پروژه خانه تکانی ذهن | گام به گام - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1788 روز

    بنام خدواندهدایتگر ” گام بیست چهارم”

    باسلام وهزاران درودحضوراساتیدگرانقدرودوستان نازنین

    خدایاشکرت که امروز هم به من فرصت دادی تاگام بیست چهارم ازپروژه خانه تکانی ذهن راباموفقیت بردارم

    الهی به امیدتو

    “گام بیست و چهارم”

    ” به جای تکنیک جدیداصل رادوباره تکرارکن”

    * دنبال کردن موضوعات جدید وتکنیکهای جدید:

    همواره شاهد بودیم که خودمان یا افراد دیگری که وارد یک حوزه کاری می‌شوند مرتب دنبال آمار و اطلاعات جدید و بیشتری هستند تا موضوعات جدید در رابطه با کارشان و حرفه‌شان را پیدا کنند وازانها برای موفقیتشان استفاده کنند فکر می‌کنند که هر روز چیز تازه‌ای می‌آید و این در حالی است که خیلی از این آدما اصل موضوع را فرا گرفتند و می‌دونند اما اصل موضوع را فراموش می‌کنند و دائم از این شاخه به اون شاخه می‌پرند این عمل آنها ناشی از عجله‌ای که دارند و دوست دارند که خیلی زود نتیجه بگیرند اما واقعیت این است که خیلی از آدما اصل را فراموش کرده به جای اینکه تکاملشون را طی کنند و در همان حرفه‌ای که هستندوخودشون را رشد و بهبود دهند دنبال تکنیک‌های جدید هستند

    برای موفقیت بایستی اصل مهم خارپشتی را در کارمون لحاظ کنیم در همان کار و حرفه‌ای که هستیم خوب عمل کنیم و همان کار را خوب بلد بشیم و خوب انجامش دهیم مثلاً در حوزه موفقیت تا زمانی که استاد عباس منش اصل کلی را درک نکرده بودند بیش از 500 کتاب در حوزه موفقیت خوندند برای تکنیک و روش جدید برای رسیدن به اهداف اما زمانی که قانون کلی جهان را درک کردند همان قانون اصل و اساس جهان که کنترل ذهن کنترل کانون توجه احساس خوب است و نگاه کردن به موضوعات از زاویه‌ای که به ما احساس بهتری می‌دهد بود دیگر دنبال تکنیک و روش جدید نبودند و دنبال این بودند که در این اصل بهتر بشن در کنترل ذهن بهتر بشن در تقوا بهتر بشن تو توکل و احساس خوب بهتر بشن نگاه کردن به موضوعات از زاویه دیگری که به ایشان احساس بهتری می‌دهد بهتربشن

    درکنترل نجواهای ذهن بهتر بشن و این بهتر شدن‌ها در اصل انتهایی ندارد

    ازاین شاخه به اون شاخه پریدن باعث میشه که ما یک سری آمار و اطلاعات تئوری یاد بگیریم و قشنگ صحبت کنیم همین، در عمل هیچ نتیجه دیگری برای ما ندارد قرآن یک الگو یک نمونه و یک کتاب معجزه‌گر است که به ما می‌آموزد که فقط روی اصل تمرکز کنیم چون که در قرآن موضوعات فقط تکرار و تکرار می‌شوند برای درک بهتر بسیاری از آیه‌هاو مسائل عیناً تکرار میشن و بقیه آیه‌ها هم که مثل هم نیستند مفاهیمشان مثل هم هستند یعنی یک مفهومی مثل ایمان به خدا ایمان به آخرت ایمان به عمل صالح مفهوم تقوا مفهوم کنترل ذهن مفهوم توکل به خدا مفهوم رب مبینیم دائم این مسایل وموضوعات در قرآن تکرار می‌شود

    زمانی که ما اصل را درک کنیم دیگه علاقه‌ای هم نداریم که دنبال تکنیک و روش‌های جدید برویم

    هرچه ما دنبال تکنیک‌های جدید باشیم به همان اندازه داریم از اصل دور می‌شویم به همان اندازه از موضوعی که میتونه زندگیمان را در همه جوانب تغییر دهد دور می‌شویم به همان اندازه ما را از کنترل ذهن ،کنترل نجواهای ذهن و توکل و ایمانمان دور می‌کند

