این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282025-12-02 04:46:14«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
قبل از هرچیز خداوند را سپاس که من را به این مسیر زیبا هدایت کرده وبسیار خوشحالم که من هم عضوی از خانواده بزرگ عباسمنش هستم الهی شکر
اعتماد به رب .پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
تواین چندروز که فایل را گوش میدادم هربار خودم را جای ابراهیم میزاشتم دیدیم نمیتونم فکرش هم منو به بیراهه میکشوند.
فقط یک ایمان قوی یک باور قوی میتونه همسر و فرزنده نوزادش را رها کنه
فقط یکه ایمان وباور قوی میتونه به امر خدا فرزندش را قربانی کنه
فقط یک ایمان وباور قوی میتونه با پای خودش بره داخل آتش
خداوندا تورا سپاس بابت ابراهیم خلیل لله که او موحد بود ومشرک نبود
خداوند در قرآن ابراهیم را به صفات نیکویی متعدد ستوده است ازجمله اینکه او هرگز شرک نورزیده.خلیل خداوند بوده.امتی خدا پرست وحنیف بوده.شکر گزار از نعمتها وپیام آور دین توحید بوده است
خداوند ابراهیم را به سبب یکتا پرستی به عنوان دوست خود انتخاب کرده است(نسا آیه 125 )
در کتاب قرآن خداوند به همه ما وحی میکند که ابراهیم را یاد کنیم چون او پیامبری راستگو بود یکتا پرست بود واز مشرکان نبود
پروردگارا معبودا برتو پناه میبرم از هر گونه شرک
ای مهربان پروردگار تسلیم بودن را به من بیاموز و کمکم کن توحید را در عمل بکار بگیرم
پروردگارا مارا هم ابراهیمی کن به ما جسارت بده تا نترسیم تا فروتن باشیم برای تو
الهی امین
استاد عزیزومریم بانو از شما صمیمانه تشکر میکنم درست از روزی که با شما آشنا شدم زندگیم رنگ وبوی تازه ای گرفته نتیجها گرفتم از آموزشهای شما که هر موقع قلم اجاز بده انهار را خواهم نوشت از قرآن خواندن خودم در سپیده دم تا آرامش در زندگیم دستمریزاد
سپاسگزارم و شادم که تونستم قدم به قدم در زمان و مکانی که خدا تصمیمش رو گرفت به این فایل گوش کنم.
روز سوم از فصل اول تحول زندگی
حقیقتا داستان حضرت ابراهیم -که درود خدا بر این بنده ی والا- یادم رفته بود.اینکه انچه که عزیزترین میدونیم رو در راه عمل به دستور خدا رها کنیم و دوباره به دستور خدا کنار او به ایستیم برای قربانی کردن اون.
بسیار تلاش میخواد برای تسلیم بودن.کاری که ابراهیم کرد اعتماد به کلام الله بود و قدم به قدم جلو رفتن.
وقتی قوانین خدا رو یکی یکی یاد میگیریم باید یادمون باشه که ضمن تکامل مجدد به همون اصل های اولیه که در مسیر یاد گرفتیم پایبند باشیم.مثلا در فایل های قبلی روزشمار تحول زندگی در مورد احساس گناه و ظلم صحبت شد.
ابراهیم اعتماد به خدا و تسلیم بودن رو داشت.چون خودش رو لایق اعتماد خدا میدونست و مطمئن بود که هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه به فرزند و همسرش ضرری برسونه.
و احساس گناهی نداشت که من فرزندم رو رها میکنم و اون بدبخت میشه بلکه خودش رو والا و فرزندش رو والا میدونست که همگی زیر چتر الله هستن و حتی اگر در ظاهر شر و یا زیانی وجود داشته باشه با کنار خدا بودن هیچ کس ضربه ای نمیخوره و هر به ظاهر ضربه ای،هدایت و قدمی به مسیری توحیدی و پر نعمت است(مثل داستان حضرت یوسف)
پذیرش خیلی اصل مهمی هستش.بسیاری از سختی هایی که فکر میکنیم هرگز درست نمیشن اگه یه لحظه از وابستگی بهشون و زور الکی برای حل کردنشون برداریم میبنیم به روشی که فکر نمیکردیم حل شده.فقط باید تمرکزمون رو از روش برداریم.بگیم خدایا من اینو حل شده میخوام.این دنیا رو پر نعمت برام افریدی من بابت این نعمتا شکر میکنم و مشغول حس خوب و سپاسگزاریم که میبینم مسئله هام یکی یکی حل میشه.
آشپزی که میکنیم شاید هیچی نمیدونیم که این گرما و آب چطور عمل میکنه که مرغ پخته میشه ولی وقتی تایم ناهار شروع به آشپزی میکنیم میدونیم ناهار اماده میشه!
پس وقتی میریم اداره ای یا با کسی میخوایم حرف بزنیم بدون ترس(چون هر ترسی نشانه قدرت دادن به غیر خداست=شرک) قدم به جلو بذاریم و مطمئن و سپاسگزار باشیم که موردی بهش فکر میکنیم حل شده.
وقتی خدا رو وکیل خودمون قرار میدیم به صورت باور نکردنی میبینم اصلا نیاز به صحبت یا توضیح اضافه به هیچ کس نبود و چقدر اسون حل شد چون اسون شدیم برای اسونی ها(با واگذاری نحوه ی انجام شدن کار ها به خدا)
از اشتباه کردن هم نترسیم چون وقتی با خداییم اصولا هیچ اشتباهی نمیکنیم.
در بخش عقل کل دوستان سوالی در مورد ایه ی و ما رمیت اذ رمیت پرسیدن که کامنت ها بینظیر و هرکدوم دری از علم رو باز میکنه.که از خوندن و حل شدن مشکل لذت بردم چون هدایتی بود.
خدا رو شکر و مطمئنم که امروز عالی میشه چون لایقشم.
ایمان به خدا که اگر واقعی باشه باعث تسلیم در برابر اون میشه واعتماد و توکل رو به همراه داره .و آخرش منتهی میشه به احساس آرامش.
وقتی ایمانی مثل ابراهیم داشته باشم دیگه ترس از چیزی یا کسی بی معنی میشه و ناامیدی وغم و همه ی باورهای بد از بین میره
البته که رسیدن به این ایمان یک روند تکاملیه و هر روز که قدم برداری نتایج بیشتر و بیشتر میشه
هنوزم من گاهی آنچنان درگیر حل مشکلات میشم و به دنبال راه حل ها مختلف میرم و اینقدر به بنبست ها میرسم که ناامید و خسته و درمانده میشم و بعد متوقف میشم میگم یه جای کار اشتباهه ،اینکه بخوام همه ی چالش هارو خودم به فشار و سختی حل کنم .بدون داشتن احساس خوب بدون دیدن پیشرفت ها و زیبایی ها و مهتر از همه بدون اعتماد و تسلیم در برابر خداوند که او آگاه به نیاز های منه بهترینهارو برای من در نطر میگیره .
باید اینقدر یادآوری و تمرین داشته باشم تا به این باور و ایمان برسم
نمیدونم کار خداست یا کار مریم جونه؟؟ که انقدر قشنگ انقدر بجا وعالی این فایلهارو توی این پروژه روز شمار تحول من پشت سر هم چید
چقدر قشنگ چیدی خدای من شکرت
تا اینجای کار یاد گرفتم که خداوند مالک منه
یاد گرفتم نه همسر نه فرزند نه خانواده نه دوست نه آشنا نه حتی پیامبر و ائمه حتی حتی شیطان به داد من نمیرسه
من تنهای تنها اومدم وتنهای تنها از دنیا میرم بدون اینکه کسی با من باشه
حالا توی این مسیر خدا بهم پدر مادر خواهر برادر همسر فامیل دوست آشنا فرزند و…داده
اما چقدر قشنگه که باز هم بدون هیچکدوم از اینها به خودش برمیگردم خالی خالی
یادگرفتم من توی این مسیر نمیتونم به هیچ کسی ظلم وبدی کنم
فهمیدم هرکدوم از ما تو یه مدار خاص خودمون هستیم وداریم به تکامل میرسیم به کمال به درجات بالاتر البته باز هم اگر خودمون بخایم
یاد گرفتم تا من نخام خدا هم کاری به من نداره و برام نمیخاد
حتی خدایی که نفس منو میکشه قلب منو میتپه انقدر منو آزاد ورها گذاشته که هر جور دوست دارم زندگی کنم حالا میخام برم بالای بالا منو هدایت میکه میخام برم تو قعر زمین باز منو میبره
یاد گرفتم همونطور که من قدرت ظلم کردن بدی کردن نابود کردن و اذیت کردن و از زندگی ساقط کردن و محدود کردن وزندانی کردن کسی رو ندارم هیچ کسی هم توانایی ظلم کردن اذیت کردن مهجور کردن زندانی کردن محدود کردن وجلوی پیشرفت منو گرفتن منو نداره
یاد گرفتم اگر از همه چیز وهمه کس قطع امید کردم وخالصانه نشستم تو محراب خدا اونوقت خدا همه چیز میشود مرا
یادگرفتم اگر فکر میکنم که بخاطر بزرگ شدن تو جامعه ایرانی باید تا ابد ودهر از پدر مادر فامیل همسر فرزند ومردم حساب ببرم و همش برای حرف اونها زندگی کنم و آرزوهای خودم رو در نطفه خفه کنم اشتباهه یه اشتباه محض و برای شکستن این تابو فقط وفقط باید از خدا بخام و شجاع باشم وهمه چیز رو بسپارم به خودش و عجله نکنم و قدم به قدم تکاملم رو طی کنم تا به این شربت شیرین برسم که من آزادم من رها هستم من از خدام من تکه ای از خدام و خدا مالک منه خدا رئیس منه خدا صاحبه من خدا مولای منه خدا ام منه خدا آقای منه و خدا عاشق منه ومن معشوق خدام
واین خدا بالاترین بزرگترین بهترین قدر قدرت ترین نیروی جهانه
پادشاه پادشاهانه من دردانه این خدام
من مخلوق این خدام
حالا میفهمم چه حسی داشت عشق بازی مولانا و شمس وحافظ و سعدی و …با خدا
حالا میفهمم چه کیفی برد چه لذتی برد ابراهیم از خلیل خدا بودن از رفیق فابریک خدا بودن که حاضر بود هر سختی هر رنجی هر امتحانی رو بجون بخره تا بتونه در این مجلس عیش ونوش با پروردگار خودش عشقبازی کنه
انقدر این شراب شیرین بود که مست مست از دل آتش رد شد
مست مست عزیز جانش جگر گوشه اش رو وسط بر وبیابون رها کرد و رفت به سوی دیار عشق
پدر و قبلیه رو رها کرد و پشت سرش رو هم نگاه نکرد
بتهای هزار ساله رو به عشق معبود خورد وخاکشیر کرد و حتی نفهمید چه کرده بسکه مست این حال خوش بود
کاش یک ذره به اندازه یک نقطه ریز از ایمان حضرت ابراهیم در دل من به وجود بیاد تا از این که هستم بهتر و بهتر بشم و زندگیم سراسر نور و عشق بشه.با اینکه ی نقطه در دلم روشن شده به امید خدا ولی شاهد هستم چقدر زندگیم زیر و رو شده چقدر حالم بهتر شده.خدا رو شکر میکنم که به این سایت مجدد هدایت شدم و باز هم توکلم چند برابر شده.من توی محیط اطرافم دچار شرک شدم و زیبایی های زندگیم کم رنگ شدن ولی خوش بینانه ش اینه که زیبایی ها از بین نرفتن و این یعنی خداوند همواره همراه و کنار من بوده.از خدا میخوام که به من دوباره کار خوب و عالی م رو بده تا مثه قبل شادتر و سرحال تر بشم.الهی شکر.خدایا آرت ممنونم که بهم گفتی آروم باش و منتظر تا در وقت مناسب خواسته هات رو اجابت کنم.ممنونم ازت خداجونم.دوست دارم با همین آرامشی که در دلم دارم توی بعلت بخوابم و لذت ببرم از بودنت در قلبم و در وجودم.الهی شکر خدای مهربونم.با اینکه روز سوم از شروع سفرنامه هستم ولی خیلی خیلی احساسم عالی تر شده و انکار که گمشده م رو پیدا کردم.الهی شکر.یا حق
این فایل آموزنده واقعا اگر به آن عمل کنیم و مثل ابراهیم پا روی ترس هامون بزاریم یه تحول بزرگی توی زندگیمون رخ میده خود من نمیتونم بگم میتونم پاروی ترسهام بزارم هنوز من باید خیلی روی باورهای کار کنم تا بتونم مثل ابراهیم شجاع نترس باشم امید وارم این فایل هم یه جرقه ای برای من و دوستان باشه تا عمل کنیم تا عمل نکنی به هیچی نمیرسی حرفا حرفای قشنگیه ولی باید عمل کنی به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست درپناه خدا باشید
سلام گرم به استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
این فایل رو که گوش میدم هربار از خودم میپرسم که من چقدر تسلیم خداوندم؟
وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم هرجا تسلیم بودم و حسم رو حتی تو شرایط بدم خوب نگه داشته بودم شرایط به شکل خیلی معجزه آسایی خوب میشد و هرجا نگران بودم و خواستم با این احساس نگرانی کارام رو پیش ببرم، هرچی جلوتر میرفتم وضعیت بدتر میشد.
خیلی دوست دارم ایمان ابراهیمی رو در خودم ایجاد کنم و بتونم به این حد از تسلیم بودن برسم ولی خیلی راه دارم و از خداوند میخوام که هدایتم کنه و در مسیر درست قدم بردارم.
هر وقت این فایل رو گوش میدم یه آرامش فوق العاده ناب بهم هدیه داده میشه. واقعا از استاد و خانم شایسته عزیز خیلی خیلی ممنونم و امیدوارم یک روز حضوری بتونم ملاقاتتون کنم?
سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم مریم بانوی مهربان ودوستان همفرکانسی خودم
قبل از هرچیز خداوند را سپاس که من را به این مسیر زیبا هدایت کرده وبسیار خوشحالم که من هم عضوی از خانواده بزرگ عباسمنش هستم الهی شکر
اعتماد به رب .پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
تواین چندروز که فایل را گوش میدادم هربار خودم را جای ابراهیم میزاشتم دیدیم نمیتونم فکرش هم منو به بیراهه میکشوند.
فقط یک ایمان قوی یک باور قوی میتونه همسر و فرزنده نوزادش را رها کنه
فقط یکه ایمان وباور قوی میتونه به امر خدا فرزندش را قربانی کنه
فقط یک ایمان وباور قوی میتونه با پای خودش بره داخل آتش
خداوندا تورا سپاس بابت ابراهیم خلیل لله که او موحد بود ومشرک نبود
خداوند در قرآن ابراهیم را به صفات نیکویی متعدد ستوده است ازجمله اینکه او هرگز شرک نورزیده.خلیل خداوند بوده.امتی خدا پرست وحنیف بوده.شکر گزار از نعمتها وپیام آور دین توحید بوده است
خداوند ابراهیم را به سبب یکتا پرستی به عنوان دوست خود انتخاب کرده است(نسا آیه 125 )
در کتاب قرآن خداوند به همه ما وحی میکند که ابراهیم را یاد کنیم چون او پیامبری راستگو بود یکتا پرست بود واز مشرکان نبود
پروردگارا معبودا برتو پناه میبرم از هر گونه شرک
ای مهربان پروردگار تسلیم بودن را به من بیاموز و کمکم کن توحید را در عمل بکار بگیرم
پروردگارا مارا هم ابراهیمی کن به ما جسارت بده تا نترسیم تا فروتن باشیم برای تو
الهی امین
استاد عزیزومریم بانو از شما صمیمانه تشکر میکنم درست از روزی که با شما آشنا شدم زندگیم رنگ وبوی تازه ای گرفته نتیجها گرفتم از آموزشهای شما که هر موقع قلم اجاز بده انهار را خواهم نوشت از قرآن خواندن خودم در سپیده دم تا آرامش در زندگیم دستمریزاد
درپناه اله مهربان شاد شاد باشید
دورود و خدا قوت
اعتماد به رب
باور کنیم که خداوند از ما حمایت می کنه همین دیشب کمکم کرد از من در مقابل چالشم حمایت کرد
تسلیم خداوند باشیم خودم را رها کنم وشاد باشم با بشکن و صوت به مسیر ادامه بدم خودش منو به مقصد می رسونه
نشانه تسلیم بشکن و صوته احساس خوبه
دوست دارم فریاد بزنم وقتی این آگاهی های ناب الهی رو دریافت می کنم
عشق و نور الهی جاریه
سلام خدمت دوستان عزیزم واستاد گرامی
موضوع توحید جز تکمیل کننده ترین باورای یه انسانه
که خیلی باید روش کار بشه تابتونیم نتیجه بگیریم
خداروشکر میکنم که از یه جا به بعد واقعا توکل واقعی
کردم درسته تومسیر چالش هست و پیش میاد
ولی ما ندیده به چیزی وصلیم که هرلحظه مارو
هدایت و حمایت میکنه ..!
به نام خدا
سلام
سپاسگزارم و شادم که تونستم قدم به قدم در زمان و مکانی که خدا تصمیمش رو گرفت به این فایل گوش کنم.
روز سوم از فصل اول تحول زندگی
حقیقتا داستان حضرت ابراهیم -که درود خدا بر این بنده ی والا- یادم رفته بود.اینکه انچه که عزیزترین میدونیم رو در راه عمل به دستور خدا رها کنیم و دوباره به دستور خدا کنار او به ایستیم برای قربانی کردن اون.
بسیار تلاش میخواد برای تسلیم بودن.کاری که ابراهیم کرد اعتماد به کلام الله بود و قدم به قدم جلو رفتن.
وقتی قوانین خدا رو یکی یکی یاد میگیریم باید یادمون باشه که ضمن تکامل مجدد به همون اصل های اولیه که در مسیر یاد گرفتیم پایبند باشیم.مثلا در فایل های قبلی روزشمار تحول زندگی در مورد احساس گناه و ظلم صحبت شد.
ابراهیم اعتماد به خدا و تسلیم بودن رو داشت.چون خودش رو لایق اعتماد خدا میدونست و مطمئن بود که هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه به فرزند و همسرش ضرری برسونه.
و احساس گناهی نداشت که من فرزندم رو رها میکنم و اون بدبخت میشه بلکه خودش رو والا و فرزندش رو والا میدونست که همگی زیر چتر الله هستن و حتی اگر در ظاهر شر و یا زیانی وجود داشته باشه با کنار خدا بودن هیچ کس ضربه ای نمیخوره و هر به ظاهر ضربه ای،هدایت و قدمی به مسیری توحیدی و پر نعمت است(مثل داستان حضرت یوسف)
پذیرش خیلی اصل مهمی هستش.بسیاری از سختی هایی که فکر میکنیم هرگز درست نمیشن اگه یه لحظه از وابستگی بهشون و زور الکی برای حل کردنشون برداریم میبنیم به روشی که فکر نمیکردیم حل شده.فقط باید تمرکزمون رو از روش برداریم.بگیم خدایا من اینو حل شده میخوام.این دنیا رو پر نعمت برام افریدی من بابت این نعمتا شکر میکنم و مشغول حس خوب و سپاسگزاریم که میبینم مسئله هام یکی یکی حل میشه.
آشپزی که میکنیم شاید هیچی نمیدونیم که این گرما و آب چطور عمل میکنه که مرغ پخته میشه ولی وقتی تایم ناهار شروع به آشپزی میکنیم میدونیم ناهار اماده میشه!
پس وقتی میریم اداره ای یا با کسی میخوایم حرف بزنیم بدون ترس(چون هر ترسی نشانه قدرت دادن به غیر خداست=شرک) قدم به جلو بذاریم و مطمئن و سپاسگزار باشیم که موردی بهش فکر میکنیم حل شده.
وقتی خدا رو وکیل خودمون قرار میدیم به صورت باور نکردنی میبینم اصلا نیاز به صحبت یا توضیح اضافه به هیچ کس نبود و چقدر اسون حل شد چون اسون شدیم برای اسونی ها(با واگذاری نحوه ی انجام شدن کار ها به خدا)
از اشتباه کردن هم نترسیم چون وقتی با خداییم اصولا هیچ اشتباهی نمیکنیم.
در بخش عقل کل دوستان سوالی در مورد ایه ی و ما رمیت اذ رمیت پرسیدن که کامنت ها بینظیر و هرکدوم دری از علم رو باز میکنه.که از خوندن و حل شدن مشکل لذت بردم چون هدایتی بود.
خدا رو شکر و مطمئنم که امروز عالی میشه چون لایقشم.
در پناه خدا باشیم
فتبارک الله احسن الخالقین
سلام به دوستان عزیزم
روز سوم
ایمان به خدا که اگر واقعی باشه باعث تسلیم در برابر اون میشه واعتماد و توکل رو به همراه داره .و آخرش منتهی میشه به احساس آرامش.
وقتی ایمانی مثل ابراهیم داشته باشم دیگه ترس از چیزی یا کسی بی معنی میشه و ناامیدی وغم و همه ی باورهای بد از بین میره
البته که رسیدن به این ایمان یک روند تکاملیه و هر روز که قدم برداری نتایج بیشتر و بیشتر میشه
هنوزم من گاهی آنچنان درگیر حل مشکلات میشم و به دنبال راه حل ها مختلف میرم و اینقدر به بنبست ها میرسم که ناامید و خسته و درمانده میشم و بعد متوقف میشم میگم یه جای کار اشتباهه ،اینکه بخوام همه ی چالش هارو خودم به فشار و سختی حل کنم .بدون داشتن احساس خوب بدون دیدن پیشرفت ها و زیبایی ها و مهتر از همه بدون اعتماد و تسلیم در برابر خداوند که او آگاه به نیاز های منه بهترینهارو برای من در نطر میگیره .
باید اینقدر یادآوری و تمرین داشته باشم تا به این باور و ایمان برسم
ممنون از دوستان خوبم
سلام
نمیدونم کار خداست یا کار مریم جونه؟؟ که انقدر قشنگ انقدر بجا وعالی این فایلهارو توی این پروژه روز شمار تحول من پشت سر هم چید
چقدر قشنگ چیدی خدای من شکرت
تا اینجای کار یاد گرفتم که خداوند مالک منه
یاد گرفتم نه همسر نه فرزند نه خانواده نه دوست نه آشنا نه حتی پیامبر و ائمه حتی حتی شیطان به داد من نمیرسه
من تنهای تنها اومدم وتنهای تنها از دنیا میرم بدون اینکه کسی با من باشه
حالا توی این مسیر خدا بهم پدر مادر خواهر برادر همسر فامیل دوست آشنا فرزند و…داده
اما چقدر قشنگه که باز هم بدون هیچکدوم از اینها به خودش برمیگردم خالی خالی
یادگرفتم من توی این مسیر نمیتونم به هیچ کسی ظلم وبدی کنم
فهمیدم هرکدوم از ما تو یه مدار خاص خودمون هستیم وداریم به تکامل میرسیم به کمال به درجات بالاتر البته باز هم اگر خودمون بخایم
یاد گرفتم تا من نخام خدا هم کاری به من نداره و برام نمیخاد
حتی خدایی که نفس منو میکشه قلب منو میتپه انقدر منو آزاد ورها گذاشته که هر جور دوست دارم زندگی کنم حالا میخام برم بالای بالا منو هدایت میکه میخام برم تو قعر زمین باز منو میبره
یاد گرفتم همونطور که من قدرت ظلم کردن بدی کردن نابود کردن و اذیت کردن و از زندگی ساقط کردن و محدود کردن وزندانی کردن کسی رو ندارم هیچ کسی هم توانایی ظلم کردن اذیت کردن مهجور کردن زندانی کردن محدود کردن وجلوی پیشرفت منو گرفتن منو نداره
یاد گرفتم اگر از همه چیز وهمه کس قطع امید کردم وخالصانه نشستم تو محراب خدا اونوقت خدا همه چیز میشود مرا
یادگرفتم اگر فکر میکنم که بخاطر بزرگ شدن تو جامعه ایرانی باید تا ابد ودهر از پدر مادر فامیل همسر فرزند ومردم حساب ببرم و همش برای حرف اونها زندگی کنم و آرزوهای خودم رو در نطفه خفه کنم اشتباهه یه اشتباه محض و برای شکستن این تابو فقط وفقط باید از خدا بخام و شجاع باشم وهمه چیز رو بسپارم به خودش و عجله نکنم و قدم به قدم تکاملم رو طی کنم تا به این شربت شیرین برسم که من آزادم من رها هستم من از خدام من تکه ای از خدام و خدا مالک منه خدا رئیس منه خدا صاحبه من خدا مولای منه خدا ام منه خدا آقای منه و خدا عاشق منه ومن معشوق خدام
واین خدا بالاترین بزرگترین بهترین قدر قدرت ترین نیروی جهانه
پادشاه پادشاهانه من دردانه این خدام
من مخلوق این خدام
حالا میفهمم چه حسی داشت عشق بازی مولانا و شمس وحافظ و سعدی و …با خدا
حالا میفهمم چه کیفی برد چه لذتی برد ابراهیم از خلیل خدا بودن از رفیق فابریک خدا بودن که حاضر بود هر سختی هر رنجی هر امتحانی رو بجون بخره تا بتونه در این مجلس عیش ونوش با پروردگار خودش عشقبازی کنه
انقدر این شراب شیرین بود که مست مست از دل آتش رد شد
مست مست عزیز جانش جگر گوشه اش رو وسط بر وبیابون رها کرد و رفت به سوی دیار عشق
پدر و قبلیه رو رها کرد و پشت سرش رو هم نگاه نکرد
بتهای هزار ساله رو به عشق معبود خورد وخاکشیر کرد و حتی نفهمید چه کرده بسکه مست این حال خوش بود
چه حس رهایی داشت
نوش جانش گوارای وجودش
حالا میفهمم این شعر یعنی چی
با خدا باش وپادشاهی کن
با خدا باش وهرانچه خواهی کن
خدایا شکرت شکرت شکرت
و خدایی که در این نزدیکیست
کاش یک ذره به اندازه یک نقطه ریز از ایمان حضرت ابراهیم در دل من به وجود بیاد تا از این که هستم بهتر و بهتر بشم و زندگیم سراسر نور و عشق بشه.با اینکه ی نقطه در دلم روشن شده به امید خدا ولی شاهد هستم چقدر زندگیم زیر و رو شده چقدر حالم بهتر شده.خدا رو شکر میکنم که به این سایت مجدد هدایت شدم و باز هم توکلم چند برابر شده.من توی محیط اطرافم دچار شرک شدم و زیبایی های زندگیم کم رنگ شدن ولی خوش بینانه ش اینه که زیبایی ها از بین نرفتن و این یعنی خداوند همواره همراه و کنار من بوده.از خدا میخوام که به من دوباره کار خوب و عالی م رو بده تا مثه قبل شادتر و سرحال تر بشم.الهی شکر.خدایا آرت ممنونم که بهم گفتی آروم باش و منتظر تا در وقت مناسب خواسته هات رو اجابت کنم.ممنونم ازت خداجونم.دوست دارم با همین آرامشی که در دلم دارم توی بعلت بخوابم و لذت ببرم از بودنت در قلبم و در وجودم.الهی شکر خدای مهربونم.با اینکه روز سوم از شروع سفرنامه هستم ولی خیلی خیلی احساسم عالی تر شده و انکار که گمشده م رو پیدا کردم.الهی شکر.یا حق
ردپای من از روز سوم
سلام خدمت استاد و همهی دوستان
این فایل آموزنده واقعا اگر به آن عمل کنیم و مثل ابراهیم پا روی ترس هامون بزاریم یه تحول بزرگی توی زندگیمون رخ میده خود من نمیتونم بگم میتونم پاروی ترسهام بزارم هنوز من باید خیلی روی باورهای کار کنم تا بتونم مثل ابراهیم شجاع نترس باشم امید وارم این فایل هم یه جرقه ای برای من و دوستان باشه تا عمل کنیم تا عمل نکنی به هیچی نمیرسی حرفا حرفای قشنگیه ولی باید عمل کنی به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست درپناه خدا باشید
روز سوم
روز شمار تحول زندگی من
امروز روز یکی شدن با پروردگاره که اینقدر خودمون و خدای خودمون رو پیدا بکنیم که همه چیزو به خدا بسپاریم
اینقدر گاهی اوقات غرق در جامعه میشیم و مشکلاتو میبینیم و از مسیر خارج میشیم
خارج شدن از مسیر یعنی قطع ارتباط با خدا
من فکر میکنم عصب اتصال با خدا رو مثل یک ماهیچه باید دید که هرچقدر بیشتر کار کنی بزرگ تر و قوی تر میشه
این که دائما در حال گفتگو با خدا بشیم
و میشه الهاماتو گرفت
میشه اعتماد کرد که خدا کارامو انجام میده
کمک میکنه و هدایت میکنه
جلسه امروزم با ایمان به الله و خدای یکتا و بی همتا در همه جنبه های زندگی
اونقدری روی خودم کار کنم که نگران نشم
و به نجوا ها توجه نکنم
فقط این ایمان که خدا بهترین ها رو میخواد واسم پس بزار برات طراحی کنه
چیدمان کنه
زمانبندی کنه
چون من ناتوانم و او توانا
به نام الله یکتا
سلام گرم به استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
این فایل رو که گوش میدم هربار از خودم میپرسم که من چقدر تسلیم خداوندم؟
وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم هرجا تسلیم بودم و حسم رو حتی تو شرایط بدم خوب نگه داشته بودم شرایط به شکل خیلی معجزه آسایی خوب میشد و هرجا نگران بودم و خواستم با این احساس نگرانی کارام رو پیش ببرم، هرچی جلوتر میرفتم وضعیت بدتر میشد.
خیلی دوست دارم ایمان ابراهیمی رو در خودم ایجاد کنم و بتونم به این حد از تسلیم بودن برسم ولی خیلی راه دارم و از خداوند میخوام که هدایتم کنه و در مسیر درست قدم بردارم.
هر وقت این فایل رو گوش میدم یه آرامش فوق العاده ناب بهم هدیه داده میشه. واقعا از استاد و خانم شایسته عزیز خیلی خیلی ممنونم و امیدوارم یک روز حضوری بتونم ملاقاتتون کنم?
خداروشکر که تو این مسیر توحیدی حضور دارم.?