اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدای من شکرت واسه تمام زییایی هاوقشنگی های جهان که تمام شدنی نیست،استاد الان ساعت دوازده وربع شب هست نشستم تو بالکن دارم کامنت مینویسم احساسم بهم گفت کامنت بذارم خدای من یه شب رویایی هوا بهاری ماه تواسمون درخشان و دور تا دورش ستاره هایی که دارن برام چشمک میزنن،این تاریکی واین سکوت مطلق.خودم هستم وخدای خودم و دارم نهایت لذت رو میبرم اهنگ تجسم هم گذاشتم یه ارامش عجیب سرتاسرم رو فرا گرفته توجه به نکات مثبت باعث میشه مابه احساس خوبی برسیم ووقتی به احساس خوب برسیم حالمون دگرگون میشه واتفاقات قشنگ ازراه میرسن.. استاد توجهم همش رو زیباییه غروب میرم پشت بوم خونمون وغروب زیبای خورشید رو تماشا میکنم نمای فوق العاده عالی داره باورت نمیشه استاد وقتی اولین بار رفتم واین غروب جذاب رو دیدم دهنم باز موند گفتم خدااااااای من استاد تمپا غروب اینجا من،نتونستم حرفی بزنم فقط دور وبرم ونگاه میکردم وبا تعجب… اصلا مخم هنگ کرد که چقدرررر شبیه تمپا هست ساختمون ها و ابرها و غروب وهمه وهمه اصلااااااا هدایتی اینجا اومدیم وهرروز میرم پشت بوم واین زیبایی ها رو میبینم وتحسین میکنم ولذت میبرم وسپاسگزاری میکنم وفهمیدم که توجه به نکات مثبت چقدر کمک میکنه که بیشتر زیبایی ها وقشنگی ها رو ببینیم وبیشتر تو زندگیمون اشکار بشن هروقت این صحنه ها رو میبینم به،عظمت و قدرت خدا پی میبرم این روزها تمام کارم شده فکرکردن به کهکشان ها واسمون ها وزمین و کره ها وستاره ها میرم سرچ میکنم عمق اقیانوس ها،وسعت جنگل امازون ووو اصلا مخم سوت میکشه.. نمیتونیم تصور کنیم خدایی که این همه،عظمت رو افریده چقدر میتونه بزرگتر باشه بعد به خواسته ام که فکر میکنم خندم میگیره میگم این همه سیاره ها وکهکشان ها داره هدایت میکنه یه خونه وماشین وثروت وروابط نمیتونه هدایت کنه به زندگیم..
ما وقتی یه،جا کار میکنیم رئیسش میگه این کارو واون کارو انجام بدین وکلی زحمت باید بکشیم سختی بکشیم تا یه،حقوقی به ما بده ولی خدا در برابر این ثروت ونعمت که میخواد به مابده هیچی در مقابلش نمیخواد اتفاقا میخواد همیشه،شاد باشیم غمگین نباشیم میگه سپاسگزاریم رو بکنید فقط، من کل دنیا رو بهتون میدم ازاین قشنگتر مگه داریم،اصلا قابل مقایسه نیست حقوق ناچیز بامنت وسختی و رسیدن به پادشاهی با عزت و سربلندی فقط ایمان میخواد ایمان وعمل استاد من معجزه های خدارو زیاد تو زندگیم دیدم که چجوری یه قدم برمیدارم واون هزاران قدم برمیداره انگار منتظره که من حرکت کنم واون به سمتم بیادباعشق
یاد گرفتم از ساده ترین چیزها نگذرم هرچیو تو خونم میبینم تحسینش میکنم ازخواب که بیدار میشم یه اهنگ مثبت میذارم وبلند میشم به گل ها اب میدم قربون صدقه هاشون میرم باشون صحبت میکنم لمسشون میکنم پنجره اشپزخونه رو باز میکنم هرصحنه ای رو که میبینم تحسین میکنم و انرژی مثبت میگیرم و شروع میکنم به کارکردن(کارای خونه) همزمان فایلا رو گوش میدم و هرروز سعی میکنم بهترازدیروز در توجه به نکات مثبت پیشرفت کنم ودعوتش کنم به زندگیم
این ماهستیم که زندگیمون روخلق میکنیم باافکارو توجهمون
سلام به روی ماهِ عارفه جونم که بارها کامنت هاش و خوندم و یاد گرفتم و خداروشکر که در این فضای بینظیر هر روز داریم رشد میکنیم و تغییر میکنیم خدایا بینهایت سپاسگزارم
عارفه جونم بازی که طراحی کردی بینظیرهِ عزیزم بینهایت از شما سپاسگزارم
خودم که آگاهانه این کار و انجام میدم هر روز و توجه به زیبایی ها رو به دخترم هم آموزش دادم با حرف زدن در مورد زیبایی ها
در مورد آدمها دارم تمرین میکنم که علاوه بر زیبایی های ظاهری شون و تحسین نعمت هایی که دارن به زیبایی های رفتاری و شخصیتشون هم توجه کنم
اما اینکه این کار و بصورت بازی طراحی کنیم و با اعضای خانواده انجامش بدیم ایده ی بینظیری و من از امروز اجراش میکنم
چون درخواستم از خداوند هدایت به صراط المستقیم و راه کسانی که بهشون نعمت داده شده بنابراین من قسمت خودم و انجام میدم و ایمان دارم که خداوند هم به وعده خودش عمل میکنه
و این بازی چقدر صمیمیت و ارتباط تو خونه بیشتر میکنه خدایا شکر که هر روز به زیباترین شکل هدایتمون میکنی برای عمل کردن به قوانینت
خدایا سپاسگزارتم
استاد منم احساس میکنم چند وقته سپاسگزاری و دیدنِ زیبایی ها و تحسین شون شده جز شخصیتم و ناخودآگاه انجام میدم و البته که چقدر احساسم فوق العاده اس خداروشکر
و چون به زیبایی ها توجه میکنم هر بار به زیبایی های بیشتری هدایت میشم خداروشکر
استاد عزیزم در مورد سایت صحبت کردین و خواستم ی تشکر ویژه از شما داشته باشم که این سایت رویایی رویایی رویایی و راه انداختین و با ایمان و صبر گسترشش دادین و ما الان در حالِ بهرمندی از میوه های این باغِ سرشار از نعمت هستیم خدا جونم بینهایت سپاسگزارم که هدایتم کردی به این باغِ زیبا و پر بار
این فایل هم مثل تمام فایلها عالی و پر از نکته های خیلی خوبه که اگه بتونیم توزندگیمون این ایده رو اجرا کنیم بچه هامون لااقل از گوشی یکم فاصله میگیرن
من هم این ایده رو با نقاشی تو خونه اجرا کردم
مثلا خودم دوست داشتم کارگاه خیاطی داشته باشم و همین رو نقاشی کشیدم و پسرکوچکم که الان کلاس هفتم هست،وقتی کلاس اول بود رویاهای آینده اش رو نقاشی میکشید که هنوزم داره
مثلا شغلش رو نقاشی کشیده بود نصف صفحه قرمز کرده بود و یه ماشین کنارش کشیده بود،
من گفتم این چی کشیدی،گفت این قرمزه رستوران هست که داخلش رو خودم میدونم چطوریه فقط دیوارش شما میبینید که در آینده رستوران من قرمزه،من رئیس رستوارنم و بهترین غذاها میپزم که خودم سر آشپز هستم واین ماشین هم لامبورگینی من هست که بعد سوار میشم میرم و توضیحاتی که میداد اطرافیان میگفتن در حد بچه کلاس اولی نیست،بعضی ها میگفتن چون خیلی شکمو هست وتپله این ایده ها تو سرش اومده ،در حالیکه من از وقتی با استاد آشنا شدم تو خونه ی ما حرف از منفی خیلی کم شده و بچه ها بیشتر از اینکه به منفی ها تمرکز کنن به نکات مثبت توجه میکنن،این ایده ی نقاشی هم من از بچه ها میخواستم که آرزوهاشون و خاسته هاشون رو بیان نقاشی بکشن،هنوز بعد از 6سال اون نقاشی پسرم داره با اینکه خوب رنگ نشده و خط خطی رنگ کرده ولی دوستش داره و چند وقت یبار در میاره و از ایده هایی که میخواد تو رستورانش باشه حرف میزنه و میگه بهش میرسم ودوباره میزاره سر جاش،و اینم خیلی تاثیر داره که پدر ومادر هر طور فکر کنن روی زندگی بچه ها تاثیر داره دوباره میخوام یه مثال بزنم
ما تو خونمون یه باغچه با دوتا پرتقال ولیمو داریم
بچه های من تا بیدار میشن با گنجشکهای رو درختها حرف میزنن ،پرتغال رو نازبهار و لیمو رو گلبهار صدا میزنن وقتی میخوان میوه از درخت بکنن ازش با لهن قشنگی اجازه میگیرن،
غذا برای گربه وسگهای محله می برن،نون خشک برای گنجشکها میزارن،این چیزها که میبینم خوشحال میشم،و یاد صحبت های استاد میفتم که بیشتر بچه ها به پدر و مادرشون میرن،حالا اگر من بعد از فوت همسرم،گرچه ناراحت شدم چندماه تو حال خودم نبودم،اگه افسرده میشدم ،اگه به حرف مردم اهمیت میدادم،اینجا هم اگه زنی شوهرش به رحمت خدا رفته باید دیگه لباس روشن نپوشد چه برسه به شاد بودن،به عروسی و مهمانی رفتن،ولی من بعد از 4ماه خودم رو جمع وجور کردم،لباس دخترها رو عوض کردم،ازدواج دخترم که از قبل عقد کرده بود ،راه انداختم عروسیش گرفتم،و پا به پای آموزشهای استاد پیش رفتم،بچه هام خداروشکر ورزش و یوگا و مثل خودم پا به راه آگاهی گذاشتن که حتی من ازشون نخواستم و مجبورشون نکردم که این کارها کنن،ولی چون من طبق حرفهای استاد که تودوره 12قدم فرمودن و اون تمرین خیلی عالی ستاره ی قطبی ،هر صبح بعد از خواب دفترم دستم هست و مینویسم
بچه هاهم میبینن دیگه و عمل میکنن
و طبق قانون جهان هستی دوستان منفی کم کم از زندگیمون حذف میشن
استاد عزیزم منم وقتی صبح از خواب بیدار میشم با اینکه کار هر روزم هست ولی انگار بار اول هستش که این صحنه ها رو میبینم و به محض ورودم به حیاط،البته همون طور که گفتم اول تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم،
بعد نگاهم میفته به طلوع خورشید که از پشت شاخههای درخت کنار(سدر)از تو کوچه که به چشمانم میخوره ومن کمی دستم رو سایه چشمم میکنم با لذت و زبانم به ستایش خدا مشغوله نگاه میکنم به آسمان و به صدای گنجشکها گوش میدم و صدای میو میوی گربه های خوشکل وکوچک وبزرگ که دور پام می پیچن و من همینطور که دارم باهاشون بازی میکنم میرم درحیاط و تو کوچه طوری لذت میبرم که انگار برای اولین باره این صحنه های تکرار نشدنی رو میبینم وگاهی وقت صدای موتور ماهی فروش میاد که صدا میزنه ،ماهی،،،ماهی،، ماهیه تازه،ماهیه تازه،منم میدوم سرکوچه میپرسم ماهی چی داری و ماهی تازه میخرم کمی به گربه ها و کمی هم برای ناهار،استاد این همه زیبایی خداوند تمومی نداره،و از همون وقت که شما ومریم جون تعریف کردین که تو راه خونه ی کرج از درختها و قشنگی درختها حرف میزدین،و اون طوری از ماهیتابه ی همه کاره که فرمودین حتی آش هم باهاش پختین،تعریف میکردین منم یاد گرفتم،یاد گرفتم که قدر داشته هام رو بدونم،استاد من چند ساله که تو بهترین ظرفها که برای مهمون گذاشته بودم غذا میخوریم،هر روز لباسهای نو و لباس مهمونی هامو میپوشم وطبق عادت های من بچه هام همین کارها میکنن،استاد جان من الان 45سالمه با اینکه اینقدر مثبت اندیش هستم(مثلاخخخخخ) ولی تازگی که دوره حل مسائل خیلی عالی رو گرفتم،متوجه شدم خیلی از مسائل حل نشده دارم که یکی از بزرگترین مسائل حل نشده من همین کمال گرا بودن من هست که فکر میکنم با دوره حل مسائل به امید خدا و تمرینهای عالی که شما و از زبان خانم شایسته ی عزیز میشنوم، حلش میکنم،همانطور که گفتم من 45سالم هست،10ساله همسرم عمرش ب شما داده ولی نتونستم ازدواج کنم،فکر میکنم کمال گرایی من نمیزاره و من با خودم میگفتم تو چه نیازی داری ازدواج کنی بزار همینطور که مردم دارن ازت تعریف میکنن ادامه داشته باشه،برادرهای من توی هرجمعی میگن بهت افتخار میکنیم که مسئولیت مرد وزنی هر دوباهم بعهده گرفتی و ازدواج نکردی ماها رو روسفید کردی،منم باخودم میگم آفرین ببین امروز دخترت اومد گفت مامان،بابای دوستم منو رسوند خونه و بهم گفت مادرت زن نیست یه پا مرده،شیر مرده ،یا آفرین طاهره ببین،امروز همسایه تو عروسی پسرش چطور ازتو تعریف میکرد که بابا این زنه، این که ازدواج نکرد و بچه هاش رو سر و سامون داد،الان 4تا نوه هم داره و فقط مونده دوتا پسرا سر سامون بده،به اینجا که میرسه یه ترس خفیفی میاد سراغم که فوقش چندسال دیگه پسرا هم رفتن سر زندگیشون چکار میکنی،ولی باز دوباره کمال گرایی میاد سراغم و میگه تو اینی وتو بلدی وتو احتیاج نداری و و و
استاد جان یادم اومد تو یکی از فایلها فرمودین که تا چند سال پیش تو ایران خودمون هم اگه زنی شوهرش به رحمت خدا میرفت حق ازدواج نداشت،این حرفها رو گفتم که بدونی هنوزم هست تو شهرهایی که عیب میدونن،درسته که از قبل بهتر شده
بله عزیزم منم مطمئنم خداوند هیچ آرزوی محال که بهش نرسیم رو به قلبمون نمیندازه و به پسرم هم میگم خداوند هدایتت میکنه فقط باید هدایت های خدا رو ببینی وباورهاتو بهتر از قبل کنی،،،
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته. مهربان
از از زمانی که به سایت شما هدایت شدم و این هدایت من به خاطر این بود که من دنبال تغییر زندگی خودم بودم این هدایت به سایت رو فرکانس خودم مهدیه خداوند میدانم چون من سایت شما رو به خیلی ها معرفی کردم ولی اونها حتی یک بار هم به سایت سر نزدند چون در فرکانسش نبودند من تمام سریال زندگی در بهشت رو دیدم و خیلی چیزها جذب کردم الگوهای زیادی برای تغییرات در لایف استایل زندگی خودم گرفتم این سریال نگرش کن رو به زندگی تغییر داد من یک آدمی بودم که اصلا اهل مسافرت وگردش نبودم وقتی به طبیعت می رفتم دقیقا همون ابرهای پرادایس رو میدیدم رنگها ی آسمون همون چیزی بود که دیده بودم وقتی شما تو اون قسمت که درخت چه های مزاحم رو قطع میکردید توضیح شما که اینه مثل باورهای غلط در ذهن ما می مانند بسیار در من تاثیر گزار بود تا اون روز هیچ کی به من نگفته بود که باید تمرکز خودم رو بزارم و باورهای غلط رو شناسایی و از ریشه بزنم رسیدگی به مرغ وجوجه ها و ساختن چیکن شا به من این درس رو میداد که چقدر شما برای حیوانات ارزش قاعل هستید و چقدر وقت براشون میزارید ماشین ها و تراک های امریکایی بسیار تحسین میکنم استاد بسیاری از چیزهای که شما دارید رو جذب کردم مثلا من رو تیشرت شما که ارم jeepداشت تمرکز کرده بودم دیروز وقتی برای خانمم به یک مغازه به لباس فروشی رفته بودیم همون تیزرت رو دیدم و خریدمش چقدر بهم میومد خدا رو بسیا ر شکر کردم و مطمئنم اگر شکاری نکات مثبت باشم به چیزهای بهتر هم میرسم یکی دیگه از نتایج خوب من اینکه کن نگرانی هام بسیار کم شده و بیشتر در لحظه هستم و از شما در لحظه زندگی کردن رو یاد گرفتم وقتی که شما در سفر به دور امریکا بودید ودر رپرتوارش طو فان اومده بود و شما اصلا نگران نبودید که چه بر سر اونجا اومده روزی نیست که صدای استاد عباس منش توگوش من نره و از شما یاد گرفتم که تمام اتفاقات زندگی خودم رو خودم جذب میکنم من از دو نفر طلبکار بودم که ما ها بود نمیدادنند من هم بهشون چیزی نمی گفتم یک روز تصمیم گرفتم که این مسئله رو حل کنم جز اهداف خودم قرار دادم و نوشتم و گفتم پله پله برو جلو میگیری وقتی تصمیم گرفتم به صورت عجیبی اون آدمه با من هم قدم شد و گفتم حالا موسسه بگو خواسته ات رو و گفتم خدایا تو منو هدایت کن گفتم و او هم قول داد تا 2ماه دیگه بده
به نفر دوم گفتم ودر جا ریخت به حسابم و سومی هم همین دیروز واریز کرد بعد گفتم ببین وقتی تصمیم میگیری چطور خداوند تو رو در مسیر خواسته قرارت میده من سر همین مسئله ماه ها با خودم در گیری ذهنی داشتم
وقتی من در زندگی اخبار و سریالهای مخرب رو ترک کردم ودفترچهام رو برداشتم رفتم شروع کردم به نوشتن عکس و فرزندانم هم به طور شگفت انگیزی البته بعد از چند ماه مثل من شدند بدون اینکه من بهشون بگم و این رو از شما یاد گرفتم که تو یکی از فایل های رایگان گفتید وقتی شما تغییر کنید شرایط و آدمها ی دور برتون عوض میشوند وقتی تمرکز شما روی نکات منفی طرف باشه حتی اگر اون شخص برود نفر بعدی بدتر خواهد بود برای شما جوری که شما میگویید صد رحمت به همون قبلی اینو من تو زندگی کاری با گوشتی خونم لمسش کردم شما دارید مانند پیامبران ما رو دارید به شکر گزاری و تمرکز به زیباییها دعوت می کنید درود خداوند بر شما و مریم خانم باد چقدر شما توحیدی و شبیه ابراهیم (ع)عمل می کنید روشنه که باید همچین نتایجی رو بگیرید که من سراغ ندارم استاد در جهان مثل شما توحید رو با نتایج و عمل نشون آدمها بده اساتید دیگه فقط میگن این طوری باشید ولی جرات نشون دادن محتوی زندگی و نتایج مالیشون رو ندارن از شما یاد گرفتم که با همون چیزی که دارم عشقبازی کنم نگوییم من باید در جایگاه استاد قرار بگیرم بعد حالم خوب بشه من اجازه دارم فقط خودم رو با یک روز قبل خودم مقایسه کنم نه دیگران شما به من طرز صحیح مطالعه و تفکر در قرآن رو یاد دادید آخر که چقدر مباحث شما در باره حجاب در قرآن نگرش من رو عوض کرد وچقدر زیبا ریشه کلمه زینت رو در آوردید و ما انسانها رو آگاه کردید چقدر نگاه شما به سوره 7ال عمران نگاه کن رو تغییر داد الاناشک تو چشمانم جمع شده وقتی دارم در باره کلام خداوند تایپ میکنم استاد چقدر این نگاه شما که ما وظیفه نداریم کاری کنیم که به دیگران خوش بگذره زندگی منو تغییر داده انگار یک وزنه 100000000کیلویی رو سما با این حرفتون از پشت من بداشتید که من باید کاری کنم که به خودم خوش بگذره خورشید داره می تابه دیگران هم بروند استفاده کنند
چقدر تفسیر سوره حمد نگرش من رو تغییر داد این فایل رو 50 بار گوش دادم هر بار به چیز تازهای میرسیدم که یک قدرت بیشتر در جهان وجود نداره سریال های تلویزیون که ما قبلا میدیدیم و حال ما رو بد کرده بود تبدیل شد به زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا شبی نیست که ما تو لپ تاپ سه تایی این فایلها رو نبینیم اینها شده نا هار و شام ما دختر 8ساله من فاطمه سادات با روی این فایلها رو دان میکنه سیوشون میکنه تمام ات اشغالها رو خودش از سیستم پاک کرد و این فایل های ناب رو دسته بندی کرد و هر شب ما تماشا میکنیم و لذت میبریم تز شما می خواهیم که تو رو خدا باز هم تولید کنید
در پایا ن از شما و خانم شایسته و پر ادایس زیبا
سپاسگزاری میکنم و سپاسگزار خداوندم که من رو به سمت شما هدایت کرد
سلام به استاد عزیزم، سلام به خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و سلام به همه دوستای عزیزم که دیگه گل کاشتن توی این فایل و امیدوارم حال همگی عالی باشه.
من دو روزه که یه دفتر خوشگل گرفتم و خدا رو شکر روز اول شش صفحه نکات مثبت رو شکار کردم. منی که شب میومدم و نکات مثبت روزم رو مینوشتم توی دفترچه کوچیکم مثلا یک و نیم صفحه میشد. خدایا شکرت. یاد گرفتم از اونجاییکه من آخر شب نکات مثبت روزم رو یادم نمیاد، بیام همون موقع که نکته مثبت و لذت بخشی رو میبینم خدا رو شکر کنم و یه جایی یادداشتش کنم تا بعد منتقلش کنم به دفترم و آخر شب از روش بخونم و احساس خوبش رو تجربه کنم.
استاد این فایل فوق العاده بود. من تصمیم گرفتم بعد از مدتها کامنت های دوستانم رو مطالعه کنم و به خودم گفتم هرچقدر ازت زمان بگیره ارزشش رو داره.
تحسین میکنم عارفه خانم عزیز رو که با کامنتشون باعث شدن این بازی رو خیلی از بچه های سایت عملی کنن و نتایج عالی بگیرن. چقدر تحسینشون میکنم، چقدر منفعت های عالی به دنبال داره این بازی.
به یاد این آیه ای از قرآن افتادم:
و ما هذه الحیاه الدنیا الا لهو و لعب و إن الدار الاخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون (عنکبوت 64)
و این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازیچه نیست و بی تردید سرای آخرت زندگانی است، اگر میدانستند.
من به یاد اوردم که وقتی وابسته میشم به چیزی و وقتیکه حالم بد میشه، به خودم بگم که این دنیا یه بازیه، این دنیا گذراست، سخت نگیر، جدی نگیر همه چیز رو، رها باش. یادت باشه تو یه نقشی رو پذیرفتی توی این دنیا، نقش پسر، پدر یا هر نقش دیگه ای، اینقدر غرق نشو توی نقشت. موضوعی که الان باعث عصبانیت و ناراحتیت شده، موضوعی که خیلی بهش چسبیدی، پنج یا ده سال دیگه که به یادش میوفتی بهش میخندی، خب چرا همین الان بهش نخندی.
نکات مثبت امروزم:
خدایا شکرت که امروز صبح از خواب بیدار شدم و بهم فرصت زندگی دادی.
خدایا شکرت که مجسمه های خوشگلم رو توی اتاقم میبینم و لذت میبرم.
خدایا شکرت که تمرین ستاره قطبیم رو یادداشت کردم.
خدایا شکرت که دیروز برام یه روز فوق العاده و پر از اتفاقات مثبت بود.
خدایا شکرت که عینکم امروز، فردا حاضر میشه، براش ذوق ذارم، خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت که توی مسیرم به سر کار هوا خنک و عالی بود و من لذت بردم.
خدایا شکرت بخاطر عینک دودی فوق العاده ای که روی چشمم بود تا آفتاب چشمم رو اذیت نکنه.
خدایا شکرت که تا درب فروشگاه باز بشه، امدم عکس های دریم بردم رو با آهنگ بی کلام دیدم، تجسم کردم و لذت بردم.
خدایا شکرت که دیروز خواهرم و بچه های خواهرم رو دیدم و از وجودشون لذت بردم.
خدایا شکرت که دیروز با بچه خواهرم عباس، بازی کردم و توی بازی برنده شدم.
خدایا شکرت که سر کار همکارم رو توی دلم تحسین کردم و حس خیلی خوب گرفتم.
خدایا شکرت که امروز دو بار به همکارام سر زدم و سلام کردم و صبح بخیر گفتم. خدایا شکرت.
خدایا شکرت که به یه مغازه کارشناسی رنگ رفتم، چقدر توی کارش دقت داشت، چقدر نوشته های زیبایی به دیوار زده بود، یکی از نوشته ها این بود: “خدایا، قسم به اسمت که جز حقیقت ننویسد قلمم …” چقدر کارش رو با دقت انجام میداد، چقدر تحسینش کردم، خدایا شکرت.
من امروز یه ماشین سورن پلاس رو بررسی کردم، خدایا شکرت که بدون اینکه کسی بهم چیزی بگه متوجه شدم که دریچه گازش برقی هست و نه سیمی. خدایا شکرت.
من امروز قیصی های خیلی خوشمزه ای نوش جان کردم، خدایا شکرت واقعا خوشمزه بود، هرکدومشون مزه لواشک داشت. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت که امروز عصر یک ساعت خوابیدم و خواب راحتی داشتم. چقدر لذت بردم، خدایا شکرت.
خدایا شکرت به خاطر نهار خوشمزه امروزم. قبل از غذا دعا خوندم، خدایا شکرت که نهار سبزی پلو با تن ماهی خیلی خوشمزه ای نوش جان کردم.
خدایا شکرت که سر کار روابط خوبی با همکارام داشتم، با تک تکشون، خدایا شکرت که همکارام یکی از یکی بهترن. خدا رو صد هزار مرتبه شکرت با تمام وجودم کار کردم و تعدادی آدرس دهی انجام دادم برای وسایل.
امروز رفتم نون خریدم، چقدر لباس فیروزه ای اون آقاهه که توی صف ایستاده بود، زیبا بود، دکمه های لباسشون مخفی بود و من توی دلم تحسین کردم لباس زیباشون رو.، خدایا شکرت.
به مغازه دوستام سر زدم، باهاشون دست دادم و سلام و علیک کردم. خدایا شکرت.
یکی از دوستام رو دیدم که با مهربانی روی سر یه دختربچه دست کشید، چقدر تحسینش کردم، خدایا شکرت.
با بلبل هام بازی کردم، نازشون کردم، خدایا شکرت.
شام خیلی خوشمزه ای خوردم، چقدر مادرم برای تهیه غذا زحمت کشیده بود، دست مادرم طلا. خدایا صد هزار مرتبه شکرت به خاطر وجود پدر و مادرم توی زندگیم.
چقدر این دفتر شکارچی نکات مثبت عالیه وچقدر طرح روی جلدش رو دوست دارم. خدایا شکرت.
خدایا شکرت به خاطر اینکه اشک شوق ریختم و احساسم خوب بود از ارتباطی که با خدا توی قلبم احساس میکردم از دیدن لایو آقای عرشیان فر، تحسینشون میکنم، خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
امروز کامنت بچه ها رو توی سایت مطالعه کردم، لذت بردم، چقدر این بچه ها فوق العاده هستن، چقدر این استاد فوق العاده است. خدایا شکرت به خاطر پاسخ دوست عزیزم آقا محمد عموری، خدایا صد هزار مرتبه شکرت به خاطر این فایل و توجه به نکات مثبت.
خدایا شکرت به خاطر زردآلوی بسیار خوشمزه ای که از دست پدرم گرفتم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت که کامنت مینویسم برای این فایل.
خدایا شکرت به خاطر کامنت های فوق العاده دوستان گلم.
امیدوارم همه دوستان در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند، زیبابین و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
چقدر از اون آیه به جا استفاده کردی دقیقا الان بهتر درک میکنیم اینکه واقعا این دنیا یه بازیه
و جقدر ما خودمون را تو بندش اسیر کردیم؟؟
این فایل درسته خودش یک بازی بود ولی دقیقا از متن تا حاشیه اش نکته بود برای درس گرفتن از گذلست کامنت تا اومدن فایل از تعداد کامنت های که داره ردی ابن فایل میاد که فکر کنم جز معدود فایل های رایگان باشه که انقدر کامنت روش اومده اینکه ما چقدر داریم از نگاه بچه ها چیز یاد میگیریم اینکه چقدر نگاه هم دیگه نگاهمون بازتر شد
اینکه فهمیدیم وقتی تسلیم محض خدا بشیم عزت میده احترام میده پول میده حال خوب میده معروف شدن میده
و فقط به معنای واقعی کلمه بابد تسلیم خودش باشیم
و چه شیرین اسارتیست اسیر خدا بودن
و واقعا خدا عدل کامله و بینهایت بخشنده و مهربانه این کلمات را قبلا میگفتیم ولی تازه درک میکنیم چی میگیم
داستان از اینجا شروع میشه که صبح که از خواب بیدار شدم
اومدم دیدگاههایی که دوستان نوشتن و برای من ایمیل اومده روبخونم
هی ذهن نجوا گرم میگفت
بابا بشین ستاره قطبیت رو بنویس دیر شدا
اما یه صدایی میگفت هر چقدر زمان ببره خوندن کامنتها ارزشش رو داره،حالت بهتر میشه،چیزای جدید یاد میگیری
و باهر دیدگاهی که از بچه ها میخوندم یه ایده به ذهنم میومد
تا قبل از خوندن دیدگاه شما به خودم گفتم از این به بعد هر چند ایمیل از سایت داشتی رو میخونی هر چقدر زمان ببره
وقتی جواب عارفه جان رو برای شما خوندم،گفتم بذا ببینم چی نوشته آقا رضا
که دیدم بله
مهر تاییدی شد برای حرفهایی که از صبح تو ذهنم میگذره
وخداوند از زبان شما هم گفت آره ارزشش رو داره وقت بذاری برای خوندن دیدگاه بچه ها
و چقدر این حرفتون به دلم نشست
من به یاد اوردم که وقتی وابسته میشم به چیزی و وقتیکه حالم بد میشه، به خودم بگم که این دنیا یه بازیه، این دنیا گذراست، سخت نگیر، جدی نگیر همه چیز رو، رها باش. یادت باشه تو یه نقشی رو پذیرفتی توی این دنیا، نقش پسر، پدر یا هر نقش دیگه ای، اینقدر غرق نشو توی نقشت. موضوعی که الان باعث عصبانیت و ناراحتیت شده، موضوعی که خیلی بهش چسبیدی، پنج یا ده سال دیگه که به یادش میوفتی بهش میخندی، خب چرا همین الان بهش نخندی
چقدر لذت بردم از خودندن سپاسگزاری هاتون، واقعاااا لذت بردم و باز هم پروردگارم نشانه ام رو داد، و بهم گفت فاطمه، انقدر به اون خواسته ات نچسب! ول کن بابا! لذت ببر! من بهت میدمش، تو فقط لذت ببر! توجهت رو بزار جای درست و اون خواسته ات میرسه، بزار با حس خوب دریافتش کنی نه این حس بیتابی و انتظار شدید، این حس بد… حستو خوب کن. فقط زندگی کن، تو اومدی اینجا، همه چیم از قبل دیده بودی، و اونقدر برات زیبا بود ک انتخاب کردی اینجا به این روش و این نقش زندگی کنی، اما الان یادت رفته، چسبیدی به انتظار داشتن، به خواسته هات و یادت رفته تک تک لحظا های حضورت اینجا یه اتفاق فوقالعاده اس. تو داری با کمدایی ک خواسته ات داخلشن زور میزنی ک بازشون کنی ولی من که بهت گفتم فقط باید لذت ببری تا درا خود ب خود برات باز بشن، من میخوام تو یاااد بگیری ک لذت ببری، نه لذت وابسته به ادما،و یه شرایط خاص، نه! یه لذت خاص خودت ک محور خلقت جهانتی، ک تو هر شرایطی باشی از اینکه هنوز زنده ای و تجربه میکنی حضور تو این جهان رو، همون جهانی ک برای اومدن بهش ذوق داشتی، لذت ببری. و یادت نره، من ازت خواستم ک بهم اجازه بدی هدایتت کنم و اگر فقط بشینی رو شونه هام و از راه لذت ببری، من به بهترین مسیرها و مکان ها میبرمت، خودم، خوده خودم. تو فقط بشین روی شونه من….
در این 100 روز آنچنان غرق یادگیری این قانون بودم که کمتر فرصت کامنت گذاشتن را بدست میآوردم.
امروز که تصمیم گرفتم در خصوص فایل زیبای شکارچی نکات مثبت کامنت بگذارم متوجه شدم که صدمین روز عضویت خودمم هست و چه تطابق جالبی.
خوشحالم که این تجربهی 100 روزه رو با شما عزیزان در میان میگذارم ؛ از اینکه همراه من هستید بسیار خوشحالم :
صد روز پیش من دستانم بالا رفت و تسلیم شدم؛ صد روز پیش من دقیقا موسی بودم که گفت : رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ » پروردگارا! به هر خیر و نیکى که تو بر من فرو فرستى نیازمندم. آن موقع نمیدانستم که همین تسلیم شدن اولین مرحله از شروع است و بعد ها در یکی از جلسات قانون آفرینش استاد همین موضوع را گفتند.
صد روز پیش من به محمد گفتم که دیگر کافیست؛دستان محمد را بالا آوردم و تسلیم شدم و دیگر مقاومتم شکست و گفتم تسلیمم.
تسلیم شدن من در مواجهه با درخواست همسرم برای گوش دادن به فایلهای استاد عباسمنش بود.
من همیشه مقاومت میکردم اما آن روز انگار روز تسلیم شدن بود و من دیگر هیچ مقاومتی نداشتم. دلیل تسلیم شدن بی چون و چرای من در آن روز، بودن در تلخترین روزهای زندگیم بود که از همه جا تحت فشار بودم و فاصله چندانی با افسردگی نداشتم…
قبلا هم گفتهام که آن درخواست انگار که آب بود بر آتشم و مثل تشنهای که در بیابان به دنبال آب است سریعاً درخواست همسرم را قبول کردم.
اولین فایل »»» نتایج دوستان از آموزه های استاد عباسمنش »»» تجربهی رضا عطار روشن
فایل شروع شد؛ گوش دادم و گوش دادم و گوش دادم. فایل بعدی ، بعدی ، بعدی و بعدی.
گوش دادن به تجربهی رضای عزیز با من کاری کرد که همان روز ( تاکید میکنم همان روز ) تمام فایلهای رایگان سایت را دانلود کنم و در پوشهی abasmanesh در موبایلم ذخیره کنم.
حالا من بودم و هندزفری و فایل.
این مقدمات را قبلا در یکی از نظراتم گفته ام؛ آن روز 21 روز از عضویتم گذشته بود؛ حالا میخواهم کامل ترش را بگویم.
گوش دادن به فایلها باعث شد که آرام آرام باورهای قبلی ام که به قول استاد مانند بتن در مغزم چسبیده بودند شروع به خُرد شدن کنند و از همان ابتدا با بهتر شدن احساسم اتفاقات خوب هم شروع به پیدا شدن کردند.
یکی از کارهایی که من از ابتدای این مسیر خودم را به آن متعهد کردم، دقیقا همین شکارچی نکات مثبت بودن بود.
من تصمیم گرفتم که زیپ دهانم را که سالیان سال برای غر زدن و گله و شکایت کردن از زمین و زمان باز بود ببندم. تصمیم گرفتم که این زیپ را فقط برای شکرگزاری و تصدیق زیبایی ها و تحسینشان باز کنم. علاوه بر باز کردن این زیپ برای تحسین زیبایی ها ، تصمیم گرفتم که شکرگزاری هایم را بنویسم و حالا دیگر من بودم و Notes موبایلم و یادداشت کردن هر چیز زیبایی در آن.
به جایی رسیده بودم که در روز 60 تا 70 مورد برای شکرگزاری داشتم؛ 60 تا 70 مورد تحسین زیبایی و شکرگزاری و تصدیق نعمات خداوند. از کوچکترین آنها تا بزرگترینشان. کارم شده بود فقط و فقط توجه به زیبایی ها. اگر مثلا در اتوبوس فردی به من لبخند میزد سریعا یادداشت گوشی را باز میکردم و مینوشتم : 23. خدایا شکرت بابت احساس خوبی که از لبخند این فرد گرفتم. اگر در موقع پیاده روی از شنیدن فایل ها بی نهایت لذت میبردم 24. خدایا شکرت که این فایلها را دارم. اگر هندزفریام به من آرامش میداد برای شنیدن فایلها 25. خدایا شکرت بابت هندزفری خوبم.
این شیوه شده بود کار هر روز و هر شب من.
نتیجهاش چه بود ؟ احساس خوب
احساس من به شکل معجزه آسایی بهتر شده بود و در آن روزهای سخت و عمیقاً ناراحت کنندهی ابتدای مهاجرتمان ، پیدا کردن این سبک از زندگی همان چیزی بود که نیازش داشتم.
چند روز بعد به خودم گفتم که در ویدیوی مربوط به نتایج رضای عزیز گاهی اوقات رضا خیلی چیزها را فراموش کرده بود و من دوست ندارم از این مسیر زیبا چیزی را فراموش کنم؛ پس همان روز یک دفتر 200 صفحهای خریدم و شروع کردم به نوشتن تمام اتفاقات مثبتی که از شروع بودن در این قانون برایم افتاده بود.
هر اتفاقی که در زندگیم میافتاد و مطمئن بودم که نشأت گرفته از تمریناتم است مکتوبش میکردم.
هر رخداد مثبتی را مینوشتم؛ هنوز هم دارم مینویسم.
این دفتر تا لحظهی حال ، 30 صفحهاش پر شده؛ جالب اینکه من خیلی ریز و بدون اینکه بین خطها فاصله بگذارم مینویسم و شاید اگر به سبک عادی مینوشتم تابحال نصفش پر شده بود.
بعد ها متوجه شدم که مکتوب کردن این نکات خودش یکی از بزرگترین تمرینات است زیرا هم باعث میشود که نکات مثبت را ببینیم و هم آنها را تصدیق کنیم و هم بابتشان شکرگزاری کنیم و از همه مهمتر آنها را مکتوب کنیم. قدرتی که مکتوب کردن به من میدهد و احساس فوق العاده ای که از مکتوب کردن به من دست میدهد به هیچ عنوان قابل وصف نیست.
فایلهای رایگان داشتند تمام میشدند. هر فایل را حداقل 2 بار و اکثرشان را بیش از 3 یا 4 بار گوش داده بودم.
احساس میکردم که عطش زیادی برای یادگیری بیشتر دارم. وجودم مملو از خواستن برای یادگیری بیشتر بود. در تمام عمرم برای چیزی اینچنین عطش نداشتم. از خدا خواستم که هدایتم کند به یک محصول؛ جالبتر آنکه هیچ پولی هم برایش نداشتم و هیچ ایده ای هم برای جور شدن پولش نداشتم.
یک شب قبل از خواب هندزفری در گوشم بود و استاد از خواهرشان گفتند. از اینکه دورهی «قانون آفرینش» چقدر زیاد بر زندگی خواهرشان تاثیر گذاشته و از استاد خواسته بودند که برایشان کد تخفیف قائل شود و استاد مخالفت کرده بودند.
من این را یک نشانه در نظر گرفتم. خداوند با من صحبت کرد و به من گفت که قانون آفرینش را شروع کن؛ اما چطور ؟ پولش را از کجا بیاورم ؟
نحوه جور شدن پولش را گذاشته ام برای ویدیویی که در آینده میخواهم برای استاد بفرستم.
در آن ویدیو که قطعا یک روز ضبطش میکنم و حتی متنش را آماده کرده ام خواهم گفت که چطوری پولش آماده شد. من مطمئنم که به زودی به آنچنان نتایج بزرگی خواهم رسید که آماده شدن این ویدیو امری خیلی ضروری برایم خواهد شد.
دورهی قانون آفرینش شروع شد و ما ( من و همسرم ) با ذوق و شوق فراوان هر فصل را گوش میدادم و تمریناتش را متعهدانه انجام میدادیم.
آن دفتر عزیزم که من نامش را دفتر مقدسم گذاشته ام مملو است از اتفاقات بی نظیری که از عمل به آموزه های قانون آفرینش برایمان رخ داده است.
امروز که این کامنت را میگذارم تنها فصل دهم از این دوره باقی مانده که باید تهیهاش کنیم.
زبانم از وصف تاثیرات عمل به تمرینات این دوره و بکارگیری آموزههایش عاجز است.
سعی میکنم به زودی اتفاقاتی که با عملکردن به آموزههای این دوره برایمان رخ داده را در بخش مربوط به نظرات همان محصول عنوان کنم.
برگردیم به بحث شکارچی نکات مثبت بودن.
من و همسرم هر روز صبح بعد از بیداری دفترچه هایمان را برمیداریم و شکرگزاری های خودمان را یادداشت میکنیم.
در طول روز مانند یک شکارچی نکات مثبتی که با آنها برخورد میکنیم را تصدیق میکنیم و خیلی حرفه ای از نکات منفی اعراض میکنیم.
خانمم یک صلوات شمار همیشه همراهش هست که در طول روز نکات مثبتی را که میبیند ثبت میکند و آخر شب عدد خودش را میبیند و اکثر مواقع از 50 تا به راحتی بالاتر رفته است.
شب و روز ما شده قانون. زندگی ما شده قانون.
اگر به ناخواسته و تضادی برمیخوریم خیلی راحت با توجه به آموزههای قانون آفرینش میدانیم که چکار کنیم. ما اصلا آدم های 100 روز قبل نیستیم. ما دیگر با برخورد به تضادها عصبی نمیشویم. ما میدانیم که چگونه از تضادها به نفع خودمان استفاده کنیم.
ما حالا دیگر میدانیم که بزرگترین قدرت یک انسان چه چیزی است.
ما حالا دیگر میدانیم که قطبنمای هر انسان چیست و میدانیم که چگونه این قطبنما را در جهت درست خودش بکار بگیریم.
ما حالا میدانیم که خدا چیست. ما میدانیم که از خدا چه بخواهیم. ما میدانیم که تقسیم کار با خدا چگونه است. ما میدانیم که این انرژی عظیم آنگونه ای که قبلا به ما شناسانده بودند نیست.
ما میدانیم که چگونه با این انرژی عظیم تعامل داشته باشیم.
ما اکنون میدانیم که اگر یک چیز را خیلی خوب بلد باشیم دیگر به هیچ چیز دیگری نیاز نداریم.
ما میدانیم که پاسخ هر سوالمان در کجا قرار دارد.
ما میدانیم که آینده خودمان را چگونه بسازیم.
ما اکنون میدانیم که خداوند چه بندههایی را بیشتر دوست دارد؛
ما اکنون میدانیم که بازی چگونه است.
زندگی ما شده قانون.
برای مصاحبه شغلی از قانون استفاده میکنیم.
برای بدست آوردن موقعیت شغلی بهتر از قانون استفاده میکنیم.
برای غذا خوردن مان اجازه میدهیم که هدایت شویم.
ما حتی همانگونه که استاد گفته در خوابهایمان هم بدنبال استفاده از قانون هستیم و چقدر برای من خوشحال کننده بود که استاد میگفت :
اگر دیدید در خواب بدنبال استفاده از این قانون هستید بدانید که خیلی خوب در حال بکارگیریش هستید.
معجزات بکارگیری این قانون دونه به دونه در دفتر مقدسم به ثبت رسیده.
تک تک اتفاقاتی که بلاشک نتیجهی بکارگیری قانون است را در آن دفتر مقدس ثبت کرده ام و ثبت کردنشان، هم حالمان را خوب میکند و هم اینکه قدرت نوشتن باعث افزایش فوق العاده قدرت فرکانسمان میشود.
ما پس از گذشت 100 روز نه تنها انسان های قبل از آشنایی با قانون نیستیم بلکه این احساس را داریم که انگار صد سال است که با این قانون در حال زندگی هستیم.
قبلا در مورد سه هفتهی ابتداییِ آشناییم با قانون این حرف را زده بودم اما حالا میخواهم در مورد 100 روز ابتداییم بگویم و آن هم این است که :
اگر تمام عمرم را در یک کفه ترازو قرار دهند و این 100 روز را در یک کفه دیگر ، قطعا سنگینی این 100 روز به راحتی غلبه میکند.
کاش یک عددی بود که اوج شکرگزاریم را ادا میکرد.
چه بگویم ؟
به اندازه قطرات باران شکر ؟ به اندازه شن های صحرا شکر ؟ به اندازه برگ درختان شکر ؟
ولله که هرچه بگویم کم است.
شاکر خدایی هستم که من را به این مسیر هدایت کرد.
استاد عزیزم میدانم که این کامنت را میخوانی.
میخواهم مستقیم با شما صحبت کنم.
من در همین مدت کوتاه 100 روزه آنقدر به قدرت این قانون ایمان آوردهام و دفتر مقدسم آنقدر از رخدادهای نشأت گرفته از این قانون پر است که میدانم به زودی باید ویدیوی نتایجم از آموزه های شما را آماده و برایتان ارسال کنم.
من خیلی خوشحالم که مثل شما در خوابهایم از این قانون استفاده میکنم.
من شاکر خداوند هستم که با شما آشنا شدم.
من شاکر خداوند هستم و خوشحالم که 100 روز پیش تسلیم شدم و این مسیر را با همه وجودم شروع کردم.
استاد عزیزم ، در این 100 روز آنقدر برای من رخدادهای مثبت اتفاق افتاده که مطمئنم با ادامه دادن در این مسیر این گوله برفی هر روز بزرگتر میشود و چقدر این احساس عالیست وقتی که مطمئن باشی در مسیری هستی که هر روز همه چیز بهتر میشود.
در همین لحظه ای که این کامنت را مینویسم دقیقا حالم مثل حال شما در بعضی از فایلهای رایگان است که احساساتتان جوری بالا میرود که میگویید :
نمیدونم چطوری براتون وصف کنم .
منم دقیقا همین احساس را دارم.
واقعا مو به تنم سیخ میشود وقتی میخواهم در مورد این قانون و نتایجش در همین مدت کوتاه 100 روزه حرف بزنم.
برای همهی شما عزیزانِ هم خانواده و برای استاد عزیز و مریم جان، آرزوی شادی، سلامتی و سعادت دارم و شاکر خداوند هستم که به من این احساس خوب در هنگام تایپ کردنِ این کامنت را عطا کرد.
سلام به استاد عباس منشِ نازنینم و مریم جانِ عزیزِ دلم.
سلام به همه ی دوستانِ عزیزم در این سایت ارزشمند.
سلام به محمد آقای عموریِ عزیز و تلاشگر.
خیلی ازتون ممنونم که وقت گذاشتین و این کامنتِ عالی و پُر از احساسِ خوب و ارزشمند رو نوشتین.
خیلی لذت بردم از خوندنِ تک تکِ کلماتتون.
هدایتی رسیدم به کامنتتون.
من قبلا حوصله ی خوندن کامنت های سایت رو نداشتم، الان تبدیل شدم به کسی که از خوندن کامنتهای بچه ها بی نهایت لذت میبرم.
از حس های خوبشون، تجربه های خوبشون، از رشدشون، از به اشتراک گذاریِ آگاهی هاشون در زندگی شون و …
کامنتِ شما پُر بود از حسِ امید، زیبایی، توکل، تمرینِ مستمر برای بهبودِ کیفیتِ زندگی و …
خیلی خیلی شما و همسر محترمتون رو تحسین میکنم که متعهدانه فایلهای دانلودی و محصولِ قانونِ آفرینش رو گوش دادین و عمل کردین به آگاهی های نابی که استاد عباس منش عزیزم و مریم جانم باهامون به اشتراک گذاشتن و میذارن.
کاملا درک میکنم وقتی نوشتین یه کفه ی ترازو زندگیِ قبل از 100 روز، و یه کفه ی ترازو زندگیِ این 100 روز یعنی چی و چه معنایی میده…
تعبیرِ من تولد مجدد هست از وقتی با آگاهی های استاد دارم زندگیمو بهبود میدم.
غرقِ لذت میشم هر روز.
میگم امروز عالی بود.
مطمئنم فردا از امروز هم بهتر و زیباتر میشه.
و هر روز از روزِ قبل بهتر و بهتر میشه.
چون تو مسیرم، دارم کار میکنم روی خودم و در آغوشِ خدا هستم.
تسلیم خدا بودن، در مسیرِ هم آهنگی با خدا بودن، هدایت خواستن از خدا برای همه چیزِ زندگیم و چشم گفتن به خدا و انجام دادنِ هدایتهای خدا، معجزه های زندگیِ من هستن.
فکر میکنم برای همه ی دوستانی که اینجا دور هم هستیم برای بهبود خودمون، همین طور باشه.
خیلی خوشحالم که اینجام، در کنارِ استاد جانم و مریم جان و تک تکِ دوستانِ خوبم در سایت.
که هر لحظه با کامنتهامون به هم انرژی میدیم و تشویق میشیم به ادامه ی مسیر و میایم برای همدیگه و خودمون مینویسیم و ردِ پا میذاریم تا یادمون بمونه از کجا به کجا رسیدیم و این مسیر همچنان ادامه داره.
تو کامنتتون به نکات خیلی خوبی اشاره کردین، خوشحالم که کامنتِ طولانی نوشتین و از احساسِ خوبِ خودتون و همسرتون نوشتین.
از خدا براتون بهترین ها رو میخوام محمد آقا در کنار همسر عزیزتون.
ان شاالله تند تند کامنت بذارین و از احساس و نتایجِ سرشار از زیبایی، رشد، ثروت و خوشبختی تون بنویسین برای همه مون.
قبلا وقتی حالم خوب بود یا یه چیز خوب برام پیش اومد زیاد نمیگفتم، چون فکر میکردم چشم زخم وجود داره و آدما ممکنه انرژی منفی بفرستن سمتم…
اما از وقتی فایل چشم زخمِ استاد رو گوش دادم، فایلهایی که استاد توضیح میدن ما خالق زندگیمون هستیم و مسیولیتِ زندگی مون هر چی که هست با خودمونه، تمرین کردم و بهتر درک کردم همه چیز دست خود منه.
خدا حافظِ منه و هیچکس نمیتونه هیچ آسیبی بهم بزنه.
اینکه اگه اتفاق خوب یا بدی میوفته برام، خودم برای خودم خلقش کردم و مسئولیتش با منه.
وقتی احساسم خوبه، اتفاقای خوب رگباری میان برام.
وقتی حسم بده، اتفاقات بد برام پیش میان.
دارم یاد میگیرم و تمرین میکنم ذهنمو کنترل کنم، بیشتر سکوت کنم، تا بتونم بهتر مدیریت کنم زندگیمو به سمت بهبود و اتفاقای خوبِ بیشتر.
الان خیلی راحت میگم حالم عالیه، در بهترین حالتِ ممکنه و خدا رو خیلی شاکرم برای این حس و حالِ خوب و ناب.
برای ارتباطِ جذابی که با خدا دارم، با پیرامونم دارم و …
بسیار تحسینتون میکنم برای نوشتنِ شکرگزاری، نکات مثبت و نتایجِ به کارگیریِ قانون تو دفترهاتون.
کارِ بسیار تاثیرگذاری هست نوشتن، که معجزه ی زندگیِ من محسوب میشه.
بسیار مشتاقم که ویدئوی شما از نتایجتون رو ببینم، کامنت هاتون درباره ی نتایج و عمل به قوانین رو بخونم.
خیلی انرژیِ خوب گرفتم از کامنتتون و براتون هدایت های بیشتر و بیشترِ خدا رو تو زندگی تون آرزو میکنم.
در آغوشِ خدا باشین در کنار عزیزانتون.
استاد عباس منش عزیزم
مریم جانم
آقا ابرهیم و خانم فرهادی عزیز
تیمِ کاردرست و باصفای گروهِ تحقیقاتی عباس منش
خیلی خدا رو شکر میکنم که شما این سایت ارزشمند رو برای ما فراهم کردین با این همه اگاهیِ ناب که به راحتی در دسترس مون هستن و عمل بهشون باعثِ بهبود هر لحظه ی زندگی مون میشن.
دفتر مقدس من چیزهایی توش مکتوب شده که به هیچ وجه برای فردی که در مسیر قانون نباشه قابل درک نیست.
خدا رو شکر برای تولد دوباره ی همه مون و حرکت در مسیر رشد و بهبودِ زندگی مون.
خدا رو شکر که میتونیم هر لحظه به راحتی بیایم سایت، فایل دانلود کنیم، کامنت بخونیم، کامنت بنویسیم و حال خودمونو خوب کنیم، و حالِ خوب رو به اشتراک بذاریم.
ممنونم از کامنتتون و آرزوی خیرتون.
زندگی سرشار از آرامش و ثروت و سعادت پیش روی شما و عزیزانتون باشه.
استاد جانم ممنونتونم برای این سایت ارزشمند و آگاهی های ناب
سلام به شما دوست عزیزم، آقا محمد گل، امیدوارم حالتون عالی باشه.
تحسینتون میکنم که اینقدر عالی به قانون عمل کردید که حتی توی خواب هم بدنبال قانون هستید و طبق گفته خودتون زندگیتون شده قانون.
خدایا شکرت به خاطر کامنت عالی دوست عزیزم آقا محمد عموری، خدایا شکرت به خاطر دوستای عزیزی که توی این سایت دارم. خدایا شکرت که هدایتم میکنی و بهم ایده میدی.
خدایا شکرت به خاطر تمام نعمتهایی که بهم دادی.
دوست عزیزم، آقا محمد گل، تحسین میکنم اون ایمان و تعهدت رو در عملی کردن قانون در زندگیت.
امیدوارم همه ما هر بار بهتر از قبلمون بشیم.
برات بهترینها رو آرزو میکنم.
باز هم تشکر میکنم بابت کامنت فوقالعادهای که نوشتی.
سلام به شما دوست عزیزی که از بودن کنارتون بی نهایت خوشحالم.
من هم از خدای خودم بی نهایت سپاسگزارم که دوستان و خانواده ای همچون شما عزیزان رو در مسیرم قرار داده تا با تعامل بیشتر با شما بزرگواران بیشتر در مسیر قانون و همچنین بیشتر متوجه نکات مثبت باشم.
خوشحالم که متن من رو خوندید و خوشحالم که این متن حال شما رو خوب کرد.
آفرین به شما واین تلاش بی وقفه که برای رسیدن به احساس خوب انجام میدهی ومطمعنا نتیجه احساس خوب اتفاق خوب اتفاقی که همه دلمون میخواد به بهترین نحو باشه اتفاقی که اتفاق اتفاق نمی افتد بلکه خیریه در کار است
خوندن کامنت زیبایت انگیزه های من را برای حرکت وعمل کردن به قوانین دوچندان کرده سپاسگزارم برای این کامنت زیبا وپر انرژیت
منتظر نتایجی بصورت ویدئو با مهر تایید استاد بزرگ هستم
استاااااد ما هم توی خونه دو روزه این بازی رو شروع کردیم نمیدونید چه غوغایی توی خونمونه
پسرم محمد 18 سالشه و کمتر از یک ماهه عضو سایت شده و پر از شور و شوقه جالبه بدونید که اینقدر با هم در مورد نکات سایت و شما و قوانین حرف میزنیم که کاملا متوجه بالا رفتن مدار و سطح انرژی خونمون شدیم
من و پسرم با فاصله چند ساعت این فایل رو دیدیم و تصمیم گرفتیم بازی رو شروع کنیم چنان رقابت سالمی بین من و دو تا پسرام شکل گرفته که نگو مخصوصا پسر کوچیکم که 12 سالشه و همیشه دنبال اول شدنه
ما یه تخته وایت برد داریم که روی دیوار اتاق نصبه اونو جدول کشی کردیم و اسممونو بالاش نوشتیم و از صبح شروع میکنیم به نوشتن نکات مثبت روز اول نکات زیر 20 تا بود و بعدش بیشتر شد امروز پسر بزرگم 38 تا نکته مثبت نوشت و جالب اینجاست که جفتشون همش میگردن تا کوچیکترین نکته مثبت رو از دست ندن
خیلییییی خووبه من پسرامو میبینم و کلی سپاسگزار میشم بابت این موضوع جالبه که از روی دست هم تقلب میکنن ولی همینم مثبته به نکاتی که اون یکی متوجه نبوده توجه میشه اینجوری
نمیدونین که چه معجزاتی توی همین چند روز اتفاق افتاده
حس و حال فوق العاده اعضای خانواده
پسرم هزینه کلاس رانندگیش فراهم شد و اومد خونه گفت که یه نشانه دیدم که به یه درخت ادرس یه آموزشگاه رانندگی بود و خیلی خوشحال شدم که با اینکه تازه چند وقته عضو سایت شده نشانه ها رو خوب میبینه
پسر کوچیکم به خاسته هاش میرسه مثلا خیلی شکموئه من و همسرم رفتیم فروشگاه ناخوداگاه دستم میرفت روی خوراکی هایی که دوست داشت و این قطعا به خاطر فرکانس خودشه
منم که دیدگه نگم امروز به محض اینکه برق قطع شد و من گفتم الان برقا میاد به 5 ثانیه نرسید که برق اومد و این به خاطر همون دیدن نکات مثبت و احساس فوق العاده ماست
کلی پول به حسابمون اومد
و کلی اتفاقات خوشایند دیگه
امیدوارم که همه دوستان سایت این بازی فوق العاده رو انجام بدن و لحظه به لحظه اگاهانه نکات مثبت رو شکار کنن تا به سطح بالاتری از زندگی با کیفیت برسن
الان 5 دقه نشد که کامنت بچه ها و شما رو داشتم میخوندم.قبل از شما یکی از دوستان هم مثل شما نوشته بود که دخترش همراهش شده من نزدیک 4 ساله عضو سایتم اوایل خیلی سعی میکردم دهترم باهام همراه بشه بیاد تو سایت ولی بیهوده بود.5 دقه پیش که کامنت شما رو خوندم به اخرش که رسیدم کلی تحسینتون کردم خدارو شکر کردم.سایت رو بستم یه ان گوشی تو دستم روشن بود با خودم گفتم چی میشد دخترم باهام همراه بود خدایا من هر چی خاستم بهم دادی اینم بهم بده.محیا باهام همراه بشه.یه چیزی بهم گفت برو بهش پیام بده.چون محیا تو اتاق خودشه من اتاق خودم.باز شیطون گفت نه نکن مسخره میکنه.باز صدای واضح تری گفت نه برو پیام بده.رفتم تو تلگرام.صداش کردم گفتم یه بار به بابا برا اتفاقات خوب پیام دادم از اتفاقات خوب روز پیام دادم ولی براش جالب نبود منم ول کردم.این دفعه میخام به تو پیام بدم.باورتون نمیشه گفت باشه.گفتم پس بیادو نفری بنویسیم.گفت باشه من 10 تا مورد نوشتم اون 5 یا 6 تا.خدایاااااا این بهترین و قشنگ ترین حس دنیا برام بود.دخترم اولین بار راحت برام از اتفاقات خوب روزش نوشت الهییییی شکرت.دختر من مث پسر شما 18 سالشه.امشب این کامنت رو اینجا نوشتم تا رد پایی باشه برا من و شما که ماهها و سالهای بعد به امید الله بدونیم حال خوبمون از کجا شروع شد.باورم نمیشد یک هفته اس فکر میکردم منم یک تخته دارم که بچه هام میان شبها مینویسن.الان من تخته ندارم ولی چیزی بهتر از تخته که نه تنها شبها بلکه هر لحظه میتونم با دخترم حرف بزنم.چیزی که ارزوشو داشتم بتونم راحت باهاش صحبت کنم.
سمانه عزیزم ممنونم از اینکه دست خدا شدی و استارت یک زندگی جدید رو به امید الله برام رقم زدی.
امیدوارم به زودیه زود باز بیایم کامنتای پر بار تر و قشنگ تر بنویسیم.در پناه خدا باشی.
سلااام به محبوبه عزیزم خیلیی خوشحال شدم کامنتتو خوندم راستش اشک توی چشمام جمع شد امشب بیشتر باور کردم که میتونم با کامنتم تاثیر بزارم منم همین امشب تصمیم گرفتم از نتایجم بیشتر بیام توی سایت بنویسم چون خیلیییییی نتیجه گرفتم که هر کدومش به اندازه دنیا و آخرت ارزش داره کل سایت استادمون از فایل ها گرفته تا کامنت های ریز و درشت همش هدایت و نشانه ست و پر از درس و تجربه ست
مریم جون توی یک فایل دقیق یادم نیست چه فایلی بود اشاره کردن به اینکه وقتی با شریک عاطفی یه کار تیمی یا بازی انجام میدی باعث قشنگ تر شدن رابطه میشه منم تصمیم گرفتم کار مشترکمو با همسرم بیشتر کنم وقتی اینو خواستم جهان هدایتم کرد همسرم چون مشغول درست کردن کارگاهش هست ازم خواست سقف کارگاه رو براش رنگ کنم منم سریع و آگاهانه قبول کردم و امروز انجام دادم دقیقا به حرف مریم جون رسیدم حین کار میومد منو میبوسید و بهم خداقوت میگفت اصلا حس کردم جور دیگه ای داره نگام میکنه خیلی حسم عالی شد کلی امروز کار کردم خیلی خسته شدم ولی پر از حس رضایت و اعتماد به نفسم خدایا ازت سپاسگزارم که گوشه و کنار این سایت پر از برکت و نعمته
محبوبه عزیزم منم ازت سپاسگزارم که اینقدر خوب به کامنتم دقت کردی و اینقدر دقیق از حس و حالت نوشتی و امیدوارم دست خدا بشیم برای بقیه دوستامون
دوست خوبم سمانه جون چقدر تحسینتون میکنم و بابت داشتن چنین پسرهای خوبی و خانواده مثبتی از صمیم قلب تحسینتون میکنم واقعا خدایا شکرت خدایا شکرت که اینجوری حضورت توی زندگیمون میتونه برکت ایجاد کنه برکت یک رابطه خوب خانوادگی خدایا شکرت
واقعااااا نعمت بزرگیه خانواده اونم وقتی که روز به روز روابط با کیفیت تری رو تجربه میکنی اینقدر توی خانواده ما همه چی عالیه که من اصلا دلم جایی رو نمیخواد همین توی خانواده بودن برام همه چیه هم تفریح هم عشق هم روابط عالی هم احساسات خوب همه چیزای خوب دنیا توی خانوادم خلاصه شده و منو به بهترین احساس رسونده
سپاسگزارم ازت محبوبه عزیزم که نظرتو در مورد کامنتم گفتی بهترینا رو برات از خدای مهربونم میخوام
خداروهزاران بارشکر میکنم بابت احساس خوبی که دارید بابت خانواده خوبی که دارید بابت رضایتی که از زندگیتون دارید و بابت اینکه این احساس خوبت رو با من شریک شدی عزیزم برات بهترینها رو از خدای خوبمون میخوام دوست خوبم منم خداروشکر میکنم بابت همسر خوبم بابت دختر کوچیک سه سالم که بهم میگه دورت بگردم با عشق باهام صحبت میکنه بابت این مسیری که روبه من باز شده مسیر الهی خدایا شکرت
باز هم سلام به استاد عزیزم.من دارم دومین کامنتم رو روی این فایل میذارم چون بازهم کلی اتفاق های خوب برام افتاده و دلم میخواد اینجا با شما استاد عزیزم و دوستانم به اشتراک بذارم تا به هممون بازهم بیشتر ثابت بشه که تکامل ربطی به گذر زمان نداره بسته به کیفیت وپشتکاریه که آدم میذاره برای انجام کاری.
خب،ازینجا بگم که من تا چندماه پیش برای چندسال به صورت حرفه ای نقاشی میکشیدم گاها سفارش های خوبی هم میگرفتم.ولی بنظرم به دلیل دوتا علت ملموس،این نتایج پایدار نبودن و به قول استاد سینوسی بودن برای همین هم همیشه من یه جای دیگه ای هم کار میکردم.
دلیل اول یه باور سفت وسخت بود که هم از یچگیم و هم تا خود حالا هی میگفتن از هنر پول در نمیاد.یا حداقل تو شهر ما نمیشه.
و من تمام این مدت داشتم باور متضاد این رو میساختم برای خودم و همین کمابیش نتایجی رو هم که گرفتم از همینا بوده.
دلیل دوم هم وجود مسیله ی دیگه ای توز ندگیم بود که اولویت داشت برام نسبت به پول و تو این مدت بیشتر تمرکزم رو میگرفت.
حالا من تقریبا دلیل دومم رو حل کردم و از خدا خواستم دیگه هدایتم کنه برای ثروت.چند روز نشستم با خودم و خدا روراست حرف زدم،
نشستم فک کردم گفتم ببینم اصا من واقعا عاشق نقاشی ام یا بخاطر یکسری مزیت هایی برام داره انقد قفل کردم روش.خیلی نوشتم،خیلی فکر کردم
دیدم آره خب واقعا برام لذت بخشه ولی خییییییییلی زحمت داره برام تا باوراب درست راجع بهش برای خودم بسازم..
گفتم آخه چرا باید اینجوری باشه که دیگه نه تنها انرژی تماما مثبت بهم نده بلکه ناامیدمم بکنه.
من اون فایل های آقا رضا رو بارها و بار ها دیده بودم،کم کم تو ذهنم اومد که نکنه حتی یک درصد من دارم دست خدارو میبندم برا موفقیت خودم!
گفتم خدایا،من اینهمه سال گیر داده بودم که ازین کار موفق بشم،کمکم کن رهاش کنم بعدشم هدایتم کن..
نشستم کم کم مشخصات شغلی که دلم میخواست رو نوشتم،اینکه میخوام آزادی زمانی داشته باشم،هرموقع خواستم سفر برم و انقد کارم برام لذت بخش باشه که حتی مثل استاد تو سفر هم انجامش بدم و پول های خوب دربیارم…
و ایده اش رو خدا برام آورد،رفتم راجع بهش یه تحقیقی کردم دیدم نه خوشم میاد واقا مثنکه.
رفتم یسری وسایلش رو خریدم انجامش دادم یکم یادش گرفتم،مونده بودم تا الان چرا نرفته بودم سراغش.درسته من دقیقا بنظرم دست و بال خدارو بسته بودم حتی نسبت به شغلم،چه برسه به ورود ثروت به زندگیم.
خلاصه رفتم برای آموزش ثبت نام کردم خودم هم یکسره تو جاهایی مثل یوتویوب ویدیو دیدم و دارم تمرین میکنم.
قول دادم به خودم تکاملی پیش برم تو این کار و یهو انتظار نداشته باشم کلی پول دربیارم قبل اینکه یکم ازش پول دراوردم.
چون سرکار هم میرفت یجورایی اینجوری بنظر میومد که مشتری اصلا به من نمیرسه چون اونا صبح ها بودن ولی من صبح سرکار بودم.مربیم گفت اینجوری گیرت نمیاد من گفتم ایشالا برام پیدا میشه تا قبل آزمونم و شما اگه تونستید یکیو برام اوکی کنید من مرخصی میگیرم میام.
و همین هم شد،من اولین مشتریم رو گرفتم و کارش رو خیلی عالی نسبت به تجربه ام انجام دادم.خیلی ام استرس داشتم ولی از روی دوره ی عزت نفس کاملا آگاهانه رفتم تو دلش و انجامش دادم.
دوره ی آموزشیم الان تموم شده و من لیاقت دادن خدمات از یک بخشی از کارم رو میبینم در خودم،هدایت شدم که تو فضای مجازی کارم رو معرفی کنم،همین امروز هم این کار رو کردم.
با اینکه هنوز مکان انجامش رو ندارم ولی توکل کردم به خدا و گفتم ایده شو داده من قرار بود گوش بدم بهش و نترسم..
و یک مشتری برام اومد کاری هم که از من میخواد دقیقا در بخش مهارت الانمه و خیلی توش خوبم.حتی بیانه کارم رو هم داد.
حالا من تو این بین طبق همین فایل فقط شروع کرده بودم به توجه به زیبایی ها و فراوانی ها و سناریو نویسی.
کلا حواسم به ورودی هام بود.
امروزم دوباره دو نفر رو تو خیابون دیدم حسم بهم کفت برو کارت رو بهشون معرفی کن.اگه منه 2 سال پیش بودم امکان نداشت..ولی قول داده بودم گوش بدم به قلبم.
رفتم بهشون گفتم و اتفاقا چقدر هم خوش برخورد بودن و گفتن به افرادی که به محل کارشون میان معرفیم میکنن
چون دقیقا هم کارشون میخورد به کار من.
خلاصه میدونم اول راهم تازه داره باور هام شکل میگیره،ولی خب بجاش کار کرد.. رهاش کردم به هدایتی که شدم گوش دادم و خدا هم جوابمو داد..
چقدر لذت بردم از اینکه باورهای مخرب خودت رو شناسایی کردی و بهتر از اون وقتی که فهمیدی کجا ایراد داری رفتی قشنگ وقت گذاشتی و ریز شدی ببینی دقیقا چی رو دوست داری
و یه جورایی رسالت خودت در این جهان پیدا کردی که بری دنبال کاری که بهش علاقه داری انجام بدی
خیلی تحسینت کردم
و چقدر قانون تکامل رو خوب تعریف کردی از اینکه قانون تکامل به گذر زمان نیست بلکه به تلاش و پشتکار و تمرکزی که با عشق تو این مسیر علاقهات میذاری
و از همه مهمتر چون به کارت عشق داری نه خستگی متوجه میشی نه گشنگی و نه گذر زمان
و این نکته خیلی مهمیه که عشق به کار خییییییییلی میتونه بهمون کمک کنه تا سریعتر تکاملمون رو طی کنیم و نتیجه بصورت کاملا طبیعی مثل نعمت ، ثروت فراوان ، سلامتی ، روابط عالی ، ازادی زمانی ، مکانی و مالی بصورت کاملا طبیعی نامحدود وارد زندگی ما خواهد شد
بینهایت سپاسگزارم دایان عزیز از این اگاهی و این تجربه خوبی که از خودت مثال زدی و کمک کردی تا من یه بار دیگه قانون تکامل رو بیاد بیارم و بیام با عشق با تعهد و ایمان بیشتر این مسیر زیبای الهی رو ادامه بدم
دایان عزیز منتظر موفقیت و خبرهای عالی شما هستم
انشالله هر کجا از این کره خاکی هستید در پناه الله یکتا ، شاد ، سالم ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
خدا را شکر به اندازه خداییش که در جمع این خانواده قرار گرفتم
دیروز زیر دوش حمام بودم ایده و پیامی از طرف خدا اومد که براتون نقل میکنم:
پیام این بود که وقتی پدری بخواد به فرزندان خود سرمایه ای بدهد یا اختیار مال و اموالش رو بهد پیش خودش به فرزنداش نمره لیلقت نگهداری و در ست خرج کردن و ارزش افزوده ایجاد کردن فکر میکند و اگر اختیار اموالش را به اولاد ناخلف بدهد نه تنها اموالش تاراج میشود بلکه اموال بدست افراد نالایق میافته
مقارن همین مثال
به قول استاد خدا میخواد که جهان وسعت بگیره و اون هم بدست انسان باید انجام بشه و دوباره همسان پدر در فرزندان خود نظر میندازه ببینه که کدوم یک از انسانها بزرگ شدن و قابلیت ثروتمند شدن رو دارند و کدامیکی با ثروتمند شدن موجب گسترش جهان هستی میشه و زمانی که هر یک از ماها از خدا درخواست ثروتمند شدن میکنیم کاندیدایی خودمون رو اعلام میکنیم و خدا بررسی میکنه ظرفمون رو دل و جرات خرج کردنمون رو و همه جوانب رو بررسی میکنه و بعد ثروت رو در اختیار ما قرار میده
اگر چه افرادی هم هستند که ثروت رو از راههای ناخوب بدست اوردن ولی همیشه باعث نا ارامی هود و دیگران شده اند و ثروتی را که خدا به بنده اش میدهد قطعا درست است و شاید زمان لازم را ببرد چون میخواد که این اموال و این ثروت در جایگاه درست قرار بگیرد
مثال بلگیس که به قول استاد میلیاردها دلار از ثروت خود را در افریقا جهت درمان و بالا رفتن سطح اگاهی اونها هزینه میکنه ولی باز همچنان جز ثروتمندان مطرح دنیاست
خدارا شاکر به اندازه خداییش که که چه ایده های ناب و بکر برای ما ارسال میکنه به نظر من مثل پیامهایی که از دوستان هر روزه دریافت میکنیم و پاسخ ان را میدهیم هر روز صبح از طرف خدا پیامی دریافت میکنیم و باید به ان عمل کنیم و بازخورد ان را در زندگی خودمون شاهد باشیم خواستم این پیام رو با خانواده بزرگ و دوست داشتنی به اشتراک بزارم
از خدا ی خودم سپاسگزارم استاد عزیز میدونستی که این خانواده عظیم عباس منش جز افراد ناب روزگار هستند که بدور هم جمع شده اند و ن هم به لطف خدای مهربان و عمل کرد استاد عزیزمون به رسالتشه که واقعا مرحبا استاد خوبم پاینده باد استاد عباسمنش
چقدر جالب و صریح و روشن پیامت نمک رو که خداوند دریافت کردین رو به اشتراک گذاشتین واقعا ازشما سپاسگزارم که چراغی رو تو ذهن و افکارم روشن کردین که اینقدر به خدا گاه و شکایت نکنم که من چیم از فلانی کمتره که باید تو فشار باشم ولی طرف مقابل به راحتی در همون شرایط من داره راحت درآمد زایی میکنه و اثبات عدالت خداوند رو که به اعمال و رفتار ما برمیگرده رو خیلی واضح و شیرین بیان کردین
یاد توصیه های استاد میافتم که به دفعات خواستند که نظر خودمون رو در خصوص اموزه های استاد کامنت بفرستیم این خانواده دوست داشتنی و به اگاهی رسیده عباس منش یه روزی شکی نیست که انقلاب اگاهی به پا کنند
زنده باد ازادی
ازاد بودن به حجاب و غیره نیست ازادی از چنگ ذهنی که جز اراجیف چیز دیگری باد نیست یک عمر مارو اسیر کرده بود
بنام خدای زیبایی ها
سلام استاد عزیزم
خدای من شکرت واسه تمام زییایی هاوقشنگی های جهان که تمام شدنی نیست،استاد الان ساعت دوازده وربع شب هست نشستم تو بالکن دارم کامنت مینویسم احساسم بهم گفت کامنت بذارم خدای من یه شب رویایی هوا بهاری ماه تواسمون درخشان و دور تا دورش ستاره هایی که دارن برام چشمک میزنن،این تاریکی واین سکوت مطلق.خودم هستم وخدای خودم و دارم نهایت لذت رو میبرم اهنگ تجسم هم گذاشتم یه ارامش عجیب سرتاسرم رو فرا گرفته توجه به نکات مثبت باعث میشه مابه احساس خوبی برسیم ووقتی به احساس خوب برسیم حالمون دگرگون میشه واتفاقات قشنگ ازراه میرسن.. استاد توجهم همش رو زیباییه غروب میرم پشت بوم خونمون وغروب زیبای خورشید رو تماشا میکنم نمای فوق العاده عالی داره باورت نمیشه استاد وقتی اولین بار رفتم واین غروب جذاب رو دیدم دهنم باز موند گفتم خدااااااای من استاد تمپا غروب اینجا من،نتونستم حرفی بزنم فقط دور وبرم ونگاه میکردم وبا تعجب… اصلا مخم هنگ کرد که چقدرررر شبیه تمپا هست ساختمون ها و ابرها و غروب وهمه وهمه اصلااااااا هدایتی اینجا اومدیم وهرروز میرم پشت بوم واین زیبایی ها رو میبینم وتحسین میکنم ولذت میبرم وسپاسگزاری میکنم وفهمیدم که توجه به نکات مثبت چقدر کمک میکنه که بیشتر زیبایی ها وقشنگی ها رو ببینیم وبیشتر تو زندگیمون اشکار بشن هروقت این صحنه ها رو میبینم به،عظمت و قدرت خدا پی میبرم این روزها تمام کارم شده فکرکردن به کهکشان ها واسمون ها وزمین و کره ها وستاره ها میرم سرچ میکنم عمق اقیانوس ها،وسعت جنگل امازون ووو اصلا مخم سوت میکشه.. نمیتونیم تصور کنیم خدایی که این همه،عظمت رو افریده چقدر میتونه بزرگتر باشه بعد به خواسته ام که فکر میکنم خندم میگیره میگم این همه سیاره ها وکهکشان ها داره هدایت میکنه یه خونه وماشین وثروت وروابط نمیتونه هدایت کنه به زندگیم..
ما وقتی یه،جا کار میکنیم رئیسش میگه این کارو واون کارو انجام بدین وکلی زحمت باید بکشیم سختی بکشیم تا یه،حقوقی به ما بده ولی خدا در برابر این ثروت ونعمت که میخواد به مابده هیچی در مقابلش نمیخواد اتفاقا میخواد همیشه،شاد باشیم غمگین نباشیم میگه سپاسگزاریم رو بکنید فقط، من کل دنیا رو بهتون میدم ازاین قشنگتر مگه داریم،اصلا قابل مقایسه نیست حقوق ناچیز بامنت وسختی و رسیدن به پادشاهی با عزت و سربلندی فقط ایمان میخواد ایمان وعمل استاد من معجزه های خدارو زیاد تو زندگیم دیدم که چجوری یه قدم برمیدارم واون هزاران قدم برمیداره انگار منتظره که من حرکت کنم واون به سمتم بیادباعشق
یاد گرفتم از ساده ترین چیزها نگذرم هرچیو تو خونم میبینم تحسینش میکنم ازخواب که بیدار میشم یه اهنگ مثبت میذارم وبلند میشم به گل ها اب میدم قربون صدقه هاشون میرم باشون صحبت میکنم لمسشون میکنم پنجره اشپزخونه رو باز میکنم هرصحنه ای رو که میبینم تحسین میکنم و انرژی مثبت میگیرم و شروع میکنم به کارکردن(کارای خونه) همزمان فایلا رو گوش میدم و هرروز سعی میکنم بهترازدیروز در توجه به نکات مثبت پیشرفت کنم ودعوتش کنم به زندگیم
این ماهستیم که زندگیمون روخلق میکنیم باافکارو توجهمون
خدایاشکرت واسه همه چیز شکرررررررت
سلام فاطمه عزیز
خداروشکر بابت قدرت تخیلم که میتونم ازش استفاده کنم تا دقیقا همون تجربه هایی که شما داری رو احساس کنم .
صحبت کردن با گل های زیبا و آب دادن بهشون حس لطیفی به آدم میده .
من جایی که خدمت میکنم جلو در دژبانی وسط بلوار گل های رنگو با رنگی کاشتن که هر روز صبح من بهشون آب میدم .
الان که داشتی راجع به آب دادن به گلا حرف میزدی حسابی دلمو بردی .
امروز نرفتم اونجا ولی بی صبرانه منتظرم فردا برم به گلا آب بدم ، باهاشون صحبت کنم و از زیباییشون لذت ببرم .
خونه ی ما تراس نداره ولی راحت میشه از پشت بوم خونه استفاده کنم .
امشب امیدوارم که خدا به دلم بندازه که برم بالای پشت بوم و از چشمک زدن ستاره ها هم لذت ببرم و ستاره ها رو با دید متفاوت تری ببینم .
باهاشون شکل های مختلف درست کنم و از این پایین انرژی مثبت براشون بفرستم .
خدارو چه دیدی شاید من روزی به یکی از ستاره ها سفر کردم .
ممنونم ازت
خدایاشکرت
سلام دوست عزیز
خدارو شکر که کامنتم براتون مفید بوده هرچیو که بخوایم امکان پذیره واتفاق میفته کافیه بخوایم وخدا اجابت میکنه به تک تک درخواست ها خودش فرموده اجیب دعوت الداء اذا دعان
امیدوارم درتک تک مراحل زندگیتون شادوسلامت وثروتمند باشید
إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ
سلام به روی ماهِ استاد عزیزم
سلام به روی ماهِ عارفه جونم که بارها کامنت هاش و خوندم و یاد گرفتم و خداروشکر که در این فضای بینظیر هر روز داریم رشد میکنیم و تغییر میکنیم خدایا بینهایت سپاسگزارم
عارفه جونم بازی که طراحی کردی بینظیرهِ عزیزم بینهایت از شما سپاسگزارم
خودم که آگاهانه این کار و انجام میدم هر روز و توجه به زیبایی ها رو به دخترم هم آموزش دادم با حرف زدن در مورد زیبایی ها
در مورد آدمها دارم تمرین میکنم که علاوه بر زیبایی های ظاهری شون و تحسین نعمت هایی که دارن به زیبایی های رفتاری و شخصیتشون هم توجه کنم
اما اینکه این کار و بصورت بازی طراحی کنیم و با اعضای خانواده انجامش بدیم ایده ی بینظیری و من از امروز اجراش میکنم
چون درخواستم از خداوند هدایت به صراط المستقیم و راه کسانی که بهشون نعمت داده شده بنابراین من قسمت خودم و انجام میدم و ایمان دارم که خداوند هم به وعده خودش عمل میکنه
و این بازی چقدر صمیمیت و ارتباط تو خونه بیشتر میکنه خدایا شکر که هر روز به زیباترین شکل هدایتمون میکنی برای عمل کردن به قوانینت
خدایا سپاسگزارتم
استاد منم احساس میکنم چند وقته سپاسگزاری و دیدنِ زیبایی ها و تحسین شون شده جز شخصیتم و ناخودآگاه انجام میدم و البته که چقدر احساسم فوق العاده اس خداروشکر
و چون به زیبایی ها توجه میکنم هر بار به زیبایی های بیشتری هدایت میشم خداروشکر
استاد عزیزم در مورد سایت صحبت کردین و خواستم ی تشکر ویژه از شما داشته باشم که این سایت رویایی رویایی رویایی و راه انداختین و با ایمان و صبر گسترشش دادین و ما الان در حالِ بهرمندی از میوه های این باغِ سرشار از نعمت هستیم خدا جونم بینهایت سپاسگزارم که هدایتم کردی به این باغِ زیبا و پر بار
گوشه گوشه ی این باغ عطر خوش توحید ،سپاسگزاری ،نعمت ،عشق میاد
به هر سمتش که نگاه میکنم قلبم باز میشه
دقیقا حکم غار حرا برای پیامبر و داره
در هر شرایطی که داخلِ این باغ میشم سرمست و شیدا میرم بیرون
الهی بینهایت سپاسگزارم
استاد جدیدا دارم این کلام شما رو تجربه میکنم که وقتی شخصیت ما تغییر میکنه لاجرم رفتار ما تغییر میکنه
وقتیکه مدار نعمت ها قرار میگیرم لاجرم نعمت هست
اینها بارها شنیدیم و در موردش فکر کردم اما الان میفهممش الان دارم تجربه اش میکنم
که وقتی من تغییر میکنم خدا تغییر میکنه ، جهان تغییر میکنه ،آدمها تغییر میکنن
من فقط روی خودم کار میکنم ،من فرکانس خودم و درست تنظیم میکنم و جهان لاجرم خودبخود تغییر میکنه
عجب بازی شگفت انگیزی که با عمل به قوانین ،
جهان مُسَخر ما میشه
خدایا به عظمت و بزرگیت لحظه ایی من و به حال خودم وامگذار
خدایا به اقتدار و مهربانیت جانم و لبریز از توحید و یکتاپرستی کن
خدا جونم عاشقانه دوستت دارم
خدایا خودت از درون سینه ام خبر داری که فقط با نام و یاد خودت قلبم آروم میشه و ضربانِ قلبم تنظیم
خدایا قطره وجودم و به اقیانوس وجودت پیوند میزنم
خدایا من مهیا و آماده ام هر لحظه برای هدایتت
سلام و خداقوت به استاد پرانرژی وخوشتیپ ومهربونم
سلام مریم جان عزیز دلم ان شاالله درکنار استادجان همیشه خوش وشادو خوشبخت باشید و ممنونم از اینکه فایلهای خیلی عالی برامون میگیری،ممنونم
سلام به دوستان وخانواده عباسمنشی وهمراهان همیشگی سایت خیلی عالی مون
سلام به خواهر عارفه ی عزیز ومادر نمونه
این فایل هم مثل تمام فایلها عالی و پر از نکته های خیلی خوبه که اگه بتونیم توزندگیمون این ایده رو اجرا کنیم بچه هامون لااقل از گوشی یکم فاصله میگیرن
من هم این ایده رو با نقاشی تو خونه اجرا کردم
مثلا خودم دوست داشتم کارگاه خیاطی داشته باشم و همین رو نقاشی کشیدم و پسرکوچکم که الان کلاس هفتم هست،وقتی کلاس اول بود رویاهای آینده اش رو نقاشی میکشید که هنوزم داره
مثلا شغلش رو نقاشی کشیده بود نصف صفحه قرمز کرده بود و یه ماشین کنارش کشیده بود،
من گفتم این چی کشیدی،گفت این قرمزه رستوران هست که داخلش رو خودم میدونم چطوریه فقط دیوارش شما میبینید که در آینده رستوران من قرمزه،من رئیس رستوارنم و بهترین غذاها میپزم که خودم سر آشپز هستم واین ماشین هم لامبورگینی من هست که بعد سوار میشم میرم و توضیحاتی که میداد اطرافیان میگفتن در حد بچه کلاس اولی نیست،بعضی ها میگفتن چون خیلی شکمو هست وتپله این ایده ها تو سرش اومده ،در حالیکه من از وقتی با استاد آشنا شدم تو خونه ی ما حرف از منفی خیلی کم شده و بچه ها بیشتر از اینکه به منفی ها تمرکز کنن به نکات مثبت توجه میکنن،این ایده ی نقاشی هم من از بچه ها میخواستم که آرزوهاشون و خاسته هاشون رو بیان نقاشی بکشن،هنوز بعد از 6سال اون نقاشی پسرم داره با اینکه خوب رنگ نشده و خط خطی رنگ کرده ولی دوستش داره و چند وقت یبار در میاره و از ایده هایی که میخواد تو رستورانش باشه حرف میزنه و میگه بهش میرسم ودوباره میزاره سر جاش،و اینم خیلی تاثیر داره که پدر ومادر هر طور فکر کنن روی زندگی بچه ها تاثیر داره دوباره میخوام یه مثال بزنم
ما تو خونمون یه باغچه با دوتا پرتقال ولیمو داریم
بچه های من تا بیدار میشن با گنجشکهای رو درختها حرف میزنن ،پرتغال رو نازبهار و لیمو رو گلبهار صدا میزنن وقتی میخوان میوه از درخت بکنن ازش با لهن قشنگی اجازه میگیرن،
غذا برای گربه وسگهای محله می برن،نون خشک برای گنجشکها میزارن،این چیزها که میبینم خوشحال میشم،و یاد صحبت های استاد میفتم که بیشتر بچه ها به پدر و مادرشون میرن،حالا اگر من بعد از فوت همسرم،گرچه ناراحت شدم چندماه تو حال خودم نبودم،اگه افسرده میشدم ،اگه به حرف مردم اهمیت میدادم،اینجا هم اگه زنی شوهرش به رحمت خدا رفته باید دیگه لباس روشن نپوشد چه برسه به شاد بودن،به عروسی و مهمانی رفتن،ولی من بعد از 4ماه خودم رو جمع وجور کردم،لباس دخترها رو عوض کردم،ازدواج دخترم که از قبل عقد کرده بود ،راه انداختم عروسیش گرفتم،و پا به پای آموزشهای استاد پیش رفتم،بچه هام خداروشکر ورزش و یوگا و مثل خودم پا به راه آگاهی گذاشتن که حتی من ازشون نخواستم و مجبورشون نکردم که این کارها کنن،ولی چون من طبق حرفهای استاد که تودوره 12قدم فرمودن و اون تمرین خیلی عالی ستاره ی قطبی ،هر صبح بعد از خواب دفترم دستم هست و مینویسم
بچه هاهم میبینن دیگه و عمل میکنن
و طبق قانون جهان هستی دوستان منفی کم کم از زندگیمون حذف میشن
استاد عزیزم منم وقتی صبح از خواب بیدار میشم با اینکه کار هر روزم هست ولی انگار بار اول هستش که این صحنه ها رو میبینم و به محض ورودم به حیاط،البته همون طور که گفتم اول تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم،
بعد نگاهم میفته به طلوع خورشید که از پشت شاخههای درخت کنار(سدر)از تو کوچه که به چشمانم میخوره ومن کمی دستم رو سایه چشمم میکنم با لذت و زبانم به ستایش خدا مشغوله نگاه میکنم به آسمان و به صدای گنجشکها گوش میدم و صدای میو میوی گربه های خوشکل وکوچک وبزرگ که دور پام می پیچن و من همینطور که دارم باهاشون بازی میکنم میرم درحیاط و تو کوچه طوری لذت میبرم که انگار برای اولین باره این صحنه های تکرار نشدنی رو میبینم وگاهی وقت صدای موتور ماهی فروش میاد که صدا میزنه ،ماهی،،،ماهی،، ماهیه تازه،ماهیه تازه،منم میدوم سرکوچه میپرسم ماهی چی داری و ماهی تازه میخرم کمی به گربه ها و کمی هم برای ناهار،استاد این همه زیبایی خداوند تمومی نداره،و از همون وقت که شما ومریم جون تعریف کردین که تو راه خونه ی کرج از درختها و قشنگی درختها حرف میزدین،و اون طوری از ماهیتابه ی همه کاره که فرمودین حتی آش هم باهاش پختین،تعریف میکردین منم یاد گرفتم،یاد گرفتم که قدر داشته هام رو بدونم،استاد من چند ساله که تو بهترین ظرفها که برای مهمون گذاشته بودم غذا میخوریم،هر روز لباسهای نو و لباس مهمونی هامو میپوشم وطبق عادت های من بچه هام همین کارها میکنن،استاد جان من الان 45سالمه با اینکه اینقدر مثبت اندیش هستم(مثلاخخخخخ) ولی تازگی که دوره حل مسائل خیلی عالی رو گرفتم،متوجه شدم خیلی از مسائل حل نشده دارم که یکی از بزرگترین مسائل حل نشده من همین کمال گرا بودن من هست که فکر میکنم با دوره حل مسائل به امید خدا و تمرینهای عالی که شما و از زبان خانم شایسته ی عزیز میشنوم، حلش میکنم،همانطور که گفتم من 45سالم هست،10ساله همسرم عمرش ب شما داده ولی نتونستم ازدواج کنم،فکر میکنم کمال گرایی من نمیزاره و من با خودم میگفتم تو چه نیازی داری ازدواج کنی بزار همینطور که مردم دارن ازت تعریف میکنن ادامه داشته باشه،برادرهای من توی هرجمعی میگن بهت افتخار میکنیم که مسئولیت مرد وزنی هر دوباهم بعهده گرفتی و ازدواج نکردی ماها رو روسفید کردی،منم باخودم میگم آفرین ببین امروز دخترت اومد گفت مامان،بابای دوستم منو رسوند خونه و بهم گفت مادرت زن نیست یه پا مرده،شیر مرده ،یا آفرین طاهره ببین،امروز همسایه تو عروسی پسرش چطور ازتو تعریف میکرد که بابا این زنه، این که ازدواج نکرد و بچه هاش رو سر و سامون داد،الان 4تا نوه هم داره و فقط مونده دوتا پسرا سر سامون بده،به اینجا که میرسه یه ترس خفیفی میاد سراغم که فوقش چندسال دیگه پسرا هم رفتن سر زندگیشون چکار میکنی،ولی باز دوباره کمال گرایی میاد سراغم و میگه تو اینی وتو بلدی وتو احتیاج نداری و و و
استاد جان یادم اومد تو یکی از فایلها فرمودین که تا چند سال پیش تو ایران خودمون هم اگه زنی شوهرش به رحمت خدا میرفت حق ازدواج نداشت،این حرفها رو گفتم که بدونی هنوزم هست تو شهرهایی که عیب میدونن،درسته که از قبل بهتر شده
استاد جان ببخشید یکم از کمال گرایی ومنفی گفتم
خیلی دوستتون دارم
خدا نگهدارتون
سلام طاهره جان.
از اینکه اینقدر قشنگ از حیاط خونتون گفتی من تصورش کردم. درخت پرتقال و لیمو. اون بوی بهارنارنج که اخر فروردین مست میکنه ادم را.
از اینکه پسرت اینقدر تصویرسازیش خوبه و حتما صاحب همون رستوران میشه.
مگه میشه اینطور تصویرسازی کرد و نرسید. همون موقع جهان براش ساخته و منتظرشه.
چقدر لذت میبرم کامنت ها را میخونم و میبینم بچه ها چقدر به قانون خوب عمل میکنند. چقدر قشنگ شکارچی زیبایی ها هستند. و همتون الگو هستید.
براتون آرزوی بهترین ها را میکنم و ممنونم که حال هوای خوبتون را با ما درمیون گذاشتید .
موفق و شاد باشید و زندگیتون پر از برکت الله.
سلام مینا جان خیلی ممنونم عزیزم
بله عزیزم منم مطمئنم خداوند هیچ آرزوی محال که بهش نرسیم رو به قلبمون نمیندازه و به پسرم هم میگم خداوند هدایتت میکنه فقط باید هدایت های خدا رو ببینی وباورهاتو بهتر از قبل کنی،،،
خوشحال شدم بابت تعریف قشنگتون از حیاط خونمون
ان شاالله شاد وثروتمند وسعادتمند باشی عزیزم
سلام ودرود خود خود خداوند بر بهترین مادر و آموزگار خانم طاهره کمالی
انصافا اسم وفامیلت برازندته
شیر زنی که پاک ومطهر است و به کمال رسیده
تمام قد به احترامت می ایستم وتحسینت میکنم
خدا رو شکر میگویم برا هدایتم به کامنت پر از درس وزیبای شما
خدا میدونه چقددددر لذت بردم از درس عملی به فرزندانتان
اینکه میگن دو صد گفتار ، چو نیم کردار نیست کاملا درسته
تحسین میکنم روح لطیفتون رو
تحسین میکنم عمل به قانون رو
تحسین میکنم هدفمندی وتمرکز بر صدق بالحصنی
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا
قطعاً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، به زودی [خدای] رحمان برای آنان [در دل ها] محبتی قرار خواهد داد.
از رب وهابم درخواست میکنم از فضلش انچنان بهتون ببخشه تا راضی بشید که قطعا همنطور میشه
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته. مهربان
از از زمانی که به سایت شما هدایت شدم و این هدایت من به خاطر این بود که من دنبال تغییر زندگی خودم بودم این هدایت به سایت رو فرکانس خودم مهدیه خداوند میدانم چون من سایت شما رو به خیلی ها معرفی کردم ولی اونها حتی یک بار هم به سایت سر نزدند چون در فرکانسش نبودند من تمام سریال زندگی در بهشت رو دیدم و خیلی چیزها جذب کردم الگوهای زیادی برای تغییرات در لایف استایل زندگی خودم گرفتم این سریال نگرش کن رو به زندگی تغییر داد من یک آدمی بودم که اصلا اهل مسافرت وگردش نبودم وقتی به طبیعت می رفتم دقیقا همون ابرهای پرادایس رو میدیدم رنگها ی آسمون همون چیزی بود که دیده بودم وقتی شما تو اون قسمت که درخت چه های مزاحم رو قطع میکردید توضیح شما که اینه مثل باورهای غلط در ذهن ما می مانند بسیار در من تاثیر گزار بود تا اون روز هیچ کی به من نگفته بود که باید تمرکز خودم رو بزارم و باورهای غلط رو شناسایی و از ریشه بزنم رسیدگی به مرغ وجوجه ها و ساختن چیکن شا به من این درس رو میداد که چقدر شما برای حیوانات ارزش قاعل هستید و چقدر وقت براشون میزارید ماشین ها و تراک های امریکایی بسیار تحسین میکنم استاد بسیاری از چیزهای که شما دارید رو جذب کردم مثلا من رو تیشرت شما که ارم jeepداشت تمرکز کرده بودم دیروز وقتی برای خانمم به یک مغازه به لباس فروشی رفته بودیم همون تیزرت رو دیدم و خریدمش چقدر بهم میومد خدا رو بسیا ر شکر کردم و مطمئنم اگر شکاری نکات مثبت باشم به چیزهای بهتر هم میرسم یکی دیگه از نتایج خوب من اینکه کن نگرانی هام بسیار کم شده و بیشتر در لحظه هستم و از شما در لحظه زندگی کردن رو یاد گرفتم وقتی که شما در سفر به دور امریکا بودید ودر رپرتوارش طو فان اومده بود و شما اصلا نگران نبودید که چه بر سر اونجا اومده روزی نیست که صدای استاد عباس منش توگوش من نره و از شما یاد گرفتم که تمام اتفاقات زندگی خودم رو خودم جذب میکنم من از دو نفر طلبکار بودم که ما ها بود نمیدادنند من هم بهشون چیزی نمی گفتم یک روز تصمیم گرفتم که این مسئله رو حل کنم جز اهداف خودم قرار دادم و نوشتم و گفتم پله پله برو جلو میگیری وقتی تصمیم گرفتم به صورت عجیبی اون آدمه با من هم قدم شد و گفتم حالا موسسه بگو خواسته ات رو و گفتم خدایا تو منو هدایت کن گفتم و او هم قول داد تا 2ماه دیگه بده
به نفر دوم گفتم ودر جا ریخت به حسابم و سومی هم همین دیروز واریز کرد بعد گفتم ببین وقتی تصمیم میگیری چطور خداوند تو رو در مسیر خواسته قرارت میده من سر همین مسئله ماه ها با خودم در گیری ذهنی داشتم
وقتی من در زندگی اخبار و سریالهای مخرب رو ترک کردم ودفترچهام رو برداشتم رفتم شروع کردم به نوشتن عکس و فرزندانم هم به طور شگفت انگیزی البته بعد از چند ماه مثل من شدند بدون اینکه من بهشون بگم و این رو از شما یاد گرفتم که تو یکی از فایل های رایگان گفتید وقتی شما تغییر کنید شرایط و آدمها ی دور برتون عوض میشوند وقتی تمرکز شما روی نکات منفی طرف باشه حتی اگر اون شخص برود نفر بعدی بدتر خواهد بود برای شما جوری که شما میگویید صد رحمت به همون قبلی اینو من تو زندگی کاری با گوشتی خونم لمسش کردم شما دارید مانند پیامبران ما رو دارید به شکر گزاری و تمرکز به زیباییها دعوت می کنید درود خداوند بر شما و مریم خانم باد چقدر شما توحیدی و شبیه ابراهیم (ع)عمل می کنید روشنه که باید همچین نتایجی رو بگیرید که من سراغ ندارم استاد در جهان مثل شما توحید رو با نتایج و عمل نشون آدمها بده اساتید دیگه فقط میگن این طوری باشید ولی جرات نشون دادن محتوی زندگی و نتایج مالیشون رو ندارن از شما یاد گرفتم که با همون چیزی که دارم عشقبازی کنم نگوییم من باید در جایگاه استاد قرار بگیرم بعد حالم خوب بشه من اجازه دارم فقط خودم رو با یک روز قبل خودم مقایسه کنم نه دیگران شما به من طرز صحیح مطالعه و تفکر در قرآن رو یاد دادید آخر که چقدر مباحث شما در باره حجاب در قرآن نگرش من رو عوض کرد وچقدر زیبا ریشه کلمه زینت رو در آوردید و ما انسانها رو آگاه کردید چقدر نگاه شما به سوره 7ال عمران نگاه کن رو تغییر داد الاناشک تو چشمانم جمع شده وقتی دارم در باره کلام خداوند تایپ میکنم استاد چقدر این نگاه شما که ما وظیفه نداریم کاری کنیم که به دیگران خوش بگذره زندگی منو تغییر داده انگار یک وزنه 100000000کیلویی رو سما با این حرفتون از پشت من بداشتید که من باید کاری کنم که به خودم خوش بگذره خورشید داره می تابه دیگران هم بروند استفاده کنند
چقدر تفسیر سوره حمد نگرش من رو تغییر داد این فایل رو 50 بار گوش دادم هر بار به چیز تازهای میرسیدم که یک قدرت بیشتر در جهان وجود نداره سریال های تلویزیون که ما قبلا میدیدیم و حال ما رو بد کرده بود تبدیل شد به زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا شبی نیست که ما تو لپ تاپ سه تایی این فایلها رو نبینیم اینها شده نا هار و شام ما دختر 8ساله من فاطمه سادات با روی این فایلها رو دان میکنه سیوشون میکنه تمام ات اشغالها رو خودش از سیستم پاک کرد و این فایل های ناب رو دسته بندی کرد و هر شب ما تماشا میکنیم و لذت میبریم تز شما می خواهیم که تو رو خدا باز هم تولید کنید
در پایا ن از شما و خانم شایسته و پر ادایس زیبا
سپاسگزاری میکنم و سپاسگزار خداوندم که من رو به سمت شما هدایت کرد
به نام الله مهربان
سلام به استاد عزیزم، سلام به خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و سلام به همه دوستای عزیزم که دیگه گل کاشتن توی این فایل و امیدوارم حال همگی عالی باشه.
من دو روزه که یه دفتر خوشگل گرفتم و خدا رو شکر روز اول شش صفحه نکات مثبت رو شکار کردم. منی که شب میومدم و نکات مثبت روزم رو مینوشتم توی دفترچه کوچیکم مثلا یک و نیم صفحه میشد. خدایا شکرت. یاد گرفتم از اونجاییکه من آخر شب نکات مثبت روزم رو یادم نمیاد، بیام همون موقع که نکته مثبت و لذت بخشی رو میبینم خدا رو شکر کنم و یه جایی یادداشتش کنم تا بعد منتقلش کنم به دفترم و آخر شب از روش بخونم و احساس خوبش رو تجربه کنم.
استاد این فایل فوق العاده بود. من تصمیم گرفتم بعد از مدتها کامنت های دوستانم رو مطالعه کنم و به خودم گفتم هرچقدر ازت زمان بگیره ارزشش رو داره.
تحسین میکنم عارفه خانم عزیز رو که با کامنتشون باعث شدن این بازی رو خیلی از بچه های سایت عملی کنن و نتایج عالی بگیرن. چقدر تحسینشون میکنم، چقدر منفعت های عالی به دنبال داره این بازی.
به یاد این آیه ای از قرآن افتادم:
و ما هذه الحیاه الدنیا الا لهو و لعب و إن الدار الاخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون (عنکبوت 64)
و این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازیچه نیست و بی تردید سرای آخرت زندگانی است، اگر میدانستند.
من به یاد اوردم که وقتی وابسته میشم به چیزی و وقتیکه حالم بد میشه، به خودم بگم که این دنیا یه بازیه، این دنیا گذراست، سخت نگیر، جدی نگیر همه چیز رو، رها باش. یادت باشه تو یه نقشی رو پذیرفتی توی این دنیا، نقش پسر، پدر یا هر نقش دیگه ای، اینقدر غرق نشو توی نقشت. موضوعی که الان باعث عصبانیت و ناراحتیت شده، موضوعی که خیلی بهش چسبیدی، پنج یا ده سال دیگه که به یادش میوفتی بهش میخندی، خب چرا همین الان بهش نخندی.
نکات مثبت امروزم:
خدایا شکرت که امروز صبح از خواب بیدار شدم و بهم فرصت زندگی دادی.
خدایا شکرت که مجسمه های خوشگلم رو توی اتاقم میبینم و لذت میبرم.
خدایا شکرت که تمرین ستاره قطبیم رو یادداشت کردم.
خدایا شکرت که دیروز برام یه روز فوق العاده و پر از اتفاقات مثبت بود.
خدایا شکرت که عینکم امروز، فردا حاضر میشه، براش ذوق ذارم، خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت که توی مسیرم به سر کار هوا خنک و عالی بود و من لذت بردم.
خدایا شکرت بخاطر عینک دودی فوق العاده ای که روی چشمم بود تا آفتاب چشمم رو اذیت نکنه.
خدایا شکرت که تا درب فروشگاه باز بشه، امدم عکس های دریم بردم رو با آهنگ بی کلام دیدم، تجسم کردم و لذت بردم.
خدایا شکرت که دیروز خواهرم و بچه های خواهرم رو دیدم و از وجودشون لذت بردم.
خدایا شکرت که دیروز با بچه خواهرم عباس، بازی کردم و توی بازی برنده شدم.
خدایا شکرت که سر کار همکارم رو توی دلم تحسین کردم و حس خیلی خوب گرفتم.
خدایا شکرت که امروز دو بار به همکارام سر زدم و سلام کردم و صبح بخیر گفتم. خدایا شکرت.
خدایا شکرت که به یه مغازه کارشناسی رنگ رفتم، چقدر توی کارش دقت داشت، چقدر نوشته های زیبایی به دیوار زده بود، یکی از نوشته ها این بود: “خدایا، قسم به اسمت که جز حقیقت ننویسد قلمم …” چقدر کارش رو با دقت انجام میداد، چقدر تحسینش کردم، خدایا شکرت.
من امروز یه ماشین سورن پلاس رو بررسی کردم، خدایا شکرت که بدون اینکه کسی بهم چیزی بگه متوجه شدم که دریچه گازش برقی هست و نه سیمی. خدایا شکرت.
من امروز قیصی های خیلی خوشمزه ای نوش جان کردم، خدایا شکرت واقعا خوشمزه بود، هرکدومشون مزه لواشک داشت. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت که امروز عصر یک ساعت خوابیدم و خواب راحتی داشتم. چقدر لذت بردم، خدایا شکرت.
خدایا شکرت به خاطر نهار خوشمزه امروزم. قبل از غذا دعا خوندم، خدایا شکرت که نهار سبزی پلو با تن ماهی خیلی خوشمزه ای نوش جان کردم.
خدایا شکرت که سر کار روابط خوبی با همکارام داشتم، با تک تکشون، خدایا شکرت که همکارام یکی از یکی بهترن. خدا رو صد هزار مرتبه شکرت با تمام وجودم کار کردم و تعدادی آدرس دهی انجام دادم برای وسایل.
امروز رفتم نون خریدم، چقدر لباس فیروزه ای اون آقاهه که توی صف ایستاده بود، زیبا بود، دکمه های لباسشون مخفی بود و من توی دلم تحسین کردم لباس زیباشون رو.، خدایا شکرت.
به مغازه دوستام سر زدم، باهاشون دست دادم و سلام و علیک کردم. خدایا شکرت.
یکی از دوستام رو دیدم که با مهربانی روی سر یه دختربچه دست کشید، چقدر تحسینش کردم، خدایا شکرت.
با بلبل هام بازی کردم، نازشون کردم، خدایا شکرت.
شام خیلی خوشمزه ای خوردم، چقدر مادرم برای تهیه غذا زحمت کشیده بود، دست مادرم طلا. خدایا صد هزار مرتبه شکرت به خاطر وجود پدر و مادرم توی زندگیم.
چقدر این دفتر شکارچی نکات مثبت عالیه وچقدر طرح روی جلدش رو دوست دارم. خدایا شکرت.
خدایا شکرت به خاطر اینکه اشک شوق ریختم و احساسم خوب بود از ارتباطی که با خدا توی قلبم احساس میکردم از دیدن لایو آقای عرشیان فر، تحسینشون میکنم، خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.
امروز کامنت بچه ها رو توی سایت مطالعه کردم، لذت بردم، چقدر این بچه ها فوق العاده هستن، چقدر این استاد فوق العاده است. خدایا شکرت به خاطر پاسخ دوست عزیزم آقا محمد عموری، خدایا صد هزار مرتبه شکرت به خاطر این فایل و توجه به نکات مثبت.
خدایا شکرت به خاطر زردآلوی بسیار خوشمزه ای که از دست پدرم گرفتم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت که کامنت مینویسم برای این فایل.
خدایا شکرت به خاطر کامنت های فوق العاده دوستان گلم.
امیدوارم همه دوستان در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند، زیبابین و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام رضای عزیز
چقدر از اون آیه به جا استفاده کردی دقیقا الان بهتر درک میکنیم اینکه واقعا این دنیا یه بازیه
و جقدر ما خودمون را تو بندش اسیر کردیم؟؟
این فایل درسته خودش یک بازی بود ولی دقیقا از متن تا حاشیه اش نکته بود برای درس گرفتن از گذلست کامنت تا اومدن فایل از تعداد کامنت های که داره ردی ابن فایل میاد که فکر کنم جز معدود فایل های رایگان باشه که انقدر کامنت روش اومده اینکه ما چقدر داریم از نگاه بچه ها چیز یاد میگیریم اینکه چقدر نگاه هم دیگه نگاهمون بازتر شد
اینکه فهمیدیم وقتی تسلیم محض خدا بشیم عزت میده احترام میده پول میده حال خوب میده معروف شدن میده
و فقط به معنای واقعی کلمه بابد تسلیم خودش باشیم
و چه شیرین اسارتیست اسیر خدا بودن
و واقعا خدا عدل کامله و بینهایت بخشنده و مهربانه این کلمات را قبلا میگفتیم ولی تازه درک میکنیم چی میگیم
آقا رضای عزیز بهترین هارا براتون آرزو دارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام آقا رضا امیدوارم حال دلتون عالی باشه
چقدررر این همزمانیها عالیه
داستان از اینجا شروع میشه که صبح که از خواب بیدار شدم
اومدم دیدگاههایی که دوستان نوشتن و برای من ایمیل اومده روبخونم
هی ذهن نجوا گرم میگفت
بابا بشین ستاره قطبیت رو بنویس دیر شدا
اما یه صدایی میگفت هر چقدر زمان ببره خوندن کامنتها ارزشش رو داره،حالت بهتر میشه،چیزای جدید یاد میگیری
و باهر دیدگاهی که از بچه ها میخوندم یه ایده به ذهنم میومد
تا قبل از خوندن دیدگاه شما به خودم گفتم از این به بعد هر چند ایمیل از سایت داشتی رو میخونی هر چقدر زمان ببره
وقتی جواب عارفه جان رو برای شما خوندم،گفتم بذا ببینم چی نوشته آقا رضا
که دیدم بله
مهر تاییدی شد برای حرفهایی که از صبح تو ذهنم میگذره
وخداوند از زبان شما هم گفت آره ارزشش رو داره وقت بذاری برای خوندن دیدگاه بچه ها
و چقدر این حرفتون به دلم نشست
من به یاد اوردم که وقتی وابسته میشم به چیزی و وقتیکه حالم بد میشه، به خودم بگم که این دنیا یه بازیه، این دنیا گذراست، سخت نگیر، جدی نگیر همه چیز رو، رها باش. یادت باشه تو یه نقشی رو پذیرفتی توی این دنیا، نقش پسر، پدر یا هر نقش دیگه ای، اینقدر غرق نشو توی نقشت. موضوعی که الان باعث عصبانیت و ناراحتیت شده، موضوعی که خیلی بهش چسبیدی، پنج یا ده سال دیگه که به یادش میوفتی بهش میخندی، خب چرا همین الان بهش نخندی
ممنونم از شما
هر کجا که هستین در پناه الله مهربان باشین
آقا رضای گل سلام
چقدر لذت بردم از خودندن سپاسگزاری هاتون، واقعاااا لذت بردم و باز هم پروردگارم نشانه ام رو داد، و بهم گفت فاطمه، انقدر به اون خواسته ات نچسب! ول کن بابا! لذت ببر! من بهت میدمش، تو فقط لذت ببر! توجهت رو بزار جای درست و اون خواسته ات میرسه، بزار با حس خوب دریافتش کنی نه این حس بیتابی و انتظار شدید، این حس بد… حستو خوب کن. فقط زندگی کن، تو اومدی اینجا، همه چیم از قبل دیده بودی، و اونقدر برات زیبا بود ک انتخاب کردی اینجا به این روش و این نقش زندگی کنی، اما الان یادت رفته، چسبیدی به انتظار داشتن، به خواسته هات و یادت رفته تک تک لحظا های حضورت اینجا یه اتفاق فوقالعاده اس. تو داری با کمدایی ک خواسته ات داخلشن زور میزنی ک بازشون کنی ولی من که بهت گفتم فقط باید لذت ببری تا درا خود ب خود برات باز بشن، من میخوام تو یاااد بگیری ک لذت ببری، نه لذت وابسته به ادما،و یه شرایط خاص، نه! یه لذت خاص خودت ک محور خلقت جهانتی، ک تو هر شرایطی باشی از اینکه هنوز زنده ای و تجربه میکنی حضور تو این جهان رو، همون جهانی ک برای اومدن بهش ذوق داشتی، لذت ببری. و یادت نره، من ازت خواستم ک بهم اجازه بدی هدایتت کنم و اگر فقط بشینی رو شونه هام و از راه لذت ببری، من به بهترین مسیرها و مکان ها میبرمت، خودم، خوده خودم. تو فقط بشین روی شونه من….
سلام
سلام به استاد بزرگوار
سلام به مریم جان
سلام به بهترین خانوادهی فضای مجازی
امروز صدمین روز عضویت من در سایت است.
100 روز از بزرگترین لحظهی زندگی من گذشت.
در این 100 روز آنچنان غرق یادگیری این قانون بودم که کمتر فرصت کامنت گذاشتن را بدست میآوردم.
امروز که تصمیم گرفتم در خصوص فایل زیبای شکارچی نکات مثبت کامنت بگذارم متوجه شدم که صدمین روز عضویت خودمم هست و چه تطابق جالبی.
خوشحالم که این تجربهی 100 روزه رو با شما عزیزان در میان میگذارم ؛ از اینکه همراه من هستید بسیار خوشحالم :
صد روز پیش من دستانم بالا رفت و تسلیم شدم؛ صد روز پیش من دقیقا موسی بودم که گفت : رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ » پروردگارا! به هر خیر و نیکى که تو بر من فرو فرستى نیازمندم. آن موقع نمیدانستم که همین تسلیم شدن اولین مرحله از شروع است و بعد ها در یکی از جلسات قانون آفرینش استاد همین موضوع را گفتند.
صد روز پیش من به محمد گفتم که دیگر کافیست؛دستان محمد را بالا آوردم و تسلیم شدم و دیگر مقاومتم شکست و گفتم تسلیمم.
تسلیم شدن من در مواجهه با درخواست همسرم برای گوش دادن به فایلهای استاد عباسمنش بود.
من همیشه مقاومت میکردم اما آن روز انگار روز تسلیم شدن بود و من دیگر هیچ مقاومتی نداشتم. دلیل تسلیم شدن بی چون و چرای من در آن روز، بودن در تلخترین روزهای زندگیم بود که از همه جا تحت فشار بودم و فاصله چندانی با افسردگی نداشتم…
قبلا هم گفتهام که آن درخواست انگار که آب بود بر آتشم و مثل تشنهای که در بیابان به دنبال آب است سریعاً درخواست همسرم را قبول کردم.
اولین فایل »»» نتایج دوستان از آموزه های استاد عباسمنش »»» تجربهی رضا عطار روشن
فایل شروع شد؛ گوش دادم و گوش دادم و گوش دادم. فایل بعدی ، بعدی ، بعدی و بعدی.
گوش دادن به تجربهی رضای عزیز با من کاری کرد که همان روز ( تاکید میکنم همان روز ) تمام فایلهای رایگان سایت را دانلود کنم و در پوشهی abasmanesh در موبایلم ذخیره کنم.
حالا من بودم و هندزفری و فایل.
این مقدمات را قبلا در یکی از نظراتم گفته ام؛ آن روز 21 روز از عضویتم گذشته بود؛ حالا میخواهم کامل ترش را بگویم.
گوش دادن به فایلها باعث شد که آرام آرام باورهای قبلی ام که به قول استاد مانند بتن در مغزم چسبیده بودند شروع به خُرد شدن کنند و از همان ابتدا با بهتر شدن احساسم اتفاقات خوب هم شروع به پیدا شدن کردند.
یکی از کارهایی که من از ابتدای این مسیر خودم را به آن متعهد کردم، دقیقا همین شکارچی نکات مثبت بودن بود.
من تصمیم گرفتم که زیپ دهانم را که سالیان سال برای غر زدن و گله و شکایت کردن از زمین و زمان باز بود ببندم. تصمیم گرفتم که این زیپ را فقط برای شکرگزاری و تصدیق زیبایی ها و تحسینشان باز کنم. علاوه بر باز کردن این زیپ برای تحسین زیبایی ها ، تصمیم گرفتم که شکرگزاری هایم را بنویسم و حالا دیگر من بودم و Notes موبایلم و یادداشت کردن هر چیز زیبایی در آن.
به جایی رسیده بودم که در روز 60 تا 70 مورد برای شکرگزاری داشتم؛ 60 تا 70 مورد تحسین زیبایی و شکرگزاری و تصدیق نعمات خداوند. از کوچکترین آنها تا بزرگترینشان. کارم شده بود فقط و فقط توجه به زیبایی ها. اگر مثلا در اتوبوس فردی به من لبخند میزد سریعا یادداشت گوشی را باز میکردم و مینوشتم : 23. خدایا شکرت بابت احساس خوبی که از لبخند این فرد گرفتم. اگر در موقع پیاده روی از شنیدن فایل ها بی نهایت لذت میبردم 24. خدایا شکرت که این فایلها را دارم. اگر هندزفریام به من آرامش میداد برای شنیدن فایلها 25. خدایا شکرت بابت هندزفری خوبم.
این شیوه شده بود کار هر روز و هر شب من.
نتیجهاش چه بود ؟ احساس خوب
احساس من به شکل معجزه آسایی بهتر شده بود و در آن روزهای سخت و عمیقاً ناراحت کنندهی ابتدای مهاجرتمان ، پیدا کردن این سبک از زندگی همان چیزی بود که نیازش داشتم.
چند روز بعد به خودم گفتم که در ویدیوی مربوط به نتایج رضای عزیز گاهی اوقات رضا خیلی چیزها را فراموش کرده بود و من دوست ندارم از این مسیر زیبا چیزی را فراموش کنم؛ پس همان روز یک دفتر 200 صفحهای خریدم و شروع کردم به نوشتن تمام اتفاقات مثبتی که از شروع بودن در این قانون برایم افتاده بود.
هر اتفاقی که در زندگیم میافتاد و مطمئن بودم که نشأت گرفته از تمریناتم است مکتوبش میکردم.
هر رخداد مثبتی را مینوشتم؛ هنوز هم دارم مینویسم.
این دفتر تا لحظهی حال ، 30 صفحهاش پر شده؛ جالب اینکه من خیلی ریز و بدون اینکه بین خطها فاصله بگذارم مینویسم و شاید اگر به سبک عادی مینوشتم تابحال نصفش پر شده بود.
بعد ها متوجه شدم که مکتوب کردن این نکات خودش یکی از بزرگترین تمرینات است زیرا هم باعث میشود که نکات مثبت را ببینیم و هم آنها را تصدیق کنیم و هم بابتشان شکرگزاری کنیم و از همه مهمتر آنها را مکتوب کنیم. قدرتی که مکتوب کردن به من میدهد و احساس فوق العاده ای که از مکتوب کردن به من دست میدهد به هیچ عنوان قابل وصف نیست.
فایلهای رایگان داشتند تمام میشدند. هر فایل را حداقل 2 بار و اکثرشان را بیش از 3 یا 4 بار گوش داده بودم.
احساس میکردم که عطش زیادی برای یادگیری بیشتر دارم. وجودم مملو از خواستن برای یادگیری بیشتر بود. در تمام عمرم برای چیزی اینچنین عطش نداشتم. از خدا خواستم که هدایتم کند به یک محصول؛ جالبتر آنکه هیچ پولی هم برایش نداشتم و هیچ ایده ای هم برای جور شدن پولش نداشتم.
یک شب قبل از خواب هندزفری در گوشم بود و استاد از خواهرشان گفتند. از اینکه دورهی «قانون آفرینش» چقدر زیاد بر زندگی خواهرشان تاثیر گذاشته و از استاد خواسته بودند که برایشان کد تخفیف قائل شود و استاد مخالفت کرده بودند.
من این را یک نشانه در نظر گرفتم. خداوند با من صحبت کرد و به من گفت که قانون آفرینش را شروع کن؛ اما چطور ؟ پولش را از کجا بیاورم ؟
نحوه جور شدن پولش را گذاشته ام برای ویدیویی که در آینده میخواهم برای استاد بفرستم.
در آن ویدیو که قطعا یک روز ضبطش میکنم و حتی متنش را آماده کرده ام خواهم گفت که چطوری پولش آماده شد. من مطمئنم که به زودی به آنچنان نتایج بزرگی خواهم رسید که آماده شدن این ویدیو امری خیلی ضروری برایم خواهد شد.
دورهی قانون آفرینش شروع شد و ما ( من و همسرم ) با ذوق و شوق فراوان هر فصل را گوش میدادم و تمریناتش را متعهدانه انجام میدادیم.
آن دفتر عزیزم که من نامش را دفتر مقدسم گذاشته ام مملو است از اتفاقات بی نظیری که از عمل به آموزه های قانون آفرینش برایمان رخ داده است.
امروز که این کامنت را میگذارم تنها فصل دهم از این دوره باقی مانده که باید تهیهاش کنیم.
زبانم از وصف تاثیرات عمل به تمرینات این دوره و بکارگیری آموزههایش عاجز است.
سعی میکنم به زودی اتفاقاتی که با عملکردن به آموزههای این دوره برایمان رخ داده را در بخش مربوط به نظرات همان محصول عنوان کنم.
برگردیم به بحث شکارچی نکات مثبت بودن.
من و همسرم هر روز صبح بعد از بیداری دفترچه هایمان را برمیداریم و شکرگزاری های خودمان را یادداشت میکنیم.
در طول روز مانند یک شکارچی نکات مثبتی که با آنها برخورد میکنیم را تصدیق میکنیم و خیلی حرفه ای از نکات منفی اعراض میکنیم.
خانمم یک صلوات شمار همیشه همراهش هست که در طول روز نکات مثبتی را که میبیند ثبت میکند و آخر شب عدد خودش را میبیند و اکثر مواقع از 50 تا به راحتی بالاتر رفته است.
شب و روز ما شده قانون. زندگی ما شده قانون.
اگر به ناخواسته و تضادی برمیخوریم خیلی راحت با توجه به آموزههای قانون آفرینش میدانیم که چکار کنیم. ما اصلا آدم های 100 روز قبل نیستیم. ما دیگر با برخورد به تضادها عصبی نمیشویم. ما میدانیم که چگونه از تضادها به نفع خودمان استفاده کنیم.
ما حالا دیگر میدانیم که بزرگترین قدرت یک انسان چه چیزی است.
ما حالا دیگر میدانیم که قطبنمای هر انسان چیست و میدانیم که چگونه این قطبنما را در جهت درست خودش بکار بگیریم.
ما حالا میدانیم که خدا چیست. ما میدانیم که از خدا چه بخواهیم. ما میدانیم که تقسیم کار با خدا چگونه است. ما میدانیم که این انرژی عظیم آنگونه ای که قبلا به ما شناسانده بودند نیست.
ما میدانیم که چگونه با این انرژی عظیم تعامل داشته باشیم.
ما اکنون میدانیم که اگر یک چیز را خیلی خوب بلد باشیم دیگر به هیچ چیز دیگری نیاز نداریم.
ما میدانیم که پاسخ هر سوالمان در کجا قرار دارد.
ما میدانیم که آینده خودمان را چگونه بسازیم.
ما اکنون میدانیم که خداوند چه بندههایی را بیشتر دوست دارد؛
ما اکنون میدانیم که بازی چگونه است.
زندگی ما شده قانون.
برای مصاحبه شغلی از قانون استفاده میکنیم.
برای بدست آوردن موقعیت شغلی بهتر از قانون استفاده میکنیم.
برای غذا خوردن مان اجازه میدهیم که هدایت شویم.
ما حتی همانگونه که استاد گفته در خوابهایمان هم بدنبال استفاده از قانون هستیم و چقدر برای من خوشحال کننده بود که استاد میگفت :
اگر دیدید در خواب بدنبال استفاده از این قانون هستید بدانید که خیلی خوب در حال بکارگیریش هستید.
معجزات بکارگیری این قانون دونه به دونه در دفتر مقدسم به ثبت رسیده.
تک تک اتفاقاتی که بلاشک نتیجهی بکارگیری قانون است را در آن دفتر مقدس ثبت کرده ام و ثبت کردنشان، هم حالمان را خوب میکند و هم اینکه قدرت نوشتن باعث افزایش فوق العاده قدرت فرکانسمان میشود.
ما پس از گذشت 100 روز نه تنها انسان های قبل از آشنایی با قانون نیستیم بلکه این احساس را داریم که انگار صد سال است که با این قانون در حال زندگی هستیم.
قبلا در مورد سه هفتهی ابتداییِ آشناییم با قانون این حرف را زده بودم اما حالا میخواهم در مورد 100 روز ابتداییم بگویم و آن هم این است که :
اگر تمام عمرم را در یک کفه ترازو قرار دهند و این 100 روز را در یک کفه دیگر ، قطعا سنگینی این 100 روز به راحتی غلبه میکند.
کاش یک عددی بود که اوج شکرگزاریم را ادا میکرد.
چه بگویم ؟
به اندازه قطرات باران شکر ؟ به اندازه شن های صحرا شکر ؟ به اندازه برگ درختان شکر ؟
ولله که هرچه بگویم کم است.
شاکر خدایی هستم که من را به این مسیر هدایت کرد.
استاد عزیزم میدانم که این کامنت را میخوانی.
میخواهم مستقیم با شما صحبت کنم.
من در همین مدت کوتاه 100 روزه آنقدر به قدرت این قانون ایمان آوردهام و دفتر مقدسم آنقدر از رخدادهای نشأت گرفته از این قانون پر است که میدانم به زودی باید ویدیوی نتایجم از آموزه های شما را آماده و برایتان ارسال کنم.
من خیلی خوشحالم که مثل شما در خوابهایم از این قانون استفاده میکنم.
من شاکر خداوند هستم که با شما آشنا شدم.
من شاکر خداوند هستم و خوشحالم که 100 روز پیش تسلیم شدم و این مسیر را با همه وجودم شروع کردم.
استاد عزیزم ، در این 100 روز آنقدر برای من رخدادهای مثبت اتفاق افتاده که مطمئنم با ادامه دادن در این مسیر این گوله برفی هر روز بزرگتر میشود و چقدر این احساس عالیست وقتی که مطمئن باشی در مسیری هستی که هر روز همه چیز بهتر میشود.
در همین لحظه ای که این کامنت را مینویسم دقیقا حالم مثل حال شما در بعضی از فایلهای رایگان است که احساساتتان جوری بالا میرود که میگویید :
نمیدونم چطوری براتون وصف کنم .
منم دقیقا همین احساس را دارم.
واقعا مو به تنم سیخ میشود وقتی میخواهم در مورد این قانون و نتایجش در همین مدت کوتاه 100 روزه حرف بزنم.
برای همهی شما عزیزانِ هم خانواده و برای استاد عزیز و مریم جان، آرزوی شادی، سلامتی و سعادت دارم و شاکر خداوند هستم که به من این احساس خوب در هنگام تایپ کردنِ این کامنت را عطا کرد.
در مسیر منبع باشید
به نام خداوندِ هدایتگرم.
سلام به استاد عباس منشِ نازنینم و مریم جانِ عزیزِ دلم.
سلام به همه ی دوستانِ عزیزم در این سایت ارزشمند.
سلام به محمد آقای عموریِ عزیز و تلاشگر.
خیلی ازتون ممنونم که وقت گذاشتین و این کامنتِ عالی و پُر از احساسِ خوب و ارزشمند رو نوشتین.
خیلی لذت بردم از خوندنِ تک تکِ کلماتتون.
هدایتی رسیدم به کامنتتون.
من قبلا حوصله ی خوندن کامنت های سایت رو نداشتم، الان تبدیل شدم به کسی که از خوندن کامنتهای بچه ها بی نهایت لذت میبرم.
از حس های خوبشون، تجربه های خوبشون، از رشدشون، از به اشتراک گذاریِ آگاهی هاشون در زندگی شون و …
کامنتِ شما پُر بود از حسِ امید، زیبایی، توکل، تمرینِ مستمر برای بهبودِ کیفیتِ زندگی و …
خیلی خیلی شما و همسر محترمتون رو تحسین میکنم که متعهدانه فایلهای دانلودی و محصولِ قانونِ آفرینش رو گوش دادین و عمل کردین به آگاهی های نابی که استاد عباس منش عزیزم و مریم جانم باهامون به اشتراک گذاشتن و میذارن.
کاملا درک میکنم وقتی نوشتین یه کفه ی ترازو زندگیِ قبل از 100 روز، و یه کفه ی ترازو زندگیِ این 100 روز یعنی چی و چه معنایی میده…
تعبیرِ من تولد مجدد هست از وقتی با آگاهی های استاد دارم زندگیمو بهبود میدم.
غرقِ لذت میشم هر روز.
میگم امروز عالی بود.
مطمئنم فردا از امروز هم بهتر و زیباتر میشه.
و هر روز از روزِ قبل بهتر و بهتر میشه.
چون تو مسیرم، دارم کار میکنم روی خودم و در آغوشِ خدا هستم.
تسلیم خدا بودن، در مسیرِ هم آهنگی با خدا بودن، هدایت خواستن از خدا برای همه چیزِ زندگیم و چشم گفتن به خدا و انجام دادنِ هدایتهای خدا، معجزه های زندگیِ من هستن.
فکر میکنم برای همه ی دوستانی که اینجا دور هم هستیم برای بهبود خودمون، همین طور باشه.
خیلی خوشحالم که اینجام، در کنارِ استاد جانم و مریم جان و تک تکِ دوستانِ خوبم در سایت.
که هر لحظه با کامنتهامون به هم انرژی میدیم و تشویق میشیم به ادامه ی مسیر و میایم برای همدیگه و خودمون مینویسیم و ردِ پا میذاریم تا یادمون بمونه از کجا به کجا رسیدیم و این مسیر همچنان ادامه داره.
تو کامنتتون به نکات خیلی خوبی اشاره کردین، خوشحالم که کامنتِ طولانی نوشتین و از احساسِ خوبِ خودتون و همسرتون نوشتین.
از خدا براتون بهترین ها رو میخوام محمد آقا در کنار همسر عزیزتون.
ان شاالله تند تند کامنت بذارین و از احساس و نتایجِ سرشار از زیبایی، رشد، ثروت و خوشبختی تون بنویسین برای همه مون.
قبلا وقتی حالم خوب بود یا یه چیز خوب برام پیش اومد زیاد نمیگفتم، چون فکر میکردم چشم زخم وجود داره و آدما ممکنه انرژی منفی بفرستن سمتم…
اما از وقتی فایل چشم زخمِ استاد رو گوش دادم، فایلهایی که استاد توضیح میدن ما خالق زندگیمون هستیم و مسیولیتِ زندگی مون هر چی که هست با خودمونه، تمرین کردم و بهتر درک کردم همه چیز دست خود منه.
خدا حافظِ منه و هیچکس نمیتونه هیچ آسیبی بهم بزنه.
اینکه اگه اتفاق خوب یا بدی میوفته برام، خودم برای خودم خلقش کردم و مسئولیتش با منه.
وقتی احساسم خوبه، اتفاقای خوب رگباری میان برام.
وقتی حسم بده، اتفاقات بد برام پیش میان.
دارم یاد میگیرم و تمرین میکنم ذهنمو کنترل کنم، بیشتر سکوت کنم، تا بتونم بهتر مدیریت کنم زندگیمو به سمت بهبود و اتفاقای خوبِ بیشتر.
الان خیلی راحت میگم حالم عالیه، در بهترین حالتِ ممکنه و خدا رو خیلی شاکرم برای این حس و حالِ خوب و ناب.
برای ارتباطِ جذابی که با خدا دارم، با پیرامونم دارم و …
بسیار تحسینتون میکنم برای نوشتنِ شکرگزاری، نکات مثبت و نتایجِ به کارگیریِ قانون تو دفترهاتون.
کارِ بسیار تاثیرگذاری هست نوشتن، که معجزه ی زندگیِ من محسوب میشه.
بسیار مشتاقم که ویدئوی شما از نتایجتون رو ببینم، کامنت هاتون درباره ی نتایج و عمل به قوانین رو بخونم.
خیلی انرژیِ خوب گرفتم از کامنتتون و براتون هدایت های بیشتر و بیشترِ خدا رو تو زندگی تون آرزو میکنم.
در آغوشِ خدا باشین در کنار عزیزانتون.
استاد عباس منش عزیزم
مریم جانم
آقا ابرهیم و خانم فرهادی عزیز
تیمِ کاردرست و باصفای گروهِ تحقیقاتی عباس منش
خیلی خدا رو شکر میکنم که شما این سایت ارزشمند رو برای ما فراهم کردین با این همه اگاهیِ ناب که به راحتی در دسترس مون هستن و عمل بهشون باعثِ بهبود هر لحظه ی زندگی مون میشن.
سپاس گزارتونم تا همیشه
خدا رو شکر برای همه چیز
خدا رو شکر برای همیشه
سلام
سلام به شما خانم صوفی عزیز
قبل از هرچیز خیلی از شما بابت توجهتون به کامنتم تشکر میکنم.
این حسن توجه شما و سایر دوستان به من خیلی انرژی خوبی میده برای ادامه دادن بیشتر در مسیر قانون.
این تبادل نظراتی که اینجا بین دوستان انجام میشه باعث میشه که همه ما توی چرخه احساس خوب باقی بمونیم و طبق قانون
احساس خوب = اتفاقات خوب
خدا رو شاکرم که توی دنیای مجازی همچین فضایی وجود داره که با دوستانی که از این جنس فرکانس ها دارن در ارتباط باشیم.
این زندگی 100 روزهی من همهش حس خوب بوده از بودن در مسیر منبع.
دفتر مقدس من چیزهایی توش مکتوب شده که به هیچوجه برای فردی که در مسیر قانون نباشه قابل درک نیست.
خدا رو بی نهایت شاکرم بابت همچنین زندگی قشنگ و همچین تولد دوباره ای.
بازم از شما ممنونم و براتون بهترین ها رو آرزو میکنم.
سلام آقای عموری.
چقدر این جمله تون خوبه:
دفتر مقدس من چیزهایی توش مکتوب شده که به هیچ وجه برای فردی که در مسیر قانون نباشه قابل درک نیست.
خدا رو شکر برای تولد دوباره ی همه مون و حرکت در مسیر رشد و بهبودِ زندگی مون.
خدا رو شکر که میتونیم هر لحظه به راحتی بیایم سایت، فایل دانلود کنیم، کامنت بخونیم، کامنت بنویسیم و حال خودمونو خوب کنیم، و حالِ خوب رو به اشتراک بذاریم.
ممنونم از کامنتتون و آرزوی خیرتون.
زندگی سرشار از آرامش و ثروت و سعادت پیش روی شما و عزیزانتون باشه.
استاد جانم ممنونتونم برای این سایت ارزشمند و آگاهی های ناب
خدایا دوستت دارم
خدا رو شکر برای همه چیز
خدا رو شکر برای همیشه
سلام آقای عموری
خوش آمد میگم ورودتون رو به این سرزمین خدایی
تحسین میکم تعهد و استمرار شما رو
با خوندن تک تک کلماتتون اشکم همراهی کرد منو و صورتم خیس از قطرات شادی و شکرگزاری هست که خدا با بودن افرادی مثل شما مهر تایید میزنه به مسیر من
از کار شما میخوام الگو برداری کنم و منم یک دفترچه مقدس برای خودم درست و شروع کنم به نوشتن به نوشتن آن چیزی که رخ میدهد و ما فراموش میکنیم
بیصبرانه منتظر دیدن تصویر و شنیدن صدای شما و نتایج گوهربار شما و همسر گرامیتان هستم
در پناه حق باشید
سلام
سلام و عرض ادب و شما خانم جوان عزیز
چقدر خوشحال و شاکرم از خوندن پیام شما و چقدر انرژی گرفتم از اینکه کامنت من برای شما یک الگو داشته.
همخانواده بودن با افرادی مثل شما و دیگر دوستان بهترین هدیه ایست که میشه هر شخص به خودش بده چرا که هیچ فضایی در اینترنت به زیبایی این خانواده نیست.
آفرین به شما که تصمیم گرفتید نکات مثبتی که به وسیلهی استفاده از قانون براتون رخ میده رو بنویسید. دفتر مقدس خودتون رو آماده کنید و شروع کنید به نوشتن.
این نوشتن چند جنبه عالی داره :
1. دیدن زیبایی ها و تصدیق آنها
2. توجه به نکات مثبت
3. اطمینان بیشتر از صحت عملکرد قانون
4. بالا رفتن فرکانس شما هنگام نوشتن؛ زیرا بنا به گفته استاد، نوشتن بالاترین فرکانس را دارد.
وقتی که ما در ذهنمان بابت چیزی شکر گزاری کنیم خوب است، وقتی در موردش با دیگران حرف بزنیم خیلی خوب است، حال اگر در موردش بنویسیم محشر است.
نوشتن فوق العاده است.
نوشتن برای من همیشه آرام بخش بوده.
به قول قرآن
نون والقلم و ما یسطرون.
بنویسید و لذت ببرید از بزرگ شدن گوله برفیِ اتفاقات خوبتون.
بنویسید و تصدیق کنید و تحسین کنید زیبایی ها رو.
در پناه حق و در مسیر منبع باشید
سلام به شما دوست عزیزم، آقا محمد گل، امیدوارم حالتون عالی باشه.
تحسینتون میکنم که اینقدر عالی به قانون عمل کردید که حتی توی خواب هم بدنبال قانون هستید و طبق گفته خودتون زندگیتون شده قانون.
خدایا شکرت به خاطر کامنت عالی دوست عزیزم آقا محمد عموری، خدایا شکرت به خاطر دوستای عزیزی که توی این سایت دارم. خدایا شکرت که هدایتم میکنی و بهم ایده میدی.
خدایا شکرت به خاطر تمام نعمتهایی که بهم دادی.
دوست عزیزم، آقا محمد گل، تحسین میکنم اون ایمان و تعهدت رو در عملی کردن قانون در زندگیت.
امیدوارم همه ما هر بار بهتر از قبلمون بشیم.
برات بهترینها رو آرزو میکنم.
باز هم تشکر میکنم بابت کامنت فوقالعادهای که نوشتی.
شاد و سلامت باشی عزیزم.
آقا رضای عزیز سلام
سلام به شما دوست عزیزی که از بودن کنارتون بی نهایت خوشحالم.
من هم از خدای خودم بی نهایت سپاسگزارم که دوستان و خانواده ای همچون شما عزیزان رو در مسیرم قرار داده تا با تعامل بیشتر با شما بزرگواران بیشتر در مسیر قانون و همچنین بیشتر متوجه نکات مثبت باشم.
خوشحالم که متن من رو خوندید و خوشحالم که این متن حال شما رو خوب کرد.
بهترین ها رو داشته باشید همیشه
سلام به محمد عزیز
آفرین به شما واین تلاش بی وقفه که برای رسیدن به احساس خوب انجام میدهی ومطمعنا نتیجه احساس خوب اتفاق خوب اتفاقی که همه دلمون میخواد به بهترین نحو باشه اتفاقی که اتفاق اتفاق نمی افتد بلکه خیریه در کار است
خوندن کامنت زیبایت انگیزه های من را برای حرکت وعمل کردن به قوانین دوچندان کرده سپاسگزارم برای این کامنت زیبا وپر انرژیت
منتظر نتایجی بصورت ویدئو با مهر تایید استاد بزرگ هستم
شاد سالم وموفق باشی
سلام
سلام به شما دوست عزیزم.
ارادتمندم آقا اصغر عزیز
صبح بعد از بیدار شدن کامنت شما رو دیدم و چقدر حس و حال عالی گرفتم از خوندنش.
بی نهایت از بودن کنار دوستانی مثل شما خوشحالم و از لطف شما و توجه تون به یادداشت خودم صمیمانه سپاسگزارم.
مطمئنم که با عمل کردن به قوانین هر روز عالی و عالی تر خواهد بود.
حق نگه دار شما و خونواده عزیزتون باشه
به نام خدای مهربان
سلام آقا محمد عزیز
اول اینکه تبریک میگم بهتون که وارد این سایت الهی شدید
و اینکه چقدر قشنگ
چقدر عالی
چقدر خوب توصیف کردی و گفتی
و چقدر قشنگ از خدا گفتی
برادر حال و احساست رو من هم گرفتم
و دقیقا میفهمم که نوشته بودی
««در همین لحظه ای که این کامنت را مینویسم دقیقا حالم مثل حال شما در بعضی از فایلهای رایگان است که احساساتتان جوری بالا میرود که میگویید :
نمیدونم چطوری براتون وصف کنم .
منم دقیقا همین احساس را دارم.»»
برات آرزوی بهترین ها رو دارم
امیدوارم شما و همسر گرامی و همه بچه های عزیز
و خودم در این مسیر الهی رو ادامه بدیم و به نتایج عالی برسیم
و منتظر دیدن فایل هاتون هستم به امید خدا
جواد عزیزم سلام
ممنونم از تبریک شما و واقعا بهترین تبریک های زندگیم باید بابت همین عضویت در سایت قلمداد بشه و چه چیزی از این بهتر.
خدا رو شاکرم که نوشتهی من باعث شد حال شما خوب بشه.
خدا رو شاکرم که این نوشته توجه شما رو به سمت منبع برد.
خدا رو شاکرم که با خوندنش احساس خوب بهتون دست داد.
ألحمدلله
بی نهایت خوشحالم که در کنار شما عزیزان هستم و بی نهایت ممنون از حسن توجه شما دوست عزیزم.
سلااااام به بهترین استاد دنیاااا
سلاااام به عزیز دل استاد که عزیز دل همه ماست
سلااام به بزرگترین خانواده دنیا
استاااااد ما هم توی خونه دو روزه این بازی رو شروع کردیم نمیدونید چه غوغایی توی خونمونه
پسرم محمد 18 سالشه و کمتر از یک ماهه عضو سایت شده و پر از شور و شوقه جالبه بدونید که اینقدر با هم در مورد نکات سایت و شما و قوانین حرف میزنیم که کاملا متوجه بالا رفتن مدار و سطح انرژی خونمون شدیم
من و پسرم با فاصله چند ساعت این فایل رو دیدیم و تصمیم گرفتیم بازی رو شروع کنیم چنان رقابت سالمی بین من و دو تا پسرام شکل گرفته که نگو مخصوصا پسر کوچیکم که 12 سالشه و همیشه دنبال اول شدنه
ما یه تخته وایت برد داریم که روی دیوار اتاق نصبه اونو جدول کشی کردیم و اسممونو بالاش نوشتیم و از صبح شروع میکنیم به نوشتن نکات مثبت روز اول نکات زیر 20 تا بود و بعدش بیشتر شد امروز پسر بزرگم 38 تا نکته مثبت نوشت و جالب اینجاست که جفتشون همش میگردن تا کوچیکترین نکته مثبت رو از دست ندن
خیلییییی خووبه من پسرامو میبینم و کلی سپاسگزار میشم بابت این موضوع جالبه که از روی دست هم تقلب میکنن ولی همینم مثبته به نکاتی که اون یکی متوجه نبوده توجه میشه اینجوری
نمیدونین که چه معجزاتی توی همین چند روز اتفاق افتاده
حس و حال فوق العاده اعضای خانواده
پسرم هزینه کلاس رانندگیش فراهم شد و اومد خونه گفت که یه نشانه دیدم که به یه درخت ادرس یه آموزشگاه رانندگی بود و خیلی خوشحال شدم که با اینکه تازه چند وقته عضو سایت شده نشانه ها رو خوب میبینه
پسر کوچیکم به خاسته هاش میرسه مثلا خیلی شکموئه من و همسرم رفتیم فروشگاه ناخوداگاه دستم میرفت روی خوراکی هایی که دوست داشت و این قطعا به خاطر فرکانس خودشه
منم که دیدگه نگم امروز به محض اینکه برق قطع شد و من گفتم الان برقا میاد به 5 ثانیه نرسید که برق اومد و این به خاطر همون دیدن نکات مثبت و احساس فوق العاده ماست
کلی پول به حسابمون اومد
و کلی اتفاقات خوشایند دیگه
امیدوارم که همه دوستان سایت این بازی فوق العاده رو انجام بدن و لحظه به لحظه اگاهانه نکات مثبت رو شکار کنن تا به سطح بالاتری از زندگی با کیفیت برسن
به خدای بزرگ میسپارمتون
سلام سمانه عزیزم
الان 5 دقه نشد که کامنت بچه ها و شما رو داشتم میخوندم.قبل از شما یکی از دوستان هم مثل شما نوشته بود که دخترش همراهش شده من نزدیک 4 ساله عضو سایتم اوایل خیلی سعی میکردم دهترم باهام همراه بشه بیاد تو سایت ولی بیهوده بود.5 دقه پیش که کامنت شما رو خوندم به اخرش که رسیدم کلی تحسینتون کردم خدارو شکر کردم.سایت رو بستم یه ان گوشی تو دستم روشن بود با خودم گفتم چی میشد دخترم باهام همراه بود خدایا من هر چی خاستم بهم دادی اینم بهم بده.محیا باهام همراه بشه.یه چیزی بهم گفت برو بهش پیام بده.چون محیا تو اتاق خودشه من اتاق خودم.باز شیطون گفت نه نکن مسخره میکنه.باز صدای واضح تری گفت نه برو پیام بده.رفتم تو تلگرام.صداش کردم گفتم یه بار به بابا برا اتفاقات خوب پیام دادم از اتفاقات خوب روز پیام دادم ولی براش جالب نبود منم ول کردم.این دفعه میخام به تو پیام بدم.باورتون نمیشه گفت باشه.گفتم پس بیادو نفری بنویسیم.گفت باشه من 10 تا مورد نوشتم اون 5 یا 6 تا.خدایاااااا این بهترین و قشنگ ترین حس دنیا برام بود.دخترم اولین بار راحت برام از اتفاقات خوب روزش نوشت الهییییی شکرت.دختر من مث پسر شما 18 سالشه.امشب این کامنت رو اینجا نوشتم تا رد پایی باشه برا من و شما که ماهها و سالهای بعد به امید الله بدونیم حال خوبمون از کجا شروع شد.باورم نمیشد یک هفته اس فکر میکردم منم یک تخته دارم که بچه هام میان شبها مینویسن.الان من تخته ندارم ولی چیزی بهتر از تخته که نه تنها شبها بلکه هر لحظه میتونم با دخترم حرف بزنم.چیزی که ارزوشو داشتم بتونم راحت باهاش صحبت کنم.
سمانه عزیزم ممنونم از اینکه دست خدا شدی و استارت یک زندگی جدید رو به امید الله برام رقم زدی.
امیدوارم به زودیه زود باز بیایم کامنتای پر بار تر و قشنگ تر بنویسیم.در پناه خدا باشی.
سلااام به محبوبه عزیزم خیلیی خوشحال شدم کامنتتو خوندم راستش اشک توی چشمام جمع شد امشب بیشتر باور کردم که میتونم با کامنتم تاثیر بزارم منم همین امشب تصمیم گرفتم از نتایجم بیشتر بیام توی سایت بنویسم چون خیلیییییی نتیجه گرفتم که هر کدومش به اندازه دنیا و آخرت ارزش داره کل سایت استادمون از فایل ها گرفته تا کامنت های ریز و درشت همش هدایت و نشانه ست و پر از درس و تجربه ست
مریم جون توی یک فایل دقیق یادم نیست چه فایلی بود اشاره کردن به اینکه وقتی با شریک عاطفی یه کار تیمی یا بازی انجام میدی باعث قشنگ تر شدن رابطه میشه منم تصمیم گرفتم کار مشترکمو با همسرم بیشتر کنم وقتی اینو خواستم جهان هدایتم کرد همسرم چون مشغول درست کردن کارگاهش هست ازم خواست سقف کارگاه رو براش رنگ کنم منم سریع و آگاهانه قبول کردم و امروز انجام دادم دقیقا به حرف مریم جون رسیدم حین کار میومد منو میبوسید و بهم خداقوت میگفت اصلا حس کردم جور دیگه ای داره نگام میکنه خیلی حسم عالی شد کلی امروز کار کردم خیلی خسته شدم ولی پر از حس رضایت و اعتماد به نفسم خدایا ازت سپاسگزارم که گوشه و کنار این سایت پر از برکت و نعمته
محبوبه عزیزم منم ازت سپاسگزارم که اینقدر خوب به کامنتم دقت کردی و اینقدر دقیق از حس و حالت نوشتی و امیدوارم دست خدا بشیم برای بقیه دوستامون
به خدای بزرگم میسپارمت
دوست خوبم سمانه جون چقدر تحسینتون میکنم و بابت داشتن چنین پسرهای خوبی و خانواده مثبتی از صمیم قلب تحسینتون میکنم واقعا خدایا شکرت خدایا شکرت که اینجوری حضورت توی زندگیمون میتونه برکت ایجاد کنه برکت یک رابطه خوب خانوادگی خدایا شکرت
سلااام به محبوبه عزیزم
واقعااااا نعمت بزرگیه خانواده اونم وقتی که روز به روز روابط با کیفیت تری رو تجربه میکنی اینقدر توی خانواده ما همه چی عالیه که من اصلا دلم جایی رو نمیخواد همین توی خانواده بودن برام همه چیه هم تفریح هم عشق هم روابط عالی هم احساسات خوب همه چیزای خوب دنیا توی خانوادم خلاصه شده و منو به بهترین احساس رسونده
سپاسگزارم ازت محبوبه عزیزم که نظرتو در مورد کامنتم گفتی بهترینا رو برات از خدای مهربونم میخوام
دستان خدا هدایتگر همیشگی راه زندگیت باشه
خداروهزاران بارشکر میکنم بابت احساس خوبی که دارید بابت خانواده خوبی که دارید بابت رضایتی که از زندگیتون دارید و بابت اینکه این احساس خوبت رو با من شریک شدی عزیزم برات بهترینها رو از خدای خوبمون میخوام دوست خوبم منم خداروشکر میکنم بابت همسر خوبم بابت دختر کوچیک سه سالم که بهم میگه دورت بگردم با عشق باهام صحبت میکنه بابت این مسیری که روبه من باز شده مسیر الهی خدایا شکرت
به نام خداوند هدایتگرم
سلام به همه ی عزیزان.
امروز عصر زمان پیاده روی، ایده ی یه بازی اومد برام:
اینکه هر کسی، هر درختی، هر حیوانی و کلا هر چیزی میبینم رو، یه نکته مثبت در موردش پیدا کنم و بگم…
گل هایی که دیدم: خوش رنگ، زیبا، خوش بو
کافه ای که دیدم: فضای جلوش که میز صندلی چیدن
فودکورتی که دیدم: فضای بسیار بزرگ، نمای زیبای ساختمان
درخت هایی که دیدم: گل های زیبای قرمز انار، سایه تولید میکنن اطرافشون، برگ های سبز و درخشان
درخت شاتوت: شاخه های زیاد و پر بار،
باغچه: گل های زیبای داخلش
هاپو: چقدر قشنگ و دلبر خوابیده، زیبایی اش
خانم یا آقا: زیبایی صورت، مو، خوش رنگی مانتو یا لباس، تیشرت، روسری، کفش
آدما: سالمن، دارن با پای خودشون راه میرن، دستشون سالمه، موبایل دارن که دارن صحبت می کنن، اینکه سوار دوچرخه هستن و ورزش میکنن، لبخند روی صورتشون،
پسربچه: لباس زیبا، دوچرخه سواری، بازی کردن، دویدن، نگاهِ زیبا
ماشین هایی که دیدم: قشنگ، تمیز، خوش رنگ
آسمون: ابرهای قشنگ
هوا: خنک
نونوایی: کیفیت خوب نون، قیمت مناسب، خلوت بودن
در مورد خودمم نکات مثبت رو نوشتم: لباس و کفش راحتم موقعِ پیاده روی، ساعت مچی ام، رنگ و طرح قشنگ روسریم و …
40 دقیقه هر چی دیدم، یه نکته مثبت از دیدِ خودم گفتم و رفتم سراغِ سوژه ی بعدی.
عینِ کارآگاه ها چشمم دنبالِ زیبایی ها و نکات مثبت میدوید.
خیلی جالب بود.
یه چیزهایی میگفتم که خودمم خوشم اومد، چقدر میشه پیرامون رو دقیقتر دید و پی به زیبایی هاشون برد.
خلاقیتم هم فعال شد.
تو خونه یا هر جای دیگه ای ام که باشم میتونم اجراش کنم، مثلا به یه آدم فکر کنم و ببینم چه نکات مثبتی داره.
اینکار قشنگ، فرکانس آدمو خوب میکنه.
خدا رو شکر برای همه چیز *
خدا رو شکر برای همیشه
باز هم سلام به استاد عزیزم.من دارم دومین کامنتم رو روی این فایل میذارم چون بازهم کلی اتفاق های خوب برام افتاده و دلم میخواد اینجا با شما استاد عزیزم و دوستانم به اشتراک بذارم تا به هممون بازهم بیشتر ثابت بشه که تکامل ربطی به گذر زمان نداره بسته به کیفیت وپشتکاریه که آدم میذاره برای انجام کاری.
خب،ازینجا بگم که من تا چندماه پیش برای چندسال به صورت حرفه ای نقاشی میکشیدم گاها سفارش های خوبی هم میگرفتم.ولی بنظرم به دلیل دوتا علت ملموس،این نتایج پایدار نبودن و به قول استاد سینوسی بودن برای همین هم همیشه من یه جای دیگه ای هم کار میکردم.
دلیل اول یه باور سفت وسخت بود که هم از یچگیم و هم تا خود حالا هی میگفتن از هنر پول در نمیاد.یا حداقل تو شهر ما نمیشه.
و من تمام این مدت داشتم باور متضاد این رو میساختم برای خودم و همین کمابیش نتایجی رو هم که گرفتم از همینا بوده.
دلیل دوم هم وجود مسیله ی دیگه ای توز ندگیم بود که اولویت داشت برام نسبت به پول و تو این مدت بیشتر تمرکزم رو میگرفت.
حالا من تقریبا دلیل دومم رو حل کردم و از خدا خواستم دیگه هدایتم کنه برای ثروت.چند روز نشستم با خودم و خدا روراست حرف زدم،
نشستم فک کردم گفتم ببینم اصا من واقعا عاشق نقاشی ام یا بخاطر یکسری مزیت هایی برام داره انقد قفل کردم روش.خیلی نوشتم،خیلی فکر کردم
دیدم آره خب واقعا برام لذت بخشه ولی خییییییییلی زحمت داره برام تا باوراب درست راجع بهش برای خودم بسازم..
گفتم آخه چرا باید اینجوری باشه که دیگه نه تنها انرژی تماما مثبت بهم نده بلکه ناامیدمم بکنه.
من اون فایل های آقا رضا رو بارها و بار ها دیده بودم،کم کم تو ذهنم اومد که نکنه حتی یک درصد من دارم دست خدارو میبندم برا موفقیت خودم!
گفتم خدایا،من اینهمه سال گیر داده بودم که ازین کار موفق بشم،کمکم کن رهاش کنم بعدشم هدایتم کن..
نشستم کم کم مشخصات شغلی که دلم میخواست رو نوشتم،اینکه میخوام آزادی زمانی داشته باشم،هرموقع خواستم سفر برم و انقد کارم برام لذت بخش باشه که حتی مثل استاد تو سفر هم انجامش بدم و پول های خوب دربیارم…
و ایده اش رو خدا برام آورد،رفتم راجع بهش یه تحقیقی کردم دیدم نه خوشم میاد واقا مثنکه.
رفتم یسری وسایلش رو خریدم انجامش دادم یکم یادش گرفتم،مونده بودم تا الان چرا نرفته بودم سراغش.درسته من دقیقا بنظرم دست و بال خدارو بسته بودم حتی نسبت به شغلم،چه برسه به ورود ثروت به زندگیم.
خلاصه رفتم برای آموزش ثبت نام کردم خودم هم یکسره تو جاهایی مثل یوتویوب ویدیو دیدم و دارم تمرین میکنم.
قول دادم به خودم تکاملی پیش برم تو این کار و یهو انتظار نداشته باشم کلی پول دربیارم قبل اینکه یکم ازش پول دراوردم.
چون سرکار هم میرفت یجورایی اینجوری بنظر میومد که مشتری اصلا به من نمیرسه چون اونا صبح ها بودن ولی من صبح سرکار بودم.مربیم گفت اینجوری گیرت نمیاد من گفتم ایشالا برام پیدا میشه تا قبل آزمونم و شما اگه تونستید یکیو برام اوکی کنید من مرخصی میگیرم میام.
و همین هم شد،من اولین مشتریم رو گرفتم و کارش رو خیلی عالی نسبت به تجربه ام انجام دادم.خیلی ام استرس داشتم ولی از روی دوره ی عزت نفس کاملا آگاهانه رفتم تو دلش و انجامش دادم.
دوره ی آموزشیم الان تموم شده و من لیاقت دادن خدمات از یک بخشی از کارم رو میبینم در خودم،هدایت شدم که تو فضای مجازی کارم رو معرفی کنم،همین امروز هم این کار رو کردم.
با اینکه هنوز مکان انجامش رو ندارم ولی توکل کردم به خدا و گفتم ایده شو داده من قرار بود گوش بدم بهش و نترسم..
و یک مشتری برام اومد کاری هم که از من میخواد دقیقا در بخش مهارت الانمه و خیلی توش خوبم.حتی بیانه کارم رو هم داد.
حالا من تو این بین طبق همین فایل فقط شروع کرده بودم به توجه به زیبایی ها و فراوانی ها و سناریو نویسی.
کلا حواسم به ورودی هام بود.
امروزم دوباره دو نفر رو تو خیابون دیدم حسم بهم کفت برو کارت رو بهشون معرفی کن.اگه منه 2 سال پیش بودم امکان نداشت..ولی قول داده بودم گوش بدم به قلبم.
رفتم بهشون گفتم و اتفاقا چقدر هم خوش برخورد بودن و گفتن به افرادی که به محل کارشون میان معرفیم میکنن
چون دقیقا هم کارشون میخورد به کار من.
خلاصه میدونم اول راهم تازه داره باور هام شکل میگیره،ولی خب بجاش کار کرد.. رهاش کردم به هدایتی که شدم گوش دادم و خدا هم جوابمو داد..
خدایا شکرت
ممنون واسه سایت معرکه تون
سلام دایان عزیز
چقدر لذت بردم از اینکه باورهای مخرب خودت رو شناسایی کردی و بهتر از اون وقتی که فهمیدی کجا ایراد داری رفتی قشنگ وقت گذاشتی و ریز شدی ببینی دقیقا چی رو دوست داری
و یه جورایی رسالت خودت در این جهان پیدا کردی که بری دنبال کاری که بهش علاقه داری انجام بدی
خیلی تحسینت کردم
و چقدر قانون تکامل رو خوب تعریف کردی از اینکه قانون تکامل به گذر زمان نیست بلکه به تلاش و پشتکار و تمرکزی که با عشق تو این مسیر علاقهات میذاری
و از همه مهمتر چون به کارت عشق داری نه خستگی متوجه میشی نه گشنگی و نه گذر زمان
و این نکته خیلی مهمیه که عشق به کار خییییییییلی میتونه بهمون کمک کنه تا سریعتر تکاملمون رو طی کنیم و نتیجه بصورت کاملا طبیعی مثل نعمت ، ثروت فراوان ، سلامتی ، روابط عالی ، ازادی زمانی ، مکانی و مالی بصورت کاملا طبیعی نامحدود وارد زندگی ما خواهد شد
بینهایت سپاسگزارم دایان عزیز از این اگاهی و این تجربه خوبی که از خودت مثال زدی و کمک کردی تا من یه بار دیگه قانون تکامل رو بیاد بیارم و بیام با عشق با تعهد و ایمان بیشتر این مسیر زیبای الهی رو ادامه بدم
دایان عزیز منتظر موفقیت و خبرهای عالی شما هستم
انشالله هر کجا از این کره خاکی هستید در پناه الله یکتا ، شاد ، سالم ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
فعلا
یا حق
سلام بر استاد عباس منش صادق و حاذق
و سلام بر اعضای دوست داشتنی خانواده عباس منش
خدا را شکر به اندازه خداییش که در جمع این خانواده قرار گرفتم
دیروز زیر دوش حمام بودم ایده و پیامی از طرف خدا اومد که براتون نقل میکنم:
پیام این بود که وقتی پدری بخواد به فرزندان خود سرمایه ای بدهد یا اختیار مال و اموالش رو بهد پیش خودش به فرزنداش نمره لیلقت نگهداری و در ست خرج کردن و ارزش افزوده ایجاد کردن فکر میکند و اگر اختیار اموالش را به اولاد ناخلف بدهد نه تنها اموالش تاراج میشود بلکه اموال بدست افراد نالایق میافته
مقارن همین مثال
به قول استاد خدا میخواد که جهان وسعت بگیره و اون هم بدست انسان باید انجام بشه و دوباره همسان پدر در فرزندان خود نظر میندازه ببینه که کدوم یک از انسانها بزرگ شدن و قابلیت ثروتمند شدن رو دارند و کدامیکی با ثروتمند شدن موجب گسترش جهان هستی میشه و زمانی که هر یک از ماها از خدا درخواست ثروتمند شدن میکنیم کاندیدایی خودمون رو اعلام میکنیم و خدا بررسی میکنه ظرفمون رو دل و جرات خرج کردنمون رو و همه جوانب رو بررسی میکنه و بعد ثروت رو در اختیار ما قرار میده
اگر چه افرادی هم هستند که ثروت رو از راههای ناخوب بدست اوردن ولی همیشه باعث نا ارامی هود و دیگران شده اند و ثروتی را که خدا به بنده اش میدهد قطعا درست است و شاید زمان لازم را ببرد چون میخواد که این اموال و این ثروت در جایگاه درست قرار بگیرد
مثال بلگیس که به قول استاد میلیاردها دلار از ثروت خود را در افریقا جهت درمان و بالا رفتن سطح اگاهی اونها هزینه میکنه ولی باز همچنان جز ثروتمندان مطرح دنیاست
خدارا شاکر به اندازه خداییش که که چه ایده های ناب و بکر برای ما ارسال میکنه به نظر من مثل پیامهایی که از دوستان هر روزه دریافت میکنیم و پاسخ ان را میدهیم هر روز صبح از طرف خدا پیامی دریافت میکنیم و باید به ان عمل کنیم و بازخورد ان را در زندگی خودمون شاهد باشیم خواستم این پیام رو با خانواده بزرگ و دوست داشتنی به اشتراک بزارم
از خدا ی خودم سپاسگزارم استاد عزیز میدونستی که این خانواده عظیم عباس منش جز افراد ناب روزگار هستند که بدور هم جمع شده اند و ن هم به لطف خدای مهربان و عمل کرد استاد عزیزمون به رسالتشه که واقعا مرحبا استاد خوبم پاینده باد استاد عباسمنش
سلام بر جناب قهرمانی فر
چقدر جالب و صریح و روشن پیامت نمک رو که خداوند دریافت کردین رو به اشتراک گذاشتین واقعا ازشما سپاسگزارم که چراغی رو تو ذهن و افکارم روشن کردین که اینقدر به خدا گاه و شکایت نکنم که من چیم از فلانی کمتره که باید تو فشار باشم ولی طرف مقابل به راحتی در همون شرایط من داره راحت درآمد زایی میکنه و اثبات عدالت خداوند رو که به اعمال و رفتار ما برمیگرده رو خیلی واضح و شیرین بیان کردین
در پناه خدا باشین و موفق پیروز
سلام
علی آقای
چقدر قشنگ بود عالی
پیام خدا که انقدر قشنگ جالب لذت بخش بود. برات توضیح داده چقدر خدا دوستت داره که واضع برات گفت و شما هم به این قشنگی آمدید با ما به اشتراک گذاشتین
من اول که پیام خدا رو گفتین آنقدر لذت بردم نزاشتم تا آخر بخونم اول آمدم بهتون رای دادم و بعد بقیه پیام خوندم
موفق باشید
ممنون
از انرژی که انتقال میدین
یاد توصیه های استاد میافتم که به دفعات خواستند که نظر خودمون رو در خصوص اموزه های استاد کامنت بفرستیم این خانواده دوست داشتنی و به اگاهی رسیده عباس منش یه روزی شکی نیست که انقلاب اگاهی به پا کنند
زنده باد ازادی
ازاد بودن به حجاب و غیره نیست ازادی از چنگ ذهنی که جز اراجیف چیز دیگری باد نیست یک عمر مارو اسیر کرده بود