چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟ - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟365MB70 دقیقه
- فایل صوتی چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟68MB70 دقیقه














سلام استاد چقدر دلمون برات تنگ شده ممنون بابت این فایل بی نظیر دقیقا همینطوره خوش بینی خیلی به من کمک کرده در طی 30 سال زندگی باوجود اینکه خوش بین هستم اما هنوز از هیچ آدمی آسیبی ندیدم جز خوبی البته که خوش بینی که در کنارش درایت هم باشه
ممنون بابت اگاهی های ارزشمند شما
استاد خیلی خوشحال میشیم سریال زندگی در بهشت رو ادامه بدین
چقدر دلتنگ این سریال هستم و دوست دارم سبک جدید زندگی شما رو ببینم صدالبته مریم بانو رو هم ببینیم
دوست دارم ️
سلام ب استاد نازنینم و مریم جان
خدایا شکرت و سپاس بابت هدایت امروز واقعا من تازه متوجه بدبینیم شدم تازه خودمو دارم میشناسم خدا رو شکر
اومدم بگم جدی چقدر من خودمو برتر میدیدم الان متوجه این موارد شدم
باید ذکر کنم تا بتوانم خودمو درست کنم روی خودم کار کنم
رابطه خوبی از نظر خودم با بقیه ولی خیلی خیلی میتوانم بهتر باشم
من بایدبقیه رامثل خودم ببینم که ب همه ی آدمها خوش بین باشم و بقیه رو از دید خودم ببینم تا الان مثلا اگه ی نفر ذوق رفتن یا خرید چیزی را بکنه رو بعضی آدم ها حس حسادت دارم ولی اگه بیام از دید خودم نگاه کنم و خودمو جایگزین طرف کن خیلی میتوانم درک کنم و تازه بیشتر حس و حالشو بفهمم
دومین باورم این که من ب هر کسی میگم مثلا خونه ی من یا مهمونی من بیا باید بیاد
البته شرایطش یا اینکه اصلا دوست نداره بیاد من سریع ناراحت میشم و میشینم پشت سرش حرف میزنم تو دلم یا ب کسی این هم باور غلط من که بازم اشتباه کردم خب من اگه بازم از دید خودم اون ببینم و خودمو ب جای اون بزارم میتوانم بیشتر درکش کنم و انتظارمو نسبت بهش ب صفر برسونم
توجه ام را روی موارد مثبت بیشتر کنم تا جذب موارد مثبتم بیشتر بشه
استاد واقعا وقتی تصمیم گرفتم که غیبت کنار بزارم واقعا آدم هایی که قبلا باهاشون غیبت میکردم ب طرز عجیبی دور شدند نه دیگه من حس و حال قبل دارم ونه لذتی میبرم نه اونا من این را امتحان کردم مسیر درست همیشه آدم های درست را جای گزین میکنه
من این خصلت ی نفر بد کنه از مثلا گروهی از مردم ی مال ی منطقه ایی هستند دیگه میگم اون مدل از مردم بد هستند در صورتی که ی نفر مثلا اذییت کنه همه که شبیه اون ی نفر نیستند و این کار کردم و واقعا نتیجه را دیدم الهی شکرت
من دوست دارم همه را دوست داشت باشم ابراز علاقع کنم سراغ بگیرم و اول خودم در نظر بگیرم و بد بقیه اگه جایی دوست ندارم برم و حسم نسبت ب اون جا نامناسب با ی نه گفتن خودمو راحت کنم این طوری عالی عالی
من اگه با خودم راحت باشم و بدونم از چی و چه موضوعی ناراحتم و برای خودم بازش کنم دیگه هیچ مشکلی ندارم و با خودم و دیگران راحت ترم
سعی کنم و از امروز ب خودم قول دادم که فقط نکات مثبت را توجه کنم تا بیشتر و عالی تر اتفاق بیفته و از خوبی ها بیشتر بگم تا از منفی ها
استاد ممنون خودمو پیدا کردم
حمد و سپاس خدایی را که تنها فرمانروای جهانیان است.
سلام و درود و مهر خدمت استاد عزیزم و دوستان نازنینم.
امیدوارم حال تک تکتون عالی باشه ،
در یک شب سرد پاییزی با دلی گرم و امیدی بی انتها مینویسم.
در ابتدا از استاد سپاسگزارم که مثل همیشه با عشق این فایل رو آماده کردند و تحسین میکنم ایشون رو بخاطر کیفیت انتقال آگاهیها ،
استاد عباس منش واقعاً ماهرانه و استادانه مطالب رو آموزش میدن و این واقعا قابل تحسین هستش ،
من این فایل رو کلا یکبار گوش کردم و میخوام یک خاطره بگم از بدبینی خودم،
در کودکی،زمانی که فکر میکنم 8 سالم بود توی محله قدیمی که زندگی میکردیم بچههای زیادی بودند که هر روز باهم بازی میکردیم و تعداد بچهها هم کم نبود توی اون محل ،
یه روز با بچهها آتیش روشن کرده بودیم و همه میرفتیم چوب جمع میکردیم که آتیش رو روشن نگه داریم،یکی از بچهها که چند سال هم از من بزرگتر بود یک تیکه سیم که یک طرفش داغ بود رو داد به من و گفت اینو نگهدار ،منم اعتماد کردم و از دستش گرفتم،یک طرف اون سیم سرد بود که دست خودش بود و طرف دیگه کاملا داغ بود که داد به من،تا از دستش گرفتم سریع دستم سوخت و پرت کردم،اون هم بهم نگاه کرد و خندید و مسخره کرد و خلاصه کلی ناراحت شدم ،توی اون سن و سال این اتفاق باعث شد نتونم دیگه ب آدمها اعتماد کنم و واقعاً نسبت ب آدمها بدبین شدم ،اما بعدها که بزرگتر شدم و توی اجتماع در مواقع مختلف باید ب آدمها اعتماد میکردم اوایل سخت بود واسم ولی با گذشت زمان و اعتماد کردن ب آدمهای مورد اعتماد اون شک و بدبینی از بین رفت و کمرنگ تر شد،هرچند الان هم گاهی اوقات سخته واسم که ب آدمها اعتماد کنم،اما ایمانم به خدا و توکل کردن به هدایتهای خداوند باعث شده قبل از اینکه بخوام در مورد موضوعی ب کسی اعتماد کنم از خداوند هدایت میخوام و ازش میخوام که با الهامات بهم نشونه بده،و انصافا هربار که قلبم رو برای دریافت الهامات خداوند آماده کردم خداوند هم سنگ تموم گذاشته ،
از خداوند میخوام که کمکم کنه تا در هر لحظه بتونم ایمانم رو حفظ کنم.
.
باز هم ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا و ارزشمند ،
در اسرع وقت با دقت به این فایل گوش میکنم و آگاهیهایی که درک کنم رو به اشتراک میذارم ،
در پناه الله یکتا ،شاد ، سالم ،ثروتمند و سعادتمند باشید ،
ای در هوای وصل تو گسترده جانها بالها
تو در دل ما بوده ای در جستجو ما سالها
ای از فروغ طلعتت تابی فتاده در جهان
وی از نهیب هیبتت در ملک جان زلزالها
ای ساکنان کوی تو مست از شراب بیخودی
وی عاشقان روی تو فارغ ز قیل و قالها
سرها ز تو پر غلغله جانها ز تو پر ولوله
تنها ز تو در زلزله دلها ز تو در حالها
تن می کند از جان طرب جان دارد از جانان طرب
بر مقتضای روحها جنبش کند تمثالها
کردی تجلی بی نقاب تابانتر از صد آفتاب
ما را فکندی در حجاب از ابر استدلال ها
آثار خود کردی عیان در گلشن حسن بتان
تا سوی حسن بی نشان جانها گشاید بالها
دادی بتان را آب و رنگ در سینه دل مانند سنگ
در شستشان دام بلا از زلف و خط و خالها
ما را ندادی صبر و تاب وز ما گرفتی رنگ و آب
وز بیدلان جستی حساب
از ذره و مثقالها
ای فیض بس کن زین انین در صنع صانع را ببین
تا آن زمین کز این زمین افتد برون اثقالها
سلام و احترام به استادان گرامی و تمام رفقای جان. در حال خوندن کامنتهای این فایل خوابم برده بود یهو از خواب بلند شدم و این ابیات را با خودم زمزمه میکردم حسم گفت بیام اینجا بنویسم و الله اعلم بالصواب
سلام به استادعزیزم وهمه دوستان عزیزم
من عادت کردم که لحظه به لحظه زندگیمو بامدیریت خداپیش ببرم هروز دارم تکاملموطی میکنم هروزبهتر وراحتتر عمل میکنم شب راضیتر وباخیال راحتتر خوابم میبره چون ازصبح تاشب خدا لحظه به لحظه بمن میگه چکارکنم
چندوقتیه موضوع طلاق اسان روبخداسپردم وبخداگفتم خداجونم بامن واضح صحبت کن قدم به قدم بمن بگوچکارکنم درعین حال رو احساس لیاقتمم هروزدارم کار میکنم همسرم کاملا متوجه شده که دیگه ادامه زندگیمون باهم بی فایده هست واصلا راضی به طلاق نمیشد ولی ازوقتی ازخداکمک خواستم گفتم خدایا زمین واسمان رام من هست فرشته هابمن سجده کردن من جانشین خداروی زمین هستم روح خدا درمن دمیده شده خدایامیخام بامن واضح حرف بزنی میخام ازبینهایت دستات بمن کمک کنی من طلاق اسان بگیرم حضانت وکفالت دخترمم بگیرم تواین فکرهابودم دیدم تقریبا یکماه قبل همسرم رفته کامپیوترخریده دنبال وای فای هست برای خونه بگیره اینترنت برای گوشیم میخره هرچقدرپول میخام توحسابم میریزه گفتم خدایامن که صد درصدمیخام ازایشون جدابشم چرا داره اینکارهارومیکنه ؟!خدابمن گفت خوشبین باش دارم رامش میکنم ومیخام متوجه بشه میخای جدابشی وبچتم میخای وهمسر متوکل وخوشتیپ وثروتمند و ….میخای داره بهت کمک میکنه راحت به خواستت برسی وطلاق بگیری .
کامپیوترخریده غیرمستقیم به شوخی به هاپوم میگه حالا ببا برو باکامپیوتر باشوهرت درامریکا تماس بگیر!!!!
گفتم وا خدایا این ازکجا خواسته هامومیدونه خدامیگه وقتی میگم رام تومیشه پس گوش کن وسکوت کن فقط عمل کن به هدایتهای من وخوشبین باش شب خواب دیدم به همسرم میگم از سر راه منوبچم بروکنار توکه نمیتونی اینده منوبچمو درست کنی با اینده منوبچم بازی نکن بروکناراز سراهمون یعنی طلاق بگیریم بدون خشونت گفتش من که باشماکاری ندارم با ایندتون کاری ندارم ،فرداش توبیداری که شب یلدابود گفتم متوجه ای میخایم طلاق بگیریم گفت بله میدونم من که کاری باشماندارم من نمیتونم خیلی حرفاروبهت بزنم فکرکنم منظورش این بود میدونم همسری متوکل خوشتیپ وثروتمند وبا اخلاق وسالم میخای ومن دارم بهت کمک میکنم که به خواستت برسی وبا بچت بری امریکاحتی کمکتم میکنم بخواستت برسی بچه هم برای خودت ازت جداش نمیکنم اخرش گفت ما مردها ببینیم زنمون داره میمیره کلیمون درمیاریم بهش میدیم یعنی منظورش این بود برو درامریکا باهمسرت خوشبخت باش من مانع تونیستم
ولی چون جاومکان نداره بره طلاق به تعویق مینداره چون خونه ماشین بنام منه
مونده بعدطلاق کجابره ونگران بچه هم هست
یک دلشم میگه من باهمسری متوکل ثروتمند ازدواج
کنم بابچم بیام امریکا وایشون کاری بکارمانداشته باشه
خدافعلا تا اینجا مشکل منو بانشانه هاش داره اینجوری حلش میکنه خدابمن گفتش کامنت کن برای استادت اگر ایشون صلاح دونست اشتباهاتت رو پیداکنه وبراش فایل اموزشی بزاره الهام کرد کمالگرانباش براز بامشورت استادت الهامات منو بهتربفهمی وعمل کنی بعدخداگفت افرین دخترخوبم بهت افتخارمیکنم
سلام دوست عزیز
شما که به خدا توکل کرده اید و از او کمک خواسته اید و اون هم نشانه ها را دارد نشان میدهد، بنابراین خوش بین باشید، اصل و اساس این فایل خوشبینی است و اینکه نسبت به همسرتان خوشبین باشید.
بنشینید و نکات مثبت همسرتان را لیست کنید و برای خودتان یادآوری کنید اتفاقات عالی زندگی مشترک تون رو.
شما که تغییر کنید جهان اطراف شما تغییر میکند این قانون است و الان هم خودتان نشانههای آن را می بینید.
خداوند بی نهایت راهحل برای مسائل دارد، ولی ما هستیم که باید دست خدا را برای حل مسائل مون باز بگذاریم.
با آرزوی بهترین اتفاقات برای شما.
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند
سلام استاد عزیز
سلام دوستان همفرکانسی
چقدر این فایل آگاهی بخش بود چقدر زیبا استاد در مورد افراد موفق صحبت میکنه
قبل از فایل من فکر میکردم خیلی آدم خوشبینی هستم وقتی استاد شروع کرد ویژگی های افراد بدبین رو گفتن من تازه خودمو شناختم
دیدم همه اون ویژگی ها که نه ولی چندتایی از اون ویژگی ها در من وجود داره که باعث شده من در فرکانس الآنم بمونم و نتونم رشد کنم
بله من نمیتونم به آدما اعتماد کنم برای همینه که چند ساله هیچ دوست صمیمی ندارم
بله ذهن من در مورد اتفاقات به بعد منفیشون توجه میکنه و همش میگم نکنه این اتفاق بد بیوفته
و یکی از ویژگی های خودمو که خوب شناختم البته کم رنگ تر شده چون قبلاً میدونستم باخبر بودم ازش
این بود که هرکسی برام یه کاری کرد حتما بعدش میخواد یه کاری براش انجام بدم و اینو نمیتونستم بپذیرم که پسر شاید طرف دوست داره بهت کمک کنه بدون چشم داشتی
چرا اینقدر زود قضاوت میکنی
یکی از ویژگی های من که باعث بد بینیم شده زود قضاوت کردنه منفی در مورد افراده
چقدر بعد از این فایل خودمو شناختم چقدر وقتی آدم با ویژگی های خودش آشنا میشه کنترل خودش براش راحت تر میشه ذهنشو راحت تر کنترل میکنه
استاد جان و دوستان عزیز بهترین ها رو از خداوند براتون میخوام
الهی شکرت برای این آگاهی های ناب
با عرض سلام خدمت استاد عزیز….
ازتونممنون بابت فایلهای عالی تون
با این فایل یکترمز مخفی مو پیداکردم و اونم اینکه من باتمام احساس خوب نسبت به همه رفتار میکردم اما همش مشکل داشتماخرش یا من عصبی میشدم یا طرف که باهاش مراودت و ارتباط داشتم و همیشه سوالم همینبود چطور من با اینهمه احساس خوب وحال خوب با یکنفر صحبتمیکنم اما اکثرا اوقات نتیجه جوری کمیخامنمیشه الان یکترمزو فهمیدم اونماینکهمنهمیشه در ارتباطاتم با افراد غیرصمیمی و نا اشنا همیشه یکمقدار یا شایدم بیشتر از یکمقدار بدبین بودم …اندازه بدبینیم هرچقدر میبود نتیجه همونقدر معکوس و نارضایتی بیشتر میشد الان متوجه شدم همونجور که نمیشه بدون اطلاعات و چشمبسته اعتمادکنم همونجورم نمیشه بدون هیچ داده بد هم بدبین بود به نوعی یکشمشیر دولبه است که باید همیشه در حالت تعادل باشه…ممنون از شما استاد عزیزم
به نام تنها یارم
سلام استاد مهربانم
خوشحالم که در این لحظه میتونم بنویسم الهی شکرت
خداروشکر دارم عادت میکنم به کامنت نوشتن درحالی که قبلا نمینوشتم والان که مینویسم چقد حالم بهتره
میخوام باورهای اشتباهم روپیداکنم وخودمو اصلاح کنم
استاد عزیزم من باتمام وجود میفهمم حرفاتون روچون خیلی شو تجربه کردم
مثلا وقتی از همسرم جداشدم تمرکزم رواین بود که نماز نمیخونه وعقیده وافکارش کلا بامن متفاوت بود
وبه طرز عجیبی دوتاخواستگار بعدی م هم به همین شکل بودن
همسرم اولم بهم دروغ گفته بود راجبه خیلی مسائل و به محض اینکه الان برام خواستگار میاد میگم اینم قراره دروغ بگه وتردید میاد سراغم
اما استاد عززیرززززم اینجاش مهمه
که من فهمیدم این اتفاقات به خاطر باورهای اشتباه من بوده
ومن الان دارم بهتر میشم
دارم میبینم آدمهایی که باعشق وصادقانه وعاشقانه میان جلو وسالیان سال دارن باعشق زندگی میکنن
ومنهم لایقم که یه زندگی دلچسب وعاااالی روتجربه کنم
من ارزشمندم بییینهااایت
استاد عزیزم دارم سعی میکنم باورهامو تعقیر بدم وبه آدمها نگاه خوب ومثبت داشته باشم
دوستووووووووون دارررم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم ،استاد شایسته شایسته ام،دوستان گلم
استاد جان همه چیز باوره،بر اساس باور عملکرد شکل میگیره.
گذشته تا 21 سال بد بین بودم و خشن دلیلش باور عدم اطمینان بوده البته الان میدونم و متوجه میشم باورهام رو
بعد از 21 سالگی شروع کردم مطالعه بیشتر و اتفاقا تو حوزه روانشناسی موفقیت،موفقیت فردی،بیزینس و..
کتابهای تریسی و رابینز و دایر و پاندر و اسکاول شین ولوییز هی و…
خداییش در این زمینه اخلاق و آرامش بهتر شدم،البته همزمان فرشته ای تو زندگیم اومد (همسرم)که کلی او اخلاق خوبش باعث خوندن کتاب و رسیدن به اون اخلاق شد.
من خیلی کتاب خوندم و خوندم و خوندم
خب بک گراند عدم اطمینان همیشه بود ولی روش با رنگ اعتماد و خوش بینی پر شده بود.جایی رسیدم که دوستام بهم میگفتن خیلی خوشبینی و البته میگفتن ساده ای
بعد تو برهه ای با دو گانگی برخوردم و کتابها رو گذاشتم کنار دوباره همون حالت بد بینی و عدم اعتماد اومد و با اینکه بدبینی داشتم یه جایی با یکی همکار شده بودم که او بدتر از من بود.من میگفتم اصل بر برائته و باید نسبت به دیگران خوش بین باشیم و ایشون میگفت اصل بر خلافکاری مگر اینکه عکسش بهم ثابت بشه .استاد اتفاقا اون تو کار موفق تر بود و من نه….
بماند
نهایتا با شما آشنا شدم هر روز که داره میگذره همه چرخ دنده ها سر جاش قرار میگیره ،اون موقع اعتماد و مثبت اندیشی میریختم، الان منطق اعتماد و خوش بینی رو یاد گرفتم و دارم یاد میگیرم.
این مهمتره
با منطق زیر بنای هر چیزی رو متوجه میشیم،انگار خودمون به آدمی تبدیل شدیم که نمره ما بالاتر رفته و خودبخود برامون پدید میاد.
نمیخام بگم الان خوشبینم ولی استاد الان باورهای بهتری نسبت به افراد دارم،عوض اینکه کلاهبردار بدونم دیگران رو میام میگم من چی هستم ،من به چی توجه دارم .
من آدم دروغگویی نبودم و نیستم ،حداقل سعی میکنم نباشم ولی دروغگو میومد توی برخوردهام و کلاه برداری هم میکردن و سو استفاده از سادگی هم میکردن ولی باور من چی بود ولی توجه من چی بود،توجه من روی چیزی بود که نمی خواستم و ازجنس همون برام پدید می اومد.
بخدا نکته مهمیه ،ممکنه ما اهل خیلی از کارها نباشیم و متنفر باشیم از اون،اما توجه ما اگه به اون تنفر باشه از جنس همون وارد زندگی ما میشه.دقت کنیم
خلاصه استاد جان ما یه پروسه ای سر و کار داریم که تکامل میخاد و همش یک چیزه،با باورهامون همه چی رو خلق میکنیم.باید حواسمون به ذهن گرامی باشه که گوشه اش برای شیطان باز نشه.
من از همه آموزشهای شما سپاسگزارم و امیدوارم و از خدا میخام ،منم مثل شما جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم.
در پناه خدا باشیم
و خدایی که در این نزدیکی است…
سلام استاد عزیزم! سلام بانو شایسته همراه و همدل و سلام همه دوستان گرامی ام در این مکان مقدس…
وای استاد! چقدر من خوشبختم که در زمانی زندگی می کنم که شما حضور دارید. واقعا چقدر نعمت بزرگیه داشتن شما… چیزی ورای توان بیان کلمات! حضور راهنمایی مثل شما، برای حرکت در مسیر درست و داشتن تجربهای مناسب از زندگی، واقعا الزامیه.
و چقدر خداوند بر من منت نهاده که من رو در این مسیر شاگرد شما قرار داده. درسته که یه شاگرد شیطون بودم که در اکثر مواقع از صراط هدایت خارج شدم و لهو و لعب دنیا من رو به خودش مشغول کرده، اما همین که امکانشو خدا بهم داده تا بیام و فایل های شمارو گوش کنم و در سایتتون باشم، نعمتیه که اقرار می کنم توان سپاسگزاریشو ندارم…
استاد این صحبت هارو از روی احساس نمیگم ها! اصولا آدمی که احساسم بر منطقم غلبه کنه نیستم. اساتید زیادی رو دنبال کردم. در زمینه های مختلف اما هیچکدوم با وجود داشتن مدارک مختلف، از نظر من انگشت کوچیک شما هم در عملگرایی به اون چیزی که آموزش میدید نمیشن. (با احترام به همشون)
و چقدر خوشحالم که می بینم بیشتر دارید توی سایت فعالیت می کنید. اینم یه نعمت فوق العاده اس که قدرشو الان می فهمم. انگار وقفه های طولانی بین فایل های قبلی که ایجاد شده بود، جزو پلن خداوند بود. برای این که به من نوعی بگه قدر این سایت رو بدونم. قدر فایل هایی که میذارید رو بدونم و از کنارشون به سادگی نگذرم! سمعا و طاعتا استاد عزیزم… قول میدم بیشتر روی خودم کار کنم. بیشتر صدای شمارو بشنوم و عامل بهتری به آموزه های شما باشم…
و اما این فایل…
چقدر خوبه که استاد آموزش های شما تک بعدی نیستن! با این که بیس و اساس همشون بحث توحیده، ولی کسی که شاگرد شما باشه هم یک آدم پولدار میشه، هم کسی که روابطش خوبه، هم سالمه، هم جایگاه اجتماعی داره، هم آزادی زمانی و مکانی و مالی داره، هم به خدا نزدیکه و هزاران فایده دیگه…
این فایل شمارو من خیلی ارزشمند می دونم. منم مثل شما در محیطی بزرگ شدم که بدبینی درونش رواج زیادی داشت. یکی از عزیزان نزدیک به من طوری زندگی می کرد که به زمین و زمان بدبین بود. برای من نمود واقعی کسی بود که «توهم توطئه» داشت…
در این حد که وقتی اس ام اس تبلیغاتی فروشگاه های مواد غذایی براش میومد که مثلا تبلیغ محصولات غذاییشون رو می کردن، فکر می کرد که این اس ام اس به دستور شخص خاصی براش اومده تا تحقیرش کنه! (راستش الانم نمی فهمم منطق این نوع تفکر چی بود!)
یا این که وقتی توی اسنپ کار می کرد، بخاطر همین تفکر بدبینی و اخلاق بد با مسافرها درگیر میشن و اون ها وقتی ازش به اسنپ شکایت می کردن، فکر می کرد که این مسافر ها توسط اون فرد خاص و از عمد باهاش اونطور برخورد می کنن. آخرش هم از اسنپ به خاطر این رفتار ها اخراج شد.
و همیشه این توهم توطئه وجود داشت که: من اگه توی زندگیم بدبخت شدم، به این خاطر بوده که فلانی و فلانی و فلانی منو بدبخت کردن. نذاشتن موفق بشم.
خیلیم دید مشرکانه داشت. مثلا با وجود این که اطلاعات عمومی خیلی خوبی داشت و می تونست بهترین جاها کار کنه، به هر کس و ناکسی رو می زد که دستشو بگیره و یه کار کارمندی بهش بده. و وقتی که روشون حساب می کرد و نتیجه ای نمی گرفت،باز اون توهم توطئه کار خودشو می کرد. با خودش ساعت ها حرف می زد و آخرش به جایی رسید که همون بدبینی افراطی جونش رو گرفت.
و من به شخصه دیدم که اون فرد، سال ها قبل به واسطه این که پدر بسیار ثروتمندی داشت، موقعیت مالی بسیار خوبی کسب کرده بود. خونه بزرگ و دلباز، ماشین و یک کار خوب به عنوان مسئول حسابداری یکی از معتبرترین شرکت های خصوصی در اختیارش بود.
اما روحیه بدبینی و ناسپاسی آروم آروم مثل شمعی که آب میشه کل زندگیش رو ازش گرفت. خونه رو فروخت و پولش دود شد. کارش رو از دست داد و مشغول مسافرکشی شد. اونم با یه پراید زهوار در رفته.
طبیعتا این آدم در زندگی عاطفی خودش هم موفقیتی نداشت. با این که همسرش و بچه هاش خیلی ازش حساب می بردن اما کم کم اون اعتبار توی خونه رو هم از دست داد و آخرش زنش ازش جدا شد و فرزندانش هم نتونستن اون سطح از بدبینی و بداخلاقی رو تحمل کنن. و در نهایت در حالی که اصلا شرایط خوبی نداشت، در تنهایی از دنیا رفت… .
استاد من حالت اگزجره این بدبینی رو دیدم. از نزدیک هم دیدم. و خیلی خوب می فهمم که شما چی می فرمایید. می فهمم که این بدبینی کل زندگی انسان رو نابود می کنه. مثل شمعی که آب میشه، ذره ذره همه چیو از انسان میگیره. کسی که بدبینه هرگز نمی تونه سپاسگزار باشه.
به واسطه دیدن اون فرد، من خیلی نکات مثبت یاد گرفتم. یکیش همین بود که بدبین نباشم. البته که همین الانشم خیلی این روحیه رو دارما. ولی به نسبت اون فرد خداروشکر بهترم و سعی می کنم همیشه بهتر و بهتر بشم. و این فایل شما هم که خیلی بیشتر کمک کرد تا روی این ویژگی خوش بینی بیشتر کار کنم…
قربونتون برم استاد که همیشه دست روی مهمترین نکات می ذارین. به قول خودتون شما دنبال «اصل» هستید، نه «حاشیه». منم دارم ازتون یادمیگیرم که توی زندگیم روی اصول متمرکز باشم. نه حواشی.
و خوش بینی یک اصل بسیار بزرگه…
به قول حضرت مولانا:
خوش باش، که هر که راز داند
داند که خوشی، خوشی کشاند
شیرین چو شکر، تو باش شاکر
شاکر همه دم شکر ستاند…
و خوش بین ها همیشه شاکرند…
ممنونم استاد عزیزم. دستتون رو می بوسم که این محتواهای بسیار گرانقیمت رو در اختیار ما قرار میدید. شما یکی از موارد سپاسگزاری هر روزه من هستید. خداوند در کمال آرامش و سلامتی و صحت و ثروت حفظتون کنه…
در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند باشید.
خدانگهدار
1403/9/24
21:07