اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم، بانوی شایستهی نازنین، و همهی دوستان گلم توی سایت
امروز دهمین روز از فصل اولِ تحول زندگی منه…
و فقط میتونم بگم:
“خدایا، هر چی دارم از خودته… خودت دادی، خودت هم نگهش دار ️”
میدونی؟ من همیشه تو زندگی یه جورایی منفینگر بودم. هی اتفاق بد، پشتِ اتفاق بد. اون موقعها نمیدونستم که خودمم دارم اون اتفاقارو با حرفا و باورام به زندگیم دعوت میکنم. فکر میکردم وقتی برای دوستام از مشکلاتم میگم، دارم خودمو خالی میکنم… غافل از اینکه داشتم بیشتر و بیشتر همونا رو به خودم جذب میکردم.
ولی حالا کمکم دارم بیدار میشم…
راستش ذهنم هنوزم گاهی زور میزنه و منو میبره سمت حرفای منفی، ولی دست از تلاش برنداشتم. دارم تمرین میکنم، هر روز، هر لحظه، که کنترل ذهنمو به دست بگیرم. که مثبت فکر کنم، مثبت حرف بزنم و عشق و آرامش بفرستم به کائنات… چون میدونم هر چی بفرستم، همونو میگیرم.
گذشتهم پر بوده از اتفاقای عجیب، دردای تلخ و روزای سخت…
ولی حالا با دلی روشن و قلبی آروم، با خودم میگم:
“اون روزا هم یه هدف داشتن… اونا منو ساختن، قویم کردن، ظرف وجودیمو بزرگتر کردن تا حالا آماده باشم برای اتفاقای قشنگی که قراره بینظیر بیان سر راهم.”
من لایق خوشبختیام.
لایق ثروت و عشق و آرامش و هر چی خوبی توی این دنیاست.
و باور دارم که از این به بعد، جهان هممسیرِ منه… دستمو میگیره و میبره به سمت بهترینِ بهترینا.
این تازه شروعشه…
و من با عشق و شکرگزاری، قدم به قدم دارم جلو میرم….
خدایا شکرت که تونستم برگی دیگه از سفرنامه رو ببینم و ردپامو در دهمین روز از این سفر زیبا به جا بزارم
من همیشه توی جمع های دوستان و اقوام به فرد آروم و کم حرفی مشهور هستم. میدونید چرا?
چون همه اون افراد با آب و تاب در مورد اتفاقات ناخواسته شون صحبت میکنن و بقیه هم لذت میبرن و سراپا بهش گوش میدن ولی من علاوه بر اینکه علاقه ای به گوش دادن به حرفاشون ندارم بلکه این روزا یا اون فضا رو ترک میکنم یا هندزفریمو گوش میزارم چون غذای مسمومی دارن وارد ذهنشون میکنن.
و این افراد علاقه ای به شنیدن اتفاقات زیبا ندارن چون توی مدار غم و افسردگی هستن . اما من اتفاقاتی که برام رخ داده رو خیلی وقتا واسه خودم مرور میکنم و اگه تنها باشم با صدای بلند برای خودم تعریفش میکنم و خداروشکر میکنم و این یکی از بهترین تفریحات منه .
جالبه اون افرادی که همیشه از اتفاقات بدشون تعریف میکنن به من میگن تو خیلی خوش شانسی.
آره خب من با متمرکز کردن کانون توجه هم اتفاقات خوب و خواسته رو به زندگیم جذب میکنم.
البته اینم بگم که برخورد با افرادی که در مورد ناخواسته هاشون میگن و غر میزنن و اتفاقات بد رو بازگو میکنن تنها و تنها نتیجه باورهای منه ، اگه من در مدار درستی باشم ، حتی اون افراد رو نمیبینم.
پس من آگاهانه روی باورهام کار میکنم که در مدارهای بالاتر قرار بگیرم و افراد و شرایطی متناسب با باورهام برخورد کنم.
…………………
از خدای مهربانم سپاسگزارم منو در مدار درستی قرار داده تا زندگی قشنگی تجربه کنم.
از استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که با آگاهی ها و تجربیاتشون ، مارو هم از قوانین کیهانی آگاه میکنن . که ایشون دستی از خداست
از خانم شایسته عزیز سپاسگزارم بابت ایجاد سفرنامه، این حرکت خیلی در زندگی من تاثیر عالی داشته ، مخصوصا تعهد غیرقابل مذاکره !
از همه همراهان هم فرکانسی سپاسگزارم که با در اختیار قرار دادن تجربیاتشون بهمون انرژی میدن و این دلیل محکم برای تایید قانونه.
چندین روز است حس بسیار بهتری نسب به خود دارم چون از تمام وقایع به نفع خود بهره می برم حتی در سختی ها مواردی که به رشد و تعالی و آگاهیم کمک کرده را می بینم وسپاسگزارم. می بینم که هر روز آگاهتر از روز قبل شده ام و عملکردم بهتر از گذشته است این یعنی اکثر توجه من به خواسته هایم است و مواردی که من را شاد تر و ثروتمندتر و سالم تر میکند به سمت خودم جذب می کنم.
موضوعی که خیلی میبینیم و از اتفاقات چنان تعریف میکنند که حس دلسوزی بهت دست میده ولی دیگه اگاهانه سعی میکنم زیاد صحبت ها رو نشنوم و مسیر رو عوض کنم
من همیشه خاطرات دوست داشتی و خنده ام رو تعریف میکردم و همین اتفاق هم بیشتر می افتاد
پسرم شیطون هست نه ولی فقط به وسایل من کار داره و هر روز یه چیز جدید برای برداشتن و قائم کردن پیدا میکنه
و یا
در مورد عکس دوستی دارم قدیمی سالی یکبار زنگ میزنه و گاهی چیزهای تعریف میکنه که شاخ در میاری و دقیقا اتفاقات عجیب غریب براش میفته فقط به این دلیل که دائم در حال تعریف کردن و حق به جانب بودن است
امروزیعنی الان اتفاق جالبی افتاد دوستان می نویسند گاهی کامنت رو لایک میکنیم متوجه میشیم قبلا خوندیم و متوجه میشویم چقدر آگاهی ما فرق کرده من امروز کامنت خوندم که دیدم در جواب دوستمون جواب هم دادم و خیلی برام جالب بود
واقعا هر زمان این فایلها و این کامنتها رو بخونیم باز هم جذاب جدیدو پر از آگاهی است
استاد دقیقا دقیق میگویید به هر چه صحبت کنیم همان میشود و هر چه باور کنیم همان اتفاق می افتد و بس
خدایا شکرت بابت قوانین ثابت کائنات و زیبایی های جهان
بهار عزیزم خودم دارم متوجه میشم که چقدر داری بزرگ میشی و این بزرگ شدنت خیلی قشنگه چون کاملا ملموسه …
یکی از رشد هایی که امروز و این روزها واسم اتفاق میفته رابطه ی عالی که باخانوادم پیدا کردم مخصوصا پدرم که عاشقشم ، خیلی راحت تر باهاش حرف میزنم بحث هایی که دوست داره رو راحت تر بهش گوش میکنم ،سعی میکنم باهاش همراه باشم ،
امروز مثل سه شنبه قبلی با بابا رفتم کوه ،انقدر صبح زود بود که نمازمون و اون بالا خوندیم ،وااای که چه تصویر لذت بخشی از ماه دیدم ،جاتون خالی .
بعدش خیلی با آرامش اومدم و روزمو شروع کردم ، دفترمو برداشتم و مثل هروز توش نوشتم که دوس دارم امروز چه اتفاقاتی بیفته و به قول استاد بهش نچسبیدم و توکل کردم به خدای بزرگ و دفتر و کنار گذاشتم ،
دقیقا ظهر همون جوری شد که میخواستم به همراه بابا رفتم سازمو از استاد تحویل گرفتم خیلی راحت و بی دردسر ،
بلافاصله اومدم تمرین کردم که چقدر حال داد عشق کردم با سازم ،
بعدش اومدم یه ناهار دلچسب خوردم واااای که چه پلو عدس خوش مزه ای بود جاتون خالی ،
بعد یکمی نشستم کلیپ های کلاس و دیدم ،دقیقا این روزا اصلا باخودم شوخی ندارم در عین حال که به خودم انگیزه کارو فعالیت میدم اما به ذهنم استراحت میدم ،بهش اجازه میدم خودش بگه الان کتاب بخون ،الان بخواب ،الان تمرین کن ،الان برو پیاده روی و…
اینجوری قشنگ حس میکنم ذهن و روحم و دارم باهم منطبق میکنم که هردوشون در کمال آرامش تصمیمات ریز و درشت و بگیرن ،
خیلی راحت به دوستام نه میگم و میگم باهاتون بیرون نمیام (البته دوستایی که توی مسیر من نیستن) خیلی راحت و با آرامش میشینم خونه یا خودم به تنهایی پیاده روی میکنم ،خیلی حس خوبی بهم میده ، (پیاده روی من و زنده و تازه میکنه )
این روزا داریم تصمیم میکیریم که به یه مسافرت بریم مسافرت به جنوب کشور که تا حالا اصلا نرفتیم و ندیدیمش ، خدایا شکرت که این روزا داره اتفاقات پشت سرهم میفته ،
این روزا دارم میشنوم که حتی پدرم که روزای اول زیاد با استاد عباس منش موافق نبود اما الان داره نرم میشه ،حتی شنیدم که داره حرفاشو تکرار میکنه ولی حواسش نیست ،
این روزا دارم درون خودم میبینم به محض اینکه مبام غیبت کنم یا کسی و قضاوت کنم انگار یکی حرفمو قطع میکنه یا میگه الان نگو ، واااای خیلی حس خوبی دارم ،
امروز نوشته ای که داخل سایت دیدم و سریعا داخل گوشیم نوشتمش که من باید تاکید کنم هر لحظه فقط و فقط تحسین کنم و این تحسین به طوری واقعی باشه که من و به احساس خوب برسونه نه اینکه الکی تحسین کنم ،
(قبلا سعی میکردم تمام فابل ها رو ببینم و اکثر کامنت هارو بخونم ، اما از شروع این سفرنامه یه نکته یا باوری که بهش برخورد میکنم ، حتی وقتی دارم کامنت میخونم یا فایل میبینم یا حتی داخل ویس ها به نکته ای برخورد میکنم ، سریعا متوقفش میکنم و مینویسم و باخودم تکرارش میکنم ،
آره این راهشه ، این مسیریه که میتونه منو تغییر بده نه اینکه مدام و پشت سرهم گوش کنم و هیچی به هیچی …
من حتی کلمه آگاهاااااااااانه رو تازه انگار متوجه. شدم یعنی چی ، آقا یعنی کاملا آگاه باش و انجامش بده یعنی اگه قراره حرفی و نشنوی بلند شو برو ، حرف و عوض کن خودتو سرگرم کاری کن که اون موضوع و ماهیتش کلا عوض بشه این یعنی تغییر یعنی حرکت ،
آرههههه تازه دارم میفهمم بهاااااار تو داری تغییر میکنی تو داری تکامل طی میکنی ، فقط کافیه آروم باشی و ادامه بدی بله از همه چیز لذت ببر و ادامه بده …
خیلی حس خوبی دارم که دارم یاد میگیرم خدایا شکرت ، شکرت که دارم شکر گذاریتو باورسازی میکنم ، دارم یاد میگیرم که چه چیزاهایی و توی این چند سال از عمرم ندیدم و نمیدونستم ،
به همه دوستان عزیز و سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
روز شماره دهم
تو این مدت اتفاقات ناخوشایند برام رخ داد
و یک اتفاقی بود که چند بار برای اطرافیان با آب تاب توضیح میدادم و من تصلا فکر نمی کردم که دارم بر خلاف قانون عمل می کنم
اتفاقا همین امروز بعد ظهر واسه برادر زاده ام تعریف می کردم
و نمیدونستم دارم چکار با خودم و زندگیم می کنم
و خداروشکر امروز که این فایل رو گوش دادم و کامنت دوستان دو خواندم یهو انگاری از خواب بیدار شدم
که اکرم داری چکار می کنی داری با تعریف کردن
داری از اون مدل اتفاقات دعوت میکنی
داری توجه می کنی
هر چند من تو این چند وقت آگاهانه تمرکزم رو روی زیبایی ها گذاشته بودم و سعی میکنن بیشتر بزارم
ولی در این مورد اصلا یادم شده بود
حالا دارم میفهمم که دقتی تو با جزئیات اون ماجرا رو توضیح می دهی کائنات و قوانینش کاری نداره از همون مدل دو بهت میدهد
هم این جا به خودم تعهد می دهم که دیگه تا میتوانم در مورد چیزهای که ناخوشایند است
در هر مورد ی حرفش رو نزنم حتی با خودم
و تا می توانم فقط فقط تمرکزم رو بزارم روی زیبایی ها و نکات مثبت و فراوانی ها و چیزهای قشنگ و ماجراها ی قشنگ زندگیم که خدایش خیلی زیاد شد و با تمام وجود فقط روی باورهایم کار کنم
از استاد عزیز بسیار سپاسگذارم که با تمام وجود قوانین جهان هستی رو به ما آموزش میدهند
و از خداوند هم سپاسگذارم که قوانین بدون تغییر رو برای ما خلق کرد و ما با رعایت کردن به این قوانین می توانیم زندگی زیباتر وبهتری رو بدای خودمان خلق کنیم
روز دهم سفرنامه نسترن خوش شانس ترین انسان روی زمین و معشوقه خداوند
سلام استاد عزیزم
عجب جمله نابی بود: وقتی شما دوست دارین درباره مشکلات صحبت کنید، بخاطر این اشتیاقی که به صحبت کردن درباره ی مشکلات دارین مشکلات بیشتری رو به سمت خودتون جذب میکنید چون دوست دارین ی اتفاق بدی براتون رخ بده که تو جمع حرفی برای زدن داشته باشین.
مسلماً کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی گشتند و نصاری و صابئین، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و عمل شایستهای انجام دهد، پاداش چنین کسانی نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین میشوند.
نترسی دارند و نه ناراحت میشوند…
سلام به دوستای عزیزم
خیلی خوشحالم بخاطر اینکه هر روز دارم فایلی از شما استاد عزیز رو میبینم و کامنت هم مینویسم.
این فایل 6 دقیقه بود … اما چقدر حس خوبی بهم دادین.
احساس بچه داشتن، خیلی دوست دارم ازدواج کنم، بچه دار بشم… با پسر یا دخترم و همسرم مسافرت برم . تجربیاتم رو از زندگی در اختیارشون بزارم و بهم افتخار کنن.
احساس ثروتمند بودن، خیلی راحت شما به فرانسه سفر کردین بدون اینکه نگران کار کردن و پول درآوردن باشین،و برای همیشه دغدغهی پولرو از زندگیتون حذف کردین.
حس خوب، احساس خوب = با اتفاقات خوب
وقتی من حالم خوبه… دوس دارم با خودم باشم، با خودم از تنهایی خودم لذت میبرم. خودمو دوست دارم. وقتی حالم خوب باشه سعی میکنم واسه پیشرفت خودم قدم بردارم. واسه زندگیم ارزش قائل میشم پس دیگه نمیام در مورد چیزایی که حالم رو بد میکنه بیشتر صحبت کنم یا خودمو توی موقعیت بد دیگه تصور نمیکنم که بخوام تو ذهنم جلب توجه کنم. اصن دیگه بقیهای در کار نیستن.
واقعا وقتی حالم خوب میشه ذهنم بهتر کار میکنه و به قولی مثل یک اقیانوسی میشم که اگر هم بدی دیدم از کسی، یا چیزی ناراحتم کرد، تو وجودم هضمش میکنم، تو وجودم از بین میبرمش. غرقش میکنم تو وجودم.
خدایا میخوام کمکم کنی تا بتونم از این زندگیای که دارم،
سلام به استاد انرژی مثبتم و خانم شایسته عزیزم و خانواده دوست داشتنیم سپاسگزارم از همتون برای وجودتون و از خانم شایسته ی عزیز که با سفرقشنگی که روی فایلهای استاد شروع کردن با اینکارشون واسه من مثل ی دوره شده هروز تمرین کردن روی باورام و چقد تو این چندروزه ترمزامو پیداکردم چقد حسم خوب شده نشونه های قشنگ واسم اتفاق افتاده و چیزایی که فکر میکردم بلدم ولی یادم رفته بود و یادآوری شده برام که باورهای قدرتمند کننده برای خودم بسازم و حتی منی که فک میکردم همه فایلهای رایگان استادو دیدم متوجه میشیم هنوز بعضیاشونو ندیدم مثل همین فایل تولد استاد که جواب سوالی بود که چندوقت توی ذهنم بود سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم… و در مورد این فایلم بگم که من قبلا اتفاقات بد زیادی برام می افتاد و عادت داشتم در موردشون حرف بزنم و نمیدونستم با اینکارم خودم دارم دوباره به وجودشون میارم ولی از وقتی که این فایل و دیدم و قانونو فهمیدم ی برنامه واسه خودم گذاشتم و گفتم فقط امروز و سعی میکنم به ناخواسته هام توجه نکنم بهشون فکرنکنم و فقط امروز در موردشون حرف نزنم و جالب اینه فرداش دیگه یادم میرفت و هروز همینو میگم و بعد چند وقت دیدم وای چقد عوض شدم دیگه عادتم شده در مورد چیزایی که نمیخوام حرف نزنم و به همون نسبتم اون اتفاقا واسم نمیوفته و به جاش خواسته هام و چیزایی که دوس دارم اتفاق میوفته? البته بعضی وقتام مث قبل رفتار میکنم سریع یادم میاد دارم از مسیر خارج میشم دوباره سعی میکنم توجهمو بزارم رو خوبی ها و نکات مثبت زندگیم فقط کافیه همین کارو کنیم هروز کمی مهربون تر، کمی صبورتر، کمی با ایمان تر، کمی امیدوارتر…خدایا شکرت استاد مهربونم ازت ممنونم که دستان خداوند توی زندگیم شدی توی همه فایلاتون احساستون یکیه قانونو سخاوتمندانه میگید و فایل رایگان و محصولتون هیچ فرقی باهم نداره همه جا فقط میخواید توجه ما به احساس خوبمون باشه تا به خواسته هامون برسیم سپاسگزارم??? راستی استاد از وقتی رابطه شما و عشق جانتونم دیدم کلا نظرم در مورد روابط عوض شده کاش ماهم بتونیم همچین رابطه ی قشنگی بدون وابستگی و بااحساس خوب و بال پرواز بودن برای هم داشته باشیم? و میدونم اگه خوب بتونم روی باورام کار کنم حتما میتونم داشته باشم? به امید خدای وهابم… دوستون دارم???
سلام به استاد عزیزم، بانوی شایستهی نازنین، و همهی دوستان گلم توی سایت
امروز دهمین روز از فصل اولِ تحول زندگی منه…
و فقط میتونم بگم:
“خدایا، هر چی دارم از خودته… خودت دادی، خودت هم نگهش دار ️”
میدونی؟ من همیشه تو زندگی یه جورایی منفینگر بودم. هی اتفاق بد، پشتِ اتفاق بد. اون موقعها نمیدونستم که خودمم دارم اون اتفاقارو با حرفا و باورام به زندگیم دعوت میکنم. فکر میکردم وقتی برای دوستام از مشکلاتم میگم، دارم خودمو خالی میکنم… غافل از اینکه داشتم بیشتر و بیشتر همونا رو به خودم جذب میکردم.
ولی حالا کمکم دارم بیدار میشم…
راستش ذهنم هنوزم گاهی زور میزنه و منو میبره سمت حرفای منفی، ولی دست از تلاش برنداشتم. دارم تمرین میکنم، هر روز، هر لحظه، که کنترل ذهنمو به دست بگیرم. که مثبت فکر کنم، مثبت حرف بزنم و عشق و آرامش بفرستم به کائنات… چون میدونم هر چی بفرستم، همونو میگیرم.
گذشتهم پر بوده از اتفاقای عجیب، دردای تلخ و روزای سخت…
ولی حالا با دلی روشن و قلبی آروم، با خودم میگم:
“اون روزا هم یه هدف داشتن… اونا منو ساختن، قویم کردن، ظرف وجودیمو بزرگتر کردن تا حالا آماده باشم برای اتفاقای قشنگی که قراره بینظیر بیان سر راهم.”
من لایق خوشبختیام.
لایق ثروت و عشق و آرامش و هر چی خوبی توی این دنیاست.
و باور دارم که از این به بعد، جهان هممسیرِ منه… دستمو میگیره و میبره به سمت بهترینِ بهترینا.
این تازه شروعشه…
و من با عشق و شکرگزاری، قدم به قدم دارم جلو میرم….
خدایا خییلی دوستت دارم …..
به خالق زیبایی ها
این فایل دقیقا برای من بود
در رابطه عاطفیم در شرایطی ام که مدام دارم راجع بهش حرف میزنم چه تو ذهنم چه وقتی ک دیگران ازم سوال میپرسن میشینم با اب و تاب توضیح میدم
اما همینحا برای خودم رد پا میزارم به خودم تعهد میدم که هیجا نه پیش کسی نه تو ذهنم نشخوار فکری نمیکنم
کلا در مورد تضادها و ناخاسته ها و اتفاقات بد صحبت نکنم چون در مداری قرار میگیریم که از اون جنس اتفاقات وبیشتر به زندگیمون دعوت میکنیم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمندباشین
به نام خدای قوانین تغییرناپذیر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و خونواده عزیزم
روز دهم از سفر کیهانی.
27 بهمن 97
خدایا شکرت که تونستم برگی دیگه از سفرنامه رو ببینم و ردپامو در دهمین روز از این سفر زیبا به جا بزارم
من همیشه توی جمع های دوستان و اقوام به فرد آروم و کم حرفی مشهور هستم. میدونید چرا?
چون همه اون افراد با آب و تاب در مورد اتفاقات ناخواسته شون صحبت میکنن و بقیه هم لذت میبرن و سراپا بهش گوش میدن ولی من علاوه بر اینکه علاقه ای به گوش دادن به حرفاشون ندارم بلکه این روزا یا اون فضا رو ترک میکنم یا هندزفریمو گوش میزارم چون غذای مسمومی دارن وارد ذهنشون میکنن.
و این افراد علاقه ای به شنیدن اتفاقات زیبا ندارن چون توی مدار غم و افسردگی هستن . اما من اتفاقاتی که برام رخ داده رو خیلی وقتا واسه خودم مرور میکنم و اگه تنها باشم با صدای بلند برای خودم تعریفش میکنم و خداروشکر میکنم و این یکی از بهترین تفریحات منه .
جالبه اون افرادی که همیشه از اتفاقات بدشون تعریف میکنن به من میگن تو خیلی خوش شانسی.
آره خب من با متمرکز کردن کانون توجه هم اتفاقات خوب و خواسته رو به زندگیم جذب میکنم.
البته اینم بگم که برخورد با افرادی که در مورد ناخواسته هاشون میگن و غر میزنن و اتفاقات بد رو بازگو میکنن تنها و تنها نتیجه باورهای منه ، اگه من در مدار درستی باشم ، حتی اون افراد رو نمیبینم.
پس من آگاهانه روی باورهام کار میکنم که در مدارهای بالاتر قرار بگیرم و افراد و شرایطی متناسب با باورهام برخورد کنم.
…………………
از خدای مهربانم سپاسگزارم منو در مدار درستی قرار داده تا زندگی قشنگی تجربه کنم.
از استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که با آگاهی ها و تجربیاتشون ، مارو هم از قوانین کیهانی آگاه میکنن . که ایشون دستی از خداست
از خانم شایسته عزیز سپاسگزارم بابت ایجاد سفرنامه، این حرکت خیلی در زندگی من تاثیر عالی داشته ، مخصوصا تعهد غیرقابل مذاکره !
از همه همراهان هم فرکانسی سپاسگزارم که با در اختیار قرار دادن تجربیاتشون بهمون انرژی میدن و این دلیل محکم برای تایید قانونه.
خیلی دوستتون دارم
در پناه رب
والحمد لله رب العالمین
روز دهم سفرنامه
سلام همراهان عزیزم
چندین روز است حس بسیار بهتری نسب به خود دارم چون از تمام وقایع به نفع خود بهره می برم حتی در سختی ها مواردی که به رشد و تعالی و آگاهیم کمک کرده را می بینم وسپاسگزارم. می بینم که هر روز آگاهتر از روز قبل شده ام و عملکردم بهتر از گذشته است این یعنی اکثر توجه من به خواسته هایم است و مواردی که من را شاد تر و ثروتمندتر و سالم تر میکند به سمت خودم جذب می کنم.
در پناه رب العالمین وهاب مهتدی باشید?
سلام و درود
ردپا
موضوعی که خیلی میبینیم و از اتفاقات چنان تعریف میکنند که حس دلسوزی بهت دست میده ولی دیگه اگاهانه سعی میکنم زیاد صحبت ها رو نشنوم و مسیر رو عوض کنم
من همیشه خاطرات دوست داشتی و خنده ام رو تعریف میکردم و همین اتفاق هم بیشتر می افتاد
پسرم شیطون هست نه ولی فقط به وسایل من کار داره و هر روز یه چیز جدید برای برداشتن و قائم کردن پیدا میکنه
و یا
در مورد عکس دوستی دارم قدیمی سالی یکبار زنگ میزنه و گاهی چیزهای تعریف میکنه که شاخ در میاری و دقیقا اتفاقات عجیب غریب براش میفته فقط به این دلیل که دائم در حال تعریف کردن و حق به جانب بودن است
امروزیعنی الان اتفاق جالبی افتاد دوستان می نویسند گاهی کامنت رو لایک میکنیم متوجه میشیم قبلا خوندیم و متوجه میشویم چقدر آگاهی ما فرق کرده من امروز کامنت خوندم که دیدم در جواب دوستمون جواب هم دادم و خیلی برام جالب بود
واقعا هر زمان این فایلها و این کامنتها رو بخونیم باز هم جذاب جدیدو پر از آگاهی است
استاد دقیقا دقیق میگویید به هر چه صحبت کنیم همان میشود و هر چه باور کنیم همان اتفاق می افتد و بس
خدایا شکرت بابت قوانین ثابت کائنات و زیبایی های جهان
شاد و موفق و ثروتمند باشید
به نام خداوند خالق زیبایی خالق من
روز دهم از سفرنامه
بهار عزیزم خودم دارم متوجه میشم که چقدر داری بزرگ میشی و این بزرگ شدنت خیلی قشنگه چون کاملا ملموسه …
یکی از رشد هایی که امروز و این روزها واسم اتفاق میفته رابطه ی عالی که باخانوادم پیدا کردم مخصوصا پدرم که عاشقشم ، خیلی راحت تر باهاش حرف میزنم بحث هایی که دوست داره رو راحت تر بهش گوش میکنم ،سعی میکنم باهاش همراه باشم ،
امروز مثل سه شنبه قبلی با بابا رفتم کوه ،انقدر صبح زود بود که نمازمون و اون بالا خوندیم ،وااای که چه تصویر لذت بخشی از ماه دیدم ،جاتون خالی .
بعدش خیلی با آرامش اومدم و روزمو شروع کردم ، دفترمو برداشتم و مثل هروز توش نوشتم که دوس دارم امروز چه اتفاقاتی بیفته و به قول استاد بهش نچسبیدم و توکل کردم به خدای بزرگ و دفتر و کنار گذاشتم ،
دقیقا ظهر همون جوری شد که میخواستم به همراه بابا رفتم سازمو از استاد تحویل گرفتم خیلی راحت و بی دردسر ،
بلافاصله اومدم تمرین کردم که چقدر حال داد عشق کردم با سازم ،
بعدش اومدم یه ناهار دلچسب خوردم واااای که چه پلو عدس خوش مزه ای بود جاتون خالی ،
بعد یکمی نشستم کلیپ های کلاس و دیدم ،دقیقا این روزا اصلا باخودم شوخی ندارم در عین حال که به خودم انگیزه کارو فعالیت میدم اما به ذهنم استراحت میدم ،بهش اجازه میدم خودش بگه الان کتاب بخون ،الان بخواب ،الان تمرین کن ،الان برو پیاده روی و…
اینجوری قشنگ حس میکنم ذهن و روحم و دارم باهم منطبق میکنم که هردوشون در کمال آرامش تصمیمات ریز و درشت و بگیرن ،
خیلی راحت به دوستام نه میگم و میگم باهاتون بیرون نمیام (البته دوستایی که توی مسیر من نیستن) خیلی راحت و با آرامش میشینم خونه یا خودم به تنهایی پیاده روی میکنم ،خیلی حس خوبی بهم میده ، (پیاده روی من و زنده و تازه میکنه )
این روزا داریم تصمیم میکیریم که به یه مسافرت بریم مسافرت به جنوب کشور که تا حالا اصلا نرفتیم و ندیدیمش ، خدایا شکرت که این روزا داره اتفاقات پشت سرهم میفته ،
این روزا دارم میشنوم که حتی پدرم که روزای اول زیاد با استاد عباس منش موافق نبود اما الان داره نرم میشه ،حتی شنیدم که داره حرفاشو تکرار میکنه ولی حواسش نیست ،
این روزا دارم درون خودم میبینم به محض اینکه مبام غیبت کنم یا کسی و قضاوت کنم انگار یکی حرفمو قطع میکنه یا میگه الان نگو ، واااای خیلی حس خوبی دارم ،
امروز نوشته ای که داخل سایت دیدم و سریعا داخل گوشیم نوشتمش که من باید تاکید کنم هر لحظه فقط و فقط تحسین کنم و این تحسین به طوری واقعی باشه که من و به احساس خوب برسونه نه اینکه الکی تحسین کنم ،
(قبلا سعی میکردم تمام فابل ها رو ببینم و اکثر کامنت هارو بخونم ، اما از شروع این سفرنامه یه نکته یا باوری که بهش برخورد میکنم ، حتی وقتی دارم کامنت میخونم یا فایل میبینم یا حتی داخل ویس ها به نکته ای برخورد میکنم ، سریعا متوقفش میکنم و مینویسم و باخودم تکرارش میکنم ،
آره این راهشه ، این مسیریه که میتونه منو تغییر بده نه اینکه مدام و پشت سرهم گوش کنم و هیچی به هیچی …
من حتی کلمه آگاهاااااااااانه رو تازه انگار متوجه. شدم یعنی چی ، آقا یعنی کاملا آگاه باش و انجامش بده یعنی اگه قراره حرفی و نشنوی بلند شو برو ، حرف و عوض کن خودتو سرگرم کاری کن که اون موضوع و ماهیتش کلا عوض بشه این یعنی تغییر یعنی حرکت ،
آرههههه تازه دارم میفهمم بهاااااار تو داری تغییر میکنی تو داری تکامل طی میکنی ، فقط کافیه آروم باشی و ادامه بدی بله از همه چیز لذت ببر و ادامه بده …
خیلی حس خوبی دارم که دارم یاد میگیرم خدایا شکرت ، شکرت که دارم شکر گذاریتو باورسازی میکنم ، دارم یاد میگیرم که چه چیزاهایی و توی این چند سال از عمرم ندیدم و نمیدونستم ،
خدایا شکرتتتتتتت برای آفرین استاد عباس منش…
سلام
به همه دوستان عزیز و سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
روز شماره دهم
تو این مدت اتفاقات ناخوشایند برام رخ داد
و یک اتفاقی بود که چند بار برای اطرافیان با آب تاب توضیح میدادم و من تصلا فکر نمی کردم که دارم بر خلاف قانون عمل می کنم
اتفاقا همین امروز بعد ظهر واسه برادر زاده ام تعریف می کردم
و نمیدونستم دارم چکار با خودم و زندگیم می کنم
و خداروشکر امروز که این فایل رو گوش دادم و کامنت دوستان دو خواندم یهو انگاری از خواب بیدار شدم
که اکرم داری چکار می کنی داری با تعریف کردن
داری از اون مدل اتفاقات دعوت میکنی
داری توجه می کنی
هر چند من تو این چند وقت آگاهانه تمرکزم رو روی زیبایی ها گذاشته بودم و سعی میکنن بیشتر بزارم
ولی در این مورد اصلا یادم شده بود
حالا دارم میفهمم که دقتی تو با جزئیات اون ماجرا رو توضیح می دهی کائنات و قوانینش کاری نداره از همون مدل دو بهت میدهد
هم این جا به خودم تعهد می دهم که دیگه تا میتوانم در مورد چیزهای که ناخوشایند است
در هر مورد ی حرفش رو نزنم حتی با خودم
و تا می توانم فقط فقط تمرکزم رو بزارم روی زیبایی ها و نکات مثبت و فراوانی ها و چیزهای قشنگ و ماجراها ی قشنگ زندگیم که خدایش خیلی زیاد شد و با تمام وجود فقط روی باورهایم کار کنم
از استاد عزیز بسیار سپاسگذارم که با تمام وجود قوانین جهان هستی رو به ما آموزش میدهند
و از خداوند هم سپاسگذارم که قوانین بدون تغییر رو برای ما خلق کرد و ما با رعایت کردن به این قوانین می توانیم زندگی زیباتر وبهتری رو بدای خودمان خلق کنیم
روز دهم سفرنامه نسترن خوش شانس ترین انسان روی زمین و معشوقه خداوند
سلام استاد عزیزم
عجب جمله نابی بود: وقتی شما دوست دارین درباره مشکلات صحبت کنید، بخاطر این اشتیاقی که به صحبت کردن درباره ی مشکلات دارین مشکلات بیشتری رو به سمت خودتون جذب میکنید چون دوست دارین ی اتفاق بدی براتون رخ بده که تو جمع حرفی برای زدن داشته باشین.
بقره:62
مسلماً کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی گشتند و نصاری و صابئین، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و عمل شایستهای انجام دهد، پاداش چنین کسانی نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین میشوند.
نترسی دارند و نه ناراحت میشوند…
سلام به دوستای عزیزم
خیلی خوشحالم بخاطر اینکه هر روز دارم فایلی از شما استاد عزیز رو میبینم و کامنت هم مینویسم.
این فایل 6 دقیقه بود … اما چقدر حس خوبی بهم دادین.
احساس بچه داشتن، خیلی دوست دارم ازدواج کنم، بچه دار بشم… با پسر یا دخترم و همسرم مسافرت برم . تجربیاتم رو از زندگی در اختیارشون بزارم و بهم افتخار کنن.
احساس ثروتمند بودن، خیلی راحت شما به فرانسه سفر کردین بدون اینکه نگران کار کردن و پول درآوردن باشین،و برای همیشه دغدغهی پولرو از زندگیتون حذف کردین.
حس خوب، احساس خوب = با اتفاقات خوب
وقتی من حالم خوبه… دوس دارم با خودم باشم، با خودم از تنهایی خودم لذت میبرم. خودمو دوست دارم. وقتی حالم خوب باشه سعی میکنم واسه پیشرفت خودم قدم بردارم. واسه زندگیم ارزش قائل میشم پس دیگه نمیام در مورد چیزایی که حالم رو بد میکنه بیشتر صحبت کنم یا خودمو توی موقعیت بد دیگه تصور نمیکنم که بخوام تو ذهنم جلب توجه کنم. اصن دیگه بقیهای در کار نیستن.
واقعا وقتی حالم خوب میشه ذهنم بهتر کار میکنه و به قولی مثل یک اقیانوسی میشم که اگر هم بدی دیدم از کسی، یا چیزی ناراحتم کرد، تو وجودم هضمش میکنم، تو وجودم از بین میبرمش. غرقش میکنم تو وجودم.
خدایا میخوام کمکم کنی تا بتونم از این زندگیای که دارم،
…
به زندگیای که میخوام هجرت کنم.
کمکم کن
به امید خودت
00:03
بنام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام به استاد انرژی مثبتم و خانم شایسته عزیزم و خانواده دوست داشتنیم سپاسگزارم از همتون برای وجودتون و از خانم شایسته ی عزیز که با سفرقشنگی که روی فایلهای استاد شروع کردن با اینکارشون واسه من مثل ی دوره شده هروز تمرین کردن روی باورام و چقد تو این چندروزه ترمزامو پیداکردم چقد حسم خوب شده نشونه های قشنگ واسم اتفاق افتاده و چیزایی که فکر میکردم بلدم ولی یادم رفته بود و یادآوری شده برام که باورهای قدرتمند کننده برای خودم بسازم و حتی منی که فک میکردم همه فایلهای رایگان استادو دیدم متوجه میشیم هنوز بعضیاشونو ندیدم مثل همین فایل تولد استاد که جواب سوالی بود که چندوقت توی ذهنم بود سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم… و در مورد این فایلم بگم که من قبلا اتفاقات بد زیادی برام می افتاد و عادت داشتم در موردشون حرف بزنم و نمیدونستم با اینکارم خودم دارم دوباره به وجودشون میارم ولی از وقتی که این فایل و دیدم و قانونو فهمیدم ی برنامه واسه خودم گذاشتم و گفتم فقط امروز و سعی میکنم به ناخواسته هام توجه نکنم بهشون فکرنکنم و فقط امروز در موردشون حرف نزنم و جالب اینه فرداش دیگه یادم میرفت و هروز همینو میگم و بعد چند وقت دیدم وای چقد عوض شدم دیگه عادتم شده در مورد چیزایی که نمیخوام حرف نزنم و به همون نسبتم اون اتفاقا واسم نمیوفته و به جاش خواسته هام و چیزایی که دوس دارم اتفاق میوفته? البته بعضی وقتام مث قبل رفتار میکنم سریع یادم میاد دارم از مسیر خارج میشم دوباره سعی میکنم توجهمو بزارم رو خوبی ها و نکات مثبت زندگیم فقط کافیه همین کارو کنیم هروز کمی مهربون تر، کمی صبورتر، کمی با ایمان تر، کمی امیدوارتر…خدایا شکرت استاد مهربونم ازت ممنونم که دستان خداوند توی زندگیم شدی توی همه فایلاتون احساستون یکیه قانونو سخاوتمندانه میگید و فایل رایگان و محصولتون هیچ فرقی باهم نداره همه جا فقط میخواید توجه ما به احساس خوبمون باشه تا به خواسته هامون برسیم سپاسگزارم??? راستی استاد از وقتی رابطه شما و عشق جانتونم دیدم کلا نظرم در مورد روابط عوض شده کاش ماهم بتونیم همچین رابطه ی قشنگی بدون وابستگی و بااحساس خوب و بال پرواز بودن برای هم داشته باشیم? و میدونم اگه خوب بتونم روی باورام کار کنم حتما میتونم داشته باشم? به امید خدای وهابم… دوستون دارم???