چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟ - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا بهشتی گفته:
    مدت عضویت: 898 روز

    باسلام خدمت استاد عزیزم ومریم جان شایسته

    خدارا هزاران مرتبه شاکرم که من را در مسیر رشد وآگاهی قرار داد وبا شما استاد گرانمایه آشنا کرد.

    استاد جان از روزی که با قوانین آشنا شدم خیلی غرزدنهام کمتر شده ازبین نرفته کمتر شده وحسم نسبت به خودم خیلی خیلی بهتر شده .

    استاد قبل از آشناشدن با دوره های شما من دختری بودم که با کوچکترین چیز اشکم جاری می‌شد وخیلی خود خوری میکردم ولی الاهی شکر حدود دوسالی هست که خیلی از عادتهای نادرست خودم را کنار گذاشتم نه کامل ولی بسیار کم رنگ شدند.

    استادبی نهایت از شما ومریم جان سپاسگزارم واز خداوند میخواهم آرامشی به زندگیتون بده که بینظیر باشه .دوستون دارم و به خدای مهربان میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1220 روز

    به نام خالق این جهان پهناور و زیبا به نام خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه خدایا من لایق نعمت و ثروت این جهان زیبا هستم

    سلام استاد و مریم عزیزم ممنونم از شما دو عزیز که هر روز دارم بهتر و بهتر میشم در همه زمینه ها

    الهی شکر هر روزم از روز دیگه بهتر داره میشه با کنترل ذهنم با بهبود عزت نفسم با بهبود شخصیتم

    با بهبود ترمزهام با بهبود باورهام با بهبود نقاط قوتم با بهبود با خودم در صلح باشم

    با بهبود ایمان و توکل و تقوایم الهی شکرت می‌گویم که دستمو گرفتی در دستانت

    چرا بعضی ها بد شانس هستن ؟

    وقتی قانون جذب و فرکانس و باور رو رعایت نکنی و ندونی و عمل نکنی بعد اتفاقات و شرایط رو از روی شانس میدونی و میگی من بد شانسم

    چیزی به نام خوش شانس و بد شانس نداریم

    همه چیز خودمون هستیم باور و فرکانس ماست که اتفاقات و شرایط رو رقم می‌زند

    اگر دنبال تغییر کردن هستیم بیایم آگاهانه دنبال مطالب باشیم اونها رو بپذیریم وحی منزل بدونیم و عمل کنیم در زندگیمون و بعد می‌بینیم اصلا شانسی وجود ندارد همه خودمان هستیم

    امروز رفتم خیابون هر کی رو میدیدم یا صداشون رو می‌شنیدم همه ناله میزدن شکایت میکردن غر میزدن در صورتی که داشتن خریدم هم میکردن چون مردم افسارشون در دسته ذهنشون است و چیزی از خوبی و داشته ها نشنیدم اما نمیدونن که فرکانس دارن میفرستن و هر دوز بدتر هم می‌شوند

    اما من به شخصه هر لحظه خدا رو شکر میکردم تا اومدم خونه رسیدم برای آگاهیم برای تغییرات و برای رزق و روزی هر روزم برای انسان های خوب و دیدن اتفاقات خوب برای دیدگاهه مثبت برای ایمانم به خداوند

    بعد متعهدانه عمل میکنیم و قدم برمی‌داریم

    و پیشرفت میکنیم

    خدایا من لایق همه زیباییها هستم خدابا شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    یاسمن دال گفته:
    مدت عضویت: 4034 روز

    سلام خدمت همه اعضا و استاد عزیز و خانوم شایسته

    مرسی بابت مرور مطالب?

    چیزی ک واسه ما و فک کنم اکثر خانواده‌های ایرانی جا افتاده و تبدیل به باور ریشه‌داری شده مسئله‌ی چشم‌ونظره…

    من اینجور ک درمورد خودم متوجه شدم اصلا میترسم در مورد اتفاقات خوبم یا مسافرت و خوشی‌هایی ک در اینده دارم با کسی صحبت کنم… چون هرموقع میگم ی بلای جسمی عجیب و پراز ترحم واسم اتفاق میوفته انگار ک از همه احساسات خوب و اتفاقات خوب، سقوط ازاد ب سمت ناامیدی میکنم و همش میرم تحت درمان! و مثلا مامانم میگه بچمو چشم میزنن.. مواظب نیسی، چشم بد زیاده، نمیتونن خیر کسیو ببینن… بعدش هم باید صدقه داد تا رفع بلا بشه و اسپند دود بشه و همه این کارا انجام بشه تا من کامل سلامتیم رو بدست بیارم…

    ک باز این باور اشتباه و ترمز ریشه‌دار رو قویتر میکنه… ک اصلا منو میترسونه در مورد چیزی ک منو خوشحال میکنه ب کسی بگم و انگار ک باید از بداقبالی‌ها بگم تا بقیه بدونن من سختی زیاد میکشم و حسرت منو نخورن تا بلایی سرم نیاد!!!

    خلاصه این باوره‌ بسیار محدودکننده‌ایه ک احتمالا گفتنش بیشتر در کامنتهای دوره کشف قوانین زندگی جا داره و اونجا هم مطرح میکنم…ولی این فایل ب من یاداوری کرد ک نباید از این ترمز براحتی بگذرم، و خواستم اینجاهم مرور کنم ک یکی از دلایل مطرح نکردن اتفاقات خوبی ک افتاده یا قراره بیوفته همین باوره مسمومه…

    با خودم مرور میکنم ک خداوند مسئولیت زندگی هرکسیو فقط دست خودش سپرده و هیچ‌کس کوچکترین تاثیری نمیتونه داشته باشه تا زمانی‌که من این قدرت رو بهش ندم?? و من متعهد شدم ک باور داشته باشم همه اوضاع و شرایط رو خودم وارد زندگی خودم میکنم?

    من متعهد شدم و نباید این رو فراموش کنم، باید همیشه ب خودم یاداوریش کنم?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    زهرا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4327 روز

    خدایا شکرت بخاطر همین لحظه

    با سلام به همسفرهای عزیزم به لطف خدا دهمین روز از سفرم را در حالی آغاز میکنم که باید از خوبیهای بیشتر بگویم تا به احساس عالی برسم من هم قراره در آینده ی نزدیک خونه ی دلخواه خودم را بخرم و چه بهتر که از مشخصاتش بگم

    خونه ی من سه خوابه است که پنجره های قدی دارد و هر کدام از خوابها بالکن مجزا دارد که ویو ی هر کدام یکی از دیگری چشم نوازتر است درتمام فصول سال گلهای رنگارنگ دارد که صبحانه و عصرانه را در کنار این زیبایی ها هستم و نظاره گر طلوع و غروب خورشید هستم هر اتاقمان کمد دیواری های بزرگ دارد و به طبقات منظم طراحی شده و تمام لوازم به زیبایی و نظم چیده شده است چقدر لباسهای زیبا و رنگارنگی دارم هر اتاق یک چیدمان و رنگ مخصوص دارد که آرام بخش است از اتاقها که خارج شویم وارد پذیرایی بزرگ و دلنوازی میشویم که پر از نور است و تابلوهای الهام بخش نوید زندگی شاد توام با خوشبختی و سلامتی و ثروت است در جای جای خانه ام حضور خداوند احساس میشود به آشپزخانه میرویم و ثروتی عظیم قابل مشاهده است تمام لوازم برقی با بهترین برندها و تکنولوژی قرار دارد هر کابینت کشوی مخصوص خود را دارد و در این مکان از آشپزی کردن لذت میبرم چون ظروف زیبا و رنگارنگ با هم ترکیب دلربایی دارد و مرا به وجد میآورند

    خانه ام روف گاردن دارد که بعضی از روزها صبح زود قبل از طلوع آفتاب در آنجا یوگا میکنم و با همسایگان ثروتمند و خوشحال از اهدافمان و جهان زیبا صحبت میکنیم و شکر گزار هستیم بخاطر تمام نعمتهای الان و آینده که به سراغمان میآیند خدایا شکرت

    ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته ی گرامی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    محموداحمدی گفته:
    مدت عضویت: 3342 روز

    سلام استاد عزیزم

    نمیدونید که چقدر دوستتون دارم خدایاشکرت

    من از دیشب ازساعت ۱به بعد هی میومدم قسمت نشانه ی امروز من ببینم فایل یا مطلب جدیدی برام اومده . دیدم نه هنوز همون فایلی هست ک دیروز گوش دادم و دیدمش که چرا بعضی افراد دائم بدشانسی میارن .

    صبح امروزم ک از خواب بیدارشدم اومدم نگاه کردم دیدم هنوز همون فایله .

    الانم اومدم دیدم هنوز همین فایل هست میخواستم برگردم برم جای دیگه گفتم شاید واقعا نیاز بیشتری داشته باشم برای گوش دادنش که هنوز هست

    بخدا باورم نشد وقتی زدم روی فایل که تماشا کنم یکدفعه دیدم صفحه تغییر کرد نظر دیروزم اومد جلو چشمم که استاد نازنینم لایکش کرده .

    استاد نمیدونید چقدر برام ارزشمنده این کار شما

    بخدا بغض گلوم رو گرفت چشمام رو اشک گرفت قلبم باز شد . وخیلی انگیزه و امید و ایمان گرفتم …

    خداروشکر از این مجموعه و شما استاد عزیزم و خانوم شایسته گرامی

    چی بگم بخدا خیلی حس خوبی داشت احساسم عالی شد .

    دوباره رفتم نظری رو ک لایک کردید رو خوندم و فقط باخودم میگفتم چقدر خوب جمله مینویسم چقدر آگاهی هام بیشتروبهتر شده . وصدالبته که خداوندم هدایتم کرد و جملات رو به ذهن و قلم سرانگشتانم جاری میکرده . که استاد ویا خانوم شایسته عزیز قابل دونستن و مهر تایید زدن به نوشته م

    خیلی خوبه …خیلی خوبه

    خدایا ممنونم . استاد ممنونم . خانوم شایسته گرامی ممنونم

    الهی شکر

    استاد نازنینم دوستتدارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سعیده و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2710 روز

    سلام

    سلام

    سلام

    چقدر حالم خوبه چقدر خدا عالیه و منو هر لحظه هدایت میکنه. امشب که مهمونی بودم ی لحظه حواسم رفت به حرف هایی که میزنم و حس خوبی نسبت به حرف هام نداشتم وای که چقدر زود خدا بلافاصله با زبان استاد عباس منش بهم جواب داد. من برای این که مورد توجه باشم و اینکه حرفی برای زدن داشته باشم و نگن که چرا ساکتی یا این که ما رو تحویل نمی گیری و این که من و همسرم رو چشم نزنن و توقعات بی جا نداشته باشن همش میام از دردها و اتفاقات بد زندگی ام برای دیگران می گم اما از امشب تصمیم گرفتم که همیشه و همیشه تحت هر شرایطی فقط از اتفاقات خوب صحبت کنم اگه هم حرفی ندارم دهنمو ببندم.

    من تعهد میدم که از این به بعد از اتفاقات خوب و عالی صحبت کنم تا اتفاقات خوب وارد زندگیم بشه. من هرچقدر کانون توجهم رو به اتفاقات خوب متمرکز کنم تو زندگیم اتفاقات خوب ظاهر میشه و برعکس . توجه به اتفاقات بد = اتفاقات بد

    پس سعی می کنم که هرچه اتفاقات بد دور و برم می افته را اصلا جایی بازگو نکنم و به آن توجه نکنم و به همه اتفاقات خوب توجه کنم تا وارد زندگی ام شود. واقعا من از این فایل درسی که گرفتم خیلی تاثیر گذار بود و از این لحظه فقط اتفاقات خوب را برای همه تعریف می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    غزال گفته:
    مدت عضویت: 2646 روز

    سلام به همگی

    بالاخره من اومدم😊چون رمزمو اشتباه وارد کرده بودم نمی تونستم برم قسمت بعدی سفرنامه مو ببینم امّا این وقفه ذره ای من رو از تعهدم دور نکرد و همچنان پررررر انرژی در مسیر برنامه های تعهدم بودم……..خدا رو صد هزار مرتبه شکررررررر

    من قبلاً که قانونو نمی دونستم خیلی به غم و اندوه دیگران توجه می کردم و اگه یه نفر برام دردودل می کرد تا مدتها فکرم درگیر بود و باعث می شد خیلی توی روحیه م تاثیر بذاری یعنی در حدی بودم که بیشتر از خود اون شخص ناراحتش می شدم اما حالا خیلی دور شدم از اون شخصیتم و حالا می فهمم که علت اون همه غم و غصه های مکرر چی بوده…..

    اما نکته مثبتی که می خوام بگم برای تکلیف این روز سفرنامه م اینه که 5 روز معجزه ای در زندگی من رخ داده…..بعد از دیدن فایل انگیزشی استاد عزیز فرداش رفتم فایل 3 رو هم گوش کردم و خیلی انگیزه مو برای سرعت در حرکت بیشتر کرد و خیلی بهش فکر کردم تا اینکه یهویی یه جمله بهم گفته شد که بنویسم روی کاغذ و همه طرف اتاقم بزنمش تا هر طرف که می شینم ببینمش….قبلش بگم که من خیلی از کارامو عقب مینداختم که به علت نداشتن عزت نفس بود خودمو قبول نداشتم و سریع جا می زدم امّا این جمله استاد که می گفتن بهش فکر کن اگه تصمیم گرفته بودی چه کارایی که تا حالا نکرده بودی و چه پیشرفتهایی که نکرده بودی؟(یه کتاب خوب نوشته بودی یه موسیقی خوب ساخته بودی و …..)مثل یه زنگ توی گوشم صدا کرد دوباره و دوباره فایل رو گوش کردن و …. به خودم گفتم تو خیلی از کاراتو به خاطر عزت نفس پایین و اهمیت به کار دیگران عقب انداختی فکر کن اگه یه پشتکار توپ داشته باشی تا آخره سفرنامه چه اتفاقات فوق العاده ای میفته………..

    امّا جمله ای که خدا بهم گفت بنویس و بزن روی دیوار و هر جایی که می تونی توی اتاقت:

    من فرد بسیار بسیار توانمند و با اراده ای هستم

    به محض اینکه نوشتم و زدم روی دیوار مرتب چشمم که بهش میفتاد انرژی عجیبی در درون من قوت می گرفت خدا رو هزاران بار شکرررررررررررر

    و از همون شب انگار به من شربت جلو بردن هر کاری رو که تصمیم می گیرم دادن…………….

    هر روز صدای خدا می آید که می گوید:بخوان مرا تا اجابت کنم تو را…….

    در پناه خداوند مهربان بهترینها تقدیمتان باد💐💐💐💐💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زهره شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2122 روز

    به نام آفریننده ی خلقت

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و همه ی دوستان مثبت اندیشم

    استاد واقعا ازتون ممنونم که به من قوانین جهان و آموختین

    از وقتی خدا و قوانینش و شناختم زندگیم سرتاسر آرامش و شادیه و هروز هدف و

    انگیزه م بیشتر میشه

    من چند وقته یه نکته ی منفی و مدام بهش توجه میکنم و واسه همه تعریف میکنم و هروز اون موضوع بد و بدتر میشه و واسه من سخت تر ولی الان با هدایت به این فایل فهمیدم تنها دلیلش اینه که من خودم باعث شدم این مشکل از بین نره و هر روز برام دشوارتر باشه

    از همین امروز متعهد میشم که در موردش هیچ بحثی نکنم و همش از خوبیاش بگم و به نکات مثبتش توجه کنم

    ولی برعکس در مورد اتفاقات خوب زندگیم که حرف میزنم و بهشون توجه میکنم و فکرم درگیرشه هروز از اون جنس اتفاقات خوب برام

    بهتر و دلپذیرتر میفته و میشه یه تجربه ی به یاد ماندنی

    قربون خدا بشم با این دنیای زیبا و پر از نعمت و فراوانی که خلق کرده تا ما بتونیم به راحتی نفس بکشیم و لذت ببریم از دنیای پیرامونمون

    خدایا عاشقتم که همیشه همراهمی و من و هرلحظه هدایت میکنی و به مدار خواسته هام نزدیک تر 😙😙

    واقعا چه کلمه ی زیبایی (هدایت)

    تو این مدت کوتاه که عضو سایت هستم هر ثانیه برام هدایته و خدا داره من و همراهی میکنه که آروم باشم برم تو دلم ترسام

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    اسما آشوری گفته:
    مدت عضویت: 2302 روز

    سلام ب همه دوستان عزیزم

    دهمین روزازتحول زندگی من

    شروع روز دهم با چندروزتاخیر بخاطراتفاقاتی ک میدونم اخرش ب نفع منه و باعث شد بتونم بیشتر رو این موضوع ینی توجه ب نکات مثبت و اینک صحبت نکنم راجب اتفاقات بد تمرکز کنم و دوس دارم هنوز رو این موضوع بمونم

    این چند روز ی اتفاقی هم افتاد ک ذهن من تمایل داشت ک برم ب بقیه بگم هی میگف بگو ک بقیه هم بدونن چ اتفاقی افتاده مخصوصاروز اول ک بارفرکانسیش بیشتربودو حسم رو بدمیگرد باهرباریاداوری چ برسه ب اینک راجبش بگم ب کسی خلاصه سعی کردم جلوی ذهنموبگیرم وبرای کسی تعریف نکردم خداروشکرتعریف نکردم و ی چیز دیگ هم این بود ک باید بیشترمراقب کنترل ذهنم باشم درکنار اینک تعریف نکنم برای بقیه بایدمراقب باشم ذهنم اون اتفاق رو مرور نکنه براخودش ک باعث میشه دوباره فرکانسشوبفرستم وب جهان درخواست اتفاقات از همون دست رو بکنم..ولی ن من و ن شمایی ک داری اینومیخونی نمیخایم ک این اتفاقات دوباره برامون تکرار شه پس از همینجاتعهدمیدم ک نه دیگ برای کسی تعریف کنم اتفاقات ب ظاهربد رو و ن اجازه بدم ذهنم بیش از حد مرور کنه اونارو..و میدونم و مطمعنم ک هر اتفاقی ک اخرش برام بد بوده اونجااخرش نیس اخر هرچیززززی خیر و خوبیه..الخیرفی ما وقع..

    مراقب حرفایی ک میزنیم باشیم مراقب افکارمون باشیم هرجایی ک فهمیدیم داریم مسیر رو اشتباه میریم همونجاپیاده شیم برگردیم عقب ک خداباماست و میبخشه مارو ..

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: