این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-26 03:55:022022-12-12 06:54:43تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم
763نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
قربونت بشم که صدات انقد،آرامش بخشه برای روح و روانم .
خداراسپاسگزارم که استادرابرسرراه زندگی من قرارداد،تابتونم برتمام عیبها ونواقصم غلبه کنم.
خیلی خوبه که با کمک استاد،میتونیم اشتباهاتمون رابپذیریم .وانگشت اشارمون رااز،روی دیگران برداریم .
یه عمراینطورزندگی کردیم که هرکجاباشکستی یامشکلی روبرو،می شدیم ،دنبال علتی در بیرون می گشتیم ،حتی به هواهم ،رحم نمیکردیم .هرچیزی سرراهمون بود،میتونس مشکل سازباشه .هیچ وقت به خودمون وکارهاورفتارهاوعملکردهای خودمون ،توجهی نداشتیم .اگرکسیم بهمون گوشزدمیکرد،به شدت ازدسش ناراحت میشدیم وازش فاصله می گرفتیم .
اصلن هرآدمی که ازماانتقادمیکردیاسرزنشمون میکرد،آدم به دردنخوری بودوبه درد ارتباط بامانمیخورد.
خیلی بی جنبه بودیم برای پذیرفتن ،اشتباهاتمون .
بله منم از همین دسته افرادی بودم که هربهانه ای را،توجیهی برای کارام میکردم.
به نظرم نه تنها خودم نمیتونستم تصمیمات و عملکردهای درستی داشته باشم ،بلکه غیرقابل تحمل برای افرادنزدیکم بودم .چون مدام قورمیزدم،ودلیل تراشی میکردم .
همیشه وهمیشه سردچار،اتفاقات ومشکلات تکراری با،یه رنگ و بوی دیگه میشدم .
احساس رضایت از چیزی نداشتم ،انگار،گره توکارام میفتاد.
طبیعتا،همچین فردی ،ذهنش درگیرودلش پرآشوب به همراه استرس واضطراب بوده.
به قول استادچقدوتاکی میخواهیم برای هر اتفاق ناجالب ویامشکلاتمون ،دلیل تراشی کنیم چندان بگیم این مقصربود؟اون مقصربود؟
اینجوروقتهابه زمین وزمان گیر ،میدیم .حتی ازخداهم شاکی میشیم.
گوش کردن مداوم فایلهاودوره هایی که ازاستادخریدم ،بالاخره نقطه ی دید،منوتغییرداد.وباعث شدمن به کلی باقبل خودم تغییرکنم .
از شخصیت قبلی خودم که به آرامش نرسیدم که هیچ ،خیلی وقتها هم خیلی چیزهاراازدست دادم .
به قول استادتاوقتی که عوامل بیرونی راباعث ،حوادثی که برات میفتن ،بدونی .نخاهی، پیشرفت کرد.
یه نگاهی به گذشته ی خودم کردم وباتاسف ،پذیرفتم که چقدخودم مقصربودم.
حالا که مدتی گذشته وجزعه،باورهای قبلیم شده .باشجاعت می پذیرم که من عامل همه ی اتفاقات و رویدادهای ناجالب ونامناسب زندگیم بودم .
ومسولیت جبران همه ی اونها رابه گردن گرفتم ،بدون اینکه به کسی حرفی بزنم .آخه اگه پیش کسی به خصوص همسرت اعتراف کنی ،فک کنم دست به کنترلشون ،بالابره و دوباره واردیه معضل دیگه ای بشم .
خودم به خودم وخدای خودم قول دادم .توذهنم به استاد هم قول دادم چون حس میکنم به عنوان یک شاگرد،بایدمسولیت پذیرباشم درقبال یادگیری درسهایی که ازاستادم یادمی گیرم .
پس گذشته رارهاکردم .چون دیگه تموم شده .خوب یا،بد،دیگه وجود خارجی نداره .
سعی کردم هرروز،بادقت بیشتری به رفتارهاوکنشهای روزانم ،توجه کنم .هرجا که به یه چالشی برخوردم ،باپذیرفتنش ببینم من چ کاری میتونم برای بهترشدنش انجام بدم .
دیگه صددرصدباورویقین دارم که خودم خالق ،همه ی اتفاقات زندگیم هستم .اگه اتفاقی خارج ازعملکرد،منم صورت بگیره ،به جای جنگ وجدل ،اونومی پذیرم وسعی دررفعش میکنم البته اگه توسهم ونقش من جاداشته باشه .
واگرنه که کلن ،رهامیکنم وتوجه وتمرکزمو،ازروی اون برمیدارم.
سال ۱۴۰۰۱باخودم عهدبستم که بااین قانون پیش برم وبه قول استاد،نگاهم راازروی زندگی اکثریت جامعه که هیچ کدومم ،احساس رضایت ندارن ،بردارم وسعی کنم متفاوت با بقیه باشم.
خداروشکرتوهمین چندماه هم به نتایج خیلی خوبی رسیدم .بزرگترین وباارزشترینش،رسیدن به آرامشه .
سلام به بهترین و عاشق ترین استادان عزیز و دوست داشتنی
اول از هرچیزی من دوتا موضوع رو که همیشه برام سوال بود و البته جوابشون هم خودم میدونستم رو میخوام اینجا بگم
1 : اینکه میدیدم و الان هم هنوز میبینم که خیلی از مردم بخصوص مردم نسل قبل همیشه میگن ای بابا تا زمانی که این روغن های ناسالم و نباتی و مواد غذایی های ناسالم نبودن مرد اصلا نمیدونستن درد و بیماری چیه
بعد من از همون کودکی میدیدم همین مردمی که اینجور میگن ولی برا گرفتن همین روغن های نباتی و رک بگم روغن های آشغال و مواد سایر موارد مانند قند،شکر،برنج و بقیه مواد غذایی های آشغال خودشونو میکشتن و همچنین الان میکشن حالا چه پولی چه رایگان بعنوان سبدکالا،یارانه،یا هرچیز دیگه که آی ملت ما باید بریم حق مونو بگیریم و دولت چرا هرچه زودتر این مواد غذایی هارو به ما نمیده
بعد میایند خیلی ساده و راحت میگن خدا فلان شون کنه از زمانی که اینارو به خورد مردم دادن مردم فهمیدن درد و بیماری ،سرطان و سکته چیه
منی که از همون زمانی که حتی اصلا با این مباحث آگاهی آشنا نبودم اما همیشه میگفتم آخه چی میگید شما خب کجا دیدین که دولت بیا بزور بگه اگر این روغن ها و این مواد هارو استفاده نکنید من شما رو اعدام میکنم و همیشه با خودم میگفتم من که نمیتونم این مردم رو تغییر بدم و از خودم شروع میکردم و همیشه سعی میکردم اون مواد غذایی های آشغال رو وارد بدنم نکنم و به همین دلیل هم تو کل فامیل و حتی محله مون من از این لحاظ مصرف تغذیه سالم معروفم یعنی همه میدونند که سجاد از همون بچگی همیشه سعی بر این داشت که باید همیشه تغذیه سالم و ارزش دار استفاده کنه،
و قبلا بر این نوع تفکرات و عملکردهای اکثر مردم از جمله اکثر افراد اطرافم هرسم میگرفت که چرا اینا اینقدر از لحاظ ذهنی بیمارن بااینکه میدونند که این نوع مواد غذایی ها بدترین و سمی ترین و بی ارزش ترین ها هستند برا جسم شون اما باز همچنان براشون خودکشی میکنند و تازه از دولت و خدا هم گله و شکایت میکنند که چرا بیشتر به ما نمیدن و اینا حق ما هستن
و واقعا هم دارن راست میگن که حق شونه چونکه دارن به جهان ثابت میکنند هرکی دنبال آشغال خوردنه حقش هم بیش از این چیزها نیست و باید هم سزاوار همین آشغال ها باشه و الان خیلی بهتر درک میکنم که جهان داره چگونه کار میکنه و چگونه داره به انتخاب فرکانس هرکسی واکنش و پاسخ میده
دیشب کنار چندتا از اقوام بودم که یکی شون گفت بیا تو خونه فلان غذا رو درست کردم بخور گفتم ممنون ولی از اینکه چون شما با روغن های نباتی ومخرب غذا درست میکنید من نمیخورم گفت ولکن بابا بخور بره مگه ما چقدر عمر میکنیم گفتم عمری که بی کیفیت باشه ارزش هیچی رو نداره حالا چه از لحاظ جسمی چه ذهنی،
و واقعا همون لحظه خیلی متاسف شدم و به همشون گفتم آخه شما و خیلی از آدمهای دیگه دنبال بیماری نگردید عامل اصلی یه عالمه از بیماری ها مصرف همین مواد غذایی هاست چرا دیگه اینقدر دنبال روش های عجیب و غریب و دکترهای مختلف هستید
اما غافل از اینکه راهکار و دلیل مسائل ما آدمها همیشه بیخ سر ما هست اما خیلی اوقات ما میخواهیم بریم تو غارها بگردیم و پیدا کنیم راه حل هارو ،،
واقعا هرچقدر که بیشتر میگذره من بیشتر پی به مشرک بودن مردم میبرم
بخصوص اکثر مردم کشور ما متاسفانه و اگر توجه کنید هرکشور هرچقدر مشرک تر هستند وضعیت کشورشون هم بدتره،،
و برعکس هرچقدر توحیدی تر وضعیت اون کشور هم بهتر و عالی تر و پیشرفته تره مانند آمریکا که واقعا من همیشه تحسین میکنم،،
البته که هرکشور همه خوب یا همه بد نیستن اما بیشتر بسمت توحیدی یا بیشتر بسمت شرک هستند حالا نمیخوام اسم ببرم خودتون بهتر میدونید،،
و الان چقدر بهتر میفهمم که حتی خیلی از بزرگان ما که نسل قبل بودن و الان هم هستند اما بازم حرفهای منفی میزنند برام ثابت شده که حتی همونا هم دارن حرف مفت میزنن و نتیجه حال منفی شون هم مشخصه،،
2: اینکه خداشاهده منم از مدتها پیش به این نتیجه رسیده بودم مثلا هرزمان کسی به من میگفت ببین اگه الان حکومت شاه بود چقدر همه چیز بهتر و عالیتر بود😁😁
و جواب همیشگی من این بود آخه عزیز من مگه همین مردم نبودن که راه افتادن توخیابون ها و شعار دادن،شکایت کردن و داد و فریاد و گفتن این چه وضعیه که برا مردم درست کردین باید این وضع تغییر کنه بهتراز اینا بشه و همچنین از زمانی هم که حکومت انقلاب بوجود اومد باز همچنان دارن میگن این چه وضعیه و باید این شرایطو تغییر بدین و من میگم ببین مردمی که اون زمان همین حرفارو میزدن و الان هم این حرفارو میزنن پس تا زمانی که اینجور تفکراتی دارن تا ابد هم اینارو میگن و مهم نیست که چقدر دولت ها و وضعیت بدتر با بهتر و بهشت گونه باشه بازم همین حرفای مفت میزنن میدونید چونکه از همون قبل انگار ناخودآگاه من همیشه داشت به این نکته توجه میکرد و شدید هم توجه میکرد آدمهایی که دارن از وضعیت موجود خانوادگی،شرایط کشور و جهان شکایت میکنند اگر بهترین شرایط هم بوجود بیاد بازم اینا همونطور هستن
پس این یه توهمه که اگر باید اول عامل بیرونی تغییر کنه تا درون منم تغییر کنه،،
اگر حتی من نوعی هم از خیلی قبل خوب نبودم و بعضی اوقات از جمع اکثریت میشدم و وارد بیماری های ذهنی میشدم اما بیشتر اوقات در خلوت خودم فکر میکردم که خدایا این مردم چرا اینجور هستن و چرا اینقدر ناسپاس و مشرک هستن و میگفتم خدایا من نمیدونم راه کاملا درست چیه اما این احساس رو هم دارم که راه اینا هم نادرست و مسیر بیماری زاست،،
و خدایا خودت منو به راه راست و درست هدایت کن و چونکه هنوز اوایل یعنی خیلی سال پیش آمادگی لازم رو نداشتم اما بالاخره بعد از مدتی که درخواست های مکرر و آمادگی لازم به لین راه هدایت شدم
خداروشکر،،
نکته بعد اینکه چقدر لذت بردم از دیدگاه بسیار زیبا و توحید گونه آقای پپکاردیولا
که واقعا من لذت میبرم از همچین شخصیت هایی که اینقدر تمرکزش رو زیبایی هاست میگه من فقط تمرکزم رو عوامل درونی ست و اصلا کار ندارم به اینکه داور و شرایط بیرون چکارهایی میکنند
و چقدر بیشتر لذت بردم از اینکه میگه من بازیکن هایی که خیلی مهارت دارن اما شخصیت های خوب ندارن اصلا برامن مهم نیست و من نمیخوام چون بازیکنی که تو رختکن سمپاشی میکنه اصلا خوب نیست مهم نیست که چقدر از لحاظ تکنیکی خوب باشه
من همیشه دنبال بازیکن هایی هستم که شخصیت های خوب و مثبت دارن چونکه اونا همیشه بهترین هستند و مناسب پیشرفتن
خدای من چقدر لین نوع نگرش ها برا من بسیار بینظیر و ارزشمندن چونکه بالاترین و ارزشمندترین نکته موفقیت و پیشرفت اول نوع شخصیت هر انسانی ست بعد مهارت ها و تکنیک هاش هست،،
چونکه نوع نگرش حرف اوله تو هر موضوعی مانند خودم زمانی که تو شغل قبل بودم بااینکه بهش علاقه نداشتم و استعدادم نسبت به اکثر همکارانم خیلی کمتر بود اما با نگرش مثبت باعث شد چقدر بهتر از خیلی هاشون بشم و چقدر درس ها از اون کار یاد بگیرم و الگویی برا موفقیت های بعد و الان خودم بشم که شده یکی از فکت های منطقی برا الانم اگر من اونموقع ها تونستم اون موفقیتها و کسب کنم پس در بقیه زمینه ها هم میتونم و مهم نیست که دیگران چقدر بگن استعداد خاصی ندارم بلکه مهم نوع دیدگاه و نگرش و ایمان داشتن منه
که الان رسیدم به آگاهی های دوره عزت نفس که اگر تمام عوامل موفقیت در یه کفه ترازو باشه و عزت نفس هم در به کفه ترازو این عامل بارها و بارها مهم تر و قدرتمندتر از تمام اون موضوعاته،،
عزت نفس یعنی همون توحید،ایمان،نگرش،توکل معنا و مفهوم عزت نفس ایناست نه فقط داشتن مهارت اما بدون ایمان خب وقتی تنها مهارت باشه اما ایمان نباشه واقعا قدرت لازم هم وجود نداره که به پیشرفت و دستاوردهای موردنظر برسه،،
چونکه من خیلی این چیزهارو تجربه کردم در زندگی خودم و یه عالمه آزمون و خطا و ضربه ها خوردم و همچنین زمان هایی هم که مهارت خاصی هم نداشتم اما بخاطر ایمان لازم در اون موضوع باعث میشد چقدر راحت تر و لذتبخش تر موفقیت کسب کنم
استاد عزیز هرچقدر بیشتر ادامه میدم این مسیر آگاهی بخش رو واقعا دارم بیشتر درک میکنم که چقدر این مسیر و صحبتهات بینظیر و بی نهایت ارزشمند و زندگیسازه
چونکه با هربار کار کردن رو خودمون بهتر متوجه میشیم که با هربار شکایت کردن باعث هلاکت خودمون و با هربار سپاسگذاری و ساخت درون خودمون باعث هدایت به مسیر هدایت شدگانیم،
خدایا ما را به راه راست و راه کسانی که اقلیت مردم هستند هدایت کن نه راه کسانی که غضب شدگان هستند که متاسفانه اکثریت هستن و توجه به نکات منفی هستند
راه کسانی که مانند استادان عزیز و این خانواده هستند هدایت کن و مرا کمک کن تا بتونم باایمان راستین در این مسیر با اراده بمونم و حرکت کنم
ممنون از تمامی شما که همیشه سعی بر نکات زیبا و مسیر زیبای الهی دارید.
با سلام و درود خدمت استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته بزرگوار،و سپاسگزارم برای اینهمه آگاهی فوق العاده که باعث میشه عمیق تر به زندگی نگاه کنیم.
در درجه اول سپاسگزار پروردگارم هستم که این لیاقت رو در من قرارداد تا در این مسیر زیبا و پر از عشق قرار بگیرم تا بتونم معنای واقعی زندگی رو بفهمم و درک کنم و لحظه به لحظه انسان بهتری بشم.
با توجه به این فایل فوق العاده و توضیح روان و دقیق و ریشه ای استاد عزیز که چقدر ما در زندگی اشتباهات فراوانی رو انجام دادیم،کنترل افکارمون رو نداشتیم و به نقطه ایی رسیدم که فقط گله و شکایت میکنیم و هرچه ناخواسته بود رو به زندگی خودمون جذب کردیم.
همونطور که استاد عزیز توضیح دادن من هم به نوبه خودم اشتباهات فراوانی انجام دادم،به خاطر میارم زمان هایی که در کارم و در افکار خودم به خداوند گله و شکایت میکردم به شرکت گله و شکایت میکردم به همکار هام گله و شکایت میکردم که چرا انقدر حقوقم کمه،چرا انقد ساعت کاری زیاده چرا انقدر کار سخته،این چه زندگی ایه که همش باید زجر بکشم و مرتب توجهم رو ناخواسته ها بود روی عوامل بیرونی بود،و حتی زمانی که شغل خودم رو راه انداختم باز هم به عوامل بیرونی گیر میدادم که چرا پول در نمیارم،چرا مشتری انقدر کمه،چرا پول کم در میارم چرا خدا با من اینجوری میکنه چرا کشور ما انیجوریه چرا به مردمش اهمیت نمیده و و و اینجور افکاری که مرتب در ذهن من جاری بود و من گم شده بودم در افکارم و مرتب احساس من بد بود و شرایط هم متناسب با احساسم و افکارم بد میشد و من روز های بعد دوباره و دوباره گله و شکایت میکردم.
انقدر این گله و شکایت ها در افکار من جاری شده بود که در تک تک مسائل زندگیم نفوذ کرده بود،چه در موضوع روابط،چه در موضوع سلامتی و زیبایی،چه در موضوع حتی بازی کردن و بازی کردن تیم مورد علاقم،در تک تک مسائل این گله و شکایت رو وقتی استاد توضیح دادن من به خاطر آوردم که چقدر احساساتم بد میشد و مرتب افکار منفی داشتم و توجهم رو نازیبایی ها بود.
بعد از آشنایی با قوانین الهی توسط استاد عزیز به نوعی یه خیال راحتی به سمتم اومد یه آرامش خیال خوبی داشتم یه احساس جدید و فوق العاده ای به سمتم اومد که آقا دست از گله و شکایت بردار شاید تو مشکل داری؟ تو مگه تکمیلی که فکر میکنی مشکلی نداری؟ یه نگاه به خودت بنداز ببین چه افکاری تو ذهنته ببین به چی داری توجه میکنی،دنیای بیرون آینه درون ماست تو چجوری داری به مسائل نگاه میکنی تو افکارت چی میگذره اگه مشکل داری اگه نتیجه نمیگیری اگه ناراضی ای این ربطی به عوامل بیرونی نداره تو مشکل داری که تو بیرونم این مشکل برات بوجود میاد.
یه مثال خیلی قشنگ و جالب من شنیدم و خیلی برای من تاثیرگذار بود امیدوارم برای شما هم تاثیرگذار بوده باشه:
گفت تو با یه صورت کثیف میری جلوی آیینه
آیینه یه صورت کثیفو بهت نشون میده
آیینه با تو پدر کشتگی نداره
صورتتو تمیز کن آیینه هم یه صورت تمیز رو بهت نشون بده.
متوجه شدم باید و باید بتونم افکارم رو کنترل کنم و عوامل بیرونی رو مقصر ندونم هرچیزی رو که میبینم مشکل داره،درون من مشکل داره که اونو مشکل میبینه،درون من هم از جنس اون مشکل رو داره،دلیلی نداره من بیام کسی یا شرایطی یا مکانو زمانی رو مقصر بدونم یا خدارو مقصر بدونم.
زمانی که خودمون داریم انتخاب میکنیم به چه چیزی نگاه کنیم به چیزی دست بزنیم چه چیزی رو گوش بدیم چه چیزی رو بو کنیم چه چیزی رو در افکارمون بیشتر بهش توجه کنیم نتیجش دقیقا در احساسات ما بوجود میاد که اون چیز بد بوده یا خوب بوده،پس وقتی با یک ناخواسته رو به رو میشیم و گله و شکایت میکنیم مطمعن باشیم خودمون اون رو پرورشش دادیم و بزرگش کردیم که انقدر الان تو زندگیمون بولد شده.
من اکثر اوقات که به این مسائل فکر میکنم،متوجه میشم ذهن ما دقیقا مثل تربیت کردن بچه هست،هرجوری تربیتش کنی همون رو بهت تحویل میده،به بچه فحش یاد بدی بزرگ بشه فحش میده،به بچه دعوا یاد بدی بزرگ بشه دعوا میکنه،به بچه محبت کردن عشق ورزیدن توجه به زیبایی هارو یاد بدی بزرگ هم بشه همین کار رو میکنه،ذهن ما لحظه به لحظه تا زمان مرگش داره تربیت میشه داره یاد میگیره داره فعالیت میکنه داره افکار رو برانداز میکنه پس چه بهتر که نازیبایی هارو بریزیم دور و به زیبایی ها توجه کنیم و از گله و شکایت به دور باشیم.
و در نهایت سپاسگزار استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته بزرگوار هستم که انقدر قشنگ و روان و زیبا مسائل رو باز میکنن و توضیح میدن تا بتونیم لحظه به لحظه انسان بهتری بشیم.
و همچنین سپاسگزار تیم پشتیبانی سایت و تمام اعضای دوسداشتنی سایت هستم که این انرژی فوق العاده رو به من منتقل میکنن.
دوستتون دارم از اعماق قلبم و احساسم که همین قلب و احساس رو پروردگارم در من بوجود اورده،لبریز از عشق خداوند باشید.
سلام بر استاد خوشگل و خوش پوشم و به مریم جان عزیزم خیلی دوستتون دارم من خیلی
(مائده)
🔴استاد بهترین فایلی بود که من تو این اوضاع گوش دادم من تو این اوضاعی که اخیرا تو کشور ایجاد شده همش دنبالش میکردم با اینکه من قانون جهان هستی رو میدونستم ولی بازم نگاه میکردم گریه میشدم در حدی نفس نمیتونستم بکشم تو مغزم با همه جنگو دعوا راه انداخته بودم همه رو میکشتم یکی یکی تا اروم میشدم 😶خلاصه بگم که استاد داغون ترو داغون تر میشدم اون اتفاقاتی که دیده بودم داشت کم کمو کم برام به واقعیت تبدیل میشد دیگه نمیتونستم مغزمو کنترل کنم تمام وجودمو ترس گرفته بود با اینکه من مسافرت بودم تو این اوضاع و شهر هایی بودم که خیلی ارام و بی صدا بودن ولی اون شهرا برای من به جهنم خالص تبدیل شدن وقتی که من تو اینستاگرام میچخریدم و تند تند فرکانس اونرو برای خودم میفرستادم و میگفتم نه من یک دختر هستم باید به حقوق دختران اهمیت بدم و اعتراض کنم شروع کردم به استوری گذاشتن و به این منجلاب فرو رفتن
🟢ولی امدم فکر کردم یاد فایل حجاب افتادم گفتم نگاه مائده استاد گفت تو خودت میفهمی کجا وچه مکانی چجوری بپوشی که مورد ازار و اذیت قرار نگیری چون تو قران امده اون زمان اگر داشتن پارچه روی خودشون میکشیدن بخاطر افتاب وحشت ناک بود که مورد ازار قرار نگیرن و همین طور هم تو میتونی با تغیرر مدارت به جایگاهیی برسی که از این جور مشکلا دور بمونی تو خودتت میتونی خودتو به ارش برسونی میتونی به زیر فرش هم برسونی تو مسئول همه چیز ها هستی من کلا بیرون میرم شال نمیپوشم فقط حالت شال گردن میندازم دور گردنم ولی دیدم دارم جریمه میشه ماشینم هزارتا اتفاق الکی الکی….. برام رخ میده امدم در درونم این مشکلو پیدا کردم گفتم نگا خدایش بگو چرا شال نمیپوشی ؟یهو بهم گفت چون حجاب بهت نمیاد زشت میشی اونجوری خوشگلتر میشی میتونی تا خود صبح جلب توجه کنی و مدافعه حقوق خانوم ها هم بشی که بگی اره من دارم شال نمیپوشم جریمه میشم ولی یک حرکتی نمیکنید شما ها که دم از این کارها میزنید خلاصه وقتی هم دنبال اینکارا میری جهان هم تو این فرکانس ها میفرستتته از وقتی که خودمو مسئول دونستم جاهای که مناسبه لباس های که دوست دارمو میپوشم جایی که میدونم چجوری توی شهرم یکم پوشیده تر میپوشم که از خودم محافظت کنم و حالم بهتر باشه
🔴یا اینکه همین دیشب داشتم گریه میکردم بخاطر اینکه رابطه دوستیم تموم شده بود و من نمیتونستم از اون طرف جدا بمونم بخاطر اینکه عقده محبت و بغل کردنو،از طرف مقابلم داشتم ،و کسی به حرفام گوش بدهمو ،و هی نازمو بخره. هی غر میزدم به خدا هم که چرا تو منو نمیبینی چرا برام یک فرد اینجوری نمیاری بزاری جلو راهم که از این یکی دست بردارم و همین طور هم میگفتم الان اگر پدرم منو بغل میکردم نازمو میخریدم من عقده محبت کردن از جنس مخالفمو نداشتم میزاشتم بره هرجا میخواد بره منتشو اینقدر نمیکشیدم تا دوساعت فقط گریه میکردمو اه میکشیدم
🟢تا اینکه نجوا های خداوند می امدن که بهم میگفت تو الان با یکی دیگه بری از وابستگی اون شخص به دیگری منتقل میشه دوباره همین اشو همین کاسه چون تو خلع عاطفی داری تو از منبع که خودت هستی دوری و به دیگران دست به گدایی بردی تو چرا از پدرت منت داری چرا خودت خودتو بغل نمیکنی بوس نمیکنی چرا ناز خودت نمیخری چرا انگشتت رو به بیرون که دیگرانو مقصر کنی
و خلاصه که استاد شما بهترین هستین و من عاشق اینهمه منطق عالی هستم و از شما و مریم جون سپاس گزارم که خداوند شمارو در سر راه من گذاشت♥️♥️♥️🦋🦋🦋
توی خونه ی ما اگر دنبال خبر نری خبر دنبالت نمیاد و چند ساله انتن تلویزیون اصلا وصل نیست و ماهواره هم نداریم و فضای مجازیمون هم کنترل شده است و مهمون خاصی هم نداریم و سه ماهه از تهران به روستا مهاجرت کردیم، اینجا فوق العاده خلوته و هیچ خبری نیست.
خلاصه خدا انواع اقسام همزمانی هارو بسیج کرده که خانواده ی ما در آرامش باشه و یا حداقل اختیار انتخاب کردن آرامش رو داشته باشیم.
البته که توی کنترل ورودی ها تکاملمون رو تا اینجا طی کردیم ولی هیچوقت به موجها و مسائل سیاسی علاقهای نداشتیم ولی خبرها بهمون میرسید.
این چند روز من خودم یه کم فضولی کردم توی فضای مجازی و حس خودم رو خراب کردم، و یکی دو روزه داشتم دنبال منطق، باور و دیدگاهی میگشتم که بهترین واکنش باشه نسبت به اینجور اوضاع و بهترین حس رو بهم بده، نگو که بهترین باور همون اولین اصلای هست که استاد در همه ی دوره ها به عنوان اولین تعهد بیان میکنند. که “من خالق زندگی خودم هستم” یعنی من فقط و فقط خالق زندگی خودم هستم، نمیتونم کسی رو و زندگی کسی رو تغییر بدم ولی میتونم زندگی خودم رو بسازم، و بیرون از من هر اتفاقی بیفته میتونه هیچ تاثیری نداشته باشه اگر من باور داشته باشم که عوامل بیرونی بی تاثیر اند.
پریروز در قرآن به سوره ی رعد آیه ی ۱۱ برخوردم:
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ
براى انسان نگهبانانی است که او را از پیشرو و از پشت سر به فرمان خداوند حفاظت مىکنند. همانا خداوند حال قومى را تغییر نمىدهد تا آنکه آنان حال خود را تغییر دهند و هرگاه خداوند براى قومى آسیبى بخواهد پس هیچ برگشتى براى آن نیست و در برابر او هیچ یاورى براى آنان نیست.
و اون تغییر از جایی شروع میشه که آدم ها باور کنند خالق هستند.
یادمه به عنوان دانش آموز همیشه این بهانه رو می آوردیم که فلان معلم هیچوقت خوب نمره نمیده و همش اعتراض میکردیم که البته هیچی تغییر نمیکرد، همیشه هم همون معلم به یکسری از دانش آموزانی که سرشون به درس خودشون بود نمره ی عالی میدادن. که درستش اینه که اون دانش آموز ها هیچوقت به جو کلاس اهمیت نمیدادند، روی درس خودشون تمرکز میکردند و نمره ی خوب خودشون رو میگرفتند.
بعدا توی دانشگاه توی یکسری از کلاس هایی که همه اعتراض میکردند به استاد من شدم جزو اون دانشجوهایی که نمره کامل میگرفت! چون درس خودم رو میخوندم البته که اجتماعی و فعال هم بودم ولی نمره ی خودم رو میگرفتم چون باورم این بود که من تلاش کردم و با من به عدالت رفتار میشه و همینطور هم میشد.
به داداشم هم همیشه میگم اگر یه نفر تونسته از اون معلم نمره ی خوبی بگیره یعنی بقیه هم میتونن!
وقتی تمرکزت رو از روی بدیهای معلم یا استاد برداری و بذاری روی خودت و درسات رو درست بخونی، اون معلم دست خدا میشه و تورو به ارتعاشی که فرستادی میرسونه و بنظرم چاره ای جز این نداره چون قدرت دست خداست. وگرنه همونطوری باهات برخورد میکنه که قضاوتش کردی.
مقصر دونستن دیگران پیش پا افتاده ترین راه حله، خیلی هم راحته با جماعت هماهنگ شدن و غر زدن، ولی این ویژگی شخصیت آدم رو به شدت ناتوان میکنه و اگر عمیق بشه تبدیل به شرک میشه که به دنبالش کلی بلاهای عجیب غریب رو آدم جذب میکنه.
برعکس، مسئولیت پذیری اولش سخته ولی خیلی قدرتمند کننده است و به دنبالش راه حل ها میان و گره ها باز میشن.
در پاسخ به حرفی که درباره اعتراض به یک معلم رو زدین عرض کنم که من در دوران دبیرستان یک معلم با اخلاق عجیبی داشتم، خود من و ۳۲ نفر از هم کلاسی هام اعتراض کردیم پیش مدیر، درسته چند ماه اول رسیدگی نشد، و معلم ب هممون نمره ی بد میداد، البته کسایی ک واقعا خوب درس میخوندن نمره میگرفتن اما پایین تر از حقشون! که این جز اخلاقای عجیب معلمم بود
اما ما همچنان اعتراض کردیم و یک روز هم کامل سر کلاسش نرفتیم، و همین باعث شد این معلم بره ویک معلم خانوم با اخلاق و ماه بیاد و ب ما تدریس کنه!
بله درسته ما حقمون رو خواستیم، حق داشتن یه معلم خوب و با اخلاق، ک بهمون هم داده شد
البته این قضیه کمی تفاوت داره با قضیه شما
اما ما اعتراض کردیم و حقمون رو گرفتیم، این چه اشکالی داره اخه؟
چرا متوجهش نمیشم؟
چرا وقتی امکان تغییر هست تلاش نکنیم؟؟
من دیدم هزاران هزار نمونه های این مدلی که ظلم رو نپذیرفتن و در آخر ب حقشون رسیدن، این چه مشکلی داره؟
استاد درمورد این بحث من یادم میاد برادر من خیلی زیاد قلیان میکشید خیلی زیاد حالا این موضوع مال چند ماه پیش هست و من همواره شکایت بسته اینجا میگفتم اونجا میگفتم و به زمین زمان شکایت میکردم چون توی یه خونه بودیم و من واقعا اذیت میشدم از این موضوع و بدم میومد چون خودم دوچرخه سوارم و واقعا بوی اون منو اذیت میکردم فک کنم دو ماه پیش بود گه نشستم باخودم خلوت کردم و گفتم من که این همه روی خودم کار کردم این همه قانون یاد گرفتم چرا هی میگم و هی و هیییی بارها و بارها بیشتر جذبش میکنم و توجهم رو از روی اون ورداشتم و استاد باورتون نمیشه توی سه چهار روز فقط از تهران نامه اومد از شرکت که اقای پاشایی شما باید بری تبریز و اونجا بقیه کاراتو انجام بدی و من چقدر تو اون لحظه قانون رو با تموم وجودم درککردم .و چقدر حالم خوب شد این فایل احساس کردم به تجربه من ربط داشت خاستم بگم که بقیه هم اگر توی این شرایط قرار گرفتن فقط توجهشون رو ور دارن همه چی دروست میشه.
استاد عزیزم من یه مثال خیلی پر رنگ و بارزی که لحضه به لحضه عذابم میده و باعث رنجش من و مادرم هست رو بگم خب با توجه به اینکه من دارم روی خودم نمیگم خیلی چون از لحاظ هر کس سنجش خیلی و زیاد و کم متفاوته میتونم بگم به اندازه ای که قدرت دارم باور هام رو عوض میکنم کار میکنم روی خودم مدت دو سالی میشه که داره زیاد میشه و الان طوری شده که هر لحضه با مادرم بحث دارم جدال و عصاب خوردی که چرا این کارو اشتباه کردی !
چرا گوش نمیدی حرفمو !
چرا باز اون کارو کردی!
چرا لجبازی میکنی!
چرا تغییر نمیکنی!
و خیلی چیزهای دیگه 😥 و حتی تو لحضه ای که دارم ازش ایراد میگیرم یه حسی درونم داد میزنه فقط سکوت کن برو یه جا تنها باش تا اروم بشی خشمت رو کنترل کن داری مادرت رو ناراحت میکنی 😔 اما ادامه میدم و هر لحضه بیشتر میخوام خودم رو کنترل کنم و این خشم رو و انگشت انتقاد رو سرکوب کنم بیشتر و بزرگ تر میشه خشمم با اینکه استاد من عاااشق مادرم هستم اما دارم هر دومون رو اذیت میکنم و الان چقدر تونست این فایل کمکم کنه حرفاتون چقدر منو تغییر داد همیشه به خودم میگم موئمن ها اینه یکدیگرند اما فکر میکردم در این مورد استسنا وجود داره و واقعا مشکل از مادر منه اما الان میفهمم که مشکل از درون من هست و من به هر چیزی که به مادرم انتقاد میکنم و ازارم میده در اصل از درون خود من هست و چون من بیشترین زمان رو با مادرم سپری میکنم جهان از طریق مادرم داره به من اشکالات درونی که باید درست کنم رو نشون میده وااای چقدر قشنگ 🤩جلوی چشم بوده این موضوع و من انقدر کور بودم و شما امروز دوباره چشم هام رو باز کردید درسته استاد عزیزم خیلی خیلی خیلی زیاد سکوت سخته و اینکه من سعی میکردم که سکوت کنم اما اینبار سعی نه بجای سعی جمله تاکیدی (باید)استفاده میکنم و باید سکوت کنم و هر چیزی با عث رنجشم شد رو به طور صحیح درستش کنم 😍 مادر من معلمم بوده تمام این مدت و من بجای اموختن ازشو شاگرد خوب شدن تنبلی کردم نیاموختم و فقط گله و شکایت کردم که تو معلم درستی نیستی که من چیزی یاد نمیگیرم
از امروز فقط سکوت و فقط کار کردن رو از درونم شروع میکنم و میدونم همینطور که استمرا و شناخت درست قوانین تا به الان همیشه جواب داده در این مورد هم دوباره جواب خواهم گرفت و با شما و خانواده بزرگم در این سایت به اشتراک خواهم گذاشت 🥰
ممنونم که فایل های شما را هر موقع گوش کنیم یک پیام را به ما میدهد. و این خیلی برام جالبه . با اینکه یک پیام را دارد اصلا تکراری نیست و انگار داریم برای بار اول گوش میکنیم.
پیام شما در تمام فایل ها اینه که وروووی های شما مهمه پس به آنچه توجه میکنید همون زندگی شما را میسازه.
اگه همیشه شاکی هستی و غر میزنی از زمین و زمان شکایت داری خوب جهان هم همیشه چیزهایی را به تو ارائه میدهد تا غر بزنی و شکایت بکنی.
احساست نتیجه افکارت است و اون احساس نتایج را رقم میزنه.
داری غر میزنی و گله و شکایت میکنی و فکر میکنی داری درد و دل میکنی و خدا هم حرفات را گوش میکنه و دلش برات میسوزه . نه صد در صد در اشتباه هستی.
این مذهبی که توی ذهن ما کردند و خدا را اینگونه به ما معرفی کردند اشتباه و دروغ محض بوده. چرا؟
چون عدالت این خدا همیشه زیر سواله؟
مثلا زلزله میاد سیل میاد همه میگن خدایا نمیبینی پس کجایی عدالت تو کجاست. هر اتفاقی برای ما میفته میگیم پس عدالت تو کجاست.
ولی خدای ما یک نظم و سیستم داره طبق اون قوانین کارش را انجام میده. و به حرف من و تو و زاری و گریه مردم زمستانش را با پاییز عوض نمیکنه.
بخاطر مردم خورشید صبح ها غروب نمیکنه.
نه طبق قوانین هستی الان و همیشه و قبلا جهان هستی کار خودش را انجام میدهد.
این ما هستیم که باید طبق قانون عمل کنیم. ما نمیتونیم بریم و یک لبه پرتکاه بایستیم و بگوییم جاذبه عمل نمیکنه و خدا نگهداری از من میکنه.
خدا میگه من به تو عقل دادم تا قوانین را بشناسی پس طبق قانون جاذبه وجود دارد.
طبق قانون آب در 100 درجه بجوش میاد . نمیشه امروز من بگم من دوست ندارم آب در حرارت بجوشه دوست دارم یخ بزنه.
نه آب میجوشه و این ما هستیم که از این قوانین برای راحتی زندگیمون استفاده کنیم و وقتی آب جوش آمد برای خودمون چای درست کنیم و لذت ببریم.
من از وقتی که وارد سایت شدم و هر روز فایل گوش کردم بعد از دو سال که این روزها باشه با تکرار فایل ها کمی به قوانین عمل میکنم. و هر چقدر بهتر عمل کردم نتیجه بهتر گرفتم.
ماه های اول فقط گوش میدادم بعد از یک سال حرف ها را و کلام را درک کردم و حالا رسیدم به عمل کردن.
من از دوسال پیش شروع کردم به کنترل ورودی هایم اما درک درستی نداشتم . پس آنچه که میفهمیدم دست و پا شکسته به دیگران هم میگفتم . پس انرژی من تلف میشد. بدون اینکه خودم هنوز نتیجه ای گرفته باشم.
اما الان که اینجا هستم نتایج بزرگی گرفتم و این نتایج اینه که به زندگی هیچ کس کار ندارم . کلا به هیچ کسی کاری ندارم. حال خودم خوبه و آرامش دارم. من سهم خودم را خوب انجام میدم . تمام تلاشم را میکنم که هر کاری را به بهترین وجه انجام بدم. از مادر بودن از همسر بودن از دختر بودن از دوست بودن . یعنی من کاری به کار کسی ندارم من کار خودم را انجام میدم و بقبه را میسپارم به خدای خودم.
میدونم اون کار خودش را خوب بلده. وقتی من حسم خوبه و وقتی من عاشقم پس جهان چاره ای نداره جز اینکه به من عشق بده.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
یعنی این شعر همه چیز را به ما میگه . جهان مثل آینه رفتار میکنه از دیگران توقع داری از مامانت توقع داری خودت چکار میکنی ؟ آیا تو کار خودت را درست انجام میدی که توقع داری مادرت کارش را درست انجام بده.
آیا عاشق همسرت هستی آیا عشقت بی توقع هست و یا نه عاشقی که مثلا اون برات کاری بکنه . عاشقی که بهت پول بده عاشقی که اگه یک روز حالش خوب نبود عشقت را زیر سوال ببری.
نه عاشقی کردن باید مطلق و خالص باشه.
مثل عشقی که به نوزاد شیرخوار میدیم . فقط عشق میدیم چون میدونیم کاری از دستش برنمیاد پس عشق مطلق و خالصه. چرا؟ چون توقع نداریم
همینکه بچه ها بزرگ میشن عشق ما هم فرق میکنه. عشق میدیم که چیزهایی دریافت کنیم.
اما من یاد گرفتم که اگه عشق بدون توقع باشه جهان کار خودش را انجام میده.
شاید از طرف بچه ات نباشه اما عشق بهت برمیگرده.
و تمام فایل های استاد همین را بیان میکنند که به چی توجه میکنی.
چی داری میخوری؟ میکروب میخوری غذای فاسد میخوری خوب حالت بد میشه.
و مثال جالبی که استاد دارند وقتی توی آب میوه گیری پرتقال میریزی توقع آب سیب نداری منتظر آب پرتقال هستی.
پس حواسمون باشه به این جهان چی میدیم . هر چی بدیم همون را دریافت میکنیم.
جهان به احساس ما پاسخ میده . اون هوشمنده . نمیشه یه چیزی بگی و حالت و احساست چیز دیگه بگه. نه . جهان به کلام ما کاری نداره به احساس ما کار داره.
برای همین مهمه که کار کنیم روی حال خوبمون. تکرار کنیم کارهای خوب را تا تکرار بشه احساس خوبمون.
نتیجه:
احساس خوب = اتفاقات خوب شرایط خوب آدم های خوب پول و ثروت خوب نعمت خوب آرامش و هر انچه که بهش رستگاری میگن.
خدایا شکرت که در این راه قرار گرفته ام و کمکم کن که استمرار داشته باشم.
سسلااام استاد عزیزم چقدر عالی که این فایل رو گذاشید البته حسم بهم میگفت ک فایل میذارید.. استاد خیلی به موقع بود مرسییی. داخل توصیحات نوشتید که این فایل مربوط به بیست روز پیشه و از این حرکت میشه فهمید که چقدر قدرت شهود زیاده چقدر شما پیشرفت کردید در زمینه دریافت الهامات الهی.. استاد عباسمنش من تو این چند روز فقط دیروز درگیر این اتفاقات شدم و مدام زنگ خطر درونم هشدار میداد ولی من بی محلی میکردم استاد تاثیرش برای چند روز دیگم رو که نمیدونم ولی همون موقع تمرکزم از هدف اصلیم که به خودم قول دادم به صورت لیزری کار کنم از بین رفت.. و دیشب مدام خواب های آشفته میدیدم صب که پاشدم به خودم قول دادم دیگ وارد فضاهای مخرب مجازی نشم و بشینم سر کار خودم و پر قدرت تر عمل کنم ولی باز هم نجوا میومد مگ تو حس انسان دوستی نداری مگ تو از این مملکت جدایی و غیره که نمیخوام بگم چون حرف بی ارزشه ولی خب سر عهدم موندم و نرفتم و اومدم تو سایت شما دیدم به به فایل جدید، واقعا لذت بردم استاد مرسی ازتون حتی اون نجواها هم از بین رفتن و به جاش ندای الله اومد بالا استاد حرفاتون کاملا درسته من دیروز مشرک بودم و شرک ورزیدم و زدم جاده خاکی ولی الان واقعا خوشحالم که برگشتم به اصل خودم به ذات الهی خودم حتی برای حال خوب کردن خودم مدام میرفتم سریال زندگی در بهشت میدیدم خدارو شاکرم که با وجود شرک های دیروزم اون منو رها نکرد و فانی قریب بود برام و بهم الهاماتی رسوند تا برگردم به سمت راه درست و قانونی تر عمل کنم در این دوره خوشحالم که اینترنتا کمی محدود شده برای اینکه کمک میکنه تو این فضا های سمی کمتر باشیم و خوشحالی دیگم اینکه سایت شما راحت بالا میاد و میتونم برای کنترل ذهنم ازش استفاده کنم… این دوران که به قول شما همیشه شرایط حساس کنونیه بنظرمن شبیه یه صافیه که میاد دوباره جداسازی میکنه ادم هایی که ایمان دارن و عمل میکنند و ادم هایی که حرف مفت میزنن اگ من الان درگیر بشم اون حرف مفتم ولی اگه بتونم خودم رو کنترل کنم و بجاش بیام این باور رو بیشتر برای خودم تکرار کنم که هر گونه شرایطی به نفع منه چون من در مدار خوشبختی جهان هستم و جهان به سمت پیشرفت و خوشبختی در جریانه قطعا معجزاتش رو مشاهده میکنم و نشون دهنده ی ایمان من عمل آورده.. عاشقتونم مثل همیشه پایدار باشید خیلی لباستون خوشگله و به دیزاین کلبه قشنگتون هم حواسم هست که کاشی سفید کردید آشپزخونه رو خیلی شیک شده و روحیه دار تر شده آفرین بهتوندکه مدام در حال تغییرید… مریم عزیزم دوستت دارم به امید دیدارتون😍❣️
خداوند را بی نهایت سپاسگزارم که من تقریبا با الهامات بی نظیر شما استاد نازنین زندگی ام هماهنگ هست به عنوان نمونه همین فایل فوق العاده و اتفاقات همین ایام هست که بالای نود درصد همین گونه که استاد گفتند عمل کردم در حالی که فایل را الان موفق شدم گوش کنم
به دوستان آگاه و جوانم عرض می کنم که این مهم در حالی است که در شصت سالگی در متن حوادث و تضادها بوده ام در مقابل طعنه ها ی دوستان سابق و وسوسه های بشدت شیطانی زیپ دهنم را بسته ام و همین چند روز پیش در پاسخ دوستان هم فرکانسی گفتم (اگر در جامعه هضم نمی شویم یا هم رنگ جماعت نمی شویم از روی انفعال نیست از روی اگاهیست که می دانم سیستم بعدی و بعدی و ..که از روی خروش و طغیان است به خیال باطل خود در صدد تغیر سنت های الهی هستند غافل از اینکه هیچ قدرتی بر این کار ندارند .من اگر درست شوم جهان درست می شود پس سکوتم از فریادی رساتر است که نه غمی از گذشته دارم و نه نگران اینده که هر اتفاقی به نفع من هست و هر کس هدایت می شود به انچه می خواهد)با آرامش اموزه های استاد و تجربه های شما ها را استفاده می کنم و از بدنه هم سن و سالها و همکاران و دوستان به شدت جو زده و سیاست زده جدا شده ام و کیف می کنم ،چرا که هیچ ربطی به گذشته ام ندارم
استاد جان از ان دو تا شرایط بالا شرط اول را بسیار باید فکر کنم تا یادم بیاید پس از ان صرف نظر می کنم ولی در مورد بند دوم و مواجه شدن با ناخواسته و کنترل آگانه ذهن عرض می کنم که من از مدتها قبل متوجه شده بودم که باید خودم همه مسئولیت های زندگیم را بر عهده بگیرم و هیچکس را مقصر مشکلات زندگیم ندانم در هیچ زمینه ایی!خدا را شکر آرامش حاصل و نتیجه ان بود که وارد زندگیم شد اما عمل به اموزهای شما و اشنایی با قانون و نگرش جدید به مفاهیم و ایه های قران که ان را نیز مرهون همان اموزشهای شما هستم به ویژه در رابطه با ثروت و رزق بی حساب خداوند باعث شد سرعت اصلاحات زندگیم در همه ابعاد و کیفیت ارامش و اسایش زندگیم و لذت بردن از مسیر به قدری زیاد و زیبا باشد که در این سن کاملا احساس جوانی و شادابی دارم و در همین لحظه که این متن را می نویسم با خانواده دوست داشتنی ام در عمارتی بسیار زیبا داریم کیف می کنیم و من با هیجان یکی دیگر از بزرگترین هدفهای امسالم را مثل همین خانه بزرگ و قشنگ دارم خلق می کنم که انشاالله به زودی در اینجا خواهم نوشت
عاشقتونم استاد
در پناه الله یکتا همگی شاد و سلامت و عاقبت بخیر باشیم🙏🙏🙏❤️
به نام خدای احساس.
سلام به استادعزیزوگرامی خودم.که همه ی حرفهاش الهام بخش وثمربخشه برای ما.
ازهرفایل استاد،لذت میبرم، حظ میکنم ،گوشموتیزمیکنم ببینم استاددرموردچ مبحثی میخادصحبت کنه .
قربونت بشم که صدات انقد،آرامش بخشه برای روح و روانم .
خداراسپاسگزارم که استادرابرسرراه زندگی من قرارداد،تابتونم برتمام عیبها ونواقصم غلبه کنم.
خیلی خوبه که با کمک استاد،میتونیم اشتباهاتمون رابپذیریم .وانگشت اشارمون رااز،روی دیگران برداریم .
یه عمراینطورزندگی کردیم که هرکجاباشکستی یامشکلی روبرو،می شدیم ،دنبال علتی در بیرون می گشتیم ،حتی به هواهم ،رحم نمیکردیم .هرچیزی سرراهمون بود،میتونس مشکل سازباشه .هیچ وقت به خودمون وکارهاورفتارهاوعملکردهای خودمون ،توجهی نداشتیم .اگرکسیم بهمون گوشزدمیکرد،به شدت ازدسش ناراحت میشدیم وازش فاصله می گرفتیم .
اصلن هرآدمی که ازماانتقادمیکردیاسرزنشمون میکرد،آدم به دردنخوری بودوبه درد ارتباط بامانمیخورد.
خیلی بی جنبه بودیم برای پذیرفتن ،اشتباهاتمون .
بله منم از همین دسته افرادی بودم که هربهانه ای را،توجیهی برای کارام میکردم.
به نظرم نه تنها خودم نمیتونستم تصمیمات و عملکردهای درستی داشته باشم ،بلکه غیرقابل تحمل برای افرادنزدیکم بودم .چون مدام قورمیزدم،ودلیل تراشی میکردم .
همیشه وهمیشه سردچار،اتفاقات ومشکلات تکراری با،یه رنگ و بوی دیگه میشدم .
احساس رضایت از چیزی نداشتم ،انگار،گره توکارام میفتاد.
طبیعتا،همچین فردی ،ذهنش درگیرودلش پرآشوب به همراه استرس واضطراب بوده.
به قول استادچقدوتاکی میخواهیم برای هر اتفاق ناجالب ویامشکلاتمون ،دلیل تراشی کنیم چندان بگیم این مقصربود؟اون مقصربود؟
اینجوروقتهابه زمین وزمان گیر ،میدیم .حتی ازخداهم شاکی میشیم.
گوش کردن مداوم فایلهاودوره هایی که ازاستادخریدم ،بالاخره نقطه ی دید،منوتغییرداد.وباعث شدمن به کلی باقبل خودم تغییرکنم .
از شخصیت قبلی خودم که به آرامش نرسیدم که هیچ ،خیلی وقتها هم خیلی چیزهاراازدست دادم .
به قول استادتاوقتی که عوامل بیرونی راباعث ،حوادثی که برات میفتن ،بدونی .نخاهی، پیشرفت کرد.
یه نگاهی به گذشته ی خودم کردم وباتاسف ،پذیرفتم که چقدخودم مقصربودم.
حالا که مدتی گذشته وجزعه،باورهای قبلیم شده .باشجاعت می پذیرم که من عامل همه ی اتفاقات و رویدادهای ناجالب ونامناسب زندگیم بودم .
ومسولیت جبران همه ی اونها رابه گردن گرفتم ،بدون اینکه به کسی حرفی بزنم .آخه اگه پیش کسی به خصوص همسرت اعتراف کنی ،فک کنم دست به کنترلشون ،بالابره و دوباره واردیه معضل دیگه ای بشم .
خودم به خودم وخدای خودم قول دادم .توذهنم به استاد هم قول دادم چون حس میکنم به عنوان یک شاگرد،بایدمسولیت پذیرباشم درقبال یادگیری درسهایی که ازاستادم یادمی گیرم .
پس گذشته رارهاکردم .چون دیگه تموم شده .خوب یا،بد،دیگه وجود خارجی نداره .
سعی کردم هرروز،بادقت بیشتری به رفتارهاوکنشهای روزانم ،توجه کنم .هرجا که به یه چالشی برخوردم ،باپذیرفتنش ببینم من چ کاری میتونم برای بهترشدنش انجام بدم .
دیگه صددرصدباورویقین دارم که خودم خالق ،همه ی اتفاقات زندگیم هستم .اگه اتفاقی خارج ازعملکرد،منم صورت بگیره ،به جای جنگ وجدل ،اونومی پذیرم وسعی دررفعش میکنم البته اگه توسهم ونقش من جاداشته باشه .
واگرنه که کلن ،رهامیکنم وتوجه وتمرکزمو،ازروی اون برمیدارم.
سال ۱۴۰۰۱باخودم عهدبستم که بااین قانون پیش برم وبه قول استاد،نگاهم راازروی زندگی اکثریت جامعه که هیچ کدومم ،احساس رضایت ندارن ،بردارم وسعی کنم متفاوت با بقیه باشم.
خداروشکرتوهمین چندماه هم به نتایج خیلی خوبی رسیدم .بزرگترین وباارزشترینش،رسیدن به آرامشه .
روزامو،باایرادگرفتن ازاتفاقات روزمره ،ازدست نمیدم .
حتی مواردی دارم ،که باب طبع من نیس ،یاهنوزنتونستم قلبن،باهاشون کناربیام ولی تاذهنم میاددرگیرشون بشه،تمرکزمو ،میبرم به چیزای مثبت یازیبای های دیگه .
اینجورمیشه که نکات منفی یاموضوعاتی که حالموبد،میکنه رازودازیاد،میبرم .
همین طور که پیش میریم ،متوجه میشیم که مسائلی که حالمونو،بدمیکرد،کمتروکمتراز،روزای قبل شدن .شایدم محوشدن .
واین ینی درست عمل کردن و نتیجه خوب عملکردهامون .
ینی تومدارخوب رفتن .
باافرادخوب هم فرکانس شدن .
با جهان هماهنگ شدن .
احساس رضایت داشتن ازخودت وخدای خودت.
درواقع به معنای واقعی ،ایمان داشتن .
باهدایت، خداپیش رفتن.
ودرآخر،موفق شدن وکسب موفقیتهاورسیدن به خواسته ها،داشتن سلامتی روح و جسم .
دریک کلام رسیدن به اوج خوشبختی .
استاد جونم ممنون وسپاسگزارتوهستم که هرروز باعث رشدعقلی من میشی .
امیدوارم بانگاه وبررسی تجاربهای ،گذشتمون ،به این نتیجه وروشنفکری برسیم که نیازداریم ،که تغییرکنیم .
به نام خداوندی که هرلحظه عاشقانه درحال هدایت منه
سلام به بهترین و عاشق ترین استادان عزیز و دوست داشتنی
اول از هرچیزی من دوتا موضوع رو که همیشه برام سوال بود و البته جوابشون هم خودم میدونستم رو میخوام اینجا بگم
1 : اینکه میدیدم و الان هم هنوز میبینم که خیلی از مردم بخصوص مردم نسل قبل همیشه میگن ای بابا تا زمانی که این روغن های ناسالم و نباتی و مواد غذایی های ناسالم نبودن مرد اصلا نمیدونستن درد و بیماری چیه
بعد من از همون کودکی میدیدم همین مردمی که اینجور میگن ولی برا گرفتن همین روغن های نباتی و رک بگم روغن های آشغال و مواد سایر موارد مانند قند،شکر،برنج و بقیه مواد غذایی های آشغال خودشونو میکشتن و همچنین الان میکشن حالا چه پولی چه رایگان بعنوان سبدکالا،یارانه،یا هرچیز دیگه که آی ملت ما باید بریم حق مونو بگیریم و دولت چرا هرچه زودتر این مواد غذایی هارو به ما نمیده
بعد میایند خیلی ساده و راحت میگن خدا فلان شون کنه از زمانی که اینارو به خورد مردم دادن مردم فهمیدن درد و بیماری ،سرطان و سکته چیه
منی که از همون زمانی که حتی اصلا با این مباحث آگاهی آشنا نبودم اما همیشه میگفتم آخه چی میگید شما خب کجا دیدین که دولت بیا بزور بگه اگر این روغن ها و این مواد هارو استفاده نکنید من شما رو اعدام میکنم و همیشه با خودم میگفتم من که نمیتونم این مردم رو تغییر بدم و از خودم شروع میکردم و همیشه سعی میکردم اون مواد غذایی های آشغال رو وارد بدنم نکنم و به همین دلیل هم تو کل فامیل و حتی محله مون من از این لحاظ مصرف تغذیه سالم معروفم یعنی همه میدونند که سجاد از همون بچگی همیشه سعی بر این داشت که باید همیشه تغذیه سالم و ارزش دار استفاده کنه،
و قبلا بر این نوع تفکرات و عملکردهای اکثر مردم از جمله اکثر افراد اطرافم هرسم میگرفت که چرا اینا اینقدر از لحاظ ذهنی بیمارن بااینکه میدونند که این نوع مواد غذایی ها بدترین و سمی ترین و بی ارزش ترین ها هستند برا جسم شون اما باز همچنان براشون خودکشی میکنند و تازه از دولت و خدا هم گله و شکایت میکنند که چرا بیشتر به ما نمیدن و اینا حق ما هستن
و واقعا هم دارن راست میگن که حق شونه چونکه دارن به جهان ثابت میکنند هرکی دنبال آشغال خوردنه حقش هم بیش از این چیزها نیست و باید هم سزاوار همین آشغال ها باشه و الان خیلی بهتر درک میکنم که جهان داره چگونه کار میکنه و چگونه داره به انتخاب فرکانس هرکسی واکنش و پاسخ میده
دیشب کنار چندتا از اقوام بودم که یکی شون گفت بیا تو خونه فلان غذا رو درست کردم بخور گفتم ممنون ولی از اینکه چون شما با روغن های نباتی ومخرب غذا درست میکنید من نمیخورم گفت ولکن بابا بخور بره مگه ما چقدر عمر میکنیم گفتم عمری که بی کیفیت باشه ارزش هیچی رو نداره حالا چه از لحاظ جسمی چه ذهنی،
و واقعا همون لحظه خیلی متاسف شدم و به همشون گفتم آخه شما و خیلی از آدمهای دیگه دنبال بیماری نگردید عامل اصلی یه عالمه از بیماری ها مصرف همین مواد غذایی هاست چرا دیگه اینقدر دنبال روش های عجیب و غریب و دکترهای مختلف هستید
اما غافل از اینکه راهکار و دلیل مسائل ما آدمها همیشه بیخ سر ما هست اما خیلی اوقات ما میخواهیم بریم تو غارها بگردیم و پیدا کنیم راه حل هارو ،،
واقعا هرچقدر که بیشتر میگذره من بیشتر پی به مشرک بودن مردم میبرم
بخصوص اکثر مردم کشور ما متاسفانه و اگر توجه کنید هرکشور هرچقدر مشرک تر هستند وضعیت کشورشون هم بدتره،،
و برعکس هرچقدر توحیدی تر وضعیت اون کشور هم بهتر و عالی تر و پیشرفته تره مانند آمریکا که واقعا من همیشه تحسین میکنم،،
البته که هرکشور همه خوب یا همه بد نیستن اما بیشتر بسمت توحیدی یا بیشتر بسمت شرک هستند حالا نمیخوام اسم ببرم خودتون بهتر میدونید،،
و الان چقدر بهتر میفهمم که حتی خیلی از بزرگان ما که نسل قبل بودن و الان هم هستند اما بازم حرفهای منفی میزنند برام ثابت شده که حتی همونا هم دارن حرف مفت میزنن و نتیجه حال منفی شون هم مشخصه،،
2: اینکه خداشاهده منم از مدتها پیش به این نتیجه رسیده بودم مثلا هرزمان کسی به من میگفت ببین اگه الان حکومت شاه بود چقدر همه چیز بهتر و عالیتر بود😁😁
و جواب همیشگی من این بود آخه عزیز من مگه همین مردم نبودن که راه افتادن توخیابون ها و شعار دادن،شکایت کردن و داد و فریاد و گفتن این چه وضعیه که برا مردم درست کردین باید این وضع تغییر کنه بهتراز اینا بشه و همچنین از زمانی هم که حکومت انقلاب بوجود اومد باز همچنان دارن میگن این چه وضعیه و باید این شرایطو تغییر بدین و من میگم ببین مردمی که اون زمان همین حرفارو میزدن و الان هم این حرفارو میزنن پس تا زمانی که اینجور تفکراتی دارن تا ابد هم اینارو میگن و مهم نیست که چقدر دولت ها و وضعیت بدتر با بهتر و بهشت گونه باشه بازم همین حرفای مفت میزنن میدونید چونکه از همون قبل انگار ناخودآگاه من همیشه داشت به این نکته توجه میکرد و شدید هم توجه میکرد آدمهایی که دارن از وضعیت موجود خانوادگی،شرایط کشور و جهان شکایت میکنند اگر بهترین شرایط هم بوجود بیاد بازم اینا همونطور هستن
پس این یه توهمه که اگر باید اول عامل بیرونی تغییر کنه تا درون منم تغییر کنه،،
اگر حتی من نوعی هم از خیلی قبل خوب نبودم و بعضی اوقات از جمع اکثریت میشدم و وارد بیماری های ذهنی میشدم اما بیشتر اوقات در خلوت خودم فکر میکردم که خدایا این مردم چرا اینجور هستن و چرا اینقدر ناسپاس و مشرک هستن و میگفتم خدایا من نمیدونم راه کاملا درست چیه اما این احساس رو هم دارم که راه اینا هم نادرست و مسیر بیماری زاست،،
و خدایا خودت منو به راه راست و درست هدایت کن و چونکه هنوز اوایل یعنی خیلی سال پیش آمادگی لازم رو نداشتم اما بالاخره بعد از مدتی که درخواست های مکرر و آمادگی لازم به لین راه هدایت شدم
خداروشکر،،
نکته بعد اینکه چقدر لذت بردم از دیدگاه بسیار زیبا و توحید گونه آقای پپکاردیولا
که واقعا من لذت میبرم از همچین شخصیت هایی که اینقدر تمرکزش رو زیبایی هاست میگه من فقط تمرکزم رو عوامل درونی ست و اصلا کار ندارم به اینکه داور و شرایط بیرون چکارهایی میکنند
و چقدر بیشتر لذت بردم از اینکه میگه من بازیکن هایی که خیلی مهارت دارن اما شخصیت های خوب ندارن اصلا برامن مهم نیست و من نمیخوام چون بازیکنی که تو رختکن سمپاشی میکنه اصلا خوب نیست مهم نیست که چقدر از لحاظ تکنیکی خوب باشه
من همیشه دنبال بازیکن هایی هستم که شخصیت های خوب و مثبت دارن چونکه اونا همیشه بهترین هستند و مناسب پیشرفتن
خدای من چقدر لین نوع نگرش ها برا من بسیار بینظیر و ارزشمندن چونکه بالاترین و ارزشمندترین نکته موفقیت و پیشرفت اول نوع شخصیت هر انسانی ست بعد مهارت ها و تکنیک هاش هست،،
چونکه نوع نگرش حرف اوله تو هر موضوعی مانند خودم زمانی که تو شغل قبل بودم بااینکه بهش علاقه نداشتم و استعدادم نسبت به اکثر همکارانم خیلی کمتر بود اما با نگرش مثبت باعث شد چقدر بهتر از خیلی هاشون بشم و چقدر درس ها از اون کار یاد بگیرم و الگویی برا موفقیت های بعد و الان خودم بشم که شده یکی از فکت های منطقی برا الانم اگر من اونموقع ها تونستم اون موفقیتها و کسب کنم پس در بقیه زمینه ها هم میتونم و مهم نیست که دیگران چقدر بگن استعداد خاصی ندارم بلکه مهم نوع دیدگاه و نگرش و ایمان داشتن منه
که الان رسیدم به آگاهی های دوره عزت نفس که اگر تمام عوامل موفقیت در یه کفه ترازو باشه و عزت نفس هم در به کفه ترازو این عامل بارها و بارها مهم تر و قدرتمندتر از تمام اون موضوعاته،،
عزت نفس یعنی همون توحید،ایمان،نگرش،توکل معنا و مفهوم عزت نفس ایناست نه فقط داشتن مهارت اما بدون ایمان خب وقتی تنها مهارت باشه اما ایمان نباشه واقعا قدرت لازم هم وجود نداره که به پیشرفت و دستاوردهای موردنظر برسه،،
چونکه من خیلی این چیزهارو تجربه کردم در زندگی خودم و یه عالمه آزمون و خطا و ضربه ها خوردم و همچنین زمان هایی هم که مهارت خاصی هم نداشتم اما بخاطر ایمان لازم در اون موضوع باعث میشد چقدر راحت تر و لذتبخش تر موفقیت کسب کنم
استاد عزیز هرچقدر بیشتر ادامه میدم این مسیر آگاهی بخش رو واقعا دارم بیشتر درک میکنم که چقدر این مسیر و صحبتهات بینظیر و بی نهایت ارزشمند و زندگیسازه
چونکه با هربار کار کردن رو خودمون بهتر متوجه میشیم که با هربار شکایت کردن باعث هلاکت خودمون و با هربار سپاسگذاری و ساخت درون خودمون باعث هدایت به مسیر هدایت شدگانیم،
خدایا ما را به راه راست و راه کسانی که اقلیت مردم هستند هدایت کن نه راه کسانی که غضب شدگان هستند که متاسفانه اکثریت هستن و توجه به نکات منفی هستند
راه کسانی که مانند استادان عزیز و این خانواده هستند هدایت کن و مرا کمک کن تا بتونم باایمان راستین در این مسیر با اراده بمونم و حرکت کنم
ممنون از تمامی شما که همیشه سعی بر نکات زیبا و مسیر زیبای الهی دارید.
🥰🙏😁🤗❤️👍👏🇮🇷🇺🇸
با سلام و درود خدمت استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته بزرگوار،و سپاسگزارم برای اینهمه آگاهی فوق العاده که باعث میشه عمیق تر به زندگی نگاه کنیم.
در درجه اول سپاسگزار پروردگارم هستم که این لیاقت رو در من قرارداد تا در این مسیر زیبا و پر از عشق قرار بگیرم تا بتونم معنای واقعی زندگی رو بفهمم و درک کنم و لحظه به لحظه انسان بهتری بشم.
با توجه به این فایل فوق العاده و توضیح روان و دقیق و ریشه ای استاد عزیز که چقدر ما در زندگی اشتباهات فراوانی رو انجام دادیم،کنترل افکارمون رو نداشتیم و به نقطه ایی رسیدم که فقط گله و شکایت میکنیم و هرچه ناخواسته بود رو به زندگی خودمون جذب کردیم.
همونطور که استاد عزیز توضیح دادن من هم به نوبه خودم اشتباهات فراوانی انجام دادم،به خاطر میارم زمان هایی که در کارم و در افکار خودم به خداوند گله و شکایت میکردم به شرکت گله و شکایت میکردم به همکار هام گله و شکایت میکردم که چرا انقدر حقوقم کمه،چرا انقد ساعت کاری زیاده چرا انقدر کار سخته،این چه زندگی ایه که همش باید زجر بکشم و مرتب توجهم رو ناخواسته ها بود روی عوامل بیرونی بود،و حتی زمانی که شغل خودم رو راه انداختم باز هم به عوامل بیرونی گیر میدادم که چرا پول در نمیارم،چرا مشتری انقدر کمه،چرا پول کم در میارم چرا خدا با من اینجوری میکنه چرا کشور ما انیجوریه چرا به مردمش اهمیت نمیده و و و اینجور افکاری که مرتب در ذهن من جاری بود و من گم شده بودم در افکارم و مرتب احساس من بد بود و شرایط هم متناسب با احساسم و افکارم بد میشد و من روز های بعد دوباره و دوباره گله و شکایت میکردم.
انقدر این گله و شکایت ها در افکار من جاری شده بود که در تک تک مسائل زندگیم نفوذ کرده بود،چه در موضوع روابط،چه در موضوع سلامتی و زیبایی،چه در موضوع حتی بازی کردن و بازی کردن تیم مورد علاقم،در تک تک مسائل این گله و شکایت رو وقتی استاد توضیح دادن من به خاطر آوردم که چقدر احساساتم بد میشد و مرتب افکار منفی داشتم و توجهم رو نازیبایی ها بود.
بعد از آشنایی با قوانین الهی توسط استاد عزیز به نوعی یه خیال راحتی به سمتم اومد یه آرامش خیال خوبی داشتم یه احساس جدید و فوق العاده ای به سمتم اومد که آقا دست از گله و شکایت بردار شاید تو مشکل داری؟ تو مگه تکمیلی که فکر میکنی مشکلی نداری؟ یه نگاه به خودت بنداز ببین چه افکاری تو ذهنته ببین به چی داری توجه میکنی،دنیای بیرون آینه درون ماست تو چجوری داری به مسائل نگاه میکنی تو افکارت چی میگذره اگه مشکل داری اگه نتیجه نمیگیری اگه ناراضی ای این ربطی به عوامل بیرونی نداره تو مشکل داری که تو بیرونم این مشکل برات بوجود میاد.
یه مثال خیلی قشنگ و جالب من شنیدم و خیلی برای من تاثیرگذار بود امیدوارم برای شما هم تاثیرگذار بوده باشه:
گفت تو با یه صورت کثیف میری جلوی آیینه
آیینه یه صورت کثیفو بهت نشون میده
آیینه با تو پدر کشتگی نداره
صورتتو تمیز کن آیینه هم یه صورت تمیز رو بهت نشون بده.
متوجه شدم باید و باید بتونم افکارم رو کنترل کنم و عوامل بیرونی رو مقصر ندونم هرچیزی رو که میبینم مشکل داره،درون من مشکل داره که اونو مشکل میبینه،درون من هم از جنس اون مشکل رو داره،دلیلی نداره من بیام کسی یا شرایطی یا مکانو زمانی رو مقصر بدونم یا خدارو مقصر بدونم.
زمانی که خودمون داریم انتخاب میکنیم به چه چیزی نگاه کنیم به چیزی دست بزنیم چه چیزی رو گوش بدیم چه چیزی رو بو کنیم چه چیزی رو در افکارمون بیشتر بهش توجه کنیم نتیجش دقیقا در احساسات ما بوجود میاد که اون چیز بد بوده یا خوب بوده،پس وقتی با یک ناخواسته رو به رو میشیم و گله و شکایت میکنیم مطمعن باشیم خودمون اون رو پرورشش دادیم و بزرگش کردیم که انقدر الان تو زندگیمون بولد شده.
من اکثر اوقات که به این مسائل فکر میکنم،متوجه میشم ذهن ما دقیقا مثل تربیت کردن بچه هست،هرجوری تربیتش کنی همون رو بهت تحویل میده،به بچه فحش یاد بدی بزرگ بشه فحش میده،به بچه دعوا یاد بدی بزرگ بشه دعوا میکنه،به بچه محبت کردن عشق ورزیدن توجه به زیبایی هارو یاد بدی بزرگ هم بشه همین کار رو میکنه،ذهن ما لحظه به لحظه تا زمان مرگش داره تربیت میشه داره یاد میگیره داره فعالیت میکنه داره افکار رو برانداز میکنه پس چه بهتر که نازیبایی هارو بریزیم دور و به زیبایی ها توجه کنیم و از گله و شکایت به دور باشیم.
و در نهایت سپاسگزار استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته بزرگوار هستم که انقدر قشنگ و روان و زیبا مسائل رو باز میکنن و توضیح میدن تا بتونیم لحظه به لحظه انسان بهتری بشیم.
و همچنین سپاسگزار تیم پشتیبانی سایت و تمام اعضای دوسداشتنی سایت هستم که این انرژی فوق العاده رو به من منتقل میکنن.
دوستتون دارم از اعماق قلبم و احساسم که همین قلب و احساس رو پروردگارم در من بوجود اورده،لبریز از عشق خداوند باشید.
سلام بر استاد خوشگل و خوش پوشم و به مریم جان عزیزم خیلی دوستتون دارم من خیلی
(مائده)
🔴استاد بهترین فایلی بود که من تو این اوضاع گوش دادم من تو این اوضاعی که اخیرا تو کشور ایجاد شده همش دنبالش میکردم با اینکه من قانون جهان هستی رو میدونستم ولی بازم نگاه میکردم گریه میشدم در حدی نفس نمیتونستم بکشم تو مغزم با همه جنگو دعوا راه انداخته بودم همه رو میکشتم یکی یکی تا اروم میشدم 😶خلاصه بگم که استاد داغون ترو داغون تر میشدم اون اتفاقاتی که دیده بودم داشت کم کمو کم برام به واقعیت تبدیل میشد دیگه نمیتونستم مغزمو کنترل کنم تمام وجودمو ترس گرفته بود با اینکه من مسافرت بودم تو این اوضاع و شهر هایی بودم که خیلی ارام و بی صدا بودن ولی اون شهرا برای من به جهنم خالص تبدیل شدن وقتی که من تو اینستاگرام میچخریدم و تند تند فرکانس اونرو برای خودم میفرستادم و میگفتم نه من یک دختر هستم باید به حقوق دختران اهمیت بدم و اعتراض کنم شروع کردم به استوری گذاشتن و به این منجلاب فرو رفتن
🟢ولی امدم فکر کردم یاد فایل حجاب افتادم گفتم نگاه مائده استاد گفت تو خودت میفهمی کجا وچه مکانی چجوری بپوشی که مورد ازار و اذیت قرار نگیری چون تو قران امده اون زمان اگر داشتن پارچه روی خودشون میکشیدن بخاطر افتاب وحشت ناک بود که مورد ازار قرار نگیرن و همین طور هم تو میتونی با تغیرر مدارت به جایگاهیی برسی که از این جور مشکلا دور بمونی تو خودتت میتونی خودتو به ارش برسونی میتونی به زیر فرش هم برسونی تو مسئول همه چیز ها هستی من کلا بیرون میرم شال نمیپوشم فقط حالت شال گردن میندازم دور گردنم ولی دیدم دارم جریمه میشه ماشینم هزارتا اتفاق الکی الکی….. برام رخ میده امدم در درونم این مشکلو پیدا کردم گفتم نگا خدایش بگو چرا شال نمیپوشی ؟یهو بهم گفت چون حجاب بهت نمیاد زشت میشی اونجوری خوشگلتر میشی میتونی تا خود صبح جلب توجه کنی و مدافعه حقوق خانوم ها هم بشی که بگی اره من دارم شال نمیپوشم جریمه میشم ولی یک حرکتی نمیکنید شما ها که دم از این کارها میزنید خلاصه وقتی هم دنبال اینکارا میری جهان هم تو این فرکانس ها میفرستتته از وقتی که خودمو مسئول دونستم جاهای که مناسبه لباس های که دوست دارمو میپوشم جایی که میدونم چجوری توی شهرم یکم پوشیده تر میپوشم که از خودم محافظت کنم و حالم بهتر باشه
🔴یا اینکه همین دیشب داشتم گریه میکردم بخاطر اینکه رابطه دوستیم تموم شده بود و من نمیتونستم از اون طرف جدا بمونم بخاطر اینکه عقده محبت و بغل کردنو،از طرف مقابلم داشتم ،و کسی به حرفام گوش بدهمو ،و هی نازمو بخره. هی غر میزدم به خدا هم که چرا تو منو نمیبینی چرا برام یک فرد اینجوری نمیاری بزاری جلو راهم که از این یکی دست بردارم و همین طور هم میگفتم الان اگر پدرم منو بغل میکردم نازمو میخریدم من عقده محبت کردن از جنس مخالفمو نداشتم میزاشتم بره هرجا میخواد بره منتشو اینقدر نمیکشیدم تا دوساعت فقط گریه میکردمو اه میکشیدم
🟢تا اینکه نجوا های خداوند می امدن که بهم میگفت تو الان با یکی دیگه بری از وابستگی اون شخص به دیگری منتقل میشه دوباره همین اشو همین کاسه چون تو خلع عاطفی داری تو از منبع که خودت هستی دوری و به دیگران دست به گدایی بردی تو چرا از پدرت منت داری چرا خودت خودتو بغل نمیکنی بوس نمیکنی چرا ناز خودت نمیخری چرا انگشتت رو به بیرون که دیگرانو مقصر کنی
و خلاصه که استاد شما بهترین هستین و من عاشق اینهمه منطق عالی هستم و از شما و مریم جون سپاس گزارم که خداوند شمارو در سر راه من گذاشت♥️♥️♥️🦋🦋🦋
دختر خانواده:
سلام
برای من خیلی فایل به جایی بود.
توی خونه ی ما اگر دنبال خبر نری خبر دنبالت نمیاد و چند ساله انتن تلویزیون اصلا وصل نیست و ماهواره هم نداریم و فضای مجازیمون هم کنترل شده است و مهمون خاصی هم نداریم و سه ماهه از تهران به روستا مهاجرت کردیم، اینجا فوق العاده خلوته و هیچ خبری نیست.
خلاصه خدا انواع اقسام همزمانی هارو بسیج کرده که خانواده ی ما در آرامش باشه و یا حداقل اختیار انتخاب کردن آرامش رو داشته باشیم.
البته که توی کنترل ورودی ها تکاملمون رو تا اینجا طی کردیم ولی هیچوقت به موجها و مسائل سیاسی علاقهای نداشتیم ولی خبرها بهمون میرسید.
این چند روز من خودم یه کم فضولی کردم توی فضای مجازی و حس خودم رو خراب کردم، و یکی دو روزه داشتم دنبال منطق، باور و دیدگاهی میگشتم که بهترین واکنش باشه نسبت به اینجور اوضاع و بهترین حس رو بهم بده، نگو که بهترین باور همون اولین اصلای هست که استاد در همه ی دوره ها به عنوان اولین تعهد بیان میکنند. که “من خالق زندگی خودم هستم” یعنی من فقط و فقط خالق زندگی خودم هستم، نمیتونم کسی رو و زندگی کسی رو تغییر بدم ولی میتونم زندگی خودم رو بسازم، و بیرون از من هر اتفاقی بیفته میتونه هیچ تاثیری نداشته باشه اگر من باور داشته باشم که عوامل بیرونی بی تاثیر اند.
پریروز در قرآن به سوره ی رعد آیه ی ۱۱ برخوردم:
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ
براى انسان نگهبانانی است که او را از پیشرو و از پشت سر به فرمان خداوند حفاظت مىکنند. همانا خداوند حال قومى را تغییر نمىدهد تا آنکه آنان حال خود را تغییر دهند و هرگاه خداوند براى قومى آسیبى بخواهد پس هیچ برگشتى براى آن نیست و در برابر او هیچ یاورى براى آنان نیست.
و اون تغییر از جایی شروع میشه که آدم ها باور کنند خالق هستند.
یادمه به عنوان دانش آموز همیشه این بهانه رو می آوردیم که فلان معلم هیچوقت خوب نمره نمیده و همش اعتراض میکردیم که البته هیچی تغییر نمیکرد، همیشه هم همون معلم به یکسری از دانش آموزانی که سرشون به درس خودشون بود نمره ی عالی میدادن. که درستش اینه که اون دانش آموز ها هیچوقت به جو کلاس اهمیت نمیدادند، روی درس خودشون تمرکز میکردند و نمره ی خوب خودشون رو میگرفتند.
بعدا توی دانشگاه توی یکسری از کلاس هایی که همه اعتراض میکردند به استاد من شدم جزو اون دانشجوهایی که نمره کامل میگرفت! چون درس خودم رو میخوندم البته که اجتماعی و فعال هم بودم ولی نمره ی خودم رو میگرفتم چون باورم این بود که من تلاش کردم و با من به عدالت رفتار میشه و همینطور هم میشد.
به داداشم هم همیشه میگم اگر یه نفر تونسته از اون معلم نمره ی خوبی بگیره یعنی بقیه هم میتونن!
وقتی تمرکزت رو از روی بدیهای معلم یا استاد برداری و بذاری روی خودت و درسات رو درست بخونی، اون معلم دست خدا میشه و تورو به ارتعاشی که فرستادی میرسونه و بنظرم چاره ای جز این نداره چون قدرت دست خداست. وگرنه همونطوری باهات برخورد میکنه که قضاوتش کردی.
مقصر دونستن دیگران پیش پا افتاده ترین راه حله، خیلی هم راحته با جماعت هماهنگ شدن و غر زدن، ولی این ویژگی شخصیت آدم رو به شدت ناتوان میکنه و اگر عمیق بشه تبدیل به شرک میشه که به دنبالش کلی بلاهای عجیب غریب رو آدم جذب میکنه.
برعکس، مسئولیت پذیری اولش سخته ولی خیلی قدرتمند کننده است و به دنبالش راه حل ها میان و گره ها باز میشن.
و قلب آدم هم به حضور خدا گرم میشه.
سلام دوست عزیزم
در پاسخ به حرفی که درباره اعتراض به یک معلم رو زدین عرض کنم که من در دوران دبیرستان یک معلم با اخلاق عجیبی داشتم، خود من و ۳۲ نفر از هم کلاسی هام اعتراض کردیم پیش مدیر، درسته چند ماه اول رسیدگی نشد، و معلم ب هممون نمره ی بد میداد، البته کسایی ک واقعا خوب درس میخوندن نمره میگرفتن اما پایین تر از حقشون! که این جز اخلاقای عجیب معلمم بود
اما ما همچنان اعتراض کردیم و یک روز هم کامل سر کلاسش نرفتیم، و همین باعث شد این معلم بره ویک معلم خانوم با اخلاق و ماه بیاد و ب ما تدریس کنه!
بله درسته ما حقمون رو خواستیم، حق داشتن یه معلم خوب و با اخلاق، ک بهمون هم داده شد
البته این قضیه کمی تفاوت داره با قضیه شما
اما ما اعتراض کردیم و حقمون رو گرفتیم، این چه اشکالی داره اخه؟
چرا متوجهش نمیشم؟
چرا وقتی امکان تغییر هست تلاش نکنیم؟؟
من دیدم هزاران هزار نمونه های این مدلی که ظلم رو نپذیرفتن و در آخر ب حقشون رسیدن، این چه مشکلی داره؟
با سلام خدمت استاد عزیزم.و خانوم شایسته.
استاد درمورد این بحث من یادم میاد برادر من خیلی زیاد قلیان میکشید خیلی زیاد حالا این موضوع مال چند ماه پیش هست و من همواره شکایت بسته اینجا میگفتم اونجا میگفتم و به زمین زمان شکایت میکردم چون توی یه خونه بودیم و من واقعا اذیت میشدم از این موضوع و بدم میومد چون خودم دوچرخه سوارم و واقعا بوی اون منو اذیت میکردم فک کنم دو ماه پیش بود گه نشستم باخودم خلوت کردم و گفتم من که این همه روی خودم کار کردم این همه قانون یاد گرفتم چرا هی میگم و هی و هیییی بارها و بارها بیشتر جذبش میکنم و توجهم رو از روی اون ورداشتم و استاد باورتون نمیشه توی سه چهار روز فقط از تهران نامه اومد از شرکت که اقای پاشایی شما باید بری تبریز و اونجا بقیه کاراتو انجام بدی و من چقدر تو اون لحظه قانون رو با تموم وجودم درککردم .و چقدر حالم خوب شد این فایل احساس کردم به تجربه من ربط داشت خاستم بگم که بقیه هم اگر توی این شرایط قرار گرفتن فقط توجهشون رو ور دارن همه چی دروست میشه.
استاد عزیزم دوست دارم .همیشه عالی باشد . .
استاد عزیزم من یه مثال خیلی پر رنگ و بارزی که لحضه به لحضه عذابم میده و باعث رنجش من و مادرم هست رو بگم خب با توجه به اینکه من دارم روی خودم نمیگم خیلی چون از لحاظ هر کس سنجش خیلی و زیاد و کم متفاوته میتونم بگم به اندازه ای که قدرت دارم باور هام رو عوض میکنم کار میکنم روی خودم مدت دو سالی میشه که داره زیاد میشه و الان طوری شده که هر لحضه با مادرم بحث دارم جدال و عصاب خوردی که چرا این کارو اشتباه کردی !
چرا گوش نمیدی حرفمو !
چرا باز اون کارو کردی!
چرا لجبازی میکنی!
چرا تغییر نمیکنی!
و خیلی چیزهای دیگه 😥 و حتی تو لحضه ای که دارم ازش ایراد میگیرم یه حسی درونم داد میزنه فقط سکوت کن برو یه جا تنها باش تا اروم بشی خشمت رو کنترل کن داری مادرت رو ناراحت میکنی 😔 اما ادامه میدم و هر لحضه بیشتر میخوام خودم رو کنترل کنم و این خشم رو و انگشت انتقاد رو سرکوب کنم بیشتر و بزرگ تر میشه خشمم با اینکه استاد من عاااشق مادرم هستم اما دارم هر دومون رو اذیت میکنم و الان چقدر تونست این فایل کمکم کنه حرفاتون چقدر منو تغییر داد همیشه به خودم میگم موئمن ها اینه یکدیگرند اما فکر میکردم در این مورد استسنا وجود داره و واقعا مشکل از مادر منه اما الان میفهمم که مشکل از درون من هست و من به هر چیزی که به مادرم انتقاد میکنم و ازارم میده در اصل از درون خود من هست و چون من بیشترین زمان رو با مادرم سپری میکنم جهان از طریق مادرم داره به من اشکالات درونی که باید درست کنم رو نشون میده وااای چقدر قشنگ 🤩جلوی چشم بوده این موضوع و من انقدر کور بودم و شما امروز دوباره چشم هام رو باز کردید درسته استاد عزیزم خیلی خیلی خیلی زیاد سکوت سخته و اینکه من سعی میکردم که سکوت کنم اما اینبار سعی نه بجای سعی جمله تاکیدی (باید)استفاده میکنم و باید سکوت کنم و هر چیزی با عث رنجشم شد رو به طور صحیح درستش کنم 😍 مادر من معلمم بوده تمام این مدت و من بجای اموختن ازشو شاگرد خوب شدن تنبلی کردم نیاموختم و فقط گله و شکایت کردم که تو معلم درستی نیستی که من چیزی یاد نمیگیرم
از امروز فقط سکوت و فقط کار کردن رو از درونم شروع میکنم و میدونم همینطور که استمرا و شناخت درست قوانین تا به الان همیشه جواب داده در این مورد هم دوباره جواب خواهم گرفت و با شما و خانواده بزرگم در این سایت به اشتراک خواهم گذاشت 🥰
دوووستون دارم
به نام رب العالمین
روز 122 ام روزشمار من
سلام بر استاد عزیزم
ممنونم که فایل های شما را هر موقع گوش کنیم یک پیام را به ما میدهد. و این خیلی برام جالبه . با اینکه یک پیام را دارد اصلا تکراری نیست و انگار داریم برای بار اول گوش میکنیم.
پیام شما در تمام فایل ها اینه که وروووی های شما مهمه پس به آنچه توجه میکنید همون زندگی شما را میسازه.
اگه همیشه شاکی هستی و غر میزنی از زمین و زمان شکایت داری خوب جهان هم همیشه چیزهایی را به تو ارائه میدهد تا غر بزنی و شکایت بکنی.
احساست نتیجه افکارت است و اون احساس نتایج را رقم میزنه.
داری غر میزنی و گله و شکایت میکنی و فکر میکنی داری درد و دل میکنی و خدا هم حرفات را گوش میکنه و دلش برات میسوزه . نه صد در صد در اشتباه هستی.
این مذهبی که توی ذهن ما کردند و خدا را اینگونه به ما معرفی کردند اشتباه و دروغ محض بوده. چرا؟
چون عدالت این خدا همیشه زیر سواله؟
مثلا زلزله میاد سیل میاد همه میگن خدایا نمیبینی پس کجایی عدالت تو کجاست. هر اتفاقی برای ما میفته میگیم پس عدالت تو کجاست.
ولی خدای ما یک نظم و سیستم داره طبق اون قوانین کارش را انجام میده. و به حرف من و تو و زاری و گریه مردم زمستانش را با پاییز عوض نمیکنه.
بخاطر مردم خورشید صبح ها غروب نمیکنه.
نه طبق قوانین هستی الان و همیشه و قبلا جهان هستی کار خودش را انجام میدهد.
این ما هستیم که باید طبق قانون عمل کنیم. ما نمیتونیم بریم و یک لبه پرتکاه بایستیم و بگوییم جاذبه عمل نمیکنه و خدا نگهداری از من میکنه.
خدا میگه من به تو عقل دادم تا قوانین را بشناسی پس طبق قانون جاذبه وجود دارد.
طبق قانون آب در 100 درجه بجوش میاد . نمیشه امروز من بگم من دوست ندارم آب در حرارت بجوشه دوست دارم یخ بزنه.
نه آب میجوشه و این ما هستیم که از این قوانین برای راحتی زندگیمون استفاده کنیم و وقتی آب جوش آمد برای خودمون چای درست کنیم و لذت ببریم.
من از وقتی که وارد سایت شدم و هر روز فایل گوش کردم بعد از دو سال که این روزها باشه با تکرار فایل ها کمی به قوانین عمل میکنم. و هر چقدر بهتر عمل کردم نتیجه بهتر گرفتم.
ماه های اول فقط گوش میدادم بعد از یک سال حرف ها را و کلام را درک کردم و حالا رسیدم به عمل کردن.
من از دوسال پیش شروع کردم به کنترل ورودی هایم اما درک درستی نداشتم . پس آنچه که میفهمیدم دست و پا شکسته به دیگران هم میگفتم . پس انرژی من تلف میشد. بدون اینکه خودم هنوز نتیجه ای گرفته باشم.
اما الان که اینجا هستم نتایج بزرگی گرفتم و این نتایج اینه که به زندگی هیچ کس کار ندارم . کلا به هیچ کسی کاری ندارم. حال خودم خوبه و آرامش دارم. من سهم خودم را خوب انجام میدم . تمام تلاشم را میکنم که هر کاری را به بهترین وجه انجام بدم. از مادر بودن از همسر بودن از دختر بودن از دوست بودن . یعنی من کاری به کار کسی ندارم من کار خودم را انجام میدم و بقبه را میسپارم به خدای خودم.
میدونم اون کار خودش را خوب بلده. وقتی من حسم خوبه و وقتی من عاشقم پس جهان چاره ای نداره جز اینکه به من عشق بده.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
یعنی این شعر همه چیز را به ما میگه . جهان مثل آینه رفتار میکنه از دیگران توقع داری از مامانت توقع داری خودت چکار میکنی ؟ آیا تو کار خودت را درست انجام میدی که توقع داری مادرت کارش را درست انجام بده.
آیا عاشق همسرت هستی آیا عشقت بی توقع هست و یا نه عاشقی که مثلا اون برات کاری بکنه . عاشقی که بهت پول بده عاشقی که اگه یک روز حالش خوب نبود عشقت را زیر سوال ببری.
نه عاشقی کردن باید مطلق و خالص باشه.
مثل عشقی که به نوزاد شیرخوار میدیم . فقط عشق میدیم چون میدونیم کاری از دستش برنمیاد پس عشق مطلق و خالصه. چرا؟ چون توقع نداریم
همینکه بچه ها بزرگ میشن عشق ما هم فرق میکنه. عشق میدیم که چیزهایی دریافت کنیم.
اما من یاد گرفتم که اگه عشق بدون توقع باشه جهان کار خودش را انجام میده.
شاید از طرف بچه ات نباشه اما عشق بهت برمیگرده.
و تمام فایل های استاد همین را بیان میکنند که به چی توجه میکنی.
چی داری میخوری؟ میکروب میخوری غذای فاسد میخوری خوب حالت بد میشه.
و مثال جالبی که استاد دارند وقتی توی آب میوه گیری پرتقال میریزی توقع آب سیب نداری منتظر آب پرتقال هستی.
پس حواسمون باشه به این جهان چی میدیم . هر چی بدیم همون را دریافت میکنیم.
جهان به احساس ما پاسخ میده . اون هوشمنده . نمیشه یه چیزی بگی و حالت و احساست چیز دیگه بگه. نه . جهان به کلام ما کاری نداره به احساس ما کار داره.
برای همین مهمه که کار کنیم روی حال خوبمون. تکرار کنیم کارهای خوب را تا تکرار بشه احساس خوبمون.
نتیجه:
احساس خوب = اتفاقات خوب شرایط خوب آدم های خوب پول و ثروت خوب نعمت خوب آرامش و هر انچه که بهش رستگاری میگن.
خدایا شکرت که در این راه قرار گرفته ام و کمکم کن که استمرار داشته باشم.
ممنونم از این مسیر سبز.
خیلی خیلی دوستتون دارم
سپاسگزارم
سسلااام استاد عزیزم چقدر عالی که این فایل رو گذاشید البته حسم بهم میگفت ک فایل میذارید.. استاد خیلی به موقع بود مرسییی. داخل توصیحات نوشتید که این فایل مربوط به بیست روز پیشه و از این حرکت میشه فهمید که چقدر قدرت شهود زیاده چقدر شما پیشرفت کردید در زمینه دریافت الهامات الهی.. استاد عباسمنش من تو این چند روز فقط دیروز درگیر این اتفاقات شدم و مدام زنگ خطر درونم هشدار میداد ولی من بی محلی میکردم استاد تاثیرش برای چند روز دیگم رو که نمیدونم ولی همون موقع تمرکزم از هدف اصلیم که به خودم قول دادم به صورت لیزری کار کنم از بین رفت.. و دیشب مدام خواب های آشفته میدیدم صب که پاشدم به خودم قول دادم دیگ وارد فضاهای مخرب مجازی نشم و بشینم سر کار خودم و پر قدرت تر عمل کنم ولی باز هم نجوا میومد مگ تو حس انسان دوستی نداری مگ تو از این مملکت جدایی و غیره که نمیخوام بگم چون حرف بی ارزشه ولی خب سر عهدم موندم و نرفتم و اومدم تو سایت شما دیدم به به فایل جدید، واقعا لذت بردم استاد مرسی ازتون حتی اون نجواها هم از بین رفتن و به جاش ندای الله اومد بالا استاد حرفاتون کاملا درسته من دیروز مشرک بودم و شرک ورزیدم و زدم جاده خاکی ولی الان واقعا خوشحالم که برگشتم به اصل خودم به ذات الهی خودم حتی برای حال خوب کردن خودم مدام میرفتم سریال زندگی در بهشت میدیدم خدارو شاکرم که با وجود شرک های دیروزم اون منو رها نکرد و فانی قریب بود برام و بهم الهاماتی رسوند تا برگردم به سمت راه درست و قانونی تر عمل کنم در این دوره خوشحالم که اینترنتا کمی محدود شده برای اینکه کمک میکنه تو این فضا های سمی کمتر باشیم و خوشحالی دیگم اینکه سایت شما راحت بالا میاد و میتونم برای کنترل ذهنم ازش استفاده کنم… این دوران که به قول شما همیشه شرایط حساس کنونیه بنظرمن شبیه یه صافیه که میاد دوباره جداسازی میکنه ادم هایی که ایمان دارن و عمل میکنند و ادم هایی که حرف مفت میزنن اگ من الان درگیر بشم اون حرف مفتم ولی اگه بتونم خودم رو کنترل کنم و بجاش بیام این باور رو بیشتر برای خودم تکرار کنم که هر گونه شرایطی به نفع منه چون من در مدار خوشبختی جهان هستم و جهان به سمت پیشرفت و خوشبختی در جریانه قطعا معجزاتش رو مشاهده میکنم و نشون دهنده ی ایمان من عمل آورده.. عاشقتونم مثل همیشه پایدار باشید خیلی لباستون خوشگله و به دیزاین کلبه قشنگتون هم حواسم هست که کاشی سفید کردید آشپزخونه رو خیلی شیک شده و روحیه دار تر شده آفرین بهتوندکه مدام در حال تغییرید… مریم عزیزم دوستت دارم به امید دیدارتون😍❣️
سلام به استاد عزیزم و همه عزیزانم
خداوند را بی نهایت سپاسگزارم که من تقریبا با الهامات بی نظیر شما استاد نازنین زندگی ام هماهنگ هست به عنوان نمونه همین فایل فوق العاده و اتفاقات همین ایام هست که بالای نود درصد همین گونه که استاد گفتند عمل کردم در حالی که فایل را الان موفق شدم گوش کنم
به دوستان آگاه و جوانم عرض می کنم که این مهم در حالی است که در شصت سالگی در متن حوادث و تضادها بوده ام در مقابل طعنه ها ی دوستان سابق و وسوسه های بشدت شیطانی زیپ دهنم را بسته ام و همین چند روز پیش در پاسخ دوستان هم فرکانسی گفتم (اگر در جامعه هضم نمی شویم یا هم رنگ جماعت نمی شویم از روی انفعال نیست از روی اگاهیست که می دانم سیستم بعدی و بعدی و ..که از روی خروش و طغیان است به خیال باطل خود در صدد تغیر سنت های الهی هستند غافل از اینکه هیچ قدرتی بر این کار ندارند .من اگر درست شوم جهان درست می شود پس سکوتم از فریادی رساتر است که نه غمی از گذشته دارم و نه نگران اینده که هر اتفاقی به نفع من هست و هر کس هدایت می شود به انچه می خواهد)با آرامش اموزه های استاد و تجربه های شما ها را استفاده می کنم و از بدنه هم سن و سالها و همکاران و دوستان به شدت جو زده و سیاست زده جدا شده ام و کیف می کنم ،چرا که هیچ ربطی به گذشته ام ندارم
استاد جان از ان دو تا شرایط بالا شرط اول را بسیار باید فکر کنم تا یادم بیاید پس از ان صرف نظر می کنم ولی در مورد بند دوم و مواجه شدن با ناخواسته و کنترل آگانه ذهن عرض می کنم که من از مدتها قبل متوجه شده بودم که باید خودم همه مسئولیت های زندگیم را بر عهده بگیرم و هیچکس را مقصر مشکلات زندگیم ندانم در هیچ زمینه ایی!خدا را شکر آرامش حاصل و نتیجه ان بود که وارد زندگیم شد اما عمل به اموزهای شما و اشنایی با قانون و نگرش جدید به مفاهیم و ایه های قران که ان را نیز مرهون همان اموزشهای شما هستم به ویژه در رابطه با ثروت و رزق بی حساب خداوند باعث شد سرعت اصلاحات زندگیم در همه ابعاد و کیفیت ارامش و اسایش زندگیم و لذت بردن از مسیر به قدری زیاد و زیبا باشد که در این سن کاملا احساس جوانی و شادابی دارم و در همین لحظه که این متن را می نویسم با خانواده دوست داشتنی ام در عمارتی بسیار زیبا داریم کیف می کنیم و من با هیجان یکی دیگر از بزرگترین هدفهای امسالم را مثل همین خانه بزرگ و قشنگ دارم خلق می کنم که انشاالله به زودی در اینجا خواهم نوشت
عاشقتونم استاد
در پناه الله یکتا همگی شاد و سلامت و عاقبت بخیر باشیم🙏🙏🙏❤️