اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من به دلیل اینکه تازه شروع کردم به سفرنامهی زیبا،روزی سه یا چهار فایل میبینم و میخونم
مریم بانو گفت که همین کار به ظاهر ساده ببین چه درهایی رو باز میکنه برای من،چون تمرکز رو بیشتر میبره توی زیبایی ها و گفتگو ها و فایل های سازنده،به همین دلیل خداااااااااااایا،گشایش در کسب و کار،توی همین دو روز دو تا کار گرفتم،
خدای مهربونم،به بزرگیت قسم میدم تو رو کمکم کن مسیر رو مدام ادامه بدم،یادم نره چی شد،یادم نره به چه شکل این نعمت ها داره وارد زندگیم میشه
خدایا هر رور میخوام از این اتفاقات زیبا،
هر روز برام شرایط رو بهتر کن
خدای مهربونم،من از این طرف تمرکزم روی زیبایی ها و توکل به توست،تو هم از اون طرف چپه چپه بده به من،که من لااااااایق بهترین هام،من لیاقت ثروتمند شدن رو دارم
سلام ب استاد پرچمدار یکتاپرستی و بانویشان و دوستان گرامی
من تصمیم گرفته بودم دیگر از نکات منفی و مشکلاتم نه بگم و نه بگذارم دیگران برایم بگویند اماااا این فایل مرا متعهد کرد که حتما ریشه ای رویش کارکنم و تمرکز ..که خودم یکی از این دسته از آدم ها بودم که خودم را بدشانس و گرفتار میدانستم و با
احساس قربانی بودن و احساس جلب توجه و گرفتن ترحم از دیگران همیشه از مشکلاتم صحبت میکردم
این باور اشتباه ..اخلاق نادرستم را ریشه ای حل کنم.من همیشه آه و ناله م بلند بود و همیشه در مسافرتهام یا مریض
میشدم یا ماشین پنچر بود و خراب.
همسرم هم خودش بدشانس می دانست و بالاخره دست ب دست هم دادیم خانه خود را کردیم خراب(خخخخ)
همیشه بیماری و تنگ دستی..بیماری خطرناک پسرم امااا پربرکتش…تضادها …و هدایت خواستن از خدا
خیلی از ادمها مسائل مشکلاتی پیش میاد میان برای افراد دیگه تعریف میکنن
وقتی اتفاقات عجیب غریب رفتیم فلان بلا سرمون امد دستگیرمون کردن بهمون تهمت زدن و یه جورایی دوست دارید مشکلات برای بقیه تعریف کنید در مداری قرار میگیرید که اون اتفاقات جذب میکنید یعنی دوست دارید یه سریع اتفاقات عجیب غریب افتاد وقتی برنامتون اینه اتفاقات بد هی مرور میکنید برای بقیه تعریف میکنید در واقع به جهان هستی درخواست میکنید از این جمله اتفاقات براتون بیشتر بی افته
اما تمرکز کنید تعریف کردن اتفاقات خوب خودمون متعهد کنید اتفاقات خوبی افتاده برای بقیه تعریف کنم درباره اتفاقات بد صحبت نکنم وقتی دوست داره راجب یک موضوعی صحبت کنه یه جورایی داره جذبش کنه وقتی دوست داره درباره مشکلاتش چه تو خانواده چه با دوستاش یه جورایی یه حرفی برا گفتن داشته باشه یعنی یه سریع اتفاق براش رخ بده که حرف داشته باشه اما انسان تمرکز کنه رو مسائلی صحبت کنه که مثبت راجب چیزهای منفی صحبت نکنه
نکته مشترک ادمهای بد شانس اینه میان راجب موضوعاتی عجیب غریبی که براشون اتفاق میافته صحبت میکنن یه جمعی پیدا کنن میگمثن اره ما رفتیم فلان جا فلان بلا سرمون امد
باید بیشتر مراقب باشیم بیشتر راجب اتفاقات خوب صحبت کنیم و خودمون متعهد کنیم تو سفر مشکلاتی پیش میاد تحت هیچ عنوان صحبت نکنیم مطمعنا در شرایطی قرار میگیریم که اتفاقات خوبی تجربه می کنیم
سپاسگزارم ازتون
اینجانب فاطمه شاکری متعهد میشوم از همین دقیقه 14:38 روز 14 اذر 1402 راجب موضوعات منفی هیچ صحبت نکنم و تمام تمرکزم رو اتفاقات مثبت باشه و راجب اتفاقات مثبت زندگیم صحبت کنم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
وسپاسگزارم از استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدن
و سپاسگزارم از خودم که متعهدانه پای بهبود دائمی خودم ایستادم و هرروز از آگاهی های این سایت نوش جان میکنم و ورودی های مناسب به ذهنم میدم و باورهای قدرتمند کننده میسازم و نتایج فوقالعادشو تو زندگیم میبینم و هرروز سطح کیفی زندگیم بالاتر میره
وسپاسگزارم از دوستان عزیزم که در این مسیر دراین سایت همراهم هستند ،انرژی خوبشون بهم میرسه .
تو این فایل ارزشمند بهم یادآوری شد که بیشتر از قبل مراقب زبونم و گفتارم باشم و راجب ناخواسته هام صحبت نکنم چون اثر منفیش خیلی خیلی بیشتر از لذتِ آنیِ تعریف کردنشه
و تمرکزم بر خواسته ها م،زیبایی های اطرافم و تحسین کردنشون و هرآنچه که حالمو بهتر میکنه باشه
چون اینجوری باخودم بیشتر درصلح قرار میگیرم ودرامتدادش مهمترین رابطهی زندگیم که رابطه با الله مهربان هست ،مستحکم تر میشه و من اینجوری به شیوه ی قوانین زندگی میکنم و هم زمان که حالم خوبه و سپاسگزاری هام بیشتر میشه نعمت ها به سمتم سرازیر میشن چون توجه به هرسمتو سویی برود نتایج نیز به همان سمت و سو خواهند رفت و دریک کلام نتیجه طبیعی این رابطه، هدایت شدن به سمت نعمتها و برکتهاست.
سپاسگزارم از استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی های توحیدی رو دراختیارمون قرارمیدن تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
برگی دیگر از سفرنامه با موضوع افراد بد شانس و توجه ب ناخواسته ها
بنده واضح ترین مثالی ک در این زمینه در زندگی دارم خاله خودم است،این بشر کلا عکس قوانین کیهانی است?(البته ناگفته هم نماند ک افرادی از این قبیل در اطرافم زیاده?)
با کلامش و گفتارش و حرفها و خاطراتی ک بیان میکند زندگی را ب جهنمی واقعی برای خودش تبدیل کرده،حالا ک فکر میکنم این آدم خیلی مشتاق است ک خودش را قربانی معرفی کند و دل همه برایش بسوزد و اینگونه در زندگی بد بیاری پشت بدبیاری برای خودش و پسرانش درست کرده.البته دخترانش خیلی از حرفهایش تاثیر نمیگیرند،خلاصه بنده شخصا اگر قدرت فتوا داشتم هم صحبت شدن با او را حرام اعلام میکردم???
هر چند این فتوا رو برای خودم اجرا میکنم و تا میتونم سعی میکنم تا گوشم رو از ورودی های ناپاک این بزرگوار در امان بدارم چون من شاگرد استاد عباس منش عزیزم هستم.
ب شاگردیت افتخار میکنم استاد و با تمام توانم ردپاهایت را در مسیر قله دنبال میکنم ارادتمندت لیلا
اصل مطلب: در مورد هرچیزی که نمیخواهیش حرف نزن. فکرم نکن بهش.
بار اول که این فایلو شنیدم گفتم خب، خداروشکر اینو میدونم. بعد فکر کردم دیدم شاید بدونمش اما کامل انجامش نمیدم. بعد یادم افتاد در مورد چه چیزا که دوست ندارم حرف میزنم. میخاستم بنویسمشون اینجا بعد گفتم بذا در مورد چیزایی که دوست دارم حرف بزنم الان: مثلا وقتایی که هوا گرمه، و یکمی ابری یعنی آفتاب میره میاد. یا هوای بارونی وقتی داخل خونه هستم رو خیلی دوست دارم، مثلا باد بوزه هوام گرم باشه اما ابری، پنجره رو باز بذارم و دراز بکشم از رقص پرده توری لذت ببرم. خیلی دریا وموج رو در شب دوست دارم.
دیروز رفتیم اسکی. قبل رفتن اصلا نمیخاستم برم. اما فقط بخاطر تمرین این جلسه زاویه دیدمو عوض کردم:
“برای امروز، آگاهانه کانون توجهات را تحلیل کن و درباره بخشی از آن بنویس و آن را به خاطر بسپار که به تو احساس بهتری بخشید. این راهکار خوششانس شدن است!”
و نتیجهاش شد لذت بردن و حس غرور. من تو تبریز بزرگ شدم و هیچ سابقه اسکی و بازی روی یخ اینارو نداشتم. اینجا تو سوئیس، بزرگترین تفریحشون اسکیه. وقتی من رسیدم اینجا، همسرم اولین چیزایی که برام خرید وسایل اسکی بود. پارسال تجربه خوبی نداشتم از اسکی. یعنی مدام خودمو با بقیه مقایسه میکردم و نا امید میشدم از یاد گرفتن و خجالتم میکشیدم که با 30 سال سن بلد نیستم و بچه کوچولو ها که من جای مادرشون بودم مثل برق از کنارم رد میشن. خلاصه روی اینا تمرکز نکنیم. دیروز با تکیه به این تجربه نمیخاستم برم و تقریبا به همسرم اصرار میکردم که نریم. اما بعد که دیدم اون راضی نمیشه. خودم از موضع قدرت به موضوع نگا کردم و استاد عباسمنش تو گوشم گفت، حاشیه امنت رو رها کن هر روز یه قدم برای هدفت بردار. و من تصمیم گرفتم برم، نه از موضع قربانی بودن که همسرم زور میگه و فلان … بلکه از این موضع که میرم تا از حاشیه امن بیرون بیام که پا روی ترسام بذارم و تمرین میکنم و یاد میگیرم که خجالت نکشم که خودمو همینجوری دوست داشته باشم. و خواهرم عطیه، بهم گفت به چیزی جز لذت بردن فکر نکن.
خلاصه رفتیم و همه چیز اینبار فرق میکرد. یک عالمه ادم دیدم که داشتن یاد میگرفتن که دوستشون، مربیشون، مامانشون بهشون میگفت چکار کنن، چطوری ترمز کنن چطوری مسلط تر باشن. دقیقا مثل همسرم که به من یاد میداد. و جالبه که یه عالمه آدم دیدم که مثل پارسالِ من زمین میخوردن ، پا میشدن و اصلا ایراد نداشت و یک موضوع عادی بود زمین خوردن. (من امسال مسلط تر بودم و زمین نخوردم). و یک چیز خیلیی جالب این بود که یک آقا و خانوم خیلی مسن دیدم. یعنی 60، 70 ساله که آقاهه داشت به خانومه یاد میداد. دنیا عجب چیزایی به آدم ثابت میکنه وقتی ما نگاهمون رو عوض میکنیم. دنیا بهم میگفت ببین 70 سالشه اما داره یاد میگیره، تو تازه 33 سالته. یاد بگیر تجربه کن، دنیا رو گسترش بده. پا روی ترسات بذار که پاداشش خیلی بزرگه.
راجب ناخواسته ها حرف نزن راجب بیماری فاطمه حرف نزن ک وای دستم درد میکنه وای سرم درد میکنه ک کسی دلش برات بسوزه این ینی کمبود داشتن بلکه بگو من سالمم پر انرژی ام نگو من بلد نیستم آشپزی کنم من بلد نیستم تو مغازه شیرینی بچینم بگو من فعال ترین دختر روی زمینم من بااستعداد ترین دختر روی زمینم نگو پول نیست مشتری نیست چون فرکانسی ک میفرستی راجب ناخواسته هاست بگو پول هست فراوانی هست
همه چیز هدایت الهی و الهامات الهی منم خیلی خوشحالم و بسیار خداوند را شاکرم خداوند رو دوست عزیزم در همه امورات زندگیت اولویت قرار بده مثلا قبل از این ک بری بانک قبل ار این ک بری مسافرت ازخدا بپرس کجا برم قبل از این ک بخوای ازدواج کنی بچه دار بشی هر چیزی اول از خدا بپرس تا هدایتت کنه
نکاتی که از این فایل یادداشت کردم رو همراه با توضیحات خودم داخل پرانتز برای شما عرض میکنم.
• آدما به طور طبیعی عادت دارن در مورد اتفاقات زندگی شون باهم دیگه صحبت کنن اما خیلی از اونا در مورد ((مشکلات و اتفاقات بد)) از زندگی شون باهم دیگه صحبت میکنن و درصد اندکی در مورد (( اتفاقات خوب)) از زندگی شون باهم دیگه صحبت میکنن.
(کاملا درسته، بارها بارها بین دوستان و آشنایانمون دیدیم که افرادی هستن هر موقع وارد جمعی میشن، از اتفاقات ناگوار، عجیب و نادری صحبت میکنن که براشون رخ داده. هر موقع اینا رو ببینی یه فاجعه تازه و عجیب و بدی برای توضیح دادن دارن.
یا افرادی هستن که وقتی ازشون میپرسی ((چه خبر)) در جواب میگن که بدبختی، فلاکت، زجر، گرونی و … .
جالب اینجاس هر روز هم وضع شون بدتر و بدتر میشه و از این موضوع گله مند هستن!
البته اون بنده های خدا هم تقصیری ندارن چون با قوانین آشنایی ندارن و چون نمیخوان قوانین رو یادبگیرن، نتیجه خوبی هم نمیگیرن.)
• صحبت کردن، قوی ترین ابزار خلق اتفاقات زندگی ماست. چون ما هنگام صحبت کردن در مورد موضوعی، به آن موضوع ((توجه)) میکنیم و طبق قانون با توجه کردن به هرچیزی، آن چیز را وارد زندگی مان میکنیم.
(حالا که میدونیم چنین قانونی پابرجاست، چرا ازش به نفع خودمون استفاده نکنیم؟! مگه قانون نمیگه که به هرچه توجه نشون بدیم همونو جذب میکنیم؟! خوب ما بیایم به چیزایی توجه کنیم که میخوایم! یعنی فقط در مورد چیزایی فکر کنیم، حرف بزنیم، ببینیم و بشنویم که میخوایم تو زندگی مون باشن! به همین راحتی
پس اگه تا الان بدشانس بودی، یعنی همه ی اتفاقات بد رو جذب میکردی…. ایرادی نداره. هنوزم دیر نیست. چون ما باور داریم که تمام شرایط زندگی مون رو خر لحظه با ارسال فرکانس هایی که میفرستیم خلق میکنیم و جهان مثل یه دستگاه مبدل فرکانس به نتیجه، نتایج هم سنگ با فرکانس های ارسالی ما رو وارد زندگی مون میکنه.
بیایم خودمون رو متعهد کنیم که وقتی با دیگران صحبت میکنیم، از اتفاقات خوبی که برامون افتاده بگیم و به هیچ وجه تمایلی به صحبت در مورد اتفاقات بد نداشته باشیم. به قول یکی از دوستان، ازشون نپرسیم چه خبر! بپرسیم (چه خبرای خوب!) که اونا هم ناچارا فقط خوبی هارو بگن.
وقتی ما از اتفاقات خوبمون با دیگران صحبت کنیم، در مداری قراری میگیریم که اتفاقات خوب بیشتری از همون دست رو جذب کنیم.
باز هم برمیگردیم به قانون اصلی که همیشه استاد متذکر میشن…
اگه توجهمون در هر لحظه به زیبایی ها باشه و بابت تک تک شون با احساس تمام خدارو شکر کنیم، زندگی همین دنیامون بهشت میشه.
آرزو میکنم بهشت رو در این دنیا بسازی برای خودت دوست من.
سلام خدمت استاد جونم شایسته جونم ودوستایه همفرکانسیه گلم در دهمین روز ازاین سفر عاااالی?
نکاتی که یاد گرفتم دراین فایل این که متعهد باشم که اصلا راجبه چیزایی که جزناخواسته هام هستن و گهگاهی اتفاق می افته وباعث یکم دگرگونی حالم میشه رو راجبش اصلا صحبت نکنم چرا که دارم دارم اون اتفاق رو بیشتر وبیشتر جذب میکنم تو زندگیم.با گفتتش نه تنها حالم بهتر نمیشه بلکه جهان مشابه اون اتفاق رو بیشتر نشون بم میده…من تعهد میدم که فقط توجه وتمرکزم برنکات مثبت وزیباییها باشه با یاری الله یکتا.واگاهانه توجهم رو از رو ناخواسته بردارم و بذارم رو خواستم…چه اگاهیایه نابی من دارم
سلام
روز دهم سفر
من به دلیل اینکه تازه شروع کردم به سفرنامهی زیبا،روزی سه یا چهار فایل میبینم و میخونم
مریم بانو گفت که همین کار به ظاهر ساده ببین چه درهایی رو باز میکنه برای من،چون تمرکز رو بیشتر میبره توی زیبایی ها و گفتگو ها و فایل های سازنده،به همین دلیل خداااااااااااایا،گشایش در کسب و کار،توی همین دو روز دو تا کار گرفتم،
خدای مهربونم،به بزرگیت قسم میدم تو رو کمکم کن مسیر رو مدام ادامه بدم،یادم نره چی شد،یادم نره به چه شکل این نعمت ها داره وارد زندگیم میشه
خدایا هر رور میخوام از این اتفاقات زیبا،
هر روز برام شرایط رو بهتر کن
خدای مهربونم،من از این طرف تمرکزم روی زیبایی ها و توکل به توست،تو هم از اون طرف چپه چپه بده به من،که من لااااااایق بهترین هام،من لیاقت ثروتمند شدن رو دارم
من لیاقت داشتن بالاترین درآمد های مالی رو دارم
من شایسته ثروتمند زندگی کردن هستم
من بی نظیرم
من عاشق خدا هستم
خدایا توکلم رو هر لحظه بیشتر و بیشتر کن
خیلی حالم خوبه
خدایا شکرت
عاشقتونم
سلام ب فرمانروا ..
سلام ب استاد پرچمدار یکتاپرستی و بانویشان و دوستان گرامی
من تصمیم گرفته بودم دیگر از نکات منفی و مشکلاتم نه بگم و نه بگذارم دیگران برایم بگویند اماااا این فایل مرا متعهد کرد که حتما ریشه ای رویش کارکنم و تمرکز ..که خودم یکی از این دسته از آدم ها بودم که خودم را بدشانس و گرفتار میدانستم و با
احساس قربانی بودن و احساس جلب توجه و گرفتن ترحم از دیگران همیشه از مشکلاتم صحبت میکردم
این باور اشتباه ..اخلاق نادرستم را ریشه ای حل کنم.من همیشه آه و ناله م بلند بود و همیشه در مسافرتهام یا مریض
میشدم یا ماشین پنچر بود و خراب.
همسرم هم خودش بدشانس می دانست و بالاخره دست ب دست هم دادیم خانه خود را کردیم خراب(خخخخ)
همیشه بیماری و تنگ دستی..بیماری خطرناک پسرم امااا پربرکتش…تضادها …و هدایت خواستن از خدا
خداروشکر ..خداوند خودش را نشانمان داد..
من ب دستان خدا خیره شدم معجزه کرد
به نام خدای مهربان بخشنده
سفرنامه روز دهم
1402/9/14
سلام استاد عزیزم. مریم جان
خیلی از ادمها مسائل مشکلاتی پیش میاد میان برای افراد دیگه تعریف میکنن
وقتی اتفاقات عجیب غریب رفتیم فلان بلا سرمون امد دستگیرمون کردن بهمون تهمت زدن و یه جورایی دوست دارید مشکلات برای بقیه تعریف کنید در مداری قرار میگیرید که اون اتفاقات جذب میکنید یعنی دوست دارید یه سریع اتفاقات عجیب غریب افتاد وقتی برنامتون اینه اتفاقات بد هی مرور میکنید برای بقیه تعریف میکنید در واقع به جهان هستی درخواست میکنید از این جمله اتفاقات براتون بیشتر بی افته
اما تمرکز کنید تعریف کردن اتفاقات خوب خودمون متعهد کنید اتفاقات خوبی افتاده برای بقیه تعریف کنم درباره اتفاقات بد صحبت نکنم وقتی دوست داره راجب یک موضوعی صحبت کنه یه جورایی داره جذبش کنه وقتی دوست داره درباره مشکلاتش چه تو خانواده چه با دوستاش یه جورایی یه حرفی برا گفتن داشته باشه یعنی یه سریع اتفاق براش رخ بده که حرف داشته باشه اما انسان تمرکز کنه رو مسائلی صحبت کنه که مثبت راجب چیزهای منفی صحبت نکنه
نکته مشترک ادمهای بد شانس اینه میان راجب موضوعاتی عجیب غریبی که براشون اتفاق میافته صحبت میکنن یه جمعی پیدا کنن میگمثن اره ما رفتیم فلان جا فلان بلا سرمون امد
باید بیشتر مراقب باشیم بیشتر راجب اتفاقات خوب صحبت کنیم و خودمون متعهد کنیم تو سفر مشکلاتی پیش میاد تحت هیچ عنوان صحبت نکنیم مطمعنا در شرایطی قرار میگیریم که اتفاقات خوبی تجربه می کنیم
سپاسگزارم ازتون
اینجانب فاطمه شاکری متعهد میشوم از همین دقیقه 14:38 روز 14 اذر 1402 راجب موضوعات منفی هیچ صحبت نکنم و تمام تمرکزم رو اتفاقات مثبت باشه و راجب اتفاقات مثبت زندگیم صحبت کنم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
وسپاسگزارم از استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدن
و سپاسگزارم از خودم که متعهدانه پای بهبود دائمی خودم ایستادم و هرروز از آگاهی های این سایت نوش جان میکنم و ورودی های مناسب به ذهنم میدم و باورهای قدرتمند کننده میسازم و نتایج فوقالعادشو تو زندگیم میبینم و هرروز سطح کیفی زندگیم بالاتر میره
وسپاسگزارم از دوستان عزیزم که در این مسیر دراین سایت همراهم هستند ،انرژی خوبشون بهم میرسه .
تو این فایل ارزشمند بهم یادآوری شد که بیشتر از قبل مراقب زبونم و گفتارم باشم و راجب ناخواسته هام صحبت نکنم چون اثر منفیش خیلی خیلی بیشتر از لذتِ آنیِ تعریف کردنشه
و تمرکزم بر خواسته ها م،زیبایی های اطرافم و تحسین کردنشون و هرآنچه که حالمو بهتر میکنه باشه
چون اینجوری باخودم بیشتر درصلح قرار میگیرم ودرامتدادش مهمترین رابطهی زندگیم که رابطه با الله مهربان هست ،مستحکم تر میشه و من اینجوری به شیوه ی قوانین زندگی میکنم و هم زمان که حالم خوبه و سپاسگزاری هام بیشتر میشه نعمت ها به سمتم سرازیر میشن چون توجه به هرسمتو سویی برود نتایج نیز به همان سمت و سو خواهند رفت و دریک کلام نتیجه طبیعی این رابطه، هدایت شدن به سمت نعمتها و برکتهاست.
سپاسگزارم از استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی های توحیدی رو دراختیارمون قرارمیدن تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
بسم الله الرحمن الرحیم
برگی دیگر از سفرنامه با موضوع افراد بد شانس و توجه ب ناخواسته ها
بنده واضح ترین مثالی ک در این زمینه در زندگی دارم خاله خودم است،این بشر کلا عکس قوانین کیهانی است?(البته ناگفته هم نماند ک افرادی از این قبیل در اطرافم زیاده?)
با کلامش و گفتارش و حرفها و خاطراتی ک بیان میکند زندگی را ب جهنمی واقعی برای خودش تبدیل کرده،حالا ک فکر میکنم این آدم خیلی مشتاق است ک خودش را قربانی معرفی کند و دل همه برایش بسوزد و اینگونه در زندگی بد بیاری پشت بدبیاری برای خودش و پسرانش درست کرده.البته دخترانش خیلی از حرفهایش تاثیر نمیگیرند،خلاصه بنده شخصا اگر قدرت فتوا داشتم هم صحبت شدن با او را حرام اعلام میکردم???
هر چند این فتوا رو برای خودم اجرا میکنم و تا میتونم سعی میکنم تا گوشم رو از ورودی های ناپاک این بزرگوار در امان بدارم چون من شاگرد استاد عباس منش عزیزم هستم.
ب شاگردیت افتخار میکنم استاد و با تمام توانم ردپاهایت را در مسیر قله دنبال میکنم ارادتمندت لیلا
روز دهم
سلام علیکم
عجب فایل 6 دقیقهای سختی.
اصل مطلب: در مورد هرچیزی که نمیخواهیش حرف نزن. فکرم نکن بهش.
بار اول که این فایلو شنیدم گفتم خب، خداروشکر اینو میدونم. بعد فکر کردم دیدم شاید بدونمش اما کامل انجامش نمیدم. بعد یادم افتاد در مورد چه چیزا که دوست ندارم حرف میزنم. میخاستم بنویسمشون اینجا بعد گفتم بذا در مورد چیزایی که دوست دارم حرف بزنم الان: مثلا وقتایی که هوا گرمه، و یکمی ابری یعنی آفتاب میره میاد. یا هوای بارونی وقتی داخل خونه هستم رو خیلی دوست دارم، مثلا باد بوزه هوام گرم باشه اما ابری، پنجره رو باز بذارم و دراز بکشم از رقص پرده توری لذت ببرم. خیلی دریا وموج رو در شب دوست دارم.
دیروز رفتیم اسکی. قبل رفتن اصلا نمیخاستم برم. اما فقط بخاطر تمرین این جلسه زاویه دیدمو عوض کردم:
“برای امروز، آگاهانه کانون توجهات را تحلیل کن و درباره بخشی از آن بنویس و آن را به خاطر بسپار که به تو احساس بهتری بخشید. این راهکار خوششانس شدن است!”
و نتیجهاش شد لذت بردن و حس غرور. من تو تبریز بزرگ شدم و هیچ سابقه اسکی و بازی روی یخ اینارو نداشتم. اینجا تو سوئیس، بزرگترین تفریحشون اسکیه. وقتی من رسیدم اینجا، همسرم اولین چیزایی که برام خرید وسایل اسکی بود. پارسال تجربه خوبی نداشتم از اسکی. یعنی مدام خودمو با بقیه مقایسه میکردم و نا امید میشدم از یاد گرفتن و خجالتم میکشیدم که با 30 سال سن بلد نیستم و بچه کوچولو ها که من جای مادرشون بودم مثل برق از کنارم رد میشن. خلاصه روی اینا تمرکز نکنیم. دیروز با تکیه به این تجربه نمیخاستم برم و تقریبا به همسرم اصرار میکردم که نریم. اما بعد که دیدم اون راضی نمیشه. خودم از موضع قدرت به موضوع نگا کردم و استاد عباسمنش تو گوشم گفت، حاشیه امنت رو رها کن هر روز یه قدم برای هدفت بردار. و من تصمیم گرفتم برم، نه از موضع قربانی بودن که همسرم زور میگه و فلان … بلکه از این موضع که میرم تا از حاشیه امن بیرون بیام که پا روی ترسام بذارم و تمرین میکنم و یاد میگیرم که خجالت نکشم که خودمو همینجوری دوست داشته باشم. و خواهرم عطیه، بهم گفت به چیزی جز لذت بردن فکر نکن.
خلاصه رفتیم و همه چیز اینبار فرق میکرد. یک عالمه ادم دیدم که داشتن یاد میگرفتن که دوستشون، مربیشون، مامانشون بهشون میگفت چکار کنن، چطوری ترمز کنن چطوری مسلط تر باشن. دقیقا مثل همسرم که به من یاد میداد. و جالبه که یه عالمه آدم دیدم که مثل پارسالِ من زمین میخوردن ، پا میشدن و اصلا ایراد نداشت و یک موضوع عادی بود زمین خوردن. (من امسال مسلط تر بودم و زمین نخوردم). و یک چیز خیلیی جالب این بود که یک آقا و خانوم خیلی مسن دیدم. یعنی 60، 70 ساله که آقاهه داشت به خانومه یاد میداد. دنیا عجب چیزایی به آدم ثابت میکنه وقتی ما نگاهمون رو عوض میکنیم. دنیا بهم میگفت ببین 70 سالشه اما داره یاد میگیره، تو تازه 33 سالته. یاد بگیر تجربه کن، دنیا رو گسترش بده. پا روی ترسات بذار که پاداشش خیلی بزرگه.
خداروشکر که دستم تو دستشه…
22 ژانویه
بریم برای روز یازدهم
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز و مریم جان
روز دهم
راجب ناخواسته ها حرف نزن راجب بیماری فاطمه حرف نزن ک وای دستم درد میکنه وای سرم درد میکنه ک کسی دلش برات بسوزه این ینی کمبود داشتن بلکه بگو من سالمم پر انرژی ام نگو من بلد نیستم آشپزی کنم من بلد نیستم تو مغازه شیرینی بچینم بگو من فعال ترین دختر روی زمینم من بااستعداد ترین دختر روی زمینم نگو پول نیست مشتری نیست چون فرکانسی ک میفرستی راجب ناخواسته هاست بگو پول هست فراوانی هست
مرسی بابت فایل زیباتون
دوستتون دارم
سلام دوست عزیزم .
من خداوند را سپاسگزارم .ک من را ب کامنت شما هدایت میکنه
ک با توجه و تمرکز بخونم
و وقتی ب فاطمه ک میرسم حس خوب ک خدا داره بامن حرف میزنه همه وجودم را میگیره
راجب بیماری فاطمه حرف نزن
بلکه بگو من سالمم پر انرژی ام
این دقیقا خدا داره بمن میگه
متوجه شدم ک خدا داره بمن میگه مثبت باشم
باورم را عوض کنم راجع ب سلامتی
دوست عزیزم خیلی ممنونم
خیلی سپاسگزارم
سلام دوست عزیزم
همه چیز هدایت الهی و الهامات الهی منم خیلی خوشحالم و بسیار خداوند را شاکرم خداوند رو دوست عزیزم در همه امورات زندگیت اولویت قرار بده مثلا قبل از این ک بری بانک قبل ار این ک بری مسافرت ازخدا بپرس کجا برم قبل از این ک بخوای ازدواج کنی بچه دار بشی هر چیزی اول از خدا بپرس تا هدایتت کنه
?دهمین روز از سفر علمی و عملی و تحقیقاتی
?چرا بعضی از افراد بدشانس هستند؟
نکاتی که از این فایل یادداشت کردم رو همراه با توضیحات خودم داخل پرانتز برای شما عرض میکنم.
• آدما به طور طبیعی عادت دارن در مورد اتفاقات زندگی شون باهم دیگه صحبت کنن اما خیلی از اونا در مورد ((مشکلات و اتفاقات بد)) از زندگی شون باهم دیگه صحبت میکنن و درصد اندکی در مورد (( اتفاقات خوب)) از زندگی شون باهم دیگه صحبت میکنن.
(کاملا درسته، بارها بارها بین دوستان و آشنایانمون دیدیم که افرادی هستن هر موقع وارد جمعی میشن، از اتفاقات ناگوار، عجیب و نادری صحبت میکنن که براشون رخ داده. هر موقع اینا رو ببینی یه فاجعه تازه و عجیب و بدی برای توضیح دادن دارن.
یا افرادی هستن که وقتی ازشون میپرسی ((چه خبر)) در جواب میگن که بدبختی، فلاکت، زجر، گرونی و … .
جالب اینجاس هر روز هم وضع شون بدتر و بدتر میشه و از این موضوع گله مند هستن!
البته اون بنده های خدا هم تقصیری ندارن چون با قوانین آشنایی ندارن و چون نمیخوان قوانین رو یادبگیرن، نتیجه خوبی هم نمیگیرن.)
• صحبت کردن، قوی ترین ابزار خلق اتفاقات زندگی ماست. چون ما هنگام صحبت کردن در مورد موضوعی، به آن موضوع ((توجه)) میکنیم و طبق قانون با توجه کردن به هرچیزی، آن چیز را وارد زندگی مان میکنیم.
(حالا که میدونیم چنین قانونی پابرجاست، چرا ازش به نفع خودمون استفاده نکنیم؟! مگه قانون نمیگه که به هرچه توجه نشون بدیم همونو جذب میکنیم؟! خوب ما بیایم به چیزایی توجه کنیم که میخوایم! یعنی فقط در مورد چیزایی فکر کنیم، حرف بزنیم، ببینیم و بشنویم که میخوایم تو زندگی مون باشن! به همین راحتی
پس اگه تا الان بدشانس بودی، یعنی همه ی اتفاقات بد رو جذب میکردی…. ایرادی نداره. هنوزم دیر نیست. چون ما باور داریم که تمام شرایط زندگی مون رو خر لحظه با ارسال فرکانس هایی که میفرستیم خلق میکنیم و جهان مثل یه دستگاه مبدل فرکانس به نتیجه، نتایج هم سنگ با فرکانس های ارسالی ما رو وارد زندگی مون میکنه.
بیایم خودمون رو متعهد کنیم که وقتی با دیگران صحبت میکنیم، از اتفاقات خوبی که برامون افتاده بگیم و به هیچ وجه تمایلی به صحبت در مورد اتفاقات بد نداشته باشیم. به قول یکی از دوستان، ازشون نپرسیم چه خبر! بپرسیم (چه خبرای خوب!) که اونا هم ناچارا فقط خوبی هارو بگن.
وقتی ما از اتفاقات خوبمون با دیگران صحبت کنیم، در مداری قراری میگیریم که اتفاقات خوب بیشتری از همون دست رو جذب کنیم.
باز هم برمیگردیم به قانون اصلی که همیشه استاد متذکر میشن…
اگه توجهمون در هر لحظه به زیبایی ها باشه و بابت تک تک شون با احساس تمام خدارو شکر کنیم، زندگی همین دنیامون بهشت میشه.
آرزو میکنم بهشت رو در این دنیا بسازی برای خودت دوست من.
دوست عزیزم عالی بود واقعا به معنای واقعی حرفاتو قبول دارم و این پیشنهادتو هم ازین به بعد عملی میکنم که هروقت کسیو دیدم بگم چه خبرای خوب؟ ?
سلام خدمت شما دوست عزیز
دهمین روز این سفر پر برکت
ما با کلاممون میتوانیم زندگی خود را به بهشت تبدیل کنیم
قویترین فرکانس کا میتوانیم ارسال کنیم به واسطه کلاممون میتونیم
کلام تو عصای معجزه گر توست
وقتی در مورد خواسته ها صحبت میکنی یعنی بیشتر خواسته ها رو میخوایی وقتی در مورد ناخواسته ها صحبت میکنی بیشتر نا خواسته ها وارد زندگیت میشه
از این به بعد تعهد میدم همیشه در مورد خواسته هام صحبت کنم همیشه همیشه
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
به نام خالق دوستی
آقای حسینی عزیز با یاد گفتن معجزه کلام .یاد کتاب چهار اصل سرخ پوستان تولتک افتادم .
زبان وکلام شمشیری دولبه است .یک لبه آن بران ونابود گر لبه دیگرش بی آزار و آباد گر.
این ما هستیم که جادوی سفیدش را در هر لحظه بکار میبریم یا جادوی سیاهش را .
ما قسمتی از حق هستیم نفس مان مبارک است بگو بشود میشود ا ن اقول است دستور خدا با ما .
خیلی عالی متشکرم از همراهی و پخش آگاهی تان .
در پناه حق همیشه قدرتمند وعزتمند وثروتمند.???
سلام خدمت استاد جونم شایسته جونم ودوستایه همفرکانسیه گلم در دهمین روز ازاین سفر عاااالی?
نکاتی که یاد گرفتم دراین فایل این که متعهد باشم که اصلا راجبه چیزایی که جزناخواسته هام هستن و گهگاهی اتفاق می افته وباعث یکم دگرگونی حالم میشه رو راجبش اصلا صحبت نکنم چرا که دارم دارم اون اتفاق رو بیشتر وبیشتر جذب میکنم تو زندگیم.با گفتتش نه تنها حالم بهتر نمیشه بلکه جهان مشابه اون اتفاق رو بیشتر نشون بم میده…من تعهد میدم که فقط توجه وتمرکزم برنکات مثبت وزیباییها باشه با یاری الله یکتا.واگاهانه توجهم رو از رو ناخواسته بردارم و بذارم رو خواستم…چه اگاهیایه نابی من دارم
خدارو صدهزار مرتبه شکر
خدایا منو لحظه ای به حال خودم رها نکن
خدایا تنها تورا میپرستم وتنها ازتو یاری میخواهم
درپناه حق باشید همه. دوستووووون دارم?