ما بی انتها هستیم - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

914 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 3463 روز

    سلام استاد عزیز خدا قوت ممنون ????

    ???

    ——————

    اینم برای دوستان درباره قانون کارما

    —————–

    توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.

    روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان ‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.

    دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید…

    به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!

    بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!

    بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!

    تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر…

    عفونت از این جا بالاتر نرفته!

    لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می کرد خیلی تلخ.

    دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.

    قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.

    مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.

    عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.

    شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.

    پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر… برو بالاتر… !!!

    بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.

    چقدر آشنا بود…

    وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم.‌..

    گندم و جو می فروختم…

    خیلی سال پیش…

    قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم…

    دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم.

    خود را به حیاط بیمارستان رساندم.

    من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛

    اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.

    دکترمرتضی عبدالوهابی،

    استاد آناتومی دانشگاه تهران

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به عزیزان دلم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت تن سالمم ،الهی صدهزار مرتبه شکر بابت همین لحظه که با تمام قلبم احساس رضایت دارم و غنی و سرشارم ،بی نیاز از رخ دادن یا ندادن خواسته ای غرق در توام و احساسم قابل وصف نیست ، هر روزی که میگذرد احساس خوبم پایدارتر ،هرروزی که میگذرد ظرف وجودم بزرگتر و روحم گسترده تر و لطیف تر میشود ،هرروز من بخشنده تر و باعشق تر میشوم ، هرروزی که میگذرد درکم از قوانین جهان زیبات بهتر و هرروزی که میگذرد بیشتر و عمیق تر درک میکنم که این دنیا محل گذره و به غیر از عشق و محبت هیچ چیزی برای من وقتی که لباس جسم را درمی آورم و به ابدیتم می‌پیوندم باقی نمی ماند ، خداوندا هرروز آرامشم بیشتر و اطمینان قلبی ام بابت اینکه همه چیز در زمان مناسب رخ میدهد و همه چیز تحت سیطره ی قدرت توست بیشتر میشود ، خدایا می‌دونی چیه ؟؟؟انقدر به یادتم و آنقدر لطفت شامل حاله منه در هر لحظه ،که اصلا انتخابی به غیر از عشق ورزیدن و مسیر درست رفتن ندارم ،عشق ورزیدن حتی به کسی بدمو خواسته ، می‌دونی انقد رها و غرق در توام که حالم را غیر از تو نمی‌فهمد ، یه مطلبی می‌خوندم نوشته بود ذهن انسان 8ماه زمان میخواد تا کسی رو ببخشه ،هههههه خنده داره خدای من مگه نه؟؟؟چقدر راحت خودمونو محدود میکنیم به جسم و این مطالب، اما چرا بخشش و رها کردن هرچیزی که به من ضربه زده که درسی برای من داره ،برای من بیشتر از چند دقیقه زمان نمیبرد؟؟؟ می‌دونی من راضیم به قول استاد درسته در اول مسیر و اهدافمم اما همین الان سرشار از رضایت و عشق به زندگی هستم و به حقیقت خودم ،به حقیقت جهان ،به مقام خودم پی بردم و من همین لحظه با رضایت کامل حاضرم جهانت رو ترک کنم و به دیدار تو بیام ،خیلی دلم برات تنگه ،و این شیرین ترین دلتنگی جهانه ، خداوندا من به لطف تو و هدایت تو توانستم خودمو از بدنه ی جامعه جدا کنم ، پی بردم به اینکه من باید مسیر خودمو برم فارغ از هر نظر و دیدگاهی تا زمانی که ارادت بر اینه که نفسهای من جریان داشته باشن ،لذت ببرم از جهانت از همه چیزهای زیبایی که تجلی تواند ،شکلی از تواند ، سپاس گزارباشم ،سپاس گزار کیهان تا تک به تک سلول هام ، من خوده کیهانم که چند صباحی میهمان این جسمم ، من راضیم خدااااااا ،من راضیییییم ازت ، از انسان های نازنینت ،از خودم از جهانت از هر آنچیزی که در مسیرم قرار میگیرد تا مرا به یاده من آورد چه هماهنگ با اصل من باشد ،چه ناهماهنگ با اصل من ،در هر صورت مقصد تویی ، خداوندا نمیدونم چه کلمه ای بیارم ؟؟؟اما قسم به تمام نام های نیکویت من تورا مقصد میدانم نه بهشت را ، قسم به عزت و عظمت و جلالت من تورا مقصد میبینم نه بهشت را ،تو از درونم آگاهی میدانی که چقدر خالص و با تمام وجود گفتم ، مقصد تویی ، من تنها آمده ام و تنها به سمتت میام ، این چند روزی که منو آوردی شهربازی حواست خیلی به من باشه ، دوس دارم روسفید باشم مقابلت ،دوس دارم ساعتها از تجربه های شیرین و نعمت هایی که توانستم از آنها استفاده کنم ،از خواسته هایی که خلق کردم ،از مسیری که با هدایتت پیمودم ،برات حرف بزنم باعشق بدون توقف ،دوس دارم از من خشنود باشی در هر لحظه این زندگی و مهمانی و شهربازی ، این ها هیچکدوم باعث نمیشن تورو از یاد ببرم؟؟؟رسیدن به هیچ خواسته ای باعث نمیشه من اصلم را تورا ازدیاد ببرم من میدانم مقصد تویی ،چرا میگم هیچ چیز باعث نمیشه تو رو از یاد ببرم؟؟؟چون من مزه ی عشق واقعی رو چشیدم ، من از شراب ناب تو نوشیدم و سرمست و حیران همه جا در جستجوی توام ، شرابی گواراتر از شراب تو نیست ، تو بهترین ساقیه دنیایی چون مزه ی شرابت همواره سرمست کننده تر از هر شرابیست که قبلاً امتحان کردم ، چون دیگر عشقی به غیر از عشق تو مرا ارضا نمیکند ،چون فهمیدم باتمام وجودم که تنها من به تو نیاز دارم و لااااااغیر چنتا کلمس ها اما درکش منو منغلب کرده ، من همونم که تو هداایتم کردی و کیه که بتونه کسی رو که تو هدایت کردی گمراه کنه؟؟؟ هیچکس ،هیچکس هیچکس،

    مرگ مقدس ترین اتفاقیست که برای من خواهد افتاد ،چرا که فقط مرگ و خلاصی از زندان تن مرا به معشوق زیبا رویم میرساند ،

    خداوندا تنها تو برای من بی نهایت کافی هستی ، ولاغیرررررررررر ، تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    چشم خود بستم که چشم مستش ننگرم

    ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینمش .

    در پناه رب یکتا و مهربان .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      شهاب گفته:
      مدت عضویت: 1666 روز

      سلام استاد

      سلام دوستان

      سلام رضای عزیز

      تحسین میکنم نگرش زیبای توحیدیت رو چقدر آرامش و اطمینان و اعتماد به خدا لذت بخشه تحسین میکنم حال خوبت رو امیدوارم همیشه سلامت و شاد و ثروتمند باشی .

      دارم به این فکر میکنم تنها چیزی که از ما انسان ها باقی میمونه همین احساس خوبه آدم های بزرگ احساس خوب داشتن سعدی که همه چیز رو در سپاسگزاری میبینه و میگه به شکر اندرس مزید نعمت حافظ که میگه برای رسیدن به کمال باید از مصاحب ناجنس احتراز کن یا اون شعر که معتقده کسی که از باده الهی مست نیست باید بر او نمرده نماز میت خوند. فردوسی میگه سپاس تو گوش است و چشم و زبان، کز این سه رسد نیک و بد بی گمان مولوی که میگه مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد.

      و بالاتر از همه کلام وحی که فرموده لاتخف و لاتحزن. و البته آموزهء استاد که گفتند احساس خوب=اتفاقات خوب .امیدوارم خدا ما رو جزو صالحان قرار بده .ما رو به راه مستقیم هدایت کنه .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ناصر گفته:
      مدت عضویت: 1672 روز

      سلام آقا رضا عزیز

      ممنون بابت کامنت توحیدی و خالصانه ات

      در حقیقت مناجات نامه بود

      چقدر خوب با خدای خودتون دارین صحبت میکنین

      تحسینتون میکنم به خاطر این حد از خلوصتون

      چه زیبا با رب العالمین عشق بازی میکنین.

      ایمانم رو بیشتر کردین

      آرامشم رو افزون کردین

      یا شعر مولانا افتادم:

      آن کس که ترا شناخت جان را چه کند

      فرزند و عیال و خانمان را چه کند

      دیوانه کنی هر دو جهانش بدهی

      دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند

      حقیقتا وقتی خدا رو داشته باشیم دیگه ما خود نعمتیم

      قطره وقتی به دریا می پیونده دیگه قطره نیست

      خود دریاست

      رضا جانم احساست رو دریافت کردم

      ممنونم که توحید حقیقی رو بهم یادآوری کردی.

      امیدوارم در مسیر توحید ثابت قدم بمونی و پاداشش رو از خود خدا دریافت کنی

      إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّهِ ٱلَّتِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ.فصلت٣٠‮

      به درستی آنانى که مى گویند: پروردگار ما خداست، و در این راه استقامت مى کنند، فرشتگان الهى بر آنان نازل مى شوند و مى گویند که نترسید و محزون نشوید که بهشت وعده داده شده بر شما بشارت.

      در پناه رب العالمین غرق نعمت و برکت باشین

      عاشقتم

      یاحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        رضا زارعی گفته:
        مدت عضویت: 1334 روز

        سلام جانه دلم

        ناصر عزیز وجودمو دگرگون کردی با این پیامت ،فرشته ی خداااا ، خداروصدهزار مرتبه شکرت بابت اینکه تونستم لحظاتی احساس خوب بهت هدیه کنم ، عجب جمله ای ،قطره وقتی به دریا می پیونده دیگه قطره نیست ،فقط خودش نیست ،همه رو خودش می‌دونه ،همه شکلی از پروردگار بی نهایت مهربان و نزدیک ، چرا تو باید بیای این کامنت و بخونی ،چرا باید بخوای کامنت بزاری و چرا بااااااااااااااااااااید دقیقا اون آیه رو بزاری ؟؟؟؟ داستانشو تعریف میکنم عزیزه دل ، چند روز پیش که احساسم خیلی عالی بود ،تو یه کلیپ از یک کار آفرین موفق عزیز دیدم که این آیه رو آورد قالو ربنالله ثم استقامو ….. و نمیدونی حالم عالی بود و وقتی این آیه رو دیدم و شنیدم از اون عزیز انگار تشنش بودم ،اشک ریختم و چند بار دیدمش ،چند بارررر و آنان که گفتند پروردگار ما خداست و استقامت کردند نه غمی برانهاست و نه اندوهگین میشوند ، نمیدونی چه حالی دارم الان که نوشتمش و این آیه دو روزی ورد زبونم بود ناخودآگاه به زبون میاوردم ،و همش میگفتم اینو و حالم بهتر و بهتر میشد ، الان چرا باز تو از بین این همه آیه این آیه رو بزاری؟؟؟؟چرااااااااا؟؟؟ رو چه حسابی؟؟؟؟ چند میلیارد دلار می‌تونه جای این آرامش و اطمینان قلبی من و رابطه ی عمیقم با اونو بگیره ؟؟؟؟میتونه؟؟؟؟ نه نه نه اینا همش بازی ذهنه و وقتی اون باهامه و وقتی انقد در زمان درست به این وضوح باهام حرف میزنه و راهنمای منه ، بزرگترین کشتی های تفریحی و لوکس ترین ماشین های دنیا ، بچه بازیه برام ،اسباب بازیه اصن تردیدی ندارم که میشود به شرط پاکی دل به شرط طهارت و به شرط ایمان و سرسپردگی به شرط تسلییییییییم بودن و اعتماد داشتن ، نمیدونی وقتی اول آیه رو خوندم قالو ربناالله ثم استقامو برق گرفت گوشی و گذاشتم کنار و اشک ریختم و عشق کردم ، الهی این حاله خوبی که هدیه کردی هزاران هزار برابرش به هر شکلی که میخوای وارد زندگیت بشه ، عزیزه دل عشق خدا سهم تک تک لحظه هات و من برای تک تک لحظات تو خدارو آرزو میکنم ،

        غرق در آرامش و بی نیاز از هر چیز و هرکس به غیر او باشی

        وقتی آدم هبوط کرد به زمین ما گفتیم : وقتی هدایتی از جانب ما می آید ،اگر از آن پیروی کنید ،لاخوف علیهم ولاهم یحزنون .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    میثم نظریان گفته:
    مدت عضویت: 1856 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته ی مهربان و تموم دوستان گلم

    واقعا ک استاد هم لذت بردم هم با گوشتو پوستو استخونم درک کردم این موضوع رو وقتی آدم تو علاقشه لحظه ب لحظه داره لذت میبره از زندگیش چ وقتایی چ کارهایی ک کردم ک از دیدنش همه میگفتن واو چ شغلی چقدر با کلاس چقدر خوب ولی من از درون داشتم خراب میشدم داشتم نابود میشدم هیچ لذتی نمیبردم وقتی عشقی نداشته باشی لذت نمیبری پیشرفتی نمیکنی اصلا حالت خوب نیست اصلا الهامی دریافت نمیکنی ی زنجیره بدون توقف از حال بد.ولی از وقتی اومدم سر جایی ک باید باشم دارم لذت میبرم از زندگیم از الهاماتی ک بهم میشه .و قصد آفرینش مگه غیر از گسترشو لذته .الان انگار منمو خدا و این جهان هیچ کس توش نیست همش خنده ای تو صورتمه لدت میبرم از لحظه لحظه زندگیم و همیشه تو روحم تو ذهنم دارم اونکارو انجام میدم.و میرسیم ب حرف گوهر بار شما .ب الهی ک میپرستم اگ همین الان حضرت ملک الموت تشریف بیارن واسه بردن من ب اصل با کماااااااال میل لبیک میگم.چون دارم زندگیمو زندگی میکنم بخدااا

    لذت ببرین از زندگیتون انشاالله.

    در پناه حق باشین شاااااااد ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت

    آخ ک چقدر این دعاتونو دوست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1273 روز

    سلام به استاد عزیز تر از جان

    کاش میشد تو دنیا همه مون بتونیم به مساعل زندگی یه همچین دیدگاهی داشته باشیم …دارم فکر میکنم، این نوع نگاه به مرگ چقدر زیباست، راستش خود من هم وقتی میرفتم مراسم عزاداری واین جور مراسم با خودم میگفتم آخه چرا باید برا امان حسین که با افتخار مبارزه کرد و به شهادت رسید باید عزاداری کنم اون به آرزوش رسید و بعد کلی مدت هنوز یادش در دل مردم زندست والگویی برای کل جهانه، چرا باید گریست، چرا نباید شاد بود که امام مون با سعادت از این دنیا رفت به جایی که تا ابدیت در آرامش زندگی کنه.. چرا به جای گریه سعی نکنم، خودم به مساعل و مشکلات نگاهی مثل ایشان داشته باشم.. چرا وقتی یه نفر از بین مون می‌ره عزیز تر میشه چرا تا وقتی بین مون بود از بودنش لذت نمی‌بردیم چرا سال تا سال خونش نمی‌رفتیم چرا الان که نیست انقدر عزیز شده شاید گریه هامون به خاطر کم لطفی مون به اون شخصه ..متاسفانه این مساعل همیشه بوده و هست …می‌خوام از استادم یاد بگیرم به زندگی جور دیگه ای نگاه کنم کاش بتونم جوری زندگی کنم که بعد رفتنم اطرافیانم در مورد من بگن همیشه شاد بود ،شاد زندگی کرد ،به دنیا و مرگ دیدگاه قشنگی داشت و حالا به آرزوش رسید و اکنون در آغوش خداست…..

    همتونو دوست دارم❤️❤️❤️ از شما استاد گرانقدر صمیمانه سپاسگزارم ❤️❤️❤️

    در پناه حق همیشه شاد ،سلامت ،موفق باشید😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    امامی گفته:
    مدت عضویت: 2484 روز

    سلام به همراهان گرامی

    در مرور فایلهای دانلودی، من هنوز این فایل رو به صورت کامل گوش نکردم و استاد جمله ای رو گفت که من تاییدش میکنم و میخوام مثالی ازش رو بیان کنم.

    استاد میگه من یادگرفتم در مورد خواسته ها صحبت کنم نه ناخواسته ها و به دوستانم پیشنهاد میکنم وقتی اتفاقی رخ میده که نمیخوانش و دوستش ندارن هرچقدر کمتر بهش توجه کنن به خودشون کمک میکنن و به جهان کمک میکنن و هرچقدر بیشتر بهش توجه کنن باعث میشه از این جنس اتفاقات بیشتر و بیشتر اتفاق بی افته و توی این حادثه ماشالا توجه صدا و سیما مردم وهمه با هم سه هفته ای روش بود به صورت nonstop و همه روش تمرکز کرده بودن و «پیش بینی من اینه که این تمرکز باعث میشه از این جنس اتفاقات بیشتر و بیشتر رخ بده»

    من اون زمان درکی از قوانین نداشتم و جز همون افرادی بودم که در شبکه های اجتماعی یا در تلوزیون میدیم و پیگیری میکردم اخبار رو و در مورد ساختمان پلاسکو میخوندم و .. و یادم هست نه همون موقعی که بحث پلاسکو داغ بود بلکه مدتی گذشت و نزدیک های عید و اسفند ماه بود که یکی از گل فروشی های شهرمون که خیلی هم معروفه بر اثر آتش سوزی با خاک یکسان شد و من تعجب کردم چون وقتی شنیدم گفتم نه بابا اینطور نیست بعد تو راه که دیدم متوجه شدم واقعا گل فروشیه نیست!!! این دقیقا نشون میده که پیش بینی استاد به خاطر درکش از قوانین ۱۰۰٪‌ درست هست، الان میفهمم که قانون ۱۰۰۰٪‌ درست جواب میده و چرا این اتفاقات قبلا نمی افتاد؟ یادم هست یک عالمه خبر آتش سوزی دیگه هم تو کشور پخش شده بود. مثل بگذریم.. نمیخوام تمرکز کنم روی نکات منفی اما اینو میخوام بگم که قانون جواب میده هم روی نکات منفی و هم روی نکات مثبت. پس وقتی این قانون انقدر قدرت داره بیایم و تمرکزمون رو بزاریم روی خواسته ها و نکات مثبت و هرچقدر این روند رو ادامه بدیم به سمتی هدایت میشیم که زیباهایی بیشتر و اتفاقات بهتری وجود داره. از فایل های سفر به دور آمریکا و سریال تمرکز بر نکات مثبت خیلی میتونیم استفاده کنیم تا یاد بگیریم کانون تمرکزمون رو روی نکات مثبت بزاریم و با این کار نه تنها از یک عالمه اتفاق تلخ و ناخواسته فاصله میگیریم بلکه یک عالمه به سمت زیبایی ها هدایت میشیم.

    حالا که مثال نتیجه تمرکز بر ناخواسته ها رو زدم میخوام در مورد تمرکز روی نکات مثبت و نتیجه ای که این کار برام داشته هم صحبت کنم. مدتی هست که فایل های سفر به دور آمریکا رو پیگیری میکنم و تا الان ۱۷ قسمت اون رو دیدم. مرتبا مناطق زیبا و نکات مثبت این فایل ها رو میبینم طبیعت رو تحسین میکنم ثروت رو تحسین میکنم زیبایی ها و مردمان عالی رو تحسین میکنم نظم و ترتمیز بودن آمریکا رو تحسین میکنم و .. و جالب اینجاست که در طی این مدت ناخودآگاه منم همیشه جاهای زیبا هستم. در پارک های زیبا هستم، صدای پرندگان رو میشنوم و احساس خوبی دارم، هر جا که میرم گل های زیبا میبینم، عکس های زیبا میگیرم، بیرون که هستم مرتبا ثروت میبینم و سعی میکنم آگاهانه زیباها رو پیدا کنم و بهشون توجه کنم و اینها باعث میشه که از زندگیمون لذت بیشتری ببریم و روز به روز به سمت زیبایی های بیشتر هدایت بشیم. قانون جواب میده دوستان ادامه بدین.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2211 روز

    به نام الله یکتا

    سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دوستان نازنین مسیر شادی و خوشبختی

    قبل از هر چیز شاکر و سپاسگذار خداوند هستم بابت این صبح زیبا این نسیم صبح گاهی فوق العاده و این هوای مطبوع و دلچسب

    خدایا شکرت بابت این همه نعمت و فراوانی که در جهان هستی هست

    خدایا شکرت به خاطر شخص سید حسین عباسمنش که با استفاده از اگاهی هاش زندگیم متحول شده نه تنها زندگی خودم بلکه خیلی از اطرافیانم

    اما چقدر لذت بردم از دیدن این فایل و از کامنت ابتدای فایل که خیلی اساسی و چکیده و قول بچه ها گردویی مطلب رو میزاره کف دست ادم

    واقعا بارها شده خود من حتی وقتی در این مسیر زیبا بودم این نجوا اومده که حالا به این خواسته رسیدی که اخرش چی اخرش مگه مرگ نیست

    حالا به اون رسیدی حالا این همه کار کردی تلاش کردی پیشرفت کردی

    یعنی این نجوا بعضی وقت ها میاد که اخرش چی و الان استاد عباس منش میاد خیلی راحت اخرش رو شیرین توضیح میده که

    مرگ چیزی جز اتمام سفری زیبا و شروع سفری زیباتر نیست

    چرا که من نگران وضعیت گیاهان در پاییز نیستم چرا که میدانم این یک فرصت برای رویشی زیبا تر هر سال یک گیاه تازه تر هر سال یک میوه جدیدتر هر سال فراوانی بیشتر

    چند روز پیش داشتم برای یکی از دوستانم در مورد هرس کردن میگفتم و اینکه میشه توی کسب و کار ی مقدار از سرمایه گذاری رو جای دیگه انجام داد و سرمایه رو نباید مختص به یک کسب و کار کرد

    گفتم وقتی ی باغبون میاد ی درخت رو هرس میکنه سال دیگه فصل دیگه اون درخت بارش بیشتر میشه ثمرش بیشتر میشه و از بیشتر شاخه میده

    مثال خودم رو زدم و خودم دارم این روند رشد رو میبینم خوب من هم ی مقدار از سرمایم رو جای دیگه سرمایه گذاری کردم و الان میبینم که چقدر این کسب و کارم داره رونق میگیره چرا که قانون اینه که در جهت گسترش جهان حرکت میکنم

    و چه استعاره قشنگی که استاد میگه مرگ نیز جزیی از طبیعت ماست

    زندگی یعنی لذت بردن از وقتی که در اختیار روح قرار داده شده تا به وسیله بعد جسمانی به خواسته های زیادی اعم از ثروت سلامتی ارتباط معنویت لذت بردن و هر انچه خیر و خوشی و شادی هستش برسد و با کنار زدن تضاد های مختلف و گرفتن تجارب گوناگون هر چه بیشتر به ماهیت ابدی خود نزدیک شود که همین ماهیت ابدی به نظرم چیزی جز {احساس خوب=اتفاق خوب }نیست .

    این فایل بیانگوی لذت بردن از هر ثانیه و به تعویق نیانداختن کارهاست چرا که هر ثانیه امکان مرگ هست و چه بهتر ما تمام کارها رو با شادی لذت انجام داده باشیم و وقتی فرشته مرگ گفت بریم با عشق و شوق فراوان بگیم بریم

    ی نکته خیلی کلیدی برام داشت این فایل که اون هم این بود که استاد گفت وقتی بیشتر سفر کردم به این موضوع بیشتر پی بردم یعنی وقتی زیبایی های زیادی رو دیدم که در نقاط مختلف جهان وجود داشت بیشتر به این نتیجه رسیدم و میرسم که من از تمام ابعاد زندگیم استفاده کردم و دارم میکنم و مشکلی با رفتن به مهمونی بزرگتر ندارم میرم اونجا و از دیدن دشت ها و طبیعت عالی هم لذت بیشتری میبیرم

    شاید بعضی از ما باشیم که دیدگاهمون این باشه وقتی جای زیبای رو میبینم که شاید دیگه نشه بیام اینجا

    اما این نگاه استاد که سقفی نمیزاره برای خودش خیلی زیباست خدایا شکرت چقدر زیبا بود این جا و چقدر لذت بردم قزعا به جاهای زیباتر از این جا هدایت میشم .

    برای همه عزیزانم هم خانواده های عزیزم ارزوی سلامتی لذت شادی ثروت فراوان رو دارم امیدوارم ی روز بتونم تک تک عزیزانم رو ببینم چقدر خوب که اونروز امریکا باشه فلوریدا باشه پرادایس باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1781 روز

    به نام الله هدایتگربه سوی خواسته ها

    به نام خدایی که همیشه ودرهرلحظه درکنارماست

    سلام دوستان عزیزم

    این فایل نشونه امروزمن بود

    درس هایی که ازاین فایل یادگرفتم

    این که به خواسته هامون توجه کنیدنه به ناخواسته هاچون براساس قانون بدون تغییرخداوندبه هرچیزی توجه کنی اونوواردزندگیت میکنی مثال ساختمان پلاسکو

    روی مردم حساب نکنم ووقتی هروقت یادمه روی مردم حساب کردم ضربه شدیدی خوردم ازهمه نطرمالی روحی عاطفی وو

    اون مسیری که فکرمیکنیددرسته روبریددنبالش فارغ ازاینکه مردم چی میگن یاتهدیدمیکنندیاتشویق میکنند

    مرگ پایان زندگی نیست مرگ شروع یک زندگی عالی وزیباوجدیده

    مرگ یک مهمونیه که مامیریم مهمونی وبعدبرمیگردیم به خونه خودمون یعنی جایی که قبل مهمونی بودیم

    برای زندگیت هدف وخواسته داشته باش طوری زندگی کن که وقتی میخوای صبح ازخواب بیداربشی باشوق وهیجان ازتختت بیرون بیای وبری دنبال اهداف ورویاهات

    مثال استخراستادواقعامهرتاییدی برحرفاشون بود

    ازتک تک لحظات زندگیمون لذت ببریم ونگران اینده نباشیم

    ازخودم لذت ببرم خودموباهمین ویژه گی هایی که دارم دوست داشته باشم وعاشق خودم باشم

    وهمیشه شادوخوشحال باشم وطبق قانون احساس خوب مساوی اتفاقات درزندگیه

    یادمه سال95وقتی پدرم فوت کردندمن بعدازمجلس هفت پدرم رفتم سرکارچون کلاازبچگی انسان شادوخندانی بودم وزیادغصه نمیخوردم ولی الان که بااستاداشناشدم خیلی حالم عالیه ودارم لذت میبرم اززندگیم

    همین امشب داشت بارون میومدومن باماشین رفتم یک جای خوش ابوهواوماشینوپارک کردم ورفتم پیاده روی وچقدرلذت بردم زیربارون واهنگ شادبرای خودم گزاشتم وشروع به دویدن کردم

    زندگی یعنی همین

    یعنی ازیک پیاده روی زیربارون اینقدرلذت ببری وشادباشی وحالت عالی باشه

    امیدوارم که همه ماازتک تک لحظات زندگیمون لذت عالی روببریم وموقع مرگ اگرعزراییل اومدوگفت بریم ماهم باخوشحالی بگیم بریم وزندگی روکاملاتجربه کرده باشیم به بهترین نحووحسرت نخورم برای کارهایی که نکردیم

    الهی امین

    احمدفردوسی

    مشهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    به نام الله

    سلام استاد جانم

    دیشب ی خوابی دیدم وقتی بیدار شدم اونقدرررر خداروشکر کردم که نمیدونید.

    خواب دیدم لحظه مرگم فرارسیده و من دیگ باید میرفتم. کل وجودمو ترس گرفته بود

    که عذاب قبر شروع شد. وحشت قبر چمیدونم فرشته های عذاب.

    هزارررررتا وحشت دیگ ک تو دلم انداخته بودن از بچگیم بخاطرمذهب و….

    خیلی حالم بد بود.

    ازخواب پریدم یادم اومد عههه

    منک شاگرد استاد عباسمنشم این تفکر عذاب قبر و بلا و وحشت مال قبل از شناختن خدا بود.

    منک قراره به دیدار الله برم

    همونک خیلی مهربونه و دوست منه.

    دلم اروم شد

    و بزرگتررررررین سپاسگزاری من میدونید برای چی بود

    برای اینکه همین ی دیدگاه من درمورد مرگ عوض شد

    ومن دیگ نمیترسم

    من خوشبختم

    بخدا قبلنا هرررررشب خواب جهنم و…. میدیدم بااینک نمازمو میخوندم حجاب داشتم هیییچ کار بدیم نمیکردم اما باز میترسیدم

    اما الان میتونم هم اززندگیم لذت ببرم

    هم خیالم راحته ک من به دیدار الله میرم و تازه یجورایی مشتاقم هستم..

    میدونید ما ادما خیلی زود یادمون میره ک قبلا چ. ترسایی داشتیم چ دیدگاه هایی داشتیم ک بابتش ارامش نداشتیم

    فقط نگاه میکنیم ببینیم چقدر پول بهمون اضاف شده چن تا خونه بهمون اضاف شده

    اما نمیفهمیم ک چقدرررر تغییر کردیم

    و من بادیدن این خواب یادم اومد ک چقدر توی قنوت نمازام

    فقط برای کم شدن عذاب قبر دعا میکردم

    ترسم از تنبیه و مجازات بود من عشقی نداشتم به خدا

    امروز گفتم بذار برگردم مثل قبل نماز بخونم ببینم میتونم باهاش ارتباط برقرار کنم یا نه

    چون وقتی سجده میکنم به درگاه الله حالم خوب میشه گفتم خب نمازم ک سراسر همینه

    توجه به خداست و تو ک اینارو خیلی دوس داری و حالت خوب میشه

    اومدم وضو گرفتم رکعت اول و ک خوندم

    حس کردم از الله دورم.

    حس کردم دارم خودمو مجبور میکنم یسری حرکات رو انجام بدم

    فهمیدم اون سجده های یهویی خیلییی قشنگ

    تره اون ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذهدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه

    انک انت الوهاب وقتی قشنگه ک از سر عشق هر لحظه ک بخوام برزبونم جاریه ن وقتی که باید حواسم باشه کدوم حرکتو قبل کدوم حرکت برم. و هررررررکار کردم ک بااحساس باشه نشد

    درحالی که من هررروز توی سایت وقتی برای خداوند و شما و خانوم شایسته و دوستانم کامنت مینویسم. دارم نماز میخونم

    من خیلی این صلاه رو دوس دارم

    من خیلی شمارو دوس دارم

    من خیلی نعمتامو دوس دارم خیلی الله رو دوس دارم خیلی باهم حرف میزنیم ولی انگار این نمازی ک به این شکل گفته شده بخونم

    منو یاد گمراهیام میندازه منو یاد مسجدرفتنا و ایستادن هایی ک نمیفهمم برای کی بوده میندازه و بیشتر مطمئن شدم ک این شیوه ی من نیست.

    اگه بود

    اونموقعا ک نماز خون و دعا کمیل رو

    توسل رو و ندبه رو بودم

    باید بهم نگاه میکرد اما الان هر لحظه حضورش رو حس میکنم

    من ازشما ممنونم استاد جونم

    میخواستم درمورد مرگ بنویسم اما به اینجا ختم شد

    پوینت من اینه

    که سپاسسگزاری میکنم از خداوند ازشما

    که باعث شدید این دیدگاه زیبا دروجود من شکل بگیره ک ترسی نداشته باشم و غمگین نباشم.

    و بدونم ک مرگ مرحله ی دیگریست که ازهمین دنیا میگذره و باید اینجا قشنگ زندگی کنم تا بتونم اونجا هم قشنگ زندگی کنم

    عاشقتونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    HERO گفته:
    مدت عضویت: 3709 روز

    واییییی خدایی من استاد الان متن تون رو خوندم بخداااا از خوشحالی نمیدونم چیکار کنم استاد خیلی گلی بخدا,,,, یعنی کی اماده بشه پنج ماه تا کنکور بیشتر نمونده???? بشدت منتظرم استاد خیلی ممنون خیلییی نمیدونم با چه زبونی تشکر کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1458 روز

    سلام

    استادچقدرلذت بردم ازدیدگاهتون درباره ی مرگ که البته مرگ واژه ی درستی نیست چون مرگی وجودنداره مادوباره برمیگردیم به خونه ی ابدیمون جایی که ازاول اونجابودیم واومدیدیم اینجاکه خودمون تجربه کنیم وچقدرخوب که تجربه خوبی داشته باشیم وواقعالذت ببریم اینوبه خودم میگم که بایداززندگی لذت ببرم چون من لذت بردن روبه تعویق میندازم

    واین نکته خیلی خوبی بودبهش اشاره کردین که کاش مانگاهمون انقدرتغییرکنه درموردزندگی درجهان ابدی که هروقت کسی ازاین دنیارفت مثل بعضی ازفرهنگ هارقص وشادی داشته باشیم که به جای اصلیش برگشت وحتی اون افرادی اونجامیرن وقتی میبینن ماداریم اینجوری خودمونواذیت میکنیم آزرده خاطرمیشن ومیگن کاش کم ترزجه میزدمن حالم خوبه دراصل این ماهستیم که بانگاه اشتباهمون زندگی روبرای خودمون واطرافیانمون جهنم میکنیم وحتی برای کسی که ازاین دنیارفته که خوداین افراددربرنامه زندگی پس اززندگی میگفتن که چقدراحساسمون بدمیشدکه وقتی خانوادمون انقدرگریه وناله میکردن

    البته ماانسانیم احساس داریم خودمن هم نمیتونم بگم به چیزی که دارم میگم ایاعمل میکنم اگرعزیزی ازاین دنیابرم

    امامیگم ااین احساس های بدفقط ازباوراشتباه مادرموردمرگ میاد

    واگه یه نفرهم گریه نکنه ورفتارش منطقی ودرسته که البته پشتش یه نگاه قشنگه همه میگن چه آدمیه احساس نداره

    هزارتاایده دارن براش امانمیدونیم که درواقع ماغرق روزمرگی شدیم که حقیقت خودمونوازیادبردیم

    استادچقدرصحبت های شمادرموردزندگی ابدی مطابقت داره باافرادی که تجربه خروج ازبدن روداشتن برنامه زندگی پس اززندگی که ماه رمضون هاپخش میشه دقیقا مطابق هست باصحبت های شما باقوانین جهان هم دراین دنیا وهم درآخرت که حال افرادی که ایمان داشتن وعمل صالح انجام دادن باگروهی که عکس این عمل داشتن یکسان نیست نه دراین دنیا ونه دراخرت وافرادهم فرکانس کنارهم قرارمیگیرن بحث مدارهاروبهتردارم درک میکنم مثلا شنیده بودیم آدم هایی که زجرکشیدن یابهشون ظلم شده اونااونجا خیلی جای راحتی دارن خدامیگه حالااینجایه ذره نفس راحت بکش ولی اینطورنیست هرکسی که خوب زندگی نکرده باشه تواین دنیا اونجاهم زندگی خوبی نداره ومن اینوشنیدم ازتجربه افرادی که خروج بدن داشتن که این افرادحالشون دراون جهان کاملامطابق بوده باحال وروزشون دراین دنیا خدابه هیچ کس ظلم نمیکنه خودمون داریم ظلم میکنیم به خودمون

    شمامعمولا اخرفایل هاتون میگین جوری زندگی کنیم که به عزرائیل نگیم توروخدا یه فرصت دیگه بهم بده که جبران کنم ودقیقا افرادی که تجربه ی خوبی نداشتن اونجاهمشون به اتفاق اینومیگفتن توروخدااا یه فرصت دیگه بده برم وجبران کنم

    همشون میگفتن که خونه ی ابدی مااونجاست این جادرموقابل اون جهان یه قوطی کبریت هم نیست

    استادشمانمونه بارزهستین ازکسی که عالی زندگی کرده واون جهان قطعا بهترین جایگاه ها روخواهی داشت من هم میخوام مثل شماباشم شرمگین نباشم پیش خدای خودم که خوب زندگی نکردم عملم درست نبوده ویاداون جهان چقدربهم کمک میکنه کم ترگناه کنم وبیشترهدف مندباشم چراکه بیهوده خلق نشدم پشت هرچیزی وهراتفاقی چرایی وجودداره ومن نیومدم این جاکه فقط بخورم وبخوابم وهرکاری دلم خواست بکنم وهروقت به این فکرمیکنم خیلی جدی تربه سمت اهدافم میرم وزمان برام خیلی باارزش ترمیشه وبودن دراین مسیرهم علتی داره ومیدونم اومدم زندگیم روجوردیگه ای بسازم تاهم خدابه من افتخارکنه وهم خودم به خودم افتخارکنم

    یه مورچه باهدف آفریده شده اونوقت من بی خودی بی هدف اومدم که مثل بقیه غرق این مرداب بشم بیام بیام پایین وبگم طبیعت زندگی اینه انقدراین نگاه عادی بشه که خودت روازیادببری وجودت روکه برای چی اومدم اینجاازیادببری که دیگه نبینی خدارو خودت رو جهان رو وفقط غرق روزمرگی هابشی واگه یکی مثل شما برخلاف این موج حرکت کنه همه بگن این چی میگه وچکارداره میکنه چراانقدر غیرعادی ولی دراصل شمابیدارشدین و اززاویه های دیگه ای دارین به این جهان نگاه میکنین وچیزهایی رودارین میبینین که خیلی ازماهانمیبینیم ولی ماانقدربه یه زاویه زل زدیم که خیلی ازحقایق رونمی بینیم وبدتراین که انکارش هم میکنیم

    ودرست مثل یه طراح که وقتی ازیه زاویه نگاه میکنه به کارش انقدرنگاهش عادت میکنه که متوجه خطاهای کارش نمیشه بدترازهمه وفکرمیکنه که طرحش درسته ولی وقتی میچرخونه کارش روچیزهایی رومیبینه که هرگز ازاون زاویه ی قبلی نمیدیده وتازه متوجه میشه که چقدراشتباه داشتم پیش میرفتم ولی حالیم نبود وامیدوارم که هیچ وقت دیرنشه روزی نرسه که دیگه هیچ فرصتی نداشته باشی که جبران کنی دقیقا حال ۹۹ درصدجامعه که خودم یکی ازهمونام که امیدوارم که همیشه نباشم به همین صورته .

    باآرزوی پیداکردن اصل ازفرع برای خودم وبقیه🙏🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: