اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خواندن کامنتها برام لذت بخش شده همین امروزرفته بودم کارواش وطرف گفت 45دقیقه ای طول میکشه من هم بدون نگرانی وناراحتی نشستم وکامنت گذاشتم ولذت بردم خیلی هم محکم حرفم روزدم
قبلی که برم گفتم بهش بادوجارو وباکف بشوره گفت باشه
الهی شکر ،پسر چه حس وبیداری وقتی کامنت دو ماه پیش خودتو دوباره قبل از نوشتن آخرین دریافت هات از فایل می نویسی انگار یه نقشه ذهنی داره تو سرت رسم میشه یادمه دوماه پیش وقتی رسیدم به این فایل سعی کردم اصلا در مورد روزمرگی و حرفهاواتفاقات منفی هیچ واکنش نشون ندم یا بقول فرمایش استاد اعراض کنم ،رسیدم به یک اسم آدرس از یک آهن فروش غول ،که باور میزان داری های مالی اون برام غیر قابل تصور بوده چون من اصلا توی مدار همچین آدمهای نبودم،ولی امروز آگاهانه تصمیم گرفتم نرم سر کار قبلی دوست دارم چند ساعت تنبلی کنم،! دوست دارم فلاکس چای رو بردارم برم کوه تنهای تنهای تنها با یک دفتر و خودکار امروز روزه منه،من باید یاد بگیرم تنها راه خوش شانس شدن حرف زدن راجع به اتفاقات خوبه و عمدا از اتفاقات بد حرفی نزدنه،فایل های مثل این که کوچیک مستقیم به مشکل اشاره می کنه ورا ه حل هم میده تمرین داره حالا این من و اینم عملکرد م پس پیش به سوی خوش شانس شدن،،،،،😋🎇🎊🎉🎁🎯استاد گلم پیروزی تیم محبوبد رو هم تو سوپر بال تبریک میگم،متشکرم که راه درسته ، طرف داری و حتی مسابقه دیدن رو هم به ما یاد می دی یعنی طبق قانون زندگی کردن ،شادی کردن غذا خوردن ورزش کردن خرید کردن فیلم برداری کردن،قانون قانون قانون
بیشتر کانون توجه امروزم به نشانههایی در راستای عمل به الهامی که در چند روز اخیر دریافت کردم بود…
خب من مشاور املاک هستم و از وقتی که متعهدانه و به شدت روی باور هایم به وسیله کنترل ورودی ها و گوش دادن به فایل های استاد و عمل بهشون کار می کنم چند روزی به دلم افتاده بود که محیط کاریمو تغییر بدم چون دیگه وضعیت فرق کرده و اون محیط مناسب من نیست بابت همین همش از خدا میپرسیدم که واقعاً باید این کار رو کنم؟ خب بعدش کجا برم؟
بعد نشانه هایی رو از طریق سایت و خانواده ام میدیم که باید حتماً این کار رو کنم و دفتر املاکم رو تغییر بدم
بلاخره امروز شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۰ در تایم صبح اولین قدم رو برداشتم و برای اولین بار بصورت آگاهانه چیزی که بهم الهام شده بود رو بهش عمل کردم…
یعنی بدون اینکه قدم بعدی رو بدونم رفتم فقط چیزی که بهم گفته شد رو انجام دادم
به رئیس دفتر گفتم که دیگه نمیخوام به اینجا بیام و بحث حساب کتابامو بگین که به چه صورت و خیلی جالبه خیلی راحت و بدون هیچ دلخوری و در کمال آرامش اونجا رو ترک کردم.
از اینکه به الهامی که بهم شده بود گوش دادم و عمل کردم خیلی خیلی احساس خوبی بهم دست داد حس رهایی داشتم خخخخ
خلاصه اینکه بعدش توجه هم رو بیشتر کردم که حواسم به نشانه ها باشه برای قدم بعدی به این ترتیب هدایت شدم به دفتر املاک خیلی شیک و خوب با یک رئیس دفتر خنده رو و بانشاط😊
توی راه برگشت هم قسمت سوم توجه بر نکات مثبت رو تماشا کردم و توجه هم رو بردم روی زیبایی ها…
امروز به خودم تاکید کردم که دیگه از این لحظه به بعد زندگیم رو بر اساس هدایتی که میشه پیش ببرم چون بهترین و لذتبخش ترین راه هست.
خدایا شکرت
استاد عباس منش عزیزم ازت سپاسگزارم بابت راهی که بهم نشون دادی
علاقه بیش از اندازه ای که در گذشته نه چندان دور داشتم برای صحبت کردن درباره داستانهایی که بعضا با بزرگنمایی بیش از حد اونموضوع، فقط و فقط برای جلب توجه دوستام که بخاطر کمبود عزت نفس و حس ترحم و جذابیت از نگاه دیگران بود،همیشه بدترین نتیجه رو برام داشت به اسم قربانی بودن،مظلوم موندن که بخاطر باورهای غلط و عدم درک این موضوع اونو به متانت و ادب و حجب و سر به زیری مرتبط می دونستم .
در مدت کوتاهی که به لطف خدای بزرگ با آموزه های استاد عباسمنش بخصوص در بحث عزت نفس آشنا شدم و حرکتهای کوچیک برای تغییر رفتارهام انجام دادم اتفاقات کاملا متضاد با اون گذشته،نوع رفتار و احترام دیگران،حس راحتی بیشتر از دیروز و از همه مهمتر برای خود زندگی کردن تا حد زیادی رخ داده.
منم مثه همه دوستان تنها آروزم و تلاشم همین حرفه که احساس خوبی داشته باشم تا همیشه اتفاقات خوب در مسیرم قرار بگیره.
این استمرار خودم رو تحسین میکنم که قبلا وجود نداشت …
با توجه به صحبت های استاد …
صحبت های استاد یه نکته داشت …
اینکه افراد دوست دارن درمورد چیزایی صحبت کنن که اتفاقات ناخوشایند هست …
خب من با توجه به فایل های دیگه ای که از استاد شنیدم برمیگرده به عزت نفس شخص …
این فرد دوست داره که خودشو قربانی جلوه بده یجورایی دوست داره که ترحم بهش بشه …
دیگران دلشون براش بسوزه …
ناراحت بشن که چرا این اتفاقات همش برای این فرد رخ میده …
وقتی این افراد دوست دارن ک درمورد اتفاقات بد صحبت کنن درواقع از قبل برای خودشون سناریو ساختن که اون اتفاق براشون رخ بده و بعد اینکه اون اتفاق براشون رخ داد برای دیگران تعریف کنن …
یکسری از افراد هم هستن ک هنوز اتفاق بدی براشون رخ نداده ولی میخوان که توجه دیگران رو جلب کنن سناریو سازی میکنن و یا به قول خودمون خالی میبندن و خودشون رو مجبور به دروغ گفتن میکنن …
فقط بخاطر اینکه توجه دیگران رو به خودشون جلب کنن …
یکسری از افرادی که عزت نفس پایینی دارن بخاطر کمبود محبت هاشون بازم بخاطر توجه دیگران و دلسوزی دیگران خودشون رو مریض نشون میدن خیلی از افراد رو دیدم که فقط با یه غذای بد خوردن معدشون بهم ریخته و با یه شربت معده درست میشه یا عرق بالامبو ولی میگن ما زخم معده داریم و معدمون عصبیه و فلانی اعصابمو خورد کرد عصبی شدم معدم خونریزی کرده و و و و و و و
بعد طرف بهش دارو میده میزنه یجای دیگیشو داغون میکنه …
بد میگیم آخییییییییییییییییییییی تو هم که شانس نداری الهی بگردم که سرنوشتت اینطوری شده …
بعد جالبش اینه که اون فرد هم یه ضرب المثل خیلی قشنگی رو میگه : هرچی سنگه جلو پای لنگه …
میخواد که بیشتر طرف دلش براش بسوزه …
پیاز داغشو زیاد میکنه …
.
.
.
.
این صحبت ها همش از کمبود محبت ، کمبود عزت نفس میاد …
اگه ما تو این مدار باقی بمونیم به خودمون صدمه میزنیم هیچ کس طوریش نمیشه …
دلسوزی دیگران هم همون یه لحظست …
بعد اینکه تو از پیششون بری حتی یک دقیقه هم بهت فکر نمیکنن …
حتی اگه تو یک جمعی هم باشی یکی دیگه بحثو عوض کنه تو ، توهمون لحظه فراموش شده هستی چه برسه به اینکه از پیششون بری …
ده روز از سفرنامه ام گذشت و من تو این ده روز چقدر درس یاد گرفتم و چقدر هر روز این درس هارو با خودم مرور میکنم.خدایا شکرت🥰
درس امروز این بود که فقط راجب خواسته هام صحبت کنم👌🏻من تقریبا میشه گفت خیلی اهل حرف زدن نیستم یعنی زیاد حرف نمیزنم بیشتر با خودم صحبت میکنم راجب هر مسئله ای.اینکه بخوام فقط راجب اتفاقات خوب زندگیم صحبت کنم یه راهنمای خوب بود که بدونم دارم چی میگم🌱
راجب اتفاقات خوب با خودمم صحبت میکنم و اون هارو هی تو ذهنم مروز میکنم و البته بگم که راجب اتفاقات بد هم متاسفانه با خودم صحبت میکنم.الان سعی میکنم وقتی اتفاق ناخواسته ای برام میوفته از خودم بپرسم این اتفاق میخواد چی رو بهم بگه یعنی یجورایی سعی میکنم از اون اتفاق درسشو بردارم.تاحدودی موفق شدم اما بعضی وقتا میبینم رفتم تو قعر اون داستان و جالبه از اون جنس اتفاق رو بیشتر تجربه کردم👀همین اتفاقات داره بیشتر به ذهنم نشون میده که جهان قانونمنده و کم کم ذهنم داره همراهیم میکنه.ولی از حق نگذریم قبلا خیلی خودخوری میکردم.تو بعضی مسائل پیشه پا افتاده اما الان اگه همون اتفاق بیفته خیلی زود فراموش میکنم😃این نشونه خوبیه🙃دلیلش هم خلا های درونیم بود که الان هم دارم روش کار میکنم🥰
وقتی میام اینجا از روزم بنویسم.قبلش میگم اینو بگم اونو بگم ولی بعد از اینکه دیدگاهم رو ارسال میکنم و میره یادم میوفته که اااا اینو نگفتم 😅خیلی چیزها جامیمونه که بگم😅
تو قسمت دیدگاه ها هم سعی میکنم از خواسته ها و اتفاقات قشنگی که برام افتاده بنویسم حتی تو دفتر شکرگزاریم هم همین طوره و وقتایی که حالم خوب نیست باز سعی میکنم باخودم صحبت کنم و قوانین رو مرور کنم تا حالم بهتر بشه.نمونه اش دیشب.رفته بودم در قعر افکار پوچ موقع خواب بود با خودم گفتم اگه بااین حال بخوابم روز خوبی نخواهم داشت پس شروع کردم به نوشتن درباره قوانین که اینجوریه تو باید الان این شکلی کنی این کارو انجام بدی خلاصه یه نیم ساعتی شد باخودم و خدای خودم تو دفتر شکرگزاری ایم صحبت کردم و به طرز معجزه آسایی حالم خیلییی بهتر شد😍😍😍😍😍😍😍
یه فایلی از استاد بود که تو کپشن میشه فکر کنم🤔 قسمت توضیحاتش👀نوشته بود تغییر یک بازی تک نفره است.یه همچین جمله ای بود…خیلی به دلم نشست👌🏻واقعا باید از ریشه تغییر کنم صرفا چندتا حرف جدید و رفتار جدید خیلی نمیتونه باعث تغییر بشه.الان بیشتر این جمله رو درک میکنم.شاید قبلا فقط این حرف هارو میشنیدم و به به چه چه میکردم اما موقع عمل میشدم همون آدم قبلی.همونجا بهم گفته شد تو که انقدر قشنگ سر تکون میدی و بشکن میزنی پس چرا موقع عمل که رسید در رفتی😂😂😂
خلاصه که هرچی بیشتر میگذره بیشتر بهم ثابت میشه که همه چیز از من شروع میشه.
خداروشکر میکنم.از این به بعد خیلی بیشتر مراقب گفتگو های درونیم هم هستم و همچنین صحبت هایی که با بقیه دارم😊😇😘
دوستون دارم و خدا یار و یاور و هدایتگر هممون باشه🙏🏻😇😍🥰😘
راستی من سریال سفر به دور آمریکا رو هم دوباره دارم میبینم.خیلی زیباست.از خانوم شایسته خیییلی تشکر میکنم بابت این فیلم برداری عشقولانتون.منکه کیف میکنم.عااااشقتونم😍🥰😙💙💛🧡❤💜🤍💚💙💛🧡❤💜🤍💚
این فایل هم به نظر من به تنهایی میتونه یک زندگی رو بسازه. چرا؟ چون وقتی تو یاد میگیری در مورد ناخواستهها فکر و صحبت نکنی و تصمیم بگیری که هر اتفاق بدی هم باشه یا افتاده باشه من تصمیم میگیرم صحبت نکنم و فکر نکنم در موردش و فقط در مورد خواستهها فکر کنم و صحبت کنم و انتظارش رو داشته باشم، اتفاقی که می افته این هست که در مدار بهشت قرار میگیری. بهشت یعنی همونجایی که خوشبختی و اتفاقات زیبا و احساسات خوب هست. وقتی که روی خواستهها متمرکزیم طبیعی هست که تو این مدار بهشتی باشیم.
من دیدم تو این شرایط و تو این زمان فرد مناسبی نیست که در موردش در مورد اتفاقات خوبی که افتاده صحبت کنم، گفتم خب voice recorder گوشیم که هست! با خودم در مورد اتفاقات خوبی که افتاده صحبت میکنم و شروع کردم به مرورکردن اتفاقات خوب دیروزم که واقعا بی نظیر بود. بالاخره به خواسته خودم رسیدم و یک جایی رو پیدا کردم که اواکادو میاره. از سفر به دور آمریکا تا الان این خواسته در وجود من بود و دیروز دیدم عهه آورده و رفتم خریدم و چقدر دوست داشتم طعم و مزهاش رو تجربه کنم و دیدم پسر چقدر جالبه، و چقدرم درآمد زا هست هر میوه اش ۸۵ هزار تومان بود و گفتم پسر چقدر افرادی که باغ و درختش رو دارن سود میکنن از بس که ارزشمنده و درامدزا هست. واقعا جهان داره هرر وز فرصت ها رو بیشتر و بیشتر میکنه. این نوع آواکادوئی که من خوردم طعم خاصی نداره و کرمش سفت بود ولی یک رگه تلخی و تندی بعد از خوردنش احساس کردم که جالب بود برام، کلا تجربه های جدید رو دوست دارم و خواص اش رو که خوندم واقعا جزو بهترین غذاهایی هست که خدا برامون خلق کرده. از رفع بوی بد دهان گرفته تا بهبود مغز سیستم گوارشی کبد و از موز پتاسیمش بیشتره، و به شکل فوق العادهای سرشار ویتامین هست و چشمها رو رفرش میکنه مواد مغزی بی نظیر داره سرشار از انتی اکسیدانه و و و و اینها باعث شد که کلی لذت ببرم. و اتفاق خوب دیگه اینکه هستهاش رو هم به لطف پروردگار در شرایط مناسب کاشتم و حدودا یک ماه جوانه زدنی اش طول میکشه و بعد که رشد کنه و بوته اش رو داشته باشم کلی همیشه خوشحال خواهم بود و انشاءالله که با یاری و هدایت خدای مهربون این هسته تبدیل به درخت و درختچه ای بشه که برامون همیشه آواکادو خوب تولید کنه. واقعا خدا هر یک دونه رو هزاران تا میکنه. جهان ما جهان فراوانیه هزاران نعمت داریم که ۱۰ سال پیش تو رویامونم نبود. تو رویا جهان هم نبود اما الان داریم. و این نشون میده که ثروت جهان بر پایه فراوانی هست و روز به روز زندگی و بهتر و بهتر و بهتر و بهتر میشه. نعمت ها بشتر میشه. درامدها بیشتر میشه. ارزانیها تخفیفها خوشختیهها کیفیتها بیشتر وبیشتر میشه و راه رسیدن به نعمت ها آسون تر میشه. منم به خودم قول میدم که به خوبی اواکادوم رو بهش رسیدگی کنم و تحقیق کنم آنچه که نیاز است براش رو ایجاد کنم تا این اتفاق خوب بیفته و خداوند هدایتگر منه.
دوستتون دارم. عاشقتونم. خداوند بهتون بی حساب روزی بده دوستای گلم و ره گشای زندگیتون در همه حال باشه.
خدایا شکرت که از زمانی که این قانون رو فهمیدم سعی کردم که خودم رو از بدنه جامعه جدا کنم و دیگه برام لذتی نداره نشستن توی جمع های فامیلی و گفتن حرف های پوچ اصلن خدا منو هدایت میکنه وقتی که دوستم حالش خوب نیست و زنگ میزنه بریم بیرون دقیقا اون مواقع من کارهایی دارم که نمیتونم از خونه برم بیرون و خدا میدونم چقدر داره کارهای من رو انجام بدون اینکه من کاری بکنم کارهای منو انجام میده به ساده ترین شکل ممکن
بدون هیچ زجر و غضه ای که الان من بگم خدایا من چرا باید الان اینجا باشم و… خدا با بی نهایتی راه هایی که خودش بلده من رو از موقعیت عای منفی و افراد مسموم دور میکنه حتی آدم هایی که خیلی به من نزدیک هستند ولی از لحاظ فرکانسی دور هستند رو دور میکنه و آدم هایی که در فرکانس من هستند به راحتی به من نزدیک میشن به راحتی بدون هیچ زجری و به راحتی فقط کافیه من روی خودم کار کنم و همه چیز همینه خودش همه کار ها رو برات انجام میده فقط باید روش حساب کنی و این توحید خیلی حرفه داخلش خیلی وقتا ما روی آدم ها حساب میکنیم و میبینیم که چقدر آسیب میزنه بهمون چقدر همه چیز بهم میریزه چقدر خیلی وقتا پشتت خالی میشه و اتفاقاتی که خودتون منظورم رو بهتر متوجه میشین بهم میریزه
اما وقتی روی تنها نیروی حاکم بر جهان هستی نیروی خیر یا خداوند یا کائنات یا هر چیزی که شما اسمش رو میزارید تکیه میکنیم و بهش اعتماد میکنیم دیگه نه نگران هستیم که پشتمون خالی بشه نه استرسی داریم و میدونیم همه چیز ثابت و پایداره و (ا لیس الله بکافته عبده؟) خودش میگه تو فقط منو قبول داشته باش ببین چیکار میکنم ببین تو رو میزارم روی شونه هام و همه کار هات رو راحت برات انجام میدم من همون خدایی هستم که نوزاد رو توی شکم مادرش هدایت میکنم درست به دنیا بیاد من همون خدایی هستم که کل جهان رو مدیریت میکنم دیگه نگران چی هستی ؟
نگران رئیس بانکی که بهت وام نده ؟ تو روی من حساب کن گنج های آسمان و زمین دست منه این پول خورد ها که بازیه برای من ، فقط نگاه کن و ببین و نظار گر باش که از ( من حیث لا یحتسب) به تو روزی بدم از جایی که گمان نمیکنی .
واقعا خدا رو شاکرم که من رو به این سایت هدایت کرد و الان نمیدونم چه چیز هایی توی کامنتم نوشتم چون من ننوشتم خدا گفت و من نوشتم الانم نصف شبه و من فقط تایپ کردم و اون گفت و شمایی که داری این متن رو میخونی مطمئن هستم خدا هدایتت کرده و به این جنله ها نیاز داشتی بشنوی نه تو منو میشناسی ونه من تو رو ولی خدا به همین راحتی میتونه برات همه این کار ها رو انجام همه ی کارها رو به همین راحتی فقط کافیه قبولش کنیم
من یک سال و نیمه ک با اموزشها و این مسیر اشنا شدم و تا قبل از اشنایی با قوانین، تو زندگیم ماجراااهای عجیییب و غریب زیادی رو تجربه کردم که باعث شده بود همه دور و بریام منو ادم بدشانسی بدونن و خودمم دیگه باور کرده بودم که چیزی به اسم بدشانسی وجود داره و اونم نسیب من شده!!! مخصوصا در مورد روابطم که همیشه میگفتم هرچی ادم بده فقط سمت من میاد!
اما چیزی که واقعیت داشت این بود ک من ادمی بودم که از ریز و درشت اتفاقات زندگیم حرف میزدم و حتی بعضی وقتا بصورت اغراق امیز اونها رو تعریف میکردم برای دور وبریام همیشهههه حرف برای گفتن داشتم!! البته حرف های مثبت نه! همش داستان از اتفاقات ناخوشایند! و با حرف زدن در موردشون و حتی فکر کردن زیاد بهشون اونها رو ب سمت خودم جذب کردم، هنووووزم خیلیییی جای کار دارم چون این جزیی از شخصیتم شده ک خیلییی وقته باهاش زندگی میکنم و جز پاشنهای اشیلم هست، به نسبت گذشته بهتر شدم اما باید بیشتر توجه کنم و با حساسیت بیشتری تو ارتباطاتم با بقیه رفتار کنم. باید سعی کنم سپاسگزاریم رو بیشتر کنم و به نکات مثبت بیشتر تمرکز کنم تا به سمت خواستهام بهتر هدایت بشم.
خدااایاا شکرت برای اگاهی امروزم، امروز از وقتیکه بیدار شدم فقط تو سایت هستم و در حاال گوش دادن ب فایل و کامنت گذاشتن و خوندن کامنت های دوستانم، شاید بیشتر از ۳ ساعته ک تو این محیطم و خدا میدونه امروز قراره چ اتفااقات هیجان انگیز و خوبی رو تجربه کنم چون تموم تمرکزم روی درک قوانین و اگاهی بیشتر بوده، خداایاا شکرت💚🌸
سلام بر خداوند رزاق و وهاب
درود بر تمامی دوستان امیدوارم در پناه خداوند بخشنده و مهربان، شاد و سلامت باشید در کنار عزیزانتون
خدا قوت آقای عباسمنش و خانم شایسته و سایر اعضای سایت
بسیار فایل عالی و تاثیرگزاری بود
درس این فایل:
خودمان را متعهد می کنیم که فقط در مورد مسائل و اتفاقات خوبی که به ما انرژی مثبت میدهند با اطرافیانی که به ما احساس خوبی میدهند، صحبت کنیم!
این کار را میکنیم تا اتفاقات خوب بیشتری برای ما بوجود بیآیند
و با این کار فرکانس های مثبت و هم سنگ با اتفاقات خوب را به جهان هستی ارسال میکنیم
و جهان هستی هم در پاسخ اتفاقات خوب و هم راستا با خواسته هایمان را از در و دیوار وارد زندگی ما میکند
و یادمان باشد اینکار باید مستمر و همیشگی باشد
سپاس گزارم بابت این فایل زیبا:
اول از خداوند که من را به مسیر شناخت قوانین کیهانی و اجرای آگاهانه آنها در تک تک لحظات زندگیم هدایت کرد
دوم هم از آقای عباسمنش بخاطر تمامی فایل های زیباشون
مسیر فوق العاده زیبا و قشنگی بود
بسیار از منظره لذت بردم
خدایا شکرت بابت این همه نعمت و فراوانی
به امید خدا از این سفر کلی استفاده کرده باشید و کلی هم بهتون خوش گذشته باشه
در پرتو حق تعالی شاد و پیروز باشید در کنار عزیزانتون
آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهران
من بهترین میشم چون متعهدم برای بهترین شدن و از قوانین کیهانی برای رسیدن به خواسته ها و اهدافم استفاده میکنم
بدرود
سلام
خدایاشکرت
خواندن کامنتها برام لذت بخش شده همین امروزرفته بودم کارواش وطرف گفت 45دقیقه ای طول میکشه من هم بدون نگرانی وناراحتی نشستم وکامنت گذاشتم ولذت بردم خیلی هم محکم حرفم روزدم
قبلی که برم گفتم بهش بادوجارو وباکف بشوره گفت باشه
دوباره امدپرسید گفتم چون ماشین رومیگذارم روحیاط نیازی نیست بانانو بشورید اوهم رفت
بعد مدتی یدفه گفت آخرش که بانانو شستید
نگاه کردم دیدم شاگردش نانو ریخته
من هم بدونی که ازجام بلندبشم گفتم من که بهتون گفتم باکف بشورید اوهم رفت به شاگردش تذکرداد
وقتی هم که اومدم همون مبلغی که طی کرده بودیم دادم
و خداراشاکرم که مدتی هست به وسیله نشانه های این سایت وفایل هاش کارهام رودرست انجام دادم ویکی دیگه ازنکات مثبت این که بلافاصله پی میرم
خیلی عالی هست باتمرین وتمرکزبرزیبایی هانکات مثبت روبگیم بهش فکرکنیم
قبلابایددنبال زیبایی بود
الان زیبای کنارماست درون ماست باماست
بازهم خدایاشکرت
نگرشم تغیرکرده
فکرم تغیرکرده
رفتارم تغیرکرده
وهمین جوراتفاقات خوب خواهد افتاد
چون تومسیرم ودارم لذت میبرم
درپناه الله شادوثروتمند سعادتمند دردنیا وآخرت باشید کنارسواحل آمریکا
الهی شکر ،پسر چه حس وبیداری وقتی کامنت دو ماه پیش خودتو دوباره قبل از نوشتن آخرین دریافت هات از فایل می نویسی انگار یه نقشه ذهنی داره تو سرت رسم میشه یادمه دوماه پیش وقتی رسیدم به این فایل سعی کردم اصلا در مورد روزمرگی و حرفهاواتفاقات منفی هیچ واکنش نشون ندم یا بقول فرمایش استاد اعراض کنم ،رسیدم به یک اسم آدرس از یک آهن فروش غول ،که باور میزان داری های مالی اون برام غیر قابل تصور بوده چون من اصلا توی مدار همچین آدمهای نبودم،ولی امروز آگاهانه تصمیم گرفتم نرم سر کار قبلی دوست دارم چند ساعت تنبلی کنم،! دوست دارم فلاکس چای رو بردارم برم کوه تنهای تنهای تنها با یک دفتر و خودکار امروز روزه منه،من باید یاد بگیرم تنها راه خوش شانس شدن حرف زدن راجع به اتفاقات خوبه و عمدا از اتفاقات بد حرفی نزدنه،فایل های مثل این که کوچیک مستقیم به مشکل اشاره می کنه ورا ه حل هم میده تمرین داره حالا این من و اینم عملکرد م پس پیش به سوی خوش شانس شدن،،،،،😋🎇🎊🎉🎁🎯استاد گلم پیروزی تیم محبوبد رو هم تو سوپر بال تبریک میگم،متشکرم که راه درسته ، طرف داری و حتی مسابقه دیدن رو هم به ما یاد می دی یعنی طبق قانون زندگی کردن ،شادی کردن غذا خوردن ورزش کردن خرید کردن فیلم برداری کردن،قانون قانون قانون
سلام خدمت استاد عزیز و اعضای خانواده عباس منش
و اما روز دهم سفرنامه…
بیشتر کانون توجه امروزم به نشانههایی در راستای عمل به الهامی که در چند روز اخیر دریافت کردم بود…
خب من مشاور املاک هستم و از وقتی که متعهدانه و به شدت روی باور هایم به وسیله کنترل ورودی ها و گوش دادن به فایل های استاد و عمل بهشون کار می کنم چند روزی به دلم افتاده بود که محیط کاریمو تغییر بدم چون دیگه وضعیت فرق کرده و اون محیط مناسب من نیست بابت همین همش از خدا میپرسیدم که واقعاً باید این کار رو کنم؟ خب بعدش کجا برم؟
بعد نشانه هایی رو از طریق سایت و خانواده ام میدیم که باید حتماً این کار رو کنم و دفتر املاکم رو تغییر بدم
بلاخره امروز شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۰ در تایم صبح اولین قدم رو برداشتم و برای اولین بار بصورت آگاهانه چیزی که بهم الهام شده بود رو بهش عمل کردم…
یعنی بدون اینکه قدم بعدی رو بدونم رفتم فقط چیزی که بهم گفته شد رو انجام دادم
به رئیس دفتر گفتم که دیگه نمیخوام به اینجا بیام و بحث حساب کتابامو بگین که به چه صورت و خیلی جالبه خیلی راحت و بدون هیچ دلخوری و در کمال آرامش اونجا رو ترک کردم.
از اینکه به الهامی که بهم شده بود گوش دادم و عمل کردم خیلی خیلی احساس خوبی بهم دست داد حس رهایی داشتم خخخخ
خلاصه اینکه بعدش توجه هم رو بیشتر کردم که حواسم به نشانه ها باشه برای قدم بعدی به این ترتیب هدایت شدم به دفتر املاک خیلی شیک و خوب با یک رئیس دفتر خنده رو و بانشاط😊
توی راه برگشت هم قسمت سوم توجه بر نکات مثبت رو تماشا کردم و توجه هم رو بردم روی زیبایی ها…
امروز به خودم تاکید کردم که دیگه از این لحظه به بعد زندگیم رو بر اساس هدایتی که میشه پیش ببرم چون بهترین و لذتبخش ترین راه هست.
خدایا شکرت
استاد عباس منش عزیزم ازت سپاسگزارم بابت راهی که بهم نشون دادی
به نام خدای بزرگ
علاقه بیش از اندازه ای که در گذشته نه چندان دور داشتم برای صحبت کردن درباره داستانهایی که بعضا با بزرگنمایی بیش از حد اونموضوع، فقط و فقط برای جلب توجه دوستام که بخاطر کمبود عزت نفس و حس ترحم و جذابیت از نگاه دیگران بود،همیشه بدترین نتیجه رو برام داشت به اسم قربانی بودن،مظلوم موندن که بخاطر باورهای غلط و عدم درک این موضوع اونو به متانت و ادب و حجب و سر به زیری مرتبط می دونستم .
در مدت کوتاهی که به لطف خدای بزرگ با آموزه های استاد عباسمنش بخصوص در بحث عزت نفس آشنا شدم و حرکتهای کوچیک برای تغییر رفتارهام انجام دادم اتفاقات کاملا متضاد با اون گذشته،نوع رفتار و احترام دیگران،حس راحتی بیشتر از دیروز و از همه مهمتر برای خود زندگی کردن تا حد زیادی رخ داده.
منم مثه همه دوستان تنها آروزم و تلاشم همین حرفه که احساس خوبی داشته باشم تا همیشه اتفاقات خوب در مسیرم قرار بگیره.
سلام به همه ی دوستان عزیزم …
امروز روز 10 از سفر نامه هستم …
متعهد هستم به کامنت نوشتن …
این استمرار خودم رو تحسین میکنم که قبلا وجود نداشت …
با توجه به صحبت های استاد …
صحبت های استاد یه نکته داشت …
اینکه افراد دوست دارن درمورد چیزایی صحبت کنن که اتفاقات ناخوشایند هست …
خب من با توجه به فایل های دیگه ای که از استاد شنیدم برمیگرده به عزت نفس شخص …
این فرد دوست داره که خودشو قربانی جلوه بده یجورایی دوست داره که ترحم بهش بشه …
دیگران دلشون براش بسوزه …
ناراحت بشن که چرا این اتفاقات همش برای این فرد رخ میده …
وقتی این افراد دوست دارن ک درمورد اتفاقات بد صحبت کنن درواقع از قبل برای خودشون سناریو ساختن که اون اتفاق براشون رخ بده و بعد اینکه اون اتفاق براشون رخ داد برای دیگران تعریف کنن …
یکسری از افراد هم هستن ک هنوز اتفاق بدی براشون رخ نداده ولی میخوان که توجه دیگران رو جلب کنن سناریو سازی میکنن و یا به قول خودمون خالی میبندن و خودشون رو مجبور به دروغ گفتن میکنن …
فقط بخاطر اینکه توجه دیگران رو به خودشون جلب کنن …
یکسری از افرادی که عزت نفس پایینی دارن بخاطر کمبود محبت هاشون بازم بخاطر توجه دیگران و دلسوزی دیگران خودشون رو مریض نشون میدن خیلی از افراد رو دیدم که فقط با یه غذای بد خوردن معدشون بهم ریخته و با یه شربت معده درست میشه یا عرق بالامبو ولی میگن ما زخم معده داریم و معدمون عصبیه و فلانی اعصابمو خورد کرد عصبی شدم معدم خونریزی کرده و و و و و و و
بعد طرف بهش دارو میده میزنه یجای دیگیشو داغون میکنه …
بد میگیم آخییییییییییییییییییییی تو هم که شانس نداری الهی بگردم که سرنوشتت اینطوری شده …
بعد جالبش اینه که اون فرد هم یه ضرب المثل خیلی قشنگی رو میگه : هرچی سنگه جلو پای لنگه …
میخواد که بیشتر طرف دلش براش بسوزه …
پیاز داغشو زیاد میکنه …
.
.
.
.
این صحبت ها همش از کمبود محبت ، کمبود عزت نفس میاد …
اگه ما تو این مدار باقی بمونیم به خودمون صدمه میزنیم هیچ کس طوریش نمیشه …
دلسوزی دیگران هم همون یه لحظست …
بعد اینکه تو از پیششون بری حتی یک دقیقه هم بهت فکر نمیکنن …
حتی اگه تو یک جمعی هم باشی یکی دیگه بحثو عوض کنه تو ، توهمون لحظه فراموش شده هستی چه برسه به اینکه از پیششون بری …
به فکر خودمون باشیم …
تغییر کنیم تا چک از جهان نخوردیم …
تا اوضاع از این بدتر نشده …
.
.
.
.
دوستتون دارم … موفق باشید …
سلام به همه دوستان🥰🌱
روز دهم سفرنامه.خدایا شکرت🙏🏻
ده روز از سفرنامه ام گذشت و من تو این ده روز چقدر درس یاد گرفتم و چقدر هر روز این درس هارو با خودم مرور میکنم.خدایا شکرت🥰
درس امروز این بود که فقط راجب خواسته هام صحبت کنم👌🏻من تقریبا میشه گفت خیلی اهل حرف زدن نیستم یعنی زیاد حرف نمیزنم بیشتر با خودم صحبت میکنم راجب هر مسئله ای.اینکه بخوام فقط راجب اتفاقات خوب زندگیم صحبت کنم یه راهنمای خوب بود که بدونم دارم چی میگم🌱
راجب اتفاقات خوب با خودمم صحبت میکنم و اون هارو هی تو ذهنم مروز میکنم و البته بگم که راجب اتفاقات بد هم متاسفانه با خودم صحبت میکنم.الان سعی میکنم وقتی اتفاق ناخواسته ای برام میوفته از خودم بپرسم این اتفاق میخواد چی رو بهم بگه یعنی یجورایی سعی میکنم از اون اتفاق درسشو بردارم.تاحدودی موفق شدم اما بعضی وقتا میبینم رفتم تو قعر اون داستان و جالبه از اون جنس اتفاق رو بیشتر تجربه کردم👀همین اتفاقات داره بیشتر به ذهنم نشون میده که جهان قانونمنده و کم کم ذهنم داره همراهیم میکنه.ولی از حق نگذریم قبلا خیلی خودخوری میکردم.تو بعضی مسائل پیشه پا افتاده اما الان اگه همون اتفاق بیفته خیلی زود فراموش میکنم😃این نشونه خوبیه🙃دلیلش هم خلا های درونیم بود که الان هم دارم روش کار میکنم🥰
وقتی میام اینجا از روزم بنویسم.قبلش میگم اینو بگم اونو بگم ولی بعد از اینکه دیدگاهم رو ارسال میکنم و میره یادم میوفته که اااا اینو نگفتم 😅خیلی چیزها جامیمونه که بگم😅
تو قسمت دیدگاه ها هم سعی میکنم از خواسته ها و اتفاقات قشنگی که برام افتاده بنویسم حتی تو دفتر شکرگزاریم هم همین طوره و وقتایی که حالم خوب نیست باز سعی میکنم باخودم صحبت کنم و قوانین رو مرور کنم تا حالم بهتر بشه.نمونه اش دیشب.رفته بودم در قعر افکار پوچ موقع خواب بود با خودم گفتم اگه بااین حال بخوابم روز خوبی نخواهم داشت پس شروع کردم به نوشتن درباره قوانین که اینجوریه تو باید الان این شکلی کنی این کارو انجام بدی خلاصه یه نیم ساعتی شد باخودم و خدای خودم تو دفتر شکرگزاری ایم صحبت کردم و به طرز معجزه آسایی حالم خیلییی بهتر شد😍😍😍😍😍😍😍
یه فایلی از استاد بود که تو کپشن میشه فکر کنم🤔 قسمت توضیحاتش👀نوشته بود تغییر یک بازی تک نفره است.یه همچین جمله ای بود…خیلی به دلم نشست👌🏻واقعا باید از ریشه تغییر کنم صرفا چندتا حرف جدید و رفتار جدید خیلی نمیتونه باعث تغییر بشه.الان بیشتر این جمله رو درک میکنم.شاید قبلا فقط این حرف هارو میشنیدم و به به چه چه میکردم اما موقع عمل میشدم همون آدم قبلی.همونجا بهم گفته شد تو که انقدر قشنگ سر تکون میدی و بشکن میزنی پس چرا موقع عمل که رسید در رفتی😂😂😂
خلاصه که هرچی بیشتر میگذره بیشتر بهم ثابت میشه که همه چیز از من شروع میشه.
خداروشکر میکنم.از این به بعد خیلی بیشتر مراقب گفتگو های درونیم هم هستم و همچنین صحبت هایی که با بقیه دارم😊😇😘
دوستون دارم و خدا یار و یاور و هدایتگر هممون باشه🙏🏻😇😍🥰😘
راستی من سریال سفر به دور آمریکا رو هم دوباره دارم میبینم.خیلی زیباست.از خانوم شایسته خیییلی تشکر میکنم بابت این فیلم برداری عشقولانتون.منکه کیف میکنم.عااااشقتونم😍🥰😙💙💛🧡❤💜🤍💚💙💛🧡❤💜🤍💚
به نام خدای قدرتمند و مهربان
این فایل هم به نظر من به تنهایی میتونه یک زندگی رو بسازه. چرا؟ چون وقتی تو یاد میگیری در مورد ناخواستهها فکر و صحبت نکنی و تصمیم بگیری که هر اتفاق بدی هم باشه یا افتاده باشه من تصمیم میگیرم صحبت نکنم و فکر نکنم در موردش و فقط در مورد خواستهها فکر کنم و صحبت کنم و انتظارش رو داشته باشم، اتفاقی که می افته این هست که در مدار بهشت قرار میگیری. بهشت یعنی همونجایی که خوشبختی و اتفاقات زیبا و احساسات خوب هست. وقتی که روی خواستهها متمرکزیم طبیعی هست که تو این مدار بهشتی باشیم.
من دیدم تو این شرایط و تو این زمان فرد مناسبی نیست که در موردش در مورد اتفاقات خوبی که افتاده صحبت کنم، گفتم خب voice recorder گوشیم که هست! با خودم در مورد اتفاقات خوبی که افتاده صحبت میکنم و شروع کردم به مرورکردن اتفاقات خوب دیروزم که واقعا بی نظیر بود. بالاخره به خواسته خودم رسیدم و یک جایی رو پیدا کردم که اواکادو میاره. از سفر به دور آمریکا تا الان این خواسته در وجود من بود و دیروز دیدم عهه آورده و رفتم خریدم و چقدر دوست داشتم طعم و مزهاش رو تجربه کنم و دیدم پسر چقدر جالبه، و چقدرم درآمد زا هست هر میوه اش ۸۵ هزار تومان بود و گفتم پسر چقدر افرادی که باغ و درختش رو دارن سود میکنن از بس که ارزشمنده و درامدزا هست. واقعا جهان داره هرر وز فرصت ها رو بیشتر و بیشتر میکنه. این نوع آواکادوئی که من خوردم طعم خاصی نداره و کرمش سفت بود ولی یک رگه تلخی و تندی بعد از خوردنش احساس کردم که جالب بود برام، کلا تجربه های جدید رو دوست دارم و خواص اش رو که خوندم واقعا جزو بهترین غذاهایی هست که خدا برامون خلق کرده. از رفع بوی بد دهان گرفته تا بهبود مغز سیستم گوارشی کبد و از موز پتاسیمش بیشتره، و به شکل فوق العادهای سرشار ویتامین هست و چشمها رو رفرش میکنه مواد مغزی بی نظیر داره سرشار از انتی اکسیدانه و و و و اینها باعث شد که کلی لذت ببرم. و اتفاق خوب دیگه اینکه هستهاش رو هم به لطف پروردگار در شرایط مناسب کاشتم و حدودا یک ماه جوانه زدنی اش طول میکشه و بعد که رشد کنه و بوته اش رو داشته باشم کلی همیشه خوشحال خواهم بود و انشاءالله که با یاری و هدایت خدای مهربون این هسته تبدیل به درخت و درختچه ای بشه که برامون همیشه آواکادو خوب تولید کنه. واقعا خدا هر یک دونه رو هزاران تا میکنه. جهان ما جهان فراوانیه هزاران نعمت داریم که ۱۰ سال پیش تو رویامونم نبود. تو رویا جهان هم نبود اما الان داریم. و این نشون میده که ثروت جهان بر پایه فراوانی هست و روز به روز زندگی و بهتر و بهتر و بهتر و بهتر میشه. نعمت ها بشتر میشه. درامدها بیشتر میشه. ارزانیها تخفیفها خوشختیهها کیفیتها بیشتر وبیشتر میشه و راه رسیدن به نعمت ها آسون تر میشه. منم به خودم قول میدم که به خوبی اواکادوم رو بهش رسیدگی کنم و تحقیق کنم آنچه که نیاز است براش رو ایجاد کنم تا این اتفاق خوب بیفته و خداوند هدایتگر منه.
دوستتون دارم. عاشقتونم. خداوند بهتون بی حساب روزی بده دوستای گلم و ره گشای زندگیتون در همه حال باشه.
به نام خدا
.
برگ دهم سفر نامه
خدایا شکرت که از زمانی که این قانون رو فهمیدم سعی کردم که خودم رو از بدنه جامعه جدا کنم و دیگه برام لذتی نداره نشستن توی جمع های فامیلی و گفتن حرف های پوچ اصلن خدا منو هدایت میکنه وقتی که دوستم حالش خوب نیست و زنگ میزنه بریم بیرون دقیقا اون مواقع من کارهایی دارم که نمیتونم از خونه برم بیرون و خدا میدونم چقدر داره کارهای من رو انجام بدون اینکه من کاری بکنم کارهای منو انجام میده به ساده ترین شکل ممکن
بدون هیچ زجر و غضه ای که الان من بگم خدایا من چرا باید الان اینجا باشم و… خدا با بی نهایتی راه هایی که خودش بلده من رو از موقعیت عای منفی و افراد مسموم دور میکنه حتی آدم هایی که خیلی به من نزدیک هستند ولی از لحاظ فرکانسی دور هستند رو دور میکنه و آدم هایی که در فرکانس من هستند به راحتی به من نزدیک میشن به راحتی بدون هیچ زجری و به راحتی فقط کافیه من روی خودم کار کنم و همه چیز همینه خودش همه کار ها رو برات انجام میده فقط باید روش حساب کنی و این توحید خیلی حرفه داخلش خیلی وقتا ما روی آدم ها حساب میکنیم و میبینیم که چقدر آسیب میزنه بهمون چقدر همه چیز بهم میریزه چقدر خیلی وقتا پشتت خالی میشه و اتفاقاتی که خودتون منظورم رو بهتر متوجه میشین بهم میریزه
اما وقتی روی تنها نیروی حاکم بر جهان هستی نیروی خیر یا خداوند یا کائنات یا هر چیزی که شما اسمش رو میزارید تکیه میکنیم و بهش اعتماد میکنیم دیگه نه نگران هستیم که پشتمون خالی بشه نه استرسی داریم و میدونیم همه چیز ثابت و پایداره و (ا لیس الله بکافته عبده؟) خودش میگه تو فقط منو قبول داشته باش ببین چیکار میکنم ببین تو رو میزارم روی شونه هام و همه کار هات رو راحت برات انجام میدم من همون خدایی هستم که نوزاد رو توی شکم مادرش هدایت میکنم درست به دنیا بیاد من همون خدایی هستم که کل جهان رو مدیریت میکنم دیگه نگران چی هستی ؟
نگران رئیس بانکی که بهت وام نده ؟ تو روی من حساب کن گنج های آسمان و زمین دست منه این پول خورد ها که بازیه برای من ، فقط نگاه کن و ببین و نظار گر باش که از ( من حیث لا یحتسب) به تو روزی بدم از جایی که گمان نمیکنی .
واقعا خدا رو شاکرم که من رو به این سایت هدایت کرد و الان نمیدونم چه چیز هایی توی کامنتم نوشتم چون من ننوشتم خدا گفت و من نوشتم الانم نصف شبه و من فقط تایپ کردم و اون گفت و شمایی که داری این متن رو میخونی مطمئن هستم خدا هدایتت کرده و به این جنله ها نیاز داشتی بشنوی نه تو منو میشناسی ونه من تو رو ولی خدا به همین راحتی میتونه برات همه این کار ها رو انجام همه ی کارها رو به همین راحتی فقط کافیه قبولش کنیم
ارادتمند شما علیرضا نقدیان
روز دهم سفرنامه
سلام به استاد عزیزم و مریم جون و همه دوستای عزیزم
چرا بعضی افراد بدشانس هستن!؟
من یک سال و نیمه ک با اموزشها و این مسیر اشنا شدم و تا قبل از اشنایی با قوانین، تو زندگیم ماجراااهای عجیییب و غریب زیادی رو تجربه کردم که باعث شده بود همه دور و بریام منو ادم بدشانسی بدونن و خودمم دیگه باور کرده بودم که چیزی به اسم بدشانسی وجود داره و اونم نسیب من شده!!! مخصوصا در مورد روابطم که همیشه میگفتم هرچی ادم بده فقط سمت من میاد!
اما چیزی که واقعیت داشت این بود ک من ادمی بودم که از ریز و درشت اتفاقات زندگیم حرف میزدم و حتی بعضی وقتا بصورت اغراق امیز اونها رو تعریف میکردم برای دور وبریام همیشهههه حرف برای گفتن داشتم!! البته حرف های مثبت نه! همش داستان از اتفاقات ناخوشایند! و با حرف زدن در موردشون و حتی فکر کردن زیاد بهشون اونها رو ب سمت خودم جذب کردم، هنووووزم خیلیییی جای کار دارم چون این جزیی از شخصیتم شده ک خیلییی وقته باهاش زندگی میکنم و جز پاشنهای اشیلم هست، به نسبت گذشته بهتر شدم اما باید بیشتر توجه کنم و با حساسیت بیشتری تو ارتباطاتم با بقیه رفتار کنم. باید سعی کنم سپاسگزاریم رو بیشتر کنم و به نکات مثبت بیشتر تمرکز کنم تا به سمت خواستهام بهتر هدایت بشم.
خدااایاا شکرت برای اگاهی امروزم، امروز از وقتیکه بیدار شدم فقط تو سایت هستم و در حاال گوش دادن ب فایل و کامنت گذاشتن و خوندن کامنت های دوستانم، شاید بیشتر از ۳ ساعته ک تو این محیطم و خدا میدونه امروز قراره چ اتفااقات هیجان انگیز و خوبی رو تجربه کنم چون تموم تمرکزم روی درک قوانین و اگاهی بیشتر بوده، خداایاا شکرت💚🌸