اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یادم افتاد حق و النصاف نباید بزارم ذهنم فیلتر کنه این جمله استاد که “نباید ادای روشن فکرهارو در آورد” باید نقاط ضعف یا ترمزهامو بشناسم و روشون کار کنم و بسادگی ازشون نگذرم
ذهن با سرعت هرچی که احساس ضعف میکنه فیلتر میکنه نادیده میگره
چند وقت پیش عزیزی لینک این فایل رو برای من فرستاده بود و من هنوز ندیده بودمش …
من همیشه حتی از قبل از آشنایی باشما درباره ویژگی های شخص موردنظرم مینوشتم هرچه که میخواستم رو مینوشتم و مینوشتم و البته افرادی هم با برخی از این ویژگیها پیدا میشدن و مثلا رابطه ای تشکیل میشد اما همیشه و همیشه تمام رابطه هام تو دیوار بود و منم که پر از خلا و ضعف پر از دوست نداشتن خودم با یه دنیا ماسک و غرور از این رابطه سرخورده وارد رابطه دیگه ای میشدم آخرین بار اوایل امسال بود که به طرز دردناکی رابطم تموم شد و نمیدونم چه جوری توصیف کنم که چه روزهایی برمن گذشت و چه زجه هایی زدم که بیشترش از خودم و ضعفهام بود و نه از اون آدم جالب اینکه خیلی محترمانه و بدون هیچ دردو خونریزی 😉 هم تموم شده بود اما خیلی دردناک بود …..
خدارو هزاران هزاران هزاران بار شکررررررررر که نقطه عطف زندگیه من شد ناگهان از درو دیوار حمایت و لطف الهی و کتاب و دوست رسید با چندتا از شاگردهای شما آشنا شدم و بعد پیجه اینستای شما و بعد سایت و بعد عضویت در سایت و دیدن فایلهای رایگان و بعدشم دوره ۱۲ قدم و عزت نفس که البته یواش یواش پیش میرم و سرعتم بالا نیست ولی خدایا چه جوری تورو شکر کنم و سپاس بگم از چیزی که الان هستم و چیزی که در آینده خواهم شد کلی عشق و علاقه به خودم پیدا کردم و به خدای خودم و به شما و چقدر برام عزت نفس و اعتماد به نفس اومد خدارو شکر 🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲البته به قول شما با چیزی که میخوام باشم هنوز خیلی فاصله داره ولی من با همین قدمهای کوچک به لطف خدا هرروز پیش میرم و روزی چیزی میشم که هم خدای من و هم شما استاد عزیزم بهم احسنت خواهید گفت …
جالبه که امروز یدفعه این فایل جلوی چشمم اومد خدایا دقیقا چیزی که میخواستم کلی خداروشکر کردم و کلی تو قلبم از شما و مریم نازنیمنم قدردانی کردم خدارو شکر امروز کلی یاد گرفتم که فقط و فقط روی خودم تمرکز کنم ، روی خودت کار کنم ، لایق بهترینها بشم که خدا بهترین رو برای من میاره …
به نام خدایی مه فقط کافیه ازش بخوای راه و نشونت بده و با تموم وجودت تسلیمش بشی… اونوقت میبینی که چطور بهت گفته میشه.
استاد عزیزم. ماه هاست که یه اتلاف انرژی بسیار بزرگی در روابطم دارم. هر بار روخودم کار میکنم بصورت موقتی نجواها میرفتن اما بعد از یه مدت باز برمیگشتن. میخوام یگم یعنی اون مسئله رو از ریشه حل نکرده بودم و فقط آشغالا رو میریختم زیر مبل.
به دلیل این باور محدود کننده بسیار بزرگی که داشتم و تا همین چند ساعت پیش نمیدونستم چیه، مداام احساس تردید در رابطم داشتم، احساس بد، احساس پشیمونی و حتی این اواخر یه سری رفتار ها در خودم دیدم که خیلی خطرناک بود.
مثلا طرف مقابلم و کنترل میکردم. کجایی؟ چه میکنی؟ چه خبر؟ فلان مسئله چیشد؟
یا مثلا دوست داشتم زیاد با هم درارتباط باشیم و هر جی میدیدمش حس میکردم کمه باز.
و عجیب تر اینکه سر یه سری چیزای بیهوده از دستش ناراحت میشدم و باهاش سرد برخورد میکردم.
این سه مورد بالا برای من فااجعه محسوب میشه هاا. ناراحتی از طرف مقابل و سرد شدن/کنترل شخص/
متوجه شدم که به رابطه چسبیدم و ترس از دست دادنش و دارم ولی هر کاری میکردم باز نمیتونستم درستش کنم و ذهنمو خالی کنم از فکرای پوچ.
همین چند ساعت پیش تو اولین بارون پاییزی شیراز از ته دل از خدا کمک خواستم و گفتم من نمیدونم خدایا. تو بگو من چیکار کنم. من چزا اینقدر برام مهمه پیام بده زنگ بزنه و…
یهو چیزی در قلبم بهم گفت تو میترسی از دستش بدی چون فکر میکنی که با فلان ویژگی ای که داری فقط این شخص میتونه اوکی باشه و شخص دیگه ای نمیتونه و فکر میکنی اگر این رابطه رو از دست بدی دیگه شانس رابطه خوبی مثل اینو نداری….
woow. خیلی حس خوبیه پس از چند ماه بفهمی مسئلت از کجا آب میخوره.
کی گفته کسی از فلان ویژگی من خوششون نمیاد؟ میلیون ها نفر در کره ی زمین هستن که همونطوری هستن که من دوست دارم و من هم همونطورم که اونا دوست دارن.. اگر به هرر دلیلی رابطم تموم شد هیچ اهمیتی نداره. چون من به ادم بهتری که بیشتر باهم اوکی باشیم هدایت میشم.
مگه مریم جون برا استاد نبود؟ اگر استاد عزیز از رابطه قبلی دل نمیکند هزگز میتونست چنین رابطه ای رو تجربه کنه؟
انسان هایی کع مطابق با معیار های من باشند قراوان اند و پسرایی هیتند که اون ویژگی من که از نظر من نقص محسوب میشه اصلا براشون اهمیتی نداره و میخندند به افکار من. واقعا چه حس خوبی دارم وقتی حتی بهش فکر میکنم.
اولین باره که این باور کمبود در ذهن من شکل گرفته. باید برم حسابی راجبش توی سایت بگردم و روی باورهام کار کنم…
باید ترس از دست دادن رابطه رو در وجودم از بین ببرم.
چیزی که پر رنگ تر بود برام توی این فایل از استاد یک قانون بود
اینکه ما باید همیشه ودر هر حال توجهمون به 100٪درون خودمون باشه ومتعهدانه فقط روی خودمون کار بکنیم
چون ما 100٪اتفاقات دنیامونو خلق میکنیم وتمام اتفاقات پیرامونمون حاصل باور های خودمونه
و وقتی این قانون رو باور داشته باشیم حتما بهش عمل می کنیم وتمام سعیمونو می کنیم برای بهبود دائمی خودمون نه انرژی گذاشتم برای تغیر چیزی از بیرون
چون می دونیم که وقتی خودمون تغیر بکنیم جهان اطرافمونم تغیر میکنه آدماش تغیر میکنن
روبطش تغیر میکنه .سلامتیمون تغیر میکنه.ورود نعمت ها وثروت رو میبینیم .احساس آرامش رو از رون حسش میکنیم.خدارو بیشتر باور میکنیم
دیگه نگران هیچ چیزی نیستیم هیچ چیزی چه خوانواده باشه چه دوست چه هم سر و فرزندان به هیچ وجه نمی تونی نگران باشی اصلا چون تو می دونی یک قدرتی ورای تموم قدرتها مواظب همه چیز هست و هیچ برگی بدون اذن اون از درختی نمی افته .ومی دونیم تو فقط توانایی تغیر خودتو داریو بس
پس دیگه تموم نگرانیات از بین میره حتی دیگه نگران خودتم نیستی چون تو رهایی وسپردی زندگیتو دست همون خدا وفقط طرف خودتو درست میکنی ومی دونی بقیه کارارو خود خدا درست میکنه چون این وعده خداونده وعده خود خوود خداا
پس دیگه باید بدونم وقتی من روی خودم کار میکنم وشخصیتی قوی ومتوکل درون خودم خلق میکنم تموم زندگیم حول این اصل واساس میچرخه چه روابط عاشقانه ای که دلم می خواد داشته باشم چه تموم نعمت های دیگه همگی توی اون مداری هستن که من هستم پس دیگه نگران نباید باشم وتازه با شور شوق باید هی خودمو بهترو بهتر بکنم چون از اون طرف خداوند جهانمو بهترو بهتر میکنه تووی تمااام مواردش
خدایاا شکرت برای این قوانینی که همیشه هستن ومحکمن خدایا شکرت برای این اصلی که همه چیزو بهمون میده خدایاا شکرت
اگر باورهای مناسب داشته باشیم همواره هدایت می شویم به افرادی که با ما هم مدار و هم فرکانس هستند. لازم نیست به دنبال شخص خاصی باشیم اگر باور مناسب داشته باشیم حتی رفتار افراد هم با ما تغییر خواهد کرد و ما لازم نیست بخواهیم به زور کسی را تغییر دهیم. ما با ویژگی هایی از افراد بر خورد خواهیم کرد که برای ما مناسب باشد و روابطی را تجربه خواهیم کرد که دوست داریم داشته باشیم.
نگران شخصی بودن که در فیلم ها نشان می دهند و آن را نشان دهنده ی عشق واقعی می دانند چیزی جز شرک و بی ایمانی نیست. توکل یعنی خداوند همیشه در حال هدایت همه ی افراد است و لازم نیست نگران باشیم که مظلوم یا ظالم باشیم، از وجود هم لذت ببریم تا جایی که دوست داریم با هم باشیم و برای پر کردن خلاء های عاطفی خود با یکدیگر رابطه نداشته باشیم. باید همین گونه که هستیم باشیم و چیزی را مخفی نکنیم. زمانی که ویژگی های درست را داریم به سمت فرد مناسب هدایت خواهیم شد. زمانی که چیزی برای پنهان کردن نداشته باشیم نگران نیستیم و پنهان کاری نمی کنیم. ما باید همواره بهترین ها را برای خود بخواهیم و استانداردهای خود را بالا انتخاب کنیم. فرصت زندگی کردن کوتاه است که باید در آن به بهترین نحو زندگی کرد .
رابطه ی درست و طبیعی این است که هر کسی هر سبکی که دوست دارد زندگی کرده و کسی را وابسته یه خود نکنیم. ما باید روی خودمان به درستی کار کرده تا جهان خود به خود ما را به سمت افراد مناسب هدایت کند. باید بر روی احساس لیاقت خود کار کرده و نخواهیم دیگران را تغییر دهیم، کافی است ما تنها بر روی خود کار کنیم و کاری به دیگران نداشته باشیم. ما روی خودمان کار می کنیم و خداوند ما را هدایت خواهد کرد .
هیچ گاه نخواهیم طرف مقابل را چک کرده چون احساس ضعف و پوچی به ما دست خواهد داد. اگر پایه ی باوری درست باشد لازم نیست نگران چیزی باشیم. خداوند همه کارها را به نحو احسنت انجام خواهد داد. خداوند عادلانه و بدون نقص همه چیز را درست خواهد کرد. اگر بخواهیم از روابط خود لذت ببریم باید باورهای مناسبی که در دوره ی عشق و مودت است را در خود ایجاد کنیم.
در تمام زمینه ها اگر خداوند را باور کنیم و به او ایمان بیاوریم از زندگی لذت برده و کاری به تایید دیگران نداریم.لازم نیست ما بخواهیم دیگران را راضی کنیم به اندازه ای که ما تغییر می کنیم دیگران به همان نسبت تغییر خواهند کرد.
من بارها و بارها این فایل رو گوش میدم و نگاه میکنم
بارها و بارها روی خودم کار میکنم تا در روابطم به کسی نچسبم و وابسته کسی نباشم
نمیگم نا امید نمیشم از کار کردن روی خودم نمیگم خسته نمیشم
ولی مهم اینه که نا امید نمیمونم
خسته نمیمونم
و همه این مراحل رو گذر میکنم
هر جا خوردم زمین هرجا رفتار اشتباهی داشتم توجه کردم به ویژگی منفی طرف مقابلم و خواستم تغییرش بدم وابسته بودم و نتونستم دل بکنم ازش
گریه هامو میکنم
بعدش اشکامو پاک میکنم و بلند میشم
هر دفه من قوی تر و قوی تر میشوم
مثلا من تونستم از همه دوستها و فامیل هایی که واقققعا از ته در دوستشون دارم خیلی آدمای خوبی بودن اما با اونچیزی که من میخواستم تفاوت بودن فاصله بگیرم نه قطع رابطه بلکه فاصله گرفتم و بیشتر روی خودم کار میکنم
و قدرت من هر بار داره بیشتر و بیشتر میشه
توی تنهایی خودم روز بروز شاد تر و شاد تر میشوم
چون یاد میگیرم روی نجواهام کار کنم
و با خداوند صحبت کنم
و روی آموزش های شما کار کنم
من واقعا نگران کسی نیستم
و معتقدم خداوند همه رو هدایت میکنه من بیشتر از خداوند نمیتوانم کسی را دوس داشته باشم
استاد عزیزم قائم به ذات بودن را دارم یاد میگیرم و همه هدف من همینه
من اینطوری احساس میکنم بزرگ شدم قوی شدم و به خدا نزدیک ترم شاد ترم و حتی رابطه بهتری با دیگ ان برقرار میکنم
من به این باپر رسیدم که قرار نیست همه از من خوششان بیاید
روی این باور خیلی تمرین کردم
بلکه هرکسی علایقی دارد
هیچوقت نمیگویم کسی زشت است یا روشش اشتباه است چون میدانم هرکسی علایقی دارد
اینها به من کم میکند با خودم بیشتر به صلح برسم
استاد عزیزم حالا بیشتر سکوت میکنم و صدای ذهنم را میشنوم میتوانم آنرا کنترل کنم
هیچوقت نشده صدرصد ولی فهمیده ام که صدرصد نمیشود
بلکه خداوند به پیشرفت هایم امتیازات بالایی میدهد
استاد هزیزم روند پیشرفت من خیلی ریز ریز و آرام آرام اتفاق افتاده حالا به قدری بزرگ شده که من موقع حرف زدن با کسی دیگر استرس ندارم
آرامم و برایم مهم نیست درموردم چه فکر میکند
آرامشم را مدیون این موضوع هستم ره نظرم این بزرگ ترین شاه لوله فرکانسی من بود
من راجب همسرم خیلی وابستگی دارم
خیلی خوب تونستم کنترلش کنم
و روز بروز بهتر میشه
روز برو بیشتر یاد میگیرم
روز بروز رابطه بهتر و محکم تری رو باهاش برقرار میکنم
واقعا تحسینت میکنم بابت این کامنت زیبا خیلی لذت بردم ومن عاشق همچین کامنتایی هستم ک ب دلم میشینه ومهر میزنه بر خاسته های قلبیم
خوشحالم از اینکه نوشتید چقد آرام آرام تغییر کردید والان استرس ندارید از صحبت کردن با بقیه
من هم در گذشته بشدت میترسیدم از ابراز نظرهام میترسیدم ازبقیه عصبی بشن ناراحت بشن یا بحث کنن از زمانیکه آرام آرام تغییر کردم الان حتی اگر حرف دلمو بزنم واکنش دیگران نسبت ب من یا تایید میکنن یا اگر مخالف باشه نظرشون رو میگن یا میگن هرجور راحتی یا سکوت میکنن
البته با دوره عزت نفس وباورای توحیدی وچقدر باعث شد من راحتتر زندگی کنم ونفس راحت بکشم این باور ک مهم نیست دیگران چ نظری میدن
موضوع بعدی چقد باور قشنگیه ک واقعا حال آدمو خوب واروم میکنه ک قرار نیس همه منو دوست داشته باشن یا من یا دیگران اشتباهه روشمون فقط علایق متفاوته حتی بعضیا دوست دارن همه چیز رو سخت بگیرن یا زحمت بکشن ک مفید واقع بشن از نظر خودشون ودیگران من آسون گیرهستم یا آدم بیخیالم قرار نیس من ب ساز بقیه برقصم تا آدم خوبه ی داستان باشم همیشه
همون جور ک اونا حق زندگی دارن من هم حق دارم خودم هرجور ک دلم میخات زندگی کنم هرکس هم منو نصیحت کنه بهش میگم بله درسته باشه خیره انشالله اما کاری ک خودم دوست دارم میدونم درسته انجام میدم
درمورد همسر هم مثل شما وابستگی دارم گاهی اوقات همسرم نصف شب میات خونه با دوستش بیرونه بااینکه دوستش خیلی مردنجیب و خوبیه من دیدمش وشناخت دارم ازش همش خودمو کنترل میکنم یا میخابم قبل از آمدن همسرم اما وقتی ذهنم رو کنترل نکنم این موضوع ناراحتم میکنه ودوباره اشتباه میکنم نجواها زیاد میشه ودوباره یک حسی بهم میگه ن مسیرت اشتباهه چون حست بدشده افکارت بدشده ودوباره خداوند هدایتم میکنه ب فایل مناسب چندروز پیش بهم گف این فایل رو بیام گوش بدم
درمورد فرزندانم گاهی اوقات خوب میشم میگم قطعا خدا حفاظت میکنه ازشون گاهی وقتها نه حساس میشم وفکر میکنم نه وظیفه منه ک چیز یاد بدم ب دخترم هدایتش کنم یا حفاظت کنم از پسرودخترم درمقابل حادثه ها بعد خیلی واضح نشانه میات همون موقه اتفاقی برای فرزندم میفته ودراون حادثه هیچ ضربه ای ب فرزندم وارد نمیشه دهنم باز میمونه خدای من چی داری بهم میگی دوهزاریم میفته ک مغرور نشو این منم ک همه کاره هستم وتو نیستی ک این بچه هارو بدنیا آوردی ونگهداریشون میکنی پس من رو فراموش نکن وهمین الان برگرد ب مسیر درست ک حست خوب بشه دوباره توکل کن واعتماد کن ب من
خدای من چقد این دیدگاه وقتی بهش عمل میکنم رها هستم
گاهی روزها اینقد آرامم که هرچی نجوا بیات درنطفه خاموش میشه تا بیات چرت بگه قلب آرامم میگه من چکاره هستم سپردم ب خدا من حتی نمیدونم تا یک لحظه دیگه زنده هستم یا نه
پسرمن نزدیک 3 ماهشه اون روز مادرهمسرم بهم گف که شب خابت نبره از بچه غافل بشی وبچت پتو بره رو صورتش یا گریه کنه یا خاب بمونی قندش بیفته من یک لحظه نیش خند زدم گفتم باصدای گریه اش بیدارم میکنه گف نه اینقد بیخیال نباش گناه داره وکلی نصیحت
گفتم باشه چشم درسته وسکوت کردم تا بحث عوض بشه
این حرفا حس من رو بدرد یک لحظه خداوند بهم گفت این دیدگاه شیطانیه وتو خبرنداری صبح خودت بیدار میشی یانه
دوسه روز گفتم واقعا من شب ک میخابم میدونم تا صبح ک نفس میکشم خدا هواسش ب منه یک لحظه نفس نکشم از دنیا رفتم
این روزها هرکس هرچیزی بهم میگه چندروز بهش فکر میکنم آیا این دیدگاه درسته یا نه ک من بهش عمل کنم عاقبتش چیه یا شخص مقابلم توی این موضوع چقد موفق هست ک ب من راهکار میده ؟
وبخاطر همین دیدگاهم بعضیا خوششون نمیات ازمن چون مخالف نظرات آنهاست واستاد میگه باید خوشحال باشید اما نمیدونم چرا من خوشحال نمیشم تو دلم عصبی میشم چرا طرف میخات مث خودش فکر کنم خب زندگی شخصی منه
وفکر میکنم موضوع دنبال تایید هستم ک خوشحال نمیشم واین جاهاست مچ خودمو میگیرم چ باوری پشت این حس من خوابیده وداره آلارم میده با احساس بد
امروز یک حسی بهم گفت اینترنت یک ماهه بزن تا هرروز سفر ب دورامریکا ک عاشقشم نگاه کنم وزدم
بعدش متوجه شدم فردا عاشورا شروع میشه ومن هواسم نبود فهمیدم ایده درست بوده ک دراین محرم همه دنبال گریه زاری هستن من توجهم بره دنبال خاسته هام وزیبایی هارو دنبال کنم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و سلام به اعضای خانواده با صفا وباعشق استاد منش
خدارو سپاسگزارم امروز این فایل رو گوش کردم وای چقدر عالی بود استاد خیلی زیبا توضیح دادن عشق میکردم وقتی گوش میکردم در کل من روابطم با خانواده ام مخصوصا همسرم رویای بوده هست ودر اینکه در رابطه با گوشی موبایل که گفتن خدا شاهده من که اصلا ندیدم همسرم گوشی من بخواد برداره واصلا چک کنه رمز گوشی من رو حتی هر دو فرزندم هم بلدن من اصلا گوشی موبایلم وقتی میرم خونه اصلا نمیدونم کجا می اندازمش چون واقعا اصلا تو فضا ها نیستم وقتی این فایل رو گوش کردم و استاد توضیح داد تازه فهمیدم چرا من وقتی خونه هستم حتی خبر ندارم موبایلم کجا هست چون اصلا تو این فرکانس نیستم خدارو سپاسگزارم واقعا وقتی استاد توضیح داد عشق کردم خدایا شکرت و سپاسگزارم که من رو به این فایل هدایت کردی
که هرروزیکه میگذره عشقم به خالقم بیشتر میشه ودیگه ازتنهابودنم نمیرنجم ونمیهراسم وخودم رادوست دارم وهرروزم رابا خودم وخدایم سپری میکنم واینقدر لذتبخشه برام که متوجه گذر زمان نمیشم
من میخوام درمورد موضوع فایل استادعزیزم که بسیارمطالب ارزنده ای رو فرمودندن از زندگی گذشته خودم در رابطه عاطفی باهمسر سابقم بگم کت چقدر توی درو دیوار بودم و چه ضربات شدیدی وچه پس گردنیهای محکمی از جهان هستی خوردم که هنوز هم بعد گذشت 5سال دارم دردشو میکشم وهمین دردباعث باز شدن چشم وگوشم شد
البته که تمامش بخاطر ناآگاه بودنم از سیستم وقوانین جهان ونشناختن خداوند وخودم بوده
من وهمسر سابقم طبق همون رسم ورسومات غلط واشتباه بزرگانمون درسن کمی ازدواج کردیم وحتی معنای ازدواج رانمیدونستیم وحتی هیچکسی بهمون مشاوره نداد که متوجه بشیم
وفقط تنها کاری که کردیم ازدواج بودوتمام ودرطول مسیر زندگیم منکه بسیار آدم احساساتیی بودم وشدیدا به همسر سابقم وابسگی پیداکرده بودم وبه اصطلاح اسمشو عشق گذاشته بودم
میگم دیگه بلد که نبودم فرق بین عشق و وابستگی رو تشخیص بدم
وهمینکه تمام صددرصد خودم رو به ایشان اختصاص داده بودم بنظرخودم وبنا به گفته اطرافیانم فردی عاشق بودم وازطرفی هم که خیلی برام جالب بودکه دارم جلب توجه دیگران رابخودم جلب میکردمو این هم عدم اعتماد بنفسم بود
وهمچنان که درسالهای بعد آنقدر آن محبت زیاد وتوجه زیاد به طرف مقابلم بود که دیگه براش عادی شده بودم وکم کم داشتم از چشمش میفتادم وتا متوجه میشدم که داره این وضعیت براش خسته کننده میشه باز بیستر خودم را فدا میکردم وتااینکه دیگه انروزی رسید که توی روم واستاد وبهم گفت ازت متنفرم وسالهای زندگیمو تونابودش کردی ومنو به بدترین شکل ممکن زیر دست وپاهاش له کرد و ازشکایت و مصادره اموال و فلان وفلان ونابودم کرد
حالا من تاقبلیکه باقوانین آشنا بشوم دشمنش شده بودم وبینهایت ازش متنفر بودم
اما الان دزگه هیچ تنفری ازش ندارم وبارها اگر جایی صحبتی ازش شده براش دعای خیر هم کردم
چرا؟
چونکه انگشت اشاره مو سمت خودم گرفتم وتمام مقصرهای اون18سالی رو که زندگی کردم خودم را دونستم
چونکه خودم واو را ازطریق قوانین جهان هستی قضاوت کردم
چونکه متوجه شدم که من عاشق خودم نبودم وبرای خودم هیچ کاری نکردم
چونکه فهمیدم که اولویت آخرزندگیم خودم بودم
واولویت اول همسرم حتی بعد ازاو پدرومادروفرزندان
چونکه من محبت وتوجه به ایشان را افراط کرده بودم به حدی که حالش بد شده بود از محبت زیادی
چونکه من بیش ازاندازه بهش توجه میکردم وبرای ایشان شده رود اسارت،،نه توجه وعلاقه
واین شد نتیجه خلاف قوانین جهان عمل کردن وبزرگترین درس درزندگی من
وخداوند روشاکرم که دربدترین شرایط زندگیم دستموگرفت وهدایتم کرد
وباقوانین جهان هستی آشنایم کردووارد این مسیر زیبای الهی شدم ووارد سایت بهشتی شدم وبااستاد عزیزم وآموزه هاشون توانستم خودم رانجات بدهم ازآنهمه گمراهی وامرو با کلی درک وآگاهی دارم زندگی میکنم ولذت میبرم اززندگیم با پروردگارم وادمهایی که خداوند وارد زندگیم کرده که روابطم باهاشون بسیار عالیه وهمشونم منو دوست دارند
بسیار بسیار ممنونم ازتون استاد ، این فایل انقدر عالی و پربار بود که من در جا دانلودش کردم تا توی لپتاپم ذخیره اش کنم. به نظرم اصلا حیفه که همچین فایل با ارزش و آموزنده ای رایگان باشه 😊
از شما و مریم عزیز بسیار متشکرم، شما دو نفر مثل مرید من هستید در زندگی. حتما یه روزی میام پبشتون پارادایس و از نزدیک بابت همه چیز تشکر میکنم.
انقدر همه ی آموزه هاتون بی نظیره. اصلا میزان کمک و هدایتی که به من توی زندگی کرده اید وصف ناشدنیه.
مرسی از هر دوتون، بهترین استاد های من در زندگی هستین.
من مدت دوساله روآموزشهای شما کارمیکنم وزندگیم وآرامشم خیلی خوب شده ممنونم از تمام زحماتتون استادعزیز ازصمیم قلب دستت رومی بوسم که بمن یاددادی چطور زندگی کنم وچطورخداروبشناسم خدای خوبی که به من شناساندی خیلی زیباست ممنونم ازت زندگیم رابایادخدازیباترکردی استادعزیزم کاش بدونی چطورازهمون دقیقه که چشمانمو بازمیکنم ازخواب موقع صبح تازمانیکه به خواب میروم صدای توتصویرزیبای صورتت وایمانت به خدادرزندگیم طنین اندازه خداحفظت کنه منوازغم وبی ایمانی رهاندی باآنکه خیلی کاردارم هنوزتاتکاملم راحفظ کنم استادعزیزدقیقا وقتی نیازداشتم برایم حرف زدی والان ایمانم به خدا بیشترشدکه هروقت هدایتی که میخوام تاآگاهترم سازدسروقت میادواون انسانهای فوق العاده میان تادستت رابگیرند استادعزیزم اون عشق ومحبتم به شماهرروزبیشترمیشه چون همون انسانی هستید که عاشقانه کارمی کنید وخداروفریادمیزنید من عاشق حرف زدنتونم وکاملا باحرفاتون انرژی می گیرم ممنونم ازت می خوام تاخودفرداازت تشکرکنم بخاطرهمه چیز ممنون که بمن یادآوری کردی توکل واقعی داشته باشم که حتما خداهمه چیزرودرست می کنه انسانهاروتغییرمیده یامناسبشونو میاره ممنون که گفتی اول خودت روبهترکن ولیاقتت روافزایش بده استادم ممنون که گفتی نگرانی نبایدباشه دردلی که خداروباورکرده وهمه عزیزانش روبدست خدای بزرگ سپرده استادم نمی دانی چقدرشنیدن حرفات رودوست دارم چون هرباریک جمله توتمام وجودم رامیریزه ودوباره زیباترمیسازه بلطف خدازندگیم درهمه ابعادزیباترشده وهرروز بهترمیشه چون ایمانم به خدایی هست که حمایت کننده من هست خدایی که عزت واحترام به من بخشیده ومنولایق بهترین زندگی کرده استادم ممنون که یادم دادی بندگی خداروبکنم وخودم راازشرک دوربسازم وتوکلی چون ابراهیم داشته باشم خوش به حالت که چنین ایمانی داری استادم لیاقتت خیلی بالاست دستت رومیبوسم وازت میخوام طریق نماززیبا کردن روهم به من بیاموزی چون میدانم زنمازتوجه هست بااینکه سبک شخصی هست ولی دوست دارم درموردش بامن حرف بزنی مرسی استادم که هستی ودست خدایی برای بندگان خدا
خواهش دومم درمورد روابط اینست که اگر طلاق رودوست نداشته باشیم وروی خودمون کاربکنیم ولی نتایج بهبود روابط بعدازیکسال هنوز بوجودنیادیعنی هنوزخودمون تغییراساسی نکردیم؟یا ممکن هست چیزدیگری باشدباآنکه میدانم هنوزخیلی کاربایدبکنم اما خیلی سعی می کنم وابستگی وشرک راازخودم دورکنم اما بدلیل دوتابچه طلاق رودوست ندارم استادم میدانم باید همه چیزروبخدابسپارم حتی خودم وبچه هارا تارها باشم وخدا خودش هدایتم کند اما هنوزبه اون ایمان نرسیدم ازخدامیخواهم ایمان مومنان واقعی رابمن بدهد ممنونم ازوجودگرمتون ودرپناه خداباشید استادعزیزم دوستتون دارم
نمیدانم جزییات زندگی شما چگونه است و چرا به این فکر افتاده اید، ولی من، با استمرار بر لبخند ، شادی و حال خوش، این افکار را از خودم دور کرده ام.
خود من معجزه ام. خودم همه چیز را درست میکنم، خودم، خودم. استاد میگوید: تا نگویی مقصر منم، که نمیتوانی درستش کنی!
از وقتی مرتب میگویم: مقصر منم و درستش میکنم، بعضی چیزها دارد به نحو معجزه آسایی به دست خودم درست میشود. عشق به کودکانتان، آنقدر بزرگ و شریف است که همه چیز را آهسته آهسته عوض میکند.شما فوق العاده آید💪
موفق و خوشبخت و خوشحال باشید…خودتان درستش میکنید!😄💐
سلام سلام
یادم افتاد حق و النصاف نباید بزارم ذهنم فیلتر کنه این جمله استاد که “نباید ادای روشن فکرهارو در آورد” باید نقاط ضعف یا ترمزهامو بشناسم و روشون کار کنم و بسادگی ازشون نگذرم
ذهن با سرعت هرچی که احساس ضعف میکنه فیلتر میکنه نادیده میگره
سلام به خدای مهربانم
و سلام به استاد نازنینم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
به قول شما لطف و هدایت خدارو ببین …
چند وقت پیش عزیزی لینک این فایل رو برای من فرستاده بود و من هنوز ندیده بودمش …
من همیشه حتی از قبل از آشنایی باشما درباره ویژگی های شخص موردنظرم مینوشتم هرچه که میخواستم رو مینوشتم و مینوشتم و البته افرادی هم با برخی از این ویژگیها پیدا میشدن و مثلا رابطه ای تشکیل میشد اما همیشه و همیشه تمام رابطه هام تو دیوار بود و منم که پر از خلا و ضعف پر از دوست نداشتن خودم با یه دنیا ماسک و غرور از این رابطه سرخورده وارد رابطه دیگه ای میشدم آخرین بار اوایل امسال بود که به طرز دردناکی رابطم تموم شد و نمیدونم چه جوری توصیف کنم که چه روزهایی برمن گذشت و چه زجه هایی زدم که بیشترش از خودم و ضعفهام بود و نه از اون آدم جالب اینکه خیلی محترمانه و بدون هیچ دردو خونریزی 😉 هم تموم شده بود اما خیلی دردناک بود …..
خدارو هزاران هزاران هزاران بار شکررررررررر که نقطه عطف زندگیه من شد ناگهان از درو دیوار حمایت و لطف الهی و کتاب و دوست رسید با چندتا از شاگردهای شما آشنا شدم و بعد پیجه اینستای شما و بعد سایت و بعد عضویت در سایت و دیدن فایلهای رایگان و بعدشم دوره ۱۲ قدم و عزت نفس که البته یواش یواش پیش میرم و سرعتم بالا نیست ولی خدایا چه جوری تورو شکر کنم و سپاس بگم از چیزی که الان هستم و چیزی که در آینده خواهم شد کلی عشق و علاقه به خودم پیدا کردم و به خدای خودم و به شما و چقدر برام عزت نفس و اعتماد به نفس اومد خدارو شکر 🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲البته به قول شما با چیزی که میخوام باشم هنوز خیلی فاصله داره ولی من با همین قدمهای کوچک به لطف خدا هرروز پیش میرم و روزی چیزی میشم که هم خدای من و هم شما استاد عزیزم بهم احسنت خواهید گفت …
جالبه که امروز یدفعه این فایل جلوی چشمم اومد خدایا دقیقا چیزی که میخواستم کلی خداروشکر کردم و کلی تو قلبم از شما و مریم نازنیمنم قدردانی کردم خدارو شکر امروز کلی یاد گرفتم که فقط و فقط روی خودم تمرکز کنم ، روی خودت کار کنم ، لایق بهترینها بشم که خدا بهترین رو برای من میاره …
ممنونم استاد ممنونم ممنونم
با یه دنیا عشق و تشکر ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
به نام خدایی مه فقط کافیه ازش بخوای راه و نشونت بده و با تموم وجودت تسلیمش بشی… اونوقت میبینی که چطور بهت گفته میشه.
استاد عزیزم. ماه هاست که یه اتلاف انرژی بسیار بزرگی در روابطم دارم. هر بار روخودم کار میکنم بصورت موقتی نجواها میرفتن اما بعد از یه مدت باز برمیگشتن. میخوام یگم یعنی اون مسئله رو از ریشه حل نکرده بودم و فقط آشغالا رو میریختم زیر مبل.
به دلیل این باور محدود کننده بسیار بزرگی که داشتم و تا همین چند ساعت پیش نمیدونستم چیه، مداام احساس تردید در رابطم داشتم، احساس بد، احساس پشیمونی و حتی این اواخر یه سری رفتار ها در خودم دیدم که خیلی خطرناک بود.
مثلا طرف مقابلم و کنترل میکردم. کجایی؟ چه میکنی؟ چه خبر؟ فلان مسئله چیشد؟
یا مثلا دوست داشتم زیاد با هم درارتباط باشیم و هر جی میدیدمش حس میکردم کمه باز.
و عجیب تر اینکه سر یه سری چیزای بیهوده از دستش ناراحت میشدم و باهاش سرد برخورد میکردم.
این سه مورد بالا برای من فااجعه محسوب میشه هاا. ناراحتی از طرف مقابل و سرد شدن/کنترل شخص/
متوجه شدم که به رابطه چسبیدم و ترس از دست دادنش و دارم ولی هر کاری میکردم باز نمیتونستم درستش کنم و ذهنمو خالی کنم از فکرای پوچ.
همین چند ساعت پیش تو اولین بارون پاییزی شیراز از ته دل از خدا کمک خواستم و گفتم من نمیدونم خدایا. تو بگو من چیکار کنم. من چزا اینقدر برام مهمه پیام بده زنگ بزنه و…
یهو چیزی در قلبم بهم گفت تو میترسی از دستش بدی چون فکر میکنی که با فلان ویژگی ای که داری فقط این شخص میتونه اوکی باشه و شخص دیگه ای نمیتونه و فکر میکنی اگر این رابطه رو از دست بدی دیگه شانس رابطه خوبی مثل اینو نداری….
woow. خیلی حس خوبیه پس از چند ماه بفهمی مسئلت از کجا آب میخوره.
کی گفته کسی از فلان ویژگی من خوششون نمیاد؟ میلیون ها نفر در کره ی زمین هستن که همونطوری هستن که من دوست دارم و من هم همونطورم که اونا دوست دارن.. اگر به هرر دلیلی رابطم تموم شد هیچ اهمیتی نداره. چون من به ادم بهتری که بیشتر باهم اوکی باشیم هدایت میشم.
مگه مریم جون برا استاد نبود؟ اگر استاد عزیز از رابطه قبلی دل نمیکند هزگز میتونست چنین رابطه ای رو تجربه کنه؟
انسان هایی کع مطابق با معیار های من باشند قراوان اند و پسرایی هیتند که اون ویژگی من که از نظر من نقص محسوب میشه اصلا براشون اهمیتی نداره و میخندند به افکار من. واقعا چه حس خوبی دارم وقتی حتی بهش فکر میکنم.
اولین باره که این باور کمبود در ذهن من شکل گرفته. باید برم حسابی راجبش توی سایت بگردم و روی باورهام کار کنم…
باید ترس از دست دادن رابطه رو در وجودم از بین ببرم.
دوستون دارم استاد
خدایا شکرت
به نام خداوند وهاب وعظیم
چیزی که پر رنگ تر بود برام توی این فایل از استاد یک قانون بود
اینکه ما باید همیشه ودر هر حال توجهمون به 100٪درون خودمون باشه ومتعهدانه فقط روی خودمون کار بکنیم
چون ما 100٪اتفاقات دنیامونو خلق میکنیم وتمام اتفاقات پیرامونمون حاصل باور های خودمونه
و وقتی این قانون رو باور داشته باشیم حتما بهش عمل می کنیم وتمام سعیمونو می کنیم برای بهبود دائمی خودمون نه انرژی گذاشتم برای تغیر چیزی از بیرون
چون می دونیم که وقتی خودمون تغیر بکنیم جهان اطرافمونم تغیر میکنه آدماش تغیر میکنن
روبطش تغیر میکنه .سلامتیمون تغیر میکنه.ورود نعمت ها وثروت رو میبینیم .احساس آرامش رو از رون حسش میکنیم.خدارو بیشتر باور میکنیم
دیگه نگران هیچ چیزی نیستیم هیچ چیزی چه خوانواده باشه چه دوست چه هم سر و فرزندان به هیچ وجه نمی تونی نگران باشی اصلا چون تو می دونی یک قدرتی ورای تموم قدرتها مواظب همه چیز هست و هیچ برگی بدون اذن اون از درختی نمی افته .ومی دونیم تو فقط توانایی تغیر خودتو داریو بس
پس دیگه تموم نگرانیات از بین میره حتی دیگه نگران خودتم نیستی چون تو رهایی وسپردی زندگیتو دست همون خدا وفقط طرف خودتو درست میکنی ومی دونی بقیه کارارو خود خدا درست میکنه چون این وعده خداونده وعده خود خوود خداا
پس دیگه باید بدونم وقتی من روی خودم کار میکنم وشخصیتی قوی ومتوکل درون خودم خلق میکنم تموم زندگیم حول این اصل واساس میچرخه چه روابط عاشقانه ای که دلم می خواد داشته باشم چه تموم نعمت های دیگه همگی توی اون مداری هستن که من هستم پس دیگه نگران نباید باشم وتازه با شور شوق باید هی خودمو بهترو بهتر بکنم چون از اون طرف خداوند جهانمو بهترو بهتر میکنه تووی تمااام مواردش
خدایاا شکرت برای این قوانینی که همیشه هستن ومحکمن خدایا شکرت برای این اصلی که همه چیزو بهمون میده خدایاا شکرت
کار من فقط باید بندگی باشه
چون کار خدا فقط خداایه برای بنده هاش
پس بنده سپاسگذاری باید باشم
چقدر قلبم آروم میگیره وقتی کامنت میزارم وراجب قوانینی صحبت میکنم وبه خودم یاد آور میشم که قاانون ابدی کل جهانه
استاد عزیزم ممنتونم وسپاسگذارتونم
وامروز روز 105 از روز شمار تحول زندگیم بود
با کلی تحول در تمام جنبه های زندگیم
خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
اگر باورهای مناسب داشته باشیم همواره هدایت می شویم به افرادی که با ما هم مدار و هم فرکانس هستند. لازم نیست به دنبال شخص خاصی باشیم اگر باور مناسب داشته باشیم حتی رفتار افراد هم با ما تغییر خواهد کرد و ما لازم نیست بخواهیم به زور کسی را تغییر دهیم. ما با ویژگی هایی از افراد بر خورد خواهیم کرد که برای ما مناسب باشد و روابطی را تجربه خواهیم کرد که دوست داریم داشته باشیم.
نگران شخصی بودن که در فیلم ها نشان می دهند و آن را نشان دهنده ی عشق واقعی می دانند چیزی جز شرک و بی ایمانی نیست. توکل یعنی خداوند همیشه در حال هدایت همه ی افراد است و لازم نیست نگران باشیم که مظلوم یا ظالم باشیم، از وجود هم لذت ببریم تا جایی که دوست داریم با هم باشیم و برای پر کردن خلاء های عاطفی خود با یکدیگر رابطه نداشته باشیم. باید همین گونه که هستیم باشیم و چیزی را مخفی نکنیم. زمانی که ویژگی های درست را داریم به سمت فرد مناسب هدایت خواهیم شد. زمانی که چیزی برای پنهان کردن نداشته باشیم نگران نیستیم و پنهان کاری نمی کنیم. ما باید همواره بهترین ها را برای خود بخواهیم و استانداردهای خود را بالا انتخاب کنیم. فرصت زندگی کردن کوتاه است که باید در آن به بهترین نحو زندگی کرد .
رابطه ی درست و طبیعی این است که هر کسی هر سبکی که دوست دارد زندگی کرده و کسی را وابسته یه خود نکنیم. ما باید روی خودمان به درستی کار کرده تا جهان خود به خود ما را به سمت افراد مناسب هدایت کند. باید بر روی احساس لیاقت خود کار کرده و نخواهیم دیگران را تغییر دهیم، کافی است ما تنها بر روی خود کار کنیم و کاری به دیگران نداشته باشیم. ما روی خودمان کار می کنیم و خداوند ما را هدایت خواهد کرد .
هیچ گاه نخواهیم طرف مقابل را چک کرده چون احساس ضعف و پوچی به ما دست خواهد داد. اگر پایه ی باوری درست باشد لازم نیست نگران چیزی باشیم. خداوند همه کارها را به نحو احسنت انجام خواهد داد. خداوند عادلانه و بدون نقص همه چیز را درست خواهد کرد. اگر بخواهیم از روابط خود لذت ببریم باید باورهای مناسبی که در دوره ی عشق و مودت است را در خود ایجاد کنیم.
در تمام زمینه ها اگر خداوند را باور کنیم و به او ایمان بیاوریم از زندگی لذت برده و کاری به تایید دیگران نداریم.لازم نیست ما بخواهیم دیگران را راضی کنیم به اندازه ای که ما تغییر می کنیم دیگران به همان نسبت تغییر خواهند کرد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام استاد عزیزم
من بارها و بارها این فایل رو گوش میدم و نگاه میکنم
بارها و بارها روی خودم کار میکنم تا در روابطم به کسی نچسبم و وابسته کسی نباشم
نمیگم نا امید نمیشم از کار کردن روی خودم نمیگم خسته نمیشم
ولی مهم اینه که نا امید نمیمونم
خسته نمیمونم
و همه این مراحل رو گذر میکنم
هر جا خوردم زمین هرجا رفتار اشتباهی داشتم توجه کردم به ویژگی منفی طرف مقابلم و خواستم تغییرش بدم وابسته بودم و نتونستم دل بکنم ازش
گریه هامو میکنم
بعدش اشکامو پاک میکنم و بلند میشم
هر دفه من قوی تر و قوی تر میشوم
مثلا من تونستم از همه دوستها و فامیل هایی که واقققعا از ته در دوستشون دارم خیلی آدمای خوبی بودن اما با اونچیزی که من میخواستم تفاوت بودن فاصله بگیرم نه قطع رابطه بلکه فاصله گرفتم و بیشتر روی خودم کار میکنم
و قدرت من هر بار داره بیشتر و بیشتر میشه
توی تنهایی خودم روز بروز شاد تر و شاد تر میشوم
چون یاد میگیرم روی نجواهام کار کنم
و با خداوند صحبت کنم
و روی آموزش های شما کار کنم
من واقعا نگران کسی نیستم
و معتقدم خداوند همه رو هدایت میکنه من بیشتر از خداوند نمیتوانم کسی را دوس داشته باشم
استاد عزیزم قائم به ذات بودن را دارم یاد میگیرم و همه هدف من همینه
من اینطوری احساس میکنم بزرگ شدم قوی شدم و به خدا نزدیک ترم شاد ترم و حتی رابطه بهتری با دیگ ان برقرار میکنم
من به این باپر رسیدم که قرار نیست همه از من خوششان بیاید
روی این باور خیلی تمرین کردم
بلکه هرکسی علایقی دارد
هیچوقت نمیگویم کسی زشت است یا روشش اشتباه است چون میدانم هرکسی علایقی دارد
اینها به من کم میکند با خودم بیشتر به صلح برسم
استاد عزیزم حالا بیشتر سکوت میکنم و صدای ذهنم را میشنوم میتوانم آنرا کنترل کنم
هیچوقت نشده صدرصد ولی فهمیده ام که صدرصد نمیشود
بلکه خداوند به پیشرفت هایم امتیازات بالایی میدهد
استاد هزیزم روند پیشرفت من خیلی ریز ریز و آرام آرام اتفاق افتاده حالا به قدری بزرگ شده که من موقع حرف زدن با کسی دیگر استرس ندارم
آرامم و برایم مهم نیست درموردم چه فکر میکند
آرامشم را مدیون این موضوع هستم ره نظرم این بزرگ ترین شاه لوله فرکانسی من بود
من راجب همسرم خیلی وابستگی دارم
خیلی خوب تونستم کنترلش کنم
و روز بروز بهتر میشه
روز برو بیشتر یاد میگیرم
روز بروز رابطه بهتر و محکم تری رو باهاش برقرار میکنم
وقتی نتایج بزرگ شد براتون مینویسم
من فعلا روی
عزت نفس
کار میکنم
ازت نفس در تنهایی خودم
عزت نفس در کارم
عزت نفس در روابطم
عزت نفس در معنویت
خدایا شکرت
بنام خدایی ک جان آفرید
سلام ب شما دوست دوست عزیزم هم فرکانسی
واقعا تحسینت میکنم بابت این کامنت زیبا خیلی لذت بردم ومن عاشق همچین کامنتایی هستم ک ب دلم میشینه ومهر میزنه بر خاسته های قلبیم
خوشحالم از اینکه نوشتید چقد آرام آرام تغییر کردید والان استرس ندارید از صحبت کردن با بقیه
من هم در گذشته بشدت میترسیدم از ابراز نظرهام میترسیدم ازبقیه عصبی بشن ناراحت بشن یا بحث کنن از زمانیکه آرام آرام تغییر کردم الان حتی اگر حرف دلمو بزنم واکنش دیگران نسبت ب من یا تایید میکنن یا اگر مخالف باشه نظرشون رو میگن یا میگن هرجور راحتی یا سکوت میکنن
البته با دوره عزت نفس وباورای توحیدی وچقدر باعث شد من راحتتر زندگی کنم ونفس راحت بکشم این باور ک مهم نیست دیگران چ نظری میدن
موضوع بعدی چقد باور قشنگیه ک واقعا حال آدمو خوب واروم میکنه ک قرار نیس همه منو دوست داشته باشن یا من یا دیگران اشتباهه روشمون فقط علایق متفاوته حتی بعضیا دوست دارن همه چیز رو سخت بگیرن یا زحمت بکشن ک مفید واقع بشن از نظر خودشون ودیگران من آسون گیرهستم یا آدم بیخیالم قرار نیس من ب ساز بقیه برقصم تا آدم خوبه ی داستان باشم همیشه
همون جور ک اونا حق زندگی دارن من هم حق دارم خودم هرجور ک دلم میخات زندگی کنم هرکس هم منو نصیحت کنه بهش میگم بله درسته باشه خیره انشالله اما کاری ک خودم دوست دارم میدونم درسته انجام میدم
درمورد همسر هم مثل شما وابستگی دارم گاهی اوقات همسرم نصف شب میات خونه با دوستش بیرونه بااینکه دوستش خیلی مردنجیب و خوبیه من دیدمش وشناخت دارم ازش همش خودمو کنترل میکنم یا میخابم قبل از آمدن همسرم اما وقتی ذهنم رو کنترل نکنم این موضوع ناراحتم میکنه ودوباره اشتباه میکنم نجواها زیاد میشه ودوباره یک حسی بهم میگه ن مسیرت اشتباهه چون حست بدشده افکارت بدشده ودوباره خداوند هدایتم میکنه ب فایل مناسب چندروز پیش بهم گف این فایل رو بیام گوش بدم
درمورد فرزندانم گاهی اوقات خوب میشم میگم قطعا خدا حفاظت میکنه ازشون گاهی وقتها نه حساس میشم وفکر میکنم نه وظیفه منه ک چیز یاد بدم ب دخترم هدایتش کنم یا حفاظت کنم از پسرودخترم درمقابل حادثه ها بعد خیلی واضح نشانه میات همون موقه اتفاقی برای فرزندم میفته ودراون حادثه هیچ ضربه ای ب فرزندم وارد نمیشه دهنم باز میمونه خدای من چی داری بهم میگی دوهزاریم میفته ک مغرور نشو این منم ک همه کاره هستم وتو نیستی ک این بچه هارو بدنیا آوردی ونگهداریشون میکنی پس من رو فراموش نکن وهمین الان برگرد ب مسیر درست ک حست خوب بشه دوباره توکل کن واعتماد کن ب من
خدای من چقد این دیدگاه وقتی بهش عمل میکنم رها هستم
گاهی روزها اینقد آرامم که هرچی نجوا بیات درنطفه خاموش میشه تا بیات چرت بگه قلب آرامم میگه من چکاره هستم سپردم ب خدا من حتی نمیدونم تا یک لحظه دیگه زنده هستم یا نه
پسرمن نزدیک 3 ماهشه اون روز مادرهمسرم بهم گف که شب خابت نبره از بچه غافل بشی وبچت پتو بره رو صورتش یا گریه کنه یا خاب بمونی قندش بیفته من یک لحظه نیش خند زدم گفتم باصدای گریه اش بیدارم میکنه گف نه اینقد بیخیال نباش گناه داره وکلی نصیحت
گفتم باشه چشم درسته وسکوت کردم تا بحث عوض بشه
این حرفا حس من رو بدرد یک لحظه خداوند بهم گفت این دیدگاه شیطانیه وتو خبرنداری صبح خودت بیدار میشی یانه
دوسه روز گفتم واقعا من شب ک میخابم میدونم تا صبح ک نفس میکشم خدا هواسش ب منه یک لحظه نفس نکشم از دنیا رفتم
این روزها هرکس هرچیزی بهم میگه چندروز بهش فکر میکنم آیا این دیدگاه درسته یا نه ک من بهش عمل کنم عاقبتش چیه یا شخص مقابلم توی این موضوع چقد موفق هست ک ب من راهکار میده ؟
وبخاطر همین دیدگاهم بعضیا خوششون نمیات ازمن چون مخالف نظرات آنهاست واستاد میگه باید خوشحال باشید اما نمیدونم چرا من خوشحال نمیشم تو دلم عصبی میشم چرا طرف میخات مث خودش فکر کنم خب زندگی شخصی منه
وفکر میکنم موضوع دنبال تایید هستم ک خوشحال نمیشم واین جاهاست مچ خودمو میگیرم چ باوری پشت این حس من خوابیده وداره آلارم میده با احساس بد
امروز یک حسی بهم گفت اینترنت یک ماهه بزن تا هرروز سفر ب دورامریکا ک عاشقشم نگاه کنم وزدم
بعدش متوجه شدم فردا عاشورا شروع میشه ومن هواسم نبود فهمیدم ایده درست بوده ک دراین محرم همه دنبال گریه زاری هستن من توجهم بره دنبال خاسته هام وزیبایی هارو دنبال کنم
خدایا شکرت ک هرلحظه هدایتم میکنی
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و سلام به اعضای خانواده با صفا وباعشق استاد منش
خدارو سپاسگزارم امروز این فایل رو گوش کردم وای چقدر عالی بود استاد خیلی زیبا توضیح دادن عشق میکردم وقتی گوش میکردم در کل من روابطم با خانواده ام مخصوصا همسرم رویای بوده هست ودر اینکه در رابطه با گوشی موبایل که گفتن خدا شاهده من که اصلا ندیدم همسرم گوشی من بخواد برداره واصلا چک کنه رمز گوشی من رو حتی هر دو فرزندم هم بلدن من اصلا گوشی موبایلم وقتی میرم خونه اصلا نمیدونم کجا می اندازمش چون واقعا اصلا تو فضا ها نیستم وقتی این فایل رو گوش کردم و استاد توضیح داد تازه فهمیدم چرا من وقتی خونه هستم حتی خبر ندارم موبایلم کجا هست چون اصلا تو این فرکانس نیستم خدارو سپاسگزارم واقعا وقتی استاد توضیح داد عشق کردم خدایا شکرت و سپاسگزارم که من رو به این فایل هدایت کردی
واز استاد عزیزم تشکر میکنم در پناه خدا شاد سلامت وثوتمند باشید
بنام خالق عشق
سلام استاد عزیزم وبانوشایسته خوش ذوق
سلام به خانواده بزرگ عباسمنشی
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
که هرروزیکه میگذره عشقم به خالقم بیشتر میشه ودیگه ازتنهابودنم نمیرنجم ونمیهراسم وخودم رادوست دارم وهرروزم رابا خودم وخدایم سپری میکنم واینقدر لذتبخشه برام که متوجه گذر زمان نمیشم
من میخوام درمورد موضوع فایل استادعزیزم که بسیارمطالب ارزنده ای رو فرمودندن از زندگی گذشته خودم در رابطه عاطفی باهمسر سابقم بگم کت چقدر توی درو دیوار بودم و چه ضربات شدیدی وچه پس گردنیهای محکمی از جهان هستی خوردم که هنوز هم بعد گذشت 5سال دارم دردشو میکشم وهمین دردباعث باز شدن چشم وگوشم شد
البته که تمامش بخاطر ناآگاه بودنم از سیستم وقوانین جهان ونشناختن خداوند وخودم بوده
من وهمسر سابقم طبق همون رسم ورسومات غلط واشتباه بزرگانمون درسن کمی ازدواج کردیم وحتی معنای ازدواج رانمیدونستیم وحتی هیچکسی بهمون مشاوره نداد که متوجه بشیم
وفقط تنها کاری که کردیم ازدواج بودوتمام ودرطول مسیر زندگیم منکه بسیار آدم احساساتیی بودم وشدیدا به همسر سابقم وابسگی پیداکرده بودم وبه اصطلاح اسمشو عشق گذاشته بودم
میگم دیگه بلد که نبودم فرق بین عشق و وابستگی رو تشخیص بدم
وهمینکه تمام صددرصد خودم رو به ایشان اختصاص داده بودم بنظرخودم وبنا به گفته اطرافیانم فردی عاشق بودم وازطرفی هم که خیلی برام جالب بودکه دارم جلب توجه دیگران رابخودم جلب میکردمو این هم عدم اعتماد بنفسم بود
وهمچنان که درسالهای بعد آنقدر آن محبت زیاد وتوجه زیاد به طرف مقابلم بود که دیگه براش عادی شده بودم وکم کم داشتم از چشمش میفتادم وتا متوجه میشدم که داره این وضعیت براش خسته کننده میشه باز بیستر خودم را فدا میکردم وتااینکه دیگه انروزی رسید که توی روم واستاد وبهم گفت ازت متنفرم وسالهای زندگیمو تونابودش کردی ومنو به بدترین شکل ممکن زیر دست وپاهاش له کرد و ازشکایت و مصادره اموال و فلان وفلان ونابودم کرد
حالا من تاقبلیکه باقوانین آشنا بشوم دشمنش شده بودم وبینهایت ازش متنفر بودم
اما الان دزگه هیچ تنفری ازش ندارم وبارها اگر جایی صحبتی ازش شده براش دعای خیر هم کردم
چرا؟
چونکه انگشت اشاره مو سمت خودم گرفتم وتمام مقصرهای اون18سالی رو که زندگی کردم خودم را دونستم
چونکه خودم واو را ازطریق قوانین جهان هستی قضاوت کردم
چونکه متوجه شدم که من عاشق خودم نبودم وبرای خودم هیچ کاری نکردم
چونکه فهمیدم که اولویت آخرزندگیم خودم بودم
واولویت اول همسرم حتی بعد ازاو پدرومادروفرزندان
چونکه من محبت وتوجه به ایشان را افراط کرده بودم به حدی که حالش بد شده بود از محبت زیادی
چونکه من بیش ازاندازه بهش توجه میکردم وبرای ایشان شده رود اسارت،،نه توجه وعلاقه
چونکه من آنقدر درگیر کارشده بودم که دیگه ازخانواده وتفریحاتشون جامانده بودم بتاطریکه فکرمیکردم باخریدکردن براشون میتونم خوشحالشون کنم وبنابراین خودم راتاخرخره توی قسط وغرض انداخته بودم وبه تمام اطرافیانم بدهکار بودم ومجبور بودم توی دوشیفت کارکنم
چونکه فکرمیکردم نگرانشون باشم یعنی دوستشان دارم ودائما درحال چک کردنشان بودم
وتا بخودم اومدم دیدم عمرم تباه شدوتنهاشدم
موهام سفید شده
دندونام همه ریخته
تمام مال وزندگیمو کسبمو ازدست دادم
بدنم دیگه توان نداره کار بکنه
واین شد نتیجه خلاف قوانین جهان عمل کردن وبزرگترین درس درزندگی من
وخداوند روشاکرم که دربدترین شرایط زندگیم دستموگرفت وهدایتم کرد
وباقوانین جهان هستی آشنایم کردووارد این مسیر زیبای الهی شدم ووارد سایت بهشتی شدم وبااستاد عزیزم وآموزه هاشون توانستم خودم رانجات بدهم ازآنهمه گمراهی وامرو با کلی درک وآگاهی دارم زندگی میکنم ولذت میبرم اززندگیم با پروردگارم وادمهایی که خداوند وارد زندگیم کرده که روابطم باهاشون بسیار عالیه وهمشونم منو دوست دارند
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
دوستتون دارم همخانواده های عزیزم وبه خداوند میسپارمتون
استادومریم خانم سپاسگذارتونم
سلام، سلام، سلام
بسیار بسیار ممنونم ازتون استاد ، این فایل انقدر عالی و پربار بود که من در جا دانلودش کردم تا توی لپتاپم ذخیره اش کنم. به نظرم اصلا حیفه که همچین فایل با ارزش و آموزنده ای رایگان باشه 😊
از شما و مریم عزیز بسیار متشکرم، شما دو نفر مثل مرید من هستید در زندگی. حتما یه روزی میام پبشتون پارادایس و از نزدیک بابت همه چیز تشکر میکنم.
انقدر همه ی آموزه هاتون بی نظیره. اصلا میزان کمک و هدایتی که به من توی زندگی کرده اید وصف ناشدنیه.
مرسی از هر دوتون، بهترین استاد های من در زندگی هستین.
سلام استادعزیزوخانم شایسته گلم
من مدت دوساله روآموزشهای شما کارمیکنم وزندگیم وآرامشم خیلی خوب شده ممنونم از تمام زحماتتون استادعزیز ازصمیم قلب دستت رومی بوسم که بمن یاددادی چطور زندگی کنم وچطورخداروبشناسم خدای خوبی که به من شناساندی خیلی زیباست ممنونم ازت زندگیم رابایادخدازیباترکردی استادعزیزم کاش بدونی چطورازهمون دقیقه که چشمانمو بازمیکنم ازخواب موقع صبح تازمانیکه به خواب میروم صدای توتصویرزیبای صورتت وایمانت به خدادرزندگیم طنین اندازه خداحفظت کنه منوازغم وبی ایمانی رهاندی باآنکه خیلی کاردارم هنوزتاتکاملم راحفظ کنم استادعزیزدقیقا وقتی نیازداشتم برایم حرف زدی والان ایمانم به خدا بیشترشدکه هروقت هدایتی که میخوام تاآگاهترم سازدسروقت میادواون انسانهای فوق العاده میان تادستت رابگیرند استادعزیزم اون عشق ومحبتم به شماهرروزبیشترمیشه چون همون انسانی هستید که عاشقانه کارمی کنید وخداروفریادمیزنید من عاشق حرف زدنتونم وکاملا باحرفاتون انرژی می گیرم ممنونم ازت می خوام تاخودفرداازت تشکرکنم بخاطرهمه چیز ممنون که بمن یادآوری کردی توکل واقعی داشته باشم که حتما خداهمه چیزرودرست می کنه انسانهاروتغییرمیده یامناسبشونو میاره ممنون که گفتی اول خودت روبهترکن ولیاقتت روافزایش بده استادم ممنون که گفتی نگرانی نبایدباشه دردلی که خداروباورکرده وهمه عزیزانش روبدست خدای بزرگ سپرده استادم نمی دانی چقدرشنیدن حرفات رودوست دارم چون هرباریک جمله توتمام وجودم رامیریزه ودوباره زیباترمیسازه بلطف خدازندگیم درهمه ابعادزیباترشده وهرروز بهترمیشه چون ایمانم به خدایی هست که حمایت کننده من هست خدایی که عزت واحترام به من بخشیده ومنولایق بهترین زندگی کرده استادم ممنون که یادم دادی بندگی خداروبکنم وخودم راازشرک دوربسازم وتوکلی چون ابراهیم داشته باشم خوش به حالت که چنین ایمانی داری استادم لیاقتت خیلی بالاست دستت رومیبوسم وازت میخوام طریق نماززیبا کردن روهم به من بیاموزی چون میدانم زنمازتوجه هست بااینکه سبک شخصی هست ولی دوست دارم درموردش بامن حرف بزنی مرسی استادم که هستی ودست خدایی برای بندگان خدا
خواهش دومم درمورد روابط اینست که اگر طلاق رودوست نداشته باشیم وروی خودمون کاربکنیم ولی نتایج بهبود روابط بعدازیکسال هنوز بوجودنیادیعنی هنوزخودمون تغییراساسی نکردیم؟یا ممکن هست چیزدیگری باشدباآنکه میدانم هنوزخیلی کاربایدبکنم اما خیلی سعی می کنم وابستگی وشرک راازخودم دورکنم اما بدلیل دوتابچه طلاق رودوست ندارم استادم میدانم باید همه چیزروبخدابسپارم حتی خودم وبچه هارا تارها باشم وخدا خودش هدایتم کند اما هنوزبه اون ایمان نرسیدم ازخدامیخواهم ایمان مومنان واقعی رابمن بدهد ممنونم ازوجودگرمتون ودرپناه خداباشید استادعزیزم دوستتون دارم
دوست خوبم سلام
نمیدانم جزییات زندگی شما چگونه است و چرا به این فکر افتاده اید، ولی من، با استمرار بر لبخند ، شادی و حال خوش، این افکار را از خودم دور کرده ام.
خود من معجزه ام. خودم همه چیز را درست میکنم، خودم، خودم. استاد میگوید: تا نگویی مقصر منم، که نمیتوانی درستش کنی!
از وقتی مرتب میگویم: مقصر منم و درستش میکنم، بعضی چیزها دارد به نحو معجزه آسایی به دست خودم درست میشود. عشق به کودکانتان، آنقدر بزرگ و شریف است که همه چیز را آهسته آهسته عوض میکند.شما فوق العاده آید💪
موفق و خوشبخت و خوشحال باشید…خودتان درستش میکنید!😄💐