    بسیاری از اساتید موفقیت صرفاً برای جذب و جلب توجه مخاطب دنبال مسائل آموزشی جدید و تکنیک‌های جدید هستند و کلاً اصل را فراموش می‌کنند

    زمانی که ما اصل را درک کردیم و رها کردن اصل و دنبال حاشیه‌ها رفتن بایستی خط قرمزمون باشد و یک اتفاق مهم این است که زمانی ما اصل را رها می‌کنیم و دنباله حاشیه هستیم نشطی انرژیمون خیلی زیاد است دنبال حاشیه رفتن باعث میشه اصل در ذهن ما کمرنگ شود مثل همان داستان قوم بنی اسرائیل که گفته شده بود گاوی را قربانی کنید اما آنها دنبال سوالات پوچ بودند که حالا این گاو نر باشد یا ماده باشد چند شکم زاییده باشد سفید باشد یا سیاه باشد کلاً مفهوم اصل را فراموش کرده بودند

    اگرمیخواهیم از مباحث آموزشی استادعباسمنش نتیجه بگیریم باید به صورت بنیادی اصل را بفهمیم و درک کنیم و آن وقت آن اصل وقانون جهان هستی را در زندگیمون پیاده کنیم و ازش استفاده کنیم به طور مستمر تمرین کنیم

    خوشبختانه ازآن دست ادماهستم اززمانی که دراین مسیرالهی قرارگرفتم وبااستادعباسمنش وسایت ایشان اشناشدم متعهدشدم فقط باایشان کارکنم وتمام صحبت‌های استادعباسمنش رابه عنوان وحی منزل بپذیرم که تااین لحظه به تعهدم پای بند بودم وشکرخدانتایج قابل قبولی هم گرفته ام

    *اصل قانون جهان هستی واصل مباحث استادعباسمنش:

    کنترل ذهن وورودی‌های مناسب درنتیجه افکار مناسب درنتیجه باورهای مناسب درنتیجه رسیدن به احساس خوب درنتیجه اتفاقات خوب

    * کنترل ذهن =جهت دهی افکار به سمت خواسته ها،تمرکز وکانون توجه روی نعمت‌ها داشته ها وزیباییها،اعراض ازناخواسته ها، سپاسگزاری سپاسگزاری سپاسگزاری

    نتیجه کلی قانون جهان هستی

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    احساس بد= اتفاقات بد

    تادرودی دیگربدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    حمیرا امیروارثی گفته:
    مدت عضویت: 572 روز

    پروردگارا شکرت

    درود بر عزیزای دل

    درود بر استاد عباسمنش و مهربانو

    سپاس و قدردانی از شما و تیم ارزشمندتان

    در این مدت کوتاه که به جمع شما پیوستم کلی معجزات و اتفاقهای عالی در زندگیم وارد شده

    و به این نتیجه رسیدم که شبانه روز باید روی باور و ایمان کار کنم

    ذهن را باید در مدار روح هم فرکانس کنیم تا عادت به عالی بودن برود

    هرزمان به چالشی میرسم فورا سعی میکنم مسیر را عوض کنم و از همه مهمتر وارد سایت میشم کلیپی از استاد بالا میاد وبه راحتی هدایت می‌کند و خداروشکر که خداوند هم یاریم می‌کند

    دوهفته پیش اتفاقی برایم افتاد و فورا به ذهنم گفتم یقینا خداوند راه بهتری برایم آماده کرده و شروع کردم به سپاسگزاری و خندیدن

    خونه ای که اجاره کرده بودم رطوبت و آب گرفته بود

    و چون پول پیش ناچیز داشتم همه می‌گفتند با این پول به تو خونه خوب نمیدن

    اما من گفتم خدا با همین مبلغ خونه عالی برام در نظر دارد

    قسم میخورم در عرض 2 شب بهترین خونه با همون مبلغ را گرفتم و دوروز بعد اثاث کشی کردم

    همه منو دیوانه خطاب می‌کنند

    اما یاد گرفتم با ایمان قلبی و باورهای مثبت به نتیجه عالی میرسم

    از نظر مالی دستم خالیه ولی ایمان دارم به زودی این چالش و موجی که هست به عالی‌ترین قسمت زندگیم خواهم رسید

    با خدا باشو پادشاهی کن

    خداونداشکرت که سلامت هستم

    خداونداشکرت که بی‌نظیر هستم

    خداونداشکرت که خالق زندگیم هستم

    خداونداشکرت که شادمان هستم

    درآخر مدیون شما و آموزشهایتان هستم

    درپناه خداوند متعال باشید نگاه خداوند بدرقه راهتون

    شاد و ثروتمند باشید تا به خدا برسید

    پروردگارا شکرت برای حضور در زندگیم ️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    حسین کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 1855 روز

    سلام ممنون از این دسته بندی کردن و هر روز بهتر از دیروز بودن سایت، چند روزه با دیدن این عکس پروژه خانه تکانی ذهن احساس کودکی میکنم و ناخودآگاه یک خنده ای به لبهام میاد و یک حس خوب، کودکی که تازه داره راه رفتن رو یاد میگیره .

    چند وقته که دارم به این فکر میکنم که چرا من میام میچسبم به یک فایل رایگان یا یک قسمت از بسته هایی که تهیه کردم و چندین و چند بار گوش میکنم و هر بار دوباره مطالبی رو می‌شنوم که دفعه قبلی نشنیده بودم ، یا که بعد از گوش کردن فایل چند روزی نمیتونم چیز دیگه ای رو بشنوم و یا همون اصطلاح شما استاد که میگید سینوسی، هی بالا و پایین داره کار کردن روی خودم ، البته این نظر من هست شاید هم درست نباشد ، به این نتیجه رسیدم که من اینقدر از مسیر درست دور بودم و به اون مسیر ها عادت کرده ام که هر کلام استاد برای من یک دنیایی تازه و راهی تازه باز می‌کند و من می‌شنوم و می‌دانم که درست هست و خیلی وقتها در ذهنم هست ولی بر حسب عادت باز میروم همون مسیر اشتباه ولی الان دیگه وسط راه میفهمم و بر میگردم ولی خیلی سخته اینکه رو دارم می‌شنوم بتونم اجرا کنم و فکر می‌کنم که وقتی به یک مطلب جدید میرسم در فایلهای استاد مغزم میره روی اون مطلب قفل میشه و اینقدر تازگی داره برای من و بقیه مطالب رو نمیشنوم و باید اینقدر در خودم اون رو مرور کنم که مغزم اجازه ورود بهش بده و تکرار و تکرار اون و بعد در واقعیت بیا اجراش کنم این خودش یک پروسه طولانی میشه در این حد و فاصله دیگه دارم با خودم کلنجار میرم دیگه نمیتونم مطلب جدید وارد این بازی کنم چون تا که میرسم به همون نقطه دوباره غرق در رویای اون مطلب میشه و الان دیگه به خودم یک فرصت میدم که با گوش کردن چندین و چند باره همون فایل و مرتب در گوشم باشه تا کمی مطالب همون فایل برام قابل هضم بشه و کم کم بیاد در رفتارم و این رفتار سینوسی رو اومدم با گوش کردن های تکراری و گوش کردن فایلهای قبلی که گوش کردم که با شرایط درک من فاصله زیادی نداره و فایلهای سفر به دور امریکا و خودم رو از سایت درو نکنم و این ارتباط برقرار باشه تا بعد از پذیرش دوباره راحت تر ادامه مسیر بدهم در این گام بر داشتن های تولد دوباره .

    ممنون از شما استادگرامی و تمامی همراهان شما در این طریقت دانایی، موفق پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    ... گفته:
    مدت عضویت: 360 روز

    به نام وهاب بی همتا خالق تضاد ها

    از تمام جهان به خاطر مدلی که هست سپاس گذار،از هیچ کس و هیچ چیز گله ای ندارم،همه چیز همان است که باید میبود و نتیجه تمام چیزی که بود را در تمام جنبه های زندگیم میبینم، اگر خوشایند نیست به خاطر خوشایند نبودن انتخاب های من در نوع تفکر و نگرشم به اتفاقات و شرایط و ترس و نامیدی من از اینده و ناراضی بودن از شرایط موجود بوده.

    وقتی هیچ گاه کسی مرا حتی لحظه ای خوشحال یا بدون گله و راضی از شرایط موجود ندیده، و همه مرا آدمی غرغرو و همیشه نالان میدانند،هیچ انتضاری هم‌غیر از این نمرود که این نارضایتی خود را تکثیر کند.

    اعتراف میکنم هیچ گاه حتی سعی نکرده ام از حال بد بیرون بیایم واز ماتم داشتن خارج شوم، حتی گاهی خودم را در این حالت که پراز غم و مورد ظلم جهان قرار گرفته و مستحق ترحم میدیدم ،دوست داشتم.

    اگر کسی میگفت چه سرنوشت دردناکی داشته ای و چه حال بدی داری و من درکت میکنم، خیلی خرسند میشدم که مورد ترحم قرار گرفته ام. نمیدانم چه فضیلتی در آن بود که هر لحظه به دنبال آن بودم و انقدر مرا مشغوف میکرد اما دریغ از همان ترحم لعنتی، انگار تشنه ی تشنگی بودم، انگار خودم ،مرا مرده میخواست…

    نمیدانم باید جهانم چه شکلی میشد تا ذره ای از غرها و نخواستن های این ذهن دیوانه کم میشد.

    فرقی نمیکرد در هر صورت ابراز ناخوشنودی از شرایط موجود بود که اورا به آن حس ترحم برانگیز دوس داشتنی اش میرساند.

    وقتی به اوج ناخواسته خود در مورد چیزی میرسید و خود را مورد ظلم واقع شده میدید همیشه با خود میگفت؛ خدایا این چه وضعشه من … نمیخوام، در حالی که اگر قرار بود لیستی از موارد دلخواهش در مورد همان چیز را بنویسد شاید صدها برابر بیشتراز آن یک مورد ناخواسته ای بود که به طور موشکافانه ای پیدا کرده بود و هر لحظه زندگی اش را برای نخواستن آن یک مورد ساده تباه کرده بود و متاسفانه هیچ کس نمیتوانست این را به او بفهماند ،جز تجربه.

    همیشه یک نداشته بود که بیشتر از تمام داشته ها خواسته میشد و حسرت تمام لحظه هایش شده بود و او هنر ندیدن خوبی ها و موشکافانه دیدن تمام عیب هارا به طرز ماهرانه ای آموخته بود، این ذهن مریض را علاجی نبود جز از دست دادن ، ترک شدن و نرسیدن… در انتهای این مسیر دردناک و رقت انگیز رانده شدن و ماندن از همه چیزو همه جا منتظر او بود‌.

    حال که به مقصد نهایی این طرز فکر رسیده ام‌ حاصل این ویروس عذاب آور و نابود گر را دیده ام حجت بر من تمام است و راه بر من آشکار … پیمودن راهی غیر از این واضح است و اما دشوار چرا که تمام راه هایی که این ذهن میشناسد و برای قدم هایش آشناست، همان راه جهنمی و عذاب آورِ ناشکری نا امیدی و حسرت است حال شاکر بودن، امیدوار بودن و فراموش کردن گذشته هر چه که بوده سختی دوچندان دارد و در صورت حصول شیرینی وصف ناشدنی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    به نام خالق خودم به نام خالق زیباییها که یکیش خودم هستم بهترین بنده خدایا شکرت برای امروز که روز منه روز خوبیها و واریزیها و مشتریها و انسانها و اتفاقات خوب شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو

    به به استاد دست مریزاد باز چشم ما رو به این آگاهی ناب روشن کردی و دل و قلبمون رو زنده از این نور آگاهی متشکرم

    ممنونم که اینقدر ما رو دوست داری و داری به وعده که به خداوند دادی عمل میکنی هدایت انسانها که بهت وحی شده

    هر چیزی که خداوند بهت میگه و می آموزی به ما هم آموزش میدی و دوست داری اول خودت یاد بگیری و در عمل تو زندگیت نتیجشو ببینی بعد که جواب مثبت داد در اختیار ما قرار می‌دهی برای رشد و پیشرفت ما در این جهان زیبا که با وجود شما زیباتر هم می‌شود با این آگاهی‌ها و درک قوانین که ما ان شالله آماده دربافتش باشیم و در مدارش قرار بگیریم خدایا شکرت سپاسگزارتم

    من هنوز گوش ندادم فایل رو اما گفتم اول سلام کنم و تشکر و خوشحالم از این که عضو سایت هستم و شاگرد شما هستم مثل فایلهای دیگه مهم و پر از درس و ایده و راه حلهای راحت و آسون برای باور درست و افکار درست

    متشکرم استادم دوستتون دارم

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    سید ابراهیم اثنی عشری گفته:
    مدت عضویت: 602 روز

    سلام و هزاران درود بر همه عزیزان و مخاطبین سایت الهی عباس منش

    درود فراوان به مریم بانو شایسته

    خداوند را شاکر و سپاسگزارم بابت همه چیزهایی که به عطا فرموده که در صدر اونها آگاهی هست

    از خدواند رحمان و کائنات سپاسگزارم که سریع به درخواست‌های ما پاسخ می‌دهند

    من دو روز بود که درگیر همین موضوع بودم و مرتب از خداوند راهنمایی و هدایت میخواستم و میگفتم : ای که مرا خوانده‌ای، راه نشانم بده

    از خداوند هدایت خواستم که بتونم قدم به قدم بهم بگه چکار کنم، بهم نشون بده الان تو چه مرحله‌ای هستم، بهم بگه که قدم بعدیم چجوری باشه، چی باشه، کجا باشه و…

    نه تنها خداوند این خواسته من را اجابت کرد و به لطفا خدا و محبت شما استاد عزیز به این درخواست پاسخ داده شد، بلکه مصداق دعای زیبای ماه رجب (یا من یعطی الکثیر بالقلیل، یا من یعطی من سأله، یا من یعطی من لم یسأله ومن لم یعرفه) ای خدایی که خیلی زیاد بهم دادی در مقابل خواسته‌های کم من و کسی که هرچی خواستم دادی، حتی چیزهایی دادی که عقل من نمی‌رسید چیزهایی که نه خواسته بودم و نه میشناختمشون اما تو بهترینها را به من دادی

    خانم شایسته نمیدونید با این فایلی که گذاشتید چه چیزهایی به من گفته شد، چه آگاهی‌های به من داده شد، چه یادآوری هایی که به من شد و خیلی از توانمندیهایی که در گذشته ازشون استفاده کرده بودم و یادم رفته بود، یادم رفته بود که من کی بودم چی بودم چه کارهای بزرگی انجام داده بودم، چه دستاوردهایی در زندگی قبلا بهش رسیده بودم، چه جسارتهایی که در گذشته در زندگیم به خرج داده بودم، یادم رفته بود، یادم رفته بود که تمام چیرهایی که تا الان تو زندگیم بدست آوردم را فقط و فقط خودم انجام دادم هرچیزی که امروز دارم حاصل تلاش خودم هست، حتی هزینه تحصیل و دانشگاه خودم رو خودم دادم، هزینه ازدواجم، هزینه خرید موبایلم، هزینه عروسی خودم به صورت کامل و هزاران جیز دیگه که تا الان بهش رسیدم ولی واقعاً یادم رفته بود که اینها را خودم بدست آوردم، هیچ کس بهم نداده بود، اینکه میگن انسان فراموشکار واقعا راست میگن، من نمونه عینی اینمورد هستم و متاسفانه این روزها خودم رو ناتوان و کوچک میدونستم

    ممنونم از شما که تمام اینها را با دسترسی این دوره برای من زنده کردید، خودم رو به خودم نشون دادید، الان که دارم اینها را می‌نویسم غوغایی درونم هست که فقط خدا میدونه و بس

    اشکم دراومده و نمیدونم واقعا چی بگم

    (در اندرون من خسته دل ندانم کیست

    که من خموشم و او در فغان و در غوغاست)

    واقعا ازتون ممنونم،از شما و از استاد عباس منش عزیز واقعا سپاسگزارم،امیدوارم همیشه غرق در نور، آرامش، سعادتمندی، ثروت، فراوانی و برکت، تندرستی و تمام خوبیهای عالم باشید

    شما رو به دستان قدرتمند، ثروتمند و سخاوتمند خدای بزرگ می‌سپارم

    شاد، پرنشاط، پیروز و سرافراز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    سعیده آیت گفته:
    مدت عضویت: 1345 روز

    بنام خدای مهربان که هرچه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیز ومریم جانم وهمه دوستان

    نمیدونم چی بنویسم ولی میخوام از این یه ماه نتیجه بگیرم نتیجه ای که آخر ماه به خدابگم دمت گرم که منو تواین یه مدت تیون کردی و رفرشم کردی وبه قول معروف آپدیت شدم به لطفت

    خدایا خودت هدایتم کن هرانچه لازمه درراین فایلها وکامنتاش بخونم و بشنوم اتفاق بیفته

    کمکم کن بعد گذران این مدت بشم یه انسان توحیدی ترقوی تر شجاع تر آرام تر رهاتر متوکل تر خاشع تر وشنواتر وعمل کننده تر به هدایتهات

    خدایا هدایت کن من و همه دوستانی که با تعهد میخوان این دوره رو بگذرونن آخر ماه با لبی خندان وقلبی آرام و حالی خوش و زبانی شکرگزار این برگ از زندگیمون رو ورق بزنیم و بریم قدم بعدی وتعهد بعدی و گامی بزرگتر

    امروز که داشتم قران میخوندم به یه آیه زیبا رسیدم:

    سوره توبه

    إِنَّمَا یَعۡمُرُ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتَى ٱلزَّکَوٰهَ وَلَمۡ یَخۡشَ إِلَّا ٱللَّهَۖ فَعَسَىٰٓ أُوْلَـٰٓئِکَ أَن یَکُونُواْ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِینَ(١٨)

    منحصرا تعمیر مساجد خدا به دست کسانى است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند، پس امید است که از هدایت‌یافتگان راه خدا باشند

    می بینید تو این آیه واضح خداوند میفرماید که کسانی که هدایت یافته اند از غیر خدا نمی ترسند

    همونی که استاد به اسم توحید تو تمام فایلهابهش تاکید میکنه باج ندادن به عوامل بیرونی

    همون شرکهای خفی که در درونمونه

    گاهی انقدر ریز و مخفین و به اسمهای دیگه تو ذهنمون میاد که حتی نمیشه باور کرد که اینام شرکن

    من از خودم بگم که چه چیزهای ریزی تو خودم پیدا کردم

    مثلا من زمانهایی که همسرم میرفت مسافرت تموم پنجره ها ودرها رو قفل میکردم با اینکه هم دزدگیر هم دوربین خونه داره وهم اینکه کوچه مون فوق العاده خداروشکر امنه

    ولی وقتی اون بود حتی اگه دیرم میومد خونه با خیال راحت میخوابیدم

    خونه ما هم پنجره رو به دریا داره هم حنگل بخاطر همین اکثرا تو تابستونا هوای خنک داریم ولی وقتی اون نبود من همه رو میبستم و کولر میزدم خلاصه زجری به خودم میدادم

    این قضیه مال پارساله یه بارگفتم سعیده تو مشرکی ها

    تو قدرت میدی به همسرت نه بخدا با اینکارت

    و اومدم اروم اروم هربار با بازگذاشتن یه پنجره قفل نکردن درها تکاملمو طی کردم ودیگه راحت شدم البته میشه اینطور گفت که بابا یه زن با یه بچه کوچیک تو یه خونه دربست توشهر غریب باید اینکارارو کنه واز خودش مواظبت کنه ولی من میدونستم که اینا توجیهی بیش نیستن

    دیگه اینکه شبای زمستون من جندباری میرفتم بالا سر دخترم ببینم روش پتو هست یانه بعد یه بار کفتم دختر تو شبا آیه الکرسی میخونی فالله خیر حافظا میگی و بدرقش میکنی تو اتاقش پس اینکارا یعنی چی؟ مگه نمیسپریش بخدا پس خودت چندبار میری بالاسرش که چی؟ اینم شرکه دیگه

    بعد اومدم رو اینم کار کردم و خداروشکر شبها راحت میخوابم مگه اینکه خودم بیدارشم برا کاری میرم یه نگاهم بش میکنم ولی ته دلم دیگه مطمئنم خدا محافظشه

    اینم اینحوری میشه تعبیر کرد که بالاخره من دست خدام خدا منو فرستاده تا مراقبش باشم ولی من میدونستم اینا حساسیت های زیادی بود و از کمالگرایی من میومد که باید همش مراقب اطرافم باشم و البته بی اعتمادی به خدا

    الانم با جیزی که درگیرم باده

    بله باد

    وقتی پاییز و زمستون میشه من به طور وسواسی نسبت به بادهایی که میوزه حساس میشم که چی؟

    که اینکه باد به پیشونیش نخوره تو بینیش باد نره سوز سرما آدمو مریض میکنه سرش یخ نکنه و …….

    میدونم باید مراقب باشم ولی در خد اعتدال من وقتی خوب فکر کردم دیدم از باد میترسم دارم بش قدرت الکی میدم پس اینم شرکه

    دارم تمام تلاشمو میکنم با باد دوست بشم و قدرت رو بدم به خدایی که باد رو آفریده

    یادمه بجه که بودم مادربزرگی داشتم که تا زمستون میشد این شعرو میخوند

    تن مپوشان از باد بهار که هرچه با درختان کند با تن تو هم میکند ولی

    تن بپوشان از باد پاییز که هرچه با برگ درختان کند با تن و یدن ما هم میکند

    واین باور درمن شکل گرفته بود که از سوز وسرمای این دوفصل میترسیدم

    البته چون دخترم پاشنه اشیلمه برا اون بدتر میشدم

    بله مریم جون این یه آیه که امروز خوندم باعث شد یادم بیوفته ترسهایی که از شرک میومد وچقدرزیبا خداوند میگه ازغیر اون نترسیم

    خدایا کمکم کن تو این مسیر مستدام باشم وعمل کننده.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3227 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام به استاد گرامی و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    من وقتی صحبتهای خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی که یکی از الگوهای من در تغییر هستند و من بی نهایت ایشان را تحسین می کنم برای شجاعتهایی که دارند و ایمان و استمراری که در عمل دارند را شنیدم به این هدایت الهی و ندای قلبم گوش دادم و می خواهم این مسیر خانه تکانی ذهن خودم را شروع کنم و به امید الله مهربان دراین مسیر قدم بر دارم زیرا خیلی احساس می کنم که ذهنم نیاز به یک خانه تکانی اساسی دارد و باید من اینکار را حتی خیلی زودتر از اینها انجام میدادم ولی الان حتما در بهترین زمان ممکن است.

    با توکل به الله مهربان این مسیر را استارت خواهم زد و تلاش می کنم که از خودم یک ردپای عالی به جای بگذارم.

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    مهری مردمی گفته:
    مدت عضویت: 2339 روز

    سلام به استادعزیزم وخانم شایسته ی مهربان وسرشارازآرامش

    ممنونم مریم جان عزیزکه به الهاماتتون توجه کردین وخیلی عالی دست به عمل شدین وبروزرسانی لایوهاروشروع کردین،وبالاتررفتن مدارشماماهم ان شاالله مدارمون تغییرکنه

    چقدرخوب که درنبوداستاداین حرکت خجسته روآغاز کردین چقدربه این دوره احتیاج داشتم

    اینکه باخودم،باافکارم خلوت کنم ومنتظراتفاقات خوب باشم ،چقدرخواهرانه قدم به قدم توضیح دادین چکارهایی روانجام بدیم

    چه صدای دلنشینی دراین فایل داشتین بارهاوبارهافایل معرفی روگوش دادم وفایل لایواستادرو،وبه شرک هایی که دارم درظاهرمیگم خدادرست کنه ولی چشمم به دست بقیه اس منتظرم یکی ازراه برسه ویک پولی بده تاقرض هام روبدم برام کارجورکنه

    حتمابااین دوره ی یک ماهه پیش میرم وشاهداتفاقات خوب هستم میدونم قراره یک حرکت خوبی برام رخ بده به شرط ایمان وعمل

    دوستدارشمامهری

    1403/07/01

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1364 روز

    استاد و مریم عزیز سلام

    دوستان هم راه سلام

    خیلی وقت ها شده که به چالش هایی برخورد کردم که به هیچ تفکری نمی‌شده آن را حل کنم

    ولی با

    احساس خوب دادن به خودم و در صلح ماندن با خودم تونستم خودم راهکاری و ایده ای را از خداوند دریافت کنم و آن چالش را برطرف کنم و به طور معجزه آسایی بهبود را در زندگی ام خلق کنم

    و این اصل و اساس قانون که فقط با حس خوب و لذت میشود تمام مسیر زندگی را بهبود بخشید و دران مسیر بهترین ها را دریافت کردم

    درست زمانی که هیچ نداشتم و کارگری میکردم

    همین اتفاقات خوب را دریافت میکردم چون بیشتر اتفاقات ناخواسته بود نمی‌دیدم ولی با کنترل آگاهانه ذهن توانستم آن اتفاقات ناخواسته. را از زندگی حذف کنم و کمترین را داشته باشم و اتفاقات خواسته را بیشتر کنم آن هم با توجه به زیبایی ها و نکات مثبت

    خدایا شکر که یک فرصت بهتر شدن و باورهای جدید بدست آوردن را بهم بخشیدی سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: