زیبایی ها را ببینیم - صفحه 145


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    سلام بر بهشتیان.

    زیبایی های امروزم:

    الهی شکر امروز صبح تا رسیدم سر خیابون خط 27 داشت میرفت و برام نگه داشت.برگشتنی هم همینطور.

    هذا من فضل ربی.

    الهی شکر امروز قصد داشتم بعد از مدرسه رفتن بچه ها بخوابم که اقای انوار تماس گرفت گفت بیا دفتر.

    امروز وحید جانم برای اولین بار خودش تنها رفت مدرسه.

    فقط برای اینکه به داداشش ثابت کنه خودش میتونه بره.

    الحمدلله که اعتماد به نفس بچه ها خوبه و از پس کارهای خودشون بر میان.

    صبح از همسرم مقداری پول نقد برای کرایه درخواست کردم و گفت از توی جیبم بردار.

    خدا رو شکر.

    الحمدلله امروز یه 7/800 به حسابم واریز شد از طریق کارتخوانم.

    و یه 2 تومن هم به حساب کشاورزیم.

    خدایا شکرت.

    امروز رو نیتم این بود که بخوابم اما پلن خدا چیز دیگه ای بود.

    خدا نذاشت بخوابم و با یه تماس از طرف مسوول دفتر منو برد بیرون از خونه.

    و نتیجه اش شد درامد 7 میلیون و هشتصدی.

    خدایا همه اینها خودتیا.

    امروز چون قصد نداشتم بیام سرکار از شب قبل ناهارم رو اماده نکرده بودم.

    و همسرم برای بچه ها ساندویچ فلافل خرید بردخونه.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا شکرت اون بدو بدوها‌،اون استرسهایی که قبلا داشتم،اون ظرفهای تلمبار شده توی سینک،اونا جاشون رو داده به ارامش بیشتر به کار خیلی خیلی کمتر و درامد بیشتر.

    و امشب هفتمین روزیه که به تعهدم پایبندم و شب قبل خواب کل ظرفها رو شستم.

    خدایا شکرت.

    خدایا شکرت امروز بارها شاهد خنده و بازی بچه هام بودم.

    شاهد ابراز عشقشون به هم بودم.

    خدایا شکرت امروز وقتی وحید جانم داشت کیک طرح قلبشو میخورد،بهم گفت مامان این قلبه تویی.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا من‌ نمیتونم شکرگزار همه نعماتت باشم.

    خودت ببخش منو.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3087 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام سمانه جانم

    چقدر تحسین کردم شما را بابت این نتایج عالی که خلق کردی .

    تحسین میکنم شما را بابت عشقی که اول به خودت بعد برای دیگران میفرستی .

    تحسین میکنم بابت رابطه عالی که با جاری و خواهر شوهر و مادرشوهر عزیزت داری .

    تحسین میکنم شما را برای اینکه با خودت و جهان اطرافت به صلح رسیدی.

    تحسین میکنم شما را بابت اینکه خودت را هر طوری که هستی دوست داری و به خودت عشق میدی .

    فرکانس تک تک کلمات این کامنت را گرفتم .

    چقدر من درس گرفتم فقط از همین کامنت .

    من یاد گرفتم که از هر نتیجه حتی کوچک به سادگی ازش نگذرم .

    آگاهانه هر نتیجه ی کوچک حتی خرید یک دوره را ببینم و بابتش سپاسگزار خداوند باشم .

    تحسین میکنم شما را بابت شجاعتی که به خرج دادی و بدون اینکه نگران قضاوت شدن باشی به سادگی و به زیبایی افکارت ،فقط به ندای قلبت گوش کردی و قدم برداشتی و نوشتی .

    درسته که اینجا فضایی که هیچ کس ، کسی را قضاوت نمیکنه و همه ی ما اینجا هستیم تا رشد کنیم ولی باز هم شجاعت میخواد .

    تحسین میکنم شما را بابت اینکه بدون هیچ نقابی ، خود واقعیتان هستین هم در کامنت ها و هم در عکس پروفایلتان و من صداقت کلام شما را کاملاً از کامنت‌های شما دریافت میکنم .

    همین صداقت شما تحسین برانگیزست .

    به خودم افتخار میکنم که با شما هم فرکانس هستم .

    داشتم فکر میکردم این کامنت میتونه یه جور تمرین از همه دوره ها و آموزشهای استاد باشه .

    مثل احساس لیاقت

    عزت نفس

    قانون سلامتی

    صلح درونی

    هم جهت با جریان خداوند

    ثروت

    روابط

    دستیابی به رویاها

    12 قدم

    کشف قوانین

    شیوه حل مسائل

    فایلهای رایگان

    خیلی لذت بردم از این کامنت و کامنت‌های دیگه که نوشتی .

    من برای شما در قسمت پاسخ بشما کامنت نوشتم ولی نمیدونم چرا جداگانه ارسال شد خوب حتماً خیریتی هست الخیر فی ماوقع.

    الهی که همیشه در مدار آرامش و ثروت و سلامتی و

    خوشبختی باشی .

    منتظر خواندن نتایج بیشتر شما هستم .

    حافظ عسلی ببوس

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    یه تحسین برای خودم دارم تو این کامنت.

    من همونی هستم که نشون میدم، عکسم همونیه که الان هستم.

    از لحاظ صحبت کردن و رفتار، همونی ام که نشون میدم.

    درصد بسیار کمی نقاب دارم روی رفتارم.

    وقتی چاق یا لاغر میشم، خیلی چهره ام متفاوت میشه.

    اما همیشه پروفایلم همونیه که اون موقع هستم.

    اگه کسی منو بیرون ببینه، به راحتی از پروفایلم منو میشناسه.

    چون دقیقا همونی هستم که تو عکس ها میبینن.

    یعنی تغییر خاصی تو چهره ام ندارم.

    همون سادگیِ زندگیِ واقعیم، تو پروفایلم جاری هست.

    همون آدمم و این فوق العاده است.

    آفرین سمانه برای وفاداری به خودت و درونت.

    این یعنی تو صلح درون هم داری با خودت.

    درسته یه سری رفتارها دارم که تلاش میکنم برای بهبودشون، اما چیزی که الان هستم از درون و بیرون، نزدیکه بهم درصد خوبی.

    الحمدالله.

    هذا من فضل ربی

    🟣🟡🟢🟠🟣🟡🟢🟠

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سیده سعیده موسوی گفته:
      مدت عضویت: 752 روز

      به نام خدای زیبایی ها

      سلام سمانه جان

      دختر خوب زیبا

      امروز اسم و فامیل دخترم رو تو کامنتت دیدم

      خیلی خوشحال شدم

      برام یه نشونه بود

      که بازم بیشتر بهش محبت کنم

      سمانه وفاداری

      دیروز از راه مدرسه اومد خونه ما

      چقدر خوشحال شدم

      مثه وقتی کوچک بود و از مدرسه خونه میومد وکلی حرف داشت برا گفتن

      خدایا شکرت

      هنوز همون سمانه ی کوچک و دوست داشتنی و مهربونه ، تو قالب بزرگتر

      خدایا شکرت که دبیر گرافیک شده

      خدایا شکرت که رشته مورد علاقه اش معلم شده

      خدایا شکرت از بچگی هم خیلی هنر مند بود

      از بس ترمز ذهنی و محدودیتی ندارد ، چقدر زود به همه خواسته هایش میرسه

      خدایا شکرت برای گوشی آیفون خودش و همسرش که تازه براش خریده

      خدایا شکرت برای رفاه و آسایشی که داره

      برای عشقی که بینشون هست

      خدایا شکرت برای پولی که دیروز به حسابش ریختم برا تولدش .

      خدایا شکرت برای خوشبختی شما سمانه جونم

      خدایا شکرت برای تک تک نعمتهایی که به دوستام میدی

      در پناه نور و عشق خدا باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3087 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای بودن در مدار دریافت هدایت ها .

    الان داشتم ظرفهای ناهار می شستم و کمی هم آشپزخونه مرتب میکردم و همینطور داشتم فکر میکردم در مورد اینکه الان چه کار کنم و سراغ چه فایلی برای کارکردن روی ذهنم برم .

    دیدم ادامه ی جلسه 6 دوره هم جهت با جریان خداوند که دوباره شروع کردم به کارکردن ، هنوز

    مونده .

    خوب پلن بعدی مشخص شده ، تو این فکر بودم که خیلی واضح این هدایت از خدا دریافت کردم که ،

    حضور الان من در این بخش از سایت هم زمانی خداوندست که من الان جای درستی هستم چرا؟

    چون نوشتن همین کامنتها دقیقاً تمرین بخش اول فایل جلسه 6 دوره هم جهت با جریان خداوندست .

    استاد تقریباً 50 دقیقه اول فایل داره در مورد ایجاد مسیر جدیدعصبی و اینکه چه عواملی باعث مومنتوم مثبت میشن ، توضیح دادن .

    بعد دیدم بله کاملا درسته ، من هر روز دارم تلاش میکنم با نوشتن و توجه کردن به نعمتها و ثروت‌ها و سلامتی و زیبایی اطرافم ،

    ذهنم را تربیت کنم که مثبت فکر بکنه .

    من آنقدر باید این مسیر ادامه بدم تا طرز فکر کردن من خودبه خود مثبت بشه

    توضیحات زیبایی استاد در این جلسه گفتن که من خیلی خیلی این بخش گوش میکنم تا هر روز به خودم یادآوری بشه که باید آنقدر ادامه بدم تا مومتوم مثبت قدرت بگیره و خواسته ها وارد زندگیم بشن .

    خدایا شکرت

    این هدایت خیلی دلم را آروم کرد. خیلی احساسم بهتر شد .

    خداوند استاد برنامه ریزی هاست .

    چقدر خوبه برای تمام فایلهای هدیه چنین پلنی

    ایجاد کنم و با تکرار مداوم ، شکل فکر کردن ذهنم را به شکل اساسی و پایدار تغییر بدم .

    از همه مهمتر اینکه از فایلهای رایگان به سادگی نگذرم و با تفکر بیشتری کار کنم .

    خدایا شکرت برای این همه آگاهی .

    خدایت تنها تو را می پرستم و تنهااز تو یاری

    می خواهم .

    خدایا مرا هدایت کن به راه راست

    راه کسانی که به آنها نعمت دادی .

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3087 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدابا سپاسگزار تو هستم برای امروز آفتابی

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای سلامتی جسمم

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای نتایج خوبی که عارف از مدرسه گرفته و امروز با خوشحالی برای من داشت تعریف میکرد.

    خدایا سپاسگزار تو هستم بابت برخورد عالی عارف با من ، وقتی از مدرسه اومد به من سلام گفت و حالمو پرسید و گفت مامان خوبی ؟ بهتری ؟ ومن گفتم آره خوبم .

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای احترامی که از عارف و محمد می بینم .

    خدایا سپاسگزار تو هستم بابت پیاده روی امروز

    که هدایتم کردی به سمت موج شکن . خیلی وقت بود اونجا نرفته بودم امروز یه حسی به من گفت برو سمت دریا .

    خدایا سپاسگزارت هستم برای آسمانی آفتابی و نسیم خنک ساحل و دریایی آرام .

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای دیدن این همه

    زیبایی .

    داشتم فکر میکردم که چند ساله خدا منو هدایت کرده به این شهر زیبا با این همه قشنگی از ساحل دریا و تجربه تماشای طلوع و غروب آفتاب و جت اسکی های خفن .

    از طبیعت سرسبز و هوای مرطوب و سالم.

    از خیابانهای ساحلی و ماشینهای لوکس نمره بندر و ویلاها و هتل های زیبا .

    از نوع پوشش مردم این شهر و حال خوبی که دارند .

    وقتی دنبال عارف میرم که از مدرسه بیارم همیشه یه مقداری زودتر حرکت میکنم که از روی عادت همیشگی منه .

    داشتم فکر میکردم این مدت زمانی که داخل ماشین هستم چه کار کنم که مفید باشه ؟

    یاد تمرین فراوانی استاد افتادم، شمردن ماشینهای لوکس و گرون .

    شروع کردم به شمردن ماشینهای لوکس که از کنارم عبور میکردن .

    همینطوری داشتم می‌شمردم که عارف اومد و گفت سلام مامان خوبی ، بهتری .

    عاشقتم عارف جوونم.

    بعضی وقتها هم شده دراین زمانها شروع کردم به نوشتن کامنت .

    خیلی زمان آدم خوب و مفید و با کیفیت میشه و

    باعث بهتر شدن احساسم میشه .

    آخه من چشم انتظاری و منتظر موندن را دوست ندارم و باید همون لحظه خودم مشغول چیزی کنم تا گذر زمان برای من راحتتر پیش بره .

    خدایا شکرت امروز من توجه کردم به فراوانی ثروت‌های که در اطرافم بود .

    تمرین خوبیه .

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای این همه نعمت و زیبایی .

    قبل از انجام این تمرین ،

    احساس کردم نیاز به هوای آزاد دارم .

    جایی که بتونم در دل طبیعت فقط راه برم و توجه به زیبایی اطرافم داشته باشم .

    خدایا شکرت امروز منو به سمت ساحل هدایت کردی خیلی حالم بهترشد .

    از خلوت و تنهایی با خودم و خدا در دل طبیعت خیلی حس خوبی میگیرم .

    این روزها سعی میکنم رها باشم تا هدایتی که منتظرش هستم را دریافت کنم .

    از خداوند خواسته ای دارم در جهت عملی کردن تمرین جلسه 2 دوره عزت نفس .

    ایمان دارم در زمان مناسب هدایت میشم .

    خدایا شکرت برای این سایت توحیدی .

    این سایت برای من نعمت بزرگیه .

    دوستان سایت برای من نعمت بزرگیه

    فایلهای هدیه برای من نعمت بزرگیه .

    دوره های استاد برای من نعمت بزرگیه

    حضور استادم و خانم شایسته یکی از بزرگترین نعمتهای خدا در زندگیمه .

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای این مکان توحیدی .

    به امید دیدار استاد عزیزم در زمان و مکان مناسب

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3087 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای این لحظه حال

    سلام

    دیروز قبل از پیاده دوری از خدا خواستم یه تجربه متفاوت خوبی داشته باشم .

    همین هم شد به مسیرهای جدید هدایت شدم . چند تا سگ و گربه زیبا دیدم. یکی از گربه ها کاملاً سفید بود ولی یه دم مشکی داشت . فقط چند لحظه داشتم نگاش میکردم

    خدایا شکرت چی خلق کردی .

    در مسیر یه مغازه چشمم گرفت و رفتم داخل

    خیلی لباس‌های زیبا و خوشگلی داشت و جالب اینکه چقدر با سلیقه من جور بود . اول میخواستم خرید کنم برای خودم ولی بعد منصرف شدم چون من به اندازه کافی این ماه برای خودم خرید کردم و این هزینه اضافیه و

    من نیازی فعلا ندارم .

    به خودم قول دادم دفعه بعدی برای خرید حتما

    اینجا میام .

    یه موقعه هایی که میخوام با دیدن چیزهای زیبا سراغ خرید برم ، سریع همون موقعه مچ خودم میگیرم که ،

    این تصمیم تو عجولانه است و اینکه از باور کمبود میاد .

    همیشه همه چیز همه جا هست . با گفتن همین باور که از کلام خانم شایسته در سریال سفر به دور آمریکا شنیدم ، آویزه گوشم کردم که دست از خریدهای اضافی و عجله ای بردارم

    خدایا شکرت یک کنترل ذهن به موقعه .

    چقدر هوا عالی بود . هوا بهاری بهاری

    نه سرد و نه گرم .در این فصل سال واقعاً این هوا بی نظیره . خدایا شکرت برای این هوای عالی .

    بعد از پیاده روی برگشتم برای ناهار پاچه برای خودم گداشته بودم و نوش جان کردم .

    چقدر طعم پاچه گوساله از پاچه گوسفند بهتره

    و من خیلی دوسش دارم .

    از آب پاچه هم که در یخچال بود ، روغن گرفتم

    خدایا شکرت برای صرف ناهار خوشمزه .

    خدایا شکرت برای ناهاری که مادر شوهرم هر جمعه برای عارف میفرسته .

    خدایا شکرت برای درک بالای مادر شوهرم .

    خیلی زن نازنین و باحالیه .

    خیلی خوش قلب و مهربونه . خیلی دست و دل بازه .

    خدایا شکرت برای انسانهای عالی زندگیم .

    خدایا شکرت برای رزق بی حساب و فراوانی نعمتها در زندگیم .

    خدایا مرا در این مسیر حفظ بگردان .

    به امید دیدار استاد عزیزم در بهترین زمان و مکان

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3864 روز

    به نام پروردگار همیشه رفیقم …

    سلام و هزاران سلام ….

    زیبایی های این روزهای شیما بانو:

    »» این هفته روزی های بسیاری از مواد غذایی، مثل خرید میوه و سبزی و …. از تره بار، خرید گوشت گوساله و گوسفندی، خرید سوسیس و کالباس خانگی از دوست عزیزم که خودشون بسیار با کیفیت درست می کنند، خرید فلافل خانگی داشتیم که خانه را بسیار پربار کرد مخصوصا که بعد از بازگشت از سفر چین خانه هنوز اون نظم رو نگرفته بود …..خدا را سپاس

    »» اینکه قبل از رفتن به سفر چین، مبلمانی خریداری کرده بودم که تا قبل از سفر، اماده نبود که برسه به دستمان و زمانی که ما نبودیم، رسید منزل که خواهرم تحویل گرفتن … و بعد از بازگشت از چین، خانه تا مدت ها بهم ریخته بود … چون میخواستم ناهارخوری را هم تعمیر کنم و فرش ها را به قالیشویی بدهم و یک نوایی به خانه بدهم و تا همین هفته مشغول بودیم که به لطف خدا این پروژه امشب تمام شد و خانه مرتب و زیبا و دلچسب تر شد ….خدا را سپاس

    »» به مناسبت اتمام پروژه وسایل منزل و مرتب شدن منزل، با علی جان رفتیم کافی شاپ زیبا و با کیفیت محل و کیک و چایی خودمون رو مهمان کردیم … خدا را سپاس

    »» اخیرا به خاطر خستگی کارهای بعد از سفر چین، در ارتباط با علی جان بیشتر دچار چالش میشدم و از مدار درست خارج می شدم …. با الهام از خداوند که این داره حال خودت و علی جان را خراب میکنه، به دنبال راه حل برای رفتار درست با علی جان که مخصوصا در شروع سن نوجوانی اش است افتادم و یکی از این کارها، نوشتن هر شب دو ویژگی از ویژگی های مثبت پسرم در کنار ویژگی های مثبت همسرم است ….یه دفترچه مخصوص این کار اختصاص داده شده است …که بسیار کمک کننده بود برام …. البته که در این خصوص مشورت هم گرفتم ….خدا را سپاس

    »» اینکه دیزاین و چیدمان خانه مان، خیلی بهبود پیدا کرد با مبلمان جدید و یک بخش از سالن پذیرایی را مختص نوشتن و پای کامپیوتر نشستن برای خودم و علی جان، اختصاص دادیم …خیلی دلچسب است …. خدا را سپاس

    »» اینکه یکسری مواد غذای محلی از شهرهای مختلف روزیمان شد … مثل ماهی کفال عالی از لب دریا از طرف همکار رامسری ام که مادرم را برای ناهار دعوت کردم که کنار هم نوش جان کنیم، مثل نارنگی های عالی محلی از رامسر، سبزی محلی از رامسر و یه میوه خاص جنگلی به اسم فوجیا که دوستم از رامسر برامون اورد و تشکر مخصوص ازشون کردم … خدا را سپاس

    »» خرید یکسری استند گلدان از دیجی کالا که در خرید، هزینه پیکش خیلی می شد، همکارم لطف کردن و اصرار به اینکه من کپن رایگان ارسال دارم و شما ازش استفاده کن و بسیار ممنون شدم ازش …و چقدر دیزاین قسمت گلدان هایم را زیباتر شد با این استندها … خدا را سپاس

    »» اینکه همسرم در هزینه خرید این وسایل کمکم کرد، با اینکه از نظر ایشون این بود که الان نباید می خریدی، ولی در نهایت خیلی خوشش اومد و راضی بود و تشکر کرد …خدا را سپاس

    »» اینکه این جمعه، یه قرار با دوستان صمیمی دوره لیسانسم که سالی دو بار با هم دوره همی داریم در صبح جمعه برای صبحانه جور شد و بعد از خوردن صبحانه ی حلیم، به پارک رفتیم و با هم کلی خندیدیم و چایی دور هم خوردیم … خیلی روزی خوبی بود که جور شد رفتنم … خدا را سپاس

    در پناه حق تعالی

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1102 روز

    سلااام خداجون ‍صبحت بخیر

    امروز که چشم باز کردم اول از همه گفتم خدایا شکرت که یه روز دیگه فرصت دادی تا زندگی کنم، نفس بکشم، تلاش کنم و بهت نزدیک‌تر بشم

    هفته‌مو با اسم تو شروع می‌کنم با توکل به تو با ایمان به اینکه هر چی خیر و برکته از طرف تو می‌رسه

    خدایااا شکرررت برای آرامشی که بی‌صدا می‌فرستی

    برای امیدی که توی دلم روشن نگه می‌داری

    برای کار و روزی حلالی که از مسیرهای عجیب و قشنگ برام می‌فرستی

    امروز تصمیم گرفتم غر نزنم، نترسم، ناامید نشم

    فقط تو رو ببینم و با لبخند برم جلو

    چون می‌دونم وقتی تویی، هیچ بن‌بستی واقعی نیست

    وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ

    (سوره طلاق، آیه 3)

    هرکس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافی است.

    یعنی اگه واقعا دلت قرص به خدا باشه، دیگه نگران هیچی نباش.

    اون خودش راه رو باز می‌کنه، درِ بسته رو باز می‌کنه، و از جایی که فکرش رو هم نمی‌کنی، برکت می‌فرسته

    تو فقط کارت اینه که اعتماد کنی، آروم باشی و بدونی که پشتت محکم‌ترین پناه دنیاست ️

    خدایااا به امید توووو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      الهام عزیزپور گفته:
      مدت عضویت: 3087 روز

      بنام خدای بخشنده و مهربان

      سلام نجمه جان

      خیلی از کامنتی که نوشتی لذت بردم .

      خیلی فرکانسش عالیه .

      تحسین میکنم شما را بابت این قلم خلاقی که داری.

      الهی همیشه در فرکانس زیبایی ها و نعمتها باشی .

      نجمه جان با اجازه شما میخوام کامنت شما را در

      دفترم یادداشت کنم و از این باورها و دعای زیبا استفاده کنم .

      الهی که همیشه در مدار آرامش باشی .

      دوست دارم .

      در پناه الله یکتا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        نجمه امانی گفته:
        مدت عضویت: 1102 روز

        سلام الهام جان مهربونم

        قربونت برم، از خوندن پیامت کلی ذوق کردم

        چقدر خوشحال شدم که کامنتم به دلت نشسته و می‌خوای توی دفترت بنویسیش، این یعنی انرژیشو گرفتی عزیز دلم

        منم از حرفای قشنگت کلی حال خوب گرفتم، خدا حفظت کنه و همیشه توی مدار عشق و آرامش و برکت باشی

        این روزا خیلی اتفاقات عالی توی زندگیمون داره می افته که همش قدرت خدا و درستی قانون رو به ما نشون میده .توی کامنتهام حتما مینویسم

        دوستت دارم الهام جان، الهی همیشه لبخند به لبات باشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    متوجه شدم تمریناتِ متمرکز و پیوسته ام طی این مدت، تو این صفحه، به صورت روزانه، باعث شده تمرکزم روی زیبایی های زندگیم خیلی خیلی بهتر از قبلم بشه.

    توجهم قلبی تر و عمیق تر شده.

    نتایجش هم برام اشکار تره.

    تا اینجا خیلی بهتر از قبلم شدم که بابتش سپاس گزارم.

    رزق های متنوعی که دریافت میکنم، نتیجه ی آشکارِ همین توجه به قشنگی ها و نکات مثبت زندگیمه.

    چند روز پیش از خودم پرسیدم سمانه جان صوفی، شما از 18 فروردین 99 که آغاز تعهد متمرکزت روی سایت بود، تا الان، دقیقا چه نتایجی داشتی عزیزم؟

    خب ذهنم خواست شیطنت کنه که نه بابا این حرفا چیه؟

    نتایج؟

    کو؟

    چی؟

    کجا؟

    و نشستم تو دفترم براش نوشتم.

    خالی از لطف نیست یه مروری هم اینجا بکنم.

    برای خودم و دلم.

    و سپاس گزاری برای نتایج و بهبودهام از خدا جانِ دلم و خودم.

    تو خلالِ فایلهایی که میشنیدم، متوجه شدم استاد تاکیید زیادی دارن روی توجه به زیبایی ها و تمرکز روی نکات مثبت و داشته ها.

    به لطف خدا همونو گرفتم و اومدم جلو، مستمر و متمرکز.

    در کنارش رو خیلی چیزهای دیگه هم کار کردم طی این 5 سال، اما فکر میکنم این قسمت پر رنگ تر ظاهر شدم الحمدالله.

    من قبلا نجواهای ذهنیم پر رنگ تر بودن، منفی بین تر بودم، ولی به مرور زمان تلاش کردم شخصیتمو عوض کنم به سمت توجه به قشنگی ها.

    کم کم دیوارهای بتنی کمی تَرَک خوردن، چون ذهن منطقی و متعصبی دارم گاهی که نمیذاره تغییر کنم، و ممکنه همزمان توجه کنم به قشنگی ها، از اون ور هم به خاطر کنترل نامناسب ورودی ها، بخشی از احساسم رو خراب کنم.

    روی فایلها و دوره ها کار کردم کم و بیش.

    روی بعضیاشون بهتر، بعضیا کمتر، بعضیا هم در حد یکی دو جلسه.

    اما روی مطلب همون یه جلسه خوب تمرین میکنم.

    مثلا از دوره شیوه حل مسایل یه هدیه برداشتم:

    بهبود گرایی به جای کمال گرایی

    از کشف قوانین زندگی ستاره قطبی رو برداشتم.

    از احساس لیاقت و هم جهت روی همه ی فایلهاش کار کردم.

    از فایلهای هدیه ی سایت، توجه به زیبایی ها، توجه به نکات مثبت و داشته ها، توجه به فراوانی و … برداشتم.

    الحمدالله یکی از نتایجم اینه که از فضل خدا در مدار دسترسی به دوره های سایت قرار گرفتم.

    تعدادیشو با اکانت خودم خریدم، تعدادی شو با اکانت همسرم.

    از دوره قانون سلامتی، 5 ماه زندگیِ سالم با جسمی سالم و پرتوان و انرژی، اندامی کاملا فیت و موزون، خوابی کاملا منظم و کم، پوستی خوب، انرژیِ فوق العاده، حسِ درونیِ عالی و … برداشتم.

    کاری ندارم که چقدر موندن یا نه برام این هدیه ها، میخوام بگم طی این 5 سال تجربه شون کردم.

    هر کدومو ادامه دادم، نتایجشم برام هستن.

    یکی از اهدافم این بود دوره های اوریگامی رو بگذرونم، 13 دوره گذروندم به صورت تکاملی طی 2 سال، شهریه هاشو پرداخت کردم، مدارکشو گرفتم، کلی کیف کردم و لذت بردم.

    یکی از خواسته هامم این بود تو همون موسسه مشغول به کار شم، که اینم تیک خورد الحمدالله.

    با کلی ادم فوق‌العاده هم اشنا شدم اونجا.

    شاید نظم زمانی رو تو نوشتن رعایت نکنم، مهم نیست.

    میخوام مکتوب کنم تا بارها و بارها نتایجم رو بخونم تا ذهن سرکشم رو رام کنم تا منو تحسین کنه برای تلاش هام.

    من ارزو داشتم بچه دار شیم، خدا بهمون یه بچه ی فوق العاده داد الحمدالله.

    حافظ عسلی، همونی که پایه ی اکثر کامنت های منه.

    شیوه ی قانون سلامتی دست خدا شد، بدنم سالم شد، بعدش باردار شدم.

    کلا تو زندگیم در حال کار کردن روی اموزش های استاد جان هستم.

    گاهی مسیولانه تر و گاهی هم کمتر.

    اما به چشم دیدم و درک میکنم روی هر بُعدی که بهتر کار میکنم، نتایجمم بهتره.

    تو این مدت، بعد از 3 سال مستاجری در زندگی مشترکمون، مستقیم به فضل خدا اومدیم خونه ی خودمون.

    فضل خدا بود که سبب ساز شد و خونه ی قشنگمون رو خریدیم، دقیقا یک سال قبل از بچه دار شدنمون.

    از فضای مجازی و پیج شخصیم که سابقه ی بالای 10 سال داشت و پیج اوریگامی ام که دقیقا همون سال 99 با یه ایده ی زیبا ساختمش و دو سه سالی سابقه داشت، خارج شدم با شجاعت و اطمینان.

    اونم به واسطه دست خدا، یعنی یکی از کامنت های بچه های سایت.

    موهامو با جسارت و شجاعت، کوتاه کردم در حد 1 سانتی.

    خدای من، عجب تجربه ای بود.

    دقیقا دادم همسرم با ماشینِ خودش برام زد.

    بعدشم اصلا پشیمون نشدم.

    چون میخواستم تجربه کنم عزت نفسم تو چه مرحله ایه :)

    الگوم هم خانم شایسته جانم بود.

    ارتباطاتم تمیز و پاکسازی شده طی این سالها.

    به اخبار توجهی ندارم.

    سپاس گزارتر شدم به مراتب نسبت به قبلم، مخصوصا بعد از دوره هم جهت با جریان خداوند.

    خرید دوره های سایت هم به نوعی نتیجه است، اما جوابی که از کار کردن روشون به دست میاد از جهتِ تغییر شخصیت، اون نتیجه ی مهم تریه.

    خب تونستم با پول خودم، بعضی دوره هارو بخرم.

    این فوق‌العاده بود و هست.

    خانه داری و بچه داری همزمان، از نتایج بسیار مهمم هست.

    چون اوایلش خیلی سختم بود و کم کم یاد گرفتم چطور خودم و ذهنم و شرایطمو بهتر مدیریت کنم.

    من از بچه داری هیچی نمیدونستم قبلا.

    صفر نبودم، زیر خط صفر بودم.

    ولی تکاملی یاد گرفتم و میگیرم.

    کامنت خوندن و نوشتنم تکاملی رو به بهتر و بهتر شدن رفت، انقدر که الان جوششِ درونیِ فوق‌العاده ای دارم برای نوشتن.

    نمیدونم چی شد دارم این کامنتو مینویسم.

    اما حتما هدایته.

    چه برای خودم چه برای هر کسی که میخونه، حتما خیر و هدیه ای داره.

    یه کلاسور داشتم که سالیانه نتایج هر سال رو جداگانه مینوشتم توش، اما دو سال اخیر دیگه اونجا چیزی ننوشتم، فرصت نشده.

    ولی در عوض همه ی دفترهای سپاس گزاری مو نگه داشتم برای خودم که نشون بدم به خودم ببین تو اینارو داری که بهت میگن چقدر قشنگی و نتیجه، تو زندگیت اومده، حتی اگه خودت یادت بره.

    روابطم با خانواده ام و همسرم، دوستانم، همسایه ها، اکثرا حَسنه است و شاکرم بابتش.

    همسرم مرد بسیار محترم و مهربانیه.

    ایشونم از رزق های من هستن.

    از سال 1400 به بعد ماشین مستقل خودمون رو سوار میشیم، الحمدالله.

    وسایل جدیدی برای خونه مون خریدیم بعد از خرید خونه.

    هیچ بدهیِ شخصی ندارم و همه رو تسویه کردم از فضل خدا.

    طلاهای زیادی خریدم، طلا هدیه گرفتم.

    یه سری رفتارهام تغییر کردن:

    مثلا دلسوزی کردنم کمتر شده.

    احترامم به پول بیشتر شده.

    باور فراوانیم بهتر شده.

    سکوت کردنم، بهتر از قبلم شده.

    از لحاظ سلامتی، همیشه تو شرایط خوبی بودم و هستم.

    شور و نشاط و ذوقم برای زندگی اکثرا خوبه.

    اعتماد به نفس و عزت نفس و احساس لیاقتم حتما که رشد کرده طی این 5 سال، اما من بیشتر و بیشتر میخوام، و برام مهمه شخصیتم رو هر دفعه بهبود بدم.

    خیلی خوب تشکر میکنم برای غذا و …

    اگه کاری برای کسی ازم بربیاد با عشق انجام میدم براش.

    هدیه های مادی و غیر مادیِ فراوانی دریافت کردم تو زندگیم الحمدالله.

    خودم یه کار برای خودم خلق کردم که ماهیانه درامد دارم.

    دوست های خوبی وارد زندگیم شدن.

    دوستانی با انرژی های فوق العاده و بسیار دوست داشتنی، از دنیای اوریگامی، از همین سایت و …

    دوستان فوق العاده ای توی سایت دارم که همو ندیدیم، صدای همو نشنیدیم، ولی عاشقانه به هم اهمیت میدیم و همو دوست داریم.

    نتیجه ی آخرم هم هم مداری با دو تا از قشنگ های سایت، فاطمه جان محرمی و سعیده جان رضایی و ارتباط نزدیکتر باهاشون.

    یکی از نتایجم درک تدریجیِ بهترم نسبت به اموزش های استاد تو فایلهاست.

    درک بهتر کامنت ها و بهتر خوندنشون، بهتر فهمیدنشون.

    خیلی تمرین ها انجام دادم که از حس لیاقت و عزت نفسی بود که تدریجا و تکاملی درونم تقویت شد و منجر به عمل شد.

    کم کم با دوره احساس لیاقت یاد گرفتم انقدر به سمانه سخت نگیرم.

    سرزنشش نکنم.

    دوستش داشته باشم.

    ارزشمندیشو گره نزنم به عوامل بیرونی.

    گاهی بهتر گاهی کمتر، اما هست و ادامه داره الحمدالله.

    تلاش های سمانه رو ببینم و خودمو دوست داشته باشم.

    قشنگ با خودم حرف زدن یکی از نتایجمه.

    چه تو سایت، چه گفتگوهای محاوره ای تو زندگیم چه هر چی، خیلی بهتر با خودم صحبت میکنم و مینویسم.

    به خودم بی ادبی نمیکنم.

    محترمانه با خودم صحبت میکنم.

    کم کم درونی شد از فضل خدا.

    نمونه اش امروز یه ظرف شکستم خونه مادرشوهرم، خودمو سرزنش نکردم، گفتم، ایشونم گفت فدای سرت.

    اینا قبلا نبود، من عوض شدم…

    من خودمو کمتر از قبلم سرزنش میکنم.

    خدایا شکرت.

    وسواسِ فکریم خیلی بهتر شده از قبلم.

    خدایا دمت گرم گفتی بنویس.

    چون بهتر دارم خودمو میبینم.

    ممنونم.

    تو این 5 سال کتاب های فوق‌العاده ای خریدم و خوندم و یاد گرفتم.

    پادکست و برنامه های خوبی رو پیگیری کردم و یاد گرفتم.

    از یه جایی به بعد تمرکز مستقیم ترم اومد روی سایت دیگه‌.

    چون هر چی میخوام اینجا هست.

    یکی از نتایجم قرآن کریم هست.

    هنوزم تو مدار خوندنش نیستم.

    ولی خیلی بهتر شدم نسبت به قبلم.

    ایه هایی از قران واقعا تو زندگیمه مثل همونی که عاشقشم و جانِ دل منه:

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    صبرم بهتر شده از قبلم، واکنش دادن هام وضعیتشون بهتر از قبل شده.

    من قبلا نمیرقصیدم، خجالت میکشیدم. میگفتم بلد نیستم، یا بهانه ام چاق بودنم بود…

    تو این قضیه انقدر حالم با خودم خوب شده که میرقصم، چه خونه چه عروسی، حتی الان که چاق هستم هم برای دل خودم و نشاط خودم میرقصم.

    این نتیجه ی بهتر شدنِ عزت نفس و احساس لیاقتم هست.

    خدا رو شکر بهتر شدم از قبلم.

    خدایا همه ی این نتایج از فضلِ خودته.

    ممنونم از استاد جانِ نازنینم، مریم جانم، خانم فرهادی جانم و اقا ابراهیم عزیز.

    شما عزیزان، دست خدا هستین و من تونستم این نتایج رو خلق کنم به واسطه ی هدایتم به سایت.

    خیلی ممنونتونم.

    تا اینجا حضور ذهن داشتم، نوشتم.

    هدایت بود همش.

    گفت، نوشتم.

    به یادم آورد.

    الحمدالله.

    خدایا شکرت که سپاس گزاری، توجه به زیبایی ها و نکات مثبت و داشته ها انقدر نتایج فوق العاده ای برام رقم زده.

    الحمدالله.

    الهی شکر که تو مسیرم و ادامه دادم و میدم به یاری الله.

    نتایج عالی همچنان ادامه خواهند داشت از فضل خدا.

    راستی مومنتوم هم یادم داد حواسم باشه چه حسی دارم، بهش دور و قدرت بدم، یا قطعش کنم.

    احساس خوب اتفاقات خوب.

    احساس بد اتفاقات بد.

    دایره ابی هامم بیشتر شد، جام دستاوردهام تپل تر شد، پروفایلم تو 5 نفر اول سایت رفت، خودافشایی هم تونستم بکنم و شجاع تر شدم.

    باور و توکلم به خدا و ارتباطم باهاش بهتر شده.

    باورم به الخیر فی ماوقع، بهتر شده.

    باورم به به وقتش، انجام میشه بهتر شده.

    یه عالمه همزمانی و هدایت دریافت کردم.

    شجاعتر شدم، به سگ دست زدم و نازش کردم، کنارش نشستم، همینطور گربه.

    هزارپا و مارمولک گرفتم و خارجش کردم از خونه.

    بهتر شدم نسبت به قبلم در رابطه با پذیرفتن مسیولیت زندگیم.

    سطح توقعم از بقیه کمتر شد نسبت به قبلم.

    چیزی که اینجا از نتایجم نوشتم، خیلی مفصل تر از دفترمه.

    الحمدالله.

    خدایا شکرت برای وقت، دقت، هوشیاری که در اختیارم گذاشتی تا بنویسم.

    امیدوارم مجدد ریپلای بزنم رو همین کامنت یا کامنت مستقل بنویسم، از نتایج دیگه ام.

    🟣🟡🟢🟠🟣🟡🟢🟠

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    الهی شکر برای اینکه مدتیه بدون اینکه بخوام به زور کاری رو انجام بدم، به یکی از خواسته هام رسیدم.

    یعنی خیلی زیبا و دل انگیز دارم تمرین هامو بسیار باکیفیت و قلبی انجام میدم.

    از اون طرف به سادگی و خیلی روان، یکی از خواسته هام تیک خورده و برام ماندگار شده.

    به قول سعیده جان خاجویی که تو کامنت هاش همیشه مینویسه و کیف میکنم:

    هذا من فضل ربی

    البته میدونم مادامی که تمرین کنم، نتیجه حفظ میشه، مومنتوم میگیره و جاری هست.

    چیزی که بیشتر برام جالبه اینه که با آسان شدن بر آسانی ها هم ادامه میدم و حرکت میکنم، هم خواسته ام جلوی چشممه.

    خدایا شکرت برای این رزق و نعمت.

    امروز، مانی جانم دفترم رو دید و گفت چه قشنگه.

    گفت چی مینویسی تو این دفتر 200 برگ زن عمو؟

    (دفترم به آخرهاش نزدیک شده.

    از 20 مرداد تا الان، تو این دفتر مینویسم.

    من دوست دارم تاریخ بزنم هر روزی که مینویسم.

    و دفترهام شماره دارن.)

    به مانی گفتم:

    سپاس گزاری می نویسم.

    نکات مثبت و قشنگی های زندگیمو مینویسم.

    از تو هم نوشتم‌ مانی جان.

    بعد از این صحبت ها بود که از جاریِ جانِ دلم صحبت های قشنگی شنیدم:

    اینکه تو کلاسش (پایه دوم دبستان، دخترانه)، به بچه ها یاد داده تو حضور غیاب به جای حاضرم، بگن شاکرم.

    و بهشون یاد داده هر روز یه کدومشون یه سپاس گزاری یا دعا بگه.

    سپاس گزاری برای نعمت هاشون.

    دعا در حق هم.

    مثلا یه بار که دایی یکی از بچه ها مریض بوده، تو کلاس عنوان شده، و همه شون برای سلامتیِ داییِ هم کلاسی شون دعا کردن.

    و گفت کتاب دینیِ بچه ها روی این زمینه کار میکنن.

    خوشحال شدم که تو کتاب دینی، از سپاس گزاری به بچه ها یاد میدن.

    احسنت به مینا جانم که انقدر معلم توحیدی هست.

    از زبون خودشم الهی شکر نمیوفته.

    بهش افتخار میکنم.

    و بی نهایت خوشحالم که جاریِ من مینا جان هست.

    خواهرِ منه.

    انقدر که از اول عشق و عاطفه بینمون برقرار بود و هست الحمدالله.

    هذا من فضل ربی

    واقعا دوستش دارم، عاشقشم.

    امروز روی تخت خواهر شوهرم دراز کشیده بود.

    رفتم اتاق دیدمش، منم سریع رفتم بغلش دراز کشیدم.

    سرمو گذاشتم روی دستش.

    حسم مثل وقتی بود که انگار سرمو روی دست مامانم یا ابجیم گذاشتم.

    حس نابی داشتم.

    خدا حفظش کنه برای همه مون.

    واقعا بهم محبت داره.

    بارها و بارها به هم گفتیم:

    تو مثل خواهرِ من می مونی.

    از قلبمون گفتیم و میگیم همیشه.

    هذا من فضل ربی

    (دقیقا مثل دفعه ی پیش که از قشنگی های مانی کامنت نوشتم و بلافاصله رفتم همونارو برای مامانش یعنی همین مینا جان، پیام دادم، الانم رفتم به مینا جانم پیام عشقولانه دادم بابت حضور خودش تو زندگیم.)

    سودا جانم هم از مینا جانم یاد گرفته غذا که تموم میشه میگه سفره تون پر برکت.

    من کلی کیف میکنم.

    یه مادر پدر سپاس گزار، بچه شون هم سپاس گزار میشه.

    چون داره میبینه، حس میکنه، درک میکنه.

    بچه فرکانس سپاس گزاری رو میگیره، نه فقط سپاس گزاریِ کلامی رو.

    الحمدالله برای ابعاد متفاوت و فراوانِ زیبایی و نکات مثبت توی زندگیم، هر لحظه.

    🟣🟡🟢🟠🟣🟡🟢🟠

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      سعیده خاجوئی گفته:
      مدت عضویت: 717 روز

      سلااااام بر سمانه جان عزیزم.

      سلاااام بر حافظ جان قند و عسلم.

      واقعا چقدررر من از کامنت های شما درس یاد میگیرم.

      استاد درست میگن که بچه ها کامنتها حتی از تمام کتاب های موفقیت دنیا هم با ارزشترن.و ما رو تشویق به خوندن کامنت ها میکنند.

      چقدرررر قشنگ از بچه های جاریت، مانی و سودا مینویسی‌.

      چقدر عالی جاریت مینا خانم رو تحسین میکنی و فرکانس عشق و تحسینت به قلب من هم نفوذ پیدا کرد.

      یکی از برادران همسرم دوتا فرزند داره.

      اسماعیل 15 ساله و عاطفه 14 ساله.

      خیلی بچه های با محبتی هستن و به بچه های من هم خیلی محبت میکنن.

      بچه های منم متقابلا خیلی اونها رو دوست دارن و رابطشون باهم خوبه‌.

      از وقتی کامنت های شما در مورد بچه های جاریت خوندم،عشقم به بچه های برادر همسرم چند برابر شد!طوری که تصمیم گرفتم دفعه بعد که دیدمشون بیشتر بهشون محبت کنم.و اونها رو با الفاظ زیبا صدا بزنم.

      با خوندن کامنتهای شما عشقم به خانواده همسرم همچنین جاریهام بیشتر شد.

      ان شاالله سری بعد که همسرم خواست بره شهرستان دیدار خانواده اش منم سعی میکنم باهاش برم.

      خدا رو شکر به خاطر وجودت.

      شکر که مینویسی.

      خدایا شکر که نوشته هات اموزنده هست.

      خودت و همسر عزیرت و حافظ جانم رو به خداوند مهربون میسپارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: