/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png00گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-09-21 00:42:282025-10-18 05:28:55پروژه خانه تکانی ذهن | گام به گام
552نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
فایل بسیار زیبایی بود حاوی نکات بسیار بسیار کلیدی بود،یادمه در زمان خودش این فایل ها رو جویده بودم و بسیار بسیار زیاد نتایج فوق الاده ای گرفته بودم و انسان بسیار بسیار توحیدی شده بود بواسطه گوش کردن بسیار زیاد و چقدر انسان وقتی این فایل ها بخصوص توحیدی رو گوش میکنه حالش خوب میشه چقدر به قول استاد دریچه های قلب انسان باز میشه خدایا شکرت ابابت استاد و یک نکته ای رو خواستم در این جا اشاره کنم بعنوان کسی که فایل های استاد رو ذره به ذره گوش کردم و اینقدر گوش کردم که می تونستم بگم در کجا فایل استاپ میشه و لوگو سایت میاد روش و اون نکته این هست که حرفهای استاد واقعا از یک پیوستگی خاصی برخوردار هست و به قول خود استاد صحبت هایی که از سمت خداوند هست ولی چیزی که من در برخی از فایل ها دیدم این پیوستگی رو با استاپ کردن و آوردن زیاد لوگو سایت در بروز رسانی ها و یا جابجایی صحبت های استاد مثلا در فایل دوم عزت نفس که یکی از نکات مهم عزت نفس احساس قربانی شدن هست که در فایل های قدیمی این در ابتدای فایل بود ولی در بروزرسانی این مورد در وسط های فایل گنجانده شده است که باعث شده اون نکات و و اون تاثیر گذار بودن صحبت های استاد بخاطر این بروز رسانی ها کمی کمتر بشود البته این تجربه من هست
بسیار بسیار سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز بابت این پروژه و بقول امروزی ها میشه گفت چالش که قرار دادند.
درود و احترام محضر یکایک شما عزیزان و استاد نازنینم و خانم شایسته بزرگوار
خانم شایستهی مهربان،هم از شما و هم از خداوند بینهایت تشکر میکنم برای این کار و ایجاد این پروژهی بسیار بسیار بسیار مهم برای زندگی که من رئیسش هستم و من دارم هر لحظه دستور میدم که فرمهای انرژی زندگیم به چه صورت دربیان اونم با قدرت ذهنم که خداوندم در اختیارم داده و عین عدالتو اجرا کرده تا من زندگیمُ هر جور دوست دارم خلق کنم،در واقعِ میام به انرژیهای ذهنم شکل میدم و هدایتشون میکنم که جملهی طلایی استاد عباسمنشم بود که شما به زیبایی تمام ذکر کردید(تجسم خلاق یعنی هدایت انرژی فکری در مسیرِ خواستهها) و من چقدر لذت بردم از این جمله از این آگاهی انگار پرت شدم تو ی جهانِ دیگه…و چقدر خدارو شکر کردم که تو این مدار هستم و لایقش هستم که میخوام باشم تو این مسیر تو این گام به گامهای توحیدی که هر بار فایلهای توحیدیُ شنیدم من دیگه خودم نبودم از ذهن از افکارها از نجواها کَنده شدم انگار روحمُ آزاد میکنم از قفسی بنام ذهنِ شیطانی….
خوشحالم خیلی خوشحالم از این راهاندازی پروژهی بینظیرتون که در زمان مناسب خودش اتفاق افتاده…
و تنها خداوند شاهدِ قلبِ منِ که تو این چند هفته خواستار چنین اتفاقی بودم…دیشب نشانهاش را به من داد و امروز این فایل صوتیُ دیدم…درسته کاملا درسته که خداوند به زمین و آسمان قسم خورده که من تو را رها نکردم و هدایت تو وظیفهی منِ و حالا من اینجام کنارِ هزاران انسانهایی که از جنسِ نور هستن….
امیدوارم بتونم همه گامها رو با شما بیام.فعلا مسئله اصلی خودم رو که در حوضه کاری و مالی است مینویسم تا یادم باشه که فعلا با مسئله دارم دست و پنجه نرم میکنم.بسیاری از باورهای من غلط بود و اصلاح کردم و هنوز مونده.خب بیش از 40 سال با باورهای نادرست بودم و نیاز به زمان دارم .اینم بگم از هر لحاظ از گذشته بهتر شدم اما من هر روز باید بهتر و بهتر بشم.یه خورده مثل اون جنگل شما همه چی تو هم تو همه.هر جا دست میزارم شاخه ای همراش کشیده میشه و کار رو سخت کرده اما من مرد میدانم و از استاد یاد گرفتم که حل مسئله کنم .خب نوشتم تا 30 روز دیگه ببینم چه پیشرفتی میکنم.سپاسگزارم
آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.
یعنی واقعا نه میترسم و نه نگرانم و نه اندوهگین!
کاملا آرام، رها، تسلیم، با اعتماد به ربی که با هدایت ها و حمایت های نابش در طول مسیر به این مدار فوق العاده وارد شدم
در مداری فوق العاده و بینظیر، و این آرامشی که این روزها دارم تا حالا توی هیچ مرحله و برهه ای از زندگیم نداشتم
یعنی کاملا تسلیم در برابر الهاماتی که خدای مهربانم، بهم این روزها داشته
و میتونم بگم من برای اولین بار هست که برای قدم برداشتن در جهت این الهام و هدایت، 2 2 تا 4 تا نکردم!!! کاری که قبلا با اولین نشانه ها و هدایت ها، از سمت ذهنم جاری میشد و مرتب 2 2 تا 4 تا میکردم!
من نیمه اول امسال (6 ماه اول) را روی دوره احساس لیاقت کار کردم و همون اوایل به صورت کاملا الهامی، هدایت شدم که با دوره بینظیر عزت نفس اونو همزمان پیش ببرم و در اصل باهم میکسش کنم و خیلی هم عالی پیش رفت و نتیجه اش تغییراتی عمیق تر در شخصیت و زندگیم بود و کاملا باهاش یه تغییر مدار دادم با نشانه هایی واضح!
شهریور ماه، که هنوز داشتم این دوره های بینظیر را کار میکردم، برای نیمه دوم سال (6 ماه دوم) به کمک خدای مهربانم اهداف جدیدی در نظر گرفتم
که براش برنامه ریزی کردم و برنامه کوتاه مدت و بلندمدت ریختم
برای کوتاه مدت چله گذاشتم(40 روز از اول مهرماه تا 10 آبان) ؛ یه عادتی که سالیان زیادی هست در زندگیم دارم و ازش نتایج خوبی گرفتم، چله گرفتن هست و شدیدا این چله گرفتن رو دوست دارم
و برای این چله، به صورت الهامی تصمیم داشتم فایل های هدیه را به صورت هدایتی و رندومی پیش ببرم خصوصا فایل های توحید عملی و در صلح با خودمون!
و خیلی سورپرایز شدم!!! که مریم جان نازنین، پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام رو شروع کردن!
چه هدایت نابی که باهاشون چله ام رو استارت زدم! و این پروژه شد برای برنامه کوتاه مدت من یعنی 12 قدم کوچک!
(چون در ادامه که برنامه بلندمدتم رو بگم متوجه میشید که منظورم از 12 قدم کوچک یعنی چی!)
و نکته جالب و سورپرایزی بعدی این بود که خیلی جالب دقیقا بعد از نوشتن چله و هدفم در دفترم، بهم الهام شد برای مهاجرت دوباره، یعنی بعد از 2 سال و نیم زندگی در استان گیلان، بهم الهام شد که مهاجرت کنم به جایی فوق العاده که مطمئنم مدارش خیلی بالاتر از این جایی هست که دارم زندگی میکنم، چون دقیقا دارم تغییر مدارم رو احساس میکنم و طبق قانون الهی، با تغییر مدارت، همه چی توی زندگیت تغییر میکنه؛ مکان زندگیت، آدمایی که باهاشون هستی، شرایطت، مدار ثروتت و … (البته من 2 سال و نیم اینجا کاملا با خودم تنها بودم و فرصت بسیار مناسبی بود برای رشد و پیشرفتم در بسیاری از زمینه های زندگیم)
و من دارم این تغییر مدار رو با تمام وجودم درک و حس میکنم
و یه نکته جالب اینکه من تاریخ اجاره هام، 10 اُم هر ماه هست و دقیقا با توجه به آمادگی های لازم برای مهاجرتم، الهام شد که 10 آبان تخلیه خونه رو انجام بده! و اون لحظه اصلا یادم نبود که تاریخ ِ پایانِ چله ای که گذاشتم دقیقا 10 آبان هست!
تازه روز بعدش بعد از صحبت با صاحبخونه و برداشتن ِ اولین قدم از این الهام و هدایت، داشتم دفترم رو نگاه میکردم که هدف کوتاه مدتم رو دوباره مرور کنم که تاریخ پایان چله 10 آبان و اون الهام تخلیه خونه در 10 آبان میخکوبم کرد!! و اشک هام بود که جاری شد از این هدایت های دقیق خالق مهربانم و بابتش هزاران بار شکرگزار و سپاسگزارش هستم
هدف بلند مدتم رو هم 6 ماهه گذاشتم یعنی از اول مهرماه تا پایان سال 1403
و برای کار کردن روی خودم هدایت شدم که دوره بینظیر 12 قدم رو برای چندمین بار استارت بزنم و همه جوره بهم الهام شد که ماهی 2 قدم رو پیش ببرم
و امروز جلسه اول رو گوش کردم و چکاپ فرکانسی رو انجام دادم
و خواستم که با این کامنتم، آغاز مسیر رو توی دوتا 12 قدم ثبت کنم
کوتاه مدت (40 روزه): پروژه گام با گام خانه تکانی ذهن(12 قدم کوچک)
بلند مدت (6 ماهه): دوره بینظیر 12 قدم بزرگ
من نت برداری و ثبت درکم از قوانین رو برای فایل ها توی دفترم یادداشت میکنم یا توی دفتر یادداشت گوشیم،
و هر زمانی که بهم گفته بشه، حتما توی سایت هم کامنت خواهم گذاشت
(قصد داشتم این کامنت رو توی قدم اول بزارم ولی یه جورایی هدایت شدم به اینجا و شاید با تغییراتی در 12 قدم هم بزارم)
از خداوند مهربانم مثل همیشه و هر لحظه ام میخوام:
اِیَّاکَ نَعبُدُ
وَ اِیَّاکَ نَستَعیِن
اِهدِنَاالصِّرَاطَ المُستَقیِم
صِرَاطَ الَّذیِنَ اَنعَمتَ عَلَیهِم
غَیرِالمَغضوُبِ عَلَیهِم
وَلَاالضَّالّیِن
خدای رحمن و رحیمم
خدای بخشنده و مهربانم
تنها و فقط تو را عبادت و بندگی میکنیم
و تنها و فقط از تو کمک و یاری و استعانت میخواهیم
ما را به راه، مسیر و مدار راست، درست، مناسب، هموار، راحت و آسان هدایت کن
راه، مسیر و مدار کسانی که در نتیجه ی اعمال و رفتار و شخصیت درست و مناسب شون، متنعم و سرشارشون میکنی از نعمت و ثروت و برکت و فراوانی و حال خوب
نه کسانی که باعث میشن خشم و غضب تو و سیستم و مشیت تو بر علیه اونها برانگیخته شود با اعمال و رفتار و شخصیت نامناسب و نادرست شون
و نه گمراهان و گم شدگان از مسیر و مدار درست
استاد جان عزیزم، مریم جان مهربانم، دوستان و خانواده توحیدی ام،
خییییییلی دوستون دارم و عاااشقانه عاااااشقتونم
در پناه الله مهربان، همیشه سلامت، شاد، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم
چقدر انسان های خوشبخت و هدایت شده ای هستیم که در مدار دریافت این آگاهی های بی نهایت ارزشمند قرار داریم.
استاد عزیز و خانم شایسته مهربان ، بی نهایت بابت نشر این آگاهی های توحیدی و بی نظیر از شما عزیزان سپاسگزارم.
چند دقیقه پایانی لایو جلسه هفتم ، دنیایی از آگاهی و درس و نکته رو در دل خودش جای داده.
در مورد هر جمله استاد عباسمنش عزیز میشه روزها حرف زد و مثال های مختلفی رو آورد.
بحث توحید
اینکه ما مسئولیت شرایط زندگیمون رو بندازیم گردن بقیه (خانواده – دولت – رهبر – رییس جمهور – قوانین – مجلس – طایفه – قوم و قبیله – شهر و محله – فرهنگ – کشور – مدرسه و دانشگاه – مدیر و شرکت و …) یعنی شرک
کل داستان فاصله بین شرک و توحید هست
وقتی ما خدای خودمون رو بشناسیم دیگه تو دنیای ما بقیه وجود نداره…
استاد عباسمنش عزیز ، برای من جواد بایرامی ،
تغییر تمام شرایط زندگیم از :
روابط بسیار وخیم با همسرم و اطرافیان
شرایط جسمی بسیار بد
نداشتن آرامش و ایمان و توکل و غرق بودن در شرک
بی هدف بودن
ناامیدی و بی انگیزگی
باری به هر جهت بودن
وضعیت مالی که رفته رفته بدتر میشد
بدهی و وام و قسط و …
نداشتن احساس خوب
نداشتن احساس خوب نسبت به خودم
عدم احساس لیاقت و ارزشمندی
ترس و نگرانی و استرس
حرکت در مسیر غلط کسب و کار
نگاه سرشار از حسادت و کینه به مردم و اطرافیان
زدن غل و زنجیر به گردن خودم و سپردن اون به دست مذهب و مذهبیون
و دهها باور و رفتارهای غلط
.
به یک زندگی بسیار زیبا و لذت بخش و هدفمند
بهبود شخصیت
روابط بی نظیر با همسرم و فرزندانم
تعهد برای تسویه وام ها و خالص شدن در مسیر خلق ثروت
احیای احساس خوب نسبت خودم و دوست داشتن بی قید و شرط خودم
دیدن توانایی و مهارت ها و استعدادهای الهی درونم
شجاعت و جسارت عمل کردن به ایده های الهی
جهاد اکبر برای تغییر اساسی شخصیتم
ارتقا شغلی عالی بعد از 15 سال درجا زدن و منصوب شدن به سمت رییس ایستگاه کارگو هواپیمایی ماهان در فرودگاه مهرآباد
افزایش 150 درصدی حقوق و مزایای من نسبت به سال قبل
روابط عالی با مدیران و همکاران و شرکت ها
دریافت تمجید و تحسین های بسیار زیاد از جهان
عملکرد و تحول در شرایط جاری محیط کارم
و از همه مهم تر ، حرکت در مسیر خلق ارزش و آموزش اصول تندرستی که در مورد خودم خلق کردم و شروع به راه اندازی کسب و کار شخصی
و هدف گذاری برای آینده نزدیک جهت خروج از شغل و سمت و شرایط عالی که خیلی آرزوش رو دارند ، و تمرکز کردن بر روی کسب و کار شخصی خودم ،
و دهها و دهها دستاورد و نتایج عالی و امینت و آسایش و ایمنی و خوشبختی در زندگیم
و صدها معجزات بی نظیر الهی در زندگیم
و هزاران هم زمانی های عالی
و کلی اتفاقات و شرایط عالی و بی نظیر
.
.
همه و همه
از زمانی شروع شد که من درس های توحیدی شما رو درک کردم ، باور کردم ، و شروع کردم به عمل کردن در تمام رفتارهام ، شروع کردم به پیاده سازی این آموخته ها در تک تک لحظات روزمره.
نمی دونم به چه زبانی از خدای خودم برای حضور و وجود شما در زندگیم تشکر کنم.
به چه شکلی از شما استاد عزیزم تشکر کنم
در شرایطی که شرک و آدم پرستی و مرده پرستی و تکیه بر انسان ها درفرهنگ و مذهب و جامعه ، حرف اول رو می زنه ، که خود من هم در گذشته برده چنین دیدگاهی بودم ، کلام الله بر قلب و زبان شما جاری میشه و آگاهی های توحیدی و قوانینی که اصل و اساس قرآن و جهان هستند ، به ساده ترین و واضح ترین و بلیغ ترین شکل بر قلب و زبان شما جاری میشه ، و ما که جزو خوشبخت ترین انسان های عصر حاضر هستیم ، از این نور و رحمت و قوانین اصلی زندگی بهره مند میشیم.
تکرار می کنیم تا باورهای غلط گذشته رو با این آگاهی ها جابجا کنیم
ذهن رو از پیش فرض های قبلی پاک کنیم و این آگاهی های ناب الهی رو در ذهن خودمون بکاریم و اجازه بدیم رشد کنند تا انشاالله الباقی عمر کوتاه مون رو به زیباترین شکل ممکن بسازیم.
وسط همین کامنت هدایت شدم به فایلی که حدود 1 سال پیش با صدای خودم ضبط کرده بودم و دقیقا ارتباط داشت به توکل به خداوند و اعتماد به نفس و تحمل نکردن شرایط نادلخواه.
بخدا شاید بین هزاران فایل تو لپ تاپ ، به شکلی کاملا عجیب رسیدیم به این فایل و هدایت خداوند بر این بود که این فایل رو در کانال تلگرام خودم منتشر کنم.
و الان برگشتم برای ادامه کامنت.
استاد عزیزم ، این موضوع که من و خداوند یکی هستیم و من هستم که با بالابردن مدار خودم ، نعمت و ثروت ها و ایده ها و خوبی هایی که اتوماتیک وار توسط خداوند در حال بخشش هست رو وارد زندگیم می کنم ، اصلی ترین و اساسی ترین ستون تغییرات من بود.
اینکه درک کنم سیستم جهان بر اساس رشد و بهبود و بخشش و بارش همیشگی نعمت ها و زیبایی هاست و نیازی به یادآوری به خداوند نیست .
فقط من باید خودم رو تنظیم کنم تا این انرژی های رو دریافت کنم. به چه شکلی ؟؟ با کار کردن روی خودم
انصافا تا 1 سال اول آشنایی با شما حتی این جمله کار کردن روی خودم رو درک نمی کردم و گوش دادن فایل های شما رو به معنی کار کردن روی خودم می دونستم. غافل از اینکه اولین مرحله و همیشگی ترین و دائمی ترین کار گوش کردن هست ، و بعد باید خودم حرکت کنم و مسیر دلخواه رو بسازم.
مثل اینکه استادم به من یک نقشه گنج رو بده و من فقط روزها و ماهها به این نقشه نگاه کنم و تحسین اش کنم!!
تا مادامی که نقشه رو در دستم نگیرم ، ابزار و لوازم مورد نیاز رو برندارم و به سمت گنج حرکت نکنم ، هیچ اتفاقی رخ نمی ده.
آموزه های شما هم برای من حکم همون نقشه گنج رو داشت ولی من فقط تا 1 سال بهش نگاه می کردم و عملا درک درستی از حرکت و عمل کردن نداشتم.
ولی به لطف الله با درک اصل و اساس آموزش های شما که بر توحید استوار هست ، 12 قدم رو دوباره شروع کردم و اصلا یک درک کاملا متفاوت با 4 سال پیش رو دریافت کردم.
با همین اصل توحیدی در آموزشهای شما ، دوره کشف قوانین رو بهتر درک کردم
با همین اصل توحیدی دوره عزت نفس رو صدها بار تکرار کردم
و در این اواخر دوره بی نظیر و فوق العاده احساس لیاقت – که متحول کننده ترین اتفاقات رو در من به وجود آورد – رو بارها و بارها مرور کردم.
در این عصر و زمانه ای که خیلی معلولیت ذهنی دارند (که خود من هم در گذشته همین طور بودم) و نگاه ها و امید و درخواست ها و انتظار از عواملی مثل ظهور و فرج هست ، همه منتظر تغییرات در حکومت هستند که زندگیشون تغییر کنه ، همه دنبال تغییر مکان زندگی یا تغییر اسم و رسم و ظاهر خودشون هستند که شرایط شون تغییر کنه ،
من به عمل کردن به آموزشهای بی نظیر شما استاد عزیزم ، فهمیدم که من قسمتی از خداوند هست که بی نهایت قدرت دارم برای تغییر شرایط خودم.
من مسئول شرایط مختلف زندگیم هستم و باید به خدای درونم رجوع کنم و ازش هدایت بطلبم و با احساس خوب و امید و انگیزه و خودباوری و اعتماد به نفس ، به مسیرهایی که هدایت می شم و به ایده هایی که به الهام میشه عمل کنم تا نتایجم به بهترین شکل تغییر نه.
در گذشته جرات فکر کردن به ایده هایی که به من الهام می شد رو نداشتم چون سرشار بودم از شرک ، ترس ، جهل .
در گذشته تکیه من بر تجربیاتی بود که از گذشتگان و اطرافیان و مذهب و جامعه و رسانه به من رسیده بود ، اما ،
در این مسیر من با انرژی و موجودیتی آشنا شدم که برای همه سوالاتم جواب داشت
برای هر درخواستی که داشتم راهکار میداد
منبع تمام خیرها و نعمت ها بود
و خالق قوانین بود
ولی این من بودم که از منبع اصلی فاصله داشتم و فاصله داشتن از منبع بی نهایت خداوند یعنی زجر و سختی و مشقت و غم و ترس و نگرانی و احساسات بد و ناراضی بودن از زندگی
وقتی گوش خودم و چشم خودم رو کنترل کردم و فقط روی آموزشهای شما و زیبایی های ریز و درشت اطراف تمرکز کردم ، مسیر بهتر و بهتر شد. شرایط محیا شد ، اتفاقات خوب بیشتر وبیشتر شد
و الان می دونم هیچ حد نهایی برای این زیبایی ها وجود نداره
و کار من فقط و فقط ادامه دادن و تکرار کردن همین اصول هست
و نیاز به هیچ کار خاص ندارم.
درک این موضوع که فرزند و همسر و تمام نعمت ها و داشته ها و موهبت ها و زیبایی ها از منبع بی نهایت خداوند هست و تنها رابطه همیشگی من با خداست ، اصل و اساس تداوم نعمت هاست.
الان به لطف خدا ، همه چیز رو در درونم جستجو می کنم و برای هر سوالی خیالم راحته که جوابش خواهد آمد
به قدری به آینده و شرایط عالی و اجابت خواسته هام و خلق شدن هدف هام ایمان و باور دارم که کل مردم هم با من مخالف باشند ، هیچ تاثیر در تعهد و باور و حرکت من نداره.
چون به خوبی درک کردم که خدا پیش منه ، خدا کنار منه ، خدا در وجود منه ، بقیه ای وجود نداره
یک نفر نبود در این 1400 سال موضوع مسخر بودن رو برای بشر باز کنه و همه دنبال حاشیه بودند
ولی ما جزو خوشبخت ترین مردم طول تاریخ هستیم که از این قدرت ها الهی آگاه هستیم و داریم تلاش می کنیم از دیروز خودمون قوی تر و باایمان تر باشیم و جهان خودمون و اطراف خودمون رو زیباتر کنیم دقیقا مثل خدا.
خدا همه چیز میشه هم کس را به شرط ایمان به شرط عمل به شرط احساس خوب
الهی شکرت برای آگاهی ها و هدایت ها و درک بهتر امروزم از قوانین و توحید
الهی شکرت برای انگیزه و ایمان و امید عالی در وجودم
الهی شکرت برای درک خالق بودن خودم
الهی شکرت برای تمام آموزش ها و آموزه های بی نظیر استادم
الهی شکرت برای هم مدار بودن با استادم
انشاالله در پناه الله مهربان شاد موفق تندرست آرام و آسوده باشید
خدایاشکرت که امروز هم به من فرصت دادی تاگام هجدهم ازپروژه خانه تکانی ذهن راباموفقیت بردارم
الهی به امیدتو
“گام هجدهم”
” قانون کبوترباکبوتربازباباز”
*پرداختن به حاشیهها:
بعضی از آدما همیشه اسیر فرعیات هستند و هرچه رسانهها از جمله رسانههای زرد میگویند و مینویسند باور میکنند بدون اینکه اصل مطالب را مطالعه کنند و خودشون تحقیق و بررسی کننداسیر مطالب گمراه کننده رسانهها میشوند اسیر میشوند تفاوت اصل از فرع را نمیدانند این افراد در بیشتر مواقع اسیر فرعیات هستند که هیچ کمکی هم به آنها نمیکند
ما باید همیشه سوالات درست از خودمان بپرسیم و دنبال موضوعات اساسی باشیم که به ما کمک میکند اینکه یک سری همیشه دارند چرت وپرت میگویند طبیعی است اما کسانی که به این اراجیف گوش میکنند کارشون غیر طبیعی است و این گوش دادنها باعث میشه که آنها به کارشان ادامه دهند
*جریان هدایت:
وقتی ما در مسیر درست قرار میگیریم هدایت میشویم به کارها و مسیرهای درست وقتی ما در مسیر درست هستیم خود به خود
هدایت میشیم به انجام کارهای درست بدون اینکه لازم باشد دنبال یک سری از برنامهها وفنون انحرافی بریم مثل فنگ شوی که بیشتر به فرعیات میپردازند ما باید انجام این اصل مهم را آویزه گوشمون کنیم که برای انجام کارهامون حرف مردم برامون مهم نباشد هر کاری که خودمون راحت هستیم و دوست داریم باید انجام دهیم وقتی که ما در مسیر درست قرار میگیریم خود به خود کارهای درست را انجام میدهیم جزئیات در طول مسیر و در زمان حرکت کردن به ما گفته میشود نیازی نیست که ما فکر و تمرکزمان را بر روی جزئیات بزاریم ما باید تمام انرژی و وقتمون را روی اصل موضوع و هدف بزرگی که داریم بزاریم زمانی که ما در مسیر درست قرار میگیریم
خود به خود هدایت میشویم به رفتار درست انجام کارهای درست بحث هدایت در انجام کارها بسیار اهمیت دارد زمانی که ما در مسیر درست قرار میگیریم هدایت میشویم خدا خودش ایدههای مناسب فکر مناسب آدمهای مناسب تو ذهنمون میاره اگر ما قانون را درست و به خوبی درک کنیم دنبال آدمهای مناسب نیستیم مکانهای مناسب نیستیم اینها همه فرعیات است و اصل مهم این است وقتی که ما دنبال آدمهای هم جهت با خودمان هستیم به معنای این است که ما قانون را هنوز خوب نفهمیدیم ما فقط باید روی خودمان کار کنیم و زمانی که در مسیر درست هستیم و داریم روی باورهامون کار میکنیم جهان لاجرم آدمهای خوب را وارد زندگیمون میکنه نیاز نیست ما دنبال کسی بگردیم یا حتی دنبال پول بگردیم وقتی در مسیر درست باشیم پول هم دنبال ما میآید اگر داریم دنبال آدمهای مناسب میگردیم یعنی نمیدونیم قانون چیست
*قانون چیست ؟
قانون میگه” کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز”
اگر در مسیر درست باشیم آن چیزی که ما دنبالش هستیم میاد یا در کتابی میخونیم یا در خواب به ما گفته میشود یا تصویری میاد یا ایدهای میاد آدمهای مناسب میان فقط کافیست که ما روی خودمان کار کنیم و همه اینها میآیند زمانی که خدا را بشناسیم و باور کنیم که خداخالق وفرمانروای کیهانه و فقط روی خدا حساب کنیم همه کارهارا برامون انجام میده بدون اینکه زجر بکشه
دقیقاً شب گذشته این اتفاق برای من افتاد و من به عشقم همسرنازنینم گفتم من این روزها حوصله هیچ جا رفتن رو ندارم اصلاً دوست ندارم با آدمهای غیر هم جهت با خودم باشم و صحبت کنم دوست دارم با تعدادی از بچههای سایت با هم باشیم و در مورد قوانین با هم صحبت کنیم و از این حرفا امروزواقعه شوکه شدم خدایامگه میشه قانون اینقدردقیق عمل کنه وبعدازچندساعت دقیقاً استاد عزیز دراین فایل وگام هجدهم از زبان خدا با من صحبت کنه وبااین صراحت بگویند آقاجون داری مسیررواشتباه میری حواست نیست هنوز خیلی کار داری داداش ظاهرا هنوزازقانون چیزی نمیدونی فکرمیکنی میدونی
تو باید فقط تمرکزت را بزاری روی کار کردن روی خودت لاجرم به آدمهای مناسب هدایت خواهی شد
زمانی که ما اصل را درک کنیم و در مسیر درست باشیم نتایج با یک شیب ملایم رو به بالا حرکت میکنه و نتایج سینوسی نیست بالا و پایین ندارد پس در نتیجه ما باید از حاشیهها و فرع فاصله بگیریم و فقط و فقط روی اصل کار کنیم زمانی که ما داریم روی مسائل درست روی سلامتی روی نکات مثبت زندگی تمرکز میکنیم طبق قانون جهان هستی هدایت میشویم به راهها و مسیرهای درستتر به سلامتی بیشتر به زیباییهای بیشتر تا زمانی که ما داریم روی خودمان کار میکنیم خداوند هم نتایج مربوط به کار کردن روی خودمان را برامون فراهم میکنه باید در هر شرایطی که هستیم به مسائل و تضادها از زاویه ای نگاه کنیم به ما احساس بهتری میدهد
* ارامش دایمی :
آرامش دائمی نیست و ما باید تلاش کنیم با کنترل ورودیها و کنترل ذهن با تمرکز کردن و کانون توجه روی نکات مثبت زندگی آرامش را در خودمان ایجاد کنیم و هرچه باورهای مناسبتردر ذهنمون ایجاد کنیم به آرامش بیشتری میرسیم تجربه خود من در این زمینه عالیست واقعا آرامشی را در این 5 سال تجربه کردم که در طول بیش از 50 سال زندگی ام تجربه نکرده بودم
در پایان برای بیش از هزارمین بار تشکر میکنیم از استاد عباس منش عزیز خانم شایسته نازنین و همه عوامل گل سایت عباس منش به خاطر ایجاد این بستر و این سایت بینظیر از خداوند رحمان بهترینها را براتون آرزومندیم بهترین هدیه ماازراه دوربه شماها نازنینها این است که بگوییم خیلی خیلی زیاددوستتون داریم عاشقانه دوستتون داریم واین احساس پاک وخالص راکه ازعمق وجودمون برخاسته ازما پذیراباشید.
نمیدونم چطوری و چرا ولی الان که میخواستم بخوابم و داشتم با خدای خودم راز و نیاز میکردم ازش هدایت میخواستم بهم گفت بیام پامو از این ترمز کامنت ننوشتن بردارم و فرمون و بدم دست خدا و اون بگه و منم بنویسم .
داشتم با خدا میگفتم که خدا جون من دیگه واقعا خستم . خسته از تلاشهای بیهوده و دست و پا زدن الکی و جنگیدن با شیطان درونم
دیگه میخوام این ماشین 46 ساله رو که به روغن سوزی افتاده پارکش کنم یه گوشهای و بیام بشینم تو ماشین خودت کنار دستت اصلا چرا کنار دستت میخوام بشینم تو بعلت مثل زمان بچگیام تو بغل مادرم سفت بغلم کنی و بگی غمت نباشه پسرم من هستم راحت بگیر بخواب .
بعد بیدار شم و ببینم تو جاده و مسیر سبز بهشتم و چیزیم از سختیای مسیر نفهمم .
آخ که خدای من چقدر این لحظه رو دوست دارم و بهت نیاز دارم .
تقریبا دو سه روز از پاییز گذشته بود با کلی جنگ اعصاب و دعوا با همه و غرغر به خدا از خدا میخواستم که ذهنم آروم بشه و از شرق نجواهای شیطان وجودم خلاص بشم که دیگه داشت دیوونم میکرد که اومدم تو سایت و دیدم بنر جدید اومده بنام خانه تکانی ذهن و دقیقا همون چیزی بود که از خدا میخواستم . خدایاااا شکرت
سریع دستورالعمل و که خانم شایسته تهیه کرده بودنو دانلود کردم و شروع کردم به گوش دادن
چقدر صدات بهم آرامش میداد خواهر گلم انگار که خوده خدا داشت میگفت اینارو بهم .
خلاصه کنم تا امروز و الان که هر روز وقت بیشتری و دارم تو سایت با خواندن کامنتا میگذرونم و شرایطم هم مهیا شده جوری که تقریبا ورودیهای ذهنمو همه جوره بستم و فقط فایلها رو گوش میدم و هر روز به مدت 5 …6 ساعت کامنت میخونم و ذهنم خدارو شکر داره آروم میشه .
تمام کانالها و شبکههای اجتماعیو از گوشیم پاک کردم و فقط تو سایت استادم .
قشنگ انگار دارم تسفیه میشم زلالتر شدم
یه اتفاق جالب چند روز پیش برام افتاد که یه نشونه برگه برام : یه گوشی سامسونگ دارم که تقریبا 2 سال پیش صفحهش سوخته بود و منم انداخته بودنش تو وسایلی که نیازشون ندارم تا بعداً که پول اومد دستم ببرم درستش کنم بخاطر عکسا و به سری مدارک که توشه .
یکی دو روزی بود که با بقیه وسایل جلو دستم افتاده بود میخواستم مرتبشون کنم و حوصله نداشتم تا اینکه یه حسی بهم گفت بزنش به شارژ که حداقل باطریش خراب نشه منم سریع زدمش به شارژ بعدازظهر که داشتم میرفتم باشگاه رفتم از شارژ درش بیارم بذارمش کناری دیدم رو صفحش زده 100 درصد شارژ . گفتم بله این که سوخته بود .
روشن کردم دیدم روشن شد
گفتم یا خدا من اینو صد بار تست کرده بودم به هیچ عنوان روشن نشده بود گفتن سوخته آخه خدا جون قربونت برم تو چجوری اینو درستش کردی .
بله نشونه خدا بهم رسید که فقط با یه کم کار کردن رو خودم معجزهها میان
هنگ کرده بودم از خوشحالی نه برای گوشی برای جواب خدا برای نشونه ای که بهم داد که درسته مسیرم.
اشک تو چشام حلقه زد خیلی حالمو دوست داشتم آرومتر شده بودم و تو راه باشگاه که میرفتم سبک شده بودم و با خدا حرف میزدم .
خدا رو شکر بخاطر قوانین که اگه درست استفاده کنیم زندگیمون بهشت میشه
خدا رو شکر که دارم رو خودم کار میکنم
خدا رو شکر بخاطر وجود استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام اعضای این سایت (شهرک خدا) که فقط کامنت خواندن یه انقلابی داره تو وجودم و باورهام ایجاد میکنه
نمیدونم چی نوشتم فقط خدا گفت و منم نوشتم
تا کامنت بعدی که داستان خودمو میگم در پناه حق باشید
اعتراف میکنم در تمام مدت خوندنش لبخند زدم و مثل اون گوشی سامسونگ که فکر میکردی سوخته منم شارژ شدم و ….
نمیدونم اصلا چی میخوام بنویسم و اصلا چرا باید بنویسم .
تو شهر من الان برق قطع هست و من همیشه اینجور وقتها گوشی ام رو روشن میکنم چراغ قوه اش رو و با 7 خودکار رنگی رنگی مشغول نوشتن جملات تاکیدی در قالب شکر گذاری میشم ولی امروز الان نتونستم .
جمله اول رو نوشتم که خدایا باهام حرف بزن و بعد دیگه چیزی نیومد .
از دیروز که استاد شایسته جانم کامنت آخرم رو لایک کردن خوشحالم و مثل گوشی شما شارژ شدم .
دوباره امروز نجواها اومدن .
اصلا همیشه هستن . میدونی که .
بسیار بسیار پررو تشریف دارن .
اما خدای من مهربان و قوی ست .
رفیق همیشگیه منه .
گاهی فکر میکنیم نمیشه جواب نمیده نجواها یعنی میان میگن. اما خدا میاد گوشی موبایلی که فکر می کردیم سوخته و دیگه کار نمی کنه رو درست میکنه …..
میدونید علی جان خدا چقدررررررر برای همه ما ها گوشی های سوخته مون رو دوباره روشن کرده و گفته :
بچه های من کم نیارید ها .
این دستاویز شیطانه.
همون سلاح قوی بزرگش:نا امیدی .
ولی بچه ها من قوی ترم من دوستتون دارم. من حواسم بهتون هست .
(دوست من دارم برای خودم می نویسم راستش :)))))))
جملات تاکیدی ام قراره اینجا نوشته بشن :
اینترنت اتصال من به خدا همیشه روشنه و با ورودی ها و هدایتهای خدا بقیه نتایج توحیدی و عالی و دلخواهم رو خلق میکنم به آسونی با رهاکردنشون و بالذت بردن و با آرامش
و همینطور این جملات تکرار میشن ..تکرار و تداوم راز موفقیت در این کلاس توحیدی ست.
شما میدونی خودت دوست عزیزم.
خدایا ممنونم که هدایتم کردی به این صفحه و خوندن این کامنت توحیدی
خدایا ممنونم که همیشه گوشی های سوخته مون رو دوباره روشن کردی و گفتی ادامه بدیم
خدایا مرسی که هستی و باهام حرف زدی
رفیق نازنین توحیدی ام رو به خودت می سپارم در آغوش امن و همیشگی خودت .
هر وقت دلت بود بنویس علی جان .
گاهی یه کامنت اندازه 100 کامنت ارزش داره دوست من .
دلم نمیاد کامنتم رو تمام کنم ولی حس نوشتنم با خودکارهای رنگی رنگی ام اومد .
رعایت اصل مهم قانون تکامل ازاساسی ترین قوانین کیهانی است همانطورکه خداوند هم جهان روبرپایه واساس این اصل مهم خلق کرده است رعایت قانون تکامل باعث پیشرفت وبهبود امورمیشود زمانی فردی تصمیم به راه اندازی شغلی میگیره مابارها این جمله یابه نوعی این ضرب المثل راازعامه مردم میشنویم که میگویند بایدصبرکنی ودوام بیاری تاکارت جابیفته تا موفق بشی این دقیقا رعایت اصل قانون تکامل است گرچه بیش از99درصداز مردم ناخوداگاه این نصیحت رومیکنند بدون آگاهی ازقوانین امابراثرتجارب گذشته شون به این باوررسیده اند که موفقیت درهرکاری نیازبه طی کردن زمان لازم دارد وقطعا خودماهم ازاین دست تجربیات درزندگیمون کم نداشتیم
مثال واضح همین الان که به لطف الله مهربان وبه همت استادعبامسمنش وخانم شایسته نازنین درحال طی کردن پروژه بی نظیر” خانه تکانی ذهن” هستیم به نظرم دقیقاقانون تکامل رعایت شده حداقل برای خودمن که اینطوربوده
دلیل دارم به لطف الله مهربان اواخرسال 98 بااستاد وسایت ایشان اشنا شدم اوایل که فایلها روگوش میکردم چه فایلهای رایگان وچه محصولات ( ثروت1،دوازده قدم وکشف قوانین) فقط صحبتهای استادبرام قشنگ بود و یکسری جملات زیبابه گوشم میخورد که تا آن زمان نشنیده بودم البته که ازهمان ابتدا به اندازه ای که مطالب وقانون رودرک میکردم نتیجه هم گرفته ام اماازاغاز این پروژه که امروز دوازدهمین روزان است واقعا احساس میکنم تازه دارم صحبتهای استاد ومطالب رودرک میکنم در این مدت پنج سال ظرف وجودیم آماده دریافت شده ظرفم بزرگترشده ممکن است این پروسه برای بسیاری ازدوستان زمان کمتری برده باشد
دراینجا ازتجربه خودم درمورد رعایت قانون تکامل مینویسم:
همانطور که قبلا نیز نوشته ام من به اتفاق همسرعزیزم دامادگلم ودخترنازنینم موسسه پرورش نیمکره راست مغز برای بچه های سنین 2تا12 سال رودرسال 98 دقیقا همزمان باهدایتم ازطرف الله مهربان به این مسیرالهی راه اندازی کردیم و یه جورایی خانوادگی داریم باهم کارمیکنیم ودرکنارما5نفردیگر به عنوان مربی باماهمکاری میکنند
خوب طبیعی بود مابه علت عدم اگاهی ازقوانین درسال اول خیلی عجله داشتیم وفکرمیکردیم که درهمان سال اول باید آنچه که درذهنمون داشتیم به وقوع بپیونده برای معرفی موسسه بانصب چندین بیلبورد درسطح شهر باصرف هزینه جهت تبلیغات اقدام کردیم
اما درسال 99 که دوره ثروت 1 ودوره مقدس 12قدم روشروع کردیم یواش یواش باتوجه به اموزه های استاد به این اگاهی رسیدیم که ما نباید عجله کنیم ماباید تمام تلاشمون روی کیفیت کارموسسه باشه نباید ریالی برای تبلیغات هزینه کنیم و بایدقانون تکامل رو رعایت کنیم واجازه بدیم تاخداکارشوانجام بده مابایدسمت خودمون راعالی انجام بدیم امدن مشتری به عهده مانیست بلکه آوردن مشتری وظیفه خدااست
و به لطف الله مهربان ازسال 1400 به بعد تبلیغ موسسه به خانواده های محترم بچه ها منتقل شد همان تبلیغ دهان به دهان بطوریکه هربچه جدیدی که واردموسسه میشد واز خانواده اش میپرسیدیم که چطور باموسسه اشناشدین میگفتن مثلا مامان یااقوام فلان بچه شمارومعرفی کرده واگربخوام به عنوان مثال اشاره کنم اول ترم همین تابستان یک خانم روانشناس کودک که ازچهره های شناخته شده شهرمون میباشه بچه شو آورد برای ثبت نام که ازطریق مامان یکی ازبچه ها معرفی شده بود ایشان واقعا شگفت زده شده بود ازفضا ونحوه ارایه خدمات واموزشهای عالی که موسسه ارائه میداد
بیشتر ثبت نامی های ترم همین تابستان موسسه ازطرف ایشان معرفی شدند
به فرموده استاد کافی است که ماسمت خودمون روعالی انجام بدیم خداهم سمت خودشو عالییی انجام میده خدادستانشو میفرسته به کمکمون خدابرامون تبلیغ میکنه واین تنها یک مورد ازدستان خوب خدابود که برای موسسه تبلیغ میکرد ما حتی کارت موسسه روهم به ایشون ندادیم خودش به صورت خودجوش برای موسسه تبلیغ میکردوهمچنان هم ادامه میده ودرسال تحصیلی جدید دراول مهر به لطف الله مهربان برای اولین بار ازآغاز فعالیت ، موسسه باظرفیت کامل وصدرصدی درطرف صبح سال جدید تحصیلی روشروع کردیم واین درحالی است که همچنان متقاضی داریم اما به جهت فضایی موجودوتعهدی که برحفظ کیفیت کارموسسه داریم ازثبت نام جدید خوداری میکنیم و بیشتر متقاضیان جدید برای شیفت عصرثبت نام می کنند واین موفقیت وثبات فرکانسی وثبات مالی نتیجه طی کردن قانون تکامل بود
نکات کلیدی فایل:
• رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
• تکامل به معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه به این معناست که: وقتی ظرف وجودی مااماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
• “طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
• اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
• رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
• سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛
خدا رو شکر که خانه تکانی ذهن به منوی سایت اضافه شد ،،این یعنی یک موفقیت بزرگ در مسیر زندگی ورسیدن به اهداف و خواسته هامون
راستی خاطرات تلخ و بد گذشته به چه درد ما میخوره نبخشیدن دیگران که از آنها کینه و نفرت در دل داریم چه دردی از ما دوا میکنه پس منتظر چه هستیم،،به نظر شما خانه تکانی ذهن رمز چه چیزی می تواند باشد؟ آیا به طبیعت نگاه کرده ایم که چگونه در پاییز و زمستان برگ و بار کهنه خود را به دور انداخته پس از چندی در بهاری دیگر با طراوت و تازه میشوند و زندگی جدیدی را دوباره تجربه میکنند؟! آیا به آب نگاه کرده ایم؟ اگر مایه حیات و موجودات زنده هم به همین شکل و بدون تغییر و تحول در کره زمین به حیات خود ادامه میداد بدون شک پس از مدتی پوسیده میشد و از بین میرفت.، آیا هرگز اندیشیدهایم که پوست بدن و بسیاری از سلولهای بدن انسان در طول زندگی خود چندین بار کهنه و دوباره نو شده است؟ اگر این زایشها نبود انسان و سایر موجودات نیز همانند اسباب و اثاثیههای زندگی کهنه و مستعمل شده و کارایی خود را از دست میدادند و بیمار گونه به حیات خود ادامه داده و از زندگی و عمر خویش بهره و لذت نمیبردند. اکنون که چنین ویژگی و توانایی در وجود انسان نهفته است پس چرا عدهای خود را از موهبت الهی محروم مینمایند و به احساسات ناخوشایند و اندیشههای کهنه و خاطرات تلخ میچسبند و آنها را رها نمیکنند.
عزیزان با خاطرات بد خداحافظی کنیم و تفکر نماییم، اگر پاسخمان منفی است همانند خانه تکانی خود که بسیاری از وسایل شکسته، کهنه و فرسوده را پشت در میگذاریم، هم خود و هم آنها را رها میسازیم توجه کنیم. اگر بخواهیم اتاقی را کاملا تمیز کنیم همه چیزهای آن را برمیداریم و بررسی میکنیم، به بعضی چیزها با عشق و خاطره مینگریم و گرد آنها را میگیریم یا جلا میدهیم تا زیبایی تازهای را به آنها ببخشیم. بعضی چیزها اصلا به درد نمی خورند و وقت آن شده که دور بیندازیم. مجلات و روزنامههای قدیمی و کاغذهای کثیف، لباسهای کهنه و کفشهای پوشیده شده، یک انباری پر از چیزهای غیر قابل استفاده که من همیشه به این انباری ها می گویم مانع موفقیت در زندگی. براستی نگهداری اینها برای چیست؟ نه دلمان می خواهد دور بریزیم نه به کسی ببخشیم و دوباره آنها را به گوشه ای رها می کنیم و بلاتکلیف می گذاریم و یا مجبور می شویم بعضی از چیزهای دیگر را تعمیر و یا عوض و تغییر دهیم،،
خانه تکانی ذهن یک حرکت رو به جلو در مسیر موفقیت است که هر کدام از ما شروع کنیم و عمل کنیم اتفاقات و شرایط فوقالعاده ای رو تجربه میکنیم
من فقط میخوام بگم خدایا شکرت برای آشنایی با استاد عباس منش که دست خداوند هست برای رسیدن به نور الهی
من از اوج تاریکی و نخوت رها شدم و وارد فاز تکامل شدم و مسیر رو خداوند برام روشن کرد توسط استاد
استاد راست میگه که تو باور کن به چطور انجام شدنش فکر نکن
من خودمو رها کردم از تمام بحثهای سیاسی و دینی که تمام وجودم و گرفته بود و حتی چند بار احضار شدمو پرونده برام ساختن و تمام اطرافیانم با هر اظهار نظری میگفتن بلاخره میگیرنت و بلاخره گرفتن …
ولی وقتی با استاد آشنا شدم فهمیدم که در چه چاهی از انرژی منفی درگیرم و در جا استارت زدم
الان حالم عالیه و احساسم عالیه و وقت بشه براتون معجزاتی رو کامنت میکنم که از عصای موسی و تولد عیسی شگفت انگیزتره …
به همه کسانی که در این سایت هستند تبریک میگم چون خداوند من و شما رو لایق هدایت و آگاهی دونسته که اینجا هستیم
من میخوام خودمو به جهان و پروردگار ثابت کنم که لایق این هدایت و آگاهی هستم و برای همتون عشق و احترام میفرستم
برای استاد عباس منش و تیم گروه عباس منش بهترینها رو میخوام از درگاه الله یکتا
سلام به استاد عباس منش خانم شایسته و همه دوستان
فایل بسیار زیبایی بود حاوی نکات بسیار بسیار کلیدی بود،یادمه در زمان خودش این فایل ها رو جویده بودم و بسیار بسیار زیاد نتایج فوق الاده ای گرفته بودم و انسان بسیار بسیار توحیدی شده بود بواسطه گوش کردن بسیار زیاد و چقدر انسان وقتی این فایل ها بخصوص توحیدی رو گوش میکنه حالش خوب میشه چقدر به قول استاد دریچه های قلب انسان باز میشه خدایا شکرت ابابت استاد و یک نکته ای رو خواستم در این جا اشاره کنم بعنوان کسی که فایل های استاد رو ذره به ذره گوش کردم و اینقدر گوش کردم که می تونستم بگم در کجا فایل استاپ میشه و لوگو سایت میاد روش و اون نکته این هست که حرفهای استاد واقعا از یک پیوستگی خاصی برخوردار هست و به قول خود استاد صحبت هایی که از سمت خداوند هست ولی چیزی که من در برخی از فایل ها دیدم این پیوستگی رو با استاپ کردن و آوردن زیاد لوگو سایت در بروز رسانی ها و یا جابجایی صحبت های استاد مثلا در فایل دوم عزت نفس که یکی از نکات مهم عزت نفس احساس قربانی شدن هست که در فایل های قدیمی این در ابتدای فایل بود ولی در بروزرسانی این مورد در وسط های فایل گنجانده شده است که باعث شده اون نکات و و اون تاثیر گذار بودن صحبت های استاد بخاطر این بروز رسانی ها کمی کمتر بشود البته این تجربه من هست
بسیار بسیار سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز بابت این پروژه و بقول امروزی ها میشه گفت چالش که قرار دادند.
بنام خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر است
درود و احترام محضر یکایک شما عزیزان و استاد نازنینم و خانم شایسته بزرگوار
خانم شایستهی مهربان،هم از شما و هم از خداوند بینهایت تشکر میکنم برای این کار و ایجاد این پروژهی بسیار بسیار بسیار مهم برای زندگی که من رئیسش هستم و من دارم هر لحظه دستور میدم که فرمهای انرژی زندگیم به چه صورت دربیان اونم با قدرت ذهنم که خداوندم در اختیارم داده و عین عدالتو اجرا کرده تا من زندگیمُ هر جور دوست دارم خلق کنم،در واقعِ میام به انرژیهای ذهنم شکل میدم و هدایتشون میکنم که جملهی طلایی استاد عباسمنشم بود که شما به زیبایی تمام ذکر کردید(تجسم خلاق یعنی هدایت انرژی فکری در مسیرِ خواستهها) و من چقدر لذت بردم از این جمله از این آگاهی انگار پرت شدم تو ی جهانِ دیگه…و چقدر خدارو شکر کردم که تو این مدار هستم و لایقش هستم که میخوام باشم تو این مسیر تو این گام به گامهای توحیدی که هر بار فایلهای توحیدیُ شنیدم من دیگه خودم نبودم از ذهن از افکارها از نجواها کَنده شدم انگار روحمُ آزاد میکنم از قفسی بنام ذهنِ شیطانی….
خوشحالم خیلی خوشحالم از این راهاندازی پروژهی بینظیرتون که در زمان مناسب خودش اتفاق افتاده…
و تنها خداوند شاهدِ قلبِ منِ که تو این چند هفته خواستار چنین اتفاقی بودم…دیشب نشانهاش را به من داد و امروز این فایل صوتیُ دیدم…درسته کاملا درسته که خداوند به زمین و آسمان قسم خورده که من تو را رها نکردم و هدایت تو وظیفهی منِ و حالا من اینجام کنارِ هزاران انسانهایی که از جنسِ نور هستن….
شب و روزگارتون بهشت.
بسم الله الرحمن الرحیم
امیدوارم بتونم همه گامها رو با شما بیام.فعلا مسئله اصلی خودم رو که در حوضه کاری و مالی است مینویسم تا یادم باشه که فعلا با مسئله دارم دست و پنجه نرم میکنم.بسیاری از باورهای من غلط بود و اصلاح کردم و هنوز مونده.خب بیش از 40 سال با باورهای نادرست بودم و نیاز به زمان دارم .اینم بگم از هر لحاظ از گذشته بهتر شدم اما من هر روز باید بهتر و بهتر بشم.یه خورده مثل اون جنگل شما همه چی تو هم تو همه.هر جا دست میزارم شاخه ای همراش کشیده میشه و کار رو سخت کرده اما من مرد میدانم و از استاد یاد گرفتم که حل مسئله کنم .خب نوشتم تا 30 روز دیگه ببینم چه پیشرفتی میکنم.سپاسگزارم
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام و درود به استاد عزیزم، مریم جان مهربانم و دوستان و هم خانواده عزیزم در این معبد پاک
اهداف 6 ماهه دوم سال برای من:
ثبات فرکانسی، در مداری که جدیدا با تغییر و جهش فرکانسی، در اون مدار قرار گرفتم
مداری که اون قدر آرامش دارم، اون قدر تسلیمم، اون قدر رها هستم و عملا و دقیقا مشمول این آیه 62 سوره یونس شدم:
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.
یعنی واقعا نه میترسم و نه نگرانم و نه اندوهگین!
کاملا آرام، رها، تسلیم، با اعتماد به ربی که با هدایت ها و حمایت های نابش در طول مسیر به این مدار فوق العاده وارد شدم
در مداری فوق العاده و بینظیر، و این آرامشی که این روزها دارم تا حالا توی هیچ مرحله و برهه ای از زندگیم نداشتم
یعنی کاملا تسلیم در برابر الهاماتی که خدای مهربانم، بهم این روزها داشته
و میتونم بگم من برای اولین بار هست که برای قدم برداشتن در جهت این الهام و هدایت، 2 2 تا 4 تا نکردم!!! کاری که قبلا با اولین نشانه ها و هدایت ها، از سمت ذهنم جاری میشد و مرتب 2 2 تا 4 تا میکردم!
من نیمه اول امسال (6 ماه اول) را روی دوره احساس لیاقت کار کردم و همون اوایل به صورت کاملا الهامی، هدایت شدم که با دوره بینظیر عزت نفس اونو همزمان پیش ببرم و در اصل باهم میکسش کنم و خیلی هم عالی پیش رفت و نتیجه اش تغییراتی عمیق تر در شخصیت و زندگیم بود و کاملا باهاش یه تغییر مدار دادم با نشانه هایی واضح!
شهریور ماه، که هنوز داشتم این دوره های بینظیر را کار میکردم، برای نیمه دوم سال (6 ماه دوم) به کمک خدای مهربانم اهداف جدیدی در نظر گرفتم
که براش برنامه ریزی کردم و برنامه کوتاه مدت و بلندمدت ریختم
برای کوتاه مدت چله گذاشتم(40 روز از اول مهرماه تا 10 آبان) ؛ یه عادتی که سالیان زیادی هست در زندگیم دارم و ازش نتایج خوبی گرفتم، چله گرفتن هست و شدیدا این چله گرفتن رو دوست دارم
و برای این چله، به صورت الهامی تصمیم داشتم فایل های هدیه را به صورت هدایتی و رندومی پیش ببرم خصوصا فایل های توحید عملی و در صلح با خودمون!
و خیلی سورپرایز شدم!!! که مریم جان نازنین، پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام رو شروع کردن!
چه هدایت نابی که باهاشون چله ام رو استارت زدم! و این پروژه شد برای برنامه کوتاه مدت من یعنی 12 قدم کوچک!
(چون در ادامه که برنامه بلندمدتم رو بگم متوجه میشید که منظورم از 12 قدم کوچک یعنی چی!)
و نکته جالب و سورپرایزی بعدی این بود که خیلی جالب دقیقا بعد از نوشتن چله و هدفم در دفترم، بهم الهام شد برای مهاجرت دوباره، یعنی بعد از 2 سال و نیم زندگی در استان گیلان، بهم الهام شد که مهاجرت کنم به جایی فوق العاده که مطمئنم مدارش خیلی بالاتر از این جایی هست که دارم زندگی میکنم، چون دقیقا دارم تغییر مدارم رو احساس میکنم و طبق قانون الهی، با تغییر مدارت، همه چی توی زندگیت تغییر میکنه؛ مکان زندگیت، آدمایی که باهاشون هستی، شرایطت، مدار ثروتت و … (البته من 2 سال و نیم اینجا کاملا با خودم تنها بودم و فرصت بسیار مناسبی بود برای رشد و پیشرفتم در بسیاری از زمینه های زندگیم)
و من دارم این تغییر مدار رو با تمام وجودم درک و حس میکنم
و یه نکته جالب اینکه من تاریخ اجاره هام، 10 اُم هر ماه هست و دقیقا با توجه به آمادگی های لازم برای مهاجرتم، الهام شد که 10 آبان تخلیه خونه رو انجام بده! و اون لحظه اصلا یادم نبود که تاریخ ِ پایانِ چله ای که گذاشتم دقیقا 10 آبان هست!
تازه روز بعدش بعد از صحبت با صاحبخونه و برداشتن ِ اولین قدم از این الهام و هدایت، داشتم دفترم رو نگاه میکردم که هدف کوتاه مدتم رو دوباره مرور کنم که تاریخ پایان چله 10 آبان و اون الهام تخلیه خونه در 10 آبان میخکوبم کرد!! و اشک هام بود که جاری شد از این هدایت های دقیق خالق مهربانم و بابتش هزاران بار شکرگزار و سپاسگزارش هستم
هدف بلند مدتم رو هم 6 ماهه گذاشتم یعنی از اول مهرماه تا پایان سال 1403
و برای کار کردن روی خودم هدایت شدم که دوره بینظیر 12 قدم رو برای چندمین بار استارت بزنم و همه جوره بهم الهام شد که ماهی 2 قدم رو پیش ببرم
و امروز جلسه اول رو گوش کردم و چکاپ فرکانسی رو انجام دادم
و خواستم که با این کامنتم، آغاز مسیر رو توی دوتا 12 قدم ثبت کنم
کوتاه مدت (40 روزه): پروژه گام با گام خانه تکانی ذهن(12 قدم کوچک)
بلند مدت (6 ماهه): دوره بینظیر 12 قدم بزرگ
من نت برداری و ثبت درکم از قوانین رو برای فایل ها توی دفترم یادداشت میکنم یا توی دفتر یادداشت گوشیم،
و هر زمانی که بهم گفته بشه، حتما توی سایت هم کامنت خواهم گذاشت
(قصد داشتم این کامنت رو توی قدم اول بزارم ولی یه جورایی هدایت شدم به اینجا و شاید با تغییراتی در 12 قدم هم بزارم)
از خداوند مهربانم مثل همیشه و هر لحظه ام میخوام:
اِیَّاکَ نَعبُدُ
وَ اِیَّاکَ نَستَعیِن
اِهدِنَاالصِّرَاطَ المُستَقیِم
صِرَاطَ الَّذیِنَ اَنعَمتَ عَلَیهِم
غَیرِالمَغضوُبِ عَلَیهِم
وَلَاالضَّالّیِن
خدای رحمن و رحیمم
خدای بخشنده و مهربانم
تنها و فقط تو را عبادت و بندگی میکنیم
و تنها و فقط از تو کمک و یاری و استعانت میخواهیم
ما را به راه، مسیر و مدار راست، درست، مناسب، هموار، راحت و آسان هدایت کن
راه، مسیر و مدار کسانی که در نتیجه ی اعمال و رفتار و شخصیت درست و مناسب شون، متنعم و سرشارشون میکنی از نعمت و ثروت و برکت و فراوانی و حال خوب
نه کسانی که باعث میشن خشم و غضب تو و سیستم و مشیت تو بر علیه اونها برانگیخته شود با اعمال و رفتار و شخصیت نامناسب و نادرست شون
و نه گمراهان و گم شدگان از مسیر و مدار درست
استاد جان عزیزم، مریم جان مهربانم، دوستان و خانواده توحیدی ام،
خییییییلی دوستون دارم و عاااشقانه عاااااشقتونم
در پناه الله مهربان، همیشه سلامت، شاد، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم
خدایا شکرت، خدایا صدهزار مرتبه شکرت
به نام خدای بزرگ و مهربان
چقدر انسان های خوشبخت و هدایت شده ای هستیم که در مدار دریافت این آگاهی های بی نهایت ارزشمند قرار داریم.
استاد عزیز و خانم شایسته مهربان ، بی نهایت بابت نشر این آگاهی های توحیدی و بی نظیر از شما عزیزان سپاسگزارم.
چند دقیقه پایانی لایو جلسه هفتم ، دنیایی از آگاهی و درس و نکته رو در دل خودش جای داده.
در مورد هر جمله استاد عباسمنش عزیز میشه روزها حرف زد و مثال های مختلفی رو آورد.
بحث توحید
اینکه ما مسئولیت شرایط زندگیمون رو بندازیم گردن بقیه (خانواده – دولت – رهبر – رییس جمهور – قوانین – مجلس – طایفه – قوم و قبیله – شهر و محله – فرهنگ – کشور – مدرسه و دانشگاه – مدیر و شرکت و …) یعنی شرک
کل داستان فاصله بین شرک و توحید هست
وقتی ما خدای خودمون رو بشناسیم دیگه تو دنیای ما بقیه وجود نداره…
استاد عباسمنش عزیز ، برای من جواد بایرامی ،
تغییر تمام شرایط زندگیم از :
روابط بسیار وخیم با همسرم و اطرافیان
شرایط جسمی بسیار بد
نداشتن آرامش و ایمان و توکل و غرق بودن در شرک
بی هدف بودن
ناامیدی و بی انگیزگی
باری به هر جهت بودن
وضعیت مالی که رفته رفته بدتر میشد
بدهی و وام و قسط و …
نداشتن احساس خوب
نداشتن احساس خوب نسبت به خودم
عدم احساس لیاقت و ارزشمندی
ترس و نگرانی و استرس
حرکت در مسیر غلط کسب و کار
نگاه سرشار از حسادت و کینه به مردم و اطرافیان
زدن غل و زنجیر به گردن خودم و سپردن اون به دست مذهب و مذهبیون
و دهها باور و رفتارهای غلط
.
به یک زندگی بسیار زیبا و لذت بخش و هدفمند
بهبود شخصیت
روابط بی نظیر با همسرم و فرزندانم
تعهد برای تسویه وام ها و خالص شدن در مسیر خلق ثروت
احیای احساس خوب نسبت خودم و دوست داشتن بی قید و شرط خودم
دیدن توانایی و مهارت ها و استعدادهای الهی درونم
شجاعت و جسارت عمل کردن به ایده های الهی
جهاد اکبر برای تغییر اساسی شخصیتم
ارتقا شغلی عالی بعد از 15 سال درجا زدن و منصوب شدن به سمت رییس ایستگاه کارگو هواپیمایی ماهان در فرودگاه مهرآباد
افزایش 150 درصدی حقوق و مزایای من نسبت به سال قبل
روابط عالی با مدیران و همکاران و شرکت ها
دریافت تمجید و تحسین های بسیار زیاد از جهان
عملکرد و تحول در شرایط جاری محیط کارم
و از همه مهم تر ، حرکت در مسیر خلق ارزش و آموزش اصول تندرستی که در مورد خودم خلق کردم و شروع به راه اندازی کسب و کار شخصی
و هدف گذاری برای آینده نزدیک جهت خروج از شغل و سمت و شرایط عالی که خیلی آرزوش رو دارند ، و تمرکز کردن بر روی کسب و کار شخصی خودم ،
و دهها و دهها دستاورد و نتایج عالی و امینت و آسایش و ایمنی و خوشبختی در زندگیم
و صدها معجزات بی نظیر الهی در زندگیم
و هزاران هم زمانی های عالی
و کلی اتفاقات و شرایط عالی و بی نظیر
.
.
همه و همه
از زمانی شروع شد که من درس های توحیدی شما رو درک کردم ، باور کردم ، و شروع کردم به عمل کردن در تمام رفتارهام ، شروع کردم به پیاده سازی این آموخته ها در تک تک لحظات روزمره.
نمی دونم به چه زبانی از خدای خودم برای حضور و وجود شما در زندگیم تشکر کنم.
به چه شکلی از شما استاد عزیزم تشکر کنم
در شرایطی که شرک و آدم پرستی و مرده پرستی و تکیه بر انسان ها درفرهنگ و مذهب و جامعه ، حرف اول رو می زنه ، که خود من هم در گذشته برده چنین دیدگاهی بودم ، کلام الله بر قلب و زبان شما جاری میشه و آگاهی های توحیدی و قوانینی که اصل و اساس قرآن و جهان هستند ، به ساده ترین و واضح ترین و بلیغ ترین شکل بر قلب و زبان شما جاری میشه ، و ما که جزو خوشبخت ترین انسان های عصر حاضر هستیم ، از این نور و رحمت و قوانین اصلی زندگی بهره مند میشیم.
تکرار می کنیم تا باورهای غلط گذشته رو با این آگاهی ها جابجا کنیم
ذهن رو از پیش فرض های قبلی پاک کنیم و این آگاهی های ناب الهی رو در ذهن خودمون بکاریم و اجازه بدیم رشد کنند تا انشاالله الباقی عمر کوتاه مون رو به زیباترین شکل ممکن بسازیم.
وسط همین کامنت هدایت شدم به فایلی که حدود 1 سال پیش با صدای خودم ضبط کرده بودم و دقیقا ارتباط داشت به توکل به خداوند و اعتماد به نفس و تحمل نکردن شرایط نادلخواه.
بخدا شاید بین هزاران فایل تو لپ تاپ ، به شکلی کاملا عجیب رسیدیم به این فایل و هدایت خداوند بر این بود که این فایل رو در کانال تلگرام خودم منتشر کنم.
و الان برگشتم برای ادامه کامنت.
استاد عزیزم ، این موضوع که من و خداوند یکی هستیم و من هستم که با بالابردن مدار خودم ، نعمت و ثروت ها و ایده ها و خوبی هایی که اتوماتیک وار توسط خداوند در حال بخشش هست رو وارد زندگیم می کنم ، اصلی ترین و اساسی ترین ستون تغییرات من بود.
اینکه درک کنم سیستم جهان بر اساس رشد و بهبود و بخشش و بارش همیشگی نعمت ها و زیبایی هاست و نیازی به یادآوری به خداوند نیست .
فقط من باید خودم رو تنظیم کنم تا این انرژی های رو دریافت کنم. به چه شکلی ؟؟ با کار کردن روی خودم
انصافا تا 1 سال اول آشنایی با شما حتی این جمله کار کردن روی خودم رو درک نمی کردم و گوش دادن فایل های شما رو به معنی کار کردن روی خودم می دونستم. غافل از اینکه اولین مرحله و همیشگی ترین و دائمی ترین کار گوش کردن هست ، و بعد باید خودم حرکت کنم و مسیر دلخواه رو بسازم.
مثل اینکه استادم به من یک نقشه گنج رو بده و من فقط روزها و ماهها به این نقشه نگاه کنم و تحسین اش کنم!!
تا مادامی که نقشه رو در دستم نگیرم ، ابزار و لوازم مورد نیاز رو برندارم و به سمت گنج حرکت نکنم ، هیچ اتفاقی رخ نمی ده.
آموزه های شما هم برای من حکم همون نقشه گنج رو داشت ولی من فقط تا 1 سال بهش نگاه می کردم و عملا درک درستی از حرکت و عمل کردن نداشتم.
ولی به لطف الله با درک اصل و اساس آموزش های شما که بر توحید استوار هست ، 12 قدم رو دوباره شروع کردم و اصلا یک درک کاملا متفاوت با 4 سال پیش رو دریافت کردم.
با همین اصل توحیدی در آموزشهای شما ، دوره کشف قوانین رو بهتر درک کردم
با همین اصل توحیدی دوره عزت نفس رو صدها بار تکرار کردم
و در این اواخر دوره بی نظیر و فوق العاده احساس لیاقت – که متحول کننده ترین اتفاقات رو در من به وجود آورد – رو بارها و بارها مرور کردم.
در این عصر و زمانه ای که خیلی معلولیت ذهنی دارند (که خود من هم در گذشته همین طور بودم) و نگاه ها و امید و درخواست ها و انتظار از عواملی مثل ظهور و فرج هست ، همه منتظر تغییرات در حکومت هستند که زندگیشون تغییر کنه ، همه دنبال تغییر مکان زندگی یا تغییر اسم و رسم و ظاهر خودشون هستند که شرایط شون تغییر کنه ،
من به عمل کردن به آموزشهای بی نظیر شما استاد عزیزم ، فهمیدم که من قسمتی از خداوند هست که بی نهایت قدرت دارم برای تغییر شرایط خودم.
من مسئول شرایط مختلف زندگیم هستم و باید به خدای درونم رجوع کنم و ازش هدایت بطلبم و با احساس خوب و امید و انگیزه و خودباوری و اعتماد به نفس ، به مسیرهایی که هدایت می شم و به ایده هایی که به الهام میشه عمل کنم تا نتایجم به بهترین شکل تغییر نه.
در گذشته جرات فکر کردن به ایده هایی که به من الهام می شد رو نداشتم چون سرشار بودم از شرک ، ترس ، جهل .
در گذشته تکیه من بر تجربیاتی بود که از گذشتگان و اطرافیان و مذهب و جامعه و رسانه به من رسیده بود ، اما ،
در این مسیر من با انرژی و موجودیتی آشنا شدم که برای همه سوالاتم جواب داشت
برای هر درخواستی که داشتم راهکار میداد
منبع تمام خیرها و نعمت ها بود
و خالق قوانین بود
ولی این من بودم که از منبع اصلی فاصله داشتم و فاصله داشتن از منبع بی نهایت خداوند یعنی زجر و سختی و مشقت و غم و ترس و نگرانی و احساسات بد و ناراضی بودن از زندگی
وقتی گوش خودم و چشم خودم رو کنترل کردم و فقط روی آموزشهای شما و زیبایی های ریز و درشت اطراف تمرکز کردم ، مسیر بهتر و بهتر شد. شرایط محیا شد ، اتفاقات خوب بیشتر وبیشتر شد
و الان می دونم هیچ حد نهایی برای این زیبایی ها وجود نداره
و کار من فقط و فقط ادامه دادن و تکرار کردن همین اصول هست
و نیاز به هیچ کار خاص ندارم.
درک این موضوع که فرزند و همسر و تمام نعمت ها و داشته ها و موهبت ها و زیبایی ها از منبع بی نهایت خداوند هست و تنها رابطه همیشگی من با خداست ، اصل و اساس تداوم نعمت هاست.
الان به لطف خدا ، همه چیز رو در درونم جستجو می کنم و برای هر سوالی خیالم راحته که جوابش خواهد آمد
به قدری به آینده و شرایط عالی و اجابت خواسته هام و خلق شدن هدف هام ایمان و باور دارم که کل مردم هم با من مخالف باشند ، هیچ تاثیر در تعهد و باور و حرکت من نداره.
چون به خوبی درک کردم که خدا پیش منه ، خدا کنار منه ، خدا در وجود منه ، بقیه ای وجود نداره
یک نفر نبود در این 1400 سال موضوع مسخر بودن رو برای بشر باز کنه و همه دنبال حاشیه بودند
ولی ما جزو خوشبخت ترین مردم طول تاریخ هستیم که از این قدرت ها الهی آگاه هستیم و داریم تلاش می کنیم از دیروز خودمون قوی تر و باایمان تر باشیم و جهان خودمون و اطراف خودمون رو زیباتر کنیم دقیقا مثل خدا.
خدا همه چیز میشه هم کس را به شرط ایمان به شرط عمل به شرط احساس خوب
الهی شکرت برای آگاهی ها و هدایت ها و درک بهتر امروزم از قوانین و توحید
الهی شکرت برای انگیزه و ایمان و امید عالی در وجودم
الهی شکرت برای درک خالق بودن خودم
الهی شکرت برای تمام آموزش ها و آموزه های بی نظیر استادم
الهی شکرت برای هم مدار بودن با استادم
انشاالله در پناه الله مهربان شاد موفق تندرست آرام و آسوده باشید
خدانگهدار
بنام خدواندهدایتگر ” گام هجدهم”
باسلام وهزاران درودحضوراساتیدگرانقدرودوستان نازنین
خدایاشکرت که امروز هم به من فرصت دادی تاگام هجدهم ازپروژه خانه تکانی ذهن راباموفقیت بردارم
الهی به امیدتو
“گام هجدهم”
” قانون کبوترباکبوتربازباباز”
*پرداختن به حاشیهها:
بعضی از آدما همیشه اسیر فرعیات هستند و هرچه رسانهها از جمله رسانههای زرد میگویند و مینویسند باور میکنند بدون اینکه اصل مطالب را مطالعه کنند و خودشون تحقیق و بررسی کننداسیر مطالب گمراه کننده رسانهها میشوند اسیر میشوند تفاوت اصل از فرع را نمیدانند این افراد در بیشتر مواقع اسیر فرعیات هستند که هیچ کمکی هم به آنها نمیکند
ما باید همیشه سوالات درست از خودمان بپرسیم و دنبال موضوعات اساسی باشیم که به ما کمک میکند اینکه یک سری همیشه دارند چرت وپرت میگویند طبیعی است اما کسانی که به این اراجیف گوش میکنند کارشون غیر طبیعی است و این گوش دادنها باعث میشه که آنها به کارشان ادامه دهند
*جریان هدایت:
وقتی ما در مسیر درست قرار میگیریم هدایت میشویم به کارها و مسیرهای درست وقتی ما در مسیر درست هستیم خود به خود
هدایت میشیم به انجام کارهای درست بدون اینکه لازم باشد دنبال یک سری از برنامهها وفنون انحرافی بریم مثل فنگ شوی که بیشتر به فرعیات میپردازند ما باید انجام این اصل مهم را آویزه گوشمون کنیم که برای انجام کارهامون حرف مردم برامون مهم نباشد هر کاری که خودمون راحت هستیم و دوست داریم باید انجام دهیم وقتی که ما در مسیر درست قرار میگیریم خود به خود کارهای درست را انجام میدهیم جزئیات در طول مسیر و در زمان حرکت کردن به ما گفته میشود نیازی نیست که ما فکر و تمرکزمان را بر روی جزئیات بزاریم ما باید تمام انرژی و وقتمون را روی اصل موضوع و هدف بزرگی که داریم بزاریم زمانی که ما در مسیر درست قرار میگیریم
خود به خود هدایت میشویم به رفتار درست انجام کارهای درست بحث هدایت در انجام کارها بسیار اهمیت دارد زمانی که ما در مسیر درست قرار میگیریم هدایت میشویم خدا خودش ایدههای مناسب فکر مناسب آدمهای مناسب تو ذهنمون میاره اگر ما قانون را درست و به خوبی درک کنیم دنبال آدمهای مناسب نیستیم مکانهای مناسب نیستیم اینها همه فرعیات است و اصل مهم این است وقتی که ما دنبال آدمهای هم جهت با خودمان هستیم به معنای این است که ما قانون را هنوز خوب نفهمیدیم ما فقط باید روی خودمان کار کنیم و زمانی که در مسیر درست هستیم و داریم روی باورهامون کار میکنیم جهان لاجرم آدمهای خوب را وارد زندگیمون میکنه نیاز نیست ما دنبال کسی بگردیم یا حتی دنبال پول بگردیم وقتی در مسیر درست باشیم پول هم دنبال ما میآید اگر داریم دنبال آدمهای مناسب میگردیم یعنی نمیدونیم قانون چیست
*قانون چیست ؟
قانون میگه” کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز”
اگر در مسیر درست باشیم آن چیزی که ما دنبالش هستیم میاد یا در کتابی میخونیم یا در خواب به ما گفته میشود یا تصویری میاد یا ایدهای میاد آدمهای مناسب میان فقط کافیست که ما روی خودمان کار کنیم و همه اینها میآیند زمانی که خدا را بشناسیم و باور کنیم که خداخالق وفرمانروای کیهانه و فقط روی خدا حساب کنیم همه کارهارا برامون انجام میده بدون اینکه زجر بکشه
دقیقاً شب گذشته این اتفاق برای من افتاد و من به عشقم همسرنازنینم گفتم من این روزها حوصله هیچ جا رفتن رو ندارم اصلاً دوست ندارم با آدمهای غیر هم جهت با خودم باشم و صحبت کنم دوست دارم با تعدادی از بچههای سایت با هم باشیم و در مورد قوانین با هم صحبت کنیم و از این حرفا امروزواقعه شوکه شدم خدایامگه میشه قانون اینقدردقیق عمل کنه وبعدازچندساعت دقیقاً استاد عزیز دراین فایل وگام هجدهم از زبان خدا با من صحبت کنه وبااین صراحت بگویند آقاجون داری مسیررواشتباه میری حواست نیست هنوز خیلی کار داری داداش ظاهرا هنوزازقانون چیزی نمیدونی فکرمیکنی میدونی
تو باید فقط تمرکزت را بزاری روی کار کردن روی خودت لاجرم به آدمهای مناسب هدایت خواهی شد
خدایاشکرت که امروز جوابمو صریح دادی تامتوجه بشم دارم ازمسیرمنحرف میشم وحواسموبیشتربیشترجمع کنم
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
زمانی که ما اصل را درک کنیم و در مسیر درست باشیم نتایج با یک شیب ملایم رو به بالا حرکت میکنه و نتایج سینوسی نیست بالا و پایین ندارد پس در نتیجه ما باید از حاشیهها و فرع فاصله بگیریم و فقط و فقط روی اصل کار کنیم زمانی که ما داریم روی مسائل درست روی سلامتی روی نکات مثبت زندگی تمرکز میکنیم طبق قانون جهان هستی هدایت میشویم به راهها و مسیرهای درستتر به سلامتی بیشتر به زیباییهای بیشتر تا زمانی که ما داریم روی خودمان کار میکنیم خداوند هم نتایج مربوط به کار کردن روی خودمان را برامون فراهم میکنه باید در هر شرایطی که هستیم به مسائل و تضادها از زاویه ای نگاه کنیم به ما احساس بهتری میدهد
* ارامش دایمی :
آرامش دائمی نیست و ما باید تلاش کنیم با کنترل ورودیها و کنترل ذهن با تمرکز کردن و کانون توجه روی نکات مثبت زندگی آرامش را در خودمان ایجاد کنیم و هرچه باورهای مناسبتردر ذهنمون ایجاد کنیم به آرامش بیشتری میرسیم تجربه خود من در این زمینه عالیست واقعا آرامشی را در این 5 سال تجربه کردم که در طول بیش از 50 سال زندگی ام تجربه نکرده بودم
در پایان برای بیش از هزارمین بار تشکر میکنیم از استاد عباس منش عزیز خانم شایسته نازنین و همه عوامل گل سایت عباس منش به خاطر ایجاد این بستر و این سایت بینظیر از خداوند رحمان بهترینها را براتون آرزومندیم بهترین هدیه ماازراه دوربه شماها نازنینها این است که بگوییم خیلی خیلی زیاددوستتون داریم عاشقانه دوستتون داریم واین احساس پاک وخالص راکه ازعمق وجودمون برخاسته ازما پذیراباشید.
تادرودی دیگربدرود
بنام خدای بخشندهی مهربانم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
نمیدونم چطوری و چرا ولی الان که میخواستم بخوابم و داشتم با خدای خودم راز و نیاز میکردم ازش هدایت میخواستم بهم گفت بیام پامو از این ترمز کامنت ننوشتن بردارم و فرمون و بدم دست خدا و اون بگه و منم بنویسم .
داشتم با خدا میگفتم که خدا جون من دیگه واقعا خستم . خسته از تلاشهای بیهوده و دست و پا زدن الکی و جنگیدن با شیطان درونم
دیگه میخوام این ماشین 46 ساله رو که به روغن سوزی افتاده پارکش کنم یه گوشهای و بیام بشینم تو ماشین خودت کنار دستت اصلا چرا کنار دستت میخوام بشینم تو بعلت مثل زمان بچگیام تو بغل مادرم سفت بغلم کنی و بگی غمت نباشه پسرم من هستم راحت بگیر بخواب .
بعد بیدار شم و ببینم تو جاده و مسیر سبز بهشتم و چیزیم از سختیای مسیر نفهمم .
آخ که خدای من چقدر این لحظه رو دوست دارم و بهت نیاز دارم .
تقریبا دو سه روز از پاییز گذشته بود با کلی جنگ اعصاب و دعوا با همه و غرغر به خدا از خدا میخواستم که ذهنم آروم بشه و از شرق نجواهای شیطان وجودم خلاص بشم که دیگه داشت دیوونم میکرد که اومدم تو سایت و دیدم بنر جدید اومده بنام خانه تکانی ذهن و دقیقا همون چیزی بود که از خدا میخواستم . خدایاااا شکرت
سریع دستورالعمل و که خانم شایسته تهیه کرده بودنو دانلود کردم و شروع کردم به گوش دادن
چقدر صدات بهم آرامش میداد خواهر گلم انگار که خوده خدا داشت میگفت اینارو بهم .
خلاصه کنم تا امروز و الان که هر روز وقت بیشتری و دارم تو سایت با خواندن کامنتا میگذرونم و شرایطم هم مهیا شده جوری که تقریبا ورودیهای ذهنمو همه جوره بستم و فقط فایلها رو گوش میدم و هر روز به مدت 5 …6 ساعت کامنت میخونم و ذهنم خدارو شکر داره آروم میشه .
تمام کانالها و شبکههای اجتماعیو از گوشیم پاک کردم و فقط تو سایت استادم .
قشنگ انگار دارم تسفیه میشم زلالتر شدم
یه اتفاق جالب چند روز پیش برام افتاد که یه نشونه برگه برام : یه گوشی سامسونگ دارم که تقریبا 2 سال پیش صفحهش سوخته بود و منم انداخته بودنش تو وسایلی که نیازشون ندارم تا بعداً که پول اومد دستم ببرم درستش کنم بخاطر عکسا و به سری مدارک که توشه .
یکی دو روزی بود که با بقیه وسایل جلو دستم افتاده بود میخواستم مرتبشون کنم و حوصله نداشتم تا اینکه یه حسی بهم گفت بزنش به شارژ که حداقل باطریش خراب نشه منم سریع زدمش به شارژ بعدازظهر که داشتم میرفتم باشگاه رفتم از شارژ درش بیارم بذارمش کناری دیدم رو صفحش زده 100 درصد شارژ . گفتم بله این که سوخته بود .
روشن کردم دیدم روشن شد
گفتم یا خدا من اینو صد بار تست کرده بودم به هیچ عنوان روشن نشده بود گفتن سوخته آخه خدا جون قربونت برم تو چجوری اینو درستش کردی .
بله نشونه خدا بهم رسید که فقط با یه کم کار کردن رو خودم معجزهها میان
هنگ کرده بودم از خوشحالی نه برای گوشی برای جواب خدا برای نشونه ای که بهم داد که درسته مسیرم.
اشک تو چشام حلقه زد خیلی حالمو دوست داشتم آرومتر شده بودم و تو راه باشگاه که میرفتم سبک شده بودم و با خدا حرف میزدم .
خدا رو شکر بخاطر قوانین که اگه درست استفاده کنیم زندگیمون بهشت میشه
خدا رو شکر که دارم رو خودم کار میکنم
خدا رو شکر بخاطر وجود استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام اعضای این سایت (شهرک خدا) که فقط کامنت خواندن یه انقلابی داره تو وجودم و باورهام ایجاد میکنه
نمیدونم چی نوشتم فقط خدا گفت و منم نوشتم
تا کامنت بعدی که داستان خودمو میگم در پناه حق باشید
سلام دوست عزیزم علی جان
چقدر این کامنت الهام بخش و زیبا بود.
اعتراف میکنم در تمام مدت خوندنش لبخند زدم و مثل اون گوشی سامسونگ که فکر میکردی سوخته منم شارژ شدم و ….
نمیدونم اصلا چی میخوام بنویسم و اصلا چرا باید بنویسم .
تو شهر من الان برق قطع هست و من همیشه اینجور وقتها گوشی ام رو روشن میکنم چراغ قوه اش رو و با 7 خودکار رنگی رنگی مشغول نوشتن جملات تاکیدی در قالب شکر گذاری میشم ولی امروز الان نتونستم .
جمله اول رو نوشتم که خدایا باهام حرف بزن و بعد دیگه چیزی نیومد .
از دیروز که استاد شایسته جانم کامنت آخرم رو لایک کردن خوشحالم و مثل گوشی شما شارژ شدم .
دوباره امروز نجواها اومدن .
اصلا همیشه هستن . میدونی که .
بسیار بسیار پررو تشریف دارن .
اما خدای من مهربان و قوی ست .
رفیق همیشگیه منه .
گاهی فکر میکنیم نمیشه جواب نمیده نجواها یعنی میان میگن. اما خدا میاد گوشی موبایلی که فکر می کردیم سوخته و دیگه کار نمی کنه رو درست میکنه …..
میدونید علی جان خدا چقدررررررر برای همه ما ها گوشی های سوخته مون رو دوباره روشن کرده و گفته :
بچه های من کم نیارید ها .
این دستاویز شیطانه.
همون سلاح قوی بزرگش:نا امیدی .
ولی بچه ها من قوی ترم من دوستتون دارم. من حواسم بهتون هست .
(دوست من دارم برای خودم می نویسم راستش :)))))))
جملات تاکیدی ام قراره اینجا نوشته بشن :
اینترنت اتصال من به خدا همیشه روشنه و با ورودی ها و هدایتهای خدا بقیه نتایج توحیدی و عالی و دلخواهم رو خلق میکنم به آسونی با رهاکردنشون و بالذت بردن و با آرامش
و همینطور این جملات تکرار میشن ..تکرار و تداوم راز موفقیت در این کلاس توحیدی ست.
شما میدونی خودت دوست عزیزم.
خدایا ممنونم که هدایتم کردی به این صفحه و خوندن این کامنت توحیدی
خدایا ممنونم که همیشه گوشی های سوخته مون رو دوباره روشن کردی و گفتی ادامه بدیم
خدایا مرسی که هستی و باهام حرف زدی
رفیق نازنین توحیدی ام رو به خودت می سپارم در آغوش امن و همیشگی خودت .
هر وقت دلت بود بنویس علی جان .
گاهی یه کامنت اندازه 100 کامنت ارزش داره دوست من .
دلم نمیاد کامنتم رو تمام کنم ولی حس نوشتنم با خودکارهای رنگی رنگی ام اومد .
بازم دارم لبخند میزنم.
ممنونم که لبخندم رو بهم برگردوندی
بانام خداوند عشق وثروت ” گام دوازدهم”
باسلام وعرض ارادت خدمت اساتید گرانقدرودوستان بهشتی ام درسایت عباسمنش
امیدوارم که حالتان عالییی عالییی باشد وتمام لحظه لحظه زندگیتون سرشارازشادی زیبایی برکت وفراوانی
خدایاشکرت که گام دوازدهم ازپروژه
” خانه تکانی ذهن” راباموفقیت برداشتم وازاگاهی های ناب فایل بسیارارزشمنداستاد عباسمنش بهرمندشدم
خدایاشکرت که دراین مسیرثابت قدم هستم
خدایامن میخواهم رشدکنم،به مداربالاتربرم ازیه مسیرهموارتر کمکم کن
” گام دوازدهم”
” رعایت قانون تکامل=هموارشدن مسیررشد”
*اصل مهم واساسی قانون تکامل:
رعایت اصل مهم قانون تکامل ازاساسی ترین قوانین کیهانی است همانطورکه خداوند هم جهان روبرپایه واساس این اصل مهم خلق کرده است رعایت قانون تکامل باعث پیشرفت وبهبود امورمیشود زمانی فردی تصمیم به راه اندازی شغلی میگیره مابارها این جمله یابه نوعی این ضرب المثل راازعامه مردم میشنویم که میگویند بایدصبرکنی ودوام بیاری تاکارت جابیفته تا موفق بشی این دقیقا رعایت اصل قانون تکامل است گرچه بیش از99درصداز مردم ناخوداگاه این نصیحت رومیکنند بدون آگاهی ازقوانین امابراثرتجارب گذشته شون به این باوررسیده اند که موفقیت درهرکاری نیازبه طی کردن زمان لازم دارد وقطعا خودماهم ازاین دست تجربیات درزندگیمون کم نداشتیم
مثال واضح همین الان که به لطف الله مهربان وبه همت استادعبامسمنش وخانم شایسته نازنین درحال طی کردن پروژه بی نظیر” خانه تکانی ذهن” هستیم به نظرم دقیقاقانون تکامل رعایت شده حداقل برای خودمن که اینطوربوده
دلیل دارم به لطف الله مهربان اواخرسال 98 بااستاد وسایت ایشان اشنا شدم اوایل که فایلها روگوش میکردم چه فایلهای رایگان وچه محصولات ( ثروت1،دوازده قدم وکشف قوانین) فقط صحبتهای استادبرام قشنگ بود و یکسری جملات زیبابه گوشم میخورد که تا آن زمان نشنیده بودم البته که ازهمان ابتدا به اندازه ای که مطالب وقانون رودرک میکردم نتیجه هم گرفته ام اماازاغاز این پروژه که امروز دوازدهمین روزان است واقعا احساس میکنم تازه دارم صحبتهای استاد ومطالب رودرک میکنم در این مدت پنج سال ظرف وجودیم آماده دریافت شده ظرفم بزرگترشده ممکن است این پروسه برای بسیاری ازدوستان زمان کمتری برده باشد
دراینجا ازتجربه خودم درمورد رعایت قانون تکامل مینویسم:
همانطور که قبلا نیز نوشته ام من به اتفاق همسرعزیزم دامادگلم ودخترنازنینم موسسه پرورش نیمکره راست مغز برای بچه های سنین 2تا12 سال رودرسال 98 دقیقا همزمان باهدایتم ازطرف الله مهربان به این مسیرالهی راه اندازی کردیم و یه جورایی خانوادگی داریم باهم کارمیکنیم ودرکنارما5نفردیگر به عنوان مربی باماهمکاری میکنند
خوب طبیعی بود مابه علت عدم اگاهی ازقوانین درسال اول خیلی عجله داشتیم وفکرمیکردیم که درهمان سال اول باید آنچه که درذهنمون داشتیم به وقوع بپیونده برای معرفی موسسه بانصب چندین بیلبورد درسطح شهر باصرف هزینه جهت تبلیغات اقدام کردیم
اما درسال 99 که دوره ثروت 1 ودوره مقدس 12قدم روشروع کردیم یواش یواش باتوجه به اموزه های استاد به این اگاهی رسیدیم که ما نباید عجله کنیم ماباید تمام تلاشمون روی کیفیت کارموسسه باشه نباید ریالی برای تبلیغات هزینه کنیم و بایدقانون تکامل رو رعایت کنیم واجازه بدیم تاخداکارشوانجام بده مابایدسمت خودمون راعالی انجام بدیم امدن مشتری به عهده مانیست بلکه آوردن مشتری وظیفه خدااست
و به لطف الله مهربان ازسال 1400 به بعد تبلیغ موسسه به خانواده های محترم بچه ها منتقل شد همان تبلیغ دهان به دهان بطوریکه هربچه جدیدی که واردموسسه میشد واز خانواده اش میپرسیدیم که چطور باموسسه اشناشدین میگفتن مثلا مامان یااقوام فلان بچه شمارومعرفی کرده واگربخوام به عنوان مثال اشاره کنم اول ترم همین تابستان یک خانم روانشناس کودک که ازچهره های شناخته شده شهرمون میباشه بچه شو آورد برای ثبت نام که ازطریق مامان یکی ازبچه ها معرفی شده بود ایشان واقعا شگفت زده شده بود ازفضا ونحوه ارایه خدمات واموزشهای عالی که موسسه ارائه میداد
بیشتر ثبت نامی های ترم همین تابستان موسسه ازطرف ایشان معرفی شدند
به فرموده استاد کافی است که ماسمت خودمون روعالی انجام بدیم خداهم سمت خودشو عالییی انجام میده خدادستانشو میفرسته به کمکمون خدابرامون تبلیغ میکنه واین تنها یک مورد ازدستان خوب خدابود که برای موسسه تبلیغ میکرد ما حتی کارت موسسه روهم به ایشون ندادیم خودش به صورت خودجوش برای موسسه تبلیغ میکردوهمچنان هم ادامه میده ودرسال تحصیلی جدید دراول مهر به لطف الله مهربان برای اولین بار ازآغاز فعالیت ، موسسه باظرفیت کامل وصدرصدی درطرف صبح سال جدید تحصیلی روشروع کردیم واین درحالی است که همچنان متقاضی داریم اما به جهت فضایی موجودوتعهدی که برحفظ کیفیت کارموسسه داریم ازثبت نام جدید خوداری میکنیم و بیشتر متقاضیان جدید برای شیفت عصرثبت نام می کنند واین موفقیت وثبات فرکانسی وثبات مالی نتیجه طی کردن قانون تکامل بود
نکات کلیدی فایل:
• رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
• تکامل به معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه به این معناست که: وقتی ظرف وجودی مااماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
• “طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
• اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
• رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
• سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛
تادرودی دیگربدرود
به نام خداوند جان و خرد
سلام و درود فراوان خدمت شما عزیزان
خدا رو شکر که خانه تکانی ذهن به منوی سایت اضافه شد ،،این یعنی یک موفقیت بزرگ در مسیر زندگی ورسیدن به اهداف و خواسته هامون
راستی خاطرات تلخ و بد گذشته به چه درد ما میخوره نبخشیدن دیگران که از آنها کینه و نفرت در دل داریم چه دردی از ما دوا میکنه پس منتظر چه هستیم،،به نظر شما خانه تکانی ذهن رمز چه چیزی می تواند باشد؟ آیا به طبیعت نگاه کرده ایم که چگونه در پاییز و زمستان برگ و بار کهنه خود را به دور انداخته پس از چندی در بهاری دیگر با طراوت و تازه میشوند و زندگی جدیدی را دوباره تجربه میکنند؟! آیا به آب نگاه کرده ایم؟ اگر مایه حیات و موجودات زنده هم به همین شکل و بدون تغییر و تحول در کره زمین به حیات خود ادامه میداد بدون شک پس از مدتی پوسیده میشد و از بین میرفت.، آیا هرگز اندیشیدهایم که پوست بدن و بسیاری از سلولهای بدن انسان در طول زندگی خود چندین بار کهنه و دوباره نو شده است؟ اگر این زایشها نبود انسان و سایر موجودات نیز همانند اسباب و اثاثیههای زندگی کهنه و مستعمل شده و کارایی خود را از دست میدادند و بیمار گونه به حیات خود ادامه داده و از زندگی و عمر خویش بهره و لذت نمیبردند. اکنون که چنین ویژگی و توانایی در وجود انسان نهفته است پس چرا عدهای خود را از موهبت الهی محروم مینمایند و به احساسات ناخوشایند و اندیشههای کهنه و خاطرات تلخ میچسبند و آنها را رها نمیکنند.
عزیزان با خاطرات بد خداحافظی کنیم و تفکر نماییم، اگر پاسخمان منفی است همانند خانه تکانی خود که بسیاری از وسایل شکسته، کهنه و فرسوده را پشت در میگذاریم، هم خود و هم آنها را رها میسازیم توجه کنیم. اگر بخواهیم اتاقی را کاملا تمیز کنیم همه چیزهای آن را برمیداریم و بررسی میکنیم، به بعضی چیزها با عشق و خاطره مینگریم و گرد آنها را میگیریم یا جلا میدهیم تا زیبایی تازهای را به آنها ببخشیم. بعضی چیزها اصلا به درد نمی خورند و وقت آن شده که دور بیندازیم. مجلات و روزنامههای قدیمی و کاغذهای کثیف، لباسهای کهنه و کفشهای پوشیده شده، یک انباری پر از چیزهای غیر قابل استفاده که من همیشه به این انباری ها می گویم مانع موفقیت در زندگی. براستی نگهداری اینها برای چیست؟ نه دلمان می خواهد دور بریزیم نه به کسی ببخشیم و دوباره آنها را به گوشه ای رها می کنیم و بلاتکلیف می گذاریم و یا مجبور می شویم بعضی از چیزهای دیگر را تعمیر و یا عوض و تغییر دهیم،،
خانه تکانی ذهن یک حرکت رو به جلو در مسیر موفقیت است که هر کدام از ما شروع کنیم و عمل کنیم اتفاقات و شرایط فوقالعاده ای رو تجربه میکنیم
خدایا شکرت ،،خدایا هزاران بار شکرت
موفق و پیروز و سربلند باشید
درود
این اولین کامنت من هست در سایت استاد
من فقط میخوام بگم خدایا شکرت برای آشنایی با استاد عباس منش که دست خداوند هست برای رسیدن به نور الهی
من از اوج تاریکی و نخوت رها شدم و وارد فاز تکامل شدم و مسیر رو خداوند برام روشن کرد توسط استاد
استاد راست میگه که تو باور کن به چطور انجام شدنش فکر نکن
من خودمو رها کردم از تمام بحثهای سیاسی و دینی که تمام وجودم و گرفته بود و حتی چند بار احضار شدمو پرونده برام ساختن و تمام اطرافیانم با هر اظهار نظری میگفتن بلاخره میگیرنت و بلاخره گرفتن …
ولی وقتی با استاد آشنا شدم فهمیدم که در چه چاهی از انرژی منفی درگیرم و در جا استارت زدم
الان حالم عالیه و احساسم عالیه و وقت بشه براتون معجزاتی رو کامنت میکنم که از عصای موسی و تولد عیسی شگفت انگیزتره …
به همه کسانی که در این سایت هستند تبریک میگم چون خداوند من و شما رو لایق هدایت و آگاهی دونسته که اینجا هستیم
من میخوام خودمو به جهان و پروردگار ثابت کنم که لایق این هدایت و آگاهی هستم و برای همتون عشق و احترام میفرستم
برای استاد عباس منش و تیم گروه عباس منش بهترینها رو میخوام از درگاه الله یکتا