جهان مانند آینه عمل می کند - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2363 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین شائمی گفته:
    مدت عضویت: 2884 روز

    سلام و امروز روز پنجم سفر من هست (روز چهارم سفرنامه سایت)

    میخوام امروز واقعا از ته دل بابت چیزایی که خدا بهم ارزانی داشته سپاسگزاریشو بکنم

    خدایا نمیدونم چطوری شروع کنم، نمیدونم از چی یا از کجا بگم، نمیدونم اینو بگم یه وقت ممکنه اونو یادم بره انو بگم یه وقت اینو یادم بره انقدر که چیزایی که بهم دادی زیاد هستن و همشون عالی!

    خوب من نمیتونم شکر همه چیز هایی که بهم دادی رو به جا بیارم اما میخوام الان باهات صحبت کنم و بهت بگم من میبینم لطفتو و بهت ایمان دارم خداجون

    خدایا شکرت بابت پدر و مادر خوب

    خدایا شکرت بابت سلامتی و هر روزی که بهم میدی تا بتونم دوباره زندگی کنم و از زندگی لذت ببرم و نفس بکشم و حداقل لت نفس کشیدن رو داشته باشم

    خدایا شکرت بابت دوستان خوبی که بهم دادی و همینطور همه روابطی که دارم

    خدایا شکرت که منو با این سایت، با استاد عباسمنش و تیمشون آشنا کردی

    خدایا شکرت که هر روز به ایمان من به خودت میفزایی

    خدایا شکرت بابت موبایل خوبی که دارم و همه امکاناتی که دادی

    خدایا شکرت بابت این کامپیوتر که الان دارم باهاش مینویسم و شکرگزاریتو میکنم

    خدایا شکرت به خاطر درختان زیبایی که امروز در خیابون دیدم

    خدایا شکرت مدرسه ای که میرم و سطح علمی ای که دارم

    خدایا شکرت بابت وضعیت مالی خونواده ام

    خدایا شکرت بابت زندگی آرامم و آرامشی که هر روز بیشترش رو بهم میدی

    خدایا شکرت معلمین خوبم، خدایا شکرت به خاطر تمام موفقیت ها و افتخاراتی که تا حالا بهم دادی

    خدایا این ها حتی 1 میلیونیم نعمت هایی که بهم عطا کردی نیست اما من میخوام بهت بگم که حواسم هست بهت و میدونم پیشمی و داخل قلبم هستی و منو هدایت میکنی و من میبینم هدایتت رو شکرگزارت هستم

    خدایا شکرت به خاطر همه چیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فرزانه دستوریان گفته:
    مدت عضویت: 2580 روز

    از وقتی یاد گرفتم روی نکات مثبت متمرکز شوم سر کلاس هام اتفاق بدی میفته که می خواد ناراحتم کنه ولی سریع احساسم رو تغییر میدم و ومطمعنم خدا هدایتم میکنه و این کلاس بهترین کلاس من خواهد شد و یه پرش برای من خواهد بود و با تغییر احساس ورفتارم دقیقا لحظات خوب و اتفاقات خوب برام رخ میده . خدایا شکر خدایا شکر که گروه عباسمنش رو در مسیر زندگیم قرار داده. این روزها خیلی حالم خوبه . دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    هما خاکپور گفته:
    مدت عضویت: 2611 روز

    سلام خانم شایسته عزیزم و استاد خوبم این فایل رو بار هار وبار ها گوش دادم شاید یک ساعت فقط بهش گوش دادم میدونم وقتی که رو ی باور هات کار میکنی حتی ادم های اطرافت هم مثل خودت میشن به همون اندازه عالی و خوش قلب و خوب با ارزو ها و خواسته های بزرگ اما گاهی ادم های اطرافت تنها از کمبود و نشدن حرف میزنن و اینجاست که باید باز هم توی عمل تمام اگاهی ها رو به خودت ثابت کنی اینکه شاید شرایط الان اون جوری که میخوای نیست اما تو باید سپاسگزار باشی و باز هم تمرکز ت رو ی نکات خوب زندگیت داشته باشی و در موردش حرف بزنی داشتم جدید ترین فایل سفر به دور امریکا رو میدیدم اونقدر بهم خوش گذشت که دوباره سوالم رو پرسیدم چه جور ی استاد به این همه لذت و خوشی رسیده من هم میخوام به دستش بیارم باز هدایت شدم به همین فایل درست توی شراطی ناخواسته زندگیم سپاسگزاری در مورد هر چیزی که داری تمرکز روی اون چیزی که میخوای چیزای که حست رو خوب میکنن جوری که استاد میگفتن من همه چیزو اسون به دست اوردم به خاطر عمل به همین موضوع هست سپاسگزار باش هر چند کوچک تمرکز کن روی چیزی که میخوای حرف بزن با خدایی که هر لحظه هدایت گر توست

    وقتی توی شرایط ناخواسته هستی بدون این همون جای هست که باید به دانسته هات عمل کنی نه فقط مثل جملات زیبا بهش گوش بدی از خداوندم ممنونم که اینجام که هر مسئله پیش اومد مستقیم توسط خدای درونم به اینجا هدایت میشم امیدوارم روز ی وقتی یک دختر موفق شدم از نزدیک ببیمتون استاد عزیزم دوستتون دارن?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مریم جهانبخش گفته:
    مدت عضویت: 3399 روز

    بنام خدا

    روز چهارم سفرنامه

    سلام استاد و دوستان عزیزم و خانم شایسته عزیزم من از دیشب تعهدنامه نوشتم که خودم رو در فرکانس مثبت قرار بدم یعنی به تعهدم عمل کنم و الان که این فایل گوش دادم دیدم استاد داره درمورد تعهد میگه مثل روزه گرفتن و این تعهد رو هم دراینجا وهم در تعهد نامه خودم در دفترم می نویسم

    من مریم جهانبخش پیش استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم وهم خانواده صمیمی ام تعهدم میدهم که به شدت روی ورودیهایم کار کنم و تمام توجه ام را روی نکات مثبت زندگی ام بزارم وهر لحظه روی خودم کار کنم چون میخام زندگی ام رو تغییر بدهم میخواهم آزاد و رها و خوشبخت وبا سلامتی و ارامش و ثروت زندگی کنم

    چون من بدنیا اومده ام تا خوشحال و شاد زندگی کنم واززندگی لذت ببرم

    چون من خالق زندگی خودم هستم هیچ کسی نمیتوانم در زندگی من تاثیر بزاره همه چی بدست خود من هست

    من اگر ناراحت بشم عصبی بشم ناامید بشم به خودم ستم کردم پس جایگاهم دوزخه

    وشیطان هم اون زمان میگه من به شما وعده دادم شما پذیرفتید من از شما بیزارم

    خدایا از وقتی اینو فهمیدم که هیچ کس نمیتونه توی زندگی من تاثیر بزار جز خودم انگار دنیارو به من دادن

    استاد تونست با اون همه افکار منفی تغییر کنه

    پس من هم میتونم

    کامنتهای خانم شبخیز رو میخوندم ایشون هم توانستند به عنوان یک بانو پس من هم میتوانم به عنوان یک بانو

    ممنون استاد خوبم و همسر گرامی استاد روز همسربودنت مبارک

    بانوان عباسمنشی و مادران گرامی روزتون مبارک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    نسرین ویسی گفته:
    مدت عضویت: 2533 روز

    به نام خدا وند هستی بخش

    روز چهارم سفرنامه

    نکات مثبتی در دفتر سپاسگزاری نوشتم والبته در مواردی که به بهشون نظرمثبتی نداشتم هیچ کاری نکردم فقط تصمیم گرفتم خودکار بدست و نوشتم وخودش اومد …خدایا شکرت فقط کافیه مابخواهیم تو میدهی وچرا فراموش میکنم ودوباره میخواهم خودم کارم را انجام دهم به خودم نگرانی میدهم هول میشوم که الان چکار کنم.

    من خیاطی میکنم ،هروقت سفت وسخت میچسبم به اصول وخودمو درگیرش میکنم ومدام به این فکر میکنم که الان چکارکنم چجوری انجامش بدم ، کارم دلچسب نمیشه اصلا باب دلم نیست ،کاربه زور پیش میره وفقط میخوام تمومش کنم ولی یه موقع هایی( بیشتر به خاطر کمبود وقت )کارمو میسپرم دست خدا ومیگم خدا کمکم کن وباور نکردنی باور نکردنی کارم زیبا وعالی ومنحصر بفرد میشه چیزی میشه که از درونم اومده دیگه اطرافیانم میدونن میگن نسرین تحت فشار باشه کارشو عالی انجام میده .اصلا نتیجه یه چیزه دیگه میشه .این یعنی در موارد دیگه من خودم میخوام کارو انجام بدم .خدایا فقط کافیه از ته قلبمون ازتو بخوایم وایمان داشته باشیم ،تو خودت انجامش میدی پس من فقط ازت میخوام وایمان دارم که بهم میدی .خدایا من میشنوم ومیخونم اما پای عملم لنگه

    اعتماد بنفس

    اعتماد به رب

    پیدا کردن نکات مثبت

    به خودم گفتم عالی رو این سفرنامه کار میکنم تو دفترم مینویسم نکات خوبی پیدا میکنم مثل زمان کنکور میشینم یه بند میخونم ومیفهمم ودرست میشم اما هیچی نیومد هیچی درست نشد حس خوب تغییر نداشتم شور وشوقم کم شد حتی نوشتن نکته ها حتی کارکردن وجواب سوالهای فایل اعتماد بنفس رو دادن هیچی هیچی فایده نداشت کامنتای بچه ها رو خوندم وکیف کردم ولی حسودیم شد چقدر خوب مینویسن حتما خیلی رو خودشون کار کردن

    تا اینکه همین الان باخوندن کامنت ارزو خانم در مورد خدا دلم لرزید خدااا به این فکر کردم که نسرین نکنه دوباره خودت میخوای کارو انجام بدی وبه خاطر همینه که سخت پیش میره به خاطر همینه که کند ونچسب انجام میشه

    من فراموشکارم ولی هردفعه تو یادم میندازی خدای مهربونم

    خدای مهربون من رب هدایتگرم من نسرین ازاد خودمو میسپرم به تو ،این تو واین سکان کشتی من

    واینجاست که باید این شعرو ملکه ذهنم کنم

    باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد خودش میبردت هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست

    چقدر احساس خوبی از نوشتن این کامنت دارم حالا میفهمم چطور بچه ها طولانی مینویسن وقتی وصل به خدایی این تو نیستی که مینویسی خدایا شکرت برای این خانواده بی نظیر عباس منش که اینقدر به تو وصلند خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      Beh Afarin گفته:
      مدت عضویت: 2223 روز

      به نام رب تنها خالق و مالک و فرمانروای دنیا..

      به نام خدایی که من رو خالق زندگی خودم قرار داده،

      سلام سلام نسرین خااانونمم آزاد عزیزمم😍😍

      ای جاااانم بهتتت که خودتو سپردی دستتت خداااا😍

      عزیز دلمممم پیشنهادم بهت اینه که زیاددد به خودت سخت نگیری،

      خودتو با هیچ کسی مقایسه نکنی،

      خودت فقط و فقط با دیرور خودت مقایسه کن،

      بگووو دیروز اینجوری بودم،ببینم امروز چطوریم..

      میدونی چیه عزیزم،منم سرعت تغییراتم بالا نیست که،و تصمیم گرفتم بع خودم سخت نگیرم..

      چون شرایط گذشته من،و زندگی الان من،

      روحیاتم،

      باورهام،

      اعتقاداتم،

      خانواده م،

      هیچچ کدومششون شبیه به هیچ کسی دیگه ای نیست،

      پس اروم میشم و نرم نرمک جلو میرم..

      تو همین سایت بچه هایی هستند که خانوادگی مثبت نگرن،من روزانه بابام داره بهمون اخبار تزریق میکنه😁با اون صدای بلد تلویزیون،نباید خودمو با اون شرایط مقایسع کنم..

      هر چندددد من خیلییی اعراض میکنمممم،

      ولی خب گاهااا صدای این ورودی های منفی به گوشم میرسه،

      عزیز دلمم کامنتم طولانی شد،ولی حسی بهم گفت که اینا رو بهت بگم..

      دوستت دارم🌸💐

      در پناه خدا هر روزت عالی تر و بهتر ار دیروزت باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        نسرین ویسی گفته:
        مدت عضویت: 2533 روز

        خدایا شکرت خدایا شکرت

        سلام به شما دوست عزیزم

        نمی دونم چی بگم زبونم بند اومده با خوندن پیام پر از مهرتون خدای من چقدر قشنگ وزیبا بهم میگی ومن کاملا هدایتی پاسخ شما رو دیدم چون چند وقته که ایمیلا رو باز نمیکنم خدایا شکرت ودرست همین امروز صبح به این فکر میکردم که سوالی مطرح کنم در عقل کل ومضمون سوالم این بود که با فلان شرایط خانوادگی بزرگ شدم برای عوض شدنم چکار کنم ولی شما دقیقا به همین موضوع اشاره کردید دقیقا همین موضوع وای خدای من .. دلم میخواد از شوق نگاه خداوند فریاد بزنم ..دیشب با تمام خستگی خداوند هدایتم کرد که سپاسگزاری رو بنویسم وصبح در حالت خواب وبیدار به این فکر میکردم که در چه شرایطی بزرگ شدم واین نوع بزرگ شدن من هست که باعث شده نتونم الان اون کاریو که میخوام انجام بدم بعد مستاصل شدم وگفتم تو عقل کل بنویسم اما بعد از بلند شدن ونوشتن سپاسگزاری تو دفترم به کل فراموش کردم همه چی رو وچقدر قشنگ خداوند هدایتم کرد ودوباره به یادم انداخت .خدایا شکرت نمی دونم چی بگم ولی حالا مطمینم همین اصلی ترین باوره غلطه که نمیذاره من حرکت کنم وباید خیلی جدی بشینم وفکر کنم .خدایا شکرت .یه چیز دیگه هم که گفتین اینکه من خیلی به خودم سخت میگیرم وخودمو مقایسه میکنم درست میگید. نمی دونین چقدر با این پیامتون حالم خوب شد .با تمام وجودم از خدای خودم سپاسگزارم واز شما دوست مهربانم بی اندازه سپاسگزارم .خداوندا همه ما را به راه راست هدایت کن .خدای من ،تصمیمم رو گرفتم که تغییر کنم تصمیم گرفتم که خودم رو باورهامو بکوبم ازنو بسازم وتویی معمار وجود من ممنونم برای این اگاهی برای این نوشتن (من برای نوشتن کامنت مقاومت داشتم ولی خداروشکر الان میفهمم که چقدر خوبه وممنونم استاد ) .بازم ممنون Beh Afarin زیبا .پاینده سلامت شاد وسعادت مند باشی در دنیا واخرت .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          Beh Afarin گفته:
          مدت عضویت: 2223 روز

          به نام رب تنها خالق و فرمانروای دنیا…

          سلام عزیز دلم..

          وااای که چقدر خوشحال شدم،وقتی دیدم دستی از دستای خدا شدم براتووون..

          موفق باشیننننن گل من..

          با قدرت ادامه بده،خداااااا عاشق شماست

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2231 روز

    بنام خداوند دوست داشتنی

    من مهدی وثوق ضمن سپاس و ستایش خداوند ، عرض سلام و احترام دارم خدمت خانواده صمیمیم عباسمنش

    شروع میکنم به تایپ درکی تا این لحظه از فایل ” جهان مانند آینه عمل میکند ” در 88 اومین! روز آشناییم با این درگاه نورانی در چهارمین مدار سفر نامه پربرکت :

    فقط فکر کن همه چیز درست میشه !!!!

    این جمله رو خیلی شنیدم ، یه ذره ایهام داره ، اصلا منظورش چیه ؟ چطور با فکر کردن همه کارا راست و ریست میشه؟

    یادم اومد از برنامه کودک ایکیو سان!!

    من وقتی با کلیپ راز اشنا شدم اونجا این برداشتو پیدا کردم که من بشینم یه گوشه تمرکز کنم ، تجسم کنم اون حالت رویایی که مد نظرمه ، حسشو پیدا کنم و با اون حس زندگی کنم اونجاست که فرایند خلق صورت میگیره

    تو همین حوالی بودمو آزمایشش ، گاهی به وجود میومد گاهی خبری نمیشد ، تا اینکه فهمیدم یک قانون دیگه هم هست به اسم رهایی ، ینی هم باید بهش فکر کنی همم رهاش کنی!!

    این ادراکی بود که اون زمان داشتمو تو کشمکش که به خواسته هام برسم از طریق قانون جذب و فکر کردن به خواسته هام…

    تا خداروشکر هدایت شدم به اموزه های جناب عباسمنش عزیز و تعریف جدیدی از تفکر و کانون توجه رو تقریبا میشه گفت فهمیدم که در اینجا از خدا میخام درکمو بیشترکنه

    استاد تو این فایل گفت : توجه ما به هرچیزی در زندگی موجب گسترش اون حالت در آینده میشه …

    این فرق میکنه با فکر کردن ، دقت کن ، گفت توجه کنی …

    توجه کردن با گفتار زبانی یا دیدن تصاویر فرق میکنه

    تو قران اشاره کرده به تو نگاه میکنند درصورتی که نمیبیند به تو گوش میدن در حالی که نمیشنوند یا اون ایه معرف کرندوکورند و لالند در سوره بقره – این همین حالت توجه رو داره تشریح میکنه …

    این حالت فرق میکنه با ضرب مثل مثه کپک سرتو بکنی تو برف

    تو اون حالت ، یا بهتره بگم عملکرد قبلی من اینجوری بود ، ماسک میزدم که مثلا مثبت اندیش هستمو به چیزایی که میخام فکر میکنم ، درصورتی که اون تضاد ، اون نیاز بحدی بود که واقعا رد پای منفیش تو افکارم بود اما من زبانا میگفتم خداروشکر که اتفاق بدتر نیوفتاد

    مثلا ماشینم خراب میشد گوشه بزرگراه میموندم تو اون حالت که تو دلم یه دلشوره و اضطرابی بود ته دلم میگفتم خداروشکر ماشین از پشت نزد ، تونستم راحت کنترل کنم ماشینو ازین قبیل دیالوگ ها – در صورتی که واقعا حسم بد بود

    باز به حساب خودم پیشرفت کرده بودمو مثلا وقتی که منتظر امداد بودم که بیاد ماشینمو بکشه تجسم میکردم در اینده توی سانتافه ( ماشین مورد علاقم ) نشستمو به یاد این روز اومدم اینجا کنار بزرگراه پارک کردمو درحالی که سیستم تهویه هوا روشنه و اصلا جوش نمیزنم که بنزین داره میسوزه ، موزیک لایت گوش میکنم و میگم هییی یادش بخیر و خداروشکر….

    خلاصه روزا گذشتو من تا الان هنوز با همون پیکان سفیده میامو میرم امـــــــــــــــــا از یه تایمی شرایط داره تغییر میکنه ، خداروشکر خیلی وقته ماشینم اونجوری خاموش نکرده یا اگه خاموش کرده قبل واستادن میزنم دنده دو را میوفته خداروشکر با سرعت ادامه میدمو پنجره هام پایین باد میاد سیستم تهویه هوای الهی لذتشو میبرم ( فکر کنم فقط استاد یا بعضی از دوستان این حالتو بفهمن )

    من این روزا به یه درک جدیدی از کنترل ذهنم دست پیدا کردم که واقعا حسمو خوب کرده و واقعا یه سری نیازام که واقعا مثه یه لقمه گنده تو گلوم بود کم کم فشارش کمترشده و امروز متوجش شدم کلا یادم رفته ازش.

    تو سومین مرحله این سفر پربرکت سوره حمد تو سرم هی پلی میشد ، ینی تا دیروز کامل نمیدونستم چرا هی صدا میاد الحمدولله رب العالمین و منم باهاش همراه شدمو تکرار میکردم…

    تا اینکه این فایل اومدو یه تکه پازل تکمیل شد

    الان با یه مثال واضح رد پامو ثبت میکنم ، به امید اینکه بیشتر به معرفتش دست پیدا کنمو مفید واقع بشه برای بقیه دوستان.

    چیزی که من تا الان فهمیدم فقط فکر کردن به خواسته ها نیست

    من اون زمان که با تضادی روبه رو میشدم میومدم توی ذهنم حالت خوبشو شبیه سازی میکردمو خداروشکر میکردم که عوامل ایجاد کننده این حالتو برطرف میکنه و منو به نیازم میرسونه ، اما این حالت زیاد جوابگو نبود روی بعضی چیزا

    تا اینکه این سوال مطرح شد : ایا خداوند برای بنده اش کافی است ؟؟ طی گزارشی که در مرحله سوم سفرنامم ثبت کردم این مرحله رو رد کردم

    الان انقد تو عبارت الحمدلله رب العالمین ذوب شدم که واقعا نیازام که واقعا سختم بود تحملش خیلی کم رنگ شده

    اره فقط با گفتن عبارت الحمدلله رب العالمین

    و توجه میکنم به این ربی که در برگیرنده همه چیزه.

    من تا الان اینجوری کانون توجهمو روی چیزای مثبت معطوف میکنم ، با تکرار کردن و فکر کردن و میگم من بجای فکر به این تضاد یا چگونگی حالت خوبش فقط تسبیح و حمد خدا رو میکنم ، اونه که پایداره اونه که مقصوده

    همه عرضه ها منقضی میشه و تقاضای ارتباط من با منبع همیشه هست . فقط میگم الحمدلله رب العالمین و گاهی میگم الحمد ربی که الرحمان الرحیمه و مالک یوم دینه …

    این خیلی ارومم میکنه و واقعا طی همین یک روز یک دست اورد بزرگ واسم داشته که در ادامه میگم.

    من با تغییر باور هام یکسری کار به دلم افتاد که انجامش بدم و یکی یکی رفتم جلو ، ازون جایی که هنوز به اصل تکامل واقف نیستم بازم کما بیش عملکردم جوری بود که یه شبه میلیاردر شم برم زمین کناری پرادایسو بخرم به همین خاطر بعضی کارا یا پروژه هام متوقف شد اما کم کم با طی کردن مدارم داره درهای جدید باز میشه به روم که واقعا فقط با طی کردن زمان مسیر بود

    ینی من هرچقدرم زمینو خوب شخم بزنم ، هرچقدم تقویتی بریزم هرچقدرم از نهالی که کاشتم مواظب کنم یا به حساب خودم تجسم بکنم که میوه داده باید شب بشه ، روز بشه ، باید پاییز تموم ، زمستون بیاد ، بهار بیاد ، شکوفه بزنه بعد تابستون بیاد تا ثمره به بار بشینه و میوه بیاد سر سفرم .

    این تکامله ، این پروسه هست ، هیچ جوره نمیتونی دورش بزنی شاید بتونی به طریقی زمانیشو کمتر کنی اما اساس اینه ، گذشت زمان …

    یکی از چیزایی که اول همین سفرنامه پربرکت بهم الهام شد دور دیوار کردن یه زمینی بود که ارثیه پدریم هست

    که بماند تصاحبشم یک روند معجزه ای تقریبا مثه اون ماجرایی که استاد تو جلسه دوم عزت نفس توضیح داد بود که واقعا معجزه بود یادش بخیر و خداروشکر

    ینی اوایلی که من دوره عزت نفسو گرفتم یکی از بزرگ ترین چالشا تقسیم ارث بود که واقعا خدا هدایت کردو ختم به خیر شد دوستانه ، اون زمان توفکرم این بود زمینو بگیرمو بفروشم بعد بهم الهام شد که دورشو دیوار کن

    گفتم چشم ، رفتم با بنا صحبت کردم گفت 18 میلیوون میشه

    انقد حسم خوب بودو اون زمان فقط مثه قبل ینی فقط تجسم میکردم که من زمینو ساختمو دارم ویلا سازی میکنم

    در حالتی که کل موجودی نقدی 7-8 م بیشتر نبود!!!

    ینی تجسم میکردم واسه خودم اصلا فکر نمیکردم که چطور فقط میدیدم انجام شده

    وقتی بنا گفت 18 تومن حداقل هزینشه خالی شدم ، بعدش یه صدایی گفت شریک بگیر ، تا اینکه تو دوره عزت نفسم بودم که رسید جلسه ای که استاد باور های مخرب شراکت رو تشریح کرد اونجا بذر فقط روی خدا حساب کن تو دلم کاشته شد

    اما باز تضاد گفت خب چطور؟؟؟؟!!!!

    استاد گفت با همون مقدار سرمایه من کارامو میبرم جلو ، اروم اروم میرسم به هر چشم اندازی که مدنظرمه و نیازی هم به شریک و حمایت نیست ، خدا واسم کافی

    باز الهام شد ، برو مهدی بلوکه بخر با همین مقدار پولت ، مرحله بعد مشخص میشه …

    این ماجرا فک کنم مربوط میشه به حدود 8 روز پیش ، من رفتم کل پولمو بلوکه سفارش دادم حدودا 6.5 میلیون و گفتم خدایا توکل به تو میکنم و سه تومن بیعانه دادمو گفتم مابقی موقع تحویل

    قرار بود پری روز فک کنم بیادو بلوکه هارو تخلیه کنه اما خبری ازش نشد ، رفتم پیشش گفت اااااا اقای وثوق ببخشید کلا شما رو یادم رفته بود ، کلی عذر خواهی گفتم نه لازم نیست

    خیر بوده که یادت رفته فعلا دست نگه دار دوروز قبل اینکه بنا بیاد بهت میگم که بسازی ، اونم خوشحال شد گفت چشم چشم این فی مابین متوجه شدم قیمت بلوکه یه 30% افزایش پیدا کرده و گفتم من سفارشم ثبته دیگه اون موقع که بخای تحویل بدی معادل تفاوتی که در کار نیست … گفت نه اختیار دارین و کلی ازین حرفا گفتم خداروشکر

    این فی مابین باوری تو من شکل گرفت که خداوند از بینهایت طریق به من محبشو میرسونه و استاد گفت برین و درخواست کمک بکنین ، رفتم به عموم گفتم که بیست تومن قرض الحسنه اگه مقدوره بده ، اون گفت اوکی فردا خبرشو میدم ، ناگفته نماند این پروژم به خاطر کمبود نقدینگی تا الان متوقف شده فردای اون روز عموم گفت الان پولم گیره و … گفتم اوکی ته دلم گفتم خدا از جای دیگه میرسونه

    من تا سه چهار روز پیش همش تجسم میکردم که پوله از طریق یه نفر داره کارت به کارت میشه

    یا سری از نیازای دیگم از طریق فلان کالبد در حال ارضا شدنه

    در حالی که استاد میگفت فقط روی خدا حساب کن!!

    تو قران نوشته : آیا خدا برای بنده اش کافی نیست ؟؟

    گفتم اگه اینه که من دارم اشتباه میرم

    تا اینکه رسیدیم به این مرحله و که جهان مطابق کانون توجه ما حالتی رو مشابه اون واسمون به وجود میاره

    و کاری که من طی این دو روز انجام دادمو معجزه اتفاق افتادو

    پول مد نظرم رسید این بود

    من دائم فکر میکردم به صفت رب العالمین

    فکر میکردم که چه قدرتی هست ، رب العالمین

    و میگفتم چقدر خوب هم رحمان و هم رحیم

    ینی هم بخشایشگر عامه و هم خاص

    و این دو روز ذکرم الحمدلله رب العالمین بود

    همین عصری یه هوای خوبی بود سوار دوچرخه شدم رفتم در راستای دیدن و تحسین زیبایی تو یه مجموعه که در حال ویلا سازی هست ، کلی زمین که داره ساخت و ساز میشه و من همش میگفتم الحمدلله رب العالمین

    که یه هووووو بووووم!!!!!!!

    عموم جلوم سبز شد و کارتشو دادو گفت توش 26 م پوله ، برو ببینم چکار میکنی !!! و رفت محو شد چون عجله داشت هیچی دیگم نگفت اینگار خدا چرخوندتش تا بیاد پیش من!!!

    خدایا شکرت ، من فقط خوشحال بودم به رحمت رب العالمین

    و بازم میگم الحمدلله رب العالمین

    این فی مابین به لطف خدا یه سری هدایت های دیگه انجام شد

    من طی همین سه چهار روز پیش وارد بازار بورس شدم!

    تماما هدایتی و واقعا هیچ هیچ هیچ هیچ زحمتی نکشیدمو کد بورسیمو پروسه ورودو احراز هویتم خیلی زود انجام شد و وارد یه محیطی شدم که واقعا هیچ هیچ هیچ اشنایی ندارم!

    و فقط میگفتم من در مسیر هدایت هستم خدا کمکم میکنه

    و بااااااااااز بووووم با یه محبتی از جانب خدا روبه رو شدم که واقعا همش معجزس که گذارششو در بخش های دیگه سایت ثبت کردم و این دست خداوند خودش با کارتابل یا پرتفوی من داره فعالیت میکنه داخل پرانتز من سه تومنی که میخاستم بدم به بلوکه اوردمش وارد بازار سرمایه و تا الان چنتا معامله داشتم که به لطف خدا رو به بالا بوده و باز الهام شد مهدی ازین راه تامین سرمایه کن واسه ساخت و سازت

    تو این حول و ولا دنبال پول بودمو دائم میگفتم الحمدلله رب العالمین که عموم پولی تحت عنوان قرض الحسنه داااد بهم و میخام تمامشو به امید خدا وارد بازار سرمایه کنم و از سودش بزنم تو ساخت و ادامه الهاماتی که انجام شد

    تماااااااااااااااام این کارا فقط از فضل خدا و فقط با توجه کردن به قدرت مثبت و الهی یا به عبارت الحمدلله رب العالمین انجام شد —-

    الان یه صدایی تو سرم پیچید

    ایا خداوند برای مهدی وثوق کافی نیست ؟؟!!

    و من میگم خدای مهربون من ازت عذر خواهم که شرک داشتم ، تورو فراموش کردمو یه جورایی سرمو کرده بودم تو برف

    من باید فقط به تو توجه کنم و الان یقین پیدا کردم تو واسم کافی هستی ، فقط ازت خواهش میکنم کمکم کن که تمام توجهم روی تو باشه ازت خواهش میکنم اهداصراه المستقیم

    یا رب العالمین ازت متشکرم که اجابتم میکنی

    با یه شوق با یه حس خوب منتظرم فردا بیادو برم هماهنگیای واریزو خریدو انجام بدم

    با یه شوق با یه حس بی نظیر منتظر ببینم فردا در کدوم مدار و مرحله این سفرنامه پر برکت قرار میگیرم.

    یه اعتراف تا پیش از فقط دنبال پوول بودم ، فقط دنبال این بودم نیازام به طرق مختلف برطرف بشه ، یا بهتر بگم خیلی حریص بودم ، کم کم داره یه حسی تو دلم میشنه و میگه تیک ایت ایزی! اروم باش مهدی اقا کجا میخای بری ؟؟!

    با یه ارامشی میگه که اصلا دیوانش دارم میشم

    کم کم روزنه های ایمان و عشق به خدا داره تو دلم میاد

    خیلی حسم خوبه خدایا ازت متشکرم.

    تامام!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    حمیدرضا ایزدان گفته:
    مدت عضویت: 2525 روز

    درود بر استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان

    دوستان من از امروز تصمیم گرفتم روزه تمرکز بر نکات مثبت بگیرم و به خودم تعهد دادم که تحت هر شرایطی فقط به نکات مثبت توجه کنم وبه هر مسئله ایی هر چند نامناسب از زاویه ایی نگاه کنم که بتونم نکات مثبتی ازش پیدا کنم وبر آن توجه کنم.

    امروز صبح خیلی زود حدود ساعت پنج صبح از خواب بیدار شدم از تخت خوابم که آومدم بیرون خدا رو شکر کردم بابت تخت خواب گرم و فوق العاده راحتم و بعد ادامه دادم خدایا شکرت بابت سرپناه و خونه ایی که من دارم در حین شستن دست وصورتم خدا را شکر کردم بابت داشتن آب گرم و سپس مشغول عبادت خدا شدم و مرتب به اطراف نگاه میکردم ومیگفتم:

    خدایا شکرت بابت داشتن خانواده خوب همسر و دو فرزند سالم و همراه که در همه امور زندگی نه تنها سربار وسد راه من نیستند بلکه در همه کارها کمکم میکنند.

    خدایا شکرت بابت داشتن اسباب و وسایل و امکانات کامل زندگی در منزل.

    من هر روز با اتومبیل شخصی میرم سر کار و همون لحظه گفتم::

    خدایا شکرت بابت داشتن اتومبیل شخصی مناسب.

    در مسیر درخت های دو طرف خیابان سراشون در هم دیگر فرو رفته بود و برگ های زرد و نارنجی و بعضا”قرمز رنگ آنها چنان منظره زیبایی را خلق کرده بود که زیبایی آن اشک از چشمانم جاری کرد.

    خدایا شکرت بابت این مناظر زیبای طبیعت پائیزی.

    چقدر امکانات و اتومبیل های عالی در خیابان در رفت و آمد بودند.

    خدایا شکرت بابت این همه اتومبیل های قشنگ و زیبای میلیاردی و این همه انسان های ثروتمند و متواضع و خود ساخته.

    راستی چقدر نعمت و فراوانی زیاد بود در هر مغازه میوه فروشی که نگاه میکردی چون اول وقت بود یک وانت یا کامیونی ایستاده بود و داشت انواع میوه های عالی و با کیفیت رو تخلیه میکردند و خلاصه جنب و جوش بسیار زیبایی برقرار بود و همه مردم با رفتار دوستانه و لبخند با هم برخورد میکردند.

    خدایا شکرت بابت این همه فراوانی میوه و مواد غذایی و……..

    خدایا شکرت بابت مودت و دوستی که بین ما ایرانی ها برقراره و اینقدر هوای هم دیگر رو داریم.

    امروز من سعی کردم کمی بیشتر به زیبایهای اطرافم توجه کنم ولی باور بفرمایید آلان نمی توانم همه را بنویسم و اگر بخواهم به ریز همه را بنویسم باید تا صبح بنشینم و بنویسم، پس فقط گوشه ایی از این زیبایها را نوشتم و

    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

    در ضمن من تلاش می کنم روزه تمرکز بر نکات مثبت را هر روز بگیرم و ادامه دهم، به یاری خداوند مهربان

    در پناه خدا شاد ،سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    عطیه گفته:
    مدت عضویت: 2319 روز

    سلام به دوستان عزیز و هم مدارم.روز و ایامتون بخیر باشه و سلام به استاد و تیم پشتیبانشون و تشکر فراوان از همه کسایی که برای این اگاهی ها زحمت میکشن.

    خداروشکر میکنم که این روز سفرنامه رو هم با موفقیت پشت سر گذاشتم و کلمه به کلمه حرفای استاد رو بلعیدم با روح و جانم.الانی که دارم کامنت میذارم هنوز بعدازظهره و من ۸بار فایلو گوش دادم انقدر گوش دادم تا ملکه ذهنم بشه.

    تک تک کلمات واضح ساده بودن انا از حیث اهمیت از بنیادی ترین مسائل بودن.

    من اگه بخوام نسبت به گذشتم بگم خییییلی مثبت نگر تر شدم اما هنوزم لحظاتی هست که احساسم بد هست و نشون میده که افکار بدی توی سرم بودن و باعث اون حال بد شدن،برای همین یه برنامه ای ریختم ،از امروز که ۱۱ آذر هست تا آخر آذر یعنی تقریبا ۲۰ روز فقط و فقط و فققققققط روی زیبایی ها تمرکز کنم و سپاسگذارتر باشم و برای اینکه آسونتر بشه هر هفته رو یک سیکل درنظر بگیرم و جمعه ها اگه از خودم راضی بودم و پیشرفتی داشتم یه جایزه خوب به خودم بدم.حالا توی هر سیکل هفتگی هم روز به روز(طبق گفته مریم جان)به خودم تعهد بدم که فقط برای امروز ذهنم رو پالایش میکنم و تمام تمرکز و حواسم رو روی بهبود خودم و افکارم و سرمایه گذاری ذهنیم میذارم و روزم رو هم تقسیم میکنم به قسمتهای کوچکتر مثلا سه بار در روز آلارم گوشیم رو کوک کنم و هر ۸ساعت(مثل خوردن دارو) مثلا ۵دقیقه رو صرف بررسی ۸ساعتم گذشتم کنم و در پایان روز به عملکردم نگاه کنم و خداروشک‌کنم و جاهایی که لغزش کردم دنبال علتش بگردم و خودمو ببخشم و درسش رو بگیرم و از خدا بخوام روزی که قرار بیاد رو بهتر از امروزم باشم.

    من تعهد میدم که ۲۰ روز اینکارو (روزه فکری)انجام بدم و امروز روز اولشه و سعی میکنم هر جمعه بیام ودر جواب همین کامنتم گزارش هفتگیم رو بنویسم،انشاالله که تنبلی نکنم و با تعهد این پالایش رو انجام بدم.

    استاد اصل مطلب رو گفتن اینکه توجه ما به هرچیزی و ارسال هرفرکانسی باعث میشه جهان همون احساس و فرکانس و اساس و ماهیت همون چیز رو از یک ثانیه بعد،یک روز بعد،یک هفته بعد ،یک سال بعد و…. توی زندگیم بیاره و من اینطوری خالق زندگیم میشم.

    حالا اصل اینه و وقتی درکش کردی بینهایت تمرین برای این اصل هست من یکی دو موردش رو میگم اگه دوستان باهاش راحت بودن انجامش بدن وگرنه ریشه این تمرین ها همون چیزیه که بالا استاد اشاره کردن:

    اولیش اینکه اگه میخوای پول و ثروت وارد زندگیت بشه،برای چی میخوای؟میخوای بداری توی بانک یا زیر بالشت؟نه!میخوای پولت رو خرج کنی و لذت ببری و سطح زندگی بالاتر و راحتتری رو تجربه کنی ، خب پس بیا و تمرین “بازی فروانی” خانم استر هیکس رو انجام بده و انقدر واقعی بازیش کن تا پول وارد زندگیت بشه(اینطوری نیست که تورو خیالاتی کنه وبه قول استاد سرت زیر برف بره ممکنه دقیقا همون چیزو بهت نده اما چیز مشابهیو بهت میده که تو به همون احساس رضایت برسی.

    در مورد این یه مثال میزنم مثلا من یه چک (شبیه چک راز)برای خخودم نوشتم بابت خرید لپ تاپ،آخه چند سالی بود که کامپیوترم کیسش خراب شده بود و ارزش تعمیر نداشت و خب بابت فروششم پول خوبی دستمو نمیگرفت،چند وقت بعد اینکه چک رو نوشته بودم و به دیوار اتاقم زدم،به طور خییییلی هدایتی یکی از دستان خخدا به سمتم اومد که کامپیوترمو درست کنه و وقتی برده بود امتحانش کنه کاملا درست بود و من متوجه شدم اصلا کیس خراب نبوده بلکه اشتباه از کابل متصل به کیس بوده😳😳😳با یه کابل ۵۰هزارتومنی،عینا خواسته من برامورده شد و کامپیوتری که سالها خراب بود یکی دوماه بعد نوشتن چک لپ تاپ درست شد و نیازمو برطرف کرد،تازه کابلم نخریدم خود اون فرد گفت من‌کابل اضافه دارم این برای تو باشه😍☺️)

    تمرین دوم:

    تمرینی هست که خانم راندابرن توصیه کردن:در اتفاقات ناگوار زندگیتون بگردید و ۱۰خوبی رو که براتون به ارمعان آورده رو بنویسید و اینجوری احساس بدتونو از اون ناخواسته بردارید و ماهیت شکست توی ذهنتون از بین میره و اتفاقا براتون تبدیل به فرصت میشه.مثلا فرص کنید من‌کارم رو از دست دادم و بیکار شدم،موهبتاش:دیگه لازم نیست صبح زود بیدار شم و میتونم بیشتر بخوابم،وقتم آزاده و میتونم روی یک مهارتی که تاحالا سمتش نمیرفتم کار‌کنم میتونم روی باورام کار کنم،میتونم با خانوادم وقت بیشتری بگذرونم میتونم کار جدیدی پیدا کنم و برم توی یک محیط ناآشنا و جدید و به ترسالم غلبه کنم و….

    یا مثلا رابطه عاطفیمو از دست دادم خب قطعا ناراحتم،اما بیام و ببینم این از دست دادنه برای من چی به ارمغان آورده؟

    و ازهمه مهمتر اینکه وقتیاصل رو درک کنیم ما میتونیم خودمون تمرینی رو بسازیم که برامون بهترین باشه.مثلا الان ایفلوئنسرا و بلاگر ها خیلی زندگی هاشونو به نمایش میذارن مخصوصا لحظات خوششونو حالا مردم چکار میکنن؟به خاطر حسادت میرن‌کلی فحش میدن به طرف.ما چیکار کنیم؟خوشی و خوشبختی طرف رو ببینیم تحسین کنیم و با اینکه یکی قبل از من به خواستم رسیده باورمون بشه که ماهم لیاقت داریم و میتونیم و بعد خودمون رو جای اون طرف تجسم کنیم(مستند سریال زندگی در بهشت داره زندگی واقعی استاد رو نشون‌میده خییییلی برای ایده گرفتن خوبه و من خودم چندین بار خودمو توی پرادایس تجسم کردم😍☺️😁)

    یک مثال هم درجهت منفیش میزنم تا اینو قشنگ‌متوجه بشیم که نه فقط همون چیز بلکه ماهیت و اساس اون چیز میاد توی زندگیمون:یکی از دوستام یه سرمایه گذاری ای کرده بود و گویا طرف پولو باید سر یه موعد مقرری بهش میداد و دیر کرده بود و این خییییلی ناراحت شده بود و همش فکر میکرد طرف داره پولشو میخوره،چه اتفاقی افتاد؟چند وقت بعدش گوشیشو دزد ازش توی خیابون دزدیده بود!دوباره چند وقت بعد دزدی گوشیش زنگ زده بود به من‌ کلی فحش میداد به اون طرف و هی میگفت این هنوز پول منو نداده میخوام‌برم شکایت توهم بیا باهم بریم شکایت کنیم و من گفتم فلانی جون من الان کار دارم و باید برم بیرون دیرم شده بعدا صحبت میکنیم و خداحافظی کرد و دیگم زنگ نزد😁ببینید اون فرد رفته بود توی مدار کلاهبرداری و دزدی از طرق مختلفم جهان سر راهش میذاشت،من اگر به حرفاش گوش میدادم و توی اون فاز میموندم این اتفاقات برای منم پیش میومد(علت اینکه از بین اینهمه ادم زنگ زده بود و به من‌گله میکرد هم فرکانس خودم بوده چون پنج شش ماه قبلش منم همچین حسی داشتم و دقیقا از سرمایه گذاریم ناراحت بودم تا اینکه سریع فکرم رو عوض کردم و مسئولیت اشتباهمو پدیرفتم و تصمیم گرقتم توی اون مدار نمونم تا خدا موقعیتای بهتری رو سر راهم قرار بده و اون اشتباه رو که خودمو بابتش بخشیدم رو خداوند برام جبران کنه😍😍😍و البته یه عالمم جبران کرده😘💋❤️

    امیدوارم پایبند به تعهدم بمونم و امروز به عنوان روز اول پربرکت و ادامه دار شروع کنم.

    خیلی دوستون دارم شاد و موفق و پیروز باشید💐💐💐💐💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      عطیه گفته:
      مدت عضویت: 2319 روز

      سلااااااااااام

      من اومدم با گزارش هفته دوم

      این هفته خییییلی بهتر بودم که یک گشایشی توی کارمم ایجاد شد و الان از محل کارم دارم این کامنتو میذارم😍

      خداروشکر برای این جهان قانونمند و دقیق

      صبح شنبه رو با کلی انرژی شروع کردم و انشالله گزارش هفته بعدم 100برابر بهتر از این هفته هست

      بزن برررریم یه هفته شاااااد و پراز انرژی رو بسازیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      عطیه گفته:
      مدت عضویت: 2319 روز

      سلام سلااااااام🙃

      آقا من اومدم با گزارش هفته اول:

      از سشنبه تا امروز که جمعست و طبق قول و تعهدم پایبند به روزه فکریم و کنترل ورودی های ذهنم و توجهم بودم و مراقب گفتارمم بودم.

      دو مورد پیش اومد که ناراحتم کرد وحیلی برام شدید بود یکیش سشنبه و یکیشم امشب(جمعه)در حد یکی‌دو دقیقه گریه کردم و وقتی کاااامل فشار و استرسم برداشته شد دفترمو برداشتمو نامه نوشتم به خدا ازش خواستم حال و احساسمو عاااالی کنه.خداروشکر توی این ۴روز به خودم نمره ۹۸ از ۱۰۰میدم و به شدت راضیم چون توی روزه فکری بودم خیییلی سریع تمام تلاشمو کردم که حالم برگرده و اتفاقا نه تنها از حال بد رها شدم و به حال خییییلی خوب رسیدم.

      خدایاشکرت💐💐💐💐

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      عطیه گفته:
      مدت عضویت: 2319 روز

      سلام سلااااااام

      من برگشتم با تاخیر البته

      میخوام گزارش هفته سوم و چهارم رو باهم بدم

      اوضاع خیلی خوبه حال و احساسم عالیه اتفاقات داره بهتر و بهتر میشه.

      به محض ورودم به اورژانس بیمارستان،اورژانسی که از ماهها قبل کرونایی بود از حالت کرونایی دراومد و کلا بخش کرونا رو بردن یه ساختمون دیگه

      هنوز حقوق ماه اولمو نریختن که یه افزایش حقوق خیلی خوب برای کادر درمان درنظر گرفته شده و با حقوقای جدید برام حکم میزنن.

      توی این هفته خاله بزرگم فوت کردن و به خدا گفتم میدونم که مرگ حقه و پایان نیست پس ناراحت نیستم و خدایا تو کمکم کن که توی محیطی قرار نگیرم که احساسمو بد کنه،خلاصه شرایط جوری شد که نیاز نشد توی هیچکدوم از مراسماشون برم چون هرسری که مراسم داشتن من سرکار بودم و به جای شنیدن گریه و زاری و جیغ کلی سرکار با بچه ها میگفتیم و میخندیدیم و خوش میگذروندیم و خدا محیط منو عوض کرد.

      خیلی خوشحالم و احساسم خوبه خیلی مستقل شدم و یه موقعیتی پیش اومد که در پس اون متوجه تغییراتی که دوره عزت نفس دروجودم رخ داده شدم.حال و احساسم خیلی خوبه و خیلی جدی تر فیلترگذاری کردم برای خودم و هفته به هفته توی دفترم یادداشت میکنم و شبا تیک میزنم که امروز روزه فکری و فیلتر زبانمو نگه داشتم.

      امیدوارم هممون هرلحظه بهتر از قبل بشیم.

      ممنون از استادی که دست خدا شد تا با این مسیر آشنا بشیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    ورزشکار تیم ملی گفته:
    مدت عضویت: 2001 روز

    بِ نامِ خُدای مِهرَبان و سلام به دوستان عزیزم🌝

    .

    وقتی میام تو سایت اصن حال و هوام کلا عوض میشه دیگه نمیخوام برم بیرون ولی خب باید بعد از بدست آوردن آگاهی ها در صحنه ی زندگی خودمون رو نشون بدیم💪توی گوش کردن فایلا عجله دارم دوست داریم تمام مطالب رو یاد بگیرم گرچه تمومی نداره این راه زیبا و درک قوانین بازی زیبای زندگی🌈

    .

    .

    فایل های استاد بیشترشون تلنگری و یادآوری هستند برای من تا دوباره به خودم یادآور بشم و با قدرت بیشتر به آنچه در برای آینده خلق میکنم آگاه باشم…

    .

    من یه مثال از خودم در رابطه با این موضوع میزنم

    امروز وقتی مادرم ناهار داشت درست میکرد(کوکو بود)رفتم از اتاقم بیرون به سمت آشپزخونه و رفتم یه دونه بردارم بخورم بعد مامانم گفت این چه وضعه خوردنه درست بشقاب بیار بزار اینجوری بدم میاد منم دیدم هنوز خیلی گشنم نشده بدون اینکه حال خودم رو بد کنم دوباره رفتم اتاق و ادامه کارکردن روی باورهام رو انجام دادم و اصن نزاشتم این اتفاق تاثیر کوچیکی بر روحیه من بزاره و بعد چند دقیقه که اومدم بیرون که واقن غذا بخورم وقتی تو بشقاب گذاشتم نشستم به خوردن مادرم ازم عذرخواهی کرد😃 و گفت ببخشید دست خورم نبود یهو از دهنم پرید ناراحت شدی؟ و من خیلی عادی گفتم نه😌

    و من واقن همون لحظه شکی نکردم که این بخاطر قانون فرکانس نباشه من رفتم اتاق و رو باورهام و چیزای مثبت کار کردم و به اتفاقی که افتاد توجه نکردم و اون اتفاق برعکس شد و خیلی خوش تموم شد💞

    امیدوارم تجربم درک بیشتری بهتون داده باشه

    .

    .

    و یک نکته ای هم که در صحبت های استاد به ذهنم خطور کرد و گفتم با شما هم به اشتراک بزارم اونجایی بود که استاد گفتن اگر در بدترین شرایط هم هستی قطعا نکات مثبتی وجود داره پیداشون کن(من با این حرف استاد به این رسیدم که جهان ما وقتی براساس خوشبختی،خیر و خوشی،شادی،ثروت و چیزای خوب هست قطعا ما در بدترین شرایط هم نکات مثبتی داریم)🏜

    .

    .

    و حالا من می خوام نکات مثبت امروزم رو اینجا بنویسم

    🌠امروز برف اومد و من هر لحظه با نگاه به بارش زیباش متوجه رحمتی که شامل همه ما هست و تمامی نداره میشدم

    🌠امروز در ورزشم تمرین های خیلی خوبی انجام دادم

    🌠امروز همه رفتارشون با من خوب بود

    🌠امروز بدنی سالم،خونی در جریان،قلبی تپنده،پا و دست هایی قدرتمند،چشمانی بینا دارم

    🌠امروز هم خداوند با لطف و مهربانی اش تمام کارهای بدنی ام را مدیریت کرد و تنی سالم داشتم و هرلحظه سلامت تر و شادتر می شوم

    🌠امروز به اعضای خانواده ام کمک کردم و در تابلوی آینده ام برای خود کمک هایی از دیگران کشیدم

    🌠امروز به درک های زیادی رسیدم

    🌠امروز زمستان زیبای خداوند را دیدم

    🌠امروز مواد غذایی های سالم و خوشمزه ای خوردم

    🌠امروز آب بسیار لذت بخش خدا را خوردم

    🌠امروز توانایی صحبت کردن با دیگران را داشتم

    🌠امروز دو تا از فایل های استاد رو شنیدم و گوشی دارم سالم برای گوش دادن ب این قوانین زیبا

    🌠امروز مادرم از من تعریف کرد

    🌠امروز روزی کامل بود از همه جهات چون

    در کنار تجلیات خداوند بودم و هستم تمام این دنیا و زیبایی هایش تجلی خداوند هستند و من به خاطر این هدیه الهی زندگی بی نهایت سپاسگزار خداوند هستم

    .

    .

    .

    از بازی زندگی لذت ببر و سپاسگزار این هدیه الهی باش🎁🌠

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    علیرضا پرهیزکاری گفته:
    مدت عضویت: 2336 روز

    سلام استاد و دوستان عزیز

    جدیدا 3 تا فایل پشت سر هم به ترتیب دیدم که همشون روی توجه تایید داشتن و چقدر خوب هستش که اصل و اساس رو درک کنم و بعد برم سراغ دل و روده ها

    اینم نکات این فایل عالی که تونستم با ریزبینی بشکم ازشون بیرون

    1- زندگی مارو فرکانس هایی که به جهان هستی میفرستیم خلق میکنه

    2- توجه ما به هرچیزی سبب گسترش و بزرگ تر کردن اون در زندگیمون میشه

    3- انواع توجه کردن : نوشتن , صحبت کردن , خواندن , دیدن , لمس کردن , فکر کردن ,

    4- اگر به یک چیزی توجه کنیم , دقیقا همون وارد زندیگمون نمیشه بلکه همسنگ و همنوعش وارد زندگیمون میشه

    5- اگر به نکات مثبت توجه کنیم , اتفاق های مثبت در زندگیمون بیشتر میشه و اگر به نکات منفی توجه کنیم , اتفاق های منفی در زندگیمون بیشتر میشه .

    6- ما در هر لحظه با توجه مون داریم به جهان هستی فرکانس ارسال میکنیم یعنی هیچ لحظه ای نیست که ما فرکانس ارسال نکنیم

    7- ما با صحبت کردن به راحتی میتونیم کانون توجه مون رو تغییر بدیم

    8- باید تمام روز توجه همون روی نکات مثبت زندگیمون باشه

    9- برای همه مردم توی زندگیشون نکات مثبت و نکات منفی وجود داره

    10- یکی از راه های تمرکز بر نکات مثبت , توجه به داشته های زندگیمون از ریز و درشت و شکرگزاری به خاظر اونها هست

    11- میتونیم برای تمرکز بر نکات مثبت از هر لحظه ی زیبا که هرجا میبینیم بخاطرش خداوند رو شکر کنیم و تحسینش کنم

    12- اگر اگاهانه تمرکزمون رو از نکات منفی به نکات مثبت تغییر بدیم اتفاقات بسیار خوب زیادی توی زندگیمون رخ خواهد داد

    13- حتی ( که اینطوری نیست ) اگه بخوایم که اگاهانه تمرکزمون رو بزاریم روی نکات مثبت و هیچ تغییری در زندگیمون رخ نده حداقلش اینه که حالمون خوبه و احساس ارامش داریم

    14- اگر تمرکز کنیم روی نکات مثبت , اتفاقات بد بسیار کم شده تو زندگیمون و اتفاقات خوب بسیار زیاد میشه

    15- توجه به نکات مثبت , سر داخل برف کردن نیست و بسیار زندگی مارو درجهت مثبت تغییر میده

    16- فرکانس هایی که ارسال میکنیم تبدیل میشن به اساس اون فرکانس مثبت یا منفی وارد زندگیمون میشن

    17- باید همیشه عین روزه , روی خودمون و روی ورودی هامون و روی کانون توجه مون کنترل داشته باشیم

    18- در هر لحظه از زندگی , و حتی در بدترین شرایط ممکن , حداقل یک نکته مثبت یا بیشتر وجود داره که مامیتونیم روش تمرکز کنیم

    19- اگر میخوایم بفهمیم که تمرکز ما درست هستش یا غلط هستش باید به احساسمون که مثل قطب نماست نگاه کنیم

    20- اگر احساسمون بد باشه یعنی به چیزایی که نمیخوایم داریم توجه میکنیم و به سمتی میریم که دوست نداریم و ناخواسته های بیشتری هست و اگه احساسمون خوب باشه یعنی به چیزایی که میخوایم داریم توجه میکنیم و به سمتی میریم که دوست داریم و خواسته های بیشتری هست

    21- اگر احساسمون بد هستش یعنی ما توی گذشته نه چندان دور داشتیم روی نکات منفی توجه میکردیم و اگه احساسمون خوب هستش یعنی ما توی گذشته نه چندان دور داشتیم به نکات مثبت توجه میکردیم

    22- تمام اتفاقات زندگی و شرایطمون رو داریم خودمون رقم میزنیم

    23- اگر یک نکته منفی داریم توی زندگی باید توجه کنیم به نکته مثبت و بعد به مرور زمان اون نکته منفی از بین میره

    24- اگر میخوایم خوشبخت بشیم حتما باید روی نکات مثبت تمرکز کنیم

    25- اگر که روی نکات منفی توجه میکنیم سریع جسم ما واکنش نشون میده و این یه نشونست برای تغییر کانون توجه

    26- اگر دوهفته روی نکات مثبت تمرکز کنیم میفهمیم که جهان داره طبق قانون عمل میکنه

    27- اگر میخواهیم به اتفاقات خوب دامن بزنیم میتونیم راجب اتفاقات خوبی که برامون افتاده هم صحبت کنیم و بنویسیم و با خدا حرف بزنیم

    28- ما توی همین دنیا میتونیم بهشت رو تجربه کنیم با کنترل کانون توجه مون

    29- جهان هستی دارای قانون های بدون تغییر هستش

    30- جهان مانند ایینه عمل میکند . هرچی به ایینه نشون بدیم همونو به ما برمیگردونه

    خدایا شکرت بخاطر همه چیز

    اتفاقات خوب امروز منم این بود که بعد ناهار رفتم چهار ساعت قدم زدم و فایل گوش دادم ساختمونای گنده رو نگاه کردم و اینکه امروز مه خوابیده بود توی سطح شهرمون که واقعا عالی بود عالی عالی عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: