اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یک رابطه سالم یعنی اعتماد به هم در هر شرایطی، جدیدا دارم اینو تمرین میکنم
اوایل ارتباط ما هم بحث گوشی چک کردن و… بود اما کم کم دیدم تنش ها الکی ایجاد شده پس صبر کردم و اعتمادم بهش ایجاد شد خیلی مواقع ما خودمون یک دیدگاه اشتباه داریم بزور میخوایم به طرف مقابل القا کنیم الان دیگه همه چیزمون مشترک شده، از وقتی روی قوانین حال خوبو حس خوب کار میکنم حتی مسله ای هم میشه زود میتونم مدیریت کنم و اون مسله حل میشه
شما هر دو دقیقا در یک فرکانس هستید و هر دو یک مدل رفتار میکنید سختترین قسمت اینه یکی همفرکانس نباشه و مدل دیگه ای رفتار کنه و این سخته
استاد شما راحت دل میکنی هر کس میخواد باشه و از مدارت خارجش میکنی اما برای من کلا دل کندن سخته چه ادمها چه هر چیزی
بهتر از قبل شدم اما نه در همه چیز
خداروشکر این روزها روابطمون عالیه به همفکری رسیدیم و از وقتی یک فایل از شما گوش دادم و شما به بحث اعتماد کردن اشاره کردین من همونجا کامنت گذاشتم نوشتم قول میدم تلاشمو بکنم که این رفتار اصلاح کنم الان برای هر تصمیمی دلم میخواد نظر من بشه اما میگم عزیرم هر تصمیمی بگیری قبولت دارم برو انجام بده خیلی تمرین سختی برای خودم گذاشتم اما به خودم گفتم بزار پیش بره باورهاش و فرکانسهاش اونو میبره جایی که میخواد دیروز اومد گفت میخوام پول قرض کنم ماشین عوض کنم مشتری اومده و… من گفتم هرکاری میخوای انجام بده عزیزم بااینکه میدونم قانون تکامل چیه قرض نباید گرفت اما همسر منکه در این فرکانس ها نیست پس راه خودشو میره این مدل میدونم هر اتفاقی هم بیفته خیر و خوبی برای من داره
چقدر الان ارومترم که میزارم هر کار دلش میخواد بکنه له تصمیماتش احترام میزارم
از چیزای کوچکتر شروع کردم تا به این پذیرش رسیدم مثلا اولش برای میز تلویزیون بود که اگه ادم سابق بودم انتخاب من میشد اما گفتم کدوم دوس داری دقیقا موردی که منم دوس داشتم انتخاب کرد گفتم پس همین عالیه و چقدر هم عالی و زیبا شد و وقتی من بهش احترام گذاشتم تا گفتم میز تحریر میخوام گفت کدوم اشاره کردم همون را هم برام خرید یعنی اونم بلافاصله این احترام به من گذاشت
الان هنوز هم دارم تمرین میکنم به همسرم در هر تصمیمی در هر رفتاری اعتماد کنم چون من دارم روی خودم کار میکنم در مدار من اتفاقات بد وجود نداره بلکه هر چیزی بشه برای من خیر و خوشی هست
ممنون استاد که انقدر خوب اموزش میدین که من میتونم اینگونه بهتر بشم
خوشم اومد ک درحال تغییر شخصیتت هستی منو شما دریک مسیرهستیم واقعا ما انسانهای خوشبختی هستیم بقول آقای فردوسی
من هم توی این زمینه بهم گفته شد چندبار ک ب عقاید بقیه وهمسرم احترام بذارم ب نظرش احترام بذارم واجازه بدم راه خودشو بره بلاخره یا باهم ب موفقیت میرسیم یا جهان بدون هیچ مشکلی وبطور طبیعی مارو جدا میکنه نمیدونم برای همسرم چ اتفاقی میفته فقط برای خودم قطعا ادامه ی این مسیر زیبا وزندگی سراسر خوشبختی وشادی وآرامش برای همین بجای اینکه من آرزوهامو خاسته هام رو بخاطر همسرم یا هرکس دیگری کوچک نکنم من کار خودمو بکنم راه خودمو برم هرکس بامن هم مسیرباشه درآینده بامن خواهد ماند چ دیدگاه آرامش بخشی واقعا زیباست تغییر دادن شخصیت مهمترین موضوع زندگیمه چون اگر من زیبا شوم از درون از بیرون همه چیز زیبا میشود روابطم ثروت سلامتی
اما همه ی ما فراموش میکنیم کافیه یک هفته کار نکنیم روی ورودیامون سریع یادمون میره چطور باید فکر کنیم
باید ادامه بدم هرروز میگم باید ادامه بدهم تا باورهای قدرتمند درمن نهادینه بشه
الان که مینویسم اتفاقات روز 13 فروردین رو از صبح مینویسم
من امروز 13 ام که نوشتم در مورد نقاشی الهام شده ام که درمورد شب 21 شهادت امام علی بود
و بعد اتمام تابلوم به چشمم یه چهره و یه پارچه دیده شد که به سرش بسته هست ولی هی سوال میپرسیدم میگفتم آخه خدا من حس میکنم که نقاشی یه جور دیگست و من نمیبینمش
چجوریه؟
امام علی که تو سجده موقع نماز بهش شمشیر زدن
بعد امروز بعد از ظهر به تابلوی نقاشیم که نگاه میکردم دوباره پرسیدم
و یهویی بالای اون قسمتی که پارچه میدیدم یه چهره ترسناک دیدم و یهویی یه صدایی شنیدم که تابلوتو برعکسش کن
وقتی بلند شدم و برعکسش کردم همون چهره رو دیدم که در حال سجده بود و جونی
و اون چهره ترسناک قاتل امام علی
یه لحظه گفتم من آخه چطوری این چهره رو بکشم که هدایت شدم تو گوگل نوشتم و عکسایی که آورد دیدم تمام تصاویر چهره هاشون نورانیه و گفتم پس مشخص شد نور قراره بشه
و بعد برای افطاری رفتیم خونه فامیلمون اونجا به خواهرم نشون دادم همین که عکسو دید گفت این شبیه شمشیره
من اون رو ندیده بودم بعد گفتن خواهرم دیدم که دقیقا از جای شمشیر قطرات خون سرازیر شده
و شروع کردم به گریه کردن
وقتی به آبجیم تعریف میکردم به فامیلمونم که اومد اتاق و همیشه پیگیر نقاشیام هست پرسید و بهش گفتم و جریانشو براش تعریف کردم
وقتی برمیگشتیم تو ماشین به داداشم تعریف کردم و وقتی دم در خونمون رسیدیم داداشم گفت طیبه از من به تو نصیحت این جور چیزارو دیگه به هیچ کس تعریف نکن
میدونم بهت الهام میشه و خدا بهت نقاشیاتو میگه
ولی وقتی تو میای به آدما میگی اونا ممکنه درکت نکنن و نفهمنت و تو اذیت بشی
فقط هر کس پرسید این نقاشیاتو چجوری کشیدی بگو بهم الهام شده
منم گفتم داداش آخه نقاشای دیگه هم مثلا استاد فرشچیان بهشون الهام شده کشیدن و جریان بعضی نقاشیاشونو گفتن
گفت با این جزئیات نگفتن تو دیگه به کسی نگو چون شاید درکت نکنن که چی بوده بین تو و خدا
یاد حرف استاد افتادم که میگفت همه چیز که مدار قرار گرفته و اگر در مدار شنیدنش نباشن اگر هزار بار هم بگی کسی نمیشنوه یا اشتباه میشنوه
از این به بعد سعی میکنم جزئیات هدایت هامو به اطرافیانم نگم بین خودم و خدا باشه
ولی بار هاشده که میگفتم نیام تو سایت بنویسم ولی یه حسی منو آورده به این سایت و نوشتم اتفاقات رو
وقتی داشتم به فامیلمون تعریف میکردم ازم پرسید اسم تابلوت رو چی گذاشتی گفتم دیگه چون برای شب قدر بود اسمشو قدر گذاشتم
ولی نمیدونم شاید باز به اسم تابلو فکر کنم
بعد یهویی بهم گفت 21 امین سوره قرآن رو ببین چیه ؟
شاید اسم تابلوتو اونجا مثل نقاشیای قبلیت باشه
من نگاه کردم 21 امین سوره انبیا بود
شروع کردم به خوندن
به آیات 75 که رسیدم گفتم مگه من اسم تابلو رو مشخص نکردم همون دیشب که قدر هست
پس چرا دنبال اسم میگردم
آیه بعد رو که خوندم انگار خدا قشنگ جواب رو بهم داد
آیه 76 و نوح را هنگامی که پیش از این ندا کرد
پس ندایش را اجابت کردیم
و تمام پیامبرارو تو آیات میگفت و میگفت خواستن و اجابت کردیم
اینجوری درک کردم که یه حسی بهم گفت تو دیشب درخواست کردی و درخواستت اجابت شد
سوالت این بود میخوام برای امشب یه نقاشی بکشم
برای شب قدر باشه
شب 21 ام
و من هدایت شدم به فایل رابطه ما با انرژی که خدا مینامیم
استاد گفتن که
در زمان مناسبش بهت الهام میشود بهت گفته میشود
و سوالی که گفته شد که پرسیده بشه
این جمله منو یاد دیشبم انداخت که این سوال یهویی گفته شد بهم که بپرسم از خدا
که گفته شد
آیا من میتونم نقاشی برای امشب ، شب قدر 21 ماه رمضان بکشم
و من بعد شنیدنش سوال رو تکرار کردم و از خدا پرسیدم و به جواب رسیدم
و تو تقریبا 40 دقیقه تابلو نقاشیم رو کشیدم
وقتی این هدایتای خدا رو میبینم برای نقاشیام انگار آروم تر از هر روز دارم میشم نسبت به همه چیز
قبلا یه سری خواسته ها داشتم که قشنگ حس میکردمکه چسبیدم بهشون و رها نیستم و بارها سوال میکردم چجوری رها باشم و تسلیم باشم
و واقعا همه چیز تکامله وقتی به قبل نگاه میکنم میبینم چقدر من نسیبت به خواسته هام رها تر شدم و دیگه بی قراری قبل رو ندارم
خدا هر روز داره به من درس یاد میده و کمک میکنه تا ظرفم رو بزرگ تر کنم
درسته یه وقتایی شده درست درک نکردم و جواب نادرست گرفتم ولی اونم برای رشدم بود و انقدر زیاد ازش درس گرفتم که واقعا خدا روشکر میکنم که هر لحظه هدایتگرم هست درمورد همه چی
امروز متوجه شدم که چقدر آروم تر شدم به نسبت روزای قبلم که یه وقتایی وقتی خواسته هام رو که فکر میکنم تقلای قبل رو ندارم و یه آرامش خاصی دارم وقتی بهشون فکر میکنم
یه جورایی دلم قرصه میدونم که هدایتم میکنه در همه جنبه های زندگیم و ازش میخوام کمکم کنه تا عمل کنم به هر آنچه که باید عمل کنم و این عمل کردنمه که باعث میشه ظرفم بزرگ بشه
هدایت های بعدی رو دریافت کنم
به قول استاد میگفت که تا عمل نکنی هیچی تغییر نمیکنه
تا شخصیتتو تغییر ندی نتایجت پایدار نمیشه
باید مستمر و ادامه دار باشه
و من هر روز تو نوشته هام از خدا میخوام کمکم کنه و کمکم میکنه و بی نهایت ازش سپاسگزارم
برای تک تکنون عشق و شادی و سلامتی و آرامش و بی نهایت ثروت از خدا میخوام و سعادت در دنیا و آخرت
چند روز پیش با خودم فکر کردم که چقدر خداوند به من لطف داشته و مدار من رو تغییر داده و انقدر طبیعی اتفاق افتاده که من متوجه تغییراتم نشدم
چقدر زیباست که روی احساس ارزشمندی و لیاقتم کار کردم و جهان بازخوردهایی هیجان انگیز به من نشان داده که به این درک رسیده ام که مهمترین بخش زندگی ام ترمیم و تقویت این موضوع باشد.
مثل تمام افرادی که در محل کار با من ارتباط داشتند به طرز عجیبی عوض شدند و جالبه همه به طور شگفت انگیزی خوب و مهربون و خوش برخورد شدند
از مقام بالای مسئول بگیر تا مسئول واحد و همکارای مثل خودم و حتی افراد زیر دست من!
جالبی کار اینجاست که من چندین بار درخواست جابه جایی به واحد دیگری داشتم اما به طور واضح صدا و کلام خدا را میشنیدم که آنجا جای تو نیست تو باید در مدار پاکان و صالحان باشی.
و به طور معجزه وار جایی که من هستم هر روز داره انسان های بهتر میاد و عجیب آرامش خالص بر شرایط حاکم هست
الان که دارم فکر میکنم میبینم این به جز معجزه هیچ چیز دیگری نمیتواند باشد.
هر خیری که به شما برسد از جانب خداوند است
اگر اینها خیر و برکت نیست پس چیه؟
از نوع احترام گذاشتن نگهبان دم در محل کارم که جدیدا این جوری برخورد میکند!
جالبه که هر وقت وارد میشوم جلوی من بلند میشود به نشانه احترام دست روی سینه میگذارد و با نهایت احترام سلام میکند استاد الان که دارم فکر میکنم اصلا قبلا اینجوری نبود!!!
وقتی در مدار درستی و پاکی باشی جهان در برابر شما کرنش میکند
انقدر روی تمرکز بر نکات مثبت دیگران و توجه به ویژگی های پاک دیگران توجه کردم که عجیب چند ماهی هست که میبینم انسان های درست و پاک و نجیب دور ور من جمع شدند
انقدر که این موضوع برام تکرار شده که ناخواسته برزبانم جاری میشود
امروز همکارم در مورد یکی دیگه از همکارای دیگه که چند ماهی هست امده صحبت کرد یه دفعه و ناخواسته بر زبانم جاری شد: دکتر فلانی رو میگید به نظر من طلای 24 عیاره چقدر خوبه چقدر نجیبه چقدر مهربون و …..
یه دفعه دیدم همکارم با تعجب بهم نگاه میکنه
برام مهم نبود که حتی ممکنه قضاوتم کنه که چه دلیل داره انقدر از این ادم خوب بگم
مهم نوع فکر من نوع تفکر من نوع فرکانس من که باید تمام توجه ام روی نکات مثبت باشه
و از زمانی که من این افکار خوب رو در مورد افراد تکرار میکنم
دارم میبینم که خداوند فرشته ها الهی با ویژگی های برجسته الهی رو سر راهم قرار میده
مگر میشود این نکته را رعایت کنی و تقوای الهی پیشه بگیری و خداوند بهت پاسخ ندهد؟
اینها یکی از بدیهی ترین پاداش هاست
من باید یاد بگیرم وبشه جز شخصیتم که تحت هر شرایطی تمرکزم رو روی درک قوانین الهی بگذارم و ان موقع است که خداوند چیزی که توی تصور بقیه نمیگنجد رو بهم میده.
مثل الان که در مدار داشتن بهترین افراد هستم در مدار بهترین و نجیب و پاک ترین مرد و زن هایی که معجزه وار در مدار من قرار گرفتند
میدانی اینها همه برمیگردد به احساس لیاقت به تمرکز روی نکات مثبت خودم و دیگران و درک درست قران اینکه وقتی من روی خودم کار کنم و در مدار پاکان باشم لاجرم انسان های درست و شریف و فرشته گونه در مدار من قرار میگیرند.
خدایا سپاسگزارم
همانا خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا آنکه آنان حال خود را تغییر دهند
زیبایی و خوب بودن ادما های اطرافم به حدی زیاد است که واقعا در مخیله خود من هم نمیگنجد این حد زیبایی را!
افرادی که جایگاه اجتماعی و سطح سواد بالا دارند جوان و زیبارو هستند و در عین حال نجیب و پاک و درست کار و با شخصیت و محترم و جالبی کار اینجاست که بی نهایت و متفاوت از بقیه به من احترام میگذارند و اینها همه بعد از کار کردن روی خود اتفاق افتاد
از بس به رفتار خوب ادماها توجه داشتم هر روز بیشتر و بیشتر شد
بارها و بارها رفتار خانم مسئول گزینش رو توی ذهنم مرور کردم
روزی که من برای گزینش رفتم برعکس تمام حرف های دیگران که میگفتند سوال پیچ میکنن تو رو اذیت میکنن تا تایید بشی
نه تنها اذیت نکرد به طرز معجزه وار شروع کرد از من تعریف کردند!
گفت از نوع حرف زدن شما مشخص است چقدر دختر با شخصیتی هستی و لایق همسری مثل خودت هستی !
من این رو به هررررررکس از همکارانم گفتم همه با تعجب و انگار که باور نکردند به من نگاه میکنند
چون تجربه من با بقیه خیلی تفاوت داشت.
نه تنها در روابط بلکه در دریافت رزق الهی هم خداوند به من لطف داشته
مدتی ست که پس انداز من و حساب بانکی من واقعا با همیشه متفاوت است
وقتی خداوند را صاحب رزق صاحب تمام پرداختیای خودم دیدم
از همه طرف برای من واریز انجام میشود و لایق دریافت رزق هایی میشوم که تنها و تنها مرا یاد مریم س میاندازد که برای زکریا عجیب بود.
وقتی در مدار و فرکانس پاکی باشی لایق دریافت احترام و نعمت و برکت و رزق به غیر حساب میشوی
وعده خداوند حق است این روزها طعم یرزقه من حیث لایحتسب بیشتر می چشم و سپاسگزار خداوند هستم.
سلام به استاد عزیز و مریم خانوم،فک میکنم این دومین کامنت من تو سایت هست من با اکانت خواهرم دوره دوازده قدم را خرید کردیم و چند ماهه که دارم روی خودم کار میکنم بعد از تقریبا یکسال اضطراب و ناامیدی الان به یه آرامش نسبی رسیدم ولی هنوز نتایج مالی خوبی نگرفتم اون بخاطره اینه که یه مدت به شکل خیلی بدی باورهام درمورد ثروت و فراوانی نابود شد و امیدوارم بتونم درستش کنم با هدایت خدای مهربونم،درمورد روابطم من از اول رابطه بنا را بر صداقت گذاشتم هرچند که همسرم آدم مذهبی و خیلی سنتی و متعصب بود ولی رابطه ای که قبل از ازدواجم با شخص دیگه را داشتم بهش گفتم چون میدونستم نمیتونم یه عمر با پنهانکاری و استرس زندگی کنم و واقعا هیچ محدودیتی در رابطمون واسش نزاشتم و خودشم آدم متعهدی هست تا به حال گوشی موبایلشو چک نکردم و من باورم درمورد روابط اینه که اگر کسی موندگار نباشه یا بخواد خیانت کنه تو سلول انفرادی هم که زندانش کنی راهشو پیدا میکنه پس تا زمانی که متوجه همچین خطایی نشدم از بودن باهاش لذت میبرم و اگر روزی بهم خیانت کنه اون لیاقت منو نداشته و مطمنا بد از اون خدا منو به سمت فردی هدایت میکنه که لایق من باشه و کلا آدم وابسته ای نیستم اوایل رابطمون همسرم منو محدود میکرد ولی بعداز اینکه خودم واسه خودم ارزش قائل شدم و حدو مرز واسش تعیین کردم ایشون هم به خواسته هام احترام گذاشت و هر روز خدا راشکر رابطمون داره بهتر میشه و فک میکنم بیش از دو سال هست که دیگه باهم دعوا و بحث بد نداشتیم
سلام استاد عزیز فایل زیبایی واز گوش کردنش لذت بردم.خوشبختانه من در کنار همسرم خیلی زیاد احساس ارامش میکنم.همیشه با هم همراه بودیم وهستیم.حتی بعد از آشنایی با شما به همسرم هم پیشنهاد دادم واز اونجایی که ایشون هم تو مدار بودن قبول کردن وشروع کردن به گوش کردن فایل ها .در طول روز سر کار فایل ها رو گوش میکنن.من هم تو خونه.بعد شب ها میشینیم در مورد فایل هایی که گوش کردیم با هم صحبت میکنیم.تبادل نظر میکنیم.همسرم خیلی زیاد اهل تلوزیون بودن.اما چند شبه وقته وقتی میان به پیشنهاد من اصلا سراغ تلوزیون نمیرن.میشینیم کنار هم وبا هم فایل هایی که تاثیر بیشتری رومون داشته با هم گوش میکنیم ولذت میبریم.بعضی وقت ها هم با دختر قشنگمون سریال هارو نگاه میکنم.ولذت میبریم.من ایمان دارم به همه خواسته هام با امید وایمان به خدای یگانه میرسم.دوستون دارم وسپاسگذارشماهستم استاد عزیزم
استاد شما توی این فایل گفتین خودتون باشین تا یک آدم هماهنگ با ما توی زندگیمون بیاد و وقتی مستقل و آزاد باشیم لذت واقعی بیشتری از زندگی میبریم و همه چیز توی دنیا با ما هماهنگ میشه و به قول یکی از افراد موفق میگفت عشق واقعی تو زندگی یعنی داشتن آزادی هست
و استاد چه خوب گفتن اینکه کسی توب زندگیمون میاد بستگی به ایمان و فکرو احساسمون داره نه اینکه چه قیافه ایی داریم یا چه تیپی میپوشیدم یا آیا پولداری یا متوسط و فقیر باشیم یا اینکه چه شغلی داریم کاری نداره
من خودم تو زندگیم شنیدم که دختری بوده که قیافه خیلی معمولی داسته و به قول بقیه جذاب نبوده و اون روی ایمانش کار میکنه و توی یک مهمونی که اونجا یک دختر خیلی قشنگ هم بوده یک پسر که از خارج اومده بود و شغل و قیافه و موقعیت شغلی عالی داشته همین دختر به ظاهر قیافه خیلی معمولی رو انتخاب میکنه و به دختر خیلی قشنگ توجهی نمیکنه در صورتیکه همه فکر میکردن اون دختر زیبارو انتخاب میکنه و اینجوری نشد و من از این نمونه ازدواج ها چند مورد شنیدم و واقعا همه چیز به فکر و ایمان و احساس فرد و مستقل بودن فرد بستگی داره
وقتی ما به سمت علایقمون از همه نظر بریم همه تمرکز و فکرمون به سمت خودمون میره و به خودمون علاقمند میشیم
و اسناد به نکته قشنگی اشاره کرد که توی زندگی وقتی افراد تغییر میکنن میتونن به زندگی با افراد دیگه ایی که باهم هماهنگ هستن زندگی رو شروع و ادامه بدهند واون زندگی رو خاتمه بدهند این طبیعیه و این روش درستیه تو زندگی
از استاد عزیز و خانم شایسته و همگی دوستان تشکر میکنم
وامیدوارم همگی شاد و سلامت و موفق و سعادتمند دردنیا و آخرت باشین
استادعزیزم ،هربارکه این فایل رو گوش میکنم ،سراسر تو قلبم میگم دققققیقا همینا رو میخوام ،آره آره دقیقا همین ،آره چقدر به وضوح رسیدم، آره من همین رابطه رو میخوام
حالا که برام واضح شده ،تکلیفم چیه ؟
منکه میدونم موجودی، فرکانسی هستم و جهان درحال پاسخ دادن بمنه،پس میتونم با تغییر افکاروتغییر باورهام، تجربه هایی که میخوام رو، وارد زندگیم کنم ،پس شروع میکنم به ….
به اینکه رو باورهای مربوط به روابطم کارکنم ،اینکه محدودیت های ذهن چموشمو ازبین ببرم اینکه ورودی های مناسب دراین باره به ذهنم بدم اینکه بدونم هست ،بدونم وجود داره پس منم میتونم با تغییر باورهام این نوع رابطه ی سراسر آرامش که بقول استاد از قبل درست هست رو تجربه کنم…
اینکه باورکنم هیچ عامل بیرونی دخیل نیست و قدرت تنهای تنها در دست باورهای منه….
میتونم به جرأت بگم از اولین باری که این فایل رو گوش کردم که حدود 2سال پیش بوده ،رابطم خیییییلی بهتر شده خیلی به چیزی که من میخواستم نزدیک شده، اما هنوز هم میتونه هرروز بهتر و بهتر شه…..
چند وقته که دوستدارم این محصول فوقالعاده رو بخرم خداروشکر هزینشم دارم اما فعلا تمرکزم رو 12قدم و روانشناسی ثروت هاست ،
چون میدونم که درست در زمان مناسب میخرمش و چون یقین دارم که همیشه محصولات استاد عباس منش عزیزم،در بهترین زمان به دستم میرسه برای همون در عشق و آرامشم و از محصولات دیگر ایشون لذت میبرم و،درعیش و مستی هستم ….
خدارو شاکرم که منو هدایت کرد به این آگاهی هایی که کیفیت زندگیمو در تمام جنبه ها هزاران برابربالاتربُرد
خدارو شاکرم بابت وجود پربرکت ایشون که استاندارد هامو در همه ی جنبه ها بالاتربرد
خداروشاکرم بابت تعهدی که در وجودم دارم برای بهتر زیستن …
عاشقتونم استاد عزیزم و،عشق برای همه ی بچههای سرزمین توحیدی عباسمنش 🟢🟢🟢🟢🟢
من این فایل رو حدود پنج بار تا الان گوش دادم و دیدم و هر بار هم که میبینمش برام جدیده و تازگی
داره از بچگی فیلم های هندی و ترکی و ایرانی زیاد دیدم ،که بهم خیانت میکردن دروغ میگفتن و…
رابطه ی پدر و مادرمم هم مخدوش بود و…
منم هر وقت رابطه ای با جنس مخالف برقرار میکردم
شبیه دیده ها و شنیده هام بود.
و خیلی ناراحت و دپ میشدم احساس پوچی و بی ارزشی داشتم اما چیزی در درونم بهم میگفت تو خوشبخت میشی و…
همیشه یسری ها رو می دیدم که عشقولانه باهم زندگی میکردن و بعدها که اینستاگرام اومد بلاگرها و یا زوج های ثروتمند و عاشقانه ای رو دیدم ( مانی خوشبین و خانم میلانی، خانم شکوفه یوسفی، دوستان طبیعتگردم خانم انسی و همسرش ، رونالدو وجورجینا
بعدش هم که استاد جون و مریم جون)
و تو ذهنم برام سوال بود که این آدمها چطور تونستند اینقدر ثروتمند و عاشقانه زندگی کنند و هدایت شدم به مسیر آگاهی ،تحقیق و مطالعه و…
قبلا فقط میخوندم و کسب علم بود یکم خوب میشدم دوباره برمیگشتم پله اول (مثل بازی مارو پله)
راستش از وقتی فایلهای استاد رو گوش میدم (مخصوصا سفر به دور امریکا که نمونه واقعی عمل به توحید و آگاهی ست که استاد ، مریم و مایک این سه عزیز دوست داشتنی که انجامش دادن و زندگی میکنند با این آگاهی ها ) نتایجم بهتر شد.
( من حتی فایلهای قدیمی دوره عشق و مودت رو که دوستم بهم داده بود رو دو بار گوش دادم اما نتیجه نگرفتم چون بهاش رو پرداخت نکردم مسیرم درست نبود اما بعدش که اونا رو پاک کردم تکاملم رو طی کردم و شروع کردم فقط روی فایلهای حلال کار کردن و فایل های دانلودی استاد رو دیدن و گوش دادن)
کلی اتفاقات قشنگ و نتایج عالی کسب کردم .
وجه متفاوت و زیبایی از اطرافیانم رو جذب کردم
آرامشم بهتر شده تغییراتم اینقدر محسوس هست که بهم میگن اما هنوز پاشنه های آشیل دارم تو رابطه ام
با پارتنرم مثلا قبلا آدم شکاک ، کنترل گر ، حساس و عصبانی بودم تو رابطه و وقتی میخواستم حرفهامو به طرف مقابل بزنم با پیامهای طولانی طرف مقابل رو قهوه ای می کردم اما الان نسبت به قبل خیلی خیلی بهتر شدم صبور تر آرام تر آگاه تر شدم
اما خداییش هنوز هم جای کار دارم هم تو ثروت و هم تو روابط چون من تو این دو مورد الگوهای درستی نداشتم از بچگی و از وقتی بزرگتر شدم خودم تلاش کردم زندگی ام رو بهتر کنم و فهمیدم من مسئول صد در صد اتفاقات زندگی ام با کانون توجه ام و فرکانس هام هستم
بخدا هر وقت من بهتر شدم ( هدایت شدم به آدم های بهتر ، مهاجرت کردم از شهر های قبلی ،یسری آدمها خود به خود حذف شدن ، و برخوردهای مناسبتری از افراد نسبت به خودم دیدم)
باید باورهای مناسبی که در این فایل یاد گرفتم رو باهاش زندگی کنم بشه از شخصیت و وجودم
خدا جونم کمکم کن هدایتم کن بهم توانایی خرید
دوره ها رو بده ، در مسیر درست دستم و بگیر
من میدونم خدا هدایتم میکنه چون لایق و خواستار هدایتش هستم.
نکات مهم :
* ما نمیتونیم تو روابطمون فردی رو درست کنیم یا بخواهیم تغییرش بدیم ( یعنی اونطوری که ما دلمون بخواد بشه) وقتی ما روی باورها و شخصیت خودمون کار کنیم هدایت میشیم به آدمهای مناسب که خودشون درست هستند اون چیزی که هستند مناسب و هماهنگ هست با خواسته های ما با ویژگی های ما
آدمها با توجه به فرکانس ها و باورهای ما میان تو زندگی مون
* تمرکز کردن برای تغییر طرف مقابل یکی از بزرگترین اشتباه هات افراد در روابط شون هست
ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم ما فقط میتونیم خودمون رو تغییر بدیم.
* به دنبال آقا یا خانم ایکس نباشیم( منافات داره با قوانین الهی و کسی که در حال هدایت و در مسیره)
کسی که در حال هدایت هست میگه من میخوام روی خودم کار کنم خودم رو لایق یه آدمی و رابطه ای با همچین ویژگی هایی…. بکنم اینکه کیه و اسمش چیه
مهم نیست فقط میخوام عشق ، لذت و زیبایی رو
در رابطه ام تجربه کنم.
* آدمهایی که تو زندگی مون هستند بدون قهر بدون اینکه ما بخواهیم کاری کنیم باهاشون بحث کنیم یا صحبت کنیم و… خودشون تغییر میکنن به شکلی که زندگی و اون رابطه برای ما لذت بخش تر میشه
از وقتی ما از درون تغییرات بنیادین و پایدار میکنیم.
* وقتی من تغییر میکنم ماهیت وجودی افراد و روابط
دلخواه من میشه اونا همونطورن که من میخواستم و نیازی نیست تغییرشون بدم .
* در فلسفه زندگی استاد نگران کسی یا چیزی بودن وجود نداره
من نمیتونم نگران کسی ( پدر ، مادر ، بچه همسر و…)
باشم چه رابطه ای که من همش بخوام نگران باشم که وای نترسه ، ناراحت نشه ، تنها نمونه،سردش نشه ، منو تنها نزاره و…
وقتی انسان به خدا توکل میکنه دیگه جای نگرانی نیست.
توکل : خدا حواسش به همه چی هست
نگرانی : خدا که حواسش نیست به عشقم به افراد عزیز زندگیم خدا که وجود نداره و.. پس من باید مواظبش باشم و نگرانش باشم و هی زنگ بزنم بگم وای عزیزم نگرانتم اونم ذوق کنه بگه چه خوب که کسی توی دنیا نگران منه( رابطه مزخرف و دوتا انسان ترسو باهم که خلا عاطفی دارند)
* من یه آدم قوی ، متوکل ، توانمند، توحیدی و با اعتماد به نفسم میشم که با یه همچنین آدمی رابطه برقرار کنم. رابطه ای سرشار از استقلال توانمندی ، آزادی و احترام به عقاید هم که تا وقتی باهمیم از وجود هم و رابطه مون لذت ببریم و وقتی هم هر کدوم از ما به هر دلیلی نخواستیم یا نتونستیم و فرکانسهامون تغییر کرد به راحتی و آسون رابطه مون رو تموم میکنیم و هر کسی میره دنبال زندگی خودش.
وظیفه جهان چینش آدم هاست فقط ما باید خودمون با خودمون در صلح و آرامش باشیم شخصیت زیبا و هماهنگی داشته باشیم جهان کارش و دقیق و زیبا انجام میده.
سلام عزیزان
استاد عباس منش عزیز و مقتدر
واقعا رابطه زیبای شما با عزیز دلتون قابل تحسینه.
مبارکتون باشه . نوش جونتون.
نکات زیبایی گفتید و به قول خودتون
بالاترین استاندارد را می گویید.
یادمه تو کتاب اثر مرکب دارن هاردی خونده بودم که ایشون می گفت:
من با همسرم یه وقتهای داریم که اسمش را قرار عاشقانه گذاشتیم
و تو اون قرار اون چیزهایی که من از طرف می خوام را بیان می کنم و اون هم همینطور.
و مسائلی که از همدیگه تو اون فاصله تا قرار عاشقانه بعدی باعث ناراحتیمون میشه را هم میگیم.
به نوعی با خواسته های که از هم داریم ، همدیگر را اون طوری که میخواهیم تغییر میدیم
من هم طبق همین آموزه ها و گفته های قدیمی ها که می گفتند تو
هر طور که بخوای می تونی همسر تو تغییر بدی خیلی از زمان هام را صرف تغییر در اون می کردم.
ولی اینجا نگاه شما به نظر من یه پله بالا تره
چون شما رو خودت کار می کنی طرف مقابلت تغییر می کنه.
نیازی نیست زور بزنی تا اونو تغییر بدی.
این خیلی زیباتر و کامل تر از اون روشی هست که دارن هاردی میگه.
خدایا شکر بابت این آگاهی
سپاس فراوان از استاد عباس منش و همکاران محترمش
یک رابطه سالم یعنی اعتماد به هم در هر شرایطی، جدیدا دارم اینو تمرین میکنم
اوایل ارتباط ما هم بحث گوشی چک کردن و… بود اما کم کم دیدم تنش ها الکی ایجاد شده پس صبر کردم و اعتمادم بهش ایجاد شد خیلی مواقع ما خودمون یک دیدگاه اشتباه داریم بزور میخوایم به طرف مقابل القا کنیم الان دیگه همه چیزمون مشترک شده، از وقتی روی قوانین حال خوبو حس خوب کار میکنم حتی مسله ای هم میشه زود میتونم مدیریت کنم و اون مسله حل میشه
شما هر دو دقیقا در یک فرکانس هستید و هر دو یک مدل رفتار میکنید سختترین قسمت اینه یکی همفرکانس نباشه و مدل دیگه ای رفتار کنه و این سخته
استاد شما راحت دل میکنی هر کس میخواد باشه و از مدارت خارجش میکنی اما برای من کلا دل کندن سخته چه ادمها چه هر چیزی
بهتر از قبل شدم اما نه در همه چیز
خداروشکر این روزها روابطمون عالیه به همفکری رسیدیم و از وقتی یک فایل از شما گوش دادم و شما به بحث اعتماد کردن اشاره کردین من همونجا کامنت گذاشتم نوشتم قول میدم تلاشمو بکنم که این رفتار اصلاح کنم الان برای هر تصمیمی دلم میخواد نظر من بشه اما میگم عزیرم هر تصمیمی بگیری قبولت دارم برو انجام بده خیلی تمرین سختی برای خودم گذاشتم اما به خودم گفتم بزار پیش بره باورهاش و فرکانسهاش اونو میبره جایی که میخواد دیروز اومد گفت میخوام پول قرض کنم ماشین عوض کنم مشتری اومده و… من گفتم هرکاری میخوای انجام بده عزیزم بااینکه میدونم قانون تکامل چیه قرض نباید گرفت اما همسر منکه در این فرکانس ها نیست پس راه خودشو میره این مدل میدونم هر اتفاقی هم بیفته خیر و خوبی برای من داره
چقدر الان ارومترم که میزارم هر کار دلش میخواد بکنه له تصمیماتش احترام میزارم
از چیزای کوچکتر شروع کردم تا به این پذیرش رسیدم مثلا اولش برای میز تلویزیون بود که اگه ادم سابق بودم انتخاب من میشد اما گفتم کدوم دوس داری دقیقا موردی که منم دوس داشتم انتخاب کرد گفتم پس همین عالیه و چقدر هم عالی و زیبا شد و وقتی من بهش احترام گذاشتم تا گفتم میز تحریر میخوام گفت کدوم اشاره کردم همون را هم برام خرید یعنی اونم بلافاصله این احترام به من گذاشت
الان هنوز هم دارم تمرین میکنم به همسرم در هر تصمیمی در هر رفتاری اعتماد کنم چون من دارم روی خودم کار میکنم در مدار من اتفاقات بد وجود نداره بلکه هر چیزی بشه برای من خیر و خوشی هست
ممنون استاد که انقدر خوب اموزش میدین که من میتونم اینگونه بهتر بشم
بنام خدا
سلام دوست عزیز و توحیدی
خوشم اومد ک درحال تغییر شخصیتت هستی منو شما دریک مسیرهستیم واقعا ما انسانهای خوشبختی هستیم بقول آقای فردوسی
من هم توی این زمینه بهم گفته شد چندبار ک ب عقاید بقیه وهمسرم احترام بذارم ب نظرش احترام بذارم واجازه بدم راه خودشو بره بلاخره یا باهم ب موفقیت میرسیم یا جهان بدون هیچ مشکلی وبطور طبیعی مارو جدا میکنه نمیدونم برای همسرم چ اتفاقی میفته فقط برای خودم قطعا ادامه ی این مسیر زیبا وزندگی سراسر خوشبختی وشادی وآرامش برای همین بجای اینکه من آرزوهامو خاسته هام رو بخاطر همسرم یا هرکس دیگری کوچک نکنم من کار خودمو بکنم راه خودمو برم هرکس بامن هم مسیرباشه درآینده بامن خواهد ماند چ دیدگاه آرامش بخشی واقعا زیباست تغییر دادن شخصیت مهمترین موضوع زندگیمه چون اگر من زیبا شوم از درون از بیرون همه چیز زیبا میشود روابطم ثروت سلامتی
اما همه ی ما فراموش میکنیم کافیه یک هفته کار نکنیم روی ورودیامون سریع یادمون میره چطور باید فکر کنیم
باید ادامه بدم هرروز میگم باید ادامه بدهم تا باورهای قدرتمند درمن نهادینه بشه
به نام خدای وهابم
سلام استاد عزیزم
سلام به دوستان توحیدی
خدایا شکرت از شنیدن این فایل و در مدار بودن با این آگاهی ها
خدایا شکرت که چقدر عزت نفسم بالا رفته
چقدر با خودم رفیقم
خودم رو دوست دارم
دیگران رو دوست دارم
بچههام رو دوست دارم و عاشقشونم
ولی دیگه نگرانشون نیستم و به خدا می سپارمشون
قبلنا وقتی میرفتن مدرسه با وجودی که به خدا می سپردم ولی نه دلم نگران بودم
چندین بار آیت الکرسی میخوندم
ولی حالا یه جوری دیگه به خدا میسپارم
که دیگه نگرانشون نیستم
و
حتی آیه الکرسی هم نمی خونم
و
میدونم خدا محافظت می کنه ازشون
هر جایی باشن
خدا باهاشون هست
من دیگه همیشه حس و حال خوبی دارم
تازه روابطم با همسرم هم بهتر شده
اونم دیگه خیلی به من وابسته نیست
اگه من چند روزی نباشم
راحته و حالش خوبه
در حالی که قبلاً اینجوری نبود
خدایا شکرت
ولی بازم باید خیلی روی حس ارزشمندی خودم کار کنم
من ارزشمند و محصولات ارزشمندی دارم تولید می کنم
خودم رو دست کم نگیرم
جهان مثل اینه عمل می کنه
اگر من خودم رو باور داشته باشم و به خودم و چیزایی که تولید می کنم احترام بزارم و با ارزش بدونم
جهان هم انسان های ارزشمند رو به سمت من هدایت می کنه
من چون تازه کارم رو شروع کردم
موقعی که مشتری میخواد حساب کنه
سختمه براش حساب کنم و کارتش رو بکشم
خیلی دارم روی خودم کار می کنم
خدایا شکرت که در مسیر تغییر ناخواسته هام هستم
خدایا شکرت
در پناه نور و عشق خدا باشید
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
105. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
الان که مینویسم اتفاقات روز 13 فروردین رو از صبح مینویسم
من امروز 13 ام که نوشتم در مورد نقاشی الهام شده ام که درمورد شب 21 شهادت امام علی بود
و بعد اتمام تابلوم به چشمم یه چهره و یه پارچه دیده شد که به سرش بسته هست ولی هی سوال میپرسیدم میگفتم آخه خدا من حس میکنم که نقاشی یه جور دیگست و من نمیبینمش
چجوریه؟
امام علی که تو سجده موقع نماز بهش شمشیر زدن
بعد امروز بعد از ظهر به تابلوی نقاشیم که نگاه میکردم دوباره پرسیدم
و یهویی بالای اون قسمتی که پارچه میدیدم یه چهره ترسناک دیدم و یهویی یه صدایی شنیدم که تابلوتو برعکسش کن
وقتی بلند شدم و برعکسش کردم همون چهره رو دیدم که در حال سجده بود و جونی
و اون چهره ترسناک قاتل امام علی
یه لحظه گفتم من آخه چطوری این چهره رو بکشم که هدایت شدم تو گوگل نوشتم و عکسایی که آورد دیدم تمام تصاویر چهره هاشون نورانیه و گفتم پس مشخص شد نور قراره بشه
و بعد برای افطاری رفتیم خونه فامیلمون اونجا به خواهرم نشون دادم همین که عکسو دید گفت این شبیه شمشیره
من اون رو ندیده بودم بعد گفتن خواهرم دیدم که دقیقا از جای شمشیر قطرات خون سرازیر شده
و شروع کردم به گریه کردن
وقتی به آبجیم تعریف میکردم به فامیلمونم که اومد اتاق و همیشه پیگیر نقاشیام هست پرسید و بهش گفتم و جریانشو براش تعریف کردم
وقتی برمیگشتیم تو ماشین به داداشم تعریف کردم و وقتی دم در خونمون رسیدیم داداشم گفت طیبه از من به تو نصیحت این جور چیزارو دیگه به هیچ کس تعریف نکن
میدونم بهت الهام میشه و خدا بهت نقاشیاتو میگه
ولی وقتی تو میای به آدما میگی اونا ممکنه درکت نکنن و نفهمنت و تو اذیت بشی
فقط هر کس پرسید این نقاشیاتو چجوری کشیدی بگو بهم الهام شده
منم گفتم داداش آخه نقاشای دیگه هم مثلا استاد فرشچیان بهشون الهام شده کشیدن و جریان بعضی نقاشیاشونو گفتن
گفت با این جزئیات نگفتن تو دیگه به کسی نگو چون شاید درکت نکنن که چی بوده بین تو و خدا
یاد حرف استاد افتادم که میگفت همه چیز که مدار قرار گرفته و اگر در مدار شنیدنش نباشن اگر هزار بار هم بگی کسی نمیشنوه یا اشتباه میشنوه
از این به بعد سعی میکنم جزئیات هدایت هامو به اطرافیانم نگم بین خودم و خدا باشه
ولی بار هاشده که میگفتم نیام تو سایت بنویسم ولی یه حسی منو آورده به این سایت و نوشتم اتفاقات رو
وقتی داشتم به فامیلمون تعریف میکردم ازم پرسید اسم تابلوت رو چی گذاشتی گفتم دیگه چون برای شب قدر بود اسمشو قدر گذاشتم
ولی نمیدونم شاید باز به اسم تابلو فکر کنم
بعد یهویی بهم گفت 21 امین سوره قرآن رو ببین چیه ؟
شاید اسم تابلوتو اونجا مثل نقاشیای قبلیت باشه
من نگاه کردم 21 امین سوره انبیا بود
شروع کردم به خوندن
به آیات 75 که رسیدم گفتم مگه من اسم تابلو رو مشخص نکردم همون دیشب که قدر هست
پس چرا دنبال اسم میگردم
آیه بعد رو که خوندم انگار خدا قشنگ جواب رو بهم داد
آیه 76 و نوح را هنگامی که پیش از این ندا کرد
پس ندایش را اجابت کردیم
و تمام پیامبرارو تو آیات میگفت و میگفت خواستن و اجابت کردیم
اینجوری درک کردم که یه حسی بهم گفت تو دیشب درخواست کردی و درخواستت اجابت شد
سوالت این بود میخوام برای امشب یه نقاشی بکشم
برای شب قدر باشه
شب 21 ام
و من هدایت شدم به فایل رابطه ما با انرژی که خدا مینامیم
استاد گفتن که
در زمان مناسبش بهت الهام میشود بهت گفته میشود
و سوالی که گفته شد که پرسیده بشه
این جمله منو یاد دیشبم انداخت که این سوال یهویی گفته شد بهم که بپرسم از خدا
که گفته شد
آیا من میتونم نقاشی برای امشب ، شب قدر 21 ماه رمضان بکشم
و من بعد شنیدنش سوال رو تکرار کردم و از خدا پرسیدم و به جواب رسیدم
و تو تقریبا 40 دقیقه تابلو نقاشیم رو کشیدم
وقتی این هدایتای خدا رو میبینم برای نقاشیام انگار آروم تر از هر روز دارم میشم نسبت به همه چیز
قبلا یه سری خواسته ها داشتم که قشنگ حس میکردمکه چسبیدم بهشون و رها نیستم و بارها سوال میکردم چجوری رها باشم و تسلیم باشم
و واقعا همه چیز تکامله وقتی به قبل نگاه میکنم میبینم چقدر من نسیبت به خواسته هام رها تر شدم و دیگه بی قراری قبل رو ندارم
خدا هر روز داره به من درس یاد میده و کمک میکنه تا ظرفم رو بزرگ تر کنم
درسته یه وقتایی شده درست درک نکردم و جواب نادرست گرفتم ولی اونم برای رشدم بود و انقدر زیاد ازش درس گرفتم که واقعا خدا روشکر میکنم که هر لحظه هدایتگرم هست درمورد همه چی
امروز متوجه شدم که چقدر آروم تر شدم به نسبت روزای قبلم که یه وقتایی وقتی خواسته هام رو که فکر میکنم تقلای قبل رو ندارم و یه آرامش خاصی دارم وقتی بهشون فکر میکنم
یه جورایی دلم قرصه میدونم که هدایتم میکنه در همه جنبه های زندگیم و ازش میخوام کمکم کنه تا عمل کنم به هر آنچه که باید عمل کنم و این عمل کردنمه که باعث میشه ظرفم بزرگ بشه
هدایت های بعدی رو دریافت کنم
به قول استاد میگفت که تا عمل نکنی هیچی تغییر نمیکنه
تا شخصیتتو تغییر ندی نتایجت پایدار نمیشه
باید مستمر و ادامه دار باشه
و من هر روز تو نوشته هام از خدا میخوام کمکم کنه و کمکم میکنه و بی نهایت ازش سپاسگزارم
برای تک تکنون عشق و شادی و سلامتی و آرامش و بی نهایت ثروت از خدا میخوام و سعادت در دنیا و آخرت
به نام فرمانروای وهابم
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیزم
و تمام دوستان خوبم
چند روز پیش با خودم فکر کردم که چقدر خداوند به من لطف داشته و مدار من رو تغییر داده و انقدر طبیعی اتفاق افتاده که من متوجه تغییراتم نشدم
چقدر زیباست که روی احساس ارزشمندی و لیاقتم کار کردم و جهان بازخوردهایی هیجان انگیز به من نشان داده که به این درک رسیده ام که مهمترین بخش زندگی ام ترمیم و تقویت این موضوع باشد.
مثل تمام افرادی که در محل کار با من ارتباط داشتند به طرز عجیبی عوض شدند و جالبه همه به طور شگفت انگیزی خوب و مهربون و خوش برخورد شدند
از مقام بالای مسئول بگیر تا مسئول واحد و همکارای مثل خودم و حتی افراد زیر دست من!
جالبی کار اینجاست که من چندین بار درخواست جابه جایی به واحد دیگری داشتم اما به طور واضح صدا و کلام خدا را میشنیدم که آنجا جای تو نیست تو باید در مدار پاکان و صالحان باشی.
و به طور معجزه وار جایی که من هستم هر روز داره انسان های بهتر میاد و عجیب آرامش خالص بر شرایط حاکم هست
الان که دارم فکر میکنم میبینم این به جز معجزه هیچ چیز دیگری نمیتواند باشد.
هر خیری که به شما برسد از جانب خداوند است
اگر اینها خیر و برکت نیست پس چیه؟
از نوع احترام گذاشتن نگهبان دم در محل کارم که جدیدا این جوری برخورد میکند!
جالبه که هر وقت وارد میشوم جلوی من بلند میشود به نشانه احترام دست روی سینه میگذارد و با نهایت احترام سلام میکند استاد الان که دارم فکر میکنم اصلا قبلا اینجوری نبود!!!
وقتی در مدار درستی و پاکی باشی جهان در برابر شما کرنش میکند
انقدر روی تمرکز بر نکات مثبت دیگران و توجه به ویژگی های پاک دیگران توجه کردم که عجیب چند ماهی هست که میبینم انسان های درست و پاک و نجیب دور ور من جمع شدند
انقدر که این موضوع برام تکرار شده که ناخواسته برزبانم جاری میشود
امروز همکارم در مورد یکی دیگه از همکارای دیگه که چند ماهی هست امده صحبت کرد یه دفعه و ناخواسته بر زبانم جاری شد: دکتر فلانی رو میگید به نظر من طلای 24 عیاره چقدر خوبه چقدر نجیبه چقدر مهربون و …..
یه دفعه دیدم همکارم با تعجب بهم نگاه میکنه
برام مهم نبود که حتی ممکنه قضاوتم کنه که چه دلیل داره انقدر از این ادم خوب بگم
مهم نوع فکر من نوع تفکر من نوع فرکانس من که باید تمام توجه ام روی نکات مثبت باشه
و از زمانی که من این افکار خوب رو در مورد افراد تکرار میکنم
دارم میبینم که خداوند فرشته ها الهی با ویژگی های برجسته الهی رو سر راهم قرار میده
مگر میشود این نکته را رعایت کنی و تقوای الهی پیشه بگیری و خداوند بهت پاسخ ندهد؟
اینها یکی از بدیهی ترین پاداش هاست
من باید یاد بگیرم وبشه جز شخصیتم که تحت هر شرایطی تمرکزم رو روی درک قوانین الهی بگذارم و ان موقع است که خداوند چیزی که توی تصور بقیه نمیگنجد رو بهم میده.
مثل الان که در مدار داشتن بهترین افراد هستم در مدار بهترین و نجیب و پاک ترین مرد و زن هایی که معجزه وار در مدار من قرار گرفتند
میدانی اینها همه برمیگردد به احساس لیاقت به تمرکز روی نکات مثبت خودم و دیگران و درک درست قران اینکه وقتی من روی خودم کار کنم و در مدار پاکان باشم لاجرم انسان های درست و شریف و فرشته گونه در مدار من قرار میگیرند.
خدایا سپاسگزارم
همانا خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا آنکه آنان حال خود را تغییر دهند
زیبایی و خوب بودن ادما های اطرافم به حدی زیاد است که واقعا در مخیله خود من هم نمیگنجد این حد زیبایی را!
افرادی که جایگاه اجتماعی و سطح سواد بالا دارند جوان و زیبارو هستند و در عین حال نجیب و پاک و درست کار و با شخصیت و محترم و جالبی کار اینجاست که بی نهایت و متفاوت از بقیه به من احترام میگذارند و اینها همه بعد از کار کردن روی خود اتفاق افتاد
از بس به رفتار خوب ادماها توجه داشتم هر روز بیشتر و بیشتر شد
بارها و بارها رفتار خانم مسئول گزینش رو توی ذهنم مرور کردم
روزی که من برای گزینش رفتم برعکس تمام حرف های دیگران که میگفتند سوال پیچ میکنن تو رو اذیت میکنن تا تایید بشی
نه تنها اذیت نکرد به طرز معجزه وار شروع کرد از من تعریف کردند!
گفت از نوع حرف زدن شما مشخص است چقدر دختر با شخصیتی هستی و لایق همسری مثل خودت هستی !
من این رو به هررررررکس از همکارانم گفتم همه با تعجب و انگار که باور نکردند به من نگاه میکنند
چون تجربه من با بقیه خیلی تفاوت داشت.
نه تنها در روابط بلکه در دریافت رزق الهی هم خداوند به من لطف داشته
مدتی ست که پس انداز من و حساب بانکی من واقعا با همیشه متفاوت است
وقتی خداوند را صاحب رزق صاحب تمام پرداختیای خودم دیدم
از همه طرف برای من واریز انجام میشود و لایق دریافت رزق هایی میشوم که تنها و تنها مرا یاد مریم س میاندازد که برای زکریا عجیب بود.
وقتی در مدار و فرکانس پاکی باشی لایق دریافت احترام و نعمت و برکت و رزق به غیر حساب میشوی
وعده خداوند حق است این روزها طعم یرزقه من حیث لایحتسب بیشتر می چشم و سپاسگزار خداوند هستم.
سلام به استاد عزیز و مریم خانوم،فک میکنم این دومین کامنت من تو سایت هست من با اکانت خواهرم دوره دوازده قدم را خرید کردیم و چند ماهه که دارم روی خودم کار میکنم بعد از تقریبا یکسال اضطراب و ناامیدی الان به یه آرامش نسبی رسیدم ولی هنوز نتایج مالی خوبی نگرفتم اون بخاطره اینه که یه مدت به شکل خیلی بدی باورهام درمورد ثروت و فراوانی نابود شد و امیدوارم بتونم درستش کنم با هدایت خدای مهربونم،درمورد روابطم من از اول رابطه بنا را بر صداقت گذاشتم هرچند که همسرم آدم مذهبی و خیلی سنتی و متعصب بود ولی رابطه ای که قبل از ازدواجم با شخص دیگه را داشتم بهش گفتم چون میدونستم نمیتونم یه عمر با پنهانکاری و استرس زندگی کنم و واقعا هیچ محدودیتی در رابطمون واسش نزاشتم و خودشم آدم متعهدی هست تا به حال گوشی موبایلشو چک نکردم و من باورم درمورد روابط اینه که اگر کسی موندگار نباشه یا بخواد خیانت کنه تو سلول انفرادی هم که زندانش کنی راهشو پیدا میکنه پس تا زمانی که متوجه همچین خطایی نشدم از بودن باهاش لذت میبرم و اگر روزی بهم خیانت کنه اون لیاقت منو نداشته و مطمنا بد از اون خدا منو به سمت فردی هدایت میکنه که لایق من باشه و کلا آدم وابسته ای نیستم اوایل رابطمون همسرم منو محدود میکرد ولی بعداز اینکه خودم واسه خودم ارزش قائل شدم و حدو مرز واسش تعیین کردم ایشون هم به خواسته هام احترام گذاشت و هر روز خدا راشکر رابطمون داره بهتر میشه و فک میکنم بیش از دو سال هست که دیگه باهم دعوا و بحث بد نداشتیم
سلام استاد عزیز فایل زیبایی واز گوش کردنش لذت بردم.خوشبختانه من در کنار همسرم خیلی زیاد احساس ارامش میکنم.همیشه با هم همراه بودیم وهستیم.حتی بعد از آشنایی با شما به همسرم هم پیشنهاد دادم واز اونجایی که ایشون هم تو مدار بودن قبول کردن وشروع کردن به گوش کردن فایل ها .در طول روز سر کار فایل ها رو گوش میکنن.من هم تو خونه.بعد شب ها میشینیم در مورد فایل هایی که گوش کردیم با هم صحبت میکنیم.تبادل نظر میکنیم.همسرم خیلی زیاد اهل تلوزیون بودن.اما چند شبه وقته وقتی میان به پیشنهاد من اصلا سراغ تلوزیون نمیرن.میشینیم کنار هم وبا هم فایل هایی که تاثیر بیشتری رومون داشته با هم گوش میکنیم ولذت میبریم.بعضی وقت ها هم با دختر قشنگمون سریال هارو نگاه میکنم.ولذت میبریم.من ایمان دارم به همه خواسته هام با امید وایمان به خدای یگانه میرسم.دوستون دارم وسپاسگذارشماهستم استاد عزیزم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته
استاد شما توی این فایل گفتین خودتون باشین تا یک آدم هماهنگ با ما توی زندگیمون بیاد و وقتی مستقل و آزاد باشیم لذت واقعی بیشتری از زندگی میبریم و همه چیز توی دنیا با ما هماهنگ میشه و به قول یکی از افراد موفق میگفت عشق واقعی تو زندگی یعنی داشتن آزادی هست
و استاد چه خوب گفتن اینکه کسی توب زندگیمون میاد بستگی به ایمان و فکرو احساسمون داره نه اینکه چه قیافه ایی داریم یا چه تیپی میپوشیدم یا آیا پولداری یا متوسط و فقیر باشیم یا اینکه چه شغلی داریم کاری نداره
من خودم تو زندگیم شنیدم که دختری بوده که قیافه خیلی معمولی داسته و به قول بقیه جذاب نبوده و اون روی ایمانش کار میکنه و توی یک مهمونی که اونجا یک دختر خیلی قشنگ هم بوده یک پسر که از خارج اومده بود و شغل و قیافه و موقعیت شغلی عالی داشته همین دختر به ظاهر قیافه خیلی معمولی رو انتخاب میکنه و به دختر خیلی قشنگ توجهی نمیکنه در صورتیکه همه فکر میکردن اون دختر زیبارو انتخاب میکنه و اینجوری نشد و من از این نمونه ازدواج ها چند مورد شنیدم و واقعا همه چیز به فکر و ایمان و احساس فرد و مستقل بودن فرد بستگی داره
وقتی ما به سمت علایقمون از همه نظر بریم همه تمرکز و فکرمون به سمت خودمون میره و به خودمون علاقمند میشیم
و اسناد به نکته قشنگی اشاره کرد که توی زندگی وقتی افراد تغییر میکنن میتونن به زندگی با افراد دیگه ایی که باهم هماهنگ هستن زندگی رو شروع و ادامه بدهند واون زندگی رو خاتمه بدهند این طبیعیه و این روش درستیه تو زندگی
از استاد عزیز و خانم شایسته و همگی دوستان تشکر میکنم
وامیدوارم همگی شاد و سلامت و موفق و سعادتمند دردنیا و آخرت باشین
به نام مهربان پروردگارِ هدایتگرم
فصل چهارم روز 105
استادعزیزم ،هربارکه این فایل رو گوش میکنم ،سراسر تو قلبم میگم دققققیقا همینا رو میخوام ،آره آره دقیقا همین ،آره چقدر به وضوح رسیدم، آره من همین رابطه رو میخوام
حالا که برام واضح شده ،تکلیفم چیه ؟
منکه میدونم موجودی، فرکانسی هستم و جهان درحال پاسخ دادن بمنه،پس میتونم با تغییر افکاروتغییر باورهام، تجربه هایی که میخوام رو، وارد زندگیم کنم ،پس شروع میکنم به ….
به اینکه رو باورهای مربوط به روابطم کارکنم ،اینکه محدودیت های ذهن چموشمو ازبین ببرم اینکه ورودی های مناسب دراین باره به ذهنم بدم اینکه بدونم هست ،بدونم وجود داره پس منم میتونم با تغییر باورهام این نوع رابطه ی سراسر آرامش که بقول استاد از قبل درست هست رو تجربه کنم…
اینکه باورکنم هیچ عامل بیرونی دخیل نیست و قدرت تنهای تنها در دست باورهای منه….
میتونم به جرأت بگم از اولین باری که این فایل رو گوش کردم که حدود 2سال پیش بوده ،رابطم خیییییلی بهتر شده خیلی به چیزی که من میخواستم نزدیک شده، اما هنوز هم میتونه هرروز بهتر و بهتر شه…..
چند وقته که دوستدارم این محصول فوقالعاده رو بخرم خداروشکر هزینشم دارم اما فعلا تمرکزم رو 12قدم و روانشناسی ثروت هاست ،
چون میدونم که درست در زمان مناسب میخرمش و چون یقین دارم که همیشه محصولات استاد عباس منش عزیزم،در بهترین زمان به دستم میرسه برای همون در عشق و آرامشم و از محصولات دیگر ایشون لذت میبرم و،درعیش و مستی هستم ….
خدارو شاکرم که منو هدایت کرد به این آگاهی هایی که کیفیت زندگیمو در تمام جنبه ها هزاران برابربالاتربُرد
خدارو شاکرم بابت وجود پربرکت ایشون که استاندارد هامو در همه ی جنبه ها بالاتربرد
خداروشاکرم بابت تعهدی که در وجودم دارم برای بهتر زیستن …
عاشقتونم استاد عزیزم و،عشق برای همه ی بچههای سرزمین توحیدی عباسمنش 🟢🟢🟢🟢🟢
روز 105 ، فصل چهارم،روز شمار تحول زندگی من
به نام خدای مهربانی ها و زیبایی ها خدای عشق
من این فایل رو حدود پنج بار تا الان گوش دادم و دیدم و هر بار هم که میبینمش برام جدیده و تازگی
داره از بچگی فیلم های هندی و ترکی و ایرانی زیاد دیدم ،که بهم خیانت میکردن دروغ میگفتن و…
رابطه ی پدر و مادرمم هم مخدوش بود و…
منم هر وقت رابطه ای با جنس مخالف برقرار میکردم
شبیه دیده ها و شنیده هام بود.
و خیلی ناراحت و دپ میشدم احساس پوچی و بی ارزشی داشتم اما چیزی در درونم بهم میگفت تو خوشبخت میشی و…
همیشه یسری ها رو می دیدم که عشقولانه باهم زندگی میکردن و بعدها که اینستاگرام اومد بلاگرها و یا زوج های ثروتمند و عاشقانه ای رو دیدم ( مانی خوشبین و خانم میلانی، خانم شکوفه یوسفی، دوستان طبیعتگردم خانم انسی و همسرش ، رونالدو وجورجینا
بعدش هم که استاد جون و مریم جون)
و تو ذهنم برام سوال بود که این آدمها چطور تونستند اینقدر ثروتمند و عاشقانه زندگی کنند و هدایت شدم به مسیر آگاهی ،تحقیق و مطالعه و…
قبلا فقط میخوندم و کسب علم بود یکم خوب میشدم دوباره برمیگشتم پله اول (مثل بازی مارو پله)
راستش از وقتی فایلهای استاد رو گوش میدم (مخصوصا سفر به دور امریکا که نمونه واقعی عمل به توحید و آگاهی ست که استاد ، مریم و مایک این سه عزیز دوست داشتنی که انجامش دادن و زندگی میکنند با این آگاهی ها ) نتایجم بهتر شد.
( من حتی فایلهای قدیمی دوره عشق و مودت رو که دوستم بهم داده بود رو دو بار گوش دادم اما نتیجه نگرفتم چون بهاش رو پرداخت نکردم مسیرم درست نبود اما بعدش که اونا رو پاک کردم تکاملم رو طی کردم و شروع کردم فقط روی فایلهای حلال کار کردن و فایل های دانلودی استاد رو دیدن و گوش دادن)
کلی اتفاقات قشنگ و نتایج عالی کسب کردم .
وجه متفاوت و زیبایی از اطرافیانم رو جذب کردم
آرامشم بهتر شده تغییراتم اینقدر محسوس هست که بهم میگن اما هنوز پاشنه های آشیل دارم تو رابطه ام
با پارتنرم مثلا قبلا آدم شکاک ، کنترل گر ، حساس و عصبانی بودم تو رابطه و وقتی میخواستم حرفهامو به طرف مقابل بزنم با پیامهای طولانی طرف مقابل رو قهوه ای می کردم اما الان نسبت به قبل خیلی خیلی بهتر شدم صبور تر آرام تر آگاه تر شدم
اما خداییش هنوز هم جای کار دارم هم تو ثروت و هم تو روابط چون من تو این دو مورد الگوهای درستی نداشتم از بچگی و از وقتی بزرگتر شدم خودم تلاش کردم زندگی ام رو بهتر کنم و فهمیدم من مسئول صد در صد اتفاقات زندگی ام با کانون توجه ام و فرکانس هام هستم
بخدا هر وقت من بهتر شدم ( هدایت شدم به آدم های بهتر ، مهاجرت کردم از شهر های قبلی ،یسری آدمها خود به خود حذف شدن ، و برخوردهای مناسبتری از افراد نسبت به خودم دیدم)
باید باورهای مناسبی که در این فایل یاد گرفتم رو باهاش زندگی کنم بشه از شخصیت و وجودم
خدا جونم کمکم کن هدایتم کن بهم توانایی خرید
دوره ها رو بده ، در مسیر درست دستم و بگیر
من میدونم خدا هدایتم میکنه چون لایق و خواستار هدایتش هستم.
نکات مهم :
* ما نمیتونیم تو روابطمون فردی رو درست کنیم یا بخواهیم تغییرش بدیم ( یعنی اونطوری که ما دلمون بخواد بشه) وقتی ما روی باورها و شخصیت خودمون کار کنیم هدایت میشیم به آدمهای مناسب که خودشون درست هستند اون چیزی که هستند مناسب و هماهنگ هست با خواسته های ما با ویژگی های ما
آدمها با توجه به فرکانس ها و باورهای ما میان تو زندگی مون
* تمرکز کردن برای تغییر طرف مقابل یکی از بزرگترین اشتباه هات افراد در روابط شون هست
ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم ما فقط میتونیم خودمون رو تغییر بدیم.
* به دنبال آقا یا خانم ایکس نباشیم( منافات داره با قوانین الهی و کسی که در حال هدایت و در مسیره)
کسی که در حال هدایت هست میگه من میخوام روی خودم کار کنم خودم رو لایق یه آدمی و رابطه ای با همچین ویژگی هایی…. بکنم اینکه کیه و اسمش چیه
مهم نیست فقط میخوام عشق ، لذت و زیبایی رو
در رابطه ام تجربه کنم.
* آدمهایی که تو زندگی مون هستند بدون قهر بدون اینکه ما بخواهیم کاری کنیم باهاشون بحث کنیم یا صحبت کنیم و… خودشون تغییر میکنن به شکلی که زندگی و اون رابطه برای ما لذت بخش تر میشه
از وقتی ما از درون تغییرات بنیادین و پایدار میکنیم.
* وقتی من تغییر میکنم ماهیت وجودی افراد و روابط
دلخواه من میشه اونا همونطورن که من میخواستم و نیازی نیست تغییرشون بدم .
* در فلسفه زندگی استاد نگران کسی یا چیزی بودن وجود نداره
من نمیتونم نگران کسی ( پدر ، مادر ، بچه همسر و…)
باشم چه رابطه ای که من همش بخوام نگران باشم که وای نترسه ، ناراحت نشه ، تنها نمونه،سردش نشه ، منو تنها نزاره و…
وقتی انسان به خدا توکل میکنه دیگه جای نگرانی نیست.
توکل : خدا حواسش به همه چی هست
نگرانی : خدا که حواسش نیست به عشقم به افراد عزیز زندگیم خدا که وجود نداره و.. پس من باید مواظبش باشم و نگرانش باشم و هی زنگ بزنم بگم وای عزیزم نگرانتم اونم ذوق کنه بگه چه خوب که کسی توی دنیا نگران منه( رابطه مزخرف و دوتا انسان ترسو باهم که خلا عاطفی دارند)
* من یه آدم قوی ، متوکل ، توانمند، توحیدی و با اعتماد به نفسم میشم که با یه همچنین آدمی رابطه برقرار کنم. رابطه ای سرشار از استقلال توانمندی ، آزادی و احترام به عقاید هم که تا وقتی باهمیم از وجود هم و رابطه مون لذت ببریم و وقتی هم هر کدوم از ما به هر دلیلی نخواستیم یا نتونستیم و فرکانسهامون تغییر کرد به راحتی و آسون رابطه مون رو تموم میکنیم و هر کسی میره دنبال زندگی خودش.
وظیفه جهان چینش آدم هاست فقط ما باید خودمون با خودمون در صلح و آرامش باشیم شخصیت زیبا و هماهنگی داشته باشیم جهان کارش و دقیق و زیبا انجام میده.
ادامه دارد…