چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1
    495MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1
    61MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1205 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Reza Hedari گفته:
    مدت عضویت: 1129 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش و خانوم شایسته عزیز

    1چه خواسته یا هدفی داشتی…؟

    بیشترین مهم ترین مشگل من در زندگی پیشرفت تو حوضه ی مالی هست که من روزانه 12 تا 14 ساعت کار میکنم کلی رویا و اهداف دارم و کلی برنامه براشون میریزم کلی کلی تلاش میکنم جوری ک دیگ ن خواب دارم ن غذا

    ولی با این همه تلاش هرماه که موجودی حسابم نگاه میکنم میبینم ماشین کرایه که به خونمون برم رو هم ندارم…

    مدت هاست فایل های رایگان استاد رو دنبال میکنم بکثری نتایج گرفتم ارامشم بهتر شده ارام تر شدم دیگ حرص نمی‌خورم کمی درامدم رفته بالاتر ولی باز با اینک درامدم بیشتر شده همیشه صفر هستم

    من تو منطقه بالاشهر کار میکنم و خونه های گرون قیمت و ماشین های گرون قیمت زیاد میبینم

    ماشین دلخواه من 207 هست که وقتی بهش فکر میکنم میبینم واقعا 207 یک چیز خیلی قیمت پایین هست یک ماشین بسیار معمولی که در کنار این ماشین ها چیزی هم نیست و این خواسته اصلا برای من بزرگ نیست داشتن یم خونه120 متری خوب اصلا برای من چیز بزرگی نیست چون افرادی رو در این محل میبینم که در قصر زندگی میکنن و وقتی به خواسته خودم فکر میکنم خندم میگیره

    مشگل کجاست این هم بنده خداست منم هم بنده خدا هستم

    و فهمیدم که باید دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریداری کنم چون مشگل فقط در باورهای منه

    تفاوت در باورهاست 1 ماه سخت کار کردم تا دوره روانشناسی رو بخرم سر ماه که رسید انقدری کار کردم که بتونم دوره رو بخرم و بعد خواستم پولم رو بگیرم صاحب کار گفت نصفش رو میدم نصفش میفته برای یک مدت دیگه و باز من مبحوت موندم و به خودم گفتم لعنت به این باورهای محدود کننده

    و بهم الهام شد که دوره کشف قوانین رو خریداری کنم چون مبلغی که داشتم ب این اندازه بود و الان 2 روز هست که خریداری کردم و دارم این دوره رو قورتش میدم با تموم وجود با تک‌تک سلول های بدنم درکش میکنم و باور میکنم و نشانه ها پشت سرهم بهم داده میشوند

    2_چه افرادی رو میشناسی که با تلاش کم…؟

    پسرعمه من که 2 سال از من بزرگتر هست و یک آدم بسیار بسیار بیخیال که یک روز کار میکنه و یک روز کار نمیکنه بعضی وقتها تا 1 ماه بیکاره چند وقت پیش مادرم زنگ و بهم گفت پسر عمت ماشین خریده درحالیم موتور هم داشت و اول تحسینش کردم گفتم افرین بهش و بعد با خودم گفتم ک اون انقدر بیخیال ک گاهی اصلا کار نمیکنه چطور اخه

    و بعد پسر عموی خودم که هم درس میخونه و هم گاهی با پدرش کار میکنه و گاهی کار نمیکنه شنیدم و دیدم که یک ماشین صفر خریده کلی طلا و دلار پس انداز کرده

    و من مدرسه نمیرم و بکوب تلاش میکنم هدف دارم کار میکنم هنوز صفرم

    و یا رفیق صمیمی خودم ک کمتر ازمن کار میکنه و یک ادم بی هدف که خونه خرید ماشین خرید و چند ماه دیگه عروسیشه و اون الان داره تو ارزوهای من زندگی میکنه چقدر خنده دار

    و فهمیدم که چقدر باورها تاثیر گذارند تفاوت از زمین تا آسمون

    3_چه باورهایی محدود کننده و ترمز مخفی رو شناسایی…؟!

    1_ باور عدم لیاقت

    2_باور به اینک اگر ماشین یا خونه ای بخرم یا ثروتمند بشم همه فکر میکنند دزدی کردم یا طلا پیدا کردم

    3_باور به اینکه اگر پولدار بشم همه بخاطر پول سمت من میان

    4_باور به اینک پول در آورند راحت ترین کار دنیاست

    این ها چیزهایی هستند که به راحتی در خودم فعلا شناسایی کردم

    و میدونم تموم اینها در دوره فوق العاده روانشناسی ثروت 1 توضیح داده شده

    ولی فعلا بخاطر عدم لیاقت موفق نشدم دوره رو تهیه کنم

    و این دوره کشف قوانین پله ای هست برام برای خرید اون دوره

    و الان بعد از خرید دوره فوق العاده کشف قوانین سرکار نمیرم و خونه هستم تا تموم 24 ساعت زمان خودم رو بزارم روی کار کردن دوره

    سپاس گزار خدای خودم هستم که خلق زندگی خودم رو به قول استاد داده دست خودم نه دست بقیه

    سپاس از شما دوستان عزیزم که همراه همدیگه هستیم تو این روزها که دست تو دست هم به سمت اهدافمون حرکت کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      مانلیا گفته:
      مدت عضویت: 1824 روز

      سلام رضا جان

      خیییلی خداروشکر کن این یک هدایت بوده کائنات تورو به چیزی هدایت کرده که برای تو بهتره و تو نمیدونی :))))))

      من نمیدونم چند وقته داری روی قوانین کار میکنی مدت عضویتتو ندیدم اما احساس میکنم زیاد مدتی نیست …

      ولی من بهت میگم که برو خداروشکر کن ثروت یک رو نخریدی و هدایتی دوره کشف قوانین رو خریدی خداروهزار مرتبه شکر

      پسر ببین بچه ها تازه ورود فکر میکنن مشکل فقط پوله و اگه دوره مربوط به پول سازی رو تهیه کنن پولدار میشن و تمام در حالیکه اصلا اینجور نیست

      تو باید خیلی روی قوانین پایه کار کنی خیلی درک عمیقی از قوانین پیدا کنی تا بتونی بعد با استفاده دوره ثرچت به نتیجه برسی

      اگر تکاملت رو طی نکنی خرید دوره ثروت و استقاده ازون نتیجه ی خاص بزرگ و پایداری برای تو نخواهد داشت

      و دوره ی کشف قوانین یا مثلا قانون افرینش از دوره هایی هستن که این پایه و پله اولیه رو بهت یاد میده تورو اماده میکنه و تکاملت برای گرفتن نتایج ثابت مالی و پایدار اماده میکنه .

      کنار این دوره از فایلای هدیه سایت ، عقل کل ، خوندنه کامنتا و … هم استفاده بکن اونها هم مدار و درجه تکاملیت رو بیشتر میبرن بالا :))))

      خیلی خوشحالم براتون بابت تهیه دوره و هدایتی که کائنات کردتون و حواسش بهت هست و اون میدونه که چه چیزی برای ما بهتره …

      خداروشکر میکنم

      در پناه الله یکتا دوسته عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سمیه منیری گفته:
    مدت عضویت: 2105 روز

    سلام استادم و دوستان عزیزم این کامنتی که روز گذشته گذاشتم یک سری دوستان بهم پاسخ دادن باز هم من رو به فکر فرو برد و باز هم عمیق شدم به گذشته خودم و سال های قبل و آدم هایی که مدت ها بود فراموش شان کرده بودم و اتفاقاتی برام مرور شد که باز هم این تقلا کردن و یک آلمه مهارت داشتن ولی پول نتونستن از شون درآوردن در ذهنم پر رنگ تر شد.

    من یادم میاد از کودکی من هیچ وقتی نتونستم از مهارت هایی که داشتم پول بسازم با وجودیکه مهارت های بسیار زیادی داشتم مثلا انگلیسی بلد بودم،کارم با کمپیوتر خیلی خوب بود، تایپ با سرعت بالا داشتم، قرآن بلد بودم با تجوید و بسیار کلاس های قرآن در بخش تجوید رفته بودم، تزریقات بلد بودم کلاس تزریقات رفته بودم ولی هیچ وقتی از این مهارت هام نتونستم هیچ پولی بسازم. و همیشه این باور لامصب توی ذهنم بود که فکر میکردم باید خیلی حرفه ای تر بشم حتی یادم میاد وقتی توی دوران مدرسه هم یادم میاد یک زمانی خداوند من رو هدایت کرد که بخام پول بسازم ولی دیدم ته ذهنم نجوا میشه (گرچند اون زمانا که از ذهن خبر نداشتم و از این چیزا) که تو باید به دانشگاه برسی دانشگاهی که شدی بعد اون زمان برو پول بساز تو که الان یه دختر کوچولوی مدرسه ای هستی کی میخاد به حرفت گوش کنه دانشگاهی که شدی حسابی همه گی به حرفت گوش میکنن الان نمیخاد بعد از مدتی دانشگاهی که شدم باز هم این نجوا کرد که تو که مدرک دانشگاه تو نگرفتی هنوز کامل نکردی چطور میخای بدون مدرک بری پول بسازی (البته این موضوع دانشگاه و مدرک توی ذهنم حل شد یعنی کمتر شد که بدون مدرک هم میشه و این که اصلا بدون دانشگاه بخای پول دربیاری چون بعد از مدتی که با استاد آشنا شدم تونستم بدون کدام مدرک دانشگاه پول بسازم و اونم برای اولین بار در زندگیم بعد از اینکه با ورودی هایی که از استاد گرفتم و ذهنم رو کنترل کردم گرچند اون الگوی این رفتار که کمبود احساس لیاقت و باور به خود در ذهنم هنوز وجود داره و از آنجایی که پاشنه های آشیل همیشه همراه ما هستند)

    مثلا همین انگلیسی رو یادم اومد که من هیچ وقتی نتونستم از این مهارتم پول بسازم چون فکر میکردم باید خیلی حرفه ای تر بشم با وجودیکه میتونستم با لهجه آمریکایی صحبت کنم ، گرامر ها رو بفهمم ، روان صحبت کنم ، بنویسم ، گوش بدم و بفهمم ولی هیچ وقتی اون احساس لیاقت رو در خودم نمیدیدم که بخام به کسی آموزش بدم و یا جایی برم که درس بدم در حالیکه دوستانم منو میگفتن تو اصلا خدای انگلیسی هستی و همیشه هم درحال کلاس رفتن و آموزش و یادگیری بودم سیستم های متفاوت میرفتم و یاد میگرفتم تمرین های مختلف از کتاب های مختلف کار میکردم ولی همچنان فکر میکردم من در اون حد نرسیدم که بخام درس بدم ولی در عین حال اون وقتایی که دوران مدرسه بودیم و حدود کلاس هشتم و نهم و اون زمانا انگلیسیم در حد متوسط بود و دیدم که یکی از دوستانم که واقعا انگلیسیش در اون حدی نبود که من بودم و وقتی صحبت میکرد بسیار اشتباهیات داشت و حتی لغات رو هم اشتباه میگفت در وقت تلفظ

    شنیده بودم که داره توی یک موسسه ای درس میده و خیلی وقت ها که شاگرداش ازش سوال میپرسید و نمیدونست و یا به مسئله ای بر میخورد میامد از من میپرسید بعد من اون زمان توی ذهنم نجوا شو یادمه گرچند سال های سال میشه از اون زمان گذشته که من نوجوان بودم که میگفت اینو ببین خودش هیچی بلد نیست میره درسم هم میده ولی او همچنان اون احساس لیاقت و باور توانایی در وجودش بود که بره به یک موسسه ای بگه که من میخوام درس بدم با همین توانایی هام. حالا چندین سال بعد از این که تصمیم گرفتم برم درس بدم و اون روزی که من میخاستم به یک موسسه ای بگم من میخام درس بدم چقدر شدید با خودم کلنجار رفتم که برم بگم و اون نجواها چقدر بلند بود مثل اینکه چندین نفر بلند گوهای بزرگ در دست شون گرفتن و همه گی بیخ گوشم وایستادن که بگن تو هنوز حرفه ای نشدی که بری بخای درس بدی ولی به لطف خداوند من اون روز رفتم و به مدیر اونجا گفتم و اونا قبول کردند و همچنان انتظار نداشتم که برام پول بدن چون بهشون گفتم که من میخام رایگان درس بدم فقط میخام مهارت ها و توانایی هام بره بالا ( هنوز هم نمیتونستم قبول کنم پول بسازم ) و بعدش رفتم اول سر یک کلاس و به خوبی تونستم شاگردا شو درس بدم و شاگردا خیلی راضی بودن و بسیار توانایی ها دیدم در وجود خودم بعد مدیر اونجا برام یک کلاس دیگه هم داد که اونجا واقعا تونستم به خوبی مهارت ها مو نشون بدم و شاگرداش کسانی بودند که در حد دانشگاهی بودند و آدم های سن های بزرگتر از خودم بودن و من واقعا خیلی عالی تونستم کلاس رو مدیریت کنم با تعداد بسیار بالا

    و بعد از مدتی من نتونستم که سر این کلاس برم و جام استاد آوردند تو این کلاس ولی همچنان شاگرد ها ازم میخاستن که من بیام سر کلاس و درس بدم ولی گرچند اون زمان من دانشجو بودم و نتونستم ادامه بدم با همه ای توانایی ها و این همه مهارت ها باز هم من در خودم احساس لیاقت ندیدم که از مدیر اونجا بخام بگم از این به بعد به من معاش بده چون من همه ای کلاس ها رو رایگان درس دادم و همش ته ذهنم میگفت اشکال نداره تجربه تو ببر بالا پول الان نمیخاد حرفه ای تر شدی باز پول بگیر

    باز هم که توی ذهنم عمیق تر شدم و دیدم که این الگوی رفتاری من از برادر بزرگترم هم منبع میگیره و بسیاری از سال های کودکی و باور های ذهنیم ورودی هایی هست که از برادر بزرگترم گرفتم اون همیشه کسی بود که بنام مخ همه چی ازش یاد میشد همیشه از همه اطرافیانم میشنیدم که برادر بزرگترم رو میگفتن خیلی بلده و واقعا هم همینطور بود بسیار توانایی در بخش تکنولوجی و کمپیوتر داشت هر کسی هر مسئله ای براش پیش میامد حتما میگفتن عبدالله بلده حتی خودم همیشه هر مشکلی برام پیش میامد توی درس هام، انگلیسیم، کمپیوتر میگفتم عبدالله بلده بزار ببرم پیش اون برام حلش کنه و یادم بده پدرم همیشه به همه گی ما به من و برادر های دیگم میگفتن که از عبدالله یاد بگیرین که چقدر درس میخونه چقدر بلده چقدر کمپیوتر بلده همیشه روی کمپیوتر هست هیچ وقتی وقت شو تلف نمیکنه ولی ولی برادر بزرگ ترم کسی بود با وجود همه گی این توانایی هاش نمیتونست پول زیادی بسازه و همیشه همین طور در حال تقلا و سخت کار کردن بود اون نتایج دلخواهش رو بسیار با سختی و زجر کشیدن میخاست بدست بیاره یادم میاد که اون خیلی رویای مهاجرت داشت و میخاست که آمریکا بره براش سال های سال انگلیسی خوند کتاب های حجیم رو میخوند و یاد میگرفت و نمیدونم دیگه چه کار میکرد بعد از مدتی دید که آمریکا نمیشه گفت میخام برم یک کشور دیگه و شروع کرد به یادگیری زبان اون فکر کنم زبان روسی بود مدت ها بود که میگفت من دارم زبان روسی میخونم بعدش اونجا نشد و چندین سال توی یک شرکتی کار کرد و پول های اون رو جم میکرد برای اینکه بتونه مهاجرت کنه حدود 10 سالی طول کشید براش تا اینکه بلاخره به یک کشوری تونست بره ولی هنوز هم همچنان که زنگ میزنم میگه من دارم زبان آلمانی میخونم تا بتونم توی این کشور قبول بشم ولی هنوز قبول نشده نمیدونم واقعا انواع و اقسام امتحان ها داره میده مرحله های مختلف و باورش هم این هست که اگه زبان بلد باشم خیلی خوب میتونم پول در بیارم اینجا و کار پیدا کنم و همچنان توی همین چرخه از همون کودکی که یاد میاد در حال تقلا کردن و سخت تلاش کردن بود ولی هیچ وقتی اون نتیجه دلخواهش به سادگی بدست نیومده

    و الان که حسابی خودم رو کند و کاو کردم دیدم چقدر خود من دارم شبیه اون رفتار میکنم

    الان خیلی احساس رهایی و سبکی خیلی احساس خوبی دارم بعد این که این همه چیز رو نوشتم و به یاد آوردم و بیرون کشیدم از ذهنم گرچند اون وسطاش دردم میامد خیلی چیز ها رو از ذهنم بکشم بیرون ولی همچنان مینوشتم الان حدود چند ساعتی میشه که دارم مینویسم.

    ولی خیلی خوشحال هستم که تونستم اینا رو از ذهن در بیارم

    خدایا سپاسگزارم از هدایت های زیبایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      سیدحبیب حافظان گفته:
      مدت عضویت: 2297 روز

      سلام دوست عزیز و بانوی بزرگوار

      کامنت شما رو با دقت خوندم و چون تجربه ای شبیه من دارید خواستم کمک کنم و بگم که من

      فهمیدم که ما و امثال ما مبتلا به بیماری کمالگرایی هستیم

      البته اینو من به لطف آموزه‌های استاد عزیزم دارم و همچنین همسر شایسته شون که در یکی از دوره ها کاملاً توضیح دادند

      اما در نهایت این پاشنه آشیل من هم بود که در عین حالی که 8 شغل مهم رو دارم که همشم تقریباً میتونم بگم توش تا حدودی متخصص هستم

      اما بقول شما نتونستم ازش پول بسازم

      و این بر میگرده به اون بحث کمالگرایی و عدم احساس لیاقت و…

      البته بعضاً غرور و خودخواهی و تن ندادن به شرایط ضعیف تر برای من

      به همین خاطر خودشناسی و پیدا کردن نقاط قوت و البته ضعف

      میتونه به ما کمک کنه که از هر نقطه و در هر شرایطی که هستیم اول

      خودمونو دوست داشته باشیم و همین جوری که هستیم خودمونو شایسته بدونیم و لایق هر نعمت و ثروتی

      گام اولو بر داریم و از خداوند کمک بگیرم برای ادامه راه

      قطعا خداوند چراغ راه خواهد بود و هادی ما در ادامه مسیر

      با آرزوی موفقیت و کامیابی برای شما بانوی هنرمند و موفق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      نگار گفته:
      مدت عضویت: 2380 روز

      سمیه عزیزم

      کامنتت یکی از ضعفهام برام یاد اوری کرد

      حس عدم لیاقت و کمالگرایی

      و البته باور کمبود

      منم سالهاست انگلیسی درس میدم

      با جرات میتونم بگم توی انتقال مفاهیم استادم

      و همیشه خدا ی طوری ب ذهن و زبانم رسونده که مطالب ب زبان اموزام انتقال بدم ب بهترین و راحتترین شکل

      ولی من از درون همیشه پر از اضطرابم

      مبادا بگم مدرس زبانم و یکی ازم معنی ی کلمه رو بپرسه و من بلد نباشم

      اعتماد ب نفس اینکه خودم معرفی کنم ب عنوان مدرس با تحربه نداشتم ولی

      ی مدت که رو خودم کار کردم و بهتر شدم

      توی ی سایتی پروفایل استادی دارم

      وقتی میخواستم قیمت جلساتم بذارم

      ب خودم میگفتم که تو که کاملاااا مسلط نیستی

      فلان بخش خوب تسلط نداری

      نباید فلان قیمت بذاری

      ( تو این پروفایل استادی میتونی ذکر کنی که میخوای چ سطحی تدریس کنی، مبتدی، متوسطه، پیشرفته)

      با اینکه سالها کتاب های فورکرنرز رو ۵٠۴

      و کتابهای لسینینگ تدریس کردم توی پروفایل فقط گزینه های مبتدی و متوسط زدم)

      همش توی ذهنم که من میگم جلسه ای ٢5٠ زیاد چون من در خد پیشرفته انچنان تسلط مد نظرم ندارم

      در حالیکه مثلا مبتدی و متوسطه رو بینظیر درس میدم

      متاسفانه اینا ب چشمم نمیاد

      و در مورد قیمت دادن از درون خودم لایق نمیبینم یعنی زبانا مثلا میگم جلسه ای فلان قیمت ولی از درون میگم زیاددد گفتی، کی اینقدر میده

      یا من نقاشی هم میکشم

      ی خانمی رو که دوره دانشگاهی گرافیک و هنر گذرونده رو میشناسم و ازش دوره خریدم

      دائم کارهام باهاش مقایسه میکنم

      ( پارسال یادمه برای ی نقاشی (نقاشی خانم تو ی کتری) ١٢٠٠ گرفته بود ، نقاشی ی سبک فانتزی داره، اسم سبک نمیدونم)

      امسال عید برام مهمون اومد و من جرات کردم و دفتر نقاشیم نشونشون دادم

      رو هوا 4 تا نقاشیم خریدن

      و اینقدر خوششون اونده بود که نگو

      من اصلا اعتماد ب نفس قیمت دادن نداشتم

      خدا از زبون خواهرم حرف زد وگرنه مجانی میدادم برن

      خواهر پرید گفت بدون قاب 4٠٠

      ( من تو دلم میگفتم زیاده، اخه من که حرفه ای نیستم، با اینکه کلی براشون زمان گذاشته بودم و انصافا زیبا بودن)

      ی دونه رو 4٠٠ فروختم

      و ٣ تا دیگه رو خود طرف گفت دونه ای 5٠٠ میخرم وگرنه من خودم میزدم تو سر مالم

      امروز تو عقل کل کامنت اقا جمال تبریزی خوندم

      چقدرر زیبا جواب میدن و عالی قانون درک کردن

      فهمیدم که من باید با خودم ب صلح برسم، قبلا فکر میکردم ب صلح رسیدم ولی امروز با خوندن کامنتشون فهمیدم نه کاملا

      وقتی از کار و هنرم، تدریسم و مهارتم راضی نیستم

      یعنی با خودم در صلح نیستم

      دیشب ی نقاشیم تمام کردم

      و البته درسته ک مث اون استادم نشد ولی با خودم گفتم اینم سبک منه دیگه

      نباید مث اون عینا کار کنم ( ترکیب چهره و رنگ ب سبک خودم)

      حتما خیلی ها تو این دنیا هستن که عاشق کارها و سبک من میشن

      و این بهم ارامش داد

      خداروشکر

      منم اگه بخوام بنویسم کدهای مخربم ی کتاب ١٠٠٠ صفحه ای میشه

      بسکه داغون و سالها ورودی داغون داشته

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      آلا گفته:
      مدت عضویت: 2520 روز

      سلام سمیه جان

      چه کامنتی انگار منو توصیف میکردی… چقدر این جمله حرفه ای شدن و همه چیزو بلد شدن برام آشناست.

      من هفته پیش یک جمعه بازاری شرکت کردم . کلی تابلوهایی که نقاشی کرده بودم رو رایگان دادم یا 2-3 یورو فروختم! چون گفتم این تابلوها اونجوری که میخوام عالی و بی ایراد درنیومده حرفه ای نیستن چرا پول بگیرم براشون! وایییی… خودمو لایق دریافت پول در قبالشون نمیدیدم. و این جمله به قول تو لامصب! که همیشه تو وجودمه… طرح هات هنوز حیلی حرفه ای نیستن، خیلی کارها هستن که تو هنوز بلد نیستی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  3. -
    آیلا خرسند گفته:
    مدت عضویت: 1061 روز

    سلام و درود به استاد عزیز و پرتجربه و خانم شایسته که انقدر حرفه ای این منظره رو فیلم میگیرن .

    اول که این ویدیو رو باز کردم توجهم به منظره جلب شد . هر بار که گوشه ای ازین منظره رو میبینم بیشتر به وجد میام و حس خوبی درونم اینجاد میشه . این ویو پشت دقیقا مثل کارت پستاله همینجور زیبا و سبز .

    و اما راجب سوال ها . من خیلی اتفاقی این ویدیو رو دیشب دیدم و جواب خیلی از معماهای ذهنی من بود که تو هیچ کتابی پیدا نمیکردم و از کسی هم نمیشنیدم . بقیه هم درست مثل ما عقیده دارند که تنها با تلاش خیلی زیاد میشه موفق شد و همین . هیچکس از فاکتور های ظریفی که بازدهی کار ما رو بیشتر میکنه سخن نمیگفت تا اینکه شما تجربه عینی خودتون رو در اختیار ما گذاشتین .

    استاد من دانش آموزم و تیرماه کنکور دارم و با وجود تلاش های فراوان و تست زدن زیاد پیشرفتم خیلی ذره ای و به قول معروف قطره چکونی بود . همیشه فکر میکردم که بقیه از من بهترند و احساس کافی نبودن میکردم و یا مغزم بر علیه من میشد هر بار که تو اگه قرار بود خوب بشی باید امتحانتو کامل 20 میشدی یا هزاران جملاتی که بر علیه من بودن تو مغزم پلی میشد و گریز کردن ازونا کار راحتی نیست و زمان بره .

    دیشب که فایلتونو دیدم باعث شد که امروز اون پیشرفتی که میخوام رو ببینم . خیلی راحت و معجزه آور .

    استاد من امروز ازمون جامع داشتم و با اعتماد به نفس رفتم سرجلسه و از اول صبح با افکار مثبت و القاگر خودمو وادار به دیدن روشنایی ها کردم .

    قبلا با مدیریت زمان مشکل داشتم و نمیتونستم کل اطلاعاتی که بلدم رو تو زمان کافی روی برگه پیاده کنم . اما امروز واقعا به طرز عجیبی معجزه شد حتی با تموم کردن هر دفترچه 4 5 مین اضافه میوردم و به سراغ سوال هایی که نزده بودم میرفتم . هیچ ازمونی نبود که من به تمام سوال هاش برسم و بخونمشون اما امروز …

    تونستم یک دور تمام سوال هارو بخونم و تصمیم بگیرم کدوم سوالات رو جواب بدم و چقدر حس دلنشینی داشت و همینطور که پیش میرفت دلنشین تر میشد .

    همیشه آرزو داشتم واسه یکبارم که شده بعد آزمون موقعی که ازم میپرسن چطور بود به معنای واقعی کلمه بگم خیلی عالی بود و امروز این اتفاق افتاد .

    واقعا خدا رو شکر میکنم که گاهی وقتا یجاهایی درست وقتی که انتظارش رو نداری کسایی پیدا میشن که برات راهو روشن میکنن یا تلنگر بهت میزنن و فرشته نجاتت میشن درست مثل شما استاد عزیز .

    در پاسخ به اون سوال که با تلاش کمتر نتیجه بهتر گرفتن . بله یکی از دوستام که با تایم مطالعه کم و تفریح های زیاد نتایج خیلی مطلوبی داشت کمی بیشتر که بهش نگاه کردم فهمیدم که اون هم درست مثل چیزایی که گفتین باور های محکمی داره . هرگاه کسی نمره اش بهتر ازون میشد اهمیت نمیداد و هر زمان که نمره اش کمتر میشد خودشو نمیشکست و خیلی مصمم و با اعتماد به نفس بود .

    باور کرده بود که میتونه رویاهای بزرگ داشته باشه و بهشون برسه .

    ترمز های اکثر ماها از احساس کافی نبودن میاد حتی وقتی همه چیز خوب پیش میره با خودمون میگیم باورنکردنیه و احساس لیاقت نمیکنیم و به محض اینکه احساس لیاقت نمیکنیم اون نعمت از ما سلب میشه . ترمز دیگه ای که نقش بسزایی داره اطرافیان و خانواده ما هست که راجب ما نظراتی دارن که تنها درمورد شکست های ما گفته میشه بجای اینکه موفقیت های ما رو یادآور بشن و بهمون بگن که تو اون موقعیت های قبلی چه رویکردی داشتی و موفق شدی الانم همونو پیش ببر متناسب با کاری که انجام میدی .

    بجای اینکه همراه ما بشن و علت شکست رو دریابیم و اون رو بهبود ببخشیم تنها به نتیجه کار نگار میکنن و مارو بیشتر سرخورده میکنن .

    عامل دیگه که خیلی خیلی مخرب هست مقایسه شدنه و ادمو تا مرز نابودی میبره و هر چی بیشتربه این عاملا فکر میکنم میبینم راس همه اینا عزت نفس و احساس کافی نبودنه .

    این ویدیو خیلی سودمند بود هم از جهت اگاهی و هم ازینکه ماها فکر نکنیم چیزی کم داریم . با خوندن کامنتا فهمیدیم که تنها ما نیستیم و خیلی از ماها این چیزا رو تجربه کردیم و چون تا بحال ازش صحبتی نشده فکر کردیم که تنها مشکل خودمونیم . این کامنتا نشون داد که ما فقط موفقیت افراد رو میبینم و خبری از فراز و نشیب های اونا نداریم در حالی که هی مقایسه میکنیم و میگیم فلانی خوش شانس بود یا فلانی باباش پولدار بود و….

    کامنتا درون مارو آشکار کرد در واقع . بازم ممنونم از استاد عزیز که مطالب واقعی رو میگن نه زرد رو .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    کوروش گفته:
    مدت عضویت: 2103 روز

    استااااااااد عزیزممم سلام

    استاد چجوری میشه واقعا

    چجوری میشه قانون این قدر درست عمل میکنه

    اول راجع به این فایل بگم و بعد نتیجه ی بعدیم

    استاد باور اشتباه من این بود که خوندن برای آزمون وکالت کمترین حالت 8 ماه تا یکسال هست

    و درسا و حجم مطالب زیاده و تموم شدنشون خودش زحمت فراوان میخواد چه برسه بخوای مرور کنی

    وقتی این طرز فکر رو داشتم تلاش زیاد میکردم و نتایج قطره چکونی بود

    تا یکروز به خودم گفتم خداییش یعنی کسی تو 3 ماه 5 ماه نبوده که قبول شده باشه ؟

    زدم تو نت دیدم چرا هستن زیادن

    تموم

    گفتم پس میشه بزار ببینم چرا برنامه من انقدر سنگینه

    چون اون ها هم دوران دانشگاه درس نخونده بودن یا مشاور یا استاد نداشتن حتی

    مثل خودم ولی تو تایم خیلی کمتر

    و تموم شد همون لحظه ایده ها اومد

    برای مرور مشکل داشتم و برای خوندن

    من فکر میکردم روزی یک درس رو باید خوند تا هفته ی بعد

    و روزی یک درس میخوندم حدود 5 6 7 ساعت

    و فرداش درس بعدی

    و مرور که هیچی اصلا تایمش نبود

    تا رسیدم به سیستم لایتنر

    و طوری شده بود من روزی دو درس میخوندم و بخاطر همین طی 3 4 روز یکدوره همه رو میخوندم و 3 4 روز بعدی هفته دوباره درس جدید میخوندم

    یعنی همه درسا شدن 2 جلسه در هفته

    تازه بماند که من هر 8 درس رو شروع کردم به خوندن

    درصورتی که قبلا میگفتم فقط 4 تای اصلی 4 تای دیگه باشه 6 ماه دیگه و همه با هم که اصلا ابدا نمیشه

    جدای از اون

    مرور با لایتنر معجزه بود برام

    یعنی از مرور یک بار در ماه

    رسیدم به مرور 5 بار در ماه برای هر درس

    همین سیستم لایتنر اط کجا اومد ؟

    یکی این کارو کرده بود از قبل همین

    و ترمز من این بود 5 بار مرور در ماه مگه میشه :/

    برای هر جلسه از هر درس 5 بار مرور مگه امکانش هست اصلا

    و

    داستان بعدی استاد نتایجی که از جلات تاکیدی گرفتم بینظیره

    یکسری باورهارو ضبط کردم و گذاشتم روزانه چندساعت تو گوشم

    و البته که روی شخصیتم برای روابط هم تلاش می‌کنم از اون طرف و هرروز دارم بهبودش میدم

    استاد هرچی که نوشته بود

    هرچی که نوشته بودم جمع شد تو یه دختر خانمی و بطرز معجزه آسا

    فقط میتونم بگم معجزه وار باهم اشنا شدیم

    حالا نکته جالبش اینجاست اگر همین بارو های ضبط شده رو یکی دوماه پیش به من می‌گفت من میگفتم الان دیگه یکی از این ویژگی هارو بزور بتونی پیدا کنی چه تو دخترا چه پسرا

    و الان شاید 20 30 تا ویژگی نوشتم و همه باهم جمع شدن تو یکنفر

    و به سادگی به ساده ترین حالت ممکن رسیدیم به هم

    جدای از اینکه داشتم همینجور هم کم کم نتایج رو میدیدم تا اینکه با این دخترخانم آشنا شدم

    وقتی به هدف هایت نمیرسی صد در صد ترمز هایی هست تو ذهنت

    و اگر برشون داری به هدف خیلی خیلی بزرگتر از چیزی که فکر میکردی از ساده ترین راه ها با لذت بردن میرسی

    خداراشکر بابت این آگاهی های ناب

    استاد همیشهبه این فکر میکنم من به خودم قول دادم با فایل های دانلودی زندگیمو بسازم تا ایمان خودم قوی شه که می‌شود

    قانون قانونه و تمام

    ولی روزی که محصولی رو بخرم

    و احتمالا روانشناسی ثروت باشه بعد قبولی ازمون وکالتم

    فکر کنم خودم نتونم متصور اون شرایط باشم D:

    خداروشکر

    واقعا هیچی نمیتونم بگم

    فقط میتونم سپاس گزار خداوند و شما استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز باشم که با این سایت آشنا شدم

    و همیشه فایل های دانلودی دارن اضافه میشن و به من میگن که ببین استاد کجاست

    سفر دور آمریکا رو دیدی ؟

    ولی ببین استاد هنوزم داره تلاش میکنی حتی دلی تلاش میکنن ایشون

    و به خودم یادآوری میکنم گه هیچوقت استپ نزنم حتی وقتی رسیدم به هدف هایی

    شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    محمدرضا امینی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1154 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و سلام به همه ی دوستان عباسمنشی

    به نام رب که فرمانروایی تمام خالق هستی هست ………

    اگر در مورد این فایل استاد اگر بخواهم مثال بزنم فکر می‌کنم تمام زندگی من باید در موردش حرف بزنم اولین باور من در مورد رابطه عاطفی بود که منجر شد من 2 بار طلاق بگیرم و همیشه میگفتم خدا گناه من چیه و بعدا فهمیدم خودم خلقش کردم چون خیلی تو ذهنم مدام تکرار میشد که در حال طلاق گرفتنم و از باورهای که ترمز داشتم این بود که زن و شوهرا جلو دیگران فیلم بازی میکنند ، دختر خوب کمه ، خیانت زیاده ، زن و شوهرها تو شناسنامه فقط زن و شوهر هستن خوشبختی وجود نداره و …………….

    دومین ترمز من برای تجارت نتورک مارکتین بود از سال 92 ورودی شدم و تمام کسب کارهای که داشتم را از دست دادم و رشد نمیکردم ولی افرادی بودن که شاید 10 درصد من تلاش میکردن و باز دهی زیادی داشتن از ترمز های که داشتم این بود ، ورودی گرفتن سخته ، همه فهمیدن کار چیه ، ساخت شبکه یرفروش خیلی سخته ، نت ورک باعت میشه کانون خانواده از هم بپاشه ، من نمی توانم موفق بشم ، من لیاقت پول ندارم ، نکنه دیگران را مثل خودم بدبخت کنم ، کار مال اولی هاست ، الان دیگه اشباء شده ، شرکت ور شکست نشه ، هر کی میاد چون موفق نمیشه کار را ول می‌کنه ، هر کی میاد میگه خودت چقدر درآمد داشتی ، و مثال قدیمی اگر تو‌کاری بودی نتیجه نداد سر 1 سال ولش کن و این ها ترمز های من بود ……

    و سومین ترمز من ، چون که مفصل پام خراب بوده میگفتم من که کار بدنی نمی توانم انجام بدم …..

    و چهارمی ، در مورد سلامتی بود ، چون دیابت داشتم از ترمز های من این بود که دیابت بیماری ارثی است و اجداد ما عجب چیزی برای ما به ارث گذاشتن ، و باید تا آخر عمرمون دارو و انسولین مصرف کنیم چون دیابت درمان نداره و خیلی ها باهاش از بین رفتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    آیهان زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2385 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان عزیز

    نمی دونم چرا این قدر اندام استاد برام جالب و باور نکردنی هستش (بیش از 6 سال هستش که با استاد آشنا شده ام)،

    استاد شما خیلی موارد رو‌ به صورت عملی اثبات کردین، که یکیشون همین اندام خوبی که ساختین، در واقع اتمام حجت کردین.

    منم چن وقتی هستش که متعهد شدم اضافی وزنم رو‌ کاهش بدم و یه اندامی که لایق خودم هستش رو بسازم‌ که انشاالله فیلم موفقیت هایم‌را ارسال می‌کنم.

    تا زمانی که در درون خودمان احساس لیاقت نکنیم و ظرفمون رو بزرگ نکنیم، نمی‌تونیم چیزهای بزرگ رو تجربه کنیم این است قانون جهان

    به امید دیدار مجدد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    حسین شادمانی گفته:
    مدت عضویت: 1411 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته گل ممنونم که این فایل رو اماده کردین چون حرف دل من رو زدین و سوالاتی که من هم داشتم عنوان کردید.

    1-سوال اول در مورد چه خواسته ای داشتم یا دارم که بهش بهش نرسیدم… استاد جان من تقریبا 16 سال به صورت پراکنده ولی مصمم و یکسال اخیر که با شما آشنا شدم به صورت مداوم به دنبال هدفی که عاشقش بودم رفتم و اونم پیدا کردن یک محلول که باعث رویش قطعی مو برای افرادی که ریزش مو داشتن چه موی سر چه ابرو و غیره هستم یعنی یه چیزی که صدرصد باشه وگرنه محلول ها و شامپو رویش مو زیاد هست که هیچ کاری هم انجام نمیده و باور های زوال ناپذیری ایجاد کردم که یک انسان چطور میتونه به هرچیزی که میخواد برسه مثال هامم همش از قرآن در آوردم مثل زکریا که درخواست کرد و تو سن بالا بچه دار شد یا موضوع حضرت مریم که در محراب در حال عبادت بود و خداوند براش غذای تازه قرار میداد پشت در محراب که زکریا براش سوال پیش میاد و جواب حضرت مریم که میگه خداوند اینارو ایجاد کرده و تفاقات موسی ع و عیسی ع همه اینا درخواستی رو داشتن و خدا جواب مثبت هرچند که به نظر مردم غیر قابل باور بود ایجاد میشد و من از خود شما جاهای مختلف شنیدم که اگه یک نفر تونسته به هدفی برسه بقیه هم میتونن برسن و من پیامبران رو انسان های مافوق بشر اصلا نمیبینم چون تو قرآن همچین عنوانی به پیامبری داده نشده و انسان های معمولی بودن و این باور تمام سدها و ترمز های ذهنیم رو از بین برده غیر از اون یه مثال ژاپنی ها دارن که میگه یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت که این باور حتی قوی ترم هست که من بهش ایمان دارم و مثال های فراوان داره از پزشکان قدیمی ایرانی بگیریم مثل ابن سینا ها وتا امروز مثل ایلان ماسک که به اختراعات و اکتشافاتی دست زدند که هیچ کس تا حالا انجام نداده بوده یعنی میخام بگم خیلی باور های قوی ساختم تو این بیشتر از یک سال حتی اهرم رنج و لذت هم با شدت نوشتم و هر از گاهی بهش سر میزنم که از هدفم دل سرد نشم و بزرگان هم میگن آرزو ها و رویا ها از سمت خدا میاد یعنی زبان خداوند هست که مسیر انسان هارو روشن میکنه و میگن وقتی رویایی بهتون داده میشه حتما حتما تحقق پذیر هست همینم هست که رویا تکامل نداره ولی همه چیز سیر تکاملش باید طی بشه

    2- چه کسانی رو میشناسی که به اهدفشون با زحمت کمتر رسیدند… جواب این سوال برای من سخته چون از نزدیک کسیو ندیدم که مخترع باشه یا کاشف باشه و نتیجه کارهاشو ببینم و تحلیل کنم چطور به هدفش رسیده فقط تو کتاب ها و مقاله ها با افرادی از قدیم مثل شیخ بهایی که حمام عمومی رو با فقط یه شمع گرم نگه میداشت و یه مهندسی خارق العاده داشته تا امروزه که چطور ماهواره جیمز وب ساخته شده متاسفانه جواب خوبی واسه این سوال ندارم

    3- چه باور های محدود کننده ای دارم… الان در مورد موضوع خواسته خودم هیچ باور محدو کننده ای نمیبینم یا اگرهم باشه خیلی ناچیز هست و مشکلی برام ایجاد نکرده صد البته بعد از راهنمایی های استاد و آشنایی درست با قرآن تونستم باور های شکست نا پذیری ایجاد کنم که قبل این آشنایی خیلی ترمز داشتم از اینکه کاشفها انسان های عجیب و غریبی هستن و خیلی باهوش باید باشی و نمیدونم خدا هر درخواستی رو پاسخ نمیده چون امکان پذیر نیست و باور های غلط دیگه ای که تو دنیا وجود داره اما الان بعد از یک سال کار کردن شبانه روزی روی خودم از ورودی های ذهنم گرفته که به جرات میگم از سال پیش تا الان 15 دقیقه اخبار ندیدم و گوش نکردم تمام ورودی های منفی رو پیدا کردم و جلوشونو گرفتم و خودمو غرق باور های قرآنی کردم که هیچ چیز برای انسان که جانشین خداوند از طرف خود خداوند معرفی شده سخت نیست اگه خود خداوند با سراحت این مثال هارو نزده بود من به خودم شک میکردم ولی این کتاب دست نخورده بکر که من بهش خیلی معتقد شدم در صورتی که قبلا متنفر بودم اونم با راهنمایی استادم که دعای خیر ما همیشه براشون هست من فهمیدم که چه اشتباهات مهلک و برخلاف قوانین داشتم انجام میدادم که ترکشون کردم مثل کفران نعمت مثل ناسپاسی مثل جحالت مثل شرک و… که صفحه های زیادی پر کردم از باور های غلط و مقابلش صحیح از ارزو هایی که فراموش کرده بودم از نشانه هایی که برام میاد مثل همین سوال که پرسیدین چون من چند وقته میخواستم همچین سوالی بپرسم ولی نمیشد خیلی خیلی من درس گرفتم از قرآن تمام 31 سال زندگیم با اون چند ماهی که تمرکزی قرآن رو مطالعه میکردم و فایل گوش میکردم و میکنم برابری نمیکنه اصلا یه دنیای جدید برام ایجاد شده توی ذهنم و باورهام اما هنوز نتونستم محلول خودمو ایجاد کنم احساس میکنم هدایت هامم قطع شده با اینکه باور دارم هدایت انسان وظیفه الله هست و پیگیری اهداف وظیفه ما اما ظاهرا دیگه دریافتی ندارم قبلا خیلی دریافت های قوی داشتم و تا الان ده ها محلول رو هدایتی ایجاد کردم و بازخورد گرفتم و صبر کردم و استرسی پشتش نذاشتم چون میدونم بر خلاف قانون هست و گوش به زنگ هدایت ها هستم از اونجایی که ذهنم ساکت شده و نجواها رو کنترل کردم وقتی هدایتی میاد سریع متوجه میشم و سریعا بهش عمل میکنم حالا اگه هدایت به خرید ماده ای باشه که باید به محلول اضافه کنم انجام میدم یا اگه هدایت بیاد که گیاهی رو از کوه یا شهر دیگه تهیه کنم حتما انجام میدم کلا خودمو وقف این موضوع کردم. حالا هم یه مدته میگه از دیگران بپرس و کمک بگیر. از شما خیلی خیلییییی متشکرم ️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      فهیمه مقاتلی گفته:
      مدت عضویت: 2731 روز

      سلام به دوست عزیز و همکلاسی، نمیدونم درست متوجه شدم یا اشتباه میکنم شاید در باورهای شما این باشه که اینقدر افراد سود جو تبلیغ محصولات رویش مجدد مو را کرده اند دیگه هیچکس این چیزها رو باور نداره و شاید هم چون تا حالا همچین الگویی موفقی در این زمینه ندیدید شک دارید که همچین محلولی بتوانید ایجاد کنید، یا باور دارید که اینقدر محصولات رویش مجدد مو زیاده و هیچ کدام هم تا آنجایی که شنیدید کار خاصی نمی‌کنند و موجب شده در ناخودآگاهتون به این محصول باور نداشته باشید که می‌توانید درست کنید و جواب بده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  8. -
    فائزه ظاهر گفته:
    مدت عضویت: 1439 روز

    ب نام خدای ک میدهد بی منت

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته دوست داشتنی

    و بی نهایت سپاسگزارم بابت این فایل های اخیرتون ک باورم نمیشه رایگان در اختیارمون میزارید و اینقدر کیفیت و محتوا و کامنت های فوق العاده ای داره ک واقعا من وقت نمیکنم ک رو فایل های ثروت کارکنم

    اول بگم ک من کل زندگیم اصلا نمیدونستم اساتید موفقیتی هست و سمیناری وحود داره و… یعنی در این حد از این فضا دور بودم و وقتی با شما اشنا شدم فقط کتاب راز و نیروی حال و ی چند تا کتاب دیگه رو شروع کرده بودم ب خوندن و البته عمل کردن تا ی حدودی

    ب خاطرهمین اصلا باورم نمیشد ک قانون جهان ب این بزرگی اینقدر ساده باشه: احساس خوب =اتفاقات خوب

    احساس بد =اتفاقات بد، پس من ب دنبال ی چیزی میگشتم ی فرمول خاص، ی چیزی ک منو از صفر ب 1٠٠برسونه،

    ب خاطر همین من اول تمام تلاشم رو گذاشتم ک ی پولی جور کنم ک اون فرمولی ک شما تو فایل های دانلودی نگفتین و از بقیه مخفی کردین تا فقط داخل فایل های محصولات باشه و اون گنج پنهان رو منم دسترسی داشته باشم بهش و تلاش بعدیم این بود ک فقط فایل هارو گوش میدادم و تقریبا همه جارو میگشتم ک ردی از این گنج پنهان، پیدا شه.

    با اینکه من فایل های ثروت و چند تا از قدم هارو تهیه کردم وبا گوش دادن بهشون حسم خوب میشد ولی هنوز ب خاطر اون عجله و طی نشدن تکامل ام هیچ تلاشی برای تغییر باور هام نکردم، البته که طی این مدت تونستم با تنرین ستاره قطبی ک عاشقشم کلی ایمانم ب این مسیر رو بیشتر کنم باورهام تقویت شه،خدای خودم رو خیلی خیلی کم بشناسم مهربون بودنش و هادی و حامی بودنش رو درک کنم، اینکه جهان با این عظمت بدون قانون نمیشه و این محاله ک زندگی در این دنیا براساس شانش باشه و قطعا خداوند ک عادل ترینه قانون یکسانی برای همه و کل هستی گذاشته تا هرکس درحد خودش از این نعمت ها برخوردار باشه و من و تنها منم ک زندگیمو خلق میکنم البته ک راه بلد ترینو بهترین راهنما هم بامنه و ب اندازه ای ک باورش کنم ازش کمک بخام منو راهنمایی میکنه (همیشه برا خودم این مثال رو میزنم ک خدا اون مادر فوقالعاده ای هست ک تمام هر انچه ک میخایی رو میتونی بهش بگی و بدون اینکه ذره ای حتی خم ب ابروبیاره یا حتی قضاوتت کنه بغلت میکنه و میگه بنده من راه اینه چاه اینه،متوجه نشی و هزاربار بپرسی باز عصبانی نمیشه از هزار راه مختلف جواب رو میگه تا بفهمی بعد تازه چ جوابی؟؟اسونترین بهترین ساده ترین و قابل اجراترین راه رو، مادری ک عین کف دست مبشناسه تورو ) و خلاصه ی چیز هایی در این مسیر یاد گرفتم ک لازمه شروع مسیرم بود قطعا

    ی لحظه یاد حرف آقای عطار روشن عزیز افتادم ک گفتن یادم نمیاد روزی باشه ک ب سایت سرنزده باشم اگرم هم بوده قطعا اشتباه کردم ک سرنزدم. منم دقیقا همین طور بیشترین وقتی ک دارمو در حدی ک میتونم تو سایت بودم و سعی کردم درک کنم ک اصلا چی ب چیه و ب تازگی رسیدم ب مرحله ای ک دیگه تقریبا سوال عجیب غریبی ذهنم نداره ک حوابش رو نداشته باشم طبق قانون و فقط باید عمل کنم و اینقدر این مرحله عمل کردنه لذت بخشه این حس خوبی داره ک واقعا برای من قابل وصف نیست درسته نتایج کوچیک ب نظر میرسن ولی همین ک حس میکنم وقتی درست عمل میکنم وقتی من سمت خودم رو خوب انجام میدم و رهام و بقیه رو ب خدا میسپارم چقدر قشنگ فوق العاده همه چی عالی پیش میره واقعا حس میکنم تو بغل خدام و این ارامش و اطمینان از ادامه مسیر اینکه میشود ب هرانچه ک میخام برسم فشنگ ترین حسه برا لذت بردن حس میکنم الان من استاد عباسمنش ام تو بندرعباس و ب زودی میام تهران و موفقیت هام شروع میشه انشالله. این روز ها همش فایل های رو گوش میدم ک شما میگید ک کامنت هارو خودتون میخونید و شنیدن و باور اینکه استاد خودشون میخونند کامنت هارو منو وادار کرده ب نوشتن وگرنه من کجا و نوشتن کجا. خوب بریم برای انجام تمرین این جلسه..

    ((خدایا تو یارو یاورم باش حامی و هادی ام باش برای بهتر فهمیدن و شناختن خودم و ترمزهام ک تو ب من اگاه تر از خودمی))

    چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    واقعا یادم نمیاد ک برای چیزی تلاشی کرده باشم چ برسه ب این که تمام تلاشم رو کنم،

    نهایت تلاشم این بوده ک ی درسی رو ی کم جدی تر خونده باشم ک نمره ام خوب باشه چون بیشتر مواقع با کمترین مطالعه بهترین نتیجه هارو میگرفتم ولی

    خواسته و هدفی ک تازه دارم براش قدم برمیدارم و اولویت منه استقلال مالی هست با اینکه برام مهم بوده تلاش جدی نکردم اگرم تلاشی کردم وانمود کردم ک تلاش میکنم برا اینکه ب بقیه بگم ببینید من تلاش کردما ولی نشد

    سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)

    این سوال رو ک خواستم جواب بدم ذهنم گفت فائزه تو کیو میشناسی اخه؟؟؟ اصلا اطراف تو مگه ادم موفق ی هم هست؟؟؟ ولی فقط چند ثانیه ب خودم گفتم فک کن باید مثال داشته باشی مثل دفعه های قبلی ک ذهنت میگفت مثال نداری و صدها نفر بودن، دیدم خیلی از اقوام هامون ک هیچ کس انتظار موفقیت نداشت ازشون ب خاطر اینکه درسهاشون ب اندازه من خوب نبود و شهر های کوچیک تر و رشته های ب ظاهر بدتر از من تو دانشگاه های پایین تر درس خوندن الان سرکارن و بسیار موفق (خیلی جالبه ذهنم میگه دلیل موفقیت اش اینکه شهر کوچیک بهتر میشه موفق شد، شنیده بودم شهرهای بزرگتر بهتره ولی ذهن فقیر میگه اون گزینه ای ک من ندارم عامل اصلیه هست کافی بود دوستم مرکز استان بود اون موقع ذهن من میگفت ک این جا ک ی شهر کوچیکی هست نمیشه باید بری شهر های بزرگتر ،یا ذهن فقیر من میگه دوست های تو رشته شون تحربی بود ک کار گیرشون اومد تو ریاضی هستی نمیشه، درحالی ک خواهر همین دوستم بعد دانشگاه رفت دنبال موسیقی و الان هزاران نفر دانشجو از روستاهای اطراف و خود شهرشون داره،درحالی ک ذهن فقیر من میگه بابا بچه های روستا اصلا دنبال موسیقی نیستن که، اصلا گیرم باشن چ جوری میخان بیان شهر من برا اموزش و هزاران بهانه دیگه) یا دختر دایی خودم ک تو روستا بودن اصلا تحصیلات دانشگاهی هم نداشت و حرفه خاصی هم بلد نبود ولی این شجاعت رو ب خرج داد و با خانواده اش اومدن شیراز و الان با کار اپلاسیون ب وضعیت مالی فوقالعاده ای رسیده خداروشکر پس من نمیتونم بهانه ای داشته باشم برای نتیجه نگرفتن

    سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    اصلا دلیل اصلی ک من تلاش نکردم اینکه میخاستم ی پارتی داشته باشم ک بگه این کار خدمت شما یا ی کاری باشه ک مصاحبه نداشته باشه چون من نمیتونم و بلد نیستم ک دلیل همه این حرف هارو الان میفهمم ک چقدر باور عدم لیاقت و کمبود عزت نفس توشون موج میزنه

    ولی از گذشته بخام وارد مرحله حال حاضر بشم، بزرگترین ترمز من ترس از ثروتمند شدنه، یعنی من فک میکنم چ فایده داره طرف 100میلیون هزینه گوشی میکنه بعد جرئت نداره ی عکس بگیره باهاش یا تلفن اشو جواب بده، مجبوره ی گوشی ارزون بگیره از این ساده ها برا استفاده، حالا چرا من این باورو دارم از بس اخبار از دزدی و نا امنی شنیدم الان اصلا هیچ نوع اخبار ی گوش نمیدم البته قبلا هم خودم گوش نمیدادم ولی چون همه گوش میدن پس تقریبا همه جا صحبت میشده و من شنیدم و شاید باورتون نشه حتی تو تجسم هام هم میترسم از ثروت

    ادامه دارد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ الرَّحْمَٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیرًا

    و آفرید خداوند آسمان‌ها و زمین و هرچه در آن است در شش روز سپس ایستاده بر عرش مهربان پس هر سوالی که داری از او بپرس که به همه چیز آگاه است

    از صبح تمام سلول هام به دنبال راه حل بود بارها و بارها نوشتم من چیکار باید بکنم خدایا هدایتم کن به راه حل

    5 تا صفحه اول کامنت ها رو خوندم و بیشتر دوستان هدفشون مسائل مالی بود و تعدادی هم که هدفشون رابطه بود به ترمز ها اشاره چندانی نداشتن بنابراین دست به دامن خدا شدم و درخواست هدایت به راه حل مسئله ام داشتم و هدایت شدم به سوره فرقان

    و خدا میدونه چقدر بینظیر بود و چه پاسخی خداوند بهم داد و بعدش برای سپاسگزاری رفتم تو دل جنگل و کلی با خدا حرف زدم و سپاسگزاری کردم و لذت بردم آسمون هم صورتی بود ، خدای من بینظیر بود

    الانم اومدم از راه حلی که بهش هدایت شدم بگم

    من متوجه شدم که باور اشتباهی که دارم باعث شده نتونم رابطه عاطفی مناسبی و تجربه کنم

    قَالُوا سُبْحَانَکَ مَا کَانَ یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِکَ مِنْ أَوْلِیَاءَ وَلَٰکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّکْرَ وَکَانُوا قَوْمًا بُورًا

    در این آیه هم خدا بهم گفت طبق باورهات و بر اساس آنچه از گذشتگان شنیدی عمل کردی و گمراه شدی

    البته در آیات قبلی هم دقیقا خداوند باور اشتباهم و بهم گفت چیه

    الله اکبر

    وَیَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَقُولُ أَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِی هَٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِیلَ

    و روزی که محشور می‌شوند با کسانی که جز خدا میپرستیدند ،می‌گوید :آیا شما بندگان من را گمراه کردین یا اینها از راه منحرف شده اند ؟

    من از دخترم خدا ساخته بودم و هر کاری میکردم که آب تو دلش تکون نخوره و خودم و گول میزدم که چون مادر خوبی هستم اینکار ها رو میکنم !!!

    یَا وَیْلَتَىٰ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا

    وای بر من ،کاش فلانی را دوست نمیگرفتم

    بعد پرسیدم خدایا فهمیدم این باور از کجا اومده و حالا بهم بگو چیکار کنم چطوری میتونم تغییرش بدم ؟

    وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وَاحِدَهً ۚ کَذَٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ ۖ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا

    خدا با این آیه بهم گفت آرام آرام دارم مسیر تکامل و بهت نشون میدم تا قلبت به تثبیت برسه

    مراحل

    با دوره حل مسائل فهمیدم مسئله اصلی من روابط

    بعد شروع کردم با دوره عشق و مودت موضوع حل کنم که هدایت شدم به ساختن عزت نفس بعد باید با خودم به صلح میرسیدم و کلی تمرینات هم انجام دادم و امروز ترمزم و پیدا کردم و آرام آرام با هر قدمی که برداشتم قدم بعدی مشخص شد

    بعد خداوند در مورد قوانین توضیح داد برام

    و اهرم رنج و لذت و در مورد یکتاپرستی و کفر شرح داد

    و در آیه 57 راه حل گفته شد

    قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا

    بهم گفت اگه محبتی میکنی برای رضای خدا بکن تا از شِرک به یکتاپرستی برسی

    توضیح ؛

    آخه من با از خودگذشتگی که میکردم خودم و مادر نمونه و قهرمان کرده بودم و از اینکه همه تحسینم میکردن لذت میبردم و خب معلومه که متوقع هم بودم که دخترم قدرشناسی کنه و منِ مشرک خداروشکر هدایت شدم

    عجب خدایی داریم حتی برای یکتاپرستی دعوتم کرد به عشق ورزیدن بدون چشم داشت

    آخه خودش میدونه وقتی بی توقع محبت کنیم دیگه منتظر پاسخ نیستیم که احساسمون بد بشه

    البته که این سبک رفتاری و باید در مورد همه اجرا کنم

    وقتی راه حل و پیدا کردم‌چنان احساس فوق العاده یی داشتم انگار که کره ماه و فتح کردم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم

    وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ ۚ وَکَفَىٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا

    بعدشم خدا جونم بهم گفت سارا من به همه چی آگاهم ،توکل کن به من خدایی که زنده ام و مرگ ندارم و سپاسگزاری کن

    منم بعدش سریع به پاس نعمت هدایت به راه حل رفتم پیاده روی و سپاسگزاری از خدای مهربانم

    إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا

    خدا بهم گفت حالا که توبه کردی و عمل صالح میخوای انجام بدی منم اشتباهاتت و به نیکی و پاداش تبدیل میکنم آخه من آمرزنده ی بخشنده ام

    خب خداروشکر که آسان شدم برای آسانی ها

    خدایا سپاسگزارتم که هدایتم کردی به راه حل

    خدایا سپاسگزارم که با کلامت قلبم و آروم کردی

    واقعا این آیات ، آیاتی فرکانسی

    1400 سال پیش این کتاب نازل بشه در زمانی که سبک زندگی تفکر آدم ها ی چیز دیگه بوده بعد من الان تو قرن تکنولوژی این کتاب و باز میکنم و پاسخ سوالم و دریافت میکنم

    چون این کتاب داره از قوانینی میگه که از اول بوده و تا آخر هم هست

    اصلا همین قرآن ایمان من به غیب 1000 برابر کرده

    چقدر خوشبختم که میتونم با فهم قرآن و بخونم و هدایت بشم به پاسخ سوال هام

    هر بار که میام سراغ کتاب ایمانم قوی تر میشه

    خدایا خودت از درون سینه ام خبر داری که چه احساس بینظیری دارم

    خدایا عاشقتم خب

    استاد جان بینهایت سپاسگزارم که در زمان مناسب فایل مناسب میفرستین

    واقعا که گل گفتین استاد (در این سایت فارق از هیاهوی بیرون در حال خودسازی هستیم )

    خدا جونم قربونت بشم عاشقتمممممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    علیرضا امیری گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

    سلام به نازنین استاد و مریم پرانرژی و دوست داشتنی و سلامی گرم به همه ی دوستان عباسمنشی.

    چند وقتی بود ذهنم درگیر این ماجرا بود که چرا با وجود اینکه من اینهمه برای خواسته هام دارم تلاش میکنم و ساعت های زیادی رو وقف کار کردن میکنم ساعت های زیادی رو در سایت استاد هستم و روی خودم کار میکنم اما از لحاظ مالی رشد نمیکنم؟! در این مدت 3 سالی که عضو سایت هستم و گام به گام با استاد عباسمنش پیش رفتم من در تمام جنبه های زندگی عمیقأ رشد کردم در روابط عاطفی به قول استاد عباسمنش رابطه ای با همسرم دارم که تو قصه ها هم نخوندم، حال و احساس خوبی دارم که قابل وصف نیست، سلامتی ام در حدی هست که سه ساله حتی یک سرماخوردگی ساده نگرفتم، تناسب اندام فوق العاده ای دارم و ده ساله به طور حرفه ای ورزش میکنم و بیشتر زمانم تو زندگی در سایت عباسمنش میگذره و واقعا دارم روی خودم کار میکنم و نتایج شگفت انگیزی گرفتم… اما از لحاظ مالی به اون جایگاهی که می‌خوام نرسیدم!

    نه که واقعا از لحاظ مالی هیچ پیشرفتی نداشتم خداروشکر خیلی چیزایی که برام آرزو بوده تو این مدت 3 سال بدست آوردم که یک زمانی جزو آرزوهام بوده اما من تو زندگیم دنبال نتایج مالی بزرگ هستم مثل رشد عظیمی که در دیگر جنبه های زندگیم داشتم. یادمه استاد تو دوره دوازده قدم میگن گاهی وقتها ذهن شما رو گول میزنم که شما هیچ دستاورد مالی نداشتید اما اگه بشینید و روی کاغذ بنویسید می‌بینید که شما از لحاظ مالی خیلی ام رشد کردید ولی چون انسان زود فراموش می‌کنه یادش میره که این ماشین یا خونه یا درآمدی که داره زمانی جزو آرزوهام بوده و چون مدارس می‌ره بالاتر و خواسته هاش بیشتر میشه دستاوردهای گذشته رو فراموش می‌کنه.

    اوایل امسال من فایل چگونه درآمد خودمونو سه برابر کنیم رو بارها و بارها گوش کردم و به خودم تعهد دادم که تا سه ماه دیگه یعنی مردادماه من درآمدم سه برابر بشه این خواسته در تیر ماه رخ داد و درآمد من سه برابر شد، یادمه به محض اینکه تعهد دادم وارد قسمت عقل کل شدم و تمام باورهای ثروت ساز و عبارتهای تاکیدی رو دوستان عزیز مثال زده بودند رو توی دفترم نوشتم و هر روز اونها رو می‌خوندم و باورم این بود من باید باورهام رو درست کنم تا ثروت وارد زندگیم بشه اما باید بگم هرکسی در زندگیش باورهای مخرب مختص به خودش رو داره.

    اگه بخوام باورهای مخرب خودم رو مثال بزنم اینکه:

    من و خانومم هر وقت می‌رفتیم خرید موقع حساب کردن خیلی حالم بد میشد مثلاً می‌رفتیم فروشگاه کوروش و کلی خرید میکردیم و من کلی استرس داشتم و ناراحت و عصبانی که دوباره باید برم پای صندوق و حساب کنم حین خرید قسط ها و بدهی ها و‌‌‌‌…‌‌ذهنمو درگیر میکرد!

    یا یکی دیگه از کارهای اشتباه من اینکه میرم فروشگاه و مثلاً اگه یک قلم جنسی باشه با کیفیت های متفاوت و قیمت های متفاوت من همون جنسی که ارزون تر باشه رو برمی داشتم!

    یا باور اشتباه من این بود که وقتی میرم مغازه ای برای خرید چند قدم مونده به مغازه عینک آفتابیمو از روی چشمهام بردارم مبادا که فروشنده منو با عینک آفتابی ببینه و بگه این پولداره و جنسشو گرون تر بهم بفروشه!! و خیلی باورهای اشتباه دیگه که خدارو شکر الان خیلی خیلی بهتر شدم نه اینکه کلا از بین رفته باشند اما بخاطر کار کردن روی خودم خیلی کمتر شدن.

    یکی از باگ های من که بیشترین ضربه رو بهم زده اینه که ایده هایی که بهم الهام میشه رو انجام نمیدهم یا اگه انجام بدم ذهن با نجوا و دلیل های مسخره منو از انجام دادن اون ایده منصرف می‌کنه و باعث میشه من اون ایده رو نادیده بگیرم ایده های که شاید میلیاردها تومن ثروت توش خوابیده!

    من امسالم رو سال موفقیت مالی نام گذاری کردم خب تا اینجای کار اولین دستاورد من اینه که درآمدم سه برابر شد. که البته با وجود سه برابر شدن درآمدم اما من هنوز هم درگیر مشکلات مالی هستم!

    یک ایده ای مدت های زیادی هست که ذهنمو درگیر کرده و هرجا که میرم نشونه ای ازش میبینم و در دومین قدمم قصد دارم این ایده رو عملی کنم.

    قدم سوم که بهم الهام شده و حتما انجامش میدم خرید دوره کشف قوانین زندگیه که فکر میکنم این دوره تو زندگی من غوغا می‌کنه! راستشو بخوایید دیگه خسته شدم از سخت کار کردن و کمتر نتیجه گرفتن.

    از افرادی که توی زندگیم میشناسم که با وجود تلاش فیزیکی کم به دستاورد های بزرگی رسیدن فردی هستش که چندتا کسب و کار و کارخونه رو راه انداخته و با سن کمی که داره حدود به بیشتر خواسته هاش رسیده. با وجود اینکه در ایران زندگی می‌کنه اما بسیار ثروتمند و در رفاه کامل هستش. این موضوع این باور رو در ذهنم پررنگ تر می‌کنه که کشور و شرایط روی زندگی ما تاثیر گذار نیست

    ایشون از صفر کارش رو شروع کرده و الان میلیاردها تومن ثروت کسب کرده، یک پارکینگ داره که بهترین و گرون ترین ماشین های ایران رو اونجا نگهداری می‌کنه! در یک کاخ زندگی می‌کنه و به تموم آرزوهایی که داشته رسیده بدون هیچ تلاش فیزیکی و زجر کشیدن! ایشون دقیقا حرف های شمارو در پست هاش میزنه همه اش در مورد باورهای مخربی که جلوی ورود ثروت رو به زندگی ما میگیرن صحبت می‌کنه. همه اش درحال تفریح و سفره و تایم کمی رو به کارکردن اختصاص میده.

    این فرد که توی ایرانه و اینهمه دستاورد بزرگ مالی داشته می‌تونه الگویی باشه برای من که بتونم باورهای مخرب رو ازبین ببرم و پامو از روی ترمز بردارم و به سمت دستاوردهای مالی بزرگ تر قدم بردارم.

    استاد عزیز این فایل همون پاسخ سوال بزرگی بود که در ذهن من شما گرفته بود که چرا با وجود تلاش های زیاد اما نتیجه بزرگ رقم نمیخوره؟!

    خیلی مشتاقم که هرچه زودتر دوره کشف قوانین زندگی رو تهیه کنم و پایان سال بیام و از دستاورد های بزرگ مالی که کسب کردم صحبت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت