چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 62 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1495MB33 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 161MB31 دقیقه






سلام امیدوارم حال همه عالی باشه
استاد بابت آگاهی هایی که در اختیارمون میذارین سپاسگزارم
کامنتای دوستانو که میخوندم بیشتر قانونو درک کردم
افرادی که خواسته ای رو داشتن و بهش نرسیده بودن ولی من به اون خواسته رسیده بودم وقتی باور های هر دومون رو راجع به اون خواسته مقایسه کردم متوجه شدم که چقدر باور مهمه
سوال یک:من مدت هاست یه رابطه عاطفی عالی میخوام اما هنوز به چیزی که میخوام نرسیدم
سوال دو:خیلی ادم ها رو دیدم که خیلی راحت خیلییی راحت به این خواسته رسیدن
سوال سه:من چند وقت پیش با خودم فکر کردم و چن تا ترمز ذهنی تونستم پیدا کنم ولی فقط مدت کوتاهیی روشون کار کردم
الان که به این فایل هدایت شدم مصمم شدم که روشون کار کنم و الان که ساعت 12 شبه اومدم بیرون و یکم با خودم خلوت کردم و ویس هایی که قبلا راجب این موضوع ضبط کرده بودمو گوش کردم و میخوام مداوم روش کار کنم تا باورام درست شه و همه چیز اسون و طبیعی بشه
سلام دوستان
با شنیدن این فایل و آموزه های استاد به این نتیجه رسیدم که من درگیر ترمزهای روانی در مورد رابطه عاطفی هستم. من مجردم و با اینکه با تمام وجود رابطه عاطفی رو دوست دارم ولی باورهای محدودکننده ای دارم مثلا اینکه هیچ رابطه خوبی ماندگار نیست یا هر عشقی آخرش به جدایی و نفرت ختم میشه و هرچقدر ما به هم نزدیکتر بشیم و همدیگر رو بیشتر دوست داشته باشیم ، به همون اندازه به شکست عاطفی نزدیک تر میشیم، به همون اندازه شکننده تر میشم، به همون اندازه اگر طرف رو از دست بدم، نابود تر میشم. آگاهانه میخوام رابطه داشته باشم، اما ناخودآگاهم میگه ببین اگر این رابطه کمی غلیظ تر و عمیق تر بشه بعدا که جدا بشی ضربه ها عمیق تر میشه و وحشتناک تر ، پس نذار این رابطه عمیق بشه. در عین خواستن، فاصله گرفتن و مقاومت کردن. این سیکل تکرارشونده خیلی من رو آزار میده. به محض اینکه کسی میخواد به من نزدیک بشه، به شکل نا خودآگاه محرک های روانی من جوری عمل میکنن که دافعه بوجود میارن و من دچار کشمکش روانی میشم و اتفاقا انقدر اوضاع برام سخت و پیچیده میشه که شاید اگر همون جدایی و شکست برام اتفاق بیافته ، انقدر آزاردهنده نباشه.
نه از تنهایی لذت میرم و نه در رابطه بودن حالم رو خوب میکنه. به نظرم که مهم ترین دلیلش میتونه عدم احساس لیاقت باشه. با وجود اینکه همیشه تعریف و تحسین زیادی از دوست و آشنا دریافت میکنم از ظاهرم و ویژگیهای اخلاقی و باطنی ام، ولی احساس رضایتمندی ندارم و حالم خوب نیست به طور مداوم و این احساس و حال بد باعث شده در تمام زمینه ها عملکردم به شدت افت کنه .
خیلی حساسم روی رفتار و نحوه برخورد آدمها نسبت به خودم. آدمها خیلی برام مهم هستن و رفتارهاشون رو میبرم زیر ذره بین و تایید طلب و تحسین طلب هستم و حال روحی ام به شدت به بیرون از خودم و کامنتهایی که دریافت میکنم و نحوه برخورد آدمها بستگی داره. بهتر بگم با خودم در صلح نیستم. مثلا وقتی میرم کلاس زبان، با وجود اینکه همیشه عملکرد خوبی دارم و دوستانم همیشه این موضوع رو بهم میگن ولی خودم احساس رضایت ندارم و چند بار ازشون میپرسم که این جلسه خوب بودم؟ اونا هم میگن آره تو همیشه خوبی ولی من نیازمند تعریف بیشتری هستم تا از خودم راضی بشم. مدام خودم را با دگیران مقایسه میکنم. حس میکنم در تله بی ارزشی گیر افتادم و میدونم تا زمانی که این مشکلات حل نشه، اتفاق مثبتی در همه زمینه ها خصوصا روابط برام اتفاق نمیافته.
از خوندن کامنتهای شما دوستان خیلی استفاده میکنم، میخوام ازتون خواهش کنم که اگر فایلی مرتبط با مشکلات من در سایت میشناسید به من معرفی کنید یا اگر خوتون هم شرایط مشابه من رو تجربه کردید خوشحال میشم نظرات و راهنمایی هاتون رو بشنوم.
ممنونم.
سلام بهاره ی قشنگم خوبی؟
ببین منم تا حد خیلی زیادی همینطوری بودم.
دقیقا دنبال تایید اطرافیان بودم و حالم به واکنش بقیه بستگی داشت انگار روحم تشنه ی تایید دیگران بود ک مدت کوتاهی حالم خوب شه
با اینکه من همیشه بی نظیر بودم و مثل خودت کارهامو عالی تر از همه انجام میدادم
هر کاری میکردم که بقیه ازم تعریف کنن، من دیگه آروم قرار نداشتم و تو جهنم بودم
یه جورایی هم به احساس لیاقت بر میگرده هم کمال گرایی
اینارو سرچ کنی فایلای مربوط میاد، اما فک میکنم فایل های توحیدی به من کمک کرد
که استاد میگه همه چی از خداس و مردم هیچ نقش و تاثیری تو زندگی ما ندارن مگه اینکه ما بهشون قدرت بدیم با توجه کردن به رفتار و حرفاشون
وگرنه غیر ازخدا هیچ کس نمیتونه کاری کنه که به ضرر یا نفع ما باشه،من الان خیلی وقته فقط به خودم اهمیت میدم و میگم چه بقیه بگن من خوبم یا بدم اصلا برام مهم نیس فقط باید رو خودم کار کنم و در هر صورت من لایق بهترین هام چون خدا گفته همین که تو روی زمین اومدی لایق تمام نعمت های من هستی نه که در فلان شرایط لایقی نه، در هررر صورت بهترین ها مال ماست
تند تند نوشتم امیدوارم کمک کنه بهت به نظرم فایلای توحیدی رو بارها ببین و مردم رو تو زندگیت کمرنگ و کمرنگ تر کن و با افتخااار برای خودت زندگی کن و ببین جهان چه کمکی میکنه بهت وقتی شرک رو کنارمیزاری و میفهمی ارزش خودت از همه بیشتره و تنها خدا میتونه تاثیر بزاره و پشتت باشه و اگه درست قدم برداریم مارو به عرش ببره هم دنیامون عالی شه هم آخرت
دوستت دارم بهاره عزیزم
سلام بهاره جان
کامنتتو که میخونم یاد خودم میفتم در سالهای نه چندان دور،والبته نمیتونم بگم که خیلی عالیم ولی خییلی بهتر از قبلم
بهت توصیه میکنم دوره عزت نفس استاد رو تهیه کن ، یا اگه داری دوباره گوش کن چون خیلی تو زمینه ی خودباوری کمکت میکنه و وقتی چندین و چند بار گوششون کنی و برگردی عقب میبینی که اصلا اون ادم سابق نیستی و هر بار که دوره رو گوش میکنی بازم برات جدیده
والبته که منم تو این زمینه هنوز خیلی جا دارم که بهتر بشم ولی این دوره خیلی کمکم کرده
من در شغلم که معلم هستم خیلی تلاش می کنم خیلی مطالعه وانواع دوره ها وروش های تدریس مختلف شاید در ظاهر امر ودر دید دیگران من یک معلم موفق و عالی باشم ولی از نظر خودم برام رنج زیادی بهمراه داره و با شرکت در دوره ها می خواستم به درآمد خارج سیستم برسم یک دوره
سلام به استاد عزیزومریم جان ازاینکه خداوند این توان رابه من داد تا بتوان بنوستم سپاس گذارم در اول صحبتهام میخوام از شما وپسرم تشکر کنم من افکارم خیلی بد وتاریک بود اما از وقتی پسرم فایلهای شمارو بهم معرفی کرد ومن گوش دادم خیلی عوض شدم هم افکارم وهم رفتارم وهم اینکه خیلی آرامش پیداکردم وصبور تر شدم نسبت به همه چیز .
در جواب سوال اول استاد که فرمودند چه هدفهای وخواسته های داشتید که باتلاش به آن نرسیدی همسر من به مواد مخدر اعتیاد داشت من من خیلی تلاش کردم تا اشون ترک کنند اما هیچ وقت موفق نشدم جدا شدم وبا فرزندانم به شهر دیگری آمدیم وزندگی جدیدی شروع کردیم اما نتوانستم اورا به حال خود بگدارم وبا با اینکه جدا بودیم تلاش میکردم وبازشکست میخورد که فهمیم من نبایدمن تلاش میکردم راه اشتباه بودمن نمیتوان اورا تعقیر بدم وزندگی اورا بسازم .
در جواب سوال دوم استاد که آیا کسی را میشناسید که همان هدف هارا انتخاب کرد.با تلاش کمتر به نتیجه رسید بله یکی از دوستانم چون من به خودم ایمان نداشتم در صورتی که بهترین بودم درکار اما همیشه میترسیدم ریسک کنم وفکر میکردن نمی تونم از پسش بر بیام وبرای کار وخودم هیچ ارزشی نداشتم فقط بخاطر ترین که داشتم
فکر کنید چه باورهای محدود کننده در ذهن خود دارید من فقط میترسیدم از اینکه نتونم کاری رو به درستی انجام بدم درصورتی که بهترین بودم وصابکارم برای اینکه تمز تری کاربه فروشگاه بده بخطر تمیز کاری من به من واءدار میکرد اما من به خودم ایمان نداشتم که به تنهای میتوان از پس آن بر بیایم وپای خود راروی ترمز میگذاشتم ونمی گذاشتم کار پیش برود وایمان پیدا کردم که خود میتوانم به تنهای و بانمک خداوند از پس آن بریایم از شما سپاس گذارم که به امسال من کمک میکنید تا بتوانیم خدای خودمون رو بهتر وقویتر بشناسیم ممنون از شما
سلام وقت بخیر خدمت تمامی همراهان سایت عباس منش دات کام من ،دوست دارم ازدواج کنم و زن بگیرم و مستقل بشم اصلا دوست ندارم توی خونه پدرم زندگی کنم ،، و حالا باورهای محدود کننده من در خصوص ازدواج
من توی دوستیابی با دختر ها هیچ مشکلی ندارم و راحت با دختر ها دوست میشم ولی ازدواج نمیشه باورامم اینه
زن های شوهر دار خیانت کارند و چون قانون یه جوری هستش که اگه زن خیانت کنه چند ضربه شلاق میخوره و میتونه مهریشو بگیره بدون ترس خیانت میکنند
برای ازدواج باید اوضاع مالیم خیلی خوب باشه دخترای امروزی همه دنبال پول و ماشین شاسی و چیزایی که شاید خودشون هیچوقت تجربه نکردند هستند
خونواده های امروزی فکر میکنند دخترشون اسمون سوراخ شده افتاده زمین و پسر رو از توی جوب پیدا کردند که یک پسر باید بهترین شرایط رو داشته باشه ولی اون دختر حتی اشپزی هم بلد نباشه و کاری که کرده تا حالا با پسرا رفته باشه خونه خالی سر این سه باور من نتونستم ازدواج کنم ،پدرو مادرمم خیلی اسرار دارن که من ازدواج کنم لطفا هر الگویی دارید که خلافشه روبرام بنویسید
سلام خدمت شما دوست عزیز
این ها همه از ورودی هایی هست که از جامعه و اطرافیان دریافت کردیم و از اونجایی که قانون جهان اینه که اتفاقات و شرایط هم سنگ با باورهامون را جذب می کنیم شواهد و مصداق هایی را در جهت تایید باورهامون در جهان اطرافمون می بینیم ، پیشنهاد من به شما استفاده از دوره ی عشق و مودت در روابط هست که استاد ریشه ای باورهای مخرب مربوط به روابط را بررسی و راهکارهایی عالی برای تقویت باورهای قدرتمند کننده و رفع ترمزهای ذهنی در زمینه ی روابط دادن .
و یک نکته ی اساسی اینکه شما بیایید روی خودتون و اون چیزایی که می خواهید تمرکز کنید نه روی ناخواسته ها ،مثلا قصدتون از ازدواج چیه ،می خواهید همسر آینده تون چه خصوصیاتی داشته باشید، نه اون چیزی که نمی خواهید به قول استاد ما قانون جذب داریم اما قانون دفع نداریم، پس خواسته هاتون از روابط را بگید پس خواسته هاتون از روابط را بگید و بگردید براشون مصداق و الگو در اطرافتون پیدا کنید .
سلام امیدوارم حالت عالی باشه
کامنت بالا خوندم میخواستم ازش عبور کنم چون جوابی براش نداشتم خیلی برام جالب بود وقتی دیدم اینقدر مفید و مختصر جواب دادی و چه یاداوری قشنگی
قانون دفع نداریم استاد هم خیلی فایل ها گفتن.
راستی شما عشق و مودت استفداه کردید؟کشف قوانین را چطور؟
ممنون میشم جوابگو باشید بازم از پاسخ خوبت به دوست عزیزمون ممنونم منم درس گرفتم ازش
حال دلت شاد
سلام خدمت شما دوست عزیزم ممنونم
سپاسگزارم از حسن نظرتون.
بله دوست عزیز دوره ها را با اکانت خواهرم تهیه کردیم با همدیگه استفاده می کنیم،عشق و مودت را هنوز هم در حال یادگیری هستم ازش و کشف قوانین را به تازگی دیروز جلسه یک را شروع کردم .
خواهش می کنم، خدا را شکر که مفید بوده من زیاد اهل کامنت نوشتن نیستم ،اما اینجا حسی از درونم بهم گفت بنویسم اون چیزی را که می دونم.
در پناه الله شاد و سلامت باشید
درود.
چقدر خوب دوتا باهم میبینید.
حتما لذت بخشه امیدوارم موفق باشد
بله مفید بود و عالی لطفا بیشتر بنویسید برامون ممنونم ازتون.
خداروشکر که حس شما هم باعث هدایت من میشه و صمیمانه ممنونم
خداروشکر که هوامو داری.
استاد و خانم شایسته ممنونم ازتون که این محیط فراهم کردید و خداروشکر که هدایت شدم به این سایت.
سلام استاد گرامی و دوستان صمیمی
الهی هدایتم را سپاس ، میل به تغییر و تحولم رواسپاس
این فایل مثل تمام فایل ها چقدر کاربردی و عالی بود
در مورد سوال اول ؛
یکی از اهدافم استقلال مالی بوده که چندین ساله تلاش میکنم ، هر ایده ای به ذهنم رسیده ، و همکارام گفتن انجام دادم ، یه مدت خیلی کوتاه یه نتیجه خیلی جزئی گرفتم ولی دوباره برگشتم به همون جایگاه اول یعنی صفر
و به این نتیجه رسیدم که حتما دلیلی داره
تا اینکه با سایت آشنا شدم و بیشتر زمانم رو گذاشتم روی گوش دادن فایل ها
در مورد سوال دوم ؛
بله همکارایی دارم که خیلی دیرتر از من شروع کردن و الان جایگاه بالاتری دارن
در حالیکه کار ، شرکت، محصول، دفتر ، مدل کاری همه و همه یکسانه
در مورد سوال سوم ؛
مهمترین فکر مخرب غالبم اینه که ، مردم ( مثل خودم ) قدرت خرید ندارن یا اون پول رو با شرایط اقتصادی کنونی برای الویت های مهمتری خرج میکنن ، دنبال کیفیت محصول نیستن ، بیشتر دنبال رفع نیاز هستن با قیمت کمتر
برای همین خرید نمیکنن و باور اینکه بازار هدفم محدود ، کسی رو نمیشناسم
مدتیه این باورهای غلط رو پیدا کردم ولی نمیدونم چطوری تغییرش بدم
البته هدفی هم بوده که خیلی خیلی راحت بدستش اوردم یا هدفی که با یه کم تلاش بیشتر بهش رسیدم
شاید به جرات بتونم بگم ، تا الان استقلال مالی تنها هدفیه که با وجود این مدت و تلاش نتونستم بهش برسم
استاد محترم و دوستان لطفا راهنماییم کنین
سپاس از خانواده صمیمی استاد عباسمنش
سلام استا عزیزم
من واقعا سپاسگذارم از خداوند که شرایط یرو فراهم کرد که شما این فایل رو ضبت کنین و من هم ببینم و واقعا اشک بریزم به همراه صحبتای شما!
یعنی من در حوزه هایی مثل روابط و سلامتی خیلی از اتفاقت و مسائل از جلو چشمم مثل فیلم سینمایی رد شد، تمام اون احساساتی که توی روابط بود مشخص شد، وقتی گفتین که گاز و ترمز و وقتی اشدره کردین به اینکه همه جی باید به راحتی به دست بیایید در زندگی ! و این قانون خداست ! یا وقتی که گفتید احساس لیاقت!واقعا اشک ها ریختم و این بارون همواقعا اشک بود انگاری این بار! یعنی اشکی که بمظرم لزوما غمنیست!بلکه یک تایید کننده و شهادت دهندا بر درستیه این صحبت ها و انطباقشون با تجارب من!
واقعا ممنونم از خدا و شما، خیلی خوشحالم که هدایت شدم به یاکف ایل.
جقدر این بارو که باید بشود حتی اگر سخت!در من ریشه دوونده!میخوامکه واقعا باروی که میگه همه جی نیازه که به راحتی به دست بیاد! و این قانون هست!
چقدر خوشحالمکه فهمیدمکجارو میتونمهگیق کارکنم، اصلا خود این فایل پرده ها کنار زد از علت چرایی ها!
من زیاد اشک نمیریزم ولی واقعا این فایل اشکم رو در ارود و عزمم رو جزم کرد که کار کنم روی نقاط خوصی از خودم.
شاد و سلامت باشین .
درود بر استاد عباسمنش و بانو شایسته
استاد عزیز! به موضوعی اشاره کردید که فکر می کنم تعداد افراد زیادی یا آن درگیر هستند و البته بنده که سالهاست با آن درگیر هستم.
از چند روز پیش داشتم به همین موضوع فکر می کردم که این همه تلاش و تلاش و باز هم روزمرگی و روز از نو و افتادن در یک دور تسلسل باطل. خودت الله یکتا به من بگو مشکل کجاست؟
الله اکبر از این هدایت که انگار این پست را استاد مخصوص من درست کرده اند و باعث شده به لایه هایی از وجود خودم پی ببرم که سالهاست از آن بی خبرم.
استاد عزیز ! استقلال مالی و رسیدن به آن جزو آرزوهای دیرینه من بوده و هست. بیش از بیست سال در زمینه شغلی خودم فعالیت کردم و هربار بار افتضاح تر از قبل و تمام قد سر از ناکجا آباد درآوردم.
هر بار قرض و بدهی و دیون من بیشتر از گذشته شد و با دستان خود، خودم را در مهلکه و کارزار بلا می انداختم. به حدی که چک و لگد آخری که خوردم از ظرفیتم بزرگتر بود و مرا وادار به عقب نشینی کرد.
خسته تر از همیشه، شش ماه پیش تصمیم گرفتم کل بیزینس و دفتر و هرچه در راستای بیزینس های پوشالی ام هست جمع کنم و به یک میز کار و یک دستگاه کامپیوتر و مودم، در منزل اکتفا کنم.! و قصد کردم ریشه ای مسأله را حل کنم. و به قول هادی عزیز من یا باید موفق شوم و یا کاری دست خودم خواهد داد …
از همکلاسی هایم و هم دانشگاهی ، بچه های محل و ده ها مورد از کسانی که در همین رشته فعالیت می کنند را به یاد می آورم که بسیار در کار خود موفق بوده اند و اینجا نمی توانم اسم بیاورم. همه و همه آنهایی که در ذهن مرور می کنم در حال رشد و پیشرفت بوده اند و یا دست کم پس از سالیان دراز مدیون و مقروض نیستد .
این پست که البته هدایت الله یکتاست بسیار برای من ارزشمند است و مرا عمیقأ یه فکر فرو برد تا بفهمم اشکال کار از کجاست و در راستای آن اقدام کنم. منی که بیش از شش سال با آموزه های استاد عباسمنش آشنا هستم و حیف و صد افسوس که این آموزه ها را تفسیر به رای کردم و به قول استاد آن چیزی را که خودم می خواستم از این آموزه ها برداشت می کردم.
سپاسگزارم که این مسیر برایم باز شد که قدم های اساسی در راستای رشد و تعالی خودم بردارم. و اما اگر بخواهم از ترمز هایم بگویم که دل پر ترمز و ذهن محدود کننده ای برای خودم ساخته ام ولی باید از همین جا شروع کنم و اقرار کنم که :
الله یکتا مسیر را به من نشان داد، منظورم آموزه ها و باورهای ثروت ساز و همه چیز ساز استاد عباس منش ولی من باز هم مسیر خودم را رفتم و تفسیر به رای کردم و این یعنی مقاومت شدید در برابر تغییرات، که بزرگترین ترمز من محسوب می شود.
عدم توجه به تضادهایی که سیستم بی نقص کاینات سر راهم قرار می داد. اوایل با یک تلنگر شروع شد و با توجه به عدم توجه به هدایت های الهی ، این تضادها بزرگتر و بزرگتر شدند و تبدیل به هیولای زندگی ام شدند و مرا زیر فشار آن خرد کردند ، که بالاخره از ظرفیت من فراتر شد و به فکر چاره افتادم.
به قول آقا رضا عطارروشن و تاکید استاد عباسمنش عزیز عدم تغییر ویژگی های درونی و تغییر شخصیت و ترس بسیار شدید از تغییر و عدم افزایش مهارت هایم ، ترمز بعدی من بوده و هست که درحال حاضر به لطف آموزشهای استاد عباسمنش در حال کار بر روی آن هستم.
به قول آزاده عزیز ، هر کاری را می خواستم شروع کنم از خودم نمی پرسیدم چرا؟ و شاید یا یک سوال ساده و درخواست هدایت الهی مسیری برایم باز می شد که سیستم به اجبار برایم تضاد بوجود نیاورد و این یعنی اهمیت ندادن به هدایتگر درونی که بالفطره در وجود هر انسانی فرار دارد.
بجای یادگیری و اشراف بر محیط کاری خودم، باور دارم همه چیز را خودم میدانم و دنبال یادگیری نمی روم و به اندک اطلاعات قدیمی و خاک خورده خود بسنده می کنم. و غرور و بهتر بگویم تکبر بیجا ترمز اساسی دیگر من بوده و هست.
ترس بسیار غالب از دنیای ناشناخته ای که برای توسعه بیزینس و حرفه خود دارم، همیشه مرا از رشد در حیطه کاری خودم دور ساخته است.
من که خودم به تنهایی نمی توانم و باید یه تیم از خودم دست و پا چلفتی تر راه بندازم. به این دلیل که مطابق قانون مدارها، افرادی که دور و برم جمع می شدند هم مثل خودم بودند و یا داغون تر! که ناشی از عدم افزایش مهارت های است که استاد تاکید کردند
عجله و عجله و عجله بجای طی کردن مسیر تکامل و تثبیت موقعیت و رفتن به پله بعدی، و باورهای غلطی مثل دیگه فرصتی نیست و تموم میشه، دریغ از اینکه عجله نجوای شیطان است.
به یاد می آورم زمانهایی که بخاطر باورهای غلط و محدود کننده مثل همیشه شکست می خوردم ، بجای تجربه گرفتن از آن، پیش خود می گفتم : من لیاقت این موفقیت را ندارم و عدم احساس لیاقت ترمز راه من می شد.
طی نکردن مدارهای تکامل و افتادن در تله کالا و این باور که باید خدمات من در حد ایده آل باشد بطوریکه خدماتی هم که در زمان خود قابل ارائه می بود ، مطابق این تله و الگوی غلط خاک می خورد و هیچگاه بدست مشتری نمی رسید و زمانی هم که به ثمر می رسید ، مشتری ها سراغ خدمات جدیدتری رفته بودند و دیگر پروژه من کارایی لازم را نداشت. .
بجای پذیرفتن مسیولیت کار و جستجو در باورهای خودم ، همیشه دوربین را روی دیگران و حتی نزدیکترین و عزیزترین افراد می اندازم که فلانی نگذاشت
باور داشتن سرمایه اولیه که به شدت مرا از شروع کار محروم می کرده تا جایی که برای شروع هر کاری حتما از بانک وام می گرفتم.
در یک کلام بقول انیشتین دیوانگی محض در تکرار کار ها و انتظار گرفتن نتیجه متفاوت.
به هر حال اگه بخوام از باورهای مخرب بگم باید یه کتاب چاپ کنم یا رمان بسازم ولی سپاسگزارم که به لطف وجود استاد عباسمنش نازنین ، دریافتم که اشکالات من کجاست. و همچنین سپاسگزارم که اگر فرصتی باشد و اجل مهلت دهد بر اساس قانون تکامل یکی پس از دیگری بر تضادها غلبه کنم و به سمت خواسته هایش پیش بروم. چون این ترمزها و باورهای مخرب یک شبه بوجود نیامده است و به مرور مرتفع می گردد
اگر هم مهلتی نداشته باشم باز هم سپاسگزارم که به قول معروف در جهل مرکب ابد الدهر نمانده ام.
به امید کامنت های بعدی که با سربلندی و افتخار از دست آوردهایم بنا بر آموزه های استاد عباسمنش بگویم و استاد عزیز را دلشاد کنم.
در پناه الله یکتا باشید
سلام. وقت شما بخیر.
# سوال اول:
هدفی که برایش برنامه ریزی و تلاش کردم، اما به نتیجه دلخواه نرسیدم:
بله. هدف مالی من، برای افزایش درآمدم. من در حرفه املاک هستم. اصلا بیرون آمدن من از کار قبلی (مهندس مشاور، چه خیلی اسم و رسم داشت) و اومدن تو این کار، یکی از اقدامات شجاعانه کل دوران زندگی من هست.
در این کار املاک، خب، یک دوره ای برای من خوب بود، اما اکثر اوقات (مانند شرایط فعلی) چند ماه میگذره و درآمد ندارم.
مدت زیادی است که خبر خاصی نیست، بگونه ای که الان، برای کوچکترین خرید روزمره ام، باید کلی حساب کتاب و بالا پایین کنم، که از کدام فروشگاه که یه ایپسیلون تخفیف داره، خرید کنم.
با اینکه همیشه شاکر خداوندهستم، و هر روز صبح، بعد از شکر گذاری، تقسیم کار میکنم با خداوند، اما نمیدونم چرا خدا سهم خودش را انجام نمیده (درخواست من از خدا، هدایت مشتری های خریدار واقعی بسمت من هست).
من دوره های روانشناسی ثروت 1، عزت نفس، قانون افرینش، راهنمای عملی دستیابی به رویاها،عشق و مودت، سلامتی و کتاب رویاهایی که رویا نیستند، را از همین سایت تهیه نمودم. بویژه از دوره روانشناسی 1 ، با اون همه تبلیغات و بزرگنمایی، واقعا انتظار بهبود وضعیت مالیداشتم. اما یا من هنوز خوب تغییر نکردم، یا اصلا اتکای من به این دوره، اشتباه هست. نمیدونم واقعا ؟!
# سوال دوم:
در همین حرفه، کسانی هستند که موفق شده باشند؟
بله. صد البته. من دارم میبینم بچه هایی که با تلاش فیزیکی مساوی یا حتی کمتر از من، نتایج چند ده برابری و چند صد برابری از من دارند.
سلام من با کامنتتون ایمانم بیشتر شد به اینکه همه چیز باوره مخصوصا اونجایی که نوشتین :
من دارم میبینم بچه هایی که با تلاش فیزیکی مساوی یا حتی کمتر از من، نتایج چند ده برابری و چند صد برابری از من دارند.
ممنون بابت کامنت قشنگت. مطمئن باش اگه من و تو و کسایی که این مشکل رو داریم توی زندگی که نتیجه نمیگیریم، مشکل از خودمونه.به قول شما کسایی هستن که دارن صد برابر نتیجه میگیرن !!
باید طرز فکرامونو تغییر بدیم. باید همونجور که استاد گفتند، مثل یاد گرفتن یک زبان جدید که باید سالها وقت بزاریم براش، ما هم روی باورامون و تغییرشون وقت بزاریم. ورودیها رو کنترل کنیم، و هزارتا چیز دیگه.
خیلی کامنت قشنگی بود ممنون.
درود به شما استاد عباس منش عزیز
من فرید هستم و 31سالم هست و از سن 23سالگی بیزینس شخصی خودم را ساختم و یک کافه زدم بعد از 1سال به صورت سه شیفت کار کردن در سه جای مختلف از ساعت 7صبح تا ساعت 1الی 2شب شاید یه کم باور پذیر نباشه این حجم کار شایدم باشه ،به طوری که من یک روز هم تعطیل نبودم که بخوام برم بیرون ،بعد که کافه رو راه اندازی کردم حالا خیلی مشکلات دیگ پیش اومد مثل کار کردن با دوستم و برادرم و بلاخره مسائلی که پیش اومد نمیخوام اینجا در موردش صحبت کنم ولی اون چیزی که من هدفم بود رسیدن به یک درآمد خوب بود مثلا ماهیانه 100میلیون تومن و از صبح که میومدم منظورم ساعت 7صبح تا 1 شب داخل کافه بودم اوایل خیلی سخت بود بعد بهتر شد و درآمد من استاد میرسید به یک مبلغی مثلا روزی 2میلیون تومن فروش من هنوزم نمیدونم چرا ولی یک دفعه وقتی میگم یک دفعه واقعا یک دفعه از فرداش آقا هیچی مشتری نمیومد باورم نمیشد به مدت یک یا دو ماه هیچی که میگم ینی دخل میومد روی روزی 200تومن از 2تومن ،این قضیه تا به امروز که من اون کافه رو فروختم و جای دیگه کافه زدم و کافه رستورانش کردم هنوزم هست و من اینجا به فروش روزی 10تومن که میرسیدم دقیقا مثل قبل از فرداش به مدت چند ماه نابود میشد فروش البته تا به امروز به یک سری آگاهی ها رسیدم و دارم روی خودم کار میکنم و دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریدم و الان این فایل رو برای بار دوم دیدم و تصمیم گرفتم بهتر گوش بدم و یک کامنت هم بزارم که اگر شما وقت کردی یا دیدی این کامنت من رو به من یک راهنمایی کنی تا من بتونم بهتر شوم و دوره روانشناسی رو بهتر درک کنم ،ممنونم از شما با آرزوی بهترین ها برای شما و دوستان عزیزم در این سایت بسیار عالی
سلام به سما دوست عزیز مساله ی شما دقیقا مثل منه و من هم به محض اینکه حساب میکردم که چقد درامد داشتم و میفهمیدم واو چقد در عرض یک مدت کوتاه این پول رو دراوردم چ انقد درآمدم شده یهو قطع میشد و استپ میزدم حتی تا مدتهای زیاد و گاهی برای اینکه ترمز نکنم اصلا تا اخر ماه حساب کتاب نمیکردم و بنظرم این مساله از ترمز احساس عدم لیاقتم نشات میگیره و الان سعی میکنم با فایلهای رایگان پیش برم و ترمیمش کنم تا زمانیکه اموزش شیوه حل مسایل رو بخرم چون یک ترمز بزرگ دیگه م که دارم عجولم و این از کمالگرایی من نشان میگیره و خیلی مسایل که توی شیوه حل مسایل میتونم ریشه یابی کنم و حلشون کنم به امید خدا
گفتم اینو بگم بشما شاید ترمز شما هم باشه ارزوی موفقیت دارم براتون