چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟ - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    طیبه مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3300 روز

    به نام خدای هدایتگر رزاق ??

    خدایا ازت ممنونم وسپاسکزارم توام که این ثانیه های مقدس ومبارک را کنار هم برای تجربه کردن هر دویمان رقم میزنی .عاشقانه می‌پرستمت ومی ستایمت .

    استاد عزیزم در این فایل آرامشی عجیبی مو ج میزند .چقدر در آرامش رانندگی میکردیم احساس کردم خدا همه چیز این فایل را دردستش دارد و فقط استاد میگوید .

    باشنیدن ومرور این فایل تعهدی میدهم که فقط و فقط راجب به اتفاقات خوب و قشنگ زندگیم حرف بزنم و به خوبیها وزیبایی ها توجه کنم و سپاسگزار خدای قشنگی ها باشم .

    این تعهد باعث بالا رفتن عزت نفسم میشود یعنی میشود کنترل ورودی ذهنم میشود آرامش جانم میشود سلامتی وثروت وخوشبختی.

    وقتی متعهدی انگار وظیفه ای همیشه داری و مسئولیتی را احساس می‌کنی تا به سر منزل مقصود نرسانیش دست از آن نمی‌کشی .

    نیرویی تو را بر میگیرد و احاطه میکند تا به من درست هدایتت کند نیروی که همه جا تو را با عشقش میبرد .

    متصلت او معتدلست او شمع دل است او پیش کشیدش.(مولانا)

    این تعهد باعث میشود ریشه گیاه هرزی مانند قربانی کردن خود را بخشکانم باعث میشود باور همه چیز به راحتی به دست میاد را تقویت کنم وان را پر وبلاگ بدهم .

    این خود همه حرف است …برای کسی که میشنود و میبیند .

    در پناه خدای عشق و راستی هرکجا هستید شااد وثروتمند وزیبا زندگی کنید.????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2173 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه بچه های سایت..

    خداروشکر میکنم که به من فرصت داد امروز رو بهتر از دیروز زندگی کنم و کنترل ذهن قوی تری داشته باشم. چندین بار در امروز پیش اومد که میخواستم راجب اتفاقات ناخوشایند بگم اما نگفتم. و از طرف خداوند هدایت شدم به یکی از دوستام. چندین ساله باهاش دوستم اما الان که به قوانین آگاه هستم میتونم آگاهانه تجزیه و تحلیلش کنم مثلا دوستم امروز سرماخورده بود و بعداً فهمیدم که حالش اصلا هم خوب نبود اما اصلا اظهار بدحالی نکرد تازه تا جایی که میشد هم راجب اینکه سرماخورده بود به من نگفت..قبلا ها با نگاه سطحی ای که داشتم به این اخلاقش اعتراض میکردم و میگفتم یعنی تو با من راحت نیستی که راجب دردات به من نمیگی…

    قشنگ حس میکنم که یه ترمز توی ذهن من هست و اون اینه که اگر با کسی صمیمی هستی باید راجب همه دردها و مشکلاتت بهش بگی حس میکنم اگر اون به من نگه یعنی داره نامردی میکنه و خودم و ساده فرض میکنم که همه چیز رو میگم‌‌. اما به نظرم وقتشه این ترمز و بشکنم و باور درست و جایگزینش بکنم:

    فاطمه قشنگم تو اگر راجب درد ها و مسائلت با آدم های اطرافت صحبت کنی نه تنها از مشکلت کم نمیشه بلکه اضافه هم میشه و اوضاع بدتر میشه‌. ثانیا یه سوال دارم‌.؟اصلا چه لزومی داره یه آدمی راجب مسائل تو بدونه؟ اگر کاری از دستش برمیاد ازش صرفا اون کار رو با عزت نفس بالا درخواست کن و نیازی نیست همه چیز و بگی اونم با یه حالتی که انگار بهت ظلم شده… اگر هم کاری از دستش بر نمیاد دیگه گفتنت چیه؟ فقط برای اینکه اون تعجب کنه یا به حالت تاسف بخوره؟ و این ها همه از کمبود عزت نفس میاد… واقعا وقتی بهش فکر میکنم فقط به همین جواب میرسم که دلیل تعریف کردن اتفاقات نامناسب برای اطرافیانم صرفا اون جلب توجهی هست که برای چند دیقه یا چند ثانیه اتفاق می افته. انگار دوست دارم طرف مقابل با این چیزی که راجبم میدونه دیگه مراعاتمو بکنه یا بهتر رفتار کنه یا بگه وای تو عجب آدمی هستی و….

    و بازم میگم همه اینا برمیگرده به عزت نفس. باید عزت نفسمو تقویت کنم💪

    یه دریافت دیگه هم کردم. من چند سال قبل و حتی الان (اما خیلی کمتر )به این شکل بودم که دهن لق خطابم میکردن یعنی اگر طرف مقابل بهم نمی گفت که فلان چیز و نگو من به بقیه میگفتم و دلیلش چی بود؟ اون تعجب و توجهی که جلب میکردم..من چون این جلب توجه رو دوست داشتم خیلی برام اتفاق می افتاد که داستان یکی رو به کسی دیگه بگم هر چند که خودم راضی نبودم از این قضیه ولی ناخوداگاه میگفتم یا اینکه نمیتونستم کنترلش کنم…

    صادقانه و شجاعانه میگم. یکی از عوامل تخریب عزت نفس به نام جلب توجه در من وجود داره اونم به مقدار زیاد و یکی از دلایلی که مسائلو برای افراد تعریف میکنم دقیقا همینه. البته این و بگم که از دو سال پیش تا الان پیشرفت خیلی زیادی داشتم و کنترل بیشتری داشتم.

    مثلا قبلا خیلی برام مهم بود بقیه ازم تعریف کنن اما به لطف خدا با کسی آشنا شدم که اصلا براش مهم نبود و این روی من تاثیر زیادی داشت و الان تعریف بقیه ازم برام مهم هست نه که نیست و خوشحال میشم اما نه اونقدری که قبلا برام اهمیت داشت و به خاطرش ذوق میکردم…

    مهم ترین انگیزه من برای تعریف نکردن اتفاقات بد اینه که اطرافمو اتفاقات عالی فرامیگیره پس باید تمام سعیمو بکنم و تقوامو به کار بگیرم تا اتفاقات بی نظیر و برای خودم رقم بزنم.

    استاد عزیزم سپاسگزارم که دوربین و سمت جاده گرفتین و ما رو به دیدن زیبایی بیشتری دعوت کردین و چقدر زیبا بود ادم از دیدنشون سیر نمیشه و چه حالی داره صندلی عقب بشینی هندزفری بزنی و آهنگ مورد علاقتو تا ته زیاد کنی و بعد پنجره رو پایین بکشی و از هوا و اون طبیعت بکر استفاده بیشتری ببری😍

    از قشنگ ترینای امروز من:

    نعمتی داشته باشی به نام ماشین که کاملا در اختیار خودت باشه و به تو آزادی بده که هر جا که دوست داری بتونی بری💓 امروز با نصف خونواده(مامانم و برادر زادم) با ماشین خودم بیرون رفتیم و علاوه بر اینکه کلی خوش گذشت ،مهارت رانندگیم چقدر بهتر شد چقدر شجاعت و اعتماد به نفس من برای رانندگی بالا رفت الهی شکرت❤️ و منی که مسیر ها رو بلد نبودم امروز خیلی جاهای جدید و یاد گرفتم. به خودم افتخار میکنم که توی کل فامیل و دوستا اولین خانم و دختری هستم که رانندگی حرفه ای میکنه، خودش تنها و فرقی نمیکنه توی شهر یا خارج شهر، توی روز یا توی شب❤️ خدایا ازت سپاسگزارم❤️❤️

    امروز بعد از چندین ماه دوست قدیمیو دیدم و اون یک ساعتی که کنارش بودم بشدت حالم خوب بود و اوقات و لذت بخش می گذروندم.

    اعتراف میکنم بیرون رفتن دوتایی با مامان از بهترین تفریحاتمه❤️ الهی شکرت…

    همراهی برادر زاده ۵ساله من و اون شیرین بودنش و شبطون بودنش بهم احساس زندگی میده🤩🤩

    به لطف خدا امروز به مسیرهایی هدایت شدم که اهدافم برام واضح تر شدن و قشنگ تر از اون حس رهایی ای هست که نسبت به اون هدف دارم💜خدایا همه اینا کار توعه. همه رو از تو دارم.

    خدای قشنگم بابت رابطه ی پر از عشق و آزادی و رفاقتی که با عزیز دلم دارم بشدت ازت ممنونم💜 رابطه سالم و درست در پیشرفت آدما ها بشدت تاثیر گذاره و من خودم سرعت رشد و صعودم بیشتر از زمانی هست که توی رابطه نبودم 💜

    خداوندم سپاسگزارم بایت تمام نعمات پر برکت زندگیم و ازت میخوام که اونقدری به هممون پول و ثروت بدس که قابل شمارش نباشه☑️💪

    شاد باشید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      ندا گفته:
      مدت عضویت: 1860 روز

      سلام فاطمه عزیزم

      چ کامنت فوق العاده و چ نکات بینظیری گفتی و تک تک چیزایی ک گفتی رو تو من هم وجود داره، انگار ک داشتی منو توصیف میکردی من اینقد عمیق ب این نتایج نرسیده بودم، خدا رو شکر که خدا منو هدایت کرد به سمت کامنت بینظیر شما که اون پاشنهای اشیلم رو بهتر بشناسم، منم ب شدت ادمی هستم ک همه چیو تعریف میکنم و اصلا کنترلی رو حرف زدنم ندارم، یهو وسط حرف زدنام متوجه میشم اصلا چرا مت دارم اینقد این موضوع رو باز میکنم و در مورد ناخواستها حرف میزنم! باید سکوت کردن رو تمرین کنم؛ ی مدتی خدا جونم منو از همه دور و بریام دور کرد چون خیلیییی رو خودم خوب کار کرده بودم ب لطف خدا همه خیلی طبیعی ازم دور شده بودن و ارتباطاتم خیلی کم شده بود اما الان ی مدتی هست بخاطر عدم کنترل ورودی هام و کار نکردن روی خودم بازم به حالت قبلم برگشتم، بقول استاد زندگیم شده عین یویو هی حرکتهای رفت و برگشتی دارم که به امید خدا سعی میکنم دیگه با حساسیت بیشتری به ورودی هام توجه کنم💚

      در پناه خدا شاد و سالم و خوشبخت و موفق و ثروتمند بااااشی دوست عزیزم😘💚

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    حسين عبدالله گفته:
    مدت عضویت: 3243 روز

    بنام خدایی که بشدت برایم کافیست

    بنام خدایی که وهاب و تواب است

    روز شمار تحول زندگی من 😍😍

    روز دهم 👍🏻👏🏻

    شانس 🤭🤭

    قبل از آشنایی با این سایت الهی وقوانین جهان فکر میکردم تنها شانس است که اتفاقات زندگی آدما رو رقم میزنه

    فکر میکردم بعضی جاها خوش شانسم و بعضی جاها بد شانسی میارم 😅😅

    یا اینکه کسی به موفقیتی میرسید فکر میکردم شانس داره (باور غلط تاثیر عوامل بیرونی)😎

    و این خودش یه نوع شرکه 😏😏

    و عدل خداوند رو نغز میکنه که چیزی شانسی بوجود بیاد

    الان فهمیدم هر اتفاقی در زندگیم نتیجه فرکانس هایی است که هر لحظه دارم ارسال میکنم

    نتیجه باور هایم و افکار غالبم است

    و چقدر زیبا و عادلانه س که هیچ شانسی وجود نداره و هیچ چیزی شانسی بوجود نمیاد و همچی روی حساب و‌کتاب است

    در اصل خوش شانسی همون احساس خوب و تمرکز بر زیبایی هاس 🥰🥰

    و بد شانسی همون احساس بد و تمرکز بر نا زیبایی هاس 😏😏

    پس من خودم انتخاب میکنم خوش شانس باشم یا بد شانس

    اتفاقات خوب تجربه کنم یا اتفاقات بد

    زندگی عالی داشته باشم از همه نظر و هر جنبه ای خودم خلق میکنم

    پس من میام آگاهانه خوش شانسی رو برای خودم خلق میکنم

    خوش شانسی رو خودم بوجود میاورم

    و خودم بد شانسی رو از زندگیم دور میکنم آگاهانه 😍😍

    خدایا شکرت برای این قوانین فوق العاده زیبا ، عادلانه ، و مهمتر از همه خودم خالقش هستم 🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مهناز پیرهادی گفته:
    مدت عضویت: 1267 روز

    سفرنامه روز دهم:

    خیلی موقعها هست که ما مسائل و مشکلاتمونو برای بقیه تعریف میکنیم

    و این مسائل چه خوب و چه بد باعث میشه در مدار اون اتفاقات قرار بگیریم

    اگر تمرکز کنیم که فقط اتفاقات خوب رو تعریف کنیم و در مورد اتفاقات بد صحبت نکنیم و این تعهدو به خودمون بدیم خود به خود انتظار اتفاق افتادن اونارو هم دیگه نداریم

    این تعهدو به خودمون بدیم فارغ از اینکه چه اتفاقی برامون میفته من فقط در مورد اتفاقات مثبت صحبت میکنم

    نکته مشترک این افراد بدشانس اینه که راجب اتفاقات بدشون صحبت میکنن

    و من واقعا اینو به عینه دیدم که یکی از دوستام همیشه راجب اتفاقات بدش برای همه صحبت میکرد و همیشه هم به میگفت من بدشانسم ولی تو خوش شانسی که این اتفاقات برات نمیفته و فکر میکنم به دلیل این بود که دوست داشت حرفی برای گفتن داشته باشه و احساس قربانی بودن داشته باشه تا به این صورت جلب توجه کنه در صورتی که نمیدونست با این کار در مدار اون اتفاقات بیشتر قرار میگیره

    و وقتی انسان دوست داشته راجب مشکلاتش حرف بزنه جذبشون میکنه

    یه سری مشکلات به وجود میاد که اگه بهشون توجه نشه باعث میشه دیگه اتفاق نیفتن پس بهتره دیگه بهشون توجه نکنیم و فقط راجب اتفاقات خوب صحبت کنیم

    خدایا شکرت برای آگاهی های جدید

    استاد عزیز و خانوم شایسته عزیز ممنونم برای اشتراک این آگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1308 روز

    به نام خداوند مهربانی ها

    سلام به همگی و به استاد عزیزم و مریم جان نازنین

    وقتی این فایل رو گوش کردم و توی زندگی خودم کنکاش کردم دیدم من چقدر خلاف قانون عمل میکردم و تو جاهایی که مطابق قانون بودم چقدر نتایج خوب بوده

    من یه بار که داشتم ازپسرم تعریف میکردم و یه ویژگی خوبشو میگفتم مادر بزرگم بهم گفت هیچ وقت خوبی دو نفر. رو پیش بقیه نگو یکی شوهرت یکی بچه ات و این شد یه باور برای من .

    هروقت خوبی می‌دیم سکوت میکردم وپیش کسی به خیال باطل خودم نمیگفتم و‌فک میکردم این کار درسته و کافی بود یه بدی می‌دیدم اونو آنقدر بلد میکردم که دیگران فک نکنن زندگی من گل و بلبل ،چه‌روزایی بدی برای خودم ساختم بخاطر این باور اشتباه

    یه باور دیگه که توی خانواده ما بود این بود که می‌گفتیم ما دریا هم بریم خشک میشه و همیشه مادرم می‌گفت من خودم شانس نداشتم دخترامم مثل خودمن و ما هر وقت مسافرت می‌رفتیم بهمون خشک نمی‌گذشت و آخر سر مینداختیم گردن شانسمون .

    توجه کردن به نکات مثبت ما رو توی مداری قرار میده که اون اصل از اتفاقات رو تجربه کنیم و دعوت کنیم به زندگیمون

    ازوقتی تصمیم گرفتم تغییر کنم. خیلی سعی میکنم نکات مثبت طرف مقابلم رو ببینم مخصوصا همسرم و خدا رو شکر رفتارش با من آنقدر تغییر کرده که خودمم بعضی وقتا باورم نمیشه

    خدا رو شکر تو روزایی که خیلی احتیاج داشتم به هدایتش ،هدایت ام کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علیرضا نظری78 گفته:
    مدت عضویت: 3203 روز

    به نام خدای وهاب

    دورد و سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته و همه همسفران عزیزم

    روز شمار تحول در ایستگاه نهم

    به فضل الهی در مداری قرار گرفتم که سعی می کنم کمتر راجع به مسائلی که برایم رخ می دهد صحبت کنم، قبلا نه تنها صحبت می کردم بلکه

    حتی گوشی رو برمی داشتم و به دیگران زنگ میزدم و شرح گرفتاری ام رو بیان می کردم ،اما

    دستاوردی نداشتم که هیچ هر روز اتفاقات جدیدی رو هم تجربه می کردم ،

    این خصلت ما انسانها است که دوست داریم در جمع صحبت کنیم آن هم از مشکلات نه از رشدها بلکه از مشکلات ،و مدام به خود میگیم چرا این زنجیره بدشانسی تمومی نداره؟

    غافل از اینکه با کلام خود برای این اتفاقات دعوت نامه فرستاده ایم.

    خدایا کمکم کن با کنترل ذهن و کلامم هر روز تجربه اتغاقات عالی در زندگیم هر روز بیشتر بشه

    خدایا هدایتم کت ، خدایا حمایتم کن ، خدایا حفاظتم کن آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مژگان علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 975 روز

    به نام خداوند مهربان

    با عرص سلام خدمت استاد ارجمند و همه عزیزان

    امروز من در همین جا متعهد میشوم که فقط و فقط در مورد اتفاقات خوب و خبرهای عالی صحبت کنم و حتما در تمام شرایط به هیچ عنوان خبر و اتفاق بد رو نه تنها حرف نزنم بلکه به اش فکر هم نکنم

    من باید آگاهانه اینکارو انجام بدم و حواسم به ورودی هام بع حرف زدنم و حرف شنیدنهایم باشم تا بتونم،خروجی خوب بگیرم

    خدایا ای خالق زیبایی ها چشم های مارو بیناتر کن که زیبایی هایت رو ببینیم و لذت ببریم

    گوش های مارو شنواتر کن و آنچه که باید بشنویم رو بشنویم و دهنمون رو آرام کن و از نجواهای شیطان بع تو پناه می بریم و ازت می خوام در این مسیر خودت کمکمون کنی تا ثابت قدم باشیم آمین یا رب العالمین

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    در پناه حق سلامت و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    سید محمد بنی سعید لنگرودی گفته:
    مدت عضویت: 1170 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانوی گرامی

    چقدر کنترل ذهن سخته!!! هر وقت فایلی رو گوش میدم و آگاهی رو دریافت میکنم هزاران بار بیشتر استاد رو تحسین میکنم. استاد به هر چیزی که رسیدید لیاقتشو داشتید، متعهدانه کار کردید و کنترل ذهنتون رو به دست گرفتید و لایق ترین انسان روی کره زمین برای خوب زندگی کردنید.

    چقدر این فایل احوال منو داشت میگفت. من سال 99 توی تحقیقات محلی برای جذب توی مرکز مشاوران تایید نشدم و دنیا روی سرم خراب شد، نزدیک یکسال جنگیدم و مرتب میرفتم تهران تا ثابت کنم که این تحقیقات درست نبوده، اون موقع تازه داشتم روی خودم کار می کردم و یه جایی فقط بخاطر کل کل گفتم من میرم کانون وکلا امتحان میدم و نشون میدم که این تحقیقات غلطه، خدارو شکر خوندم و قبول شدم.

    ولی نکتش اینه که هر بار برای دیگران از جفایی که بهم شد صحبت میکردم و میخواستم همه بدونن چه بلایی سرم اومده، نمیدونم چرا؟! فقط میخواستم بقیه بدونن که من با این بلایی که سرم آوردن چندسال عقب افتادم.

    حالا میفهمم که چه اشتباهی داشتم می کردم، چه بلای بزرگتری داشتم سر خودم می آوردم.

    حالا فقط به این جنبه ماجرا نگاه میکنم که درسته از اونجا رونده شدم اما اومدم توی کانون وکلا و به آرزوی همیشگیم رسیدم.

    ممنونم‌ از شما استاد عزیز و مریم بانوی گرامی که دریچه های جدیدی در ذهن ما ایجاد می کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مهرداد جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    به نام ایزد منان

    سلام درود خدمت استاد و خانوم شایسته عزیز و همسفران راه سعادت و خوشبختی

    چقدجالب این فایل نشانه من بود امروز و چقدر هدایتی منو به سمت نشانه هدایت کرد خداوند مهربان و یاد آور شد که این قانون خداوند بی نقص و دقیق هست

    داستان از اینجا شروع شد من امروز به طور اتفاقی یه کار فرمای سابقمو دیدم بعد از چند سال آقا بعد از احوال پرسی واین حرفها از ش سوال کردم چه خبر دیگه. این طرف انگار منتظر بود من سوال کنم شروع کرد از بدبختی هاش تعریف کردن که فلان شد بیسار شد سرم کلاه گذاشتن بیچاره شدم این مملکت نیست مردم همه کلاهبردار شدن دزد زیاد شده اینجا دیگه جای زندگی نیست ازاین حرفها آقا من که ازاین قانون خبر داشتم که از کجا آب میخوره این بدبختی هاش هی من موضع عوض میکردم هی میخواستم پیچونم زودتر تمام شده این حرفها آقا این ول کن ماجرا نبود مثل اینکه آنقدر برای اطرافیانش این حرفها زده بود دیگه اونهام خسته شده بودن ازاین حرفهایش. انگار گوش مفت گیر آورده بود هی میخواست درد دل کنه هی ازمن سوال میکرد تو چه خبر من ازم اتفاق های خوبم تعریف میکردم اونم با لبخند ملیحه می‌گفت توهم امروز آمدی مارو افسرده تر کنی . بعد خودش متوجه شد که من زیاد راغب نیستم به شنیدن داستان زندگیش کم کم بعداز یه 40 دقیقه گپ و گفتگو خدا حافظی کردیم من تورا داشتم با خودم در مورد این آدم صحبت میکردم که چقدر بدشانس بود این حرفها که من پیش خودم گفتم ایوال مهرداد خوب درس یاد گرفتی که تو این بادی حرفهای بیخود گرفتار نشدی وگرنه توهم از بدبختی میگفتی ازش حال و احساست بد میشد وپیش خودم گفتم. این است رو خودت کار کردن میان کسیکه می دونه از کلام خودت بر خودت حکم میشود وکسی که خبر نداره از قانون خداوند واین فایل نشانه امروز وای چقدر با اتفاق امروز من یکی بود انگار خداوند به من پاداش داد. گفت مسیرت درسته من باتعهد محکم تر ادامه میدم برای دیدن زیبایی بیشتر و تعریف کردن از زیبایی و اتفاقات خوب ونکات مثبت در زندگیم . موفق موید باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    میترا محسنی گفته:
    مدت عضویت: 597 روز

    سلام بر استاد مهربانم

    واقعا استاد این یک مورد من خودم دیگه مدرک دکتراش گرفته بودم خخخ

    فقط دهن باز میشد که تعریف کنه مشکلات و سختی ها رو یعنی من یادم نمیاد یه دفعه حرف خوبی زده باشم یا بخام یه چیز خوبی تعریف کنم

    وچقدر عالی استاد گفتید که اگر میخایید پیشرفت خودتون مقایسه کنید با قبل خودتون خودتون رو مقایسه کنید و من تو همین یک مورد خدا رو شکر خیلی بهتر شدم یعنی تا حد امکان سعی میکنم زیاد حرف نزنم چون به این نتیجه رسیدم کسی که زیاد حرف میزنه ذهن ناآرام وشلوغ و آشفته ای داره و اگر خاستم حرف بزنم آگاهانه سعی میکنم نکات خوب بگم مثلا ما یک ساله مشغول بنایی هستیم وای خدا میدونه اگر کسی میپرسید خب چه خبر از بنایی ، ساختمونتون به کجا رسید؟

    دیگه من شروع میکردم از بنا وشاگرداش که نمیان اذیت میکنن بد قولن و….همینجوری میگفتم ولی الان کسی میپرسه خیلی آگاهانه میگم خدا رو شکر خوبه همه چیز هم زیاد حرف نمیزنم هم واقعا همه چیز داره خوب پیش میره اون بنای قبلی که بسیار بدقول بود رفت و به جاش یکی دیگه اومده خیلی سریع و تمیز و بی سروصدا داره کارش انجام میده

    بعد من میبینم و از خودم میپرسم آیاواقعا تغییری در بیرون اتفاق افتاد یا من نگاهم رو عوض کردم دست از غر زدن برداشتم و سعی کردم توجه کنم به زیبایی ها و جهان خیلی زود جواب میده این واقعا امیدبخش ترین قسمت دنیاست که وقتی کار کنی رو خودت و از درون عوض بشی جهان واقعا بیرون برات درست میکنه واقعا دستان خداوند جوری به کمکت میان که تعجب میکنی اصلا گره ها باز میشه و من این در جریان ساختن خونه خودم دیدم آدمهای بد قول و ناوارد رفتن خدا کسانی رو فرستاد از طریق یه غریبه که من اصلا فکرمم خطور نمیکرد چقدر کمک کردن چقدر تلاش کردن کارامون زودتر تموم بشه و اینا وقتی اتفاق افتاد که من دست از ناشکری و منفی نگری برداشتم و سعی کردم آگاهانه یه کاری بکنم متفاوت با قبل خودم

    و اینکه خیلی از آدمهای اطرافم هستن که میگن وقتی خدا شانس تقسیم میکرد ما ته صف بودیم به ما هیچی نرسید ما بدشانس ترین آدم روی زمین هستیم و من واقعا زندگی فلاکت بار بعضی آدمها که به قول معروف از درودیوار براشون بلا میباره رو میدیدم میگفتم واقعا راست میگن اینا خیلی داغون وبدشانس هستن اما الان که به لطف خدای مهربان و به لطف استاد عباسمنش عزیزم میفهمم جهان همه انرژی و ما فرکانس هستیم زندگی این ادمها رو با نگاه دیگه میبینم میفهمم اینا شب و روز مینالن با خودشون با بقیه با خدا از همه شاکی ان از خدا از دولت از مردم این قسمت دیگه از خودشون شاکی نیستن چون حس میکنن قربانی هستند و خدا رو شکر اینا برام نمونه واضح عدل الهی هستن که از هر دست به جهان بدی از همون دست میگیری هر جوری به جهان نگاه کنی همون جهان بهت نشون میده مثل یک آیینه

    خدایاشکرت

    چقدر برای این آگاهی ها از شما ممنونم استاد مهربونم

    خدایا شکرت

    الحمد لله کما هواهله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: