلود کنم و مجددا بخوانم و مثل شما حاضرم شبها نخوابم و روی خودم کار کنم تا از سکوت شب استفاده کنم
آفرررررررین دختر … تو عالی هستی
سلام بر استاد مهربان
سلام بر دوستان خوب خودم
داشتن الگوهای خوب و موفق در زندگی هرکس بسیار مهم و بسیار اساسی است
ذهن منطقی من با دیدن این الگوها به این نتیجه می رسد که می شود و او هم توانایی این را دارد که می تواند به این جایگاه برسد
من می توانم در همه جنبه های زندگی خودم بی نهایت الگو داشته باشم
آنهم الگوهایی که موفق شده اند و همه آنها به بهترین و بالاترین درجات علمی و زندگی و کسب و کار و ثروت رسیده اند
نکته زیبا است که من هر بار زندگی نامه الگوهای موفق را بخوانم و ایده های آنها را ببینم برای ذهن من این منطقی می شود که می تواند و او هم می تواند موفق بشود و به موفقیت برسد
باید به این باور برسم که می شود
و این باور راه و قدم بزرگی است برای من که راه رسیدن به موفقیت برای من را هموار تر و آسان تر می کند
وای چقدر عالی و حس خوبی است که من به این ایمان برسم که صد در صد به موفقیت می رسم
نکته
وقتی من به یک موفقیت و یک دستاورد در زندگی خودم می رسم مدام آن موفقیت و آن دستاورد را برای ذهن خودم یادآوری کنم و به خودم بگویم وقتی که من توانستم به این دستاورد برسم پس می توانم به دیگر دستاورد و دیگر موفقیت برسم
درود بر استاد عزیز
من سعید صادق زاده تقریبا یک سال است که با سایت شما استاد عزیز آشنا شدم
اوایل که با سایت آشنا شدم آنچنان متعهدانه در این سایت وقت نمی گذراندم و هر از گاهی به سایت می آمدم و فایل را می دیدم و می رفتم
ولی بعد از دو ماه دیگر تلاش و فعالیت من در این سایت خیلی خیلی بیشتر شد
وقتی که من با سایت استاد آشنا شدم
کارگر بودم
حقوق بگیر بودم
کلی بدهی داشتم قسط بانک و قسط های خانگی
دست به هر کاری که می زدم یا انجام نمی شد یا بخاطر ترس ها و محدودیت هایی که داشتم نیمه راه آن را رها می کردم
اعتماد به نفس پایینی داشتم
خودم و ارزشمندی ها و توانایی های خودم را نمی دیدم
معنی هدایت و الهامات خداوندی را نمی دانستم
از دستهای هدایتگر خدای مهربان غافل بودم
از معجزات ذهن و باور خودم غافل بودم
همه اینها برای من رنج آور و درد آور بود
نشخوارهای ذهنی که امان من را بریده بود
خلاصه آنقدر فشار رویم بود که دیگر در حال انفجار بودم
تا بالاخره از درون و با تمام تلاشم خواستم که تغییر کنم جهان هستی من را وادار به تغییر کرد
شروع به دیدن فایل های دانلودی کردم روزشمار تحول زندگی من ، باورهای ثروت ساز ، توانایی کنترل ذهن و سریال ها و و و
همه اینها سبب شد که بتوانم کم کم در عقل کل هم فعالیت کنم و با جواب دادن به سوالات دوستان یک اعتماد به نفسی عالی در من شکل گرفت
به دوره قانون سلامتی هدایت شدم چون بخاطر اینکه از خودم دور شده بودم توانایی کنترل کردن اراده و نفس خودم را از دست داده بودم و به همین خاطر دچار پرخوری و یک چاقی مفرط بد شده بودم
با دوره قانون سلامتی و نتایج عالی که گرفتم به خودم امیدوار شدم و یک حس عالی در من شکل گرفت که می توانم همچنان روی خودم کار کنم
در یک روز که در محل کارم بخاطر استعفا و جر و بحثی که داشتم کمی حالم گرفته شده بود به سایت استاد آمدم و روزشمار تحول زندگی من دوره عالی دستیابی به رویاها بود
این دوره را تهیه کردم و یک موج عظیم از تغییر و تحول در زندگی من جاری شد
از همه عالی تر این دوره را شاید تا بحال بیش از ده بار گوش داده ام
خلاصه الان که دارم این متن را کامنت می کنم
من کسی شده ام که نتایج عالی گرفته ام
به توانایی ها و دستاوردهای خودم ایمان پیدا کرده ام
به حال خوب خودم واقف شده ام
یک ارامش خوب و پایدار در درون من شکل گرفته است
حقوقم با کمک فایل های دانلودی و مخصوصا فایل های سه قسمتی چگونه در آمد خودتان را در یک سال سه برابر کنید به سه برابر تبدیل شده است
خودم برای خودم کار مورد علاقه خودم را مشغول به کار شده ام
و تمام قسط ها و وام های خودم را تسویه کرده ام
از همه مهمتر اینکه آخرین بدهی خودم را هم که رقم آن زیاد است هم با کمک فایل آقا رضای عزیز در نتایج دوستان از آموزه های استاد در حال بازپرداخت هستم آنهم بصورت خرد خرد
و خدارا شاکرم که با هدایت شدن به این دوره عالی
معنی و مفهوم هدایت شدن و الهامات خداوند را درک کردم
به دستهای خدای مهربان ایمان و اعتماد پیدا کردم
اکنون که می دانم که خدای مهربان از اینکه من شاد و خوشحال باشم و سالم و سرحال باشم و ثروتمند و پول دار باشم او هم حال می کند و کیف می کند
اینها همگی بخشی از نتایج عالی بود که من از این سایت استاد و فایل های رایگان و دوره های استاد عزیز من کسب کردم
ممنونم استاد جان
سپاس از خدای خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام بر دوست عزیزم آقا سعید
خیلی خیلی خوشحالم از نتایجت و تحسین میکنم ایمانت رو ،چقدر عالی کار کردید و مسلما نتایج هم از کار کردن وتغییر بدست میاد،این رو نوشتم که به شما دوست عزیز بگم که مطالبت رو پیگیری و استفاده میکنم و سپاسگزاری میکنم از شما
در پناه رب العالمین باشید
درود بر شما ابراهیم عزیز
ممنون از حسن نظر خوبت نسبت به من
هرکاری که من کردم کمک و لطف خدای مهربان بوده است و در کنار آن هم چراغ راهم استاد عزیز بوده است
این کامنت شما در مورد خودم برای من قوت قلبی بود که راهی که در پیش گرفته ام کاملا درست است و باید همان مسیر را ادامه بدهم
از طرف دیگر اینکه برای من ذوق و شوق دارد و مشوق راهم
نظر شما را با جون و دل خواندم
از خدای خودم برای شما هم بهترین ها را می خواهم
امیدوارم که همیشه بهترین باشید
سلام عمو سعید
من خیلی شمارو دوست دارم و هروقت تو عقل کل اسم شمارو میبینم حتما دیدگاهتون رو درمورد مساعل مختلف میخونم و اینکه شما چندین بار درعقل کل جواب سوال های من رو دادید و ازتون سپاسگزارم
از خاندن نتایج شما کلی انرژی گرفتم و ایمانم و انگیزع ام بیشتر شد .
خداوند رو سپاسگزارم که هدایتم میکنه به سمت بهترین ها
ما لایق بهترین ها هستیم
انشالله روزی به قدری نتایجم بزرگ بشه که بیام و از نتایج عالیم بنویسم.
خوشبخت و ثروتمند باشید.
سلام به اقا سعید،همیشه فعال.
بارها کامنت شمارو خونده بودم امااا اولین کامنتی هست که از نتایجتون خوندم،خیلیییییییی بهتون تبریک میگم و باید بگمممممم اولین الگوی من در زمینه گوش دادن به فایل های دانلودی ،شما بودی و اینکه نتایجت با همین فایل های دانلودی چنان زیاد شده و حتی حقوقت هم سه برابر شدههههه،من قبلا گوش میدادم باور های ثروت سازو ولی بخدا وقتی که نتایج شمارو دیدم ،گفتمممم ببین مهساااا،ببین اعضای خانوادت با همین فایلا کلی نتیجه گرفتن پس ازشون به سادگی رد نشووووو،
دوست خوبم ،ممنون که نتایجتووو به این خوبی و با عشق نوشتی ،چنان نوری در قلبم با کامنت روشن شد ،کهههه دیگه بی چون و چرا ذهنم قبول کرد ،که میشود.
در پناه خدا باشید .
سلام دوست عزیز
سپاس از این حسن نظر خوبتون در مورد خودم
من خودم هم زمانیکه که صحبت های آقا رضای عزیز در سری فایل های
نتایج دوستان از آموزه های استاد را دیدم به همین علم و یقین رسیدم که می توانم با دیدن این الگوی خوب
با کار کردن روی خودم از طریق همین فایل های دانلودی به بهترین ها دست پیدا کنم
خدا را شکر که همه را دستهای خودش روی زمین قرار داد تا بتوانیم از یکدیگر الگو بگیریم و به بهترین خودمان تبدیل بشویم
سپاس از خدای فراوانی ها
درود و سلام خدمت آقا سعید صادق زاده عزیز.
داشتم کامنت های دوستان موفق رو میخوندم که هدایت شدم به کامنت موفقیت آمیز و رشد و پیشرفت های شما.… خدا رو شکر که در
مدار محصول قانون سلامتی و درآمد سه برابر هدایت شدید و الان به کار مورد علاقه ی خودتون مشغول هستید و از اینکه تمام بدهی هاتون رو تسویه کردید و به امید خدا در زمانی کوتاه دیگر بدهی هاتون تسویه میشه تحسین تون کردم و از اینکه حضورتون همیشه در عقل کل پر رنگ هست هم تحسین تون می کنم به امید خدا همیشه در مدار موفقیت های بیشتر و بیشتری هدایت شوید
خدارو شکر بهترین نعمت دنیا نصیب شما و همه ی بچه های خوب این سایت شده و از اینکه اینجا بهترین پناهگاه همه مون هست خدارو شکر گذارم
اینجا تنها جایی است که می تونیم موفقیت هامون رو جشن بگیریم خدایا شکرت
بهترینع بهترین موفقیت ها رو برای شما آقا سعید و برای همه مون آرزو مندم
روز و شبتون بخیریت و خوبی خوشی و ایام بکامتون شیرین و گوار
سلاااام استاد جان گفتن دستاوردهاتون رو بنویسید و بخونید که ببینید تونستید و انجامش دادی و بازهم میتونید میخوام بنویسم
من از همون اول دختر درسخونی بودم و جز شاگردان ممتاز مدرسه ها بودم
من دبیرستان وارد مدرسه نمونه شدم
سال کنکورم خیلی کنترل ذهنم سخت شده بود و کلا از مسیر خارج شده بودم در اصل هیچ آشنایی نداشتم با قانون و همه این موارد خلاصه سال اول که قبول نشدم
سال دوم من یه معلم شیمی که داشتم رو خیلی تحسین میکردم این خانوم خیلی فوق العاده بود و تا دکترا و فوق دکترا پیش رفته بود و بورسیه شده بود بره کانادا این خانوم دانشگاه آزاد هم درس میخوند که خیلیا میگن مدرک غیر دولتی فایده نداره ، البته که مدرک هرجایی بدون مهارت بی فایده اس
همینجا توی پرانتز بگم که مدرک و تحصیلات هیچ ربطی به میزان درآمد و ثروت شما نداره
سال دوم با قانون آشنا شدم کتاب شکرگزاری راندا برن بارها خوندم و تمریناشو انجام دادم و با باور و ایمان قوی
من سال دوم شیمی قبول شدم یک ترم و نیم رفتم که پندمیک شد و همه جا غیرحضوری شد من این بین با یه مجموعه پیج و کانال زدیم و من شدم ادمینش و از همین راه کلی درآمد کسب کردم رشته و درسم چی بود ؟ شیمی درآمدم چی بود؟ از ادمینی
همین حین من همزمان با کلاسهام دوره های عکاسی و فتوشاپ رو گذروندم و برای همین پیج هم ادیت میزدم
دوره های تولید محتوا شرکت کردم و کلی مهارتم رشد کرد خودم یه پیج زدم و یه ماه کلی فالور گرفتم با اون پیج که همکاری میکردمم کلی رشد کرد و رسید به جایی که ما همزمان چهار پنج تا کلاس رو با بالای 30 40 نفر دانشجو هندل میکردیم
و کلاسهای 60 70 نفری هم داشتیم توی اون دوران و به صورت مجازی این خیلی تعداد و مبلغ درآمد هم خیلی قابل توجه بود
و در ادامه به مدت 4 سال با این مجموعه همکاری داشتم در همین حین از فتوشاپ که یاد گرفتم و عکاسی هم کسب درآمد کردم
تااااا رسیدم به جایی که دیدم بابا من کجا شیمی کجا من عشقم هنره ، طراحیه ، خلق کردنه اول تصمیم گرفتم برم تغییر رشته بدم برم گرافیک دیدم نمیشه گفتم خب میرم گردشگری چون تو ذهنم بود دانشگاه دولتیه و حیفه و اینها
بعد یکی از دوستام گفت توکه به فتوشاپ و طراحی علاقه داری پس بیا برو دانشگاه تدوین بخون
آقا من رفتم پرسوجو افتادم دنبال اینکه تدوین چیه چیکار میکنن و اینها رفتم دانشگاه رشته تدوین نداشت اما رشته سینما رو داشت که میتونستم کلی درش پیشرفت کنم
خلاصه اینکه وارد این مسیر شدم و از اون دانشگاه دولتی اولی انصراف دادم
دوره تدوین گذروندم تا ترم دانشگاه شروع بشه و امسال دوتا درآمد از تدوین تیک زدم من الان توی مسیر علاقمم و فقط باید باورهای قدرتمند کننده ثروت بسازم تا بتونم درآمدم رو رشد بدم
اما ازدستاوردهام من یه مدت توی سایت بودم اما ایمیل قبلیم به مشکل خورد و دیگه هرکاری میکردم نمیتونستم با ایمیل های دیگه ایی وارد سایت بشم که نگو اون زمان هنوز توی مدارش نبودم و فقط جسته گریخته گوش میدادم
یه روز گفتم بذار یه ایمیل جدید بسازم و با اون بیام خلاصه ساختم و وارد شدم دیدم عه درست شد تونستم وارد سایت بشم
شروع کردم فایلهارو گوش دادن
رسیدم به این نتیجه که من روی باور لیاقت و فراوانی باید به صورت ویژه کار کنم
ویس با صدای خودم ضبط کردم و دارم گوشش میدم و ویسهای بخش باورهای ثروت ساز رو هم گوش میدم تا باورهام ساخته بشه
در مورد باور فراوانی نمونه های فراوانی رو نوشتم و هر روز با خودم تکرار میکنم
به یه تغییر نگرش رسیدم اینکه وقتی باورت تغییر میکنه احساست هم در اون موضوع تغییر میکنه و به جای اینکه آشغال هارو بریزی زیر مبل باورت رو عوض کن
و تغییر نگرش بعدی اینکه من مسئول خوب کردن احساس بقیه مسئول روحیه دادن به بقیه یا صلح و صفا دادن به بقیه نیستم من مسئول احساسات خودمم و فقط میتونم زندگی خودم رو بسازم و تغییر بدم
با فایلهای چگونه درآمد خود را در عرض یکسال سه برابر کنیم جذب پول داشتم
و کاری پیدا کردم و الان مشغول به کار هستم
حس میکنم مانند تشنه ایی که به اب رسیده و عطش زیادی به آشامیدن داره من روحم تشنه این فایلها و آموزش هاست و هر روز میام کامنت میخونم و مینویسم کلی فایل گوش میدم و لذت میبرم نکاتش رو مینویسم
خریددوره دوازده قدم رو هدیه تولدم قرار دادم و میدونم در بهترین زمانش میخرمش و میتونم خیلی با لول بالا کیفیت زندگیم رو افزایش بدم
از دیگر دستاوردهام اینه که پروژه موفقیت آمیز زیاد دارم
4 سال ادمین مجموعه بودن
4 سال تولید محتوا و ایده پردازی و خلاقیت
طراحی و ادیت با فتوشاپ در انواع پروژه ها
عکاسی از مدل و محصولات موفقیت آمیز و عالی
چندتا پروژه تدوین زدم که مشتری ها خیلی راضی بودن
یه ویدئو ادیت زدم و توی کانال یوتیوبم گذاشتم و یک کا و چهارصدتا ویو گرفت
با سه نفر جهت تدوین پروژه هاشون مذاکره کردم که یکیشون موفقیت آمیز بود و دونفر دیگر هم قراره تایید کنن و میدونم که الخیر و فی ما وقع
هرچی که خیره برای من اتفاق میفته
یه مدت جایی کارکردم و حقوق خوبی دریافت کردم
جذب شغل جدیدم
پژوهش دوتا مستند رو انجام دادم که پخش شدن و اسم من در تیتراژ هر دو آمده بود
هر ترم معدل الف دانشگاه هستم و 24 واحدی درس برمیدارم
گوشی خودم رو عوض کردم
پول عمل لیزیک چشمم رو خودم پرداخت کردم
برای خودم فرش خریدم
تخت خواب جدید و آینه قدی و رگال لباس خریدم
تعداد زیادی شال و لباس برای خودم خریدم
روی اعتماد به نفس و عزت نفسم کار کردم و تونستم مربی کوچ باشم و ازش به درآمد برسم
ادیت موسیقی انجام دادم و خیلی خیلی ازش بخ درآمد رسیدم
کلی کتاب خوندم و برای کارم کتاب خریدم
سیستمم رو خودم ارتقاء دادم و الان راحت تر میتونم باهاش کار کنم
سفر رفتم و تمام و کمال هزینه اش رو خودم دادم و خیلی راحت با پرواز هوایی برگشتم
دعوت شدن به شام و ناهار و مهمونی همیشه هست
همه به من خیلی اهمیت میدن و توجه میکنن
من به زهرای دوست داشتنی و جذاب و خوش قلب معروفم
من اعتماد به نفس خیلی خوبی دارم
من برنامه ریزی و خلاقیت خوبی دارم
من میتونم به همه ی کارهام برسم
واقعاً اولش انقدر ذهنم مقاومت میکرد که بنویسم الان نمیدونم چطوری تمومش کنم یه جمله مینویسم هنوز تموم نشده ذهنم جمله بعدی رو میاره و میگه بنویس ذهنم باهام همراه شده خداروشکر سپاسگزارم ازتون برای این فرصت عالی که میتونیم به بهترین نحو ازش استفاده کنیم
به نام خدای مهربان و توانا
سلام عرض می کنم خدمت شما دوست عزیز و هم فرکانسی خودم زهرا خانم
بهتون واقعاً تبریک میگم
دست مریزاد نمی دونم چند سالتونه ولی فکر نمی کنم از من بزرگزتر باشید
من متولد هفتاد و چهارم ، 11 اسفند
چقدر از دست آورد هایی که داشتید لذت بردم و چقدر تحسینتون کردم
چقدرررر تحسینتون کردم
ماشاالله دست مریزاد
واقعاً آفرین به این حد از عزت نفس
وقتی دیدم آخر دیدگاهتون نوشته بودین که… اولش انقدر ذهنم مقاومت میکرد که بنویسم الان نمیدونم چطوری تمومش کنم یه جمله مینویسم هنوز تموم نشده ذهنم جمله بعدی رو میاره و میگه بنویس ذهنم باهام همراه شده ده برابر بیشتر تحسینتون کردم
چون مقاومت شدید هم داشتید ، نجواها هم بودن ولی نوشتید
دیگه واقعاً شجاعتتون تحسین برانگیزه
آفرین
حالا یه چیزی بگم؟!
میدونی چرا اینقدر خوشحالم و شگفت زده شدم؟
میدونی چرا سنم رو گفتم؟!
چون وجوه مشترک زیادی بین دست آوردهای شما و نتایج خودم دیدم /:
آره درسته در مورد شما میگم دستاورد چون شما برای خودت فوقالعاده ارزش قاعل هستی
چون به شدت باخودت در صلح هستی عاشق خودتی خودت قهرمان زندگی خودت هستی
بابا دست مریزاد دختر
من تازه چند وقته که با بازگو کردن موفقیت هام و ویس ضبط کردن ها و گوش دادن هایش دارم احساس خود ارزشی خودم رو در درون خودم پیداش می کنم
تازه دارم کم کم ، کم کم گوهر ارزشمند خودم رو پیدا می کنم
تازه دارم می فهم که من چقدرررررررر ارزشمندم
تازه دارم می فهمم که خودم قهرمان زندگی خودم هستم
به تازگی دارم یه سری حرف های جدید از همکارهام می شنوم
آدم هایی که خودشون در ذهن من آدم ها ارزشمند و عمل گرایی هستند …
در موقعیت های مختلف... در جمع یا در مکالمه 2 نفرمون بیان می کنند که آقای تجلی من ازت خیلی چیزها یاد گرفتم
آقای تجلی تو قلب خیلی خیلی مهربون و بزرگی داری که اینطور عاشقانه به من کمک کردی من تازه اومده بودم تو این کسب و کار و تو دستمو گرفتی و راهم انداختی
آدم دل گنده ای هستی دمت گرم
آقای تجلی من به بودن کنار سما افتخار می کنم
باعث افتخارمه که شما بیای داخل مجموعهی ما داخل دفتر کاری ما کار بکنی
و….
آره … من این چند وقت اخیر دارم از این چیزها زیاد می شنوم
و الان هم که خدا رو شکر هدایت شدم بیام دیدگاه شما دوست عزیز و ارزشمندم رو بخوانم
تا ببینم همین دست آورد های ارزشمندی که شما داری، من هم دارم….
من هم کلی جاها بوده که پول های خوب ساختم
مهره اصلی یک مجموعه بودم و کل اون مجموعه روی من و توانایی هام حساب باز می کرده
کلی جاها بوده که بخاطر صداقت و درستی و شرافتم بهم اعتماد شده و عدد های بسیار بسیار بزرگی بهم امانت سپرده شده
من هم قهرمان زندگی خودم هستم
من هم اینننننن همه دست آورد دارم
زهرا خانم دیدگاهت من رو منقلب کرد
الام ساعت 3:16 دقیقهی شبه (الان داره اذان صبح از بلندگوی مسجد پخش میشه)
من اومده بودم بیرون برای هواخوری و سپاسگزاری
فردا صبح هم باید برم بانک و چندین جای دیگه کار دارم ولی وقتی اومدم توی سایت و هدایت شدم این دیدگاه شما رو خواندم
اونقدرررر منقلب شدم و تحت تأثیر قرار گرفتم که نتوانستم ننویسم
خیلیی دوستتون دارم
همتون رو دوست دارم چون وقتی میام توی سایت و این دیدگاه های ارزشمند رو می خوانم علاوه بر اینکه کلییییی آگاهی ارزشمند رو درک می کنم و کلی مدارم تغییر می کنه
احساس غرور هم می کنم
یک غرور خیلی خوب و لذت بخش…
به خودم میگم ببین محمد تو خاصی
زهرا خانم به شما هم می گم…
شما خیلی خاصی
ما ها خوشبخت ترین آدم های روی این کرهی خاکی هستیم
چون الان در بهترین دانشگاه موفقیت در حال تحصیل و پاس کردن ترم ها هستیم
بقیه ی آدم ها کجان؟
تو در و دیوار!! شبکه های اجتماعی و تلویزیون و ماهواره و….
خدا رو شکر به خاطر وجود ارزشمندمون
به دستان توانای پرودگار مهربانی ها می سپارتمون
روز و روزگارتون خوش :)
سلام دوست عزیزم آقای محمد حسین
واقعا سپاسگزارم از کامنتی که گذاشتید و کلی لذت بردم بیشتر از ده بار از زمانی که دیدم کامنت رو خوندمش و هر بار انقدر حس خوبی گرفتم و انرژیم بالا رفته که خدارو صد هزار مرتبه شکر خدایا شکرت
اینکه چند سالمه شاید این همزمانی خیلی جالب باشه که حدفاصل دوتا سنم یه نفر سنمرو ازم بپرسه :) لحظات پایانی 22 هستم و فردا 20 تیر وارد بیست و سه سالگیم میشم
خدارو سپاسگزارم که این دویست و چند روزی که وارد سایت شدم پر از برکت بوده برام و دوست دارم در ادامه هم زندگی و عمری پر از شادی برکت ثروت سلامتی مطلق و عشق و عشق داشته باشم خدایا سپاسگزارم
دوست عزیزم بسیار سپاسگزارم که ویژگی های مثبتم رو از کامنتم بهم گفتی واقعاً سپاسگزارم و چقدر لذت بردم یه بار داداشم از استاد عباس منش نوشته بود که من از آقای عباس منش خوشم می آید اون بسیار پر انرژی و هیجان داره و همش خدارو شکر میکنه
این نوشته داداش هشت ساله ی منه که فقط چند قسمت از سریال زندگی در بهشت روهمراه خواهرخوبش که من باشم دیده
و من چند بار پیش خودم چند بار توی کامنت ها و با دوستم بهار که صحبت میکردم گفتم خدای من استادچه ارتعاشی داده که یه بچه از این سر دنیا عاشقشه و میگه از عباس منش خوشم میاد
یا چقدر روابطش خوبه که اینجوری میشه چقدر اینو توی ذهنم تکرار کردم و با خودم هی مرورش کردم به زبان ساده تر توجه و ورودیم روی این ویژگی مثبت از استاد بوده و الان خودم جذبش کردم
شده که دوستان بهم کامنت بدن و کلی از کامنتم و آگاهیی هایی که خدا گفته و من نوشتم تشکر کردن
اما کامنت شما جواب اون ارتعاش تحسین استاد بود که یه نفر که اصلا منو ندیده صدامو نشنیده میاد از نوشته های من کلی ویژگی خوب از منو میگه تحسینم میکنه
خدایا سپاسگزارم ازت برای قانون منظم جهانت که با کنترل ورودی وتوجه خروجی همون رومیدی خدایا سپاسگزارم ازت
دوست خوبم ممنونم ازت
در مورد ویژگی شجاعت ، من وقتی از دانشگاه انصراف دادم خودم که گذشته بودم ازش
استاد میگن باید به چیزی برسی تا بتونی ازش بگذری من دقیقاً اینودرک کردم من اگه دانشگاه دولتی قبول نشده بودم نمیتونستم ازش بگذرم و انصراف بدم البته گفتم که همون انصراف هم تکاملی بود هرچی تجربه ام میرفت بالاتر نزدیک و نزدیکتر
و خیلیا منو شجاع خطاب میکنن برای این حرکت و حتی سایر کارهای که دیگران میترسیدن از انجامش ولی من انجامش دادم و چیزی که اونها فکر میکردن نشده
استاد میگه خدا پاداش میده به شجاعان من انصراف دادم و خدا بهم گفت بیا دختر جون اینم علاقت بدو برو تو مسیرش خدایا شکرت
یه حرکت شجاعانه ی دیگه هم امروز انجام دادم اینکه من چندتا کار رو رد کردم برای اینکه مسیرشون از منزل دور بود دور که میگم نهایت یه ربع بیست دقیقه منتهی ذهنم چون مقاومت میکرد رد شدن و من امروز رفتم برای مصاحبه کاری که نزدیک به خروجی شهره مسیرش تا خونمون یک ربع راهه ولی من با همه نجواهای ذهنم بلند شدم و رفتم و قرار شد جلسه بذاریم
این کارم رو گفتن کارفرمای اصلی یعنی رییس شرکت خارجه
و این نشونه ی خوبیه واسه مهاجرت واسه همه توجه هاتم به خارج به مهاجرت و خدایا شکرت انقدراونجا فراوانی دیدم دوتا شرکت برای این مهندس هست یکی شرکت وسایل خونه یکی لوازم خودرو و چقدر این آدم ثروتمنده و تحسینش میکنم آفرین
خواستم این جذب خوبمو باهاتون در میون بذارم
گفته بودم دوره دوازده قدم رو واسه هدیه تولدم میخوام نگم براتون که خیلی زودتر از تولدم قدم یک و 8 روز مونده بود به تخفیف چهل درصدی قدمدوم رو خریدم و الان تا جلسه سوم گوش دادم فقط گوش دادم یادداشت برداری و عملگرایی هم کم کم انجامش میدم
ولی میخوام عمل کنم به گفته های استاد ، استاد جان انقدر با صداقت حرف میزنین که تا عمق وجودم میره میشینه حرفاتون دوستتون دارم استاد عزیزم
یه چیز جالب بگم بهتون من همیشه از زمان بچگی شایدم از دبستان و راهنمایی خیلی وقت پیش همیشه که بقیه ازم تعریف میکردن میگفتم چون من خاصم چون من خاص بودم از همون بچگی :)
اون موقع هیچی از قانون نمیدونستم الانم به اندازه ایی که میدونم عمل میکنم و به اندازه ایی که عمل میکنم نتیجه میگیرم
و الان شما همینو گفتین
سپاسگزارم از تحسین ها ، از احساس ارزشمندی ، از حس خوب و انرژی خوب و خالصی که بهم انتقال دادید
و کجا آدم میتونه دوست های این چنین خوب و هم فرکانس داشته باشه که بتونه انقدر صادقانه باهم صحبت کنند و از هم یاد بگیرند و در کنار هم بالا برند
شما خیلی تحسین برانگیز هستید و خوشحال میشم دستاوردهای شمارو هم بخونم تا ایمان و باورم قوی تر بشه و انرژی بگیرم و تحسینتون کنم
در مورد احساس لیاقت که پاشنه آشیل من بود و بقول استاد جان همیشه باید روی آشیلها کار کنیم من با دوستم بهار صحبت کردم و کلی حرفهای عالی زدیم از اون ویسها یه جمله ازش به یادگار میگم که گفت زهرا تو اقیانوسِ ارزشی
و من با خودم توی ذهنم میگم واااو اقیانوسِ ارزش ، اقیانوس تموم میشه؟ نه اقیانوس کم میشه ؟ نه اقیانوس…؟ نه نه نه جواب همه ی این سوالها نه هست پس من ارزشمندم
بهار میگفت زهرا ما ارزشمندیم لازم نیست کاری کنیم تا ارزشمند بشیم ما وقتی آفریده شدیم وقتی اومدیم توی این دنیا ارزشمندیم فقط یادمون رفته این تمرینات رو انجام میدیم که یادمون بیاد ما ارزشمندیم و چقدر این جملات قشنگ بود و به جانم نشست و الانم که میگم کلی حسم روخوب میکنه
یه فایل هم استاد دارن که میگن ما بدون هیچ دلیلی لایقیم
اسم فایل رو یادم نمیاد ولی اون فایل هم بینظیره و خدارو هزار بار شکر که توی این مسیرم
خدایا کمکم کن هر روز بیشتر از دیروز عملگرا به قانون باشم کلمه رمز : تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
همین الان بهم الهام شد این جمله روپایین همه کامنت هام بنویسم انقدر تکرارش کنم تا بره بشینه جایی که لایقشه وسط قلب وسط تک تک سلولهای وجودم و تا عمق جانم باورش کنم خدایا شکرت سپاسگزارم و دوستت دارم خدا جون
خدایا شکرت
فرمانروای جهان خدای مهربون و قدرتمندم همراهتون :)
به نام خداوند توانا و مهربان
درود به شما دوست عزیز و هم مدارم خانم محمود آبادی عزیز
الهی صد هزار مرتبه شکر
خیلی خوشحالم که توانستم خوشحالتون کنم و بهتون حس خوب و ارزشمندی بدهم
خیلی خوبه که یه همچین محل کار خوبی رو جذب کردین
خیلی حرفای جالبی تو این دیدگاه نوشته بودین
موضوع مدیر کسب و کار که ازشون الگو برداری می کنید برای رفتن به خارج از کشور
موضوع اقیانوس ارزش که به شدت من رو در فکر فرو برد
برادر کوچیکتون که ابراز علاقه به استاد داشته
واقعاً موضوعات جالبی رو برای من شرح دادین و من واقعاً سپاسگزارم
تولد 23 سالگیتون مبارک:) البته با چند روز تاخیر دیگه!
ببخشید که سنتون رو اشتباه گفتم (ایموجی خنده با اشک)
من از همون کودکی هم در تشخیص سن آدم ها شم خوبی نداشتم :) تازه حالا خوب شدم ، خدا رو شکر وگرنه ممکن بود بالا 30 سال هم بگم :)
روز تولد شما دقیقاً با خواهر زادهی عزیزم ستایش یکیه
دو تا خواهر زاده دارم یکیشون 4 سالشه اون یکی 12 سالشه
خانم محمود آبادی من دست آوردهای خیلی خیلی خوبی در این مسیر داشتم از وقتی که با استاد آشنا شدم
ولی بنا به دلایلی فعلا دیدگاهی نمی نویسم
ان شا الله در آینده وقتی هدایت بشم و بهم گفته بشه بنویس میام می نویسم
فعلاً این روزها تو سایت هستم دیدگاه های دوستان عزیزم رو می خوانم تحسینشون می کنم و گاها بهشون پاسخ می دهم
این قسمت دیدگاهتون که گفتید پایین همه دیدگاه دیگه می خواهید جمله رمز رو بنویسید خیلی برایم جذاب بود به همین دلیل دیگه دارم پایین تمام دیدگاه های خودم می نویسیم
این هم یه درس بود، سپاسگزارم
به دستان قدرتمند فرمانروای یکتای جهان هستی خداوند مهربان می سپارمتون
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
سلام و درود به شما دوست عزیز آقای تجلی
سپاسگزارم از حسن توجهتون و کامنتی که مجدد برام گذاشتید خداروشکر میکنم که توی مسیرم دوستان و همراهانی همفرکانس و عالی مثل شما دوست عزیزم دارم
بهترین های خدا از نعمت و ثروت سلامتی عشق و آرامش و سعادت براتون آرزومندم
و حتماً برای خودتون دفترچه ایی از دستاوردهاتون بسازید و بنویسید
اولش سخته ذهن مقاومت میکنه
اما کم کم همراهتون میشه
خدا قوت و سالم و تندرست باشید
قدرت تک فرمانروای جهان به همراهتون
هاجر:
سلام به زهرای عزیز و دوستداشتنی
وقتی داشتم کامنتت رومیخوندم تک تک کلمات رو با صدای خودت توی ذهنم مرور میکردم
چقدر خوبه که دوست خوبی مثل تو دارم
شاید اگر پنج سال پیشم بود امکان نداشت باور کنم که آقا من از موفقیت ی نفر آنقدر خوشحال بشم که اشک شوق تو چشمام حلقه بزنه و بگم خدایا شکرت
خودم رو به خاطر این همه تغییر واقعا تحسین میکنم
و تو رو عزیزدلم،خیلییی تحسینت میکنم زهرا
وقتی ویس هات رو میشنوم و ذوق کردنات رو میبینم واقعا واقعا انگار خودم اون نتایجو گرفتم
خیلی از روز ها رو با هم صحبت کردیم کلی از اتفاقای خوبمون گفتیم از خواسته هامون از لیاقت داشتنمون
و من چقدر خوشحالم که میبینم این حال و حس خوبت رو
برات قشنگ ترین ها رو آرزو میکنم زهرای عزیزم
تو واقعا خاصی
یک تیکه الماسی
یک تیکه از خدا
قدر خودت رو بدون دوست خوبم
ای لاو یو
جانم دلم ، زیبای من
خداروشکر میکنم برای قلب هایی که برام نرم و پر از عشق کرد ️
دوست خوبم ممنونم ازت برای عملگرا بودنت که باعث شد من وارد این مسیر بشم
و شروع کنم جدی کار کردن روی خودم قدم برداشتن و پا توی مرحله عملی کردن گذاشتن
دوست خوبم عزت نفست رو تحسین میکنم که انقدر رشد کردی و راحت صحبت میکنی
و بهت افتخار میکنم که با نتایجت دارم میبینم که چقدر روی این موضوع کار کردی و رشد داشتی
تحسینت میکنم و تو بهم یادآوری کردی که زهرا تو اقیانوس ارزشی
گفتی یه اپسیلون از خدا ببین چقدر ارزشمنده و ما که کل روحمون وجودمون از خداست
هر بار که اون ویس رو گوش میدم اشک شوق میریزم و چقدر سپاسگزار فرمانروای جهانم قدرت برتر که مارو توی مسیر هم قرار داد و خداروشکر که دوست خوب و همفرکانسی مثل تو دارم
سفر باهات تفریح باهات رو بارها و بارها توی ذهنم دیدمش
دیگه توی دنیای واقعی دیدنش که آبِ خوردنه
دوستت دارم جان دلم
مراقب همه خوبیات باش
آی لابیو شترق شترق :)
سلام استاد عزیز ودوستان خوبم.
خدارو هزاران مرتبه شکر و سپاس میگویم به خاطر همه نعمتهای بی منتی که به من ارزانی داشته.
من در 23 سال زندگی مشترکم همیشه پول رو راحت خرج میکردم و پس انداز کردن رو بلد نبودم. البته اینو بگم ما زندگیمون رو از صفر شروع کردیم همسرم میگفت من تو مجردی میخواستم با پس اندازن یه پیکان بگیرم پدرم گفت برو با این پول زن بگیر خخخخ. و وقتی ما ازدواج کردیم پولی که تو مراسم جمع شد پدر همسرم برداشت و ما اول زندگی برای پول پیش خونه قرض کردیم. و یادمه همیشه همسرم بدهکار بود چون حقوقش احتیاجاتمون رو برطرف نمیکرد. من تو خونه ارایشگری و خیاطی میکردم
همیشه ارزو داشتم طعم پولداری رو بچشم. مادرم همیشه پنهانی کمکم میکرد و میگفت بساز با زندگیت.دیگران از شما بدترن و آدم ها ی بدبخت رو برام مثال میزد. ولی من در وجودم نمیپذیرفتم و درک میکردم که اون آدم ها مشکل از خودشونه. و به همسرم میگفتم ببین آدمهای بیخیال و صبور پولدارن و راحت پول بدس میارن. ولی اون میگفت اونایی که راحت پول بدست میارن خلافکارن. من تو زندگیم خیلی جاها ندانسته به قانون خوب عمل کردم. مثلاً اگر با همسرم دعوا میکردم. وقتی میرفت سر کار من پا میشدم برای خودم آهنگ میزاشتم. غذای دلخواهم رو میپختم و یا کاری که علاقه داشتم انجام میدادم و احساس بدم رو به خوب تغییر میدادم.
منی که پول نمیتونستم پس انداز کنم به لطف خدای مهربونم تو این یکسالی که با این سایت آشنا شدم تونستم 20 میلیون پس انداز کنم. و ایمان دارم که تا سال دیگه 3 برابرش میکنم. من باورهای ثروتمندی رو در خودم ساختم و میدونم که اگر به لطف خدای مهربون دوره روانشناسی رو هم تهیه کنم جزوه میلیادر ها میشم چون این توان رو در خودم میبینم. من در این چند ماهی که تو فروشگاه لوازم خانگی برادرم جار میکنم. به جایی رسیدم که برادرم مسئولیت 80 درصد فروشگاه رو به من سپرده. من تو انبار هم کار میکنم و هم در فروشگاه. گاهی وقتا احساس میکنم که فروشگاه مال خودمه مثلا به خریدار میگم این جنس رو ندارم، براتون تهیه میکنم خخخخ.
آره دوستان رو خود باوری خودتون کار کنید. وقتی اعتماد به نفست بالا باشه میتونی جهان رو فتح کنی.
من وسایلی هم دوختم و تو فروشگاهمون برای فروش گذاشتم. تو خونه خیاطی میکنم اگر کسی هم بخواد براش میدوزم، ارایشگری هم میکنم.، نقاشی سیاه قلم هم سفارش میکشم. و از این کارها لذت میبرم. صبح ها زود بیدار میشم. به همه کارام میرسم و شبها با آرامش به خواب میرم. الان دیگه زندگی برام لذت بخشه. چرا که هر روزم رو با انگیزه شروع میکنم. و میدونم روزی خواهد ادم که من سرپرستی چند بچه رو به عهده میگیرم. من جزء خیرین مدرسه ساز میشم. من درراه رسیدن به این آرزو ها دست به هر کاری میزنم و باورهای عالی میسازم. و خداوند هم مرا بیاری خواهد کرد. خدایا دوستت دارم بی نهااااااااااایت
دوست خوبم Reyhane AR سلام و سپاس
با خواندن جملات شما به یاد روایتی افتادم که می گفت : «حوریان بهشتی به حال زنان بهشتی غبطه می خورند.»
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
درود و سلام بر ریحانه جان عزیز.
خدارو شاکرم که هدایت شدم به سمت کامنت شما.
چه روح بلندپروازی داری دوست صمیمی من!
خدا رو صدهزار بار شکر که به رویاهات میرسی
سلام
از همه این تلاشهای ذهنی و جسمی شما درس گرفتم آفرین و احسنت شما حتما به تمام موفقیتهایی که می خواهید میرسید
خانم ریحانه عزیز دوست خوبم
به شما تبریک میگم به خاطر موفقیتهاتون برای من هم درس خوبی بود.
همیشه شاد و موفق باشید.
ریحانه جان قول می دهم اشتیاق شما پل پیروزی هایتان باشد هزاران آفرین
سلام ب همه ی عزیزان سایت و خانوم شایسته و استاد عزیزم
من سمیرا نظری هستم ک در آخرهای سال ۹۵ در وضعیت خیلی خیلی بد با استاد آشنا شدم اونم چی واقعا ب طور خیلی معجزه آسا من اصلا از موفقیت و این مباحث تا قبل از آشنایی با استاد هیچ شناختی نداشتم واقعا هیچی نمیدونستم صبح تا شب من توی یوتوب چرخ میزدم وقتی ک از همه جا بریده بودم انقدر اشک ریختم ک خدایا چرا من چرا انقدر عذاب باید بکشم داشتم با خدا ی جنگ حسابی میکردم ک چرا این بدبختی ها برای من میشه وقتی آروم شدم درست چند ساعت بعد رفتم تو یوتوب ک چشمم خورد ب یکی از فایل های استاد ک در رابطه با تند خوانی بود نمیدونم ک چطوری شد ک زدم روی فایل و شروع ب دیدن کردن همانا و جذب استاد شندم همانا انقدر مجذوب حرف های استاد شده بودم ک العان ک فکر میکنم نمیدونم چی می فهمیدم چون اصلا سر در نمیاوردم فقط ی نیرویی منو پرت میکرد جلو فقط گوش میکردم مثل کسایی ک چند سال هیچ غذایی نخوردن یه دفعه ب غذا می رسند نمیدونند تو چشم شون کنند یا تو گوش شون همون جور تشنه گشنه فقط گوش میکردم تا ۳ ماه بعد ک استاد دوره روانشناسی ثروت و گزاشت رو سایت و واقعا بازم خدا برام معجزه کرد و روانشناسی ثروت و خریدم و حسابی با تمام قدرت روی این دوره کار کردم کلمه ب کلمه این دوره رو نوشتم با جون و دل بعد دوره جهان بینی توحیدی رو آنلاین با بچه ها کار کردم بازم با تمام وجودم و با قدرت روی دوره ها کار کردم توی این چند سال تقریبا چند بار از مسیر درست خارج شدم ولی بازم خدا معجزه کرد تو زندگی م و با قدرت بیشتر منو برگشتوند تو مسیر درست
العان ک ب مسیر تکاملی خودم نگاه میکنم میفهمم ک چقدر تغییر کردم من ک اومدم تو سایت نمیدونستم باور یعنی چی نمیدونستم وقتی استاد میگه ب نکات مثبت توجه کنید اصلا نمیدونستم مثبت چی هست فقط تا دلتون بخواد منفی انقدر با شیطون رفیق بودم ک نگو لحظه ب لحظه احساسات منو بد میکرد یه بار میگفت مریض میشی مریضی بد میگیری ی بار میگفت بچه هات العان ی اتفاقی براشون می افته وووو خیلی چیزهای دیگه از هر طریقی تو ذهن نجوا میکرد و منم باورش میکردم حتی از خودم نفرت داشتم ی آدم فوقالعاده بی اعتماد به نفس از نوع ی ک تو خانواده بسیار پرخاشگر و تهاجمی ولی بیرون از خانواده مثل ی موش ضعیف خودم از همه کم ارزش تر میدونستم ب همسرم توهین میکردم حتی فحش های بد میدادم اصلا کنترل کردن من خیلی سخت بود با هیچ کس نمیساختم داغون بودم از نظر سلامتی ی باور ک داشتم این بود ک وقتی اعصاب م خورد میشه شونه درد میگیرم زانو درد میگیرم و فکر میکردم مریصی ارثی چون مامان م دیسک داشت منم برای خودم ساخته بودم ک دیسک کمر دارم وهر روز کلی درد های مسخره و جور واجور داشتم از نظر معنویت ک کلا خدا رو جلاد میدونستم چون قرآن و از اول تا آخر چند بار با معنی خونده بودم ولی نمی فهمیدم ک چون با باور اینکه خدا ما رو واسه بدبختی آفریده بیکار بوده ما رو آفریده ک ب بدبختی هامون بخنده با این باورهای چرت و پرت قرآن و میخوندم فقط جهنم تو ذهنم بلد میشد ک این چه خدایی ک فقط میخواد عذاب بده و این باعث میشد بیشتر از خدا بترسم و بیشتر احساس گناه کنم همش از روی ترس خدا رو صدا میکردم از روی عجز و ناله از نظر ارتباط ک گفتم حتی با خودم هم ارتباطم خوب نبود چه برسه ب اینکه با دیگران ارتباط داشته باشم حتی ی دونه دوست هم تو زندگی م نداشتم از نظر ثروت زیر صفر واقعا زیر صفر مدام دستمون جلوی دیگران دراز بود مدام بدهکار بهره رو بهره ماشین پیکان مدل پایین می خریدم برامون ۶ برابر پول واقعی ش در میومد بعد دوباره باید ماشین و میدادیم میرفت ولی قسط هاش همچنان بود دیگه ببینید ک چقدر ما داغون بودیم دست ب طلا میزدیم خاک میشد و واقعا هم نمی فهمیدم چرا فقط با خدا میجنگیدم این چکاب قبل از آشنایی م با استاد بود
وقتی شروع کردم روی باورهام کار کردن تا همین العان کلا زندگیم از این رو ب اون رو شده اصلا قابل مقایسه نیستم با قبلا خودم من و همسرم تو فامیل معروف بودیم از دعوا و فحش و فحش کاری یعنی مثل خودمون رو تا حالا هیچ جا ندیده بودم ولی العان چهار سال ک مهاجرت کردیم و از این چهار سال سه سالش با استاد آشنا شدم برای همه حتی خانواده خودم تعجبی ک ما چطور توانستیم با هم زندگی کنیم در کمال آرامش ک حتی به غیر از اون یک سال اول هیچ کسی ی بار نشنیده ک ما دعوا کردیم اتفاقا چند وقت پیش با مامانم تلفنی صبحت میکردم میگفت یادته چقدر جنگ و دعوا داشتید چقدر خوب شد ک العان انقدر تغییر کردید البته مامانم با قانون آشناست و از فایل های استاد استفاده میکنه ولی برای بقیه فامیل خیلی تعجبی ک ما چطور تونستیم با هم زندگی کنیم توی این مدت و این نتیجه ها برای من معجزست آرامشی ک تو زندگی م هست واقعا با هیچی نمیشه عوض کرد حالا حالا خیلی کار داره ک بخوام بهتر از اینی ک هست بشم ولی از ۱۰۰ درصد واقعا ۶۰ درصد عالی عالی ک خیلی راضی هستم از نظر معنویت ک عاشق شدم حسابی عاشق خدایی ک از قبل بود ولی من نمی شناختم ش عاشقش شدم هر چی میخوام می سپارم ب خودش و خودش از بینهایت طریق جواب مو میده یه خاطره تعریف کنم قبلا یکی از فامیل های دورمون یه چیزی تعریف میکرد ک من اون موقع باور کردم و می گفتم خوش به حالش میگفت من ی همزاد نمیدونم همچین چیزی دارم ک همه کار برام میکنه میگه این کار و کن اون کار و کن خلاصه هر کاری ک می گفتم برام انجام میداد خیلی با هیجان ک اره من ی کسی یا چیزی رو دارم ک همه کار برام میکنه فقط کافیه بهش بگم چی میخوام برام انجام میده اون موقع ها من سنم خیلی کم بود تو دلم می گفتم خوش بحالش خیلی دلم خواست یه همچین چیزی داشته باشم تا دیشب ک یه دفعه یادم افتاد و گفتم خدای من نمیدونم اون راست میگفت یا دروغ ولی من دلم خواست ک منم ی چیزی داشتم ک هر چی میخوام و بهم بده و العان خدا رو شکر خدا رو دارم و خدا چقدر راحت العان هر چی ک میخوام و بهم میده فقط کافیه ک باورم در مورد اون چیز درست باشه و ایمانم قوی میگم و خدا بهم میده و جالب یه موقع ها چون بلند میخوام از خدا مثلا داریم پیاده روی میکنیم یه دفعه ب خدا میگم خدایا العان دوست دارم سایه باشه تا ما برسیم خونه و درست بعد چند دقیقه ب طرز عجیبی ابر جلوی خورشید و میگیره سایه میشه وقتی این اتفاق ها می افته همسرم میگه تو جادوگری چند بار واقعا شک شده بود ولی من کافیه ک از خدا بخوام و اون خدا عشق م سریع به من میده منو از زیر زیر صفر رسوند ب بالای صفر این خودش نتیجه ست این خودش معجزه ست این همون خدای خشن قبل هست خدایا شکرت العان ک این خدا رو پیدا کردم یعنی تمام دنیا برای منه وقتی ب دور و بری هام نگاه میکنم اصلا فکر میکنم من توی ی دنیای دیگه هستم اصلا اینا رو نمیفهمم من صواد انچنانی ندارم ده کلاس بیشتر نخوندم همیشه فکر میکردم باید خیلی درس بخونی تا بتونی با کلاس حرف بزنی علم و اگاهی داشته باشی و چون من نخونده بودم خودم و خیلی پایین میدونستم ولی العان انقدر اگاهی دارم خوب معلومه وقتی ب اگاهی کل وصل هستی معلومه ک علم همه چی رو بهت میده بهت باور میده بهت کلاس میده بهت قدرت میده بهت ارزش میده و خداروشکر همه این چیزها رو بهم داده راحت میتونم ارتباط برقرار کنم با هر کسی از ریس گرفته تا ی خدمتکار میتونم ارتباط برقرار کنم خودم و کوچیک نمیبینم بلکه خودم و با ارزش میدونم همه این ها رو خدا بهم داده رابطم با خدا عالی قبلا از خدا هم روم نمیشد درخواست کنم ولی العان راحت با هم عشق و حال میکنیم درخواست ک چیزی نیست این ها نتیجه ست نتیجه هایی ک میلیون ها بار ارزش داره از نظر سلامتی ک نگم براتون حالم عالی عالی همه اون درد های وقت و بی وقت ها از تنم رفته بیرون دیگه مریضی رو ارثی نمیدونم و خداروشکر خداروشکر بدن خیلی خیلی سالمی دارم و از بدنم از همین چیزی ک هستم لذت میبرم چون خدا برام سلامتی هم شد
از نظر ثروت هنوز ک هنوز نتونستم خودم ثروت بسازم یعنی انقدر باورهای ثروت م داغون بود ک تازه دارم تکامل و طی میکنم و خداروشکر چند وقت پیش به من الهام شد ک شروع کنم روانشناسی ثروت ۳ رو حسابی کار کردن و العان چند هفته هست ک دارم عالی روی باورهای ثروتم کار میکنم خدایی موندم من اون موقع ک آنلاین اومد این دوره و من کلمه ب کلمه نوشتم هر قسمت و من چه فهمیده بودم فکر کنم هیچی فقط گوش میکردم بدون درک هیچ درکی نداشتم فقط گوش میکردم ولی العان ک دارم روی دوره کار میکنم الهی شکر الهی شکر از این قانون قشنگ انقدر باورهای عالی درک میکنم انقدر قشنگ میفهمم ک خدا داند وقتی دوره رو تموم کنم چه شود چه ایدهایی چه ثروت هایی ک بسازم فقط خدا داند نشونه ها نشون میده دارم وارد مدار ثروت میشم ک وقتی برم تو مدار ثروت میدونم ثروت میاد پشت سر هم فقط باید با ایمان ادامه بدم و ب الهامات هم عمل کنم ک بازم الهی شکر کافیه خدا بهم ی چیزی رو الهام کنه اصلا ردخور نداره ک نخوام انجام بده سریع سریع تا میفهمم الهام از طرف خداست انجام میدم بازم این خودش ی موهبت از طرف خداست ک من انقدر عالی ب الهامات م عمل میکنم خودم ک خیلی حال میکنم انقدر تو عمل ب الهامات م سریع هستم و یه چیز خیلی مهم ک یادم رفت بگم من چند سال بود ک سیگار مصرف میکردم وقتی خدا بهم الهام کرد ک نکشم همون موقع برای همیشه سیگار مو ترک کردم این ی نشونه از اینکه چقدر سریع ب الهامات م عمل میکنم فقط کافیه خدا لب تر کنه و من انجام بدم اینا همه نتیجه های آشنایی من با استاد و کار کردن م با دورهای استاد هست ک زندگی منو از نابودی ب آبادی رسوند حالا مونده نتیجه ها فعلا تو راه رشد هستم تو راه تکامل بزار باورهای ثروتم درست بشه طبق گفته استاد گیاه و خیلی وقته کاشتم سه سال پیش منتظرم ک جوانه ها از زمین بیاد بیرون چه شود ی دوستی از گیاه بامبو نوشته بود تو سایت خیلی جالب بود میگفت وقتی بامبو رو میکارند پنج سال طول می کشه ک این گیاه سر از خاک بیرون بیاره ولی وقتی هم بیاد بیرون چند متر رشد میکنه العان من هم باورها رو کاشتم وقتی بیاد از خاک بیرون چه نتیجه هایی رو ببرم خدایا شکرت الهی صدهزار مرتبه شکرت ک توی این سایت هستم میخواستم یه نتیجه عالی از ثروت هم گرفتم بیام این جا بنویسم ولی وقتی از نشونه سایت استفاده کردم هدایت شدم ب این فایل و بهم الهام شد بنویسم منم نوشتم نوشتنی ها خیلی اگر بخوام مو ب مو معجزه های زندگی مو بنویسم واقعا باید کتاب ها نوشت ولی ی مختصری رو نوشتم برای دوستانی ک تازه وارد سایت میشند تا ایمان شون قوی بشه ک یه آدم ک انقدر داقون میاد توی ی سایتی بدون کار فیزیکی و فقط با فایل گوش کردن و البته ثابت قدم بودن ب این همه معجزه می رسه بچه ها قانون جواب میده فقط با ایمان ادامه بدید قانون جواب میده خدا همیشه آنلاین و همواره پاسخ هاش خیره
استاد امیدوارم ک عمر طولانی داشته باشید و این راه رو با قدرت هر چه تمام تر ادامه بدید و ما هم بدنبال تون جا پای قدم هاتون بزاریم و ادامه بدیم
سلااااام به سمیرای عزیزم . بخدا خوشحال شدم که الگوی خوبی مثل شما رو پیدا کردم
که اینقدر در عمل به الهاماتش سریعِ
واقعا منم خیلی دوست دارم توی این مورد خیلی قوی بشمم
واقعا بهت تبریک میگم که اینقدر توحیدی شدی و مهم ترین رابطه رو رابطه خودت با خدای خودت میدونی
برات بهترین ها رو آرزو میکنم دوست خوبم ???
سلام دوست عزیزم سمیرا جان
تو الگو فوق العاده ای هستی
خداروشکر تو به الهااماتت عمل کردی و نوشتی
و منم به الهام خدا عمل کردمو به این صفحه هدایت شدم
کامنت شما بسیار مسیر لذت بخشی رو تداعی کرد که همه ما شروع کردیم تا اینجا رسیدیم و با این نتایج
و با ایمان بیشتری ادامه میدیم
وقتی راجب رابطت با خدا خوندم یاد شعر قیصر امین پور افتادم که استاد در دوره عزت نفس میخونه
پیش از این ها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها
وقتی راجب آسمون و ابرها گفتی
یادم افتاد که یه روز آفتابی از خدا بارون خاستم..گفتم امروز میخام بباری
و عصر همون روز بارید??
خیلی زیبا بود
مرسی ازت که نتایجت رو نوشتی
در پناه الله یکتا ثروتمند باشی
سلام دوست عزیز واقعا تبریک میگم بهت متنت طولانی بود ولی خیلی ارزش خوندن داشت
به نام خدای هدایتگر
سلام سمیرا جان
از خوندن کامنت شما اشک از گوشه چشمم بی صدا میومد.
واقعا خوندن نظرات بچه ها فقط داره باورهای من رو قویتر میکنه فقط داره ایمانم رو بیشتر میکنه فقط داره منو در مدار اتفاقات خوب بیشتر قرار میده که باعث بشه در برابر نجواهای ذهنم این سلاح های قدرتمند رو داشته باشم .
تحسینت میکنم سمیرا جان آفرین به تو انسان توحیدی و ارزشمند خیلی لذت بردم از رابطه عاشقانه آت با خدای حقیقی .
شکر خدای من برای دنبال کردن وشناخت خدای واقعی مون .
برات بهترین ها رو آرزو دارم چون لایق بهترین ها هستی عزیز م .?????????
سلاااااام استاد عزیز، خانم شایسته و دوستان مثبت اندیش
میخوام بدون حاشیه، برم سر اصل مطلب:
-سالها بود که موضوع درآمد تو زندگی من تبدیل به یک معضل شده بود؛ البته تو ذهنم!کاملا قفل شده بود. من قبلا درآمدهای پراکنده با فاصله ی زمانی زیاد داشتم. یک کاری رو در مدت کوتاهی انجام میدادم و پول کمی ازش به دست میاوردم و تمام. به همین خاطر بعد از دیدن ویدیوی سه برابر کردن درآمد، نمیدونستم باید چطور توصیه های استاد رو عملی کنم چون عملا درآمد پایداری نداشتم که بخوام سه برابرش کنم. عزت نفسم هم در این زمینه داغون بود.تقریبا باور کردن همه ی اعداد برای من سخت بود! به هر حال تصمیم گرفتم رقمی رو برای خودم به عنوان «اولین درآمد در مدت یک ماه» در نظر بگیرم که اون رقم نه خیلی کم باشه و نه خیلی زیاد که اصلا نتونم باورش کنم. پس رقمی رو تعیین کردم و به روشهای مختلف اون عدد رو برای خودم باورپذیر کردم و بیشتر از هر چیز، روی عزت نفس و کنترل ورودی های ذهن تمرکز کردم. امشب ساعت ۱۱ و سی دقیقه متوجه شدم که به اون رقم در مدت فقط ۱۲ روز رسیدم :) اون هم به راحتی. فرصتی برای من پیش اومده که در عین یاد گرفتن کار جدیدم، دارم پول هم میسازم. خدارو شکر. وقت حذف کردن این رقم از دریم بورد رسیده :) تو چند ماه گذشته بارها صحنه ی رسیدن به این خواسته رو تجسم کرده بودم و امشب به صورت سه بعدی و واقعی اتفاق افتاد :)
-یک چیز مهمی رو سالها بود میخواستم اینترنتی از یک وبسایت امریکایی بخرم که این خواسته ی من به مدت ۹ سال و نیم قفل شده بود و حتی زمانی که دو سال پیش روشی مطمئن برای خریدش پیدا شد، یه ترمز درونم نذاشت حتی فکر خریدنش لحظه ای به ذهنم برسه!!!! همش منتظر بودم فلان اتفاق بیفته تا من اونو بخرم. وقتی روی عزت نفسم کار کردم فهمیدم مشکل از عزت نفسه. مشکل از احساس لیاقت بود. بالاخره چند ماه پیش خریدمش. اینکه چی بود مهم نیست. مهم اینه که قفلش با عزت نفس و گیر ندادن به «چگونگی رسیدن به خواسته» باز شد. راستی! اینم باید از دریم بودم حذف کنم :) خدارو شکر
-توی دریم بودم عکس یه ساعت گذاشته بودم که لا به لای اعدادش یه ساعت کوچولوی دیگه اضافه شده و در واقع یک طراحی فانتزی و مفهومی و یک کار هنریه. معنیش هم به زبان خودمون میشه همون برکت پیدا کردن زمان یا کش اومدن زمان. کنار ساعت نوشتم که زمان برای من کش میاد. از همون روزها به صورت خود به خودی انواع و اقسام اتفاقات افتاد تا بعضی کارهام سریعتر انجام بشن یا ایده و روشهایی به من داده شد تا زمان بیشتری رو برای انجام دادن کارهای با کیفیت داشته باشم و کارهای اضافه حذف بشن یا به شکل سریعتری انجام بشن. این مورد فعلا از دریم بود حذف نمیشه چون هنوز جای کار داره اما تا همین الان هم خیلییییی خووووووب بوده. خدارو شکر
-قبلا حواشی زندگی روزمره ام زیاد بود. راستش نمیتونم جزئیات رو بگم چون خصوصیه.این مورد باعث میشد به صورت ناخودآگاه و اتوماتیک تمرکزم روی چیزهای بیهوده باشه و وقتم هدر بره. باعث میشد کمتر در لحظه ی حال زندگی کنم. در واقع به قول استاد انرژیم نشتی پیدا کرده بود. همیشه فکر میکردم حذف کردن این مورد از زندگیم غیر ممکنه! حالا ماه هاست که حذف شده. تلنگر اولیه رو وقتی خوردم که استاد تو یکی از ویدیوهاشون گفتن: ببین کجا داری انرژیت رو مصرف میکنی…ببین کجا نشتی انرژی داری. اونو از بین ببر.
از بین بردمش و این خودش به تنهایی برای من یک نتیجه ست به همین خاطر نوشتمش. از اون موقع خدا میدونه چقدر ریتم زندگیم تند تر و کیفیتش بیشتر شده. تحقق پیدا کردن خواسته هایی که تو این کامنت گفتم، همش بعد از حذف کردن اون حواشی از زندگیمه.خدا رو شکر
-تازگیها ایده های کوچک بیشتری برای زیباتر کردن و کاربردیتر کردن محیط اطرافم، به خصوص اتاقم به ذهنم میرسه. من حس میکنم یک قفل ذهنی برداشته شده و من خلاقتر شدم. یک چیزهای جدیدی به ذهنم میرسه.
-یکی از مهمترین نتایج کار کردن روی باورهام اینه که نسبت به قبل آرامش بیشتری دارم. یک چیزهایی قبلا خیلی ناراحتم میکرد و الان فقط به خاطر بیشتر درک کردن قانون(دونستن با درک کردن فرق داره) اون چیزها برام ناراحت کننده نیستن. رهاتر شدم…کمتر درگیر مسائل حاشیه ای میشم…این نعمت بزرگیه. خدارو شکر
-راستش من روی موضوع روابط کمتر کار کردم اما حتی در این زمینه هم داره اتفاقات خوبی میفته. از کسانی هدیه(بی مناسبت) و تبریک دریافت میکنم که اگه هزار سال فکر میکردم، نمیتونستم حدس بزنم اون اشخاص چنین کاری بکنن. چرا؟ چون کلا دو سه بار دیده بودمشون. در حد سلام و علیک. نه شماره ای ازم دارن نه ارتباط حضوری خاصی….از طریق یکی از اعضای خانواده ام هدیه و تبریک برام میفرستن :) اینا نشونه های خوبیه
افراد ناهماهنگ(از نظر جهانبینی و فرکانس و …) یا خود به خود حذف شدن یا حضورشون کمرنگتر شد. به جاش دوستان بهتر حضور پررنگتر و مهربونتری تو زندگی من دارن. این مورد هنوز جای کار داره و از دریم بود حذف نمیشه اما واقعا خوشحالم که دوره ی عزت نفس به صورت اتوماتیک روی همه ی جنبه های زندگی، حتی اونهایی که تمرکز کمتری روش داشتم اثر مثبت گذاشته. خدارو شکر
استاد عزیزم خیلی خیلی ممنونم. شما بهترین معلم من تو زندگیم بودید و هستید.
راستی. یه مورد خارج از موضوع بگم که جالبه. تو یک ویدیویی که اگه اشتباه نکنم موضوعش توحید عملی بود، گفتین که افرادی هستن پشت سرتون حرفهایی میزنن و میخوان بهتون ضربه بزنن اما در واقع، با این کارها باعث میشن مردم بیشتری جذب شما بشن چون شما فقط روی خدا حساب میکنید.
راستش مدتیه که دورادور حرفهای اون افراد به گوشم میرسه. علیه شما حرف میزنن اما هر بار کاملا واضح و مشخصه که اونها دارن راجع به شما دروغ میگن و نه تنها منو نسبت به آموزشهای شما بدبین نکردن، بلکه به صورت ناخواسته باعث میشن من بیشتر آموزشهای شما رو جدی بگیرم چون دارم با چشمای خودم میبینم که حرفی که توی اون ویدیو زدید، عین واقعیته چون خودم تجربه اش کردم.
امیدوارم همیشه سلامت باشید استاد
آفرین،واقعا تحسینت میکنم،همیشه پیشرفت کن،پیشرفت کردن قشنگ ترین چیزیه که میشه ازش نام برد.چه احساس خوبی داره وقتی میبینی چرخ زندگیت روون تر داره میچرخه و خیلی کیفیتش بهتر شده،کیفیت همه چی،اتفاقات،هدایت ها،در زمان مناسب و مکان مناسب بودن،واقعا خیلی احساس خوبی داره،این که احساس میکنی از قانون درک بیشتری داری و بیشتر باورش داری و هماهنگ با اون عمل میکنی و این احساس آرامش بعدش که همه چی دست منه و خدا هم هدایتگرم.خدایا شکرت💞🌹
سلام فائزه ی عزیز💎
بهت تبریک میگم دوست ارزشمندم برای نتایجی که توی زندگیت خلق کردی.خوندن کامنت شما احساسِ خیلی خوبی بهم داد.تحسین میکنم این ایمان فعال شما رو که نتایجش هم مشخصه.خدا رو صدهزار مرتبه شکر.🙏🙏
خوندن کامنتای زیبایی مثل کامنت شما ایمان و باور آدم رو به کارکردِ دقیق و زیبای قوانین جهان بیشتر میکنه برای همینه که استاد تاکید دارن که کامنتای بچه ها رو بخونیم.⭐
.
.
.
انشالله هرجا که هستین حالِ دلتون عالی و لبتون خندون باشه.👑😊
سلام مجدد به همه دوستان خوبم
من همیشه به همسرم گفتم که پول درآوردن خیلی راحته و پول خیلی زیاده و هر کسی که بخواد میتونه به راحتی کار پیدا کنه ولی همسرم خیلی باورای مالی ضعیفی داشت و تا وقتی که آدم خودش نخواد تغییر کنه هیچکس نمیتونه اونو عوض کنه
بعد از یک سال از ازدواجمون من باردار شدم ولی به دوماه نرسید که سقط شدومن ازاین بابت خیلی ناراحت نشدم چون میدونستم که خداهمیشه بهتریناروبرای من میخوادوالان هم میخوادبهترین فرزندروبهم بده این رو ازهمسری که بهم داده بود متوجه شدم چون واقعا خیلی ازاخلاق های بدمن روتحمل کرد
وهمیشه میگفت که یکم اعصاب خودت روکنترل کن حال خودت روخوب کن خیلی بهم کمک میکرد ولی تاوقتی که خودم نخواستم هیچی درست نمیشد
بچه دومم روبارداربودم خیلی حالم بهتربود خیلی خداروشکرمیکردم ازیه طرفم چون خواهربرادرام معلول بودن خیلی میترسیدم ولی چون خداروباورداشتم ومیدونستم که خیلی دوسم داره همیشه روی خواسته هام تمرکزمیکردم بااین که باقوانین آشنانبودم ولی میدونستم خداپیشمه وازش میخواستم که بهم یه فرزند سالم وباهوش بده وهمیشه نمازوقرآن میخوندم ودعامیکردم وفرزندم روباتمام جزئیاتش ازخدامیخواستم اون دوران خیلی حال خوبی داشتم خیلی آرامش داشتم خیلی رابطه خوبی باخداوهمسرم وبقیه داشتم واقعا عالی بود
وماصاحب یه دختر خوشگل ونازشدیم
که خداروبابتش روزی صدهزارمرتبه شکرمیکنم ولی این زیاددوام نداشت بعداز زایمان دوباره همون فرشته اول برگشت بازم عصبی میشدم بعضی وقتاهم باعث میشد که کودک ۴،۵ماهه روکتک بزنم همین جوری گذشت چندباری هم رفتم پیش روان شناس ولی فایده نداشت برای چندرورخوب بود ولی نه بیشتر
بعدهمسر با استاد آشنا شده بودند و همش می اومد به من می گفت که بیاد توی این سایت روی خودت کار کن و خودتو تغییر بده و من همش مسخره می کردم گفتم دیوونه شدی تا اینکه خودم داشتم میدیدم که همسرم چه آرامشی داره چقدخوشحاله شاده سرحاله مرتبا نمازمیخوندوخداروشکرمیکردمنودخترم مریض میشدیم سرمامیخوردیم ولی اون اصلا انگارنه انگاربعدخودم رفتم بهش گفتم میخوام فایهاروگوش بدم ناگفته نمونه من اون موقع سرکارمیرفتم وخیلی حالم بهترشده بود ولی ازوقتی که فایلا روگوش میکردم خیلی بهترشده بودم سرکارروزی حداقل ۵ ۶ ساعت فایل گوش میدادم باهمسرم صحبت میکردیم خلاصه افتادیم تواین خط خخخخخ
وامانتایج:
رابطه ی فوق العاده خوبی با همسرم ودخترم دارم
یه شغل خوب توی یه محیط خوب
درآمدم ازماهی ۷۰۰،۸۰۰هزارتومن رسیده به ۲۰۰۰۰۰۰ تومان
آآآآآآآآآرررررررررررااااااااااااااااااااااااامشی که دارم
سلامتی که دارم باورتون نمیشه وقتی که احساس میکن سرم میخواددردبگیره همون لحظه میگم خدایی که به من این جسم روداده سلامتیش روهم میده خداروشکرکه اینقدسالم وسلامتم ودرهمون لحظه خوب خوب میشم
کلا دوسالی میشه که سالم سالمیم ازهمه لحاظ
یه دخترسالم وباهوش داریم باهمون جزئیات(شکل ظاهری واخلاقی)که خواسته بودم وخداروبابت داشتنش خیلی شاکرم
خونم ازمحل کارم خیلی دوربود وخیلی اذیت میشدم واسه رفت وآمدبعدفرکانسشوفرستادم که من یه خونه میخوام نزدیک محل کارم باتمام جزئیات والان خونم تامحل کارم کمترازیه دقیقه فاصله دارم یعنی سات ۸ازخونه میرم بیرون تامیرسم سرکارمیبینم که هنوزساعت۸خخخخخ خیلی ازخداممنونم
میخواستم گواهینامه بگیرم ثبت نام کردم وبه خودم قول دادم همه روهمون اولین امتحان قبول شم وهمسرم میگفت اگه خونه روجابجاکنیم چطوری میخوای ازاونجابیای آموزشگاه ببین اگه میشه انتقالش بده گفتم نمیخوادمن تااون موقع قبول میشم ولی اون باورش نمیشد البته این باوراون بود
ومن تونستم قبل ازجابجایی وبااولین امتحان قبول شم خداروشکررررررررررررر
الانم هدفم اینه که درآمدم روسه برابرکنم که به لطف الله مطمئنم میشه ومیخوام یه ماشین تیباسفیدرنگ بخرم بعدشم یه خونه خوب وقشنگ که توی دفترم نوشتم باتمام جزئیات
واینم بگم که عاشق بازیگری ام وباپشتکاری که ازخودم سراغ دارم حتما موفق میشم ولی هنوزهیچ کاری براش نکردم
ودرآخرازخدابابت تمام نعمتهایی که بهم داده مخصوصا استادعزیزم که عاشقانه دوستش دارم بسیاربسیارسپاسگذارم
استاددوست دارم ببینمتون ودعوتتون کنم خونم براتون یه قورمه سبزی خوش مزه درست کنم که انگشتاتونم باهاش بخورین اخه من دستپختم فوق العاده عالیه
ازهمه دوستای عزیزم ممنونم که وقت گذاشتین ببخیشیدکه خیلی طولانی شد
همتون روبه عشق واقعی خودم میسپارم وازش میخوام که تمام زیبایی های جهان روتقدیمتون کنه
درپناه الله
سلام و درود ب شما و همسرتون
همسرتون با روی خودش کار کردن و موفق تر بودن معنوی ترین کارجهان و انجام داد و شما با اراده وعزمی که دارید زندگیتونو تغییر دادید بهتون تبریک میگم
بسیارسپاسگزارم دوست گرامی من
درپناه الله پیروزوثروتمندباشی
به نام خدای عزیزم
سلام دوست عزیزم
چه آگاهی های نابی برامون به اشتراک گذاشتید سپاسگزارم آفرین با این تعهد و ایمان و باورهای که حتی از همسرتون هم جلو زدین ??????
واقعا آدم وقتی خودش و خدا رو قوانین رو باور کنه چه نتیجه ها که خلق میکنه که برای خودش دست یافتنی اما برای دیگران دست نیافتنی میشه .
خدارو صد هزار مرتبه شکر به کامنت ارزشمندتون رسیدم خیلی لحن صمیمانه و زیبایی رو تو نوشته هاتون بکار بردین .
الهی که زندگیتون غرق رحمت و ثروت زیبایی و آرامش باشه بیشتر و بیشتر که حدی نداره.
در پناه خدای زیبا
سلام دوست عزیزم
بسیاربسیار سپاسگزارم واقعا بهم انگیزه دادی
به عشق واقعی خودم میسپارمت وازش میخوام تمام زیبایی های جهان روتقدیمت کنه
به نام خالق هدایتگرم
سلام و درود به روی ماهت استاد و مریم جون و همه ی دوستان هم فرکانسیم
میرم سر اصل مطلب (زندگینامه ام فقط تضاد پشت تضاد و باعث افتخاره میگم کامل تا کسی که این زندگی نامه رو بخونه صد بار شکر کنه که از من بدتر نبوده ) ازتون میخوام با دقت نکات رو بهونید هم برداشت کنید علامت گذاشتم که رد پای قوانین و تضاد ها هستش از موضوعات :
من علی وزیری وصال هستم
۲۸ ساله از بندرعباس
اهل همدان
در خانواده ای در سطح متوسط و سخت کوش ( باوز زجر وزحمت در پول در آوردن)
داستان از این جا شروع میشه که من روزیکه بلوغم رو چشیدم حس عاشقی داشتم و هیچی آشنایتی با این دنیایی استدلالی نداشتم دنیایی عجیب و غریب
توی مدرسه توی مقطع دبستان مورد تحقیر در مورد اشتباهات اتفاقی شدم (ضربه به عزت نفس)
خیلی پسر مودبی بودم اما خیلی شیطون اما با کتک و ترسوندنم منو آروم مبکردن ( ترس و باور های غلط)
این باعث شد که خیلی ضعیف بشم و بی زبونتر و خودم رو عاجز بدونم ،
توی مقطع راهنمایی خیلی اذیتم میکردند ولی بی زبون بودم و دچار نا هنجاری هایی شده بودم و این باعث شده بود که خودم رو گم کنم ،عزتم رو گم کنم
توی مقطع دبیرستان کمی به خودم اومده بودم اما اون به خودم اومدن ها بدردم نمیخورد و خیلی به احساس گناه و نیاز رسیده بودم ، سیستم جنسیم هم فعال شده بود و به هیچ راه حلی نداشتم اونجا هم ترس از کتک و دعوا باعث شده بود که لال بمونم و خودمو وقف بدم
خیلی برام سخت و ناهنجاری ها نابودم میکرد و احساس آرامش رو توی جنس مخالف دیده بودم ،( تضاد توحید) فکر میکردم باید به اون جنس برسم تا آرامشم حفظ بشه ولی از طرفی میترسیدم از دردسر هاش و اتفاق های نا هنجاریش (تضاد توحید)
من دچار افسردگی سگ سیاه شده بودم اما خودم نمیفهمیدم خیلی داستان طولانی میشه چون واقعا ناهنجاری و زجر من زیاد بود و از تمام ابعاد باور های غلط برام ساخته شده لود
من توی بچگی چنان به خودم باور داشتم که شب خواب میبینم دارم پرواز میکنم صبح که بیدار میدم میپریدم ! در این حد رها اما فیلتر و بار خیلی سنگینی کمرم رو خم کرد
سال های ۷۵ تا ۷۸ فیلم های ترسناک و بازی های کامپیوتری ترس ناک دیگه شده بود خوراکم
داشتم با خودم چیکار میکردم!!!!؟!!!!
بکی از سیکل ( ریتم زندگی و روزمرگی) های بدی وارد عادتم شده بود ( تمرین کار یا درسی و وسط کار رها میکردم ) از این شاخه به اون شاخه و سردرگمی
من توی عاشقی ها ضربه خوردم ،اولین ضربه نقش غش کردن و با صورت زمین خوردن ( عزت نفس صفر) و نابودی بدن و دچار بیماری تشنجی ( احساس مظلومت و دلسوزی ) چنان خودمو عاجز اون دختر کردم که خودمو براش فنا کردم یجچر نزدیک به خود کشی
خدا فریاد میزد من کر و کور و لال بودم
از سال ۸۸ تا ۸۹ و ۹۰ یکسال هر یک ماه یکبار تشنج وحشتناک و شدت بیماری ( اولین نشانه از مسیر غلط بدن و بیماری هستش) و قرص و بستری تا اونجا ها که تا تهران منو آوردن ولی بی فایده بود ( مسیر غلط و واکنش بدن)
آره هیچ نمیفهمیدم و سخت در عالم مبهم تاریک گم شده بودم از طرفی افسردگی چنان منو فرا گرفت که بالشتم از شدت گریه خیس میشد
در خانواده ای با مذهب و دین بدنیا اومده بودم البته نه اونقدر زیاد ولی ریشه دار بود و هست
خدا فریاد میزد من کر و کور و لال بودم
سال ۹۱ بخاطر اینکه دنبال کار بودم از طرف همکلاسیم بهم پیشنهاد کار توی اصفهان شد در شرکت سپاهان رفتم اصفهان تنها اما همچی دروغ بود ( شرکت های هرمی و حیله ی آلبرتو پونزی) که هیچی نمیدونستم و فکر میکردم میتونم با این یک راه ثروتمند و پول دار شم و سه ماه توی خونه با چند نفر مثل خودم تو بدترین حالت زندگی و حبس کشیدم و شکر خدا کسی نتونستم گول بزنم) و یک روز اونجا نماز میخوندم و چشمامو که بستم یک دشت سرسبز رو دیدم که یک لشکر سفید ایستاده و انگار خدا اومده بود نجاتم بده وقتی بیدار شدم و به خالت خودم اومدم ، نمیدونستم چجوری از اون گروه نجات پیدا کردم و به خانواده ی نگران گریانم برگشتم بندرعباس
خدا فریاد میزد من کر و کور و لال بودم
💎 ممنونم که تا الان مطالعه کردید بی شک این زندگینامه کمکتون خواهد کرد چون نور داره خودشو نشونمبده
⭕تمام ترس های اساسیم:
نماز نخوندن = بد دونستن خدا
ترس از پلیس و عوامل ترسناک بیرون از خودم
ترس از رابطه با جنس مخالف
ترس از کمبود ها
ترس از دعوا و آدم ها
ترس از دست دادن عزیزانم
ترس از تاریکی
ترس از بی پولی
⭕ باور های غلط ذهنیم که نابودم کردند
بی ارزگی
سهم نابودی
مقصر بودن پدر و مادرم ( شرک)
خدا جلاد و ستمگر هم هست ( توحید)
دیگزان و عوامل بیرونی قدرت دارن ( شرک)
سال ۹۵ تا ۹۷ ازدواج کردم و باز پول و زندگیم و همچیمو از دست دادم و دختر و پدر و مادرش خانواده ای درومدن که تمام پول و وسایلی که با وام ازدواج خریدیم بردن و با دختر دعوا و مرافه و باعث ضرب و شت و دیه و دادگاه و باز افسردگی و هزار کوفت دیگه که همشونو بخشیدم و طلاق دادم و باز روز از نو روزی ازنو
بگذریم خیلی نابودی ها برای خودم ساختم و علی وزیری وصال نابود شده بود لابلای این اتفاقات هول ناک موفقیت هایی بود که هیچ به چشم نیومد:
💎 فبولی کنکور و دانشگاه
💎 مدرک فنی حرفه ای شبکه
💎 خود آموزی نرم افزار فتوشاپ
💎 تجربه کار با شرکت ها و دفتر داری و طراحی
سیکل عجیبی که یک مدت کوتاهی بصورت ناخودآگاهی به خدادنزدیک میشدم و باز در طولانی مدت به دام نجواها میرفتم
از سال ۹۳ 🌟قبل ازدواج ناموفقم پس از نجات از شرکت هرمی در اصفهان ،، پس از تحت نظر دکتر و روانشناس
تصمیم گرفتم برای خودم کاری کنم شروع کردم به مطالعه کتاب های موفقیت و روانشناسی
از منزل تا کتابخونه با دو کیف یک کیف لپ تابم و کیف دیگه کتاب و دفترای تحقیقاتیم پیاده طی میکردم و جالب اینجا بود که خیلی با طبیعت لنس گرفته بودم برای من هبچی مهم جز خوندن این کتابها و اون حس قشنگ نبود نمیدونستم دارم چیکار میکنم هدفم نجات خودم بود
من به جایی رسیدم که بطور هدایتی البته نا خودآگاهی دینم ( دینس که تو گوشمون کردن) رو تغییر دادم و همچیرو زیر سوال بردم حتی قرآن رو همچی رو حتی به خدا هم شک کردم!
هیچی از قانون این چیزا سر در نمیاوردم و اصلا قبول نداشتم چون با همچیم نابود شده بود اونقدر حس کتاب نداشتم اما آرام آرام حس کتاب های انگیزشی و فلسفی قرار گرفتم و علاقه مند شدم به مطالعه
در لابلای این فعالیت ها خب هیچی تغییر نکرده بود ( تغییر باور ها هنوز بنیادی نشده بود) به درمان و دکتر سفر برای پزشک مغز و اعصاب میبردن منو و بهم توی راه یک کتابی با عنوان ( چهار اثر از فلورانس اسکاول شین) هدیه گرفتم اما هیچ علاقه ای به این کتاب ها نداشتم و باز لج بازی تو وجودم ریشه کرده بود
اما هدایت خدا پر رنگتر شده بود تا اینکه پس از مقاومت ها و غور زدن هاکتاب رو از روی بی تفاوتی باز کردم و اولین صفحه رو که خوندم مورد تحت تاثیرش قرار گرفتم
( بازی زندگی و راه این بازی ) و یجوری سیستمی بودن جهان رو خیلی مبهم از ۱۰۰٪ / ۲٪ برداشت کردم هنوز تو مدار کاملش نبودم اما وقتی شروع به خوندن این کتاب کردم تجلی و تحول شروع شد
درسته حتی اشتباهات و اتفاقات ناگوار برام پیش اومد ( ازدواج ناموفق و ضرب و شت) اما باز این وضعیت رو زیر سوال نبردم ، حتی مدارم باز افت کرد ولی باز انگار این راه من یود که بیام کتابخونه توی کتابخونه چنان به این کتاب عمیق نگاه کردم که با انجام و عمل بهش و کنجکاویم از نتیجه گرفتن از عبارت های تاکیدیش منو حیرت زده کزد
اولین باوری که در زهن من روشن ساخت اینه که ما با انجام تمریناتی میتونیم اتفاق یا مسیر دلخواهمون رو خودمون رقم بزنیم و جهان ( و قانون جذب رو) خوب چشیدم و نتبجه گرفتم
چنان به اوج رسیدم که لحظه ای به ذهن برتر و یگانگی بر خوردم که باعث شد توی کتابخونه اشک شوغ بریزم واقعا برام عجیب بود چون تاحالا همچین عشقی رو نچشیده بودم
روزی که واقعا دیگه کتابخونه منو فرد مهمی انتخاب کرده بود برای نقد کتاب ها و علاقه ی شدیدم به این کار داشتم تصمیم گرفتم کلاس موفقیت برگزار کنم برای کودکان
اما
رئیس کتابخونه خانم میر حسینی گفت: آقای وزیری کسی اینجا نمیاد دوره و میدونم نمیشه
من فقط این رو باور داشتم خودم خلق میکنم فرصت هارو ( قوانین هستی)
روی برگه اعلامه چاپ کردم و فقط روی شیشه درب(داخلی) زدم و هیچ کسی به کلاس نمیومد اما من تکرار میکردم از تکنیک هایی که باهاش آشنا بودم
هنوز هیچ چیز از استاد و سایت و قوانین نمیدونستم
اونقدر زیبا این تکنیک ها ( عزت نفس ، باور توحیدی ، قانون جذب و…) که بصورت سیر تکاملی نفرات کلاس های موفقیت به ۱۲ نفر رسید برای من یه حس خوب بود و عادی حتی از ( نشانه) هم چیزی نمیفهمیدم حتی شکرگزاری هم بلد نبودم اما رد پای قانون خودشو نشون داده بود
چنان زیبا به پیش رفتم در یک روز که کلاس به پایان رسید و با بچه ها خداحافظی کردم در کنار باجه کتابخانه یک بلیط بود!
بلیط آموزش تند خوانی توسط استاد سید حسین عباس منش
از باجه دار پرسیدم این چیه گفتند که رایگان برای ما آوردند ( باز چیزی از نشانه نمیدونستم) بلیط رو برداشتم ذهنم میگفت خوب که چی! اما هدایت درونیم میگفت برو به مراسم و شرکت کن
تا این که در سال ۹۳ تاریخ دقیق رو خضور ذهن ندارم رفتم و وارد سالن تالار شهید آوینی در بندرعباس شدم و پس از تشوبقات و مقدمات مردی با کت و شلوار نقره ای خیلی زیبا روی استیج اومد ( دیدن استاد عزیزم از نزدیک) و معرفی DVD وآموزش های تند خوانی خیلی برام عجیب بود حتی در پرسش کتاب دستم رو بالا گرفته بودم ، گفتند چه کتابی خوندین که زندگیتون تغییر کرد من کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد و گفتنو مرتسم به پایان رسید و معرفی DVD ها رو دیدم ،
اما ایشون رو رها کردم و دیگه رفتم در تکاپوی زندگی خودم با همون باور ها شاید کمی نا خود آگاه بعضی باور ها درست شده بود اما هیچی از قوانین نمیدونستم
🌟 تا اینکه در لابلای زندگیم ویدیو های ایشون وارد زندگیم شد و حرف هاشون بوی همون حس قشنگ کتابخونه و ذهن برتر رو میداد
خیلی عاشقش شدم تا اینکه فایل هاشو گوش میدادم
و خس خوبی بهم دست میداد اما باز مدارم پایین بود و درکی از قوانین نداشتم
🌟وارد سایت شدم و در سایت ثبت نام کردم
🌟 ۸ سال هستش که تلویزیون و اخبار و .. رو کنار گذاشتم
🌟سیر تکامل منو به اینجا رسوند که چطور با این همه تضاد منو پخت و از درون منو ساخت و باز چنان منو به این تکاپو رسونده که الان ۸ ماهه که شکر گذاری رو بصورت یکسره با تعهد انجام میدم و نتیجه گرفتم و باز به سیر تکاملی الان یک ماه و خوردی هستش که روی باور های ثروت و پول ، توحید و عزت نفسم کار میکنم و نشونه هارو تحسین میکنم
🌟 از سال ۹۸ تا الان فقط استاد و سایتش البته به ترتیب زمان جدیتر نسبت به فایل ها
🌟 فقط تمرکز روی گفته های استاد و استفاده از قانون اصل ( اجرای اصل خارپشت)
🌟 انگار وارد جنگلی شدم که خودم یکبار اتفاقی واردش شدم اما الان با استاد عزیزم خیلی واضع تر و اصولی تر با فایل های دانلودی میفهمم اصلا چی هستش و این مدار و مسیر اسمش چیه و تازه اول راهمه و خدارو صد هزار بار شکر میکنم
🌟 عزت نفسم چمدین برابر شده ( احساس لیاقت)
🌟نگرشم نسبت به جنس مخالف عوض شده ( درک عمیق، عشق و مودت ، رابطه ی عالی)
🌟نگرشم در مورد خدا تغبیر کرد ( خدا انرژیه و سیستمه) آرامش عمیق
🌟تمام زندگی ما واکنش جهان به باور های ماست
🌟نگرشم نسبت به خودم و باورهام تغییر کرد و همه ی عوامل بظاهر مقصر رو بخشیدم و فهمیدم که این خچدم بودم که زندگیمو رقم میزدم و میزنم ( تشخیص اصل از فرع)
🌟واقعا خدارو شکر میکنم از سیکل عادت بدم بیرون دارم میام و رسالتم رو پیدا کردم و روی باور ها کار میکنم و عاشق کارمم و خدارو شکر
🌟کمکم و سیر تکامل دارم هر روز بهتر از دیروز به این به تک تک نشانه های زیبای زندگیم ( پیدا کردن کارت هدیه تو خیابون= کار روی پول و ثروت ) تحسین میکنم (عمل به الهامات و جدی گرفتن نشانه ها)
🌟باور به قانون تکامل که تمام زندگی من منو ساخت برای ثروتمند شدن و چشیدن زندگی در اوج ثروت (قانون تکامل)
🌟 الان میفهمم که فقط با تمرکز عمیق روی خودمون کار کنیم حتی با فایل های دانلودی که ارزشمند و گرون قیمت اند زندگی ها تغییر کرده
🌟 برای هرلحظه از زندگیم شکر گزاری میکنم حتی
عزیز دل میییییشود آری میشود ، زندگیمون دست خودمونه ( همچی دست خودمونه)
🌟چند ساله که حالم عالیه و دفترچه بیمه ندارم
🌟حتی سرما خوردم یک شبه خوب شدم
🌟رابطه ام عاااالی شده هدایا شکرت
🌟تمام افراد ناله گر و.. از زندگیم حذف شدن و ۸۰۰ نفر رو از گوشیم حذف کردم
🌟باورشدیدم به باور توحیدی که واقعا همچی از خداست حتی تبلیغ و دیده شدن در کسب و کار
🌟الان دارم گلدوزی رو یاد میگیرم و کسب و کارمو از صفر راه انداختم و براش تازه پیج زدم و باور دارم این قدم اول راه ثروتمند شدنه
💎💎تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدنه 💎💎
🌟الان چنان روحیه عالی دارم و عزت نفسم خوب شده که با شلوار راحتی توی خونه به بزرگترین پاساژ بندرعباس میرم و برام مهم نیست دیگران چی میگن ، با جنس مخالف و موافق با لبخند صحبت میکنم و چنان با آرامش تو خیابون قدم بر مسدارم که انگار در بهشتم
🌟آدمارو توی ذهنم کوچیک کردم ( بی احترامی نه) توحید داشتن به خدا که تمها قدرت عالم رب هستش
و واقعا هم همین پاسخشه
🌟تمرکز روی انجام تمرینات و فقط تکرار و تکرار
💎عزیزان میشود باور کنید میشود استاد عباس منش دستی از دستان درخشان خدا شد و بهم اینو فهموند که بشر خدا قوانینی وضع کرده و زندگی ساده تر و آسون تر اونیه که فکرشو میکنی و تنها راه رشیدن به خدا ثروتمند شدنه
❤️تو دوست خوبم لایق بهترین هایی خدا برای تک تک ما ثروت و نعمت بیانتها داده این ناییم که باید با باور هامون خلقش کنیم آره ما خالقزندگی خودمون هستیم
💎نگران هیچی نباشید ، خدا خودش هدایتتون میکنه ، فقط رها و در زمان حال لذت ببریم و آرام آرام به الهامات عمل کنید
🌟خدارو صد هزار بار شکر میکنم که این زندگی زیبارو دارم میسازم و شخصیتم رو باز سازی کردم و عاااااشق خودمم
🌟دوستتون دارم با تمام وجود من میام و باز از ثروت و موفقیت هام مینویسم
❤️عاشقتونم
و امیدوارم در راه خدا به رشد میرسید بی شک
ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام
دوست عزیز تلاش شما را تحسین میکنم منم از همت و پشتکار شما روحیه گرفتم، و تصمیم دارم بیشتر تلاش کنم و روی باورهام کار کنم شما با این همه مشکلات که اگر با زندگی خودم مقایسه کنم با ۵ درصد مشکلاتت روبه رو نشدم اما خوب پیشرفت کردید مطمعنم با این همه نتایجی که در این مدت کم گرفته اید سال بعد با این پشتکاری که دارید به کجاها خواهید رسید آرزوی موفقیت برای شما دارم
سلام میلاد جان عاشقتم ممنونم از تحسینت ، تحسینت میکنم واقعا برای من فیلتر سنگینی بود اما ما شایسته ی زندگیه ایده عال خودمونیم ، باور دارم جشن میگیری از شدت پاسخ و پاداش جهان به فرکانس های مثبت و خوبت نسبت به زندگی
باید موفق باشی و میشی
الهی صد هزار مرتبه شکر
سلام دوست خوبم آقا علی
واقعا تحسینتون میکنم وبهتون تبریک میگم
هرروزتون بهترین روز زندگیتون باشه
خیلی انگیزه وانرژی گرفتم دوست خوبم
سپاسگزارم که داستان موفقیت های تا الانتون رو نوشتیم و خبرهای خوبی در راه است
در پناه الله یکتا شاد وسعادتمند باشی
سپاسگزارم، تحسینتون میکنم ، ممنونم از برداشت خوبتون و شکر که زندگی نامه ام تا به الان احساس خوب به شما داده ، الهی صد هزار بار شکر تحسین میکنم حال خوبتون رو
موفق و سعادتمند باشید
واقعا تحسین برانگیزه، ممنون از این همه انرژی مثبت تون.اینکه وقت گذاشتین تکامل تون را نوشتین.با آرزوی بهترینها برای شما هم فرکانسی محترم.
سلام به استاد عزیز وبچه های سایت که دارن کامنت من و میخونند
من سید حسن محمدی هستم
متولد 1367 من مشهد به دنیا اومدم در یک خانواده بسیار مذهبی بزرگ شدم که فقط باور های اشتباه را از اون خانواده درس گرفتم
من تا دوره راهنمایی درس خوندم
زیاد علاقه ای به درس نداشتم دوست داشتم از زمان کودکی فقط کار کنم وپول در بیاورم
من از سن 7سالگی کار میکردم البته پاره وقت
در سن 13سالگی برای مغازه پدرم ویزیتوری میکردم
پدرم مغازه رنگ و ابزار داشت
من ویزیتور مواد رنگ بودم وکلی فروش داشت کسب و کار پدرم وکلی من روزها پیاده تمام شهر مشهد رو میرفتم مغازه های رنگ فروشی وصورت میگرفتم که افراد بزرگ بازار تعجب کرده بودند
میومدم از کارخونه ها جای پدرم که این پسرت خیلی عالی داره بازار کار میکنه
پدرم ورشکست شد وتمام اون زحمت ها از بین رفت
من تا قبل خدمت سربازی فقط کار کردم با پدرم که بدهکاری های مغازه را بدهیم
2سال از خدمتم گذشت رفتم سربازی
و90روز اضافه خدمت خوردم
من خدمت را تمام کردم ودر آخر خدمت هیچ نگران نبودم که قرار است چه اتفاقی بیفته
برعکس همه دوستان در خدمت مبگفتن بعد خدمت باید چکار کنم من اینجوری نبودم
چون قبلاً کلی کارهای بزرگ کرده بودم قبل خدمت نقاشی ساختمان میکردم با پدرم
که من سرپرست 17کارگر بودم وخیلی عالی یک پروژه بزرگ را مدیریت میکردم وتمام کار را طی 2سال تحویل دادم وتمام بدهکاری پدرم را دادیم
من تا بعد ازدواج که کردم کلی در افکار منفی بودم
خودم 2بار طی این که خدمت را تمام کردم ورشکست کردم
تا این که به خدا گفتم بس من دیگه نمیخام اینقدر زجر بکشم
گفتم خدایا من تسلیم تو هستم
وبعد یک ماشین تاکسی ون خریدم با ون خوب کار میکردم ولی باز ذهن خراب من نگذاشت در اون کار هم باشم کرنا شد وبیکار شدم
در طی این بیکاری پسر عمه من اومد پیش من که منو به قول نتورکی ها پرزنت کنه من وارد نتورک شدم
از فایل های آزمندیان بهم دادن گوش کنم
فایل های عرشیان فر گوش کردم وبعد فایل های استاد عباسمنش را گوش میکردم وکلی انگیزه در نتورک گرفتم
ولی همش باد هوا بود دروغ بود کل حرف های که نتورکی ها میزدند
همشون اوضاع خرابی داشتند ولی به ظاهر خودشون رو موفق نشون میدادند
من از تلگرام چند تا از فایل های استاد را گوش کردم یک حسی که به من میگفت باید با این فایل ها پیش بروی
من در نتورک کل دارایی ام را از دست دادم شدم بیکار و یعنی اونقدر بی پول شده بودم که مجبور شدم ون تاکسی را بفروشم وبدهم به بدهکاری هام وتمام پول تاکسی تمام شد
رفتم کارگری
من بعد خدمت یک مدتی داربست کار کرده بودم
با برادرم اونجا شرکت تأسیس کردیم موفق بودیم ولی ورشکست شدم بعد ون خریدم
خلاصه من رفتم کارگری پیش یک بنده خدایی کارگری داربست
من استاد کار داربست بودم
من یک سالی کارگری میکردم و فایل های استاد رو هم از طریق تلگرام که اون گروه فیک بود من اونجا بودم چون سایت استاد را نمیدونستم هست
در اونجا دوره روانشناسی ثروت 123 را خریدم به مبلغ هر 300هزار تومان
از یکی از دوستانم که از باجناقش فایل های استاد را میخرید شنیده بودم که خیلی بیشتر از اون حرف ها که من خرید کرده بودم فایل های استاد را به دوستم گفتم به باجناقش بگه که من خرید کردم 3 دوره استاد را به 300هزار تومان این گفته تخفیف خورده به دوستم پیشنهاد هم دادم ولی اون گفت که سوال کرده از باجناقش که چجوریه گفته بود که نه اون فیک هست کلاه برداری هست
من به یک شماره که در از استاد بود در ایران زنگ زدم گفتم نه اون کلاهبرداری هست اگه میخوای باید عضو سایت بشی وپول اون رو کامل پرداخت کنی استاد راضی نیست
من هنوز جلسات اول دوره روانشناسی ثروت بودم
من گذاشتم کل اون دوره فیک را کنار واز طریق دوستم که از باجناقش گرفت عضو سایت شدم
از فایل های رایگان استاد استفاده کردم
کلی در اونجا حالم خیلی خوب شده بود
من از کارگری که میکردم لذت میبردم
وهیچ کم کاری نمیکردم روزی 350 هزار میگرفتم وکار میکردم سال 1400 من اون موقع از خدا هدایت خواستم که هدایتم بکنه بعد یک ایده بهم داد که لوله اجاره کنم برای خودم کار کنم
به یکی از دوستام به نام مرتضی بیشنهاد دادم که لوله داربست بهره بده به من اجاره من کار کنم و اجاره لوله ها رو بدم
من اون موقع مزد کارگریم شده بود روزی 400هزار تومان واون ماه اول که لوله اجاره کردم من 18,میلیون کار کردم با لوله های اجاره ای که ماشین نیسان هم نداشتم انبار نداشتم اون بنده خدا که براش کارگری میکردم یک گوشه انبارشو بهم داد تا لوله ها رو بزارم داخل انبار اون وحتی خودش با نیسانش لوله های من و که اجاره ای بود جابجا میکرد ومن اون موقع هم کارگری میکردم وهم گه گاهی کار های کوچک کوچک میبستم ماه اول بدون کارگری که برای اون دوستم میکردم من 18میلیون درآمد کسب کردم یعنی از ماهی تغریبا 10میلیون کارگری رسیدم با ماهی 18میلیون با لوله اجاره ای درآمد بدون پول کارگری که مزد میگرفتم و اجاره اون لوله های دوستم برجی 4500 بود من اجاره لوله هارو میدادم وکار هم میکردم
واین شد که در اون موقع یک حسی بهم گفت بیا دوره دوازده قدم را بخر
دوره دوازده قدم را قدم اول را خریدم کلی درآمدم رفت بالا ماهی 30میلیون رسید با لوله اجاره ای واین که یک مقدار لوله هم برای خودم خریده بودم
بعد یک ایده در مسیر که فکر کنم قدم 3یا 4بودم که دوستم مرتضی که لوله هاشو اجاره کرده بودم داد که گفت میخواد لوله اضافه کنه با هم قرار داد نوشتیم که برجی 12میلیون اجاره بدم و200میلیون لوله اضافه کرد و به من داد من در کنار اون لوله ها خودم هم روز به روز لوله اضافه میکردم بعد یک جایی یک حسی بهم گفت باید از دایره امن بیای بیرون به دوستم گفتم بابت جابجایی لوله ها باید اجاره ماشین بدم باید اجاره انبار رو نصف کنیم با هم بهش گفتم دوستم قبول نکرد ولی من اسرار کردم که باید برای این که من داخل انبار اون هستم اجاره بگیره
ویک مدت اجاره نیسان اجاره انبار اجاره لوله اجاره خونه همه باهم بود
من اصلا نگران نبودم چون درآمدم رسیده بود به ماهی 50میلیون تومان وایمان داشتم بیشتر از این هم میشه رسیده بودم قدم 5 واز خدا هدایت خواستم گفتم بس من باید نیسان بخرم هنوز دو روز نگذشت که یک خونه داشتم که با برادر بزرگم شریک بودیم به فروش رفت من از پول اون خونه نیسان خریدم و انبار را جدا کردم
من به قدم 6 رسیدم درآمدم رسید به ماه 120میلیون و من لوله اضافه میکردم واین که سال لوله دوستم رسید اجاره الان شده از برج 5 به ماهی 15میلیون من قدم 7رسیدم درآمدم رسید 190میلیون کلی خوشحال بودم وله خودم میگفتم من دیگه قانون را یاد گرفتم من خلق میکنم ولی در قدم 7گیر کرده بودم مطالب استاد برام سنگین بود هی گوش میکردم قدم 7 باز نمیتونستم برم قدم 8 اون ماه درآمدم رسید به 170میلیون ذهنم قبول نکرد من گفتم یک جایی داره لنگ میزنه یک ماه دیگه گذشت هنوز قدم 7 درآمدم اومد 160میلیون باز هم نفهمیدم چرا کم شد درآمدم
من هنوز قدم 7بودم
گفتم با خودم که برم سراغ دفترم که نت برداری کردم
دفترم رو خانومم انداخته بود بیرون چون پر شده بود من کلی ناراحت شدم با خانومم دعوا کردم که چرا دفترم را بیرون انداخته
من یک جرقه زد که حسن عجله نکن باید برگردی قدم اول مگر درآمدت نیومده پایین از ماه 190میلیون به 160میلیون که اون ماه هنوز در تصمیم گیری بودم درآمدم شد 140میلیون من گفتم باید از قدم اول شروع کنی برگشتم قدم اول وقدم اول رسیدم قدم دوم که یک حسی گفت بهم باید دوره عزت نفس را بخری عزت نفست مشکل داره کلی مسیر برام راحت شده بود تا قدم 5پیش رفتم از اول عزت نفس هم در کنارش میرفتم تا عزت نفس تمام شد یک الهامی بهم شد که باید قدم 8را بخری من اون ماه هدف گذاری نکرده بودم برای ماهم چون قبلش بهم ریخته بودم من اون ماه که همین برج 9بود من درآمدم به 112 میلیون تغریبا رسیده بود ولی ما امید نشدم
واین که جلسه 2قدم 8 بهم الهام شد که دوره شیوه حل مسائل و دوره کشف قوانین بخرم دوره ها رو پیش رفتم جلسات اول آن را فقط از خدا هدایت میخواستم که بهم این حس رسید که دوره قانون آفرینش را بخرم و خلاصه که کلی پیشرفت کلی احساس خوب دارم
البته تا گفته نماند من به قدم 5که رسیده بودم در سری دوم 100 میلیون هم لوله برای خودم خریده بودم
واین که من تا به حال کلی دست آورد بدست آوردم و همه این دوره های که خریدم تا به حال درست خود اون چیزهایی بود که ذهن من نیاز داشت یعنی پیش نیاز پیشرفت من بودند وهستند
باورتون نمیشه
من الان طی این 2سال که با استاد هستم فقط 2بار مریض شدم البته که اون هم سرما خوردگی کوچک بوده که قبلاً بیشتر بود مریضی هم
واین رو بگم قبلا من خیلی کمر درد میشدم ولی طی این 2سال حتی یک بار هم کمر درد نشدم
کلی احساسم خوب شده رابطه با همسرم با فرزندانم با اطرافیانم وحتی کارگرانم کلی من تغییر کردم
کلی ذهن ثروتمندی پیدا کردم
هر روز دارم خودم زندگی خودم را خلق میکنم
امروز از خدا خواستم برای یک هتل داربست ببندم با قیمت خوب
هنوز به ظهر نکشیده بود که تماس گرفتند دور حرم یک هتل هست داربست میخواد نیایین ببندین
من رفتم بازدید باورتون نمیشه من قیمت 2برابر دادم برای اون داربست
وقرار شد خبر بده
وسر شب خبر داد که فردا بریم داربست هتل را ببندیم
این هست که من هر چه را بخواهم خلق میکنم
من خلاق زندگی خودم هستم این هست نتیجه همراهی با فایل ها ومحصولات استاد
من حتی در مخیلاتم هیچ فکر این نمیکردم که درآمدم به 190میلیون برسه که من این را تجربه کردم واین که ایمان دارم به بهترین ها هم به زودی زود میرسم ایمان 100درصد دارم که مسیر بهم گفته میشه
ممنونم از این فایل استاد که برام ایمانی شد که قویتر بشه
واقعاااا شگفت زده شدم اقای سید حسن چقد شما ایمانتون و اراده تون توی قانون قوی بوده و واقعا ممنون که نوشتید ایمان من رو قوییی کردید با پیام شما من الان انگیزههه گرفتم برای ادامه به قانون و تغییر باورهایم واقعا تحسینتون میکنم و ارزوی خوشبختییی اینکه هرروز به اگاهیتون افزوده بشه دارم ایشالله در اخرت و این دنیا سربلند باشید
بسیار عالی بود.امیدوارم یه روز فایل تصویریتون را توی سایت ببینیم.ولی من نفهمیدم بالاخره اشتباهتون یا باور محدود کننده و ترمزتون را کشف کردید چی بوده که درآمدتون را کم و کمتر میکرد؟ و یه سوال دیگه اینکه به نظرتون کدوم دوره بیشترین کمک را بهتون کرد تا باورهای قدرتمند بسازید؟
سلام خانوم عطائی عزیز
این که من این تجربیات را طی مدتهای کوتاهی بدست آوردم خیلی باور انگیز هست برام چرا که چون با فایل های استاد من رشد کردم
وچرا چگونه درآمدم کم شد را این گونه بگم
همانطور که من قدم به قدم به صورت تکاملی درآمدم زیاد شد را باور داشتم و هیچ عجله ای نمیکردم برای درآمدهای زیاد
من درجایی که فهمیدم درآمدم زیادشده خیلی ذوق کردم
واین اتفاق ذهن مرا قفل کرده بود که من کار بلد شدم ودیگه کل قانون دستم اومده ومن خیلی راحتتر از اینها چشم بسته درآمدکسب میکنم
اینجوری بگم فنجونم پر شده بود
کلی ایرادهای خراب در من ایجاد شده بود که از اطرافیانم درون من داشت نهادینه میشد
که باید خودت بالای سر کارت باشی چون کارگران تا خودت نباشی خوب کار نمیکنند
ومن با خودم میگفتم من که قانون را بلدم و هیچ چیز منو از پای در نمی آورد
چون این من هستم این همه دست آورد را بدست آوردم
ومن دارم طبق قانون عمل میکنم
این را من ریشه یابی کردم
درست زمانی که درآمدم کم شد
ریشه همه اینها این بود که قانون را تا جایی من یاد گرفته بودم که ذهنم پذیرای آن بود ولی یک جاهایی عزت نفس من مشکل داشت یک جاهایی خوب قوانین را رعایت نمیکردم چون دنبال تایید دیگران بودم
همش از کارم و از خودم برای دیگران تعریف میکردم چون دوست داشتم همه منو تحسین کنند واین بر میگشت به عزت نفس من
در اونجایی که گفتم فنجونم پر است
بر میگرده به همون که من نمیتونستم از قدم 7برم قدم 8 چون من اندازه اون دوره نشده بودم واین که مشکلی در عزت نفس من بود که اگر همان گونه پیش میرفتم با مخ میخوردم زمین که اصلا خودم نفهمم
چرا که داشت به همان صورت تکاملی که درآمدم زیاد شده
وبه صورت تکاملی داشت درآمدم کم میشد
این که خانومم دفترم را بیرون انداخته بود هم هدایت خدا بود
چون بهم بگه باید برگردی اول دوره دوازده قدم
چون اون دفتری که من نت برداری کرده بودم را از دست داده بودم من که گاهی میخوندم خلاصه دوره ها رو از اون طریق و یاد آور میشد برای من
من یک مدتی رنگم در سایت کمتر شده بود وداشت کم کم قانون را فراموش میکردم
من تا میخواستم برگردم دفترم را مرور کنم درست زمانی بود که درآمدم کم شده بود
ومن این را این گونه تفسیر کردم برای خودم که
حسن مقصر خودتی اول ،واین که خانومت دفتر تو انداخته بیرون حکمت هست
چون باید برگردی اول دوره
این یعنی این که تو قانون را فراموش کردی
واین شد تا برگشتم قدم اول کلی چراغ ها برای ذهنم روشن شد
ومن فهمیدم که فقط افکارم داره زندگی من را خلق میکند
واین که در جایی که من داشتم اشتباه عمل میکردم واین که توجه میکردم به این که فلان کارگرم داره کم کار میکنه چرا اون داره اون کارو میکنه چرا اون، اون کارو میکنه خلاصه داشتم به همه گیر میدادم
واین بود که ترمز ذهن من گیر دادن به دیگران بود ترمز ذهن من نگرانی بود نگران این که درآمدم کم شده
من بجای این که صورت مسئله را حل کنم داشتم یک سری از مسائل را میکردم زیر مبل واصلا توجه نمیکردم که باید اونها را حل کنم نه این که بگم من دیگه قانون را بلدم واین را نباید توجه کنم
من اگر از کارگرم ناراضی بودم باید بیرونش میکردم
واین که من دلسوزی میکردم ومیگفتم گناه داره این زن و بچه داره سه تا بچه داره به همه میگفتم این جلال اعصاب منو بهم میریزه
ولی من فقط بخاطر بچه هاش نگهش داشتم پیش خودم والا مینداختمش بیرون
این بود که من داشتم شرک انجام میدادم
وایمانم ضعیف بود به خدا
ومن درست زمانی نتایج برام تغییر کرد که خودم را رها کردم از اون اعصاب خوردی ها ،
باورت نمیشه اون جلال کارگرم که روان و اعصاب منو با کاراش بهم می ریخت
تا من قانون را درست رعایت کردم وخودم را تسلیم خدا کردم
قانون جلال را از من دور کرد
جلال دیگه جای من کار نمیکنه
واین با رعایت کردن قانون است ،
من این نعمت راحتی را بدست آوردم
یعنی ترمز من توجه به نکات منفی بود که ذهن من قبول نمیکرد
من داشتم حرس میخوندم
ولی حالا خودم را رها کردم
من دل را به دریا دادم و دیگه تلاش ندارم فیزیکی
من ذهنی دارم فعالیت میکنم
من با افکارم الان دارم خلق میکنم
من فقط از خدا هدایت میگیرم
دوره دوازده قدم
بزرگترین دوره هست من وقتی این و فهمیدم که وارد دوره های دیگه شدم
دوره دوازده قدم یک پکج کامل از قانون قرآنی هست من اگه دوره ای خریدم بهم الهام شده
نه این که الکی بگم
بهم قلبی گفته که باید دوره ای را خریداری کنی
خداوند این حس را بهم داده تا به حال
این که هر روز با 5 دوره ای که دارم الهامی هدایت میشم به فایل های دوره هایی که همان روز پیش نیاز ذهن من هست تازه یک معجزه را امروز دریافت کردم
که باید یک فایل زیبا را از استاد ببینم
فایل سریال زندگی در بهشت قسمت 152
توجه به نکات مثبت بود این یک نشانه بود که باید توجه کنم به نکات مثبت واین سوال شما هم یاد آوری شد که من قوانین را فراموش نکنم واین که رها باشم
واین که چه دوره هایی خوب هست را من نمیدونم
همه دوره های استاد عالی هستند
من دوره هایی را خریداری کردم که پیش نیاز ذهن من بوده
به اندازه ظرف ذهن من، دوره ای به من الهام شده اون هم از طرف خدا بود نه این که هوس کنم دوره ای را بخرم
من همانگونه که تسلیم خدا شدم خداوند از طریق این بنده صالحش استاد عباسمنش مطالب قوانینش را برای من فرستاد
استاد دستانی از دستان خداوند هست
اول از خدا ممنونم بعد از استاد که این قوانین را داره یادم میدهد
سپاس از خدا که باز هم منو در آغوش گرفت ومن را امشب نوازش کرد که بیام مطالب شما را بخونم جواب ذهنم را بدهم چون این ها نیاز ذهن من بود که باید یاد آور میشد قوانین را برای من
واز خدا سپاس گذارم هر ثانیه از طریق دستانش من را به بهترین لحظات هدایت میکند
واز شما مهناز عزیز که این یاد آوری را برای من شدی که قوانین دوباره در ذهنم چرخ بزنه
دمت گرم دوست و همراه سایت خانواده عباس منش
انشاالله همیشه در حال پیشرفت باشی واز نتایجتون برامون بنویسین وما از مطالب شما هم الگو برداری کنیم
به نام خدایی که هرچه دارم از اوست
سلام به داداش حسن که اینقدر زیبا از خدا و قوانین و مسیر خودش میگوید …
واقعا ابن مسیر که سراسر دستان و وجود خدا درونش هست تحسین برانگیزه ….
داستانتون بی نظیر بود و حتی بهترین داستان موفقیتی بود که تا حالا خونده بودم …
وقتی این پاسخ رو در جواب دوست عزیزمون دادید تازه فهمیدم چرا من از بعد از اون 500هزار تومنی که ساختم دیگه پولی نساختم …
دقیقا جوابش
این قسمت از کامنت شما بود؛
.
.
.
من درجایی که فهمیدم درآمدم زیادشده خیلی ذوق کردم
واین اتفاق ذهن مرا قفل کرده بود که من کار بلد شدم ودیگه کل قانون دستم اومده ومن خیلی راحتتر از اینها چشم بسته درآمدکسب میکنم
اینجوری بگم فنجونم پر شده بود….
.
.
.
من در واقع دوست داشتم پول بسازم تا بتونم قدم اول دوره ی 12 قدم رو بخرم …
ولی همین نگرش باعث ایستادن من شد …
هنوزم در تقلای جور کردن این هزینه ی قدم اول هستم و الان بعد از 5 ماه هیچی به هیچ …حتی اون 500 هزارتومنی هم که خودم دراورده بودم خرج شد …
که حتی به خودم میگفتم من اگه توی این 5 ماه ماهی 300 تومن پس انداز میکردم الان میتونستم دوره رو بخرم …ولی توی سیکل عجله افتادم و این منو میکشوند پایین …
اما جالب اینجاست که این دو هفته که دیگه به خودم گفتم باید روی خودم کار کنم به صورت عجیبی هی پول میاد توی کیف پولم …از پولایی که مامانم بهم میده برای رفت امد تا پدرم بهم میده تا پولایی که مامانم به کارتم میریزه و….
و جوری شده که الان حدودا 500 تومن توی کیفم دارم …
گرچه دوست دارم این دوره رو با پولایی که خودم ساختم بخرم ولی بعد به خودم یاداوری میکنم که تو قراره خواستت رو به خدا بگی همین …
و خواسته ی تو اینکه اون دوره رو بخری تا هدفمند تر و تکاملی تر حرکت کنی …
دیگه توی مسئله ی به چه روشی یا چه جوری دخالت نکن …اونو بسپار به خدا …
وای خدا عاشقتم ….
مرسی ازت …
عاشقانه دوستت دارم …
ممنونم داداش حسن به خاطر کامنت های زیبایت …
منتظر موفقیت های چشمگیرت هستم …
سلام به سیده عزیز
خیلی خوشحالم
که هر روز با بهترین دوستان دارم کامنتی به اشتراک میزارم
خیلی خوشحالم همه بچه های سایت دست خالی نیستند هر کس به یک جوری داره نتیجه میگیره
حالا چه کوچک چه بزرگ نتیجه نتیجه فرقی نمیکنه
وقتی نتیجه ها شروع میشه
از یک جایی هست که کوچک شروع میشه
به اندازه ظرف وجودمون نتیجه ها بزرگ و بزرگتر میشه و به اندازه ای که شاکر خداوند هستیم خداوند نعمت های بیشتری را در اختیارمون میگذارد
خداوند نعمت هایش فراوان هست به اندازه ای که باور داریم برای بدست آوردن نعمت ها
بیشتر میتونیم آنها را بدست آوریم
فقط باید تمرکز کنیم روی باور ها
و منطقی کنیم برای ذهن که آره میشه منم بدست آورم فقط بستگی به باور ها داره
امیدوارم همیشه موفق و شاد در طی کردن بهترین نتایج باشین
درود به شما دوست عزیز
سلام به شما دوست هم فرکانسی
خیییلی خیلی ممنون که انقد با جزییات نوشتید و پاشنه اشیلتون رو شرح دادید بنظرم این مساله استپ کردن شما مشکل خیییلیاس و اغلب تا یه جایی براساس ظرفیتشون براساس باورهاشون میرن جلو و یه جایی استپ میکنن
دقیقا همینه من هم وقتی در عرض دوماه از درامد صفر رسیدم به درامد 10میلیون مغزم هنگ کرد گفتم مگه میشه چطور
اخه من احساس میکنم انقدی کار نکردم
خخخ چرا چون احساس لیاقتم به پول کم بود چون باورم این بود باید تقلا کرد باید کلی سختی بکشی تا به پول برسی
دقیقا من هم هدلیت شده به شیوه حل مسایل و عزت نفس اما شرایط خریدشو نداشتم برای همین از طریق کتاب و کارکردن رو خودم دارم سعی میکنم باورهامو بهتر کنم تا بزودی در مسیر خرید اون کلاسها هم قرار بگیرم
الان تصمیم گرفتم از اول شروع کنم چون درامدم رسید به یک میلیون و تصمیم گرفتم قدم هامو کوچیک کنم اما به محض نزدیک شدن به هدفم و قبل از رسیدن کامل به هدفم هدفگذاری بعدی رو بنویسم مثلا قبلا میگفتم تا اخر این ماه انقد درامدم باید باشه و من دیگه حساب نمیکردم تا اخر ماه میدیدم خیلی بیشتر درامد دارم اما الان به محضی که به هدفم نزدیک میشم حتی اگه دوهفته شده باشه و به هدفم نزدیک سده باشم باز هدف جدید تعیین میکنم و میگم تا یک ماه دیگه اما ماه بعدم اگه زودتر به هدفم رسیدم باز زودتر هدفگذاری میکنم اینجوری برام قابل باورتر میشه درامدم و البته قانون میگه هیچوقت بدون هدف نباید بمونیم من قبلا به محضی که به هدفم میرسیدم و نمیدونستم شروع میشد حالم بد میشد مریض میشدم ناخواسته ها میومد فرکانسم منفی میشد اما الان اکثر اوقات خوبم
کامنت شما باورهای منو قوی تر مرد که راهم درسته خداروشکر برای این سایت زیبا
ممنون از شما بابت توضیحات کاملتون
سلام دوست عزیزم حسن جانم
سلام گرم به دوست مشهدی ام.
چقدر لذت بردم از داستان هدایت شدنتون و مسیری که طی کردین اینجاست که قانون فرکانس آدم ها رو کنار هم قرار میده همین دیروز بود که تو کامنت دوره عزت نفس با هم صحبت کردیم امروز من به طور اتفاقی تو این کامنت با شما ملاقات میکنم اول فکر کردم شاید سید جان دیگ باش ولی وقتی در مورد بچه ها و هدایت دوره ها گفتید مطمئن شدم دوست هم فرکانسی هستید .
واقعا عالی بهتون افتخار میکنم
منم مثل شما از سن 6 سالگی با راه های مختلف درآمد داشتم تا بعد ازدواج که راکد شدم و از خودم دور شدم و احساس پوچی میکردم تا اینکه تقریبا از 2سالو نیم پیش با استاد عرشیانفر آشنا شدم و بعدش استاد جانم .
پیشرفت هام بخاطر کار کردن روی دوره ها و گوش دادن به حرف استاد ها و خوندن کتاب های زیاد بود .
حتما تو همین فایل کامنت کامل میزارم .
بسیار خوشحالم که با شما هم فرکانس هستم
در پناه حق شاد و پیروز باشید
سلام به رویای عزیز
این دست نوشته شما منو برد اول خوندن کامنت خودم
من اون موقع که داشتم از این مینوشتم که درآمدم پایین اومده
درآمد 190میلیونی را وقتی کسب کردم هیچ فکر نمیکردم که باز هم بتونم درآمدی بالاتر بسازم
ولی الان به لطف الله و باورهای درستی که تا به الان ساختم درآمدم در ماه قبل رسیده به 289میلیون
هیچ الان حس عجولانه ای ندارم که باید چکار کنم که درآمدم را افزایش بدهم
چون الان فهمیدم خودم مسئول زندگی خودم هستم اگر به 289میلیون رسیده پس بیشتر از این هم میشه
فقط باید بیشتر روی باورهام کار کنم
الان من در شرایطی هستم که خودم را رها کردم و به صورت جهاد اکبر دارم عمل میکنم و تسلیم تسلیم خدا هستم هر چه پیش میاد خودم را تخریب نمیکنم بیشتر تحسین میکنم
چون هر اتفاقی می افتد بیشتر خودم را در رشد میدانم حتی اگر آن اتفاق منفی باش
و درسی جدید برای خودم هست
من چند روز پیش یک عجله کردم و سیلی محکمی خوردم ولی خیلی خوشحال بودم که زود بهم سیلی زد
چون نباید عجولانه عمل میکردم
چون اگر من به خدا سپردم خودش بهتر منو هدایت میکند
واین که دوستی مثل شما عزیزان دارم در سایت و با من احساساتشان را به اشتراک میزارن
همه هدایت های الله است
وخدا داره بهم یاد آوری میکند قوانین را
داشتم کامنت دوستمون فاطمه حسینی را در ادامه کامنت ها میخوندم که باید ترمز ها را برطرف کنیم
و اگر من دارم پیشرفت میکنم پس بهتر هم میتونم پیشرفت کنم
من این ماه جدید بهتر دارم زندگی میکنم
هر روز بهتر از روز قبل
رویای عزیز از شما هم ممنونم که برام کامنتی از جنس پیشرفت نوشتی
این پیشرفت ها را برای ذهنم دارم مرور میکنم و تمام کانون توجه ام داره به فراوانی پیش میرود
امیدوارم همیشه شاد باشی دوست عزیزم
سلام حسن عزیز
برادر عزیز امروز هدایت شدم اول صبح به کامنت شما مدت ها در کسب و کار خودم هست رشدی حاصل نشده ولی چند تا نکته در این کامنت ها شما وجود داشت که من رو به فکر فرو برد،
اینکه دوره 12 رو خریدم و یک بار کامل گوش کردم و در بار دوم در قدم نهم گیر کردم،
اینکه من در کارم در خلوت خودم خیلی حرص بد کار کردن دیگران رو میخورم و غر میزنم که به قول استاد میگه حتی مسائل منفی خودتون رو پیش خدا نگویید
من مسئولیت انجام کارها دیگران قبول میکنم ولی بعدش میگم کاش انجام نمیدادم و خیلی مواقع در لحظه زندگی نمیکنم
خیلی به اشتباهات گذشته بر میگردم
و
یک جمله زیبا از شما شنیدم رها نبودم درگیر نان شب بودم درگیر پورسانت این ماه بودم در کارم در صورتی که من در زندگی چیزها دیگه دارم که فراموش کردم به آنها توجه کنم من توانایی ها زیادی دارم و مهترین چیزی که دارم اراده فولادی هست
من کسی هستم که بعد از سال ها سیگار کشیدن رو بالای 2 ساله کنار گذاشتم من وزن خودم رو با دوره سلامتی استاد کم کردم و اندام عالی به دست آوردم من روابط عالی دارم با کسی آرامش به من میدهد و…
فقط
در زمینه در آمد و پول در آوردن در کسب و کارم مسئله دارم و اون هم با کامنت شما و نکته مهمی که فرمودین
باید رها باشم و هر اتفاقی میوفته در هر مسیری از زندگی ام آرام باشم خدا همه مسائل رو حل میکنه و آدم ها درست و موقعیت ها عالی رو وارد زندگی من خواهد کرد
الان یک حسی به من در زمان نوشتن کامنت بهم الهام شد و اون اینکه
در آمدم خیلی زود با کنترل خودم بصورت تصاعدی بالا خواهد رفت.
(خدا یا شکرت)
ممنون حسن عزیز
سلام به حمید رضا عزیزم .خیلی سپاس از شما دوست گرامی و دوست داشتنی که برام کامنتی گذاشتین
خیلی از خدا سپاس گذارم که منو در مسیر رشد و موفقیت قرار داد
همه راه های موفقیت یک شبه ایجاد نمیشود این درکی بود که من تا به الان بدست آوردم
وقتی اوضاع جوری هست که هنوز راضی نیستیم یعنی داریم به ناخواسته توجه میکنیم
ببین قدم هفتم تمام حرف استاد این بود که کانون توجه داره اتفاقات رو رقم میزند
اینقدر قدم هفت و دوست دارم که نمیدونم هر موقع قدم هفتم رو که گوش میکنم باز هم متحول میشوم کلی بهم درس داده
قدم هفتم
البته که تمام قدم ها عالی بوده برام ولی قدم هفتم آرامش بیشتری بهم داده
دوست من تمام توجه داره اتفاقات رو در زندگی مان رقم میزند
تمام کانون توجه داره اتفاقات رو رقم میزند .من چند وقتی بود فقط توجه داشتم به واریزی هایی که برام انجام میشد باورت نمیشه هر روز بلا استثناع برام پول واریز میشد از یک میلیون بگیر تا 50الی 70میلیون
چرا که همه توجه من به فراوانی پول بود اگر یک هزار. تومانی پول تو حسابم بود هر لحظه توجه میکردم و شکر گذاری میکردم
و هر چه را در ستاره قطبی درخواست میکردم و مینوشتم برام اتفاق میافتاد و همین کانون توجه را دارم در تمام جنبه ها استفاده میکنم
روابط زیبا
کارهای عالی
مشتری های فراوان
پول فراوان
درآمد های باور نکردنی
افراد بینظیر که برام کار هام رو انجام میدهند
همسرم
فرزندانم
پدرم
مادرم
اینو بگم اینقدر قانون خوب کار میکنه که مادر من اصلا از کانون توجه و قوانین هیچ خبر نداره
اون روز داشت برام صحبت میکرد چیزهایی میگفت که فقط افراد موفق در قوانین صحبت میکنند جوری متحول شدم که فقط خشکم زد
مادرم که افکار قدیم داره و نمیشد هیچ جور باورش رو عوض کنی ولی طبق قوانین جلوی من داشت هدایت خداوند را دریافت میکرد
و اونجا حضور خدا رو در وجود بنده اش میدیدم خیلی تحسین کردم و شکر گذاری کردم و گفتم ببین همه قابل هدایت شدن هستند حتی من یک لحظه من از قوانین براشون نگفتم چون همیشه میگم من مسئول زندگی خودم هستم ولی وقتی من در مدار. بهترین ها هستم بهترین ها وارد زندگی من میشود
و ایمان دارم که همین فرکانس بهترین ها و مدار موفقیت منو به اوج بهترین نتیجه ها میرساند و الان اینجا رد پا میگذارم که
بهشت را در همین خونه اجاره ای
در انبار اجاره ای
با مقداری لوازم شرکتم که اجاره ای است
با یک دستگاه نیسان که در شرکتم فعالیت میکند
با درآمد تغریبا 300میلیون
و در محله نسبتا معمولی
و سلامتی عالی
هستم
و همه اینها برای من عین بهش هست هیچ کم و کاستی در زندگی ام نمیبینم و هر چه را خداوند بهم هدیه می دهد را سپاس گذارم و خودم را در آغوش خداوند رها کردم تا اون هدایتگر. من باشد
حمید جان برات آرزو موفقیت دارم منتظر بهترین نتایجت هستم
درود به شما
واااای چقدر عالی بود عالی عالی عالی
هرچی بگم کم گفتم
انقدرخوبوبا جزئیات نوشتید که کیف کردن
من هم دقیقا همین مشکل شما رو دارم ودرآمدم از 260 میلیون ابتدای سال 1402 رسید به 80 الی 90 میلیون در انتهای سال 1402 ؛ چون غرق در افکار منفی بودم
باید مثل شما بشینم فکر کنم چه ترمزی در مسیرم بوده که درآمدم رو کم کرده !
این متن شما به من دسترسی زیادی داد
و باورهام رو تکون داد
سلام فاطمه حسینی عزیز
ممنونم که دوباره یاد آوری شدی که ببینم کامنت خودم را
وبتونم برای ذهنم نشون بدهم که این خودت بودی که نوشتی
این خودت بودی که این قوانین را یاد آور شدی برای خودت
این خودت بودی که دنبال تغییر بودی
حالا اگر به چالشی بر میخوری باید تغییر کنی اینها نیاز ذهنی من هست که بنویسم و بخونم وباید برای خودم یاد آوری داشته باشم که چقدر پیشرفت کردم
امروز خواسته ای داشتم از خدا که بهم بفهمونه چه نکاتی را باید پیش ببرم تا پیشرفت کنم
واین مطلب شما باز منو رسوند به همان جواب فقط توجه به مثبت ها و توجه به زیبایی ها این پیام شما همان جواب سوال من از خدا بود درود به شما