چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟ (به ترتیب امتیاز)
در این فایل استاد عباس منش با توضیح ویژگی های شخصیت خوشبین و بدبین، مفاهیم زیر را مفصلا توضیح می دهد:
- ارتباط خوشبینی و احاطه شدن با نعمت های پادار، از دیدگاه قانون؛
- ارتباط بدبینی و احاطه شدن با ناخواسته ها، از دیدگاه قانون؛
- تعریف شاکر و ارتباط آن با خوشبینی؛
- تعریف کافر و ارتباط آن با بدبینی؛
- مفهوم تقوا و قدرت آن در تبدیل “بدبینی” به “خوشبینی”
- بدبینی چگونه ایجاد می شود و با چه منطق هایی می توان مانع شیوع آن در افکار و ذهنیت خود شد؛
- چه جنسی از کنترل ذهن سبب می شود تا فرکانس غالب ما به سمت خوشبینی گرایش پیدا کند و طبق قانون، جریان ورود نعمت ها به زندگی مان را جاری نگه دارد؛
آگاهی های این فایل به ما کمک می کند تا:
اول از همه، به درک درستی از مفهوم خوشبینی و مفهوم بدبینی برسیم بدون اینکه در این باره دچار سوء برداشت شویم؛
همچنین به ما کمک می کند تا بخش های بدبین در شخصیت خود را بشناسیم و با پرورش ویژگی خوشبینی در یک فرایند تکاملی، آن نقاط را بهبود دهیم.
آگاهی های این فایل را بشنوید. در مفاهیم آن تعقل کنید سپس در بخش نظرات این فایل بنویسید:
الف) با توجه به آگاهی های این فایل، دلایلی را لیست کنید که تغییر از بدبینی به خوشبینی را برای تجربه زندگی بهتر، ضروری می داند؟
این لیست، منطق های لازم برای تغییر نگاه از بدبینی به خوشبینی را، در دست ذهن شما قرار می دهد و اهرم رنج و لذت قوی ای برای ایجاد این تغییر، می سازد.
ب) چه راهکارهایی از آگاهی های این فایل آموخته اید که قصد دارید با اجرای آنها، ویژگی خوشبینی را در ذهنیت خود تقویت کنید؟ برای این منظور، چه قدم هایی – هرچند کوچک – را می توانید در برنامه روزانه خود بگنجانید؟
یادمان باشد که تغییر و بهبود شخصیت، یک شبه ایجاد نمی شود. بلکه یک فرایند است که باید با تعهد و قدم به قدم برداشته شود. قدم های کوچکی که به صورت مستمر بر می داریم، نه تنها این تغییر عمده را ایجاد می کند بلکه مسیر این تغییر را نیز بسیار لذت بخش می کند.
منتظر خواندن پاسخ های تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟365MB70 دقیقه
- فایل صوتی چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟68MB70 دقیقه














سلام عرض ادب واحترام..
خدا را شاکرم که امروز این فایل را گوش کردم که دقیقا مرتبط هست با اتفاقاتی که اینروزها داره واسم میفته. وواقعا کلافه شدم.
استاد عزیز قبل از هر چیز باید از ویژگیهای فردی خودم بگم که ذاتا ادم خوشبین، مثبت نگر، مثبت اندیش. وکلا افکارم نسبت ادمها فوق العاده مثبت هست و خیلی کم پیش میاد ادمها راقضاوت کنم ویا نسبت به رفتارهاشون بدبین باشم.
در برخوردم با مردم فوق العاده حس میکنم ادمهای صادقی هستند وهرچه میگن واقعیت داره وباصداقت میگن.
ولی متاسفانه در برخوردها، معامله، شراکت و یا حتی درجزیی ترین کارها برعکس اتفاق میفته و نه براساس اون برداشتی که من داشتم. وبعداز هر اتفاقی بازهم بسرعت اون اتفاق فراموش میشه و دوباره این اتفاق به یه شکل جدیدی خودشو نشون میده. واین هی تکرار میشه..
واقعا گاهی سرخورده میشم.
باخودم میگم که من تمام عمرم با همه صادقانه رفتار کردم. هیچ غل وغشی نداشتم چرا باید این بلاها سرم بیاد..
نمیدونم راه حل چیه..
تا الان که الانه بازهم نتونستم درس عبرت بگیرم. ونسبت به مردم نمیتونم بدبین باشم..
گاهی بیاد صحبتهای زیبای شما در آیه ای از قران اشاره کردید که البته خودم چندین بار آن آیه را خوندم، که در باره پیامبر اکرم پیش خدا شکایت کرده، درآیه امده که. به شما ادم ساده لوح و گوشی میگویند در حالیکه شما صحبتهای انها را گوش میکنید وبهترین تصمیم را میگیرید…
واقعا بعضی مواقع حس میکنم بسیار ساده لوحانه رفتار میکنم. حتی از طرف اطرافیانم مورد نکوهش قرار میگیرم و احساس حقارت میکنم..
که چرا اینهمه اتفاقات واسه منی میفته که کلا رفتار ونگاهم همیشه مثبت بوده نسبت به همه چی. ادمها. اتفاقات مسایل و مشکلاتی که پیش میاد.
ولی اخیرا خیلی تحت فشار روحی وروانی قرار گرفتم.. وبرعکس اموزهای شما و قانون جذب همه چی واسم برعکس اتفاق میفته..
هرچه بیشتر سعیم را میکنم ذهنم را کنترل کنم متاسفانه بیشتر اتفاقات متضاد را تجربه میکنم.. واین داره باعث سرخوردگی من میشه..
استاد الان بیش از3سال همراه اموزهای شما هستم.. با اینکه با ایمان وتعهد نسبت به رعایت مسائل اساسی از جمله کنترل ذهن. مثبت اندیشی و کنترل افکارخودم نسبت به محیط وشرایط.. خیلی وقتها اتفاقات بر وفق مرادم نبوده و با جالشهای زیادی مواجه میشم..
چندین ساله که شرایط خیلی بدتر شده..
ازشما استاد عزیز خواهش میکنم که در صورت امکان یک فایل را تهیه بفرمایید و درمورد این تضادها و اتفاقات ناگوار علیرغم سعی کردن، قرار گرفتن در مسیر صحیح صحبت بکنید..
بسیار سپاسگزارم.. از آگاهی ودانشی که به ما میدهید..
سلام دوست عزیز
منم مسئله شبیه به شمارو داشتم
اعتماد به خودت و خدای درونت داشته باش شما در قرآن بسیاری از آیات خدا به پیامبر هشدار میده حواست باشه که گولت نزنن اونها حرفشون با قلبشون بسیاااااااار فاصله داره
جوانب احتیاط رعایت کردن این نیست که شما به دیگران اعتماد کنید به خودتون خداوند اعتماد کنید خوش بین باشید اما اعتماد نکنید به هیچ کس تعادل رو باید پیدا کنید
اگر اینهارو عملی نکنید و هی این مسیرو برید ضربات محکمتر میشه همونطور که برای من شد تا اینارو یاد گرفتم امیدوارم کمکتون کنه موفق باشید
امروزخدامنوهدایت کردبه فایلهای قدم به قدم وجواب سوالاتم رو داد درمورد خوشبینی بی ربط نیست که بنویسم ومن بخداگفتم خدایامن میخام ازهمسرم طلاق اسان بگیرم وهمسرمم فعلا داره تلاش میکنه ازمن به بهترین روش جدابشه وهمزمان بمنم کمک میکنه که من به خواسته هام برسم خداچندماهه بمن الهام کرده من برات همسرایندتومیزارم سر راهت که صفرتاصد طلاقت روبیادانجام بده وکفالت بچتم بگیره برای خودت و متوکل وثروتمندباشه شجاع باشه واهل عمل باشه عاقل وبالغ باشه روان سالمی داشته باشه ارتباط برقرارکردن باهاش راحت باشه دنبالت باشه نه اینکه تومجبوربشی بهش روبندازی
توروزای سخت طلاق به یک روش سالم کنارت باشه باهوش باش با اخلاق باشه ازهمون اول همون چیزی باشه که میخای اگرتویک قدم سمتش میری ده قدم بیادسمتت تنهات نزاره واگر ازش درخواست کمک کردی براحتی کارتوبتونه انجام بده اشناییتون راحت وروان پیش بره مثبت اندیش باشه اگه ازش کمک میخای بفهمه درک کنه ازاعتمادبنفس بالاته خلاصه شرایط منو درک کنه وبیاد وتمام ،خدابمن گفتش عزیزم برات میفرستمش فقط بمن اعتمادکن اگه اومد اعتبارشو بمن بده نه به اون شخص ممکنه این خواستگارت هرشخصی باشه به یک نفرخاص نچسب
سلام و تحیت پروردگار بر استاد عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر استاد خانم شایسته بزرگوار
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای محترم سایت الهی
استاد این فایل میشه گفت جمله به جنبش مال منه مختص منه
من خیلی بدبینم به شرایط افراد مخصوصا ادما
یادمه رفته بودم سر کار قبلانا که البته الان دارم از کاری که توش علاقه دارم پول میسازم
رفته بودم سر کار و اونجا اوضاع خوب بود همه چیز عالی بود آقا ما خوشی بهمون نیومده یعنی یه جورایی وقتی دارم میبینم شرایط یه خورده خوب شده و داره خوب پیش میره میزنه زیر دلم و بازیم میاد اونم حسابی
مثلاً اگه یه جایی برم سر کار و ببینم صاحب کاروهمکارام دارن باهام خوب برخورد میکنن من میگم مگه میشه مگه داریم که اونا اصلا با من خوب برخورد بکنن
خلاصه افکارات منفی میان سراغم خودم هم همکاری میکنم با شیطان تا شرایط بد بشه و اون محلی که دارم توش کار میکنم به قدری به هم ریخته میشه برام و فاجعه میشه که یا حالا خودم استعفا میدم ازون کار یا میندازنم بیرون
یکی این که من خودم دیگه فهمیدم که خوشی به من نیومده حال خوب به من نیومده پولدار بودن و شدن به من نیومده خلاصه یه جورایی باید شرایط بد باشه برام وگرنه نمیتونم نمیشه
یکی هم این بدبینی
من یه زن بابایی دارم اونقدر این بنده خدا با من خوبه حالا نه اونقدرا که روابطمون گل و بل بل باشه ولی من از یه طرفی گفتم که سالی ماهی یک بار باید بحثی چیزی بشه وگرنه من خوشی بهم نمیاد خلاصه استاد من و ذهنم خیلی نسبت به این آدم بدبین هستم
مخصوصا بدبینی نسبت به ایندم
استاد یه چیزی بگم من از وقتی با شما آشنا شدم همیشه وقتی به فایلاتون گوش میکنم میگم حیف چه فاییده من که بلد نیستم باورامو درست کنم ای کاش منم میتونستم باورامو درست کنم و در آخرت برم تو بهشت
اصلا من نسبت به اون دنیا هم بدبین هستم میگم من جهنمی هستم و اصلا خدا میخواد من برم تو جهنم
فاجعه ای هست این بدبینی تو من که داره بیشتر میشه نسبت به همه چیز باید بدبین باشم
حالا استاد نمیگم خیلیها اما بدبین هستم
دیشب داشتم با خودم میگفتم مصطفی تو خوشی بهت نیومده هر جا رفتی سر کار اونجا بدبینیت و خیلی چیزای دیگت باعث شد بیرونت کنن
زن بابام هر شب برام شام درست میکرد و من شبا شام خونه خودم نمیخوردم حالا این دید بدبینانه که نکنه اونا میخوام من از خوردن شام تو خونه خودم لذت نبرم و تخم مرغ که دوست دارم تو خونه خودم با لذت میخوردم نخورم که دارن هر شب برام شام درست میکنن. اخرشم چی شد خوشی زد زیر دل ما و دیگه اصلا شام درست نکردن و این اتفاقا مثل همین داره تکرار میشه تو زندگیم
استاد من یک سال هست که با این مباحث آشنا شدم ولی هیچ وقت نیومدم بشینم باورامو درست کنم همش میگم من بلد نیستم خوب بابا من که دارم هر روز این مباحثو گوش میکنم پس چرا هنوز یاد نگرفتم
شایدم بلدم که مگه میشه دیگه آنقدر بلد نبود من بازیم میاد دوست دارم جهان سیلیهای بیشتری بهم بزنه و مجبورم کنه تا تغیر کنم من یه جوریم استاد تا مجبور نشم کاری نمیکنم اصلا اصلا
در مورد الهامات خداوند هم همینطوره خیلی جاها دیدم خدا داره باهام صحبت میکنه ولی من بدبینی و این فکر و خیال ها میکنم مگه من تغیر کردم که خدا با من صحبت کنه خلاصه استاد سرتونو درد نیاورم من اصلا خوشی بهم نیومده
من که خدا رو شکر اینیستا و تلویزیون و این خزعبلات ندارم اگه داشتم الان بدبخت تریپ بودم
چون میدونی استاد من با هر کی بشینم و توجهم روی هر چیز بزارم میشم دقیق مثل اون فرد اصلا خیلی برام جای سوال داره دقیق میشم مثل اون
استاد اگرم یکی بخواد دستی از جانب خداوند برام بشه و کاری رو برام انجام بده من میزنم زیرش با افکار و تجسمهام که خراب کنم و نتونه اون کار رو برام انجام بده
خیلی هم دشمن خودم هستم خیلی یعنی خودم چشم دیدن خودم رو ندارم اونوقت انتظار دارم که دیگران منو بتونن ببینن
ظلمت نفسی…..
خیلی خوشحالم که با شما در این سایت الهیتون هستم بخدا با تمام این عیبها هنوز امیدوارم که منم بتونم مثل شما بشم بخدا امیدوارم وگرنه اینجا نبودم
خیلی شیطان نجواها کرده که منو تو این مسیر در کنه ولی من به یاری خدا موندم سر عهدی که با خودم و خدا بستم و دوست دارم تا زنده ام هر روز صدای شما تو گوشم باشه استاد
براتون آرزوی ثروت سلامتی شادی آرامش خوشبختی روز افزون و سعادت در دنیا و آخرت میخوام بماند این یادگار برام این رد پا و این کندوکاو بر روی خودم
سپاسگذارم از چشمهایی که کامنتمو خوند
سلام به همگی
با شنیدن این جملات باور میکنید من اصلا نمیدونستم ادم بدبینی هستم
اینهمه خصلت که گفت من همه رو دارم مهمترینش همین که دور خودم حصار کشیدم که مبادا کسی بهم ضربه بزنن و من روی همه برچسب منفی میگذارم من همه رو رد میکنم درسته که باید با تنهایی لذت برد برای خودت وقت بزاری ولی من ازونور بوم افتادم کلا همه رو حذف کردم فقط یک دوست دارم اونم سالی یک بار میبینمش هر طرف کارو میکرم یه طرف دیگه ول میشه نمیدونم چجوری حد وسط نگه دارم یه مدت رو خودم کار میکردم بهتر شده بودم باز سر از ناکجا آباد در آوردم وای من عزت نفس ندارم من احساس لیاقت ندارم من خوشبین نیستم من خیلی چزا کم دارم خوب دیگه انقد به خودم بدبین نشم البته که همه ی اینارو میتونم درستش کنم با کار کردن روی خودم خداوند کمک کنه
من همش بد بقیه رو میگم من همیشه غیبت میکنم مسخره میکنم و همه ی ادمارو رد میکنم اصلا به نظرم خوب نمیان دقیقا نکته های منفی رو تو همه چیز در نظر میگیرم
تازه اینا یه گوشه از زندگیمه بخام فرشارو بلند کنم پر از نفرت و کینه هم شاید باشه نمیدونم من از خودم خبر ندارم شاید من هزاران هزار ترمز داشته باشم ولی از هیچی خبر ندارم من واقعا نمیدونم چطور ادمی هستم بعد کلی کار کردن و نتیجه گرفتن امروز میفهمم من هیچی از خودم نمیدونم در پناه خدا باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
تو خونم با خودم صحبت میکنم ذهنم میگه ببین آقای برزگر و حمید دارن صدای تو رو میشنون و اونا از طریق حرفهای تو باهات برخورد میکنن و هر موقع میرم سر کار میگه ببین این برخورد بد یا خوب این رفتار برمیگرده به حرفهایی که تو خونه زدی
چندین سال نو هست کن اینجوری هستم نمیدونم کدوم باور هست نمیدونم
مغازه کبابی که داشتم در مورد مشتریهامخاینجوری بودم من باورتون نمیشه شبها خواب نداشتم فقط با خودم صحبت میکردم و ذهنم میگفت از بدبختیهات بگو از این بگو از اون بگو این قضیه رو تعریف کن و فکر میکردم ک مشتریهام دارن صدام رو میشنون و دلشون به حال من میسوزه و بیشتر میان مردم از من خرید میکنن و من اونموقعها تو قضیه دادگاه همسر دومم بودم و هر موقع وارد خونه میشدم اصلا نمیتونستم سکوت کنم و فقط با خودم صحبت میکردم گاهی اقات اونقدر سر خودم داد میزدم کاری که امروز کردم با خودم گاهی اوقات خودم رو کتک میزدم و ذهنم میگفت ببین فاطمه همسرت داره اینا رو میبینه خوانوادت دارن اینا رو میبینن و اینا دارن میبینن که تو داری خودت رو آدم میکنی میگفت ببین اگر میخوای موفق بشی تو کار کبابی باید با خودت صحبت کنی اگر میخوای همسرت برگرده صحبت کن خلاصه یادمه اون سالها من رنج های زیادی تو خونه تنهایی میبردم تا مغازه بودم و مشتری داشتم خوب بودم و اگر مغازه هم بودم و مشتری هم نداشتم اونجا هم شروع میکردم با خودم صحبت میکردم و الانم که تو سایت کامنت مینویسم ذهنم میگه مصطفی این کامنتهایی که مینویسی آقای برزگر و حمید و خوانوادت اینا رو میخونن و خبر دارن از دلت پس چیزایی رو بنویس که اگر آقای برزگر خوند اخلاقش باهات سر کار خوب باشه و حالت رو خراب نکنه و رو اعصابت نره
الان که میخوام به تمرین دوره عذت نفس عمل کنم این فکرها و نجواها نمیزاره فقط باید سکوت کنم تو خونم اگر میخوام آرامش داشته باشم اگر میخوام شب که میرم سر کار اعصابم آروم باشه
شما نمیدونید این ذهن چموش من چهاخکه نمیکنه حق هم داره از یه طرف نجواهای شیطان از یه طرف دوتا گوشام صداهایی که از بیرون به گوشم میرسه دوسال هست و نمیدونم چیه اینا
این است داستان این ذهن چموش من که این چند خطی که نوشتم فقط خدا میدونه چقدر تلاش کردم چقدر اهرم ساختم چقدر رنج کشیدم براش تا بتونم و وقت کنم و بیام بنویسم بخدا مصطفی این سایت درسته کامنت نوشتن توش مجانی هست وری بخدا قسم خود خود خدا میخونه و معجزه میکنه اینجا کنترل ذهن است اینجا کارخانه اصلی انسان سازی است تمام
بزرگ ترین عیبی که دارم سر کار اینه که آقای برزگر عیب کارم رو میگیره و من جواب پس میدم قبول نمیکنم نمیپذیرم نمیخوام قبول کنم که است نیستم نمیخوام قبول کنم که بلد نیستم نمیخوام قبول کنم اونوقت از بس ادعا دارم و خودم رو گنده میبینم
تمام این حرفهای که اینجا نوشتم حاضرم تمام زندگی ام رو بدم شاید باورتون نشه اگر اگر اگر ترس نبود فقط همین اگر ترسها جلوم نگرفته بود کامنتهایی مینوشتم جوری ذهنم رو کندوکاو میکردم که از آرامش همون لحظه خوابم بگیره بخوابم ولی چکنم که ترس جلوم گرفته فقط کافیه اهرم رنج و لذت رو بیشتر کنم تو ذهنم برا نوشتن همین خدایا کمکم کن خودت درستش کن همین
اونقدر سخته باورهای خراب رو نوشتن که حاضری همه چیزتو بدی ولی تایپ نکنی ولی من با اینکه ذهنم خیلی مقاومت داره کامنتهام رو همیشه تیپ میکنم
رفته بودم بیرون همین الان بعد از شام یک نخ سیگار بکشم یک فکر به ذهنم رسید این بود که مصطفی تو با مشتری ها خوب برخورد کردی و میکنی و ازین به بعد نمیتونی خوب برخورد کنی و من به خودم گفتم غمت نباشه من هستم و همونجا فهمیدم که من تو اون لحظه روی خودم حساب باز کردم و اعتبار تمام اون احترامهایی که به مشتریها گذاشتم به خودم دادم در صورتی که اگر خداوند کمکم نمیکرد من حتی نمیتونستم دهنم رو باز کنم دیگه چه برسه به اینکه احترام بزارم و با کلامم تحسینشون کنم اینها همش اعتبارش به تو برمیگرده خدایا منو ببخش که به تو شرک ورزیدم
یه چند روزی هست کلماتی سر زبونم افتاده که من دیگه نمیام من اگر یه وقتی دیگه نیومدم مثل دیشب حمید گفت اگر من جای مرتضی بودم کاری میکردم باهات که وقتی که میخواستی بری خونه اشتباهی بری خونه و من گفتم من نمیومدم اونوقت و من دارم مرتضی هم تحمل میکنم حالا اون نمیدونم داشت به شوخی هم میگفت
همش هم ذهنم بهم میگه و تصویرهایی رو میاره برام که میگه ببین این کار هم مثل اون کارهایی که از دست دادی از دست میدی و تو نمیتونی پس داری برا چی اینقدر رو خودت کار میکنی کامنت مینویسی اینقدر زحمت میکشی
هر روز فکرهایی میاد تو سرم در رابطه با دیشب جنبهای منفی دیشب که سر کار بودم و ذهنم میگه ببین مرتضی واقعا دیگه تو رو نمیخواد و داره با زور تو رو نگه میداره و منم حس میکنم درست میگه
من علاقه به این کار ندارم ولی دوست دارم من علاقه به کار خوانندگی دارم این کار به این دلیل دارم میرم که باورهامو بشناسم و منی که میگم و مقاومت میکنم در مقابل حرفهای استاد عباس منش باید برم تو جامعه تا ببینم چند چندم و ببینم قانون چجوری داره کار میکنه خیلی بهتر از تو خونه نشستن هست
مثلاً حمید داماد خواهر مرتضی هر شب میاد با کلامش حالم رو خراب میکنه و این خودش میتونه نشانه باشه که من چه باوری دارم که باعث شده این آدم با من اینطور برخورد کنه این که صاحب کار نیست
بخدا مرتضی خودش آدم خوبیه و من از دستش راضی هستم ولی حمید هر شب آخر شب میاد میره رو اعصاب من و من باید خودم رو کنترل کنم و در کنارش حال خوبی که از کار کردن گرفتم خراب میشه
حالا اینا به شوخی هم میگه ولی شوخی های تکراری و بی مزه
احساس قربانی بودن میکنم به خودم میگم من دارم شبی پنج تا قرص اعصاب میخورم چجوری میتونم هر شب برم سر کار و دائم ادامه بدم
این ذهن من هیچ جوره نمیپذیره که آقا میشه رفت سر کار همیشه و کار کرد و ادامه داد نمیدونم اینجا به بعد رو چکار کنم خدایا کمکم کن
حالا که اونجا جا افتادم و همه احساس میکنم دوسم دارن درسته شوخی باهام میکنن و من ناراحت میشم ولی دوسم دارن حالا که اونجا پیشرفت کردم ذهنم داره بازی در میاره و منو مجبور میکنه که اشتباهات گذشته که تو کار نانوایی میکردی و باعث شد اسا کار به اون خوبی از دستت ناراحت بشه و بعد رابطه ات خراب بشه و دیگه نمیتونستی در کنارش راحت کار کنی و خودت استعفا بدی تکرار کن و من رو مجبور میکنه و من واقعا پناه میبرم به خدا از شر نجواهای شیطان رانده شده و یه وقتایی تو رفتارهام میبینم که ناخود آگاه دارم برخورد میکنم مثل گذشته ام با آقا مرتضی و حمید
چند تا چیز باعث شده که من آروم باشم و دردهام رو نفهمم و یه جورایی بتونم زندگی کنم
قرصهای اعصاب
قرصهای درد پا و کمر
قرص معده
سیگار
هندزفوری تو گوشم که صدای استاد مثل مسکن داره به مغزم میرسه که اگر دوروز نباشه من میمیرم
بدبین هم به شدت هستم و در رابطه با این موضوع چون درکی ازش ندارم زیاد کامنت فعلا نمینویسم و این فایل هم نشانه من هست
دو سه روزی تو خونه یه خورده بدی مرتضی رو همینجوری گفتم نکات منفی رو گفتم و حالم گرفته شد و کار اشتباهی کردم خدایا منو ببخش من تو کار نانوایی هم بدی سید میگفتم و کار به جایی رسید که اعصابم اونقدر خراب شد که یه شب خیلی با صدای بلند از بدیهاش گفتم و اون گفت دیگه حرمتهای بینمون شکسته شده و من دیگه نمیتونم مثل قدیم باشم باهات
این کار کبابی هم همینه من یک ماه و خورده ای هست که میرم سر کار و هیچ وقت جوش نیومدم سر مرتضی چیزی بهش بگم و رابطه ام باهاش خوب هست خدا را شکر ولی ولی ولی ولی ولی ولی من خیلی خیلی خیلی دارم میترسم که خدایی نکرده یه روز جوش بیام و رابطه به این خوبی رو خراب کنم خدایا این نجواها رو از من بگیر خدایا کمکم کن خدایا من مبخوام کار کنم
خدایا من میخوام ادامه بدم خدایا کمکم کن
خدایا من سخت به تو محتاجم
خدایا من فقیر و خسته به درگاه آمدم رحمی
خدایا من نیازمند تو هستم
خدایا من که چیزی ندارم جز رحمت تو جز عنایت تو
خدایا خدایا تو که میدونی من در مقابل تو هیچی نیستم خودت کمکم کن خدایا من در مقابل تو کسی نیستم کمکم کن
خدایا من چیزی نمیدونم خدایا من واقعا نمیدونم خدایا کمکم کن
خدایا کمکم کن
خدایا سر کار بهم کمک کن خدایا کمکم کن بتونم زبر و زرنگ کار بکنم
خدایا بهم امید بده انگیزه بده خدایا کمکم کن
خدایا نجواهای شیطان رو از من بگیر
خدایا پروردگارا من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروزدگارا من سخت به تو محتاج هستم
خدایا پروزدگارا من بدون کمک تو بدون عنایت تو بدون لطف و محبت تو نمیتونم ادامه بدم این زندگی رو
خدایا خدایا خدایا به تو پناه میبرم از شر نجواهای شیطان
خدایا خودت دلها رو برام نرم کن مهرم رو تو دلها قرار بده جوری دلها رو برام نرم کن که کیف کنم
خدایا ذهنم میگه چقدر میگی خدا خدا خدا
چرا نگم مگه تو خدای من نیستی مگه تو نمیتونی غیر ممکنها رو ممکن کنی
پس خدایا من میخوام سر کار فقط راحت و آسون کار کنم و پول در بیارم و هنوز تعطیلی هم داشته باشم و پول هم بابت تعطیلیها بهم بدن ردیفش کن
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا ذهنم میگه دیگه کامنت نوشتن هم نجاتت نمیده بچه اینا دیگه فاییده نداره استاد عباس منش کامنتهای تو رو نمیخونه چون منفی هستن
خدایا من روی نیازم تو هستی توی این سایت و میخوام تو باشی خدایا ای خدایی که تازه پیدات کردم کمکم کن
ای رفیق کسی که رفیقی ندارد کمکم کن
خدایا پروردگارا نذار بی کار بشم به هیچ عنوان نذار خدایا نذار من بی کار بشم خدایا خودت یه جوری همیشه هوامو داشته باش که برم سر کار خدایا نذار هیچ وقت بیکار بشم چون ذهنم میخواد منو بکشونه تو خونه و اذیتم کنه
خدایا کمکم کن
خدایا ممنونم ازت بخواطر دست خوبت مرتضی خیلی ممنونم کمکم کن باهاش خوب برخورد کنم و هواشو داشته باشم
خدایا پروردگارا من نمیدونم من نمیدونم من نمیدونم تو میدونی کمکم کن
خدایا خدایا خدایا خدایا کمکم کن خدایا من سخت به تو محتاجما کمکم کن
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی خوشبختی شادی آرامش و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
بنام خدای هدایتگر
سلام بر دوستان توحیدی
خدا رو شکر دیروز تمرکز گذاشتم روی فراوانی روی خرید عالی یک تصمیم عقب افتاده داشتم یهو به سرم زد عملیش کنم اول صبح حدود ساعت ده با ذوق رفتم خرید مقداری پس انداز داشتم هدایت شدم و بهم الهام شد بدمش طلا چون خیلی طلا دوست دارم دخترم هم کمی پس انداز داشت گذاشت روی پول من خوش حالی ام بیشتر شد
چون میتونستم طلا بخرم رفتم بازار گفتم خدایا خودت بهم گفتی خودت بخر خودت هدایتم کن خریدمش تا خونه ذوق کردم شکرگزاری کردم خوش بین بودم که کار درستی انجام دادم برگشتم خونه رقصیدم شکرگزاری کردم دیدم چقدر کنترل ذهن و حال خوب جواب میده غروب پسرم رفت بیرون برام عطر خوب برای خودم و دخترم هدیه گرفته بود دوباره خوشحال شدم خودم دوباره با دخترم بعد از ظهر رفتیم خرید برای دخترم که دانشگاه هست خرید کردیم کلی ذوق کردم
و شب شام خوب کباب گوسفندی دور هم خوردیم خوش گذشت شکرگزاری فراوانی کردم و از تصمیمی که گرفتم خوشحال شدم و خواستم با دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم که حال خوب اتفاق خوب میشه قانون جواب میده کافیه تمرکز بگذاریم روی زیبایها و فراوانیها
خدایا بابت تمام نعمت های پیدا و پنهانت شکرت که در زندگی دارم
گفتم خدایا من وابسته این طلا ها نیستم مال توست خودت بهم دادی هر چه دارم ازآن توست شکرگزاری میکنم خوشحال میشم ولی تو همیشه کنارم باش هدایتم کن دستم بگیر میشه برای همه شده برای من هم میشه زمانی آرزوم بود یک تیکه طلا بخرم این رد پا گذاشتم تا یادم نره تا شکرگزار باشم تا قانون خداوند یادم باشه همیشه دست بقیه دیدم تحسین کردم هنوز دوست دارم بیشتر بخرم تا وقتی که خله ام کم بشه و سیر بشم خداوند خودش برام پس انداز کرد راستش نمیدونم چه جور جمع شد این پول کار خودشه خدایا دوستت دارم چون دوستم داری خدایا سپاسگزارم
ما برای لذت بردن در زندگی بدنیا اومدیم
سپاسگزاری کردن یعنی قدر دان نعمت های که در زندگی داریم باشیم لذت ببریم چشممون به دست بقیه نباشه حسرت نخوریم همیشه برای همه نعمت هست باید ضرف وجودمون بزرگ کنیم دست خدا رو باز بگذاریم
خوشبین باشیم که خداوند روزی رسان ماست قدرت بدیم دست خدا
در پناه خداوند باشید
به نام رب بخشنده ام
سلام دوست عزیزو مهربونم مریم جانم
خیلی خوشحال شدم که وقتی کامنتتو میخوندم فهمیدم خداوند هدایتت کرده تا بری طلا بخری همه کارها رو او برات انجام داده ایمان داشته باش و ادامه بده و قدم بردار
مریم جان چقدر خوبه که فهمیدی در مسیر درست هستی و آگاهانه هدایت خواستی از خداوند برای هر کار و خریدی تحسینت میکنم مرحبا
آره همینطوره وقتی توجه به خوبیها میکنی و تحسین و شکرگزاری میکنی برای داشته ات و احساسه خوبی داری و در اون احساس میمونی جهان هم طبق اون فرکانسی که فرستادی اتفاقات و شرایط هم جنس اون فرکانس رو وارد زندگیمون میکنه
نوش جونت عزیزم این شادی و احساسه خوبت
ان شالله پشت سر هم شاهد اتفاقات و شنیدن خبرهای خوب باشی
ان شالله خداوند اینقدر بهت پول و ثروت بده که راضی بشی از زندگیت
لعلک ترضی
مریم جانم کلی با خوندن کامنتت احساسه خوبی گرفتم
منم فردا میخوام برم طلا بخرم و از خداوند هدایت میخوام و کنارم باشه
خدایا شکرت سپاسگزارتم
دوستت دارم یاحق بهترینها تصیبت
به نام خدای هدایتگر
خدایا هر چه دارم ازآن توست
سلام به دوست عزیزم کبری خانم عزیز امیدوارم همیشه شاد و تندرست باشی سپاسگزارم بابت نقطه آبی که برام گذاشتی و خوشحالم کردی این به فال نیک گرفتم امروز گفتم خدایا تو بهم بگو چکار کنم چی بنویسم بهم هدیه بده قربون خدا برم به زودی جوابم داد و لذت بردم که شما هم تصمیم درستی گرفتی می خوای طلا بخری انشاالله به دل خوش بخری و بپوشی خداوند با شادی ما شاد میشه و دوست داره ما شاد و ثروتمند باشیم خیلی خوشحال شدم داری خرید طلا میکنی
حال خوب اتفاق این خبر خوبی بود امیدوارم همیشه خبر خوب به همدیگه بدیم و در شادی هم شریک باشیم
مبارک شما هم باشه انشالله به تمام آرزوهات برسی
این مسیر توحید خیلی لذت بخشه خداوند کمکمون کنه در این مسیر الهی ثابت قدم بمونیم
در پناه خداوند باشید