جهان مانند آینه عمل می کند - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2363 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2075 روز

    بنام خداوندِ انرژی بخش

    سلام به استادجان ومریم جانِ عزیزم وهمه ی دوستان خوبم که باخوندن کامنتهای پرانرژیشون کل زندگیم بیشترحالوهوای خدایی بخودش میگیره

    استادم بسیارسپاسگزارم ازتون بابت این فایل زیباوپراز آگاهیِ ناب

    طبق گفته های این فایل خیلی دارم سعی میکنم توزندگیم عملیش کنم

    استاد مثالِ خوبی زدید که مثلِ روزه گرفتن سعی کنیم کانون توجهمونو بیشترروی داشته هامون و نکات مثبت زندگیمون بذاریم،چقدر بااین مثال قشنگتر تونستم این قانونو عملیش کنم،واقعاازتون سپاسگزارم😍

    همونطور که باروزه گرفتن معدمون روزبروز کوچیکترمیشه و دیگه ظرفیت خوردن خوراکیهای جور واجورو نداره،ذهن ماهم اگه درطول روز سعی کنیم توجهمونو بذاریم روی چیزهایی که بهمون احساس خوب میده،کم کم ظرفیت ذهن هم برای پرداختن به مبحثهای پوچ وبیهوده کم میشه

    مدتی بود بخاطرفایل درامدخودراسه برابرکنیم رابطمو باهمه خیلی کم کرده بودم تااینکه خبرهای منفی رواصلا نشنوم ولی ازونجایی که توی ایران ماشالله همه ی فامیل کنجکاوی میکنن که ببینن جریانش چیه فلانی دیگه ازخونش بیرون نمیادوتوی جمعمون نیستو هزارتا اَنگه دیگه که به ادم میچسبونن که حتماافسرده شده حتمادیگه کلاس گذاشته و این حرفا..خلاصه بعدازمدتهارفتم توی جمعی ازفامیلمون ومیدونستم که حالا قراره کلی حرفای منفی واخبارمنفی ازدلارو گرونی مرغوگوشت بزنن،همون موقع ازخداکمک خواستم که منو هدایت کنه به چیزی که این مباحث به وجودنیاد و ازونجایی من هم باورام هنوز به ثبات نرسیده بودن واقعانیاز به فرارکردن ازین بحثهای منفی بودم وگرنه هرلحظه ممکن بود که من هم دوباره مثل قبلم بشم وبگم چه وضع بدی توایران داریم،

    خلاصه بگم وقتیکه ازخدایه کمکی خواستم توی ذهنم یهوی یکی بم گف پاشو یه قُمقمه بیار بده دسته یکیشون وبراشون دلقک بازی دربیار وبامسخره براشون برقص🙈😰و این تهش بود واقعا

    یکمی ذهنم مقاومت کردوگفت آخه مگه من دلقکم که ازین کارابکنم😳گفت چاره ای نداری مگه نمیخوای حرف منفی نشنوی توباید سرگرمشون کنی

    خلاصه من این پیشنهادودادمو گفتم یکیتون با قُمقُمه تُنبک بزنه تامن براتون برقصم🙈😉😆

    اونروز شد یکی از شیرینترینو باحالترین روزِ من وهمه ی اونایی که همش خبرهای منفی میدادن کلی هم خوشحال بودن که ایده ی خوبی بهمون دادی.

    خیلی موقعا یه ایده های به ظاهر مسخره وخنده داری به مغزه ادم میخوره که شایدبرای اجراکردنش ذهن کلی مقاومت کنه ولی میبینی همون ایده کلی بهت کمک میکنه که توجهتو از کلی چیزهای منفی برداری

    واقعاوقتی میبینم ذهنم داره مشغول میشه که مبحثای منفی روبهش شاخوبرگ بده فوری ازخودم سوال میکنم که چیکارکنم به این چیزا فکرنکنم🙇انقد بهم ایده داده میشه که مطمئنا هرکدومو اجراکنم میدونم که دیگه توجهم ازون موضوع برداشته میشه.

    هرچی جلوترمیرم این قانون برام شیرینتر و لذتبخش تر میشه یعنی درلحظه به لحظه ی زندگیم دارم ازخودم سوال میکنم که چیکارکنم چه رفتاریو نشون بدم چه حرفیو بزنم که حالمو بهترکنه و یه ایده بلافاصله بهم الهام میشه😘

    دقیقا مثل حل ریاضی شده برام این قانون که هرباردنبال یه راه حل هستم برای حل مسئله.

    استادعزیزم ممنونم که این قانون رو بامثالهای ساده برامون جا میندازید

    خیلی زندگی برام شیرینو جذاب شده خیلی ازوجود خودم تواین دنیا سپاسگزارترشدم،خیلی اعتماد بنفسم داره بالامیره که میتونم ایده هامو توی رفتاروکلامم عملی کنم وحالموخوب کنم

    واقعا شمادوزوج عزیز مثه یه منجی دارید زندگی خیلی ازماادمارو باآموزشهاتون تبدیل به بهشت کنید😨

    ان شاالله خدابهتون دردنیا وآخرت خیروخوشیو سلامتی بده

    برای همه ی دوستانم هم آرزوی ثروتوسلامتیوآرامش دارم

    خدایا مارادرپناه خودبگیروهدایتمون کن تاباکلام معجزه گرمون بهترینهارو خلق کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فاطمه منصوری گفته:
    مدت عضویت: 4123 روز

    خداروشکر می کنم برای حضورش در تک تک لحظاتم

    از روزی که سفرنامه را شروع کرده ام و تصمیم قاطع گرفته ام تا مطلبی که از فایل اون قسمت از سفرنامه یاد گرفته ام در قسمت دیدگاه ها بنویسم تازه فهمیدم نوشتن چه فایده هایی دارد و من از آن غافل بوده ام. از خانم شایسته عزیز سپاسگزارم که بهای این سفر را نوشتن دیدگاه کرد.

    کم کم دارم حضور خدا را درک می کنم. احساس تنهایی که داشتم به یکباره تموم شد و جاشو داد به احساس حضور خدا در کنارم. چقدر نجواهای شیطان ضعیف شده! یعنی میشه کار کردن فقط چند روز اینهمه تاثیر داشته باشه؟ من از 17 بهمن این سفرنامه را شروع کرده ام و تا امروز 22 بهمن هیچ دیدگاهی از من تایید نشده و روی سایت قرار نگرفته است ولی مهم اینه من به تعهدی که داده ام عمل کنم و نتیجه اش را هم دیده ام.

    امروز که داشتم اهرم رنج و لذت را که برای ثروت نوشته ام می خواندم و همزمان حس حضور در محضر خدا داشتم یکدفعه انگار کسی گفت این لیست ترس و نیاز هاته ها!. با دقت بیشتری خواندم و متوجه شدم من ترس از طرد شدن و ترس از گناه و ترس از آینده و نیاز به تایید خانواده و نیاز به اثبات خودم به همسرم و نیاز به احترام همسرم دارم و ثروت را برای همین می خواهم و این ها چند مورد از عواملی است که باعث شده روز به روز از مدار ثروت دورتر شوم. وقتی که فایل امروز را گوش می کردم درک می کردم این همونیه که امروز متوجه شده ام. جهان مثل آینه فرکانس هایم را به من برگردانده و من باید یک تعهد دیگه بدم. باید تعهد بدهم روزه ای که استاد گفتند را بگیرم. در حضور خداوند که همین الان دارم کنارم حسش می کنم تعهد می دهم جز به زیبایی ها و نعمت ها و خوبی ها توجه نکنم و هر روز در موردش برای خودم بنویسم نوشتنی که به تازگی فهمیدم چقدر تمرکزم را جهت می دهد.

    امروز که یکی از طلبکاران تماس گرفت مثل گذشته حالم بد نشد و تو خودم فرو نرفتم و از زمین و زمان و شانس خودم شکایت نکردم . فهمیدم دارم بزرگ میشم و این نشون میده دارم فرکانس های خوبی می فرستم و به امید خدا با تمرکز به زیبایی ها و ثروت جهان فرکانس های خوبم را تثبیت می کنم و در مدار ثروت قرار می گیرم.

    آرزو می کنم همه زندگی با طعم خدا را تجربه کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    Mrs Jadidi72 گفته:
    مدت عضویت: 2633 روز

    به نام خداوند بخشنده و هدایتگر

    ۹۹/۱۱/۳۰

    پنچمین ردپا👣👣👣

    فایل بی نظیر تمرکز بر نکات مثبت

    من از روزی که این سفرنامه رو شروع کردم تلاشم این بود که تو طول روز حالمو خوب نگه دارم…

    و میتونم بگم این چندروزه که حالم به نسبت روزای دیگه خوب بوده چه اتفاقات عاااالی ایی برام افتاده…

    خدایا شکرت…

    قشنگ دارم حس میکنم که به قول استاد چرخ زندگیم روون شده…

    نمیخواستم ردپای این فایل رو امروز بنویسم اما دیدم حالم خیلی خوبه   گفتم بیام از نکات مثبت امروزم بنویسم….

    امروز بعد از یه دوش لذت بخش با آب گرم اومدم نشستم دنج ترین قسمت خونم روی مبل راحتیم، کنار بخاری…

    پنجره ی بالای سرم هوای ابری رو بهم نشون میداد…

    من عاشق هوای ابریم…

    همون لحظه بابت پنجره ی خونم خداروشکر کردم که هم نور کافی رو میده به خونم هم میتونم آسمون قشنگ رو ببینم از قابش…

    در همین حین با موبایلم توی سایت بودم و داشتم مقاله ی بینظیری از خانوم شایسته میخوندم… و قهوه ی خوش طعمم رو ذره ذره میخوردم و لذت میبردم…

    موبایلی که  خداروشکــــــر توش خبری از اینستاگرام و تلگرام و… نیست!

    با شروع سفرنامه همه ی اینارو پاک کردم…

    گفتم اگر میخوام متعهدانه روی این سفر کار کنم پس ورودی هامم کنترل کنم و وقتمو فقط بزارم رو سایت و مطالبش…

    امروز مقاله ایی رو میخوندم  که مال نشونه ی ۲روز پیشم بود که بهش هدایت شدم   ولی من از دوروز پیش مدام دارم میخونمش…

    که البته بی ربط به این فایل روز چهارم هم نبود و همزمانی قشنگی برای من بود که انگار به درک بهتر [[فرکانس]] بهم کمک کرد.

    خداروشکر که امروز انقدر حالم خوبه…

    ۳ ۴روزه کارام به طرز عجیبی راحت انجام میشه…

    رفتار اطرافیانم حس میکنم تغییر کرده…

    برکت پولم انگاری زیاد شده،شاید رقم زیادی نداشته باشم اما  احساس میکنم هرچی خرج میکنم تموم نمیشه…

    پسرم شبا خوابش خوب شده و در طول روز هم اذیتاش کمتر شده…

    قبلا مدام از کمبود وقت شکایت میکردم  و هی بهانه میاوردم که چجوری با یه بچه ی یکساله ی بازیگوش و کارای خونه  بتونم رو خودم کار کنم(نجواهای همیشگی شیطان)

    ولی این چندروزه کلی وقت دارم برای اینکه همش توی سایت باشم  و الــــــــبته با تمـــــــــرکز بالا!!

    خداروشکــــــــر که دارم کم کم به درک اهمیمت [[کانون توجه]] پی میبرم…

    حتی به مدت دو هفته امتحان کردم و نتیجه ش برام واقعا تعجب برانگیز بود…

    از یک موضوع ناخواسته ایی دوهفته اعراض کردم و اصلا بهش توجه نکردم و و اصن به طرز عجیبی اون موضوع به مدت همون دوهفته از زندگیم حذف شد و من چقدر به این قضیه که(( من با کانون توجه م و فرکانسام دارم زندگیمو خلق میکنم)) ایمان آوردم!!

    گرچه باز بعد دوهفته دوباره بخاطر کنترل نکردن کانون توجه م و فراموش کردنش دوباره همون اتفاقات افتاد ولی  ایمانم اونقدری زیاد شد که تو موارد دیگه امتحانش کردم و همچنان دارم نتیجه میگیرم!

    من یک مدت به یک موضوع ناخواسته فقط بی توجه بودم و از نتیجه ش انقدر شگفت زده شدم ،  ببین اگه یک مدت بیام توجه م رو بزارم رو نکات مثبت و زیبایی ها و نعمتها چه نتایج بی نظیری بگیرم…

    از فردا اول اسفند ۹۹ به امید خدا شروع میکنم به روزه گرفتن…

    روزه ی توجه بر نکات مثبت!

    ممنونم ازین فایل پر ازآگاهی و کامنتهای زیبای دوستان عزیزم❤

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    Mohsenip گفته:
    مدت عضویت: 2109 روز

    به نام خدا

    فصل اول روز چهارم

    هیچ چیز با فکر کردن تنها، تغییر نمیکنه و حتما باید رفتار هم مطابق با اون افکار باشه تا نتیجه بده. فکر کردن خالی مثل حرف زدن میمونه کسی که فقط حرف میزنه و میخواد ادا دربیاره بجای اینکه واقعا رفتار کنه و در عمل تغییر کنه مسلما نتیجه ای هم نمیگیره! از قدیم گفتن نیم کردار به از دو صد گفتار! پس باید به خواسته هامون و اهدافمون نه تنها فکر کنیم بلکه با توجه همه مدلی بهشون (از هر راه و روشی که میتونیم با خوندن و کسب اطلاعات در موردشون با نوشتن با عکس و فیلم دیدن با حرف زدن با تجسم و تصور کردن) هدفمند بودن رو رفتار کنیم. هدف از توجه کردن به اهداف و خواسته ها، ایجاد احساس خوبه.. و شکرگزاری کردن بهترین کار برای ایجاد و یا افزایش احساس خوبه.. توجه به نقاط مثبت زندگی و شکرگزاری کردن بخاطرشون ما رو در مسیر رسیدن به خواسته هامون سریع تر پیش میبره چون به شدت احساس خوب ایجاد میکنه و احساس خوب داشتن یعنی همسو و هم فرکانس بودن با اهداف و خواسته ها…

    یک روز یک حرف از یه بزرگی در حوزه ی کاریم به طور کل نظرم رو در مورد شکرگزاری تغییر داد ایشون میگفت: “شکرگزاری یک دیدگاهه.. یک طرز تفکره.. یک انتخابه!! شکر گزاری به معنای این نیست که هممممه چیز خوبه وعالیه.. شکرگزاری یعنی تو هرررر شرایطی که هستم چه چه خوب چه بد من “انتخاب میکنم” که فقط خوبی ها رو ببینم!! من مسئولانه و متعهدانه و بصورت ارادی انتخاب میکنم که حتی در بدترین شرایط چیزی رو برای شکر گزاری پیدا کنم! این قدرت یک انسانه! این قدرت اراده ست! ”

    این طرز نگاه و این تعریف درست و فوق العاده از “شکرگزاری” کمکم میکنه همیشه حتی تو شرایط بد راحت تر شکرگزار باشم! و حس واقعا فوق العاده ایه! اینکه تو شرایط بد هم آرامش داری ، بهم نمیریزی ، نمیترسی و حتی دیگران رو هم آروم میکنی با حرفات و حتی با حضورت! احساس قدرت و تسلط به شرایط داری!

    شکرگزاری خیلی لذتبخش تر از چیزیه که فکرشو میکنیم.. وقتی بخاطر نعمتی خدارو شکر میکنیم بخودمون اجازه میدیم بیشتر از اون نعمت لذت ببریم بیشتر باهاش کیف کنیم و اون نعمت بیشتر خودشو به ما نشون بده و موثرتر باشه و تاثیر مثبت بیشتری تو زندگیمون بذاره! و فرقی هم نمیکنه بابت چی شکر میکنی.. از چای تازه دمی که میخوری و خستگیت رو در میکنه… از وجود اعضای خانوادت… از عطر گلهای بهاری که تمام پارک ها و بوستان ها رو پر کرده (آدم واقعا حس میکنه تو بهشت داره راه میره مخصوصا اگر نیمه شب باشه و همه جا ساکت)… از اجازه ی حضور در این دنیا و تجربه این زندگی زیبا… از شغلت.. از سلامتی خودت و عزیزانت.. از وجود تضادها و مسائل زندگیت که تو رو رشدت میدن.. و تمام نعمت های ریز و درشت زندگیت.. شکر کنیم شکرگزاری رو رفتارش کنیم با درست استفاده کردن از نعمت هایی که خدا بهمون داده مخصوصا از قدرت و توانایی این ذهن بینظیر و فوق العاده.. و جزو افراد ناسپاس نباشیم که خدا بگه “قلیل من عبادی الشکور”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    شقايق شوقي گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    یک برنامه روزانه برای توجه به نقاط مثبت

    این همون چیزیه که مارو میکشونن به سمت اتفاقاتی که میشه اسمشو گذاشت معجزه

    نه یک زندگی معمولی که هیچ کدوم از ما اونو نخواستیم

    استاد روزای خیلی سختی رو دارم میگذرونم و میفهمم سختیش از کجا داره میاد

    گاهی میخوام بزنم جاده خاکی و دور شم از این باورهایی که کم کم داره ساخته میشه

    ولی ترمزمو میکشم سریع چون من آدمی بودم همیشه حتی قبل از شما که خیلی رویاهامو حتی خوابایی که میدیدم رو صادقانه باور داشتم و همیشه هم برام اتفاق میفتادن

    تااینکه با شما آشنا شدم و متوجه شدم دقیقا این من بودم که اون رویاها رو ساختم و خداوند برام رقم زد هر ان چیزی رو که میخواستم

    نشانه ی امروز من از طرف جهان این بود که بازهم تاکید کنم مصر باشم به ساختن این باور که به هرچیزی که در هر لحظه فکر میکنم مثل یک فرکانش قوی دارم به جهان دستور میدم که اتفاقات دلخواه منو رقم بزنه فقط باید بدونم و یادم نره این فرکانس ها واقعا در یکایک لحظات در هر لحظه و هر لحظه با تمرکز من با احساس خوب من اتفاق میفته فقط باید دائما حواسم به احساسات درونی خودم باشه و تمرکز روی زیبایی ها اتفاقات عالی آدمهای خوب اطرافم نعمت های زیبای دورم توجه کنم تا قلبا به این احساس خوب برسم

    استاد یادمه یکی دوماه پیش دائما برام اتفاقات خیلی خوبی میفتاد در کمال تعجب هرچیزی که میخواستم برام فراهم میشد

    به ظاهر دور و اطرافم اتفاقات جالب نمیفتاد بخصوص از جانب همکارانم سرکار یک مقطعی بشدت تحت فشار بودم و زیر ذره بین

    ولی انقدر تمرکز روی زیبایی هایی که از توی فایل ها پیدا میکردم و هروز بهشون گوش میدادم که اتفاقات ناجالب هم میفتاد ازشون براحتی رد میشدم و دقیقا از جایی صلحی که در درونم احساسش میکردم برهم خورد شروع شد با برخورد با بزرگترین تضاد زندگیم

    اونجا بود فهمیدم بقول شما وقتی در مشکلی بیش از چند روز باقی بمونی همه چیز یک دفعه باهم میترکه و من جایی جز درون خودم نباید دنبالش میگشتم لحظه ای از سایت جدا نشدم لحظه ای از این اموزشا که روحمو با خودش درگیر کرده جدا نیستم امیدوارم دوباره برسم به اون روزایی که به ظاهر همه چیز بد بود ولی درونم پر از حس خوب بود قبل ازاینکه سیلی بخورم زندگی رو بسازم که همواره مملو از عشق و سعادت باشه

    میدونم همین نوشته ها همین حال درون من درحال ارسال فرکانسی که فردا و فردا های منو قراره بسازه پس از بهترین کلمات استفاده میکنم بهترین احساسات رو در درونم حفظ میکنم و هر لحظه خداوند رو شکر میکنم بابت تمام نمعمت هایی که این لحظه و در آینده به من عطا کرده

    میرم که از فردا طبق این ویس برنامه ی روزانه برای تمرکز بر روی زیبایی ها و افکار مثبت داشته باشم

    و خودم رو بسپارم به برنامه ریز اصلی این جهان

    🙏🏻🤍✨

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2552 روز

    به نام خدایی که مرا انسان آفرید و قدرت خلق زندگیم را در افکارم قرار داد

    ☑ ردپای من در روز چهارم – جهان مانند آیینه عمل می کند ☑

    ☑ صبح از خواب بلند شدم رفتم سرویس بهداشتی دیدم آب قطعه… حالم خیلی خوب بود ذره ای احساسم تغییر نکرد گفتم اشکالی نداره میرم پارک رفتم اونجا یه آبی به دست و صورتم زدم ، رفتم نشستم زیر سایه درخت تو چمن ها با آرامش تمرین ستاره قطبی خودم رو انجام دادم ، برای خودم میوه برده بودم میوه ها رو خوردم فایل جدیدی که روی سایت گزاشته شده بود دانلود کردم دیدم و بعد برگشتم خونه آب هنوزم وصل نشده بود ولی من حالم خیلی خوب بود صبحونه خوردم دوباره فایل همون روز رو دیدم خیلی حالم بهتر شد نزدیکای ظهر بود رفتم پایین پیش نگهبان گقتم آقای علیزاده کی آب وصل میشه ؟ خندید گفت همین الان بیا بریم تو پارکینگ های پایین وصل کنم آب بلوک شما رو ✌😊 آخه از صبح لوله کش اومده بود داشت یه لوله ای رو تو پارکینگ های پایین عوض می کرد و آب بلوک ما رو قطع کرده بودن ولی از اونجایی که من حالم خیلی خوب بود تو اون چند ساعت تا ظهر که همه اعضای بلوک دادشون در اومده بود من فقط داشتم خوش می گذروندم 🙏🌹

    ☑ عصر هم یه درخواستی که صبح از خدا خواسته بودم به راحتی برام انجام شد یعنی خیلی راحت رفتم بیرون کارمو انجام دادم تو مسیر برگشت که می اومدم خونه خیلی تشنه شده بودم ساعت حدودا ٧ بود از جلوی یه دفتر املاک رد میشدم صاحبش دم در ایستاده بود با من سلام علیک گرم می کنه همیشه از قبل یه آشنایی ای با هم داشتیم من هنذفری تو گوشم بود ، هنذفری رو در آوردم رفتم جلو خیلی مودبانه سلام کردم و یه لحظه یعنی واقعا در لحظه بهم گفته شد مگه تشنه نیستی؟ گفتم آره. اون حسه گفت خب همین الان از ایشون درخواست آب کن منم گفتم چشم و خواستمو گفتم ایشونم خیلی با روی باز خودش رفتم برای من یه لیوان شست تمیز آورد از آب سرد کن پر کرد لیوان رو داد به من

    یعنی به همین راحتی من به خواستم رسیدم

    اگه خجالت می کشیدم و نمی گفتم باید تا خونه پیاده می رفتم با همون حالت خیلی تشنه بودن چون دیگه تو مسیر سوپر مارکت و فروشگاه هم نبود قبلی ها رو رد کرده بودم

    ☑ همون عصر تو مسیر که بر میگشتم یه جایی رسیدم به یه سه راهی می تونستم از سمت چپ یا سمت راست برم هر دو شون صد متر بالاتر باید می رفتم به سمت راست و چپ یعنی ادامه همون مسیر قبلی ، می افتادم تو خیابون هایی که موازی هم هستن و برای من خیلی فرقی هم نداشت از کدوم برم رو به روی من یه زمین خاکی بود بعد از اون یه پارک خیلی زیبا حسم گفت برو از وسط این زمین خاکی رد شو برو از تو پارک برو باز من گفتم چشم رفتم اونجا باورم نمیشد یه چیزی دیدم که هرگز اونجا ندیده بودم یعنی اصلا تو منطقه ای که ما زندگی می کنیم همچین چیزی ندیده بودم 😶🤔 یه آقایی نشسته بود داشت با یه مرغ عشق بازی می کرد 🙄 خیلی هم مرغ عشقه ناز و خوشگل بود رفتم جلو گفتم میشه منم ببینمش گفت اره مرغ عشقه اهلی بود یعنی با اینکه راحت پرواز می کرد اصلا فرار نمی کرد صاحبشو دوست داشت خلاصه مرغ عشق خوشگل ما اومد روی دستم نشست یه کم باهاش حرف زدم بازی کردم بعد تشکر کردم از اون آقا به مسیرم ادامه دادم ، کلی هم خدا رو شکر کردم چون واقعا با حیوون ها بودن احساسش خیلی لذت بخش و خوبه 🙏🙏🌹🌹

    ☑ کل مسیری که عصر رفتم بیرون و برگشتم هنذزفری گذاشته بودم تو گوشم بلند بلند داشتم با خدای خودم حرف میزدم ، یه جوری راجع به اتفاقات خوبم و خواسته هام حرف میزدم که هیچ کس باورش هم نمیشد من دارم با خدا حرف میزنم هر کسی منو میدید احتمالا فکر می کرد دارم با یه نفر با موبایلم صحبت می کنم اونقدر حالم خوب شد و گفتم خندیدم که نگو و نپرس… واقعاً نمی تونم احساس خوبش رو توصیف کنم ، اینم از اتفاقاتی به که تازگی افتاده یعنی جدیدا این ایمان تو دلم زنده شده که بدون ترس از قضاوت دیگران راحت صحبت کنم با خودم و خدای خودم و لذت ببرم از وقتی که برای خودم و تمرکز بر نکات مثبت خرج می کنم 😊✌

    قبلا خیلی خجالت می کشیدم و حتی با هنذفری هم نمی تونستم تو محیط های عمومی صحبت کنم الان خدا رو شکر خیلی بهتر شدم بازم هم باید بهتر بشم

    اتفاقات خوب دیگه ای هم بود ولی به گفتن همین ها بسنده می کنم 😊🌹

    هر جا که هستید در پناه تنها قدرت و فرامانروای جهان هستی شاد سالم ثروتمند و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    رها فریادرس گفته:
    مدت عضویت: 2093 روز

    سلام بر استاد عباس منش عزیزم🌺مریم نازنینم🌺و تمامی دوستان هم خانواده ام🌺

    میخوام نکات مثبت امروزم رو بنویسم☺️ :

    خدایا 🤍سپاسگزارم🙏 ازت که :

    💢خونه زیبایی دارم

    💢حس امنیتی که دارم

    💢احساس ارامشی که دارم

    💢خواب ارامی که داشتم

    💢لباس زیبایی که پوشیدم

    💢بوی قرمه سبزی که عطرش خونمونو برداشته

    💢غذای خوشمزه ای که ناهار خوردم

    💢صبحانه خوشمزه ای که خوردم

    💢آب گوارایی که نوشیدم

    💢حال دل خوبی که دارم

    💢زیبایی ظاهری خودم

    💢زیبایی شخصیتی خودم

    💢مسیر زیبای زندگیم

    💢بستنی فوق العاده خوشمزه ای که خوردم

    💢لپ تاپم که کلی فایل و اگاهی استاد رو روش سیو کردم

    💢اینترنتی که دارم و میتونم کامنت بزارم(البته بگم که اینجا دارن برج میسازن و نت من اصلا تو خونه کار نمیکنه ولی انقدر حال و هوای اینجا رو دوس دارم هر شب میرم تو کوچمون کامنتامو سند میکنم😌☺️☺️)

    💢یخچال خونم که میتونم کلی مواد غذایی توش بزارم

    💢سلامتی جسمم

    💢اکسیژنی که ب رایگان وارد ریه هام میشه

    💢در صلح بودن با خودم

    💢تعهدی که برای تغییر زندگیم دادم

    💢وجود دوست و همراه خوبی مثل خواهرم

    💢موبایلم که میتونم بیام تو سایت و اگاهیا و کامنت شما دوستان عزیزمو بخونم

    💢کفش راحتی که دارم

    💢تمیزی خونم

    💢عطر خوشبویی که دارم

    💢پدر و مادر مهربونم

    💢کولر خونم که ما رو خنک میکنه

    💢میوه های خوشمزه ای که چقدر ب من لذت میدن

    💢استقلال مالی که دارم

    💢کاری ک میکنم

    💢همکارای خوبی که دارم

    💢کارفرمای خوبم

    💢رخت خواب راحت و نرمم

    💢کتاب رویاهایی که رویا نیستند و خوندم فصل دومش رو

    💢جلسه ۴ دوره عشق و مودت که بینظیر بود

    💢قدم زدم

    💢استاد عباس منش عزیزم و مریم نازنینم که وجودشون پر از انرژی و عشق

    💢فرصت یک روز دیگه زندگی رو داشتم

    💢آشپزی کردم

    💢استراحتی ک داشتم

    💢رفتم بیرون و کلی فراوونی کسب و کار رو دیدم که افراد با چ کارای ساده ای میتونن ب راحتی پول دربیارن

    💢دعوت من ب یک سمینار

    خدایا شکرت🧿🧿🧿

    دوستتون دارم❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    به به.چه موقع درستی من این فایل و دیدم و میخوام طبق گفته خانم شایسته عزیزدل نکات مثبت امروزم و بنویسم.

    امروز رأس ساعت ۶ با خونواده که از بی نظیر آدم هایی که دیدم هستن و یکی تز دوستای فوق العاده محترم و انرژی مثبتمون از شیراز راهی یاسوج شدیم😍طراوت و نشاط صبح زود یه طرف دیدن طلوع زیبای خورشید خانم که آروم آروم از بالای کوه ها خودش و نشون میداد.

    یکی از سپاسگزاری های پایه ثابتم از خدا خونوادمه. مثلا پدری که همیشه بهش اعتماد به نفس میده و با سخاوت تمام ماشینش و میده و به من اجازه رانندگی میده اونم بین افرادی که ارزش زن هنوز براشون جا نیفتاده. شکرت شکرت❤️

    وقتی به درون داداشم نگاه میکنم که تازه خریده و بهترینشو هم خریده غرق لذت و سپاسگزاری میشم از این نعمت و ثروت و پولی که خدا توس زندگیش به جریان انداخته و این دِرون بچه چقددر با کیفیته چه قدر بهمون حس سپاسگزاری و ایمان میده وقتی از بالا یه تیکه کوچیک از زیبایی های خدا رو نشونمون میده….🌹باور سازی: ثروت مند شدن معنوی ترین کار دنیاست🌹

    هوا بی نظیره خنک خنککک. ما توی شیراز داشتیم میپختیم اما هوای اینجا فوق العادس پر از کوه و درخته که دو طرف جاده رو گرفته😍😍

    بهشت این جاست یه بهشت به معنای واقعی کلمه. کاش میشد عکس و فیلماشو بذارم.

    یه جنگل از درختای بلوط و گردو سر به فلک کشیده با پروانه های رنگارنگ و پر از صدای جیرجیرک. الان اومدم یه گوشه دور از بقیه و با صدای طبیعت مراقبه میکنم و تا به اصل خودم نزدیک و نزدیک تر بشم.این جا پر از انواع حشرس. قبلن میترسیدم اما الان با خیال راحت دارم از طبیعت الله استفاده میکنم❤️❤️خدایا شکرت..

    امروز مهمان خدا هستم اونم چه مهمانی، همه چیز و برام فراهم کرده یه مهمونی پر از زیبایی های دنیا.

    این دوستمون که باهاش اومدیم رفتار و آمد خاصی با هم نداشتیم و یجورایی غریبس اما من بدون توجه به نظر بقیه یا اینکه حالا بعدا چی میخواد بگه یا هر چی خود خودمم و از سفرم لذت میبرم.. وقتی تاب بازی میکنم با تمام وجود لذت میبرم جیغ میزنم میخندم با بچه ها آب بازی میکنم و خدایا شکرت❤️❤️

    امسال بعد از ۵ سال اومدم مسافرت و به تمام معنا تفاوت نگاهم و میفهمم،چنان لذتی از طبیعت میبرم که هیچوقت قبلا این جوری نبودم. من قبلا هم کلی جاهای زیبا رو رفته بودم اما الان کجا و اون موقع کجا.

    خدایا شکرررت.

    استاد و خانم شایسته ازتون ممنونم ❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    فاطمه میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 1810 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    چقدر حالم خوبه روز ۴ روز شمار تحول زندگی مو مینویسم

    آفرین فاطی داری به تعهدت عمل میکنی تحسینت میکنم جانم

    الحق که کلمه انسان از نسیان میاد یعنی فراموش کار

    اخه مگه میشه من هزاران بار گوش کردم عمل کردم اصلا نتیجه گرفتم بعد الان بازم میشنوم نو هستش تازه است انگار بار اولمه

    دوباره تازه میخوام شروع کنم مثل اوایل که چنان سپاسگزاری میکردم مینوشتم توجهم روی نکات مثبت بود،چنان در مورد خانه ام زندگی ام سپاسگزاری کرده بودم که وقتی دفترم و میخوندم نمیفهمیدم برای خونه ی جدیدم هستش یا قدیمی که از تاریخش فهمیدم

    شکرگزاری برای خونه قبلی بوده ….

    برای همین الان در خانه ی بهشتی ام زندگی میکنم

    اره اون افکار اون توجه بر نکات مثبت من و به اینجا رسونده من خودم خواستم ساختم

    سپاسگزاری خدایی هستم که قدرت خلق زندگی مو به خودم داده است

    خدای من صد هزاران مرتبه سپاسگزارتم برای آگاهی دوباره ام برای درک و فهمی که نسبت به این قوانین کیهانی دارم

    استاد شما فوق العاده هستین من عاشقتونم هزاران بار سپاسگزارم از شما

    من بی نهایت نتیجه گرفتم از تمرکز بر نکات مثبت و سپاسگزاری

    امروز کلاب هوس برگزار کردین دوست عزیزی که اول صحبت کردن چقدر برای من یادآور روزهای اول توجه بر نکات مثبت و سپاسگزاری ام شد و فهمیدم من باز باید همون مسیرو برم تا بازم نتیجه بگیرم

    خلاصه امروز روز ۴ سفر نامه ی منه حالم رویایی خیلی خوبم کاملا لحظه ای کنترل ذهن دارم خدا میدونه چه اتفاق هایی قرار بیوفته دوباره

    در ضمن الان ۴ روزه که متعهد قرآنم میخوانم

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    استاد عاشقتونم بی نهایت سپاسگزارم از شما

    دوستای عزیز من از شما هم بی نهایت سپاسگزارم که دیدگاهاتون کلی به من کمک میکنه🧡

    در پناه خدا در آرامش و حال خوب باشین الهی🧡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سیده زهرا حمزه پور گفته:
    مدت عضویت: 1321 روز

    بنام پروردگار یکتا

    سلام استاد عزیز و مریم بانو و دوستان گلم

    استاد عزیز من دو روزی هست که کتاب رویاهایی که رویا نیستند۲رو خوندم و تمرین کتاب همین توجه کردن به نکات مثبت بود،من عاشق لوازم التحریر فانتزی هستم و همیشه دوست داشتم برای نوشتن مواردی که دوست دارم از دفتر های خاص استفاده کنم.چند روز پیش وقتی برای خرید دخترم به فروشگاه رفتم یه دفترچه که فقط جوری تقسیم بندی شدی بود که انگار من نکات مثبت روزمو توش بنویسم به چشمم خورد و اونو خریدم و شروع به انجام تمرین کتاب کردم امروز هم این فایل صوتی رو که گوش کردم برام خیلی همه چی روشن تر شد نمیدونم شاید من توهم زدم ولی به قول شما همه چی خیلی جادویی داره اتفاق میوفته جوری که همه انگار فقط در مسیری که من دوست دارم کار میکنن مثلا دخترم وسیله میخواد میرم فروشگاه یکدفعه دفترچه ای که دوست داشتم رو میبینم یا دارم رو این موضوع کار میکنم یکدفعه این فایل رو سر راه من قرار میده سایت.

    چون گفتید برای شروع نکات مثبت روزمو بنویسم هر چی تا الان تو دفترچه ی خودم نوشتم برای امروز رو اینجا مینویسم

    یکشنبه۱۴۰۱/۸/۲۲

    -دیشب بازم جای خواب راحت و سر پناهی برای زندگی کردن داشتم

    -امروز صبح دوباره چشم باز کردم و همسرم که کنارم خوابیده و بچه هامو که همه به آرومی نفس میکشن و زنده هستن رو دیدم

    -من عاشق نور خورشیدم و امروز خورشید تمام فضای خونمو روشن کرده

    -امروز هم آب پاک داشتم که از سرویس بهداشتی استفاده کنم و تمیز باشم

    -امروز هم مثل همیشه بچه هامو به بهترین شکل راهی مدرسه کردم

    -امروز صبحانه برای خوردن داشتم

    -امروز هم اکسیژن برای نفس کشیدنم هست

    -امروز بازم گوشی هوشمند عالی دارم که بتونم ازش در رسیدن به آگاهی استفاده کنم

    -امروز باز هم اینترنت کار میکنه من میتونم فایل های جدیدی رو دانلود کنم

    -امروز باز هم چشم و گوش سالمی دارم برای شنیدن و دیدن فایلها و زیبایی های اطرافم

    -امروز باز هم دستان سالمی دارم تا نکات مثبت زندگیم رو بنویسم

    فعلا تا اینجا رو یادداشت کرده بودم تا شب این دفترچه همراهم هست و هر چی رو که احساس کنم توش یادداشت میکنم

    براتون آرزویی بهترین احساس ها رو دارم🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: