چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2
    510MB
    68 دقیقه
  • فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2
    30MB
    68 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

957 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1647 روز

    به نام رب مهربانم

    سلام استاد جانم ومریم جانم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم به خاطر این همه آگاهی که خودش یه دوره کامله اگر کسی شنونده باشه وعمل کنه ،و

    سلام خدمت خانواده عزیز خودم

    ترمز وگاز

    باور های نادرست ،ریشه فکری ما که بسیار مهم است ،تازمانی که ما باورهای مخرب رو حذف نکنیم وترمزهای ذهنمون رو بر نداریم هرچه تلاش میکنیم بی فایده است وبه قول استاد تلاشها هیچ نتیجه ای نمیدهد وهمزمان که ما داریم تلاش فراوان میکنیم هیچ نتیجه ای حاصل نمیشود واین نشان میدهد که ما در راه نادرست هستیم چرا که روند جهان همواره پیشرفت وثروت وسلامتی است .

    من خودم چندین ساله که در یک روند اشتباه هستم وبا وجود تلاش فراوان هیچ نتیجا ای از تلاشهایم نمیگیرم واین مُسئله بسیار مرا آشفته ونگران کرده است وبا تمام وجودم سخنان استاد را درک میکنم زمانی که از گاز وترمز حرف میزنن خداوندا سپاسگزارم به خاطر این همه آگاهی ومرا هدایت کن به سمت آگاهی های بیشتر وعمل به تک تک آنها،ربم سپاسگزارم ربم سپاسگزارم سپاسگزارم ربم سپاسگزارم

    دقیقا من در زمان ومکان نامناسب تلاش زیادی کردهام وبا آدمهای نامناسب …..وهیچ نتیجهای از این همه تلاش ده ساله نگرفتهام.

    خداوندا کمکم کن که راه را بیابم وراه درست را بروم وکمکم کن به تکتک این آگاهی ها عمل کنم ومثل یه برنامه نویس کد بنویسم وبه تکتک این آگاهی ها عمل کنم.ربم ربم ربم مرا هدایت کن وتمام دوستانم را در مسیر رسیدن به اهدافشان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1136 روز

    درودفراوان به استادعزیزم ومریم نازنینم

    وهمه دوستان عالیم

    خداروشکربابت یک روزعالی وبی نظیردیگربافایل پرازدرس استادم ونکته های کلیدی که تمرکزروی آنهاوعملکردعالی دیگرجای هیچگونه توجیهی برایم باقی نمی گذارد،آگاهی های ناب وطلایی که ذهن بازوپاک وقلبی آرام آن راجذب می کندوخروجی اش یک زندگی سراسرآرامش.

    استادجانم ،آرام وپیوسته باشماگام برداشتم زندگی دربهشت راآموختم باتمام وجودم گوش جان سپردم به تک‌تک رهنمودهایتان، نورآگاهی ام هرروزروشن وروشن ترگردیدوخواسته هایم تحقق،

    من بسان کودکی باهیجان می دانستم که کافیست بخواهم تااجابت شودپس هرروزکه تغییرکردم ودست دردست شماگذاشتم معجزات آمدندوخواسته هایم برآورده شدند،درهرفایلی که ازاولین فایل دانلودی شروع به گوش دادن سپردم دگرگونی درمن آغازشد،خداوندمی دیدکه من چقدرتشنه دانستن هستم ،وقتی گفته می شودذهنت آرام آرام بازمی گرددانگارقفلی برآن زده بودم که باهیچ کلیدی بازنمی شدامااستادجانم شماگشاینده آن کلیدشدید،شمانجات دهنده من درهرمسئله ای شدیدومن کلیدراازشماباعشق گرفتم وبرای یک یک مسائلم همان یک کلیدکافی .بودومن هرلحظه طعم خوشبختی راباتمام وجودم احساس کردم وزندگیم راباعشق درآغوش کشیدم ،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، عاشقتونم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2380 روز

    سلام ب استاد عزیز و همه دوستانم

    چند موردی که با گوش دادن ب فایل ب یادم اومد

    اون باور ک که پسرا از دخترای زیبا فرار میکنن

    من نداشتم

    و اتفاقا همیشه فکر میکردم که پسرا دنبال دخترای خوشگلن و کلا همه چ زن چ مرد چ جوون یا بچه

    دنبال خوش قیافه ها هستن

    برای همین باورم

    تو دوران نوجوانی و تا زمانی که سر کار بودم ( هنوز رو خودم کار نمیکردم)

    با هر بزک دوزکی بود

    از لاک و لباس خاص

    رنگ مو و …

    دنبال جلب توجه بودم

    و واقعا از درون لذت میبردم که ب من توجه میشه

    همیشه خودم مقایسه میکردم

    و البته در کنار دو خواهرم از نظر ظاهر از درون احساس صعف میکردم( البته که هیچ وقت ب زبون نمی اوردم) با اینکه من نسبت ب اونها اندام بسیار زیبایی دارم و پوست روشن تر

    همیشه حس میکردم که اونها خوش پوش ترن و ارایش ب صورت اونها بیشتر میاد و جذابتر از منن

    ( ی دلیلش پاینخت نشینی اونها و ب مد بودنشون بود و ی دلیلش هم مقایسه ای بود که از بچگی عمه هام میکردن، ب گفته ی اطرافیان من تو نوه ها زیباترین و خاص ترین بودم ، توی بچکی ب گفته ی مامانم موهام مث طلا بود و چشمهای آبی، پوست سفید و ی دختربچه آروم

    اما یکی از عمه هام بود که وقتی ب سن مدرسه رسیده بودم وقتی ما رو میدید دائم میگفت که خواهر کوچیکم از همه ما خوشگلتر چون چشمای درشتی داره

    ( با اینکه پوست گندمی و البته درشت هیکل تر بود)

    بعد از ازدواج این باور غلط شنیدم که زن خوشگل مال مردم

    و چشم همه مردا دنبالشون ( برا همین خیلی ها با دختر خوشگلا دوست میشن ولی باهاشون ازدواج نمیکنن)

    یا ثروتمند بودن

    یادم اومد تو دوران دانشگاه اصلا تو خودم نمیدیدم با بچه پولدارا بگردم، و الان دقت ک میکنم حوزه دوستیم دقیقا با آدمهای همفرکانس خودم بود دوستانی که از لحاظ مالی مشکل داشتن

    ولی از اون طرف خواهرم( الگوی نقض) با اینکه تو ی خانواده بودیم همیشه از وقتی بچه بودیم یادمه با پولدارهای کلاسشون میگشت

    باور اشتباه بعدیم

    عمر ازدواج کمه خیانت میبینی

    یاد ندارم دور و برم ی الگوی درست و درمون عاشقانه دیده باشم تا چند سال پیش

    خواهرم که توی ازدواجش با ی بچه شکست خورده

    و عینا خاله کوچیکم و عمه کوچیکم هر کدوم با ی بجه کوچیک جدا شدن

    عموم زن دوم گرفت و بعد با همون از ایران رفت

    تو اون زمان همسایه مون و برادرش که جز بازیکنای مطرح تیم فوتبال صنعت نفت بود

    با وجود داشتن زن و بچه

    زن دوم گرفته بودن

    و کلی سیکل های معیوب و داغون میدیدم

    و این الگو رو ب من میداد که ازدواج هایی که قبلش با دوستی نهایت دو سال دووم داره یا مردا که وضعشون خوب میشه شلوارشون دوتا میشه

    یا کسی رو دیدم که 6 سال همسرش میخواست و با هم دوست بودن

    بعد از ازدواج هر کدوم برای خودشون دوست دختر و دوست پسر داشتن

    دیدن خانمهای متاهل که با ی مرد دیگه دوست بودن و …

    بخوام دونه دونه بکم

    خیلییی میشه

    ی دلیلش هم ب خاطر مکان نامناسبی بود که تو دوره نوجوانی توش بودم

    و نشست و برخاست با ی ادم از فامیل های خیلی نزدیکمون بود که با این افراد ناجور ب خاطر شرایط کاریش سر و کار داشت

    اسیر شدن بعد از ازدواج

    ی نمونه مادرم بود که پدرم بهش سخت میگرفت ( از پوشش و رفت و امد)

    اینکه باید با سختی بچه هات بزرگ کنی

    ی باور که هنوزم دارم

    من بلد نیستم با کسی دوست بشم

    یا دوست نگهدار نیستم

    سالهاست ( از دوره دبیرستان) دلم میخواد ی دوست صمیمی و درست و درمون داشته باشم ولی ندارم

    کسی که تو این مسیر کنار هم باشیم همفرکانس باشیم

    تو مسیر اگاهتر شدنم

    وقتی ب دایره دوستام نگاه کردم دیدم

    که مثلا یکیشون با داشتن شغل و موقعیت اجتماعی بالا، چهره زیبا، ولی رابطه عاطفی داغونی با همسرش داره

    که رابطه ام ب شدت باهاش کم کردم ( هرچندمته در خد ی تماس تلفنی و احوالپرسی)

    یا یکی دیگشون که خیلی خانم فعالی ، با اینکه همسر تحصیلکرده و با رتبه کاری بالا داره، احازه نداره کارکنه

    و همسرش ازش حمایت نمیکنه و بهش میگه بشین بچه هات بزرگ کن

    یکی دیگه با اینکه زن خیلی فعال و خلاقی، ولی دائم داره غیبت میکنه و پشت سر بقیه حرف میزنه

    رابطه ام با اولی و سومی تقریبا قطع کامل شده

    و فقط دیشب در حد تماس برای عرض تسلیت بوده

    اون دومی هم تو کلاس پسرم مرتب همدیگه رو میبینیم

    ولی دارم یادمیگیرم که بحث بذارم روی چیزای خوب

    یا حداقل چیزایی که بار حسی منفی نداره

    قطعا کلی باگ دیکه هم دارم

    که با گوش دادن بیشتر فایل و هدایت خدا برام اشکار میشه

    ممنونم که وقت گذاشتین و کامنت من خوندین

    شاد باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فاطمه میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 1235 روز

    بنام الله هدایتگر یکتام

    خداروشکر میکنم که هرلحظه منو میشنوه و براحتی منو هدایت میکنه️

    حدود یکماهی بود که اصلاب سایت نیومده بودم وامروز صبح28/خرداد/1402 که از خواب بیدارشدم پرازحس غم بودم وانواع واقسام فکروخیالی که توذهنم بود که چرا همه اینقدر زود دارن ب خواسته هاشون میرسن ومن نه و… انگار تصور میکردم ی قطاره که همه باسرعت دارن میرن وبه خواسته هاشون میرسن و من انگار هرچی میرم سرابه، حتی ب خدا گفتم انگار من روی یک تردمیلم ک فقط درجا میزنم حالا جالبیش اینجاست که اخر حرفام باخدا گفتم خسته شدم 26سالمه دوست دارم رابطه ایده آلمو داشته باشه وهنوز به درآمد دلخواهم نرسیدم (حتی یادم به اون مصاحبه شما با اون جوان که اسمشونو یادم نیست که درسن17_18 سالگی به LA مهاجرت کرده بودن هم یادم میومد ومیگفتم چرااون تونسته ومن نه… چرا نمیشه؟! چرافقط برا من نمیشه! اومدم اینستا رو بازکردم دیدم پست شما اومد بالا گفتم بعد نگا میکنم دوباره صفحه رو اسکرول کردم دوباره دستم خورد رو پستتوناین هدایت خداست

    گفتم حالا 19 دقیقس گوش میکنم وااای خدای من ک دیگه نفهمیدم این 19 دقیقه اصلا کجام چقدر این فایل برای من بود من باز کارکردم روی باورامو یادم رفته بود منی که کلی نتیجه دیده بودم والان لستپ شده بودم وچقدر داشتم به این فکر میکردم که برم فیلربزنم لبامو و چونمو وزاویه فک رو وواقعا من خودمو جذاب نمیدونم.

    چقدر این فایل هدایت بزرگی بود برام از جانب خدا که باز دوباره فایلارو گوش کنم و عمل کنم

    وچقدر به عمق وجودم نشست سپاسگزارم از این لطف بی حدوحساب خدا وجملات از جان برامده شمااستاد عزیزم

    میدونم داخل این متنم کلی باور محدود کننده دارم ک باید روشون کار کنم اما میدونستم استاد کامنتای داخل اینستاگرام رو نمیخونه واومدم اینجا بذارم کامتمو.

    بشدت ازین تلنگر خوشحالم وخداراسپاسگزار

    ️️️

    برم که دوباره باقدرت بیشتر عملگراباشم ورو خودم کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    لیلا شریفی گفته:
    مدت عضویت: 1407 روز

    بنام خدا سلام ب استاد عزیزدوس داشتنی ومریم خانوم مهربانم

    استاد جان هرجا ک من واقعا نیاز داشتم ب تلنگر ب ی انگیزه میبینم شما دقیقا درمورد چیزی ک میخواستم فایل میزارین من واقعا تمام حرفاتون الان درک میکنم درحالیکه قبلن اینطوری نبودم اینکه من سازنده زندگی خودم هستم. ترمزهایی تو ذهنم بود ک نمیزاشت عاشق خودم باشم یارابطه خوبی باهمسرم داشته باشم!

    مثال= اینکه من بابالارفتن سنم زیبایی ام راازدس دادم من نمیتونم خوب حرف بزنم من لیاقت رابطه خوب عاشقانه رو ندارم واینکه من چون ازخانواده پولدارنیستم کسی بهم احترام نمیزاره احساس کوچیکی بی ارزشی میکردم درحالیکه ب قول شما ارزش آدم ب پول زیبایی ثروت نیست ارزش وجود خودمونه ک باهرشرایطی باید خودمونو بپذیریم نقصامونو قبول کنیم و روخودمون کارکنیم روز ب روزبهترشیم چقدر این فایلتون وصحبتایی ک کردین عالی بود من واقعا لدت بردم مثل همیشه انگیزه گرفتم شما همیشه برای من بهترین الگو بودید وهستید.

    .استادجان بی نهایت سپاسگزارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    آرش لشنی گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    از روز انتشار این فایل توسط استاد عباسمنش، ذهنم از دو جهت درگیر این قصیه بود:

    اول: چرا باوجود اشتیاق فراوان و برنامه ریزی و … اصلا اقدام عملی نمی کنم و یا زود سرد می شوم و یا بصورت موج سینوسی برای اهدافم بالا و پایین می روم؟

    دوم: در مواردی هم موفق به تلاش شده ام چرا نتیجه ی لازم را نگرفته ام.

    بعدداز اینکه بارها و بارها فایل ها را گوش کردم به این نتیجه رسیدم که جواب هر دوی این موارد به باورها مربوط است. ابتدا باورهای غلط (حتی راجع به خود موضوع تلاش هم می بایست باورت درست باشد که بتوانی اقدام به تلاش کنی) دوم نداشتن باور صحیح.

    تمام حجم مغزم اکنون توسط این سوال اشغال شده است : چطور باورهای درست بسازم و چطور باورهای غلط را کنار بگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 888 روز

    بنام خدای توانا!

    سلام به همه عزیزانم!

    خدارا شکر می کنم بابت حضورم درین سایت فوق‌العاده،

    خدارا شکر می کنم از لحظه ای حضورم درین سایت بی نظیر سراسر برایم منفعت بوده و هست،

    مدت نزدیک به 2 سال می شود که درین سایت حضور دارم، و خیلی خوشحال و سپاسگزارم از حضورم در جمع شما عزیزان!

    من از این سایت بی نظیر آگاهی ها و مطالب زیادی یاد گرفتم، این آموزشات ناب باعث شد مسیر درست زندگی را پیدا کنم،

    خدارا شکر می کنم بیشتر از یک سال می شود که با آگاهی های بی نظیر دروه 12 قدم زندگی می‌کنم،

    آگاهی های این دوره زندگیم را در تمام جنبه ها متحول کرده، تا الان 6 قدم ازین دوره فوق‌العاده رو کار کردم،

    خدا میداند که بعد کار کردن دوره کامل 12قدم چه تحولاتی تو زندگیم رخ بدهد، و چه معجزاتی وارد زندگیم بشود،

    خدارا شکر می کنم با کار کردن دروه 12 قدم مسیر زندگی برایم روشن شد، و من آسان شدم برای آسانی ها،

    با دوره فوق‌العاده ای احساس لیاقت توانستم به خود شناسی بیشتر برسم،

    قبل از شروع دوره احساس لیاقت هیچ شناختی از خودم نداشتم، توانایی ها و پاشنه آشیل هایم را نمی شناختم،

    هیچ درکی از خود واقعی ام نداشتم،

    خدارا هزاران بار سپاسگزارم که از زمانیکه دوره ای فوق‌العاده ای احساس لیاقت رو کار می کنم، خیلی بهتر خودم را شناختم، اهدافم برایم شفاف تر شده، خواسته هایم واضح تر شده، و به خود شناسی بهتر رسیدم نسبت به خودم، و خیلی کار داره هنوز تا خود واقعی ام را بشناسم، و متعهدانه تا آخر عمرم با این سایت و این آگاهی ها زندگی خواهم کرد!

    هر کدام از دوره های این سایت واقعا فوق‌العاده و بی نظیر هستن،

    دلیل اینکه اینقدر این حرفا بر قلب مان می نشیند الهاماتی است که خدای دانا بر قلب استاد عزیزم می اندازد و بر زبان استاد جاری می کند،

    و هر فردی که آمادی شنیدن این آگاهی ها باشد قطعا که به این سایت فوق‌العاده هدایت خواهد شد.

    تبریک می گم به تمام عزیزانیکه درین سایت حضور دارند و با عشق این مسیر زیبا را ادامه می‌دهند!

    خدایا سپاسگزارم بابت حضورم درین سایت بهشتی!

    درپناه خدای دانا و توانا باشید!

    42

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    میثم سام گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    با سلام به استاد عزیزم و مریم شایسته عزیز بابت زمان گذاری که میکنید تا این آگاهی ها انتشار پیدا کنه بین تمام کسایی که دنبالش هستند سپاس گذارم ازتون عزیزانم.

    میخوام تجربه ای رو از خودم بگم چون میدونم بین خیلی از افراد این موضوع صدق میکنه. که خودمون به صورت نا خودآگاه یکسری نعمت ها رو داریم از خودمون دور میکنیم

    من حدود 5 سال در شرکت بازاریابی شبکه ای کار میکردم و در این 5 سال آب از آب تکون نخورد از لحاظ درامدی با وجود اینکه هر روز جلسه .هر روز انگیزه دادن بهمون و کلی سمینار رفتن به هیچ جایی نرسیدم.

    و ی چیزی رو توی این مدت توی مغزم کرده بودند که مسیر موفقیت پر است از سنگلاخ و موانع و شما باید دوام بیارید

    اینقدر کلیپ ها و فیلم هایی رو برامون میذاشتن که نقش اول اون داستان بارها و بارها شکست خورده. خانوادشو از دست داده. عشقشو از دست داده. تحقیر شده . همه تردش کردند. ولی اون کم نیاورده و ادامه داده و در اخر نشون داده که ببین شما در مورد من اشتباه کردید(در جستجوی خوشبختی)

    و این رفته بود توی وجود من که منم دوست دارم این مسیرو تجربه کنم . که منم دوست دارم تحقیر بشم. منم دوست دارم پدرم در بیاد. منم در موردم قضاوت کنند. و به سختی جون بکنم موفق بشم تا موفقیتمو پرت کنم توی صورتشون بگم ببین تویی که ی روز تحقیرم کردی اینم نتایج خوبم سوزوندمت بدبخت حالا

    کلا این تصویر سازی بود برام که ی روزی توی جشن شرکت از افراد برتر تقدیر میکنن من برم بالا روی استیج و ی اهنگ ملایم پخش بشه و با ی حالت غم آلود بگم

    که من روزها میشد توی خونه ای که اجاره کرده بودم به زور از نداشتن پول فقط با پنیر خالی خشک شده شکمم رو سیر میکردم

    که من در اوج سرمای زمستان با موتور بدون کلاه و دستکش میرفتم برای فروش محصولات و توی سرما میرفتم پشت این کامیون های بزرگ تا باد نخوره بهم

    که من دستام مثل چوب میشد و اینقدر که سرما بود دیگه دستم بی حس میشد و میرفتم پشت چراغ قرمز کنار کامیون ها

    کنار لوله اگزوزشون دستمو گرم میکردم

    و دوست داشتم اشک حضار رو در بیارم که من این مسیرو رفتم ولللییی کم نیاوردم

    حالا که بهش فکر میکنم میبینم رفتار های بد خانواده رو من خودم ندونسته به سمت خودم کشوندم

    دوست داشتم تحقیر بشم اینقدر بهم بگن بدبخت بی پول هیچی ندار ووو

    و در اخر که موفق شدم تف کنم توی صورتشون و برم

    .

    و ی حس دیگه که با من الان هست که دارم حلش میکنم اینه که احساس گناه میکنم از اینکه راحت پول در بیارم وقتی میبینم همه دارن زجر میکشن

    اومدم این حس رو اینجوری در خودم درست کردم .

    چون من وقتی با این قانون آشنا شدم دوست داشتم بگم به خواهر و برادر زاده هایم که بچه ها با افکارتون دارید خلق میکنید

    و این کارم نتیجه نداشت که هیچ بلکه میگفتند خودت چرا با افکاری که میگی تغییری ایجاد نمیکنی توی زندگیت

    و اومدم این حس گناه رو که راحت پول در بیارم اینجوری دارم میکشم چون من الان دارم معامله میکنم در بازار و دلاری درامد دارم ولی این حس مانع پشرفتم میشد

    اینجوری دارم این حس رو حل میکنم که من اگر میخوام تاثیر گذار باشم اگر دلم به حال دیگران میسوزه اگر میخوام بگم به راحتی هم میتونید پول در بیارید باید اول خودم به راحتی پول در بیارم تا بتونم افراد زیادی یا حداقل خانواده خودمو نجات بدم

    عاشقتونم .(هدایت خدا)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سید سجاد موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    بنام خدا مهربان

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم،.

    واقعا این فایل بهترین هست و کلی آگاهی دریافت کردم واقعا احساس لیاقت خیلی مهم که هر آدمی باید هر جوری که هست اول باید خودشو دوست داشته باشه تا بعد دیگران اون رو دوست داشته و به خودش اجازه بده که بابا تو با ارزش هستی و باور کنه که بهترین ها رو میتونه داشته باشه فقط ذهن شو عوض کنه و باور کنه که اصلا مدرک دانشگاهی و صورت و قد اصلا مهم نیست مهم اینکه دورنت چیقدر زیبا هست چیقدر باور های خوب داری و چیقدر به خودت افتخار میکنی که وجود داری و تا زمانی که ذهن تو کدنویس کنی و باور تو درست نکنی هیچ وقت نتیجه هم نمیگیری خدا رو صد هزار مرتبه‌ شکر که به این فایل هدایت شدم یک هفته پیش دوره کشف قوانین زندگی رو خریدم واقعا بچه ها بهترین دوره هست که من به هر آدمی که با قانون آشنا هست یا نیست پیشنهاد میکنم که این دوره رو تهیه کنید اگر واقعا میخواهید که زندگی تون تغیر کنه واقعا این دوره بهترین دوره هست که استاد با عشق داره بروز رسانی میکنه و اینقدر قشنگ توضیح میده که آدم به راحتی می‌فهمه که کجای ذهنش ایراد داره و با تمرین های که خانم شایسته عزیزم توضیح میده واقعا اگر آدم بدونه شک روی این دوره کار کنه صد در صد نتیجه میگیره.

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر که سنتش هیچ وقت تغیر نمیکنه و هر کسی که در مدار باشه آگاهی ها رو دریافت میکنه

    انشاالله که همیشه شاد و سلامت ثروتمند در دنیا و آخرت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    Fatima گفته:
    مدت عضویت: 1045 روز

    به نام خدا

    ردپای 56

    سلام استاد عزیز و دوستای خوبم

    تو ردپاهای قبل از چالش های مسیر تکاملی گفتم و بعضا راهکاری که به ذهنم می‌رسید یا از فایل ها یادگرفته بودم نوشتم

    و از اونجایی که دلم میخواد متعهد به جمله( ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است)باشم،اون راهکارهارو امروز عملی کردم

    نتیجه عالی بود!من از معجزه نوشتن میدونستم ولی تنبلیم میومد بنویسم

    تو یکی از فایل استاد از تهیه لیست برای انجام کارهاش صحبت کرده بود

    خب چیز جدیدی نبود و من خودم قبلا این مسیر میدونستم

    اما اینبار تفاوت‌ گوینده وجود داشت واس همین مقاومت ذهنم کمتر بود

    باید بگم کل کارهایی که نوشتم انجام دادم و امروز ماکسیمم بازده داشتم

    کل روز حالم خوب بود و بدون توقف در مسیر هدفم تلاش‌ میکردم

    و فقط یه بار نجواها آمدن که کانون توجه عوض کردم

    هنور هم به جمله ای که دیشب از استاد درک کردم فکر میکنم

    وقتی به گذشته فکر میکنم ،بیشتر یاد چی میفتم ؟اتفاقات خوب یا بدی ها و شکست ها

    من تو همون گذشته هم کلی روز خوب داشتم اما چرا یادم نبود؟چرا خودم سرزنش میکردم؟اون موقع که نمیدونستم اتفاقات حاصل فرکانسم پس کنترولی هم روشون نداشتم ،الان که میدونم چرا اون روزا رها نمیکنم؟

    آیا دلم میخواد که با فکر به بدی و درنهایت احساس بد،اتفاقات بد رقم بزنم؟

    اگه اون دلم نمیخواد چه فکری،ملکه ذهنم کنم؟

    فعلا در مسیر تکاملی پرسیدن سوالا بهترم و بسیار خرسندم که پا شدم تا جنگل پر از درختچه های هرز ذهنم ،سروسامان بدم

    فارغ از نتیجه هدف،شما مسیر هدف برای من هموارتر لذت بخش تر و هیجان انگیز کردید

    این خودش دستاورد بزرگیه که ازتون سپاسگزارم

    درپناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: