اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست و من هیچ هیچ ام ️
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان و دوستان هم فرکانس ام
خداروشکر بابت روز دهم روزشمار زندگی فصل اول
همینجا در حضور خدا و همه شما عزیزان به خودم تعهد میدهم که فقط و فقط بر روی خواسته هایم و اتفاقات مثبت تمرکز کنم ، و بیشتر درمورد آنها حرف بزنم و از ناخواسته ها اعراض کنم. ورودی هایم را فیلتر کنم هر چیزی را نشنونم درموردش صحبت نکنم …
خداروشکر که مدت هاست با همسرم دراین مسیر هستیم و سعی میکنیم که درمورد خواسته هامون صحبت کنیم اگر ناخودآگاه به اتفاقات بد توجه کنیم سریع میگم که از ناخواسته اعراض کن ، روی بگردانید از آنچه دوست ندارید… همین عصری تو خیابون یه ناخواسته دیدم و چند تا جمله گفتم سریع پسرم گفت مامان اعراض کن ..گفتم خداروشکر که پسرم هم این مسئله رو به من گوش زد کرد ..خداروشکر که پسرم هم متوجه این مسائل شده …وقتی باهم درمورد خواسته هامون صحبت میکنیم چقدر حسمون عاالی میشه و لذت میبریم
قبلا اگر مادرم یا پدرم زنگ میزدن چقدر از ناخواسته ها و اتفاقات بد میگفتن و مینالیدند و من هم همراهی شون میکردم، قبلا شده بودم سنگ صبور شنیدن درد و دل های اطرافیانم اما از زمانی که فرکانسم رو بالا بردم پدر و مادرم و اطرافیانم هم تغییر کردن دیگه فقط احوالپرسی میکنن و حس خوب انتقال میدن
خداروهزاران بار شاکرم بابت این لحظه ام که اینجا حضور دارم و این آگاهی ها رو دریافت کردم
ممنون از استاد عزیزم که این آگاهی رو با ما به اشتراک گذاشتن و زیبایی هایی رو که میبینند هم حس خوبش را به ما هم انتقال میدن ..️
دو سه روزی بود که حال و هوای عجیبی داشتم نه خوب بودم و نه بد. انگار معلق بودم بین زمین و آسمان . بین خوب و بد. مبهوت و گیج بودم در حالیکه نمیدونستم مبهوت چی… هدایت شدم به تماشای یک مباحثه بین وین دایر و استر هیکس . دیدم و شنیدم برای ساعت ها و در انتها حالم عوض شده بود . بهتم شده بود بغض. بغضی که هر ان ممکن بود بترکه … بعد چند ساعت رفتم توی اتاق تاریک و تنها نشستم و سکوت کردم.. ذهنم رو خالی کردم و ناگهان بغضم ترکید و اشکم جاری شد همینطور که الان جاریه. مباحثه بین من و منبع آگاهی شروع شد.. من گلایه میکردم که چرا بعضی وقتها هستی و گاهی نیستی.. چرا یه جاهایی دستم رو ول میکنی و من رو به حال خودم میزاری..با تمام وجود احساسم رو تو اون لحظات حس میکردم . مثل بچه ای که مادرش دستش رو ول کرده و سراسیمه دنبال دست مادرش میگرده.و پاسخش این بود که من همیشه هستم و این تویی که من رو رها میکنی. هر وقت که داری لذت میبری من اونجام. هرگاه که داری دنبال چیزهای مورد علاقه ات میگردی من اونجام. هر گاه داری احساس رهایی و قدرت و آزادیت رو تحسین میکنی من اونجام . تا وقتی صدای نجواهای ذهنت رو خاموش کنی من رو میبینی و صدام رو میشنوی . امان از وقتی که روت رو به سمت نجواها بگردونی.. اونوقته که آرام آرام از من فاصله میگیری و گاه آنقدر سرگرم نجواهای ذهنت میشوی که فرسنگ ها فاصله میگیری و هر چه بیشتر فاصله بگیری ترست بیشتر میشود و اضطرابت بیشتر و عجول میشوی..گفتم خوب من همینم همین. پس چی میشه اگه هر وقت دیدی دارم فاصله میگیرم تو پیش قدم بشی.. دستم رو محکم بگیری که نتونم برم.. اونقدر بلند صدام کنی که به خودم بیام؟؟ جواب داد سکوت جایگاه ملاقات من و توست.. تو فقط سکوت کن بقیه اش با من… اونوقت تو میشینی تو فرقون و من میبرمت سیاحت دنیا. به همسفرانت بگو خیالتون راحت هیچ وقت اوضاع اونقدر بد نمیشه که نتونید برگردید.. اشتباهی وجود نداره… من یک فنر به خودم و شما بستم که هر چی بیشتر فاصله بگیرید محکم تر و سریعتر به سمت من برمیگردید.. قانون فنر رو همیشه به یاد داشته باش و با ایمان و خیال راحت زندگی کن.
به نام خدایی که مرا به سادگی و با عزت به اهدافم میرساند.
به صورت کلی میتونیم بگیم که: هر آنچه که میخواهیم در زندگیمون تجربه کنیم، در مورد همون حرف بزنیم، در موردش فکر کنیم، بهش توجه کنیم.
وقتی بهش فکر میکنم صفحه ها مثال میتونم بنویسم از شرایطی که راجع بهش حرف زدم و بعد از مدتی توی زندگیم تجربش کردم که اغلب هم منفی بوده خصوصا تا قبل از سال ۱۳۹۶ که با شما آشنا شدم، نمیگم بعد از اون دیگه این کار رو نکردم ولی خیلی سعی کردم تا به اینجایی که هستم رسیدم، همین حرف نزدن هام، قطع رابطه کردن با دوستی که خیلی دوستش داشتم اما چون همش راجع به روابط شکست خورده و مسائل منفی راجع به روابط حرف میزد قطع رابطه کردم، به وضوح بهم ثابت شد که هرآنچه که با این دوستم در موردش حرف میزدیم در زندگی نزدیک ترین افراد خونوادم اتقاق میفتاد و آسیبش به من هم می رسید که وقتی سال ۹۶ با شما آشنا شدم کم کم رابطم رو با دوستای این شکلی قطع کردم، حتی زنگ میزدن که بیا خونم چرا نمیای؟ میگفتم کار دارم نمیتونم و خوب از دستم ناراحت میشد ولی میگفتم بهاش خیلی سنگینه نمیخوام برم، بذا ناراحت بشه. تا امروز هم روی تصمیمم موندم، یک سال پیش بهم مسیج داد بچم به دنیا اومده یعنی نمیخوای بیای ببینیش، یکم حس بدی گرفتم نسبت به خودم خواستم برم، زنگ زدم حالشو بپرسم دیدم باز پشت تلفن شروع کرد به گفتن از مسائل اطرافیانی که با هم به مشکل خوردن و مشکلاتی که تو رابطشون پیش اومده منم گوش کردم و هیچی نگفتم ولی سعی کردم زود خدافظی کنم، یک یا دو روز بعد مشابه همون مشکل رو توی خانوادم تجربه کردم و به خودم گفتم انتخاب کن، دوستت ناراحت بشه یا خودت زجر بکشی؟ کدومو میخوای، تو آزادی که انتخاب کنی.
و البته انتخاب کردم، گفتم نمیتونم بیام، تمام و دیگه اصلا به هیچ وجه حتی حالش رو هم نپرسیدم.
و توجهم رو از روی اون موضوع برداشتم، هر چقدر هم ذهنم ترسوند منو که الان اینجوری میشه حالا اونجوری میشه فقط گفتم ساکت شو، برو، ممنونم و توجهم رو برداشتم، البته یه جاهایی هم ترسیدم دیگه، اما خیلی سعی کردم ، و هیچی تموم شد به خیر گذشت و اصلا انگار این قضیه وجود نداشته و تمام شد.
تو این کار صد در صد موفق نشدم اما زندگیم با ۵ سال پیش از زمین تا آسمون فرق میکنه. خیلی سعی میکنم هرچی میخوام بگم قبلش بگم فقط اگه بازم ازش میخوای بگو
البته میگم یه جاهایی هم نتونستم دیگه
ولی به اندازه ای که تونستم موفق شدم و مشهوده یعنی میتونم به راحتی متوجه بشم که خودم خلقش کردم و همین باعث میشه دفعه بعد راحت تر زبونم رو کنترل کنم.
خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست.. خداوند هرروز آگاهی های بیشتری برقلب من جاری میکنه..خداروشکر بابت یه فرصت دیگه برای گذاشتن ردپایم درسایت..
باسلام به استاد نازنین ومریم بانوی عزیزم خدایاشکرت چقدر این سفرنامه بابرکت هس چقدر فایلهای خوبی وبرای سفرنامه انتخاب کردید چقدر داریم تو این سفر رشد میکنیم واگاه تر میشیم از مریم جان بینهایت سپاسگزارم بابت این کارهای فوقالعاده ای که برای سایت انجام میدن وهمچنین از استاد نازنینم هم سپاسگزارم که وقت میزارن وباعشق این فایلهارو ضبط میکنن.
روزشمارتحول زندگی من روز دهم (چرابعضی از افراد بدشانس هستند)
استاد این فایل منو یاد داداش خودم انداخت که همیشه خدا میگه من آدم بدشانسی هستم وواقعا هم هس.. یعنی مافکر میکردیم بدشانسه درواقع این خودشه که با کلامش وتمرکز برروی نکات منفی بدشانسی واتفافات عجیب غریب وبه زندگیش دعوت میکنه.. استاد برادرم راننده تریلی هس… اگه توی جاده یه تصادف ببینه اینو واسه هزارنفربااب وتاب تعریف میکنه یادمه یه بار نزدیک محل زندگیشون یه تانکر سوخت منفجر شده بود استاد اینو واسه هزارنفر تعریف میکرد وبرای هر هزارنفر هزاربارتعریف کرده بود هرکس میومد خونشون میبردشون اونجایی که تانکر ترکیده بود ونشونش میداد.. یامثلا پلیس تو مسیر یکیو جریمه میکرد این دیگه واسه همه میگفت یعنی درکل ای داداش ما چیزی غیر تعریف کردن نکات منفی نداره.. هرچی هم بهش میگیم نگو از کلام تو برتو حکم میشود بازم به گوشش نمیره.. استاد تو خونه ما همین بنده خدا داداشم رکورد تصادف وزده یعنی یه جای سالم تو بدنش نیس اما بازم دست بردار نیس وقتی بهش میگیم تو خودت با کلامت این اتفاقات رو خلق میکنی میگه اینا چرت وپرته من کلا آدم بدشانسی هستم.. اصلا یه اتفاق هایی واسش میفته مثلا بابام ماشینشو دست هرکس بده خراب نمیشه اما زیر پای این محاله که خراب نشه وخرج رو دستش نزاره.. اصلا یه اوضاعی هس.. ماالان دیگه قشنگ میفهمیم که به خاطر چی هس اما مادرم اینا که تو این فاز قانون واینا نیستن میگن بچه مون بدشانسه.. مردم چش ندارن نمیزارن بچم سربگیره… یامثلا هرجا میره خاسگاری قبلش میگه یعنی کارم جورمیشه من که فک نمیکنم ودقیقا هم کارش جورنمیشه ویه ایرادی توش درمیارن.. اطرافیانمون هم میگن ای بختشو بستن خخخخخخخخ.. واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که از این جهل ونادونی دراومدیم وگرنه ماهم قبلا مثل همین قوم جاهل بودیم خداروصدهزارمرتبه شکر خدابهمون خیلی لطف داشت که به این مسیر هدایتمون کرد ان شاء الله که خداوند همه رو هدایت کنه به راه راست الهی امین.. استاد عزیز اینم از تجربه من از فایل روز دهم… درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید
چیزی که خیلی زیاد ادم رو به اشتباه میندازه اینه که ما وقتی میگیم عوامل بیزونی در زندگی ما تاثیر گذار نیستند، برداشت اشتباه اینه که خب اهااا پس عوامل بیزونی مثلا تحریم یا فقر یا بیماری یا یا طوفان یا سیل ووو اینا وجوذ ندارد…
نه نه .. کسی نگفت اینا وجود ندارن !!! چون ما توی جهان دو قطبی هستیم ،، چون ماهیت جهان مادی اینه که هم فقر توشه و هم ثروت .. هم بیماری توش هست و هم سلامتی.. هم بالا داریم و هم پایین .. هم خوشبختی توش هست و هم بدبختی ووووووو و ما نمیتونیم فقر و بیماری و تضاد و مشکلات رو از جهان ریشه کن کنیم !!!
بلکه موضوع مهم اینه که من انسان روی هر چی فوکوس کنم یا زوم کنم یا توجه کنم ،، اون رو به زندگیم دعوت میکنم …
و خیلی از ادم ها تصمیم گرفتن روی فقر و مشکلات و بدبختی زوم کنن و بهش توجه کنن و راجبش غر بزنن تا به این ترتیب ادعای روشنفکری کنن و دولت و مملکت و خدا و رهبر و زمانه ووو همه چی رو زیر سوال ببرن و بگن ماااااا خیلی حالیمونه ،، ماشالا علمای دهر در بحث های سیاسی خیلی زیادن خخخخخخ و یه جورایی میخوان جلب توجه کنن دیگه !!
پس یادم باشه به هرچی توجه کنم به سمتش هدایت میشم.. چون قانون جهان اینه که توجه کن و هدایت شو و از احساسم باید بفهمم دارم به چی توجه میکنم !!!
یادم باسه همیسه راجب زیبایی ها صحبت کنم چرا ؟؟ چون با صحبت کردن راجب زیبایی ها حسم خوب میشه..
پی چرا اغلب ادم ها راحب موضوعات منفی و نادلخواه صحبت میکنند ؟؟ چون میخوان خودشون رو قربانی شرایط نشون بدن ،، چون میخوان بگن ما مقصر نیستیم و بعضی ها مقصرن !!!
و این ترفند شیطانه !!! چون خود شیطان هم مسیولیت خطا و اشتباهش رو نپذیرفت !!!
و جالب ترش اینه که شیطان با شیرین کردن گناه و خطا و غیبت و تهمت وووو این چیزا در ذهن تارگتش و مخاطبش اون فرد رو به عمل ناشایست دعوت میکنه و ادما رو دعوت میکنه بیاااا بیاااا بریم دزدی کنیم ،، بیاااا بیااااا بریم تهمت بزنیم و غیبت کنیم و فیلمای جذاب و چرت و پرت نگاه کنیم و ادما رو گول میزنه و گمراهشون میکنه …
ولی این ابلیس خیلی هم فریبکار و خبیثه … چون روز رستاخیز میاد به ادمایی که گولشون زده میگه ،، به من چه ربطی داره ،، میخواستی به حرف من گوش ندی !! خب خدا هم داشت به کار خیر و خوب دعوتت میکرد چرا به حرف من گوش دادی ؟؟ برووووو بروووو که ازت بیزارم خخخخ
ای لاااامصب چقدرررر خبیثه ،، الان دیگه زیر بار نمیره خخخخخخ
بله مواظب باشم گول این شیطان فریبکار رو نخورم و به سمت عمل ناشایست قدم برندارم..
من میتونم از خدا طلب حمایت و کمکم کنم . و هر روز صبح بهش بگم :
خدایا هدایتم کن به راه راست ،، به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی و نه گمراهان و نه غضب شدگان
خب اینم از رد پای من از روز دهم،، خدایا کمکم کن گام رو تا انتها بردارم
باتعریف مشکلات درحال سفارش مشکلات بیشتر به جهان هستی هستید
تمرین این فایل ؛تعهد به سکوت واعراض از ناخواسته”
فقط وفقط از زیباییها نعمات واتفاقات مثبت وانچیزی که دوست داریدومیخواهید سخن بگویید.این یک مکانیزم قدرتمند برای آوردن خواسته به زندگی است .
جهان به توجه شماپاسخ میدهد واتفاقاتی ازجنس مشابه همان توجه راسرراهتان قرارمیدهد.
جهان بیرون آینه تمام نمای گفتگوهای درونی وبیرونی ماست.
زبانت رابه تحسین زیباییها وشکرگزاری عادت بده .جهان راگلستان می یابی که درآن همه چیز به نفع تو رقم میخورد
کلید طلایی برای تجربه یک زندگی رویایی ،بستن دهان برروی نازیبایی ها.گشودن آن تنها برای گشایش زیبایی هاست .از هر چه حرف بزنی باهمان مواردبرخورد میکنی
برای روابط عالی وزندگی سراسر ِلذت وآرام باید آگاهانه انتخاب کنید که تنها راوی زیبای های زندگی خودباشید واجازه ندهید .ذهن شمارابه سمت نشخوارخاطرات بد وباز گو کردن آنها برای جلب توجه دیگران ببرد
چقدر زیبا بود. واقعاً عالی. هم منظره، هم تنوع در فیلمبرداری و هم موضوع مورد بحث.
این نکتهای که استاد اشاره کردند رو من به وضوح در زندگی باهاش برخورد داشتم و دارم. به این صورت که دوستان و اقوامی دارن که عادت به تعریف کردن داستانهایی که براشون اتفاق میافته دارند و نکتهی جالب در مورد این عزیزان این هست که دقیقاً همهشون همون نوع اتفاقاتی رو که همیشه تعریف میکنند جذب میکنند. مثلاً دوستی دارم که همیشه داستانهای جالب و خندهدار تعریف میکنه و همیشه هم داستانهای جدید داره، اتفاقاً چند روز پیش من بهش میگفتم که تو این قدر از این داستانها تعریف میکنی دقیقاً این اتفاقات خندهدار رو جذب میکنی و همیشه داستان برای تعریف کردن داری. یا یکی از بستگان هست که همیشه بدبیاری میاره، به قول خودش میگه ما اگه دریا هم بریم باید با خودمون … ببریم! ایشون هم همیشه داستانهای مختلفی از بدشانسیهای خودش برای تعریف کردن داره.
به هر صورت از استاد عزیز ممنوم که این فایل رایگان رو در سایت قرار دادند.
امیدوارم که تحقیقات استاد نتایج فوقالعادهای به همراه داشته باشه که همهی ما هم از این نتایج بهرهمند بشیم.
برای استاد عباسمنش و خانوادهی محترمشون آروزی سلامتی و موفقیت دارم.
یادمه بعد از اینکه به تضادهای پی در پی بر خوردم و کلا مسیر زندگیم رو عوض کرد(حدودا 7 ماه پیش) با اینکه فکر میکردم الان در مسیری متفاوت هستم و میدونستم که قراره روی دیگه ای از زندگی رو تجربه کنم ، اما تضادها همچنان میومدن به سمتم ، ینی میخوام بگم من تغییر رو حس میکردم توی زندگی و روابط و همه چیم ، و میدونستم که باید تغییر کنم ، چون به تضادهای واضح و زیادی برخورده بودم ، بعد از مدتی که تمرین ستاره قطبی قدم اول دوره ی دوازده قدم رو انجام دادم متوجه شدم که تضادها هی دارن کمتر میشوند ، بیماریم داره با سرعت بیشتری بهبود پیدا میکنه ، روز به روز قوی تر میشوم هم از نظر جسمی و سلامتی ، هم از نظر عدم وابستگی به خیلی چیزا ، و اینقدر همه چی داشت به سمت اون چیزی که دوست داشتم پیش میرفت که برام تقریبا بدیهی شده بود ، اما با دیدن این فایل از استاد عباسمنش ینی روز دهم سفرنامه ، متوجه شدم که اون اوایل که تازه در مسیر موفقیت قرار گرفته بودم زیاد در مورد تضادهایی که باهاشون برخورده بودم با دیگران صحبت میکردم ، و وانمود میکردم که ناراحت و غمگین نیستم از تعریف کردن تضادهام ، اما من اونقدر آماده نشده بودم که بتونم بدون هیچ احساس ناراحتی و خیلی ریلکس مثل استاد از گذشتم برای دیگران بگم و تا زمانیکه اون فرد پیشم بود و داستان رو براش تعریف میکردم خیلی اذیت نمیشدم و راحت بودم با تمام اون چیزایی که برای مخاطبم تعریف میکردم ، اما وقتی تنها میشدم و اون مخاطب من میرفت من میموندم و کلی خاطره ی تلخ !!!!!!! و توی تنهایی هام غمگین میشدم ، حرص میخوردم ، عصبانی میشدم و در کل احساسم بد میشد و این احساس بد تا چند روز اذیتم میکرد ، و من با تعریف کردن شاید بگم نیم ساعت از خاطرات و تضادهایی که بهشون برخورد کرده بودم یه هفته توو کما میرفتم توی تنهایی هام ، باز هم با این وجود خیلی خیییلی خوب پیشرفتم و تغییر کردم توی این بازه 7 هشت ماهه ، اما الان که فکرش رو میکنم به خودم میگم اگر اون تعریف کردن خاطرات تلخ از گذشتت نبود چقدر تغییر میکردی ، با اینکه بعضی وقتا پات روی ترمز بود ببین بازم چقدر تغییر کردی حالا حساب کن پاتو بیشتر از روی ترمز برداری ، این فایل روشنم کرد و مطمینم ، ایمان دارم ، یقین دارم تا چند ماه دیگه چندین برابر تغییر خواهم کرد و خیلی خیلی شرایطم بهتر و عالی تر میشه
خدا رو شکر میکنم که همیشه مسیر رو به طرق مختلف بهم نشون میده ، از طریق استاد عباسمنش ، کامنت های دوستان ، خانم شایسته ، و هزاران راه دیگه …
خدایا شکرت که من رو در مسیر این اگاهی ها قرار دادی
شکرت که اجابت کردی درخواست های منو
خب یکی از واضح ترین درخواست های من این بوده که تغیر بدم اوضاعم رو تغیر بدم خودم رو تغیر بدم زندگیمو اره از بچگی این خواسته من بوده که بهتر بشم بهتر و بهتر و بهتر بخاطر همین هم الان با عزیزانی مثل شما همنشینم کرده خدای عزیزم خب جز شکر نعمت کار دیگه ندارم جز عشق کردن و لذت بردن کار دیگه ای نمیتونم بکنم
جز ارام بودن و ایمان داشتن به نیرویی کمک کننده ته همواره با منه عاشق منه منو دوست داره و کمکم میکنه کار دیگه ای ندارم خدایا شکرت
خب خیلی وقته که دارم سعی میکنم این تمرین رو بهتر و بهتر انجام بدم
تمرین صحبت نکردن راجب موضوعاتی که دوستشون ندارم و دوست ندارم وارد زندگیم بشن .و صحبت کردن راجب موضوعاتی که دوست دارم وارد زندگیم بشن
انصافا الان که این فایلو دیدم خدارو شکر خدارو صد هزار مرتبه شکر دیدیم چقدر موضوعات دلخواهم طی این یک سال بیشتر و برعکس نادلخواه کمتر و انگشت شمار شده اره انگار وقتی تو اهمیت نمیدی و توجه نمیکنی به اون نا دلخواه اون هم راهشو میکشه و میره پی کارش
و معجزات و نعمت های خدا جایگزین اونها میشوند قانون خدا دقیقه و تغیری در ان نیست خدایا لحظه ای من رو به حال خودم رها نکن و همیشه در حال هدایت من به زیبایی های بیشتر باش به نعمت های بیشتر و خلاصه شگفت زده کردن من باش عاشقتم خدا جون
بازم خدارو شکر دیروز تولدم بوده خوشحالم که اینقدر روی خودم کار کردم و در مسیر درست قرار دارم و تا تولد بعدی به امید الله مهربان کلی خبر خوب براتون دارم الهی شکر
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست و من هیچ هیچ ام ️
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان و دوستان هم فرکانس ام
خداروشکر بابت روز دهم روزشمار زندگی فصل اول
همینجا در حضور خدا و همه شما عزیزان به خودم تعهد میدهم که فقط و فقط بر روی خواسته هایم و اتفاقات مثبت تمرکز کنم ، و بیشتر درمورد آنها حرف بزنم و از ناخواسته ها اعراض کنم. ورودی هایم را فیلتر کنم هر چیزی را نشنونم درموردش صحبت نکنم …
خداروشکر که مدت هاست با همسرم دراین مسیر هستیم و سعی میکنیم که درمورد خواسته هامون صحبت کنیم اگر ناخودآگاه به اتفاقات بد توجه کنیم سریع میگم که از ناخواسته اعراض کن ، روی بگردانید از آنچه دوست ندارید… همین عصری تو خیابون یه ناخواسته دیدم و چند تا جمله گفتم سریع پسرم گفت مامان اعراض کن ..گفتم خداروشکر که پسرم هم این مسئله رو به من گوش زد کرد ..خداروشکر که پسرم هم متوجه این مسائل شده …وقتی باهم درمورد خواسته هامون صحبت میکنیم چقدر حسمون عاالی میشه و لذت میبریم
قبلا اگر مادرم یا پدرم زنگ میزدن چقدر از ناخواسته ها و اتفاقات بد میگفتن و مینالیدند و من هم همراهی شون میکردم، قبلا شده بودم سنگ صبور شنیدن درد و دل های اطرافیانم اما از زمانی که فرکانسم رو بالا بردم پدر و مادرم و اطرافیانم هم تغییر کردن دیگه فقط احوالپرسی میکنن و حس خوب انتقال میدن
خداروهزاران بار شاکرم بابت این لحظه ام که اینجا حضور دارم و این آگاهی ها رو دریافت کردم
ممنون از استاد عزیزم که این آگاهی رو با ما به اشتراک گذاشتن و زیبایی هایی رو که میبینند هم حس خوبش را به ما هم انتقال میدن ..️
به نام خدای رحمان و رحیم
دهمین برگ سفرنامه
دو سه روزی بود که حال و هوای عجیبی داشتم نه خوب بودم و نه بد. انگار معلق بودم بین زمین و آسمان . بین خوب و بد. مبهوت و گیج بودم در حالیکه نمیدونستم مبهوت چی… هدایت شدم به تماشای یک مباحثه بین وین دایر و استر هیکس . دیدم و شنیدم برای ساعت ها و در انتها حالم عوض شده بود . بهتم شده بود بغض. بغضی که هر ان ممکن بود بترکه … بعد چند ساعت رفتم توی اتاق تاریک و تنها نشستم و سکوت کردم.. ذهنم رو خالی کردم و ناگهان بغضم ترکید و اشکم جاری شد همینطور که الان جاریه. مباحثه بین من و منبع آگاهی شروع شد.. من گلایه میکردم که چرا بعضی وقتها هستی و گاهی نیستی.. چرا یه جاهایی دستم رو ول میکنی و من رو به حال خودم میزاری..با تمام وجود احساسم رو تو اون لحظات حس میکردم . مثل بچه ای که مادرش دستش رو ول کرده و سراسیمه دنبال دست مادرش میگرده.و پاسخش این بود که من همیشه هستم و این تویی که من رو رها میکنی. هر وقت که داری لذت میبری من اونجام. هرگاه که داری دنبال چیزهای مورد علاقه ات میگردی من اونجام. هر گاه داری احساس رهایی و قدرت و آزادیت رو تحسین میکنی من اونجام . تا وقتی صدای نجواهای ذهنت رو خاموش کنی من رو میبینی و صدام رو میشنوی . امان از وقتی که روت رو به سمت نجواها بگردونی.. اونوقته که آرام آرام از من فاصله میگیری و گاه آنقدر سرگرم نجواهای ذهنت میشوی که فرسنگ ها فاصله میگیری و هر چه بیشتر فاصله بگیری ترست بیشتر میشود و اضطرابت بیشتر و عجول میشوی..گفتم خوب من همینم همین. پس چی میشه اگه هر وقت دیدی دارم فاصله میگیرم تو پیش قدم بشی.. دستم رو محکم بگیری که نتونم برم.. اونقدر بلند صدام کنی که به خودم بیام؟؟ جواب داد سکوت جایگاه ملاقات من و توست.. تو فقط سکوت کن بقیه اش با من… اونوقت تو میشینی تو فرقون و من میبرمت سیاحت دنیا. به همسفرانت بگو خیالتون راحت هیچ وقت اوضاع اونقدر بد نمیشه که نتونید برگردید.. اشتباهی وجود نداره… من یک فنر به خودم و شما بستم که هر چی بیشتر فاصله بگیرید محکم تر و سریعتر به سمت من برمیگردید.. قانون فنر رو همیشه به یاد داشته باش و با ایمان و خیال راحت زندگی کن.
عاشقتونم اونقدری که در تصور و تخیلتون نمیگنجه
دوست خوبم…
چقدر این عشق بازی بین شما و پروردگار بهم حس خوبی داد.
چقدر زیباست که خدا همیشه در لحظه س و هر چقدر زیبایی اون لحظه رو درک کنی خداوند درودر وجودت بهتر لمس میکنی..
خداوند لمس و درک زیباییه ..
خداوند یه جریان جاریه در زمان حال..
هر نفس با ماست …در درون ماست ..
ترکمون نمیکنه وهمیشه حمایتگرمونه…
خدایا شکرت…مرسی که هستی.
عالی بود دوس عزیزم تحسینت میکنم خیلی حس آرامش و اطمینان قلبی تو حرفات بود که بهم منتقل شد
به نام خدایی که مرا به سادگی و با عزت به اهدافم میرساند.
به صورت کلی میتونیم بگیم که: هر آنچه که میخواهیم در زندگیمون تجربه کنیم، در مورد همون حرف بزنیم، در موردش فکر کنیم، بهش توجه کنیم.
وقتی بهش فکر میکنم صفحه ها مثال میتونم بنویسم از شرایطی که راجع بهش حرف زدم و بعد از مدتی توی زندگیم تجربش کردم که اغلب هم منفی بوده خصوصا تا قبل از سال ۱۳۹۶ که با شما آشنا شدم، نمیگم بعد از اون دیگه این کار رو نکردم ولی خیلی سعی کردم تا به اینجایی که هستم رسیدم، همین حرف نزدن هام، قطع رابطه کردن با دوستی که خیلی دوستش داشتم اما چون همش راجع به روابط شکست خورده و مسائل منفی راجع به روابط حرف میزد قطع رابطه کردم، به وضوح بهم ثابت شد که هرآنچه که با این دوستم در موردش حرف میزدیم در زندگی نزدیک ترین افراد خونوادم اتقاق میفتاد و آسیبش به من هم می رسید که وقتی سال ۹۶ با شما آشنا شدم کم کم رابطم رو با دوستای این شکلی قطع کردم، حتی زنگ میزدن که بیا خونم چرا نمیای؟ میگفتم کار دارم نمیتونم و خوب از دستم ناراحت میشد ولی میگفتم بهاش خیلی سنگینه نمیخوام برم، بذا ناراحت بشه. تا امروز هم روی تصمیمم موندم، یک سال پیش بهم مسیج داد بچم به دنیا اومده یعنی نمیخوای بیای ببینیش، یکم حس بدی گرفتم نسبت به خودم خواستم برم، زنگ زدم حالشو بپرسم دیدم باز پشت تلفن شروع کرد به گفتن از مسائل اطرافیانی که با هم به مشکل خوردن و مشکلاتی که تو رابطشون پیش اومده منم گوش کردم و هیچی نگفتم ولی سعی کردم زود خدافظی کنم، یک یا دو روز بعد مشابه همون مشکل رو توی خانوادم تجربه کردم و به خودم گفتم انتخاب کن، دوستت ناراحت بشه یا خودت زجر بکشی؟ کدومو میخوای، تو آزادی که انتخاب کنی.
و البته انتخاب کردم، گفتم نمیتونم بیام، تمام و دیگه اصلا به هیچ وجه حتی حالش رو هم نپرسیدم.
و توجهم رو از روی اون موضوع برداشتم، هر چقدر هم ذهنم ترسوند منو که الان اینجوری میشه حالا اونجوری میشه فقط گفتم ساکت شو، برو، ممنونم و توجهم رو برداشتم، البته یه جاهایی هم ترسیدم دیگه، اما خیلی سعی کردم ، و هیچی تموم شد به خیر گذشت و اصلا انگار این قضیه وجود نداشته و تمام شد.
تو این کار صد در صد موفق نشدم اما زندگیم با ۵ سال پیش از زمین تا آسمون فرق میکنه. خیلی سعی میکنم هرچی میخوام بگم قبلش بگم فقط اگه بازم ازش میخوای بگو
البته میگم یه جاهایی هم نتونستم دیگه
ولی به اندازه ای که تونستم موفق شدم و مشهوده یعنی میتونم به راحتی متوجه بشم که خودم خلقش کردم و همین باعث میشه دفعه بعد راحت تر زبونم رو کنترل کنم.
سلام
یکی از ایرادات شخصیتی من همین صحبت کردن راجب منفی هاست
غر زدنه
غیبت کردنه
و بازتابش سریع در جسمم رخ میده
یعنی سالها من کمرم همش حس گرفتگی داشت!
یکی باید فقط کمرم رو مالش میداد
همش خستگی جسمی! بدون حتی ذره ای کار فیزیکی ها
فقط بخاطر این فرکانس منفی بود
از وقتی سعی میکنم کمتر غر بزنم
درد کمرم رفت کلا!
ولی خیلی این پاشنه آشیله
تا حواسم پرت میشه میبینم دارم غیبت میکنم پشت سر همکار قبلیم
تو ذهنم دارم به رابطه قبلیم دری وری میگم
دارم غر میزنم برای بقیه …
اره احساس قربانی شدن بخاطر کمبود عزت نفسه
بخاطر حس دلسوزی گرفتن از بقیست!
بزرگترین باری که اینکار رو نکردم وقتی بود که یک ساعت و نیم میرفتم دانشگاه
دو بار اتوبوس
کلی پیاده روی(30 دقیقه سربالایی) – فقط یک طرف مسیر
دو بار مترو
هر بار مترو 20 ایستگاه
هر بار مترو دو بار خط عوض کردن
و هزاران دردسر دیگه
وقتی سعی کردم زیپ دهنم رو بکشم
وقتی ساکت شدم و شروع کردم به فایل گوش دادن
خدا یه هدیه بزرگ بهم داد
یه ماشین صفر کیلومتر مشتی
دوستی که کل راه با هم غر میزدیم کلا خودش رفت
و کلی اتفاقات دیگه
ریشه این رفتار از آیات اعراض میتونه باشه
که خدا میگه اعراض کن
یا جاهایی که توی قران از بهشت صحبت میشه یکی از ویژگی ها اینه که اونجا سخن لغو گفته نمیشه!
فقط با گفتن منفی ها به خودم ظلم میکنم
و کار رو برای خودم سخت تر میکنم
اتفاقی که میافته اینه وقتی راجب منفی ها سعی میکنی صحبت نکنی هم کمتر یادت میاد هم کمتر رخ میدن
حتی یک بار با یه آدم راجب رابطه عاطفیم و اون اتفاقات بد صحبت نکردم یکبار پشت سر بنده خدا بد نگفتم
اگر صحبتی شده ویژگی مثبتش بوده که اونم از تعداد انگشتان دست کمتر بوده
کلا این مورد خیلی مهمه و باید جدی بگیرم حسابی!
به امید روزهایی در بهشت برین
در گروه مقربان الهی باشیم
خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست.. خداوند هرروز آگاهی های بیشتری برقلب من جاری میکنه..خداروشکر بابت یه فرصت دیگه برای گذاشتن ردپایم درسایت..
باسلام به استاد نازنین ومریم بانوی عزیزم خدایاشکرت چقدر این سفرنامه بابرکت هس چقدر فایلهای خوبی وبرای سفرنامه انتخاب کردید چقدر داریم تو این سفر رشد میکنیم واگاه تر میشیم از مریم جان بینهایت سپاسگزارم بابت این کارهای فوقالعاده ای که برای سایت انجام میدن وهمچنین از استاد نازنینم هم سپاسگزارم که وقت میزارن وباعشق این فایلهارو ضبط میکنن.
روزشمارتحول زندگی من روز دهم (چرابعضی از افراد بدشانس هستند)
استاد این فایل منو یاد داداش خودم انداخت که همیشه خدا میگه من آدم بدشانسی هستم وواقعا هم هس.. یعنی مافکر میکردیم بدشانسه درواقع این خودشه که با کلامش وتمرکز برروی نکات منفی بدشانسی واتفافات عجیب غریب وبه زندگیش دعوت میکنه.. استاد برادرم راننده تریلی هس… اگه توی جاده یه تصادف ببینه اینو واسه هزارنفربااب وتاب تعریف میکنه یادمه یه بار نزدیک محل زندگیشون یه تانکر سوخت منفجر شده بود استاد اینو واسه هزارنفر تعریف میکرد وبرای هر هزارنفر هزاربارتعریف کرده بود هرکس میومد خونشون میبردشون اونجایی که تانکر ترکیده بود ونشونش میداد.. یامثلا پلیس تو مسیر یکیو جریمه میکرد این دیگه واسه همه میگفت یعنی درکل ای داداش ما چیزی غیر تعریف کردن نکات منفی نداره.. هرچی هم بهش میگیم نگو از کلام تو برتو حکم میشود بازم به گوشش نمیره.. استاد تو خونه ما همین بنده خدا داداشم رکورد تصادف وزده یعنی یه جای سالم تو بدنش نیس اما بازم دست بردار نیس وقتی بهش میگیم تو خودت با کلامت این اتفاقات رو خلق میکنی میگه اینا چرت وپرته من کلا آدم بدشانسی هستم.. اصلا یه اتفاق هایی واسش میفته مثلا بابام ماشینشو دست هرکس بده خراب نمیشه اما زیر پای این محاله که خراب نشه وخرج رو دستش نزاره.. اصلا یه اوضاعی هس.. ماالان دیگه قشنگ میفهمیم که به خاطر چی هس اما مادرم اینا که تو این فاز قانون واینا نیستن میگن بچه مون بدشانسه.. مردم چش ندارن نمیزارن بچم سربگیره… یامثلا هرجا میره خاسگاری قبلش میگه یعنی کارم جورمیشه من که فک نمیکنم ودقیقا هم کارش جورنمیشه ویه ایرادی توش درمیارن.. اطرافیانمون هم میگن ای بختشو بستن خخخخخخخخ.. واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که از این جهل ونادونی دراومدیم وگرنه ماهم قبلا مثل همین قوم جاهل بودیم خداروصدهزارمرتبه شکر خدابهمون خیلی لطف داشت که به این مسیر هدایتمون کرد ان شاء الله که خداوند همه رو هدایت کنه به راه راست الهی امین.. استاد عزیز اینم از تجربه من از فایل روز دهم… درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید
به نام خدای مهربان
سلام و احترام
روز دهم / چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟
چیزی که خیلی زیاد ادم رو به اشتباه میندازه اینه که ما وقتی میگیم عوامل بیزونی در زندگی ما تاثیر گذار نیستند، برداشت اشتباه اینه که خب اهااا پس عوامل بیزونی مثلا تحریم یا فقر یا بیماری یا یا طوفان یا سیل ووو اینا وجوذ ندارد…
نه نه .. کسی نگفت اینا وجود ندارن !!! چون ما توی جهان دو قطبی هستیم ،، چون ماهیت جهان مادی اینه که هم فقر توشه و هم ثروت .. هم بیماری توش هست و هم سلامتی.. هم بالا داریم و هم پایین .. هم خوشبختی توش هست و هم بدبختی ووووووو و ما نمیتونیم فقر و بیماری و تضاد و مشکلات رو از جهان ریشه کن کنیم !!!
بلکه موضوع مهم اینه که من انسان روی هر چی فوکوس کنم یا زوم کنم یا توجه کنم ،، اون رو به زندگیم دعوت میکنم …
و خیلی از ادم ها تصمیم گرفتن روی فقر و مشکلات و بدبختی زوم کنن و بهش توجه کنن و راجبش غر بزنن تا به این ترتیب ادعای روشنفکری کنن و دولت و مملکت و خدا و رهبر و زمانه ووو همه چی رو زیر سوال ببرن و بگن ماااااا خیلی حالیمونه ،، ماشالا علمای دهر در بحث های سیاسی خیلی زیادن خخخخخخ و یه جورایی میخوان جلب توجه کنن دیگه !!
پس یادم باشه به هرچی توجه کنم به سمتش هدایت میشم.. چون قانون جهان اینه که توجه کن و هدایت شو و از احساسم باید بفهمم دارم به چی توجه میکنم !!!
یادم باسه همیسه راجب زیبایی ها صحبت کنم چرا ؟؟ چون با صحبت کردن راجب زیبایی ها حسم خوب میشه..
پی چرا اغلب ادم ها راحب موضوعات منفی و نادلخواه صحبت میکنند ؟؟ چون میخوان خودشون رو قربانی شرایط نشون بدن ،، چون میخوان بگن ما مقصر نیستیم و بعضی ها مقصرن !!!
و این ترفند شیطانه !!! چون خود شیطان هم مسیولیت خطا و اشتباهش رو نپذیرفت !!!
و جالب ترش اینه که شیطان با شیرین کردن گناه و خطا و غیبت و تهمت وووو این چیزا در ذهن تارگتش و مخاطبش اون فرد رو به عمل ناشایست دعوت میکنه و ادما رو دعوت میکنه بیاااا بیاااا بریم دزدی کنیم ،، بیاااا بیااااا بریم تهمت بزنیم و غیبت کنیم و فیلمای جذاب و چرت و پرت نگاه کنیم و ادما رو گول میزنه و گمراهشون میکنه …
ولی این ابلیس خیلی هم فریبکار و خبیثه … چون روز رستاخیز میاد به ادمایی که گولشون زده میگه ،، به من چه ربطی داره ،، میخواستی به حرف من گوش ندی !! خب خدا هم داشت به کار خیر و خوب دعوتت میکرد چرا به حرف من گوش دادی ؟؟ برووووو بروووو که ازت بیزارم خخخخ
ای لاااامصب چقدرررر خبیثه ،، الان دیگه زیر بار نمیره خخخخخخ
بله مواظب باشم گول این شیطان فریبکار رو نخورم و به سمت عمل ناشایست قدم برندارم..
من میتونم از خدا طلب حمایت و کمکم کنم . و هر روز صبح بهش بگم :
خدایا هدایتم کن به راه راست ،، به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی و نه گمراهان و نه غضب شدگان
خب اینم از رد پای من از روز دهم،، خدایا کمکم کن گام رو تا انتها بردارم
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشاینده ومهربان
سلام استاد عزیز
آگاهی این فایل ؛
رابطه کلام باخلق سرنوشت
باتعریف مشکلات درحال سفارش مشکلات بیشتر به جهان هستی هستید
تمرین این فایل ؛تعهد به سکوت واعراض از ناخواسته”
فقط وفقط از زیباییها نعمات واتفاقات مثبت وانچیزی که دوست داریدومیخواهید سخن بگویید.این یک مکانیزم قدرتمند برای آوردن خواسته به زندگی است .
جهان به توجه شماپاسخ میدهد واتفاقاتی ازجنس مشابه همان توجه راسرراهتان قرارمیدهد.
جهان بیرون آینه تمام نمای گفتگوهای درونی وبیرونی ماست.
زبانت رابه تحسین زیباییها وشکرگزاری عادت بده .جهان راگلستان می یابی که درآن همه چیز به نفع تو رقم میخورد
کلید طلایی برای تجربه یک زندگی رویایی ،بستن دهان برروی نازیبایی ها.گشودن آن تنها برای گشایش زیبایی هاست .از هر چه حرف بزنی باهمان مواردبرخورد میکنی
برای روابط عالی وزندگی سراسر ِلذت وآرام باید آگاهانه انتخاب کنید که تنها راوی زیبای های زندگی خودباشید واجازه ندهید .ذهن شمارابه سمت نشخوارخاطرات بد وباز گو کردن آنها برای جلب توجه دیگران ببرد
بنابراین مراقب کلاممان وکانون توجهمان باشیم .
سلام
چقدر زیبا بود. واقعاً عالی. هم منظره، هم تنوع در فیلمبرداری و هم موضوع مورد بحث.
این نکتهای که استاد اشاره کردند رو من به وضوح در زندگی باهاش برخورد داشتم و دارم. به این صورت که دوستان و اقوامی دارن که عادت به تعریف کردن داستانهایی که براشون اتفاق میافته دارند و نکتهی جالب در مورد این عزیزان این هست که دقیقاً همهشون همون نوع اتفاقاتی رو که همیشه تعریف میکنند جذب میکنند. مثلاً دوستی دارم که همیشه داستانهای جالب و خندهدار تعریف میکنه و همیشه هم داستانهای جدید داره، اتفاقاً چند روز پیش من بهش میگفتم که تو این قدر از این داستانها تعریف میکنی دقیقاً این اتفاقات خندهدار رو جذب میکنی و همیشه داستان برای تعریف کردن داری. یا یکی از بستگان هست که همیشه بدبیاری میاره، به قول خودش میگه ما اگه دریا هم بریم باید با خودمون … ببریم! ایشون هم همیشه داستانهای مختلفی از بدشانسیهای خودش برای تعریف کردن داره.
به هر صورت از استاد عزیز ممنوم که این فایل رایگان رو در سایت قرار دادند.
امیدوارم که تحقیقات استاد نتایج فوقالعادهای به همراه داشته باشه که همهی ما هم از این نتایج بهرهمند بشیم.
برای استاد عباسمنش و خانوادهی محترمشون آروزی سلامتی و موفقیت دارم.
ممنون
روز دهم سفرنامه
سلام دوستان
یادمه بعد از اینکه به تضادهای پی در پی بر خوردم و کلا مسیر زندگیم رو عوض کرد(حدودا 7 ماه پیش) با اینکه فکر میکردم الان در مسیری متفاوت هستم و میدونستم که قراره روی دیگه ای از زندگی رو تجربه کنم ، اما تضادها همچنان میومدن به سمتم ، ینی میخوام بگم من تغییر رو حس میکردم توی زندگی و روابط و همه چیم ، و میدونستم که باید تغییر کنم ، چون به تضادهای واضح و زیادی برخورده بودم ، بعد از مدتی که تمرین ستاره قطبی قدم اول دوره ی دوازده قدم رو انجام دادم متوجه شدم که تضادها هی دارن کمتر میشوند ، بیماریم داره با سرعت بیشتری بهبود پیدا میکنه ، روز به روز قوی تر میشوم هم از نظر جسمی و سلامتی ، هم از نظر عدم وابستگی به خیلی چیزا ، و اینقدر همه چی داشت به سمت اون چیزی که دوست داشتم پیش میرفت که برام تقریبا بدیهی شده بود ، اما با دیدن این فایل از استاد عباسمنش ینی روز دهم سفرنامه ، متوجه شدم که اون اوایل که تازه در مسیر موفقیت قرار گرفته بودم زیاد در مورد تضادهایی که باهاشون برخورده بودم با دیگران صحبت میکردم ، و وانمود میکردم که ناراحت و غمگین نیستم از تعریف کردن تضادهام ، اما من اونقدر آماده نشده بودم که بتونم بدون هیچ احساس ناراحتی و خیلی ریلکس مثل استاد از گذشتم برای دیگران بگم و تا زمانیکه اون فرد پیشم بود و داستان رو براش تعریف میکردم خیلی اذیت نمیشدم و راحت بودم با تمام اون چیزایی که برای مخاطبم تعریف میکردم ، اما وقتی تنها میشدم و اون مخاطب من میرفت من میموندم و کلی خاطره ی تلخ !!!!!!! و توی تنهایی هام غمگین میشدم ، حرص میخوردم ، عصبانی میشدم و در کل احساسم بد میشد و این احساس بد تا چند روز اذیتم میکرد ، و من با تعریف کردن شاید بگم نیم ساعت از خاطرات و تضادهایی که بهشون برخورد کرده بودم یه هفته توو کما میرفتم توی تنهایی هام ، باز هم با این وجود خیلی خیییلی خوب پیشرفتم و تغییر کردم توی این بازه 7 هشت ماهه ، اما الان که فکرش رو میکنم به خودم میگم اگر اون تعریف کردن خاطرات تلخ از گذشتت نبود چقدر تغییر میکردی ، با اینکه بعضی وقتا پات روی ترمز بود ببین بازم چقدر تغییر کردی حالا حساب کن پاتو بیشتر از روی ترمز برداری ، این فایل روشنم کرد و مطمینم ، ایمان دارم ، یقین دارم تا چند ماه دیگه چندین برابر تغییر خواهم کرد و خیلی خیلی شرایطم بهتر و عالی تر میشه
خدا رو شکر میکنم که همیشه مسیر رو به طرق مختلف بهم نشون میده ، از طریق استاد عباسمنش ، کامنت های دوستان ، خانم شایسته ، و هزاران راه دیگه …
دوستتون دارم مواظب فرکانسهای خوبتون باشید…
به نام خداوند هدایت گر و مهربانم
خدایا شکرت که من رو در مسیر این اگاهی ها قرار دادی
شکرت که اجابت کردی درخواست های منو
خب یکی از واضح ترین درخواست های من این بوده که تغیر بدم اوضاعم رو تغیر بدم خودم رو تغیر بدم زندگیمو اره از بچگی این خواسته من بوده که بهتر بشم بهتر و بهتر و بهتر بخاطر همین هم الان با عزیزانی مثل شما همنشینم کرده خدای عزیزم خب جز شکر نعمت کار دیگه ندارم جز عشق کردن و لذت بردن کار دیگه ای نمیتونم بکنم
جز ارام بودن و ایمان داشتن به نیرویی کمک کننده ته همواره با منه عاشق منه منو دوست داره و کمکم میکنه کار دیگه ای ندارم خدایا شکرت
خب خیلی وقته که دارم سعی میکنم این تمرین رو بهتر و بهتر انجام بدم
تمرین صحبت نکردن راجب موضوعاتی که دوستشون ندارم و دوست ندارم وارد زندگیم بشن .و صحبت کردن راجب موضوعاتی که دوست دارم وارد زندگیم بشن
انصافا الان که این فایلو دیدم خدارو شکر خدارو صد هزار مرتبه شکر دیدیم چقدر موضوعات دلخواهم طی این یک سال بیشتر و برعکس نادلخواه کمتر و انگشت شمار شده اره انگار وقتی تو اهمیت نمیدی و توجه نمیکنی به اون نا دلخواه اون هم راهشو میکشه و میره پی کارش
و معجزات و نعمت های خدا جایگزین اونها میشوند قانون خدا دقیقه و تغیری در ان نیست خدایا لحظه ای من رو به حال خودم رها نکن و همیشه در حال هدایت من به زیبایی های بیشتر باش به نعمت های بیشتر و خلاصه شگفت زده کردن من باش عاشقتم خدا جون
بازم خدارو شکر دیروز تولدم بوده خوشحالم که اینقدر روی خودم کار کردم و در مسیر درست قرار دارم و تا تولد بعدی به امید الله مهربان کلی خبر خوب براتون دارم الهی شکر
استاد عزیز ممنون بابت صحبت های درجه یکت
خانم شایسته ممنون بابت زحماتت
دوستان گلم مرسی بابت حضورتون
خدایا شکرت بابت این همه نعمت