آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)

612 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3164 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود به تمام کاربران سایت استاد عباسمنش.

    تشکر فراوان دارم از استاد عباسمنش به خاطر ارائه‌ی این فایل هدیه ای ارزشمند وتشکر دارم به خاطر این که سطح آگاهی من را افزایش دادید و مسیر موفقیت را برای من هموار تر کردید.

    واقعاً جای شکر گذاری است که از دنبال کنندگان سایتی هستم که بیشتر از هر سایتی و هرمکان مقدسی و مسجدی و…نام خدا و ذکر الله تکرار میشود و انرژی این سایت مقدس را در تمام لحظه های زندگی ام احساس کرده ام.

    واقعاً با هر چیزی مبارزه کنیم آن را در زندگی خود بیشتر گسترش میدهیم و استاد عباسمنش این موضوع را به صورت کامل و واضح در جلسه ای هشتم قانون آفرینش توضیح میدهد.

    خود من قبل از آشنایی با آموزش های استاد عباسمنش توسط افرادی که دستی از جانب خداوند بودند ترغیب و تشویق میشدم که از آموزش های استاد عباسمنش استفاده کنم و اول من خیلی از درک آموزش های استاد عباسمنش دور بودم و مقاومت بالایی داشتم،اما پیگیری این افراد باعث شد که من به این مباحث علاقمند شوم و به طرز عالی در مسیر این آموزش ها قرار گرفتم.

    اما به این دلیل که خودم توسط افرادی حول داده شدم به سمت آموزش های استاد عباسمنش،سعی میکردم که خانواده و دوستان خودم را به این مسیر حول دهم و همین اشتباه کلی مسیر من را ناهموار کرد و کلی مسئله برای من به وجود آورد که هنوز که هنوز است درگیرش هستم و فقط فقط روی این آموزش ها تمرکز دارم و به خداوند توکل کرده ام و کلی حرف می‌شنوم که تو به خاطر این که محصولات سایت استاد عباسمنش را قانونی تهیه میکنی باید پیش روانپزشک بروی و تو که این همه پول را به این آموزش ها میدهی باید قرص اعصاب بخوری و….

    در صورتی که اگر از همان ابتدا به این نصیحت استاد عباسمنش گوش میدادم که درباره ای مطالب آموزشی من با کسی صحبت نکنید هم اکنون میخواست به اهداف خیلی بیشتری رسیده باشم.

    اکنون هم از وضعیتی که در آن قرار دارم راضی هستم ولی جا دارد که خیلی بهتر شود و اگر از همان ابتدا به صورت درست از آموزش های استاد عباسمنش استفاده میکردم و به تک تک آموزش های استاد عباسمنش عمل میکردم الان چند سالی جلوتر بودم و خیلی شرایط بهتری برای زندگی داشتم.

    چقدر زیبا استاد عباسمنش در این فایل گفتند که همه ای ما به یک اندازه به خداوند و برکاتش دسترسی داریم و اگر کسی در شرایط سختی قرار دارد به این معنا نیست که آن شخص به خداوند دسترسی ندارد،بلکه خود آن شخص میخواهد در آن شرایط زندگی کنند.

    ما تنها با موفقیت و رشد خودمان به جامعه و اطرافیان خود کمک میکنیم.

    راستی الان که این فایل را دیده ام در دوره های قانون آفرینش استاد عباسمنش هستم و چقدر لباس استاد زیباست و چقدر استاد عباسمنش از 10سال پیش خودشان که دوره های قانون آفرینش را برگزار کردند خوشتیپ تر و زیباتر شده اند و این هم نشان می‌دهد که چقدر آموزش های استاد عباسمنش وسبک زندگی شان درست و صحیح است که به نسبت ده سال پیش خیلی جذاب تر و جوان تر به نظر می‌رسند و به نظر من این موضوع به قدرت کنترل احساسات استاد عباسمنش و زیبایی های کشور آمریکا و عمل خودشان به آموزش های خودشان مربوط میشود.

    نتیجه گیری:

    اگر میخواهم خوشتیپ و جذاب باشم

    اگر میخواهم ثروتمند باشم

    اگر سعادتمندی دنیا و آخرت را میخواهم

    به تمامی آموزش های استاد عباسمنش به همان شکل که استاد عباسمنش تدریس میکند عمل نمایم و هیچ چیز را کم و زیاد نکنم و نخواهم که دیگران را مجبور کنم مانند من عمل کنند و مثله من فکر کنند و دنبال یار جمع کردن نباشم…

    شاد و سعادتمند باشید

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    نسرین سیفی گفته:
    مدت عضویت: 1104 روز

    به‌نام خدای مهربون

    سلام به استاد عزیزم و سلام  به مریم جون مهربون

    استاد دور و اطراف من و به خصوص نزدیک‌ترین افراد زندگیم نمونه بارز این حرف‌هایی که زدین هستن

    من اما یکی از بزرگترین شکرگذاری‌های زندگیم اینه که خیلی زود فهمیدم نمیتونم برای هیچ‌کسی کاری بکنم ،هیچ کس

    و این بهم کمک بزرگی کرد

    چرا که وقتی به این درک رسیدم غم و غصم هم خیلی خیلی کمتر شد

    من که کلا زیاد هم کاری از دستم بر نمیومد ، و چون تو خانواده خودم از بقیه هم کوچیک‌تر بودم کسی حرفمو حتی برای شنیدن نصیحت هم چندان تحویل نمی‌گرفت

    منم زیاد کسی رو نصیحت نمیکردم

    اما تا دلتون بخواد غصه همه رو میخوردم

    کلی دعا و نذر و نیاز که گره از مشکل اطرافیانم باز کنه  ، به راه راست هدایتشون کنه

    یا اینکه اگه کسایی از خانوادم با هم قهر بودن من کلی اذیت میشدم و غم میومد ته دلم و ته ذهنم که اینا با هم آشتی باشن

    احساس می‌کردم اگه آشتی کنن ، دنیا گلستان میشه ، کانون خانواده گرم میشه

    شبانه روز سر نمازام‌ دعام این بود اعضای خانوادم به راه راست هدایت بشن

    اما دریغ که نمیشدن

    یادمه بابام کلیش‌ خیلی درد میکرد و لج کرده بود دکتر نمی‌رفت من چندین روز پشت سرهم گریه کردم، التماس کردم تا بردیمش دکتر ، و با سن کمم مسئولیت ‌هاشو به عهده گرفتم ، و تازه کلی هم بابام ازم طلبکار بود و خیلی باهام بد برخورد می‌کرد و همش دعوام می‌کرد

    اما الان اگه برای کسی حتی بیماری هم پیش بیاد در حد توانم و در حد تعادل بهش کمک میکنم ولی دلسوزی و گریه و التماس و خودمو تو سختی انداختن و غصه هرگز

    و همونطور هم خودمم توقعی از کسی ندارم و سعی‌ کردم خودم از پس تضادهای زندگیم بربیام

    من چندین بار چوب دلسوزی کردن و تلاش بیهوده کردن برای اصلاح زندگی بقیه رو خوردم

    تا دقیقا از سه سال پیش بود که خیلی ، خیلی کم شد این حسم از جایی که فهمیدم هر کس مسئول زندگی خودشه ، خالق زندگی خودشه

    و مرور کردم رفتار همه‌ی اونایی رو که روزگاری براشون دل میسوزوندم و دیدم بله درسته که شرایطشون از لحاظ جو خانواده و محدود بودنشون خیلی بد بوده ولی  خودشون خیلی  نقش داشتن تو این موضوع

    و جالبیش اینجاست که از روزی که فهمیدم دیگه نه دلسوزی کردم و نه سعی کردم که بهشون یه سری قوانینی‌ رو که فهمیده بودم حالی کنم ارتباطم رو باهاشون کم کردم

    چندسری که ازم خواسته‌هایی داشتن که باشرایطم جور نبود خیلی راحت نه گفتم و اونها هم جوری رفتار کردن با من که انگار من سنگ‌دل شدم و آدم بی احساس و بدی هستم

    در نظر اون افراد آدم خوب آدمیه که خودشو فدای بقیه بکنه ، از خودش بگذره ، حتی اگه بهش توهین شد هم بگذره ، وقت و انرژی و مالش رو وقف خانواده بکنه

    و منی که اینکارو نمیکنم قلبم سنگ شده و بویی از مهر و عاطفه نبردم

    در صورتی که اینطور نیست

    من فقط فهمیدم که این همه صرف انرژی و غم و غصه‌ اطرافیانم رو خوردن تهش میشه نابودی زندگی خودم که در آخر همون اطرافیان هم میان بهم سرکوفت میزنن

    من فهمیدم و درک کردم و به عینه دیدم اگه واقعا فقط و فقط از خدا بخوای خدا به بهترین شکل کمکت میکنه

    در صورتی که همین آدمایی که میگم  همیشه شاهد این بودم که به هرکسی رو انداختن ،متوسل به همه ائمه و امامزاده‌ها شدن ، دنبال دعا و جادو و جمبل رفتن  ، دریغ از اینکه از یکیشون نتیجه بگیرن یا ذره‌ای شرایط حتی بهتر بشه

    ولی هیچوقت نفهمیدن که اشتباهشون کجاست ، اون اصل کاری فقط خداست

    فکر که میکنم میبینم چقدر خوبه که من دیگه پای درد‌دل کسی نمیشینم، یا حتی شنیدن خبر مرگ آدم‌ها هم  مثل قبل منو غمگین نمیکنه ، و کلا دیدم به زندگی تو بعضی از جهات خیلی خوب تغییر کرده

    این موضوع سبب شده من حتی برای بچه‌هامم‌ خیلی دلسوزی نکنم و زور نزنم که بخوام حتی بهشون غذا بدم و به لطف خدا این موضوع باعث شد که خوش غذا باشن ، یا از همین الان به پسرم که چهار سالشه یه سری مسئولیت‌ها دادم مثل مرتب کردن وسایلای خودش و جمع کردنشون، کمک به من تو مرتب کردن خونه و منطقمم‌ اینه که کارهایی که بچه‌هام بنا به اقتضای سنشون میتونن انجام بدن رو باید خودشون انجام بدن و با دلسوزی بیجای مادرانم‌ ضعیف و لوس بارشون نیارم

    استاد من اون کسی هستم که بارها و بارها زور زدم تا پدرم اعتیادش ترک کنه ولی بی فایده بود و از یه جایی به بعد دیگه حتی غصه رو هم نمی‌خورم بی‌نهایت دوسش دارم ولی میدونم من نمیتونم براش کاری کنم

    من بارها و بارها سعی کردم مامانم و توجیه کنم که با هر کسی درد و دل نکنه ولی هر بار فقط انرژیم هدر رفت و اعصابم خورد شد

    به لطف خدا من الان دیگه یه کوچولو قانون و فهمیدم و تو مسیر تغییرم

    ممنونم ازتون استاد و مریم جان

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    زهرانجفی گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    سلام استادجااااااانم سلام عزیزدللللللللم سلام مریم جان نازنینننننننننم

    وای خدای من که چقدر این سایت واین جملات جادویی والهی هستش.باورم نمیشه.بخدا که از تعجب گریه ام گرفته.کیو دیدید ازتعجب گریه اش بگیره؟بسکه من هیجان زده ام

    استادواقعا شما کلامتون کلام خداست واین خداست که ازحنجره شما باما حرف میزنه وگرنه مگه بقول خودتون میشه ی انسان انقدر با بقیه هم فرکانس باشه که بیاد یهوازموضوعی حرف بزنه که سوال وابهام دیگرانه؟به والله که نمیشه واین کار فقط کارخداست وبس.همه چی دست خداست این داستان بیشتر.

    استادجان عزیزم الان ی مدت یکی ازنزدیکان من به طرز وحشتناکی وبه دست خودش واشتباهاتش داخل ی داستان بی نهایت اشتباه ودور باطلی افتاده وهمچنان داره به اشتباهش مصرانه ادامه میده وجالب اینجاست فکرمیکنه کارش درسته.

    من به هیچ وجه درکارش دخالت نکردم نه نظردادم نه کوچکترین حرفی زدم نه نصیحتی کردم نه عصبانی شدم نه حتی اجازه میدم سایرین از ادامه اشتباهاتش و مشکلاتی که داره دونه دونه واسش پیش میاد جلوی من حرفی بزنن.خیلی شیک ومجلسی میگم تاخودش نخواد ودست ازاین کارنکشه ازاین مسیر خارج نمیشه.لطفا برا من بازگو نکنید چی شده

    ولی حقیقتش چون خیلی دوستش دارم دلم میخواست به صورت زیرپوستی کمکش کنم.فقط این جمله همیشگی شما که میگیدشما نمیتونید زندگی کسی رو تغییر بدید مدام توگوشم زنگ میزنه.پیش خودم فکر میکردم آیا درسته من فقط یکی ازفایلای استاد رو واسش بفرستم گوش کنه بلکه به راه درست هدایت شه؟منکه نباید راجع به فایلایی که گوش میدم باکسی صحبت کنم پس چجوری اینو آگاه کنم؟

    ی دلم میگفت براش فایل بفرستم وبگم گوش کنه ی دلم میگفت نه اگر اون خودش درمدارش باشه هدایت میشه به این مسیر.

    یکم اضطراب داشتم که نکنه دیربشه وکارش به جای باریک بکشه؟نکنه من باید زودتر ب ی طریقی این فایلا رو دستش برسونم تا خودش رونجات بده ازاین منجلاب؟ولی اگر تومدارش نباشه چی؟اگر بدتر باعث شه بیادازمشکلاتش بامن صحبت کنه چی؟ من نمیخوام کوچکترین چیزی بشنوم ازمشکلاتش.

    ولی امروز صبح چون خیلی اعتقاد پیدا کردم که خدا به موقع جواب سوالاتت رو میده جواب سوالم رو ازکلام زیبای شما گرفتم وزیپ دهانم رو بستم ودستم رو نبردم سمت ارسال فایل.

    استادجانم شایدبراتون عجیب وخنده دار بنظر بیاد ولی اون لحظه ای که آخرهای فایل امروز گفتید اگر فکر میکنی برم این فایلو بفرستم برا کسی یا بزارم گوش کنه یا راجع بهش باهاش حرف بزنم که انقدر خودشو فدای دیگران وتغییر دیگران نکنه منم داشتم به همین موضوع فکرمیکردم که الان برم شرکت و به بهانه گوش دادن فایل استاد اینو پلی کنم تا همکارم که خیلی از خودگذشتس بشنوه و دست ازاین حمایت ودلسوزیش برا دیگران برداره.خخخخ

    اصلا عجیب یکه خوردم همزمان شما همینو گفتید ومنم به همین فکرمیکردم.انگار ی پس گردنی محکم خورد پس سرم.مثل بچه خوب نشستم سرجام ودست ازاین کارای بیهوده کشیدم.

    واینجا بود که فهمیدم من آماده دریافت این آگاهی هابودم وخدابه موقع جوابموداد.

    استادجونم من عاشقتونم خیلی خیلی زیاد.خداشمارو برا ما حفظ کنه وخدا منو هم توی این مسیر نگه داره که لغزش نکنم واز راه به در نشم.آمین

    درپناه خداباشید.آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 930 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم

    خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت

    چقدر من ای همزمانی را دوست دارم همزمان در فایل های جلسه 1و2قدم 5 درباره این مباحث استاد صحبت کردند چقدر خوبه که تمام تمرکز خود را بگذاریم روی تغییر خود روی این که خود ما هر روز تغییر کنیم الهی شکرت

    من اولا می خواهم تجربیات خود را بنویسم این که چقدر من از مسیر دور شدم و چقدر نشتی انرژی پیدا کردم و در آخر هم اصلا نتیجه خاصی نه طرف گرفت نه من

    من وختی با این مسیر تازه آشنا شده بودم رفتم به دوستان خییلی نزدیک خودم گفتم بعضی هایشان با قانون آشنا بود و بعضی هایشان نه و وختی دوست هایم که تازه از طریق من با قانون آشنا شده بودند آمدند بعضی نتایج را گرفتن و آنجا اینا آمدن بعضی تشویق تحسین …. کردند خوب آنجا من هم احساس ارزشمندی می کردم و افتادم در این تله که بقیه را هم در مسیر بیارم و افرادی که در اوایل کمی نتیجه گرفته بودند بعد دوباره برگشتن به حالت اول و من هم سعی ام را می کردم تا آنها نتیجه بگیرند که هیچ فایده نداشت و در آخر از هر لحاظ ضرر کردم از لحاظ روحی از لحاظ زمان چقدر من زمان گذاشتم تا آنها را تغییر بدم که هیچ فایده نداشت این پاشنه آشیل من است و من خییلی خییلی زیاد کار دارم که روی این قسمت کار کنم

    هر کس مسول زندگی خودش است و همه به یک اندازه به خداوند نزدیک است

    و همه هر جای هست جای درستش است بخاطری فرکانس ها و باور های خودش است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    رامش فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 739 روز

    کامنت الهامی که برایم پیش آمد !

    نمیدانم در این چند روز به کدام سمت میرم ولی حس میکنم اتفاقات عالی در راه است

    سلام بر استاد عزیز و ‌خانم و همه همفرکانسی های عزیز

    و دو بار روی صفحه را ریفریش کردم حسم میگفت حتما فایلی جدید آمد و بار سوم هدایت دیدم که فایل جدید آمده حتما خبری خوب است

    در این چند روز تمام تمرکزم روی موضوعات توحیدی شده

    و‌میخایم روی مباحث توحیدی بیایم آغاز کنم خصوصا در این کشور که هستیم واقعین محدودیت ها ذهنی بی حد زیاد است و برای همین میخایم تمام تمرکزم را بگذارم روی موضوعات توحیدی

    چند روز پیش روی یک موضوع بحث کردم با چند افراد و کلا ناخود آگاه موضوعات توحیدی از دهنم خارج شد و کلا حس متفاوت داشتم در همان لحظه

    زیاد میخایم روی موضوعات توحیدی کار کنم ولی کوتاهی میکنم بسیار از موقع حالا متوجه شدم و تمام کار هایم را میخایم در چار چوب توحید پیش ببرم

    خدایا تو‌خودت در هر لحظه مرا در کنارت بگذار و امیدم تنها خودت هستیییی فقط تنها تورا میپرستم و تنها از تو‌ یاری میجویم

    حالا فایل را میخایم کامل بیبینم !

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    گلاله خسروی گفته:
    مدت عضویت: 931 روز

    به نام خدا بخشنده و مهربان

    الان ساعت 4ونیم شب است و من بیدار شدم اما این جنس بیداری از جنس برخورد با تصاد وحرافی ذهن بود که خدارو هزاران بار شکر که با آمدن در این سایت خواندن نظر ارزشمند دوستان و نوشت شکر گزاری حالم خیلی خوب شد

    من اول فکر میکردم حرفی واسه گفتن ندارم چون استاد گفتنی ها رو گفتن و نظرات عزیز آن کامل هست

    اما وقتی شروع به نوشتن کردم و خواستم بگم کمتمرین ضرر دلسوزی این که به فرد مورد ترحم قرار گرفته احساس توان و حس قدرت و اقتدار ازون گرفته میشه در حالی خداوند ویا زندگی مارا در یک تضاد قرار میدهد که یک چیزی را به ما درس دهد و ما با احساس دلسوزی قدرت و توان و خلاقیت رو از فرد مورد نظر میگیریم اما بالعکس حس احترام و تشکر ومتمرکز شدن به نقاط مثبت و به خدا سپردن نتایج را تغییر می دهد ….

    واگر هم تغییر نکند حداقل مدار فرد دلسوز پایین نمی آید وحس بد پیدا نمیکند

    من با خواهرم داشتم به ظاهر در مورد قوانین حرف می‌زدیم وبه گمان خودم دارم قوانین رو مرور وتکرارمیکنم غافل از اینکه در مدار قضاوت ونصیحت قرار گرفتم به خدا قسم بعداز دو ساعت دقیقا وارد فرکانس اون شدم و دقیقا با تضاد او مواجه شدم چه بسا که دنیا دقیقا اینه وار جایگاه اونرو به من اختصاص داده واز لحاظ فیزیکی جای هیچ چیزی فرق نکرده بود

    خدایا شکرت بابت کشف این ترمز بزرگ به واسطه این فایل عالی استاد

    خدایا ازت سپاسگزارم به خاطر هدایت های بی نظیر خدایا شکرت به خاطر اسانی های نعالی ثروت های فراوان و زیادی که به من عنایت می‌کنی

    خدایا شکرت به خاطر این سایت عالی و استاد عالی و تمام عوامل و دوستان بی نظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    زینب قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 800 روز

    ب نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام ب استاد عزیزم و همه دوستان

    امروز وقتی سایت رو باز کردم و فایل جدید استاد رو دیدم خیلی ذوق کردم برای اینکه قراره اگاهی های جدیدی رو دریافت کنم و چقدر این حرفها ب قلبم نشست .دوست دارم تجربیات خودم رو دراین مورد ب اشتراک بزارم

    اوایلی که با این مباحث اشنا شده بودم طوری خوشحال بودم و فکر میکردم راه اصلی خوشبخت بودن رو پیدا کردم و بایدبقیه رو هم در جریان بزارم و راهنمایی کنم من یه کارگاه تولیدی لباس دارم و یادمه که بعضی از فایلای رایگان رو برای پرسنلم میزاشتم تا اونا هم گوش کنن و نتیجه ای که میگرفتم این بودکه یا مسخره میشدم یا اصلا کسی جدی نمیگرفت اما من بخاطر ذوق و دلسوزی که داشتم میخاستم خانوادم رو هم راهنمایی کنم وقتی دوره عزت نفس رو خریدم فایلارو کنار مادرم و خواهرم گوش میکردم و گاهی صحبت میکردم باهاشون ب مرور زمان کار ب جایی رسید که مادرم مخالف صد درصد این مباحث شد والان عقیده ای که داره اینه که من از راه خدا دور شدم و افکارم شیطانیه در حالی که من هر روز دارم پیشرفت خودم رو در همه جنبه ها میبینم منی که توی دوسال توی کارم خیلی موفق تر شدم و خودم تولید میکنم و میفروشم .یکسال قبل حتی فکر داشتن ماشین رو نمیکردم و امسال خیلی راحت تونستم ماشین بخرم .توی روابطم که بهترین دوستان وبهترین عشق زندگیم رو تجربه میکنم هر روز ادم خوشحال تری از ادم دیروز هستم

    و اما الان بخاطر برخورد خانوادم دوره هام رو مثل گنجینه میبینم و تنها گوش میدم و راجب هیچ کدوم از این مباحث کسی رو راهنمایی و نصیحت نمیکنم وقتی توی جمع هستم و حرفها و باور هایی خلاف قانون جهان رو میشنوم برعکس گذشته که میخاستم قانعشون کنم که اشتباه میکنن دیگه کاری ندارم بهشون و خودم رو سرگرم چیزای دیگه میکنم حتی شده با بچه های کوچیک بازی میکنم حواسم روپرت میکنم که وارد بحث منفی شون نشم و چقدر ازین بابت رضایت دارم چون ارامش بیشتری دارم و فهمیدم کسی که در مدار درست قرار بگیره خودش هدایت میشه

    خدارو شکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم و قانون جهان رو هر روز بیشتر درک میکنم و میفهمم که دارم ب خدا نزدیک تر میشم

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    حسن گرامی گفته:
    مدت عضویت: 1396 روز

    بسم ربّ وهابم

    سلام استاد عباسمنش عزیز و سلام استاد شایسته نازنین و سلام دوستان ارزشمندم

    استاد چقدر این کلاهی که سرتون کردین با این تیشرتی که پوشیدین بهتون میاد واقعاً خیلی قشنگ شدین ، عکسی هم که برای این فایل گذاشتین خیلی زیباست ، عاشقتونم

    استاد گفتین که توی این سایت شاید بیشتر از هر مسجد و هر کلیسا و هر مکانی برای عبادت خدا از نام خدا در کامنت ها استفاده شده و از ربّ العالمین نوشته شده

    شاید علتش این باشه که حالا که فهمیدیم اصل خداونده حالا که فهمیدیم خداست که همه کاره همه چیزه حالا که فهمیدیم خداست که فقط توانایی هر کاری رو داره و خدا با این قدرت بی انتهاش گفته که من با تو هستم هر جا که باشید ، آدمو دیونه میکنه

    ببینید تو رو خدا که خودِ ربّ العالمین توی این آیه از سوره واقعه چی میگه:

    نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ

    ((ما شما را آفریدیم، پس چرا باور نمی کنید؟))

    چرا تایید نمیکنی!!!

    چرا نمیخوای قبول کنی اونه که فقط قدرت داره

    اونه که میتونی روش همه جوره حساب کنی تا ابد

    چون خداست که پایداره ، خداست که همیشه برات میمونه ، اونه که همه کار میتونه برات کنه

    أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ

    ((آیا آنچه را مى‌ریزید دیده‌اید؟))

    أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ

    ((آیا شما آن را خلق مى‌کنید یا ما آفریننده‌ایم؟))

    داره در مورد خلق انسان یا هر موجودی که فقط و تنها فقط از پس خودش بر میاد صحبت میکنه ، ما که توانایی خلق یک مگس رو هم نداریم ، اونه که قدرت داره

    حالا همین خدا با این قدرت و آگاهی بی انتهاش توی آیه 186 سوره بقره گفته که من اینقدر به تو نزدیک هستم که هر درخواستی از من ، از کس دیگه ای نه هااا گفته از من از ربّ جهانیان درخواست کنی برات اجابت میکنه برات انجامش میده

    ((وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ))

    داشتم به این فکر می کردم واقعاً من بابت این غذاهایی که هر روز داره به من میرسه و من میخورم هیچ کاری برای داشتنشون نکردم ، نه رفتم سر زمین کشاورزی که بکارمشون ، نه پختمشون ، هیچ کاری مطلقاً نکردم در حالیکه هر روز خداوند داره اینا رو به من میده

    به قول خودش:

    أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ

    ((آیا چیزى را که مى‌کارید دیده‌اید؟))

    أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ

    ((آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟!))

    خدا میخواد بگه تو حتی قدرت رشد دادن یک گیاهی که کاشتی رو هم نداری بلکه من هستم که اینکارو میتونم برات انجام بدم یعنی خدا همه جوره داره میگه که پشتت به کی گرمه ، چه کسی داره باهات حرف میزنه چه کسی با چه قدرتی میتونه کار و زندگیتو دست بگیره

    یا اینکه ببینید چقدر قشنگ خدا داره در مورد آبی هم که مینوشی بهت میگه:

    أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ

    ((آیا آبى را که مى‌نوشید دیده‌اید؟))

    أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ

    ((آیا شما آن را از ابر فرو مى‌فرستید یا ما فرو فرستنده‌ایم؟))

    از خلق یک آدم یا هر موجود دیگه گرفته تا به وجود آوردن آسمان ها و زمین و همانند اون ها تا رویش گیاهان و تا آبی که روی زمین همیشه هست ، همه ی اینارو و بالاتر و بیشتر از اینارو خدا داره میگه من خلق کردم و منم که دارم کل جهان رو میگردونم

    خیلی با اون آیه 32 سوره نساء حال کردم که خدا میگه به جای اینکه به مال و اموال دیگران نگاه کنی ، نگاهت به منی که این قدرت ها رو دارم و هر آن چیزی که به ذهنم هم خطور نمیکنه به وجود آورده باشه به جای اینکه حسرت ثروت دیگران رو بخوری از فراوانی خدا بخواهید

    اونه که سر منشأ همه نعمت هاست

    أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ

    ((آیا آن آتشى را که مى‌افروزید دیده‌اید؟))

    أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ

    ((آیا شما درختش را به وجود آورده اید یا ما به وجود آوردنده ایم؟))

    یعنی خدا داره میگه همه آنچه که میتونی ببینی و نبینی رو منم که به وجودش اوردم ، وقتی نامحدود چیز رو به وجود آوردم دیگه اجابت کردن خواسته هامون برای ربّ العالمین به قول سعیده خانم شهریاری تیله بازی هم نیست:))

    خدا داره میگه من این همه چیز رو در جهان به وجود آوردم ببین این قدرتی که من دارم ببین این علم و آگاهی بی انتهایی که من دارم تا بفهمی که چه کسی رو توی وجودت توی قلبت توی لحظه به لحظه زندگیت باید داشته باشی

    فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ

    ((پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی))

    چون فقط خداست که قدرت داره ، اونه که ربّ العالمینه

    فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ

    ((پس قسم به جایگاه ستارگان))

    وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ

    ((و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است))

    اینارو برای خودم نوشتم تا به قول استاد بدونم جایگاه من چیه و جایگاه خدا چیه تا درک کنم که با چه قدرتی طرف حساب هستم

    می بینید!

    خدا همه جوره داره میگه که پس نگاهت به من باشه ، به خدایی که تنها مالک و خالق و قدرت یکتای جهانیان هستش

    اگر بفهمم این قسمی که خودِ ربّ العالمین خورده چقدر بزرگه ، اینکه چقدر مهمه که درک کنم قدرت خدارو خدایی که بر خودش واجب کرده هدایت کردن مارو

    ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    لطیفه هستم گفته:
    مدت عضویت: 646 روز

    ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

    دل رمیده ی ما را رفیق و مونس شد

    سلام و درود به ستاره ی درخشان استاد عباس منش و مریم بانوی نازنینم و تک تک اعضا این خانواده ی آگاه…

    این جمله رو باید با طلانوشت

    ما تنها چیزهایی رو می شنویم که آماده ی شنیدن آن هستیم…

    استاد جونم بازم سلام‌ایندفه سلام به روی ماهت.چقد خوشحال شدم دیدمت….

    استادجونم منم لطیف.همون لطیفی ک واقعا داره غوغا میکنه…

    همون لطیفی که داره آما ه ی شنیدن حرفات میشه….

    همون لطیفی ک بخودش وعده ب دیدار شما رو داده….

    استاد جونم این فایلتون سرشار آگاهی بود اما اگر من بتونم فقط روی یه آگاهیش تمرکز کنم و خاطرات و تجربیاتمو ثبت کنم .میخام رو همین جمله ی قشنگتون بنویسیم که فرمودین……

    ما تنها چیزهایی رو میشنویم که آماده ب شنیدن آن هستیم……

    چقدددددددد برام این ثابت شده…..چقدددددد برام واضح و روشنه…..و چقددددددد من در این مورد ب درک بزرگی رسیدم

    من ده ساله دارم بصورت جدی روی خودم کار میکنم.

    اما بقول استاد چون هیچ آگاهی از اصل خارپشتی نداشتم باعث شد من از این شاخه به اون شاخه برم و پیشرفت چشمگیری نداشته باشم که البته هیچ نگران نیستم چون همه ی اینها داشته تکاملم طی میشده…..

    الان یک ساله که عضو سایت هستم.و کلا همه ی این ده سال یکطرف و این یک سال یکطرف…‌…همیشه و همیشه گفتم.اول بخاطر اینکه استادی ک داره این آگاهی ها رو تدریس میکنه خودش همواره داره رو خودش کار میکنه.خودشو و قانونها رو مسلط شده.و با جدیت داره خودشو رشد میده و این حرکتش مسبب عظمت این تحولاتش شده به حول قوه ی الله……

    و دوم اینکه استاد قشنگم شما واقعا دارین در بستر زندگی خودتون بهمون ساده و روان و کامل و صادقانه و مخلصانه برای اینکه ما نتیجه بگیریم آموزش میدین….

    شما عاشق نتایج ما هستین و این تاثیر پذیری آموزش هاتونو به حول قوه ی الله بیشتر کرده….

    واما بگم در مورد آماده بودن ما و چجوری شنیدن ما…..و چگونه عمل کردن ما…….و با چه کیفیتی نتیجه گرفتن ما …… که همسون بستگی به آمادگی ماداره

    من به وضوح برام روشن شده هر بار طبق مداری که هستم. و طبق فرکانسی که دارم.طبق هماهنگی که ذهنم با قلبم داره (ینی همون آمادگی که استاد جونم میگه). فایل تکراری .بنی همون فایلی ک گوش دادم رو .بازم گوش میدم.طبق مداری ک هستم.و طبق تکاملاتی ک طی کردم و آمادگی هایی ک کسب کردم. متفاوت میشنوم ….

    و قطعا عملکردم هم به همان اندازه ای ک شنیدم هست…

    و نتایج هام هم به همان اندازه که شنیدم و عمل کردم هست….

    من بعد اینکه با سایت استادم اشنا شدم بصورت خیلی جدی روی خودم کار کردم.کلا طبق عادت همیشگی من وقتی یه کاری رو شروع میکنم بشدت و با جدیت شروع میکنم. وقتی که استاد از بعضی ویژگی های شخصیتیشون میگه .مثل اون عشق و عطش و هیجان ب یادگرفتن و تلاش های مستمر ووووو….من شباهت هایی از اون ویژگی های استاد در خودم میبینم ک این منو خیلی خوشحال میکنه…..

    ههههههه

    (این کجا و آن کجا.ههههه)

    من از همون ابتدا ک حتی عضو سایتم نشده بودم…شروع کردم ب یادداشت کل مطالب دانلودی های سایت.و بعد نکته های کلیدی. رو یادداشت میکردم.و بصورت الهام قلبی دریافت کردم ک باید فایل صوتی خودمو در جملات تاکیدی مورد نیازم درست کنم و حین کارهای منزل یا رانندگی در گوشم بزارم.بااینکه ب هیچ عنوان من هنوز ب مطالب استاد ک در فایلهایی ک ب ویس هاش اشاره کرده بود نرسیده بودم ینی قبل اینکه از استاد ایده بگیرم از الهامات قلبیم ایده می گرفتم و این کار تاثیرات عالی برام داشت جوری ک من روزانه چار ساعت میتونستم رو خودم کار کنم(البته الان به میانگین روزانه 6ساعت رسیدم)

    و بعد جاهایی ک نیاز بیشتری برای تغییرات داشتم رو باز بصورت ویس درآوردم و هر روز گوش میدادم و یه مدت ک توی اون زمینه ها قوی میشدم دوباره این ویس ها رو آپدیت میکردم و همینطور قدم ب قدم همراه با الهامات قلبیم میرفتم جلو و نتایج های عالی حاکی از روانتر شدن چرخ زندگیم. وارد زندگیم میشد…

    و بعد که

    در مسیری افتادم ک اون اتفاق برای دختر دو ساله ام افتاد..‌….

    اون اتفاق جرقه ای بزرگی در زندگیم داشت

    ک توو همون روزهای سخت هدایت شدم ب کتاب نامه ای برای خدا……

    تاثیر فوق العاده ای داشت برام و جواب خیلی از سوالام رو خدا توو اون کتاب بهم گفت

    منم دریافت کردم….

    من از فاصله ی اون اتفاق برای دخترم تا آشنا شدنم با استاد عباس منش و سایت دو سال طول کشید……..که به وضوح اون آماده شدنم رو خیلی واضح میدیدم…حتی از ماه اولی ک وارد سایت شدم تا ماه دوم کلی برداشت های متفاوت تری داشتم از چیزی ک میشنیدم از آگاهی های سایت…..

    من طی این دوسال هر جمله.هر آیه.هر فیلم.هر کتاب.هر اتفاق و حادثه ای

    قطعه های پازل بهم ریخته ی منو قشنگ و منظم کنار هم می‌چید

    و چقد برام جذاب بود وقتی این شباهت رو داشتم با استادم ک میگفت یواش یواش همه چی کنار هم چیدمان میشده براش

    چه حس آشنا و مانوسی بود وقتی استاد نوشته بود آخرین قطعه ی حل پازل زندگیش از فاصله ی کتاب پنیر تا فیلم راز بوده……

    برای منم آخرین قطعات پازل آگاهی های شناخت پروردگارم و خودسازی ام از اون اتفاق برای دخترم تا آشنایی ام با سایت عباس منش داد کام بود…..

    استاد نازنینم من خدا رو توسط شما دیدم.حسش کردم.لمیش کردم.عاشقش شدم.آغوشش کردم…..

    و همین عشق رو اول تقدیم بخودش (پروردگارم) و بعد تقدیم ب شما استاد نازنینم (عباس منش) میکنم……

    تجربه ی من از اینکه ما تنها چیزهایی رو میشنویم که آماده ی شنیدنش باشیم اینه که من توو این ده سال ک بخودم تعهد دادم خودسازی کنم و بنطر خودمم خیلی تلاش میکردم.متوجه شدم سطح آگاهیم بالا رفته ولی تعجبم از این بود ک چرا اصلا نمیتونم در مسیر زندگیم اجراییش کنم.که به اون فایل استاد رسیدم ک گفت هرکس در مدارش باشه میشنوه.هرکس بالاتر بره اجراییش میکنه و هرکس بالاتر نتایج رو میبینه……و دقیقا همین بود.چون وقتی من با سایت اشنا شدم و دوره لیاقت رو خریدم روزی چهار ساعت رو خودم کار میکردم و جالب اینکه فایلهایی ک قبلا شنیده بودم رو وقتی دوباره گوش میدادم دریافت های بهتری ازش داشتم.هشت ماه من به شدت بیشتری روی خودم کار کردم بعد از خرید لیاقت دوازده قدم روخریدم که دوباره الهامی اومد ک هردو رو باهم شروع کن.وقتی برگشتم ب لیاقت.نتایج هایی اومد توو زندگیم که خدا میدونه خیلی خیلی بیشتر از اومدن ثروت و درآمد برام رضایت بخش تر و کاربردی تر بود……اینجا بود ک ب حرف استاد رسیدم ک میگفت بعدها میفهمین نتایج های غیر مالی ک در زندگیتون اومده ارزشمند تر از میلیاردها.میلیارد ثروت بوده……و منی ک اصلا برای دریافت مالی اینجا نیومدم و برای خودسازی و پرورش خودم اینجام و دارم تلاش میکنم دیگه دارم کولاک میکنم چون تمرکزم فقط روی خودسازی خودمه…….نمیدونم چجوری از این نتایج حرف بزنم اصلا با زبان نمیشه گفت..اصلا تایپ کردنی نیست…نمیدونم چجوری توضیح بدم فقط مختصر میگم که من عصبی و بیقرار و اندوهگین و ناآرام بودم…و تمام عمرم دنبال آرامش.شادی.آراااام شدن بودم..بقول استاد کتاب های بی شماری مطالعه کردم.تلاشهای بی شماری انجام دادم اما اخرین قطعه ی پازل من رو استاد عباسمنش گذاشت سرجاش…….با فایلهای دانلودی و بعدش لیاقت و بعدش دوازده قدم من به اون آمادگی ک استاد میگه تا حدودی رسیدم.و اینجا یادگرفتم.تکرار میکنم من اینجا یاد گرفتم علتهای اون ناآرامی رو چجوری پیدا کنم.اره پیداشون کردم. و چجوری کمترش کنم.اره کمترش کردم و چجوری حالم بهتر بشه.اره حالم خیلی بهتره.خیلی بهترم…دارم ب وضوح اون تکامله رو احساسش میکنم چون دارم چیزهای بیشتری میشنوم و دریافتهای بهتری دارم و نتایجم به طبع داره بیشتر میشه….نمیگم به اون آمادگی رسیدم چون اون امادگی ک استاد میگه بی نهایته و تاپایان عمر جا داره بیشتر و بیشترش کنم و پایانی نداره.اما خوشایند ترین چیز برام اینه ک دارم میبینم ک آماده ی شنیدن خیلی چیزایی شدم ک قبلا نمیشنیدم….استاد قشنگم اینجا به اون حرفتون رسیدم ک گفتین تکامل به مدت زمانی ک گذشته بستگی نداره.به مدت زمانی ک روی خودت کار کردی تکاملت هم بیشتر طی میشه.من ده سال رو خودم رو خودم با مطالعات گوناگون کار کردم….و یکسال رو با آگاهی سایت شما رو خودم کار کردم.تمام اون ده سال یه طرف..و این بکسال یه طرف…چون نتایج های فوق العاده دریافت کردم و به هدفم نزدیک شدم.

    حرفهام خیلی طولانی شد یه کوچولو بگم استاد جونم در تمام طول این چهل سال من به اشتباهی ک هیچ کسی نگفت اشتباهه اومدم به نبت خیر خواهی به نیت ثواب.به نیت گوش شنوا بودن واسه مریض و بیمار و درمانده.به نیت کمک به مسکین و فقیر.دور و برم پر شده بود از انسانهای مشکل دار و بی فرهنگ و کم سواد و حوصله سربری که اصلا حرف آدمیزاد حالیشون نمیشد.بعد از اسناییم با شما تمام خار و خاشاک های زندگیمو هرس کردم و پاکیزه و ارام دارم بهشت رو برای خودم خلق میکنم.استاد جونم بهت افتخار میکنم که این حجم از آگاهی رو شما کشفش کردی.خلقش کردی.و ب ما آموزش دادی.استاد جونم اونجایی ک پروردگار میگه احسن الخالقین.منظورش به شماست ک تبارک الله احسن الخالقینی…استاد جونم هیچ جای دنیا این حجم از آگاهی رو یجا درون خودشون ندارن.استاد جونم شما با اون ریز بینی دقیق تون.و اون اراده و پشتکار آهنین و با اون منطقی ک مو از ماست میکشه بیرون موفق شدین این حجم عظیمی از آگاهی رو خلق کنین.اشرف مخلوقات ک میگن شمایین.خالق اینهمه آگاهی شمایین. و صد البته که پروردگار جهانیان این توفیق رو نصببتون کرد.چون میدونست چ گوهری در وجودتون نهفته ک قدرت خلقش رو داری.همونجور ک توفیق پیامبر شدن رو نصیب رسول الله کرد.چون میدونست میتونه و از پسش بر میاد.قربونت برم خدااااااا ک استادعباس منش رو سرراهم قرار دادی ک به زبان خودم از جنس احساسات خودم بهم بگه چجوری خلق کنم اون چیزی رو ک میخام….

    ره میخانه و مسجد کدام است

    که هر دو بر من مسکین حرام است

    نه در مسجد گذارندم که رند است

    نه در میخانه کین خمار خام است

    میان مسجد و میخانه راهی است

    بجویید ای عزیزان کین کدام است

    (عطار)

    عبادتگاه اینجاست.مسجد اینجاست.کعبه اینجاست.

    خوشا به سعادتتون مرد خدا.خوشا به سعادتتون استاد قشنگم…

    به امید دیدار روی ماهت

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    به نام خداوند روزی رسانم

    سلام به استادان عزیزم سلام به دوستان همدارو همفرکانسم

    خدایا شکرت برای یادگیری امروزم

    خدایا شکرت برای شکرگزاری امروزم

    خدایا شکرت که امروز به من فرصت زندگی کردن دادی

    سپاسگزارتم ای خدای خوبم

    استاد هزاران مرتبه تو بیشتر فایلهاشون گفتن که ما نمیتونیم دیگران رو تغییر بدهیم چون در تغییر اونها ناتوانیم و این کار خلاف قانون جهان است

    اون انرژی که میخوایم برای دیگران صرف کنیم و در آخر بی نتیجه و بیهوده است بیایم آگاهانه اون انرژی رو برای خودمون خرج کنیم و نتیجه مثبت در بردارد و باعث رشد و پیشرفتمون میشه

    ما فقط می‌توانیم خودمون رو تغییر دهیم ولاغیر

    من قبل از آشنایی با استادحتی نمیدونستم که میتونم خودمو تغییر بدم اصلا تغییر رو نمیدونستم و نتیجه آن هم یه زندگی پر استرس و پر از نگرانی دعواو مشکلات زیاد بود

    اما خدا رو شکر از زمانی که با استاد آشنا شدم با مقاومت‌های زیاد فهمیدم که میتونم خودمو تغییر بدم

    شروع کردم اولش خیلی سخت بود اذیت شدم اما با تکرار مداوم مقاومت‌ها رو شکستم و آرام آرام رو به جلو حرکت کردم و هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد و تا الان به اینجا رسیدم

    خدارو شکر میکنم که هدایتم کرد به مسیر درست به مسیر آسانیها و راحتی‌ها

    الان ایمان و توکلم بیشتر شده به خداوند مهربانم

    هر چه از تغییراتم نتیجه مثبت گرفتم یه قدم ایمان و توکل و مدارم رفت بالا

    تا جایی که تونستم شخصیتمو عوض کنم و شرایط بیرونی هم تغییر کرد فهمیدم همه چیز باور است همه چیز فرکانس است هم چیز احساسه خوب است

    و هنوز هم بعد از گذشت 4 سال دارم روی خودم تمرکزی کار میکنم و هرروز بهتر از روز دیگر است چون هدف دارم برای خودم

    استاد عزیزم شما دستان خداوند برای من و خانواده ام شدین دستانی زیبا و پر از مهربانی دستانی پراز نعمت و ثروت و شادی و خوشبختی

    الان به کسی کاری ندارم فقط روی خودم کار میکنم

    خدایا من لیاقت انسانهای خوب رو دارم

    خدایا من لیاقت دیدن نعمت و ثروت بی حدو حسابت رو دارم استاد عزیزم ممنونم که راهنمای من در تاریکی بودی سپاسگزارتم

    در پناه حق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: