«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 116 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2165 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محبوبه صداقتی گفته:
    مدت عضویت: 2026 روز

    🌺به نام خدایی که جان آفرید

    سخن گفتن اندر زبان آفرید

    خداوند بخشنده‌ی دستگیر

    کریم خطا بخش پوزش پذیر

    عزیزی که هر کز درش سر بتافت

    به هر در که شد هیچ عزت نیافت🌺

    نوشته ی سوم سفرنامه ام با نام خداوند ِ

    جان آفرین که عزت ، همه ‌مخصوص اوست و هر آنکه تسلیم امر رو باشد ، آغاز می کنم.

    (و للله العزه جمیعا )

    سلام به استاد عزیزم و هم خانواده های هم فرکانس من که دیده ی زیباشان ، نوشته ی مرا

    می خواند.

    استاد ِ ما از حق گرا بودن حضرت ابراهیم می گفتند.

    در مورد تسلیم بودن و‌ اعتماد تمام و کمالش به پروردگار که سبب شد فرزندش رو هم به خاطر کلام خداوند به قربانگاه ببره‌.

    چرا که به پیام خداوند ایمان داشت . ایمان داشت که اگر خداوند این طور می خواد پس این درسته ‌. خدا به بهترین شکل هدایتش می کنه .

    و این ایمان در اسماعیل هم بود که سر سپرد و گفت اگر خداوند فرموده پس باید تسلیم باشیم پدر .

    من ابتدا باید ذره ای کوچک از این تسلیم بودن رو وارد زندگیم کنم ،اون وقت سراسر از هر طرف آرامش و خوشبختی میاد .

    و ذره ذره به اسلام‌ خودم بیافزایم‌.

    قدم و قدم با درک بهتر و بیشتر قوانین کیهانی ، سرسپردگی ما هم در برابر الله مون بیشتر میشه و ما ابراهیم گونه تر میشه .

    ابراهیم گونه یعنی خدا گونه .

    یعنی همان که در محمد هم بود.

    یعنی همون چیزی که روح همه ی ما هم هست .

    پس برای کسب این ویژگی باید فاصله ی ذهن و روحم رو کم کنم .

    هر چه بیشتر از دغدغه های نفسانی و شیطانی فاصله بگیرم و بهشون توجه نکنم ، بیشتر رنگ خداوند رو می گیرم .

    همون طور که الله عزیزمون فرموده ابراهیم برای همه ی ما الگو و اسوه ای نیکو است از یکتا پرستی و سر سپردگی.

    الان در این مکان و این جایگاه نمی تونم میزان حق گرا بودن ابراهیم رو متوجه بشم .

    اما با توجه به جایگاهم و مدارم اگر آنچه رو که از حق گرایان می شنوم و درک می کنم ،بیشتر و بیشتر در عملم نشون بدم . بیشتر رشد می کنم . بیشتر ذهنم رنگ روحم‌ رو می گیره.

    فاصله هرآن کمتر میشه . هر لحظه به ابراهیم بودن نزدیک تر میشم .

    و اون سرپردگی اگر به حد اعلاش برسه ، چه بسا که ما هم خلیل خداوند بشیم .

    چه دلنشین هست که خداوند تو رو دوست خودش معرفی کنه .

    و بگه جایگاه امنش نزد منه.

    ( فی مَقعد صدق ، عند ملیک مقتدر ).

    باور دارم که من به این دنیا برای اینکه خدمت بزرگی به بشریت کنم پا گذاشتم .

    به دنیا اومدم که در یک تخصص به سر حد اعلا برسم . و خدمت ماندگاری انجام بدم .

    اما هنوز نتونستم پیداش کنم .

    چرا تسلیم گونه این رو به خداوند نسپرم که خداوندا در بهترین مکان و بهترین زمان به من الهام کن که اون کار چیه .

    و تو چون به پروردگارمون اعتماد داری ،از هر لحظه ات لذت ببر .

    مسیرت رو به شادی و در حال کسب توحید بیشتر بگذرون و توحید رو وارد عملت کن .

    توحید عملی چیزی نیست که پیشتر به تو‌ آموخته بودند .

    انجام کارهای فیزیکی که به زور انجامشون می دادی که خداوند تو رو به بهشت ببره یا وارد جهنم نکنه . در حالی که دلت پر از نگرانی و دلهره بود . با زاری و نگرانی خدا رو صدا می زدی که نشون بدی تو هم در عمل موحدی .

    نه این نیست ،

    این رو کسایی به تو آموختند که خودشون از توحید بی بهره بودند . و اسلام رو وارونه شناخته بودند .

    اسلام‌ یعنی اون قدر به الله مهربان اعتماد داشته باشی ، ایمان داشته باشی ، توکل کنی که همون طور که نگران کمبود اکسیژن جو نیستی نگران چیزی نباشی‌.

    بگی خداوند منو به بهترین راه ها هدایت می کنه .

    بگی هر حرفی که خداوند متعال بزنه ، عین حقه .

    حقیقته .

    باید سرسپرده ی اون باشم .

    چرا ؟

    چرا سرسپرده باشم ؟

    چون خداوند بهترین ها رو برای من می خواد.

    ایمان قلبی و یقین تمام دارم که خداوند بهترین ها رو برای من می خواد .

    و اگر می گه این راه رو برو ، بدون نگرانی و با سرسپردگی برو چرا که خداوند برای تو بهترین ها رو در این مسیر قرار داده .

    پسرت رو به قربانگاه ببر .

    و‌ پسر، تو ، پدرت رو در این راه یاری بده و تو بیشتر از بیشتر تسلیم باش .

    چرا که خداوند برای شما بهترین ها رو در این راه قرار داده .

    البته که نجوا های شیطان هم هست .

    شیطان دشمن آشکار و عیان که قسم خورده انسان ها رو گمراه کنه .

    و کارش تنها دادن وعده های دروغینه .

    هیچ کنترلی بر انسان داره ، نمی تونه به زور تو رو از مسیر هدایت دور کنه . اما اگر به وعده هایش گوش بدی از اصحاب جحیم‌ خواهی بود .

    برای اینکه از اصحاب جحیم‌ نباشی ، تنها باید از شیطان دوری کنی ، قرار نیست بجنگی.

    فقط کافی هست در مسیر هدایت خداوند باشی .

    چرا وقتی که در صراط مستقیم هستی ، همزمان نمی تونی در انحراف از این مسیر باشی .

    همونطور که هم زمان نمی تونی به دو تا چیز فکر کنی .

    همونطور که وقتی به خداوند فکر می کنی ،نمی تونی هم زمان به شیطان فکر کنی .

    و همون طور که وقتی در ذهنت افکار غیر خدایی هستند ، افکار خدایی نمی تونند اونجا باشند .

    (چرا که

    همین که آفریده ای نگاهمان را به خویش معطوف کند ما را از راه آفریدگار باز می دارد. )

    در ابتدای مسیر ، یا بهتر بگم پیش از شروع مسیرت با خداوند عهد بستی که جز او را عبادت نکنی ،شیطان رو عبادت نکنی و تنها خداوند رو عبد باشی که این راه مستقیم هست .

    ( أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ ،وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ)

    و عبادت یعنی چه ؟

    عبادت از واژه ی عبد میاد ، به‌معنای پرستش و اطاعت خاشعانه و نهایت خضوع است.

    همون طور که ابن سینا گفته :(العباده هیَ غایه الخضوعِ و التّذلّل)

    عبادت نهایت سرسپردگی هست ، نهایت ابراهیم گونه بودن هست .

    عبد ، سر سپرده و تسلیم آیه ی( وَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفىٰ بِاللَّهِ وَکیلً) است .

    بر خداوند توکل می کنه و برایش کافی است که خداوند حافظ و مدافع او باشه .

    برایش کافی است که هدایتگر او خداوند است .

    کشتی جهان ناخدایی دارد که اگر در برابر او اسلام تمام و کمال داشته باشی در این جهان با نهایت شادمانی و ثروتمند و سلامتی و عزت نفس و روابط عالی زندگی می کنی .

    و پس از مرگ به گونه ی رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً به لقای الله مهربان می رسی .

    هم تو از او خوشنودی و هم او از تو خشنود است .

    پس رسالت بزرگ من به من گفته میشه و من با اعتماد و اطمینان اون رو به خداوند می سپارم .

    نگران مسائل مالی نیستم چرا که می دونم هر چه بیشتر برای این جنبه ی زندگیم آگاهی های ناب خداگونه رو کسب کنم ، ثروتمند تر میشم .

    و پروردگارم رو سپاس که در این سایت آگاهی های فراوانی هست .

    به خداوند اطمینان دارم او یاریگر من خواهد بود تا پله های تکاملم رو طی کنم و هر روز بهتر و شاد تر و توحیدی تر از دیروز زندگی کنم .

    بهترین منابع هدایت من رو متناسب با جایگاهم در صراط مستقیم به من هدیه می ده ، در اختیارم قرار می ده تا روز به روز بهش نزدیک تر شم .

    چرا که هر چه از خداوند بخواهی به تو می دهد .

    بهشت بخواهی بهشت

    جهنم بخواهی ،جهنم می دهد .

    نگران روابطم نیستم ، روابط خانوادگی و اجتماعی خودم رو به خداوند می سپارم ..

    نگران رابطه ی عاطفی خودم نیست .

    اگر تسلیم پروردگارم ، باید وقتی نشانه هایش رو درک کردم ، خاضع و سرسپرده باشم و با توکل کامل به او ،به الهام و گفته هایش عمل کنم .

    چرا که من رو به بهترین ها هدایت می کنه .

    🌺خداوندم سپاسگزارم از تو 🌺

    استاد عزیزم ممنونم که به من فرصتی دیگر برای نوشتن دادید ❤️ جدیدا عاشق این شدم که خودم رو بیان کنم .آرامشم رو بیشتر می کنه . راه رو برام شفاف تر می کنه.❤️

    سپاسگزارم استاد قشنگ همه ی ما

    و قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال .

    🌺ناتانائیل همچنان که می گذری ،به همه چیز نگاه کن و در هیچ جا درنگ نکن. به خود بگو تنها خداست که گذرا نیست…🌺

    🍀در پناه الله یکتا🍀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    امید اسدی گفته:
    مدت عضویت: 2017 روز

    سلام

    امروز که با خودم فکر میکردم دیدم که خیلی از افراد یا شاید خود من در گذشته که خیلی پیرو روحانیون بودم . خیلی محکم می گفتیم که ما خودمون رو وقف خدا کردیم . و ادعای زیادی هم داشتیم .

    به لطف قانون جذب و استاد حالا من درک درستی از تسلیم بودن در برابر خدا دارم و می فهمم که این کار خیلی مقدس و نتایج گران بهایی در زندگی ما دارد .

    حضرت ابراهیم الگو و اسوه من از بچگی بوده چون با توحید و ایمانش کارهایی را انجام داد که من وقتی به آن فکر میکنم شجاعت و شهامت آن را در خود نمی یابم .

    من خودم وقتی در کاری مثلا درس خواندن می خواستم موفق شوم .افکاری سراغم می آمد که می گفت کسایی هستن که از تو بهترند،کسایی هستن که نمی گزارند تو موفق شوی ،تو بخاطر منطقه زندگی ات توان مقابله با کسانی که در شهر های با امکانات زیاد زندگی می کنند را نداری … خلاصه از این افکار شرک آلود خیلی به سراغم می آمد و آرامش را از من می گرفت .

    ولی وقتی که روی خودم در این زمینه کار کردم . دیدم چقدر آرامشم زیاد شده و افکاری که مربوط به نا امیدی است چقدر کم شده و این آرامش بعد از آن همه فشار و استرس که قبلا بخاطر افکار شرک آلود داشتم موهبت بزرگی بود که خدا به من داد.

    من توانستم در حالی که در یک مدرسه عادی بدون امکانات بودم قبول شوم در مدرسه تیزهوشان که فقط هفت نفر در رشته مورد نظر من ظرفیت داشت .

    من به راحتی قبول شدم و حتی کمتر از بقیه افراد که هزینه زیاد و تلاش فراوان کردند تلاش و وقت گذاشتم.

    البته من نمی گم که انسان موحد هستم من هم باور های شرک آلود دارم ولی تغییر این باور ها نتایج خیلی بزرگی در زندگی من و همه ما می تواند داشته باشد .

    چند ماهه دیگه کنکور دارم . خیلی به خاطر باور های شرک آمیزی که از محیط دریافت کرده ام اذیت شده ام ولی سفت و سخت دارم تلاش میکنم که این باور هارا از بین ببرم .

    امیدوارم خداوند همه ما را هدایت کند تا زندگی ای توحیدی داشته باشیم

    ممنونم از این سایت پر برکت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    hoseyn taghipour گفته:
    مدت عضویت: 3060 روز

    سلام و درود خدمت اساتید و همراهان گرامی

    نمیدونم چی بگم فقط میدونم تو این موضوع

    یعنی ایمان فکر کنم ضعیف هستم

    نتیجه

    من متعهد میشم که از این لحظه به بعد تمام تلاشم رو میکنم تا بتونم اندکی مثل ابراهیم باشم

    استاد ازت سپاس گذارم برای این توضیح عالی تا حالا من اصلا معنی ایمان و اعتماد به خداوند رو نمیدونستم

    این دانش جدید برام بسیار لذت بخش و جالب بود

    و نکته جالب تر اینجا اینه که این همه داستان ابراهیم رو شنیده بودم ولی مفهوم اون رو نمی فهمیدم

    اینقدر آسون بوده مفهومش و من مثل یک نابینا ناشنوا متوجه نمیشدم

    برای اینکه الان چشمان باز شدن به روی حقیقت

    بسیار سپاس گذارم

    این نیز نشانه بود برای من که بفهمم باور هایم داره تغییر میکنه

    و این به من ثابت میکنه این کار کردن ها روی خودم به جای بازی کردن و اتلاف وقت داره نتیجه میده

    هرچند که کارکردن روی باور ها آسون نیست البته اولش

    بعد از یه مدت که شروع کنی و مثل الان من وقتی یک نشانه حتی کوچک میبینی بسیار لذت بخش میشه

    اینو برا دوستانی میگم که مثل من تازه میخوان شروع کنن

    من اول کار نمی تونستم یه کلمه اینجا بنویسم ولی الان از اون موقع خیلی بهتر شدم

    با سپاس از خداوند هدایتگر و بخشنده

    و سپاس از استاد و خانم شایسته بزرگوار

    و سپاس از خودم که دارم تغییر میکنم

    به امید پیشرفت روز افزون برای خودم و شما همراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    اصغر محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2704 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم و استاد با عشق

    من درکی که در مورد حضرت ابراهیم در این فیلم کوتاه و کامنت بچه ها داشتم اینکه ما باید هر روز هر سانیه و هر لحضه باید تسلیم خداوند تسلیم ربّ باشیم تا زندگی مون در این دنیا و در آخرت به بهشت تبدیل بشه من واقعا هر موقع اسم حضرت ابراهیم و می شنوم یاد تسلیم به قید و شرط به خداوند می افتم که ما هم مثلا ابراهیم تسلیم بی قید و شرط به ربّ باشیم و همیشه به یاد خدا باشیم تا زندگیمون تبدیل به گلستان بشه

    واقعا آدم به یاد خدا باشه خدا رو درک کنه حالش خوب میشه احساسش خوب میشه که من الان در این احساس ناب خدایی قرار دارم که نمی تونم این احساس خوشی که الان دارم بگم براتون یه حسی خوبی که جنسش با حس خوب دیگه فرق می کنه آدم و کلا از زمین میکنه به آسمون هفتم می بره

    من از خدا می خواهم که همیشه من و هدایت ام کنه همیشه همین حس خوب و که الان دارم داشته باشم

    و ما هم مثل حضرت ابراهیم دلمون و به خدا گره بزنیم

    من یاد گرفتم که از این به بعد تسلیم خدا تسلیم ربّ م باشم هر مشکلی هر اتفاقی بدی که برام افتاد به دست خدا بسپارم باور و ایمان قلبی داشته باشم که خودش برام این مشکل به ظاهر بدو حلش میکنه و خودم و از اون اتفاق بدی که افتاده دور کنم تا دستان خداوند رو ببینم که چطور تمام موانع جلوی من و که می خواستند سد راهم بشن بر می داره

    یاد گرفتم که هر خواسته ای که داشتم فقط اون حس خوبی که به من می ده اون خدایی که در درون من هست کمک بگیرم

    یاد گرفتم مثل حضرت ابراهیم نترس و شجاعی باشم

    مثل حضرت ابراهیم تسلیم خودش باشیم تسلیم نیرویی باشیم که ما رو همیشه هدایتمون می کنه

    من یاد گرفتم که پیرو ابراهیم باشم مثل حضرت ابراهیم عمل کنم در زندگیم

    و در آخر از خدا می خواهم که ما رو هدایت کنه به راه راست به راه کسانی که به انها نعمت داده نه به انهایی که غضب کرده نه گمراهان و از خدا می خواهم که ایمان ما رو قوی و استوار کنه و ما رو از شرک خفی که تو وجودم داریم رهایی بخشه و از گناهانمون در بگزره و ما رو با صالحان مشهورمون کنه

    و همه شما ها رو در پناه خدا می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محمد مهوری گفته:
    مدت عضویت: 2061 روز

    به نام خداوند مهربان.

    سلام به همه دوستان عزیز.

    پیام عید قربان چیست؟

    چه اتفاقی در این روز افتاده که نقدر مهمه؟؟

    ابراهیم نمونه واضح ایمان راستین و یکتاپرستی و صداقت و تسلیم بودن است.

    واقعا چند درصد از ما حاضریم عزیزترین شخص زندگیشون رو توی بیابون برهوت ولش کنیم و بریم ؟؟ چون خدا گفته

    خیلی جای فکر داره.

    خیلیا به خاطر فرزندانشون زندگی خودشون رو نابود میکنند.

    من نمونه واضحش رو توی خونمون دارم که مادرم هرکاری میکنه تا ما پسر و دخترها آرامش داشته باشیم.

    و بارها با هم صحبت کردیم با مادرم ولی اون مادره و خوشبختی ما رو جزو بهترین اتفاق زندگیش میدونه 😥😥

    من عاشق مادرم هستم.

    من عاشق پدرم هستم.

    من عاشق خانوادم هستم.

    ولی یه سوال:

    واقعا ابراهیم چیکار کرد؟؟

    چه ایمانیه این جنس ایمان؟؟

    کدوم پدر و مادری میتونه چاقو را بذاره زیر گلوی فرزندش؟؟

    وااااای

    خداااایا

    چی دارم میشنوم ؟؟

    من باید تسلیم باشم و خودم رو کامل بسپارم.

    واقعا وقتی این حرفا رو میشنوم اشک جاری میشه.

    نمیتونم جلوش رو بگیرم.

    من چقدر تسلیمم ؟؟

    حتی توی ساده ترین مورد:

    اگر توی یه شهری کسب و کار دارم و به قلبم می افته که ول کن و برو یه شهر دیگه و از صفر شروع کن ؛ چقدر ترس میاد توی وجودم و چقدر ایمان؟؟

    چقدر وقتی این سوالها رو نوشتم خودم حسم خوب شد.

    بذار اول از اینکه توی بقیه کنکاش کنم بذار توی خودم دنبال جواب بگردم.

    ببینم واقعا ایمانم چقدره ؟؟

    ببینم چقدر توی عمل میتونم ثابت کنم که ایمان دارم؟؟

    مگه میشه چاقو رو بذاری زیر گلوی فرزندش؟؟؟؟

    چقدر این انسان تحسین برانگیزه.

    خدایاااا، تو چی داری به من میگی؟

    از کجا داره این کلمات میاد؟

    این اشکا نشونه ی چیه؟؟

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا به ما کمک کن و ما رو هدایت کن .

    من توکلم به خدای خودمه.

    من به پروردگارم میسپارم خودم رو.

    خدایا من رو به سمت زندگی ابراهیم گونه هدایت کن.

    بچه ها، فیلم حضرت ابراهیم( ایرانیش رو) ببینید.

    خیلی عالیه.

    طبق قران ساخته شده.

    به خدا میسپارمتون.

    در پناه خداوند مهربان، ابراهیم وار زندگی کنیم. 😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    امیرحسین گفته:
    مدت عضویت: 2237 روز

    به نام الله یکتا

    با سلام خدمت سید حسین گل و همه دوستای بی نظیرم🥰

    عید قربان ، عیدی که همه ما به عید حاجی ها میشناسیم که طبق رسومات دینی ، قربونی میکنن و ما بیشتر تو این روز گوشت قربونی گرفتیم از اقوام و همسایه ها .

    عید قربان بزرگترین عید مسلمان جهان است .

    این رو نه تنها در بین مسلمانان بلکه در ادیان دیگه نیز فرخنده و بزرگ به شمار می رود ، زیرا داستان حضرت ابراهیم و آن روز بزرگ و تجلی تسلیم بودن ابراهیم و ایمان بی اندازه او به پروردگار واقعا مثال زدنی و در مذاهب دیگر هم جایگاه ویژه ایی دارد .

    ابراهیمی که از نظر من سوپر استار قران بوده و الگوی بسیار از پیامبران است و لقب خلیل الله را دارد ، دوست خدا .

    خداوند به موسی و عیسی و محمد گفته که پیرو ملت ابراهیم باشید ، چون اون موحد بود و مشرک نبود ؛ و از همه آزمایش هایش سر بلند بیرون آمده است .

    حضرت ابراهیم بار ها مورد آزمایش قرار گرفته است ، اکنون به تفسیر آیه ایی از قران می رسم که گفته بود فکر کردند که بگویند ایمان آوردیم ، آن ها را امتحان نمیکنیم!؟. این امتحان برای سنجش ایمان آن ها در عمل می باشد ، زیرا ایمانی که به عمل منجر نشود ، ایمان نیست .

    ابراهیم ببسیار روی خودش و باورهایش کار کرده بود و ادعای ایمانی قلبی بی اندازه ایی به خداوند داشته و این ادعا نیز با سربلندی وی در آزمون هایش مسجل شده است .

    همه می دانیم که ابراهیم بچه دار نمیشد و اسماعیل را در پیری به اون وعده دادند و بر اساس حق بودن وعده الهی این اتفاق افتاد .

    در این حین که او نوزادی بیش نبود ، در مکه که سکونتی آن هنگام در آن نبود ماموریتی از جانب الله به او رسید و آن ها را در آن بیابان ترک کرد.

    زیرا اعتمادی بسیار به خداوند دارد که نگه دار رن و فرزند او خواهد بود.

    اهمیت فرزند برای پدر و مادر به خصوص در کشور ما ، بسیار زیاد است ؛ به طوری اغلب خانواده ها همه زندگی و سرمایه خود را در راستای رفاه ، خوشبختی و موفقیت آن ها به کار گرفته و از خود غافل می شوند.

    تمامی آرزو ها و دعاهایشان نیز برهمین منوار استوار است .

    این علاقه اینقدر زیاد است که حتی حاضر هستند جان خود در برابر حفاظت از فرزندان به راحتی و بی درنگ از دست بدهند.

    این علاقه را حتی در حیوانات به طور مشهود تر همه دیده اییم .

    اما طبق قانون زندگی فرزندان در نهایت توسط باورهای آن ها ساخته می شود ، و نباید خانواده ها هدف هایشان فقط و فقط بچه هایشان باشد.

    بزرگترین حمایت از فرزندان ، حمایت نکردن آن ها و باور به یک نیروی خیر و پروردگار که آن هارا آفریده و هدایت می کند .

    اکنون که همگی می دانیم علاقه والدین به بچه ها چه علاقه ی بزرگی است که می توان آن را بزرگترین عشق بشری نیز دانست ، چگونه ابراهیم طفل خود را به دلیل دریافت ماموریت از پروردگار به راحتی رها کرده و می رود ؟؟!

    چه ایمانی پشت این کار نهفته است ؟؟!

    این ایمان بزرگ از چه باور های قدرتمندی به دست آمده است که این همه در یک آن عمل می کند؟؟!

    این که ابراهیم بسیار روی خودش کار کرده و خداوند از وی به نام یکتا پرست یاد میکند ، بخاطر همین باور های قدرتمند و بی نظیر وی می باشد .

    ابراهیم بعد از ۲۰ سال ، در پس دیدن یک خواب ، به مکه باز میگردد؛

    نه برای دیدن فرزندش ، بلکه عمل به دیده اش در خواب و قربانی کردن اسماعیل در راه خدا !!!

    آیا ماهم میتوانیم همچو ابراهیم اینگونه تسلیم حق باشیم ؟؟

    آیا اگه خود خدا ظاهر شود و درخواستی چنین کند ، ما هم استجابت میکنیم؟؟

    اگه بگوید فقط انگشت فرزندت را قطع کن ، چی؟؟

    به راستی که باور های ما اجازه این کار را به ما نمیدهد ، و ما از لحاظ باوری چه فاصله ایی با ابراهیم داریم .

    ابراهیم به راستی تسلیم خداوند بوده ، و یک انسان کاملا رها که ایمان داشته خداوند حمایتش میکند ؛ به دلیل همین باورهای بی نظیر خداوند هرگاه خواسته مثالی از یک انسان و الگوی کامل بزند ، ابراهیم را مثال زده است .

    ما هم باید همچو ابراهیم با یک ایمان شکست ناپذیر به دل رویاهایمان بزنیم و ایمان داشته باشیم خداوند مارا حمایت میکند ؛ آنگاه دستان خداوند را حس میکنیم .

    با نگاه به زندگی ابراهیم درس میگیریم که ما هم باید روی تسلیم بودنمان در برابر خداوند کار کنیم ؛ این کار ایمانی را می طلبد که باور دارد خداوند مارا همواره هدایت و حمایت میکند و بی نهایت دست برای کمک به ما دارد.

    به اینکه من حرکت میکنم و خداوند برکت میده ، من پشتم به خدا گرمه چون هوامو داره .

    اینگونه در برابر اتفاقات تسلیمیم و هر اتفاقی بیوفتد آن را برای خود خیر میخوانیم ، حتی از دست دادن عزیزانمان ، آن را طبیعی می دانیم ومی پذیریم که آن ها پس از مرگ ابدیت را درک میکنند .

    در زندگی همیشه باید ببینیم تا چه حد میتونیم ایمانمون رو ببریم بالا ، باید ایمان بقیه رو نسبت به مسائل زندگیشون ببینیم و اگه تونسته حتی ابراهیم به این ایمان برسه ، ماهم میتونیم .

    در نهایت آیاتی که خداوند در قران برای ابراهیم شرح میدهد آنقدر عاشقانه است که می توان به راحتی در حس بیان کردن ویژگی های وی ، رفاقتی که باهم دارند را دید.

    برای هممون درخواست رفاقت با خدا رو دارم ، خدایا مارا به این مقام هدایت کن . الهی آمین

    در نهایت برای استاد عزیزم و همه دوستان طلب سعادت و سلامت دارم ، خیلی دوستتون دارم😘

    در پناه حق 🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    باران گفته:
    مدت عضویت: 2557 روز

    ردِّ پای من در روز سوم سفرنامه

    فهمیدم که عشق یکطرفه نمیشود.

    شکّی در این نیست که پروردگار خدایی اش را در حق ابراهیم تمام کرد، و ابراهیم بندگی اش را..

    و ابراهیم اولین مسلمان جهان شد، آنچنان الله در جانش نفوذ کرده که نمیتواند سرسپرده نباشد، نمیتواند موحد نباشد، نمیتواند که واله و شیدا نباشد..

    ابراهیم خواست و تلاش کرد تا فهمید خالق کیست و راه راست چیست و رب یعنی چه..

    پس دیگر درنگ را جایز نمیداند، هرآنچه را که به او میرسد میگوید چشم

    مگر میشود ایمان داشته باشی و اعتماد نداشته باشی؟!! مگر میشود ایمان داشته باشی و باور نداشته باشی؟!!

    و خدا لبخند میزند و به خود آفرین میگوید، مگر خدا میتواند به خواسته های این بنده ی حقیقت جو، که حقیقت یافته، بگوید -نه- ؟!!

    پس هرآنچه را که ابراهیم خواست گفت چشم

    و این شد داستان عشقی ناب

    خدا گفت: ابراهیم رها کن، ابراهیم گفت: کردم

    ابراهیم گفت: حمایتشان کن، خدا گفت: کردم

    خدا گفت: قربانی کن، ابراهیم گفت: بی شک

    ابراهیم گفت: خدایی کن، خدا گفت: بی شک

    و عجین تر شدند دو دوست قدیمی باهم…

    حقا هرآنکه چون ابراهیم بدون چون و چرا سر تعظیم در برابر امر خالقش فرود آورد و ایمانی محکم به رحمانیتش داشته باشد، میشود خلیل الله.

    خدای مهربان الهام کننده ام، که فرمانروای هستی هستی، مرا با خود آشنا کن..موحدم کن..همه چیز عمل است، عملگرایم کن..

    با میل و خواهش به تو میسپارم هدایتِ سکّان زندگیم را…

    سپاسگزارم از خدای بخشنده ام

    و سپاس از مهربانی شما،

    دوستدارتان بارانِ فروردین ماهِ ۱۴۰۰🌻🌻🌻

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    بنام خدای مهربان

    شکر خدای یکتا رو که این همه آگاهی زیبا رو درست وقتی‌که بهش نیاز داریم (میایم تو فرکانسش) بهمون گفته میشه.

    چه هم‌زمانی جالبی‌ . یه اتفاق به ظاهر خیلی بد واسم افتاد که اگر خودم رو کنترل نمیکردم الان نمیدونم چه اتفاقات بد دیگه‌ای رو داشتم تجربه میکردم. اما به لطف خدای مهربان تونستم رها کنم. تونستم ازاد باشم و این فایل چقدر بهم کمک کرد. چقدر آگاهی داد. چقدر بزرگتر شدم‌ .. بخدا گاهی با شنیدن یک جمله کل مسیر زندگی عوض میشه. و فکر میکنم همینه. اینه‌ خودشه. خدایا شکرت واقعا‌. همین چند ساعت پیش بود که تصمیم گرفتم حالم روخوب کنم و الان از شدت شوق بار ها کلمه رو مینویسم و درستش میکنم.. خدایا شکرت واقعا. من رهاش کردم من آزادد بودم. من حالم رو خوب نگه داشتم‌ .‌ بخدا همینه. ما هم باید به آیین ابراهیم به شیوه‌ی ابراهیم عمل کنیم‌ خودم رو میگم. باید از پس همین چیزا بر بیام و نه اینکه ادا در بیارم باید در عمل توی زندگی خودم هم استفاده کنم.. خدایا شکرت واقعا

    خیلی خوشحالم‌.

    باورتون نمیشه کارا داره جوری پیش میره انگار یه نفر فقط اومده داره یکی یکی حل میکنه مسائلمو. چقدر این خدا مهربونه. چقدر صادقه‌ . چقدر به قول و وعده‌ش عمل میکنه. چقدر قوانین دقیقی داره‌ .. خدا میدونه من تا آخر این سفر کجا باشم و چه اتفاقاتی برام بیوفته.

    بخدا تا حالا نشده انقدر جواب سوالامو. یه جا بگیرن . چقدر خوب با اتفاق امروزم یکی شد‌ .. بت وابستگی، بت ترس و خیلی بت ها ی دیگه رو باید میشکوندم. و خدا رو شکر. خودم حس میکنم از پسش بر اومدم. خیلی خوشحالم

    باید ادامه بدم

    باید ابراهیم بشم

    باید تسلیم بشم

    باید پارو نزنم

    خدایا من‌ اینجام‌ . اینجام که زندگی کنم و عشق تو رو روی زمین گسترش بدم

    ازت ممنونم خدای خوبم

    از شما استاد عزیز هم ممنونم که عاشقانه این آگاهی ها رو در اختیارمون قرار میدید. بخدا اینها میلیاردها تومن می‌ارزه. متشکرم استاد.

    به دستان گرم خدای مهربان می‌سپارمتون.‌‌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محسن شیرازی گفته:
    مدت عضویت: 2206 روز

    سلام

    تا امروز فکر میکردم با نتایجی فوق‌العاده‌ای که سید تا الان بهشون رسیده پس لابد به ته قانون، ایمان و باور رسیده. با اینکه تو فایل‌های دیگه شنیده بودم که میگفت من هنوز هم باید رو خودم کار کنم، فکر میکردم اینو برای ما میگه که تا یه ذره نتایج خوب گرفتیم دیگه بیخیال کار کردن روی باورهامون نشیم. وگرنه خودش که دیگه میدونه باورهای خودش در بهترین حالت ممکنه

    اما وقتی این فایل رو گوش دادم. دیدم خود استاد عباسمنش هم داره اعتراف میکنه که از لحاظ ایمان هنوز به درجه حضرت ابراهیم نرسیده و وقتی سید تصور میکنه که اگه تو شرایط حضرت ابراهیم قرار بگیره و قرار باشه کاری که ایشان با فرزندش کرد رو بکنه (به دستور خداوند) بازم دست و دلش میلرزه. خود سید داره میگه باید بیشتر رو خودم کار کنم تا به اون درجه برسم.

    خدای من این فایل چی رو داره یاد من میده؟؟؟

    دو تا نکته طلایی:

    اول اینکه سید هیچوقت نمیگه اون مقام و اون درجه از ایمان و تسلیم بودن فقط برای حضرت ابراهیم بوده و ما نمیتونیم به اون درجه برسیم. خیلی قاطعانه میگه میشه و فقط باید بیشتر رو خودم کار کنم. یعنی مسیر بازه. دری بسته نشده. اتفاقا حضرت ابراهیم مثالیه که خداوند جلوی ما گذاشته که ببین میشه فقط باید رو خودت کار کنی و از قوانین تبعیت کنی.

    دوم اینکه با بیشترین و بزرگترین نتایجی هم که گرفتیم فکر نکنیم که به اعلا درجه ایمان و باور رسیدیم و باورهامون در بهترین حالت ممکنه و بهتر از دیگه جا نداره که بشه. این مسیر تمومی نداره. مدارها سقف ندارن. برای مثال مگه تو جهان هستی یه فضاپیما میتونه به انتهای کهکشان‌ها برسه؟؟ اصلا مگه انتهایی داره؟؟ میلیاردها سال میتونه بره جلو بدون اینکه به تهش برسه. چون اصلا انتهایی وجود نداره. مدارهایی هم که ما طی میکنیم دقیقا همینجوریه. انتهایی ندارن. حتی اگه به درجه ایمان خلیل الله هم که رسیدیم نباید فکر کنیم اینجا آخرشه. از اون بیشتر هم میشه رفت جلو.

    و این دوباره همون فراوانی رو یادم میاره. اینکه نعمت‌ها انتهایی ندارن. فقط تو باید تا اونجا که میتونی بری جلو تو مدارها و بیشتر و بیشتر نصیبت بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    هدیه گفته:
    مدت عضویت: 2410 روز

    سلام و درود به استاد و خانم شایسته که چه نعمت گران بهایی را با ما به اشتراک میگذارند هزاران بار سپاس سپاس

    دوستان چند بار این صحبت ها را گوش کنید، چه زمزمه هایی را از درون حس کردم فقط خدا میداند….. هر لحظه که به این ایمان و یقین حضرت ابراهیم می اندیشم قلبم را میبینم که درد میگیرد، چیزی در سینه ام باز میشود . . . و من کجا بودم در تمام آن لحظاتی که تو با من بودی و من غافل از تو. . . . فکر میکردم با ایمانم ، مدعی هم بودم که من بنده شکرگزار و با دین و ایمانی هستم . . . و ای داد از خودم . . . یقین نداشتم به بودن خدا و اینکه خدا هست و میتوانم راحت تکیه دهم و نظاره کنم و لذت ببرم . . . سبک و بی دغدغه . . رها باشم و تسلیم دست او همچو مرده ای در دست غصال . . . که او هوای مرا دارد و یار با وفایی است . . اما آیا من هم ایمان دارم؟ من باور دارم؟ من اعتماد به او دارم یا نه؟

    این سوالات را که از خود میپرسم فقط اشک میریزم که چقدر به خود پیچیدم و عقلم را بزرگتر از توکل کردن و باور داشتن به او

    که او فرمانروای جهانم است میدانستم و فقط لغلغه زبانم بود از سر سستی میگفتم توکل به خدا اما کدام توکل؟ به خودم ظلم میکردم ، خودم را گول میزدم

    تو به حقیقت برو بگو آمده ای آن خدا حتما تو را میپذیرد ، در قربانگاه تسلیم باش که او مهربانترین است بر تو

    این جمله استاد که اگر ابراهیم توانسته خلیل و رفیق خدا باشد پس من هم میتوانم را وقتی میخوانم تمام عصاره جانم و لیاقتی که در وجودم دارم را میبینم و دیگر چه میخواهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: