چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2 - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2
    385MB
    54 دقیقه
  • فایل صوتی چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2
    52MB
    54 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

266 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فائزه فیروزی گفته:
    مدت عضویت: 163 روز

    درود استاد عزیز

    من تقریبا دوماهه ک باهاتون اشنا شدم…

    و به سمت شما بطور خیلی معجزه وار هدایت شدم…

    دوساله ک تو مسیر اگاهی و توحید قدم برمیدارم و از موقعی ک باهاتون اشنا شدم هر لحظه فایل هاتونو گوش میدم و درس میگیرم و لذت میبرم و واقعا معجزه پشت معجزه برام داره اتفاق میفته…

    ولی حقیقتا بخاطر برنامه فشرده ای ک دارم نمیتونم زیاد نظر بدم…

    دوساله ک بفکر مهاجرت هستم و تو فکرم بود ک رویام رو دنبال کنم…

    گذشته ی خیلی سختی داشتم…

    و ناگهان اتفاقی افتاد که متوجه عشق خدا به خودم و رسالتم ک الان تنها دلیل زندگیم شده شدم…

    من عاشق خدا شدم.هر روز باهاش حرف میزنم هر روز اشک میریزم از شدت عشقی ک درونمه…

    چند ماهه خودمو تنها کردم و بطور جدی روی هدفم ک فضانورد شدن و استخدام شدن در ناساست…

    مطمعنم ک میشه…

    همه نشونه ها دستم میرسه و هدایت میشم…

    من ناخوداگاه تمام لازمه های فضانورد شدن رو دارم و لازمه ی فضانورد شدن شهروند بودن امریکاست و من تمام شرایطی ک گفتین رو دارم من عاشق حرکت کردنو سفر کردنم عاشق طبیعتم عاشق جاهای ناشناخته ام عاشق نجونم باهوشو تحلیلی ام دارم ترید میخونم برای اونجا تیزهوشان قبول شدمو عاشق تغییرم عاشق یادگیری ام زبان دارم میخونم و ایلتس دارم میگیرم دانشگاه فردوسی درس خوندم هدف سوزان دارم ک حتی خواب میبینم و حتی تو خواب هدایت میشم

    تو همه ی ورزش ها مقام دارم

    ی عالمه کار و بیزینس انجام دادم و عاشق پول ساختنم منظمم و متعهد

    کنجکاوم و عاشق تنهاییم

    عاشق امجام کارای مختلف شهرو کشورای مختلف ادمای مختلف هستم

    ب حانواده و اقوام هیچ وابستگی ندارم

    خیلی اجتماعیم و زود دوست پیدا میکنم

    خیلی علی بی غمم و ویژگی بارزم علی بی غمه

    و تو خانواده ب بیخیالی معروفم

    مشتاق تغییرم

    راحت وقف میدم خودم اصلا اهل شکایت نیستم اصلا اهل تسلیم شدن نیستم جز خدا…..تسلیم خدام و تنها عاشق خدام

    عاشق گشتن تمام جهان دریاها و فضا هستم و عاشق فضانوردی ام

    عاشق اینم ک زیبایی های خداوند رو ببینم

    و میدونم ک خدا از طریق من داره دنیای مادی رو در کالبد فائزه ی فضانورد میبینه…

    بار ها تنها رفتم سفر و عاش خلوت خودم با خدا هستم…

    مشتاقانه وارد چالش میشم قبل اینک اون چالش وارد زندگیم شه

    هر لحظه درحال یادگیری و درس خوندن و کتاب خوندنم

    کنترل میکنم ورودی هامو مثبت اندیش و توکلم بخداست

    ب خودم و بدنم و خوردو خوراکم میرسم

    18کیلو کم کردم ب راحتی و بیماریمو با ذهنم درمان کردم

    و همش ب لطف خداس چون خودمو مثل ی بچه تو بغلش انداختم…و خدا هر لحظه هدایتم میکنه…

    اهل ریسکم و بارها زمین خوردم ولی نامید نشدم

    مشکلات نمیتونن منو از هدفم باز دارن…

    من متوجه رسالم شدم…

    همیشه فکر میکردم خدا چجوری انقد بزرگه…

    و خدا هر لحظه داره بهم نشون میده…

    و من و اطرافیانم باید ببینیم چطور ی ادم از فرش تاکید میکنم از فرش و لجن و از قعر تاریکی داره ب کجا میرسه با خدا….

    و هر لحظه و هر لحظه ب هدفم فکر میکنم…

    من نمیدونم چی بگم همین الانم دارم گریه میکنم…

    ولی بگم ک مسیر درسته

    هدف درسته

    خدا رسالتم رو جوری بفکرم انداخته ک خوابو خوراکو ازم گرفته

    همه چی فراهمه و فقط ادامه باید بدم…

    و میدونم خدا حمایتم میکنه و مراقبمه…

    بهتون قول میدم امریکا میبینمتون

    عاشقتونم…

    اشک منو بارها بارها بارها دراوردین با فایل های توحیدیتون…

    ممنونتونم

    انشالله هرچی از خدا میخاین بهتون بده

    عشق ثروت برکت عزت سلامتی سعادت بیشتر ررر همه چی…

    عشق بهتون️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1724 روز

      سلام فائزه عزیز

      شور و شوقت چنان زیاد بود که لازم شد هم 5 ستاره بدم و هم بهت بگم که اگر اینطور هستی حتما به ندای قلبت گوش کن و هدایتها رو انجام بده که انشاالله حتما میرسی به خواسته هات.

      هیچ خواسته ای دور از دسترس نیست و هیچ نیرویی بالاتر از نیروی خدا نیست.

      پس ادامه بده و هدایتها رو اجرا کن و تغییرات لازم رو انجام بده.

      از عمق قلبم خوشحال شدم و آرزوی بهترینها برات دارم

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4103 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است…

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…

    فایل دومی که در مورد موضوع مهاجرت منتشر کرده بودید رو هم شنیدم و بسیار لذت بردم. اولا که بگم واقعا شمارو تحسین می کنم استاد. در تمام زندگی سعیتون این بوده که به اصول بپردازید و از حاشیه ها دوری کنید. و در مورد مهاجرت هم که یکی از مهم ترین توصیه های خداوند در قران برای دستیابی به سعادت و خوشبختیه، به موضوعات اصل پرداختید. نه به حواشی ای نظیر این که حالا کدوم کشور مهاجرت درونش ساده تره و کدوم راحت تر میشه رفت و کدوم امکاناتش بیشتره و این ها…

    از وقتی که به طور جدی تر سعی می کنم فایل های شمارو دنبال کنم، تلاشم این بوده که شخصیت در حال حرکتی رو برای خودم پرورش بدم. همیشه به دنبال تجربه جاهای جدید باشم، غذاهای جدید رو بچشم، و کلا عادت کردن رو در وجود خودم از بین ببرم. البته که می تونم به جرات بگم حتی یه درصد هم موفق نبودما. یعنی یه سری اخلاق ها و ویژگی هایی رو داشتم که قطعا باید روشون کار می کردم تا شخصیت جدیدی رو در خودم بسازم. اما الان می بینم بعد از کلی تلاش، هنوز ایرادهای زیادی رو در این مساله دارم. حتی همین لحظه هم که این کامنت رو می نویسم،‌رد پای این باورهای منفی و این شخصیت ایراد دار رو به وضوح در خودم حس می کنم.

    اما به خودم در سلف تاک هام همیشه میگم! همین که سعی می کنم تغییر کنم همین عالیه! همین بی نظیره! همین که couch potato نیستم و سعی می کنم روحیه دوست دار تغییر رو در خودم پرورش بدم یعنی با گذشته خودم زمین تا آسمون فرق کردم. حالا ممکنه در حال حاضر خیلی خوب نباشم. اما قطعا ذره ذره در مسیر پیشرفت قرار می گیرم و با هدایت و کمک خدا به جایی می رسم که الان حتی در تصوراتمم نیست.

    با خودم گفتم که فقط باید در یک چیز عادت کنم و اون هم کنترل ذهنه! همین و بس! تنها چیزی که در تمام زندگی باید عادت من بشه اینه که یاد بگیرم ذهنم ررو کنترل کنم. و در هر لحظه انجامش بدم. در بقیه چیزها باید حرکت کرد و ایستا نبود.

    برای مهاجرت از کشور، با این که بخاطر شرایط تحصیلی می تونستم دنبالش باشم، اما همیشه خواستم وقتی مهاجرت می کنم، شرایطی شبیه به شما داشته باشم. با سری بالا و کلی عزت و احترام ایران رو ترک کنم. اونم بعد از این که حسابی جاهای مختلف این کشور رو دیدم. برم و کل دنیا رو بگردم و به قول قرآن فسیروا فی الارض باشم.

    این عادت مهاجرت رو دارم کم کم توی وجودم پدیدار می کنم. سعی می کنم یه رستوران رو دو بار نرم (مگر این که خیلی از کیفیتش راضی باشم)، یه مکان تفریحی رو دو بار نرم مگر این که کل مکان های تفریحی شهر رو دیده باشم. یه سینما رو دو بار نرم. هر بار مسیری که به یه سمت میرم متفاوت از مسیر های قبل باشه و به این ترتیب همیشه سعی می کنم مسیرهای جدیدی رو در شبکه نورونی مغز خودم ایجاد کنم. این باعث میشه ذهن من همیشه جوون بمونه و دریافت های بسیاری رو از پروردگار یکتا در قالب الهامات داشته باشم.

    ممنونم از شما برای آماده سازی این دو فایل فوق العاده

    در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.

    خدانگهدار

    1403/4/25

    18:16

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فریبا فاضلی گفته:
      مدت عضویت: 2441 روز

      سلام آقای محمدی

      کامنتاتونو میخونم ولذت میبرم همیشه امتیاز 5رو بهتون دادم ودر دلم تحسینتون کردم ولی از سعیده شهریاری عزیزم یاد گرفتم که پاسخ کتبی به کامنتایی که میخونم ولذت میبرم

      بنویسم وتحسین کنم

      منم گفتم حالا که تو این سایت الهی هستم به یکی از توصیه های دوستمون والبته استاد عمل کنم وپاسخ بدم

      وتحسین کنم و اما چرا کامنتای شما

      نمیدونم چه جوری وکی هدایت شدم به خوندن کامنتاتون شاید از طریق پاسخ یکی از دوستان به شما بوده باشه

      ولی به هرحال من با خوندنشون اولا حالم خوب میشه دوما بسیار زیبا به ما درس میدین وبه نکات قشنگی اشاره میکنین مثل همین کامنت که چقد عالی به تغییر و مهاجرت کم کم از درون اشاره کردین و نکته آخر اینکه از خوندن کامنتتون خسته نمیشم چون هم با کیفیت هستن هم از نظر کمی مناسبن

      همیشه خوشبخت و ثروتمنددر پناه خدای مهربان باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    زبیده آزادی گفته:
    مدت عضویت: 956 روز

    به نام الله مهربان

    سلام استاد عزیز و مریم جان

    خیلی فایل قابل تأملی بود.خیلی واضح توضیح میدین ومثال میزنید.

    من بندر عباس زندگی میکنم و خیلی هم آدم وابسته ای هستم ..ولی خیلی دوست دارم زندگی کردن در شهری دیگر رو هم تجربه کنم .خیلی دوست دارم شمال زندگی کنم ..

    از وقتی که هدایت شدم به سایت شما وحرف های شما رو گوش میدم این انگیزه خیلی بیشتر شده

    خیلی دوست دارم از وابسته گی ها رها بشم و خیلی با خودم کلنجار میرم

    وتا حدودی به این درک رسیده ام که میتونم برم شهری دیگر …ولی همسرم اصلا رضایت نمی‌ده از بندر عباس به جایی دیگربرویم واز فامیل واقوام دور باشیم.

    ان شاءالله خداوند خودش ما روبه بهترین جاها وشرایط ایده آل هدایت کنه

    خیلی از شما سپاسگزارم و خیلی از خدا شاکرم بخاطر شما وسایت بی نظیر تون

    در پناه الله مهربان شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مرضيه ابدالى گفته:
    مدت عضویت: 2866 روز

    سلام و عرض ارادت بر استاد کاربلد و با تجربه و راهگشااااا در مسائل مورد نیاز و کاربردى و مهربان که نگهبان وحافظ مهر هستید + بان ️

    و مریم جان مهربانو که بانو و ایجاد کننده ى مهر در قلب ها و تمام دوستداران تون که در این حلقه مهر و محافظ مهربانى محصور🪐

    و در امنیت با توکّل بر خداى بینهایت مهربان که سرچشمه ست و لایزال بى پایان در پیمانه مهربانى که رحمن و رحیم ست هم در دنیاى مادّى رحمن و در دنیاى جاوید رحیم بى حدّ و حساب ️

    درود و سپاس فراوان با توضیحات حساب شده و کاملاً عقلانى و تفکّر بر انگیز در مورد مهاجرت که بسیار هوشیارانه و زیرکانه تمام مسائل مورد نیاز با راهنمایى هاى عالى و کاملاً واضح و روشن و الگو ها و مثال هایى که زده شد ، فکر مى کنم براى اکثر شاگردان و دانش پژوهان تون مخصوصاً کسانى که در فکر یا انجام مهاجرت هستند تا حدود زیادى شبهات و شک و تردید ها برطرف

    و با چشم باز و حساب شده ان شاءالله با ایمان و اعتماد بر خداى هادى که دستان بینهایت ش رامخصوصاً استاد نازنین رو در سر راه ما که نشانه اى بارز و روشن براى راهنمایى هاى درست و حق بجانب هستند قرار داده

    تا کمتر دچار آزمون و خطا گردیم و جایز الخطا که صحیح نیست و خداوند به کسى مجوز خطا عطا نفرموده بلکه ممکن الخطا گاهى براى رشد و کسب آگاهى و تجربه در سر راه همگى براى ایجاد تکامل و برطرف کردن تضادها و کمتر مشت و لگد خوردن از روزگار در سر راه مون قرار مى گیرد چون هیچکس کامل نیست ‍️

    براى بیدار شدن از خواب غفلت تا خود را بخواب نزنیم 🫠 و شاکر خداوند باشیم براى این نشانه بیدارى و تسلیم و راضیه مرضیه بدرگاه الهى ش 🫡باور کنیم که همى دانم که نادانم و فقط خداى علیم و حکیم و حلیم همه چیز دان ست و بس 🫡

    باز هم بینهایت سپاس و درود از شما استاد بزرگوار که الگوى مناسبى هستید براى رهروان چه آنهایى که تصمیم به مهاجرت دارند و چه کسانى که در همان جایى که زندگى مى کنند و حال خوب = اتّفاقات خوب براشون رخ مى دهد و احساس رضایتمندى و خوشبختى همراه آرامش و آسایش الهى دارند ️

    امید به رحمت الهى که همه خیرست و حکمت و نور ️ و انتخاب و اختیار خودمون با آگاهى و همه جوانب رو در نظر گرفتن با شرایط موجود خودش و بهترین خودش ️

    توکّلتُ على الله

    مى سپارمتون به دستان پر مهر والله خیر الحافظون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    عادل حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3235 روز

    سلام خدمت استاد و تمامی دوستان

    تو این مدت یه هوای مهاجرت زده سرم تو کامنت قبلی این فایل هم اشاره کردم بهش

    ولی هرچی نگاه میکنم میبینم که واقعا وقتش نیست و دارم ذور میزنم

    دلیل مهاجرتم کار کردن هست به کشور عراق و فکر میکنم با مهاجرتم به اونجا میتونم از لحاظ مالی پیشرفت کنم

    اما هر چی نگاه میکنم طبق قانون این کارم اشتباه هست

    چون من تو شهر خودمون هنوز به اونچیزهای که میخوام نرسیدم فکر میکنم با تغیر مکان جغرافیایم (عوامل بیرونی )نتیجه رو عوض میکنم اما سخت در اشتباهم سخت.

    چون من که خودمو میبرم باورهامو میبرم شخصیتم رو میبرم

    و شاید در مدار پاین تری قرار گرفتم واون چیزی رو که هم دارم رو از دست بدم

    استاد این ایراد منه که میخوام با عوامل بیرونی مثل تغیر مکان جغرافیای زندگیم رو عوض کنم

    وطبق قوانین من در هر مداری که باشم برم جای دیگه باز هم همون مداره

    پس من باید اینجا تو شهر خودم به اون خواسته هام برسم با تغیر باورهام با تغیر مدارم با تغیر دیدگاهم و شخصیتم و ساختن عزت نفس و اعتماد بنفس

    برطرف کردن ضعف های شخصیتیم

    مثل .

    دلسوزی

    وابستگی زیاد

    عزت نفس

    احساس گناه

    باور کمبود

    کم بینی خود

    احساس کمبود

    و………….کلی از این دست باورها ی غلط و ضعف های شخصیتی دارم

    و حتی امروز از دهن 2نفر شنیدم که خودش نشونه بودن برام که میگفتن بارفتن به عراق نمیشه عوضا رو تغیر داد عین جمله بود

    و من تسلیم شدم که از فکر مجاجرت در بیام و انقدر وابسته نباشم که کی جور میشه کی کاری گیر بیاد خلاصه ذور نزنم

    و برگردم به درون خودم

    توجهم رو بذارم روی اصل نه روی فرع نه روی عوامل بیرونی

    روی اصل و اساس جهان هستی

    که تمام اتفاقات زندگی من با فرکانس های من بوجود میاد

    پس من باید فرکانس هام رو تغیر بدهم

    چجوری فرکانس هام رو تغیر بدهم با تغیر باورهام با تغیر دیدگاهم

    با توجه کردن به چیزهای که من رو در احساس بهتر نگه میدارد

    چرا احساس بهتر .

    چون قانون جهان اینه که احساس خوب =اتفاقات خوب

    پس بیام با تغیر باورهام و برطرف کردن ضعف هام تغیرات رو در وجودم انجام بدم

    نه در عوامل بیرونی مثل مهاجرت .

    این در مورد مهاجرت بود و واقعا مثل همیشه خداوند هدایتم کرد که بیام فقط روی خودم کار کنم روی تغیر باورهام نه عوامل بیرونی.

    یک اتفاق بسیار عالیی امروز برام افتاد که ربط داره به بحث توحیدی بودن

    و اونم اینه که من در انجام یه کاری که چند باری برام پیش اومد مشکل داشتم

    کار ی که مربوط به شغلم هست

    و همیشه توی ذهنم این بود که هر وقت رسیدم به اون مرحله نتونستم حلش کنم به یکی که مهارت بالای داره میگم که بیاد حلش کنه برام

    اما این بار خود به خود تو ذهنم این بود که یه راهی پیدا میشه فقط باید من توکل کنم به خداوند در دل کار کاره حل میشه .خیلی هم مقاومت و نگرانی داشتم در اون مرحله از کار همیشه.

    اما امروز وقتی که رفتم بیرون از خونه باصدای بلند تمرین ستاره قطبی رو خوندم و سپاسگذاری کردم بخاطر نعمت هام و از خداوند خواستم که هدایتم کنه کارهام انجام بشه و این مرحله رو انجام بدم

    والبته حالمم خوب بود مثل قبلا نگران نبودم

    وقتی سر کار رسیدم به اون مرحله با احساس خوب داشتم کارهارو انجام میدادم چند باری انجام دادم نشد

    بعد برای اخرین بار گفتم خدایا واقعا تسلیمم خودت هدایتم کن

    و یه هوی شد کار درست شد و انقدر خوشحال شدم که هم اعتمادم به خداوند ایمانم قوی تر شد هم کار برای اولین بار خودم انجام دادم (با باور توحید )

    و همونجا با صدای بلند گفتم خدایا دمت گرم فقط میتونم بگم سپاسگذارم ازت

    و اینم یک درس توحیدی بسیار بزرگ داشت برام که توحیدی بودن چقد. مهمه و در تمام کار ها جواب میده

    استاد همیشه در سپاسگذاری هایم از خداوند هستی

    اینجا هم از خودت تشکر میکنم بخاطر تمام فایل های که داری

    و ایمان دارم که همش از سرچشمه توحید نش ات گرفته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مهرداد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1311 روز

    سلام استاد

    خیلی خیلی ازتون تشکر میکنم که این فایلهارو به صورت رایگان برامون روی سایت قرار میدید تا ما به فکر کردن و شناخت خودمون بیشتر بفهمیم که چه هدفی داریم و چی از جهان هستی میخایم

    خیلی واضح توی این فایلها فهمیدم‌ که هدف من از حالا مهاجرت یا مسافرت به کشورهای خاجی اینه که میخام زیبایی ها طبیعت مکانهای کمتر دیده شده دنیارو از نردیک ببینم .

    من عاشق طبیعت درخت چمن رودخونه ابشار و دریا و ساحل هستم و دوست دارم به ازادی مالی برسم و برم یه جای زیبا و یا هر چندوقت یکبار مکانم رو تغییر بدم و توی طبیعت کنار دریا ابشار و جنگل زندگی کنم و و به دور از هر شلوغی و هیاهوی شهری برا خودم ازادانه زندگی کنم

    بیشتر مواردی که گفتید برای مهاجرت لازمه رو من میتونم بپذیرم و تغییر بدم و خودم رو تطبیق بدم اما از نظر زبان و یادگیری خیله سختمه و تو دوران مدرسه هم خیلی ضعیف بودم و در حد چند کلمه ساده یادم مونده اما به شدت دوست دارم تمام زیبایی ها رو که شما از سریال سفر به دور امریکا نشون میدید رو خودم از نزدیک ببینم.

    تا حالا چند بار شده که سفر به دور امریکا رو از اول هر روز صبح با خوردن صبحونه میبینم و دوباره برمیگردم به اول چون عاشق طبیعت و دیدن درخت و دریا و رودخونه هستم .

    یکی از موارد مهمی که توی مهاجرت هست بحث باورهای توحیدیه و این باور با تکامل به وجود میاد .

    چند وقتی بود که از لحاظ کاری و ورودی حساب تقریبا صفر شده بودم و خیلی توی سایت دنبال اشتباه و باور غلطی که باعث میشه ورودی کم بشه بودم تا اینکه دیروز خداوند هدایتم کرد و دوباره بهم یادراوری کرد که روی توحید مشکل دارم همونجا میخکوب شدم که ای وای من این چند روز همش به دنبال طلبم از افراد بودم و همیشه تو ذهنم مرور میکردم و مشرک شده بودم و نتونستم از خدا بخام و خدا هم منو به حال خودم گذاشته بود .

    خداراشکر میکنم که بازم هوامو داشت منو دید و هدایتم کرد به مسیر درست و از دیردز تا حالا که همه قدرت رو خدا دونستم و خدا رو تنها فرمانروای دنیا دونستم از جایی که فکرش رو نکردم برام مشتری اومد رزق و روزی طعام برام اومد .

    چقدر مهمه این توحیدی بودن و روی خدا حساب کردن.

    در پناه رب شادو ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 1748 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام

    وقتی عنوان فایل رو دیدم کلمه مهاجرت برام بولد شد.یک مفهومی از ایمان و جسارت و توکل به خدا اومد توی ذهنم…چیزیکه من هنوز خیلی باهاش فاصله دارم…

    خیلی مشتاق تست بودم و با خودم میگفتم من فکر نکنم مناسبش باشم ولی نتیجه آزمون برام این بود که نسبتا مناسبم و خیلی دقیق ویژگی ها و چالش هایی که الان دارم باهاش دست و پنجه نرم میکنم رو از وجودم کشوند بیرون.میترسم و ناامید میشدم ولی حرکت میکنم.یه مدت خوب رو خودم کار میکنم اما یه جایی متوقف میشم.تغییرات رو دوست دارم ولی تو محیط امنم دوست دارم بمونم.اگه پای تغییر و رشد و حل مسئله باشه با همه وجود با چالش ها روبرو میشم و در نهایت رشد میکنم….چیزهایی که همیشه تو زندگیم همین بوده.وقتایی که به رگ غیرتم بر خورده و یه تکونی به خودم دادم و اوضاع رو تغییر دادم.

    من به‌خاطر شرایطی که توش بزرگ شدم خیلی وابستگی خاصی ندارم و یجورایی مجبور بودم رو پای خودم بایستم و حمایت خاصی ازم نشده و این ویژگی رو وقتی درخودم ایجاد میکردم همیشه میگفتم من خدارو دارم و اون همیشه حواسش بهم هست.شاید یکم درد داشته باشه ولی در نهایت باعث رشد آدم میشه من اینو تو زندگی خودم دارم میبینم ولی خب بعضی جاها هم شاکی میشم و کلا یه درگیری دارم با خودم…

    بهم پیشنهاد داده شد از دوره کشف قوانین استفاده کنم .من این دوره رو ندارم و دارم روی دوره احساس لیاقت کار میکنم وهدف بعدیم دوره 12 قدم و روانشناسی ثروت بود.تا اون موقع میذارم خدا هدایتم کنه.

    واقعا خودشناسی خیلی به آدم کمک میکنه تا دلیلی رفتارهاشو بشناسه و اونارو اصلاح کنه.کاری که دوره احساس لیاقت واقعا داره برای من انجام میده و چقدر باعث شده بیشتر از قبل باخودم در صلح قرار بگیرم و تصمیمات جدید تر و اساسی تری برای زندگیم بگیرم.خدا کمکم کنه هرروز بهتر از دیروز بشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2084 روز

    سلام

    استاد عزیزم

    خیلی خوشحالم بابت این فایلهای عالی برای اینکه تشخیص بدیم که آیا ما انسان لایقی هستیم برای مهاجرت یا نه

    استاد با جان و دل دو فایل را گوش دادم

    و بعد سعی کردم مطالب را درک کنم

    بعد هم آزمون را شرکت کردم

    قبل از شروع آزمون نشستم و با خودم صحبت کردم

    گفتن فرزانه با خودت رو راست باش و جواب سوالهای آزمون را با توجه به واقعیت درونت و خود واقعی ات و شناختی که از خودت داری پاسخ بده

    به خودم گفتم اینجا مسابقه که نیست

    برنده بازنده ام که نمیخواد پس صادقانه پاسخ بده

    و در طول آزمون مرتب حواسم به خودم بود و دوست داشتم پاسخهایم بر اساس اگاهی هایم از مطالب یا شنیده هایم یا چیزهای متفرقه نباشه

    و فقط در مورد اون چیزهایی که گفتم باشه

    خلاصه آزمون را دادم و پاسخ این بود که من میتوانم اون کسی باشم که مهاجرت کند

    جواب ازمونم خیلی خوب بودو خوشحال شدم

    ولی خوب اگر من این هدف را دارم باید استاپ نکنم و همیشه روی خودم و باورهام و هدفم کار کنم

    استاد جان خیلی دوستتون دارم

    و آرزوی موفقیت شما و عزیز دلتون را دارم

    و آرزوی موفقیت تمام دوستانم در سایت هم دارم

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    فاطمه علوی گفته:
    مدت عضویت: 1183 روز

    سلام استاد خدا قوت

    سپاسگزارم خداوند هستم که باشما آشنا شدم.

    من و همسرم خدا رو شکر زندگی قشنگ و رابطه عاطفی خوبی داشتیم ولی از وقتی که ابتدا همسرم و بعد من با شما و سایتتان آشنا شدیم، زندگیمان بسیار زیباتر و رابطه عاطفی مان قشنگتر شده چون از طریق شما متوجه شدیم که هم فرکانس هستیم و هردو یه چیزی رو میخواییم.

    ولی در مورد مهاجرت نظر متفاوتی داشیم…

    من عاشق مهاجرت ولی همسرم همین جایی که زندگی میکنم را خیلی دوست دارد و بی پروا تصمیم نمی‌گیرد و اعتقاد دارد که اگرهم مهاجرتی خواهیم داشتم، داخل ایران است.

    همسرم چند سال پیش همراه خانواده اش به کشورهای اروپایی سفر داشته و مدت کوتاهی هم اقامت.

    ولی من اطلاعی از مهاجرت کردن ندارم…

    حالا برگردیم به صحبت های من و همسرم بعد از شنیدن فایل مهاجرت، از شما…

    من ابتدا از این همه صراحت شما و شنیدن حقایق درمورد مهاجرت از زبان شما، حقیقتا خیلی ناراحت شدم …

    در واقع دلیل ناراحتیم فهمیدن حقیقت ها بود…

    فهمیدم که خیلی از شرایط مهاجرت را ندارم …

    فهمیدم که تحمل سختی کشیدن و برگشتن به نقطه صفر را ندارم….

    در آزمون هم که شرکت کردم نتیجه برای من این بود که شما مناسب مهاجرت کردن نیستید

    و اما همسرم…

    به من گفت دیدی خیلی از این حرف های استاد رو بهت گفته بودم. دیدی مهاجرت کردن چقدر سخته. دیدی بهت گفتم بزار همین جا پیشرفت کنیم…

    استاد بعد از اینه دو سه روز توی شوک بودم، به خودم اومدم و دوباره به حرفهای شما و همسرم فکر کردم…

    الان خدارو هزاران بار شکر می‌کنم به خاطر وجود استادی مثل شما و مردی دانا و بی‌نظیر مثل همسرم…

    اعتراف میکنن بعد از شنیدن فایل مهاجرت بیشتر از قبل عاشق همسرم شدم چون همیشه یه چیزی ته ذهنم از اینکه من و همسرم در مورد مهاجرت همفرکانس نبودیم، اذیتم می‌کرد…

    شاد و ثروتمند باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    Beti گفته:
    مدت عضویت: 1035 روز

    درود

    داشتم کامنت های بچه هارو میخوندم، یهو رسیدم به کامنت های سعیده ی دوست داشتنی، که عاشق کامنت هاشم…و پاسخی که برای یکی از دوستان نوشته بود…

    گفت من رد پاهام رو “قدم به قدم” گذاشتم…

    نمیدونم ولی منم یجورایی بهم الهام شد که قدم به قدم رد پاهات رو بذار…چون همیشه صبر میکردم که نتیجه بگیرم بعد بنویسم، آخرشم نمینوشتم، ولی الآن میخوام قدم به قدم بنویسم تا یادم بمونه چه مسیری رو طی کردم…

    راستش اون اول که این فایل ها اومد و من گوش کردم با خودم فکر میکردم خب اوکی من همه این کار هارو کردم ولی مثلا شب توی چادر خوابیدن یا دستشویی توی بیابون اصن چه ربطی به مهاجرت داره!!

    ولی الآن میفهمم چقدررر هم ربط داره

    و اتفاقا اتفاقا چقدر به خودم ربط داره. به راهی که بهم الهام شده طی کنم!

    من توی ایران کلاس نهم بودم. و الآن انشاءالله داریم تا چندوقت دیگه مهاجرت میکنیم.

    ازونجایی که سیستم آموزشی اونجا با ایران یکم فرق داره من شروع کردم به تحقیق کردن اینکه کجا باید برم و چه چیزایی باید یادبگیرم…

    چند وقت پیش که داشتم درباره مدارس کشوری که میخوام برم تحقیق میکردم، به چیزی رسیدم که خیلی نظرم رو جلب کرد. مدارس شبانه روزی.

    که بهش میگن efterskole به انگلیسی میشه همون افتراسکول، پس از مدرسه و اینا.

    راستش اونجا کلاس دهم ندارن و بچه ها اگه از نظر درسی قوی باشن یراست از نهم میرن به یازدهم، و دبیرستان از یازدهم شروع میشه.

    و اگه بچه ای توی درساش ضعیف باشه می‌ره کلاس دهم(اختیاری) که آماده تر بشه.

    اختیاری منظورم این بود که رایگان نیست(چون از کلاس اول تا نهم رایگانه، دبیرستان هم رایگانه، ولی کلاس دهم پولیه و همینطور افتراسکول)

    و افتراسکول هم یه فاصله ست بین راهنمایی و دبیرستان، و اختیاریه، برای بچه هایی که هنوز علاقه شون رو کشف نکردن، بعد نهم یکسال میرن مدارس شبانه روزی و فعالیت های موردعلاقه شونو مثل موسیقی و ورزش و…دنبال میکنن، بعد میرن یازدهم.

    خب من نمیتونستم برم دبیرستان چون اولین شرط، یادگیری زبان سوم که معمولا آلمانی یا فرانسوی هست رو نداشتم و وقت هم نداشتم که یه زبون دیگه روهم علاوه بر زبون اون کشور رو یادبگیرم.

    و درس های سال قبل اونا رم بلد نبودم، دوست نداشتم برم کلاس دهم که به عنوان بچه ضعیف شناخته بشم…مخصوصا اینکه توی ایران مدرسه تیزهوشان بودم و خیلی سطح بالا مثلا خودمو فرض میکردم! یجورایی ناامید کننده بود برام.

    از همون اول تصمیم گرفتم برم افتراسکول. یجورایی الهام شد بهم که برو و همش نشونه هم میاد برام. اصن نوع مدرسه ش هم منو جذب کرد یعنی همون مدرسه شبانه روزی. که هم بتونم موسیقی کار کنم، هم زبانم رو تقویت کنم و هم برای یازدهم آماده بشم.اصن اینکه فهمیدم همچی مدرسه ای وجود داره خودش هم هدایتی بود.

    و توی نگاه اول خیلی من رو جذب کرد، امکاناتش، کارهایی که توش انجام میدن، همه چی ش.

    ولی…من تا حالا توی زندگیم حتی خونه دوستم هم نخوابیدم.

    تجربه زندگی مشابه خوابگاه رو که اصلاااااا نداشتم فقط یه اردوی شبانه روزی رفتم که با دوستام بودم و شب تو خوابگاه خوابیدیم(تازه با اونا دوست بودم و صمیمی هم بودیم و زبون همدیگه روهم میفهمیدیم الانکه اصن زبون همم نمیفهمیم!!!!)

    چون هیچوقت مامان بابام اجازه نمیدادن جای دیگه ای بجز خونه خودمون بخوابم. اون اردو هم چون با مدرسه بود اجازه دادن.

    زبان هم که یه زبان کاملا جدیده و زیاد هم چیزی بلد نیستم و هرچقدر هم بلد باشم بازهم مطمئنم توی محیط که قرار بگیرم میفهمم خیلی هنوز مونده یادبگیرم.

    تازه من دختری بودم که توی زندگیم خیلی کم کار های خونه کرده بودم مثل ظرف شستن حتی!

    و غذا هم بلد نبودم درست کنم. کلا یه نیمرو میتونستم درست کنم!!!و استثناً پاستا و پیتزا چون خودم خیلی دوست دارم یادگرفتم.

    اتفاقی که افتاد این بود که…

    کل اون تجربه هایی که من داشتم مث دستشویی رفتن توی جاده، یا اصن دستشویی بین راهی که خیلی افتضاح بود، یا یبار شب توی مسافرت مجبور شدیم تو ماشین بخوابیم و ماشین هم کوچیک بود و..

    خلاصه اینجور چیزا بهم کمک کرده که خیلی حساس نباشم، بگم اوکی مهم نیست درهرصورت من میرم که حال کنم! و نکات مثبت اونجارو ببینم.

    درباره تجربه خوابیدن توی خوابگاهم:

    اردوی شبانه روزی که رفتیم با دوستام، شب باهم دیگه توی یه اتاق خوابیدیم و کسی که بالای سر من بود(تخت ها دوطبقه بودن)تا سه،چهار صبح داشت غلت میزد، تخت ها هم فلزی بود و مث چیییی غژ غژ میکرد!!!

    تازه ساعت 6 صبح هم معاون مون پرید تو بیدارمون کرد عملا دو سه ساعت خوابیدم-

    همه این تجربه ها کمک کرد بهم که همون اول بتونم مدرسه شبانه روزی رو انتخاب کنم. یجورایی توی ذهنم این باور درست شده که خب درهرصورت اونجا دوست پیدا میکنم و زندگی کردن با دوست ها هم خیلی حال میده. و مهم نیست شرایط چجوری باشه درهرصورت من خوش میگذرونم! مث اون اردو که از اول تا آخرش خوش گذروندم و با اینکه شب نتونستم بخوابم ولی صبح روز بعدش باز هم انرژی داشتم و بازم خوش گذشت بهم.

    و اینکه وقتی با بچه های اونجا دوست بشم نه تنها سخت نمیگذره خیلی هم خوش میگذره و کلی هم حال میکنیم و از پس کلی چالش جدید هم برمیام.

    درباره بحث وابستگی نداشتن به خانواده،

    من فک میکردم خب حالا با خانواده دارم مهاجرت میکنم اگه وابستگی داشته باشم هم مهم نیست!

    ولی الآن دیدم عه چقدر خوبه که بهشون وابسته نیستم چون اصن همون اول قراره برم یجای کاملااااااا غریبه که حتی زبان شونم درس حسابی بلد نیستم!

    میدونید حتی زمانی که داریم میریم نزدیکه به شروع سال تحصیلی…یعنی عملا تا به خودم بیام میبینم سال شروع شده و باید برم مدرسه.

    درباره اینکه از کارهای خونه چیزی بلد نبودمم…

    عجیب ترین اتفاق این بود که شیفت های مامان و بابام واسه اولین بار جوری افتاد که من و خواهرم توی خونه تنها شدیم

    و مجبور شدم یسری کارهارو انجام بدم مث صبحانه آماده کردن و مواظب غذا بودن که نسوزه و شستن ظرف ها و مرتب کردن خونه.

    که توی خوابگاه کمکم میکنه بتونم محیط اطرافم رو مرتب تر نگه دارم و اگه کاری لازم باشه انجام بدم…هرچند کشوری که میریم خیلی پیشرفته ست و خودشون همه چیو واسمون آسون میکنن و عملا لازم نیس کار خاصی انجام بدم،

    ولی خب توی ذهنم یه پس زمینه ای ایجاد شده که من میتونم از پس کارهام بر بیام چون وقتایی که والدینم نبودن تونستم از خواهرم مراقبت کنم، خودم کارهام رو بکنم و حواسم به همه چی باشه

    یجورایی اعتماد بنفسم قوی تر شد که من میتونم از پس خودم بربیام.

    الآن میفهمم چقدر این فایل ها به موقع خداروشکر اومدن و باعث شدن درک بهتری از خودم داشته باشم:>

    و دیروز هم تازه یه آیه ای رو دیدم بازهم توی کامنت های سعیده که خیلی تحت تاثیر قرارم داد این بود که خدا برای تو پدر و مادر میشه…

    برات همه چیز میشه…

    و انگار نشونه ای بود ازینکه وقتی میرم مدرسه شبانه روزی، تنها نخواهم بود. و همون خدایی که تا اینجا کمکم کرده اونجام کمکم میکنه دوست پیدا کنم و وارد چالش های جدید بشم و تجربه های باحالی داشته باشم :>

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: